live | باور به «امکان پذیری»
سرفصل آگاهی هایی که در این فایل توضیح داده شده است:
- رشد شخصیت = بهبودهای مستمر در « تقویت نقاط قوت شخصیتی» و «اصلاح نقاط ضعف شخصیتی»؛
- اگر اهمیت کنترل ذهن را درک کنیم، کنترل ذهن کاری عملی تر می شود؛
- هدفگذاری، ساختن باورهای هماهنگ با اهداف، تقسیم هدف به قدم های کوچک و قابل اجرا؛
- عادت های روزانه قدرتمندکننده، اهداف به ظاهر بزرگ را نیز محقق می کنند؛
- با این ایمان هدفگذاری کن که: تحقق این هدف، برای من امکان پذیر است؛
- زندگی شما وقتی تغییر می کند که عادت های رفتاری شما تغییر کند؛
- شور و شوق و استمرار در مسیر هدف، نشات گرفته است از «باور به امکان پذیر بودن»؛
- ساختن انگیزه دائمی برای حرکت در مسیر هدف؛
- بزرگترین عامل از دست دادن نعمت در زندگی، ناسپاسی است؛
- “ناسپاسی”، انسان را گمراه می کند و اوضاع زندگی را بدتر می کند؛
- اگر قدر نعمت ها را ندانید، فقط به مدار “بدتر شدن شرایط” دسترسی دارید؛
- دیدن نعمت ها و سپاسگزاری برای آنها، اوضاع را هر روز بهتر می کند؛
- وقتی سپاسگزار می شوی، هدایت می شوی؛
- اگر می خواهی فردا از امروز بهتر شود، هدف خود را تمرکز بر نعمت های امروز بگذار؛
- سپاسگزاری یعنی: توجه به نکات مثبت و نعمت های موجود در زندگی؛
- وقتی روند سپاسگزاری ادامه پیدا کند، وارد مدار نعمت های بیشتر می شوی؛
- علاقه”، کشش به سمت تجربه یک موضوع است که در هر برهه می تواند تغییر کند اما در هر صورت سازنده و رشد دهنده است؛
- پیروی از شور و شوق درونی برای تجربه و قدم برداشتن در آن مسیر-به صورت تکاملی-به علائق شما جهت می دهد و باعث رشد شما می شود؛
- تغییر بنیادین یعنی: “من خودم باید مولد باشم”
منابع کامل تر درباره آگاهی های این فایل
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | باور به «امکان پذیری»201MB40 دقیقه
- فایل صوتی live | باور به «امکان پذیری»39MB40 دقیقه














سلام و درود فراوان به استاد عزیز و گرانقدرم و مریم جان عزیز و تمامی دوستان گرامی.
ممنون و سپاس از توضیحات جامع و کامل استاد عزیز.
منم سالیان خیلی زیادیه که قبل از سال تحویل برای خودم برنامه و هدفهای زیادی میچینم.
تا چندین سال پیش، بیشترین تمرکزم روی بهبود شخصیتیم بود ولی چن سال اخیر هداف کوچیکیم برای خودم انتخاب میکنم که برای رسیدن بهشون در طی سال تلاش خودمو بکنم.
به قول استاد عزیز اوایل متوجه نبودم که چطور هدف گذاری کنم در واقع اولویتهام مشخص نبود . خیلی وقتا هدفهای زیادی انتخاب میکردم و در طی طول سال مثل آدمهای گنگ نمیدونستم و نمیفهمیدم چیکار کنم ؟!!!!.
حتی برای بهبود شخصیتیم از خودم توقع و انتظار داشتم که به یکباره تو این فرصتی که به خودم میدم تمامو بهبود ببخشم. بنابراین تقلای زیادی میزدم. به جای اینکه رشد و پیشرفتی در خودم ببینم، عقب گردی در خودم میدیدم . چون توانایی متمرکز شدن روی تمام شخصیتم رو نداشتم به همین جهت وقتی پذیرفتم که نمیتونم روی تمام شخصیتم و تمام افکار و باورهایی که به شخصیتم مرتبط هست تمرکز کنم اومدم و هر سال برای خودم چند مورد رو انتخاب کردم که به نظرم تو اون سالها نیاز داشتم اون تغییرات رو داشته باشم.
خیلی خوبه که بفهمیم در چ زمانی نیاز به چ تغییراتی داریم .
در مورد انتخاب اهداف هم ، به مرور متوجه شدم برای رسیدن به اهدافم باید به خودم فرصت بدم و در طی یک سال از خودم توقع زیادی نداشته باشم . آروم آروم ولی پیوسته ادامه بدم به همین جهت تو این چن سال اخیر متوجه شدم چطور هدف گذاری کنم . اول اینکه اهداف بزرگ و غیر قابل دسترسی انتخاب نکنم یعنی با توجه به موقعیت و شرایطی که دارم هدفهامو انتخاب کنم .
حالا این میتونه تو همه ی زمینهها صدق کنه. چ تو زمینه مالی ، چ برای بهبود روابط با همسرم و چ در مورد روابط با دیگران و چ دنبال علایق رفتنم و هر چیز دیگهای ، مثلاً منی که آرزوی داشتن خونه ی ویلایی 300 400 متری رو دارم نمیتونم به یکباره از جهان توقع چنین خونه ای داشته باشم اونم در حالی که مستاجر هستم . بنابراین پذیرفتم که در ابتدا به خونه ی 100 متری برم یا اینکه اگه ماشین خارجی مثل جی سون رو میخوام پله پله میتونیم ماشینمونو ارتقا بدیم تا به اون خواستم برسم که خب طبیعتاً لازمه ی همه ی اینها صبر هستش.
انتخاب هدف خیلی مهمه . اولویتبندی تو هدفها هم خیلی مهمه !
دقیقاً ذوق و شوق و تمایل و انگیزه برای تلاش و رسیدن به اون هدف خیلی مهمه !
تمرین و ممارست و ادامه دادن یعنی تداوم بخشیدن و صبوری کردن و با هدایت خداوند پیش رفتن هم از اهداف خیلی مهم برای رسیدن به اون هدف هستش.
چیزی که تجربه کردم اینه که بیشترین کارمون روی تغییرات ذهنیمون باشه یعنی تو این مسیر مدام باید افکار و باورهای درستی داشته باشیم هیچ لحظهای ایمان به خداوند و اعتماد به قوانین جهان رو فراموش نکنیم و صد البته در کنار همه اینها از تلاش فیزیکی دست برنداریم. بنابراین همه ی مواردی که گفتم برای رسیدن به یک هدف موثر هستن. به هیچ وجه نباید عجله ای داشت و نباید فرصت رو از خود دریغ کرد هیچ مقایسهای نباید صورت بگیره . یه جورایی باید تسلیم باشی و با توجه به اینکه داری سهم خودتو درست انجام میدی بقیشو رها کنی و بسپاری به خداوند . یعنی در حین تلاشت هیچ کنترلی صورت نگیره . اینکه وای چرا من به خودم قول دادم فلان زمان فلان اتفاق بیفته پس چرا نیفتاد ؟!!! و جملات این چنینی نباید بیان بشه .
منی که خودمو متعهد کردم، هدفمو انتخاب کردم و ذوق و شوق خودمو دارم و دارم تلاشمم میکنم دیگه نباید به بقیش فکر کنم. اجازه بدم با هدایت خداوند پیش برم باور داشته باشم که هر چیزی در وقت و زمان مقرر خودش اتفاق میفته. البته که این باورو وقتی دارم که تلاش خودم رو میکنم .
اینو برای کسانی که تنبلی روشون کار میکنه و کار خاصی انجام نمیدن نگفتم .
تو این مسیر و در راستای اهداف حرکت کردن برخورد با تضادها و نگرانیها و ترسهای خودشو داره در چنین وقتایی فقط باید با ایمان و توکل به خداوند پیش رفت و به هیچ وجه یاس و ناامیدی رو نباید پذیرفت.
خدا رو شکر میکنم که هر سال توی دفتر سر رسیدم اهدافی رو که انتخاب میکنم بهشون توجه میکنم و برای هر کدومشون اقدام و حرکت لازم رو انجام میدم .استاد جونم من از اون شاگردایی هستم که مینویسم . مینویسم چون آخر سال میرم به نوشتههام نگاه میکنم و خودمو با سالی که میخواست شروع بشه مقایسه میکنم. وقتی رشد و پیشرفت خودمو میبینم هم خوشحال میشم هم خیلی امیدوار میشم، هم مصممتر به ادامه ی راه میشم .بنابراین نوشتن خیلی خوبه اینکه تو اثری رو به جا میزاری و در آخر بعد از تلاشت ، میای از موفقیتها و تغییرات مثبتت میگی .
که تو تقویت باورها و ایمان به خدای قدرتمندمون و اعتماد به قوانین جهان تاثیرات مثبت فوق العادهای دریافت میکنی.
البته که همه ی این برنامههای قشنگ رو مدیون استاد عزیزم هستم. اول از همه از گوش کردن فایلها و تمام دورههای استاد انگیزه میگیرم و بعد اقدام میکنم .
برای امسالم در نظر گرفته بودم تو رشته ی کامپیوتر که هیچ سر رشتهای نداشتم رشد کنم .
تلاش خودمو کردم و خدا رو شکر به نسبت چن ماه پیش ، خیلی از خودم راضی هستم . حدود 6 ماه وقت خودم رو صرف این آموزش کردم و الانم دارم نتیجشو میبینم. منی که حتی کنترل درست گرفتن موس رو نداشتم الان خیلی راحت سر از برنامههای وورد و پاورپوینت و اکسل در میارم . از این بابت از خداوند بینهایت سپاسگزارم که همت و اراده ی رفتن و اومدن و وقت گذاشتن و صدمه به زندگی نزدن رو بهم داد .
وقتی به توانمندیهام نگاه میکنم میبینم هر کدومو تو هر برهه از زندگیم یاد گرفتم.
آموزش و یادگیری هر چیزی و انتخاب هر هدفی ربطی به سن و سال نداره .
یادمه موقعه ای که مدرسه میرفتیم وقتی معلما میگفتن « ز گهواره تا گور دانش بجوی » مسخرشون میکردیم الان میفهمم چ جمله ی طلایی و قشنگی گفته میشد . به نظرم اکثر شاگردهای استاد عزیز از اون دسته افرادی هستن که تا لحظهای که زنده هستن، دنبال آموزش و یادگیری هستن.
بهبود بخشیدن شخصیتمون از اهداف بسیار بزرگ و مهم زندگیمون هستش که تا زنده هستیم باید برای بودن در مدار درست و راه راستی که خداوند ازمون درخواست کرده تلاش کنیم . و این اتفاق نمیفته مگر اینکه تا زنده هستیم دست از تلاش پیوستمون برنداریم.
در تمام شرایط زندگیمون حتی وقتی به اکثر اهدافمون رسیدیم نیاز به آموزش و یادآوری و یادگیری تغییر شخصیتی داریم.
هیچ وقت نمیتونیم بگیم ما انسان کاملی شدیم و دیگه نیاز به تغییر نداریم چون هر بار با چالش و تضادهایی روبرو میشیم که هر کدوم درسهای بزرگی بهمون میدن پس باید آگاهانه به این موضوعات توجه کرد و راه راست را پیش گرفت.
استاد جونم مرسی.
ممنون و سپاس از وجودت.
الهی که باشی همیشه.
سلام به استاد عزیز و گرامی خودم و مریم جان عزیز و تمامی دوستان گرامی.
اول از همه از استاد عزیز به خاطر جملات کلیدی و گوهر بارشون سپاسگزاری میکنم .
جملههایی که هر کدوم نیاز داره ساعتها در موردش تفکر کنیم تا به درک آگاهیهای که استادعزیز رسیدن، ما هم برسیم.
از اونجایی که استاد قانون تکامل رو خوب پیش رفتن نتایج خوبی هم دریافت کردن که همهی تجاربشونو در اختیار ما میزارن.
دیگه این به ما بستگی داره که از این تجارب زیبا خوب استفاده کنیم ، یا نه اجازه بدیم از جهان چک و لقد بخوریم بعد متوجه بشیم.
در واقع اگه بدون توجه به صحبتهای استاد، پیش بریم انگار لقمه رو دور سر خودمون چرخوندیم .بنابراین وقتی میشه خیلی راحت لقمه رو تو دهن گذاشت بهتره تمرکز صدمونو برای دریافت پیامها و درسهایی که از استاد دریافت میکنیم بزاریم .
استاد تو این فایل در مورد موضوعات مختلفی صحبت کردن که یکیش ناسپاسی کردن بودش.
موضوعی که اکثر ماها ناآگاهانه درگیرش هستیم یعنی در طول روز بارها و بارها در مورد موضوعات و مسائل مختلف با کلام و عملمون ناسپاسی میکنیم و این در حالی هستش که متوجش نیستیم و خیلی راحت فرکانس منفی به جهان ارسال میکنیم و خیلی از باورهای محدود کننده رو تو ذهنمون پرورش میدیم. از طرفی عدم ایمان خودمونو به خدای بزرگ نشون میدیم و در مجموع همه ی اینها باعث ایجاد احساس بد و در نتیجه اتفاقات ناجالب تو زندگیمون میشه .بعدشم میگیم خدا برامون نخواسته! ما شانس نداریم! حتماً حکمتی توشه! و یا توجیهات دیگه ای که دنبال مقصر بگردیم . خلاصه به هر طریقی مسئولیت اتفاقات زندگیمون رو گردن خدا یا آدمهای دیگه یا شرایط میندازیم.
همونطور که استاد عزیز فرمودن، دقیقاً ناسپاسی کردن یعنی دور کردن نعمتها از خودمون و برعکس دیدن داشتهها و سپاسگزار بودن به خاطر تمام نعمتهایی که داریم ، باعث رزق و روزی بیشتر . اتفاقات قشنگتر .لذت بردن بیشتر و هدایت به مسیرهای زیباتری میشه .
کاش در طول روز آگاهانه بتونیم ذهنمون رو کنترل و ورودیهای مناسب به ذهنمون بدیم.
بیشتر مواقع وقتی به مشکل یا تضادی بر میخوریم ناسپاسیهامون بیداد میکنه و بدون فکر کردن و کمی تامل کردن و کمی صبر کردن، زبونمونو آغشته به الفاظ ناجالبی میکنیم که اکثر مواقع هم ، پشیمون میشیم.
به جای اینکه تو اون لحظه بیایم دنبال راه حل مسئله بگردیم و اینکه ببینیم چه کاری بهتره که انجام بدیم؟! و یا نه ! لزوماً کاری نباید بکنیم فقط باید صبوری کنیم. خب صبوری کنیم. تمرین کنیم صبور باشیم تا ببینیم با چه نتایجی مواجه میشیم. متاسفانه نقص عجله باعث میشه زود واکنش نشون بدیم و تو این لحظات خدا رو از یاد ببریم که البته اگه ادامه دار باشه منجر به آسیبهای بیشتری میشه.
میشه با هر چیز کوچیک شاد شد . میشه با هر چیز کوچیک حال خودمونو خوب کنیم. میشه با تمرکز کردن به هر چیز زیبایی که در اطرافمون دیده میشه به احساس بهتری برسیم. میشه خیلی کارا کرد.
اول از اینکه سطح توقعمون رو پایین بیاریم.
به موضوعات و مسائل زندگیمون از زوایای بهتری نگاه کنیم .
خودمونو عقل کل حساب نکنیم. اجازه بدیم خداوند ما را تو مسیرهای بهتری هدایت کنه .
انقدر قفلی نزنیم روی یه خواسته ها و موضوعاتی. اگه میبینیم با اتفاقات تکراری مواجه میشیم که رضایت بخش نیستن ، بهتره رهاشون کنیم و بسپاریمش به خداوند.
منم در گذشته بلد نبودم چطور احساساتم رو کنترل کنم یا در مواقع و شرایط ناجالب چطور تمرکزمو روی زیباییها و نقاط مثبت آدمها و حتی شرایط ببرم. همه ی اینها رو از استاد عزیز یاد گرفتم. انقد فایل از استاد گوش کردم که ناخودآگاه خیلی جاها شبیه استاد عمل میکنم .شاید هنوز عیناً نتونم مثل استاد رفتار کنم اما خیلی جاها سعی میکنم بتونم کنترل ذهن داشته باشم.
همین که صدای استاد همیشه تو گوشمه خیلی جاها باعث کنترل ذهن و تمرکزم میشه.
سپاسگزاری رو یکی از ویژگیهای بارز خودم گذاشتم .
چون هم تمرکزمو به سمت داشتههام میبره و هم اینکه وجود خدا رو هم، یادآور میشه.
و اینکه خیلی راحت منو به احساس بهتری میبره حتی خیلی وقتا به خاطرش انگیزه و انرژیم برای ادامه ی راه بیشتر میشه .
و مهمتر از همه باعث میشه از زندگی و از لحظاتی که میگذرونم لذت بیشتری ببرم.
سپاسگزاری باعث ایجاد افکار و باورهای مثبت زیادی میشه که یکیش باور فراوانی و نعمتهای خداوند هستش.
همین نگرش باعث دریافت نعمتهای بیشتری از سمت خداوند میشه.
استاد جونم مرسی ازت که هستی!
مرسی ازت که همیشه حال خوب رو به ما ارزانی میکنی !
مرسی از درسها و الهامات و پیامهای خوبت !
عاشقتم .
الهی باشی همیشه.
به نام خداوندی که مونس سالکان مجذوبه.
سلام به استادعزیزودوست داشتنی خودم .
سوال وپرسشهای خوبی بود،استادهم که جوابهاوپاسخهای کوتاه وجامعی دادن به خصوص درموردچندمورد.
درموردکنترل ذهن سوال کردن؟
یکی از اصلی ترین قوانینه ،که اگه بتونیم ذهنمون را که مدام نجواهای شیطانی توگوشمون میخونه ،کنترل کنیم ،طبیعتا،نه تنهاافکارمون ،یادمی گیره که کمتر،ورودیهای نامناسب ،داشته باشه هم تورفتاروعملکردهامون ،واکنشهای مثبتی نشون میدیم .
هرچی می کشیم ازدست این ذهنمون ،می کشیم.
پس باید ورودیهای ذهنمون رابتونیم کنترل کنیم ،چه جوری؟بنده خدااستادتواکثرفایلهاش ،توضیح میدن.
توجه به زیبایی هاونکات مثبت .
قبول دارم توشرایط بدوموقعیتهای نامناسب ،سخته.ولی شدنیه.تمرین کنید،سعی کنیدآگاهانه توجهتون رابه چیزای دیگه ببریدکه ازاون احساس بد،دوربشید.
من درمورداین فایل باذهنی باز،یه کامنت خوب نوشته بودم ولی دستم خورد،کل کامنتم حذف شد.ازاین اتفاقاتوسایت خیلی برام افتاده ،اولا،خیلی عصبانی میشدم ،بقدری که کل روزم راخراب میکردم .آخه دلم میسوخت که یک ساعت وقت برانوشتن گذاشتم بعدش هیچی به هیچی .
بعدش هم،اگه وقت داشته باشم برای نوشتن اون فایل،چیزی که اذیتم میکرداین بود که دیگه ذهنم مثل اول ،یاری نمیکنه که جملات خوب وبه جابنویسم .واین گونه میشدکه عصبانی میشدم .
حالابیشتردقت میکنم که این اتفاق نیفته ولی بازممکنه ،بیفته مثل دیروزکه کلی نوشته بودم ولی با،یه اشتباه کوچیک ،کل کامنتم رفت ینی حذف شد.
تولحظه ناراحت وعصبانی شدم .ولی به خودم گفتم ولش کن اصلن امروزبی خیال نوشتن .سعی کردم فراموشش کنم وخودموبه برنامه های دیگم مشغول کردم .چون وقت هم نداشتم که دوباره بنویسم اگه مثل قبل به نجواهای شیطانی گوش میکردم ،کل روزم رابایدخراب میکردم که چرازحمت من هدررفت،به خصوص بخاطر وقتی که بعدش ندارم ،بنویسم .
.پس بنابراین چیزی ننوشتم .اینم به خودم میگم شایدمصلحت براین باشه که نوشتم به یه شکل دیگه ای باشه.ینی اون چیزی که میخواستم بفرستم صلاح نبوده .نمیدونم درسته یانه ولی اینوبرادلگرمی وفروکش کردن عصبانیم میگم.😉
ولی ،الان که حالم بهتره ووقت دارم ،شروع کردم به نوشتن.تازه امروزازدست همسرمم ،ناراحتم ،برای اینکه این احساس بدهم ازم دوربشه ،سعی کردم خصوصیت های اخلاقی خوبش رابه خودم یادآوری کنم تا این موضوع ذهنم رادرگیرنکنه.استاددرموردهمسرم بگم که باوجود داشتن خیلی اخلاقهای مثبت ،ولی به دلایلی ،تووجودم خیلی ازاحساساتم که بایدباشه ،نیست .
ازوقتی که ازشمایادگرفتم درواقع برای داشتن احساس خوب وداشتن آرامش و حرکت اشتباه نکردن،کل زندگیموباانجام قوانیهایی که ازشمایادگرفتم ،تغییردادم واقعادرموردهمسرم ،هرروزآگاهانه تمام توجهم رابه نکات مثبتش میبرم.اینطوره که روزم خوب پیش میره.ودرحال حاضرایشون ازم احساس رضایت داره ،خیلی وقتا دلم نمیخادخیلی رفتارهای مثبت راباهاش داشته باشم ولی این شخصیت، چیزی بود که همیشه توزندگیم داشتم وهیچ وقت نتیجه ی خوبی نگرفتم .نسبت به همسرم خیلی تغییرات داشتم وایشون هم خیلی تغییرات مثبت داشتن ولی اگه روزی پیش بیاد که من به دلیلی ،بش توجه نکنم ،متاسفانه سریع احساس بدرابه من منتقل میکنه .درواقع عالیه تازمانی که من براش عالی باشم .میدونم همه ی رفتارش به خاطروابستگیش به منه.خیلی احساسهاتووجودمه که من فقط با کنترل ذهن ،دورشون میکنم .اگه بخام باهاشون درگیربشم مثل گذشته ،همش بایدباهم به جنگ ودعوابپردازیم.
به خاطر همین میگم هرروز لازمه که فایلی ازاستادراگوش بدم، چون دیدن ویادآوری صحبتهای استاد،همیشه نجاتم میده .
تمام پیامهای خداوندراازاستادمیگیرم وازاین طریق آروم میشم وباآرامش به روندزندگیم ادامه میدم درواقع به هدایت خدابدون انجام کاری از جانب خودم ،خیلی اعتقاد پیدا کردم .یه جورایی همه چیو،سپردم به خودش .من که ازآینده خبری ندارم.تنهاکاری که ازدستم برمیاد،اینه که متفاوت باقبل عمل کنم ،تک تک قوانین جهان ملکه ذهنم باشه ،خارج ازچارچوبهایی که استادیادم داده ،قدم برندارم .درکل باتمام قواونیروم ،ودریک کلام احساس وحال خودمو،به هر طریقی که شده،خوب نگه دارم .
اینم بگم نتیجه راهم کنترل نمیکنم چون به خدااعتمادوایمان پیداکردم که خودش هرمسیری راکه لازمه ،سرراهم میزاره به شرط اینکه من توراستای برداشتن ،قدمهای مثبت باشم.
اتفاقا یکی ازدوستان پرسیده بودن که چگونه منتظرهدایت باشیم؟
همانطورکه استاد گفتن ،هدایت چیزی نیس که انتظاربخاد،توهرلحظه هدایت داره اتفاق میفته .
این بستگی به احساس ورفتارهای خوب وبدتوداره که کدوم سمت هدایت بشی .
ما داریم یادمیگیریم که بانگه داشتن احساسات خوب توتمام لحظات ،چ خوب چ بد،به سمت وسوی اتفاقات خوب هدایت بشیم.
پس این بستگی به عملکردهای خودتون داره که به کدوم سمت هدایت بشید.
اگه هدایت پروردگارتان رامیخاهید،احساسات خودتون راخوب نگه دارید،تابه چیزهای خوب ،مکانهای خوب و اتفاقات عالی هدایت بشید.
باورداشته باشید،خداوندبرای همه بهترینهارامیخادامااگربنده ای خودش نخاد،اونم اصراری نمیکنه واون بنده رابه حال خودش میزاره تاخودش انتخاب کنه .درواقع انتخابهای درست و نادرست ،غلط یاصحیح ،همه دست خودماس.
درمورداون دوستمون که گفتن استاد،دیگران میگن شمادزدید؟من شهامت این دوستمون که راحت احساسشونوگفتن ،تحسین میکنم هرچندسوالشون خیلی بی ادبانه بودولی چیزیه که متاسفانه افرادزیادی ،میگن.منم اوایلش که محصول خریداری کردم ،وبابی تجربگی ،پیش بعضیاگفتم ،اوناهم همین نظرومیدادن .ومن ازاحساس اونها خیلی عصبانی میشدم تااینکه به این نتیجه رسیدم ،که اولااین اشتباه منه که پیش کسانی که هیچ ربطی به اونهانداره ،چرابازگومیکنم.ودوم اینکه احساس وتجربه ی خودم چی میگه.احساس درونم به من میگه آیاارزششوداره ؟وهمیشه جواب میدم آره خیلی ،بله خیلی ارزششو داره .انقدازاین پولهابرای هیچی ،خرج کردیم که هیچ اثری ازش نمونده ولی این دوره ها مثل جواهری باارزش هستن که هردفه ازشون استفاده کنیم ،حالشومیبریم واقعن من که به نوبه ی خودم بگم لذت تمام رامیبرم حتی تکراری باشن .چون میدونم چ گنجینه ای هستن .
هرجا که کسی باافکارش ،عقایدش،رفتارش،انتقادش،احساسش، باعث رنجش وناراحتی تومیشه ،تنهاکاری که بایدانجام بدی،اعراض ودوری کردن ازاون افرادهستش.
ولزومی به ثابت کردن هم نداره که ذهنتونم درگیراین کنید که چی بگم که درموردمن اینطورفکرنکنه.
منم خیلی جاها،تحت تاثیرقرارمی گیرم ولی دارم تمرین میکنم که توهیچ موضوعی،حرف مردم اهمیتی برام نداشته باشه.
وفقط خدا،برای توکافیس.یه درک وباورقوی هستش ، برای جلوگیری ازاین احساس بد.
اینکه مابه این درک برسیم که مانمیتونیم برای همه عالی باشیم وهمه ی افراد،را راضی نگه داریم .میتونه بهمون کمک کنه.
واینجاس که می فهمیم به مرحله رشد خوبی رسیدیم .
استادوعده ی اومدن به ایران را،دادن .به امید این روزقشنگ .دورت بگردم ،که بااومدنتون به ایران ،ایران رامنورمیکنیدازانرژیهای مثبت .
حتی اگه نتونم ببینمتون ولی مطمئنم حس خوب راازتون میگیرم مثل الان که همیشه این احساس را دارم .
درموردروابط زن وشوهر،کاملاباصحبتهاواحساسات استاد،موافقم .میتونم بگم ۹۹درصدایرانیها،به همون شکل بدواحساس بدکه ناچارن ،توزندگیهاشون هستن .منم جزعه یکی ازاون دسته افراد هستم متاسفانه 😔
ولی بی گدار دوست ندارم دست به آب بزنم ،چون درگیربودم که چکاری بهتره وازطرفی خیلی نواقص توخودم دیدم ،سعی کردم باخریددوره ی عشق ومودت استاد،زندگیموباتغییرات خودم ،تغییربدم تابعدهراتفاقی افتاد،بپذیرمش .شایدم بهترین اتفاق موندن تو همین زندگیه ولی با تغییرات من ،اتفاقات دیگه ای افتاد .دیگه کسیومقصرنمی کنم ومقصرنمی بینم .درواقع منتظرنیستم کسی منوبه خوشبختی برسونه وپاسخگوی رسیدن به خواسته هام باشه.
فقط دنبال آرامشم و اینکه باوردارم اگه من مسیردرست رابرم .اگه قرار باشه اتفاقی بیفته خودش میفته ونیازی به دست وپازدن من نیس.
بقدری خستم ازاین موضوع ،که دوس ندارم رفتارهای منفی گذشته راتکرارکنم .واون احساسات بد،را،یدک بکشم.مهم نگه داشتن احساس خوبه ،که من سعی میکنم نگهش دارم به هر طریقی شده.انقداستادم راباوردارم که هرچی تواین زمینه گفتن را قبول میکنم وسعی میکنم انجامش بدم .
سوال بعدهم باوربه آخرته؟که باورش چ کمکی میتونه بهمون بکنه.
اینم داستانیه که هنوز به درکش نرسیدم ولی به نسبت گذشتم خیلی فرق کردم .تواین چندسال اخیر باتوجه به اتفاقات ناخوشایندی که توجهان افتادوماشاهدمرگ ومیرهای زیادی به خصوص از سمت جوونهابودیم ،همین باعث شدکه درمورداین باور،فکرکنم که بله دنیامون فانی وزودگذره وارزش دردورنج وکشیدن سختی رانداره .وبااین آگاهی اگه طوردیگه اگه عمل کنیم واقعن دیگه خیلی …..
بله این موضوع خیلی بهم کمک میکنه که هرروز باپذیرفتن شرایط وموقعیت ونگه داشتن حال خوب ،ازروزم لذت تمام راببرم واجازه ندم چیزی حال منوبدکنه .بایدبتونم خودموازاحساس بد،بیرون بکشم .این یکی از کارهای مهم ،روزانه ی منه.
استادمیگن اگرایمان به آخرت داشته باشید،درست زندگی می کنید.مال وثروت وهرچیزدیگه ،خوبه ولی هیچ کدوم بردنی نیس .پس باید چیزهایی داشته باشیم که بتونیم باخودمون ببریم واوناچیزی نیستن جزرفتارواعمال خوب ما.
خوب زندگی کردنمون ینی عملکرد خوب داشتن.خوشبخت نگه داشتنمون ینی خوشبخت بودن ماتوآخرت.
منم دارم ،این باوررادرخودم تقویت میکنم .
چون اگه باورش نداشته باشی ،به پوچی میرسی .باوروایمان به آخرت ،بهت انگیزه میده که خیلی کارا،روبکنی ،واگرنه هممون اینومیدونیم که باهمه ی داشته هامون ، چیزی نمیتونیم باخودمون ببریم ومااگه صاحب هرچیزی باشیم درواقع صاحب چیزی نیستیم وبارفتنمون به اون دنیا،همه چی برا،کس دیگه میشه .درواقع همه چی ازمال وثروت بگیر،همسروفرزند،همه چی امانت دست ماس ،تنها،وظیفه مااینه که به بهترین شکل ممکن از داشته هامون استفاده کنیم .این مهمه .
درموردخوندن کتاب ،هم استادنظرشون این بود دیگه مطالعه ندارن ،وفقط تمرکزشون به این آگاهی های خودشونه .چرا؟چون ازاین طریق به نتایج عالی رسیدن .وهرآنچه باید،دارن .خب همه ی این آگاهی ها،هم ،نتیجه تمام کتابهایی هس که قبلامطالعه کردن .درواقع چکیده وعصاره ی اونهاس البته بارسیدن به درکیات والهامات عالیتروبالاتر.
پس ماهم روش ومسیر،ایشون راسرلوحه ی ،زندگیمون قرارمیدیم ،مگه چیزایی که استاددارن رانمیخاییم .پس دنبال چی می گردیم .الگوازاین بهترکجا میتونیدپیداکنید.
من که ازوقتی بااستادهستم ،تازه مفهوم زندگی را فهمیدم .
پس باقدرت همین مسیر،رومیرم .بدون شک واتفاقابااطمینان ویقین واعتمادزیادبه استادعزیزم .
استادجونم عاشقتم
بی نهایت به وجودت افتخارمیکنم
ازخدابه خاطروجودت سپاسگزارم
خدایا شکرت که عباس منش روسرراه مسیرزندگیم قراردادی🙏
به نام رب .
سلام به استادعزیزم وهمه ی دوستای گلم .
لایوبسیارخوبی بودومثل همیشه درسهاوتجربه های زیادی داشت .من که همیشه میگم حرفهای استادرابایدباطلانوشت .اگه بادقت فایلهاراگوش بدیم ویاببینیم ،متوجه میشیدکه چ گنجهایی درون هرکدوم هس .سپاسگزاروجودشون هستم ،خیلی جالبه حتی جاهایی که استادجواب وپاسخی به سوالی نمیدادن ،کلی پیام توش بودوطوری بودکه جواب سوالت رامی گرفتی .
به قول استادتاوقتی که برای جواب سوالاتت ،دنبال چیزی می گردی که خودت اونطورمیخای ،به جایی نمی رسی .بایددنباله رواجرای قوانین باشیم واینم فهمیدیدم که جهان باکسی شوخی نداره واحساسی عمل نمیکنه .پس همه چی بستگی به همت وتلاش واراده ی خودمون داره .اینکه چقدرباورهای جدیدرادرخودمون تقویت میکنیم .ازباورهای گذشتمون که نتایج جالبی نگرفتیم پس بیاییدمتفاوت عمل کنیم تابه نتایج بهتری برسیم .
من که هربارفایل گوش میدم هرچندتکراری باشه ،بازهمون ذوق وهیجان قبلی واولی رادارم .چون میدونم سالهابایدتلاش کنم تااون احساس رضایت راداشته باشم .حالاهم به همان میزان که تلاش برای تغییرات افکاروباورهام میکنم ،به همان میزان هم تغییردرروندزندگی خودم می بینم .
هرجاکه ازقانون تبعیت میکنم کارهام رله ،وهرجاکه فراموش میکنم وناآگاهانه پیش میرم ،می بینم دوباره آسیب به خودم زدم .ولی مثل گذشته عصبانی نمیشم ،میدونم اونابه خاطرعادتهای قبلم هس .ودیدن وانجام اونهاباعث یادآوری وپیامی هس که بایدبازحواسموجم کنم .تازه باعث میشن که بااعتمادبیشترمسیراستادراپیش بگیرم .همین که خودم راباقبل خودم مقایسه می کنم ومی بینم چقدرفرق کردم برام کافیه .زیادخودمواذیت نمی کنم وبه خودم فرصت میدم .فرصت جبران همه ی اشتباهات وازبین بردن افکارهای منفیم .
به قول استادروندتکاملی .
عاشق این قانون هستم چون باعث شده توقعات زیادی که ازخودم داشتم رادیگه نداشته باشم وخودموزیادی درگیرواذیت نکنم .
ولی برای رسیدن به خواسته هاواهدافم روزی رابه شب نمی رسونم که فعالیتی برای تغییراتم نداشته باشم .
خیلیها به خصوص همسرم هم اوایلش می گفت که چقدر،وقت میزاری ،چقدتوسایتی.انگاراستادمیخادبت جایزه بده .دنبالت کردن .!
اینانمیدونن که فرصتهاالان برام غنیمته چون نمیدونم تاکی وچه لحظه ای زنده هستم .واینکه قبلامن وقتم به بطالت می گذشت .حتی اگه تنهاهم بودم با،کلی افکارمنفی وحال بد،سرمیکردم وواکنشهاوعکس العملهام هم باخشم وعصبانیت بود.بیشترجناحم رومنفی هاوبدیهابودوازهمه مهمتربه خودم اهمیتی نمیدادم که احساسات بدرادرخودم نگه می داشتم .پس منی که این دردهاراکشیدم ،طبیعیه که الان باانتخاب خودم مسیروروش زندگیمو،دوس دارم تغییربدم .
تازه خودموپیداکردم وبه عزت نفس وشخصیت خودم میخام احترام بزارم وهردقیقه یه جوررفتارنکنم .بلکه باثبات شخصیتی ،دیگران هم متوجه بشن بامن چطوررفتارکنن .البته که دیگه نمیخام کنترلی رواونهاهم داشته باشم .
بقدری عاشق وشیفته ی خودم شدم که برای احترام به خودم میخام یادبگیرم تمام قوانین راتاجایی که میتونم رعایت کنم .چون فقط ازاین طریق هس که بهترینهارابرای خودم میتونم رقم بزنم .من خودمولایق بهترینهامیدونم پس ،بااین باورانرژی وانگیزه ی زیادی می گیرم .
منم هرسال قبل سال تحویل ،هدفگذاری میکنم .ویک هفته قبلش اتفاقات وپیشامدهای اون سالی که گذشته را،تجزیه وتحلیل میکنم تاببینم چ نقاط ضعفی وچ نقاط رشدی ،داشتم .درکل متوجه ی تغییرات خودم میشم .وبرای سال بعد،بهترتصمیم می گیرم .همیشه سال جدیدحس خوبی دارم وخیلی امیدوارانه بهش نگاه میکنم .منظورم اینه همیشه با،دیدخوبی به سال جدیدنگاه میکنم حتی اگه سال قبلش خیلی بدبوده باشه .
امسال به خودم قول دادم بیشترین تلاشم رابرای تغییرات خودم بکنم ونگاهم ودوربینم راازروی دیگران به خصوص همسرم بردارم .یه جورایی عزم وجزم کردم روپای خودم وایستم .میدونم وقتی نتایج خوب عایدم بشن چقدلذت خواهم برد.
هرچندکه الان ۶ماه ازسال گذشته ومن نتایج تغییرات رادارم می بینم .زندگی من کلی تغییرکرده .افکاروعقایدم وباورهام راکلی تغییردادم وطبق اصول قوانین سعی میکنم پیش برم .
چقدراحتروآسوده خاطرترازسالهای پیشم دارم زندگی میکنم .چ چیزهای خوبی بدست اووردم .به قول استادچقدراحت .
گاهی ازاینکه این همه سال رانتونستم خوب زندگی کنم به خطرش متاثرمیشم ولی ازاین بابتم خوشحال هستم که به همون روند،ادامه ندادم وازاون چارچوبهایی که مثل حصار،دورخودم پیچیده بودم ،رهایی پیداکردم والان آزادانه وبااختیاروانتخابهای خودم زندگی میکنم .
تازه معنای لذت بردن رامی فهمم .چقدآرامش پیداکردم .کمترپیش میادبه موضوعی فکرکنم ومسئله ای ذهنمودرگیرکنه .سریع قوانین رامرورمیکنم وطبق اون پیش میرم وبقیشوبه خدامی سپارم .
عاشق هدایت خدام .هرجاببره هرجابکشونه ،هرچی پیش بیاد.بادل وجون می پذیرم .یه جورایی تسلیم بودن راتمرین میکنم .
وقتی روخودت کارکنی واحساسای خوبی داشته باشی ،کمترپیش میادبه چیزهایی که دوست نداری هدایت بشی .اگرم شدی ،بدون درسای بزرگی توش هس که توبایداوناراهم یادبگیری تابزرگتربشی .
تاپارسال همه ی توجهم به نداشته هام ،ونکات منفی زندگیم ونکات منفی همسروهمه ی اطرافیانم بود.درخواستهام هم ،بیشترشکوه وشکایتهام بودکه چرااینوبه من ندادی ؟چرااینجوری شد؟چرااین اینکاروکرد؟چطورشدکه اینطورشد؟مگه منونمی بینی ؟وهرجمله ی منفی دیگه ای که به ذهن شماخطورکردش .
خداروشکر،خواستم وشد.
چندماه زندگیموبه روش استادتغییردادم تاببینم به چه نتایجی میرسم اگه اوکی بود،ادامه بدم اگرنه که هیچ .
وخداروشکرازهمون اولین روزا،هم تغییرات رادیدم ومتوجه شدم هربلایی هراتفاق بدی توزندگیم افتاده ،اگه به جایی وچیزی نرسیدم وباهرمشکلی روبروشدم ،عامل همه ی اونهاخودم بودم نه کس دیگه ونه همسرم .
هیچ وقت نخاسته بودم وفکرنمیکردم انقدخودم ،مهمم .واگرنه زودترازایناشروع میکردم .همیشه فکرمیکردم این دیگرانن که بایدکاری انجام بدن تامن شادباشم ،تامن آروم باشم ،تامن دررفاه باشم وغیره .
خیلی خوبه که بفهمی وباورداشته باشی توخود،خودت همه کاره ی، این جهانی .هرچقدخودت بخای وحرکت کنی به همون اندازه هم جهان بهت پاداش میده .
همان جورکه دوستمون سوال کردن که سپاسگزاری به چ کاری میاد؟.منم توگذشته این سوالوازخودم میپرسیدم که وقتی اوضاع انقدداغونه ،سپاسگزاری چیوکنم.حالامیفهمم که سپاسگزاری باعث میشه که داشته هات راببینی وتوجه وتمرکزت به سمت خوبیهاومثبتها وزیبایی های زندگیت ودنیاوجهان میره واین تورا،ازاحساس بدبه احساس خوب میبره ودرنتیجه اتفاقات بهتری هم برات میفته .
واقعن چ قانون محشریه ،وقتی رعایتش میکنم ،خیلی به خودم آفرین میگم وخودموتحسین میکنم چون تویه شرایطی سخت میشه اینکاروانجام دادولی قانون میگه توهرشرایطی، بایدانجام بدی .به هرشکلی به هرطریقی .راشوبایدخودت یادبگیری .به قول استادالکیم نباشه سپاسگزاری بابت چیزهای زیباوخوبی که هس.دیگه این به هنرودرایت شمابستگی داره که چقدمهارت تواینکار،کسب کنید.همین زیبایی ابرها،نگاه به طلوع وغروب خورشید،نگاه کردن به ماه و ستاره ،دیدن ماشینای خوشگل ،ساختمونای بزرگ وزیباودرختان وگلهادرهرجا.همه ی اینهامیتونه توجه تورابه زیباییهای جهان ببره .
میشه خیلی راحت وباآرامش زندگی کردتوهرشرایطی .اگه بتونیم ازپس مشکلات بربیاییم اوناکم کم ازبین میرن .نمیخادبه مشکلات هرچندسخت هم ،وحشتناک نگاه کنید،خیلی وقتا بیخیالی وکاری نکردن خودمشکلات رامحومیکنه ،خیلی وقتا هم لازمه که اندازه سهم ونقش خودمون کاری کنیم وبقیه ورهاکنیم .پذیرفتن مشکل ونجنگیدن بااون ،خودش یه مرحله توروبه جلومیبره .
استادازتفکرفقیرانه ی کسانی که دنبال بورس وسودبانکی وغیره هستن ،گفت .اینم نکته ی جالب وجدیدی بودکه شنیدم .وحتمن رواین باورهم کارمیکنیم .
استادجون خداقوت عزیزم .
عاشقتم مرسی که هستی .
سلام استادجان .درموردمهم بودن قضاوت دیگران راجع به ما،خودمومیگم هنوزمقاومت دارم ،باگوش کردن دوره های استادبه خصوص دوره اعتمادبه نفسش خیلی تغییرهاکردم اماهنوزخیلی جای کاردارم ،هنوزباتاییددیگران خیلی خوشحال میشم وباقضاوت عادلانه یاناعادلانشون ،ناراحت میشم و،دپرس میشم اماباتوجه به چیزایی که یادگرفتم ،سعی میکنم ازاون حالت منفی دربیام وخودموباچیزدیگه ای سرگرم کنم تاازیادم بره ولی گاهی برای ثابت کردن خودم توضیح وتوجیه های زیادی میارم که رواین موضوع هم دارم کارمیکنم که سکوت کنم یعنی طرف رامتوجه کنم که حرفت برام هیچ اهمیتی نداره ، اونادوست دارن دنبال نقطعه ضعفهای مابگردن واین ماهستیم که بارفتارخودمون باعث میشیم که تکرارکنن.پس اینجاهم نمیخاداونارامقصرکنیم ،بایدخودمون رااصلاح کنیم وباورهامونوتغییربدیم وخودمونوبانواقص خودمون دوست داشته باشیم ،مگه میشه کسی بدون نقص باشه یعنی کامل باشه ،کمال مطلق فقط خداست .پس ازاشتباهات خودنهراسیم ولی سعی دررفع اونهاداشته باشیم .تغییرنگرش من خیلی موثرهس تواینکه خودم باشم وهرکاری رابرای حال خوبی خودم انجام بدم وازدیگران نترسم ،این منم که به اونهاقدرت دادم والانم باثبات شخصیتی خودم وبیشترباسکوتم ،افکاراونارابهم می ریزم .به قول استاداونی که بایدبیادسمتم ،میاد.اونی که هم فرکانس من نیست ،ازمن دورمیشه بدون اینکه من تلاشی کرده باشم .
وااای اینی که گفتیدزن وشوهرتعهددارن تاآخرعمرباتحمل زندگی کنن، که اینجااین طرزتفکرهس که توآخرت پاداش هم می گیری وخوشابه حال کسانی که همدیگروتحمل می کنن وشامل اجرخداوندمیشن واین نگرش ،چنان انگیزه ای به ادامه زندگی میده که بیاوببین 🤥وهمشونم عصبی هستن اماخودشونوآدم صبورخطاب میکنن .توشونم داستانهای زیادی از……هس که خودتون میدونید.
اینجافک کنم یه ۲۰سال دیگه ،تغییرنگرشی که شماگفتیدجابیفته که زن ومردوقتی درکنارهم حالشون خوب نیس ،لزومی نداره باهم زندگی کنن .البته بیشترین عامل این جریان هم، نداشتن استقلال مالی اکثرخانمهاس .که به دلیل نداشتن آگاهی تواین دام موندن وهیچ کاری نمی کنن ،فقط صبرمیکنن تاطرف ازدنیابره ،حالاکی وچه جوری این قرعه به نام کسی دربیاد،الله واعلم .واقعن جای تاسف داره ولی واقعیتیه که توجامعه ماهس ونمیشه انکارش کرد،خداروشکرمیکنم اگه یه جاهایی منم خطارفتم وسبک وروندزندگیم درست نبوده ،الان درصدداصلاح نقاط ضعف زندگیم، که خودم عاملش بودم ،هستم .ومی بینم حال خوب رادرخودم وهم همسرم وبچه هام .من راهی راکه استادتاکیدزیاد،داشت را،رفتم .اینکه توخودت تغییربکن وهیچ اقدام یاتلاشی برای جدایی نکن ،۹۹درصدزندگی به روال درسش برمی گرده اگه برنگشت ،جهان خودش اون فردمقابل که همسرماس،رااززندگی مابیرون میکنه .اولش که شروع کرده بودم نیتم خوب نبوداماهرچی جلوتر،پیش رفتم ،متوجه منظوراستادشدم .حضورخداانقدتوزندگیم پررنگ ترشده که بهونه هام کم شده وآرامش وخوشی هام رنگ دیگه ای گرفتن کلاازجنس دیگه ونگاه دیگه ای ،شدن ،ومن ممنون استادعزیزم هستم ،الان احساس رضایت دارم اماهنوزخیلی جای کارهس امابه نسبت چندماه پیشم ،عالی عمل کردم ،کاش همه بفهمیم که همه چیزدر،درون ماس .انقدتوبیرون دنبال چیزی نگردیم که وقتی بدست اوردیم هم ،هنوزحال خوب رانداشته باشیم ،به امیداونروزانشالله همگی به این درک برسیم وعمل کنیم .الهی آمین
عباس منش عاشقتم خیلی زیاد