live | باور به «امکان پذیری»
سرفصل آگاهی هایی که در این فایل توضیح داده شده است:
- رشد شخصیت = بهبودهای مستمر در « تقویت نقاط قوت شخصیتی» و «اصلاح نقاط ضعف شخصیتی»؛
- اگر اهمیت کنترل ذهن را درک کنیم، کنترل ذهن کاری عملی تر می شود؛
- هدفگذاری، ساختن باورهای هماهنگ با اهداف، تقسیم هدف به قدم های کوچک و قابل اجرا؛
- عادت های روزانه قدرتمندکننده، اهداف به ظاهر بزرگ را نیز محقق می کنند؛
- با این ایمان هدفگذاری کن که: تحقق این هدف، برای من امکان پذیر است؛
- زندگی شما وقتی تغییر می کند که عادت های رفتاری شما تغییر کند؛
- شور و شوق و استمرار در مسیر هدف، نشات گرفته است از «باور به امکان پذیر بودن»؛
- ساختن انگیزه دائمی برای حرکت در مسیر هدف؛
- بزرگترین عامل از دست دادن نعمت در زندگی، ناسپاسی است؛
- “ناسپاسی”، انسان را گمراه می کند و اوضاع زندگی را بدتر می کند؛
- اگر قدر نعمت ها را ندانید، فقط به مدار “بدتر شدن شرایط” دسترسی دارید؛
- دیدن نعمت ها و سپاسگزاری برای آنها، اوضاع را هر روز بهتر می کند؛
- وقتی سپاسگزار می شوی، هدایت می شوی؛
- اگر می خواهی فردا از امروز بهتر شود، هدف خود را تمرکز بر نعمت های امروز بگذار؛
- سپاسگزاری یعنی: توجه به نکات مثبت و نعمت های موجود در زندگی؛
- وقتی روند سپاسگزاری ادامه پیدا کند، وارد مدار نعمت های بیشتر می شوی؛
- علاقه”، کشش به سمت تجربه یک موضوع است که در هر برهه می تواند تغییر کند اما در هر صورت سازنده و رشد دهنده است؛
- پیروی از شور و شوق درونی برای تجربه و قدم برداشتن در آن مسیر-به صورت تکاملی-به علائق شما جهت می دهد و باعث رشد شما می شود؛
- تغییر بنیادین یعنی: “من خودم باید مولد باشم”
منابع کامل تر درباره آگاهی های این فایل
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | باور به «امکان پذیری»201MB40 دقیقه
- فایل صوتی live | باور به «امکان پذیری»39MB40 دقیقه














به نام خداوند بخشنده مهربان
امروز که از خونه بیرون اومدم تو کوچمون ۲مدل ماشین بود ماشین لاکچری و یک پراید زخمی و یک آقایی بین این دو تا ماشین وایساده بود من با این فکراون لاکچریه که ماشین این آقاست روم نمیشد به ماشین نگاه کنم و کلا خیلی کمتر نگاه میکردم و چشمم همش به اون پراید زخمیه بودکلا توجهم به چیزایی که نمیخوام و یه مقاومتی برای توحه داشتم اولا که خیلی با اطرفم در گیر بودم میگفتم چطور کنترل ذهن کنم خیلی استرس میکرفتم میکفتم خدایا من همش اطرافم چیزای داغون میبینم ادمای فقیر چطوری توجه کنم به نکات مثبتی که میخوام و نیست ولی به روز گفتم باید در صلح باشم و و طوری نگاه میکردم تا حس خوب برسم ومیگفتم و عامل بیرونی هیچ قدرتی ندارن و همه بندگان خوب خدا هستند و فراوانی دو توجه میکردم گفتم الان اینه ولی با نگاه مثبت شرایط تغییر میکنه خب و من ارامشم بیشتر شد گذشت تا به امروز که این صحنه و دیدم وتوجهم به پراید زخمی بود رفتم تا سوارماشین بشم یه ماشین پرایدیه نگه داش و سوارش شدم وسطای راه متوجه شدم این ماشین دقیقا مثل همون پرایده زخمیه و رفتم تو فکر ویه آگاهی انگار داشت باهام صحبت میکرد که میگفت توبرمن توکل کن من برای تو کافی و مدافع تو هستم یه جورایی خدا بهم یاد داد ومن یاد گرفتم خدا بهم این اجازه رو داده این قدرت رو داده که من از قدرت خلق کنندگیم استفاده کنم چون من واقعاا مقاوت داشتم که بخوام آگاهانه از قدرتی استفاده کنم تا ثروتمتد بشم فکر میکردم از خدا دور میشم یا ادمی میشم که پز میدم و ناخودآگاه وقتیی توجه کنم به زیباییها یعنی دارم به اون افرادی که فقیرن قیافه میگیرم و ادم حسابشون نمیکنم 😥ولی امروز یه نگاهی بهم داده شد که
خود این اجازه یه لطفه ومن با تکیه برلطف وعده الهی به خدا توکل کرده و عمل میکنم که من خالق زندگیم هستم و تنهااا یک قدرت در جهانه که سیستمی ثابت را برای اداره زندگی طراحی کرده پس من این اجازه رو دارم که با توجه به نکات مثبت زندگیم رو خلق کنم چون من همیشه این فکر که نکنه ادم بد و مغروری بشم یه جورایی مقاومت داشتم تا این کارو نکنم همش میگفتم بقیه چی ولی اتفاق امروز و نشانه دیروزم در مورد توکل بهم گفت میبینی قاصدک تو با توجهت این ماشینو جذب کردی این شرایط زندگیت در تمام جنبه هام به همین شکل جذب شده همه چی تو این جهان هست اینکه یه جورایی فهمیدم همه ادمهاا خوبن ولی برای ثروتمند شدن باید یه سری کارارم آگاهانه انجام بدم اولا وقتی مثلا یه ماشین زخمی میدیدم مالکشو خیلی در ذهنم قضاوت میکردم وزمانیم که میخواستم کنترل ذهن کنم خیلی مقاومت داشتم ولی فهمیدم منم خیلی شرایط زخمی دارم تو زندگیم درس مثل این پرایده که نیاز به صافکاری داره منم نیاز به صافکاری دارم پس هممون مثل همیم اون راننده هم با توجهاتش این ماشینو جذب کرده به این معنا نیست که ادم بدیه یا ارزشمند نیست این فکر موجب شد تا نخوام کسی رو قضاوت کنم و خودنو برتر از کسی بدونم و فک کنم با موفقیتی برتر میشم نه اصلا اینطور نیس و بگم بابا ما در ایاس ارزشمند هستیم و لایق بهترینهااو اصل و اساس این جهان همینه که به هرچی توجه کنی وارد زندگیت میشه اگه ثروتمندم هستی بازم توجهت عوض کنی نعمتها رو از دست میدی مثلا قضاوت کنی کسیوکم کم در مدار ناشکر ی و ازدست دادن قرارمیگیری پس با این حساب باید فقط بر خدا توکل کنم که این اجازه و قدرت به لطف خدا بهم داده شده تا خوب زندگی کنم و جهان رو جای بهتری برای زندگی کنم و بهتر این جمله رو درک کردم تو پاره ای از منی پاره از خدا و منو تو تکیهایی از خداییم .
پس منو تو هر چی که باشیم و هر کجا که هستیم بینهایت ارزشمند هستیم که خداوند لطف کرده و قدرتی رو به ما داده تا زندگی که میخوایم رو خلق کنیم 😉 و اجازه استفاده از اونوومحکم به ما داده از این روست که توحید یعنی ایمان به خدا وباور هنین اصل است و شرک یعنی بی ایمانی به خدا و مصداقشم همان تکیه ب این کلام خداست که گفته توووو برمن توکل کن من برای تو کافی هستم و مدافع توو اینجا یعنی مخاطبش انسانه که اشرفت مخلوقات قرار داده است نه هیچ کس دیگری یعنی بابا همین کافیه که تو به این کلام خدا تکیه کنی ۱۰۰درصد و هرچی از نگرانی تو ذهنته بریزی بیرون و بگی تنها مالک من خداست تنها فرمانروای جهاننن این فرصتو و نعمت رو به من داده و ازش سپاسگزاری کنی و هرچی غیر اینه اعراض کنه و تسلیم خدا باشی و عمل کنی و زندگیتوو بسازی و در اینجا توکل یعنی عمل به قوانین ثابت الهی راه راست باید بدونی ثروتمند شدن یه علمه که همین قوانیه و این همون راه راسته و راه گمراهی فقره فقررر باید به مدار خودتم توجه کنی بگی منی که الان میدونم با کسب که نمیدونه فرق میکنه بجای قضاوت بقیه بگی هر کی تو مدار خودشه همه خوبن ولی سیستم بدکن قضاوت هر کی هرچی بخوادو وارد زندگیش میکنه .یکی میشه قارون و سلیمان و یکی میشه فقیرترین کشورو ادم پس با این حساب فرقیرنمیکنه من کیم و کجاام میتونم با توکل برخداا و توجهاتمون زندگیمونو خلق کنیم پس اون راننده و اون ادمی که با چرخ میگرده تا ضایعات جمع کنن و اون ادم ثروتمنده همه ارزشمندن هممون یکی هستیم هر کسی خودش با توجهش زندگیشو ساخته پس لز این رو منی که میخوام زندگیمو زور دیگری بسازم اگه خیلی به اون دربو داغونیه ماشینه توجه نمیکنم فقططط برای اینه که زندگیمو طوری که میخوام بسازم و با توکلال فقط به رب به خدایی که این اجازه رو بهم داده نه به این معنا که اون ادمه رو بی ارزش بدونمم بلکه اونو پاره ای از خودم میدنم و امومونو در مهمانیه که همه چی هست هرکی هرچی دوست داره انتخاب میکنه و اتفاقا یه نگاهی بی قضاوت بندگان خدا رو نگاه میکنم و از روی عشق ونه دلسوزی کاری ازم برمیاد کمک میکنم انفاق میکنم مالک من نیستم که خدایت ما همه برابریم این نگاه بینهایت زیباست و عاشقانه خدایاا شکرت .
سلام به استاد عزیزم و مریم جون بابت حضورتون در زندگیم از خداوند سماسگزارم و بابت محبتها و تلاشهاتونم بینهایت از شمادسپاسگزارم
خب حالا من میخوام درک شخصیمو در مورد سپاسگزاری بنویسم .
خب از نظر من سپاسگزاری یه احساسه مثل حس لذت و اعتماد و ارامش وایمان یه ورد نیست که بگیم و بزاریمش کنار
من میخوام از خودم دراین باره بگم تا این موضوع بهتر درک بشه من درابتدا وقتی خواستم سپاسگزاری رو شروع کنم با این دید که بچهای سایت هم دارن از همدیگه و از استاد سپاسگزاری میکنن الگووگرفتم و منم این عملو انجام دادم و میدیدم استاد تو فایلها همواره سپاسگزار هستن ولی من نمیدونم چرا حسم تغییر نمیکرد انگار نه انگار دارم سپاسگزاری میکنم خودمم خوشم نمیومد همش میگفتم چی بشه مثل یه ورد چرا تغییری نیست چرا قلبم اون حسه شورونداره
و گذشت من با تمرینهای سپاسگزاری شروع کردم به نوشتن نعمتها این عملم تکرار کردم ولی بازم چیزی که میخواستم نبود انگار داشتم یه تکلیف اجباری و سخت مدرسه رو انجام میدادم نشانها میامد ولی من انکار گمشده ای داشتم اونوشورو شوق رو نداشتم طوری که این تمرینم گذاشتم کنار چون میکفتم چرادفقط صبح و شب باید انجامش بدم پس لحظهای دیگه چی من اون حسو میخوام دنبالش میگشتم مدتیم اینطوری گذشت
من دوباره رفتم سراغ فایلهای سفربه دورامریکا دوباره شروع کردم به تحسین و سپاسگزاری زیباییها ولی بجای این که حسم بهتر بشه حسم بدار میشد فکر میکردم من با دین بچها زمین تا اسمون فرق دارن اونا همچین شورو شوق داشتن در تحسین و سماسگزاری ولی من مثل اونا نبودم ذهنم هم بیشتر دامن میزد و سرزنشم میکرد و مقایسم میکرد وحتی یه وقتایی میگفت بابا دارن ادا درمیارن تو که بیشتر نتیجا کرفتی چرا اینطوری نیستی همچیتم شوق نداره دیدن یه نشونه کوچولو اینا اینقد ذوق میکنن خلاصه که من در کنار این نجواها تسلیمم نشدم میخواستم منم ارامشو اینانو میخواستم من درکم میخواستم خب به لطف خدا کم کم آگاهیهایی پیدا کردم معنی سپاسگزاری رو بهتر فهمیدم و اینکه چطور میشه ادم سپاسگزارتر بشه چرا باید سپاسگزارتر بشه من الان همه این اگاهیها روبه شما دوستانم هم میگم 😊
من خیلی چیزها فهمیدم تا سپاسگزاریم معنای حقیقی رو به خودش بگیره اینکه نیاز نیست خیلی به جزعیات بپردازیم و به خودمون سخت بگیریم به قول استاد مولا نقطه ای نباشیم میتونیم در هرلحظه این حسو تجربه کنیم نیاز نیست حتنا بنویسیم
اینکه فهمیدم ما ادمها برای سپاسگزار بودن دنبال یه دلیل هستیم تا سپاسگزار باشیم اگه توحیدی نباشیم و شرک داشته باشیم ینی نگران اینده و زندگی و ارزوها و رویاهامون باشیم نمیتونیم سپاسگزارواقعی باشیم به معنای اینکه دررزمانی که ماتا تکاملون طی بشه تا خواستمون وارد زندگیمون بشه تو این مدت بتونیم سپاسگزاررباشیم وقتی ما توحیدی هستیم ینی خودمونو خالق زندگیمون میدونیم و به غیب ایمان داریم که حتما به خواستمون میرسیم و هیچ کس هیچ قدرتی در زندگیمون نداره و ما میتونیم به هرچی که بخوایم برسیم واین وعده قانون خداست ینی همین الان که داری این متنو میخونی ینی خدا داره بهت وعده میده که تو به هرچی که میخوای میرسی احساسش کن یه حس رهایی به انسان دست میده حس شور وشوق پس با امید از هرچی که داره در همین الان لذت میبره میدونه به نوقع به خواستش میرسه و حامی و پشتیبانی مثل خداداره که کسی اون بیرون نیست که قدرت اینو داشته باشه نزاره به قول قران که میگه اگه تموم دنیا جمع بشن کسی که خدا بخواد ببرتش بالا (من میگم کسی که میخواد خدا ببرتش بالا)نمیتونن بیارنشش پایین پس رقیب و حس حقارت از جایی که کسی از کسی که هستی معنایی نداره و تو هنواره لایق و ارزشمندو دوسداشتنی هستی این نوع کنترل ذهن توجه متمرکز به این حقیقت فضل و رحمت خدا سپاسگزاری رو لذت بخشتر میکنه .و همینطور باور فراوانییی خیلی تاثیر داره در حسمون
اینکه حتما داشتن سطل همراهمون در ار لحظه رو معنوی بدونیم ینی در خواست ثروت رو مقدس بدونیم نگیم سرنوشت اینه اینکه تلاش برای بزرگ کردن سطلو هم معنوی بدونیم نگیم خواست و صلاح خدا این که بدونیم باید خودمون باید حرکت کنیم تا هدایت و حمایت رو ببببنیم نه این که بایه بار دعا کردن منتظر دریافت باشیم باید تلاش کنیم باورامونو تغییر بدیم و تسلیم خدا باشیم تا زمانی که باورامون تغییر نکرده نتیجه ای هم که میخوایم نیست خداوند عدالتش برای همس و فضلشم همینطور بخاطر همین با دلسوزی و ترحم کاری نمیکنه ما باید هزینه کنیم و بهاشو بدیم و بهاشم خیلی سادس اجرای قوانین در عمل بهاش خوب بودنه و تغییر باوره که با اجرای قوانین در عمل به صورت مکررایجاد میشه و این کارو نیاز و درخواست معنوی بدونیم
بارون نعمت خدارو در همه ابعاد همیشگی بدونیم وبارونیکه به شدت و همواره ودرهمه جا در حال باریدنه کافیه سطلمونو زیرش بگیریم پرمیشه این یعنی این که اگه رویایی داری
وخودتو خیلی دور میبینی و ناامیدی که قوانین جواب ندن یا ناامیدی نتوتی از قوانین استفاده کنی مثلا تو فردی هستی که خونه نداره ورویات اینه که خونه ای داشته باشی و از این طرف میدونی یکی از قوانین سپاسگزاریه و یکی دیگه تحسین بعد میگی چه خوب چه ساده ولی شیطان همینطوری واینمیسه یه گوشه و تشویقت کنه بگه ایول فهمیدی برو عمل کن بلکه اون تمام تلاششو میکنه تا تو رو به ناامیدی برسونه بزرگترین اسلحشه میگه خب حالا بابت چی میخوای سپاسگزاری کنی بابت بدهی هات بابت سقفی که بالا سرت نیست بابت بیماریت بابت فلان شخص که آزارت میده بابت کسی که میخوای توزندگیت باشه و نیست
بخاطر چی وقتی میخوای بابت چشمت که میبینه سماسگزاری کنی میخنده بهت و میخواد مثل تموم سالهایی که تحقیرشدی تحقیرت کنه حتی شاید بدتر وبهت بگه دیوانه ولی اینجا وقتی کنترل ذهن میکنی اگاهانه و از خدا مدد میگیری و اعتبار موفقیتو میدی به خدا به همون قوانین ثابت ارام میشی و هدایت میشوی واین روندو تکرار میکنی
یا زمانی که میخوای تحسین کنی شیطان میگوید چی رو اون لباس قدیمی رو فقط بخاطر رنگش یا اون فردو بخاطر رنگ چشماش اون که کچله و اون که اخلاقش بده و در موردش فلان چیزو میگن و بعد تو میگی مهربونه مهربونی بخوره تو سرش ادم باید فلان باشه و مثل تو باشه در اینحا شیطان داره بازی مقایسه رو راه میندازه و تورو به خودت مغرور میکنه اونم تو ایتجور مواقع حالا اگه بخوای از خودت تعریف کنی یه زنان که کسی نیست مگه قبول میکنه نه کی گفته تو خوبی تو اونقدر خطا کردی حس گناههه که سرت میباره .
خانوادتو پدرو مادرتو و خودتو چیشون قابل تحسین و شکرگزاریه واقعا بابا به مگه پولدارن مگه اونام قانونو میدونن مثل توان مگه یه کاره ان مگه فلان تحصیلاتو دارین اتفاقعا اینا مانع موفقیتتم هستن نمیشه و تداریم تو کل خانواده و فامیل کسی انقدر مولدار بشه یا کسی با عشقش ازدواج کنه خندداره و حتی عجیب بیخیال بابا نمبشه ولی تو میای کار خودتو میکنی توضیح نمیدی انگارنه انگار تحویلش نمیگیری بجای این که رو به شیطان کنی رو به خدا میکنی میگی چرا میشه خدا خدا تو بزرگی من از وقتی سپاسگزاری دارم میکنم ارامشم بیشتر شده و شبا راحتر میخوابم و مول راحتر به دستم میاد و اعتماد به نفسم بیشتر شده و ادم بهتری شدم و شادتر شدم وای خدا این همه نتیجه کم که نیستن کوچیکم نیستن هستن ادمایی که بخاطر یه لحظه ارامش کلی خرج میکنن من مگه چیکار میکنم فقط به از خداونیخوام نه فقط با کلامم بلکه با عملمم ذهنمو کنترل میکنم خدا که این همه نعمات به این بزرگی رو بهم داده اون یکی هام بهم میده به راحتی مگه اونوقت که خدا داشت بهم ارامش میداد منو بخاطر اون همه سال که خطا رفتم سرزنشم کرد ته اینکارو نکرد اصلا تو مرام خدا نیست که بخواد منو تحقیر کنه سرزنشم کنه اتفاقا اون بینهایت بیشتر از شایستگیم و لیاقتم بهم داد اون حقیقتا وهابه و فاضله همون خدا همیشه اینطوری و هست و خواهد بود کسی نمیتونه این خدای مهربانو تغییر بده همین خدام منو به رویاهای بزرگم میرسدنه هرچقدم راهو اشتباه رفته باشم بازم کمکم میکنه اون جلوتر از من قدم میزاره ومنو و تمام خواستهای من دردامنیت خودش قرار میده ومنو به همین راحتی به خواستهام میرسونه من نمیدونم چطوری نیازم نیست بدونم این کار خداست من با همین با خدا بودنم اینکه حسش میکنم خشنودم این خدای بزرکی که الان دارم برام کافیه این حس خوبو میخوام که دارمش بقیش کار خداس من تو کارش دخالت نمیکنم من بهش اعتماد دارم بیشتر دوست دارم بجای کنکاش تو کارش ار بودنش از نشانهای حضورش لذت ببرم .
قانون اینه که بری افراد موفقو کسی که خواسته تورو داره وداره موفق میشه ودر مسیر موفقیته تحسینش کنی همراهیش کنی دعاش کنی
حالا شبطان میاد میکه واقعا که من چیم از این کمتره حالا کو تا من به خواستم برسم و اصلا مگه میشه چجوری اخه من حتی نون ندارم بخورم خونه بگیرم من حتی یه نفرم تا حالا عاشقم نشده چطور به فرد رویاییم برسم مگه من مثل فلانم اون اگه تونسته خیلی پولداره و خیلی خوشکلتره و کسی اینارو باهم اشتا کرده من که کسی رو ندارم
اگه اونا تونستن اونا تو فلان مهمونی بودن همو دیدن دختره عاشقش بود شانس اورد تو فلان مهمونی یا فلان شخص خاص معرفیش کرد من خوشبحالشون چقد شانس دارن بعضیا ما که نه بابا با کدوم شانس با کدوم موقعیت اصلا چطوری و این مقایسه غم و غصه همه سالها و الگوهای ناموفق اطرافیلن و کل خانواده جلو چشممون میاره و از همه عالم ناامیدمون میکنه و میشیم افسرده و حسادت میکنیم و داعم توی یک تقلا میوفتیم که کی چطوری و ترس میاد سراغش و پشت هم اتفاقات بدی که این حسو در ما بیشتر میکنه که ما لایق نیستیم و نمیشه موفقیت شانسیه وهمه اینا ریشه داره در باور کمبود ما باور نداریم باران همیشه میباره
ما باور نداریم خدا سمیع و بصیره
ما باور نداریم خداهم برامون مشتاقه به خواستمون برسیم خوادو همراه خ
ما خدارو همراهمون نمیبینیم بلکه مقابلمون میبینیم ینی شرک خدارو بیرون از خودمون میبینیم و خدارو یک عامل بیرونی میبینیم که اختیار زندگیمون دستشه
و صلاح مارو انتخاب میکنه این باور شرک الود مانع ورود نعماتهاس به زندگینون که درست نقطه مقابل توحیده خدایی که درون ماست و ارزو ما قسمتی از اونه همون غیب که میگه ایمان بیارین من هستم احساسم کن قبل اجابت مومنان ابرسیاه که میاید از ان هرسناک نمیشن چون میدونن و پیشاپیش میبینن که از ابر سیاه باران میباره و زمین زنده میشه و گلها میرویند و درودخانها پر میشن و کلی جاندار سیراب اونا رحمت خود خدا رو میبینن و سپاسگزارن و طبق وعده الهی نعمت بهشون داده میشه همون باران برای این افراد میشه نعمت و برای ناسپاس کسی که خدا را رحمت و فصلشو باور نداره میشه ویرانی اره دوست عزیز
سپاسگزاری یک ورد نیست یک استمراره یک نمازه خوشا انان که داعم در نمازن ب چشم هارو بایدشست و جوردیگر باید دید ونکته مهم درابتدی این راه اینه که کمالگرا نباشیم و مزدور نباشیم بندگیمونو بکنیم خدا خودش بنده پروری رو بلده نگیم خداومن این کارو میکنم تو بهم فلانو بده اعتبار هرچیزیو بده به خدا بگو خدا ای پرودردگار مهربان ای خدایی که این قوانین ثابتو گذاشتی تا به هرچی که بخوایم برسیم و کلی نعمت دادی تا این زندگی تا این تحربه برانون لذتبخشتر باشه مثل ارزوهای چون پول و همسرو فرزندو سلامتی و…رو تودادی خدایا من از تو سپاسگزارم و با عشق بندگی تورو میکنم و ایمان دارم به یکانگیت و ربوبیتت
ای تنها قدرت و مالک جهان من هرچی دارم و خواهم داشت از توست برای رضای تو از پولم از علمم و . ..شده یک لبخندو یک گل و یک دعا انفاق میکنم در راه تو .فایل رویاهایت رو باور کن 2رو ازاستاد بببنیم که چطور از بدترین شرایط از همون قوانینی استفاده کرد که الان داره استفاده میکنه حال و احوال استاد مثل الانه که تو بهترین شرایطه همون شورو حال همون نگاه مثبت استاد الانم همون کارو با مهارت بیشتر داره انجام میده ونشون داد که میشه تو هرشرایطی که هستیم با هرچی که داریم حتی از هیچ به ثروت رسید خدا نمیگه تو باید تو شرایط استاد باشی یا فلان خونه رو داشته باشی تا وقتی داری تمرین میکنی قانون جواب میده هرکی هستی هرجا هستی هر جوری بودی و هستی تو شروع کن به تغییر بابا من سریع العجابم انقد غصه نخور تو چه میدونی شاید به زودی تورو به خواستت بهتر از اونچخ که فکر میکنی برسونم راهای من بینهایت و چارهایم حکیمانه ان تو ارام باش ای بنده خوبم میبینین خدا داره با بهترین کلام با ما حرف میزنه انگار عاشقیه که داره ناز معشوقش رو میکشه میگه ببین کل اسمانه و زمین و هرانچه بین انهاست مسخر توست تو خلیفه من در زمینی تو پاره ای از منی ایمان بیار و لذت ببر بنده ام اسودگی و کمال برای توست ای عزیز خدا .
ودر کلام اخر اینه که باید تمرین کنیم با تکراارررررررر.دوستان من این اگاهی رو چند ساعت زمان گذاشتم تایپ کنم و مدتها طول کشیده تا درکش کنم الان ساعت 3و 20دقیقه نیمه شبه امیدوارم راهنماتون باشه و بخونیدش.😊😊
در پناه خدا شاد باشید .
سپاس دوست عزیزم
امروز جایی خوندم
تو و روح کائنات
یک حقیقت عظیم وجوددارد
توهرکه باشی و کارت هرچه باشدوقتی واقعا چیزی را میخواهی دلیلش این است که ان تمایل ازروح کائنات سرچشمه میگیرد واصلا توبرای همین ماموریت درزمین هستی
وباید باورکنیم خواستهای ما چه پاک و مقدسن هیچ زیانی در ان نیست چون خداوند خیرمطلقه این پاکی و این به نفعمون بودن خواستها رو باید باورکنیم تا با عشق و شورو سپاسگزاری در جهتش حرکت کنیم واقعا این هدایته باید فقط حرکت کردباید دل به دریا داد هرجا که برد بدون ساحل همونجاست منظور متعهد باش به قلبت حرکت کن مسیررسیدن برات ساده میشه همین .