live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج - صفحه 39

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
    79MB
    17 دقیقه
  • فایل صوتی live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
    16MB
    17 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

4924 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رضا نوری گفته:
    مدت عضویت: 4170 روز

    با سلام

    به نظر من ایمان و باور هرچه بیشتر به باور فراوانی و احساس لیاقت استاد عباسمنش درباره ی نوع فعالیتشون و البته نگاه توحیدی که به هر مسئله دارند ایشون میتونه عامل اصلی و مهم واسه رشدشون باشه

    بارها از استاد شنیدم که میگن “من حاضرم یه دانه بکارم تا اینکه یک نهال آماده تهیه کنم”

    این اصل اساسی در هر کسب و کاری میتونه باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  2. -
    Farnazq گفته:
    مدت عضویت: 3197 روز

    موقه ای که داشتم این لایو رو می دیدم ناخوادگاه این جمله اومد رو زبونم و گفتم

    من به دستان خدا خیره شدم، معجزه کرد.

    پس به همین جمله بسنده میکنم چون جمله خودم نبود و ناخوادگاه اومد رو زبونم وقتی داشتم از طبیعت زیبای این فایل لذت میبردم.

    ?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  3. -
    محبوبه رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 3382 روز

    سلام به استاد خوبم و همه اعضای بی نظیر این خانواده ی فهمیم و دوست داشتنی

    خوشحالم که دوستی به تضادی برخورده و بانی این فرصت شد که همگی اعضا را به چالشی متفکرانه هدایت کند؛تبریک میگویم که به این تضاد برخوردید زیرا تضادها نعمت و فضلی است از جانب خدای مهربان برای هدایت و دریافت ما به خوشبختی بیشتر و به گفته خود خداوند ” به ما می‌افزاید ”

    از دیدگاه من که شاگرد چند ساله ی مکتب استاد هستم و به لطف خدا هر روز بر آگاهی و درکم از قوانین افزوده می‌شود و درحال طی کردن تکاملم هستم ؛ عواملی که نتایج استاد عباسمنش را با سایرین متفاوت می‌کند در چند عامل است که به یک عامل اصلی گره خورده است؛

    استاد “عاشق ” است و چیزی به عنوان مقوله ی “کسب و کار ” ندارند یعنی با عشقی دارد زندگی میکند و همراه است که دیگران از بیرون به دید کسب و کارِ ایشان آن را می‌بینند، آیا این یک تمایز نیست؟!

    دوم اینکه ایشان نسبت به “عشق ” شان “تعهّد” دارند آن هم تعهّد به معنای واقعی و در تمامی ابعاد آن، آیا این تمایز نیست؟!

    و سوم اینکه ایشان با تجارب علمی و عملی گوناگون به خوبی یادگرفته اند که در هر موضوعی (یکی از آنها ثروت و موفقیت مالی است) باورهای قدرتمندی به صورت بنیادین در وجود خود بسازند و هر روز این باورها را بهتر و قدرتمند کننده تر بسازند ؛ و آیا داشتن چنین باورهای قدرتمندی تمایز نیست؟!

    و البته مهم ترین و اصلی ترین مورد که این سه مورد به آن گره خورده و متفاوت ترینشان کرده از همگان ؛

    ” یکتاپرستی ”

    هست ؛ ایشان به صورت عملی نشان داده اند که “یکتاپرست ” هستند؛ آیا یکتاپرست بودن به معنای حقیقی ( در افکار، گفتار و رفتار) وجه تمایز نیست؟!

    پس پاسخ اینکه چه عواملی نتایج یک کسب و کار را متفاوت می‌کند همین است؛

    1) عشقی خالص که نتیجه آن لذَّت بردن و خدمت به خلق است

    2) داشتن تعهّدی که ما را به حرکت وامیدارد تا اقدامات عملی مربوه (البته با تمام تمرکز که استاد همیشه بر آن تاکید دارند) را انجام دهیم

    3) ساختن باورهایی قدرتمند به صورت بنیادین در وجودمان که راههای رسیدن به اهداف را برایمان ساده، سریع و لذت بخش می‌کند

    و البته همه اینها را محکم گره بزنیم به ایمان و توکلی خلل ناپذیر و اعتمادی محکم به “ربَّ العالمینی” که بی نظیر است و چون او نیست.

    برای خودم و همه ی عاشقان این راه

    ” عشق ، تعهّد ، باورهای عالی و توکلی عظیم ” از ” ربَّ العالمینم ” خواستارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  4. -
    سعید هدایت زاده گفته:
    مدت عضویت: 2711 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم و هم فرکانسی های خوبم

    به نظر من اندازه ظرف هر کسی باعث ایجاد تفاوت در کسب و کار ها میشه،مهم نیست یک شغل یا ده شغل داشته باشی،مهم اینه اندازه ظرفت چقده،اگر اندازه ظرفت بزرگ باشه یک شغل هم داشته باشی درآمدت به اندازه ظرفت میشه،اگر ظرفت کوچیک باشه ده تا شغل هم داشته باشی درآمدت باز هم اندازه ظرفت میشه،تفاوت نتیجه در کسب و کار ها تفاوت در اندازه ظرف ماست و باور های ما اندازه ظرف ما رو مشخص میکنه،باور ها رو درست کنیم اندازه ظرف هم بزرگ میشه و در نتیجه کسب و کار هم متفاوت میشه.

    موفق و شاد و ثروتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  5. -
    امیر خان گفته:
    مدت عضویت: 4096 روز

    ? ? ? 

    سلام به همه

    در جهان  هر چیز چیزی جذب  کرد    گرم گرمی را کشید و سرد، سرد

    اکثر ما با اینکه اصلو میدونیم، همیشه دنبال فرعیاتیم و فکر میکنیم که اینا اصلند.

    به قول ژوزف مورفی قانون زندگی قانون باورهاست.

    میدونیم که با تغییر افکار و درون ، بیرون تغییر میکنه ولی بعضا سمت فرع میریم و از جاده مسیر اصلی خارج میشیم.

    اول برسی کنیم قوانین جهان رو، قوانینی که به شدت دقیق و تغییرناپذیرند.

    قانون میگه هر چقدر رو افکارت کار کنی و ورودی هایی چه خواسته ها چه ناخواسته ها داشته باشی و آن ها به هر نحوی تکرار بشه تبدیل میشه باور

    وظیفه باورها اینه که ما رو در مدار خواسته ها و ناخواسته ها (ورودی های ذهنی) قرار میده و در آن مدار اتفاقات، شرایط و…. وجود دارند

    اگر رو باورهای ثروت کار کنیم وارد مدارش میشیم و هر چقدر باورها مثبت تر و خالص تر باشد به مدار های بالاتر میریم و این نامحدوده و همیشه ” تر ” خواهد بود.

    همیشه باید رو باورها باید کار کرد مخصوصا ترمزها که اصل کارند و هر چقدر ترمزها رفع بشن فرکانس خالصتر میشه.

    مهمترین باورهایی که باعث پیشرفت در جنبه زندگی میشه باورهای توحیدیه که بنظرم کسی که این باورهاش قوی باشه بی شک همیشه در حال پیشرفته.

    به قول خدا انسان فراموش کاره ، ما گاهن قانون رو از یاد میبریم و به فرعیات میچسبیم ، من خودم اینجوریم و جاهایی که به تضاد برمیخورم به سمت فرعیات میرم و به لطف خدا از زمانی که با تعهد برنامه های استاد رو کار کردم در این چند سال همیشه سعی کردم از قانون استفاده کنم حتی زمانی که یه ترمزی میگفت که نمیشه و…. . من با منطق که بزار یبار امتحان کنم با قانون ببینم چی میشه و با تکرار و مرور تقویت شد و خودش همیشه حاضره.

    چه کسی ما رو آفرید؟

    چه کسی بدن ما رو که کهکشانیه برا خودش آفرید؟ و رهبری میکنه؟

    چه کسی زمین، خورشید و ماه رو در فضا میچروخونه؟

    من به اللهی که رب العامینه ایمان میارم و کارامو به اون میسپارم.

    همونیکه با این همه عظمت و قدرت دنیا رو رهبری میکنه، زندگی منم رهبری میکنه و اون همیشه نزدیکه و استجابت میکنه.

    میکائیل هم مثل عزرائیل عمل میکنه و کار یکیشون روزی دادنه(همان رزقی که در نهج البلاغه امده) و کار یکیشون گرفتن جان انسان

    مگه ما میتونیم از مرگ فرار کنیم و مثلا بریم یه جایی بسیار دور که عزرائیل نتونه پیدا کنه ، مگه نمیتونه پیدا کنه؟

    میکائیلم همینطوره فرشته رزق رسان که شرطش اینه که باید کنترل ذهن داشته باشیم و بتونیم ازش بگیریم

    در اینجا باورهای ما دستان ما هستند که هر چقدر محدود باشند دست بسته میمونه.

    کسانی برنده اند که قوانین خدا رو درک کردن و ازش استفاده میکنند.

    خدا خودش در قران گفته که کاراتونو به من بسپارید و من به بهترین شکل انجامش میدم.

    به قول استاد (فایل بهترین باور درمورد خدا) خدا زمانه، مکانه و…. خدا همه چیزه

    خدا حتی میتونه در کسب و کار تبلیغات باشه ، تاثیر باشه ، بازاریاب باشه و…..

    اون که قدرت مطلقه و جهان طبق فرمان اون کار میکنه.

    وظیفه خودمون و خدا رو بدونیم و تو کار خدا دخالت نکنیم تا اون انجام بده.

    …………………………………………

    …………………………………………

    در مورد مدارها اگه من باورهام اکی باشه ، مثلا در کسب و کار اگه بار کنم که مشتریان بسیار خوبی هست و البته رو ترمزها هم کار کرده باشیم 

    اینطور میشه که در اون مدار اگه مشتریان خوبی باشن با من برخورد میکنند و طبق قانون کبوتر با کبوتر

    هدایت میشند سمت من و جهان این کار رو انجام میده به آسانی در آرامش نه با تقلا و زور.

    به قول استاد فکر کنید چطور با من آشنا شدید؟

    من اون موقع، موقع دبیرستان بود که دنبال تندخوانی میگشتم و فایل استاد رو دیدم که دوره رو معرفی میکرد و به خودم گفتم این یارو چرا اینطور حرف میزنه، مزخره

    درست بعد از یک ماه من از گروه خانوادگی فایل انگیزشی استاد رو دیدم و خیلی روم تاثیر گذاشت و دنبال کردم و سایتو پیدا کردم ، حالا یکی از فایلایی که بیشتر میدیدم همون فایل دوره تند خوانی بود و خیلیم لذت میبردم چون مدارم عوض شده بود و جالب این بود که در اون گروه وایبر که من اصلا فعالیت نداشتم فایلو دیدم و بعد از تک تک افراد پرسیدم که آیا اونا هم دیدن فایلو که جواب منفی بود.

    اینجا من با استاد با تبلیغ آشنا نشدم بلکه خدا آشنام کرد.

    ……………………….

    افراد دیگه هم سمینار و برنامه مثل استاد میزارن و تبلیغ هم میکنن ولی فیدبک خوبی ندارن برعکس عباسمنش، من با خودم فکر کردم چطور و چرا افرا میان از سایت استاد محصولاتش رو که قیمت و ارزشش بالاس میخرند و حاضر بیشتر پرداخت کنند یکیش خوده من ، بعضی ها میگن که خب عباسمنش با اون قیمتی که گذاشته معلومه ثروتمند میشه ، باز اینجا هم من بفکر میفتم که چرا فلان استاد که در رسانه ها هم فعالیت داره نمیتونه با این کیفیت عباسمنش باشه ، باز این تضاده باعث تقویت باورهام میشد.

    ………………………

    در یکی از مناطق شهرمون یه مغازه ای کوچیک هس که املت و سیب زمینی و تخم مرغ میفروشه

    همیشه شلوغه و حتی مردم صف تشکیل میدن، این در حالیه که دو تا مغازه هم روبروش با کیفیت بهتر هست و همیشه خلوطن ، اینجا دیگه کار باورهاست که اینطور شده ، اگه واقعا بحث مکان بود باید اونا هم بیشتر کار میکردن.

    ……………………

    محسن چاوشی خواننده ثروتمندی که تا بحال کنسرت نزاشته و حتی تا بحال دعوتاشو به تلوزیون رو رد کرده و در پیج اینستاش هم زیاد فعال نیست و نزدیک 2میلیون فالور داره

    حتی وقتی در اهنگاش از شعر های عرفانی و مولانا و حافظ استفاده کرد، اکثرا بهش گفته بودن که دیگه موفق نمیشی و…..

    اون تونست ذهنشو کنترل کنه و در فروش آلبوماش رکورد بزنه 

    پس طبق قانون اینطور هم میشود

    …………………….

    همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم      همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  6. -
    نجیب رضای گفته:
    مدت عضویت: 2922 روز

    سلام به استاد عزیزم اومیدوارم که همیشه در آرامش باشی و یک سلام دیگه به تمام اعضای سایت.

    من خیلی در سایت فعال نیستم بهتره بیگم اصلا فعال نیستم در سایت نظرات رو میخونم ولی جواب ندادم تا بحال.

    به هر حال جواب این سوال مسابه،

    به نظر من اولین عوامل نتایج استاد را متفوت کرده تعهد استاد است که هر روز خودش را دراحساس خوب قرار میدهد وخیلی با تعهد وانگزه زیادی روی باورهای خودش کار میکند که هر روز بهتر از دیروز باشد با اینکه سالهاست قوانین را تدریس میکند ولی هنوزهم دنبال اصلاح باورهای خودش است، مسل کریستیانورونالدو که بهترینبازیکن دنیاست ولی بیشتر وجدیتر ازخیلی بازی کنای دیگه تمرین میکند.و

    دومین عاملاینکه استاد به قوانین باور دارد چیزی که خیلی ازافراد باور نمکند که ما با افکارغالب مان زندگی خودمون رو رقم مزنیم.

    وهرکسی که به این باور برسد که ما دستگاه خلق خاسته هامونیم، مسل استاد آرامش دارد ترس از آینده ندارد وهمیشه در احساس خوب قرار دارد و این احساس خوب است که مارا به خاسته هامون میرسونه. من دیشب وقتی لایو استاد دیدم خیلی بهتر قانون را درک کردم خیلی باورم بهتر شود که ما فقط کافیه که خوب باشیم.

    بخدا خیلی حالم بد بود دیروز ولی با دیدن این فایل اینقدر به آرامش رسیدم که دیگه اسلا نگران نیستم وخیلی احساس عالی دارم.

    بعد ازین سعی میکنم زیادتر در سایست فعالیت به خرج بیدم که باورهامو قویتر کنم.

    و همین. استاد عزیزم خیلی دوست دارم خیلی خوش حالم که در جمع شما قرار دارم من خیلی از خداوندم سپاسگزاری میکنم ازین که در گروه شما هستم خیلی.

    خدارو هزار بار شکر .موفق وپروز باشید خدا نگدار همه تون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  7. -
    مروا امیری گفته:
    مدت عضویت: 2624 روز

    سلام استاد عزیزم

    منه مروا امیری اینوخوب میدونم عامل موفقیتت تو درافکاروباورهای توست ازاونجاییکه خودت همیشه تاکیدداری درهرزمینه ای باید باورها وافکارمون رودرست کنیم .ودوباره تاکیدمیکنی وقتی ایرادهامون روتویه باورهامون پیداکنیم وراه حل هارو هم پیداکنیم وبعد خودمون رو باورهامون رو افکارمون رو اعمالمون رو تغییربدیم بعدنتیجه تعیرمیکنه اونوقته که ماکنترکاملی برزندگیمون داریم ودرک کردم که من باید برای موفقیتم بهاشو بپردازم وقتی بیشتری برای این مسائل بزارم بقول استاد چون هیچی درجهان اتفاقی نیست همه ی اتفاقات افکاری هستن که مابهشون شکل دادیم وشرایطها یک عامل بیرونی هستن که مهم اینجاست من چ شکلی بهشون نگاه کنم وچه شکلی بپذیرمشون ونمیخوام هیچوقت تابع شرایط باشم واصلا نمیپذیرمشون زمانی اونهارو میپذیرم که اونهارو به دیدیک فرصت نگاه کنم وازدلشون نتیجه ها بیرون بکشم .بقول استاداگربتونیم درست حدس بزنیم ریشه مشکل رو واگربتونیم راه حل مناسب روپیداکنیم دیگه اون اتفاق برامون تکرارنمیشه مثلا من اگه هربارسرمامیخورم باید بشینم فکرکنم که چرا من همش سرما میخورم اما اعضای خانوادم یا همسایه سرما نمیخوره چرا؟چون من سرماخوردگی رو باورکردم که وجودداره پس اگه من این باوردرخودم ایجادکنم که سرماخوردگی وجودنداره این فقط یک تَوَهُمه قطعا من دچارتکرارین سرماخوردگی نمیشم.اره به همین راحتی بایک تغییرباور.پس ماوقتی درمسائل کاری تایه حدی رشدمیکنیم بعدمیفتیم پایین بایدبشینیم فکرکنیم چرا؟؟؟؟خب عیب ازکارنیست عیب ازباوروافکارمانست که نسبت به اون کارداریم .که فکرمیکنیم این کاردرامدش خوب نیست یا محیط کاریش خوب نیس یا باید تبلیغ کنم یا وقت زیادمیخوادهمش باخودمون درگیریم دنبال راه حلیم دربیرون ازخودمون دنبال جواب وتغییرمیگردیم .بایدبشینینم عیب رو ازریشه افکاروباورمون دربیاریم ایاباورت اینه پول نیست یا کارت خوب نیس .یامحیطط محیط خوبی نیس همش تمرکزت به ناخواسته هاست همش باورکمبودداری پس اینها نشانه هایی هستن که خدارداره باهامون صحبت میکنه که به فکرتغییرافکارت باش ایمانتوقوی کن باباوری که تورو به یقین برسونه که میشود.مثلا مثل یک بیمار میادرژیم میگیره ازبعضی غذا ها چرا ؟چون باورداره این غذارو اگه بخوره فشارش قندش چربیش میره بالا وتازمانیکه بیماراین باوررو توذهنش ایجادکرده قطعا بخوره اون غذابهش واکنش نشون میده چون باورش کرده سمه واسش اما راه حلش اینه این بیماربجای این بیادیک باورجدیدومثبت ایجادکنه که بابا عیب ومشکل ازغذا نیست هیچ چیزبدی دردنیا وجودنداره وعیب ازافکاروباورمنه غذاهیچ مشکلی نداردومن اونومیخورم ومن سالمم وبیماری وجودنداردهمین به همین راحتی پس من اگرمیخوام درهرزمینه ای به موفیقت برسم باید بدنبال راه حلی دردرون خودم باشم نه دربیرون باید بشینم وقت بذارم بهاشوبدم وروی خودم کارکنم عامل موفقیت استاد وخیلی ازادمای دیگر درباورشون بوده اونها هیچوقت برخلاف خواسته هاشون عمل نکردن اونها ثروتمندان خودساخته ای هستن همین

    استاد ممنونم ازاین فایلتون باورکن این متنو نوشتم هنوزبخدا فایلتوگوش ندادم فقط چندروزی بود خیلی فشارمیومدبه مغزم منم دنبال موفقیتی دربیرون خودم میگشتم اما باخوندن متن فایلتون به این فکرافتادم که راه حل دردرون خودم پیداکنم درریشه افکارم نه دربیرون موفقیت دردرون ماست …استادهمیشه درپناه الله باشید سالم وسلامت .پیروزوموفق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
  8. -
    سهیل مستی گفته:
    مدت عضویت: 3503 روز

    با سلام خدمت همه دوستان و اعضای خونواده صمیمی عباس منش

    چقدر جالبه که این سوال تو این زمان پرسیده شد چون همین چند روز اخیر داشتم روی این مورد تحقیق میکردم و ای کاش امکان این وجود داشت که عکس هم بفرستم از یه سری دیاگرام برای راحتتر توضیح دادن موضوع

    مورد اصلی اینه ما همیشه یه خواسته داریم و یه داشته و یه عمل

    وقتی میخواییم به یه خواسته ای برسیم از یه نقطه ای شروع میکنیم که بهش میگیم داشته(چیزی که الان داریم)،و یه عملی انجام میدیم تا به خواسته مون برسیم

    (از همه دوستان میخوام که برای خودشون روی کاغذ این مثلث رو بکشن)

    هرچی خواسته شما به داشته شما نزدیکتر باشه ضلع عمل که روبروی زاویه عمل قرار میگیره کوچیک تره)

    یعنی چی فرضا من میخوام برم تا دم در.(خواسته من رفتن تا دم در)،داشته من (روی مبل دراز کشیدم)،عمل (بلند شدن و یه قدم برداشتن تا در رو باز کنم)

    میبینید که عمل زیادی نیاز نیست برای انجامش

    حالا فرض کنید که من درونا خودم رو ناتوان میدونم از راه رفتن به هر دلیلی

    اینجا مورد اصلی پدیدار میشه و دو تا راه داره

    یا ما باید تفکرمون و باورمون رو نسبت به ناتوانیمون تغییر بدیم

    یا تلاش بسیاااار بیشتری کنیم برای اینکه به خواستمون برسیم

    جفتشم جواب میده!

    اما گفتم هرچقدر به لحاظ ذهنی برای شما فاصله خواسته شما با داشته شما کمتر باشه عمل کمتری رو انجام میدید

    هرچقدر این فاصله بیشتر باشه باید عمل بیشتر رو انجام بدید تا به نتیجه برسید

    پ ن : داشته شما معنیش دقیقا برآیند تفکرات و باورهای شماست

    که نتیجه اونها داشته شما رو ساخته

    اگر به توضیح بیشتری نیاز هست تا ابهامی به وجود اومده رو توضیح بدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  9. -
    توحید عزیززاده گفته:
    مدت عضویت: 2933 روز

    سلام٫ به شخصه تا حالا تموم کسب و کار هایی رو که واقعا موفق بودن رو دیدم

    یه نقطه اشتراک بین همشون هست و اونم اینه که با اعتقاد قلبی به کاری که انجام میدن ایمان دارن

    رستورانی تو بازار شهر تبریز هست به اسم حاج علی که نه با کلاس هست نه از تکنیک خاصی تو تبلیغات استفاده کرده بلکه از تبلیغات قلبی استفاده میکنه

    هر کس که یه بار به اون رستوران بره تا عمر داره تعریفش رو پیش همه دوستاش میکنه که اونا هم برن

    شما هم استاد عزیز تو این حوزه موفقیت واقعا این مباحث ارزشمندی که مطرح میکنید و با ما به اشتراک میزارین فقط برای خودتون حرف نیست

    در حال حاضر کسب و کارهایی زیادی تو حوزه موفقیت فعال هستند ولی چند تاشون با ایمان راسخ به چیزهایی که میگن اعتقاد واقعی دارن؟ و عمل میکنن

    به نظر من اگه کاری که انتخاب میکنیم اون رو به عنوان رسالت خودمون تو این جهان بدونیم و سعی داشته باشیم به بهترین نحو احسنت با عشق اون کار رو به مخاطب هامون ارائه کنیم اونوقت نتایج فوق العاده میشه

    نتایج یک کسب و کار دقیقا به نظرم به این برمیگرده که چقدر صادقانه قصد کمک به مشتری را داریم و به اون کاری که میکنیم تا چه حد ایمان داریم برمیگرده٫

    رونالدو یا مسی با تمام وجود خود با ایمان و اعتقاد قلبیشون دارن کاری رو که توش بهترین هستند و عشقشون هست انجام میدن و بعد نتایج خوب هم براشون رقم میخوره

    اگه دو نفر همزمان وارد یه بیزنس بشن یکی واقعا اعتقاد قلبی داشته باشه که کاری که میکنه به اون مشتری کمک خواهد کرد و دیگری فقط به فکر ترفند و قول زدن باشه نهایت بعد از مدتی نتایج اون فرد صادق متفاوت صد برابر متقاوت خواهد بود٫

    خدواند توسعه دهنده خوبی هاست هر چقدر سعی کنیم به دیگران خیر برسونیم نتیجه اون عمل وارد زندگیمون میشه

    استاد عزیز کارتون خیلی درسته و دقیقا برای همین هم نتایج عملیش رو به اندازه خوبی های خودتون گرفتین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 17 رای:
  10. -
    نسرین y گفته:
    مدت عضویت: 2581 روز

    سلام به استاد گرامی و تمام دوستان

    چند روز پیش داشتم کامنت دوستان عزیز مربوط به مسابقات قبلی رو میخوندم,با خودم گفتم خیلی وقته مسابقه ای مطرح نشده ,حداقل از زمانی که من عضو سایت شدم.خدا راسپاس گزارم که این فرصت برای من ایجاد شد.

    باز هم باورهای متفاوت و نتایج متفاوت.هر کس مزد ماندن وتکرار در باورهایش را می گیرد.

    هر روز که می گذرد ودر ارتباط با افراد متفات قرار می گیرم,کلی باور رو در اطرافیانم شناسایی می کنم و به وضوح نتایج آن باورها را در زندگیشان می بینم.به طور مثال شخصی را ملاقات کردم که زندگی نسبتا معمولی داشت و گله مند بود حالا که اوضاع زندگیم بهتر از قبل شده و هیچ قرض و بدهی ندارم دچار افسردگی شدم,زمانی که بدهکار بودم هیجان بیشتری داشتم,مدام در حال تلاش برای پرداخت بدهی هایم بودم,الان دچار سکون شدم.بدیهیست که این فردبا این باور دوباره قرض و بدهی را تجربه خواهد کرد.در صورتی که اولا می تواند به خاطر پرداخت بدهی هایش شکر گزار خداوند باشدو دوما از شرایط زندگی این لحظه اش لذت ببردو هیجانات را به شکل دیگری مثل مسافرت به جایی که تا به حال نرفته یا کارهایی که تا به حال نکرده وارد زندگی اش کند.

    در مورد کسب و کار هم ,همین طور است.اگر من باور داشته باشم که در کارم حتما باید تبلیغ کنم ,به ایده هایی سوق داده می شوم که حتما نیاز به تبلیغ دارد.اگر من باور داشته باشم برای رونق کسب و کارم باید راه های پیچیده ای را طی کنم,به همان مسیر هدایت می شوم.

    اگر قرار است در زمینه ی خاصی آموزش ببینم خوب این کار را انجام می دهم.در مورد کسب و کارم آموزش های لازم را می بینم این منافاتی با باور های قدرتمند کننده ندارد.آموزش های لازم را کسب می کنم اما باورهای محدود کننده که در خلال آموزش به من گفته می شود را قبول نمی کنم.آموزش در کنار باورهای درست حتما نتایج درستی را به همراه دارد.

    می توانم این طور مثال بزنم :شخصی یادگیری تخصصی را شروع کرده,اگر در آن کلاس بارها گفته شود برای موفق شدن در این حوزه حتما باید تبلیغ داشته باشید,یا حتما نیاز به پارتی دارید,یا حتما باید موقعیت رقیب ها را شناسایی کنید,یا فرصت ها برای این تخصص خیلی کم شده و…آیا این شخص دیگر انگیزه ای برای یادگیری و ادامه ی کار دارد؟

    مگر اینکه این شخص با اموزش هایی که یاد گرفته و بدون باورهای محدود کننده ای که شنیده از کلاس خارج شودو کارش را با باورهای قدرتمند خودش شروع کند,آن موقع نتایج متفاوت را خواهد دید.ودر آخر همه ی این ها بستگی به میزان ایمان ما به باورهایمان دارد,اینکه چقدر به داستان باور ایمان داریم.

    برای همه ی مردم سعادت,تندرستی,خوشی وقلبی مملوً از عشق به خداوند را می خواهم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای: