live | عمل به الهامات قلبی
سرفصل آگاهی های این فایل شامل:
- تغییر شرایط را از تغییر عادت های روزانه ات شروع کن؛
- قدم های عملی برای هدایت شدن؛
- وقتی خداوند تعهد شما را می بیند، درها را باز می کند و نیازها را در لحظه، پاسخ می دهد؛
- جهان در هر لحظه به فرکانس های شما پاسخ می دهد؛
- وقتی فرکانس های شما متفاوت می شود، قطعا شرایط شما با فرکانس های جدید، بروزرسانی می شود؛
- تضادها فرصتی هستند برای غربالگری سره از ناسره؛
- ورودی های ذهنت را کنترل کن و هر ایده ی الهامی را اجرا کن؛
- روند تکاملی درک اصل و اولویت دادن به آن؛
- راهکار ریشه ای حل مسائل؛
- ذهن با ابزار ترس وارد می شود اما کار شما، همکاری کردن با ایمان درونی است نه با ترس های توهمی ذهن؛
- وقتی تغییرات بنیادین در ذهن ایجاد می شود، خیلی از ترس های واهی ناپدید می شوند؛
- خداوند مثل یک دستگاه فرستنده، مرتباً در حال ارسال الهامات است؛
- وقتی شما با فرکانس خداوند هماهنگ می شوی، قادر به دریافت الهامات می شوی؛
- تضادها، هدایت شدگان را از گمراهان سرند می کنند؛
- به اندازه ای که به وجه منفی تضاد تمرکز می کنی، گمراه می شوی؛
- به اندازه ای که به وجه مثبت و رشد دهنده تضاد تمرکز می کنی، به مسیر رشد بیشتر، هدایت می شوی؛
- فرکانس ایمان، با فرکانس نگرانی بیگانه است؛
- نمی توانی همزمان ایمان داشته باشی و نگران هم باشی؛
- نشانه ایمان، اطمینان قلبی است ؛
منابع مرتبط با آگاهی های این فایل:
دانشجویانی که به آگاهیهای دوره روانشناسی ثروت 3 عمل می کنند، این مفهوم را با پوست و خونشان تجربه کردهاند که:
- اتصال به جریان “هدایت”، چه جنسی دارد؛
- چه باورهایی این اتصال را باز نگه می دارد؛
- و چه باورهایی، به قول قرآن، فرد را در برابر درک هدایت ها، کور و کر و لال می کند؛
“پیرویِ بی چون و چرا از الهامات“، ما را در زمان مناسب در مکان مناسب قرار می دهد و با شرایط و اتفاقات مناسب هم-نشین می کند.
برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری live | عمل به الهامات قلبی214MB49 دقیقه
- فایل صوتی live | عمل به الهامات قلبی47MB49 دقیقه














سلام استاد جان
چند درصد احتمال وجود داره که یه صدا بهت بگه زود زنگ بزن فلانی که برنج با کیفیت مد نظرتو داره ازش بخر واس مهمونی آخر هفته، و همون لحظه زنگ بزنی ببینی طرف تمام برنجشو فروخته و با آخرین کیسه برنجش داره از محل کار خارج میشه که بره تا یه هفته شمال و محموله بعدی رو بیاره؟!
که همون لحظه بدویی بری پایی اون یه کیسه آخر رو ازش بخری و طرف راهی شمال بشه
که اگه میرفت واس برنج کلی داستان داشتیم، چند درصد میشه اینو به احتمالات نسبت داد؟
چند درصد میشه اینو به احتمالات نسبت داد که قلبم بگه بزن فایل نشانه، و این فایل بیاد بالا، که بند به بندش واس امروز منه،
اونم دقیقا زمانی که ذهنم نجوا میکنه بخاطر شرایط خاص مالی بدو برو فلان کار و آموزش ببین تا بتونی یه راهی برای کسب درآمد پیدا کنی، و منم بهش میگفتم من ده ساله دارم راه های مختلف رو میرم و به نتیجه نمیرسم چون تو ایراد داری ذهن مبارک من!! و من الان فقط تمرکزم روی توست تا این دفعه با دیتا و تدبیر خودم نرم جلو، بلکه با هدایت خدا برم جلو!!
دقیقا زمانی که مثل ایام کرونا که طرف دیگه فروش نداره و شرایط خاص مالیه و به قول استاد دنیا داره سرند میکنه، این روزها من در همچین شرایطی هستم..اونم با این تفاوت که قلبم پر از اشتیاقه که خدا برام پلن چیده واس رسیدن به ثروت!!
منی که کارمندم و سالها فایلهای استاد رو گوش دادم تا برسم به این روزها که تازه دارم میفهمم استاد چی میگه
منی که بدهی سنگین باالا آوردم بدون این که تدبیر خاصی باعثش شده باشه و شرایط خاصی بر زندگیم حاکم شده، اما حالم از روزهای قبلش که شرایط مالی خوبی داشتم به مراتب بهتره!!
چون درک کردم خداوند منو در شرایطی قرار داده که از شر تمام اون نجواهای ذهنی که ده سال میگفتن اینطوری پول در بیار اونطوری پول در بیار راحت شدم و تو شرایطی قرار گرفتم که فقط و فقط میتونم روی خود نازنینش حساب کنم و جواب گرفتم
اولینش که همین دو روز پیش اتفاق افتاد که نصف حقوقم به غیر الحساب اومد تو حسابم بدون این که در موردش اطلاعی داشته باشم!! در حالی که با جیب خالی آخر هفته میهمان داشتیم و خدا بهم بارها پیام داده که تو این شرایط که دیگه هیچ کاری نمیتونی بکنی (الحمدلله!) بشین مثل بچه آدم روی خودت کار کن
تا منی که به قلبت الهام کردم و در شرایطی که امکان ازدواج برات نبود و حتی شغل نداشتی بهترین ازدواجو و بهترین کیسو برات مقدر کردم
تا منی که به قلبت الهام کردم و در شرایطی که امکان نداشت خونه دار بشی و شدی
تا منی که هزاران آیتم وارد زندگیت کردم که ذهنت هیچ برنامه ای برای هیچکدومش نداشت
تا منی که بعد از بارها شغل عوض کردن به تدبیر خودت، وقتی دست کشیدی و تسلیم من شدی و به هیشکی رو ننداختی و بهترین شغلو نصیبت کردم و همونجا رسمیت کردم
این یه قلم هم واست انجام بدم..و اون ثروته..
استاد تعهد دادم تا ان شاالله سال دیگه خبرای خوب مالیمو تو سایت بزارم
من این تعهدو با جانم امضا میکنم
اونم در شرایطی که به لطف خدا هیچ دستاویز ذهنی ندارم
تا برای خودم سند بشم و تا آخرین لحظه زندگیم این مسیر توحیدی رو خالصانه ادامه بدم
ان شاالله
به نام خدا
قبلا وقتی صحبت های استاد درباره الهامات قلبی رو میشنیدم برای قابل درک نبود.
اما الان که تکاملمو در حد بضاعت خودم طی کردم میخوام دربارش بنویسم.
دوستان دریافت الهامات تکامل میخواد.. به اندازه ای که ما آگاه میشیم هدایت رو دریافت میکنیم…
یعنی به اندازه ای که از چنبره ذهن شرطی شده رها میشیم…
یعنی به اندازه ای که در موضوعی مقاومت نداریم…
یعنی به اندازه ای که درباره موضوعی احساس خوب داریم..
یعنی به اندازه ای که از ذهنمون جدا شدیم و صداشو میشنویم…
بزارید یه مثال بزنم…تو خیابون یکی میاد ناگهان چک میخوابونه تو صورت یه نفر..و اون شخص دو تا واکنش ممکنه نشون بده… حالت اول اینه که دچار برانگیختگی احساسی شدید میشه و درگیر میشه..که در اینصورت شخص به شدت اسیر ذهنشه و ذهنش هویتشو مصادره کرده و آگاه نیست..حالت دوم شخص مکثی میکنه، کنترل خشم میکنه و واکنش آنی نشون نمیده…این شخص آگاهه و صدای ذهنشو میشنوه و میتونه انتخاب کنه که ازش تبعیت نکنه…اینها کسانی هستند که الهامات رو خیلی خوب دریافت میکنن چون اسیر ذهن شرطی شده نیستن و میتونن صدای آگاهی درونشونو بشنون…
مثال دوم..افرادی که توی خیابون اگه یه مسیر تکراری رو برن دیگه خیلی موشکافانه به اطرافشون دقت نمیکنن..و در مقابل اونها افرادی که همیشه با دقت جز به جز محیط اطراف رو رصد میکنن..
مثال سوم..افرادی که همیشه ناسپاسن (چون با ذهن شرطی شده یکی شدن و دایم احساس تهدید شدن و کمبود دارن) و در مقابل افرادی که آگاهانه شکرگذاری می کنن…
مثال چهارم.افرادی که حالشون بده در مقابل افرادی که حالشون خوبه…
و … میتونیم بینهایت مثال بزنیم از ویژگی افراد آگاه و ناآگاه…
و تکامل در کنترل ذهن انسان رو به اینجا میرسونه… ذلک الکتاب لاریب فیه هدا للمتقین…
در مورد من اتفاقی که افتاده اینه که مثلا استخاره میگیرم همیشه پاسخم دقیق میاد..یا مثلا دنبال چیزی هستم خدا با احساسم راهنمایی میکنه…مثلا وقتی سوالی برامون پیش میاد فکر میکنیم که چیکار کنیم..در حالتی که با ذهن یکی شده باشیم صدایی که میاد میگه اینکار رو بکن اون کار رو بکن صدای ذهن شرطی شدس و ذخیره دیتاهای سوخته گذشتس…اما به اندازه ای که تکاملی با دقت به زیبایی ها، شکرگذاری و کنترل آگاهانه ذهن رشد میکنیم صداهایی که میشنویم بیشتر هدایته تا صدای ذهن…از خودم مثال میزنم… امروز خواستم واس دخترم کیک تولد بخرم…احساس درونم کفت برو فلان شیرینی فروشی، رفتم اونجا و کیک مورد نظرم رو نداشتن..بعد احساسم گفت چون این آقا آدم کاردرستیه تو صنف خودش، ازش آدرس یه شیرینی فروشی خوبو بپرس..اینم تو پرانتز بکم که برام مهم بود کیک شکلاتی باشه و تازه باشه…خلاصه رفتم خونه تا اینکه احساسم کفت پاشو برو به اون آدرس و من رفتم اونجا و متوجه شدم جای تاپ و باکلاسیه و کارشون حرف نداره و من قبلا از هممچین جایی خبر نداشتم…جالب اینجاس که پر از جمعیت بود و بیشتر کیک ها فروخته شده بود و همون موقع کیکی که میخواستمو تازه ی تازه آوردن که بزارن تو ویترین که درجا سفارش دادم و شب همه از کیفیت بالای اون کیک تعریف کردن…فکرشو بکنید پنج دقیق زودتر یا دیرتر میرسیدم اثری از اون کیک نبود… و بی نهایت مثال دارم از هدایت در خواب که سوالاتمو در خواب پاسخ دادن و دوستان بخدا چیز پیچیده و عجیبی نیست…مثلا من درمورد معارف و توحید چون مقاومت ندارم خیلی راحت الهاماتو دریافت میکنم و خیلی از مطالبی که میزارم الهامات منن و جایی نخوندم..اما در بحث مالی چون مقاومت دارم و صدای ذهنم بلنده خوب طبیعیه که الهامات رو دریافت نمیکنم چون روی فرکانس هوای نفس تنظیم شدم نه فرکانس خدا…
پیروز و سربلند باشید