live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج

در این فایل، سوال اساسی زیر مطرح شده است:

“چه عواملی نتایج یک کسب و کار را متفاوت می‌کند؟ چه عواملی سبب می‌شود‌، فردی مثل استاد عباس‌منش با اینکه آنچه را که متخصصین‌ علم بازاریابی مهم می‌دانند، انجام نمی‌دهد‌ اما در کسب و کار خود به موفقیت‌هایی دست می‌یابد که سایر کسب و کارهای آن حوزه، با وجود اجرای فرامین متخصصین بازاریابی، دست نیافته‌اند؟”

«تفاوت قائل شدن میان اصل و فرع» درباره عوامل موفقیت یک کسب و کار، هدف اصلی این فایل است. اما تمامی جزئیات درباره عوامل اساسی موفقیت پایدار در کسب و کار، به صورت مفصل در دوره روانشناسی ثروت 3 توضیح داده شده است.

دوره روانشناسی ثروت 3، استاد خبره ایست برای ایجاد “توانایی تشخیص اصل از فرع”، در ذهن مدیر یک کسب و کار. جلسات اولیه این دوره – در قدم اول – به دانشجو “مدیریت ذهن” را می آموزد. زیرا تا زمانی که فرد از عهده مدیریت ذهن خود برنیاید، محال است از عهده مدیریت کسب و کار خود برآید. روانشناسی ثروت 3، مدیریت ذهن را از ریشه یعنی “ساختن باورهای توحیدی” شروع می کند. زیرا “توحید”، تنها راهکار برای مدیریت ترس ها و نگرانی های توهمی است که ذهن همواره از طریق آنها وارد عرصه می شود.

ریشه موفقیت پایدار برای یک کسب و کار، در باورهای توحیدی صاحب آن کسب و کار است. باورهایی که تمرکز فرد را به جای حساب کردن روی عقل انسانی، به پیروی از هدایت های الهی معطوف می کند.

ذهن ما اکثرا درباره پیروی از هدایت های درونی، مقاومت های بسیاری دارد زیرا ما آموزش دیده ایم تا روی عقل مان حساب کنیم، روی علمی حساب کنیم که حاصل درک به اصلاح از ما بهتران درباره شیوه به موفقیت رسیدن است. ضمن اینکه اساس این درک، بر تاثیر عوامل بیرونی (شرک)، بنا شده است و نیروی هدایتگر درونی ما را غیر فعال می کند. در نتیجه وقتی برایمان واضح می شود که می خواهیم کسب و کار شخصی خود را راه اندازی کنیم یا رشد دهیم، ذهن لیستی از موانع، مسائل احتمالی، ” به اندازه کافی خوب نبودن ها ” و شک و تردید ها را پیش روی ما قرار می دهد و تمام انگیزه و اشتیاق درونی ما را می بلعد زیرا فرد مهم ترین عامل، یعنی نیروی هدایت را از معادله خارج کرده و فقط روی عقل انسانی حساب باز کرده است.

به همین دلیل، روانشناسی ثروت 3، بازسازی کسب و کار را از پاکسازی ذهن صاحب کسب و کار از شرک شروع می کند. جلسات این دوره – قدم به قدم – همکاری کردن با انرژی خلق کننده و هدایت کننده ای را یاد می دهد که خداوند نامیده ایم:

نیرویی که درون ماست، از همه چیز آگاه است، همواره همراه ماست، همه ایده ها و راهکارها را دارد، جواب تمام سوالات را دارد، در حل مسائل به ما کمک می کند، هدایت ما را وظیفه خود دانسته است، برگی بدون اذن او از درخت نمی افتد و عاشقانه می خواهد به ما کمک کند تا در مسیر خواسته های خود حرکت کنیم و از طریق تحقق خواسته های خود، دستی باشیم برای گسترش جهان.

مهمترین بخش از آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 3، مامور ساختن این باور مرجع است که شما به عنوان مدیر یا صاحب یک کسب و کار، باید در ذهن خود بسازید. سپس سایر عوامل، روی این فونداسیون قرار داده می شود.

  • به اندازه ای که مدیر کسب و کار، جمله به جمله آگاهی های جلسات این دوره را مثل وحی منزل جدی می گیرد و در رفتارها و عملکرد خود لحاظ می کند، به همان اندازه نیز:
  • نگرانی هایش درباره مسائل کسب و کار مثل بازیابی، مشتری مداری، تولید، مجوز و … حذف می شود؛
  • به همان اندازه به آرامش ذهنی می رسد و به اندازه این آرامش ذهنی، الهامات خداوند را درباره “چگونگی”، دریافت می کند؛
  • به همان اندازه جواب سوالاتی را دریافت می کند که الان جوابی برایشان ندارد؛
  • به همان اندازه ایمان فعالی دارد که بدون نیاز به “دانستن همه چیز” یا “بی عیب و نقص بودن”، با امکاناتی که در همین لحظه دارد کار را شروع می کند.
  • به همان اندازه، به تعویق انداختن، برایش معنایی ندارد چون به خاطر این جنس از ایمان، تمام قدم ها در طی مسیر یکی پس از دیگری به او گفته می شود و نیازهایش در لحظه پاسخ داده می شود.

تمام کارآفرین هایی که در کسب و کار خود به موفقیت پایدار رسیده اند، چنین الگویی از عملکرد را دارند که عملکرد توحیدی نام دارد. عملکردی که عوامل بیرونی را بی تاثیر می داند و راه الهامات قلب را می رود.

وقتی ذهن خود را از اطلاعات محدود کننده خالی می کنی و پای آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 3 می نشینی، آن آگاهی ها بخش خلاق و خداگونه وجود شما را فعال می کند و با چنین سوالاتی ایمان شما را به چالش می کشد که:

  • چرا از اینکه جواب تمام سوالات را درباره کسب و کار خود نمی دانی، ترسیده ای و کار را شروع نمی کنی؟
  • چرا روی حرفها و وعده های متخصصان حساب می کنی اما روی وعده نیرویی که جهان را هدایت می کند، حساب نمی کنی؟
  • چرا با وجود این نیروی هدایتگر درونی، هدایت کسب و کار خود را به او نمی سپاری؟
  • چرا به جای انتظار و سکون برای وقت مناسب، همین حالا این نیروی هدایتگر را فعال نمی کنی؟
  • چرا به این نیرو توکل نمی کنی و با همین امکانات، قدم اول را بر نمی داری؟

روانشناسی ثروت 3، با هدف ایجاد کسب و کاری با موفقیت های پایدار، به ما یاد می دهد تا درباره عوامل موفقیت کسب و کار، به دنبال تفاوت قائل شدن بین اصل و فرع باشیم. در دنیایی که در هر لحظه، هر فردی ایده ای درباره عوامل موفقیت منتشر می کند، باید از خود بپرسیم: ” اصل اساسی موفقیت یک کسب و کار چیست؟

روانشناسی ثروت 3، فقط و فقط بر درک و اجرای این اصل، متمرکز است. به همین دلیل در بازار مکاره امروز، هر روز یک تکنیک و شگرد جدید برای فروش ابداع می شود و خیلی زود هم محو می شود. اما آموزه های روانشناسی ثروت 3، از زمان تولید تا الان، فقط بر همان اصل اساسی یعنی قانون بدون تغییر خداوند استوار است و تا کنون کسب و کارهای افراد زیادی را متحول کرده که این آگاهی ها را عملی کرده اند.

مهم ترین بخش از آموزه های دوره روانشناسی ثروت 3، فعال کردن نیروی هدایتگر درونی است. تمرینات و آگاهی های دوره روانشناسی ثروت 3، باورهایی را در ذهن دانشجو می سازد که این نیرو را فعال می کند. سپس در ادامه جلسات، دانشجو یاد می گیرد که چگونه به وسیله “سوالات مناسب”، به این نیرو قدرت خلق کنندگی بدهی. سوالات هدایتگری که به شما می گوید:

“سمت شما”، در این قدم چیست؛ سمت خداوند چیست؛ چه کارهایی را باید انجام دهی؛ چه کارهایی را نباید انجام دهی؛ چه قدم هایی را شما باید برداری تا خداوند قدم های بعدی را برایت بردارد؛ چه جنس از توجه را باید فعال نگه داری و از توجه به چه چیزهایی باید اعراض کنی تا این نیرو همچنان فعال بماند. آموزه های دوره روانشناسی ثروت 3 مشاور دانایی است که به شما یاد می دهد تا ذهن خود را مثل یک هوش مصنوعی بر اساس باورهای توحیدی، تربیت کنی.

به اندازه ای که به آموزه ها و تمرینات این دوره عمل می کنی، نیروی هدایتگری را در وجود خود فعال نگه میداری که:

  • در هر لحظه، قدم بعدی را به شما می گوید؛
  • درباره مسائل شما، سر راست ترین جواب را پیش روی شما میگذارد؛
  • ایده های سازنده را به سمت مغز شما هدایت می کند؛
  • آدمها مورد نیاز را به سمت شما هدایت می کند؛
  • راهکارها را به سمت شما هدایت می کند؛
  • شما را با فرصت های شگفت انگیز روبرو می کند و همزمانی های شگفت انگیز را برایت ایجاد می کند.

مدیریت کسب و کار، با وجود باور به این نیروی هدایتگر و فعال نگه داشتن او، بی نهایت آسان است. چون انرژی خداوند در تمام جزئیات کسب و کار شما جاری می شود و کارها را انجام می دهد. به گونه ای که همه متعجب می شوند از اینکه چرا شما در زمان مناسب در مکان مناسب هستی؟! اما خودت می دانی که دلیل این همزمان، شراکت با خداوند است. “توحید” یعنی شراکت با خداوند؛ حساب کردن روی این نیرو؛ اعتماد به هدایت های این نیرو و لبیک گفتن به الهامات این نیرو؛

لازم است تمام جلسات دوره روانشناسی ثروت 3 را بارها گوش داده شود، تمرینات با تمرکز بالا انجام شود، آگاهی ها به اندازه کافی تکرار شود تا مغز “توحید و چگونگی اجرای آن در عمل”، درک شود.

اطلاعات کامل درباره محتوای آموزشی دوره روانشناسی ثروت 3


برای دیدن سایر فایلهای این مجموعه کلیک کنید

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
    79MB
    17 دقیقه
  • فایل صوتی live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
    16MB
    17 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

4924 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مریم درویشی» در این صفحه: 8
  1. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3182 روز

    به نام خدای مهربان

    گام سیزدهم – تشخیص اصل از فرع در نتایج

    سلام به استاد عباسمنش عزیزم و خانم شایسته عزیز

    استاد توی این فایل گفتید که کامنت های بچها بخونید ازشون ایده بگیرید

    راستش من رفتم سراغ کامنتها دوتا از کامنتها رو خوندم مغزم قشنگ ارور داد

    اصلا نمیدونم حال چیشد یه گیچی یه منگی برام اومد هاج واج مونده بودم

    انگار خودمم مثل این فرد که سوال پرسیده بود منم از این سوالات توی وجودم بود و وقتی جواب بچها میخوندم میموندم میگفتم اینا چی میگن؟؟ همونجا فهمیدم که باید به مسیر خودشناسی متعهد بمونم

    یه تجربه ای دیشب داشتم که دوست دارم اینجا بگم دیشب وقتی با اسنپ برمیگشتم به خونه راننده بهم گفت نزدیک شدیم لطفا لغو سفر برام بزن

    من همون لحظه بهش گفتم با احترام این کار نمیکنم

    گفت چرا؟ گفتم دلیل شخصی

    از اون یه حسی بهم میگفت این کار راه نادرستی

    شروع کرد یکم غر زدن که دارن بهمون ظلم میکن و نمیصرفه و این حرفا فکر میکرد با این حرفا مبتونه مثلا منو تحت تأثیر قرار بده

    و همین گفتم وقتی رسیدیم گفت لغو را زدی گفتم نه گفتم نمیزنم

    و تمام

    برگشتم خونه با خودم گفتم من در روز حداقل 45 تا 1 ساعت تازه بعضی روزها بیشتر دارم فایل گوش میدادم گاهی مینویسم توی ذفترم

    هر روز کامنت میذارم که توی همچین موقعی من به راه نادرست تن بدم

    در ظاهر اون به قول خودش میخواست تحریم دور بزنه ولی ریش و قیچی دست من بود و اگر من اینکار میکردم در واقع من تن به این کار نادرست داده بودم

    خداروشکر

    بعدش با خودم فکر کردم همین اسنپ چقدر کار رو برای من راحت کرده چقدر رفت و امد اسون کرده

    قبلا پدرم منو با ماشین میبرد الان نمیتونه.

    با اسنپ میرم میتونم بگم کارم راحت تره دسترسی من اسون تره من راحت ماشبن میگیرم سریع پیدا میشه اغلب مواقع و من هم در زمانم صرفه جویی میشه و من از زمانم بیشتر استفاده میکنم وگرنه چقدر دنگ فنگ داشت تاکسی گرفتن

    چون تاکسی ها به این راحتی دسترس نیستن مخصوصا برای منی که اغلب یا باشگاهم یا پارکم برای فقط ورزش میرم و خسته برمیگردم

    حالا همین کمسیونی که هر سفر باید بدیم چیزی در مقابل این خدماتی که این کسب و کار به من میده چیزی نیست

    اسنپ رو من چطوری نصب کردم از شنیده ها فهمیدم و نصبش کردم و بهم کمک کرد که توی یه شهر که نمیشناختم زفت آمدم اسون کردم

    وقتی دیشب تمام این حرفها رو زدم به خودم یادم افتاد من به هرچه میگم باید عمل کنم

    باید بتونم

    اگر نمیتونم یعنی باور و ایمانی نیست

    چون باور و ایمان منجرب به عمل میشه

    تمام دیشب به خودم اینو یاد اوری میکردم که اگر من چیزیو میگم باید خودمم بهش عمل کنم

    هنوز در ابتدا راهم و همون 1 درصدی که استاد میگه عمل کنید بعد هی بیشترش کنید در نظرم قرار دادم

    استاد منم چند وقتیه حالم بهم میخوره از یکسری افراد دور ورم که میگن فلان و بهمان میخوایم بکنیم پرس و جو میکنن ولی هیچ کاری نمیکنن

    من نمیخوام اینجوری باشم من میخوام عمل کنم به حرفهام و انجام بدم با ایمان

    استاد من تمام اعمال فیزیکی فکر میکردم برای رسیدن به هدفم انجام دادم و جدیدا دارم میفهمم ذهنم چقدر تأثیر گذاره

    اما راستش دیدم بچها چقدر خوب به این رسیدن که که عامل اصلی چیه احساس ضعف کردم اینم اشکالی نداره باید انگیزه بشه من حرکت کنم تکامل داره قدم به قدم منم میتونم مثل کسایی بشم که نسبت به عموم عالی تر عمل میکنن

    استاد تمام تلاشم میکنم به اموزه های شما عمل کنم

    دوس دارم به سوال این فایل پاسخ بدم اما کمالگرایی نمیذاره اجازه میدم به وقتش میام و پاسخ این سوال میذارم چون از اون طرفم نمیخوام یه سری حرفها رو طوطی وار بگم

    استاد دوستتون دارم

    در پناه خدا باشید

    با ایمان

    مریم درویشی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3182 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    سلام به استاد عباسمنش عزیز، خانم شایسته عزیز و دوستانم در پروژه خانه تکانی به صورت گام به گام

    خداراسپاسگزارم که با حداقل و اندک ایمان و قدرتی که در وجود خود میدیدم منو هدایت کرد

    خداراسپاس که اینجا اینجا هستم و تا الان 13 گام ،13 قدم را برداشتم و هر گام خودم متعهد به کامنت گذاشتن و خوندن کامنتهای دوستان عزیزم کردم

    خداراسپاس یک بستری مثل سایت استاد عباسمنش وجود داره که میتونم برای رشد خودم و رسیدن به جواب سوالات و پیدا کردن راه ها وقت بذارم

    امروز به خودم گفتم کاش برای تیم فوتسالی که در آینده قراره اونجا بازی کنم

    محیطی که میخوام توش زندگی کنم و

    هر جایی که رفت و آمد دارم در سطح و کیفیت این سایت باشه

    خداروشکر که امروز هم فرصت اینو داشتم که از این فرصتی که خداوند بهم داده یعنی فرصت زندگی استفاده کنم، با اینکه خیلی خسته و کوفته بودم و بدنم درد میکرد و با احساس ناجالبی بلند شدم چون خیلی من از اینکه صبح ها بلند شم مقاومت دارم من از پارسال که دور و برم رو خلوت کردم شروع کردم که صبح ها بلند شدن ولی نتونستم دوام بیارم خیلی سخت بود

    هر روز احساس میکردم یک جنازه رو باید از روی تخت بلند کنم بلند میشدم روزم رو شروع میکردم ولی بسیار در مقابل تغییر مقاومت داشتم و هنوزم دارم

    و نمیفهمیدم برای چی دارم بلند میشم فقط میخواستم یک راهی پیدا کنم و تغییر کنم و این اصرار من باعث شد من زده بشم و

    بعد از اون رها کردم و دیر تر از خواب بلند میشدم

    تا همین هفته های قبل یعنی از روزی که گام اول را شروع کردم صبح زودتر بلند میشم

    البته این تصمیم قبل از اینکه متوجه پروژه بشم گرفتم بخاطر اینکه تصمیمی گرفته بودم که تنهایی برای اولین بار برم اهواز هم بر ترسام غلبه کنم به عنوان یک قدم و قدمی دیگه اینکه خودم به تیمی معرفی کنم

    قبلا تنهایی سفر داشتم ولی همش با حساب کردن روی اینو اون که اگر رسیدم مقصد تنها نباشم

    ولی اینبار اینطوری نبود هم اسم علاقم وسط بود هم نشون دادن ایمانم به شکل واقعی

    خداروشکر میکنم اما امروز با اینکه بازم برام سخته بلند شدن ولی هر روز در ادامه روی انرژیم کار میکنم بعد از 2 ساعت باز زمان میذارم و سعی میکنم روی تغییر باورها و صداهای ذهنم تمرکز داشته باشم

    تشخیص اصل از فرع درباره نتایج

    میخوام از استاد و همینطور از علاقه و کار خودم بگم

    دلیل اینکه استاد میگن من این کارایی که بقیه اساتید بازاریابی میکنن و آموزش میدن نمیکنم

    دلیلش اینکه استاد بسیار باور قدرتمندی داره که تنها راه رسیدن به ثروت حرکت در مسیر علایقم هست انجام کاری که من (این من میتونه هر انسانی باشه) وقتی بهش میپردازم حالم خوبه لذت میبرم مهم تر همه نگران هیچی نیستم و باهاش عشق میکنم

    مسیر من، مسیری که ازش لذت میبرم

    پس همین خدایی که این اصل مهم رو بهم نشون دادی و منو هدایت کرده قدرت اینو داره که مشتری یا فالور یا شاگرد یا آمار بازدید بسیار زیاد از سایت یا هرچیزی که برای رشد کارم احتیاج دارم بهم بده و استاد اینو منطقی میکنه و کرده

    یادم هست که توی دوره راهنمایی عملی استاد یه مثال منطقی داشت میگفت که همونطور که خدا داره این سیارات و خورشید و… توی مدار خودشون به گردش در میاره بدون اینکه بخواد زور بزنه یا تقلا کنه همینطور خودش با یه انرژی

    به دور مدار مخصوص خودش میگرده چرا زندگی من اینطور نباشه منم میخوام بیزینس و… بدون اینکه من زور بزنم که هندل کنم چیزیو توی مسیر خودش حرکت کنه

    توب کامنتهام از دوره راهنمای عملی خیلی میگم چوون من با این دوره نتیجه‌های گرفتم و توی مسیر علایقم قرار گرفتم و خیلی دوس دارم دوباره توی مدارش قرار بگیرم و اینبار علاقه خودم با باور توحیدی و ثروت ساز بسازم

    چیزی که از حرفهای استاد توی فایل متوجه شدم اینکه من خیلی باور دارم که خودمونیم که داریم با کانون توجهمو زندگیمون رقم میزنیم

    خود این فراوانی و ثروت می آفرینه

    خود این عزت نفس می آفرینه

    خود این احساس لیاقت می آفرینه

    در نتیجه استاد عباسمنش بجای اینکه بیاد روی رشد و پیشرفت و کارها و اقدامات هم صنفی های خودش تمرکز بذاره تمرکز 100 درصدی میذاره روی خودش

    اصلا اونوقت چه دلیلی داره که بره مدام سرچ کنه فلان آقا یا فلان خانم داره از چه روش های بازاریابی یا سخنرانی یا… داره استفاده میکنه

    تمام تمرکز 100 درصد خودش میذاره که رشد کنه و به هیچ کسم فکر نمیکنه

    خداروشکر که در این مسیر منو قرار دادی

    در مورد خودم چون من فوتسالیستم و از 18 سالگی فوتسال شروع کردم با فایلهای رایگان و دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها و مهم تر همه عمل کردن به الهامات و صداهایی که می‌شنیدم.

    خیلی خوب تکاملم طی کردم برای شروع چون من به خانوادم گفتم کنکور سفید میدم و میخوام برم فوتسال و اونا هیچ کدوم نه باور نه فکرش میکرد و من جدی ام توی این قضیه

    تونستم راه خودم پیدا کنم و به اندازه که روی ذهنم کار کردم توی سالن و تمریناتم و بیرون از اون پیشرفت کردم یادم اوایل هر روز هر رشدی که داشتم بعد از تمرین مینوشتم توی کانالم

    و توجه میکردم بهش

    هنوزم اون کانال دارم

    یه عالمه اتفاقات خوب رقم زدم

    و اجازه ندادم فرع منو گول بزنه

    اما از اونجا که ما خیلییییی فراموشکار هستیم

    فراموش کردم و نتایجی که داشتم آرامش و احساس ارزشمندی نسبت به علاقم یا بهتره بگم کارم هر روز کمتر کمتر شد بهتره بگم نابود

    و الان امروز بعد از گوش دادن به فایل و البته خوندن چند صحفه از کامنتهای این صحفه

    از خودم یه چیزی متوجه شدم که من اصل درک نکردم اینکه ذهنم هنوز درگیر اینکه چه کاری انجام بدم

    مثلا الان که هفته 4 لیگ برتر هست و به زودی لیگ 1 داره شروع میشه من نه تونستم تیمی برای خودم پیدا کنم

    و تمریناتی که اینجا با این تیم داشتم هم کامل گذاشتم کنار چون قشنگ دیروز بهم ثابت شد که هیچچچچچ گونه ارزشی برای علاقه من یعنی فوتسال در هیچ کدوم ابعاد کارم قائل نیستن و اگر اینجا بخوام کامل توضیحش بدم اصلا اینقدر مسخررررررررس رفتارهاشون که همگی میخندین و میگین اینا دیگه کی ان تا کجااا میخوام ادامه بدن

    خداروشکر که برای خودم ارزش قائل شدم و جدا شدم

    بخاطر همین مدام ذهنم میگه خوب برو مربی شو خب برو پیج بزن درمورد فوتسال و فوتبال بگو

    خب برو با توپ حرکت بزن و فیلم بگیر بذار

    ولی این اااا چیزی نیست که من میخوام

    یا مثلا هنوز که هنوز به من میگن چرا نرفتی دانشگاه و خونه ای چرا

    همه اینا نشونه اینکه من هنوز مسیر علاقه شخصی خودم باور نکردم و نداشتم بخاطر همین احتمال زیاد توی این مدت هر تمرین و کار و قدم و زحمتی هم کشیدم در مسیر و هم جهت با علاقم نبوده در مسیر و هم جهت با نتایج و رشدی که میخوام نبوده و اتفاقا منو دور کرده بوده

    و همینطور هیچوقت نتونستم به مرحله ای برسم که از علاقم پول در بیارم چون به ایدم و مسیرم اونقدری باور نداشتم و

    باور های خوبی ام ندارم

    که مثلا بگم من فوتسالیستم و این شغل منه اصلا به شکل شغل توی ذهنم نمیبینمش

    بخاطر همین به مربی و شاگردای سالنی هدایت شدم که اونا هم فوتسال اولیت آخرشون و اصلا باور ندارن که فوتسال میتونه شغل بشه

    و به عنوان فوتسالیست خودشون شاغل بدونن

    هدایت شدم به مربی و هم تیمی هایی که فکر می‌کند فوتسال یه تفریح که آخر هفته بیایم یه توپ بزنیم بخاطر همین هم یه سری جریانات اتفاق افتاد و یکسری تبعیض ها قائل شدن برای فوتسال نسبت به بقیه رشته ها اون سالن که همین مفهوم و پیام میداد

    بنظر من اصل و اساس و جواب سوال این دوستمون اینه

    و بقیه مباحث مثل بازاریابی و فروش و فالور و شاگرد و.. چجوری باشه برمیگرده به اینکه چه باورهایی داریم و مسلما هرکس به باور خودش هدایت میشه

    باورهای توحیدی استاد جواب سوال این فایل است که این باور توحیدی من سعی کردم که تا جایی که میتونم درموردش صحبت کنم، این باور توحیدی جا داره بیشتر از زاویه های دیگه در موردش صحبت بشه بخاطر همین یه باور خاص نیست بلکه مجموعه ای از باورهای هم ریشه است که این نتایج بینظیر رقم زده برای استاد،

    بخاطر همین برمیگردم همون جمله اصلی کامنتم که ما داریم با کانون توجهمو اتفاقات زندگیمون رقم میزنیم و این خودش باورهای فراوانی میسازه لیاقت هم میسازه

    هرچقدر که من این اصل مهم درک کردم بقیه موارد هم درک میکنم

    خداروشکر میکنم بخاطر اینکه تونستم این آگاهی ها این مطالب رو اینجا بیاد بیارم و بنویسم و قومی برداشته باشم در جهت رسیدن به رویاهام و آرزو هام و احساس خوب درونی خودم

    این آگاهی ها خیلی ارزشمنده چون من بعد از سال دوباره دارم آرام و کم کم بیاد میارم

    از خدای خودم میخوام کمکم کنه که عمل کنم و این چیزایی که نوشتم رو بتونم به عالی ترین شکل ممکن حتی فراتر از تصورم عمل کنم

    آخ چقدر قشنگ میشه که من روزی برسه که از علاقم که برای اینکه توی مسیرش قرار بگیرم همه چیز دادن به درآمد برسم

    خودم رئیس خودم باشم خودم بیشتر از همیشه کشف کنم

    از دوستان عزیزم که چندین گام از من جلوتر هستن بخاطر کامنتهای خوبشون بسیار سپاسگزارم

    با ایمان

    مریم درویشی

    1403/7/22

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3182 روز

    سلام به استادعزیزم و دوستان خوب و دوست داشتنی ، و گروه تحقیقاتی عباسمنش ، خانم فرهادی ، خانم شایسته و مدیر فنی سایت

    اول از همه از خدای عزیزو مهربانم تشکر میکنم که هر زمانی هر ثانیه ای اراده به حرکت داشته ام اگاهی های ناب و بسیار تأثیر گذاری رو وارد زندگیم کرده

    درک این جهان و قوانیش واقعا نیاز به تفکر و اندیشیدن و نگاه عمیق داره

    و این چیزیه که از استاد یاد گرفتم که تا اخرین لحظه عمرم این روند پیش بگیرم

    و به اندازه که سعی کرده ام ثابت قدم باشم نتیجه اش گرفتم .

    این مسابقه ای که استاد مطرح کرد واقعا نگاه نو و تازه ای به من داد نسبت به تمام چیزایی که از این سایت که دستی از دستان بی نهایت خداوند هست یاد گرفتم

    تصمیماتی رو در من زنده کرد که خودم رو نشاندم پای مطالبی که یاد گرفته بودم و مرور و فکر کردن

    و توی این حین با چیزهایی برخوردم که به خودم گفتم چرا من اینو قبلا گوش نداده بودم

    چرا نرفته بودم سراغش

    اگاهی های بسیار تأثیر گذاری رو بیاد اوردم که واقعا با اینکه قبلا میدونستم خیلی خیلی زندگیم تغییر میده ولی بهشون عمل نمیکردم

    بخاطر همین این پیامی که اینجا میزارم برای خودم هست نه شما دوستای خودم

    من اینجا این یادداشت میزارم و اخر امسال میام سراغش و میخوام ببینم چقد بهش عمل و باور کردم

    من وقتی شروع کردم تا بتونم پاسخ سوال استاد پیدا کنم ؛ یکی یکی به مطالبی هدایت شدم که انگار تماما راهنمایی های خدا بود تا بتونم کیفیت زندگیم رو از چیزی که الان دارم بهتر کنم

    با جمله ” ما خالق شرایط زندگی خودمان هستیم”

    در زیر یکی از فایلهای رایگان برخوردم ؛ جمله ای که بارها شنیده بودمش و تکرارش کرده بودم

    اما اینبار برام یه معنی دیگه میداد

    این جمله امد که

    مگر نه اینکه من خالقم و خلق میکنم پس چرا دست به کار نمیشم ، پس چرا حرکتی نیست؟ خب اگر من خلق میکنم پس یالا بریم اون چیزی که میخوایم خلقش کنیم ،

    خب انرژی زیادی گرفتم از این جملاتی که به خودم گفتم ، و فکر میکنم که خیلی این موضوع باور دارم و نشونه هاش که به ووفور میبینم

    ولی نتیجه از نظر خودم باید خیلی بیشتر از این میبود

    اونجا بود که فهمیدم من هنوز توی درک اصل قانون جای کار زیادی دارم

    که در ادامه اینو بیشتر باز میکنم

    اما بعد از این من هدایت شدم به فایل تمرکز برنکات مثبت 10 _ استاد توی اون فایل چندین و چندتا جمله طلایی میگه

    شاید ساده باشه و مطمئنم خیلیامون اونو شنیدیم حتی گفتیم به هم دیگه و به خودمون

    اون فایل خیلی حس فوق العاده ای به من داد حس حرکت و حس اراده و رفتن به جلو و حس ثابت قدم بودن

    که اینجا چندتا از جمله های بسیار تأثیر گذار میگم :

    مسیر رسیدن به خواسته های بزرگتر ما از همین قدم های کوچیک میگذره

    تا زمانی که نتونیم نشونه های لطفو رحمتِ به ظاهر کوچیکی که خداوند وارد زندگیمون کرده رو سپاسگزار باشیم بارها بارها به خودمون بگیم

    و تأیید کنیم

    وارد مدار هیچ کدوم از چیزهایی که الان واسش حرصم میزنم نمیشم

    من به این نتیجه رسیدم که همین کار به ظاهر ساده ، احساس خوب و باور داشتن به احساس خوب در هر لحظه رو در وجودم بیشتر میکنه

    و این باور رو بهم میده که ببین لذت بردن مهم ترین اصلیِ که باید توی هر شرایط و موقعیتی که هستم توی زندگیم بیشتر از روزهای قبل بهش بها بدم

    احساس خوب مهم ترین چیزِ

    و در هر شرایطی که بودم جوری به همه چی نگاه کنم که بهم احساس خوب بده

    همین الان یه تصویر جدید نسبت حرف بالام پیدا کردم ،

    اون تصویر این پیام به من میرسونه که احساست سعی کن خوب کنی

    احساست خوب پیش بره فرکانست میره بالاتر

    و خیلی راحت به مدار بالاتر دسترسی پقدا میکنی

    خداروشکر

    خلاصه

    همین یه دونه فایل اینقد میتونه شمارو رشد بده که حد نداره

    بعد از اون چیزای زیادی خوندم یعنی هدایت شدم که کوتاه و مفید میگم

    به فایل چقدر راحت خود را از ثروت محروم میکینم هدایت شدم ، باورم نمیشد که بعد از این همه مدت فعالیت من توی این سایت، چرا این فایل تا حالا گوش ندادم ، عجب فایلی هست ، برید هزار بار گوشش بدید ، این باید توی جز دسته فایلهای توحید عملی قرار میگرفت ، چون استاد باورهایی میداد به ما، که هر چقدر سعی کنیم باورش کنیم دستاورد زندگیمون میشه توحید عملی و اصلا بهش هدایت میشیم

    به من گفت که خودت ازاد کن از تمام افکاری که ازادیت گرفته

    وقتی برای برای نمیدونم چندم فایل دیدم

    به خودم گفتم خدایا به منم ایمانی بده که به عباسمنش دادی ، من ایمانی از این جنس میخوام ،

    این جواب امد که انچه عباسمنش گفته انجام بده

    که باز ازش خواستم هدایتم کن به این مسیر تا منم این ایمان بسازم

    وقتی توی تصمیمی که گرفتی موفق میشی و میبینی که قدرت نه دست پدر و مادرتِ و نه مردم

    اون حس ایمانِ که به وجود میاد واقعا با هیچ چیز نمیشه عوضش کرد

    وقتی با ایمان ، با ایمان عقاید خودتو باز گو میکنی و ترس از این نداری که خانوادت چه واکنشی نشون میدن یا اصلا خوششون میاد یانه

    این ارزشمندِ

    من واقعا دلم میخواد این ایمان ایجاد کنم که البته نیاز به سعی و اراده داره ولی الگوهای زیادی میشه پیدا کرد از ایمانی که دارند

    استاد ، و پیامبرا و ….

    و زندگیم با این ایمان و حرکت در جریانِ

    و بعد از اون به اولین دیدگاه از دوره راهنمایی عملی در قسمت راهکار برای مسائل شما که نگاه بسیار فوق العاده بهم داد

    خیلی به دلم نشست ، برام دوست داشتنی بود وقتی میخوندمش و حتی بهش فکر میکردم

    من دوره راهنمای عملی دارم

    اما از نظر خودم خیلی خوب کار نکردم روش و نتیجه بزرگی نگرفتم ، که این از ضعف و حرکت نکردن خودم بوده

    و امروز به شکر خدا یه حس فوق العاده ای نسبت بهش پیدا کردم

    نگاه جدید

    و میدونم که این از تغییر فرکانسام بوده

    و بیشتر در مدارش قرار گرفتم

    و به زودی شروعش میکنم

    اما این مقاله همون چیزاییی بود که استاد همیشه میگفت ولی اینبار حسی در من به وجود اومد که باید بشینم و خیلی عالی روی اون کار کنم

    یعنی باید انرژی و تمرکز بیشتری بزارم روی اینکه سرنوشت من تأیین میکنم

    این باور خیلی در وجود ما ریشه هست اخه از کوچیکی توی مدرسه و خونه داستان ادمها و یا حتی نزدیکترین افراد نزدیک با خودمون شنیدیم که اخرش گفتن اره دیگه اینم قسمتش این بود

    قسمتش این بود که اینطوری بمیره

    اینطوری ورشکست شه

    اینطوری زندگیش خراب شه

    یا قسمتش این بود که این بیماری سرطان بگیره

    و الی ماشاالله

    ببینیم حکمت چیه ببینیم منتظر بمونیم قسمت چیه

    واقعا جای خیلییییییییییییییییی کار داره خیلی

    ووقتی روش کار نشه واقعا حرکت نمیکنیم

    من موندم ادما یه لحظه از خودشون نمیپرسن اگر از قبل چیزی تعیین شده بود پس جایگاه ایمان و تلاش و امید و حرکت باید کجا باشه

    پس اینا دیگه نباید میبود

    یا اگر سرنوشتی تعیین شده بود خب پس دیگه اومدیم این دنیا چیکار کنیم ـ پس دیگه قران و پیامبر براچی بود

    که انسانها هدایت بشن

    دیگه اومدن و نیومدنمون چه فرقی داشت ، خدا که به ما نیازی نداره.

    اما استاد باید بگم من هرچی خوندم تهش رسیدم به خدا

    تهش رسیدم به این که مهم ترین رابطه ، رابطه من با خدای من هست

    اینکه به اندازه ای که به خدا وصلم ، تأمینم

    اینکه شما توی حوزه کاریتون تونستید بدون تبلیغ به درجات بالا برسی:

    بخاطر اینکه خیلی خوب اینو باور کردی

    اینکه خالق زندگی خودت فقط خودتی

    اینکه فقط ماهم هستیم که برای زندگیمون شرایط دلخواهمون رو خلق میکنیم ،

    در یه کلام بگم تمام تمرکز و انرژیتون رو گذاشتی که اینو باور کنید

    چون متوجه شدی که زندگی همین این یه تیکه جملس ، اما دریایی از اگاهیی و کلید و پاسخ های بسیار کارساز و راحت و اسانِ

    اصلا با این باورِ که نگاه اسانی به تمام شرایط زندگی و جهان پیدا میکنیم

    و شما تمام عمرتون،رو برای درکش وقتی گذاشتی

    وقتی که به این باور برسی ، یعنی هرچی هر چی که میبینی و نمیبنی میتونی خلق کنی

    شما توحیدی ترین باور رو ساختی و داری میسازی توی ذهنت ” اینکه من خالق زندگی خودم هستم در هر اسکیل و رنگ و شکلی و سبکی و نوعی و…. ”

    اینو باور کردی بـــــــــــــــــــــــــاور

    من

    وقتی نتایج شما رو میبینم ، میگم استاد واقعا باور کرده

    من هنوز باور نکردم ، باید بیشتر به سمتش برم

    و به خودم افتخار میکنم و چقــــدر خوشبختم که خداوند همچین انسانهایی رو همیشه جلو چشمم میاره که بهم بگه توام میتونی این ایمان بسازی

    به قول خودتون توی فایل توحید عملی 6

    خدای ما خدای خاصی

    ِ که با عمل به چیزایی که گفته خاص جلوه میکنیم ،

    خیلی خوشحالم که در این مسیر هستم و در این مسابقه فوق العاده شرکت کردم ،

    برای من هدایت بود ، و حس های خیلی عالی تجربه کردم

    اینکه خدارو بیشتر باور کنم

    اینکه ایمان داشته باشم

    و اینکه حرکت کنم

    و نه اینکه ادا دربیارم

    باید بیشتر بگردم ردپای شرک و توحید پیدا کنم

    از ان موقع که در فایل چه کسی مالک توست

    (که هرچقدر از عالی بودن این فایل بگم کم هست )

    گفتید که هرچی گشتم و نگاه کردم فهیمدم که عامل تمام بدبختی ها شرک و عامل تمام خوشبختی های جهان توحیدِ

    شروع کردم و به فکر کردن به اینکه بفهمم ته تمام مسائلم چیه

    ته تمام موفقیتهام چی بوده

    که هدایت شدم به ایه هایی از سوره یوسف

    از وابستگی یعقوب به یوسف

    از حساب کردن یوسف روی حاکم مصر که اونو ازاد کنه

    و چقدر حس فوق العاده ای بهم داد و خیلی مطمئن تر شدم که سبک زندگی بدون وابستگی توحیدی ترین سبکِ

    استاد و گروه تحقیقاتی و دوستان خوبم

    خیلی بینهایت دوسستون دارم

    دوس دارم همتون بوس کنم و بقلتون کنم

    این حس ها زمانی برام میاد که واقعا با خودم یکی میشم

    به خودم قول دادم که تک تک نظراتتون بخونم

    و برم و به پاسخ خودم عمل کنم

    همیشه در حرکت باشیم ، تنها با حرکت هست که موفق میشیم حتی اگر نا امید بودیم و اوضاع بد بودباید تسلیم نشیم و حرکت کنیم

    I Don’t Give Up

    In God We Trust

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  4. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3182 روز

    سلام به همگی و استاد خوبم و دوستان پر انرژی

    تقریبا دو روز پیش فیلمی از بازیکن تیم ملی دیدم توی بازی های لیگ برتر فوتسال توی زمین داشت بازی میکرد(فرشته کریمی) بعدش نگاه کردم با خودم گفتم چقد سالنش تاریکه یعنی چه کیفی میده اینجوری که اگه برم انگیزه نمیگیرم وقتی جلو روتو روشن نبینی از زمین کیف نمیکنی

    تا امروز که صب بهم یه چی گف امروز با خواهرم برم باشگاه منم رفتم باهاش تا از نزدیک بازیشون ببینم تو راه همش به خودم میگفتم یعنی چیو قراره بفهمم یعنی هر الهامی که بم شد باید انجام بدم از کجا بفهمم درسته یا غلط رفتنم براچیه ولی ته دلم حس میکردم که میخوام یه چیزیو بفهمم داخل که شدم رفتم یه جایی نشستم اولاش اطرافم زمین نگاه میکردم و بعد چند دقه سرم رفت تو هوا با چشمام نورافکنهایی دیدم ک خیلی بزرگ بودن یه لحظه گفتم نکنه اومدنم برای ایناست واقعا خیلی روشن باحال بود اما از دست شیطون بهونه الکی میاورد ببین این تیکه سایه افتاده واقعا میخواستم بزنم لهش کنم گفتم این همه جا روشنه چسبیدی به این تیکه که اونم اون حدی نیست که تو فکر میکنی بهانه بنی اسرائیلی بود دیگه خودتون میدونید واقعا چه بهونه چرتییی خودمم خندم میگیره به چی داشتم توجه میکردم

    یعنی خدا میخواست بگم بگه این بهونه س بهم نشون داد که این بهونس خدا منو هل داد گف برو برو برو از نزدیک ببین چون میدونست اگه برم و از نزدیک ببینم انگیزه ی گذشته ام رو اروم اروم پیدا میکنم امروز که برای بار دوم رفتم خیلی خوب بود به قول خواهرم بچهای تیم انالیز میکردم و واقعا انگیزه ها با عملکردها خیلی نزدیک بهم بود

    اگر همه میدونستن تنها مشکل و مانعشون واسه گل زدن واسه موفق شدن اعتماد به نفسه همه دست بکار میشدن بازیکن خوبی اونجا بود که به راحتی با توپ میرفت پیرهن کاوانی پوشیده بود تریپ خاص شماره 9 اما موقع که میرسید به محوطه نمیدونم چرا توپ نمیچرخید به سمت دربازه خواهرم میگفت چند باری بهش انگیزه میدادم میگفتممم برووو بروو جلو این مال خودته میرفت گل میزد حالا بیشتر میفهمم که ضعف اد مااا تو ذهنه توی باورِ تو فکرِ .. این انگیزه منو بیشتر بیشتر میکنه خداروشکرنکته مثبتی که از این تیم فهمیدم اینه که همه همدیگرو تشویق میکنن برای هم دست میزنن و این خیلی حال ا مو خوب میکنههه اتفاق های فوق العاده ای در راهه حسشون میکنم بچهااااااا خدا منتظر حرکت شماست منتظر برداشتن قدم های شماست خدا از قبل معادلات جوری میچینه که شما هر قدمی واسه هدفت برمیداری کلی انرژی انگیزه بگیری خدا مهربونمون تنها منتظر شما که یه لحظه به الهامتون گوش کنید من با گوش کردن به این الهام کار شاخی نکردم تنها کاری که میخواستم انجام بدم این بود که لباس بپوشم و سوار ماشین بشم و برم نه کوه کندن ونه التماس کرد نه نه ولی خیلی چیزااا یاد گرفتم کلی نیرو گرفتم و به خودم قول دادم از موقعی که کلاس شروع میکنم هر روزش قراره چیز جدیدی یاد بگیرم و تا الان که دو بار به عنوان همراه با خواهرم رفتم دوتا چیز یاد گرفتم که خیلی بهم کمک کرده و امید دو چندانی داده

    مرسییی که وقت گذاشتین شادِ شاد باشید پرررر انرژییییییییییی?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3182 روز

    سلام به دوستای خوبم ,گروه تحقیقاتی عباسمنش و استاد عزیز

    چندین بار بود که میخواستم بیام نظر بزارم ولی به دلایلی هر دفعه صرف نظر میکردم اما تصمیم گرفتم امشب بت درونم بشکنم و بیام بنویسم تا شاید تأییدی بر انچه که از استاد یاد گرفتم هم یاداوری اوری برای خودم و شما باشه

    مدتی هست که راهنمای عملی رو کار میکنم فک میکنم استاد در این دوره خیلی خوب پله پله مطالب میگن و اون کسی که با تموم وجودش گفته های استاد میپذیره با همراه شدن با اون اروم اروم بزرگ میشه

    چند روزی هست که رسیدم جلسه 10,,,,, اگرچه که تمامی انچه که در این دوره اموختم اگاهی های پایه ای بودند که باید می اموختم اما جلسه 10 نا خود اگاه اشک های منو جاری کرد و نمیدونم چرا نمیتونم ازش رد شم بدون شک میتونم بگم از موقعی که این جلسه رو نگاه کردم تکرار عبارت های تاکیدی در قلب و ذهنم بیشتر بیشتر شد و احساساتی رو در وجودم حس میکردم وهنوزم حس میکنم که وصف نشدنی هست

    امروز 1397 امتحان نهایی دین و زندگی

    از سه روز قبل شروع کردم به خوندن درس عبارت های تأکیدی تکرار میکردم و تمام تلاش خودم کردم کمالگرایی که توی وجود بوده فک میکنم هنوزم هست کنترل کنم چیزی که به جرئت میگم تنها یکی از عوامل مهمِ اشتباهاتم و روزعای بدم بوده و هر چقدر که بیشتر کنترل میکردم با ارامش بیشتری میخوندم امروز صب رفتم حوزه امتحانات تصمیمی که از قبل گرفته بودم که نرفتم پیش دوستام میدونین کنترل ورودی ها یکی کارایی هست که عاشقانه عاشقشم مثلا وقتی مامانت میخواد شروع کنه در مورد فلانی حرف بزنه تو بدویی وسط بگی که مامان الو سبز داریمم ????

    خب رفتم و جایی پیدا کردم و نشستم و شروع کردم به خوندن زنگ زدن و من هم به سمت سالن رفتم وسط راه چند نفر داشتن سوالی میخوندن که من زیاد بهش توجه نکردم و رفتم که صندلیمو پیدا کنم دوستم دیدم (((((((که برای امتحان گسسته از من تقلبی میخواست ومن بهش نرسوندم و بعد از امتحان خیلی عصبی بود خوب حق داشت افتاده بود یادمه ازم پرسیدند چته تو چرا نرسوندی گفتم از من این کارا برنمیاد شما میتونید من نمیتونم و بعد سعی کردم ازشون دور بشم و تمام تلاش ام رو کردم که خودم کنترل کنم و مثبت باشم و به خودم بگم که من مدتی کمی با ادما هستم پس اصلا ارزش اینو ندارع که ازشون ناراحت بشم و کینه ای بگیرم من که به خودم اعتماد دارم )))))

    خوب در ادامه اون گف بیا بیا من صندلیتو بلدم با چه هولو بلایی گف که من خیلی با ذوق تشکر کردم نشستم دانش اموز سمت راستم از دانش اموز سمت چپم سوالی پرسید

    و بعد پشت سریم سوالی ازم پرسید که جوابشو دادم

    سوالا دادن و من شروع کردم به جواب دادن رسیدم به سوالات تشریحی و وقتی سوالات دیدم همون لحظه میخواستم گریه کنم اشک تو چشام جمع شده بود سرم پایین بود و دستم روی چشام باورتون میشه همه اون سوالاتی که که من بالا بهتون گفتم که باهاشون برخورد کردم همشون توی امتحان بود میدونید دارممممم دیوونه میشممم خدا جواب همه اون سوالا بود خودش بود

    خدا هر لحظه داره به خواسته هامون جواب میده حس میکنم هر لحظه این فرکانس میفرستم که من اتفاقات خوب میخوام اون هر لحظه وارد زندگیم میکنه

    حتی زمانی که داشتم باورهای تأکیدی تکرار میکردم شیطون میگفت تلاش بیهوده نکن این همه تکرار کردی چیشد ولی من به قلب گوش دادم اینکه کمالگرایی نکنم و یادم باشه که روزاییی ارزوی این داشتم که اعتماد به نفس داشته باشم و ارزوی اینو داشته باشم که بتونم حتی برای صدم ثانیه ذهنم کنترل کنم برای اینکه به هدف برسم باید با تمام وجود حرکت کنم چون قراره به ارزوی همیشگیم برسم ارزویی که همیشه همراهم بود از 14/15سالگی اینکه دوست داشتم مثل انیشتن و کلی ادم دیگه ..تأثیر گذار باشم و کارهای بزرگ انجام بدم

    1 ماه دیگه تا کنکور مونده یه روزایییی از رسیدن این روز وحشت زده بودم چون (از طرفی میخواستم بهترین باشم از طرفی میدونستم من خود باوری ندارم )ولی الان اروم تر از هر کسی که تا حالا دیدم هستم بیشتر روزا خداروشکر میکنم که من در این سن و در این شرایط با استاد و خدایی که همیشه کنارم بود اشنا شدم وگرنه خدا میدونه چه بلایی ضربات روحی سختی میخوردم

    چیزهایی بهم الهام شده ک اونا رو مینوسم که بعد کنکور بتونم برای شروع مسیر هدفی اغاز کنم راستی یادم اومد اینو بگم شاید تا قبل فکر میکردم برای اینکه کار بزرگی انجام داد باید مخترع شد یا کشفی کرد ولی الان فهمیدم خیلی چیزا هست که میشه با اون بهترین ها رو بدست اورد اختیاررررررر کلمه ای که عاشقشم باهاش حال میکنم اره به شما هم حس ازادی میده

    ممنونم که طومار رو خوندین

    استاد عزیز شما بهترین دستی بودی که با اون اشنا شدم و خداوند اسان هدایت میکند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3182 روز

    سلام دوست خوبم ، از کامنت خوبت بسیار ممنونم

    چندتا نکته عالی از حرفات کشیدم بیرون

    که اینجا بهشون اشاره میکنم و به من خیلی کمک کرد

    بحث باور لیاقت

    و باور فراوانی بود

    موفق و پیروز باشی ????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3182 روز

    سلاممم امیرررر همتی عزیزمممم

    باور کن پیامت اومد برام ولی اینقد چشم و گوشممم بسته بود که همون روز خوندمش یادم رفت

    همین ۳ چهار ماه پیش خوندمش

    اون موقع قسم میخورم درکی از حرفات نداشتم

    اصلا کلمه هدایت مدتی بود که برام مفهومی نداشت

    استاد صد بار میگفت تکرار تکرار

    ولی از کم تجربگیم و نا بلدی بود که مسیری که با هدایت خود الله ، فروامانروای کل عالم شروع کرده بودم بیش از یکسالی فراموش کرده بودم

    با اینکه فایل گوش میدادم میخوندم ولی مدام به تضادهایی تکراری میخوردم که امان ازم بریده بود

    و در جرخه معیوبی بودم که حس میکردم فقط دارم دست پا میزنم

    به سنگها خوردم هی کم کم راه پیدا کردم

    هی کم کم الهامات دریافت کردم از چی باید شروع کنم کار کردن ؟

    چی رو بسازم ؟

    بعد هی بیاد می اوردم که چه چیزااااییی رو فراموش کردم

    توحید شرک عزت نفس ایمان

    خودم خودم خودم

    واقعا خنده دار و دردناک بود اولش این که دیدم توحید فقط دارم اداش در میارم

    خداروشکر الان دارم خودم بیشتر از قبل پیدا میکنم

    هی دارم با پیشروی درک میکنم هدایت یعنی چی

    خدایاشکرت

    و خوندن پیام شما ، نور ایمانی در قلبم روشن کرد

    حرفهات یادم اورد که وقتی شروع کردم وقتی گفتم من تصمییم اینه

    نه پشتیبان داشتم نه پولی نه حمایتگری

    بخدا هیچی نداشتم

    یه دختر۱۸ ساله بودم که دو سه ماهی از ۱۸ سالگیش میگذشت

    اینقد کارام عجیب بود که اصلا توی مخ بقیه نمیگنجید بخدا چرا من این کارا رو دارم با زندگیم میکنم

    اما فقط خودم میفهمیدم

    فقط خودم

    خداروشکر ، خداروشکر که هرجا میریم باز خودش پیدا میکنیم

    آرزو میکنم میلییاردها برابر ثروت عشق و اگاهی وارد زندگیت بشه

    آرزو میکنم بهترینها رو تجربه کنی اون چیزی که دوست داری

    عاشقتم چون تو خود خداییی که داری با پیامات توی قالب این دیدگاه منو هدایت میکنی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    مریم درویشی گفته:
    مدت عضویت: 3182 روز

    سلام هم دوره ای عزیز در پروژه خانه تکانی

    به شما بابت این موفقیت و نتیجه بسیار ارزشمند و همچنین عمل کردن به یادتون تبریک میگم خداروشکر که با اولین ورودی تونستید برای اولین بار هزینه کلاستون پرداخت کنید

    منتظر خوندن نتایج بیشتر از شما در قدم های بعدی هستم

    خدانگهدار تون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: