این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-68.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-05 09:44:212024-11-08 05:33:53live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
4924نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سپاسگزار خداوندی هستم که مرا به بهترین مسیر هدایت کرد مسیر کسانی که به آنها نعمت داده است.
استاد جونم، عزیزم من برنده مسابقه شدم، همین الان و در همین روز اول???????
چند روزه که دارم باوری رو که توی فایل گزارش قدم اول توضیح دادید رو با عشق با خودم تکرار می کنم و نتایج فوقالعاده اش رو می بینم.
« خداوند می تونه همه چیز رو درست کنه، مهم نیست که چقدر اوضاع خراب باشه، همه چیز می تونه تغییر کنه، حتی به این شکل که توی یک هفته، چنین حجمی از باران، از نعمتهای الهی بیاد، که رودخانهها پر بشه، سدها پر بشه… هر چقدر اوضاع بد باشه فکر نکنید که به همون مقدار زمان نیازه تا اوضاع خوب بشه، واقعاً می دونه خیلی زود تموم اون کمبودها جبران بشه، تموم اون مسائل جبران بشه، وقتی شما تغییر می کنید»
دیشب وقتی دیدم فالاور های ایستا گرامامتون بیشتر از هزار نفر اضافه شده داشتم به خودم می گفتم که اگر غیر از این باشه باید تعجب کنم. و با خودم می گفتم استاد اینقدر باورهای توحیدی و عالی داره، اینقدر به قانون مسلطه که روز به روز نتایج بیشتر و بهتری می گیره، با خودم فکر کردم برای رسیدن به همچین آگاهی و ایمانی در مورد قانون من باید همه دوره هاش رو بخرم و اوووووووه تا من اونا رو بخرم و کار کنم و درک کنم…. یک دفعه این باور بالا رو با خودم تکرار کردم و گفتم خدا می تونه توی یک هفته همه چیز رو درست کنه و حجم زیادی از باران و نعمت الهی رو بر من ببارونه، تا درک خیلی بهتری در مورد قانون و موفقیت مالی رو کسب کنم .
استاد جونم به خدا اشکم بند نمیاد وقتی دیدم که این فایل رو گذاشتید ، اونم برای یک هفته ، به خدا که شما مثل همیشه راست می گید ، خدا می تونه همه چیز رو درست کنه ، خدا می تونه توی یک هفته بارانی از آگاهی هایی که من نیاز دارم رو بر من ببارونه، و تموم رودها و سدهای وجودم را پر آب کنه، خدا جونم عاشقتتتتم که حجم زیادی از آگاهی رو توی این هفته بر من می بارونی.
استاد عزیزم، دوستانی که دوره اعتماد به نفس شما رو دارن میان بهترین جواب ها رو در مورد باور لیاقت و ارزشمندی که برای خلق این نتیجه نیازه رو می نویسند، دوستانی که دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها رو دارن میان از قدم به قدم رسیدن شما به این نتیجه میگن، عزیزانی که دوره های ثروت شما رو دارن میان از ترمز هایی که برای رسیدن به این خواسته از بین بردید و باورهای فوقالعاده ای که ساختید میگن. دوستانی که دوره هدفگذاری رو دارن میان از شیوه هدفگذاری برای موفقیت در کسب و کار میگن، عزیزانی که دوره جهان بینی رو دارن میان از دیدگاه توحیدی که جهان رو میبینن و چگونگی خلق این نتیجه میگن، دوستان در دوره کشف قوانین میان از شیوه به کار بردن قانون برای خلق این موفقیت میگن و دوستان السابقون السابقونی که توی دوره ۱۲ قدم دریایی از عشق الهی و ایمان رو درک کردند و توی جلسه توجه به نکات مثبت باورهای عالی برای فروش اون هنرهای نمایشگاه، که توی فایل گزارش در موردش توضیح دادید رو بیان می کنند.
می بینی استاد عزیزم من برنده شدم توی یک هفته بارانی از بهترین باورها در همه محصولات در مورد قانون و کسب و کار و ساخت ثروت که نیاز دارم، می باره.
و اما جواب این سوال با توجه به مداری هستم ، برای تثبیت باور های توحیدی خودم می نویسم:
وقتی که ما باور داریم که تکه ای از خدا هستیم، وقتی خدای روی زمینیم، دیگه چه احتیاجی به تبلیغات، وقتی که باور داشته باشیم که برای رسیدن به خواسته هامون وابسته به هیچ کسب و کاری نیستیم، پس با آرامش به انجام رسالتمون می پردازیم.
وقتی که ما با الهام به خدا محتویاتی که خداجون بهمون الهام میکنه رو در اختیار دیگران می ذاریم و ایمان داریم که نتیجه ای که این محصول میذاره صد ها برابر بیشتر از قیمتشه، پس اونایی که این محصول رو میخرن و دنباله رو این مسیرن، برندگان واقعی هستند ،پس دیگه چه نیازی به تبلیغ هست.
نتیجه ای که استاد دارن می گیره ساده ترین و بدیهی ترین نتیجه ای است که وقتی به خدا وصل بشیم می گیریم. وقتی که ایمانی مثل استاد به خدا داشته باشیم و همه چیز رو به دست خودش بسپریم بهترین افراد و اتفاقات را برای ما میاره.
همین طور که برای من عرض یک هفته بارانی از باور های قدرتمند کننده و آگاهی های ناب میاره.
عاشق همتون و و بابت مشارکتی که از همیشه بیشتر خواهید داشت. ممنونم.
تازه یه جایزه بالاتر از این هم قرار. بگیرم که اونم پاسخ بینظیری که استاد روی این فایل می ذارن،
اصلأ از مسابقه برای من جایزه بارونه، بارانی از نعمت و ثروت و برنده بودن.
ممنونم استاد جونم که بازم به الهام خدا جونم عمل کردی و این هدایای فوق العاده رو برام فرستادی.
عاشقتتتتم خدا جونم که برایت فقط ایمان و توکلم به تو کافیست تا بارانی از نعمت را بر من ببارانی و همه چیز رو درست کنی و همه چیز رو جبران کنی.????
احساس خوب نوشته هایت را گرفتم این روزها هوای دلم ابری با بغض الهی ست ٫تا نزدیکی های سد گونه ی چشمانم می آیند اما دوباره می روند جاهاییست که آرام اشک هایم از گوشه ی چشمم میچکند بدون آنکه حتی متوجه باشم ٫
روزهایی سیل اشک هایش صورت زیبایم را میپوشاند ٫آری این روزها ابریم با کمی تابش آفتاب ٫هوای دلم پر از زیبایی وعشق است وان بارش بی انتهای رحمت ٫
کلماتی که می آیند از درون می آیند من مینویسم و میگویم دمت گرم خدا جون عجب خدایی به به ٫
برات بهترین ها رو آرزو دارم ٫این بهترین پاداش خودم به خودمه خوندن نظرات ارزشمند و الهی دوستانم وبا عشق بهشون جواب دادن ٫همه ی اینها به خودم بر میگرده با عشق میدونم و اینکه چقدر دارم درس یاد میگیرم ٫
چه باور عالییی خدا می تونه توی یک هفته بارانی از آگاهی هایی که من نیاز دارم رو بر من ببارونه، و تموم رودها و سدهای وجودم را پر آب کنه، خدا جونم عاشقتتتتم که حجم زیادی از آگاهی رو توی این هفته بر من می بارونی. اره زمان بندی خدا بی نظیره خدا همه زمانهای از دست رفته رو جبران می کنه به شرطی که ما بهش اعتماد کنیم…… به امیذ این که خودش هر روز و هر ثانیه بهمون کمک کنه که بهش نزدیک تر بشیم و بیشتر بیشتر باورش کنیم
ببینید خداوند علم رو زیر سوال نمیبره بلکه نگاه مارو نسبت به موضوعات به چالش میکشه
(اگه بخوام از قرآن مثال بزنم خدا میگه “و هیچ کس به علمش احاطه نداره جز به آنچه بخواهد” بقره/ آیت الکرسی٫
پس خدا می خواد که علمش رو به افرادی بده که این حرف میزنه)
پس خداوند هرگز جایی نگفته از علم ها استفاده نکنید که دقیقا برعکس (“دنبال آن چه که برآن علم نداری نرو” اسرا/۳۶) اگه به دنبال چیزی میری علمش داشته باش٫ همین طور که همه ما داریم از علم های گوناگونی در زندگیمان بهره میبریم از جمله استاد عباسمنش، بیل گیتس، استیو جابز، مارک زاکربرگ و پیامبران ما مثل حضرت محمد که علم تجارت آموخت حضرت داوود و سلیمان که علم حکومت داری آموختن و حضرت نوح که علم ساخت کشتی آموخت و الی آخر پس این علم نیست که اشتباست یا درست بلکه نگاه ما نسبت به اون ها درست یا نادرست مثلا ما میایم نگاه خودمون با اون علم قاطی میکنیم و تحویل دیگران میدیم و اسمش رو میزاریم نظریه یا علم روز٫ در مثالی که استاد زد، اون استادی که داشت تمام موضوعات مربوط به سایت به اقای عباسمنش می آموخت دیدگاه خودش یا دیدگاه یکسری افراد دیگه رو قاطی کرده بود با موضوع سایت و داشت به عنوان علمی درست به شاگردانش آموزش میداد، بله به نظر من هم حرف های استاد طراحی سایت درسته درمورد مارکتینگ و همه چی اما برای کی درسته؟! برای ما نه، بلکه برای کسانی درسته که می خوان این حرف هارو باور کنن و به دنبال چنین حرفهایی یا به قول خودشون چنین علم هایی هستن نه برای ما که به دنبال حقیقت ماجراییم نه به دنبال رسیدن به آرزوها و خواسته هامون از اون راهی که خودمون میدونیم درسته، ما به دنبال صراط مستقیم یا راه میانه هستیم تا از اون راه صاف به خواستمون برسیم که ضرر و آسیبی نرسونیم به خودمون و یا ظلمی در حق خودمون نکرده باشیم بنابراین برای کسی که در چنین جایگاهی قرار داره که می تونه حق از باطل تشخیص بده پس جایی هم که داره چیزی یاد میگیره اونجا هم میتونه از میون کلام استاد خودش حق از باطل بکشه بیرون وبه نفع خودش و خدای خودش استفاده کنه، اگه بخوام خلاصه تر بگم اینه که استاد عباسمنش داشت درباره سایت یاد می گرفت اما از طرفی هم میدونست که مجبور نیست تمام حرف های معلم خودش باور کنه و همشون مثل وحی منزل به کار ببره چون هیچ کس کامل نیست (از جمله آموزگار طراحی سایت) پس اومد با آنچه که خودش در قالب الهامات آموخته بود pick up کرد و اون قسمت هایی رو برداشت که موجب رشدشه و اون به هدف اصلیش میرسونه و قسمت هایی رو که موجب دور شدنش از هدفش میشه رو پس زد و به کار نبست و این pick up کردنش بر چه اساس بود؟ براساس باورهایی که نسبت به “موفق شدن در یک کسب و کار” قبلا برای خودش ساخته بود و یا می تونیم بگیم علمی که قبلا کسب کرده بود در مورد کسب و کار، و مثلا استاد میدونه که همه چیز در درون ماست نه بیرون برای همین که با حرف هایی که در مورد رغیب میزد موافق نبود و یا حرف هایی که در مورد بازاریابی و مارکتینگ میزد برای زیبایی و جذابیت سایت و یا راه های گوناگون و پیچیده برای جذب مشتری، چون ظاهر نیست که کاری میکنه بلکه درون و محتوای خود محصول که کاری می کنه٫ پس به جای این که بخواد راه برعکس بره و از آخر بیاد به اول از اول به آخر میره و تکامل خودش تو فروش وموفقیت در کسب وکارش طی میکنه٫
پس هرچی که به خودمون برمیگرده رو، انجام میدیم اما بیرون، لزومی نداره چون ما مسئول اعمال خودمونیم نه رغیب و نه دیگران٫
پس نه به دیگران کاری داریم نه توجهی به رفتارها و حرف هایی که دیگران به ما دارن٫
هرکسی از هدایت الله پیروی کنه نه ترسی براوست و نه اندوهگین میشه پس پیروی از غیرالله برای ما ترس به همراه داره٫
به اعتقاد من برای ایمان آوردن و به جواب رسیدن کمی باید بیشتر به احساسات قلبیمون اطمینان کنیم که غالبا در حال hint دادن به ماست٫ البته من این قبول دارم گاهی ممکن تشخیصش برامون سخت بشه ولی این هم جزو امتحان الهی ماست که می تونیم با گذر از اون سربلند وپیروز بیرون بیابیم به امید و یاری خدای مهربان٫
منم خیلی به این سوال فکر کردم. مثلا یک جاهایی استاد میگه روی خدا حساب کن، یک جا میگه برو از کسی درخواست کن ( توی قانون آفرینش به بحث درخواست اشاره شده بود )، یا مثلا توی بحث کار کردن روی باور ها، من هنوز که هنوزه نفهمیدم به صورت یک جا روی باور هام کار کنم یا روی یک باور متمرکز بشم. توی کسب و کار، تمرکزم رو بذارم روی کسب و کار یا پس انداز کنم و بیرون از کسب و کارم سرمایه گذاری کنم. اگر قراره به الهامات درونی ام گوش بدم، برم خونه بخرم برای سرمایه گذاری یا توی کار خودم سرمایه گذاری کنم و …
من هنوز نفهمیدم که اگر به صورت خاص تمرکز کردم روی تقویت یک باور مثل لیاقت ثروت اگر توی محیط اطرافم اتفاقی میوفته که می تونه به من کمک کنه توی تایید باورهای دیگه ام چیکار کنم. مثلا اگر بارون میاد باید ازش استفاده کنم برای تقویت باور لیاقت یا فراوانی ؟
یا مثلا جاهای دیگه هم ما با سوالات مشابهی مثل سوال همین فایل روبرو هستیم، مثل خوف و رجا، مثل مبشرا و نذیرا ، بالاخره خدا مهربونه یا سخت گیر و همین طور الی آخر …
و مدت های زیادیه که دارم به این سوال که توی ذهنم شکل گرفته فکر می کنم !! جواب درستی ندارم اما یه حسی بهم میگه به همون نسبتی که بتونم جوابی برای این سوال پیدا کنم، می تونم توی زندگی ام پیشرفت کنم و جوابی که فعلا بهش رسیدم اینه که من می تونم به هر چیزی توجه کنم و همون رو به زندگی ام دعوت کنم و حالا که قراره تصمیم بگیرم که چیزی رو می خوام به زندگی ام وارد کنم، بهتره از خودم چند تا سوال بپرسم:
1. چجوری از این بهتر
2. چجوری از این راحت تر
3. چجوری از این سریعتر
جواب این سوالها از جنس گفتن نیست بلکه از نوع احساسه ، که کدوم جواب آرامش بیشتری به من میده! حقیقتش اینه که در نگاه اول برای کسی مثل من پیوند زدن ایجاد و تقویت باور ها با استفاده از یک راه میانبر مثل خدا خیلی جذاب به نظر برسه. اما وقتی که قدم توی این راه میذاری، متوجه میشی که باورهای درستی در مورد خدا نداری، متوجه میشی که برخلاف چیزی که فکر می کنی، بیشتر از هر چیز دیگه ای دوست داری روی خودت و مغزت حساب کنی، وقتی که به پشت سرم نگاه می کنم، متوجه میشم خیلی از کارهایی که انجام دادم یا انجام ندادم، برای این بوده که می خواستم خودم رو به خودم و به خدا ثابت کنم که البته هیچوقت هم نتونستم، اما وقتی تسلیم شدم و پذیرفتم که چقدر ضعیفم، همون لحظه توی کارم گشایش شده.
سه هفته پیش برادر خانمم فوت کرد، توی مراسمش سخنران از شرک توی کسب و کار صحبت می کرد، اولش خیلی خوشم اومد و همش می گفتم اره خوب، بالاخره خدا روزی رو میده و کسب و کار من فقط یک وسیله است و من تا الان هر چی که پول بدست آوردم اعتبارش رو باید به خدا بدم، ولی وقتی که یکم بیشتر و عمیق تر فکر کردم و خودم رو وقتی که میلیاردر شدم تصور کردم، دیدم که نه! انگار همه ی اعتبارش رو نمی خوام بدم به خدا، دوست دارم بگم من خلقش کردم، من این پول رو درست کردم ، من این کار رو کردم، من ، من ، من …
یه نگاهی به دور و اطراف مون بکنیم! چقدر آدم هست که کلی پول تبلیغات میده، کلی خرج اینترنت مارکتینگ میکنه اما آخرش شکست می خوره و همون پولی رو هم که داشته از دست میده، یا چقدر مثال داشتیم و داریم از افراد یا حتی توی زندگی خودمون که خواستیم یک کاری رو قوی شروع کنیم اما با همه ی سعی و تلاشی که کردیم بازم شکست خوردیم. پس اینها اصل نیست، اصل یک چیز دیگه است، فکر کنیم ببینیم می خوایم اصل زندگی مون چی باشه؟ اصل زندگی مون چه الان و چه وقتی که ثروت مون به حساب در نیاد، می خوایم اعتبارش رو به کی بدیم؟ خودمون یا خدا !؟ من تصمیم گرفتم بدم به خدا و از وقتی که این تصمیم رو گرفتم، چقدر رگه های شرک رو توی خودم پیدا کردم !! فهمیدم که ایمان آوردن یعنی چی ؟ فهمیدم که ایمان یه دکمه نیست که بزنی و بگی من ایمان آوردم، بلکه باید توی هر لحظه از زندگی ات جاری باشه.
توی مراسم ترحیم، داشت می گفت، یه عده هستند که کسب و کارشون همش خداست ! یعنی توی همه جای کسب و کارشون میشه خدا رو پیدا کرد و من یاد استاد افتادم و چقدر دوست داشتم که منم همین طور باشم ولی ما که حوزه کاری مون فرق می کنه ! اما الان می فهمم که چطوری باید این کار رو بکنم. قرار نیست که من داد بزنم آهای جماعت بیاید موحد بشید. من وقتی توی کسب و کارم ، شریکم رو خدا در نظر بگیرم و توی همه کار بهش اعتماد کنم و اجازه بدم که توی کسب و کار و زندگی ام جاری بشه، اطرافیانم و مشتریهام این فرکانس رو ناخودآگاه دریافت می کنند.
در نهایت به نظر من اینکه ما خیلی تکیه می کنیم روی روش های تبلیغ و … به خاطر اینه که می خوایم ثابت کنیم که ما این زندگی و پول رو ساختیم.
بنظرم واقعا توهم داریم که فکر میکنیم در مقابل خدا چیزی هستیم، واقعا چیزی نداریم در برابر عظمتش، و تسلیم شدن و خواستن اینکه زندگیمون پر از خدا بشه،چقدر قشنگه.
سوالتون من رو بفکر برد و من دیدم که شما (استاد عباس منش) هم در واقع تبلیغات خودتونو دارید ولی یکم شکلش با بقیه فرق داره ٫ شما در درونتون واقعا به این اعتقاد دارین که باید هر کاری رو درست انجام داد این موضوع دو پیشامد خیلی خوب داره یکی اینکه اولا احساس خوبی دارین ؛ وقتی کاری رو خیلی خوب انجام میدی به انرژی منبع یعنی خدا وصل شدی پس احساست عالی میشه و این خودش خیلی قدرتمند کنندس و بعدیش اینکه مشتری ازت راضیه و درست نکته این جاست که زمانی که حالت خوبه اتفاقات بهتری رو تجربه میکنیم و دوما اینکه وقتی مشتری ازت راضیه خودش نوعی تبلیغ برات انجام میده بنام تبلیغ دهان به دهان که در مورد شما این میشه که آموزش های رایگانتون رو میزارن یوتیوب و یا به کسایی که مستعد هستن معرفی میشین و یا بقیه شبکه های اجتماعی و شما بدون اینکه بدونی مشتریت میخواد دیگران هم شما رو بشناسن اگر کسی از دنیای مارکتینگ سر در بیاره میدونه تبلیغ دهان به دهان بیشترین تاثیر گذاری رو داره و این تبلیغ هم چیزی بجز این نیست که کارت رو خدایی و با عشق انجام بدی تا مشتری ازت راضی بشه و بخواد این حس خدایی رو خودآگاه و ناخودآگاه به دیگرانم منتقل کنه ٫
در مورد سوال دوستمون که پرسیده بود کی باید با توجه به احساسمون و کی باید به علوم مارکتینگ برای بازاریابی پایبند باشیم باید بگم که شما میتونی علوم بازاریابی رو یاد بگیری و با توجه به احساست ازش استفاده کنی درست مثل یک معمار که تمام ابزار ( ماله ، شمشه و ٫٫٫) رو داره و همیشه زمانی ازش استفاده میکنه که چیزی که میسازه حس خوبی و ببینده و استفاده کننده سازه بده حالا میتونه خیلی ساده باشه یا خیلی پیچیده ولی این احساس اونه که تعیین میکنه از چه ابزاری استفاده کنه که احساس خوب رو بگیره و منتقل کنه ٫ پس متوجه میشیم که ابزار و علوم مارکتینگ حتما همیشه جوابگو نیستن و اصل اینه که کاری که انجام میدی خدایی باشه و به انرژی منبع یعنی رب وصل بشه و اگر برای کامل کردن این کار و اتصال بهتر احساس کردی که با این علوم و ابزار بهتر میتونی اتصال رو برقرار کنی میتونی ازشون استفاده کنی ٫
در جواب این سوال دوست عزیزمون باید بگم:ما طبق باورهایمان در دوران مختلف سن به یه شغل یا کسب کار هدایت میشویم و یا با تحصیل در اون رشته یا با کار تجربی در اون رشته متخصص شده و کسب و کار رو راه اندازی میکنیم.
برای هر کسب و کاری ابزار مختص اون موجود بوده و همه از ابزار برا راه اندازی و ادامه استفاده میکنند و همیشه ابزار همه کسب و کارها در حال بروز شدن هست و همه با ابزار جدید ادامه میدهند مثل اینترنت و شبکه های اجتماعی و …
اصولا برا انجام هر کسب و کاری تخصص اون کسب و کار و تکنیک استفاده از ابزار اون کسب و کار لازم هست و این چیزیه که همه بلدن و سعی میکنند با تلاش برای بهتر شدن تو این قضیه گوی و میدان رو در دست بگیرند و این بعد فیزیکی کار هست اما اون چیزی که اصل و اساس هست اینه که چه باوری و چه سیستم تفکری اون نفر رو برده به سمت اون کسب و کار و در واقع همه این قضیه رو خیلی سریع فراموش میکنند.
در واقع همه بر اساس باورها و الهامات به سمت کسب و کارها هدایت میشوند و اصل شکل گیری اون کسب و کار بر اساس شهود و باور درونی همراه با علاقه و اشتیاق و احساس خوب بوده و تمام این مسائل بعد متافیزیکی کار هست.
اکنون که اصل و بیس کار معلوم شد مهم نیست کسب و کار چی باشه،آفلاین باشه یا آنلاین،تولیدی باشه یا فروش یک محصول؟!
اگر بر سیستم باوری درست همراه با فرکانس مثبت و اشتیاق شکل گرفته باشه مسلما خود به خود این اشتیاق و تمام ابعاد درونی کار،بعنوان اصل و اساس، بعد فیزیکی کار رو شکل میده و روز به روز با بهتر شدن و درک بهتر قوانین حاکم بر جهان هستی مثل این قانون که میگه:اگر کیفیت کاری که داری انجام میدی هر چی باشه مشتریانی رو جذب میکنی که هم مدار با اون جنس یا کالا هستن حالا چه خوب و چه بد،شما در کارت تکامل پیدا میکنی.
شما چه تبلیغ بکنی و چه نکنی!چه دست و پا بزنی و چه رها کنی و بسپری به جهان که فروش محصولتو انجام بده!اگر در فرکانس و باور قوی همراه با اشتیاق و احساس خوب هر جنسی رو با هر کیفیتی عرضه کنی دقیقا مشابه با نوع کیفیت اون جنس مشتریشو جذب میکنی.
اگر به قرآن رجوع کنیم و واژه نیت را با باور و فرکانس هم معنی قرار بدیم
قرآن میفرماید:ان اعمالکم بالنیات(هر عملی با توجه به نیت و فرکانسش نتیجه میدهد،پس این فرکانس بیس و اساس هست که نوع عمل را شکل میدهد).
مقایسه دو شرکت خودرو سازی تسلا و مثلا کیا موتورز میتونه کمکی باشه برا درک بهتر این امر
تسلا:تولید محدود یک کالا با کیفیتی فوق العاده و تنوع کم و قیمتی بالا و بدون تبلیغات برای یک سری از افراد حاضر در اون فرکانس
کیا موتورز:تولید انبوه و متنوع با کیفیتی متوسط و قیمتی مناسب برای یک سری دیگر افراد حاضر در این فرکانس
مشخصا سیستم فکری این دو مجموعه نوع تولید،نوع تبلیغات،کیفیت محصول و همه ابعاد فیزیکی کار رو شکل داده و سپس بعد فیزیکی شکل گرفته
پس باور مهترین بیس و اصل و اساس هر چیزی است که در جهان هستی در حال شکل گرفتن است و هر چه این نیت و باور با ذهن خداوند که سازنده همه چیز هست هم خوان تر باشد،آن عمل نشات گرفته از این باور موفق تر خواهد بود.
سلام به استاد عزیزم خانم شایسته عزیز و دوستان محترم
استاد هرچی حرفای شما رو گوش میکنم و بعد روی رفتار و حرفای گذشته اطرافیاو خودم فکر میکنم تناقض زیاد میبینم خودم یه فرد خیلی خیلی منفی بودم ک نمیتونستم هیچ چیز مثبتی رو ببینم اینم منشا گرفته از اون خصلت پدرم بود ک روی ما خیلی تاثیر گذاشته بود الان ک دارم رو خودم کار میکنم هم هنوز خیلی راه دارم تا بتونم با تجسم کردن اون چیزیو بسازم ک میخوام چون همیشه توی ذهن خودم هرچیزیو میخواستم برعکسشو تجسم میکردم با این باور ک اینجوری حتما بهش میرسم و اتفاقا هم توی بیشتر اوقات همینجور میشد اما کلی توی اون فاصله استرس رو باید تحمل میکردمو اعصابمو خوردم میکردم الان میخوام کاری متفاوت کنم ک اونم مستلزم زمانه و اینکه هیچ وقت اینجوری ک شما این چند وقت خدا رو بهم شناسوندین خدا رو باور نداشتم و همش تو استرسو نگرانی بودم به نظر من اینکه نتایج شما از بقیه متفاوته اون ایمان قلبیه ک نسبت به خدا دارین و اینکه حتما شما رو به خواسته تون میرسون و اون باورایی ک نسبت به براورده شدن خواسته هاتونه با اینکه من هنوز نتیجه مشخص و بارز نگرفتم ولی مطمعن شدم ک از اون اعتمادیه ک شما نسبت به خدا دارین ک میتونه همه خواسته هاتون رو بدون چونو چرا براورده کنه فقط به این دلیل ک بعنوان تنها خالق جهان و کسی ک قدرت لایزال دستشه قبولش دارین و به کس دیگه ایی غیر از اون امید یاری رسوندن ندارین همین باورایی ک ما هنوز توی دلمون قوی نشده. تجربه کردم وقتی کاریو میخوام انجام بدمو بدون استرس فقط با توکل شروع میکنم به نتیجه ی عالی میرسم به نظرم این همون کاریه ک شما همیشه انجام میدینو بقیه هرزگاهی. اینه ک نتیجه کار شما رو متفاوت کرده
ازخدای مهربونم سپاسگزارم ک منو توی این مسیر قرار داد?
استاد از شما هم ممنونم بابت اینکه تموم آموزهاتونو صادقانه به ماها یاد میدین?? هرچند من دانش آموز خوبی نیسم ولی از خدای مهربونم کمک میگیرم تا بتونم این مسیر و با موفقیت و سربلندی طی کنم?
برای شما و دوستانمم آرزوی موفقیت دارم مرسی بابت بودنتون
اتفاقا حرف هاتون بسیار صادقانه و دلنشین بود و حس بسیار عالی ای رو ب من داد. همه ما شاگرد های استاد نقص هایی در افکار باور ها و اعمالمون داریم قطعا و هیچکدوم کامل نیستیم. هممون داریم این مسیر رو طی میکنیم تا پخته تر شیم و به قانون مسلط تر شیم پس با اعتماد به نفس راجع به خودتون صحبت کنید و به خودتون ببالید چون ما جز اون ۵ درصد مردم جهان هستیم که هدایت شدیم! پس بدونید قطعا لایق این هدایت شدن بودید از طرف خدا که اینجایید! پس قوی و محکم و با اعتماد به نفس از خودتون حرف بزنید و مسیرو با قدرت پیش برید.???
قطعا اگر خواستتون از ته قلبتون باشه خدا خودش ما رو هدایت میکنه.خدا یارو یاور تک تک لحظاتتون
تنها چیزی که تفاوت بین کسب وکار استاد عباس منش و سایر کسب وکارها ایجاد کرده استفاده از قانون و نیروی جذب و ایجاد باورهای قدرتمند کننده و پایبندی و پایمردی نسبت به آنها است
اول اینکه باورهای ما هست که در هر کاری نتایج را برای ما حاصل میکنند چه خوب و چه بد استاد عزیزم هیچ باوری ندارند که حتما میباست تبلیغ کرد تا درامد خوب یا کسب و کار موفق داشت و به جای این باور دارند که خداوند هست که روزی رسان هست و عمل کردن به چنین باورهای توحیدی نتایج را به وجود می اورد و تمرکز بر روی خواسته ها هست و رشد شخصی در افکار و باورها نه تمرکزبر روی دیگران یا کارهای دیگران یا وسیله ها
هر کسب و کاری که دارید اولین موضوع باید کیفیت کار یا خدمات یا محصولتان باشد تا ظاهر ان.و برای هر کسب و کاری یک سری ملزومات نیاز است که بسته به شغل است اما نباید تمرکز بر روی این وسایل و ملزومات باشد و تمرکز بر روی بهبود هرچه بیشتر کار باشد کیفت و انجام ان کار به صورت راحت تر و لذت بردن از کارتون
حتی اگر در خود نیاز شدید به تبلیغات احساس میکنید باید بدانید که اون تبلیغ یا اون متن نیست که باعث بزرگ شدن شما میشه بلکه اون خداوند بزرگ هست که داره ظرف شما را بزرگ تر میکنه
به حرف دلتون گوش بدید کاریکه دلتون میگه انجام بدید همیشه نتیجه خوبی در می خواهد داشت چون این باعث میشه شما خود واقیعتان باشید نه یک ماسک.
امیدوار تمام عزیزان به بهترین حالت خودتان برسید و من نیز همینطور
و باورهای توحیدی ثروت را بیشتر از پیش در تک تک کارهای خود چه کوچک و بزرگ عمل کرده
سلام من با اطمینان میتونم بگم تنها تفاوتی که میتونه وجود داشته باشه همون عمل کردن به قوانین هست ولا غیر . اصلا تمام صحبت های استاد عباس منش و گروه تحقیقاتیشون بر اساس قوانین فرکانسها و خلق زندگیمون بر اساس خواست خودمون هست . طبیعتاً هر کدام از ما که از آگاهی های سایت استفاده میکنیم چه فایلهای رایگان چه محصولات در زمینه تخصصی خودمون فعالیت میکنیم با چالشها و مسایل خاص شغلی خودمون روبرو هستیم ولی در هر صورت اصولاً نباید تفاوتی بین نتایج استفاده از قانون در هر شغلی و تخصصی وجود داشته باشه . قوانین وقتی هیچ تفاوتی بین پیامبران خدا و افراد معمولی قائل نمیشن ( ماجرای حضرت یعقوب و ترسش بخاطر از دست دادن حضرت یوسف و باقی ماجرا که استاد در فایل حزن در قرآن توضیح دادند) پس چرا همان قوانین نباید نتایج یکسانی در مشاغل و تخصصهای متفاوت داشته باشند . تنها تفاوت استاد عباس منش و سایرین در کسب و کارشون فقط و فقط ایمان تزلزل ناپذیرشون در باور به قوانین جهان ( قانون فرکانسها) و قدرت خود ما در خلق تمام ابعاد زندگیمون هست . باقی مسائل اعم از راه حلها و افراد و امکانات به ما الهام شده و در سر راهمون قرار خواهند گرفت . فقط باید ایمان داشته باشیم و منتظر نشانه ها و الهامات از طرف خداوند باشیم . برای همه دوستان و خودم آرزوی بصیرت کامل و اگاهی خالص دارم . موفق باشید.
با سلام و آرزوی موفقیت برای همه کسانی که عضو این خانواده هستند.از نظر من بدلیل اینکه در این جهان همه چیز بر اساس قانون صورت گرفته است همه چیز به افکار انسانها بر میگرددهر چه انسان دید مثبت تری نسبت به شغل خود داشته باشد ومهم نیست که انسانها به چه شغلی مشغولند مهم این است که به شغل خود علاقه داشته باشند چون افکار انسان هست که احساس انسان را میسازد جهان هستی بر اساس احساس خوب یا بد انسان هست که به انسانها پاسخ میدهدنه به رفتار انسان. در همه کارها خصوصا شغلی که انسان دارد باید انسان به ندای درونش گوش دهد وبه الهاماتی که بهش میشود توجه کند تا هدایت شود به سمت پول وثروت. با تشکر از دوستی که این سوال را مطرح کرده
به نام هدایتگر وهاب
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان هم فرکانس
سپاسگزار خداوندی هستم که مرا به بهترین مسیر هدایت کرد مسیر کسانی که به آنها نعمت داده است.
استاد جونم، عزیزم من برنده مسابقه شدم، همین الان و در همین روز اول???????
چند روزه که دارم باوری رو که توی فایل گزارش قدم اول توضیح دادید رو با عشق با خودم تکرار می کنم و نتایج فوقالعاده اش رو می بینم.
« خداوند می تونه همه چیز رو درست کنه، مهم نیست که چقدر اوضاع خراب باشه، همه چیز می تونه تغییر کنه، حتی به این شکل که توی یک هفته، چنین حجمی از باران، از نعمتهای الهی بیاد، که رودخانهها پر بشه، سدها پر بشه… هر چقدر اوضاع بد باشه فکر نکنید که به همون مقدار زمان نیازه تا اوضاع خوب بشه، واقعاً می دونه خیلی زود تموم اون کمبودها جبران بشه، تموم اون مسائل جبران بشه، وقتی شما تغییر می کنید»
دیشب وقتی دیدم فالاور های ایستا گرامامتون بیشتر از هزار نفر اضافه شده داشتم به خودم می گفتم که اگر غیر از این باشه باید تعجب کنم. و با خودم می گفتم استاد اینقدر باورهای توحیدی و عالی داره، اینقدر به قانون مسلطه که روز به روز نتایج بیشتر و بهتری می گیره، با خودم فکر کردم برای رسیدن به همچین آگاهی و ایمانی در مورد قانون من باید همه دوره هاش رو بخرم و اوووووووه تا من اونا رو بخرم و کار کنم و درک کنم…. یک دفعه این باور بالا رو با خودم تکرار کردم و گفتم خدا می تونه توی یک هفته همه چیز رو درست کنه و حجم زیادی از باران و نعمت الهی رو بر من ببارونه، تا درک خیلی بهتری در مورد قانون و موفقیت مالی رو کسب کنم .
استاد جونم به خدا اشکم بند نمیاد وقتی دیدم که این فایل رو گذاشتید ، اونم برای یک هفته ، به خدا که شما مثل همیشه راست می گید ، خدا می تونه همه چیز رو درست کنه ، خدا می تونه توی یک هفته بارانی از آگاهی هایی که من نیاز دارم رو بر من ببارونه، و تموم رودها و سدهای وجودم را پر آب کنه، خدا جونم عاشقتتتتم که حجم زیادی از آگاهی رو توی این هفته بر من می بارونی.
استاد عزیزم، دوستانی که دوره اعتماد به نفس شما رو دارن میان بهترین جواب ها رو در مورد باور لیاقت و ارزشمندی که برای خلق این نتیجه نیازه رو می نویسند، دوستانی که دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها رو دارن میان از قدم به قدم رسیدن شما به این نتیجه میگن، عزیزانی که دوره های ثروت شما رو دارن میان از ترمز هایی که برای رسیدن به این خواسته از بین بردید و باورهای فوقالعاده ای که ساختید میگن. دوستانی که دوره هدفگذاری رو دارن میان از شیوه هدفگذاری برای موفقیت در کسب و کار میگن، عزیزانی که دوره جهان بینی رو دارن میان از دیدگاه توحیدی که جهان رو میبینن و چگونگی خلق این نتیجه میگن، دوستان در دوره کشف قوانین میان از شیوه به کار بردن قانون برای خلق این موفقیت میگن و دوستان السابقون السابقونی که توی دوره ۱۲ قدم دریایی از عشق الهی و ایمان رو درک کردند و توی جلسه توجه به نکات مثبت باورهای عالی برای فروش اون هنرهای نمایشگاه، که توی فایل گزارش در موردش توضیح دادید رو بیان می کنند.
می بینی استاد عزیزم من برنده شدم توی یک هفته بارانی از بهترین باورها در همه محصولات در مورد قانون و کسب و کار و ساخت ثروت که نیاز دارم، می باره.
و اما جواب این سوال با توجه به مداری هستم ، برای تثبیت باور های توحیدی خودم می نویسم:
وقتی که ما باور داریم که تکه ای از خدا هستیم، وقتی خدای روی زمینیم، دیگه چه احتیاجی به تبلیغات، وقتی که باور داشته باشیم که برای رسیدن به خواسته هامون وابسته به هیچ کسب و کاری نیستیم، پس با آرامش به انجام رسالتمون می پردازیم.
وقتی که ما با الهام به خدا محتویاتی که خداجون بهمون الهام میکنه رو در اختیار دیگران می ذاریم و ایمان داریم که نتیجه ای که این محصول میذاره صد ها برابر بیشتر از قیمتشه، پس اونایی که این محصول رو میخرن و دنباله رو این مسیرن، برندگان واقعی هستند ،پس دیگه چه نیازی به تبلیغ هست.
نتیجه ای که استاد دارن می گیره ساده ترین و بدیهی ترین نتیجه ای است که وقتی به خدا وصل بشیم می گیریم. وقتی که ایمانی مثل استاد به خدا داشته باشیم و همه چیز رو به دست خودش بسپریم بهترین افراد و اتفاقات را برای ما میاره.
همین طور که برای من عرض یک هفته بارانی از باور های قدرتمند کننده و آگاهی های ناب میاره.
عاشق همتون و و بابت مشارکتی که از همیشه بیشتر خواهید داشت. ممنونم.
تازه یه جایزه بالاتر از این هم قرار. بگیرم که اونم پاسخ بینظیری که استاد روی این فایل می ذارن،
اصلأ از مسابقه برای من جایزه بارونه، بارانی از نعمت و ثروت و برنده بودن.
ممنونم استاد جونم که بازم به الهام خدا جونم عمل کردی و این هدایای فوق العاده رو برام فرستادی.
عاشقتتتتم خدا جونم که برایت فقط ایمان و توکلم به تو کافیست تا بارانی از نعمت را بر من ببارانی و همه چیز رو درست کنی و همه چیز رو جبران کنی.????
به نام خدای مهربان
مرضیه جان دوست خوش قلب وبا معرفت و الهی من ٫
احساس خوب نوشته هایت را گرفتم این روزها هوای دلم ابری با بغض الهی ست ٫تا نزدیکی های سد گونه ی چشمانم می آیند اما دوباره می روند جاهاییست که آرام اشک هایم از گوشه ی چشمم میچکند بدون آنکه حتی متوجه باشم ٫
روزهایی سیل اشک هایش صورت زیبایم را میپوشاند ٫آری این روزها ابریم با کمی تابش آفتاب ٫هوای دلم پر از زیبایی وعشق است وان بارش بی انتهای رحمت ٫
کلماتی که می آیند از درون می آیند من مینویسم و میگویم دمت گرم خدا جون عجب خدایی به به ٫
برات بهترین ها رو آرزو دارم ٫این بهترین پاداش خودم به خودمه خوندن نظرات ارزشمند و الهی دوستانم وبا عشق بهشون جواب دادن ٫همه ی اینها به خودم بر میگرده با عشق میدونم و اینکه چقدر دارم درس یاد میگیرم ٫
در پناه خدای قشنگ و مهربان???????
شاااد سالم وخوشبخت وثروتمندباشید ???
دوست خوبم خانم پری پور سلام
چه حقیقت و چه باور قشنگیه این تکه ای از خدا بودن
مبارک تون باشه این پیروزی
آسمان همیشه بارانی از نعمت و ثروت برات آرزو میکنم که به حق لایقی
سلام مرضیه عزیزم….
چه باور عالییی خدا می تونه توی یک هفته بارانی از آگاهی هایی که من نیاز دارم رو بر من ببارونه، و تموم رودها و سدهای وجودم را پر آب کنه، خدا جونم عاشقتتتتم که حجم زیادی از آگاهی رو توی این هفته بر من می بارونی. اره زمان بندی خدا بی نظیره خدا همه زمانهای از دست رفته رو جبران می کنه به شرطی که ما بهش اعتماد کنیم…… به امیذ این که خودش هر روز و هر ثانیه بهمون کمک کنه که بهش نزدیک تر بشیم و بیشتر بیشتر باورش کنیم
خدا همه زمان های از دست رفته رو جبران میکنه به شرطی ک ما بهش اعتماد کنیم….
فوق العاده بود دوست عزیز این جملتون و کامنتتون.ممنونم ممنونم
واضحه
ببینید خداوند علم رو زیر سوال نمیبره بلکه نگاه مارو نسبت به موضوعات به چالش میکشه
(اگه بخوام از قرآن مثال بزنم خدا میگه “و هیچ کس به علمش احاطه نداره جز به آنچه بخواهد” بقره/ آیت الکرسی٫
پس خدا می خواد که علمش رو به افرادی بده که این حرف میزنه)
پس خداوند هرگز جایی نگفته از علم ها استفاده نکنید که دقیقا برعکس (“دنبال آن چه که برآن علم نداری نرو” اسرا/۳۶) اگه به دنبال چیزی میری علمش داشته باش٫ همین طور که همه ما داریم از علم های گوناگونی در زندگیمان بهره میبریم از جمله استاد عباسمنش، بیل گیتس، استیو جابز، مارک زاکربرگ و پیامبران ما مثل حضرت محمد که علم تجارت آموخت حضرت داوود و سلیمان که علم حکومت داری آموختن و حضرت نوح که علم ساخت کشتی آموخت و الی آخر پس این علم نیست که اشتباست یا درست بلکه نگاه ما نسبت به اون ها درست یا نادرست مثلا ما میایم نگاه خودمون با اون علم قاطی میکنیم و تحویل دیگران میدیم و اسمش رو میزاریم نظریه یا علم روز٫ در مثالی که استاد زد، اون استادی که داشت تمام موضوعات مربوط به سایت به اقای عباسمنش می آموخت دیدگاه خودش یا دیدگاه یکسری افراد دیگه رو قاطی کرده بود با موضوع سایت و داشت به عنوان علمی درست به شاگردانش آموزش میداد، بله به نظر من هم حرف های استاد طراحی سایت درسته درمورد مارکتینگ و همه چی اما برای کی درسته؟! برای ما نه، بلکه برای کسانی درسته که می خوان این حرف هارو باور کنن و به دنبال چنین حرفهایی یا به قول خودشون چنین علم هایی هستن نه برای ما که به دنبال حقیقت ماجراییم نه به دنبال رسیدن به آرزوها و خواسته هامون از اون راهی که خودمون میدونیم درسته، ما به دنبال صراط مستقیم یا راه میانه هستیم تا از اون راه صاف به خواستمون برسیم که ضرر و آسیبی نرسونیم به خودمون و یا ظلمی در حق خودمون نکرده باشیم بنابراین برای کسی که در چنین جایگاهی قرار داره که می تونه حق از باطل تشخیص بده پس جایی هم که داره چیزی یاد میگیره اونجا هم میتونه از میون کلام استاد خودش حق از باطل بکشه بیرون وبه نفع خودش و خدای خودش استفاده کنه، اگه بخوام خلاصه تر بگم اینه که استاد عباسمنش داشت درباره سایت یاد می گرفت اما از طرفی هم میدونست که مجبور نیست تمام حرف های معلم خودش باور کنه و همشون مثل وحی منزل به کار ببره چون هیچ کس کامل نیست (از جمله آموزگار طراحی سایت) پس اومد با آنچه که خودش در قالب الهامات آموخته بود pick up کرد و اون قسمت هایی رو برداشت که موجب رشدشه و اون به هدف اصلیش میرسونه و قسمت هایی رو که موجب دور شدنش از هدفش میشه رو پس زد و به کار نبست و این pick up کردنش بر چه اساس بود؟ براساس باورهایی که نسبت به “موفق شدن در یک کسب و کار” قبلا برای خودش ساخته بود و یا می تونیم بگیم علمی که قبلا کسب کرده بود در مورد کسب و کار، و مثلا استاد میدونه که همه چیز در درون ماست نه بیرون برای همین که با حرف هایی که در مورد رغیب میزد موافق نبود و یا حرف هایی که در مورد بازاریابی و مارکتینگ میزد برای زیبایی و جذابیت سایت و یا راه های گوناگون و پیچیده برای جذب مشتری، چون ظاهر نیست که کاری میکنه بلکه درون و محتوای خود محصول که کاری می کنه٫ پس به جای این که بخواد راه برعکس بره و از آخر بیاد به اول از اول به آخر میره و تکامل خودش تو فروش وموفقیت در کسب وکارش طی میکنه٫
پس هرچی که به خودمون برمیگرده رو، انجام میدیم اما بیرون، لزومی نداره چون ما مسئول اعمال خودمونیم نه رغیب و نه دیگران٫
پس نه به دیگران کاری داریم نه توجهی به رفتارها و حرف هایی که دیگران به ما دارن٫
هرکسی از هدایت الله پیروی کنه نه ترسی براوست و نه اندوهگین میشه پس پیروی از غیرالله برای ما ترس به همراه داره٫
به اعتقاد من برای ایمان آوردن و به جواب رسیدن کمی باید بیشتر به احساسات قلبیمون اطمینان کنیم که غالبا در حال hint دادن به ماست٫ البته من این قبول دارم گاهی ممکن تشخیصش برامون سخت بشه ولی این هم جزو امتحان الهی ماست که می تونیم با گذر از اون سربلند وپیروز بیرون بیابیم به امید و یاری خدای مهربان٫
پیروز و موفق باشیم*
منم خیلی به این سوال فکر کردم. مثلا یک جاهایی استاد میگه روی خدا حساب کن، یک جا میگه برو از کسی درخواست کن ( توی قانون آفرینش به بحث درخواست اشاره شده بود )، یا مثلا توی بحث کار کردن روی باور ها، من هنوز که هنوزه نفهمیدم به صورت یک جا روی باور هام کار کنم یا روی یک باور متمرکز بشم. توی کسب و کار، تمرکزم رو بذارم روی کسب و کار یا پس انداز کنم و بیرون از کسب و کارم سرمایه گذاری کنم. اگر قراره به الهامات درونی ام گوش بدم، برم خونه بخرم برای سرمایه گذاری یا توی کار خودم سرمایه گذاری کنم و …
من هنوز نفهمیدم که اگر به صورت خاص تمرکز کردم روی تقویت یک باور مثل لیاقت ثروت اگر توی محیط اطرافم اتفاقی میوفته که می تونه به من کمک کنه توی تایید باورهای دیگه ام چیکار کنم. مثلا اگر بارون میاد باید ازش استفاده کنم برای تقویت باور لیاقت یا فراوانی ؟
یا مثلا جاهای دیگه هم ما با سوالات مشابهی مثل سوال همین فایل روبرو هستیم، مثل خوف و رجا، مثل مبشرا و نذیرا ، بالاخره خدا مهربونه یا سخت گیر و همین طور الی آخر …
و مدت های زیادیه که دارم به این سوال که توی ذهنم شکل گرفته فکر می کنم !! جواب درستی ندارم اما یه حسی بهم میگه به همون نسبتی که بتونم جوابی برای این سوال پیدا کنم، می تونم توی زندگی ام پیشرفت کنم و جوابی که فعلا بهش رسیدم اینه که من می تونم به هر چیزی توجه کنم و همون رو به زندگی ام دعوت کنم و حالا که قراره تصمیم بگیرم که چیزی رو می خوام به زندگی ام وارد کنم، بهتره از خودم چند تا سوال بپرسم:
1. چجوری از این بهتر
2. چجوری از این راحت تر
3. چجوری از این سریعتر
جواب این سوالها از جنس گفتن نیست بلکه از نوع احساسه ، که کدوم جواب آرامش بیشتری به من میده! حقیقتش اینه که در نگاه اول برای کسی مثل من پیوند زدن ایجاد و تقویت باور ها با استفاده از یک راه میانبر مثل خدا خیلی جذاب به نظر برسه. اما وقتی که قدم توی این راه میذاری، متوجه میشی که باورهای درستی در مورد خدا نداری، متوجه میشی که برخلاف چیزی که فکر می کنی، بیشتر از هر چیز دیگه ای دوست داری روی خودت و مغزت حساب کنی، وقتی که به پشت سرم نگاه می کنم، متوجه میشم خیلی از کارهایی که انجام دادم یا انجام ندادم، برای این بوده که می خواستم خودم رو به خودم و به خدا ثابت کنم که البته هیچوقت هم نتونستم، اما وقتی تسلیم شدم و پذیرفتم که چقدر ضعیفم، همون لحظه توی کارم گشایش شده.
سه هفته پیش برادر خانمم فوت کرد، توی مراسمش سخنران از شرک توی کسب و کار صحبت می کرد، اولش خیلی خوشم اومد و همش می گفتم اره خوب، بالاخره خدا روزی رو میده و کسب و کار من فقط یک وسیله است و من تا الان هر چی که پول بدست آوردم اعتبارش رو باید به خدا بدم، ولی وقتی که یکم بیشتر و عمیق تر فکر کردم و خودم رو وقتی که میلیاردر شدم تصور کردم، دیدم که نه! انگار همه ی اعتبارش رو نمی خوام بدم به خدا، دوست دارم بگم من خلقش کردم، من این پول رو درست کردم ، من این کار رو کردم، من ، من ، من …
یه نگاهی به دور و اطراف مون بکنیم! چقدر آدم هست که کلی پول تبلیغات میده، کلی خرج اینترنت مارکتینگ میکنه اما آخرش شکست می خوره و همون پولی رو هم که داشته از دست میده، یا چقدر مثال داشتیم و داریم از افراد یا حتی توی زندگی خودمون که خواستیم یک کاری رو قوی شروع کنیم اما با همه ی سعی و تلاشی که کردیم بازم شکست خوردیم. پس اینها اصل نیست، اصل یک چیز دیگه است، فکر کنیم ببینیم می خوایم اصل زندگی مون چی باشه؟ اصل زندگی مون چه الان و چه وقتی که ثروت مون به حساب در نیاد، می خوایم اعتبارش رو به کی بدیم؟ خودمون یا خدا !؟ من تصمیم گرفتم بدم به خدا و از وقتی که این تصمیم رو گرفتم، چقدر رگه های شرک رو توی خودم پیدا کردم !! فهمیدم که ایمان آوردن یعنی چی ؟ فهمیدم که ایمان یه دکمه نیست که بزنی و بگی من ایمان آوردم، بلکه باید توی هر لحظه از زندگی ات جاری باشه.
توی مراسم ترحیم، داشت می گفت، یه عده هستند که کسب و کارشون همش خداست ! یعنی توی همه جای کسب و کارشون میشه خدا رو پیدا کرد و من یاد استاد افتادم و چقدر دوست داشتم که منم همین طور باشم ولی ما که حوزه کاری مون فرق می کنه ! اما الان می فهمم که چطوری باید این کار رو بکنم. قرار نیست که من داد بزنم آهای جماعت بیاید موحد بشید. من وقتی توی کسب و کارم ، شریکم رو خدا در نظر بگیرم و توی همه کار بهش اعتماد کنم و اجازه بدم که توی کسب و کار و زندگی ام جاری بشه، اطرافیانم و مشتریهام این فرکانس رو ناخودآگاه دریافت می کنند.
در نهایت به نظر من اینکه ما خیلی تکیه می کنیم روی روش های تبلیغ و … به خاطر اینه که می خوایم ثابت کنیم که ما این زندگی و پول رو ساختیم.
دوست عزیزم جناب شکیبا سلام
چقدر خوب گفتی.
بنظرم واقعا توهم داریم که فکر میکنیم در مقابل خدا چیزی هستیم، واقعا چیزی نداریم در برابر عظمتش، و تسلیم شدن و خواستن اینکه زندگیمون پر از خدا بشه،چقدر قشنگه.
ممنون ازتون.
سلام به عزیزان هم قدم
سوالتون من رو بفکر برد و من دیدم که شما (استاد عباس منش) هم در واقع تبلیغات خودتونو دارید ولی یکم شکلش با بقیه فرق داره ٫ شما در درونتون واقعا به این اعتقاد دارین که باید هر کاری رو درست انجام داد این موضوع دو پیشامد خیلی خوب داره یکی اینکه اولا احساس خوبی دارین ؛ وقتی کاری رو خیلی خوب انجام میدی به انرژی منبع یعنی خدا وصل شدی پس احساست عالی میشه و این خودش خیلی قدرتمند کنندس و بعدیش اینکه مشتری ازت راضیه و درست نکته این جاست که زمانی که حالت خوبه اتفاقات بهتری رو تجربه میکنیم و دوما اینکه وقتی مشتری ازت راضیه خودش نوعی تبلیغ برات انجام میده بنام تبلیغ دهان به دهان که در مورد شما این میشه که آموزش های رایگانتون رو میزارن یوتیوب و یا به کسایی که مستعد هستن معرفی میشین و یا بقیه شبکه های اجتماعی و شما بدون اینکه بدونی مشتریت میخواد دیگران هم شما رو بشناسن اگر کسی از دنیای مارکتینگ سر در بیاره میدونه تبلیغ دهان به دهان بیشترین تاثیر گذاری رو داره و این تبلیغ هم چیزی بجز این نیست که کارت رو خدایی و با عشق انجام بدی تا مشتری ازت راضی بشه و بخواد این حس خدایی رو خودآگاه و ناخودآگاه به دیگرانم منتقل کنه ٫
در مورد سوال دوستمون که پرسیده بود کی باید با توجه به احساسمون و کی باید به علوم مارکتینگ برای بازاریابی پایبند باشیم باید بگم که شما میتونی علوم بازاریابی رو یاد بگیری و با توجه به احساست ازش استفاده کنی درست مثل یک معمار که تمام ابزار ( ماله ، شمشه و ٫٫٫) رو داره و همیشه زمانی ازش استفاده میکنه که چیزی که میسازه حس خوبی و ببینده و استفاده کننده سازه بده حالا میتونه خیلی ساده باشه یا خیلی پیچیده ولی این احساس اونه که تعیین میکنه از چه ابزاری استفاده کنه که احساس خوب رو بگیره و منتقل کنه ٫ پس متوجه میشیم که ابزار و علوم مارکتینگ حتما همیشه جوابگو نیستن و اصل اینه که کاری که انجام میدی خدایی باشه و به انرژی منبع یعنی رب وصل بشه و اگر برای کامل کردن این کار و اتصال بهتر احساس کردی که با این علوم و ابزار بهتر میتونی اتصال رو برقرار کنی میتونی ازشون استفاده کنی ٫
موفق باشیم
دوست خوبم جناب عبدلی
گفته شما چه زیباست
کار خوب،احساس خوب،وصل شدن به خدا
کار خوب،رضایت مشتری،تبلیغ و معرفی به دیگران
ممنون
با سلام خدمت تمامی اعضای سایت و استاد زیبایی ها
در جواب این سوال دوست عزیزمون باید بگم:ما طبق باورهایمان در دوران مختلف سن به یه شغل یا کسب کار هدایت میشویم و یا با تحصیل در اون رشته یا با کار تجربی در اون رشته متخصص شده و کسب و کار رو راه اندازی میکنیم.
برای هر کسب و کاری ابزار مختص اون موجود بوده و همه از ابزار برا راه اندازی و ادامه استفاده میکنند و همیشه ابزار همه کسب و کارها در حال بروز شدن هست و همه با ابزار جدید ادامه میدهند مثل اینترنت و شبکه های اجتماعی و …
اصولا برا انجام هر کسب و کاری تخصص اون کسب و کار و تکنیک استفاده از ابزار اون کسب و کار لازم هست و این چیزیه که همه بلدن و سعی میکنند با تلاش برای بهتر شدن تو این قضیه گوی و میدان رو در دست بگیرند و این بعد فیزیکی کار هست اما اون چیزی که اصل و اساس هست اینه که چه باوری و چه سیستم تفکری اون نفر رو برده به سمت اون کسب و کار و در واقع همه این قضیه رو خیلی سریع فراموش میکنند.
در واقع همه بر اساس باورها و الهامات به سمت کسب و کارها هدایت میشوند و اصل شکل گیری اون کسب و کار بر اساس شهود و باور درونی همراه با علاقه و اشتیاق و احساس خوب بوده و تمام این مسائل بعد متافیزیکی کار هست.
اکنون که اصل و بیس کار معلوم شد مهم نیست کسب و کار چی باشه،آفلاین باشه یا آنلاین،تولیدی باشه یا فروش یک محصول؟!
اگر بر سیستم باوری درست همراه با فرکانس مثبت و اشتیاق شکل گرفته باشه مسلما خود به خود این اشتیاق و تمام ابعاد درونی کار،بعنوان اصل و اساس، بعد فیزیکی کار رو شکل میده و روز به روز با بهتر شدن و درک بهتر قوانین حاکم بر جهان هستی مثل این قانون که میگه:اگر کیفیت کاری که داری انجام میدی هر چی باشه مشتریانی رو جذب میکنی که هم مدار با اون جنس یا کالا هستن حالا چه خوب و چه بد،شما در کارت تکامل پیدا میکنی.
شما چه تبلیغ بکنی و چه نکنی!چه دست و پا بزنی و چه رها کنی و بسپری به جهان که فروش محصولتو انجام بده!اگر در فرکانس و باور قوی همراه با اشتیاق و احساس خوب هر جنسی رو با هر کیفیتی عرضه کنی دقیقا مشابه با نوع کیفیت اون جنس مشتریشو جذب میکنی.
اگر به قرآن رجوع کنیم و واژه نیت را با باور و فرکانس هم معنی قرار بدیم
قرآن میفرماید:ان اعمالکم بالنیات(هر عملی با توجه به نیت و فرکانسش نتیجه میدهد،پس این فرکانس بیس و اساس هست که نوع عمل را شکل میدهد).
مقایسه دو شرکت خودرو سازی تسلا و مثلا کیا موتورز میتونه کمکی باشه برا درک بهتر این امر
تسلا:تولید محدود یک کالا با کیفیتی فوق العاده و تنوع کم و قیمتی بالا و بدون تبلیغات برای یک سری از افراد حاضر در اون فرکانس
کیا موتورز:تولید انبوه و متنوع با کیفیتی متوسط و قیمتی مناسب برای یک سری دیگر افراد حاضر در این فرکانس
مشخصا سیستم فکری این دو مجموعه نوع تولید،نوع تبلیغات،کیفیت محصول و همه ابعاد فیزیکی کار رو شکل داده و سپس بعد فیزیکی شکل گرفته
پس باور مهترین بیس و اصل و اساس هر چیزی است که در جهان هستی در حال شکل گرفتن است و هر چه این نیت و باور با ذهن خداوند که سازنده همه چیز هست هم خوان تر باشد،آن عمل نشات گرفته از این باور موفق تر خواهد بود.
به نام خدای هدایتگر
دوست عزیز کامنت شما خیلی خوب وخیلی ارزشمند وبرام مفید بود دوست دارم کپیش کنم چون واقعااا به نکات همه جانبه اشاره کردید .
سپاسگزارم برای پخش آگاهی
امیدوارم دریچه های بیشتر ی از شااادی خوشبختی آرامش وثروت برایتان گشوده شود .???
در پناه امن وامان الله یکتا
جناب مروی دوست الهیم سلام
چه تعبیری جالبی!!!
هر کاسبی هر آدمی و هر سازنده ای به اندازه ی سیستم باور خودش و مدارش،مشتری های هم نوع رو جذب میکنه.
و هر چی این باور به اصل و سیستم خداوند نزدیکتر،اون کسب و کار موفق تر.
عالی بود،سپاس
سلام دوستای گلم
ان شاالله همه مون در پرتو هدایت اللهی روز به روز تکاملمون رو طی نموده و به مقام خلیفه اللهی روی زمین واقعا برسیم…
سلام به استاد عزیزم خانم شایسته عزیز و دوستان محترم
استاد هرچی حرفای شما رو گوش میکنم و بعد روی رفتار و حرفای گذشته اطرافیاو خودم فکر میکنم تناقض زیاد میبینم خودم یه فرد خیلی خیلی منفی بودم ک نمیتونستم هیچ چیز مثبتی رو ببینم اینم منشا گرفته از اون خصلت پدرم بود ک روی ما خیلی تاثیر گذاشته بود الان ک دارم رو خودم کار میکنم هم هنوز خیلی راه دارم تا بتونم با تجسم کردن اون چیزیو بسازم ک میخوام چون همیشه توی ذهن خودم هرچیزیو میخواستم برعکسشو تجسم میکردم با این باور ک اینجوری حتما بهش میرسم و اتفاقا هم توی بیشتر اوقات همینجور میشد اما کلی توی اون فاصله استرس رو باید تحمل میکردمو اعصابمو خوردم میکردم الان میخوام کاری متفاوت کنم ک اونم مستلزم زمانه و اینکه هیچ وقت اینجوری ک شما این چند وقت خدا رو بهم شناسوندین خدا رو باور نداشتم و همش تو استرسو نگرانی بودم به نظر من اینکه نتایج شما از بقیه متفاوته اون ایمان قلبیه ک نسبت به خدا دارین و اینکه حتما شما رو به خواسته تون میرسون و اون باورایی ک نسبت به براورده شدن خواسته هاتونه با اینکه من هنوز نتیجه مشخص و بارز نگرفتم ولی مطمعن شدم ک از اون اعتمادیه ک شما نسبت به خدا دارین ک میتونه همه خواسته هاتون رو بدون چونو چرا براورده کنه فقط به این دلیل ک بعنوان تنها خالق جهان و کسی ک قدرت لایزال دستشه قبولش دارین و به کس دیگه ایی غیر از اون امید یاری رسوندن ندارین همین باورایی ک ما هنوز توی دلمون قوی نشده. تجربه کردم وقتی کاریو میخوام انجام بدمو بدون استرس فقط با توکل شروع میکنم به نتیجه ی عالی میرسم به نظرم این همون کاریه ک شما همیشه انجام میدینو بقیه هرزگاهی. اینه ک نتیجه کار شما رو متفاوت کرده
ازخدای مهربونم سپاسگزارم ک منو توی این مسیر قرار داد?
استاد از شما هم ممنونم بابت اینکه تموم آموزهاتونو صادقانه به ماها یاد میدین?? هرچند من دانش آموز خوبی نیسم ولی از خدای مهربونم کمک میگیرم تا بتونم این مسیر و با موفقیت و سربلندی طی کنم?
برای شما و دوستانمم آرزوی موفقیت دارم مرسی بابت بودنتون
سلام زهراجان
دانش آموز خوبی نیستم یعنی چی؟؟؟ این همه حرف های قشنگ و شجاعانه گفتی
همه ی ما اینجا هستیم تا خصلت هایی که از پدر و مادرمون به ارث بردیم را اصلاح کنیم
یکی زودتر به نتیجه میرسه ، یکی دیرتر
اتفاقا حرف هاتون بسیار صادقانه و دلنشین بود و حس بسیار عالی ای رو ب من داد. همه ما شاگرد های استاد نقص هایی در افکار باور ها و اعمالمون داریم قطعا و هیچکدوم کامل نیستیم. هممون داریم این مسیر رو طی میکنیم تا پخته تر شیم و به قانون مسلط تر شیم پس با اعتماد به نفس راجع به خودتون صحبت کنید و به خودتون ببالید چون ما جز اون ۵ درصد مردم جهان هستیم که هدایت شدیم! پس بدونید قطعا لایق این هدایت شدن بودید از طرف خدا که اینجایید! پس قوی و محکم و با اعتماد به نفس از خودتون حرف بزنید و مسیرو با قدرت پیش برید.???
قطعا اگر خواستتون از ته قلبتون باشه خدا خودش ما رو هدایت میکنه.خدا یارو یاور تک تک لحظاتتون
با عرض سلام و خدا قوت
تنها چیزی که تفاوت بین کسب وکار استاد عباس منش و سایر کسب وکارها ایجاد کرده استفاده از قانون و نیروی جذب و ایجاد باورهای قدرتمند کننده و پایبندی و پایمردی نسبت به آنها است
سلام به استاد عزیز
و اما جواب من برای این مسابقه
اول اینکه باورهای ما هست که در هر کاری نتایج را برای ما حاصل میکنند چه خوب و چه بد استاد عزیزم هیچ باوری ندارند که حتما میباست تبلیغ کرد تا درامد خوب یا کسب و کار موفق داشت و به جای این باور دارند که خداوند هست که روزی رسان هست و عمل کردن به چنین باورهای توحیدی نتایج را به وجود می اورد و تمرکز بر روی خواسته ها هست و رشد شخصی در افکار و باورها نه تمرکزبر روی دیگران یا کارهای دیگران یا وسیله ها
هر کسب و کاری که دارید اولین موضوع باید کیفیت کار یا خدمات یا محصولتان باشد تا ظاهر ان.و برای هر کسب و کاری یک سری ملزومات نیاز است که بسته به شغل است اما نباید تمرکز بر روی این وسایل و ملزومات باشد و تمرکز بر روی بهبود هرچه بیشتر کار باشد کیفت و انجام ان کار به صورت راحت تر و لذت بردن از کارتون
حتی اگر در خود نیاز شدید به تبلیغات احساس میکنید باید بدانید که اون تبلیغ یا اون متن نیست که باعث بزرگ شدن شما میشه بلکه اون خداوند بزرگ هست که داره ظرف شما را بزرگ تر میکنه
به حرف دلتون گوش بدید کاریکه دلتون میگه انجام بدید همیشه نتیجه خوبی در می خواهد داشت چون این باعث میشه شما خود واقیعتان باشید نه یک ماسک.
امیدوار تمام عزیزان به بهترین حالت خودتان برسید و من نیز همینطور
و باورهای توحیدی ثروت را بیشتر از پیش در تک تک کارهای خود چه کوچک و بزرگ عمل کرده
سلام من با اطمینان میتونم بگم تنها تفاوتی که میتونه وجود داشته باشه همون عمل کردن به قوانین هست ولا غیر . اصلا تمام صحبت های استاد عباس منش و گروه تحقیقاتیشون بر اساس قوانین فرکانسها و خلق زندگیمون بر اساس خواست خودمون هست . طبیعتاً هر کدام از ما که از آگاهی های سایت استفاده میکنیم چه فایلهای رایگان چه محصولات در زمینه تخصصی خودمون فعالیت میکنیم با چالشها و مسایل خاص شغلی خودمون روبرو هستیم ولی در هر صورت اصولاً نباید تفاوتی بین نتایج استفاده از قانون در هر شغلی و تخصصی وجود داشته باشه . قوانین وقتی هیچ تفاوتی بین پیامبران خدا و افراد معمولی قائل نمیشن ( ماجرای حضرت یعقوب و ترسش بخاطر از دست دادن حضرت یوسف و باقی ماجرا که استاد در فایل حزن در قرآن توضیح دادند) پس چرا همان قوانین نباید نتایج یکسانی در مشاغل و تخصصهای متفاوت داشته باشند . تنها تفاوت استاد عباس منش و سایرین در کسب و کارشون فقط و فقط ایمان تزلزل ناپذیرشون در باور به قوانین جهان ( قانون فرکانسها) و قدرت خود ما در خلق تمام ابعاد زندگیمون هست . باقی مسائل اعم از راه حلها و افراد و امکانات به ما الهام شده و در سر راهمون قرار خواهند گرفت . فقط باید ایمان داشته باشیم و منتظر نشانه ها و الهامات از طرف خداوند باشیم . برای همه دوستان و خودم آرزوی بصیرت کامل و اگاهی خالص دارم . موفق باشید.
دوست خوبم جناب احدوند
چه تعبیری دقیقی داشتید و چه مثالی از فراگیر بودن و دقت عمل قوانین درباره ی ترس حضرت یعقوب بدید٫
من هم برای شما و همه مون همچین ایمانی رو نسبت به قوانین، آرزو میکنم٫
سپاس
خیلی ممنون آقا پوریای عزیز از نظر پرمهرتون . چه آرزوی فوق العاده ای کاملا موافقم .
با سلام و آرزوی موفقیت برای همه کسانی که عضو این خانواده هستند.از نظر من بدلیل اینکه در این جهان همه چیز بر اساس قانون صورت گرفته است همه چیز به افکار انسانها بر میگرددهر چه انسان دید مثبت تری نسبت به شغل خود داشته باشد ومهم نیست که انسانها به چه شغلی مشغولند مهم این است که به شغل خود علاقه داشته باشند چون افکار انسان هست که احساس انسان را میسازد جهان هستی بر اساس احساس خوب یا بد انسان هست که به انسانها پاسخ میدهدنه به رفتار انسان. در همه کارها خصوصا شغلی که انسان دارد باید انسان به ندای درونش گوش دهد وبه الهاماتی که بهش میشود توجه کند تا هدایت شود به سمت پول وثروت. با تشکر از دوستی که این سوال را مطرح کرده