live | استمرار در مسیر هم جهت با هدف - صفحه 35 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | استمرار در مسیر هم جهت با هدف
    176MB
    27 دقیقه
  • فایل صوتی live | استمرار در مسیر هم جهت با هدف
    26MB
    27 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

609 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهدیه یونسی گفته:
    مدت عضویت: 768 روز

    درود و مهر به استاد خوبم و مریم جان عزیز و تمام دوستان هم مدارم

    گام دهم از پروژه ی جادویی خانه تکانی ذهن

    استاد من الان اشکال کارم رو متوجه شدم و فهمیدم چرا درست نمیتونم تمرکز کنم روی هدف هام چون توجهم روی یک هدف مشخص نیست و خیلی عجولم و میخوام خیلی سریع به همه ی اهدافم برسم و این اشکال بارها باعث شده من از مسیر و هدفم دور بشم و نتونم ذهنم رو کنترل کنم…

    از شما بخاطر این فایل پربار سپاسگزارم..

    در پناه خدای یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    موسی محمدی گفته:
    مدت عضویت: 2228 روز

    سلام استاد عباسمنش نزدیک سه سال هست که بامباحثی همچون قانون جذب آشناشدم.اما یک سال هست که با فایلهای شما درکانال تلگرامی آشنا شدم وهرازچند گاهی گوش میکنم.مباحث شمارو بیشتر وعمیقتر ازدیگران حس میکنم .خیلی دوست دارم که بتوانم محصولات شمارو بخرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    فرزاد گفته:
    مدت عضویت: 1737 روز

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان گرامی

    چقدر زیبا بود تعریفی کاه خداوند از خودش ارائه کرد و چقدر دلنشین بود.

    واقعا ارتباط بهتر و شناخت بهتر خداوند با ارزش ترین دستاوردی که من بعد از فایلها شما به دست آوردم و این دستاورد برای من آرامش بیشتر آورده .

    من بخاطر این موضوع شکر خداوند مهربان هستم و همچین سپاسگزارم از شما استاد عزیزم و همه کسانی که در این آموزش سهیم هستند.

    ❤❤❤

    کاش میتونستم حسم رو بیان کنم و بگم که این موضوع چقدر برای من با ارزشه….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    هاجر صالحی گفته:
    مدت عضویت: 1926 روز

    بنام رب

    سلام به استاد عزیزم، مریم عزیزم ودوستان همفرکانسیم

    استاد سپاسگزارم برای این آگاهی ها و مریم جان از شما هم سپاسگزارم برای این پروژه ی عالی و آگاهی بخش

    استاد جان در مورد اون قسمتی که گفتین قوانین دولت ها رو نادیده بگیرین و باور کنید خدایی که این کیهان رو مدیریت میکنه اتفاقات رو رقم میزنه و اونم با توجه ب افکار من، ن قانون دولت ها، میخام تجربه و مسیرمو بگم.

    استاد من مهاجرتی رو که میخواستم چند روز پیش خلق کردم و خداوندم از فضل و رحمتش از جایی که فکر نمیکردم، برای من دری باز کرد.

    مهاجرتم اکی شده، هنوز تاریخ رفتنم مشخص نشده ،ولی مهاجرته درست شده

    و اما استاد مسیری که تو این راه رفتم، از صدتا مدرسه و دانشگاه بیشتر یاد گرفتم،تمام سالهای زندگیم یکطرف ،این مدت یکطرف

    استاد به حق ک شما میگین، رسیدن به خواسته یک مسیره،یک نقطه نیست، اون هدفی که بهش میرسیم یک طرف، اون شخصیت و رشدی که در طول مسیر پیدا میکنیم صد طرف.

    خیلی مسیر پر چالشی بود ولی خیلی شخصیت منو رشد داد، اگر بازم برگردم بین اینکه همون اول کارم اکی بشه تا اینکه این مسیر رو بیام، این مسیر رو انتخاب میکنم

    استاد من وقتی که با خانواده م حرکت کردیم برای مهاجرت، بدون اینکه دقیقا راهی باشه یا تضمین یا قولی حرکت کردیم فقط بر پایه توکل و ایمان. باورام خیلی خالص بود، تو ذهنم بود میرم میشع خدا هدایت میکنه، هیچ قانون مهاجرتی رو هم نخونده بودم و اتفاقی که افتاد این بود که ب محض حرکت ما ب سمت یک کشوری برای رفتن به کشور دیگه خداوند دری رو باز کرد و همه چی داشت خوب پیش میرفت تا اینکه من گمراه شدم و رفتم سایتای مهاجرتی و خوندن قوانین مهاجرت و سفارت. هر چی میخوندم تعجب میکردم ک چنین راهی ک برای ما باز شده، اصن مطابق این قوانین نیست و شک و تردید در من شروع شد شکل گرفتن.

    در مداری اقتاده بودم که تحت تاثیر اون سایت ها و اطلاعات و هی بر ترمزام اضافه میشد و حس بد و ناامیدی، البته اون زمان نمیفهمیدم بنظرم کارم درست میومد، از مسیر فرکانسی دیدن جهان خارج شده بودم، چون از آشنایی من با استاد و آموزش هاش مدتی کمی میشد و من بیزنسمو فقط خلق کرده بودم و درکم از قوانین و اجرای قوانین خیلی کم بود.

    تا این ترمزا ب جایی رسید و در شرک و تقلا و فزیکی دیدن جهان فرو رفتم و اون دری ک باز شده بود، بسته شد

    به چه دلیل، گفتن ک نمیشه چون شما فلان شرایط رو ندارین، کدوم شرایط؟ همون شرایطی ک برای خودم ساخته بودم و ترمز ایجاد کردع بودم.

    ما موندیم و در کشور غریب و دری ک بسته شد، هر چی بیشتر تقلا میکرذم ترمزا قویتر میشد، تا جایی ک شاید زبانی نه ولی قلبی گفتم نمیشود و چون چیزی برای برگشت هم نذاشتح بودیم ، بیزنس و خونه و وسایل رو هم جمع و فروخته بودیم، پل های پشت سرمونو خراب کرده بودیم ،راهی هم برای برگشت و جایی برای برگشت نبود.

    اوضاع اینجا هم جالب نبود در شرایط بدی بوذیم از همه نظر

    این تضادها چنین خواسته ی منو قوی کزد که تو اوج ناامیدی بلند شدم، حالا داستاتش خیلی مفصلتره، تصمیم دارم ب کشور مقصد ک رسیدم بنویسم با جزییات کامل از عملکردم و نگاهم و باورایی ک ساختم.

    تصمیم گرفتم در دل جایی ک همه چی صفر شده بود شروع کنم از سایت استاد و فایل ها، انقدر ترمز در من ایجاد شده بوذ ک نمیتونستم تجسم کنم خواسته مو یا فکر کنم بهش،

    گفتم من ی چیزی میدونم احساس خوب، تا حالا هم بصورت جدی عملیش نکردم، الان وقتشه ، چون مدام ب خودم میگفتم هاجر هیچکس ذر جهان نیست که بتونه کمکت کنه، حتی خدا تا تو درست نشی نمیتونه کمکت کنه

    و این هم منو میترسونذ و هم انگیزه میداد، ک تا باورات درست نشه،قرار نیست اتفاقی بیفته

    شروع کردم گوش دادن فایلای رایگان و فقط سپاسگزاری و تمرکز بر نکات مثبت و اوایل سخت بود چون از لحاظ مالی و روحی و رفاهی واقعا در شرایط بدی بودم.

    قبلا خونه بیزنس کار اعتبار دوست آشنا ، رفته بودم جایی ک غقط دو جفت لباس برا خودم برده بودم از اونهمه زندگی،

    خلاصه شروع کردمو و کم کم انقد حسم خوب میشد ک بعضی وقتها واقعا فکر میکردم تو بهشتم و خوشبت ترین آدم جهانم، در صورتی که کل خانواده پنج نفره تو یک اتاق کوچیک بوذیم، خونه ی کامل هم نه اتاق

    ولی چون دیدمو عوض کرده بودم همون زو بهترین جای دنیا میدیدم، هر چی بیشتر سپاسگزار میشدم یاد قبلا میفتادم ک چ شخصیت ناسپاسی داشتم ،اونهمه امکانات و نعمت رو نمیدیدم، الان برای ی مایع ظرفشویی ک داشت و ظرف میشستم یا یدونه پیاز چنان ذوقی میکردم و ب احساس عالی میرسیدم ک نگو. همع چی رو نعمت و خدا میدیدم

    حالم بهتر ش، حتی خیلی بهتر از شرایط خوبم، و از نظر مالی و خونه و رفاهی هم هی بهتر میشد، انقدر از یک خونه شکرکذاری میکردیم که چند وقت نشده یک اتفاقی میغتاد و مجبور میشدیم از اون خونه بریم و میزفتیم و هی میدیدیم جای جدید چقد بهتزه، وضعیت مالی،جنس احساس آرامش، روابط و آدمای اطراف هی بهتر میشد و مهاجرت رخ نداده بوذ هنوز، هنوزم نمیتونستم حس خوبی داشته باشم ب این قضیه

    تا خواهرم دوره ی کشف قوانین و شیوه ی حل مسایل رو خرید و اونجا کم کم فهمیدم ترمزام چیا هستن،

    جلسع دوم حل مسایل و دوم و سوم کشف قوانین بینظیرن، اون تمریتش طوری طراحی شده، ک هر ترمزی داشته باشی میفهمی

    البته تکاملی، هربار گوش میکردم تمرینش انجام میدادم، ی ترمز میفهمیدم و میرفتم کار میکردم،چتد وقت باز انجام میدادم و حس میکردم ی چیز جدید دارن میگن استاد

    و هر چی گوش میکردم و درونم و ذهنم رو میشناختم بیشتر برام منطقی میشد، بابا درسته من خودم داشتم ب جهان فرکانس میفرستادم این امکان نداره ، من شرایطش رو ندارم، من لیاقتش رو ندارم ، معلومع ک جهان هم کاری میکرد ک سه بار تا لحظه ی آخز پیش میرفت و کنسل میشد،

    جمله ی مریم جان تو تمرین جلسه دوم کشف قوانین ک میگفتن ، جهان نگاهی رو که تو درباره ی امکان پذیری خواسته ت داری ،بصورت افراد ایده ها وشزایط برات پیش میارهو بله چقدر راست بود،

    شروع کرده بودم ب برداشتن ترمزا، و این وسط چالش شزایط زندگی زیاد پیش میومد، درسته شرایط خداوکیلی بخاطر تمرکز بر نکات مثبت و سپاسگذاری همینطور مدار ب مدار بهتز میشد ولی باز تضادعای زیادی بودک نیاز ی کنترل ذهن قوی داشت.

    شروع کرده بودم ب ترمزا ولی حس میکردم ی ترمز قویی هست ک دارع کار میکنه مخفیانه و قوی ، در مدار فهمیدنش هم نبوذم هنوز، از کجا میفهیدم ک یک ترمز قوی هست، یکی چون نتیجه رخ نداده بود هنوز و دیگه استاد شما میگین ک مثلا سپاسگزاری میکنید قلبتون باز میشع، بر عکسش هم هست وقتی باورای نامناسب داری ، ی حس بسته بودن قلب، ی حس بد وقتی داری ب خواسته ت فکر میکنی هست.

    از خداوند بزرگ هدایت میخواستم ک بگه این ترمز رو ، همینطوری رو بقیه ی ترمزا کار میکردم و حسم بهتر و سپاسگزاری و تمرکز بر نکات مثبت تا اینکه چندتا اتفاق افتاد

    استاد اینکه آموزه های شما با بقیه فرق دارع همینه، یک پیکج کامله، یک مسیری هست ک رفتین برا همین تمام چیزایی ک میگین در طول مسیر تجربه میکنم

    استاد اگر بحث تسلیم بودن رو نداشته باشی، بنظرم ب موفقیت خیلی بزرگی نمیتونی برسی ،یک جای مسیر با یک تضاد استپ میشی

    من کار میکردم و توقعی ک داشتم این بود ک طبق توقع من دری باز یشه ولی برعکس شد،،

    چهارتا تضاد بدجور همزمان پیش اومد

    یک مشکل پوستی ک کم و بیش داشتم ،خیلی شذیذ شد

    دوم شرایط مالی داشت خوب پیش میرفت،یهو مشکل برخورد

    سوم اون خانواده یی ک اومده بودیم کار مهاجرتشون اکی شد و داشتن میرفتن و حس عجله و مقایسه شدید شد در ما

    و چهارم بدتر از همه، طبق قانون جذید اون کشور ما دیگه نمبتونستیم اونجا بمونیم و مجبور بودیم بریم،دری هم ک باز نشده بود بریم

    اینجا دیگه کنترل ذهن سخت بود، ولی باور الخیر فی ما وقع اینجاهاست ک نجات میده آدمو

    فقط یادمع فایل هفت کشف قوانین رو میذلشتم گوشم و پیاده روی میکردم

    ذهن میگفت نرفتی ک هیچ، از اینجا هم باید بری، پولم ک نداری، پوستتم ک اینجوری،، تمسخر هم میکرد ک این آدمایی ک ن قانون بلد بودن ن شکر گذاری ،هی هم اخبار و نکات منفی ،الان دارن میرن تورنتو، تویی ک اینهمه کار کردی نرفتی هنوز

    استاد تو اون فایل میگین ک بچه ها اون تضادای سنگین ،اونجاها ک همه میگن این دیگه خورد شد، صدای شکسته شدنت رو میشنوی ، همه میگن کارش تمومه ،اونجاها اگر بتونی ذهنت رو کنترل کنی، پاداش ها بزرگه، اینجا جایی هست یا نقطه ی پرشت هست یا سقوط، گفتین ک ولی من نصمیم گرفتم ک نقطه ی پرشم باشه

    واقعا استمرار داشتم ،گفتم اگر مهاجرت فقط یک فرکانسه،پس من کاملا شرایط و تواناییش رو دارم، تنظیم میکنم بالاخره روی فرکانس مناسب

    منم تصمیمم گرفتم ک اینجا نقطه ی پرشم باشه و ب حدی کنترل ذهن کزدمو و خواسته ی من قوی شد، ک چنان در دل اون طوفان ها احساسم حتی از شرایط عادی خوب بود ک خودم تعجب میکردم ،واقعا این منم انقدر آزام امیدوار و با ذوق شوق

    و واقعا هم نتیجه ی کنترل ذهن تو اون شزایط بینظیر بود، واقعا خداوند ب من پاداش داد، تمام مسایل حل شد خیلی روون و ساده

    و در مدار قانون سلامتی ک خواهرم خریده بود قرار گرفتم و مشکلم کامل حل شد

    مشکل اقامت هم حل شد

    وضع مالی هم اکی شد

    و تو همین حین بود ک خونه یی ک بودیم رو هم شرایطی پیش اومد ک باید تخلیه میکردیمم،

    برای این قضیه خونه من منطق داشتم چون چهار بار دیگع خداوند ب بهترین شکل انجام داده بود، آرام بودم ولی گفتم چزا حالا تو این اوضاع کوچ کشی هم بکنیم،

    داشتم منطق ها رو درباره ی خونه ک خدا هدایت میکنه و کارها رو انجام میده تکرار میکردم که یهو از خودم سوال پرسیدم ک چزا خدایی که میتونه راحت خونه جور کنه چرا اینکارو درباره ی مهاجزت نمیتونه؟، ک جوابش اومد و اون ترمز اصلی پیدا شد ،در دل این اتفاق.

    تازه فعمیدم مشکل اصلی چ باوری بوده، و بعد از اون آروم شذم و شروع کردم ب برداشتنش با الگو

    بعدش دیگه هدایت ها سرعت گرفت، و هر مرحله خدا ی ترمز یا باوری رو میگفت و منم انجام میدادم

    استاد شما تو داستان مهاجرتتون میگین ک من گفتم با ویزای توریستی اومدیم و میمونیم، بعد وکیل ب شماگفت نمیشه، قانون داره کشور

    اونجا شما رو تحسین کردم ک چقدر باوراتون خالص بوده، چون اینو دیگه همه میدونن ک نمیشه، اونجا گفتم دم استاد گرم اینه آدم زرنگ، ک هیچ ورودی ب خودش نمیده

    همینطور ک داشتم رو باورام کار میکردم و حس میکردم مقاومتی ندارم، چنان در مدار رفتن قرار گرفته بودم ک هر کسی زو میدیدم که ویزاش اومده، کارش درست شده، جهان ما رو احاطه کرده بود با آدمایی ک داشتن مهاجرت میکردن

    هنوز دری باز نشده بود،هی تایید میکردم ببین نزدیکه میاد خدا هدایت میکنه

    تا اینکه خداوند از جایی ک فکرش رو نمیکردم خیلی بدیهی و طبیعی دری باز شد

    استاد من همیشه تحسین میکردم داستان شما رو ک اون آفیسری ک فارسی بلد بود و فقط گفت من دوست دارم شما رو بفرستم آمریکا.

    خودمون ک رفتیم یک آفیسری ب ما افتاد ک سوالی ک پرسید و من چیزی ک گفتم ، تعجب کزد و گفت اینو تو فورمتون نوشتین، گفتم نه

    گفت خیلی خوبه، پس اینو نگین کلا چون یا رد میشین یا کارتون خیلی طول میکشه، منم نشنیده میگیرم، بعد قشنگ توضیح داد ک چی بگین چی نگین

    و فقط خدا رو شکر میکردم ک خدایا تو چیکار میکنی ،این آدما ظاهرا برای این هستن ک راست و دروغتو بفهمن،، ولی خود این آدم داره اینجوری اصلاح میکنه حرف ما رو

    استاد فقط خدا رو شکر کردم ک خدایا وقتی افکار مناسب داری در مسیر درستی ،چطور خداوند آدمای خوب رو سر راهت میاره و همه چی روون پیش میره، کل انترویو بگو بخند شوخی بود

    خونه ک اومدم تازه یادم افتاد چقد من اون داستان شما رو تحسین کرده بودم، نوشته بوذم با جزییات و میخوندمش ،

    خودمو از نظر احساسی جای شما قرار میدادم ، میگفتم یعد این اتفاق استاد و مریم جان چقدر شکر میکردن،چقد ایمانشون ب قوانین بیشتر شدو کلی احساس های خوب از طرف شماتجسم میکردم

    بخدا استاد تمام ش رو تجربه کرذم ، خداوند آفسیری رو در مسیر ما گذاشت ک شبیه داستان شما شد.

    استاد الگو باورا رو خیلی آسون تغییر میده، من پاسپورتم اکسپایر شده، پول نداشتم و اون شرایط تعریف شده ی سفارت رو نداشتم ، با توحید و الگوهایی ک با این شرایط من تونستن باور پذیر کردم برای خودم

    استاد میگین بچه ها رو باوراتون کار کنید خیلی وقتا جهان کارها رو انجام میده براتون،خودتون نمیخاد انجام بدین

    برای من همین شد و دستان خداوندبرام کارها رو انجام دادن

    و استاد در مورد قسمت آخر که درباره ی نحوه ی ارتباط با خداوند میگین،

    منطق نماز رو ک درک کنیم، بفهمیم ک نماز قرارع چ کاری انجام بده، راحت میتونیم نحوه ی ارتباط خودمون با خدا رو تنظیم کنیم

    خداوند یک تجربه ی شخصی هست و باید عمل کنی و تجربه کنی، و در دل مسیر خداوند رو میشناسی و راه ارتباط با خدا رو یاد میگیری و خدا رو حس میکنی تو لحظاتت، بزرگیش رو، فضلش رو

    استاد سپاسگزارم برای هدایت ب این مسیر بهشتی،

    بهترین ها رو براتون میخام با عشق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    شاهین حسن زاده گفته:
    مدت عضویت: 1662 روز

    به نام خداوند بخشاینده مهربان

    سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین

    وهمه ی دوستان عزیزم در این مسیر توحیدی

    این قسمت از لایو استاد در مورد نکته ای صحبت کردن که بینظیر بود

    اینکه شما به موانع راه فکر نکنید قوانین تغییر میکنند ما با خدایی طرف هستیم که صاحب تمام جهانه وهمه چی دست اونه

    نکته قابل توجه دیگه این بود که توی یک باور چطور به ثبات فرکانسی برسیم اینکه انقدر اون باور رو ادامه بدیم براش الگو پیدا کنیم منطقی کنیم که کم کم شواهدش بیاد نتایجش بیاد توی زندگیمون

    توی دفتر هدف گذاریم وقتی میخواستم اهدافم رو بنویسم یه حسی بهم گفت که اول صفحه این ایه و اذا سالک عبادی رو بنویس

    معنی این ایه درک عمیقی داره اینکه من اجابت میکنم درخواست هر درخواست کننده ای رو

    خداوندخودش خودشو تعریف کرده اونم یک بار میخوای بدونی من کیم من اجابت کننده ام نگران نباش

    من هستم که به درخواست های تو جواب بدم تو ایمان داشته باش من نزدیکم من دور نیستم چقدر این ایه ارامش میده بهم که نیاز نیست سراغ کس دیگه ای بری

    نیاز نیست رو بندازی نیازنیست سر خم کنی نیاز نیست

    رنج بکشی من اجابت میکنم من بهت میدمش تو اومدی تو این دنیا لذت ببری فقط از من بخواه وایمان داشته باش

    استاد درمورد نت ورک صحبت کرد من این حرف استاد رو خیلی خوب درک میکنم چون 4سال رو توی این شرکت ها بودم وواقعا اونجا خیلی چیزها یاد گرفتم خیلی مهارت ها اما پول نه وتمام کسایی هم که میشناختم تو اون کار همه شکست خوردن از جمله خودم

    کسی که توی اونجور جاها گیر میکنه فقط از نبود غزت نفس و ذهنیت فقیرشه تمام ادم هایی که اونجا بودن ادم های با ذهنیت فقیری بودن همه از دم همه

    از خدا میخوام توی این مسیر هدایتمون کنه که همیشه متعهد بمونیم وانقدر ادامه بدیم که به بی نهایت برسیم

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    Sara Ardavan گفته:
    مدت عضویت: 2409 روز

    به نام خدای مهربونم

    خواسته‌های واقعی ما و انرژی لازم برای تحقق آن‌ها، از تضادهای زندگی پدید می‌آیند؛

    در مسیر تحقق اهداف، هرگز به ذهن اجازه نده که با تمرکز بر موانع احتمالی در آینده، انرژی سازنده تو را هدر بدهد؛

    خدا در لحظه هر چی لازم باشه منو هدایت میکنه برای بهترین قدم، بهترین تصمیم، بهترین رفتار ، بهترین کلام، بهترین حس عاشقانه با عزیزمون

    هر قدم ممکنی را بردار و ایمان داشته باش که درها باز می شود؛

    ترس‌ها و نگرانی‌های بیهوده را از زندگی ما حذف می‌کند و چرخ زندگی‌مان را روان می‌سازد.

    شناسایی مقاومت های ذهنی درباره خواسته ها و حذف آنهاست؛

    ساختن منطق درست و حسابی برای شناسایی و حذف مقاومت ذهن

    ثبات فرکانسی؛

    چگونه انگیزه ایجاد کنیم

    هدف: توجه

    ثروت ساختن آسونِ

    ازدواج زیبا و‌دلخواهم آسونِ

    الگو

    جریان ثابت به سمت بهتر شدن

    نتایج وقتیِ که به ثبات فرکانسی برسیم

    وقتی الهامات خدا رو درک و عمل کنید همه چی ساده و فوق العاده اس

    باور و ایمان:انگیزه

    شیوه عشق بازی با خدا هر جوری حس خوبی دارم همینجور که من شیوه عشقبازی دلخواهمو دارم برای عزیز دلم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    سمیه زحمتکش گفته:
    مدت عضویت: 1913 روز

    به نام خداوند بخشاینده مهربان

    خداوندا تو را شکرگزارم که هر لحظه به آگاهی ام می افزایی ومرا به سمت بهترین ها هدایت می‌کنی

    این قسمت را دوبار سعی کردم با تمرکز گوش کنم .

    چیزی که درک کردم این بود که

    هزاران راه برای رسیدن به خدا وجود داره وبرای هرکس مختص همون انسان وبا توجه به شرایطش متفاوت از دیگری هست .

    جزییات را رها واصل را یاد بگیریم وعمل کنیم .

    در قرآن هم آیات متشابه وهم آیات ام الکتاب هست واگر به سراغ فرعیات برویم گمراه میشویم .

    آرزوهاوخواسته های ما حتما انجام میپذیرد فقط مقاومت های ذهنی وترمزهای ما مانع میشود پا را از روی ترمز بردارم ماشین حرکت میکند ،همین .

    چقدر این دسته بندی لایو ها ،اپن هم هرروز توجه وتمرکز وشنیدنشون نتایج عالی را به همراه داره برای همه دوستان وخودم که در این فرکانس هستیم .

    یه موضوع بگم چند سال پیش قبل از آشنایی با سایت استاد عباسمنش نماز می‌خوندم ولی هیچ درمی از خدای الآنم نداشتم و همه دید من از خدا ترس بود ودور بودم ازش .

    الان اینقدر از ارتباطم با خدا راضیم که احساس میکنم تیکه ای از وجود اون هستم ومن هم از اونم

    با حرف های این قسمت از نماز برام مرور شد گذشته واکنونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    مجید بختیارپور عمران گفته:
    مدت عضویت: 1254 روز

    به نام خداوند نشان دهنده مسیر خوبیها

    سلام ودرود حضور گرم دوستان صمیمی من در خانواده بزرگ عباسمنش

    سلام ودرود به توحیدی ترین استاد زندگیم

    ردپای من در،

    گام دهم از رور دهم

    درس امروزم از این لایو باارزش استاد

    تمرکز ذره بینی روی هدف مهمی که میخوام دوست دارم داشته باشمش ،

    خواسته من ثروتمند شدنه با شغلی که عاشقش باشم که بتونم مثل آب خوردن پول دربیارم و اون ارزشهای درونم ،نبوغ درونم و بیدار سازم و عشق دنیا رو بکنم

    خداروشکررررر که استاد عباسمنش تونست با تمرکر بر خواسته هاش و با تغییر باورهاش در راستای خواسته اش به هرانچه میخواست رسید اونم بدون هیچ تقلا وبدون هیچ سختی وقتی ایشون تونستن یعنی منم میتونم چون هیچ برتری بین استاد با من نیست فقط تفاوت ما در کارکرد ذهنمون هست که منم میتونم با تمرکر بر روی هدفم و با چشم پوشی از تمام فرعیات زندگیم و چسبیدن به اصل که توحید هست وتوحید هست وتوحید یعنی هر باوری که منو به خدا وصل میکنه درسته هر فکری که منو به سمت اعمال نیک ویا گفتار نیک میبره درسته هر فکری که حال مرا خوب میکنه درسته

    مثل این فکرها که پول بدست آوردن سخت و دشوار پولدارها آدمای بدی هستن پول شیطانی پول کثیفه پولدارها کارشون خلاف و غیر اخلاقی یا هرجا پول هست دعوا ودرگیری هست پولدارها ایمان ندارن هرچه پولدارتر بی خدا تر بی ایمان تر ثروتمند شدن معنوی نیست پول چرک کف دسته پول بی ارزشه و پول بدست آوردن خیلی کار سخت و طاقت فرساییه هرچی اینجوری فکر کنیم حالمون بد میشه واین نشانه درست نبودن وغلط بودن این فکره که شده باورمون و در تاریکی موندیم ،

    حالا ببین این فکر چقد زیباست و حال آدم و خوب میکنه وقتی تکرارش میکنیم؛

    پول یعنی ظهور خدا برای رهایی از هرنیاز و تنگنا

    پول وسیله ای است پاک ومعنوی برای شادزیستن و راحت زندگی کردن

    پول هست برای همه هست برای منم هست

    خداعاشق آدمای ثروتمنده چون که ثروتمندشدن تنهاراه رسیدن به خدا وباشکوهترین و الهی ترین کار دنباست

    پول بدست آوردن راحت ترین و بهترین ومعنوی ترین کار دنیاست

    ثروتمند شدن بافضیلت ترین کار دنیاست

    پس ما بدنبال افکاری باشیم که حال مارو خوب میکنه و هیچ راهی زیباتر از راه حلال پول در آوردن نیست چون پول حلال در جای درست و برای چیزهای درست و زیبا خرج میشود پول حلال راحت بدست میاد و زاحت هم خرج میشه

    خداروشکرررر که فهمیدم از امروز بیشتر این باورها رو بنویسم و تکرار کنم تا بشه باورم که طبق قانون خدا هرچیزرو که باور کنیم هر چیزی که باشه برامون ساخته میشه و چه خوبه که به چیزای خوب فکر کنیم و باورهای خوب برای خودمون بسازیم

    خداروشکرررر که هیچوقت شرکت در نتورک و خرید وفروش های هرمی رو دوست نداشتم چون شنیده بودم حرامه ولی دلیل منطقی براش نبود دنبالشم نبودم فقط شنیدم که حرامه و اینکه اصلاااا حس خوبی نداشتم بهش در یک مقطعی در فروش کتاب نفیس شرکت کردم ولی زود کشیدم کنار الیته ضرر نکردم چون کتابایی گرفتم که کلی ارزش معنوی داشت از حافظ مولانا سعدی عطار اونم چه کنابای عالی بود و خداروشکر که این روزا دارم چیزای خوب یاد میگیرم دارم قوی تر میشم بزرگتر میشم واقعا عجب کار زیبایی مریم عزیز برای ماهایی که هنوز موفق به خرید دوره های تکمیلی نشدیم بسیااااار عالی و مفید هست دمشگرم و خداروشکرررررررر

    به یه چیزی که خیلی ایمان دارم اینه که اصلااااا مقاومت ندارم بابت چیزایی که میخوام چون از زندگی استاد الگو گرفتم که هرچی که بخوام به هرتعداد در هرجای دنیا باشه به من میرسه یا من و به سمت اون میبره حتی تو کشور خودم اصلااا به قانون توجه نمیکنم نه اینکه بی قانونی کنم و قانون کشورمو رعایت نکنم نه در ذهنم درباره خواسته هام اصلا نگاه نمیکنم که کسی ویا قانونی ویا قدرتی بتونه مانع رسیدن من به خواسته هام باشه خداروشکررررر خیلی وقت ذهنم مقاومتی نصبت به این موضوع نداره.

    من هنوز به موفقیت های مالی نرسیدم ولی خداروشکرررر ذهنم اصلاااا مقاومت نداره که نمیشه ول کن چرا همچین خواسته هایی داری من میگم فلان چیو میخوام ولی به جهانم اجازه میدم بوقتش برام ردیفش کنه عجله ندارم عصبی نمیشم ناامید نمیشم نمیگم پس کی چرا نمیشه چرا نمیدی میدونم که فعلا این آگاهیی که در من ایجاد شده درسته مقاومتی ندارم ولی باید مرحله تبدیل شدن به باور هم انجام بشه تا خواستم صورت بگیره و موجود بشه اونم بصورت تکاملی که میدونم رشد تکاملی و هیج کس نمیتونه از من بگیره و مانع رسیدنم بهش بشه.

    الهی برای درسهای امروزم شکرررررت

    برای ایجاد باورهای سازنده برای درس های تکراری هر روزه ام برای اینکه فهمیدم تضاد میاد تا منو بزرگتر کنه قویتر کنه درسته در روز دربرابر یسری تضادها شکست میخورم ولی همینکه زود میفهمم سریع برمیگردم این یعنی خیلی دارم رشد میکنم ازاینکه به تضاد رسیدم و اعصبانی شدم و سریع ذهنم آلارم میده که پس اینهمه فایل گوش دادن و عضو سایت و دوره بی نظیر هستی و کامنت مینویسی و میخونی که تضاد اومده تا بزرگتر و قویترم کنه پس چی شد بعد سریع از اولین دوربرگردون بر میگردم اصلااا هم نمیزارم احساس گناه شکست آزارم بده خداروشکرررر اینروزا بخاطر درسهای مکرر وعالی هر اشتباهیی مرتکب میشم سریعتر از قبل خودمو میبخشم که این خیلیییی حس خوبی درمن ایجاد میکته الهی شکررررر برای رشد ده روزه ام الهی شکررررر

    اینم از ردپای امروزم

    امضا …

    مجید دوست داشتنی

    مجید بامرام مجید باحال وبامعرفت

    مجید باعشق مجید نامبروان …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: