live | استمرار در مسیر هم جهت با هدف - صفحه 42


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

609 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رستا محمودی گفته:
    مدت عضویت: 356 روز

    الهی به امید تو که مهربان ترین و تواناترینی

    خدا جونم سپاس بابت همه ی خوبیات

    استادعزیز جناب عباسمنش دوست داشتنی سپاس

    خانم شایسته نازنین سپاس

    دهمین جلسه از پروژه خانه تکانی ذهن رو با عشق، شادی و امید آغاز کردم. تو هر فایلی معمولاً یشتر یه موضوع توجهمون رو جلب می‌کنه و حتی ممکنه در زمان‌های مختلف اگه فایل رو چند بار ببینیم این نکته تغییر کنه و من هم در محتوای این جلسه بیشتر از همه موضوع ثبات فرکانسی به چشمم اومد دقیقاً چند روز پیش بود که من متوجه شدم باور کمبود در ذهنم خیلی پررنگه و آگاهانه تلاش کردم که تغییرش بدم و متوجه شدم که باید رو خودم خیلی بیشتر از چیزی که فکر می‌کنم کار کنم روزایی که بیشتر تلاش می‌کنم این باور رو کمرنگ کنم نتایج ملموسی می‌گیرم ولی زود فراموش می‌کنم که داستان چی بود و باور کمبود خیلی زود دوباره فعال می‌شه و نیازه تا من برای خودم تمرین بذارم و روزانه انجامش بدم و هر باور محدود کننده ی که پیدا می‌کنم و قصد جایگزینی با باور قوی جدیدی دارم باید مدام برای تقویت باور جدید تلاش کنم مثلاً برای کمرنگ کردن باور کمبود تصمیم گرفتم که هرجا فراوانی دیدم تحسین کنم و در دفترم بنویسم و خدا را شکر کنم که این فراوانی رو دیدم.همین امروز که برای تقویت باور فراوانی تلاش کردم فروش خیلی بهتری داشتم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    وحید ولاشجردی گفته:
    مدت عضویت: 1609 روز

    به نام خدا

    سلام به‌استاد عزیز و همه دوستان

    یه فایل دیگه و یه رد پای دیگه از خودم به جا میذارم تا مسیری رو کی طی میکنم داشته باشم

    بدونم با خودم چند چندم

    تو مسیر هدف و هدفگذاری چقدر جمله قشنگی‌رو گفتین هر چقدر که ما به یه هدف توجه بیشتری داشته باشیم به سمت اون حرکت میکنیم

    برای رسیدن به هدف باید بیشتر توجهمون رو به اون هدف معطوف کنیم مهمترین قانون هدفگذاری قانون توجه

    برای هدف گذاری ما نباید به موانع فکر کنیم و اینکه قاون چیه و فلان کار نداریم ما به سمت هدف حرکت میکنیم و جهان پاسخ میده و درها رو باز میکنه طبق باورهای ما

    ثبات فرکانسی هم خیلی جالب بود برام وقتی من به باور بهتری میرسم و الگوهای خوبی پیدا میکنم و حهان پاسخ میده و جریان ثروت و نعمت تو زندگی ما جاری میشه به صورت ثابت و مداوم و هرچی باوره بهتر بشه جریان بیشتر میشه

    پول ساختن خیلی کار ساده ایه وقتی که باورکنیم و واقعا بپذریم

    ثروت و پول ساختن هم وقتی تو مسیر علاقه باشیم و بدون اینکه بخوایم زجه بزنیم برای پول با عشق کار مکینیم و تو کارمون حرفه ای میشیم و پول به سراغ ما میاد

    یه نکته ای که خیلی مهمه و جای فکر داره بی نهایت روش برای ارتباط خداس و محدود نکرده ارتباط رو به یک شیوه خاص

    فایل بسیار قشنگو پر محتوایی بود استاد ممنون بابت این اگاهیی های ناب

    خدایا شکرت🫡️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    آزاده اکبری گفته:
    مدت عضویت: 1315 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الحمدلله رب العالمین

    الرحمن الرحیم

    مالک یوم الدین

    ایاک نعبد وایاک نستعین

    اهدنا صراط المستقیم

    صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولا الضالین

    سلام به استاد عزیزم ومریم جان ودوستان گرامی

    گام دهم

    برای اینکه بتونیم به هدفمون برسیم باید تمرکز کاملمون روی هدفمون باشه نباید تمرکزمون پخش باشه یعنی تمرکز صد در صد باید داشته باشیم

    خواسته های ما از تضادهای که توی زندگی بهش برمی خوریم شکل میگیره وانگیزه وشور وشوق ایجاد میشه که بهشون برسیم

    برای رسیدن به هدف باید اون را به قسمتهای کوچکتر تقسیم کنیم وهر روز یه قدم برداریم و باورهای هم جهت با خواستمون را ایجاد کنیم متوقف نشیم تا به صورت تکاملی بهش برسیم

    یادم میاد که توی دانشگاه برای یکی از درسامو پروژه داشتیم که هم کار عملی بود وهم باید موضوعمون را به صورت تحقیقی ارائه می‌دادیم بعد دوستم که باهم توی گروه بودیم بهم گفت بقیه خیلی ارائه هاشون عالیه بوده ولی ما نمی تونیم به خوبی اینا کار کنیم بعد من بهش گفتم نگران نباشم من یه موضوعی را خودم انتخاب می کنم وارئه میدم که از همه ای اینا عالی تر باشه وهمین شد که تمام تمرکزم را گذاشتم برای این تحقیق یادم میاد که اون موقع پسرم کوچیک بود وشیر میخورد من از هر فرصتی استفاده می کردم تا بهترین تحقیق وکار را

    آماده کنم حتی موقع کارهای خونه و غذا پختن وبقیه کارها توی ذهنم مطالب را مرور می کردم ودر همون لحظه های ایده های عالی به ذهنم می رسید

    وهمین تمرکز وانگیزه برای اینکه من هم میتونم بهترین باشم باعث شد که پروژه ای ما بهترین پروزه کلاس توسط استاد اعلام بشه حتی دوستم هم تعجب کرده بود که من چطوری با داشتن بچه ای کوچیک به این خوبی همچی را آماده کردم

    این موضوع بهم یادآوری میکنه که اگه من بخواهم هر کاری را میتونم انجام بدم

    وهیچ عامل بیرونی نمیتونه جلوی من را بگیره

    نه فرزند ونه همسر ونه خانواده ونه دولت وغیره

    این من هستم که زندگیم را خلق میکنم

    در پناه خداوند شاد وسلامت وثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    حسین شاطری گفته:
    مدت عضویت: 2416 روز

    《به نام خداوند بخشنده مهربان》

    خدایا من هرچی دارم از آنِ تو، خدایا من هیچی از خودم ندارم و هرخیری که از جانب تو بمن برسد باز من فقیر توهستم، خدایا من نمیدونم من بلد نیستم تو هدایتم کن…

    سلام به استاد عزیزم و بانو شایسته مهربان خدا قوت بهتون می‌گم بابت تهیه این گام‌ها، یه سلامی هم می‌کنم به دوستان عزیزم در پروژه خانه تکانی ذهن امیدوارم هرجا هستید سالم و سلامت و شاد باشید

    خدا را شکر می‌کنم که هر جلسه به نکات خیلی جالب و حائز اهمیتی برمی‌خورم که کلی توی پیشرفت و درس یاد گرفتنم تاثیر مثبتی داره

    نکاتی که من توی این جلسه یاد گرفتم خیلی خوب بودش و حالا می‌خوام در رابطه با اون نکات بنویسم:

    اولین نکته نوع نگاه من به خداوند:

    اینکه من خدا رو به چه شکل می‌بینم به عنوان یک انسان می‌بینم یا یک به عنوان یک سیستمی می‌بینم که کاملاً برنامه‌ریزی شده و طبق اصول و قانونی که وضع کرده

    خوب شاید من شاید که نه 100 تا قبل از اینکه با سایت استاد آشنا بشم با آموزش‌های استاد آشنا بشم به شخصه خودم خدا رو به عنوان یک انسان می‌دیدم که همیشه سر سجده سجده می‌کردم اشک می‌ریختم و به قول خودمون می‌گفتم خدایا جون مادرت مثلاً فلان کاریو انجام بده یا می‌گفتن خدایا تو رو به تمام مقدسات قسمت میدم این کارو برا من انجام بده خب این نوع دیدگاه من بود نسبت به خدا در دوران جوونی حتی تا یه مدتی هم که با استاد آشنا بودم و از آموزش‌های استاد استفاده می‌کردم این نوع دیدگاه رو داشتم که خدا رو به عنوان یک انسان فرض می‌کردم به عنوان یک انسانی که همه کارها ازش برمی‌اومد ولی خوب رفته رفته مخصوصاً طی این یکی دو سال اخیر کاملاً به این رک رسیدم که خدا یک انرژی و قوانینی رو طراحی کرده ه ما باید طبق اون قوانین و فرکانس‌ها از خداوند درخواست کنیم و اگر سمت خودمون رو درست بکنیم به مرحله دریافت می‌رسیم به خواسته‌هامون می‌رسیم خدا را شکر می‌تونم الان بگم چندین ماهی هست که من تونستم این قوانینو درک کنم و نمی‌گم 100 درصد ولی خوب در نوع خودم خیلی خوب بوده و خودم راضی هستم

    2. مسئله‌ای که استاد مطرح کردن عجله ترس میاره نگرانی میاره دقیقاً این مسئله رو من خیلی وقتا و هنوز که هنوزه دارم دوست دارم خیلی زود رشد کنم دوست دارم تند تند کارام انجام بشه ولی خب قانون جهان هستی قانونیه که خداوند وضع کرده باید تکاملمون رو طی کنیم تکامل هم یه فاصله فرکانسیه بین ما و خواسته‌امون که میشه با تغییر باور اونو سریع طی کرد وقتی شما یکبار به خواسته‌ای رسیدید بازهم میتونید به اون خواسته برسید فقط کافیه اون فاصله فرکانسی رو طی کنید مثلاً خود من بارها و بارها توی شغل املاک تونستم قراردادهای خوبی بنویسم ولی بعضیا بعد به مدتی نتونستم قرارداد بنویسم و اومد دوباره کارهایی که باعث میشه که من قرارداد بنویسم رو تکرار کردم و به نتایج خوبی رسیدم این شکلی میشه که فاصله فرکانسی رو کوتاه کرد در این صورت میشه که آدم یگه عجله نمی‌کنه چون عجله باعث بشه نگرانی و ترس برای آدم به وجود بیاد خوب بزرگترین اسلحه شیطانم ترس هستش شیطان میاد ترس رو توی وجود ما انسان‌ها می‌ندازه که ما از خدا دور بشیم عجله کنیم قانون رو رعایت نکنیم تا به نتایج خوبی برسیم خب این باعث میشه ما از خداوند دور بشیم از راه خدا دور بشیم از مسیرمون دور بشیم…. الان یه مدتی هستش که من برای اینکه عجله رو تو خودم بکشم همیشه یادآوری می‌کنم به خودم که ببین حسین تو فلان زمان برای نوشتن یه قرارداد حالا فروش یا اجاره این مراحلو طی کردی و برای نوشتن یه قرارداد خوب شما باید اول یه فایل مناسب و خوب داشته باشید و مشتری که متناسب با اون فایل باشه رو باید پیدا کنی و چند تا در کنار اون فایل فایل‌های دیگه‌ای هم داشته باشی که بتونی به اون مشتری با دست پر فایل معرفی کنی که اگه اون اولیو نپسندید 100 درصد آخری رو می‌پسنده و بعد از اون شما میای پای میز مذاکره خریدار و فروشنده عدالت برقرار می‌کنی قیمت رو نزدیک می‌کنی و سرانجام هم شما می‌تونی قرارداد بنویسی و انتقال سند بدی این میشه تکامل نوشتن یک قرارداد همیشه اینو به خودم یادآوری می‌کنم که حسین نوشتن یک قرارداد این مراحلو داره پس من نباید عجله بکنم برای رسیدن به خواستم چون رسیدم به یک خواسته اون هم یک سری مراحلی رو داره که باید گام به گام انجام بدم تا به اون خواستم برسم با این شیوه همیشه سعی می‌کنم عجله رو در خودم بخشکونم

    3. خواسته‌های واقعی از تضادها به وجود می‌آیند:

    می‌تونم براتون از خودم مثال بزنم خدارو شکر این تضادها فوق العاده هستند و به رشد ما خیلی کمک می‌کنند به عنوان مثال اولین باری که من با همسرم خونه اجاره کردیم توی یه املاکی رفتیم توی منطقه‌ای که برای من خیلی غریب بود چون من از تهران کوچ کردم به سمت فردیس کرج و اون املاک به ما توی محله‌ای یک واحدی رو اجاره داد و ما نمی‌دونستیم که اون محله خیلی نامناسب شلوغ و نامنظمه ب این برای من یک تجربه‌ای شد و تصمیمی گرفتم که اگه یک روز مشاور املاک شدم همیشه با مردم صادقانه رفتار کنم و صادقانه تمام مسائل خوب و ماخوب یک محله یا یک واحد یا یک ساختمان رو اعلام کنم که اون خریدار یا مستاجر با دید کافی اون واحد برای زندگی انتخاب بکنم دا را شکر می‌کنم الان 8 سال هستش که من مشاور املاک هستم و 7 ساله که خودم صاحب املاک هستم و تمام تلاشم بر این بوده ام حسن‌های مثبت و مسائل ناخوب یک محله یا یک ساختمان یا یک واحد رو به مشتریانم کامل توضیح بدم که بتونم انتخاب درستی داشته باشم برای خرید یا اجاره اون واحد این نوع نگرش این نوع نگاه حاصل همون تضادی بود که به من خورد و باعث شد که من یک مشاور املاک صادق باشم خدا رو هزار مرتبه شکر…

    4. رویاهای کوچک نشانه باور نداشتنِ:

    هیچ وقت فکر نمی‌کردم داشتن یک رویای کوچک یعنی من باور ندارم که خداوندی وجود داره و می‌تونه رویاهای منو برآورده کنه… خیلی وقت‌ها رویاهای بزرگی داشتم ولی چون رویاهای کوچکم برآورده نشدن، به برآورده شدن اون رویاهای بزرگم امیدی نداشتم من اگه به خدای خودم باور داشتم ‌و میدونستم خداوند قادر و قدرت مطلقه خواسته‌های منو می‌دونه و برطرف می‌کنه همیشه رویاهای بزرگم را نگه می‌داشتم و با قدم‌های کوچک به آنها می‌رسیدم من خیلی رویاهای بزرگ و کوچکی داشتم اما متاسفانه اول از همه خودم را باور نداشتم و خودم رو لایق داشتن اون رویاها نمیدونستم و بعد به بزرگی خدا ایمان نداشتم که خدا می‌تونه اونا رو به راحتی برای من برآورده کنه به قول استاد همیشه گیرنده مشکل داره تو این موضوعات و فرستنده هیچ مسئله‌ای نداره ما باید اول از همه سمت خودمون و گیرنده‌های خودمون رو درست کنیم خداوند کارش درست خداروشکر….

    وقتی از مقاومت‌های ذهنی‌ام کم می‌کنم تضاد به نفع من می‌شوند:

    تا قبل از خرید محصول ارزش تضادها از روی سایت استاد عباس منش من هیچ آگاهی درباره ارزش تضادها نمی‌دونستم همیشه به تضادی که برمی‌خوردم از اهمیت اون اطلاعی نداشتم و با هر تضادی ناراحت می‌شدم اعصابم به هم می‌ریخت و اون کار رو دیگه انجام نمی‌دادم چون می‌گفتم از توان من برای حل این مسئله خارجه یا من توانایی حل این مسئله را ندارم و خیلی از کارهایم به خاطر همین تضادها و داشتن مقاومت‌های ذهنی ام نیمه کاره باقی می‌موند یعنی الان بخوام حساب بکنم هزاران هزار کار نیمه تمام دارم و آنها را به خاطر تضادهایی که به من خورده بود و مقاومت‌های ذهنی که من داشتم نیمه تمام گذاشتم و هیچگاه از فرصت برخورد با تضادها استفاده بهینه‌ای نکردم ولی از زمانی که تونستم محصول ارزش تضاد رو بخرم خیلی حل کردن تضادها برایم آسان شد و اون موقع بود که متوجه ارزش تضادها شدم توی زندگیم همیشه این جمله استاد تو ذهنم میاد که تضادها آمده‌اند که ما رو بزرگتر کنند و ما باید لذت ببریم از حل تضادها تا بتونیم بزرگتر بشیم….. البته برخورد با تضادها و حل اون‌ها کار چندان راحتی نیست نیاز به تمرین و تکرار مکرر داره خدا رو شکر می‌کنم تو این چند وقته تونستم هم کنترل ذهن خوبی داشته باشم هم مقاومت‌های ذهنیم را کمتر کنم و تضادهای خیلی خوبی رو حل کردم که این هم همش مدیون آموزش‌های استاد عزیزم و بانو شایسته مهربون هستم و خیلی ازتون سپاسگزارم به خاطر در اختیار گذاشتن تمام این قانون‌ها تمام محصولاتی که به صورت هدیه به ما هدیه دادید….

    5. در مسیر تحقق اهداف، هرگز به ذهن اجازه نده که با تمرکز بر موانع احتمالی در آینده، انرژی سازنده تو را هدر بدهد:

    خوب این قسمت واقعاً مصداق این روزهای منه که ذهنم برای اینکه منو باز داره از کارهایی که باید انجام بدم در راستای شغلم میاد تمرکزشو می‌ذاره رو موانعی که احتمال داره در آینده برای من رخ بده و سعی می‌کنه که منو از انجام اون کار یا اون روتین روزانم باز داره به عنوان مثال یک بخشی از شغل من اینه که من واحدهایی رو که نیاز دارم از توی سایت دیوار پیدا کنم بغیراز اینکه ملکهایی که مشتری خودشون میان به ما می‌سپارند با مالکینش تماس بگیرم و اطلاعات ملکشونو دقیق بپرسم و برم برای کارشناسی، گرفتن عکس و فیلم متاسفانه ذهن من در مسیر تحقق این هدفم خیلی سنگ اندازی می‌کنه و به هر بهونه‌ای که شده می‌خواد کاری کنه که من زنگ نزدم و روتین شغلیم رو انجام ندم مثلاً میاد میگه جواب نمیده تلفن رو یا اگه زنگ بزنی باهات تند برخورد می‌کنه یا میگه نمی‌خوام ثبت کنید و… ولی خدا را شکر بیشتر موقع‌ها من آگاهانه به این موضوع توجه می‌کنم و نمی‌ذارم این کار انجام بشه… خلاصه این مقاومت‌ها و این ذهن چموش ما انسان‌ها همیشه دنبال اینه که کاری رو انجام بده که ما رو به چالش بکشه و این باعث میشه در ما به شدت مقاومت ذهنی ایجاد بشه کنترل ذهنمونو از دست بدیم و از انجام روتین روزانه‌مون عقب بیفتیم و ادامه دادن این مسائل و این عقب ماندن در انجام امور روزانه یا اهدافمون باعث میشه در ما ترس، نگرانی و بی ایمانی به وجود بیاد توقع از دیگران به وجود بیاد و اینکه دستمون جلوی دیگران دراز بشه یا دنبال یه منجی باشیم که از بیرون بیاد ما رو نجات بده بوجود میاد….. که اینجا من برای اینکه بتونم این مقاومت رو بشکونم و اجازه ندم که ذهن من از موانع احتمالی در آینده در درون من لرزه بندازه میام همیشه نکات مثبت شغلم و مشتریانم رو به رخش می‌کشم و بهش یادآوری می‌کنم که من قبلاً در این شرایط بودم وقتی زنگ زدم مشتریانم به طرز جادویی با من برخورد مناسب و عالی داشتم و با کمال میل ملکشون رو برای فروش می‌سپرن و با من برخورد بسیار عالی و مناسبی دارند این‌ها رو به ذهنم یادآوری می‌کنم و اجازه نمی‌دم در من مقاومتی ایجاد کنه خدایا شکرت…

    6. هر قدم ممکنی را بردار و ایمان داشته باش که درها باز می‌شود:

    توی همین مثالی که براتون زدم برای گرفتن ملک از روی سایت دیوار این خودش یک نوع قدمه وقتی من اقدام می‌کنم که وارد سایت دیوار بشم و تماس بگیرم با فروشنده الباقی کارها رو خدا برای من انجام میده و دل فروشنده رو نرم و مسخر من می‌کنه و به راحتی با من برخورد مناسبی خواهند داشت و بعد از این کار قدم بعدی به من گفته می‌شه و من خیلی راحت‌تر و ساده‌تر اون قدم رو انجام میدم چون برام قابل پذیرش شده یه موقع‌هایی هم هستش برای معرفی کردن یک فایل به مشتری توی ذهن من خیلی غوغایی به وجود میاد ذهنم میگه مثلاً این مشتری فلان میلیارد تومان پول داره این ملکی که میخوای معرفی کنی بیش از حد توانشه اگه بهش معرفی کنی مشتری سریع میگه نه نه نه این زیاده من نمی‌تونم اصلاً نریم ببینین و اینجوری می‌خواد منو درگیر این نوع تفکر کنه که من اون فایلو به مشتری معرفی نکنم و خیلی مواقع هم این اتفاق افتاده اون فایلو من به مشتری معرفی نکردم و مشتری رفته با یه املاک دیگه اون فایلو دیده و خریده به همین خاطر من هیچگاه از برداشتن قدم‌های ممکن کوتاهی نمی‌کنم و اجازه میدم خدای درون منو هدایت کنه من معرفی می‌کنم می‌برم مشتری رو بازدید میدم الباقی کار به عهده خداست اون کارها را برای من نرم و ساده می‌کنه روان و آسان می‌کنه حالا توی بیشتر مواقع وقتی من این مقاومتو کم می‌کنم قدم برمی‌دارم و ایمان دارم که مثلاً این فایلو به مشتری معرفی کنم می‌پسنده و می‌خره این کار به ساده‌ترین شکل ممکن انجام میشه و چقدر برای من فکت بزرگی میشه که انجام شد قانون جواب میده فقط کافیه که ما تسلیم خداوند باشیم و اجازه بدیم خداوند کارهای ما را انجام بده و ما فقط از مسیر زندگیمون لذت ببریم… خدایا شکرت

    7. توجه نکردن به قوانین کلیشه دولت‌ها و چه موانعی بر سر اهدافت می‌گذارند…

    هر وقت این موضوع برای من پیش میاد یاد استاد می‌افتم که اگه می‌خواست به این قوانین دولت‌ها و شرکت‌ها توجه کنه الان استاد توی آمریکا تو بهترین منطقه اون کشور نبودش شاید استاد هم مثل ماها الان توی ایران بود توی یه شهری از شهرهای ایران و داشت سمینار برگزار می‌کرد شایدم شغل دیگه‌ای داشت این موضوع خیلی به من کمک می‌کنه که زمانی احساس کردم که شخص دیگری توی زندگی من تاثیر داره یاد مهاجرت استاد می‌افتم که نه هیچ شخصی هیچ دولتی روی زندگی و هدف من هیچ تاثیری نداره مگر اینکه من باور کنم که اون‌ها می‌تونن روی من و زندگی من و هدف من تاثیر بذارند….

    8. برای تحقق خواسته‌ها نیاز به تقلای بیشتر نیست، بلکه نیاز به شناسایی مقاومت‌های ذهنی درباره خواسته‌ها و حذف آنها است:

    اگه چندین سال پیش بود شایدم بیشتر، من خودم یکی از افرادی بودم که می‌گفتم نه مرد اونیه که بزنی پشتش کلی خاک بلند بشه باید برای رسیدن به هدفت پدرت در بیاد باید صبح تا شب جون بکنی تا بتونی به هدفت برسی!!!!!! خوب همینجوری هم بود من صبح تا شب کار می‌کردم تا چندر غاز پول دستم بیاد و بتونم امورات روزانه‌امو بگذرونم و فقط زنده بمونم… ولی به مدتی هم بود که ذهنم رو ناخواسته آمده می‌کردم برای دریافت راحت نعمت، یادمه زمانی که با برادرم کابینت سازی داشتیم توی تهران خیالی بهتر و روان‌تر کار می‌کردیم تقلای زیادی نداشتیم، نمی‌گم اصلا تقلا نداشتیم ولی کم بودش و خداروشکر درآمدمون هم به نسبت باور هامون خیلی خوب بود اون روزا هرچی که دوست داشتیم می‌خریدم خداروشکر اونجا تونسته بودیم کنترل ذهن بیشتری کنیم و باورهای ثروت سازمان رو رشد بدیم و به نسبت درآمدمون فعالیت مون کم شده بود…

    9. مفهوم ثبات فرکانسی:

    ثبات فرکانسی برای من اینه که توی یه سیکل خوب و راحتی باشم که اون سیکل فقط رو به پیشرفت باشه برام اینجوری متوجه میشم که ثبات فرکانسی دارم یا نه!!! ولی اگه هی روبه بالا و پایین باشه این نشونه نبود ثبات….

    10. چگونه انگیزه ایجاد کنیم:

    والا من خودم وقتی میبینم یه چیزی که خیلی بهش علاقه دارم رو ندارم این خودش برای من یه نوع انگیزه میشه برای اینکه بدستش بیارم و از این قبیل مسائل برای من یه نوع انگیزه هستند…..

    خیلی لذت بردم از این جلسه خیلی نکات خوب دیگه ای هم داشت که باید چندبار دیگه گوش کنم و نت برداری کنم… سپاسگزارم ازتون

    استاد و بانو شایسته عزیزم قربونتون برم خیلی دوستون دارم عاشقتونم از راه دور میبوسمتون بغلتون میکنم ماچ بوس بغل به امیددیدار تو پرادایس

    خدایا شکرت بخاطر امروز که بهمون اجازه زندگی کردن و خلق زندگیمون رو دادی

    با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش وهرچه خواهی کن

    خدایا شکرت

    ایاک نعبد و ایاک

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    احمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 1723 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم

    گام 10، استمرار در مسیر هم جهت با هدف

    وقتی می خواهم یک باور را ایجاد کنم، در ابتدا حرف است و وقتی توجه و تمرکزم روی آن باشد، جهان مرا هدایت می کند و نمونه نشان می دهد، وقتی نمونه و الگو را دیدم برایم منطقی و پذیرفتنی می شود، وقتی این حالت مکرر ادامه می یابد، باور کم کم شکل می گیرد، وقتی باور شکل گرفت، نتایج ظاهر می شود، وقتی نتایج جریان می یابد و تا چند ماه ثابت و دوامدار می شود، باور به اندازه کافی قوت می گیرد؛ این ثباط فرکانسی است.

    چقدر این بخش از فایل در ساختن باور هایی که می خواهم، می تواند به من کمک کند.

    با سپاس فراوان از استاد عزیزم

    برای تان آرامش و سلامتی، ثروت و شادمانی، طول عمر با عزت و سعادت ابدی خواهانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    فائزه رستگار گفته:
    مدت عضویت: 1038 روز

    به نام رب، به نام پروردگار، به نام خدای هدایت‌کننده

    سلام خدمت استاد عزیزم و مریم‌جان عزیز دلم، و سلام خدمت تک‌تک اعضای خانواده عباس‌منشی.

    خدا را شاکرم که دوباره یک فایل زیبا از شما گوش دادم و دوباره دارم اینجا یک رد پا از خودم می‌ذارم.

    استاد، واقعاً فایلاتون بی‌نظیره، واقعاً فایلاتون چراغ راهیه؛ مثل کسیه که توی تاریکی شب راه می‌افته و هیچ نوری نداره، و حرف‌های شما مثل یک آتیشه که راه رو روشن می‌کنه، یک آتیش بی‌نهایت که اگه ما ادامه بدیم، تمام راه رو با روشنایی ادامه دادیم. زندگی هم همینه.

    استاد واقعاً از این فایل‌های زیباتون ممنونم، واقعاً از این مطالب زیباتون. شما منو به قرآن خواندن تشویق کردید، کاری کردید که من دیگه از قرآن نترسم و هر روز روزی پنج صفحه قرآن بخونم و از زندگی یکنواخت دربیام، و با فایل‌های شما هم درآمدمو دارم، هم راحتی در زندگی و هم همه‌چی.

    تو این مدتی که دارم روی ذهنم کار می‌کنم، واقعاً ذهنم آروم شده و در تقلا نیستم. واقعاً فایل‌های آرامش در پرتو آگاهی و کلی فایل دیگه به من کمک کرده که منی که خشمگین بودم، خشممو کنترل کنم؛ منی که خسته از همه چیز بودم، کلی نتایج خوب به دست بیارم.

    و هر موقع از فایل‌های شما دور شدم، نجواهای شیطانی برای من بلند و بلندتر شد و ندای قلبم ساکت و ساکت‌تر.

    واقعاً وقتی از فایل‌های شما دورم، اولین نشونش اعصاب ناراحت، خواب ناکافی یا خواب بده؛ اما وقتی با فایل‌های شما عجینم، وقتی خودم رو به قول شما می‌بندم به فایل‌های شما، تازه می‌فهمم چقدر راحتم، چقدر راحت‌تر می‌خوابم، و چقدر آسوده‌تر می‌خوابم، و چقدر این ترسی که از آدم‌ها دارم کمتر شده.

    من به دلیل یه سری مشکلاتی که از بچگی داشتم، یه سری شرک‌ها، یه سری ترس‌ها که از بچگی به خاطر شرایط به هم دادن، همیشه یک شرکی تو من هست که وابسته به آدم‌ها هستم.

    اما شما به من کمک کردید که وابسته نباشم. شما به من گفتید که حتی اگر معلولیت جسمی هم داری، اگر پدر و مادرت هم نباشند، خدا هست و از تو مراقبت می‌کنه، و این باور از من یک دختر قوی ساخت.

    یک دختری که الان با آدم‌های عادی نه‌تنها هیچ فرقی نداره، بلکه خیلی از آدم‌های عادی تو بعضی از چیزها جلوتره، هم توی درآمد هم توی همه‌چی.

    حالا کاری به مقایسه ندارم، نباید مقایسه کنیم؛ تو قرآن هم اومده نباید مقایسه کنیم.

    خودمون رو باید با دیروزمون مقایسه کنیم.

    استاد، از وقتی فایل‌های شما رو گوش می‌دم و قرآن رو می‌خونم، قرآن برام واضح‌تر شده، انگار خدا داره با من صحبت می‌کنه.

    یک آرامشی در دل من اومده که نمی‌تونم اصلاً توصیفش کنم.

    از نتایج نگم براتون، از نتایج نگم که غوغای این نتایج هیشکی باورش نمی‌شه.

    منی که پارسال اون‌همه مشکل داشتم، توی جسمم، توی ذهنم، الان می‌رم باشگاه، ورزش می‌کنم.

    هیچ‌کی وقتی منو می‌بینه تو باشگاه، باورش نمی‌شه که من به یک تضادی برخوردم، و خودم هم باورم نمی‌شه.

    وقتی دمبل‌هامو بلند می‌کنم، وقتی جسممو تقویت می‌کنم، باورم نمی‌شه که همون فائزه چند وقت قبل‌م.

    و نفس راحت‌تر می‌کشم و انگار سلامتی بدنم رو دارم به دست میارم، چیزی که از بچگی در تضاد بودم باهاش.

    شما درست می‌گید استاد، وقتی برای من سلامتی یک تفاوت بود و ش کار کردم براش، برنامه چیدم، و الان هرچند هنوز خیلی کار دارم تو این موضوع، ولی خیلی از قبل بهتر شدم و روی پاشنه آشیلَم که سلامتی بود ـ یکی از پاشنه‌های آشیلَم سلامتی بود ـ کار کردم و واقعاً اعتمادبه‌نفس گرفتم.

    و همه‌ی این نتایج رو اول از خدا تشکر می‌کنم و بعد از شما.

    تازه می‌فهمم شما چرا می‌گفتید باید رسانه رو حذف کنید.

    تازه می‌فهمم شما چرا می‌گفتید با هر آدمی نباید شریک شد.

    تازه می‌فهمم شما چرا می‌گفتید شریک داشتن خوب نیست.

    تازه وقتی قرآن رو می‌خونم، تازه می‌فهمم شرک یعنی چی، و حرف‌های قرآن برام ساده‌تر شده.

    با حرف‌های شما تازه می‌فهمم زندگی یعنی چی، و وقتی می‌شینم پای فایل‌های شما و هدایت می‌شم، می‌فهمم سلامتی جسم یعنی چی.

    به خدا، از دیشب یک سرماخوردگی داشتم که داشت هی شدیدتر و شدیدتر می‌شد و این نگرانم کرد.

    اما طبق عادتی که دارم، همیشه که نگران می‌شم و نجواهای ذهنی می‌خواد قدرت بگیره، میام سمت فایل‌های شما، میام سمت سایت توحیدی، و به خدا که به خداست، از صبح که بیدار شدم علائم سرماخوردگی کمتر شده و از دیروز راحت‌تر شدم و آرامش بیشتری دارم، و نتایج همین‌جوری داره میاد، و برای کارهام انگیزه بیشتری دارم.

    و این همه حرف از دل منه که نمی‌دونم زبون من، که جلوی هیشکی بلد نیست حرف بزنه، اما توی سایت انقدر راحت حرف می‌زنه، توی سایت از هیچ‌کی نمی‌ترسه، نمی‌ترسه از قضاوت هیچ‌کس.

    البته هیچ‌جا نباید از قضاوت هیچ‌کس ترسید چون خدا با ماست.

    ولی سایت یک سایت توحیدیه، یک سایتیه که هیچ‌کس هیچ‌کس رو قضاوت نمی‌کنه، و همه‌ی ما دور هم جمع شدیم که از تجربیات توحیدی هم استفاده کنیم.

    وای استاد، وای استاد، وقتی گفتید که “خدا یک معتادو از کجا می‌رسونه به کجا”، من همون لحظه اشک تو چشام جمع شد و اشکام ریخت، نه از ناراحتی بلکه از شوق.

    بلکه یادم نره پارسال کجا بودم و الان کجام.

    پارسال روی تخت بیمارستان و درگیر شیمی‌درمانی، و امسال توی باشگاه و در تلاش برای هدفم، برای درسم، برای شغلم، برای کارم.

    واقعاً استاد، این‌ها همه یک معجزه‌ست.

    یک معجزه‌ای که آدم‌ها فکر می‌کنند این‌ها همه یک اتفاق ساده‌ست.

    می‌گفتم چی می‌شد پیامبرها این زمان بودند و به ما معجزات رو می‌گفتند؛ مثلاً حضرت موسی وقتی عصاش شد اژدها، یا حضرت یوسف وقتی زلیخا رو جوون کرد، یا حضرت محمد (ص) وقتی شق‌القمر کرد.

    اما اون موقع بچه بودم، نمی‌فهمیدم؛

    معجزه، زندگی ماست؛ معجزه پیشرفتیه که می‌کنیم؛ معجزه همین قرآنه، همین هدایت درونی که هر لحظه جبرئیل بر ما نازل می‌شه انگار و می‌گه چیکار کنیم و صدای درونمون می‌گه چیکار کنیم.

    و خداوند با ما حرف می‌زنه، اگر ما روی ذهنمون کار کنیم، و اگر ما به اون ندای درونمون گوش نکنیم، به اون ندای درونمون عمل نکنیم، انگار که با خدا دشمنیم.

    این آیه تو سوره بقره، آیه 97:

    > قُلْ مَنْ کَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَىٰ قَلْبِکَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِمَا بَیْنَ یَدَیْهِ وَهُدًى وَبُشْرَىٰ لِلْمُؤْمِنِینَ ﴿97﴾

    این مسئله توی زندگی ما هم هست؛ وقتی از هدایت درونمون پیروی نکنیم، وقتی منطق صدای شیطان رو گوش کنیم، وقتی به جز خداوند به همه قدرت بدیم — به دولت، به مردم، به خانواده، به همسر، به پدر، به فرزند، به مادر، به هر کی جز خداوند، به معلم — یعنی ما شرک ورزیدیم، یعنی از صدای درونمون پیروی نکردیم.

    و نتیجه کارمون میشه نتیجه افکارمون.

    یعنی ما اگر مثل دیگران فکر کنیم، مثل دیگران عمل کنیم، نتیجه افکار همون‌ها رو می‌گیریم.

    اما اگر مثل استاد عباس‌منش، مثل خیلی از آدم‌های موفق تاریخ، پیامبرها، آدم‌های بعد از پیامبرها، خداوند رو اصل قرار بدیم، توحید رو اصل بدیم، نه مردم، نه دولت، نه هیچ‌کس دیگه، اون موقع جایی می‌گیریم که هیچ‌کس فکرشو نمی‌کنه.

    استاد، شما راست می‌گفتید: راه ارتباط با خدا بی‌نهایته.

    راه ارتباط با خدا فقط این نیست که نماز بخونیم و وضو بگیریم.

    نه، پس چرا خیلی‌ها نه نماز می‌خونن، نه روزه می‌گیرن، ولی شاید ایمانشون از ما بیشتر باشه و موفقیت‌هاشون و شادی و احساس خوبشون از ما بیشتره؟

    چون اون‌ها یک جور دیگه‌ای با خدا عبادت می‌کنند.

    مثل این می‌مونه که هر کسی دوست داره یک جور درس بخونه، یک جور عمل می‌کنه.

    همه که به یک مدل درس نمی‌خونن، همه که به یک مدل توی بیزینس نیستند.

    پس ما هم با خدا می‌تونیم در ارتباط باشیم با بی‌نهایت روش‌ها:

    با شکرگزاری، با تمرکز روی نکات خوب، یا حتی با نماز.

    اما نماز همه یکی نیست؛ نماز می‌تونه شکرگزاری باشه، می‌تونه فکر کردن راجع به نعمت‌های خدا باشه، می‌تونه هر چیز دیگه‌ای باشه.

    نماز یعنی یاد خدا، یعنی اون احساس خوب، یعنی وصل شدن به منبع اصلی جهان هستی، یعنی به منبع اصلی انرژی جهان هستی.

    ما باید هر لحظه با خدای درونمون باشیم، هر لحظه با خدای درونمون حرف بزنیم، هر لحظه با خدای درونمون درد و دل کنیم.

    ما باید کعبه درونمونو بسازیم مثل حضرت ابراهیم؛ ما باید هر لحظه مثل حضرت ابراهیم یکتاپرست باشیم؛ ما باید هر لحظه کنترل ذهن رو تمرین کنیم.

    ما باید ادامه بدیم، ما باید دائماً به کنترل ذهن و کار کردن روی افکار ادامه بدیم.

    افکار یک‌شبه به وجود نمیاد که یک‌شبه از بین بره، چه افکار منفی چه افکار مثبت.

    ما باید تمرین کنیم، تمرین، تمرین…

    نتیجه دلخواهمون از روز اول که شروع می‌کنیم به کار کردن روی ذهنمون، نتایج کوچیک خودش رو نشون می‌ده.

    اما ما باید دقت داشته باشیم که این نتایج کوچیک یک نتیجه عادی توی زندگی ما نباشه؛ به چشم مثبت باهاش نگاه کنیم، بابت اون از خداوند سپاسگزار باشیم.

    مهم‌ترین قانون، قانون هدف‌گذاری‌ست؛ قانون توجه به هدف.

    ما وقتی هدفی داریم باید براش زمان بذاریم، باید براش کار کنیم، نه اینکه پدرمون دربیاد و خسته بشیم؛ نه، باید به دنبال عشق و علاقه‌مون بریم، باید با عشق کار کنیم، باید از این کار خسته نشیم.

    برای رسیدن به هدف خودمون باید تمام تمرکز خودمون رو بذاریم روی یک هدف.

    وقتی ورزش می‌کنیم باید هدفمون رو بذاریم روی ورزش کردن، و وقتی درس می‌خونیم باید هدفمون رو بذاریم روی درس خوندن، و هر روز از این شاخه به اون شاخه نپریم.

    به قول معلم ریاضی:

    رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود،

    رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.

    ما باید دائماً در حال ادامه دادن باشیم تا ورژن بهتری از خودمون ارائه بدیم و هر روز روی خودمون کار کنیم و با توجه به قانون تکامل پیش بریم.

    استاد، چند ماه پیش که باشگاه ثبت‌نام کردم، یادم افتاد که من چند وقته ورزش نکردم به خاطر تضادهایی که به وجود اومده، و نباید مثل قبل وزنه 5 کیلویی بلند کنم.

    نه، از وزنه یک کیلویی شروع کردم و الان به وزنه 10 کیلویی رسیدم تو این یکی‌دو ماهه.

    اما وقتی وارد باشگاه شدم، یاد اون مثال شما افتادم که اگه بخوام از همون اول وزنه 10 کیلویی بلند کنم، به خودم فشار بیارم و بدون توجه به قانون تکامل پیش برم، جنازم می‌رسه خونه، نه من!

    از روزی که دارم ورزش می‌کنم، جالبه که سلامت بدنم، نفسم، همه‌ی اینا کم‌کم رفع شده.

    و حتی اگه یه روز نرم ورزش، دوباره همه اینا برمی‌گرده.

    ورزش حس خوبه، و از وقتی که به جای آهنگ‌های باشگاه که پر سر و صداست و من ازشون خوشم نمیاد (این نظر شخصی منه و به نظر کس دیگه‌ای کار ندارم و قصد جسارت ندارم)، هدفون می‌ذارم توی گوشم و حرف‌های شما رو گوش می‌دم، و همزمان با وزنه زدن و ورزش کردن به حرف‌هاتون فکر می‌کنم،

    خیلی برام جالبه؛ انقدر این حرفاتون زیباست که من اصلاً معنی خستگیمو نمی‌فهمم، و مربیم باید بزنه تو شونه‌م که بگه وقت تموم شد برو خونه.

    و فایل‌های شما این خستگی رو نمی‌ذاره من بفهمم و به من انگیزه می‌ده.

    رویاهای ما کوچیکه چون باور نداریم به رویاهامون می‌رسیم؛ به دلیل اینکه هدفمون رو کوچیک می‌دونیم.

    اگر باورمون رو بزرگ کنیم، خودمون رو بزرگ کنیم، اهدافمون رو هم بزرگ می‌کنیم.

    اما باید این نکته رو یادمون باشه: رویاهای بزرگ با توجه به قانون تکامل بهش می‌رسیم.

    باید قانون تکامل رو رعایت کنیم؛ قدم‌به‌قدم به اون برسیم، نه یک‌شبه، نه به قول استاد عباس‌منش “آمپولی”!

    اون هدفی که باید به سمتش حرکت کنیم، باید تمرکز بیشتری روش داشته باشیم؛ مثل من که روی درس خوندن تمرکز بیشتری دارم و کارم رو به خاطر درسم انتخاب کردم و ورزشم رو به خاطر درسم که سرحال‌تر باشم.

    وقتی یک هدفی داریم، باید روی خودمون کار کنیم، به موانع توجه نکنیم و فکر نکنیم به دولت، به حرف مردم، به حرف اون معلم، این معلم، فلانی، مدیر مدرسه یا مدیر شرکت یا مدیر فلان‌جا.

    باید رو هدفمون متمرکز باشیم.

    و یک چیز جالبی که من فهمیدم اینه که نباید هدف‌هامونو به کسی بگیم.

    هرکسی حرف ما رو نمی‌فهمه؛ مثل استاد عباس‌منش، مثل معلم ریاضی من.

    و اگر کسی گفت تو به این هدف نمی‌رسی، بگم: «او، چه جالب! پس بذار ببینم می‌تونم برسم یا نه!»

    و بی‌خیال حرف منفی بقیه باشیم.

    این برای من خیلی سخته، خیلی خیلی!

    و باید هر روز روی خودم کار کنم که تو این موضوع بهتر بشم و دیگه حرف‌های بقیه رو مانع نبینم و شرک نورزم، چون خداوند تنها چیزی که نمی‌بخشه شرکه.

    خداوند نزدیک ماست و به ما آرامش می‌ده اگر ما به نجواهای شیطانی گوش ندیم، اگر ما نترسیم و خدا را منبع قدرت قرار بدیم، و با خدای خودمون صحبت کنیم و اجازه بدیم که خدا هم با ما صحبت کنه و روی ذهنمون کار کنیم و توکل کنیم، توکل، توکل، توکل…

    و این رو بدونیم: ما هم می‌تونیم از علایقمون ثروت بسازیم.

    و به این کاری نداشته باشیم که فلان رشته و فلان کار در ایران برای دختر یا پسر درآمدی نداره.

    نه، این نیست.

    ما توی هر شغلی که باشیم می‌تونیم ثروت بسازیم، می‌تونیم پول بسازیم، به شرط اینکه باورهای ثروتمون رو تقویت کنیم، باورهای ثروت‌ساز و ذهنمون رو تقویت کنیم و بدونیم که ثروت برای همه هست، ثروت به اندازه همه هست، و خداوند بی‌نهایت قدرت داره.

    بی‌نهایت فراوانی در این جهان هست که ما

    خدا جونم از تو تشکر می‌کنم که منو به این سایت هدایت کردی چه الهام کردی بهم کامنت بزارم که وی دلم انداختی امروز فایل گوش بدم و آرامش بگیرم با این فایل‌ها خدایا از تو ممنونم که اجازه دادی روی ذهنم کار کنم

    استاد جانم ممنون از شما بابت ضبط این فایل و از خانم شایسته عزیزم ممنونم که برای این پروژه خانه تکانی وند و تدوین این فایل‌ها زحمت کشیده و واقعاً ممنونم از شما و از تک تک بچه‌های سایت که با کامنت‌های زیباشون به من کمک می‌کنند تا تو این راه قوی‌تر بشن

    به امید دیدار استاد امیدوارم یک روز در فلوریدا بتونم ببینمتون در پارادایس و از نزدیک اون دریاچه زیبا و اون مرغ و خروس‌های زیبا اون کلبه زیبا اون دریاچه قشنگ اون درخت‌های زیبا اون پرنده‌های قشنگ وسایل زیبا اون انباری که حرفه‌ای ساخته شده که حتی نه تنها وسایل سفرتون رو بلکه ماشین‌هاتونو توش می‌ذارید و اون موتورهای زیبا و امیدوارم شما و خانم شایسته عزیزم رو ببینم از نزدیک هم شما و خانم شایسته رو بغل کنم و بگم استاد شما در حق من چقدر خوبی کردید شما در حق من پدری کردید شما پدر من هستید استاد من هستید جز اعضای خانواده من هستید بهترین کسی که هستید که من دارم چرا که همیشه منو راهنمایی کردید همیشه من رو به بهترین‌ها رسوندید امیدوارم استاد واقعاً بتونه از نزدیک یک روز ببینمتون و بغلتون کنم و بگم چقدر دوستتون دارم به امید دیدار

    فائزه رستگار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    زهرا یکتاپرست گفته:
    مدت عضویت: 221 روز

    بنام خدا

    خدایا شکرت که امروز صبحم رو با گام دهم تز خانه تکانی ذهن شروع کردم

    خدایاشکرت برا اینکه بازگشتم به مسیر انجام شد ذهنم همش یه بهونه میاورد و مقاومت میکرد برای بودن در مسیر قوانین

    استادخوبم استاد عزیزم از صمیم قلبم برایتان بهترینها رو ارزومندم

    امروز ایمان دارم که میشود با عشق مسیر طی کرد و لذت برد

    یه هدف کوچیک رو برای خودم انتخاب کردم و هر روز یه بخش کوچیکی برای اون پیش میرم و خدارو شکر که اینو فهمیدم که رشد من و هر کاری حتی تغییر شخصیت یه مسیر تکاملی هست

    باید باورهای خوب بسازم و اونو تکرار کنم و الگو پیدا کنم باید استمرار داشته باشم

    استمرار برای مسیرم برای خودم باید قانون بزارم که بیهوده وقتم رو پای حرف های الکی هدر ندم

    غیبت نکنم نخوام با مقصر دونستن دیگران خودم رو توجیه کنم

    استاد خدارو شکر میکنم که تو این مسیرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    ایهاب صالحی گفته:
    مدت عضویت: 193 روز

    درود وسلام بر انسانیت وخویشتن خویش

    امروز روز بزرگی برای من وتو است چراکه هرآگاهی وهرعملی به آگاهی های سازند وتکامل گر است که بنای ساختمان آینده زندگی ما راکامل می کند وما درحال دگرگون شدن به سمت تعالی هستیم همانند یه دانه گندم که درزمین کاشته می شود دانه درزمین فرو می رود مدتی درزیر خاک پنهانش میکنیم وهیچ اثری ازاو نمی بینیم مدت زمانی برزمینی که درآن خوفته آب جاری می کنیم در روزها وزمانهای خاصی وصبر می کنیم ومنتظر می مانیم بعد ازمدت زمان مشخصی جوانه گندم سراز خاک بیرون میاره ازاو حفاظت ونگهاه داری میکنیم تا که قد میکشه ساقه میزنه خوشه میزنه یک دانه تبدیل به هفت خوشه میشه هرخوشه صد دانه میده ویک دانه هفتصد دانه میشه چقدرشگفت انگیز است این هدایت و قدرت پروردگار که ازیک دانه ساده ساقه خوشه وهفتصد دانه بیرون میاره این شگفت انگیز نیست؟ اگر همون یک دانه رو می شکافتیم درمیان او چی پیدا میکردیم اون رو له میکردیم کمی ارد گندم به دست می آوردیم اما وقتی همین یک دانه گندم رو درمسیر هدایت قرار می دهیم وبا قانون تکامل پیش میریم می‌بینیم که چقدر تغییر وتحول نعمت وبرکت روازاین تکامل دریافت خواهیم کرد تمام ساقه وخوشه گندم دردرون همون یه دونه قرارداشت اما چرا دیده نمیشد ولی همین دانه گندم رو اگر درظرف آب بگزارید چه می شود اگر اون رو درکف دستان خود به مدت یک سال هم بگزارید چه می شود اگر در میان خاک قرار دهید اما به آن آبی ندهید چه می شود اگر دانه بکاری آب هم بدهی ووقتی جوانه زد رهایش کنی وهیچ گونه حفاظت و نگهداری ازش نکنی درنهایت چه می شود پس یک سلسله اعمال ورفتار نیاز هست انجام دهیم تا اینکه یک دانه به هفتصد دانه تبدیل شود یک کارهایی است که ما انجام می‌دهیم ویک کارهایی است که خداوند انجام می‌دهد سهمی ازما سهمی ازخدا وبس .

    استاد به ما مسیر تبدیل شدن یک دانه به هفتصد تا رودارن یاد میدن ومهم است ما به دقت گوش بدیم و قانون تکامل رومرحله به مرحله وبادقت انجام بدیم تا به نتیجه برسیم .

    خدایا شکرت برای بودنم برای زندگی کردنم وبرای مسیر تکاملی که دارم طی میکنم تا ازیه دانه به هفتصد دانه تبدیل بشوم شگفت انگیز خارق العاده وفوق العاده اعجاب انگیز است .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    پریا رضوی گفته:
    مدت عضویت: 2235 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و دوستان

    اگاهیهای این فایل عالی:

    وقتی یه هدف خاصی داریم باید تمام توجه و وجودمون بره سمت اون و نمیشه به همه چی توجه کردو به به هدف خاص رسید و مورد بعدی هر چقد باور و ایمانمون قوی باشه اهداف و رویاهامونم بزرگ میشه و کسی که ایمان داشته باشه هیچ مانعی سر راه هدفش وجود نخواهد داشت و خدا همه رو حل میکنه و هیچ اهمیتی نداره حتی دولتها چه قانونی میژارن مهم اینه ما در مسیر هدفمون قدم بزاریم و بعد رفته رفته مسایل حل میشه. وقتی یه باور جدید میخاییم بسازیم وقتی تکرار میکنیم بهش توجه میکنیم و دنبال الگو میگردیم جهان بهمون کمک میکنه تا الگوهای جدید رو پیدا کنیم و بعد که بیشتر ایتا رو تکرار می کنیم و می بینیم و تو ذهنمون اون الگوها رو مرور میکنیم کم کم اثراتش توی زندگیمون ظاهر میشه و هی این باور تکرار و تقویت میشه تو زندگیمون . نتایج وقتی میاد که به ثبات فرکانسی برسیم ثبات فرکانسی یعنی اینکه یه اتفاق مطابق با افکارمون چن ماه به طور ادامه دار اتفاق میفته و قطع نمیشه

    مورد دیگه برای داشتن درامد بالا ، لازمه که دنبال علاقه و استعدادمون بریم راه شناسایی علاقه هم اینکه هر چقد زمان بزاریم براش خسته نمیشیم و با ذوق و شوق حتی بدون پولم اون کارو انجام میدیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1182 روز

    به نام تنها فرمانروای قدرتمندم خدای بزرگ و مهربانم خدایا امروز هم دستانت را برایم بفرست

    خدایا من هر چه دارم همه از آن توست

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و دوستان نازنینم

    مهم‌ترین اصل و مهم‌ترین کاری که میتونبم برای قدم برداشتن به سمته خواسته و هدفمون داشته باشیم توجه ست

    کانون توجه خیلی مهم ست تمام تمرکزمون رو باید برای یاد گیری مطالب اون هدف بذاریم

    و مانعها رو بشناسیم و از سر راه برداریم

    و باید این کار رو ادامه و ادامه بدیم و ناامید نشیم

    و بعد می‌بینیم نتایج آرام آرام از راه میرسن

    و باید کارهایی هم جهت و هماهنگ با خواسته رو انجام بدیم

    و اعراض کنیم از حاشیه ها و کانون توجه مون رو ببریم سمته مومنتوم مثبت و اجرای قوانین

    و به هر چه توجه کنیم جهان به ما می‌دهد

    ما چه چیزی رو می‌خواهیم خوبی و زیبایی و نعمت و ثروت و فراوانی

    استاد فایل بی نظیری بود متشکرم

    سپاس گزارم از همه دوستان نازنینم

    در پناه‌ خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: