این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-68.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-05 09:44:212024-11-08 05:33:53live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
4924نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد عزیزم چه قدر این نوشته های که همراه با فایل ها ارائه میشه میتونه مارو به فکر ببره و چه قدر خوب میتونه اصل از فرع رو بگه تو این فایل درمورد رغیب میگید منم واقعا اعتقادی بهش نداشتم و ندارم و کسی که به فراوانی به نیرو جهان هستی به ثروت اعتقاد داره رغیبی نمیبینه مثل این میمونه تو ی رستوران بری که سلف سرویس تو غذای که میخوای رو برداری طرف به جای این که سهم خودشو بره بردار نگاهش به غذای تو باشه و من اعتقاد دارم کار با کیفیت رو خود آدم ها تبلیغش میکنن و تو محله ما ی شیرینی فروشی هست یعنی خداروشکر ایشون هرروز پر مشتری آجیل و خشکبار و شیرینی میاره تازه اصلا بعید بدونم شیرینی و آجیل این شیرینی فروشی بمون درصورتی که آجیل تو ایران الان کیلیوی یک و خورده ای چطور میشه ادم ها از همون آجیل میخرن بعد از جای دیگه ن و میگن آجیل گرون این ی مثال کوچیک بود و ی جای تو این نوشته ها میگید لبیک به خدا گفتن مشکل بزرگ ما انسان ها همین که به نیرویی که قابل دیدن نیست اعتماد نداریم اما به ادم های که همون خدا آفریده اعتماد داریم بسیار موجودات عجیبی هستیم و امیدوارم که تو توکل و اعتماد و لبیک به خدا گفتن هرروز تو مسیر تکامل باشیم و ی جای هم درمورد نصیحت گفته میشه چه قدر این ادم هابز امر به معروف زیادن تو این جامعه ما خداشاهده از شبکه اجتماعی بگیر تا خود محیط اطرافمون اولا که من کلا آدم زیاد صحبت کنی نیستم و متنفرم از امر به معروف چون عصبی میشم و دیدم که آدم های که درست و حسابی هستن اصلا دهن باز نمیکنن چه برسه بخوان درمورد چیزی اظهار نظر کنن و دوم این که هروقت میخوام چیزی بگم ی لحظه تو ذهنم میاد میگم به من چه من کجای زندگی اون آدمم همون جا لال میشم و تموم و تو خیلی جاها الان تو زندگیم میخوام حرف بزنم انگار سریع با خودم میام میگم لال شو خخخخخخ تا جلوی دهنم رو بگیرم و صحبت نکنم و واقعا همین اصل همه چیز است و بس و مرسی استاد عزیزم که تو تمام این فایل های رایگان هم با دل و مون اقل رو میگی بدون شامورتا بازی و داستان و این که بیا فلان دوراه رو بگیر فوت کوری گری و این داستان ها مرسی از وجودت استادم…
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و تمام دوستان گلم
بازم توانایی بی نظیر استاد ک منم باید روش خیلی خیلی کار کنم اونم توانایی تشخیص اصله
یجایی استاد تو فایل توحیدی قسمت 6 خیلی قشنگو ساده این موضوع رو توضیح داد ک همه چیز توحید وقتی تو ب منبعی وصلی ک جهان رو آفریده و تموم آگاهیهارو داره دیگه دنبال چیزی نمیگردی چون میدونی وصلی و همه چیز ب وقتش اون موقعی ک نیاز داری و آماده ای بهت گفته میشه بسته ب شرایط تو میدونیم ما خالق شرایط خودمون هستیم حرکت میکنیم و اون نیرو تموم چیزهایی رو ک لازم داشته باشیم در اختیار ما قرار میده شاید دنیا تغیر کرده باشه ولی این نیرو و قدرتش تغییر نکرده ی ایمان ابراهیمی میخواد تا مثل ابراهیم ک هاجرو اسماعیل رو وسط صحرا ول کرد فقط با ی خواسته از خداوند ک راا مردم رو ب سمت اینها کج کن و رفت .این جنس ایمان این جنس توکل و بعدش اتفاقاتی ک حاصل ایمان بود و باور ب ربی ک جهان رو آفریده .اینادو واسه خودم میگم ک بعضی وقتا شرک(ترسو ناامیدی عوامل بیرونی..)هی اینو یادآوری میکنم ک داستان ابراهیمو یادت بیاد.حالا شاید دنیا تغییر کرده باشه و اصل توحید و خدای ابراهیم خدای ماست ک تنها قدرت و همه کاری از دستش بر میاد کافی قبول کنم ایمان بیاریم همه چیزی ب وقتش گفته میشه درها باز میشه دستان خداوند میاد ب آرزوهامون میرسیم
خدایا من هرچی دارم از آنِ تو، خدایا من هیچی از خودم ندارم و هرخیری که از جانب تو بمن برسد باز من فقیر توهستم، خدایا من نمیدونم من بلد نیستم تو هدایتم کن…
سلام به استاد و بانو شایسته و دوستان عزیزم امیدوارم حالتون از درون عالی باشه..
خداروشکر میکنم که در مسیر دریافت آگاهیهای نابی قرار گرفتم که به رشد و پیشرفتم کمک میکنه.
توی این جلسه خیلی گوش کردم و به جواب سوال دوستمون خیلی فکر کردم ولی هیچ چیزی به جزء توحید به ذهنم نرسید!!! آخه مگه ما چه توانایی داریم که بتونیم تبلیغی برای خودمون انجام بدیم که راحت باشه!؟!؟ مثلا خود من که شغلم املاک توی سایت دیوار تبلیغ میکنم و هربار آگهی تبلیغاتی میذارم تعداد زنگها و بازدیدهایم کم میشه و وقتی تبلیغ نمیکنم زنگ خور و بازدیدهام زیاد میشن آخه از زمانی که متوجه شدم استاد هیچگاه تبلیغی برای کارشون ندارن و سپردن به خدا کسب و کارشون عالی شده منم سعی کردم همینجوری عمل کنم البته کار دشواریه مخصوصا که یک عمر تبلیغ کردی برای دیده شدن ولی الان بیایی کنسلشون کنی!!!!؟؟؟ بازهم یه وقتایی از روی ناخودآگاه پیمان شکنی میکنم و تبلیغ میکنم!!!! خدایی خیلی سخته!
حالا یه تفاوتی بین تبلیغ کردنهام و تبلیغ نکردنهام بگم خیلی باحال نمیدونم برای شما اتفاق افتاده یا نه!؟ زمانی که تبلیغ میکنم بدو بدو بدو بدو زیاد میکنم هی بازدید میرم هی ملک نشون میدم و مشتری هی ناز میکنه هی ایراد میگیره و خیلی خسته میشم!!! ولی زمانی که تبلیغ نمیکنم و تسلیم خدا میشم و مفهوم ما رمیت اذ رمیت لیکن الله رمی رو درک میکنم و اجازه میدم خدا خودش همه چیو درست کنه ببینید باور کنید باور کنید یه مشتری میاد فقط یه واحد نشون میدم اونم فقط یبار میپسنده و میگه برای بخر این واحد رو و به راحتی بدون زحمت بدون چک و چونه زیاد زدن اون قرارداد انجام میشه مثل آب خوردن….. من از اینجا متوجه شدم که آقا من نباید دست و پا بزنم که دیده بشم من نباید تبلیغ کنم که مشتری جذب کنم!!! من اگه باورهای توحیدی و ثروت سازم درست باشه من اگه ایمانم به خدا نمیگم 100٪ باشه 1٪ هم باشه بقول آقای ملاصدرا؛ خدا خودش برات پول، ماشین، نعمت، سلامتی، برکت توی سفرخانه، بردار و خواهرت و… میشه من چرا باید دست و پا بزنم من چرا باید تقلا کنم… بچهها بخدا خیلی سخته عمل به این آگاهی که بدون تبلیغ ملک بفروشی چه باوری رو باید ساخت که با اولین بازدید ملک بفروشی؟!؟!؟؟ اینا رو من مدیون تسلیم بودن در برابر خداوند هستم و اجازه میدم خدا خودش هدایت کنه… یادمه توی این مدتی که دارم سعی میکنم تبلیغ نکنم همش ذهنم میگه چطور مشتری بدون تو املاک داری؟ یا چطوری بدونه تو ملک برای فروش داری؟؟ باورتون میشه وقتی کنترل ذهن میکنم و الگو از خودم از قدیم خودم بهش نشون میدم اصلا نمیدونم چجوری چطوری از کجا یه مشتری میاد یه واحد رو میبینه و با اولین بازدید میخره که این اتفاق بارها بارها برای من افتاده یه نمونهاش همین آخرای مهرماه بود یکی از کاسبین محلمون اومد مغازه من که یه چای بخوره و مثلا خودشو نشون بده که بگه توی این بازار ما هنوز هستیم!!! وقتی چایش رو خورد اصلا نمیدونم چی شد گفت واحد کاسبی چی داری ببینیم منم یه واحدی رو داشتم نشون دادم شبش قرارداد نوشتیم اصلا نمیدونم چجوری شد ملک رو براش خریدیم و مالک هم اصلا مقاومتی نکرد بابت قیمت ملک!!!!؟؟؟ حالا یه چیزی بگم مغزمون سوت بکشه! کاسب ما چند روز بعد اومد و صحبت میگردیم، گفت آقای شاطری من اصلا قصد خرید ملک رو نداشتم فقط اومده بودم باهم چای بخوریم و حالتون رو بپرسم گفت نمیدونم چی شد که من از شما ملک خرید، بخدا اونجا مو به تنم سیخ شد گفتم خدایا شکرت ما رمیت اذ رمیت لیکن الله رمی!!!!! گفتم خدا من هیچکاری بودمااااآا من فقط از مسیرم لذت بردم همین…… خیلی از این اتفاقات برام افتاده که مشتریبدون تبلیغ من اومده ملک خرید کرده رفته و دوباره بعدش گفتم خدا اینبار چه شکلی میخاد مشتری بیاد و دوباره از یه جاهایی به یه طریقهای باورنکردنی مشتری اومد خرید کرده و رفته که من هربار بهشون فکر میکنم هنگ هنگ هنگ میمونم!!!!! این چی میتونه جزء ایمان به خدا ایمان به غیب ایمان به بزرگی و ربوبیت خدا باشه؟؟!! نه اینکه من قدرت خدارو درک کردم و هربار خدا به هزاران طریق بهم ثابت کرده؟؟؟!؟ بخدا هیچی جزء توکل به خدا، باور به خالق بودن خدا نیس اگه من توی همه شرایط مخصوصا شرایط نامناسب به خدا تکیه کنم و خودم رو به خدا بسپارم خدا همه کارهای منو نرم و روان میکنه ساده تر میکنه……
توحید توحید توحید اول و آخر توحید، خدایا مارا به راه راست به راه کسانی که ایمان آوردند و تو به آنها نعمت و پاداش دادی هدایت کن….
من نمیدونم توی دوره روانشناسی ثروت 3 استاد چه درسهایی به دانشجویان عزیز داده ولی میتونم بگم 90٪ اون دوره برمبنای باورهای توحیدی هستش که انشالله در زمان مناسب و مکان مناسب این دوره رو بخرم! انشالله
خدایا شکرت که دوباره بهم یادآور شدی که تو همه چی و همه کاره هستی تو رب و پروردگار این جهان هستی….. خدایا شکرت
استاد و بانو شایسته عزیزم قربونتون برم خیلی دوستون دارم عاشقتونم از راه دور میبوسمتون بغلتون میکنم ماچ بوس بغل به امیددیدار تو پرادایس
خدایا شکرت بخاطر امروز که بهمون اجازه زندگی کردن و خلق زندگیمون رو دادی
باعث شدی باورم نسبت به دست های خدا و همزمانی هاش تقویت بشه و اون مثال فوق العادت که با تبلیغ فقط دوندگی الکی میکنی و بدون تبلیغ خدا برات مشتری خریدار رو میفرسته
امیدوارم همینطور در کارت پیشرفت کنی و توحیدی تر ثروت های بزرگ بسازی
سیزدهمین جلسه از پروژه خانه تکانی ذهن رو با عشق، شادی و امید آغاز کردم. در این جلسه دوستمون درباره شیوه استفاده از الهام و یا علم و دانش شخصی پرسیده بودن که نمیدونن کجا از علم و دانشی که دارند باید استفاده کنند و کجا از الهامات؟
استاد در پاسخ به ایشون فرمودند که بین اصل و فرع تفاوت قائل بشید و اصل رو پیدا کنید و به اون عمل کنید و در واقع اصل همان قوانین هست که ایشون چندین سال تلاش کردند تا قوانین رو پیدا کنند و من دقیقاً از همین روش استفاده میکنم و هرجا که به یک موضوعی شک میکنم که آیا به اون نکته عمل کنم یا نه آیا انجام اون کار درسته و یا نباید انجامش بدم همیشه سعی میکنم از قوانین کمک بگیرم و در صورتی که اون کار با قوانین تعارض داشت، اعتبار رو به قوانین میدم و دیگه اون کار رو انجام نمیدم مثلاً وقتی ما باور داشته باشیم که در جهان کمبودی وجود نداره و فقط فراوانی هست خودش باعث میشه که بسیاری از مباحث اقتصاد و امور مالی زیر سوال بره هرچند که این مباحث ممکنه در دانشگاههای معتبر دنیا تدریس بشه! اینکه ما خودباوری داشته باشیم و بدونیم خدا از طریق قلبمون هدایتمون میکنه خیلی مهمه نه اینکه زود بپذیریم چون فلان کس که مدرک دکترا داره حرف خلاف این موضوع رو میزنه پس حتماً ما اشتباه میکنیم. ما در پیدا کردن قوانین هم میتونیم خیلی موفق باشیم همونطور که استاد تلاش کردند و تونستند قوانین مختلفی رو پیدا کنند. اگر به هدایتها توجه کنیم ما هم میتونیم مسیری رو بریم که استاد رفتن من وقتی رو کاری متمرکز میشم و قوانین اون کار یا حرفه رو در میارم بعد از چندین ماه خودم شگفت زده میشم که چطور من انقدر خوب تونستم مطالب رو کنار هم بذارم و تنها یه جواب قانعم می کنه که خدا خودش هدایتم کرد و راه رو به من نشون داد.
امید حال همتون خوب باشه و همیشه حس خوب و تجربه کنید چیزی که من از این فایل یاد گرفتم اینه که وقتی در مسیر درست باشی نیاز نداری کاری بکنی خود به خود همه کارا انجام میشه منظورم از اینکه نیاز نداری کاری بکنی اینه که یعنی شروع بکن ولی بقیهشو بسپار به خدانیاز نداری خودتو بکشی تا با موفقیت برسی خودش سمتت میاد
واقعا اینجایی که استاد درباره نصیحت گفتن من خودم از اینکه یکی منو نصیحت کنه خیلی بدم میاد و اغلب افراد که نصیحت میکنند اون چیزهایی که برای بقیه میگم خودشون انجام نمیدن و اون چیزی که بسیار مهمه اون رفتار آدمه که واقعاً آدما از اون درس میگیرن و براشون یه گزینه خیلی خوبی میشه وکمک کردن به بقیه خیلی خوبه اما اول به خودت بعد به بقیه کمک کن سپاس از استاد عزیزم
به نام اون که حتی یک لحظه هم منو تنها نمیذاره و من بدون اون هیچم
سلام خدمت استاد عزیزم و سلام خدمت مریم جانم و سلام خدمت تکتک اعضای خانواده قشنگم خانواده عباسمنشی خدا را شاکرم که باز دوباره شد اینجا کامنت بذارم و حرفهایی که نه حرفهای منه بلکه حرفهای خداست و اینجا بزنم و چقدر بابت این حرفها ذوق دارم و چقدر وقتی فایلهای شما را نگاه میکنم استاد و قرآن میخونم و کامنتهای بچهها رو میخونم دیگه مثل قبلاً احساس تنهایی نمیکنم و یک چیزی درون من میگه دیگه به هیچکس نه فامیل نه دایی نه مادر نه خواهر احتیاجی ندارم نه حتی دوست فقط دارم روی این چند روزه روی ذهنم کار میکنم
استاد چه حرف قشنگی زدید وقتی مدارِت ثروت باشه یعنی باورهات راجع به ثروت، راجع به کاری که بهش عشق میورزی درست باشه دیگه نیازی به تبلیغات زیادی نیست دیگه نیازی نیست نصف سرمایهتو بذاری که همه بشناسنت نه اصلاً
این تجربه خود منه وایسید از چند سال پیش بگم از 4 سال پیش که شما رو نمیشناختم و با کسی آشنا شدم که شما رو میشناخت و به طرز عجیبی بدون هیچ تبلیغاتی همه جذبش میشدند من یادمه یک معلمی داشتم یک معلمی که واقعاً تو درس دادن تو ریاضی بینظیر بود یعنی واقعاً همه چیز رو ساده و روان توضیح میداد و اصلاً منی که سر کلاس ریاضی همش خوابم میگرفت سر کلاس ایشون خوابم نمیگرفت و ایشون نه تنها ریاضی درس میداد بلکه درس زندگیم میداد مثلاً میگفت که فلان کتابو اگه دوست داشتید بخونید یا از تجربیاتش میگفت که هنوز که هنوزه اون تجربیات بعد 4 سال به درد من میخوره اما اون درسهای ریاضی فقط برای یک شب امتحان به دردم میخورد یادم استاد این معلمی که روز اول اومد خودشونو معرفی کردن گفتن سلام من آقای فلانی هستم دبیر ریاضیات و مشاور تحصیلی هم هستم و رتبه 10 کنکور ریاضی انسانی تو سال 99 هم شاگرد من بوده من گفتم ایول دمش گرم با این سن کمش آخه سنشون خیلی کم سن و سال میخورد فکر کردم دانشجوعه و گفتم ایول یک دانشجو تونسته این کارو بکنه چون سنشون خیلی کم به چهره میخورد و اصلاً من تعجب کردم و یک نکته دیگه هم که تو این جلسه اول بهش برخوردم اینکه الان دارم با حرفهای شما بهش پی میبرم زمانی که ایشون خودشون مشاور تحصیلی معرفی کرد گفت من آقای فلانی هستم مشاور تحصیلی آموزشگاه ازش پولی گرفت نه اصلاً آموزشگاه بهش حقوق میداد و منی که جذب ایشون شدم و گفتم ایشون باید مشاوره تحصیلی من شه با خودش صحبت کردم نه آموزشگاه پولی دادم یا ایشون برای تبلیغاتش که تو کلاس خودشون این حرفو زدن تبلیغات زیادی کردم نه اصلاً ایشون با حرفهای بودن با کاربلد بودنش منو جذب کردن یعنی هر کسی کیفیت کارش خوب باشه و باور ثروتش خوب باشه میتونه آدمها رو جذب کنه بدون هیچ تبلیغات گزاف اضافهای که سرمایهشو بذارن و حتی جوری شد وقتی من هنوز که هنوزه با اینکه الان دانشآموز نیستم و دنبال یه کار دیگهای رفتم کسی دنبال مشاور تحصیلی میگرده ایشونو معرفی میکنم یه کسی که معلم ریاضی میخواد حتی تو فضای مجازی اصلاً من طرفو ندیدم ایشونو معرفی میکنم به عنوان بهترین معلم ریاضی و بهترین مشاور تحصیلی بابت چی این کارو میکنم بابت اینکه ایشون خیلی کارشون خوب بوده و تو زندگی من خیلی تاثیر گذاشته و یکی از این کارهای خوبشون معرفی شما به من بود معرفی شما به منی که پر از شرک بودم پر از شکایت پر از گله
و جالب اینجا بود سال بعدی که ما با ایشون میخواستیم کلاس برداریم اول فکر کردیم سال مثلاً یازدهم انسانی با ایشونه بعد گفتیم خوبه دیگه با استاد فلانی سال دیگه هم با ایشون تو فلان مؤسسه خیلی از بچهها که فهمیدن دیگه ایشون معلم ریاضی تو این مؤسسه نیست پولشونو پس گرفتن و رفتن و گفتن ما با ایشون میخواستیم کلاس برداریم و هرچی مدیر مؤسسه میخواست اینا رو راضی کنه که نه استاد جدیدم خوبه اینها راضی نشدند و من هم یادمه که بعد یک ماه کلاً دیگه کلاسو رفتم و کلاس دلزدهم کرد و با معلم مدرسه و کلاسهای آنلاین رایگان توی نرمافزارهای مختلف پیش رفتم و یادمه سال بعد با ایشون شهریور ماه کلاس برداشتم و ریاضیمو 20 شدم
و الان نه تنها برای ریاضی یا برای درسام بلکه برای حتی فایلهای شما استاد که بخوام باورهای خودم را قویتر کنم بعد از خوندن کامنت شما دوستان عزیز و صحبتهای استاد اگر سوالی برای من پیش بیاد میرم سمت ایشون و میپرسم از ایشون و ایشون با مثال با مثالهای سادهشون به من میگه که چیکار کنم و با هم راجع به این باورها حرف میزنیم و خیلی حس خوبی میگیرم
یا یادمه من خودم وقتی اومدم توی کار لوازم آرایشی و کانال زدم و کارهای آنلاینو انجام دادم یادمه بیشتر کارها رو بلد بودم بیشتر کارهای تبلیغات پس نیازی نبود براش پول بدم پس نیازی نبود پول اضافی بدم برای تبلیغات فقط در حد تبلیغات دیوار اونم نسبت به درآمدم خیلی کم بود 70 هزار تومان برای سه ماه و نه هیچ تبلیغات اضافی دیگهای و جالب اینجاست من بدون اینکه محصولمو بذارم توی کانال مشتری براش پیدا میشه و یکجا ازم میخره خیلی وقتا دوستای آنلاینشاپ یا خیلی از دوستای دیگهام که فروشنده هستند مثل خودم به من میگن که تو خوشروزی هستی برای ما هم بفروش جنسهای ما رو دستمون مونده من فقط میخندم اون لحظه میگم بابا اینا کجان خدا همه کارا انجام میده اینا چرا انقدر مشرکن من بدون خدا هیچم خدایی که به من میگه با مشتری چه جوری رفتار کن که فروشت خوب باشه خدایا به من میگه چه جوری قیمت بزار رو محصولت که مشتری ازت راضی باشه از کجا بخر که مشتری از کیفیتش راضی باشه خدای منو هدایت کرده به فروشندههای اصلی خوب که جنسمو با بهترین کیفیت و مناسبترین قیمت و حتی کسایی که نمیتونن با کسب و کار کم کار راه بندازند منو هدایت میکنه به اونا که بتونم به اونام جنس بدم و یک درآمدی هم برای خودم کسب کنم خدایی که مخاطبای کانالمو برای من میاره بدون اینکه من حتی یک قرون پول عضو بدم درسته خودم بلدم عضو بزنم عضو بیارم اما بدون هیچ تبلیغات اضافی این کارو انجام میدم خیلی از دوستای ادمینم هستند که این کارها رو با پول دادن انجام میدن و من واقعاً اینو نمیفهمم اگر اون عضوها لفت دادن چی یعنی تو سرمایتو ریختی دور خب همونو بذار روی جنست جنس بهتری بکن که مخاطب به خاطر کیفیت کارای تو بیاد نه به خاطر اعضای کانالت یادمه اوایل که اعضای کانالم زیاد نبود گفتم نمیتونیم اعتماد کنیم گفتم اوکی شما بیاین خرید حضوری هم انجام بدید بیاید اینم شماره تماس من و انقدر با مشتری صادق بودم که مشتری بهم اعتماد میکرد حتی بارها و بارها شده من اصلاً مشتریو نمیدیدم و اصلاً نمیشناختمش و توی شهر دیگهای بود اما مشتری به من زنگ میزد میگفت خانم رستگار فلان جنسو برام میذاری کنار من میگفتم باشه اوکیه ولی گرون شده نرخ رفته بالا باید انقدر پول بدی مثلاً 50 میلیون 60 میلیون مشتری میگفت خانم رستگار میگفت من به شما اعتماد دارم بدون اینکه حتی منو ببینه بشناسه بهم اعتماد میکرد یا ن یک چند وقتی به خاطر یادگیری برای یک آدم کار میکردم و وقتی تصمیم گرفتم و نشانه اومد که باید از این کار بیام بیرون چندین دفعه اون بنده خدا به من زنگ زد که خانم رستگار برگرد و دوستانم رو واسطه قرار داد که من برگردم اما یک چیزی درون من میگفت دیگه برگشت به اون کار جایز نیست و من باید بدون هیچ قسط و قرضی همونطور که استاد عباسمنش میگه کسب و کار خودم را بندازم حتی اگر خیلی سرمایه کمی داشته باشم و شاید خیلیا مسخرهام کنن بگن بابا از این فروش تو هیچی در نمیاد تو باید قرض بگیری تو باید وام بگیری تو باید از پدر مادرت کمک بگیری این حرفها خیلی بود مخصوصاً طرف فامیل و من گفتم که تو باید وام بگیری تو باید شریک بگیری تو باید با یک بزرگتر مشورت کنی و من فقط به ندای قلبی خودم گوش میدادم میگفتم ول کن اون بندگان خدا مریضن دست خودشون نیست به قول معلم ریاضی این دست خودشون نیست من نباید با اونها بحث کنم من باید کار خودم رو انجام بدم
و جالب اینجا بود استاد عباسمنش عزیزم به یک روز نکشید جنسهای من فروش رفت و خاله من تعجب کرده بود گفت دفعه پیش که اومدم مشهد کمدت پر جنس بود با قفسههای اتاقت میگفتم خدایا تو اینا رو تو یک سالم نمیتونی بفروشی چه برسه تو این دو ماه و واقعاً باورتون شاید نشه من همه این مشتریا رو اتفاقی بدون هیچ هزینهای پیدا کردم
اما هنوز که هنوزه یک باور مخرب دارم میرم قیمتهامو با رقیبام چک میکنم نه اینکه بخوام خرابشون کنم میرم قیمتشون قیمتمو با اونها چک میکنم که قیمتم رو یه ذره پایینتر از اونها بذارم اما میدونم این کار اشتباهه چون که نه من در شرایط اون هستم نه اونها در شرایط من الان فقط میرم کانالها رو نگاه میکنم که چه محصولاتی بیشتر ترنده و توی این فصل بیشتر مردم چه محصولاتی استفاده میکنند من هیچ وقت نخواستم رقیبمو خراب کنم یا بگم جنسهای اون بدتره یادمه لصابکارم وقتی که پیشش کار میکردم وقتی که بهش میگفتم خب من اگر از پیش شما برم تو همین کسب و کار تو یک منطقه شما مشکلی ندارید میگفت من مشکلی ندارم اما جالب برای من اینجا بود که یکی از فامیلاش عموش رفته جنسهای اون بده جنسهای من خوبه جنسهای اون فلان جنسهای اون بیسار و من میگفتم شاید درست بگی جنسهای اون بده اما چرا میخوای از خودت دفاع کنی چرا میخوای بگی جنسهای اون بده اگه تو در مدار درست باشی مشتری میاد سمت دیگه چه نیازیه اونو خراب کنی یا اون تو را خراب کنه و روابط فامیلیتون به هم بخوره و خیلی برای من جالب بود همچین آدمی که میگفت روزی رسون خداست چرا پس به خاطر درآمدش فامیل خودشونو خراب میکرد الان اگر کسی به من بگه جنسهای فلان جا بد بود کیفیتش بد بود میگم من میگم من اطلاعی ندارم شاید اون یک بار اینجوری بوده اما من میدونم که جنسهای خودم کیفیت داره کیفیت اصل چون میدونم مشتری به اعتبار جنس خوب میاد سمتم نه به تبلیغ نه به هزار چیز دیگه تو این کار فهمیدم دو چیز مهمه جنس خوب اخلاق خوب و روراستی و به مشتری میگم بعضی وقتا که جنس فیک به دستم برسه خب من که تو بار زدن نیستم خیلی وقتا جنس فیک به دستم میرسه به مشتری این جن فیکه میخوای همینو ببر با قیمت پایینتر یا برگشت میزنم و خدا را شکر به خاطر همین موضوع همه مشتریا میان سمتم و همه اینا رو از خدا و شما دارم استاد عباسمنش میدونی چرا چون شما به من یاد دادید تو فایلاتون چیکار کنم شما با فایلهای تمرکز بر روی نکات مثبت با فایلهای سفرنامه زندگی در بهشت به من یاد دادید که چه جوری زندگی روزمرهامو پیش ببرم و با اینکه این فایلها هدیه است اما فایلها از ضررهایی توی زندگی من پیشگیری کرده که اصلاً نمیتونم بشمـارم هزاران هزاران ضرر که اگر یشتر روی ذهنم کار کنم بیشتر از این نصیبم میشه و به خودم قول دادم که هر چقدر بیشتر میتونم بیشتر روی ذهنم کار کنم
امیدوارم هر کجا هستید استاد مثل همیشه خوشحال و سرحال باشید و با خانم شایسته عزیز زندگی خوبی داشته باشید و بتونم یک روز شما رو از نزدیک ببینم و بغلتون کنم و بگم چقدر دوستتون دارم در پناه الله یکتا باشید به امید دیدار
عده ای از افراد را دیده بودم که در یک دوره ای به صورت قابل توجهی در کارشان به موفقیت رسیده و مورد توجه قرار گرفته بودند، ولی بعد از مدت زمانی با رکود مواجه شدند. اما این را دقیقا نمی دانستم که دلیل این رکود بعد از آن درخشش چه بوده؟
الآن دلیل را متوجه شدم. دلیل استفاده از فرع بوده است، درست است، تکنیک ها و ابزار فرعی هم یک سری نتایج را به بار میارد اما مقطعی خواهد بود. در حالی استفاده از اصل و بر پایه آن کار کردن است که نتایج پایدار را رقم می زند و تا زمانی که از اصل جدا نشویم نه تنها دچا رکود نخواهیم شد، بلکه همواره در حال سعود خواهیم بود.
بهترین نمونه اش هم استاد عباس منش عزیز است که به هر آنچه می گوید اول خودش عمل کرده است.
شکر وجودت استاد بزرگوار
برای تان آرامشی ورای درک انسانها خواهانم
برای تان آرامش و سلامتی، ثروت و شادمانی، طول عمر با عزت و سعادت ابدی خواهانم.
خداوند را شکرت بخاطر این آگاهی های توحیدی و ناب که توسط بهترین استاد دنیا مطرح میشه ، واقعا تک تک جملات ارزشمند هست و باید با تمرکز بنویسیم و بهش عمل کنیم.
خلاصه کلام استاد ، توجه و تمرکز به زیبایی ها و اعراض از ناخواسته ها هست ، چون ، موضوع ارسال فرنکاس هست و ما خالق زندگی خودمان هستیم، وقتی به زیبایی ها توجه و تمرکز کنیم و بابت نعمتهای الهی که داریم و استفاده می کنیم ، فرنکاس ما رشد می کنه و قابل ارسال می شه و به این ترتیب بهترین اتفاقات را رقم می زنیم و کائنات به ما پاسخ میده، کافی است نشانه ها را تشخیص بدهیم و ادامه بدهیم و سعی کنیم همیشه در احساس خوب بمانیم.
الان که میخوام بنویسم هم ذهنم مقاومت داره هم اینکه اصلأ نمیدونم چی میخوام بنویسم
خدایا اعتبار نوشتهاو رو از تو میگیرم
اصل از فرع باید تشخیص داده بسه آره در هر زمینه ای حتی تو عبادت هدا چقدر دوار فرعیات شدم چقدر خودم رو مقید به فرعیات کردم در حالی هیچ وقت قلبم آرامش نداشت
اکنون تنها مینویسم عر آنچه بر قلبم جاریست این یعنی اصل این یعنی اینکه ایمانم و توکلم تنها برخداست
هدایا شکرت که کم کم دارم قانون باور و توحید و شرک رو کم کم ذره ذره میفهمم
قبلأ از هر رفتار اطرافیانم برداشتی داشتم و زندگیم رو با شرایط بیرونی پیش میبردم ولی الان انگار دارم مزه مزه میکنم زندگی به طعم باورهای خودم رو انگار دارم باور میکنم قوانین رو
منظورم اینه که تا الان داشتم وانمود میکردم تنها درظاهر میگفتم که باوردارم قانون رو که میدونیم حرف بی عمل باد هواست یهنی قلبأ باید ایمانم رو به خودم ثابت میکردم
اکنون میدونم من باید بدونم باورهام میسازه تک تک ثانیه هام رو و اینکه تنها تکیه گاهم بابد هدا باشه انگاری دارم مزه خوب زندگی رو میچشم انگار بوی یک زندگی خوب خدایی و با توخید وتوکل به مشامم میرسه
خدایا شکرت که در اول شروع کارم با این فایل مرا روبرو ساختی
اینکه باید بدانم اصل تنها تویی تنها دلبستن به توست
تو همانی که من باید دنبالش بودم ولی هیچ وقت نبودم
الان در این حال با تمام وجودم لمست میکنم و حس بودنت رو کامل میفهمم
استاد عزیزم از خداوند برای وجودتان سپاسگزارم از خداوند برایتان عمر با عزت میطلبم
خدایا شکرت برای بودنم دراین زمان و در این مکان در کنار خانواده ام و برای سلامتی خانواده و خودم سپاسگزارم
سلام استاد عزیزم چه قدر این نوشته های که همراه با فایل ها ارائه میشه میتونه مارو به فکر ببره و چه قدر خوب میتونه اصل از فرع رو بگه تو این فایل درمورد رغیب میگید منم واقعا اعتقادی بهش نداشتم و ندارم و کسی که به فراوانی به نیرو جهان هستی به ثروت اعتقاد داره رغیبی نمیبینه مثل این میمونه تو ی رستوران بری که سلف سرویس تو غذای که میخوای رو برداری طرف به جای این که سهم خودشو بره بردار نگاهش به غذای تو باشه و من اعتقاد دارم کار با کیفیت رو خود آدم ها تبلیغش میکنن و تو محله ما ی شیرینی فروشی هست یعنی خداروشکر ایشون هرروز پر مشتری آجیل و خشکبار و شیرینی میاره تازه اصلا بعید بدونم شیرینی و آجیل این شیرینی فروشی بمون درصورتی که آجیل تو ایران الان کیلیوی یک و خورده ای چطور میشه ادم ها از همون آجیل میخرن بعد از جای دیگه ن و میگن آجیل گرون این ی مثال کوچیک بود و ی جای تو این نوشته ها میگید لبیک به خدا گفتن مشکل بزرگ ما انسان ها همین که به نیرویی که قابل دیدن نیست اعتماد نداریم اما به ادم های که همون خدا آفریده اعتماد داریم بسیار موجودات عجیبی هستیم و امیدوارم که تو توکل و اعتماد و لبیک به خدا گفتن هرروز تو مسیر تکامل باشیم و ی جای هم درمورد نصیحت گفته میشه چه قدر این ادم هابز امر به معروف زیادن تو این جامعه ما خداشاهده از شبکه اجتماعی بگیر تا خود محیط اطرافمون اولا که من کلا آدم زیاد صحبت کنی نیستم و متنفرم از امر به معروف چون عصبی میشم و دیدم که آدم های که درست و حسابی هستن اصلا دهن باز نمیکنن چه برسه بخوان درمورد چیزی اظهار نظر کنن و دوم این که هروقت میخوام چیزی بگم ی لحظه تو ذهنم میاد میگم به من چه من کجای زندگی اون آدمم همون جا لال میشم و تموم و تو خیلی جاها الان تو زندگیم میخوام حرف بزنم انگار سریع با خودم میام میگم لال شو خخخخخخ تا جلوی دهنم رو بگیرم و صحبت نکنم و واقعا همین اصل همه چیز است و بس و مرسی استاد عزیزم که تو تمام این فایل های رایگان هم با دل و مون اقل رو میگی بدون شامورتا بازی و داستان و این که بیا فلان دوراه رو بگیر فوت کوری گری و این داستان ها مرسی از وجودت استادم…
سلام دوست عزیز
اینها همگی از دست نوشتهای استاد مریم شایسته هستش
ایشون هم مثل استاد و پا به پای استاد روی خودشون دارند کار میکنند و این سخنان گهربار که همسان با در و گوهر است از قلم ایشون تراوش میکنه
خدا به استاد و مریم عزیز به شما به من و همه سلامتی و شادی و ثروت بدهد
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و تمام دوستان گلم
بازم توانایی بی نظیر استاد ک منم باید روش خیلی خیلی کار کنم اونم توانایی تشخیص اصله
یجایی استاد تو فایل توحیدی قسمت 6 خیلی قشنگو ساده این موضوع رو توضیح داد ک همه چیز توحید وقتی تو ب منبعی وصلی ک جهان رو آفریده و تموم آگاهیهارو داره دیگه دنبال چیزی نمیگردی چون میدونی وصلی و همه چیز ب وقتش اون موقعی ک نیاز داری و آماده ای بهت گفته میشه بسته ب شرایط تو میدونیم ما خالق شرایط خودمون هستیم حرکت میکنیم و اون نیرو تموم چیزهایی رو ک لازم داشته باشیم در اختیار ما قرار میده شاید دنیا تغیر کرده باشه ولی این نیرو و قدرتش تغییر نکرده ی ایمان ابراهیمی میخواد تا مثل ابراهیم ک هاجرو اسماعیل رو وسط صحرا ول کرد فقط با ی خواسته از خداوند ک راا مردم رو ب سمت اینها کج کن و رفت .این جنس ایمان این جنس توکل و بعدش اتفاقاتی ک حاصل ایمان بود و باور ب ربی ک جهان رو آفریده .اینادو واسه خودم میگم ک بعضی وقتا شرک(ترسو ناامیدی عوامل بیرونی..)هی اینو یادآوری میکنم ک داستان ابراهیمو یادت بیاد.حالا شاید دنیا تغییر کرده باشه و اصل توحید و خدای ابراهیم خدای ماست ک تنها قدرت و همه کاری از دستش بر میاد کافی قبول کنم ایمان بیاریم همه چیزی ب وقتش گفته میشه درها باز میشه دستان خداوند میاد ب آرزوهامون میرسیم
همه چیز ایمان همه چیز توحیده
ممونم استاد ک مارو ب اصلمون برمیگردونی
در پناه امن رب العالمین باشین انشاالله
《به نام خداوند بخشنده مهربان》
خدایا من هرچی دارم از آنِ تو، خدایا من هیچی از خودم ندارم و هرخیری که از جانب تو بمن برسد باز من فقیر توهستم، خدایا من نمیدونم من بلد نیستم تو هدایتم کن…
سلام به استاد و بانو شایسته و دوستان عزیزم امیدوارم حالتون از درون عالی باشه..
خداروشکر میکنم که در مسیر دریافت آگاهیهای نابی قرار گرفتم که به رشد و پیشرفتم کمک میکنه.
توی این جلسه خیلی گوش کردم و به جواب سوال دوستمون خیلی فکر کردم ولی هیچ چیزی به جزء توحید به ذهنم نرسید!!! آخه مگه ما چه توانایی داریم که بتونیم تبلیغی برای خودمون انجام بدیم که راحت باشه!؟!؟ مثلا خود من که شغلم املاک توی سایت دیوار تبلیغ میکنم و هربار آگهی تبلیغاتی میذارم تعداد زنگها و بازدیدهایم کم میشه و وقتی تبلیغ نمیکنم زنگ خور و بازدیدهام زیاد میشن آخه از زمانی که متوجه شدم استاد هیچگاه تبلیغی برای کارشون ندارن و سپردن به خدا کسب و کارشون عالی شده منم سعی کردم همینجوری عمل کنم البته کار دشواریه مخصوصا که یک عمر تبلیغ کردی برای دیده شدن ولی الان بیایی کنسلشون کنی!!!!؟؟؟ بازهم یه وقتایی از روی ناخودآگاه پیمان شکنی میکنم و تبلیغ میکنم!!!! خدایی خیلی سخته!
حالا یه تفاوتی بین تبلیغ کردنهام و تبلیغ نکردنهام بگم خیلی باحال نمیدونم برای شما اتفاق افتاده یا نه!؟ زمانی که تبلیغ میکنم بدو بدو بدو بدو زیاد میکنم هی بازدید میرم هی ملک نشون میدم و مشتری هی ناز میکنه هی ایراد میگیره و خیلی خسته میشم!!! ولی زمانی که تبلیغ نمیکنم و تسلیم خدا میشم و مفهوم ما رمیت اذ رمیت لیکن الله رمی رو درک میکنم و اجازه میدم خدا خودش همه چیو درست کنه ببینید باور کنید باور کنید یه مشتری میاد فقط یه واحد نشون میدم اونم فقط یبار میپسنده و میگه برای بخر این واحد رو و به راحتی بدون زحمت بدون چک و چونه زیاد زدن اون قرارداد انجام میشه مثل آب خوردن….. من از اینجا متوجه شدم که آقا من نباید دست و پا بزنم که دیده بشم من نباید تبلیغ کنم که مشتری جذب کنم!!! من اگه باورهای توحیدی و ثروت سازم درست باشه من اگه ایمانم به خدا نمیگم 100٪ باشه 1٪ هم باشه بقول آقای ملاصدرا؛ خدا خودش برات پول، ماشین، نعمت، سلامتی، برکت توی سفرخانه، بردار و خواهرت و… میشه من چرا باید دست و پا بزنم من چرا باید تقلا کنم… بچهها بخدا خیلی سخته عمل به این آگاهی که بدون تبلیغ ملک بفروشی چه باوری رو باید ساخت که با اولین بازدید ملک بفروشی؟!؟!؟؟ اینا رو من مدیون تسلیم بودن در برابر خداوند هستم و اجازه میدم خدا خودش هدایت کنه… یادمه توی این مدتی که دارم سعی میکنم تبلیغ نکنم همش ذهنم میگه چطور مشتری بدون تو املاک داری؟ یا چطوری بدونه تو ملک برای فروش داری؟؟ باورتون میشه وقتی کنترل ذهن میکنم و الگو از خودم از قدیم خودم بهش نشون میدم اصلا نمیدونم چجوری چطوری از کجا یه مشتری میاد یه واحد رو میبینه و با اولین بازدید میخره که این اتفاق بارها بارها برای من افتاده یه نمونهاش همین آخرای مهرماه بود یکی از کاسبین محلمون اومد مغازه من که یه چای بخوره و مثلا خودشو نشون بده که بگه توی این بازار ما هنوز هستیم!!! وقتی چایش رو خورد اصلا نمیدونم چی شد گفت واحد کاسبی چی داری ببینیم منم یه واحدی رو داشتم نشون دادم شبش قرارداد نوشتیم اصلا نمیدونم چجوری شد ملک رو براش خریدیم و مالک هم اصلا مقاومتی نکرد بابت قیمت ملک!!!!؟؟؟ حالا یه چیزی بگم مغزمون سوت بکشه! کاسب ما چند روز بعد اومد و صحبت میگردیم، گفت آقای شاطری من اصلا قصد خرید ملک رو نداشتم فقط اومده بودم باهم چای بخوریم و حالتون رو بپرسم گفت نمیدونم چی شد که من از شما ملک خرید، بخدا اونجا مو به تنم سیخ شد گفتم خدایا شکرت ما رمیت اذ رمیت لیکن الله رمی!!!!! گفتم خدا من هیچکاری بودمااااآا من فقط از مسیرم لذت بردم همین…… خیلی از این اتفاقات برام افتاده که مشتریبدون تبلیغ من اومده ملک خرید کرده رفته و دوباره بعدش گفتم خدا اینبار چه شکلی میخاد مشتری بیاد و دوباره از یه جاهایی به یه طریقهای باورنکردنی مشتری اومد خرید کرده و رفته که من هربار بهشون فکر میکنم هنگ هنگ هنگ میمونم!!!!! این چی میتونه جزء ایمان به خدا ایمان به غیب ایمان به بزرگی و ربوبیت خدا باشه؟؟!! نه اینکه من قدرت خدارو درک کردم و هربار خدا به هزاران طریق بهم ثابت کرده؟؟؟!؟ بخدا هیچی جزء توکل به خدا، باور به خالق بودن خدا نیس اگه من توی همه شرایط مخصوصا شرایط نامناسب به خدا تکیه کنم و خودم رو به خدا بسپارم خدا همه کارهای منو نرم و روان میکنه ساده تر میکنه……
توحید توحید توحید اول و آخر توحید، خدایا مارا به راه راست به راه کسانی که ایمان آوردند و تو به آنها نعمت و پاداش دادی هدایت کن….
من نمیدونم توی دوره روانشناسی ثروت 3 استاد چه درسهایی به دانشجویان عزیز داده ولی میتونم بگم 90٪ اون دوره برمبنای باورهای توحیدی هستش که انشالله در زمان مناسب و مکان مناسب این دوره رو بخرم! انشالله
خدایا شکرت که دوباره بهم یادآور شدی که تو همه چی و همه کاره هستی تو رب و پروردگار این جهان هستی….. خدایا شکرت
استاد و بانو شایسته عزیزم قربونتون برم خیلی دوستون دارم عاشقتونم از راه دور میبوسمتون بغلتون میکنم ماچ بوس بغل به امیددیدار تو پرادایس
خدایا شکرت بخاطر امروز که بهمون اجازه زندگی کردن و خلق زندگیمون رو دادی
با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش وهرچه خواهی کن
خدایا شکرت
ایاک نعبد و ایاک
سلام حسین عزیزم
، ممنونم ازت بخاطر بیان این تجربه زیبا و توحیدی
باعث شدی باورم نسبت به دست های خدا و همزمانی هاش تقویت بشه و اون مثال فوق العادت که با تبلیغ فقط دوندگی الکی میکنی و بدون تبلیغ خدا برات مشتری خریدار رو میفرسته
امیدوارم همینطور در کارت پیشرفت کنی و توحیدی تر ثروت های بزرگ بسازی
الهی به امید تو که مهربان ترین و تواناترینی
خدا جونم سپاس بابت همه ی خوبیات
استادعزیز جناب عباسمنش دوست داشتنی سپاس
خانم شایسته نازنین سپاس
سیزدهمین جلسه از پروژه خانه تکانی ذهن رو با عشق، شادی و امید آغاز کردم. در این جلسه دوستمون درباره شیوه استفاده از الهام و یا علم و دانش شخصی پرسیده بودن که نمیدونن کجا از علم و دانشی که دارند باید استفاده کنند و کجا از الهامات؟
استاد در پاسخ به ایشون فرمودند که بین اصل و فرع تفاوت قائل بشید و اصل رو پیدا کنید و به اون عمل کنید و در واقع اصل همان قوانین هست که ایشون چندین سال تلاش کردند تا قوانین رو پیدا کنند و من دقیقاً از همین روش استفاده میکنم و هرجا که به یک موضوعی شک میکنم که آیا به اون نکته عمل کنم یا نه آیا انجام اون کار درسته و یا نباید انجامش بدم همیشه سعی میکنم از قوانین کمک بگیرم و در صورتی که اون کار با قوانین تعارض داشت، اعتبار رو به قوانین میدم و دیگه اون کار رو انجام نمیدم مثلاً وقتی ما باور داشته باشیم که در جهان کمبودی وجود نداره و فقط فراوانی هست خودش باعث میشه که بسیاری از مباحث اقتصاد و امور مالی زیر سوال بره هرچند که این مباحث ممکنه در دانشگاههای معتبر دنیا تدریس بشه! اینکه ما خودباوری داشته باشیم و بدونیم خدا از طریق قلبمون هدایتمون میکنه خیلی مهمه نه اینکه زود بپذیریم چون فلان کس که مدرک دکترا داره حرف خلاف این موضوع رو میزنه پس حتماً ما اشتباه میکنیم. ما در پیدا کردن قوانین هم میتونیم خیلی موفق باشیم همونطور که استاد تلاش کردند و تونستند قوانین مختلفی رو پیدا کنند. اگر به هدایتها توجه کنیم ما هم میتونیم مسیری رو بریم که استاد رفتن من وقتی رو کاری متمرکز میشم و قوانین اون کار یا حرفه رو در میارم بعد از چندین ماه خودم شگفت زده میشم که چطور من انقدر خوب تونستم مطالب رو کنار هم بذارم و تنها یه جواب قانعم می کنه که خدا خودش هدایتم کرد و راه رو به من نشون داد.
سلام خدمت استاد عزیزم به دوستان عزیز
امید حال همتون خوب باشه و همیشه حس خوب و تجربه کنید چیزی که من از این فایل یاد گرفتم اینه که وقتی در مسیر درست باشی نیاز نداری کاری بکنی خود به خود همه کارا انجام میشه منظورم از اینکه نیاز نداری کاری بکنی اینه که یعنی شروع بکن ولی بقیهشو بسپار به خدانیاز نداری خودتو بکشی تا با موفقیت برسی خودش سمتت میاد
واقعا اینجایی که استاد درباره نصیحت گفتن من خودم از اینکه یکی منو نصیحت کنه خیلی بدم میاد و اغلب افراد که نصیحت میکنند اون چیزهایی که برای بقیه میگم خودشون انجام نمیدن و اون چیزی که بسیار مهمه اون رفتار آدمه که واقعاً آدما از اون درس میگیرن و براشون یه گزینه خیلی خوبی میشه وکمک کردن به بقیه خیلی خوبه اما اول به خودت بعد به بقیه کمک کن سپاس از استاد عزیزم
خدایا شکرت که تورا دارم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین
الرحمن الرحیم
مالک یوم الدین
ایاک نعبد وایاک نستعین
اهدنا صراط المستقیم
صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم ولا الضالین
سلام به استاد عزیز ومریم جان ودوستان گرامی
گام 13
تشخیص اصل از فرع درباره ای نتایج
چه عواملی نتایج یک کسب وکار را متفاوت می کند ؟
من قبل از اینکه با این قوانین آشنا بشم همیشه رفتارهای آدم های اطرافم را بررسی میکردم واینکه هر کسی به چه موفقیتهای رسیده واینکه چطور به اونها رسیدن
یه مدت به این نتیجه رسیده بودم هرکسی که چیزی را واقعا خواسته وروش تمرکز داشته به خواسته اش رسیده یعنی همیشه می گفتم اگه کسی چیزی را بخواد بهش میرسه
ولی وقتی خودم تمرکز میذاشتم روی خواستم وبهش نمی رسیدم شک می کردم چون موضوع را هنوز درک نکرده بودن که اونها واقعا لیاقت داشتن اون خواسته
را هم در خودشون داشتند
پس من هم باید خودم را لایق بدونم
ومورد بعدی شرک داشتن یعنی موفقیت یا عدم موفقیت را وابسته به عوامل بیرونی بدونم
که خییییلی باید توی این مورد کار کنم
پس من باید سمت خودم را کامل انجام بدم وبقیه را بسپارم به خداوند
یعنی باید کارم را باکیفیت انجام بدم و حواسم به تکاملم هم باشه که از اول هیچ کس کامل نیست
بعد تمرکز کامل روش بزارم وبا احساس خوب انجام بدم
خداوند خودش برام مشتری میفرسته
در واقع خداوند سمت خودش را به خوبی انجام میدهد
هرچی می رم جلوتر ترمز های بیشتری را پیدا می کنم
یکی دیگه از اونها اینه که من وقتی یه کاری را می خوام انجام بدم به چگونگی و چطوری خیلی فکر می کنم که روی این مورد هم دارم کار میکنم
موقعی که این فکرها میاد سریع می گم من نمیدونم چطوری خدایا تو میدونی من هیچی نمیدونم تو من را هدایت کن
در پناه خداوند شاد وسلامت وثروتمند باشید
به نام اون که حتی یک لحظه هم منو تنها نمیذاره و من بدون اون هیچم
سلام خدمت استاد عزیزم و سلام خدمت مریم جانم و سلام خدمت تکتک اعضای خانواده قشنگم خانواده عباسمنشی خدا را شاکرم که باز دوباره شد اینجا کامنت بذارم و حرفهایی که نه حرفهای منه بلکه حرفهای خداست و اینجا بزنم و چقدر بابت این حرفها ذوق دارم و چقدر وقتی فایلهای شما را نگاه میکنم استاد و قرآن میخونم و کامنتهای بچهها رو میخونم دیگه مثل قبلاً احساس تنهایی نمیکنم و یک چیزی درون من میگه دیگه به هیچکس نه فامیل نه دایی نه مادر نه خواهر احتیاجی ندارم نه حتی دوست فقط دارم روی این چند روزه روی ذهنم کار میکنم
استاد چه حرف قشنگی زدید وقتی مدارِت ثروت باشه یعنی باورهات راجع به ثروت، راجع به کاری که بهش عشق میورزی درست باشه دیگه نیازی به تبلیغات زیادی نیست دیگه نیازی نیست نصف سرمایهتو بذاری که همه بشناسنت نه اصلاً
این تجربه خود منه وایسید از چند سال پیش بگم از 4 سال پیش که شما رو نمیشناختم و با کسی آشنا شدم که شما رو میشناخت و به طرز عجیبی بدون هیچ تبلیغاتی همه جذبش میشدند من یادمه یک معلمی داشتم یک معلمی که واقعاً تو درس دادن تو ریاضی بینظیر بود یعنی واقعاً همه چیز رو ساده و روان توضیح میداد و اصلاً منی که سر کلاس ریاضی همش خوابم میگرفت سر کلاس ایشون خوابم نمیگرفت و ایشون نه تنها ریاضی درس میداد بلکه درس زندگیم میداد مثلاً میگفت که فلان کتابو اگه دوست داشتید بخونید یا از تجربیاتش میگفت که هنوز که هنوزه اون تجربیات بعد 4 سال به درد من میخوره اما اون درسهای ریاضی فقط برای یک شب امتحان به دردم میخورد یادم استاد این معلمی که روز اول اومد خودشونو معرفی کردن گفتن سلام من آقای فلانی هستم دبیر ریاضیات و مشاور تحصیلی هم هستم و رتبه 10 کنکور ریاضی انسانی تو سال 99 هم شاگرد من بوده من گفتم ایول دمش گرم با این سن کمش آخه سنشون خیلی کم سن و سال میخورد فکر کردم دانشجوعه و گفتم ایول یک دانشجو تونسته این کارو بکنه چون سنشون خیلی کم به چهره میخورد و اصلاً من تعجب کردم و یک نکته دیگه هم که تو این جلسه اول بهش برخوردم اینکه الان دارم با حرفهای شما بهش پی میبرم زمانی که ایشون خودشون مشاور تحصیلی معرفی کرد گفت من آقای فلانی هستم مشاور تحصیلی آموزشگاه ازش پولی گرفت نه اصلاً آموزشگاه بهش حقوق میداد و منی که جذب ایشون شدم و گفتم ایشون باید مشاوره تحصیلی من شه با خودش صحبت کردم نه آموزشگاه پولی دادم یا ایشون برای تبلیغاتش که تو کلاس خودشون این حرفو زدن تبلیغات زیادی کردم نه اصلاً ایشون با حرفهای بودن با کاربلد بودنش منو جذب کردن یعنی هر کسی کیفیت کارش خوب باشه و باور ثروتش خوب باشه میتونه آدمها رو جذب کنه بدون هیچ تبلیغات گزاف اضافهای که سرمایهشو بذارن و حتی جوری شد وقتی من هنوز که هنوزه با اینکه الان دانشآموز نیستم و دنبال یه کار دیگهای رفتم کسی دنبال مشاور تحصیلی میگرده ایشونو معرفی میکنم یه کسی که معلم ریاضی میخواد حتی تو فضای مجازی اصلاً من طرفو ندیدم ایشونو معرفی میکنم به عنوان بهترین معلم ریاضی و بهترین مشاور تحصیلی بابت چی این کارو میکنم بابت اینکه ایشون خیلی کارشون خوب بوده و تو زندگی من خیلی تاثیر گذاشته و یکی از این کارهای خوبشون معرفی شما به من بود معرفی شما به منی که پر از شرک بودم پر از شکایت پر از گله
و جالب اینجا بود سال بعدی که ما با ایشون میخواستیم کلاس برداریم اول فکر کردیم سال مثلاً یازدهم انسانی با ایشونه بعد گفتیم خوبه دیگه با استاد فلانی سال دیگه هم با ایشون تو فلان مؤسسه خیلی از بچهها که فهمیدن دیگه ایشون معلم ریاضی تو این مؤسسه نیست پولشونو پس گرفتن و رفتن و گفتن ما با ایشون میخواستیم کلاس برداریم و هرچی مدیر مؤسسه میخواست اینا رو راضی کنه که نه استاد جدیدم خوبه اینها راضی نشدند و من هم یادمه که بعد یک ماه کلاً دیگه کلاسو رفتم و کلاس دلزدهم کرد و با معلم مدرسه و کلاسهای آنلاین رایگان توی نرمافزارهای مختلف پیش رفتم و یادمه سال بعد با ایشون شهریور ماه کلاس برداشتم و ریاضیمو 20 شدم
و الان نه تنها برای ریاضی یا برای درسام بلکه برای حتی فایلهای شما استاد که بخوام باورهای خودم را قویتر کنم بعد از خوندن کامنت شما دوستان عزیز و صحبتهای استاد اگر سوالی برای من پیش بیاد میرم سمت ایشون و میپرسم از ایشون و ایشون با مثال با مثالهای سادهشون به من میگه که چیکار کنم و با هم راجع به این باورها حرف میزنیم و خیلی حس خوبی میگیرم
یا یادمه من خودم وقتی اومدم توی کار لوازم آرایشی و کانال زدم و کارهای آنلاینو انجام دادم یادمه بیشتر کارها رو بلد بودم بیشتر کارهای تبلیغات پس نیازی نبود براش پول بدم پس نیازی نبود پول اضافی بدم برای تبلیغات فقط در حد تبلیغات دیوار اونم نسبت به درآمدم خیلی کم بود 70 هزار تومان برای سه ماه و نه هیچ تبلیغات اضافی دیگهای و جالب اینجاست من بدون اینکه محصولمو بذارم توی کانال مشتری براش پیدا میشه و یکجا ازم میخره خیلی وقتا دوستای آنلاینشاپ یا خیلی از دوستای دیگهام که فروشنده هستند مثل خودم به من میگن که تو خوشروزی هستی برای ما هم بفروش جنسهای ما رو دستمون مونده من فقط میخندم اون لحظه میگم بابا اینا کجان خدا همه کارا انجام میده اینا چرا انقدر مشرکن من بدون خدا هیچم خدایی که به من میگه با مشتری چه جوری رفتار کن که فروشت خوب باشه خدایا به من میگه چه جوری قیمت بزار رو محصولت که مشتری ازت راضی باشه از کجا بخر که مشتری از کیفیتش راضی باشه خدای منو هدایت کرده به فروشندههای اصلی خوب که جنسمو با بهترین کیفیت و مناسبترین قیمت و حتی کسایی که نمیتونن با کسب و کار کم کار راه بندازند منو هدایت میکنه به اونا که بتونم به اونام جنس بدم و یک درآمدی هم برای خودم کسب کنم خدایی که مخاطبای کانالمو برای من میاره بدون اینکه من حتی یک قرون پول عضو بدم درسته خودم بلدم عضو بزنم عضو بیارم اما بدون هیچ تبلیغات اضافی این کارو انجام میدم خیلی از دوستای ادمینم هستند که این کارها رو با پول دادن انجام میدن و من واقعاً اینو نمیفهمم اگر اون عضوها لفت دادن چی یعنی تو سرمایتو ریختی دور خب همونو بذار روی جنست جنس بهتری بکن که مخاطب به خاطر کیفیت کارای تو بیاد نه به خاطر اعضای کانالت یادمه اوایل که اعضای کانالم زیاد نبود گفتم نمیتونیم اعتماد کنیم گفتم اوکی شما بیاین خرید حضوری هم انجام بدید بیاید اینم شماره تماس من و انقدر با مشتری صادق بودم که مشتری بهم اعتماد میکرد حتی بارها و بارها شده من اصلاً مشتریو نمیدیدم و اصلاً نمیشناختمش و توی شهر دیگهای بود اما مشتری به من زنگ میزد میگفت خانم رستگار فلان جنسو برام میذاری کنار من میگفتم باشه اوکیه ولی گرون شده نرخ رفته بالا باید انقدر پول بدی مثلاً 50 میلیون 60 میلیون مشتری میگفت خانم رستگار میگفت من به شما اعتماد دارم بدون اینکه حتی منو ببینه بشناسه بهم اعتماد میکرد یا ن یک چند وقتی به خاطر یادگیری برای یک آدم کار میکردم و وقتی تصمیم گرفتم و نشانه اومد که باید از این کار بیام بیرون چندین دفعه اون بنده خدا به من زنگ زد که خانم رستگار برگرد و دوستانم رو واسطه قرار داد که من برگردم اما یک چیزی درون من میگفت دیگه برگشت به اون کار جایز نیست و من باید بدون هیچ قسط و قرضی همونطور که استاد عباسمنش میگه کسب و کار خودم را بندازم حتی اگر خیلی سرمایه کمی داشته باشم و شاید خیلیا مسخرهام کنن بگن بابا از این فروش تو هیچی در نمیاد تو باید قرض بگیری تو باید وام بگیری تو باید از پدر مادرت کمک بگیری این حرفها خیلی بود مخصوصاً طرف فامیل و من گفتم که تو باید وام بگیری تو باید شریک بگیری تو باید با یک بزرگتر مشورت کنی و من فقط به ندای قلبی خودم گوش میدادم میگفتم ول کن اون بندگان خدا مریضن دست خودشون نیست به قول معلم ریاضی این دست خودشون نیست من نباید با اونها بحث کنم من باید کار خودم رو انجام بدم
و جالب اینجا بود استاد عباسمنش عزیزم به یک روز نکشید جنسهای من فروش رفت و خاله من تعجب کرده بود گفت دفعه پیش که اومدم مشهد کمدت پر جنس بود با قفسههای اتاقت میگفتم خدایا تو اینا رو تو یک سالم نمیتونی بفروشی چه برسه تو این دو ماه و واقعاً باورتون شاید نشه من همه این مشتریا رو اتفاقی بدون هیچ هزینهای پیدا کردم
اما هنوز که هنوزه یک باور مخرب دارم میرم قیمتهامو با رقیبام چک میکنم نه اینکه بخوام خرابشون کنم میرم قیمتشون قیمتمو با اونها چک میکنم که قیمتم رو یه ذره پایینتر از اونها بذارم اما میدونم این کار اشتباهه چون که نه من در شرایط اون هستم نه اونها در شرایط من الان فقط میرم کانالها رو نگاه میکنم که چه محصولاتی بیشتر ترنده و توی این فصل بیشتر مردم چه محصولاتی استفاده میکنند من هیچ وقت نخواستم رقیبمو خراب کنم یا بگم جنسهای اون بدتره یادمه لصابکارم وقتی که پیشش کار میکردم وقتی که بهش میگفتم خب من اگر از پیش شما برم تو همین کسب و کار تو یک منطقه شما مشکلی ندارید میگفت من مشکلی ندارم اما جالب برای من اینجا بود که یکی از فامیلاش عموش رفته جنسهای اون بده جنسهای من خوبه جنسهای اون فلان جنسهای اون بیسار و من میگفتم شاید درست بگی جنسهای اون بده اما چرا میخوای از خودت دفاع کنی چرا میخوای بگی جنسهای اون بده اگه تو در مدار درست باشی مشتری میاد سمت دیگه چه نیازیه اونو خراب کنی یا اون تو را خراب کنه و روابط فامیلیتون به هم بخوره و خیلی برای من جالب بود همچین آدمی که میگفت روزی رسون خداست چرا پس به خاطر درآمدش فامیل خودشونو خراب میکرد الان اگر کسی به من بگه جنسهای فلان جا بد بود کیفیتش بد بود میگم من میگم من اطلاعی ندارم شاید اون یک بار اینجوری بوده اما من میدونم که جنسهای خودم کیفیت داره کیفیت اصل چون میدونم مشتری به اعتبار جنس خوب میاد سمتم نه به تبلیغ نه به هزار چیز دیگه تو این کار فهمیدم دو چیز مهمه جنس خوب اخلاق خوب و روراستی و به مشتری میگم بعضی وقتا که جنس فیک به دستم برسه خب من که تو بار زدن نیستم خیلی وقتا جنس فیک به دستم میرسه به مشتری این جن فیکه میخوای همینو ببر با قیمت پایینتر یا برگشت میزنم و خدا را شکر به خاطر همین موضوع همه مشتریا میان سمتم و همه اینا رو از خدا و شما دارم استاد عباسمنش میدونی چرا چون شما به من یاد دادید تو فایلاتون چیکار کنم شما با فایلهای تمرکز بر روی نکات مثبت با فایلهای سفرنامه زندگی در بهشت به من یاد دادید که چه جوری زندگی روزمرهامو پیش ببرم و با اینکه این فایلها هدیه است اما فایلها از ضررهایی توی زندگی من پیشگیری کرده که اصلاً نمیتونم بشمـارم هزاران هزاران ضرر که اگر یشتر روی ذهنم کار کنم بیشتر از این نصیبم میشه و به خودم قول دادم که هر چقدر بیشتر میتونم بیشتر روی ذهنم کار کنم
امیدوارم هر کجا هستید استاد مثل همیشه خوشحال و سرحال باشید و با خانم شایسته عزیز زندگی خوبی داشته باشید و بتونم یک روز شما رو از نزدیک ببینم و بغلتون کنم و بگم چقدر دوستتون دارم در پناه الله یکتا باشید به امید دیدار
به نام خدای مهربان
سلام بر استاد عزیزم
گام 13 تشخیص اصل از فرع در باره نتایج
عده ای از افراد را دیده بودم که در یک دوره ای به صورت قابل توجهی در کارشان به موفقیت رسیده و مورد توجه قرار گرفته بودند، ولی بعد از مدت زمانی با رکود مواجه شدند. اما این را دقیقا نمی دانستم که دلیل این رکود بعد از آن درخشش چه بوده؟
الآن دلیل را متوجه شدم. دلیل استفاده از فرع بوده است، درست است، تکنیک ها و ابزار فرعی هم یک سری نتایج را به بار میارد اما مقطعی خواهد بود. در حالی استفاده از اصل و بر پایه آن کار کردن است که نتایج پایدار را رقم می زند و تا زمانی که از اصل جدا نشویم نه تنها دچا رکود نخواهیم شد، بلکه همواره در حال سعود خواهیم بود.
بهترین نمونه اش هم استاد عباس منش عزیز است که به هر آنچه می گوید اول خودش عمل کرده است.
شکر وجودت استاد بزرگوار
برای تان آرامشی ورای درک انسانها خواهانم
برای تان آرامش و سلامتی، ثروت و شادمانی، طول عمر با عزت و سعادت ابدی خواهانم.
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان
سلام به همه دوستان ثروتمندم
خداوند را شکرت بخاطر این آگاهی های توحیدی و ناب که توسط بهترین استاد دنیا مطرح میشه ، واقعا تک تک جملات ارزشمند هست و باید با تمرکز بنویسیم و بهش عمل کنیم.
خلاصه کلام استاد ، توجه و تمرکز به زیبایی ها و اعراض از ناخواسته ها هست ، چون ، موضوع ارسال فرنکاس هست و ما خالق زندگی خودمان هستیم، وقتی به زیبایی ها توجه و تمرکز کنیم و بابت نعمتهای الهی که داریم و استفاده می کنیم ، فرنکاس ما رشد می کنه و قابل ارسال می شه و به این ترتیب بهترین اتفاقات را رقم می زنیم و کائنات به ما پاسخ میده، کافی است نشانه ها را تشخیص بدهیم و ادامه بدهیم و سعی کنیم همیشه در احساس خوب بمانیم.
بنام الله یکتا
سلام به همهی عزیزان
الان که میخوام بنویسم هم ذهنم مقاومت داره هم اینکه اصلأ نمیدونم چی میخوام بنویسم
خدایا اعتبار نوشتهاو رو از تو میگیرم
اصل از فرع باید تشخیص داده بسه آره در هر زمینه ای حتی تو عبادت هدا چقدر دوار فرعیات شدم چقدر خودم رو مقید به فرعیات کردم در حالی هیچ وقت قلبم آرامش نداشت
اکنون تنها مینویسم عر آنچه بر قلبم جاریست این یعنی اصل این یعنی اینکه ایمانم و توکلم تنها برخداست
هدایا شکرت که کم کم دارم قانون باور و توحید و شرک رو کم کم ذره ذره میفهمم
قبلأ از هر رفتار اطرافیانم برداشتی داشتم و زندگیم رو با شرایط بیرونی پیش میبردم ولی الان انگار دارم مزه مزه میکنم زندگی به طعم باورهای خودم رو انگار دارم باور میکنم قوانین رو
منظورم اینه که تا الان داشتم وانمود میکردم تنها درظاهر میگفتم که باوردارم قانون رو که میدونیم حرف بی عمل باد هواست یهنی قلبأ باید ایمانم رو به خودم ثابت میکردم
اکنون میدونم من باید بدونم باورهام میسازه تک تک ثانیه هام رو و اینکه تنها تکیه گاهم بابد هدا باشه انگاری دارم مزه خوب زندگی رو میچشم انگار بوی یک زندگی خوب خدایی و با توخید وتوکل به مشامم میرسه
خدایا شکرت که در اول شروع کارم با این فایل مرا روبرو ساختی
اینکه باید بدانم اصل تنها تویی تنها دلبستن به توست
تو همانی که من باید دنبالش بودم ولی هیچ وقت نبودم
الان در این حال با تمام وجودم لمست میکنم و حس بودنت رو کامل میفهمم
استاد عزیزم از خداوند برای وجودتان سپاسگزارم از خداوند برایتان عمر با عزت میطلبم
خدایا شکرت برای بودنم دراین زمان و در این مکان در کنار خانواده ام و برای سلامتی خانواده و خودم سپاسگزارم
آنچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند