live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج - صفحه 105

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
    79MB
    17 دقیقه
  • فایل صوتی live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
    16MB
    17 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

4924 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Laila hayati گفته:
    مدت عضویت: 3309 روز

    به نام خدای بخشنده و مهربان

    سلام خدمت استاد عزیزم و دوستانی که عاشقانه توی سایت فعالیت میکنن و‌نظر میزارن

    لذت میبرم از خوندن کامنتاتون و کلی درس میگیرم ممنونم از همتون?

    چیزی که من تا الان از صبحتهای استادم یاد گرفتم و توی هر زمینه ای میتونه باعث‌موفقیت بشه تنها یک نکته هست که مطمعنم همه میدونیم (ساخت باورهای قدرتمند کننده)

    چرا باور چون اساس جهان بر پایه ی فرکانسه و باورها فرکانسهای ما رو در هرلحظه ارسال میکنند و نتیجه رو از جنس همون باور وارد زندگیمون میکنن چه خواسته و‌چه ناخواسته همه ی اتفاقات زندگی ما حاصل همین فرکانسهایی هست که خودمون میفرستیم

    پس فرق نمیکنه ما نتیجه رو‌توی ثروت بخوایم یا روابط یا سلامتی یا معنویت کلید همشون رسیدن به نقطه ی عمل کردن به همین یک نکته هست و بس

    حالا میرسیم به این سوال دوستمون که شیوه ی درآمدی استاد عباسمنش رو‌مقایسه کردن با کسانی که از تکنیک ها و پیچیدگی هایی که هر روز برای گسترش کسب و کار میاد

    جواب خیلی سادس اگه در هر شرایطی قانون رو فراموش نکنیم

    تنها دلیل موفق بودن کسی که از تکنیک های جدید استفاده میکنه یا مثل استاد عباسمنش بدون کوچیکترین تبلیغ اینطوری موفقیت روی موفقیت کسب میکنه یک وجه مشترکه(باور)

    اونی که باور داره بدون تبلیغ و با صداقت و توکل به خدا و با بوجود آوردن ارزش میتونه موفق بشه،میشه مثل استاد عباسمنش. و اونی هم که باور داره باید حتما از تکنیک هایی استفاده کنه تا موفق بشه بازم میشه

    فقط یک تفاوت عظیم به نظرم وجود داره توی این دو موفقیت و اونم اینه که راه تکامل و م‌وفقیت به شیوه ی استاد عباسمنش بسیااار سریعتر و ماندگارتره چون قدرت رو داده دست نیروی برتر یعنی خداوند و این یعنی داشتن تمام تکنیک های عالم یعنی قدم گذاشتن توی مسیری که تا انتهای راه پر از حس اطمینانه و باور داری که این قدرت تو رو تا انتهای مسیر هدایت میکنه به بهترین شکل فقط کافیه باور کنی و بهش اعتماد کنی?

    به امید موفقیت و عمل به قوانین جهان برای هممون??

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    Jamal گفته:
    مدت عضویت: 2620 روز

    بنام خدای مهربان شروع میکنیم. خداوند ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ مرتبه سپاس گذارم که این جا هستم . امروز میخواهم به این سوال جواب بدهم و من خودم قبلا خیلی فکر کردم به این موضوع و از خودم و دیگران سوال پرسیدم چرا بعضی از افراد خیلی درامد و مشتری های خیلی خیلی زیادتر دارد نسبت به کسانکه در همان حوضه کار میکنند در حال که هر دو در یک شهر و تقریبا در یک منطقه ولی با تفاوت زیاد در امد .با استفاده از فایل ها استاد مصاحبه ها و search های که خودم کردم به اصل رسیدم و کوشش میکنم به ان عمل کنم

    من خودم از جمله یکی از تحقیقات که در این باره کردم میگویم.

    در باره دو داکتر بود که خودم همرایشان مصاحبه کرده بودم. و حالا راجع به تعداد مریضان و درامد ایشان صحبت میکنم . هر دو داکتر با هم دوست هستند و یک شفاخانه کارمیکنند در اتاق کار میکنند هر دو استاد و متخصص در یک رتبه علمی هستند. و بعد از شفاخانه کار شخصی خودشان دارند یعنی کلنیک شخصی خودشان را دارند بعد ساعات ۲ ظهر میروند اونجا یکی اونها روزانه ۱۰ الی ۱۵ مریض داره که دومی ۳۰ الی ۴۰ مریض داره روزانه .فیس هر مریض هم 3.5 $ است هر دو داکتر موقعیت کلنیک های شان تفاوت اش ۱ کیلومتر ویا چند خیابان است تقریبا . از لحاظ سطح علمی اون داکتر که روزانه ۱۰ الی ۱۵ مریض داره بالاتر است و بعضی از مریضی های را تشخیص میکند که خیلی داکترهای کمی میتوانند تشخیص کند.خلاصه از لحاظ ابزاری هر دو توی یک level بود تقریبا . فهمیدم که این ها اصل نیست چیزهای که مردم میگوید اصل موضوع نیس .و چیزی دیگر است که اون باور است.

    در مصاحبه با داکتر ۱۰ الی ۱۵ مریض میبیند باور های که اون داشت

    ۱. خودش لایق نمی دانست.میگفت ما دیگر همین هستیم به قول خودش که من خودم را در زمین و زمان میزنم از این بشتر نمی شه. باوجودکه خیلی داکتر لایق است همه مریضانش ازش راضی است

    ۲. احسان کم بود نعمت داشت . میگفت یک مقداری مشتری وجود داره و به ما هم کمی میرسه .

    ۳.درامد من ثابت است نمی شه کارش کرد از قبل تعین شده است

    ۴. می گفت که اگر مریضانم زیاد شود ادم مغرور میشوم غرور بد است… چون اگر مریض زیاد-به پول زیاد ـادم بد

    ۵.مشتری مثال موره تسبیح است دانه دانه جمع میشود

    یعنی به خدا مثل دیگران دید داشت باور نکرده بود توکل نداشت و وو و باور های زیاد دیگری در حال که کارش خیلی خوب انجام می داد و همچنان صداق هم بود

    در مصاحبه با داکتری که روزی ۳۰ الی ۴۰ مریض داشت

    احساس ارزش مندی داشت بهترین ماشین برای خودش خریداری میکرد در بهترین رستورانت غذا میل می کرد .و میگفت من لایق بشتر از این ها هم هستم

    توکل به خدا داشت . به فراوانی باور داشت میگفت مریض یا همان مشتری برای من وجود داره. ودر همان ماه های سال که مریضی در کل کم بود اون داکتر به همان اندازه مریض چک میکرد.

    و اخر .این تحقیق که من کردم برای خود من خیلی سودمندبود و برای اینکه باور کنم همه کار باور های انجام می دهد. باور های ما اعمال و احساسات ما را کنترول میکند. باور باعث به وجود امدن احساس میشود احساس باعث اعمال میشود اعمال باعث نتایچ میشود همه داستان همین است

    باور =احساس = اعمال = نتایج

    تو دوست عزیز که این سوال پرسیدی.

    حیران هستی کدام راه درست است لزوم به حیران بودن ندارد بیا در راه ما امتحان کن نتیجه گرفتی ادامه بده اگر نگرفت ادامه نده

    فقد ۶ ماه ولی خیلی جدی بگیر. و همچنان خودت میگی افرادی است فلان کارها را میکنند ولی نتیجه نمی گیرند پس لزوم نیست اون را تجربه کنی . این را که ما میگیم نتیجه گرفتیم امتحان کن

    سوال اینکه کجا باید از ابزار برای موفقیت استفاده شود و کجا باید روی خدا حساب کنیم

    روی خدا باید همیشه حساب کنی همیشه و همیشه و ابزار را اون برایت نشان میدهد در کجا از اش استفاده و چطوری

    شرط این است که باور اش کنی ایمان داشنه باشی و چیزی که برایت گفته میشه یا همان الهام درونی به اون عمل کنی ویا ابزاری که گفته میشه از اش استفاده کنی .

    اگر خودی زنده گی استاد باز کنیم از کجا شروع کرد. و من تا به همان جای اطلاعات دارم خودشان در فایل ها و دوره های شان گفته است.

    استاد عباس منش در یک خانواده که از لحاظ مالی و روحی خیلی ضفیف تولد شده بود بعد اینکه با پدرش دعوا میکند میزند به بیرون

    در سن بالا تر Game Zone خودش داشت و بعد همه کار و عتبار در همان شهر که داشت میگذارد و میرود.برای رشد و مهاجرتش به بندر عباس به گذاشتن همه چیز و به خدا ایمان داشت همان وقت که در بندر عباس کار شروع کرد تبلیغ میکرد با چسپاندن پوستر در شروع کار همان چسپاندن پوستر یک نوع از تبلیغات است. برایش یک جورای گفته شده بود به هش. و یا حالا بعضی اوقات استاد در سایت می گوید بنا بر فلان روز با تخفیف اینقدر محصولات میتوانید تهیه کنید خود این نوع بازار یابی است من نمی دام استاد چقدر توانسته از این فرصت پول در اورده . که این برای اش یک حس الهام میشه فلان کار کن سودی خوبی میارد و فعلا استاد کدام جای خاص تبلیغات توی کدام سایت یا tv نداره نیاز هم نداره چرا که خدا را داره ما دست از دستان خداوندی برای استاد تبلیغ میکنیم فرض مثال ۲ روز پیش در جای با کسی اشنا شدم و اون بعضی از سوالات از من پرسید و من جواب دادم خیلی خشحال شد و من web استاد برای اش معرفی کردم و گفتم که برای معلومات بشتر میتونی بری اونجا. این طوری کار میکنه

    یعنی روی خدا همیشه و همه جا باید حساب کنی ایمان داشته باشی که برایت راه درست نشانت میدهد نگران از چه را marketing کنم چه چال بزنم ویا مشترها کجاااااااست این بگزار .کار کارت شروع کن باعشق با ایمان با توکل با این باور و این احساس که خدا من نشان می دهد راه اش

    در اخر اگر این اطلاعات خوش تان امد ویا مفید بود برتان امتیاز دهید

    در پنا الله موفق باشد خدا حافط

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    مریم قربانی گفته:
    مدت عضویت: 2940 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان خوبم در سایت

    من پاسخی به ذهنم رسیده که دوست دارم باهاتون به اشتراک بذارم

    در درجه اول این نگاه توحیدی هست که استاد رو از افراد دیگه متمایز کرده و نتایج ایشون رو در کسب و کارشون و دریافت ثروت از جهان هستی متفاوت کرده٫

    که توضیحش رو دوستان دیگه مفصل گفتند و من هم مطالعه اش کردم و کاملا مطمئنم که ایمان و عمل به اون ایمان نتیجه های متفاوت استاد رو رقم زده و یه مطلب مهم دیگه حفظ ایمان تا رسیدن به نتیجه رو با احساس خوبی که از تمرکز روی نکات مثبت زندگیشون انجام دادن و منتظر رسیدن به نتاجشون با احساس خوب موندن رو به بهترین نحو ممکن انجام دادند٫(تسلیم محض خداوند بودن)

    چه کسی بهتر از استاد از پس این چهار مرحله بر اومده که ابتدا با شنیدن اون آگاهی ها و بعد درکش و بعد از اون عمل به آنچه که درک کردند و بعد با باقی ماندن در احساس خوب نتایج بی نظیری رو تجربه کردند٫

    اما چیزی که میخوام در پاسخ به این سوال بگم مبحث تکامل و طی کردن مدارهای موفقیت توسط استاد هست که نتایجشون رو از بقیه افرادی که میشناسیم متمایز کرده٫

    در واقع به نظر من ما وقتی در کسب و کاری هستیم، اگر از اون ابتدای شروع کار روی مبحث طی کردن تکامل روی خودمون کار کنیم و در هر مرحله از کار با ایمانی که یقین به رسیدن به نقطه پایان کارمون هست رو در خودمون تقویت کنیم و صبری رو که قرآن ما رو به اون دعوت میکنه و در واقع این صبر با امید هست (و بشر الصابرین) و در احساس خوب باقی بمانیم قطعا نتایج به اندازه مداری که در اون قرار داریم بصورت تکاملی پدیدار میشه٫

    یعنی کسی که از قدم اول میخواد به یکباره دیده بشه به اندازه کسی که توی کسب و کار خودش تکاملش رو طی کرده و قدم به قدم با الهاماتش و در مرحله بعد با عمل به الهامات قدم بعدی رو دریافت کرده و دوباره با عمل به اونها گام بعدی رو برداشته و به همین منوال به موفقیت های پاااااایدار و بزرگتری رسیده (دقیقا مصداق استاد عباس منش) ، قطعا دست به اقداماتی از قبیل هزینه کردن برای تبلیغات هنگفت میزنه!

    و این شیوه اگر در اول کار هم جواب بده قطعا نتایج پایداری رو نخواهد داشت٫

    اونچه که در طی کردن این مراحل استاد دریافت کردن ایمان حاصل از گرفتن نتایج کوچکتر و تقویت باورهای قبلی و تقویت ایمان خودشون به ادامه راه به نتایج پایدار رسیدند که با هیچ تبلیغی نمیشه بدستش آورد٫

    مثل مثالی که خودشون می زنند که در تهران با اون همه تبلیغ نتایج پایداری نگرفتند و اما با طی کردن تکاملشون در هر مداری ایده ها و شرایطی هم سنگ با ایمان خودشون به گرفتن نتایج رو تجربه کردند و با عمل به اون ایده ها نتایجشون رو کم کم به نتایج بزرگتری رسوندند٫

    نکته ای که میخواستم بگم این هست که اون ایمانی که ما در استاد الان میبینیم حاصل سالها کار کردن روی باورهای ایشون هست و توحیدی که رفته رفته به درجه ای رسیده که الان ایشون با این قطعیت ازش صحبت می کنند٫

    من دائم دارم از روزی که این سوال مطرح شده این رو به خودم گوش زد میکنم که تو وقتی به خواسته هایی که الان به نظرت بزرگ هست میرسی که قدم به قدم با تقویت ایمانت به رب به عنوان تنها قدرت هستی و اعتماد کامل به خودت به عنوان کسی که خداوند اختیار کامل و تمام و کمال رو برای خلق خواسته هاش در اختیارش قرار داده میتونی با طی کردن تکاملت به موفقیت های پایدار برسی٫

    در اصل ما در هر مدار با ایده ها و الهامات و شرایطی مواجه میشیم و کسب و کارمون رو پیش میبریم که تو اون مدار میشه تجربه کرد و اگر بخواهیم از هر راه دیگه ای این مسیر رو دور بزنیم هرگز نمیتونیم به موفقیت پایداری دست پیدا کنیم٫

    و ایمان ما در این مسیر زمانی تقویت میشه که قدم هایی که بهمون گفته میشه رو یکی یکی برداریم و به هر آنچه در کسب و کارمون میخواهیم برسیم٫

    بنابراین برای نتیجه گیری میگم که استاد هم اعتماد و ایمان به رب و بعد از اون ایمان به خودشون به عنوان تنها خالق خواسته های خودشون ، رو هر روز در زندگیشون تقویت کردند و الان با چنین نتایجی ما رو به فکر فرو میبرند که چطور میشه که بدون هیچ تبلیغی این میزان از موفقیت رو در زندگیشون میبینیم٫

    امیدوارم و از خداوند خواستار صبری زیبا و پر امید برای خودم و تمام دوستانی که کار آفرینند و تشنه رسیدن به آگاهی هایی هستند که ثروت پایدار رو برامون رقم بزنه، هستم٫

    در پناه خداوند وهاب باشید٫

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    مجتبی زائری گفته:
    مدت عضویت: 4068 روز

    سلام

    نگرانی یکی از دلایل مهم نرسیدن به خواسته ست وقتی نگرانیم تبلیغ می کنیم وقتی نگرانیم لحظه به لحظه وقتی تو مکان کسب و کار نشستیم می گیم چرا مشتری نمیاد .نگرانیم و می گیم حتما باید تبلیغ کنم حتما جای مغازه خوب نیست یا حتما دکور مغازه مشکل داره غافل از اینکه بابا خودمونیم که مشکل داریم تو که کرکره می دی بالا با نگرانی این احساس رو تا شب که می خوای کرکره رو بدی پایین این انرژی منفی رو داری و جلوی ورود مشتری رو می گیری باور فراوانی یعنی نگران نیستی باور روزی رسانی خداوند یعنی نگران نیستی باور اینکه هر جا که هستی در بهترین شرایطی یعنی نگران نیستی یعنی مغازه ته کوچه بن بست هم که باشه مشتری خواهد آمدیا تو زمینه کسب و کار اینترنتی بعضیا فکر می کنن اگر دامنه مناسبی برای سایت نداشته باشند فروش نخواهند داشت.اینها همه و همه نگرانی است و ترمزی محکم برای نرسیدن به خواسته به نظرم آرامش و ایمان به باور عامل اصلی ورود به فرکانس ثروت و دارایی است. نگران نباشید همانطور که خداوند به پیامبرش می گوید اندوهگین و نگران نباش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    علی باقری گفته:
    مدت عضویت: 2610 روز

    با درود فراوان خدمت همه ی خوبان

    تفاوتی که یک آدم موفق با بقیه در هر عرصه‌ای که وجود داره،توی سه تا فاکتور اساسی خلاصه میشه اعتمااااد به نفسسسس،بااااور خودش،و سپپپپپپردن خودش و امور زندگیش رو به قدرت بزرگ.طرف می‌تونه علم بازاریابی رو از صفر تا صد بلد باشه ولی نمیتونه اون چند تا فاکتور مهم و راسخ رو بکار بگیره که این علم رو باهاش بسط بده موفقیت رو برای خودش به ارمغان بیاره.اگه بدون درنظر گرفتن هر چیزی فقط و فقط رجوع کنیم به طبیعت،مثلا برای غذا درست کردن،اگر یه انسان علم شکار رو بلد باشه،ترفند هاشو،زمان شکار هر چیزی که ب این فعالیت مربوط باشه اما خودباوری و سپردن این عمل رو به قدرت بزرگ،رو نتونه همراه این علم بکار بگیره خودش شاید اصلا طعمه شه.بنظر من علم شرط لازم و کافی برای موفقیت نیست.

    آرزوی بهترین ها برای همه‌ی خوبان خوش انرژی سایت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    سحر نظری گفته:
    مدت عضویت: 3583 روز

    با سلام خدمت استاد گرانقدر و خانواده سرافراز عباس منش . خوشحالم که عضو این خانواده عالی هستم.

    نظرات بعضی از دوستان را خواندم ،احساس فوق العاده ای که در این نظرات وجود دارد انسان را به خود جذب میکند،زیرا هرآنچه از دل برآید بر دل نشیند.

    همینطور که کلمه به کلمه صحبت های استاد عزیز لبریز از احساسی زیبا و قلبی بوده که خود عاملی برای موفقیت ایشان است.

    همچنان عوامل زیاد دیگری نیز وجود دارد که نتیجه کارهای استاد بزرگوار را از دیگران متمایز میکند.برای مثا‌‌ل:توکل و ایمان حقیقی بر خداوند یکتا و بی همتا،تصمیم گیری قاطعانه و حرکت در راستای اهداف تعیین شده،داشتن باورهای عالی ومثبت،زندگی در لحظه و شاد بودن،توجه به نکات مثبت زندگی و شاکر بودن در تمام لحظات و….

    استاد همیشه به دنبال کیفیت عالی هست نه کمیت،نتیجه مطلوب براش مهمه نه حرف و نصیحت های تو خالی.

    از روز اول که با ایشان آشنا شدم شاهد نتیجه های ایشون و نتیجه های عالی که خودم از صحبت های ایشان گرفته ام بودم.

    اگر چه اساتید زیادی در این حوزه کار میکنند اما صفا، صمیمیت ، نتایج واضح وآشکار استاد مهربان و اعضای گرامی سایت بیانگر موفقیت روز افزون این خانواده بزرگ است. به امید موفقیت های هر چه بیشتر استاد عزیز و خانواده عالی عباس منش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    احسان محمدیان گفته:
    مدت عضویت: 3196 روز

    خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان

    اما ٫٫٫

    به قدر فهم تو کوچک می شود

    و به قدر نیاز تو فرود می آید

    و به قدر آرزوی تو گسترده می شود

    و به قدر ایمان تو کارگشا می شود

    یتیمان را پدر می شود و مادر

    محتاجان برادری را برادر می شود

    عقیمان را طفل می شود

    ناامیدان را امید می شود

    گمگشتگان را راه می شود

    در تاریکی ماندگان را نور می شود

    رزمندگان را شمشیر می شود

    پیران را عصا می شود

    محتاجان به عشق را عشق می شود

    خداوند همه چیز می شود همه کس را٫٫٫

    به شرط اعتقاد

    به شرط پاکی دل

    به شرط طهارت روح

    به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

    بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا

    و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف

    و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک

    و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار

    و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها٫٫٫

    چنین کنید تا ببینید چگونه

    بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند

    در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند

    و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند

    مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمیشود؟؟؟

    “آیا خدا برای بنده کافی نیست؟؟

    اصلی ترین، اصلی که وجود دارد خداست و باور به قدرت او که قدرت خلق زندگی ما را به خودمان داده و اگر با تمام وجود باورش کنیم واقعا برای تمام جنبه های زندگی کافیست٫

    خداوند به بی نهایت شکل مختلف در می اید از پول و خونه و ماشین و همسر و فرزند گرفته تا شهرت و کسب و کار و مشتری

    و هر چقدر باورش داشته باشیم به همان اندازه جواب میگیریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    الهه سجاد گفته:
    مدت عضویت: 3858 روز

    به نام خدا سلام

    ۱_ { تا وقتی مطمئن نشده اید در موضع پذیرش هستید سعی نکنید دست به عمل بزنید٫}

    تا تو به هماهنگی با وجود درونی ات نرسیده ای هر کاری بکنی بی فایده اس و از طرف دیگه وقتی به هماهنگی و پذیرش برسی دیگه نیازی به اینکه کار خاصی بکنی نیست چون جهان خودش از قبل آرزوی تو رو برآورده کرده و همه ی کار را انجام داده است ٫

    ۳ مرحله ی قانون جذب

    الف_ متولد شدن آرزو و خواسته ی تو

    ب_ پاسخ جهان که همواره مثبت است

    ج_ اجازه ی ورود دادن توسط تو

    لطفا” خیلی دقیق به این سه مرحله نگاهی بینداز؛ می بینی که خواسته ی تو همین جا هست در نزدیکی ات، جهان و کائنات آن را برآورده کرده ؛ برای ورود به زندگی ات تنها به اجازه ی تو نیاز دارد٫

    صد البته درک این مفاهیم به زمان احتیاج دارد ٫ شاید خود من بیش از ۴_۵ سال است که این مطالب را شنیده بودم ولی درک و دریافت واقعی اش موضوع دیگری ست٫

    من همین امروز این موضوع مهم رو متوجه شدم ٫ وقتی با دخترم هستم چقدر کارها راحت پیش می رود انگار همه چیز روغن کاری شده و چرخش راحت می چرخد؛ بدون اینکه نیازی به تلاش باشد یا حتی بدون نیاز به انتخابی٫ بهترین تصمیم ها و انتخاب ها برای او، خود به خود اتفاق می افتد٫ معنی اتصال واقعی به منبع انرژی را وقتی آدم با اوست می شود درک کرد ٫ خودِ من پس از سالیان سال که با او هستم تازه همین امروز به این درک رسیدم٫ ( برای یک کاری که مربوط به او بود بیرون رفتیم و در اونجا ما رو به قسمتهای مختلف ارجاع می دادن و چقدر همه چیز راحت و بی دردسر انجام می شد)

    به شما توصیه می کنم اگر چنین شخصی را در نزدیکان خود دارید چند روزی را با او بگذرانید ( تأکید می کنم باید ظرفت آماده باشد تا درکش کنی)

    در مورد من هم : ? دخترمه همیشه با همیم قبلا” هم متوجه می شدم کارها براش آسون پیش می ره ولی امروز جنس درک و دریافت خودم فرق می کرد٫

    خداوند را برای این آگاهی سپاس گزارم ?

    ۲ از طرف دیگر شاید بتوان گفت تبلیغات؛ چگونگی تعیین کردن است چون تو داری نوع و روش معرفی محصولت را خودت تعیین می کنی، مجموعه ی افرادی که محصول تو را ببینند و بخرند خودت تعیین می کنی، اینکه چقدر بفروشی خودت تعیین می کنی و ٫٫٫

    و من فکر می کنم خدا از این کارها خوشش نمی یاد ٫ اصولا” خداوند از اینکه بار را روی دوش خودمان بگذاریم خوشش نمی یاد٫ خدا دوست داره بنده اش به او اعتماد داشته باشه و همه ی بار را روی دوش خود خدا بگذاره

    ۳_ اصلا” شاید اینکه به خودمان متوسل شویم نوعی شرک محسوب می شود ٫ قطعا” در این شکل بازاریابی ها اگر دقیق تر نگاه کنیم می بینیم که به افراد زیادی رو می زنیم و به آنها و به کمکهای شان امید می بندیم و ٫٫٫ و خب می دانیم که همه ی اینها شرک است٫

    ۴_ در تبلیغات نظر آدمها خیلی برای مان مهم می شود چه افرادی که در کار تبلیغ از آنها کمک می گیریم چه افرادی که قرار است تبلیغات ما را ببینند٫ اصولا” مهم کردن آدمها فرکانس هاش جالب نیست و هرگز نمی تونه اون نتیجه ای را که منتظرش هستیم برامون ایجاد کنه٫

    ۵_ به نظر می رسه دنبال تبلیغات بودن نوعی شتاب زورکی ایجاد کردنه٫ وقتی خیلی عجله داریم کاری رو که شروع کردیم زود نتیجه بده، دست به دامن تبلیغات رنگ و وارنگ می شیم٫ بعدشم چیکار می کنیم : این جواب نداد بدو بدو یکی دیگه٫ حواس مون نیست که این محصول ما که الان خام هست، باید یه کم صبور باشیم حوصله به خرج بدیم تا پخته بشه، اونوقت اتفاقات درست خود به خود جریان پیدا می کنه٫ ان الانسان عجولا

    سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      فاران گفته:
      مدت عضویت: 2824 روز

      سلام خانم سجاد

      با نظر شما موافقم

      منم دو تا دختر دارم ک کار یکی از آنها بطور عجیبی خوب پیش میره و اون یکی نه

      برام جالب شد .مطمئن نبودم تا اینکه صدای خواهرش دراومد ک آبجی شانس داره و کارهاش خوب پیش میره

      یه مدتی تو کارهاشون دقیق شدم دیدم اونی ک کارهاش خوب پیش نمیره تقریبا بیشتر مواقع شاکی هست و از هر چیزی براحتی راضی نمیشه

      ولی اون یکی الکی خوشه واسه خودش

      به این ترتیب به درستی قانونی ک استاد میگفت پی بردم

      ولی اینکه چرا بعضیها انگار ذاتا غرغرو و یه عده ای انگار ذاتا الکی خوش و راضی ان پی نبردم

      ولی خدایی سخته خودت رو عمدا بتونی از فاز ناشکری و غر بیاری تو شادی و بیخیالی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
  9. -
    ادریس ‌خیاری گفته:
    مدت عضویت: 2694 روز

    با نام و یاد خداوند

    باسلام خدمت استاد عباس منش و تمامی دوستان هم فرکانسی

    برای اینکه شخص به موفقیت مالی برسد، از طریق فعالیت فیزیکی مداوم یا از طریق فعالیت غیر فیزیکی می باشد که هر دو باور درست هستند و نمی توانیم آنها را محکوم کنیم ، اگر شخصی باور داشته باشد که باید شبانه روز کار کند و تبلیغات انجام دهد تا موفق باشد ، طبق باوری که دارد به موفقیت می رسد ولی باوری که استاد دارند این هست که 99 درصد فعالیت باید غیر فیزیکی و فقط یک درصد فعالیت فیزیکی انجام دهبم و مابقی را به الله واگذار کنیم کارها انجام می شود ناگفته نماند ما نسبت به خواسته هایمان باید اشتیاق سوزان داشته باشیم

    در روش اول تا زمانی که ما کار فیزیکی انجام می دهیم ثروت وارد زندگی ما می شود ولی در روش دوم همیشه و در هر حال ثروت زیادی می توانیم وارد زندگی خود بکنیم و محدودیتی ندارد.

    نکته دوم در کسب و کار این است که پشت کار بر تحصیلات و فوت و فن غلبه می کند، معنی پشت کار این هست که همیشه باید مقصد خود را تجسم کنیم ، روزانه فرکانس مثبت بفرستیم ، در هر حال حس خود را خوب نگه داریم و ورودی ذهن خود را کنترل کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    نادر گفته:
    مدت عضویت: 2784 روز

    سلام خدمت هم‌خانواده‌های عزیز

    معمولاً سؤال رو با سؤال جواب میدم، توی متن سؤال اومده که کجا از ابزار استفاده بشه؛ ابزار چی هستن؟! اگر فن بیان یک مجری ابزارشه، اگر قدرت یک وزنه‌بردار ابزارشه، اگر ماشین ی راننده ابزارشه و ٫٫٫ این ابزار از کجا اومدن و چطور کار می¬کنن؟ همه میدونیم که مخترع اصلی خداست و ما فقط پرده از روشون برمی‌داریم، میگیم مخترع هستیم ولی در اصل چیزی جز کشف در عالم هستی اتفاق نمی¬افته!

    کجا باید روی خدا حساب کنیم؟ ی سؤال: من مغازه‌دار هستم، از خدا طلب روزی بیشتر و باکیفیت‌تر می‌کنم؛ اگر چهارتا مشتری داشته باشم در طی روز (یکی بیشترین سود رو بهم داده، یکی کمترین سود، یکی باهام سر قیمت چونه زده، یکی حتی بیشتر از اون چیزی ک خواستم بهم داده) میشه گفت کدوم یکی از مشتریا روزی امروز منه؟ سؤالم اشتباه شد فک کنم، کدوم یکیشون خداست که واسه من روزی آورده؟!

    ی دوستی دارم که هر وقت میرم مغازه¬ش، خوشحال و شاد و خندانه و جالب اینه که با اینکه تمام همسایه¬هاش از اوضاع بازار گلایه می¬کنن، ایشون همیشه میگه خدا رو شکر بازار خیلی خوبه (می¬شه شکرگزاری واقعی رو از تمام جوارحش و انرژی¬ای که ازش ساطع میشه دید) و جالب‌تر اینکه هر هفته در حال پکینگ و ارسال جنس به مغازه‌ها و شهرهای دیگه به‌صورت عمده ست٫

    چیزی که استاد رو متمایز میکنه و واسه همین ب عنوان مربیم قبولش کردم و باعث شد تمام ویدیو و وویس¬های اساتید دیگه رو از سیستم و زندگیم حذف کنم و متمرکز دنبالش کنم یکتاپرستیش بود، اونم دقیقن زمانی که باخدا و قران و پیغمبرش جنگ داشتم (به خاطر عدم آگاهی و انباشت اطلاعات)

    روزی یکی از دوستام از استاد گلایه می‌کرد که آدم خیرخواهی نیست و محصولاتش گرون هستن و دلیلشم این بود ک یکی کامنت گذاشته ک من رو باورهام کار کردم ولی بازهم پول کافی ندارم، اگه میشه تخفیف بدین، در جواب هم استاد (البته گروه) گفتن رو باورهات کار کن؛ من ازش سؤال پرسیدم خیرخواهی استاد ربطی به شما داره؟ گفت خیر! گفتم این از این؛ پرسیدم برداشتت از این‌جور دوره‌ها و آموزش‌ها چی بوده تا حالا؟ گفت ک من خالق زندگی خودم هستم! گفتم پس ب استاد ربطی داره تو پول داری یا نه؟ گفت خیر! گفتم پس محصول گرون نیست! گفت حق با توئه٫

    زندگی ما رو باورهای ما میسازه و ن ابزار و تبلیغ و مشتری

    ای نسخهء نامهء الهی که توئی * وی آئینهء جمال شاهی که توئی

    بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست * در خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی

    اگر قبول داری که تبلیغ باعث رشدت میشه، تبلیغ کن

    اگر باور داری که بدون تبلیغ رشد می‌کنی، تبلیغ نکن

    ولی ی چیز جالب:

    سه چهار روز قبل یکی از آشناهای قدیمی اومد پیشم بعد اینکه کارشو انجام دادم گفت با عباس منش چه کردی؟ (من هشت ماه هست که استاد رو می¬شناسم) گفتم جدیداً یکی از دوره‌هاش رو تهیه کردم٫ از اونجایی که این دوستمون خیلی باور خدایی نداشتن، بهش گفتم عباس منش خیلی خدا خدا میکنه، با بقیه فرق داره (چون ایشون دوره‌های اساتید دیگه رو تهیه کردن)

    جوابش برام جالب بود: گفت آخه بدون خدا نمی تونی به آرامش برسی!!!

    ی وویسی از استاد شنیدم می‌گفتن خدا میگه هر جا دو نفر باهم حرف می¬زنن، من نفر سومم ٫٫٫ خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

    دومین لایو استاد، یکی اونجا نشسته داره میگه یاعاااااا (منظورم خود استاد هستن) خیلی خندیدم و کفم هم برید، یکی که این‌همه در مورد خودسازی حرف میزنه پشت دوربین نشسته و داره ادا درمیاه، میدونی ینی چی؟ ایمان و به قول استاد: ایمان همه چیزه

    خدا خودش ابزارِ، خودش موفقیتِ، خودش عشقِ، هو اول و هو آخر ٫٫٫ خیلی جالبه، حتی روی خدا حساب هم نکنی، بازهم می¬تونی موفق بشی، چون خداست ٫٫٫ مگه داریم؟! مگه میشه؟!

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    برگی بی اذن خدا بر زمین نمی¬افته

    از جایی به شما روزی می‌رسانم که نمی‌دانید!

    ی سؤال: برای رسیدن به خواسته‌ها، بهتره ب حرف کی گوش بدیم؟

    جواب یکی از اساتید که ب نظرم بهترین جواب بود: به حرف کسی که قبلاً درجایی که من هستم، بوده و الآن به‌جایی که من می¬خوام برسم، رسیده

    خدا هست و خدا هست و خدا هست ٫٫٫

    این مطلب رو واسه خودم نوشتم، چاپش می‌کنم و هرروز می¬خونمش، باشد که ایمان بیاورم

    شادباشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: