این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-68.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-05 09:44:212024-11-08 05:33:53live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
4924نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
باسلام خدمت استادعزیزوهمه اعضای خانواده صمیمی والهی عباسمنش
Belief inGod is everything
ایمان به خداهمه چیزاست
اومدم تامن هم ردپایی گذاشته باشم وخودمودررابطه باسیرتکاملی ودرک قوانین بسنجم نسبت به گذشته ام٫
تفاوت کاراستاددرهمه زمینه ها بادیگران خیلی واضح است تفاوت دراین است که اولااستادعباسمنش خودش خواسته وقدم برداشته وباورداشته که قدم های بعدی گفته میشه تفاوت استادبادیگران درعمل به الهامات است که سیرتکاملی اش طی شده است البته باتمرین وممارست٫تفاوت دراحساس خوب ماندن است دربرخوردباتضادهاوناخواسته هاحتی وقتی عزیزی ویکی ازنزدیکترین کسانت ازدست میرودواین نتیجه نوع نگاه است که تمام مال واموال وفرزندان امانت هستندوبدون شک یک روزی به اصل خودبرمیگردندتفاوت درایمان وعمل است واقدام کردن وگوش دادن به الهامات ناب است که درمقطعی شایددیگران واطرافیانت دیوانه خطابت کنندوازدست خدای درونت فراری باشند٫
تفاوت درهماهنگی دائم بودن بامنبع است وبصیرت داشتن درنگاه به هرچیزی ولذت بردن اززیباییهای جهان است که نتیجه اش سپاسگزاری است( ماتولوا فثم رایت وجه الله):به هرطرف که نظرکنی خدارامیبینی
تفاوت درکنترل همیشگی ذهن است که درقرآن ازآن به تقوانام برده که ماندن دراین حالت نتیجه اش بهرمندی ازهدایت الهی است ودرنهایت نزدیکی واتصال به منبع هستی و اصل وجودیت میشودونعمت بیشتردریافت میکنی والهامات بهتر میشود
تفاوت درتقسیم کارباخداست که فقط استادمیخواهددرخواست میکندوباورش رامیسازدوخداوندوهاب اجابت میکندو۹۹درصدکارهاراباایمان٫ بخداواگذارمیکند وخدابرایش همه چیزشده است خدابرای استادسئومیشودممبرمیشودفالورمیشودعزت میشودثروت میشودروابط ناب وعاشقانه و بی نظیرمیشودوخدابرایش مدیرفروش میشودتبلیغ میکند مشاور وکارمندخوب میشوداعتمادبنفس میشودکه اعتمادبنفس چیزی جدای ازاعتمادوتوکل بخدادرهمه زمینه هانیست
تفاوت درپذیرش کامل قانون جهان هستی توسط استادعباسمنش است که دیگرازحدباوروقبول کردن برایش گذشته است واینهم بخاطرعمل به قانون ونتایج فراوان وبی نظیراستاداست ودریک کلام پذیرفت که زندگی نتیجه فرکانسهاوباورهایش است
تفاوت درنگاه استاداست که دیدتعصبی راازخدا٫قرآن٫مذهب ٫ملیت وقومیت وهمه انسانهابرداشت وبه درک صحیحی ازجهان وانسان وخدارسیده ودارداین قانون رابرای همگان فریادمیزندتاهمه بهرمندشوندکه البته کسانیکه درفرکانسش هستنداستفاده میکنند
تفاوت درایمانی است وقتی تنهادارایت ماشینی است که باهاش امرارمعاش میکنی دزدیده میشوددرآرامش کامل هستی حتی میخوابی٫وایمانی که چندباربادست خالی مهاجرت میکنی وتمام دارائیت راهدیه میدهی٫
تفاوت دردرخواست کمک ازخداوندحتی درکارهای کوچیک است ودریافت وپذیرفتن وعمل به الهامات است
تفاوت درتوکل بخداست وباورداشتن که همه چیزبرایت میشودواستادمیداندوایمان داردکه همیشه دربهترین زمان ومکان است اگه دقت کرده باشین میبنیدکه استادهرجاهست انگارخدابرایش برنامه ریزی کرده که شادباشه ولذت ببره ازسفرش اززندگی اش ازبیرون رفتنش حتی ازطوفان های بزرگ آمریکادریک کلام برایش هم زمانی رخ میدهدکه اینهم بخاطرقانون توجه است که استادهمیشه بخوبی ها٫نعمت هاوموهبتهاوداشتهایش وزیبایی ها توجه میکندومیداندبه هرچی توجه وتمرکزکنی ازآن چیزبیشترواردزندگی ات میشودوبه آن سمت هدایت میشوی
تفاوت درپیداکردن اصل درزندگی وتمرکزکردن بروی آن وبروی رسالتت است که میشودکاروعشق وعلاقه باهم
حالاهمه اینهابه کناراگرکه همه انسان هاباهم جمع شوندوراهکاربدهندتکنیک وابزاردرهمه زمینه ها درست کنندو٫٫٫آیادربرابرعظمت خدایی که استاد عباسمنش دارد وفرمانروای کل کائنات است وزمین آسمانهارامدیریت واداره میکندبیشترازقطره دربرابراقیانوس است پس جای هیچ نگرانی باگذشت زمان وپیشرفت علوم نخواهدبود
توحیدوایمان به یکتایی الله همه چیزاست واستادباورداردکه خداوندآسمانهاوزمین رادراختیارش قرارداده است وبه هرچی که بخواهدمیرسد٫حالااگرهرکدام ازانسانهاکارهایی که استادانجام دادن وتکاملی راکه طی کردندکه به اینجارسیده وباایمان قانون فرکانس و باور رارعایت کندو این بشودهمه زندگی اش قطعاعباسمنشی دیگرخواهدبود٫امیدوارم این آگاهیهایی که موقع نوشتن اومدن برای همه مامثمرثمرباشه ٫عاشقتونم ٫شادوپیروزثروتمنددردنیاوآخرت باشید
راستی سید جان با این همه احساس خوب واین همه شادی که روانه قلبت میشود مواظب باش
باور کن من دیشب چندتا از کامنتهای عزیز این فایل را میخواندم از شادی وخوشحالی واین همه انرژی تا صبح خواب از چشمان خداییم پرید ٫ خدایا شکرت شکرت شکرت ٫ معبودا وقتی نام تو می آید دیگر نمیتوانم چیزی دیگر بگویم چون احساس میکنم باتوبودن وسخن ازتوگفتن ؛ که تماما حلاوت وشادی است برایم کافیست ٫الهی شکرت شکرت شکرت من به جای عباسمنش تحمل این همه زیبایی وانرژی که در این خانواده است وساطع میشود مثل نور وجودم نورانی میشود خدجونم ممنونم ازت که مرا به جمع این خانواده آوردی اجازه میخواهم کمی هم که از سید جان درک کرده ام به جواب مسابقه بپردازم (عزیزم خیلی عالی عالی هستم )
اگر شخصی در کسب وکاری موفق شده است وبادیگران تفاوت دارد به نظر این حقیر باید صددرصد به سراغ باورهای صاحب آن کسب وکار رفت اگر شخصی متفاوت بادیگران است مسلما باورهایش با دیگران فرق دارد وباید رفت سراغ آن باورها ٫
مجرای ثروت به اندازه باورهایت در کسب وکار است
اگر عباسمنش متفاوت است چون کسی چون من ؛ندیده کسی را مثل ایشان ،متفاوت حرف بزند متفاوت باور داشته باشد ومتفاوت ازدیگران عمل کند
اگر ایشان متفاوت از دیگران ثروت میسازد به نظر من ، چون مسائلی که ایشان آنها را بیان میکنند هیچکس در جهان انجام نداده است به قول قارون یا ٫٫٫ ثروت ایشان از دانش ایشان است
هرچقدر مسائل بزرگتری ومشکلات بزرگتری از جامعه را حل کنی ثروت بیشتری بدست می آوری به عبارت دیگر ؛ گسترش کسب وکار فقط درحل مسائل ومشکلات جامعه میگذرد
چرا نتایج عباسمنش متفاوت از دیگران است ؟ چون باورهایش در تمام مسائل بادیگران فرق میکند چون ایشان دریافته اند که :
بهترین وسریع ترین راه موفقییت ؛ کمک به موفق شدن دیگران است
چون جنس فرکانسهای ایشان متفاوت است چون درک کرده اند که هرچند بزرگ فکر کنی وهرچندموفق عمل کنی اگر به “آن خدای عزیز ” وابسته نباشی واورا صاحب همه چیز ندانی از یه حدی بالاتر نمی روی
ایشان خوب وبسیار زیبا به این نتیجه رسیده اند که تنها عامل خوشبختی وثروت وشادی و٫٫٫ “توحید” است وعامل بدبختی شرک است
ایشان خوب درک کرده اند که تمام گنج ها وخزائن وسلامتی و٫٫٫٫ در دست خدای عزیز هست ووقتی تو به او وصل شوی همه چی هست به قول ملاصدرا ره : مگر شما از زندگی چه میخواهید که در خداوند پیدا نمیشود ؟
وصد البته که خودشان هم اذعان میدارند که این سلامتی این ثروت را این مسیر را خدای عزیزم به من داد ( آفرین سید جان )
وقتی انسانی ایمان قوی به راهش ومسیرش داد باهر بادی نمی لرزد میگوید من باید ایمانم را نشان دهم ٫ ایمان که قوی وسوزان شد ، طوفان باعث شعله ور شدن آن میشود
اگر کسی درمسیر درست باشد هدایت هم می آید
خلاصه عزیزان ؛جیگر همه تان بخورم اول این سید عزیز : اگرکسب وکاری موفق شده است باید وباید رفت سراغ آقای رئیس ٫ وقت ازش میگیرید ویه شاخه گل میخری ویک کیلو شیرینی نارکیلی وباقدرت میروی اطاق آقای رئیس ؛ تا اجازه ورود بدهند ووقتی رفتی دخل با قدرت تمام ازش سوال میکنی ٫ سلام خیلی خوشحالم که اینجا هستم من رحیم خان هستم ومیخاستم تشکر فراوان کنم به خاطر حضور درخدمت شما و٫٫٫٫ : ببخشید آقای رئیس شما چه باورهایی داشتید در مورد ثروت داشته اید که به اینجا رسیده اید ٫
که آقای عباسمنش میگوید خداوند این ثروت را به من داده است والبته وهزاران البته از الهاماتی که خداای عزیز من به ایشان گفته نباید غافل بود که خیلی این یکی ؛اصل است
اون الهام وآن احساسی که خداوند به قلب تو میکند وباعث سکینه تو میشود خیلی مهم است ٫ خود این ترامپ در کتابش میگوید همین حس درونی به من گفت ویک معامله در قلب نیویورک انجام دادم وآن باعث شد پایه های امپراطوری ثروتم شکل بگیرد
بچه ها میدونید من نمیخواهم شلوغش کنم به نظر من همانطور که گفتم نگاه توحیدی ایشان باعث موفقیت ایشان شده است ودر این مسیر “ایمان ” مهمه توکل مهمه باور مهمه عمل مهمه
عمل به اولین الهام خیلی مهم است اگر به اولین الهام عمل نکنی منبع الهام می خشکد
واقعا اگراز صبح تا شب در باره سخنان ایشان در کسب وکار بگویم تمامی ندارد
شما کسی را میشناسید که به جز ایشان که بگوید : خداوند انرژی است که فقط وفقط پاسخ میدهد به فرکامس ارسالی من وامکان ندارد غیر از معادل فرکانس من ؛ چیزی در زندگی من بیاورد
واز مهمترین باورهای ایشان میتوانم ایمان وباور به ربوبیت ورزاقیت خداوند وباور فراونی وباور ارزشمندی ولیاقت و٫٫٫٫
ایشان با اون نور یک ذره ای ؛ یکی شدند وقتی با آن نور یکی شدی وهمسان شدی همه چی هست
وبه نظر من ایشان خیلی روی خودشان کار کردند ومیتوان گفت که ایشان جهاد وار خودشان را تغییر دادند وتمام حرفهایش از قلب یا همان احساس می آید که اینقدر به دل مینشیند
اقای سپهوند یعنی الان که من به اولین الهامم عمل نکردم الهاماتم خشکید؟؟؟؟؟؟
یه موضوع دیگه،
چند روز پیش یکی از ثروتمندای ایرانی میگفت برای اینکه یک حس متقابل خوبی بین شما و شخصی ایجاد بشه (مثلا استاد یا رئیس) توی دفترتون بنویسید خیلی ممنونم از …….که در این موقعیت این کار رو برام انجام داد.
به نظر من برای اینکه تو هر کسب و کاری داشتن صداقت با خود ادم یعنی اینکه شما هر محصولی که ارائه میکنید ببنید اگه خود شما به عنوان خریدار باشید حاضر هستید که اون محصول رو خرید کنید و برای خرید مجدد اقدام کنید(که همون باور به ارزش مند بودن کالا یا خدمات ارائه شده) یا نه و دوم اینکه توی کار خودتون باید با مشتری صادق باشید و همچنین نسبت به قیمتی که روی اجناس خود میگذارید باید اون سیر تکاملی خودش رو طی کرده باشد تا مشتری از گرون شدن اون کالا یا خدمات فراری نشود من خودم سابقه داشتم که یه خدماتی رو با توجه به تورم بازار افزایش دادم یه دفعه کلی از مشتری هام فراری شدند و تنها عاملش هم همین بود چون قبلش همه راضی بودن و مشتری هم زیاد داشتم و باعث کسادی شد(البته این شغلم با کسی شریک هستم و روش تمرکزی ندارم و فقط مشورت در کار دارم)٫ من در حال حاضر تره بار فروشی دارم و با توجه به باور فراوانی٫ یعنی مشتری فراوان هست که چند وقتی هست روش تمرکز کردم تا بتونم باور فراوانی مشتری رو درون خودم نهادینه کنم و تا حدود زیادی هم موفق بودم چون نتیجه گرفتم و هر روز هم بهتر و قوی تر میشود این باورچون خیلی مشتری هام بیشتر شده و امسال از هر سال قبلی که کار کردم فروش بیشتری دارم و یکی از اجناس اصلی مغازه من که سبزی هست مشتری خیلی زیادی داره به طوری که بعضی ها ساعت ها توی صف می ایستند تا نوبتشون بشه سبزی بخرند(برای افرادی که برای تقویت باور فراوانی کار میکنند خیلی خوبه بیان ببینند این حجم از مشتری رو??)
و این صف حاصل ارائه جنس خوب با قیمت خوب و با صداقت تمام که نتیجش خرید دائمی مشتری ها میشود که هر کس با اولین خرید مشتری دائمی میشود و من اصلا هیچ تبلیغی نکردم حتی یک ریال و فقط خود مشتری برام مشتری میاورد مثل سایت استاد که من سایت رو از کسی که راضی بوده از سایت و نتیجه دیده گرفتم و من هم راضی هستم و مطمئنم هستم که هر کس با ین سایت اشنا بشه از طریق تبلیغات نبوده چون تبلیغاتی نبوده٫ البته یک چیزی رو هم بگم از وقتی که اینجوری تمرکز کردم یه چیزی در من تغییر کرده اونم این بود من همیشه به مغازه دور اطرافم نگاه میکردم چقدر فروش دارند ولی الان چند وقت هست اصلا نگاه نمی کنم نه اینکه از قصد نگاه نکنم یعنی فراموش کردم و فقط غرق در افکار خودم هستم و روی باور هام کار میکنم و دنبال راه بهتر برای اسان تر شدن کار هام میگردم این داستان کار خودم هست و توی دیدگاه بعدی چگونگی پیشرفت سایت استاد و این همه افزایش بازدید از سایت استاد رو هم میگم که توی این چند ماهی که عضو سایت شدم رو فهمیدم
سلام دوست عزیز نمیدونید چقدر مثالی که درباره صف سبزی زدید برام فوق العاده بود و حس بی نظیری بهم داد. خداروشکر میکنم که دوست آگاه و عمل کننده به قوانین مثل شما دارم.
عزیزان من فایل تکمیلی استاد رو گوش دادم و تصمیم گرفتم از روشی که استاد فرمودند استفاده کنم٫ این کار رو کردم و تمام موارد مشترک رو لیست کردم و سعی کردم رفتار ها و خصوصیات متمایز شرکت ها و مشاغلی رو که به عنوان موفق ها میشناختم نگارش کنم به این خروجی رسیدم:
۱-کیفیت خدمات یا محصولات
۲-صداقت در رابطه با مخاطب و مشتریان
۳-عدم اصرار به فروش
۴-عدم رقابت در بازار بر سر قیمت
۵-ایمان داشتن به محصول یا خدماتی که ارائه میکنند
۶-نوآوری ، تمایز و اجرای ایده های خلاقانه
۷-ایجاد احساس لذت و احترام و حس خوب در مشتریان و مخاطبان
بعد که به این موارد در لیست نگاه کردم به خودم گفتم و یا حسم گفت که این لیست قطعا فقط نتایج یک باور یا نگاه میتونه باشه و نه عامل اصلی موفقیت ها
نتیجه ای که بهش رسیدم و فکر می کنم صحیح باشه رو براتون مینویسم:
تمام اون افراد و شرکت هایی که میشناختم یک وجه مشترک داشتند و اون هم این بود که عاشق شغل یا کارشون بودند و به کاری که میکردند ایمان کامل داشتند٫ عامل اصلی موفقیت آنها هرگز انگیزه کسب پول و ثروت نبوده نه این که به ثروت فکر نمیکردند قطعا که اینطور نیست ولی عامل اصلی موفقیتشون شور و علاقشون به اون کار بوده٫ و به عبارت دیگر آتش اشتیاقشون به اون کار از اشتیاقشون به ثروت بیشتر بوده و هست٫ در پی این عشق و علاقه بوده که رشد ، انگیزه ، ثروت ، موفقیت ، اقبال مشتریان و هفت مورد بالا خود به خود پدیدار شده است٫
خیلی خوشحالم که با طرح این سوال و در راه یافتن پاسخ به درک این موضوع رسیدم چون بارها توسط استاد و در کتاب ها و جاهای دیگر به این جواب پاسخ داده شده بود ولی برای من باور نشده بود که اگر چنین بود بی درنگ جواب می دادم نه اینکه چند روز در ذهنم به دنبال آن بگردم٫
من ۱۳ ماهه که با استاد آشنا هستم و از آموزه های استاد استفاده میکنم خواستم تجربه و نظر خودم را با شما دوستان عزیزم به اشتراک بگذارم .
من یک مغازه سیم پیچی دارم و قبلا خیلی خیلی هزینه برای تبلیغات میکردم همه جوره اینترنتی و تابلوهای شیک وبسیاری ازاین قبیل……
وبعدازاین همه تلاش نتیجه این شد که مغازه رو جمع کردم و با کلی بدهی رفتم کارگری و بعد از کلی درد کشیدن از خداوند خواستم که هرجوری که میتونه بمن کمک کنه و تسلیم اراده او شدم و وقتی که درخواست کمک کردم و تسلیم شدم خداوند شرایط رو جوری رقم زد که ۳روز بعد من با استاد عباس منش آشنا شدم و با استفاده از اموزهای استاد فهمیدم که من ذهنم فقیره و طوری برنامه ریزی شده که توی هر موضوعی فقط دنبال نکات منفی باشم ، بعد از این که فهمیدم قوانین چطور کار میکنند دوباره اومدم یه مغاره گرفتم و کارم رو شروع کردم و بدون هیچ تبلیغ و تابلویی الان بیشتر از هر موقع تو زندگیم کسب و کارم رونق داره ، وقتی که من خودم و کارم را با ارزش دونستم و ورودی های ذهنم را اگاهانه کنترل کردم افرادی که توی مدار من بودند به سمت من هدایت شدند و بقول استاد عزیزم وقتی شما قانون رو بلد باشید بخاطر هیچ رویداد زندگی سوپرایز نمیشید،
و درکل همه چیز باوره و از تو ذهن ما اتفاق میفته و نه هیچ عامل بیرونی، این تجربه و نظر من بود ممنون بخاطر همتون در پناه خداوند یکتا براتون آرزوی بهترین هارو دارم
کل اموزه های این دوره اینه که عوامل بیرونی هیچ تاثیری روی ما و کارهایی که میخوایم انجام بدیم و اتفاقاتی که برامون میوفته نداره یعنی عملا خودمون داریم دنیامون رو با فکرمون که بارها و بارها تکرارش میکنیم به وجود میاریم در نتیجه تبلیغات و موارد دیگه هم جز عوامل بیرونی محسوب میشن به نظرم بهترین کاری که میتونیم انجام بدیم اینه که سفت و سخت بچسبیم به ساختن باورهامون و اصلا برامون مهم نباشه الان وضعیت چطور میگذره و چه اتفاقاتی برامون می افته منظورم اتفاقاتیه که باب میلمون نیست ما تمام تلاشمون رو بکنیم که اینارو ندید بگیریم چون همه این اتفاقات به ظاهر بد واسه فرکانسای قبلیمونه که با هزاران هزار بار فکر به وجود اومده به نظرم اگر بتونیم پافشاری کنیم رو ساختن باورهایی که دوس داریم و کم نیاریم به راحتی همه چیز اونجوری که ما میخواییم اتفاق میوفته با توکل بر خدا و اعتماد به هدایتش … و دیگه نیازی به تبلیغات و هزینه های اضافی نیست چون ما دقیقا واسه این اینجاییم که یاد بگیریم دنیامون رو اونجوری که میخوایم خلق کنیم اگر نه که اینجا اینجا هم داریم وقتمون رو تلف میکنیم …
من خودم قصد شرکت در مسابقه نداشتم به دلیل اینکه تا مسابقه مطرح شد اولین ذهنیت من به مبلغ جایزه مسابقه رفت تا از هدف اصلی که میتونه هزاران ثروت برای من بسازه دور بشم و تصمیم داشتم بعد از اتمام مسابقه وارد این بخش بشم و از کامنتها برای خودم ثروت بسازم ولی به فرمایش استاد در لایو خواستم تکلیفمو انجام بدم
اون باورهایی که باعث شده استاد و افراد موفق دیگه به موفقیت برسن دقیقا مسیری خلاف جهت مسیر افراد دیگه بوده اگه تمام افراد از سمت راست برن اونها میدونن که قطعا برای رسیدن به موفقیت از یه سمت دیگه باید برن مسیری که عده کمی اونو طی میکنن و اطمینان دارن و اینها همان کسانی هستند که ایمان واقعی به خدا دارند و اهدنا الصراط المستقیم هستند
ما خیلی میشنویم که مغازه ای با دکور معمولی در محلی معمولی فروش زیادی داره اما مغازه با دکوراسیون عالی در محلی عالی گاهی ممکنه به ورشکستگی هم برسه حالا چرا این اتفاق میفته به خاطر اینکه فروشنده یه مغازه معمولی به خودش و توانایی های خودش باور داره و اینکه مردم به خاطر باورهای من میان نه به خاطر دکور و موقعیت جغرافیایی مغازه از این طرف هم فروشنده یه مغازه لوکس باور نداره که خودش خالق شرایطش هست و باور داره باید با دکور و موقعیت جغرافیایی مغازه و تبلیغات خودشو معرفی کنه و اگر هم پیشرفتی موقتی داشته باشه به خاطر باور به وجود این عوامل بیرونی هست و به همون اندازه نتیجه میگیره یعنی دنبال یک موفقیت بیرون از درونش حالا اگه فروشنده اون مغازه معمولی باور داشته باشه که من حتما باید دکور بهتری داشته باشم و جای بهتری برم تا موفق بشم پس قطعا تو همون مغازه معمولی هم نتیجه چشمگیری نخواهد داشت و فروشنده اون مغازه لاکچری به دکور مغازه میرسه اما نه بر این اساس که فروش بیشتری داشته باشه چون خودش باور داره انقدر خدمات عالی داره انقدر باورهای قدرتمند داره که مشتری های خودش رو خواهد داشت حالا اگه به دکور مغازه خودشم برسه چون دوست داره و احساس آرامش بیشتری بهش دست میده و خودش از این دکور لذت میبره و امکانات بیشتر مغازه اش کارهای خودشو راحت تر میکنه یعنی عمیقا موفقیتش رو در وجود این عوامل بیرونی نمیدونه اون موفقیتش رو در خودش پیدا کرده در علاقه اش اونجاست که چون این باور رو نداره مشتری ها هم زیاد میشن
اگه یه سرچ ساده هم بزنیم میبینیم رستورانهای فوق العاده لاکچری مخصوصا در تهران هستن که واقعا ثروت میسازن که قطعا تکاملشون رو طی کردن و حالا در یک مکان کاملا لوکس به مشتریانشون خدمات میدن
دقیقا مثل استاد از روزی که وارد سایت شدیم امکانات چطور بودن و حالا چطور شده آیا واقعا استاد به خاطر بیشتر شدن اعضای سایت این کارهارو انجام میدن ایشون که چندین هزار عضو غیرفعال رو هم حذف کردن یا برای عملکرد بهتر و راحت تر در سایت و ایده هایی که در جهت کار کردن روی باورهای توحیدی شون بهشون الهام میشه همونطور که استاد تو فایل تصویری کانال گفتن پوسترهایی با زحمت فراوان چاپ میکردن که آخرش هم نتیجه ای نگرفتن باورهایی که دنیا دنیا شرک خفی در خودش داشته تبلیغاتی که بدون توجه به طی کردن مسیر تکامل بوده
فقط و فقط باورهای ما اتفاقات مارو خلق میکنن همه چیز در درون ماست عوامل بیرونی هیچ نقشی ندارن اونها فقط زاده افکار و باورهای غلط و بعضا شرک آلود جامعه هستند باورهای غلط مثل تبلیغات و موقعیت و دکور و دلار و … عمیقا چیزی جز نگرانی و ترس و شک و … و افکار شیطانی ندارن و باورهای درست و ایمان واقعی به همراه عمل و توکل بر خدا و ایمان داشتن به وجود بینهایت راه برای رسیدن به موفقیت و … ثمراتی مثل آرامش و حس خوب و خوشی و در لحظه زندگی کردن و در کل هماهنگی ذهن و روح دارند
دوست عزیز جواب شما فقط یک کلمه است باور
اون هم باورهایی که خودمون اجازه میدیم در ما شکل بگیرن و اونهارو میسازیم و بس
ما فقط یک قدم برمی داریم کار کردن روی باورهای خودمون و خداوند بقیه کارها رو انجام میده خودش برامون تبلیغات میکنه خودش برامون مشتری میفرسته خودش برامون …..یه دنیا کار میکنه
خدا کل دنیارو مسخر ما کرده یعنی مشتری و تبلیغات و دلار و … جزو اونها نمیشه؟؟؟!!!!!!
فقط کافیه اتصال خودمون رو از منبع اصلی قطع نکنیم …………..
اون موقع است که اگه هر بالا پایینی تو محیط اطرافمون رخ بده به نفع ما تموم میشه
دوست عزیز قطعا از همین جنس باور در درون شما بوده یعنی عمیقا جواب سوالتون رو از خداوند میخواستین و خدا شمارو هدایت کرده به سمت سایت که از استاد بپرسین و فراتر از اون استاد یک مسابقه در قالب سوال شما با تعیین حتی جایزه راه اندازی کنن و حتی به خاطر اون سوال لایو هایی در اینستا داشته باشن که شما به جای رسیدن به یک پاسخ به هزار ها هزار پاسخ برسین من مطمئنم خودتون هم باور نمیکردین که این اتفاقها به خاطر طرح سوال شما بیفته اما عمیقا باور داشتین که خدا پاسخ شمارو میده و هدایت میکنه
حالا سوال شما همون کسب و کار شما و در جهت اون کسب و کار باورسازی شما میشه درآمد و ثروت از طریق بی نهایت دستهای خدا
مثل این هزاران پاسخ اعضای صمیمی که خدا برای شما به راه انداخت تا به اصل برسین
براتون آرزوی سلامتی وموفقیت دارم از بی نهایت دستان زیبای خدا
با سلام٫ اگه قرار باشه به دنبال عوامل مشترک موفقیت همانطور که آقای عباسمنش گفتند بگردیم به نظرم میشه در (ایمان ٫توکل ٫پشتکار) خلاصه کرد ٫و در عمل هم قصد این رو نداشته باشیم ره صد ساله رو یه شبه طی کنیم موفقیت مرحله به مرحله اتفاق میافتد ٫موفق تر باشید
سلام به همه دوستان در گروه تحقیقاتی عباسمنش و استاد عباسمنش گرامی???
من امروز تصمیم گرفتم که نظر خودم رو درباره ی این سوال اینجا مطرح کنم و هنوز نظر دیگر دوستان رو نخوندم چون دوست داشتم نظر دیگران در نظر من تاثیری نداشته باشه
من عامل موفقیت و تفاوت نتایج کسب وکار یک فرد چون استاد عباسمنش رو به ترتیب اولویت مهم واصل بودن اینها میدانم:
ایمان به خدا و صفات خدا . یعنی یا فرد هرچقدر که ایمانش به خدا بیشتر باشه و در واقع کسی که ایمانش به خدا بیشتره یعنی خدا رو بیشتر شناخته و به صفات خدا ایمان داره و وقتی میخواد کاری رو شروع کنه با توجه به ایمان و شناختی که از خدا داره با خودش میگه خداوند مالک همه چیز هست و بر هر کاری قادر است ودر همه جا هم حضور داره پس من از خدا میخوام که خودش کار من رو به بهترین نحو ممکن پیش ببره یعنی برام تبلیغات کنه اگر تغییراتی باید در کارم به وجود بیاد در زمان مناسب من رو هدایت میکنه و با دستان خودش همه چیز رو اونجور که باید درست میکنه در واقع همه ی کارها خود به خود به خوبی پیش میره پس نگران نیستم.
عدم وابستگی به خواسته یعنی فردی چون استاد عباسمنش از اینکه تعداد کاربران سایتش چند صد نفر باشند یا چند میلیون نفر باشند براش اهمیتی نداره از اینکه فایل هایی که تو سایتش میزارن چند بازدید بخوره مهم نیست و تفاوت نداره و در میزان لذت بردن استاد از کارش تاثیری نداره چون استاد شادی و لذت رو به عاملی چون تعداد کاربران سایتش و…. وابسته نکرده و در واقع هر موقع که با خودش و با خدای خودش هماهنگ تر باشه بیشتر لذت میبره و شادی بیشتری تجربه میکنه نه وقتی که تعداد کاربران سایتش بیستر شده باشند یا بازدید از فایلها بیشتر شده باشه واین که افراد در کسب کار خودشون نمیتونن همانند استاد عباسمنش این چنین موفقیتی کسب کنند برای این هست که این موفقیت برای اونها با شادی عظیم و لذت بسیاری همراه هست و ذهن اونها چون نمیتونه این همه شادی و لذت رو تحمل کنه یا به این موفقیت نمی رسند یا اگر هم برسند موقتی خواهد بود چون اون فرد باید شادی و لذت رو از درون با هماهنگ شدن خودش با خدا بدست آورده باشه نه با رسیدن به موفقیت در یک زمینه ای.
کیفیت. اگر هر کسی که کاری رو شروع میکنه اگر خدمات و یا محصولی رو میخواد ارائه بده اول خودش از اون خدمات و محصول استفاده کنه و میزان رضایت خودش رو از محصول و یا خدمات به عنوان یک فرد خریدار در نظر بگیره تلاش کنه که میزان رضایتمندی خودش رو از محصول و یا خدماتش هرچه بیشتر بالا ببره اون فرد موفق خواهد شد. به نظر من دلیل اینکه فایلها و محصولات استاد عباسمنش اینقدر طرفدار داره و اینقدر افراد مشتاق فایلها و محصولات ایشون هستند این هست که استاد این فایلها و محصولات رو در درجه اول برای خودشون درست میکنند یعنی استاد اول یک فایل و یا محصولی رو درست میکنه و بعد خودش میشینه از فایلها ومحصولاتش استفاده میکنه و نتیجه میگیره بعد اگر از محصولش راضی بود اون رو توی سایت قرار میده که بقیه هم بتونن استفاده کنن و نتایج عالی بگیرن همون طور که خودش نتیجه گرفته. و استاد محصولی رو تولید نمیکنند که پرفروش باشه که طرفدار زیادی داشته باشه اولویت استاد در تولید یک محصول رضایت و نتیجه گرفتن خودشون از اون محصول هست.
کارکردن روی باورها. کسی که باور داره جهان پر از فراوانی و ثروت هست و باور داره که بدست آوردن پول آسون هست و همه ی باورهای لازم برای موفقیت در کسب وکار که استاد در بسته ثروت ۱ توضیح دادن رو داره قطعا نتایج کسب و کارش با افرادی که این باور ها رو نساخته باشند متفاوت خواهد بود.
باسلام خدمت استادعزیزوهمه اعضای خانواده صمیمی والهی عباسمنش
Belief inGod is everything
ایمان به خداهمه چیزاست
اومدم تامن هم ردپایی گذاشته باشم وخودمودررابطه باسیرتکاملی ودرک قوانین بسنجم نسبت به گذشته ام٫
تفاوت کاراستاددرهمه زمینه ها بادیگران خیلی واضح است تفاوت دراین است که اولااستادعباسمنش خودش خواسته وقدم برداشته وباورداشته که قدم های بعدی گفته میشه تفاوت استادبادیگران درعمل به الهامات است که سیرتکاملی اش طی شده است البته باتمرین وممارست٫تفاوت دراحساس خوب ماندن است دربرخوردباتضادهاوناخواسته هاحتی وقتی عزیزی ویکی ازنزدیکترین کسانت ازدست میرودواین نتیجه نوع نگاه است که تمام مال واموال وفرزندان امانت هستندوبدون شک یک روزی به اصل خودبرمیگردندتفاوت درایمان وعمل است واقدام کردن وگوش دادن به الهامات ناب است که درمقطعی شایددیگران واطرافیانت دیوانه خطابت کنندوازدست خدای درونت فراری باشند٫
تفاوت درهماهنگی دائم بودن بامنبع است وبصیرت داشتن درنگاه به هرچیزی ولذت بردن اززیباییهای جهان است که نتیجه اش سپاسگزاری است( ماتولوا فثم رایت وجه الله):به هرطرف که نظرکنی خدارامیبینی
تفاوت درکنترل همیشگی ذهن است که درقرآن ازآن به تقوانام برده که ماندن دراین حالت نتیجه اش بهرمندی ازهدایت الهی است ودرنهایت نزدیکی واتصال به منبع هستی و اصل وجودیت میشودونعمت بیشتردریافت میکنی والهامات بهتر میشود
تفاوت درباورهاست که استادنان باورهای قدرتمندوقوی خودش رامیخورد وهرروزبهترمیشوندبخاطرپیداکردن باورهای نامناسب(ترمزهای ذهن)وساختن باورهاوکدهای مناسب ( گاز)وایمان واشتیاق سوزان دررسیدن به خواسته ها
تفاوت درپیداکردن رسالت خوددردنیاوهماهنگ شدن وادامه راه است که اینهم تکامل وتمرین میخواهد
تفاوت درغلبه برنگرانی هاوترس هاست٫که وقتی خیلی جدی تهدیدشوی برایت تهدیدشان خنده داراست وهیچ ترس وغمی ازهیچ کس وهیچ چیزنداری
تفاوت درتقسیم کارباخداست که فقط استادمیخواهددرخواست میکندوباورش رامیسازدوخداوندوهاب اجابت میکندو۹۹درصدکارهاراباایمان٫ بخداواگذارمیکند وخدابرایش همه چیزشده است خدابرای استادسئومیشودممبرمیشودفالورمیشودعزت میشودثروت میشودروابط ناب وعاشقانه و بی نظیرمیشودوخدابرایش مدیرفروش میشودتبلیغ میکند مشاور وکارمندخوب میشوداعتمادبنفس میشودکه اعتمادبنفس چیزی جدای ازاعتمادوتوکل بخدادرهمه زمینه هانیست
تفاوت درپذیرش کامل قانون جهان هستی توسط استادعباسمنش است که دیگرازحدباوروقبول کردن برایش گذشته است واینهم بخاطرعمل به قانون ونتایج فراوان وبی نظیراستاداست ودریک کلام پذیرفت که زندگی نتیجه فرکانسهاوباورهایش است
تفاوت درنگاه استاداست که دیدتعصبی راازخدا٫قرآن٫مذهب ٫ملیت وقومیت وهمه انسانهابرداشت وبه درک صحیحی ازجهان وانسان وخدارسیده ودارداین قانون رابرای همگان فریادمیزندتاهمه بهرمندشوندکه البته کسانیکه درفرکانسش هستنداستفاده میکنند
تفاوت درایمانی است وقتی تنهادارایت ماشینی است که باهاش امرارمعاش میکنی دزدیده میشوددرآرامش کامل هستی حتی میخوابی٫وایمانی که چندباربادست خالی مهاجرت میکنی وتمام دارائیت راهدیه میدهی٫
تفاوت دردرخواست کمک ازخداوندحتی درکارهای کوچیک است ودریافت وپذیرفتن وعمل به الهامات است
تفاوت درتوکل بخداست وباورداشتن که همه چیزبرایت میشودواستادمیداندوایمان داردکه همیشه دربهترین زمان ومکان است اگه دقت کرده باشین میبنیدکه استادهرجاهست انگارخدابرایش برنامه ریزی کرده که شادباشه ولذت ببره ازسفرش اززندگی اش ازبیرون رفتنش حتی ازطوفان های بزرگ آمریکادریک کلام برایش هم زمانی رخ میدهدکه اینهم بخاطرقانون توجه است که استادهمیشه بخوبی ها٫نعمت هاوموهبتهاوداشتهایش وزیبایی ها توجه میکندومیداندبه هرچی توجه وتمرکزکنی ازآن چیزبیشترواردزندگی ات میشودوبه آن سمت هدایت میشوی
تفاوت درپیداکردن اصل درزندگی وتمرکزکردن بروی آن وبروی رسالتت است که میشودکاروعشق وعلاقه باهم
حالاهمه اینهابه کناراگرکه همه انسان هاباهم جمع شوندوراهکاربدهندتکنیک وابزاردرهمه زمینه ها درست کنندو٫٫٫آیادربرابرعظمت خدایی که استاد عباسمنش دارد وفرمانروای کل کائنات است وزمین آسمانهارامدیریت واداره میکندبیشترازقطره دربرابراقیانوس است پس جای هیچ نگرانی باگذشت زمان وپیشرفت علوم نخواهدبود
دریک کلمه اگربخواهیم تفاوت کاراستادیاهرکسب وکارموفق دایمی رابگویم فقط توحیداست توحیداست توحید٫
توحیدوایمان به یکتایی الله همه چیزاست واستادباورداردکه خداوندآسمانهاوزمین رادراختیارش قرارداده است وبه هرچی که بخواهدمیرسد٫حالااگرهرکدام ازانسانهاکارهایی که استادانجام دادن وتکاملی راکه طی کردندکه به اینجارسیده وباایمان قانون فرکانس و باور رارعایت کندو این بشودهمه زندگی اش قطعاعباسمنشی دیگرخواهدبود٫امیدوارم این آگاهیهایی که موقع نوشتن اومدن برای همه مامثمرثمرباشه ٫عاشقتونم ٫شادوپیروزثروتمنددردنیاوآخرت باشید
سلام برهمه عزیزان درمسیر شادی وموفقیت وسلام برسید عزیز ٫
راستی سید جان با این همه احساس خوب واین همه شادی که روانه قلبت میشود مواظب باش
باور کن من دیشب چندتا از کامنتهای عزیز این فایل را میخواندم از شادی وخوشحالی واین همه انرژی تا صبح خواب از چشمان خداییم پرید ٫ خدایا شکرت شکرت شکرت ٫ معبودا وقتی نام تو می آید دیگر نمیتوانم چیزی دیگر بگویم چون احساس میکنم باتوبودن وسخن ازتوگفتن ؛ که تماما حلاوت وشادی است برایم کافیست ٫الهی شکرت شکرت شکرت من به جای عباسمنش تحمل این همه زیبایی وانرژی که در این خانواده است وساطع میشود مثل نور وجودم نورانی میشود خدجونم ممنونم ازت که مرا به جمع این خانواده آوردی اجازه میخواهم کمی هم که از سید جان درک کرده ام به جواب مسابقه بپردازم (عزیزم خیلی عالی عالی هستم )
اگر شخصی در کسب وکاری موفق شده است وبادیگران تفاوت دارد به نظر این حقیر باید صددرصد به سراغ باورهای صاحب آن کسب وکار رفت اگر شخصی متفاوت بادیگران است مسلما باورهایش با دیگران فرق دارد وباید رفت سراغ آن باورها ٫
مجرای ثروت به اندازه باورهایت در کسب وکار است
اگر عباسمنش متفاوت است چون کسی چون من ؛ندیده کسی را مثل ایشان ،متفاوت حرف بزند متفاوت باور داشته باشد ومتفاوت ازدیگران عمل کند
اگر ایشان متفاوت از دیگران ثروت میسازد به نظر من ، چون مسائلی که ایشان آنها را بیان میکنند هیچکس در جهان انجام نداده است به قول قارون یا ٫٫٫ ثروت ایشان از دانش ایشان است
هرچقدر مسائل بزرگتری ومشکلات بزرگتری از جامعه را حل کنی ثروت بیشتری بدست می آوری به عبارت دیگر ؛ گسترش کسب وکار فقط درحل مسائل ومشکلات جامعه میگذرد
چرا نتایج عباسمنش متفاوت از دیگران است ؟ چون باورهایش در تمام مسائل بادیگران فرق میکند چون ایشان دریافته اند که :
بهترین وسریع ترین راه موفقییت ؛ کمک به موفق شدن دیگران است
چون جنس فرکانسهای ایشان متفاوت است چون درک کرده اند که هرچند بزرگ فکر کنی وهرچندموفق عمل کنی اگر به “آن خدای عزیز ” وابسته نباشی واورا صاحب همه چیز ندانی از یه حدی بالاتر نمی روی
ایشان خوب وبسیار زیبا به این نتیجه رسیده اند که تنها عامل خوشبختی وثروت وشادی و٫٫٫ “توحید” است وعامل بدبختی شرک است
ایشان خوب درک کرده اند که تمام گنج ها وخزائن وسلامتی و٫٫٫٫ در دست خدای عزیز هست ووقتی تو به او وصل شوی همه چی هست به قول ملاصدرا ره : مگر شما از زندگی چه میخواهید که در خداوند پیدا نمیشود ؟
وصد البته که خودشان هم اذعان میدارند که این سلامتی این ثروت را این مسیر را خدای عزیزم به من داد ( آفرین سید جان )
وقتی انسانی ایمان قوی به راهش ومسیرش داد باهر بادی نمی لرزد میگوید من باید ایمانم را نشان دهم ٫ ایمان که قوی وسوزان شد ، طوفان باعث شعله ور شدن آن میشود
اگر کسی درمسیر درست باشد هدایت هم می آید
خلاصه عزیزان ؛جیگر همه تان بخورم اول این سید عزیز : اگرکسب وکاری موفق شده است باید وباید رفت سراغ آقای رئیس ٫ وقت ازش میگیرید ویه شاخه گل میخری ویک کیلو شیرینی نارکیلی وباقدرت میروی اطاق آقای رئیس ؛ تا اجازه ورود بدهند ووقتی رفتی دخل با قدرت تمام ازش سوال میکنی ٫ سلام خیلی خوشحالم که اینجا هستم من رحیم خان هستم ومیخاستم تشکر فراوان کنم به خاطر حضور درخدمت شما و٫٫٫٫ : ببخشید آقای رئیس شما چه باورهایی داشتید در مورد ثروت داشته اید که به اینجا رسیده اید ٫
که آقای عباسمنش میگوید خداوند این ثروت را به من داده است والبته وهزاران البته از الهاماتی که خداای عزیز من به ایشان گفته نباید غافل بود که خیلی این یکی ؛اصل است
اون الهام وآن احساسی که خداوند به قلب تو میکند وباعث سکینه تو میشود خیلی مهم است ٫ خود این ترامپ در کتابش میگوید همین حس درونی به من گفت ویک معامله در قلب نیویورک انجام دادم وآن باعث شد پایه های امپراطوری ثروتم شکل بگیرد
بچه ها میدونید من نمیخواهم شلوغش کنم به نظر من همانطور که گفتم نگاه توحیدی ایشان باعث موفقیت ایشان شده است ودر این مسیر “ایمان ” مهمه توکل مهمه باور مهمه عمل مهمه
عمل به اولین الهام خیلی مهم است اگر به اولین الهام عمل نکنی منبع الهام می خشکد
واقعا اگراز صبح تا شب در باره سخنان ایشان در کسب وکار بگویم تمامی ندارد
شما کسی را میشناسید که به جز ایشان که بگوید : خداوند انرژی است که فقط وفقط پاسخ میدهد به فرکامس ارسالی من وامکان ندارد غیر از معادل فرکانس من ؛ چیزی در زندگی من بیاورد
واز مهمترین باورهای ایشان میتوانم ایمان وباور به ربوبیت ورزاقیت خداوند وباور فراونی وباور ارزشمندی ولیاقت و٫٫٫٫
ایشان با اون نور یک ذره ای ؛ یکی شدند وقتی با آن نور یکی شدی وهمسان شدی همه چی هست
وبه نظر من ایشان خیلی روی خودشان کار کردند ومیتوان گفت که ایشان جهاد وار خودشان را تغییر دادند وتمام حرفهایش از قلب یا همان احساس می آید که اینقدر به دل مینشیند
خدا نگهدار
سلام
اقای سپهوند یعنی الان که من به اولین الهامم عمل نکردم الهاماتم خشکید؟؟؟؟؟؟
یه موضوع دیگه،
چند روز پیش یکی از ثروتمندای ایرانی میگفت برای اینکه یک حس متقابل خوبی بین شما و شخصی ایجاد بشه (مثلا استاد یا رئیس) توی دفترتون بنویسید خیلی ممنونم از …….که در این موقعیت این کار رو برام انجام داد.
نظر شما اجب این تمرین چیه؟
گویا تو کتاب ملت عشق تمرینش نوشته شده
سلام خدمت استاد عزیز د بزرگوار و دوستان سایت
به نظر من برای اینکه تو هر کسب و کاری داشتن صداقت با خود ادم یعنی اینکه شما هر محصولی که ارائه میکنید ببنید اگه خود شما به عنوان خریدار باشید حاضر هستید که اون محصول رو خرید کنید و برای خرید مجدد اقدام کنید(که همون باور به ارزش مند بودن کالا یا خدمات ارائه شده) یا نه و دوم اینکه توی کار خودتون باید با مشتری صادق باشید و همچنین نسبت به قیمتی که روی اجناس خود میگذارید باید اون سیر تکاملی خودش رو طی کرده باشد تا مشتری از گرون شدن اون کالا یا خدمات فراری نشود من خودم سابقه داشتم که یه خدماتی رو با توجه به تورم بازار افزایش دادم یه دفعه کلی از مشتری هام فراری شدند و تنها عاملش هم همین بود چون قبلش همه راضی بودن و مشتری هم زیاد داشتم و باعث کسادی شد(البته این شغلم با کسی شریک هستم و روش تمرکزی ندارم و فقط مشورت در کار دارم)٫ من در حال حاضر تره بار فروشی دارم و با توجه به باور فراوانی٫ یعنی مشتری فراوان هست که چند وقتی هست روش تمرکز کردم تا بتونم باور فراوانی مشتری رو درون خودم نهادینه کنم و تا حدود زیادی هم موفق بودم چون نتیجه گرفتم و هر روز هم بهتر و قوی تر میشود این باورچون خیلی مشتری هام بیشتر شده و امسال از هر سال قبلی که کار کردم فروش بیشتری دارم و یکی از اجناس اصلی مغازه من که سبزی هست مشتری خیلی زیادی داره به طوری که بعضی ها ساعت ها توی صف می ایستند تا نوبتشون بشه سبزی بخرند(برای افرادی که برای تقویت باور فراوانی کار میکنند خیلی خوبه بیان ببینند این حجم از مشتری رو??)
و این صف حاصل ارائه جنس خوب با قیمت خوب و با صداقت تمام که نتیجش خرید دائمی مشتری ها میشود که هر کس با اولین خرید مشتری دائمی میشود و من اصلا هیچ تبلیغی نکردم حتی یک ریال و فقط خود مشتری برام مشتری میاورد مثل سایت استاد که من سایت رو از کسی که راضی بوده از سایت و نتیجه دیده گرفتم و من هم راضی هستم و مطمئنم هستم که هر کس با ین سایت اشنا بشه از طریق تبلیغات نبوده چون تبلیغاتی نبوده٫ البته یک چیزی رو هم بگم از وقتی که اینجوری تمرکز کردم یه چیزی در من تغییر کرده اونم این بود من همیشه به مغازه دور اطرافم نگاه میکردم چقدر فروش دارند ولی الان چند وقت هست اصلا نگاه نمی کنم نه اینکه از قصد نگاه نکنم یعنی فراموش کردم و فقط غرق در افکار خودم هستم و روی باور هام کار میکنم و دنبال راه بهتر برای اسان تر شدن کار هام میگردم این داستان کار خودم هست و توی دیدگاه بعدی چگونگی پیشرفت سایت استاد و این همه افزایش بازدید از سایت استاد رو هم میگم که توی این چند ماهی که عضو سایت شدم رو فهمیدم
سلام دوست عزیز نمیدونید چقدر مثالی که درباره صف سبزی زدید برام فوق العاده بود و حس بی نظیری بهم داد. خداروشکر میکنم که دوست آگاه و عمل کننده به قوانین مثل شما دارم.
سلام به همه شما خوبان این خانواده بی نظیر
استاد این سوال چقدر چالشی بود برای من!
عزیزان من فایل تکمیلی استاد رو گوش دادم و تصمیم گرفتم از روشی که استاد فرمودند استفاده کنم٫ این کار رو کردم و تمام موارد مشترک رو لیست کردم و سعی کردم رفتار ها و خصوصیات متمایز شرکت ها و مشاغلی رو که به عنوان موفق ها میشناختم نگارش کنم به این خروجی رسیدم:
۱-کیفیت خدمات یا محصولات
۲-صداقت در رابطه با مخاطب و مشتریان
۳-عدم اصرار به فروش
۴-عدم رقابت در بازار بر سر قیمت
۵-ایمان داشتن به محصول یا خدماتی که ارائه میکنند
۶-نوآوری ، تمایز و اجرای ایده های خلاقانه
۷-ایجاد احساس لذت و احترام و حس خوب در مشتریان و مخاطبان
بعد که به این موارد در لیست نگاه کردم به خودم گفتم و یا حسم گفت که این لیست قطعا فقط نتایج یک باور یا نگاه میتونه باشه و نه عامل اصلی موفقیت ها
نتیجه ای که بهش رسیدم و فکر می کنم صحیح باشه رو براتون مینویسم:
تمام اون افراد و شرکت هایی که میشناختم یک وجه مشترک داشتند و اون هم این بود که عاشق شغل یا کارشون بودند و به کاری که میکردند ایمان کامل داشتند٫ عامل اصلی موفقیت آنها هرگز انگیزه کسب پول و ثروت نبوده نه این که به ثروت فکر نمیکردند قطعا که اینطور نیست ولی عامل اصلی موفقیتشون شور و علاقشون به اون کار بوده٫ و به عبارت دیگر آتش اشتیاقشون به اون کار از اشتیاقشون به ثروت بیشتر بوده و هست٫ در پی این عشق و علاقه بوده که رشد ، انگیزه ، ثروت ، موفقیت ، اقبال مشتریان و هفت مورد بالا خود به خود پدیدار شده است٫
خیلی خوشحالم که با طرح این سوال و در راه یافتن پاسخ به درک این موضوع رسیدم چون بارها توسط استاد و در کتاب ها و جاهای دیگر به این جواب پاسخ داده شده بود ولی برای من باور نشده بود که اگر چنین بود بی درنگ جواب می دادم نه اینکه چند روز در ذهنم به دنبال آن بگردم٫
ممنونم پیروز ، موفق و خوشبخت باشید
سلام خدمت استاد و دوستان عزیزم
من ۱۳ ماهه که با استاد آشنا هستم و از آموزه های استاد استفاده میکنم خواستم تجربه و نظر خودم را با شما دوستان عزیزم به اشتراک بگذارم .
من یک مغازه سیم پیچی دارم و قبلا خیلی خیلی هزینه برای تبلیغات میکردم همه جوره اینترنتی و تابلوهای شیک وبسیاری ازاین قبیل……
وبعدازاین همه تلاش نتیجه این شد که مغازه رو جمع کردم و با کلی بدهی رفتم کارگری و بعد از کلی درد کشیدن از خداوند خواستم که هرجوری که میتونه بمن کمک کنه و تسلیم اراده او شدم و وقتی که درخواست کمک کردم و تسلیم شدم خداوند شرایط رو جوری رقم زد که ۳روز بعد من با استاد عباس منش آشنا شدم و با استفاده از اموزهای استاد فهمیدم که من ذهنم فقیره و طوری برنامه ریزی شده که توی هر موضوعی فقط دنبال نکات منفی باشم ، بعد از این که فهمیدم قوانین چطور کار میکنند دوباره اومدم یه مغاره گرفتم و کارم رو شروع کردم و بدون هیچ تبلیغ و تابلویی الان بیشتر از هر موقع تو زندگیم کسب و کارم رونق داره ، وقتی که من خودم و کارم را با ارزش دونستم و ورودی های ذهنم را اگاهانه کنترل کردم افرادی که توی مدار من بودند به سمت من هدایت شدند و بقول استاد عزیزم وقتی شما قانون رو بلد باشید بخاطر هیچ رویداد زندگی سوپرایز نمیشید،
و درکل همه چیز باوره و از تو ذهن ما اتفاق میفته و نه هیچ عامل بیرونی، این تجربه و نظر من بود ممنون بخاطر همتون در پناه خداوند یکتا براتون آرزوی بهترین هارو دارم
کل اموزه های این دوره اینه که عوامل بیرونی هیچ تاثیری روی ما و کارهایی که میخوایم انجام بدیم و اتفاقاتی که برامون میوفته نداره یعنی عملا خودمون داریم دنیامون رو با فکرمون که بارها و بارها تکرارش میکنیم به وجود میاریم در نتیجه تبلیغات و موارد دیگه هم جز عوامل بیرونی محسوب میشن به نظرم بهترین کاری که میتونیم انجام بدیم اینه که سفت و سخت بچسبیم به ساختن باورهامون و اصلا برامون مهم نباشه الان وضعیت چطور میگذره و چه اتفاقاتی برامون می افته منظورم اتفاقاتیه که باب میلمون نیست ما تمام تلاشمون رو بکنیم که اینارو ندید بگیریم چون همه این اتفاقات به ظاهر بد واسه فرکانسای قبلیمونه که با هزاران هزار بار فکر به وجود اومده به نظرم اگر بتونیم پافشاری کنیم رو ساختن باورهایی که دوس داریم و کم نیاریم به راحتی همه چیز اونجوری که ما میخواییم اتفاق میوفته با توکل بر خدا و اعتماد به هدایتش … و دیگه نیازی به تبلیغات و هزینه های اضافی نیست چون ما دقیقا واسه این اینجاییم که یاد بگیریم دنیامون رو اونجوری که میخوایم خلق کنیم اگر نه که اینجا اینجا هم داریم وقتمون رو تلف میکنیم …
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیزم و خانواده صمیمی
من خودم قصد شرکت در مسابقه نداشتم به دلیل اینکه تا مسابقه مطرح شد اولین ذهنیت من به مبلغ جایزه مسابقه رفت تا از هدف اصلی که میتونه هزاران ثروت برای من بسازه دور بشم و تصمیم داشتم بعد از اتمام مسابقه وارد این بخش بشم و از کامنتها برای خودم ثروت بسازم ولی به فرمایش استاد در لایو خواستم تکلیفمو انجام بدم
اون باورهایی که باعث شده استاد و افراد موفق دیگه به موفقیت برسن دقیقا مسیری خلاف جهت مسیر افراد دیگه بوده اگه تمام افراد از سمت راست برن اونها میدونن که قطعا برای رسیدن به موفقیت از یه سمت دیگه باید برن مسیری که عده کمی اونو طی میکنن و اطمینان دارن و اینها همان کسانی هستند که ایمان واقعی به خدا دارند و اهدنا الصراط المستقیم هستند
ما خیلی میشنویم که مغازه ای با دکور معمولی در محلی معمولی فروش زیادی داره اما مغازه با دکوراسیون عالی در محلی عالی گاهی ممکنه به ورشکستگی هم برسه حالا چرا این اتفاق میفته به خاطر اینکه فروشنده یه مغازه معمولی به خودش و توانایی های خودش باور داره و اینکه مردم به خاطر باورهای من میان نه به خاطر دکور و موقعیت جغرافیایی مغازه از این طرف هم فروشنده یه مغازه لوکس باور نداره که خودش خالق شرایطش هست و باور داره باید با دکور و موقعیت جغرافیایی مغازه و تبلیغات خودشو معرفی کنه و اگر هم پیشرفتی موقتی داشته باشه به خاطر باور به وجود این عوامل بیرونی هست و به همون اندازه نتیجه میگیره یعنی دنبال یک موفقیت بیرون از درونش حالا اگه فروشنده اون مغازه معمولی باور داشته باشه که من حتما باید دکور بهتری داشته باشم و جای بهتری برم تا موفق بشم پس قطعا تو همون مغازه معمولی هم نتیجه چشمگیری نخواهد داشت و فروشنده اون مغازه لاکچری به دکور مغازه میرسه اما نه بر این اساس که فروش بیشتری داشته باشه چون خودش باور داره انقدر خدمات عالی داره انقدر باورهای قدرتمند داره که مشتری های خودش رو خواهد داشت حالا اگه به دکور مغازه خودشم برسه چون دوست داره و احساس آرامش بیشتری بهش دست میده و خودش از این دکور لذت میبره و امکانات بیشتر مغازه اش کارهای خودشو راحت تر میکنه یعنی عمیقا موفقیتش رو در وجود این عوامل بیرونی نمیدونه اون موفقیتش رو در خودش پیدا کرده در علاقه اش اونجاست که چون این باور رو نداره مشتری ها هم زیاد میشن
اگه یه سرچ ساده هم بزنیم میبینیم رستورانهای فوق العاده لاکچری مخصوصا در تهران هستن که واقعا ثروت میسازن که قطعا تکاملشون رو طی کردن و حالا در یک مکان کاملا لوکس به مشتریانشون خدمات میدن
دقیقا مثل استاد از روزی که وارد سایت شدیم امکانات چطور بودن و حالا چطور شده آیا واقعا استاد به خاطر بیشتر شدن اعضای سایت این کارهارو انجام میدن ایشون که چندین هزار عضو غیرفعال رو هم حذف کردن یا برای عملکرد بهتر و راحت تر در سایت و ایده هایی که در جهت کار کردن روی باورهای توحیدی شون بهشون الهام میشه همونطور که استاد تو فایل تصویری کانال گفتن پوسترهایی با زحمت فراوان چاپ میکردن که آخرش هم نتیجه ای نگرفتن باورهایی که دنیا دنیا شرک خفی در خودش داشته تبلیغاتی که بدون توجه به طی کردن مسیر تکامل بوده
فقط و فقط باورهای ما اتفاقات مارو خلق میکنن همه چیز در درون ماست عوامل بیرونی هیچ نقشی ندارن اونها فقط زاده افکار و باورهای غلط و بعضا شرک آلود جامعه هستند باورهای غلط مثل تبلیغات و موقعیت و دکور و دلار و … عمیقا چیزی جز نگرانی و ترس و شک و … و افکار شیطانی ندارن و باورهای درست و ایمان واقعی به همراه عمل و توکل بر خدا و ایمان داشتن به وجود بینهایت راه برای رسیدن به موفقیت و … ثمراتی مثل آرامش و حس خوب و خوشی و در لحظه زندگی کردن و در کل هماهنگی ذهن و روح دارند
دوست عزیز جواب شما فقط یک کلمه است باور
اون هم باورهایی که خودمون اجازه میدیم در ما شکل بگیرن و اونهارو میسازیم و بس
ما فقط یک قدم برمی داریم کار کردن روی باورهای خودمون و خداوند بقیه کارها رو انجام میده خودش برامون تبلیغات میکنه خودش برامون مشتری میفرسته خودش برامون …..یه دنیا کار میکنه
خدا کل دنیارو مسخر ما کرده یعنی مشتری و تبلیغات و دلار و … جزو اونها نمیشه؟؟؟!!!!!!
فقط کافیه اتصال خودمون رو از منبع اصلی قطع نکنیم …………..
اون موقع است که اگه هر بالا پایینی تو محیط اطرافمون رخ بده به نفع ما تموم میشه
دوست عزیز قطعا از همین جنس باور در درون شما بوده یعنی عمیقا جواب سوالتون رو از خداوند میخواستین و خدا شمارو هدایت کرده به سمت سایت که از استاد بپرسین و فراتر از اون استاد یک مسابقه در قالب سوال شما با تعیین حتی جایزه راه اندازی کنن و حتی به خاطر اون سوال لایو هایی در اینستا داشته باشن که شما به جای رسیدن به یک پاسخ به هزار ها هزار پاسخ برسین من مطمئنم خودتون هم باور نمیکردین که این اتفاقها به خاطر طرح سوال شما بیفته اما عمیقا باور داشتین که خدا پاسخ شمارو میده و هدایت میکنه
حالا سوال شما همون کسب و کار شما و در جهت اون کسب و کار باورسازی شما میشه درآمد و ثروت از طریق بی نهایت دستهای خدا
مثل این هزاران پاسخ اعضای صمیمی که خدا برای شما به راه انداخت تا به اصل برسین
براتون آرزوی سلامتی وموفقیت دارم از بی نهایت دستان زیبای خدا
با سلام٫ اگه قرار باشه به دنبال عوامل مشترک موفقیت همانطور که آقای عباسمنش گفتند بگردیم به نظرم میشه در (ایمان ٫توکل ٫پشتکار) خلاصه کرد ٫و در عمل هم قصد این رو نداشته باشیم ره صد ساله رو یه شبه طی کنیم موفقیت مرحله به مرحله اتفاق میافتد ٫موفق تر باشید
به نام خدا
همیشه وتو همه شرایط به خدا اعتماد کن …..
بخصوص وقت هایی که حس میکنی هیچ تکیه گاه و دلگرمی نداری
وقتی به این باور برسی که یه نفر همیشه مراقبته همیشه نگاهت میکنه وهمیشه وهر لحظه از راههای مختلف داره کمکت میکنه
پس دیگه احساس تنهای نگرانی وترس نمیکنی چون:تو با خدا همراهی اونی که با خدا باشه چیزی به اسم کم اوردن تو زندگیش نیست
پس بهش اعتماد کن
سلام به همه دوستان در گروه تحقیقاتی عباسمنش و استاد عباسمنش گرامی???
من امروز تصمیم گرفتم که نظر خودم رو درباره ی این سوال اینجا مطرح کنم و هنوز نظر دیگر دوستان رو نخوندم چون دوست داشتم نظر دیگران در نظر من تاثیری نداشته باشه
من عامل موفقیت و تفاوت نتایج کسب وکار یک فرد چون استاد عباسمنش رو به ترتیب اولویت مهم واصل بودن اینها میدانم:
ایمان به خدا و صفات خدا . یعنی یا فرد هرچقدر که ایمانش به خدا بیشتر باشه و در واقع کسی که ایمانش به خدا بیشتره یعنی خدا رو بیشتر شناخته و به صفات خدا ایمان داره و وقتی میخواد کاری رو شروع کنه با توجه به ایمان و شناختی که از خدا داره با خودش میگه خداوند مالک همه چیز هست و بر هر کاری قادر است ودر همه جا هم حضور داره پس من از خدا میخوام که خودش کار من رو به بهترین نحو ممکن پیش ببره یعنی برام تبلیغات کنه اگر تغییراتی باید در کارم به وجود بیاد در زمان مناسب من رو هدایت میکنه و با دستان خودش همه چیز رو اونجور که باید درست میکنه در واقع همه ی کارها خود به خود به خوبی پیش میره پس نگران نیستم.
عدم وابستگی به خواسته یعنی فردی چون استاد عباسمنش از اینکه تعداد کاربران سایتش چند صد نفر باشند یا چند میلیون نفر باشند براش اهمیتی نداره از اینکه فایل هایی که تو سایتش میزارن چند بازدید بخوره مهم نیست و تفاوت نداره و در میزان لذت بردن استاد از کارش تاثیری نداره چون استاد شادی و لذت رو به عاملی چون تعداد کاربران سایتش و…. وابسته نکرده و در واقع هر موقع که با خودش و با خدای خودش هماهنگ تر باشه بیشتر لذت میبره و شادی بیشتری تجربه میکنه نه وقتی که تعداد کاربران سایتش بیستر شده باشند یا بازدید از فایلها بیشتر شده باشه واین که افراد در کسب کار خودشون نمیتونن همانند استاد عباسمنش این چنین موفقیتی کسب کنند برای این هست که این موفقیت برای اونها با شادی عظیم و لذت بسیاری همراه هست و ذهن اونها چون نمیتونه این همه شادی و لذت رو تحمل کنه یا به این موفقیت نمی رسند یا اگر هم برسند موقتی خواهد بود چون اون فرد باید شادی و لذت رو از درون با هماهنگ شدن خودش با خدا بدست آورده باشه نه با رسیدن به موفقیت در یک زمینه ای.
کیفیت. اگر هر کسی که کاری رو شروع میکنه اگر خدمات و یا محصولی رو میخواد ارائه بده اول خودش از اون خدمات و محصول استفاده کنه و میزان رضایت خودش رو از محصول و یا خدمات به عنوان یک فرد خریدار در نظر بگیره تلاش کنه که میزان رضایتمندی خودش رو از محصول و یا خدماتش هرچه بیشتر بالا ببره اون فرد موفق خواهد شد. به نظر من دلیل اینکه فایلها و محصولات استاد عباسمنش اینقدر طرفدار داره و اینقدر افراد مشتاق فایلها و محصولات ایشون هستند این هست که استاد این فایلها و محصولات رو در درجه اول برای خودشون درست میکنند یعنی استاد اول یک فایل و یا محصولی رو درست میکنه و بعد خودش میشینه از فایلها ومحصولاتش استفاده میکنه و نتیجه میگیره بعد اگر از محصولش راضی بود اون رو توی سایت قرار میده که بقیه هم بتونن استفاده کنن و نتایج عالی بگیرن همون طور که خودش نتیجه گرفته. و استاد محصولی رو تولید نمیکنند که پرفروش باشه که طرفدار زیادی داشته باشه اولویت استاد در تولید یک محصول رضایت و نتیجه گرفتن خودشون از اون محصول هست.
کارکردن روی باورها. کسی که باور داره جهان پر از فراوانی و ثروت هست و باور داره که بدست آوردن پول آسون هست و همه ی باورهای لازم برای موفقیت در کسب وکار که استاد در بسته ثروت ۱ توضیح دادن رو داره قطعا نتایج کسب و کارش با افرادی که این باور ها رو نساخته باشند متفاوت خواهد بود.