این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/02/abasmanesh-4.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-09-30 03:07:122024-09-30 06:53:47live | استمرار در مسیر هم جهت با هدف
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
هرچقدر میرم جلوتر و فایل هارو گوش میدم مثل تشنه ای که اب دریا میخوره تشنه تر میشم.
این نشون میده من ظرف وجودمو خالی کردم واسه این اگاهی ها
نه که فقط تو حرف اینو بگم
ارتباطمو با دوستانم قطع کردم
اینستاگرامو حذف کردم
اگاهانه به هرچیزی توجه میکنم
و هروقت حس بد دارم میدونم که خودم خطا کردم و دنبال مقصر بیرونی نیستم
در مورد هدف ها
یه بار تو یکی از فایل های استادم شنیدم ک گفتن قبل ازینکه به هدفتون برسین وقتی ک نزدیکش شدین و چند قدمیش هستین هدف بعدیو انتخاب کنید
و واقعا این عالی ترین روش هدف گذاریه
چون من چند ماه قبل ک رو خودم کار میکردم و تو سایت بودم هدف ماشین خریدن داشتم و خدا هدایتم کرد و در عرض یکماه خریدم
اما بعدش چون هدف دیگه ای نداشتم سردرگم شدم و از سایت دور شدم و به مدارهای پایین تر رفتم ماشینمو داشتم اما حال خوبی نداشتم و به تضادهای زیادی برخوردم و به لطف خدا دوباره به مسیر درستم هدایت شدم
و این دفعه برای خودم هدف خونه خریدن گذاشتم و امروز بعد از گام دهم که دوباره یک ماه طول کشید برای من این ده گام به هدفم رسیدم اما از قبلش هدف های بعدیمو نوشتم
خریدن وسایل خونه
و بازسازی جزئی خونمون
که اینا خودش کلی مرحله داره و به هدف های کوچیک تقسیم میشه
استاد قبلا وقتی به مرحله های خیلی اسون تر ازین تو زندگیم میرسیدم مثلا خرید چیزی ک نیاز داشتم به جای اینکه ذوق داشتنشو بکنم استرس جور کردن پولشو داشتم
اما الان فقط تصویر سازی میکنم و فقط به این فکر میکنم چه چیزایی دوست دارم و چجوری خونمونو دیزاین کنم با اینکه الان پولشو نداریم
اما میدونم که خدا به بهترین و اسون ترین روش مارو هدایت میکنه و بهترینارو برام رقم میزنه
اصلا حسم به خودم تغییر کرده
حسم به خدا اینجوری شده که من ته تغاری دردونه خدام و حواسش به من از همه بیشتره
خداااااایاااا هزاران مرتبه شکر بابت هدایت امروزم به این لایو واین صحبتهای عالی
هزاران بار سپاسگزارم از استاد جان و دلم که الحق ووالانصاف که دستی هستین از دستان خداوندبرروی زمین
سپاسگزار خداوندم بابت دیدن این همه زیبایی ونعمت در این مکان زیبا این همه عشق وآرامش
وااای خدای مهربانم مگه از این واضحتر وبهترم میشد که هدایتم کنی و چنین واضح جواب سوالمو بگیرم
من دقیقا حدود یکماه هست که درمورد نتورک بهم پیشنهاد کار دادن و وعده های وسوسه انگیز
در حدی که بخوام شغل مورد علاقه ی خودمو رها کنم وسفت وسخت بچسبم به این حوزه که این بر خلاف میل باطنی م بود ولی از خدا که پنهان نیست
من شدیدا دنبال کسب درآمد بودم وسوالی که تو لایو مطرح شد و جواب عالی استاد منو تلنگری شد برای انتخاب درست من وجواب همه ی علامت های سوال روی سرم برام واضح شد
واقعا نمیدونم چطور به سمت این فایل هدایت شدم فقط میدونم که هروقت وارد سایت میشم سورپرایز میشم وبه طرز معجزه آسایی جواب میگیرم
خداااااایاااا شکرت
خدایا استاد عزیزم وتمام انسان هایی که در مسیر عشق وآگاهی وتوحید گام برمیدارن در پناه خودت حفظ بفرما
تو کار نتورک هزار نفر شریک دارید هر چه بالاسریها و اعضات بیشتر باشند شرکات بیشتر هستند
درصد زیادی ازافراد که کارمندی رو به خاطر مسائل و مشکلاتش که همه در جریان هستیدمثل 30سال کار،ریس داشتن،درامد پایین،خسته شده بودند یا افراد مشاغل ازاد که با اشفته شدن بازار زندگی هاشان اشفته میشد به نتورک راه پیدا میکردند
چون توی نتورک اعتقادشون این بود اینجا برای شروع کار سرمایه نمیخواهد،فقط 5سال کار میکنید، رئیس ندارید و همکاراتون را خودتون انتخاب میکنید ،ساعات کاری ات کم و به انتخاب خودت است، در نهایت درامد ایده الی خواهی داشت
اما انچه که انجا میشد دید،این بود که هر چی لاین بالاسری هات بیشتر باشند رئیسات بیشترهستندحالا ممکنه بالاسری ات یک بچه 18ساله باشد و روز قبل شما انجا کد زده باشد و چیزی هم درمورد این کار نداند ولی دقیقا ریس شماست و از ان به بعدجزیی ترین مسائل کاری ات و شاید زندگی ات با ان شخص باید هماهنگ بشود اوایل افراد به طمع پول و موفقیت از این مسئله استقبال میکردند اما کم کم نارضایتی هاو اختلافات شروع میشد ،چون از کارمندی هم برایشان سخت ترمی شدچون رئیس اداره هیچ وقت برای 24 ساعت روزت برنامه ریزی نمیکرد و در هر حال و ساعتی از شبانه روز نباید جوابگو باشید امااین روند خیلی ارام انجام میشودلیدرت ساعت به ساعت 24ساعت روزتو برات برنامه میریخت البته خیلی مودبانه و محترمانه باهات صحبت میکنند که برای انجام این کار توجیه میشدید
به جایی میرسید که خونت از امام زاده هم پررفت و امد ترمیشد یاسازمانت انجاست یابالاسری هات ازادی ندارید
یک سری فرمها داشتند به نام برگ بیوگرافی که کل اسامی و مسائل فامیل و همسایه و دوست اشنا و غیره غیره باید مینوشتید و تحویل بالاسری میدادید تا در شرایط مناسب انها را دعوت به کار کنند افرادی که در برابر این مسئلهمقاومت داشتند همان اوایل سیستمو ترک میکردنداما یک عده ای با این امیدکه با نتورک می توانند به هدفها و ارزوهاشون برسند کم کم این موضوع رو بی خیال میشدند خیلی دوست دارم بروید فرمهایی که توی روند کاریشون استفاده میکنند ببینید بعد متوجه صحبتهام میشوید
هر کسی رو که مانع کار کردنت بود میخواستند ازشون دوری کنید پدر ،مادر،همسر،فرزند خیلی راحت می خواستند طلاق بدهید یا بگیرید که همسرو فرزندت مانع کار کردنت نشوند
میگفتند همکارت را خودت انتخاب میکنید چیزی به اسم
انتخاب نیست در واقع یکی رو باید التماس میکردید و باج میدادید تا راضی شود باهاتون همکاری کند
میگفتنداین کار 5 ساله بازنشستت میکندو ازادی زمانی و مکانی دارید ولی با اصول اشتباهی که پیش میرفتند به یک همچین چیزی نمیرسید انجا شبکه انسانی میسازید که هر روز عقاید و نظرها و باورها و خواسته هاش عوض میشود شما نمیتوانید اونو بگذارید به حال خودش و سالهای سال از قبالشون پول در بیاورید
موردی برخورد کردم که یکی از لیدرها عروسی گرفتند تو این پروسه شبکه و درامدشو از دست داد،در نهایت مجبور شد همسرش را طلاق بدهد تا یکی دو نفری را که باهاش موندند از دست ندهد با این اوضاع طرف چطور میخواهد نسلها از این سازمان درامد داشته باشد
اعتقاد داشتن ما چند سال یک فردی رو اموزش میدهیم و بعد خودمون را باز نشست میکنیم اما انچه که مشاهده میشد سازمانی که طرف یک سال براش وقت گذاشته یک شبه تو یک لحضه سر یک اختلاف عقیده میرفت به همین علت بود که طرف 7-8ساله بود که 24ساعته کار
میکردولی هنوز نمیتوانست نیازهای شخصی خودشو بر طرف کند
چون شبکه ای که میساخت با کوچکترین اختلاف و مشکل میرفت
تو این موارد اینقدر چیزهای واضح و اشکارانجا میشد دید برای کسی که درگیر توهمات انجا نشده باشد
در مورد عدم نیاز برای سرمایه اولیه بهتر است بروید از افرادی که کار کردنند بپرسید چون مثل سیل همه چی را با خودش میبرد .
در مورد تبلیغات استاددر فایلهای متعدد صحبتهای عالی دارندخصوصا قسمت مصاحبه ها و اعتقادی به این کار ندارند
برای تبلیغات کارشون به نقل از شخصیتهای ثروتمند جهان که میگفتند ما حتما بازار یابی شبکه ای کار میکنیم استفاده میکردند و یکی دوتا برنامه تلویزیونی که از کارشون صحبت کرده بودندوفیلم هایی که به نوعی کار شون رو تائید کرده بودند ولی صحبتهای انها چیز دیگه ای بود
تبلیغات نادرست این است که بیایم از کالامون یا کارمون با هزینه بالا تبلیغ کنیم وبدتر از ان اینکه ان کالا و کارمون رو خیلی باکیفیت تر از ان چیزی هست عنوان کنیم و عیوب واضح اونو بیان نکنیم
در بازاریابی شبکه ای اعتقاد داشتن تلاش ما این است به نفع مصرف کننده تبلیغات راخذف کنیم اما بازهم تبلیغاتی را میدیدید که هزینه هاش روی دوش مصرف کننده افتاده بود
در واقع شاید شرکتهای تولید کننده بیشتر سود میکنند چون یک عده ای به عنوان بازاریابان شبکه ای محصولات تولید کننده ها را باچه مشقتهایی میفروختند و ممکن بود یک شخص 500ملیون فروش داشته باشه اما هزارتومنم درامد بهش تعلق نگیرد چون تعادلی که شرکت ازش خواسته بودند نداشت و مصرف کننده ها باید کالا رو بادرصد کیفیتی کمی بیشتر از بازار اما با قیمت خیلی بالاتر از قیمت عرف بازار خریدکند و راسهایی هم که این شبکه انسانی رو داشتند درصدی از سود شرکتهای تولید کننده رو میگرفتند
اینکه از عیوب این کار گفته نمیشود و حقیقتهای زیادی رو عنوان نمیکننداین خودش یک تبلیغ نادرسته یعنی بعداز یک مدتی که کار میکردید خیلی از مسائل و مشکلاتی میبینید که اصلا به شما گفته نشده است حتی ممکنه بالاسری شما نزدیک ترین فرد به شماباشداما عنوان نمیکند چون توجیه شده برای خوشبخت کردن دیگران از مشکلات چیزی نگویند و…..
و تا زمانی که به عنوان اموزش دهنده انجا نباشید نمیتوانید خیلی از مشکلات و مسائل را متوجه بشوید زمانی هم که متوجه خیلی از مسائل شدیدخواهید دید هیچ راه برگشتی برای خودتون نگذاشتید پس با تمام ان مشکلات میمونید خیلی هاکه مشکلات را مطرح میکردند اما جوابی که دریافت میکردند این است اگه هدف دارید نبینید و طرف غرق مشکلات و اشتباهات انجاوخودش میشود و به هیچ هدفی هم نمیرسد فقط تلاش تلاش برای عضوکردن افرادجدید و پوشاندن مشکلات بود
اوایل دفاترشون جاهای ساده و بدون امکانات یا کمترین امکانات بود،بعدهاصرف تبلیغات درمراکز با کلاس و صرف هزینه های بالا جلسه هاشون برگذار میکردند با این عنوان که ما درامدهای بالایی داریم و میتوانیم هزینه چنین سالن هایی را بپردازیم اما تمام پول این سالن هااعضای سازمان میپرداختند و خیلی هزینه های دیگه که به دوش اعضاست در حالی که در شروع کار عنوان نمیکردندو میگفتند همه چیز رایگان است مثلا کسی که توی شهرستان است به عنوان راس انجا مطرح میشودباید باهزینه خودش دفتر افتتاح میکرد و اگه لیدری براش میفرستادند کلیه هزینه های لیدر از خورد و خوراک وجا و غیره غیره با ان راس بود و من توی شهرستانهایی که می رفتم به وضوح اینو میدیدم که چه هزینه هایی افراد میکنند و حالا فکر کنید این فرد به رویای رسیدن به درامدهای چند صد میلیونی کارشو ترک کرده اینجا هم بعد از چند سال کار هنوز درامد نداره متاهل هم است هر ماه خرید ماهانه چند ملیونی هم باید بزنه توی چه فشاری قرار میگرفت ولی همین فرد اگه بخواد ورودی جدید بگیردهیچ وقت این مسائلو عنوان نمیکندحالا شما خودتون درستی یا نادرستی این کاررا قضاوت کنید
توی یکی از جلسات شخصی صحبت میکرد که نتورک را میخواستند درایران گسترش دهند اما امریکا اجازه چنین کاری را نداد چون میدانست باعث تحول عالی در اقتصاد ایران خواهد شد وچون دشمن مابودند و حاظر به پیشرفت کشور ما نبودند پس تصمیم گرفتنداونو به شکل غیر قانونی و عیب و ایراد دار وارد ایران کنند پس کوئست و امثالهم امدند اما ما چند سال زحمت کشیدیم و عیب و ایرادهای اونو گرفتیم و قانونی کردیم پس بیائید باپیوستن به نتورک و رونق اقتصادمون امریکا رو زمین گیرکنیم این صحبت برای کسایی که تعصب ملی داشتند تاثیر گذار بود و عضو میشدند
موضوع هفتم: «اموزش»
هر کاری که بخواهد به موفقیت برسد باید اصول و اموزش های عالی داشته باشد اما در این دو مورد چیزی نمیشد دید
اعتقاد داشتن که اموزشهای ما در جهان خاص است در اینده جهان از ماالگو خواهد گرفت و اموزشهای ما باعث موفقیت صدرصدی افراد میشود و در اینده ایران باعث نجات جهان خواهد شد که قبلا توضیح دادم که کل جزوه اموزشی ابتدایی ترین و پیش پا افتاده ترین مطالب بود که حتی برای یک فرد کارایی نداشت چه برسد به گروه
تمام فیلمهاشون از دهاو دها سال قبل بود جالب فیلمهاشون سیاه و سفید است، اخرین فیلم سیاه و سفیدی تو دنیا ساخته شداز چه سالیه ؟؟؟
اینجا یک سوال برای فرد پیش می اید شما که اعتقاد دارید این کاردر حال رشد است چرا فیلم جدید ساخته نشده است ؟
خیلی هم به پیشرفت این کار تو امریکا مانور میدادند که
من خودم با توجه به اطلاعاتی که داده بودند و چند تا کتابی که معرفی کرده بودند فکر میکردم 70درصد مردم امریکا و اروپا نتورک(بازاریابی شبکه ای ) کار میکنند و حتی پیشرفت اقتصاد این کشورها را به نتورک ربط میدادند فایلهای استاد و دیدن سفر به دور امریکا و دیدن فروشگاهای بزرگی مثل وال مارت و کاسکوو.. کاملا مشخصه که اطلاعاتشون نادرست است
توی فیلم ها شون بیشتر از خرید فروش اینترنتی و رونق ان صحبت میکردند و اینو ربط میدادندبه بازار یابی شبکه ای در واقع هر پیشرفتی در زمینه اینترنت معنی میشد باید نتورک کار کنید فرد رو به این نتیجه میرسوندند بهتره نتورک کار کنید زمانی که بیماری همگیر شده بود خیلی تبلیغ ورود به نتورک میشد اعتقاد داشتند بازاریابی شبکه ای تنها کسب و کاری است که در این شرایط میتواند رونق داشته باشد در واقع میگفتند بازاریابی شبکه ای برای این اوضاع ساخته شده است
جالب اینکه اصلا از اینترنت استفاده نمیکردند ولی کارشون را ربط میدادند به اینترنت فقط موقع خرید نیاز به اینترنت داشتند که اگر کسی یاد نداشت بالاسری اش این کارو انجام میداد خیلی ها گوشی دکمه ای داشتند
انچه اول میگفتند اجرایی نبود چون با این مسیر و برنامه هشون و اصول کاری شون قابل اجرا نبود
اعتقاشون خدمت به کشور و چرخه تولید،یکسان سازی قیمتها و اشتغال زایی،شکوفایی استعدادها،اموزش سخنوری بود
عنوان میکردند که فلان شرکت تولیدی معروف در ایران مثلا سالی هزار نفررا مشغول به کار کرده است اما مامثلا سالی 5هزار نفر اشتغالزایی کردیم پس موفق تراز انها عمل کردیم و خودشون را برترین کارافرینان و تاجران معرفی میکردند
کافیه معنای هر کدام از مواردی گفتم بخونید و ببینید با کاری که انجا انجام میدادند یکی است ؟
مثلا :معنی کارافرین و تاجر چیست ؟
انچه انجا مشاهده میشد شغلی به افراد داده نمیشد استعدادی هم شکوفا نشده بود چون از افراد میخواستند تا رسیدن به ثروت بالا کارشون و استعدادهاشون را کنار بگذارند ،کشفی هم به ثبت نرسیده بود، فقط برای چندین سال توانایی و استعداد خیلی از افراد مهار میشد،اکثر کاری که انجام میشد خرید و فروش محصول واوردن افراد به این سیستم بود که خیلی افرادزیر بار نمیرفتند و عملا بی کار بودند ولی میخواستند پولدار شوند.
عده ای میگویند اگه این کار عیب و ایراد دارد چرا گسترش پیدا کرده است . باید اینو در نظر بگیریم گسترش یک کار نشانه خوب بودن ان نیست با نگاهی به اطرافمان میتوانیم این سوال خودمان را با الگوهای عالی جواب بدهیم
یک سری مسائل دیگه غیر از این موارد توضیح میدهم که خالی از لطف نیست
خیلی ازافراد که نتورک را ترک میکردند تا یک مدتی افسرده میشدند که علتهای مختلفی داشت
خیلی ها شغلشون هر چه که بود به خاطر یکسری امید هایی که بهشون داده بودندو همچینین تمرکزبیشتر روی کار کنار گذاشته بودند وبعد ترک بازاریابی شبکه ای عملا بی کارو بی پول بودند
باامید به یک زندگی ایده ال تر خیلی ها ممکن بود همسرشون روطلاق داده بودند یا طلاق گرفته باشند
با کل خانواده یا فامیل و دوستان درگیر شده بودند که بخواهند با خودشون همراه کنند چه همراهی میکردنند چه نمی کردند مشکلات خاص خودش را داشت
اعتماد و اعتباری به خاطر وعده هایی که داده بودند وبه نتیجه نرسید بود از دست رفته میدیدند
به همه جو بنزو بی ام وی داده بودند و حالا با کلی قرض یا دست خالی نمیدونستند جواب این همه دوست و اشنا را چه بدهند
سرزنش های دوست و اشنا و حتی خودشون لحضه به لحضه همراهیشون میکرد به خاطر زمانهای و پولهای زیادی که از دست رفته بود
احساس گناهی که داشتند و یا بهشون میدادندد به خاطر مجموعه ای که رها کرده بودند.
از اساتید و فایلها ی موفقیت متنفر شده بودند چون فکر میکردندبا این صحبت ها به بازی گرفته شدند
امیدشان برای رسیدن به اهدافشان از دست داده بودند چون فکر میکردند دیگر راهی برای رسیدن به انها نیست و باید شانس و اقبال و یا عامل خارجی دیگه ای باشد
باورای غلط خصوصا تو بحث ثروت از قبل داشتند انجا هم کلی باورای غلط بهشون میدادندطرف گیج میشد اصلا نمی دانست چه کاری باید انجام دهد
برای موفقیتشون هنوز دنبال یک عامل بیرونی میگشتند
یاد گرفته بودند تکامل یعنی وقت تلف کردن بی ایمانی و بزدلی
مخرب تر و بدتر از همه چیزباور کمبود و نبود فرصت و شغل که بهشون داده بودند جرات انجام هیچ کاری نداشتند و اگر کاری را شروع میکردند کلی به مشکل مالی بر میخوردند،یا شروع کارشان را با یک کار بزرگ وچشمگیر میخواستند شروع کنندتا به بقیه ثابت کنند که اگه نتورک را ترک کردیم حالا موفق شدیم که این امکان پذیر نبود باید یک روندی رو طی میکردند ولی عجله وثابت کردن خودش درد سر ساز میشد،در این مرحله بعضی ها دوباره به بازاریابی شبکه ای برمیگشتند که این مسئله وسیله ای برای تبلیغات این مجموعه ها میشد که فلانی برگشت و کسی نمیپرسیددقیقا چرا برگشت؟؟ و این نتیجه همه ان باورهای اشتباهی بود که بهشون داده بودند و طرف داخل نتورک و خارج ان سردرگم بود ،بعضی ها اوضاشون از قبل هم بدتر میشد
حالا یکی میخواست با همت واراده اهنین خودش را از این همه سردرگمی و باورای غلط نجات دهد
اگرافراد قبل از ورود به نتورک با افرادی که از قبل کار میکردند وارد صحبت میشدند احتمال اینکه واردنتورک نشوندوجود داشت البته یک عده ای که سیستمو ترک کرده بودند اعتراف میکردند که حضور شان در این شبکه ها اشتباه بوده ولی عده ای شرمنده از بیان اشتباهشان بودند بهانه های مختلف میاوردند که سرزنش نشوند
و من خیلی برام جالب بود که چرا به این افراد کم رجوع میشود که البته منم با احتیاط با این افراد صحبت کردم
متوجه شدم در جلسات اول که با این مجموعه ها اشنا می شوید خیلی تاکید داشتند که با افرادی که از نتورک خارج شدند ارتباط نگیرید میگفتند رمز موفقیت را باید از ادمهای موفق پرسید نه ادمهای شکست خورداز نظر انها کسی که نتورک را ترک میکرد شکست خورده بود
و حرفهای درستی درمورد افرادی که سیستمو ترک کردند نمیزدند.که بگویند این افراد به خاطر فلان اشتباه و یا فلان کار خلاف قانون ما سیستم را ترک کرده وگرنه سیستم مشکل ندارد و البته بودند افرادی هم که با توجه به مشکلات مالی از اعضاشون پول میگرفتند و متواری میشدند.
با توجه به تمامی مسائل و مشکلاتی که عنوان شد افرادی رامشاهده کردم که تبلیغ میکنند برای داشتن عزت نفس و اعتماد به نفس بالا،ساختن باورای خوب ، مهارت در فن سخنوری ،هدفمند شدن و اینکه حس و حال خوبی داشته باشیدوارد نتورک شوید
اکثرا افراد در هر شغل و کاری وهر مدرک تحصیلی ، اعتماد به نفس ضعیفی دارند و شاید بتوان گفت صدرصدمون باورهای مخربی داریم که اطلاع نداریم که اگه غیر این بود که میگم الان همه ما باید در جاهای بالاتر از جایی که هستیم باشیم بحث عزت نفس، توی مراکز اموزشی مورد توجه قرار نگرفته و شاید خیلی جاها هم تخریب شده البته نمیشود شخص و یا اداره و ارگانی رو مقصر بدونیم ماخودمون باید برای داشتن عزت نفس و اعتماد به نفس بالا تلاش کنیم اما مدت زمانی است که در خیلی از مراکز و فرهنگسرا حتی پارکهاجلسات زیادی جهت بالابردن اعتماد به نفس افراد برگزار میشود من که در این جلسات شرکت میکردم ،اساتید عالی داشتند وافرادنتایج خوبی میگرفتند وجالب اینکه استاد کلاسهاشون رایگان بود و تعجب میکردم که چرا این جلسات عالی رایگان است
سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد و خانم شایسته عزیزم
به گفته ی استاد بعضی از دوستان از جمله خودم یکسری از آگاهی ها را اشتباه متوجه میشن و طبق برداشت خودشون عمل میکنند و نتایج اشتباهی هم دریافت می کنند . از نظر خودم این اواخر یکسری نشانه ها دریافت کردم که باید دانشگاه آزاد ثبت نام کنم برای ارشد ، و طبق آموزه های استاد و برداشت اشتباه من که چون الهام از طرف خداوند بود من باید حرکت میکردم و با اینکه ترس و استرس و نگرانی که همه ی وجودم را گرفته بود قدم برداشتم .
و دوباره طبق برداشت اشتباه خودم از دوره عزت نفس که باید توانایی های خودت را شکوفا کنی و به عوامل بیرونی توجه نکن که فلانی نمیزاره به این دلیل به اون دلیل نمیشه … نه باید حرکت کنی اگر بترسی عزت نفس نداری ، اعتماد به نفس نداری و من با وجود ترسی که تنمو به لرزه میاورد میگفتم نههه من باید برای دل خودم زندگی کنم استاد گفت برای یکبارم شده به شیوه ی خودت برای دل خودت زندگی کن ، من چیکار دارم شوهرم میزاره یا نمیزاره من دلم میخاد درس بخونم و اینکارو میکنم.
رفتم دانشگاه اقدام کردم باورتون میشه کارام پیش نمیرفت ، از این اتاق به اون اتاق ، از این ساختمون به اون ساختمون ، امروز میرفتم فردا میرفتم دست از پا درازتر بر میگشتم ، ته دلم میگفت اگه الهام خداونده چرا کارم پیش نمیره ؟ دو دل بودم ، با تردید و شک تو عقل کل سوال گذاشتم ، ناگفته نمونه من فقط دو میلیون پول داشتم برای ثبت نام درحالیکه شهریه هر ترم 15 میلیون بود و من میگفتم ترم اول وام میگیرم و یکم از اینور اونور جور میشه و توکل بر خدا حتما میرم سرکار و ترم های بعد شهریه ام جور میشه ، چون الهامی که خداوند بمن کرده و من دارم عمل میکنم حتما هم درها باز میشه و من شهریه را پرداخت میکنم .
تا اینکه یکی از دوستان که خدا بهشون خیر بده جواب داد و اصل مطلبی که قدم اول جلسه چهارم استاد فرمودن را گذاشتن …
ایده ای که بشما الهام میشه اگر فاصله فرکانسی با شما نداره و با شرایط فعلی شما قابل اجرا هست را اجرا کنید اگر میگی خدا بمن ایده ای الهام کرد اما چیزیه که با شرایط فعلی من قابل اجرا نیست بریزش دور، اون مال بعدا هست ، کاری باهاش نداشته باش ، و نیاز به اتفاقات بیرونی نداری نیاز به عوامل بیرونی نداری که مثلا قرض کنم وام بگیرم. یا مثل من (دستبند بفروشم شهریه پرداخت کنم ) ،
من وقتی جواب را دیدم انگار یه ظرف آب سرد ریختن روم تازه فهمیدم جریان کار چیه و من چه اشتباهی را مرتکب شدم .ـ
اونقدر ترس و استرس و نگرانی برمن غلبه کرده بود که اصلا نتونستم درست فکر کنم ، من با اولین نشونه البته از نظر خودم که نشونه بود ترس و استرس گرفتم و بعد اون نتونستم تصمیم درستی را بگیرم طبق قدم اول جلسه 5 استاد میفرمایند
وقتی در حالت ترس و نگرانی و استرس و عصبانیت هستی هر هدایتی بهت میشه چرت وپرته اصلا اون ایده ی شیطانیه
و واقعا هم همینطور بود یک ایده ی شیطانی که نتونستم درست فکر کنم . و این شد که تصمیم گرفتم دانشگاه را بیخیال بشم و تسلیم خدا شدم و رها کردم گفتم خدایا من از فردا تو خونه میشینم فقط روی خودم کار میکنم اگر من باید برم هر اقدامی کنم تو خودت منو هدایت کن برم من نمیدونم من نمیفهمم…
تا اینکه خانم شایسته عزیز این پروژه خانه تکانی ذهن را شروع کردن و مرحله به مرحله گام به گام فقط بمن هدایت شد برای موفقیت قدم به قدم ، کوچولو کوچولو ، هر روز هر روز من این پیام را دریافت کردم انگار خدا به خانم شایسته میگفت شما فایل هایی که این مطالب را داره بزار .
من میدونستم باید برم سرکار میدونستم باید برای کار قدم بردارم میدونستم باید از جایی شروع کنم اما جرأتشو نداشتم با اینکه این فایل ها و همزمان کار کردن روی دوره ی دوازده قدم داشت بمن میگفت اما من خودم را پنهان میکردم حتی کامنت نمیذاشتم.ـ
تا اینکه دیشب موقع خواب گفتم خدایا دلم میخاد یه سریال از زندگی در بهشت یا سفر به دور آمریکا ببینم از این حال و هوا بیام بیرون حالم خوب بشه و هم یک نشونه برای من داشته باشه .
آخه خدایا چرا با من اینکارو میکنی چی میخای هر روز هرروز میگی حرکت کن قدم بردار شروع کن
دکمه نشانه را زدم سریال سفر به دور امریکا قسمت 21 ،
خدای من، اولین خط ، چه کلمه ای بولد شده بود فرمول تغییر من دیوانه شدم گفتم خدایا من خواستم بیام بیرون از این حال و هوا تو اینجام گیر دادی تغییر ؟؟؟
دقیقا این جمله ها بود فرمول «تغییر»، فرمول جالب و البته سادهای است. نیازی به کوه جابهجا کردن نیست. نیازی به شق القمر کردن نیست. بلکه موضوع فقط، پسگرفتن سکّان کشتی زندگی از دست عادتهای قدیمیای است که زندگی را تبدیل به یک چرخهی تکراری و کسل کننده کرده. برای شروع، کافی است عینک توجه به ناخواستهها را از چشمانمان برداریم تا قادر به دیدن زیباییها و نعمتهایی بشویم که همین حالا در زندگیمان وجود دارد
واقعا خدا داشت بمن میگفت بلند شو ، واقعا میخاست هر جوری شده بهم بگه حرکت کن ، چون دقیقا من همین دیروز گفتم من برم سرکار تا 5 غروب بیرون باشم یعنی ؟ کل روزم سرکار باشم ؟ بچه هامو فقط شب میتونم ببینم ؟ خوابم چی میشه ؟؟( آخه تمام آگهی های دیوار و شیپور تایم کاریشون تا 5 یا 6 عصر بود.)
که خداوند جواب داد
پسگرفتن سکّان کشتی زندگی از دست عادتهای قدیمیای است که زندگی را تبدیل به یک چرخهی تکراری و کسل کننده کرده.
هرچه ناشناختههای بیشتری را امتحان کنیم، بیشتر پی میبریم که نه تنها ترسناک نبود، بلکه به ما فرصت تجربهای شگفت انگیز بخشید
با هر بار انجام یک کار جدید و تجربهی یک ناشناختهی دیگر، تواناییهای بیشتری را در وجودمان بیدار میکنیم که بخشِ دیگری از عزت نفسمان را میسازد و آرام آرام «ترس از تغییر»، از وجودمان رخت برمیبندد و طعم زیبای امتحان شیوههای جدید، در وجودمان نهادینه میشود
تسلیم شدم واقعا تسلیم شدم گفتم باشه خدا چشم هر چی تو بگی ، من میترسم از تغییر درسته ، اما از خودتم میخام منو به حرکت دربیاری ، از خودتم میخام اون قدم اولیه راهم تو بمن بگی ، خدایا من واقعا نمیدونم حتی قدم اول را چجوری بردارم خودت بهم بگو تماااام ،من میخام بخابم و خابیدم .
صبح بیدار شدم دوباره دوباره فایل امروز هدفگذاری، خدااااا واقعا تو هر روز داری بمن میگی بلند شو بلند شو بجاش بمن بگو چیکار کنم خب ؟ که یهو به دلم افتاد با دانشگاهی که فارغ التحصیل شدم تماس بگیرم بگم نیرو جدید میخان برای استخدام یا نه ؟
تماس گرفتم کد ملی منو زدن سیستم گفتن چشم هروقت پذیرش داشتیم تماس میگیریم .و دوباره یکی از اساتید دانشگاه که کار فرهنگی انجام میدادن تماس گرفتم ،قبلش گفتم نکنه شرک باشه دارم از کسی درخواست میکنم ؟ گفتم من که نمیخام التماس کنم توروخدا برام کار جور کن ، میخام بگم اگر ارگانی سازمانی جایی نیرو خواستن من آمادگی دارم ، و تماس گرفتم استاد گفتن غروب بیا فرم کاریابی پر کن بده دستم .
دیروز یخرده برای همین موضوع حالم خوب نبود هدایت شدم بیرون دیدم دفتر پیشخوان آگهی کار زده شماره گرفتم صبح تماس گرفتم گفتن بله بیاید نیرو میخایم فرم پر کنید.
امروز گفتم خدایااا من امروز اینچیزا به ذهنم رسید انجام دادم قدم اولی که از دستم بر میومد انجام دادم امیدوارم ک درست بوده باشن امیدوارم اینبار برداشتم از الهام و هدایت درست بوده باشه و من هر کدوم از اینا را امروز انجام دادم و رفتم فرم پر کردم با حس خیلی خوبی رفتم انجام دادم و بدون ترس و نگرانی و مطمئن بودم هر کدومش جای من باشه خداوند خودش هماهنگ میکنه و من به خواسته ام میرسم و فقط تمام باورم اینبود که خداوند داره من را هدایت میکنه .
خداوند با منه ، خداوند حواسش هست.
خلاصه اینکه من امروز قدم اول برای کار برای شغلم برداشتم هیچوقت فکرشو نمیکردم که بتونم این قدم اول را هم بردارم ، شاید باورتون نشه چون من هیچ سابقه ی کاری ندارم برام سخته تغییر کردن ، سخته که صبح زود بیدار شدن و تا ساعتها بیرون بودن و تونستم غلبه کنم و گفتم منم میتونم منم میخام پول بسازم و پول خلق کنم و با لطف خداوند امروز قدم برداشتم .
منتظرم تا قدم های بعدی بهم گفته بشه بقول استاد وقتی قدم اول برداشته میشه قدم های بعدی راحتتر میشن اعتماد به نفس بالاتر میره .ــ
امیدم به خداست بر خدا توکل کردم ..
خودم را سپردم به الله…
(این ردپا بمونه برای خودم از مسیری که طی کردم و فرکانسی که به لطف خداوند هر روز رو به پیشرفته و اولین قدمی که در این روز و در این سال برداشتم.)
خانم شایسته عزیز اینبار در پایان از شما سپاسگزارم برای این پروژه که تونستم بعد از سالها قدمی برای تغییر خودم بردارم .
از قومش بر او عبور میکردند ؛او را به مسخره میگرفتند.
گفت :اگر شما ما را مسخره میکنید ،مسلما ما هم شما راهمانگونه
که ما را مسخره کردید مسخره میکنیم…
میدونی زهره جااااااانم امروز یکبار در مسیر پیاده روی خداوند خیلی واضح بهم گفت دقت داری توجه ات به چه سمتیه
و من حالم گرفته شد واقعیتش ،گفتمش چشم من تسلیمم اما خب باید تکاملمو طی کنم نمیتونم من قدرت اینو ندارم که ترمز دستی توجه به نکات منفی که شاید 99 درصد روز درگیرشم را یهو بکشم و تموم، بهش گفتم بهم فرصت بده و باز سرشب
نتونستم ذهنمو کنترل کنم و توجهم رفت سمت نکات منفی (حس میکنم میخاد
هر جا توجهم معطوف شد به نکات منفی گوشمو بپیچونه) و یادم افتاد صلات امروزم رو انجام ندادم رفتم ایمیلمو چک کنم و رسیدم به کامنت تو عزیز قلبم که هر وقت کامنت میگذاری برام ایمیلش میاد
و وقتی خوندم قدم اول برای رفتن به سر کار رو برداشتی یک شور و شوقی درون من راه افتاد که وصف ناپذیره و انگار حالم بهتر شد …
میدونی منم دقیقا همین امروز برای اینکه کار انجام بدم قدم برداشتم استرسم وحشتناک بود خیلی خجالت میکشیدم
و دقیقا امروز هدایت شدم به آیه 38 سوره هود که برام اتمام حجت کرد نباید ترس از مسخره شدن داشته باشم (همش این باور که مسخره میشمدست وپامو میبنده)
من تو این سایتم و استادم بهم میگه همیشه باید ورودی مالی داشته باشی منم میگم چشششم
امروز قرار بود با یه دوستی بریم برا من دونبال کار چون دقیقا یک ماه پیش این خانم(62 ساله پر شور و شوق و خوش قلب) تو بیمارستان به من گفت:مشغول چکاری هستی خندیدم و گفتم والا هیچ
با تعجب گفت اصلا خودتو بیکار نکن و گفت عامل این سرزندگیش اینه که همیشه کار کرده …
با عشق باهام اومد و امروز نزدیک 2 ساعت گشتیم برای کار و پیدا نکردیم
ازش خیلی تشکر کردم که در قدم اول همراهیم کرد (انگار یه ذره ترسم مقاومتم شکست) و اونم هی میگفت کاش جور میشد
اما من قلبم عروسی بود با خودم گفتم
ای خانم چی میگی این بزرگترین قدم من بود من برای اینکه بهت زنگ بزنم بیای بریم دونبال کار مقاومت وحشتناک داشتم ذهنم هی میگفت ولش کن اما به قول استاد توی دوره عزت نفس نخواستم این شاغل شدنم رو به تعویق بندازم ….خدایا صد هزار مرتبه شکرت آره منم قدم اول رو برداشتم
مطمئنم اتفاقای خوبی میافته
من باید صد در صد مسولیت زندگیمو برعهده بگیرم
من باید بتونم در کمال آرامش ثروت خلق کنم…
من باید قدرت دونبال کار گشتن یا گسترش کار خودم به کمک خداوند با باورهای توحیدی ایجاد کنم
من باید ورودی مالیم بالی 100 میلیون باشه
میدونم باید پله به پله؛قدم به قدم خودمو بکشم بالا
باید ترس از مسخره شدن رو ببوسم و شیک و مجلسی بزارمش کنار
آره من مثل این آیه شاید خیلیا مسخرم کنن که عه فلانی داره جوراب میفروشه مثلا تحصیل کرده است اما من نباید توجه کنم باید مثل استاد با این حرفها قوت بگیرم آره اون خانمه هم امروز بهم گفت با قدرت برو جلو نترس(دقیقا انگار از طرف خدا بود آخه حتی گفت میخوای من بهت پول بدم همین کار خودتو گسترش بده خیلی ذوقققق کردم از این همه اعتمادش و من اونجا واقعا خدا رو دیدم ؛تشکر کردم و خیلی راحت گفتم سپاسگزارم اما من اهل قرض گرفتن نیستم من پولشو میسازم کارمم گسترش میدم)
خدایا من میخوام به استقلال مالی برسم اما نمیدونم چطوری ترس و خجالت در وجودم لبریزه
اما ازت میخوام کمکم کنی پشت در نایست بیا داخل قلبم بیا و منو هدایتم راه رو نشونم بده ؛بیا تو خوابم باهم حرف بزنیم من عاشقتم خدایا
خدایا ممنونم که امروز با زبان اون خانم با زبان زهره جااااااانم باهام حرف زدی اگر ایده ای بهت داده میشه که برات استرس وارد میکنه اون ایده به دردت نمیخوره
به امید روزی که بیام و درآمد ثابت خودمو همین جا توی همین سایت الهی با افتخار اعلام کنم …….
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته دوسداشتنی و دوستان عباس منشی.
خدای قشنگم اول ازهمه ازت سپاسگذارم بابت امروز که به دیدن زیبایی و حال خوب بیشتر هدایتم کردی و ازت سپاسگذارم بابت این همراه همشگی من (که دخترم عمم میشه)که درکنار هم کلی حال خوب رو تجربه میکنیم ازت سپاسگذارم که به بهترین شکل هدایتمون کردی که بتونیم بدون برنامه و قدم به قدم پیش بریم و کلی حال خوب رو تجربه کنیم و خوش بگذرونیم.
راستی من حواسم هستا که این ازادی رو هم خودت بهم دادی خودت با الهاماتت بهم گفتی چکارکنم و که الان بتونم ازادی تجربه کنم که سال ها ارزوش رو داشتم ازت کلیی سپاسگذارم نورمن.
توی ستاره قطبی ازت درخواست داشتم که بهم بگی باگ باورهای من کجاس که این تضاد مالی رو دارم تجربه میکنم و بهم گفتی باگمو دقیقا توی همین فایل.
من فهمیدم که توی ذهنم پول ساختن اسون نیست و خیلی دهن سرویسی میخواد که مشتری بیاو برات که پول بسازی و…
وقتی استادگفتن پول ساختن اسونه گفتم وامگه میشه اسون و به راحتی بشه پول ساخت ولی اره میشه الگوهاشو پیدا کردم یکیشون استاده که دارن اززندگی لذت میبرن و از کارمورد علاقشون پول میسازن.
خب حالا من دارم کار مورد علاقم رو انجام میدم و از انجامش و توی محیطش قرار گرفتن عشق میکنم و لذت میبرم ولی یه باگی اینجا هست نمیتونم بطور ثابت ازش پول بسازم اینطوره که چند روز متوالی مشتری دارم و بعد همچی راکد میشه و این چرخه چندماهه ادامه داره که الان فهمیدم من توی مبحث ثروت ساختن کلیی ترمز و باورهای مخربی دارم.
خب حالا چطور میتونم باورهای درستی بسازم؟
باور اول به شکل یه جمله هستش.
اون جمله رو تکرارش کن.
بهش توجه کن.
دنبال الگوهای مربوطه بگرد.
خب تمام شد همش همینه تو طرف خودت رو اینجوری میری و جهان هدایتت میکنه به سما چیزی که بهش توجه کردی.
ولی اینو یادت نره که هرچقدر این باور ساختن و جدی بگیری میتونی ازش پول بسازی پس لطفا جدی بگیرش و براش وقت بذار برای رسیدن به خواستت وقت بذارم چندساعتی رو ازخوابت بزن ور رفتن بدون هدف باگوشی رو کنار بذار که جواب بده دختر تومیتونی الان فرمولش رو داری فقط جدی بگیرش.
و اما باورهای عالی این فایل:
1_به موانع رسیدن به هدفت توجه نکن.
2_مهم ترین قانون هدف گذاری قانون توجه.
3_این باور قوی رو توی خودت ایجاد کن که من میتونم به این خواسته و هدفم برسم.
4_دونوع رزق داری رزقی که تو دنبالشی و رزقی که اون دنبالته و تمام تمرکزت رو روی ساخت دومی بذار.
5_نتایج وقتی میاد که به ثبات فرکانسی رسیده باشیم که زمانش تقریبا شیش ماه تا یک سال ثبات فرکانسی.
6_خداوند نزدیک ترینه به من نزدیک ترازرگ گردن.
7_هرقدم ممکنی رو بردار و مطمئن باش که درها بازمیشه.
8_ثروت خیلی راحت وارد زندگیم میشه.
9_ ثروت ساختن اسان است.
10_اگر از زندگیت لذت ببری پول هم دنبال تو میاد ومنتظر این نباش که اول پول بیاد و تو زندگیت بعد لذت ببری این نخواهدشد.
11_اگه ترس نداشته باشی هیج اتفاقی نمیوفته بجاش ایمان داشته باش.
12_باوراتو درست و محکم بساز چون اگه باورات ایراد داشته باشه هرچقدم پول بسازی ازجایی که نمیدونی ازدستت میره.
خداجونم سپاسگذارم که تااینجا گذاشتی استمرار داشته باشه سپاسگذارم بابت فردای پراز سوپرایز خوشحال کننده خداجونم عاشقتم.
استاد عزیزمم و خانم شایسته دوسداشتنیی ازشماهم کلیی سپاسگذارم.
سپاس پروردگار عزیزم که هستم و حضور دارم و امروز بهم فرصت زندگی دادی:)
نکات نابی توی این فایل ها میشنوم که انگار اولین بارمه به گوشم خورده…..
شاید قبلا شنیده بودم اما جنس آگاهی های الان فرق کرده برام ،،،،این نشون میده شکر الله تو مسیر درستی هستم
استاد عزیزم از خدا براتون خیر میخوام
هرجا هستید در مدار بهترین ها قرار بگیرید…..
-هدف
زمانی به اهداف میرسم که در مسیر رسیدن به اون باشم یعنی 100 درصد تمرکز حول هدفم باشه،،،،،،اینو بارها تجربه گردم وقتی تو مسیر هدفم هستم راجبش حرف میزنم براش قدم برمیدارم ،،،،اتفاق میوفته اونم به راحتی:)
خدایاشکرت…..
در مسیر رسیدن به هدف به موانع فکر نکن ،یادمه توی فایلی از استاد شنیدم که درباره هدفت خیلی نرو و اخبار و اینجور چیزارو بشنو و مدام تجربه بقیه رو نپرس چون رنگ خدارو کم رنگ میکنی،،،به قوانین دولت کاری نداشته باش تو اگه بخدا باور داری با بقیش کاری نداشته باش اون از زیرسنگم که شده بع راحتی کارتو راه میندازه
هرچقدر بیشتر میگذره و تجربه میکنم میفهمم اگه کاری انجام بدم که فقط برای پوله و علاقه ای توش نیست،زندگی برام بی انگیزه میشه،،،،روتین میشه،،،و خوب میدونم خدا همه اینارو داره بهم نشون میده تا با پوست و استخوانم تجربه کنم که بایددددد بری دنبال کاری که عاشقشی،کاری که بهش علاقه ای نداری راها کن ،،،جرعتتتتتتت داشته باش
اگه ایمان داری جسارتتتتتتت داشته باش،،،،
تا کی میخوایی کاری بکنی که ازش متنفری
تا کی میخوایی بزور از خواب بیدار شی و به خودت هزارتا فوش بدی تا سرکاری بری که اونو دوست نداری.؟؟؟؟؟؟
سلام استاد عزیز.شما ب نظر من یکی یک دونه ی عالم هستید.بطرز عجیبی هر مسئله رو بیان میکنید و من قم زندگی میکردم .من تو شرایط عجیبی ب خواستم ک 206 بود رسیدم . بعد ک جهان بینی توحیدی رو خریدم و بارها و بارها گوش دادم مهاجرت داشتم ب تهران بصورت مجردی .خانوادم بشدت منفی نگر هستن من رو خودم کار کردم و هدایت شدم ب تهران .شما انرژی خالصی هستین.خانه چوبیتون بسیار زیباست.منم ارزوی این مدل خونه با دریاچه زیبایی ب این شکل رو دارم.استاد لطف کنید خبر بدید چ زمانهایی لایو دارید .من از زمانی شما رو باور کردم تحولات عجیبی تو ذهنیت و زندگی ایجاد شده.نمیدونم از خدا بخاطر شما چطور تشکر کنم.فقط ازش میخام عافیت و خیر و برکت 2 دنیا رو نصیبتون کنه.
چندروز پیش پسرخواهرم باهام تماس گرفت و در مورد کاری که میکنه گفت و گفت بیا خاله جمعه ی ساعتی با اساتیدم جلسه بزارم و در مورد کارم باهات صحبت کنن و فلان و بهمان و …
من از قدیم از اینکارنتورک و اینا خوشم نمیومد و گهگاه دوربریهام بهم میگفتن بیا تو اینکارو .. . منم بی تعارف نه میگفتم و فاصله مو باهاشون بیشتر میکردم و میگفتم فقط میخوام رو کار و شغل خودم تمرکز بذارم و به ایشونم قبلا یبار گفته بود و دوباره اومد و پبشنهاد داد و منم واضح و شفاف کنم نه قاطع گفتم و بهشون گفتم نمیخوام هیچ چیز باعث عدم تمرکز بشه و فقط همینکارو رو میخوام انجام بدم.
میدونین منم موافقم که مطالب و آگاهیهای عالی میدن ولی وقتی این سایت و این استادا و این دوستانو داری دیگه مگه میتونی جای دیگه بری و آگاهی بگیری .
من هر روز اینجام تو این خانواده گرم و صمیمی بخواین حساب کنین اینقدی که اینجا وقت میگذرونم، کامنت میذارم ، کامنتها و دستاوردهای بچه ها رو میخونم با خانواده خودم وقت نمیگذرونم با اینکه خیلی دوستشون دارم ولی از یجایی ببعئ دیدم کسیرک باهاشون فرق میکنه.
برام واضح و شفاف شده دیگه، که اگه میخوام نتایجم متفاوت از بقیه باشه باید متفاوت از بقیه عمل کنم .
تمرکزم رو بهبود شخصیت و به صلح رسیدن با خودمه و همینطور بهتر و حرفه ای شدن تو کار مورد علاقمه و با احترام غیر اینا باشه گذاشتم کنار و یا خیلی خیلی محدودشون کردم.
خیلی خوشحالم که اینجام و وقت و انرژیمو اینجا میذارم و ورودیهای خوب و عالی به ذهنم میدم.
به نام خدای عزیزم
درود خدمت همه عزیزان و استادای گلم
گام دهم از خونه تکونی ذهن من
هرچقدر میرم جلوتر و فایل هارو گوش میدم مثل تشنه ای که اب دریا میخوره تشنه تر میشم.
این نشون میده من ظرف وجودمو خالی کردم واسه این اگاهی ها
نه که فقط تو حرف اینو بگم
ارتباطمو با دوستانم قطع کردم
اینستاگرامو حذف کردم
اگاهانه به هرچیزی توجه میکنم
و هروقت حس بد دارم میدونم که خودم خطا کردم و دنبال مقصر بیرونی نیستم
در مورد هدف ها
یه بار تو یکی از فایل های استادم شنیدم ک گفتن قبل ازینکه به هدفتون برسین وقتی ک نزدیکش شدین و چند قدمیش هستین هدف بعدیو انتخاب کنید
و واقعا این عالی ترین روش هدف گذاریه
چون من چند ماه قبل ک رو خودم کار میکردم و تو سایت بودم هدف ماشین خریدن داشتم و خدا هدایتم کرد و در عرض یکماه خریدم
اما بعدش چون هدف دیگه ای نداشتم سردرگم شدم و از سایت دور شدم و به مدارهای پایین تر رفتم ماشینمو داشتم اما حال خوبی نداشتم و به تضادهای زیادی برخوردم و به لطف خدا دوباره به مسیر درستم هدایت شدم
و این دفعه برای خودم هدف خونه خریدن گذاشتم و امروز بعد از گام دهم که دوباره یک ماه طول کشید برای من این ده گام به هدفم رسیدم اما از قبلش هدف های بعدیمو نوشتم
خریدن وسایل خونه
و بازسازی جزئی خونمون
که اینا خودش کلی مرحله داره و به هدف های کوچیک تقسیم میشه
استاد قبلا وقتی به مرحله های خیلی اسون تر ازین تو زندگیم میرسیدم مثلا خرید چیزی ک نیاز داشتم به جای اینکه ذوق داشتنشو بکنم استرس جور کردن پولشو داشتم
اما الان فقط تصویر سازی میکنم و فقط به این فکر میکنم چه چیزایی دوست دارم و چجوری خونمونو دیزاین کنم با اینکه الان پولشو نداریم
اما میدونم که خدا به بهترین و اسون ترین روش مارو هدایت میکنه و بهترینارو برام رقم میزنه
اصلا حسم به خودم تغییر کرده
حسم به خدا اینجوری شده که من ته تغاری دردونه خدام و حواسش به من از همه بیشتره
چقد ارامشم بیشتر شده
چقد راحت تر زندگی میکنم
قبلا همیشه هر هدفی داشتم میگفتم اینو بش برسم دیگه راحت میشم دیگ تموم
اما الان به این درک رسیدم هیچ رسیدن و تموم شدنی در کار نیست
ما همواره در حال حرکتیم تو یه مسیر یه طرفه و از هرجای این جاده قشنگ ک رد میشیم دیگه هیچوقت قرار نیست برگردیم عقب و دوباره ببینیمش
پس همین الان فرصت فقط داریم برای لذت بردن ازین لحظه هامون از تک تک ثانیه هامون
هر ثانیه از زندگیمون منحصر به فرده و هیچ ثانیه ی تکراری تو زندگی ما وجود نداره
قدر تک تکشونو بدونیم
خدایا شکرت
سلام ودروود به تمام عزیزان هم فرکانسی خودم
به خداوند هدایتگرم
و به استاد نازنینم
خداااااایاااا هزاران مرتبه شکر بابت هدایت امروزم به این لایو واین صحبتهای عالی
هزاران بار سپاسگزارم از استاد جان و دلم که الحق ووالانصاف که دستی هستین از دستان خداوندبرروی زمین
سپاسگزار خداوندم بابت دیدن این همه زیبایی ونعمت در این مکان زیبا این همه عشق وآرامش
وااای خدای مهربانم مگه از این واضحتر وبهترم میشد که هدایتم کنی و چنین واضح جواب سوالمو بگیرم
من دقیقا حدود یکماه هست که درمورد نتورک بهم پیشنهاد کار دادن و وعده های وسوسه انگیز
در حدی که بخوام شغل مورد علاقه ی خودمو رها کنم وسفت وسخت بچسبم به این حوزه که این بر خلاف میل باطنی م بود ولی از خدا که پنهان نیست
من شدیدا دنبال کسب درآمد بودم وسوالی که تو لایو مطرح شد و جواب عالی استاد منو تلنگری شد برای انتخاب درست من وجواب همه ی علامت های سوال روی سرم برام واضح شد
واقعا نمیدونم چطور به سمت این فایل هدایت شدم فقط میدونم که هروقت وارد سایت میشم سورپرایز میشم وبه طرز معجزه آسایی جواب میگیرم
خداااااایاااا شکرت
خدایا استاد عزیزم وتمام انسان هایی که در مسیر عشق وآگاهی وتوحید گام برمیدارن در پناه خودت حفظ بفرما
موضوع ششم :«شریک کاری و تبلیغات»
استاد اعتقادی به شریک ندارند و دلایل هم میاورند
تو کار نتورک هزار نفر شریک دارید هر چه بالاسریها و اعضات بیشتر باشند شرکات بیشتر هستند
درصد زیادی ازافراد که کارمندی رو به خاطر مسائل و مشکلاتش که همه در جریان هستیدمثل 30سال کار،ریس داشتن،درامد پایین،خسته شده بودند یا افراد مشاغل ازاد که با اشفته شدن بازار زندگی هاشان اشفته میشد به نتورک راه پیدا میکردند
چون توی نتورک اعتقادشون این بود اینجا برای شروع کار سرمایه نمیخواهد،فقط 5سال کار میکنید، رئیس ندارید و همکاراتون را خودتون انتخاب میکنید ،ساعات کاری ات کم و به انتخاب خودت است، در نهایت درامد ایده الی خواهی داشت
اما انچه که انجا میشد دید،این بود که هر چی لاین بالاسری هات بیشتر باشند رئیسات بیشترهستندحالا ممکنه بالاسری ات یک بچه 18ساله باشد و روز قبل شما انجا کد زده باشد و چیزی هم درمورد این کار نداند ولی دقیقا ریس شماست و از ان به بعدجزیی ترین مسائل کاری ات و شاید زندگی ات با ان شخص باید هماهنگ بشود اوایل افراد به طمع پول و موفقیت از این مسئله استقبال میکردند اما کم کم نارضایتی هاو اختلافات شروع میشد ،چون از کارمندی هم برایشان سخت ترمی شدچون رئیس اداره هیچ وقت برای 24 ساعت روزت برنامه ریزی نمیکرد و در هر حال و ساعتی از شبانه روز نباید جوابگو باشید امااین روند خیلی ارام انجام میشودلیدرت ساعت به ساعت 24ساعت روزتو برات برنامه میریخت البته خیلی مودبانه و محترمانه باهات صحبت میکنند که برای انجام این کار توجیه میشدید
به جایی میرسید که خونت از امام زاده هم پررفت و امد ترمیشد یاسازمانت انجاست یابالاسری هات ازادی ندارید
یک سری فرمها داشتند به نام برگ بیوگرافی که کل اسامی و مسائل فامیل و همسایه و دوست اشنا و غیره غیره باید مینوشتید و تحویل بالاسری میدادید تا در شرایط مناسب انها را دعوت به کار کنند افرادی که در برابر این مسئلهمقاومت داشتند همان اوایل سیستمو ترک میکردنداما یک عده ای با این امیدکه با نتورک می توانند به هدفها و ارزوهاشون برسند کم کم این موضوع رو بی خیال میشدند خیلی دوست دارم بروید فرمهایی که توی روند کاریشون استفاده میکنند ببینید بعد متوجه صحبتهام میشوید
هر کسی رو که مانع کار کردنت بود میخواستند ازشون دوری کنید پدر ،مادر،همسر،فرزند خیلی راحت می خواستند طلاق بدهید یا بگیرید که همسرو فرزندت مانع کار کردنت نشوند
میگفتند همکارت را خودت انتخاب میکنید چیزی به اسم
انتخاب نیست در واقع یکی رو باید التماس میکردید و باج میدادید تا راضی شود باهاتون همکاری کند
میگفتنداین کار 5 ساله بازنشستت میکندو ازادی زمانی و مکانی دارید ولی با اصول اشتباهی که پیش میرفتند به یک همچین چیزی نمیرسید انجا شبکه انسانی میسازید که هر روز عقاید و نظرها و باورها و خواسته هاش عوض میشود شما نمیتوانید اونو بگذارید به حال خودش و سالهای سال از قبالشون پول در بیاورید
موردی برخورد کردم که یکی از لیدرها عروسی گرفتند تو این پروسه شبکه و درامدشو از دست داد،در نهایت مجبور شد همسرش را طلاق بدهد تا یکی دو نفری را که باهاش موندند از دست ندهد با این اوضاع طرف چطور میخواهد نسلها از این سازمان درامد داشته باشد
اعتقاد داشتن ما چند سال یک فردی رو اموزش میدهیم و بعد خودمون را باز نشست میکنیم اما انچه که مشاهده میشد سازمانی که طرف یک سال براش وقت گذاشته یک شبه تو یک لحضه سر یک اختلاف عقیده میرفت به همین علت بود که طرف 7-8ساله بود که 24ساعته کار
میکردولی هنوز نمیتوانست نیازهای شخصی خودشو بر طرف کند
چون شبکه ای که میساخت با کوچکترین اختلاف و مشکل میرفت
تو این موارد اینقدر چیزهای واضح و اشکارانجا میشد دید برای کسی که درگیر توهمات انجا نشده باشد
در مورد عدم نیاز برای سرمایه اولیه بهتر است بروید از افرادی که کار کردنند بپرسید چون مثل سیل همه چی را با خودش میبرد .
در مورد تبلیغات استاددر فایلهای متعدد صحبتهای عالی دارندخصوصا قسمت مصاحبه ها و اعتقادی به این کار ندارند
برای تبلیغات کارشون به نقل از شخصیتهای ثروتمند جهان که میگفتند ما حتما بازار یابی شبکه ای کار میکنیم استفاده میکردند و یکی دوتا برنامه تلویزیونی که از کارشون صحبت کرده بودندوفیلم هایی که به نوعی کار شون رو تائید کرده بودند ولی صحبتهای انها چیز دیگه ای بود
تبلیغات نادرست این است که بیایم از کالامون یا کارمون با هزینه بالا تبلیغ کنیم وبدتر از ان اینکه ان کالا و کارمون رو خیلی باکیفیت تر از ان چیزی هست عنوان کنیم و عیوب واضح اونو بیان نکنیم
در بازاریابی شبکه ای اعتقاد داشتن تلاش ما این است به نفع مصرف کننده تبلیغات راخذف کنیم اما بازهم تبلیغاتی را میدیدید که هزینه هاش روی دوش مصرف کننده افتاده بود
در واقع شاید شرکتهای تولید کننده بیشتر سود میکنند چون یک عده ای به عنوان بازاریابان شبکه ای محصولات تولید کننده ها را باچه مشقتهایی میفروختند و ممکن بود یک شخص 500ملیون فروش داشته باشه اما هزارتومنم درامد بهش تعلق نگیرد چون تعادلی که شرکت ازش خواسته بودند نداشت و مصرف کننده ها باید کالا رو بادرصد کیفیتی کمی بیشتر از بازار اما با قیمت خیلی بالاتر از قیمت عرف بازار خریدکند و راسهایی هم که این شبکه انسانی رو داشتند درصدی از سود شرکتهای تولید کننده رو میگرفتند
اینکه از عیوب این کار گفته نمیشود و حقیقتهای زیادی رو عنوان نمیکننداین خودش یک تبلیغ نادرسته یعنی بعداز یک مدتی که کار میکردید خیلی از مسائل و مشکلاتی میبینید که اصلا به شما گفته نشده است حتی ممکنه بالاسری شما نزدیک ترین فرد به شماباشداما عنوان نمیکند چون توجیه شده برای خوشبخت کردن دیگران از مشکلات چیزی نگویند و…..
و تا زمانی که به عنوان اموزش دهنده انجا نباشید نمیتوانید خیلی از مشکلات و مسائل را متوجه بشوید زمانی هم که متوجه خیلی از مسائل شدیدخواهید دید هیچ راه برگشتی برای خودتون نگذاشتید پس با تمام ان مشکلات میمونید خیلی هاکه مشکلات را مطرح میکردند اما جوابی که دریافت میکردند این است اگه هدف دارید نبینید و طرف غرق مشکلات و اشتباهات انجاوخودش میشود و به هیچ هدفی هم نمیرسد فقط تلاش تلاش برای عضوکردن افرادجدید و پوشاندن مشکلات بود
اوایل دفاترشون جاهای ساده و بدون امکانات یا کمترین امکانات بود،بعدهاصرف تبلیغات درمراکز با کلاس و صرف هزینه های بالا جلسه هاشون برگذار میکردند با این عنوان که ما درامدهای بالایی داریم و میتوانیم هزینه چنین سالن هایی را بپردازیم اما تمام پول این سالن هااعضای سازمان میپرداختند و خیلی هزینه های دیگه که به دوش اعضاست در حالی که در شروع کار عنوان نمیکردندو میگفتند همه چیز رایگان است مثلا کسی که توی شهرستان است به عنوان راس انجا مطرح میشودباید باهزینه خودش دفتر افتتاح میکرد و اگه لیدری براش میفرستادند کلیه هزینه های لیدر از خورد و خوراک وجا و غیره غیره با ان راس بود و من توی شهرستانهایی که می رفتم به وضوح اینو میدیدم که چه هزینه هایی افراد میکنند و حالا فکر کنید این فرد به رویای رسیدن به درامدهای چند صد میلیونی کارشو ترک کرده اینجا هم بعد از چند سال کار هنوز درامد نداره متاهل هم است هر ماه خرید ماهانه چند ملیونی هم باید بزنه توی چه فشاری قرار میگرفت ولی همین فرد اگه بخواد ورودی جدید بگیردهیچ وقت این مسائلو عنوان نمیکندحالا شما خودتون درستی یا نادرستی این کاررا قضاوت کنید
توی یکی از جلسات شخصی صحبت میکرد که نتورک را میخواستند درایران گسترش دهند اما امریکا اجازه چنین کاری را نداد چون میدانست باعث تحول عالی در اقتصاد ایران خواهد شد وچون دشمن مابودند و حاظر به پیشرفت کشور ما نبودند پس تصمیم گرفتنداونو به شکل غیر قانونی و عیب و ایراد دار وارد ایران کنند پس کوئست و امثالهم امدند اما ما چند سال زحمت کشیدیم و عیب و ایرادهای اونو گرفتیم و قانونی کردیم پس بیائید باپیوستن به نتورک و رونق اقتصادمون امریکا رو زمین گیرکنیم این صحبت برای کسایی که تعصب ملی داشتند تاثیر گذار بود و عضو میشدند
موضوع هفتم: «اموزش»
هر کاری که بخواهد به موفقیت برسد باید اصول و اموزش های عالی داشته باشد اما در این دو مورد چیزی نمیشد دید
اعتقاد داشتن که اموزشهای ما در جهان خاص است در اینده جهان از ماالگو خواهد گرفت و اموزشهای ما باعث موفقیت صدرصدی افراد میشود و در اینده ایران باعث نجات جهان خواهد شد که قبلا توضیح دادم که کل جزوه اموزشی ابتدایی ترین و پیش پا افتاده ترین مطالب بود که حتی برای یک فرد کارایی نداشت چه برسد به گروه
تمام فیلمهاشون از دهاو دها سال قبل بود جالب فیلمهاشون سیاه و سفید است، اخرین فیلم سیاه و سفیدی تو دنیا ساخته شداز چه سالیه ؟؟؟
اینجا یک سوال برای فرد پیش می اید شما که اعتقاد دارید این کاردر حال رشد است چرا فیلم جدید ساخته نشده است ؟
خیلی هم به پیشرفت این کار تو امریکا مانور میدادند که
من خودم با توجه به اطلاعاتی که داده بودند و چند تا کتابی که معرفی کرده بودند فکر میکردم 70درصد مردم امریکا و اروپا نتورک(بازاریابی شبکه ای ) کار میکنند و حتی پیشرفت اقتصاد این کشورها را به نتورک ربط میدادند فایلهای استاد و دیدن سفر به دور امریکا و دیدن فروشگاهای بزرگی مثل وال مارت و کاسکوو.. کاملا مشخصه که اطلاعاتشون نادرست است
توی فیلم ها شون بیشتر از خرید فروش اینترنتی و رونق ان صحبت میکردند و اینو ربط میدادندبه بازار یابی شبکه ای در واقع هر پیشرفتی در زمینه اینترنت معنی میشد باید نتورک کار کنید فرد رو به این نتیجه میرسوندند بهتره نتورک کار کنید زمانی که بیماری همگیر شده بود خیلی تبلیغ ورود به نتورک میشد اعتقاد داشتند بازاریابی شبکه ای تنها کسب و کاری است که در این شرایط میتواند رونق داشته باشد در واقع میگفتند بازاریابی شبکه ای برای این اوضاع ساخته شده است
جالب اینکه اصلا از اینترنت استفاده نمیکردند ولی کارشون را ربط میدادند به اینترنت فقط موقع خرید نیاز به اینترنت داشتند که اگر کسی یاد نداشت بالاسری اش این کارو انجام میداد خیلی ها گوشی دکمه ای داشتند
انچه اول میگفتند اجرایی نبود چون با این مسیر و برنامه هشون و اصول کاری شون قابل اجرا نبود
اعتقاشون خدمت به کشور و چرخه تولید،یکسان سازی قیمتها و اشتغال زایی،شکوفایی استعدادها،اموزش سخنوری بود
عنوان میکردند که فلان شرکت تولیدی معروف در ایران مثلا سالی هزار نفررا مشغول به کار کرده است اما مامثلا سالی 5هزار نفر اشتغالزایی کردیم پس موفق تراز انها عمل کردیم و خودشون را برترین کارافرینان و تاجران معرفی میکردند
کافیه معنای هر کدام از مواردی گفتم بخونید و ببینید با کاری که انجا انجام میدادند یکی است ؟
مثلا :معنی کارافرین و تاجر چیست ؟
انچه انجا مشاهده میشد شغلی به افراد داده نمیشد استعدادی هم شکوفا نشده بود چون از افراد میخواستند تا رسیدن به ثروت بالا کارشون و استعدادهاشون را کنار بگذارند ،کشفی هم به ثبت نرسیده بود، فقط برای چندین سال توانایی و استعداد خیلی از افراد مهار میشد،اکثر کاری که انجام میشد خرید و فروش محصول واوردن افراد به این سیستم بود که خیلی افرادزیر بار نمیرفتند و عملا بی کار بودند ولی میخواستند پولدار شوند.
عده ای میگویند اگه این کار عیب و ایراد دارد چرا گسترش پیدا کرده است . باید اینو در نظر بگیریم گسترش یک کار نشانه خوب بودن ان نیست با نگاهی به اطرافمان میتوانیم این سوال خودمان را با الگوهای عالی جواب بدهیم
یک سری مسائل دیگه غیر از این موارد توضیح میدهم که خالی از لطف نیست
خیلی ازافراد که نتورک را ترک میکردند تا یک مدتی افسرده میشدند که علتهای مختلفی داشت
خیلی ها شغلشون هر چه که بود به خاطر یکسری امید هایی که بهشون داده بودندو همچینین تمرکزبیشتر روی کار کنار گذاشته بودند وبعد ترک بازاریابی شبکه ای عملا بی کارو بی پول بودند
باامید به یک زندگی ایده ال تر خیلی ها ممکن بود همسرشون روطلاق داده بودند یا طلاق گرفته باشند
با کل خانواده یا فامیل و دوستان درگیر شده بودند که بخواهند با خودشون همراه کنند چه همراهی میکردنند چه نمی کردند مشکلات خاص خودش را داشت
اعتماد و اعتباری به خاطر وعده هایی که داده بودند وبه نتیجه نرسید بود از دست رفته میدیدند
به همه جو بنزو بی ام وی داده بودند و حالا با کلی قرض یا دست خالی نمیدونستند جواب این همه دوست و اشنا را چه بدهند
سرزنش های دوست و اشنا و حتی خودشون لحضه به لحضه همراهیشون میکرد به خاطر زمانهای و پولهای زیادی که از دست رفته بود
احساس گناهی که داشتند و یا بهشون میدادندد به خاطر مجموعه ای که رها کرده بودند.
از اساتید و فایلها ی موفقیت متنفر شده بودند چون فکر میکردندبا این صحبت ها به بازی گرفته شدند
امیدشان برای رسیدن به اهدافشان از دست داده بودند چون فکر میکردند دیگر راهی برای رسیدن به انها نیست و باید شانس و اقبال و یا عامل خارجی دیگه ای باشد
باورای غلط خصوصا تو بحث ثروت از قبل داشتند انجا هم کلی باورای غلط بهشون میدادندطرف گیج میشد اصلا نمی دانست چه کاری باید انجام دهد
برای موفقیتشون هنوز دنبال یک عامل بیرونی میگشتند
یاد گرفته بودند تکامل یعنی وقت تلف کردن بی ایمانی و بزدلی
مخرب تر و بدتر از همه چیزباور کمبود و نبود فرصت و شغل که بهشون داده بودند جرات انجام هیچ کاری نداشتند و اگر کاری را شروع میکردند کلی به مشکل مالی بر میخوردند،یا شروع کارشان را با یک کار بزرگ وچشمگیر میخواستند شروع کنندتا به بقیه ثابت کنند که اگه نتورک را ترک کردیم حالا موفق شدیم که این امکان پذیر نبود باید یک روندی رو طی میکردند ولی عجله وثابت کردن خودش درد سر ساز میشد،در این مرحله بعضی ها دوباره به بازاریابی شبکه ای برمیگشتند که این مسئله وسیله ای برای تبلیغات این مجموعه ها میشد که فلانی برگشت و کسی نمیپرسیددقیقا چرا برگشت؟؟ و این نتیجه همه ان باورهای اشتباهی بود که بهشون داده بودند و طرف داخل نتورک و خارج ان سردرگم بود ،بعضی ها اوضاشون از قبل هم بدتر میشد
حالا یکی میخواست با همت واراده اهنین خودش را از این همه سردرگمی و باورای غلط نجات دهد
اگرافراد قبل از ورود به نتورک با افرادی که از قبل کار میکردند وارد صحبت میشدند احتمال اینکه واردنتورک نشوندوجود داشت البته یک عده ای که سیستمو ترک کرده بودند اعتراف میکردند که حضور شان در این شبکه ها اشتباه بوده ولی عده ای شرمنده از بیان اشتباهشان بودند بهانه های مختلف میاوردند که سرزنش نشوند
و من خیلی برام جالب بود که چرا به این افراد کم رجوع میشود که البته منم با احتیاط با این افراد صحبت کردم
متوجه شدم در جلسات اول که با این مجموعه ها اشنا می شوید خیلی تاکید داشتند که با افرادی که از نتورک خارج شدند ارتباط نگیرید میگفتند رمز موفقیت را باید از ادمهای موفق پرسید نه ادمهای شکست خورداز نظر انها کسی که نتورک را ترک میکرد شکست خورده بود
و حرفهای درستی درمورد افرادی که سیستمو ترک کردند نمیزدند.که بگویند این افراد به خاطر فلان اشتباه و یا فلان کار خلاف قانون ما سیستم را ترک کرده وگرنه سیستم مشکل ندارد و البته بودند افرادی هم که با توجه به مشکلات مالی از اعضاشون پول میگرفتند و متواری میشدند.
با توجه به تمامی مسائل و مشکلاتی که عنوان شد افرادی رامشاهده کردم که تبلیغ میکنند برای داشتن عزت نفس و اعتماد به نفس بالا،ساختن باورای خوب ، مهارت در فن سخنوری ،هدفمند شدن و اینکه حس و حال خوبی داشته باشیدوارد نتورک شوید
اکثرا افراد در هر شغل و کاری وهر مدرک تحصیلی ، اعتماد به نفس ضعیفی دارند و شاید بتوان گفت صدرصدمون باورهای مخربی داریم که اطلاع نداریم که اگه غیر این بود که میگم الان همه ما باید در جاهای بالاتر از جایی که هستیم باشیم بحث عزت نفس، توی مراکز اموزشی مورد توجه قرار نگرفته و شاید خیلی جاها هم تخریب شده البته نمیشود شخص و یا اداره و ارگانی رو مقصر بدونیم ماخودمون باید برای داشتن عزت نفس و اعتماد به نفس بالا تلاش کنیم اما مدت زمانی است که در خیلی از مراکز و فرهنگسرا حتی پارکهاجلسات زیادی جهت بالابردن اعتماد به نفس افراد برگزار میشود من که در این جلسات شرکت میکردم ،اساتید عالی داشتند وافرادنتایج خوبی میگرفتند وجالب اینکه استاد کلاسهاشون رایگان بود و تعجب میکردم که چرا این جلسات عالی رایگان است
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم
بِه نامِ خُداوَندِ بَخشَنده مِهرَبان
سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد و خانم شایسته عزیزم
به گفته ی استاد بعضی از دوستان از جمله خودم یکسری از آگاهی ها را اشتباه متوجه میشن و طبق برداشت خودشون عمل میکنند و نتایج اشتباهی هم دریافت می کنند . از نظر خودم این اواخر یکسری نشانه ها دریافت کردم که باید دانشگاه آزاد ثبت نام کنم برای ارشد ، و طبق آموزه های استاد و برداشت اشتباه من که چون الهام از طرف خداوند بود من باید حرکت میکردم و با اینکه ترس و استرس و نگرانی که همه ی وجودم را گرفته بود قدم برداشتم .
و دوباره طبق برداشت اشتباه خودم از دوره عزت نفس که باید توانایی های خودت را شکوفا کنی و به عوامل بیرونی توجه نکن که فلانی نمیزاره به این دلیل به اون دلیل نمیشه … نه باید حرکت کنی اگر بترسی عزت نفس نداری ، اعتماد به نفس نداری و من با وجود ترسی که تنمو به لرزه میاورد میگفتم نههه من باید برای دل خودم زندگی کنم استاد گفت برای یکبارم شده به شیوه ی خودت برای دل خودت زندگی کن ، من چیکار دارم شوهرم میزاره یا نمیزاره من دلم میخاد درس بخونم و اینکارو میکنم.
رفتم دانشگاه اقدام کردم باورتون میشه کارام پیش نمیرفت ، از این اتاق به اون اتاق ، از این ساختمون به اون ساختمون ، امروز میرفتم فردا میرفتم دست از پا درازتر بر میگشتم ، ته دلم میگفت اگه الهام خداونده چرا کارم پیش نمیره ؟ دو دل بودم ، با تردید و شک تو عقل کل سوال گذاشتم ، ناگفته نمونه من فقط دو میلیون پول داشتم برای ثبت نام درحالیکه شهریه هر ترم 15 میلیون بود و من میگفتم ترم اول وام میگیرم و یکم از اینور اونور جور میشه و توکل بر خدا حتما میرم سرکار و ترم های بعد شهریه ام جور میشه ، چون الهامی که خداوند بمن کرده و من دارم عمل میکنم حتما هم درها باز میشه و من شهریه را پرداخت میکنم .
تا اینکه یکی از دوستان که خدا بهشون خیر بده جواب داد و اصل مطلبی که قدم اول جلسه چهارم استاد فرمودن را گذاشتن …
ایده ای که بشما الهام میشه اگر فاصله فرکانسی با شما نداره و با شرایط فعلی شما قابل اجرا هست را اجرا کنید اگر میگی خدا بمن ایده ای الهام کرد اما چیزیه که با شرایط فعلی من قابل اجرا نیست بریزش دور، اون مال بعدا هست ، کاری باهاش نداشته باش ، و نیاز به اتفاقات بیرونی نداری نیاز به عوامل بیرونی نداری که مثلا قرض کنم وام بگیرم. یا مثل من (دستبند بفروشم شهریه پرداخت کنم ) ،
من وقتی جواب را دیدم انگار یه ظرف آب سرد ریختن روم تازه فهمیدم جریان کار چیه و من چه اشتباهی را مرتکب شدم .ـ
اونقدر ترس و استرس و نگرانی برمن غلبه کرده بود که اصلا نتونستم درست فکر کنم ، من با اولین نشونه البته از نظر خودم که نشونه بود ترس و استرس گرفتم و بعد اون نتونستم تصمیم درستی را بگیرم طبق قدم اول جلسه 5 استاد میفرمایند
وقتی در حالت ترس و نگرانی و استرس و عصبانیت هستی هر هدایتی بهت میشه چرت وپرته اصلا اون ایده ی شیطانیه
و واقعا هم همینطور بود یک ایده ی شیطانی که نتونستم درست فکر کنم . و این شد که تصمیم گرفتم دانشگاه را بیخیال بشم و تسلیم خدا شدم و رها کردم گفتم خدایا من از فردا تو خونه میشینم فقط روی خودم کار میکنم اگر من باید برم هر اقدامی کنم تو خودت منو هدایت کن برم من نمیدونم من نمیفهمم…
تا اینکه خانم شایسته عزیز این پروژه خانه تکانی ذهن را شروع کردن و مرحله به مرحله گام به گام فقط بمن هدایت شد برای موفقیت قدم به قدم ، کوچولو کوچولو ، هر روز هر روز من این پیام را دریافت کردم انگار خدا به خانم شایسته میگفت شما فایل هایی که این مطالب را داره بزار .
من میدونستم باید برم سرکار میدونستم باید برای کار قدم بردارم میدونستم باید از جایی شروع کنم اما جرأتشو نداشتم با اینکه این فایل ها و همزمان کار کردن روی دوره ی دوازده قدم داشت بمن میگفت اما من خودم را پنهان میکردم حتی کامنت نمیذاشتم.ـ
تا اینکه دیشب موقع خواب گفتم خدایا دلم میخاد یه سریال از زندگی در بهشت یا سفر به دور آمریکا ببینم از این حال و هوا بیام بیرون حالم خوب بشه و هم یک نشونه برای من داشته باشه .
آخه خدایا چرا با من اینکارو میکنی چی میخای هر روز هرروز میگی حرکت کن قدم بردار شروع کن
دکمه نشانه را زدم سریال سفر به دور امریکا قسمت 21 ،
خدای من، اولین خط ، چه کلمه ای بولد شده بود فرمول تغییر من دیوانه شدم گفتم خدایا من خواستم بیام بیرون از این حال و هوا تو اینجام گیر دادی تغییر ؟؟؟
دقیقا این جمله ها بود فرمول «تغییر»، فرمول جالب و البته سادهای است. نیازی به کوه جابهجا کردن نیست. نیازی به شق القمر کردن نیست. بلکه موضوع فقط، پسگرفتن سکّان کشتی زندگی از دست عادتهای قدیمیای است که زندگی را تبدیل به یک چرخهی تکراری و کسل کننده کرده. برای شروع، کافی است عینک توجه به ناخواستهها را از چشمانمان برداریم تا قادر به دیدن زیباییها و نعمتهایی بشویم که همین حالا در زندگیمان وجود دارد
واقعا خدا داشت بمن میگفت بلند شو ، واقعا میخاست هر جوری شده بهم بگه حرکت کن ، چون دقیقا من همین دیروز گفتم من برم سرکار تا 5 غروب بیرون باشم یعنی ؟ کل روزم سرکار باشم ؟ بچه هامو فقط شب میتونم ببینم ؟ خوابم چی میشه ؟؟( آخه تمام آگهی های دیوار و شیپور تایم کاریشون تا 5 یا 6 عصر بود.)
که خداوند جواب داد
پسگرفتن سکّان کشتی زندگی از دست عادتهای قدیمیای است که زندگی را تبدیل به یک چرخهی تکراری و کسل کننده کرده.
هرچه ناشناختههای بیشتری را امتحان کنیم، بیشتر پی میبریم که نه تنها ترسناک نبود، بلکه به ما فرصت تجربهای شگفت انگیز بخشید
با هر بار انجام یک کار جدید و تجربهی یک ناشناختهی دیگر، تواناییهای بیشتری را در وجودمان بیدار میکنیم که بخشِ دیگری از عزت نفسمان را میسازد و آرام آرام «ترس از تغییر»، از وجودمان رخت برمیبندد و طعم زیبای امتحان شیوههای جدید، در وجودمان نهادینه میشود
تسلیم شدم واقعا تسلیم شدم گفتم باشه خدا چشم هر چی تو بگی ، من میترسم از تغییر درسته ، اما از خودتم میخام منو به حرکت دربیاری ، از خودتم میخام اون قدم اولیه راهم تو بمن بگی ، خدایا من واقعا نمیدونم حتی قدم اول را چجوری بردارم خودت بهم بگو تماااام ،من میخام بخابم و خابیدم .
صبح بیدار شدم دوباره دوباره فایل امروز هدفگذاری، خدااااا واقعا تو هر روز داری بمن میگی بلند شو بلند شو بجاش بمن بگو چیکار کنم خب ؟ که یهو به دلم افتاد با دانشگاهی که فارغ التحصیل شدم تماس بگیرم بگم نیرو جدید میخان برای استخدام یا نه ؟
تماس گرفتم کد ملی منو زدن سیستم گفتن چشم هروقت پذیرش داشتیم تماس میگیریم .و دوباره یکی از اساتید دانشگاه که کار فرهنگی انجام میدادن تماس گرفتم ،قبلش گفتم نکنه شرک باشه دارم از کسی درخواست میکنم ؟ گفتم من که نمیخام التماس کنم توروخدا برام کار جور کن ، میخام بگم اگر ارگانی سازمانی جایی نیرو خواستن من آمادگی دارم ، و تماس گرفتم استاد گفتن غروب بیا فرم کاریابی پر کن بده دستم .
دیروز یخرده برای همین موضوع حالم خوب نبود هدایت شدم بیرون دیدم دفتر پیشخوان آگهی کار زده شماره گرفتم صبح تماس گرفتم گفتن بله بیاید نیرو میخایم فرم پر کنید.
امروز گفتم خدایااا من امروز اینچیزا به ذهنم رسید انجام دادم قدم اولی که از دستم بر میومد انجام دادم امیدوارم ک درست بوده باشن امیدوارم اینبار برداشتم از الهام و هدایت درست بوده باشه و من هر کدوم از اینا را امروز انجام دادم و رفتم فرم پر کردم با حس خیلی خوبی رفتم انجام دادم و بدون ترس و نگرانی و مطمئن بودم هر کدومش جای من باشه خداوند خودش هماهنگ میکنه و من به خواسته ام میرسم و فقط تمام باورم اینبود که خداوند داره من را هدایت میکنه .
خداوند با منه ، خداوند حواسش هست.
خلاصه اینکه من امروز قدم اول برای کار برای شغلم برداشتم هیچوقت فکرشو نمیکردم که بتونم این قدم اول را هم بردارم ، شاید باورتون نشه چون من هیچ سابقه ی کاری ندارم برام سخته تغییر کردن ، سخته که صبح زود بیدار شدن و تا ساعتها بیرون بودن و تونستم غلبه کنم و گفتم منم میتونم منم میخام پول بسازم و پول خلق کنم و با لطف خداوند امروز قدم برداشتم .
منتظرم تا قدم های بعدی بهم گفته بشه بقول استاد وقتی قدم اول برداشته میشه قدم های بعدی راحتتر میشن اعتماد به نفس بالاتر میره .ــ
امیدم به خداست بر خدا توکل کردم ..
خودم را سپردم به الله…
(این ردپا بمونه برای خودم از مسیری که طی کردم و فرکانسی که به لطف خداوند هر روز رو به پیشرفته و اولین قدمی که در این روز و در این سال برداشتم.)
خانم شایسته عزیز اینبار در پایان از شما سپاسگزارم برای این پروژه که تونستم بعد از سالها قدمی برای تغییر خودم بردارم .
استاد عزیزم بی نهایت سپاس
.
به نام خداوند قهرمانم؛به نام خداوند پرشور و شوقم؛به نام خداوند وهابم
خداوندی که هدایتش حرف نداره
همراهیش بی نظیره ؛عینه کوه پشتمه
و من عاشقشم…
وَیَصْنَعُ الْفُلْکَ وَکُلَّمَا مَرَّ عَلَیْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ ۚ قَالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْکُمْ کَمَا تَسْخَرُونَ( 38 هود)
نوح کشتی را میساخت و هرگاه گروهی
از قومش بر او عبور میکردند ؛او را به مسخره میگرفتند.
گفت :اگر شما ما را مسخره میکنید ،مسلما ما هم شما راهمانگونه
که ما را مسخره کردید مسخره میکنیم…
میدونی زهره جااااااانم امروز یکبار در مسیر پیاده روی خداوند خیلی واضح بهم گفت دقت داری توجه ات به چه سمتیه
و من حالم گرفته شد واقعیتش ،گفتمش چشم من تسلیمم اما خب باید تکاملمو طی کنم نمیتونم من قدرت اینو ندارم که ترمز دستی توجه به نکات منفی که شاید 99 درصد روز درگیرشم را یهو بکشم و تموم، بهش گفتم بهم فرصت بده و باز سرشب
نتونستم ذهنمو کنترل کنم و توجهم رفت سمت نکات منفی (حس میکنم میخاد
هر جا توجهم معطوف شد به نکات منفی گوشمو بپیچونه) و یادم افتاد صلات امروزم رو انجام ندادم رفتم ایمیلمو چک کنم و رسیدم به کامنت تو عزیز قلبم که هر وقت کامنت میگذاری برام ایمیلش میاد
و وقتی خوندم قدم اول برای رفتن به سر کار رو برداشتی یک شور و شوقی درون من راه افتاد که وصف ناپذیره و انگار حالم بهتر شد …
میدونی منم دقیقا همین امروز برای اینکه کار انجام بدم قدم برداشتم استرسم وحشتناک بود خیلی خجالت میکشیدم
و دقیقا امروز هدایت شدم به آیه 38 سوره هود که برام اتمام حجت کرد نباید ترس از مسخره شدن داشته باشم (همش این باور که مسخره میشمدست وپامو میبنده)
من تو این سایتم و استادم بهم میگه همیشه باید ورودی مالی داشته باشی منم میگم چشششم
امروز قرار بود با یه دوستی بریم برا من دونبال کار چون دقیقا یک ماه پیش این خانم(62 ساله پر شور و شوق و خوش قلب) تو بیمارستان به من گفت:مشغول چکاری هستی خندیدم و گفتم والا هیچ
با تعجب گفت اصلا خودتو بیکار نکن و گفت عامل این سرزندگیش اینه که همیشه کار کرده …
با عشق باهام اومد و امروز نزدیک 2 ساعت گشتیم برای کار و پیدا نکردیم
ازش خیلی تشکر کردم که در قدم اول همراهیم کرد (انگار یه ذره ترسم مقاومتم شکست) و اونم هی میگفت کاش جور میشد
اما من قلبم عروسی بود با خودم گفتم
ای خانم چی میگی این بزرگترین قدم من بود من برای اینکه بهت زنگ بزنم بیای بریم دونبال کار مقاومت وحشتناک داشتم ذهنم هی میگفت ولش کن اما به قول استاد توی دوره عزت نفس نخواستم این شاغل شدنم رو به تعویق بندازم ….خدایا صد هزار مرتبه شکرت آره منم قدم اول رو برداشتم
مطمئنم اتفاقای خوبی میافته
من باید صد در صد مسولیت زندگیمو برعهده بگیرم
من باید بتونم در کمال آرامش ثروت خلق کنم…
من باید قدرت دونبال کار گشتن یا گسترش کار خودم به کمک خداوند با باورهای توحیدی ایجاد کنم
من باید ورودی مالیم بالی 100 میلیون باشه
میدونم باید پله به پله؛قدم به قدم خودمو بکشم بالا
باید ترس از مسخره شدن رو ببوسم و شیک و مجلسی بزارمش کنار
آره من مثل این آیه شاید خیلیا مسخرم کنن که عه فلانی داره جوراب میفروشه مثلا تحصیل کرده است اما من نباید توجه کنم باید مثل استاد با این حرفها قوت بگیرم آره اون خانمه هم امروز بهم گفت با قدرت برو جلو نترس(دقیقا انگار از طرف خدا بود آخه حتی گفت میخوای من بهت پول بدم همین کار خودتو گسترش بده خیلی ذوقققق کردم از این همه اعتمادش و من اونجا واقعا خدا رو دیدم ؛تشکر کردم و خیلی راحت گفتم سپاسگزارم اما من اهل قرض گرفتن نیستم من پولشو میسازم کارمم گسترش میدم)
خدایا من میخوام به استقلال مالی برسم اما نمیدونم چطوری ترس و خجالت در وجودم لبریزه
اما ازت میخوام کمکم کنی پشت در نایست بیا داخل قلبم بیا و منو هدایتم راه رو نشونم بده ؛بیا تو خوابم باهم حرف بزنیم من عاشقتم خدایا
خدایا ممنونم که امروز با زبان اون خانم با زبان زهره جااااااانم باهام حرف زدی اگر ایده ای بهت داده میشه که برات استرس وارد میکنه اون ایده به دردت نمیخوره
به امید روزی که بیام و درآمد ثابت خودمو همین جا توی همین سایت الهی با افتخار اعلام کنم …….
عاشق تک تکتونم
گام دهم
به نام خدای نور
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته دوسداشتنی و دوستان عباس منشی.
خدای قشنگم اول ازهمه ازت سپاسگذارم بابت امروز که به دیدن زیبایی و حال خوب بیشتر هدایتم کردی و ازت سپاسگذارم بابت این همراه همشگی من (که دخترم عمم میشه)که درکنار هم کلی حال خوب رو تجربه میکنیم ازت سپاسگذارم که به بهترین شکل هدایتمون کردی که بتونیم بدون برنامه و قدم به قدم پیش بریم و کلی حال خوب رو تجربه کنیم و خوش بگذرونیم.
راستی من حواسم هستا که این ازادی رو هم خودت بهم دادی خودت با الهاماتت بهم گفتی چکارکنم و که الان بتونم ازادی تجربه کنم که سال ها ارزوش رو داشتم ازت کلیی سپاسگذارم نورمن.
توی ستاره قطبی ازت درخواست داشتم که بهم بگی باگ باورهای من کجاس که این تضاد مالی رو دارم تجربه میکنم و بهم گفتی باگمو دقیقا توی همین فایل.
من فهمیدم که توی ذهنم پول ساختن اسون نیست و خیلی دهن سرویسی میخواد که مشتری بیاو برات که پول بسازی و…
وقتی استادگفتن پول ساختن اسونه گفتم وامگه میشه اسون و به راحتی بشه پول ساخت ولی اره میشه الگوهاشو پیدا کردم یکیشون استاده که دارن اززندگی لذت میبرن و از کارمورد علاقشون پول میسازن.
خب حالا من دارم کار مورد علاقم رو انجام میدم و از انجامش و توی محیطش قرار گرفتن عشق میکنم و لذت میبرم ولی یه باگی اینجا هست نمیتونم بطور ثابت ازش پول بسازم اینطوره که چند روز متوالی مشتری دارم و بعد همچی راکد میشه و این چرخه چندماهه ادامه داره که الان فهمیدم من توی مبحث ثروت ساختن کلیی ترمز و باورهای مخربی دارم.
خب حالا چطور میتونم باورهای درستی بسازم؟
باور اول به شکل یه جمله هستش.
اون جمله رو تکرارش کن.
بهش توجه کن.
دنبال الگوهای مربوطه بگرد.
خب تمام شد همش همینه تو طرف خودت رو اینجوری میری و جهان هدایتت میکنه به سما چیزی که بهش توجه کردی.
ولی اینو یادت نره که هرچقدر این باور ساختن و جدی بگیری میتونی ازش پول بسازی پس لطفا جدی بگیرش و براش وقت بذار برای رسیدن به خواستت وقت بذارم چندساعتی رو ازخوابت بزن ور رفتن بدون هدف باگوشی رو کنار بذار که جواب بده دختر تومیتونی الان فرمولش رو داری فقط جدی بگیرش.
و اما باورهای عالی این فایل:
1_به موانع رسیدن به هدفت توجه نکن.
2_مهم ترین قانون هدف گذاری قانون توجه.
3_این باور قوی رو توی خودت ایجاد کن که من میتونم به این خواسته و هدفم برسم.
4_دونوع رزق داری رزقی که تو دنبالشی و رزقی که اون دنبالته و تمام تمرکزت رو روی ساخت دومی بذار.
5_نتایج وقتی میاد که به ثبات فرکانسی رسیده باشیم که زمانش تقریبا شیش ماه تا یک سال ثبات فرکانسی.
6_خداوند نزدیک ترینه به من نزدیک ترازرگ گردن.
7_هرقدم ممکنی رو بردار و مطمئن باش که درها بازمیشه.
8_ثروت خیلی راحت وارد زندگیم میشه.
9_ ثروت ساختن اسان است.
10_اگر از زندگیت لذت ببری پول هم دنبال تو میاد ومنتظر این نباش که اول پول بیاد و تو زندگیت بعد لذت ببری این نخواهدشد.
11_اگه ترس نداشته باشی هیج اتفاقی نمیوفته بجاش ایمان داشته باش.
12_باوراتو درست و محکم بساز چون اگه باورات ایراد داشته باشه هرچقدم پول بسازی ازجایی که نمیدونی ازدستت میره.
خداجونم سپاسگذارم که تااینجا گذاشتی استمرار داشته باشه سپاسگذارم بابت فردای پراز سوپرایز خوشحال کننده خداجونم عاشقتم.
استاد عزیزمم و خانم شایسته دوسداشتنیی ازشماهم کلیی سپاسگذارم.
شاد،سلامت،موفق و ثروتمند باشید.
الهی به امید تو
روز نهم
سپاس پروردگار عزیزم که هستم و حضور دارم و امروز بهم فرصت زندگی دادی:)
نکات نابی توی این فایل ها میشنوم که انگار اولین بارمه به گوشم خورده…..
شاید قبلا شنیده بودم اما جنس آگاهی های الان فرق کرده برام ،،،،این نشون میده شکر الله تو مسیر درستی هستم
استاد عزیزم از خدا براتون خیر میخوام
هرجا هستید در مدار بهترین ها قرار بگیرید…..
-هدف
زمانی به اهداف میرسم که در مسیر رسیدن به اون باشم یعنی 100 درصد تمرکز حول هدفم باشه،،،،،،اینو بارها تجربه گردم وقتی تو مسیر هدفم هستم راجبش حرف میزنم براش قدم برمیدارم ،،،،اتفاق میوفته اونم به راحتی:)
خدایاشکرت…..
در مسیر رسیدن به هدف به موانع فکر نکن ،یادمه توی فایلی از استاد شنیدم که درباره هدفت خیلی نرو و اخبار و اینجور چیزارو بشنو و مدام تجربه بقیه رو نپرس چون رنگ خدارو کم رنگ میکنی،،،به قوانین دولت کاری نداشته باش تو اگه بخدا باور داری با بقیش کاری نداشته باش اون از زیرسنگم که شده بع راحتی کارتو راه میندازه
هرچقدر بیشتر میگذره و تجربه میکنم میفهمم اگه کاری انجام بدم که فقط برای پوله و علاقه ای توش نیست،زندگی برام بی انگیزه میشه،،،،روتین میشه،،،و خوب میدونم خدا همه اینارو داره بهم نشون میده تا با پوست و استخوانم تجربه کنم که بایددددد بری دنبال کاری که عاشقشی،کاری که بهش علاقه ای نداری راها کن ،،،جرعتتتتتتت داشته باش
اگه ایمان داری جسارتتتتتتت داشته باش،،،،
تا کی میخوایی کاری بکنی که ازش متنفری
تا کی میخوایی بزور از خواب بیدار شی و به خودت هزارتا فوش بدی تا سرکاری بری که اونو دوست نداری.؟؟؟؟؟؟
اینو دارم به خودم میگم:)
باید رسالتمونو توی این دنیا انجام بدیم
خدایاشکرت
درود بی پایان به هم مسیر ها
درود بر استاد عباس منش
گام 10
برای خودت هدف تعیین کرده و تمرکز خود را تنها بر تحقق آن قرار دهیم
واقعیت این که اصلا نمی دونم چی می خواهم و اصلا به چی علاقه دارم امیدوارم که راه ام پیدا کنم
با کمک خداوند متعال و راهنمای های استاد عباس منش
قانون تمرکز مهم نرین قانون برای تحقق اهدافمان هست
الان تمرکزم میزارم روی تغییر باور هام ، سلامت جسم ام و ذهنم چون از دستش دادم به خاطر مسیر های اشتباهی که رفتم،
اهداف متعدد خود را اولیت بندی کرده و به محض رسیدن به آنها هدف بعدی را انتخاب کنیم.
برای خداوند بزرگ و کوچک بودن خواسته های ما اهمیت ندارد.
با داشتن باور های مناسب خداوند ما را به سمت تحقق اهداف مان از هزاران طریق هدایت می کند.
به چگونگی تحقق اهداف خود فکر نکنیم، فکر کردن به چگونگی و موانع پیش رو مانع تحقق اهداف مان می شود.
خداوند تمام کیهان را مدیریت کرده بنا بر این عوامل بیرونی مثل قوانین و مقررات دولت ها به هیچ وجه در تحقق اهداف یا عدم تحقق آنها کوثر نیست.
برای تحقق خواسته ها در واقعیت فرکانس های ما باید به دامنه ارتعاش مشخص برسند.
زمانی که فرکانس های ما به ثبات رسیده اند، خواسته ها لاجرم و از هر طریقی اجابت می شوند.
تضاد ها و خواسته ها را برای ما وضع کرده و با داشتن باورهای مناسب به آنها دست مییابیم.
شیوه ارتباط با خداوند برای هر شخص متفاوت است.
هزاران شیوه برای ارتباط با خداوند وجود دارد.
اولین ویژگی خداوند نزدیک بودن او به ماست.
دومین ویژگی خداوند همواره در حال اجابت درخواست های ما بودن است…
تا زمانی که بخشنده نباشیم دریافت نمی کنم..
اول بخشش خودمان
آگاهی باید جاری باشد تا به ما الهام شوند.
به کسب و کاری بپردازیم که به آن علاقه داریم.
هرگز به خاطر کسب درآمد به سراغ شغلی نرویم.
نشانه پرداختن به شغل مورد علاقه این است که دوست داریم 24 ساعت به آن پرداخت بدون احساس تشنگی و گرسنگی کنیم.
همه ما استعداد های زیادی داشته که می توانیم از آنها کسب درآمد کنیم.
با پرداختن به شغل مورد علاقه کسب مهارت در آن لازم نیست برای دیگران کار کنیم.
تنها یک هدف که اولویت بیشتری برای ما دارد انتخاب کرده و تمام تمرکز خود را بر روی آن قرار دهیم.
بزرگ و کوچک بودن خواسته ها برای ذهن ماست با داشتن باور های مناسب تمام اهداف ما تحقق پیدا می کنند.
خداوند از هزاران طریق ما را به سمت اهداف مان هدایت می کند.
قانون تکامل را رعایت کرده و بدانیم نمی توانیم یک شبه و یک دفعه به اهداف خود برسیم.
قانون تکامل و اصل خارپشتی را همیشه به خود یاد آوری کنیم.
مهم ترین قانون برای هدف گذاری قانون توجه است.
خدارو شکر می کنم که امروز هم به تعهدم پای بند بودم.
خدارشکر می کنم بابات حال خوب امروز ام
خدارو شکر می کنم بابت مسیر درستی که حس می کنم پیش روم هست
خدارشکر می کنم بابت غذا ، میوه ، آب
خدارشکر می کنم که راه روشن و نور را در مسیرم قرار داد
خدایا بهم کمک کن سلامتی جسم و ذهنم بدست بیارم
خدایا بهم کمک کن هدف و رسالت برای زندگیم پیدا کنم
خدایا کمک ام کن علاقه ام پیدا کنم و در اون ثبات داشته باشم
سلام خدمت خانواده عزیزم در سایت استاد
من این فایل رو خیلی گوش دادم اما این گفته استاد که پول ساختن خیلی آسان و راحته برام خیلی دلنشین بود کلی با خودم تکرارش کردم
جوری باورش کردم که به قلب و ذهنم نشست….
بدلیل بارندگی و طوفان قشم، 3روز مغازه من تعطیل بود
چندساعت بعد یک مشتری از طریق پیج و آنلاین به من پیام داد بدون اینکه همدیگرو بشناسیم از من 30 میلیون عمده خرید کرد…
و برام پول رو واریز کرد!
اینو به وضوح دیدم که اگر باور کنم پول ساختن اسان است ازجاهایی که تصورش رانمیکنم ورودی مالی خواهم داشت.
فقط به باور و ذهن من بستگی دارد چون من خالق زندگی خودم هستم
من با افکار و باورهایم زندگیم را رقم میزنم
من با کانون تو جه ام اتفاقات را در زندگیم به وجود میاورم
من باید ذهنم ،توجه ام و افکارم را کنترل کنم و در مدارهای بالاتری قرار بگیرم
امیدوارم هر روز نتایجم پررنگتر و قابل لمس تر شود
امیدوارم شخصیتم روز به روز کامل تر و شکر گزار تر شود
ا
سلام استاد عزیز.شما ب نظر من یکی یک دونه ی عالم هستید.بطرز عجیبی هر مسئله رو بیان میکنید و من قم زندگی میکردم .من تو شرایط عجیبی ب خواستم ک 206 بود رسیدم . بعد ک جهان بینی توحیدی رو خریدم و بارها و بارها گوش دادم مهاجرت داشتم ب تهران بصورت مجردی .خانوادم بشدت منفی نگر هستن من رو خودم کار کردم و هدایت شدم ب تهران .شما انرژی خالصی هستین.خانه چوبیتون بسیار زیباست.منم ارزوی این مدل خونه با دریاچه زیبایی ب این شکل رو دارم.استاد لطف کنید خبر بدید چ زمانهایی لایو دارید .من از زمانی شما رو باور کردم تحولات عجیبی تو ذهنیت و زندگی ایجاد شده.نمیدونم از خدا بخاطر شما چطور تشکر کنم.فقط ازش میخام عافیت و خیر و برکت 2 دنیا رو نصیبتون کنه.
بنام الله مهربانم
سلام به استادان و دوستای گلم
گام 10 خانه تکانی ذهن
تمرکز روی هدف
چندروز پیش پسرخواهرم باهام تماس گرفت و در مورد کاری که میکنه گفت و گفت بیا خاله جمعه ی ساعتی با اساتیدم جلسه بزارم و در مورد کارم باهات صحبت کنن و فلان و بهمان و …
من از قدیم از اینکارنتورک و اینا خوشم نمیومد و گهگاه دوربریهام بهم میگفتن بیا تو اینکارو .. . منم بی تعارف نه میگفتم و فاصله مو باهاشون بیشتر میکردم و میگفتم فقط میخوام رو کار و شغل خودم تمرکز بذارم و به ایشونم قبلا یبار گفته بود و دوباره اومد و پبشنهاد داد و منم واضح و شفاف کنم نه قاطع گفتم و بهشون گفتم نمیخوام هیچ چیز باعث عدم تمرکز بشه و فقط همینکارو رو میخوام انجام بدم.
میدونین منم موافقم که مطالب و آگاهیهای عالی میدن ولی وقتی این سایت و این استادا و این دوستانو داری دیگه مگه میتونی جای دیگه بری و آگاهی بگیری .
من هر روز اینجام تو این خانواده گرم و صمیمی بخواین حساب کنین اینقدی که اینجا وقت میگذرونم، کامنت میذارم ، کامنتها و دستاوردهای بچه ها رو میخونم با خانواده خودم وقت نمیگذرونم با اینکه خیلی دوستشون دارم ولی از یجایی ببعئ دیدم کسیرک باهاشون فرق میکنه.
برام واضح و شفاف شده دیگه، که اگه میخوام نتایجم متفاوت از بقیه باشه باید متفاوت از بقیه عمل کنم .
تمرکزم رو بهبود شخصیت و به صلح رسیدن با خودمه و همینطور بهتر و حرفه ای شدن تو کار مورد علاقمه و با احترام غیر اینا باشه گذاشتم کنار و یا خیلی خیلی محدودشون کردم.
خیلی خوشحالم که اینجام و وقت و انرژیمو اینجا میذارم و ورودیهای خوب و عالی به ذهنم میدم.
ارزوی بهترین بهترینها رو برای تک تکمون دارم
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده.