live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج - صفحه 50

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
    79MB
    17 دقیقه
  • فایل صوتی live | تشخیص اصل از فرع درباره نتایج
    16MB
    17 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

4924 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نسرین مظاهری گفته:
    مدت عضویت: 3090 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    باید بپذیریم که ما به عنوان خالق پا به این دنیا گذاشتیم، حالا هر چقدر در این روند تکاملی که در ان قرار داریم پیشرفت کنیم خلق زندگی ما بیشتر در دست خودمون هست.

    تمام اتفاقات زندگی حاصل باورها و افکار خودمون هست و نه هیچ عامل بیرونی دیگه .

    ولی همین باور انقدر خالص هست که پذیرشش برامون اسون نیست و ذهن دائما مخالفت میکنه باهاش.

    حالا اگه ما باور کنیم که خودمونیم که خالق زندگی خودمون هستیم دنیا به ما نمونه هایی رو نشون میده که باورمون رو به ما ثابت میکنن مثل استاد عباس منش، ایلان ماسک، جف بزوس و…. که بدون تبلیغات تو این دنیا دارن ثروت تولید میکنند .و اگر باورمون این باشه که نه حتما عواملی دخیل هست تو این پیشرفت ها پس دنیا نمونه اون موارد رو زیاد بهمون نشون میده که با صرف هزینه زیاد تبلیغات دارن به زحمت پول در میارن.

    کلا دنیا باور ما رو به ما ثابت میکنه .

    شخصا همیشه دنبال نمونه هایی هستم که نتیجه تغییر باورها رو بتونم به طور ملموس تو زندگیشون ببینم و مهمترین و موفق ترین نمونه ای که پیدا کردم خانوم شایسته هستن.

    اگر دقت کنید خانم شایسته با کار کردن روی باورهاشون که ما تو مقالات و پاسخ ها میبینیم یا از طرح سوالایی که تو دوره کشف قوانین داشتن پی به درک عمیقشون از قوانین بردیم و این انسان فقط با تغییر باورهاش داره تو نتایج استاد عباسمنش زندگی میکنه و جالبه که هر چی باورهاش عمیق تر شده ثروت و اسایشش هم بیشتر شده. مثلا قبلا تو ایران ایشون سر کار میرفتن فکر میکنم تو مقاله ای نوشته بودن تو کار ساختمانی در بندر عباس بودن و بعد در تهران با استاد عباسمنش تو شرکت بودن که خودش کلی وقت گیره و فعالیت هاشون برای همایش ها و هماهنگی ها خیلی بیشتر بوده ولی الان تو یه منطقه عالی دارن تو بهترین خونه ها زندگی میکنن با بهترین ماشین ها و امکانات در حالی که کارشون نسبت به ایران سبک تر شده و در منزل خودشون کارای فیلمبرداری و ادیت رو انجام میدن که باز اون هم چون استاد خیلی خیلی تو روند تکاملی خودشون پیشرفت داشتن، به مراتب کار ادیت اسونتر از قبل شده.

    الان خانوم‌شایسته تبلیغاتی انجام داده برای کارخودش؟ یا بیشتر از قبل کار کرده؟ یا فقط و فقط تمرکز روی خودش و پیشرفتش گذاشته و دنیا هدایتش کرده به جایی که الان هست??

    ببینید تو مبحث سایت

    خیلی ها باور میکنن باید یه سری کارها رو انجام داد و چون باور کردن بدون انجام اون کارها هرگز موفق نمیشن و با انجام اون کارها هم هرگز موفقیتون به اندازه کسانی که باورشون این هست که کافیه من روی خودم و باورهام کار کنم و دنیا خودش ادمها و شرایطی رو برام جور میکنه که به پیشرفت بیشتر من کمک میکنن نخواهد بود چون این اعتقاد و باور اونها از شرک هست که کسی رو غیر از خودشون عامل موفقیت میدونن.

    کلا تو زندگی سعی دارم این باور رو نهادینه کنم که فقط کافیه من توحید رو باور کنم و ثروت و نعمت و ایده خودش به سمت من در جریانه و من فقط با شرکی که در وجودم بوده مانع ورود نعمتها به زندگیم بودم.

    حالا اگر باورتون این باشه که خدا روزی رسونه و خودش ایده میشه برای کارم اون موقع هست که در ارامش قرار میگیرید و در ارامش ایده هایی به ذهنتون میاد یا ابزاری مورد استفاده قرار میدید یا ادمهایی به کمک شما میان که به پیشرفتتون کمک میکنه ولی بعد از این باور که همه ثروت ها رو خدا میده و به اسونترین شکل ممکن وارد تجربه زندگی من میشن و بقیه عوامل دست های خدا هستند برای رسوندن نعمت به من.

    کلا تو این سایت هیچ چیز بیشتر از تعهدی که روز اول دوره کشف قوانین دادم که خودم خالق صددر صد شرایط و اتفاقات و ادمهای اطرافم هستند نتونست به من کمک کنه. این باور تحولی در من بوجود اورد و من رو از ادمی که به شدت احساس قربانی بودن داشت تبدیل کرد به ادمی که هر اتفاقی میوفته فقط به این فکر میکنم که تو این اتفاق چه نفعی برای من وجود داره یا چه درسی رو قراره ازین تضاد تو زندگیم یاد بگیرم و چه خواسته هایی قراره متولد بشن در وجودم.

    همین باور به ظاهر ساده دنیای من رو از یه قربانی همیشگی تبدیل کرد به یک‌خالق?

    الان میدونم اگر قراره یه سایت راه بندازم برای فروش جنسی فقط لازمه باور لیاقت داشتن ثروت و باور فراوانی نعمت رو در خودم بپذیرم و بعد با یه کانال یا وبلاگ همون اندازه که بزرگترین سایتها فروش دارن من خواهم داشت.

    و کفی بالله وکیلا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  2. -
    سارا ب گفته:
    مدت عضویت: 3851 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و خانواده هم فرکانسی ام٫

    در جواب مسابقه خواستم بگم که من خودم و جای استاد قرار دادم (برای اینکه بتونم تو کارم موفق بشم) باید چکارهایی و انجام بدم٫

    ۱- علاقه مند باشم به اون کاری که میخوام انجام بدم و با عشق انجامش بدم نه با اجبار٫ از انجام اون لذت ببرم طوریکه گذر زمان و متوجه نشم و منو در خودش غرق کنه٫

    ۲- باور داشته باشم که توی این مسیر خدا کمکم میکند و راهها رو برام آسان و لذتبخش میکند و در هر قدم، منو هدایت و حمایت میکند٫ خدا همه راهکارها رو میدونه و به من میگه و من با انجامش قدمی به جلو برمیدارم٫ از طی کردن مسیر لذت ببرم و عشق کنم و خوش بگذرونم٫

    ۳- باور کنم که همه چیز بی نهایته و برای محصول یا خدمات من بی نهایت مشتری هست٫ خیلی بیشتر از نیاز من و نیاز رقبام٫ ( با این باور، دیگه ترسی از رقبا ندارم و نیازی نمی بینم اونا رو دنبال کنم که ببینم دارن چکار میکنن یا اینکه چقدر از من جلوتر یا عقب تر هستند) یا اینکه بخوام اونا رو از بین ببرم، چون میدانم توجه به ناخواسته ها منو از هدفم دور میکنه٫ ضرب المثل قدیمی که میگه چاه نکن بهر کسی اول خودت، دوم کسی٫ پس روی کار خودم متمرکز میشم و توجهم و روی کارم متمرکز میکنم٫ باور کنم که بی نهایت مشتری هستند که حاضرند برای داشتن(محصول/خدماتم) مبلغ بسیار بالایی پرداخت کنن٫

    ۴- باور کنم که اگر من بهترین(محصول/خدمات) و ارائه بدم، خدا هم از من حمایت میکنه و به من پاداش میده و بی نهایت افراد و به سمت (محصول/خدماتم) هدایت میکنه٫ و اینکه وقتی مشتری راضی باشه بطور رایگان منو به دیگران معرفی میکنه و بهترین تبلیغ کننده برای من میشه٫

    ۵- توی حوضه فعالیتم، علمم را بالا ببرم و عالیترین توی اون حوضه باشم(نفر اول)٫ یک تکنیک و عالی بلد باشم٫ اول خودم در زندگیم ازش استفاده کنم بعد نتایج عالی اونو و تجربیاتم و با دیگران به اشتراک بکذارم٫ البته باور دارم که خدا منو راهنمایی میکنه که کدوم مبحث و علم و تخصص و یادبگیرم و اصل ها رو نشونم میده تا از حاشیه رفتن دور بمانم و وقتم هدر نرود٫

    ۶- به (محصول/خدماتم) ایمان داشته باشم و باور کنم که لایق این هستم که بابتشون مبلغ بالایی دریافت کنم٫

    ۷- باور کنم که شریکی چون خدا رو دارم که حاضره بدون هیچ چشم داشتی، تمام کارها رو برام انجام میده٫ من تقسیم کار میکنم با خدایم، کارهای سخت مال اون و کارهای راحت مال من٫

    اینا رو که نوشتم من نگفتم، خدا گفت و من نوشتم٫ من که روی کاغذ چاپ کردم و رو دیوار چسبوندم تا همیشه جلو چشمم باشه و بخاطر بیارم٫ امیدوارم شما هم نهایت استفاده رو ببرید٫ انشاالله

    خدا نگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  3. -
    مریم جهانبخش گفته:
    مدت عضویت: 3386 روز

    سلام استاد ودوستان عزیزم

    منم دقیقا سوال دوستمون دارم منم در تضاد موندم تا اینکه امروز درسایت یک فایلی از استاددانلود کردم که برای تبلیغ بود استاد دراون فایل میگفت باید تبلیغ انجام بدیم چون محصولمون باید معرفی کنیم مثل تلویزیون که تبلیغ میکنه شامپوی فلان یا بانک فلان من هم کالامو تبلیغ میکنم چون زندگی ادمهارو تغییر میده کالای من مثل شامپو نیس که فقط چربی مورو از بین ببره بلکه هرکسی از محصول من استفاده کنه زندگیش تغییر میکنه

    حتی استاد گفتید تبلیغ در امریکا بسیار زیاد هست ودرخونه تون به اندازه یک گونی تبلیغ جمع میشه وکسی با تبلیغ مشکل نداره حتی گفتید برای بیزنس حتمن باید تبلیغ کنید چون اگر تبلیغ نکنید ثروتمند نمیشد پس باید تبلیغ کنید کارتون رو معرفی کنید تا ثروتمند بشید اینها روداخل فایلتون بود استاد

    منم با این موضوع یک مدت درگیر بودم و امروز وقتی اینهارو از شما شنیدم خیلی خووشحال شدم امدوم ببینم فایل جدید چی فرستادین دیدم دقیقا سوال منو یکی از دوستان پرسیده بودن و شما به عنوان سوال مسابقه گذاشتین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    داریوش نعمتی گفته:
    مدت عضویت: 3887 روز

    سلام و درود….

    اکثر مردم برای رسیدن به موفقیت به چگونگی فکر میکنن چطور تبلیغات داشته باشیم، چطور مشتری جذب کنیم و… اون چیزی که تفاوت ها رو رقم میزنه افکار و نگرش هس… باید فقط به خواسته و اون هدفی که داریم تمرکز کنیم… اگر بخوایم یه کاری (کار فیزیکی) انجام بدیم تا به ثروت و موفقیت برسیم صد در صد شکست میخوریم…. مغز ما یه فرستنده و گیرنده ارتعاش هس و قطعا توسط مغزهای دیگه دریافت میشه و قطعا روی جسم فیزیکی اثر میزاره… برای موفقیت توی هر کسب و کار باید به اون هدفی که داریم فکر کنیم فکر کنیم فکر کنیم و فکر کنیم و با احساس قدرتش رو زیاد کنیم و این روند رو ادامه بدیم… با تکرار ، کانال های عصبی شکل میگرن و موفقیت ما رو تضمین میکنن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  5. -
    محمد جلالی افخم گفته:
    مدت عضویت: 2590 روز

    سلام به همه دوستان عزیزم

    اولا خیلی خوشحالم به این خاطر که چند روزی است که تو مداری قرار گرفتم که با این سایت زیبا و این خانواده ی صمیمی آشنا شدم در پاسخ سوال این دوستمون باید بگم که چیزی که مشخصه اینکه هر چیزی که تو زندگی داریم تجربه میکنیم خودمون وارد زندگیمون کردیم اون هم به واسطه استفاده از قوانین بدون تغییر جهان هستی و چه خوب بود این جمله تو فیلم راز که میگه این قانون سه کلمه اس . افکار ?تبدیل میشن به ?اجسام ،در واقع میزان موفقیت های ما رو فرکانس های ما تعیین میکنن افراد به این خاطر نتایج متفاوت بدست میارن که چون در هر لحظه از مسیری که دارن به سمت هدفشون(کسب و کار موفق داشتن )حرکت میکنن دارن فرکانس های متفاوت ارسال میکنن افراد موفق در کسب و کار طبق قانون 80%و20% در هر لحظه بیشتر توجهشون روی فرکانس های قدرتمند کننده هست اونا به تورم، رقیب ها ، کم بودن مشتری و… توجه ندارن اما اونا های که نتایج کمتری میگیرن به این خاطر است که اونا بیشتر روی فرکانس های محدود کننده زوم کردن و به مشکلات در مسیر فکر میکنن و یه چیز دیگه اونم اینکه زمانی که روی هر کدام از این فرکانس ها توجه میکنیم احساسات (خوب و بد) نیز بسیار تعیین‌کننده هستن

    دوستون دارم امیدوارم فرکانس هاتون تو تمام ابعاد زندگی قدرتمند باشه ممنون از استاد عزیزم و خدا رو شکر میکنم که تو این مدار قرار گرفتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    قانون فرکانس گفته:
    مدت عضویت: 2624 روز

    چیزی که نتایج نه تنها کسب و کار که بقیه ابعاد زندگیمونو متفاوت میکنه اینه که همیشه باید روی خدا(یاهرچیزی که اسمشو بزارید مثلا کائنات ،قدرت درونی و…)حساب کنیم.ابزارو اون خودش فراهم میکنه.لازم نیست دنبال ابزار بگردین.اصلا برای موفقیت نباید به مسیر و چگونگی فکر کنید فقط به هدف فکر کنید.وقتی به چگونگی فکر میکنید ذهن منطقی تون مقاومت میکنه و حس بد میگیرین و ایمانتون کم میشه و از هدفتون دور می شید.برای رسیدن به اهدافتون ،ایمان،باور و حس و حال هوای خوب رسیدن به هدفو داشتن خیلی مهم هست.این طوری شما اون ارتعاش مثبتو می فرستید و نتایجی در خور اون رو دریافت میکنید.همین که به تضاد برمیخوریدخوبه نشون میده که راهتون اشکال داره .پس مطمئن میشید که باید راهتونودرست کنید،تغییر بدید و یا کاملش کنید.باید خواستتونو دقیقادمشخص کنید.وبعدش رو باورهاتون کار کنیدوباورهای مثبت وهماهنگ با اهدافتونوتقویت کنید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    سهیل گفته:
    مدت عضویت: 2721 روز

    درود بر استاد گرامی و همه عزیزان

    خدا را صد هزار مرتبه شکر میکنم که شما را در مسیر فرکانسی من قرار داد

    همان طور که فرمودید

    قدرت باور و ارسال فرکانس اینقدر زیاد است که تمام‌مردم کره زمین هم قادر به مقاومت نیستند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    نساء پرندوار گفته:
    مدت عضویت: 2621 روز

    با سلام و درود

    بنظر من بِیس و اساس تمرینات استاد عباسمنش روی ایجاد باور های جدید و تغییر باورهای قدیمی هست

    با تحقیقاتی ک استاد روی آیه های قرآن و زندگی آدمهای موفق انجام دادن تونستن این باورها رو در خودشون تقویت کنند و با ایمان محکمی ک ب خدا دارند اصلا نگرانی ب خودشون راه ندادن ک با این جمله مصداق دار: با خدا هیچ چیز محال نیست با خدا باش پادشاهی کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    مجید گفته:
    مدت عضویت: 2687 روز

    سلام

    به نظر بنده دو عامل اشتیاق سوزان نسبت به کار مورد نظر و ساختن باورهای مناسب در مورد ان کار می تواند وجه تمایز بین دو شغل مساوی باشد. باورهایی که که در راستای قوانین کیهانی باشد از همه چیز مهمتر است. و اینکه اون کار واقعا تفریح شما باشد یعنی کار کردن شما و تفریحتان یکی باشد. و اینکه باید با باورهای مناسب قدمهای متناسب رو نیز برداشت. تبلیغات و تکنیک های کسب و کار در دل قوانین کیهانی گنجانده شده است. د بطور اتوماتیک جهان به سمت شما روی خوش نشان میدهد. به قولی مهره مار داشتن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    مریم بانو گفته:
    مدت عضویت: 2765 روز

    به نام او که هرچه دارم از اوست

    ازاونجایی که من به این قضیه نگاه میکنم موضوع برمیگرده به اصل این جهان یعنی باوری که نسبت به خداوند یا نیروی برترمون داریم .

    همه چیز اول از همه به اعتماد به نفس وعزت نفس برمیگرده ؛زمانی عزت نفس من بالا میره که اولین ومهمترین شخص توی زندگیمون که مسبب تمام بدبختی هامون میدونیم وانگشت اتهام به سمتش میگیریم رو ببخشیم وبدونیم که سه تا انگشت دیگمون به سمت خودمون هست .پس اول از همه باید این گذشت رو انجام بدیم تا روح وذهن ما خالی بشه از یه سری مسایل پوچ وبی ارزش که چندین سال هست به دوش میکشیم .وبعد کار تازه شروع میشه .باید دنبال الگوهایی بگردیم که با شرایط فعلی ما هم خوانی داره وبرامون باور پذیره که طبق شرایط الان من مثلا با عند تومن سرمایه یا عند تومن بدهی تونستن کسب وکار موفقی راه اندازی کنند وصد البته که باید کاری که انجام میدیم علاقه شدید ما باشه یعنی وقتی اون کار خاص رو انجام میدیم نه گشنه میشیم ونه تشنه واین کار رو برای لذتی که میبریم انجام بدیم نه برای کسب ثروت ویا پول .بارها من از زبون استاد شنیدم که لذت میبرن از اینکه میرن جلو دوربین ویه فایل رو ضبط میکنن وانصافا اون چیزی که گفته میشه مهم نیست جزفایلای دوره باشه یا فایلای دانلودی واین ؛اون چیزی هست که استاد رو متفاوت از بقیه میکنه .این چیزی که من درک کردم استاد اینقدر با خودش درصلحه که اصلا نیازی به تایید دیگران در وجودش حس نمیکنه ووقتی کسی نیاز به تایید طلبی دیگران نداشته باشه ؛تایید خداوند براش کافیه .

    ویه موضوع دیگه بخشیدن خودمون از اون چیزایی که احساس گناه نامیده میشه .دیروز راهنمام داشت در این مورد صحبت میکرد که گفتنش اینجا خالی از لطف نیست :

    میگفت حضرت موسی رو درنظر بگیرید که تو کاخ فرعون با چهارصد تا زن توی حرم سرا بود وداشت کیف میکرد .که یه روز یکی از دوستانش میگه موسی این شخص به من ظلم کرده وموسی,برای دادخواهی وبرقراری عدالت یه سیلی به طرف مقابل میزنه وفوت میشه .حالا موسی با این همه عزت واحترام فرار میکنه از ترس وبه شعیب پناه میبره وچندین سال اونجا زندگی میکنه تا اینکه خداوند به پیامبری مبعوثش میکنه ودوباره برمیگرده در خونه فرعون تا اینبار فرعون رو به خداوند ویکتاپرستی دعوت کنه .حالا غرض از گفتن این موضوع اینه که آیا گناه من اینقدر بزرگه که فکر میکنم خدا منو نبخشه ؟؟اگر جواب منفیه پس چرا فکر میکنم خدا یه نفر رو خیلی دوست داره وعزیز کردشه ومن نیستم ؟جواب در وجود خودمون هست .باید باور کنم که من اینقدر برای خداوند ارزشمندم که خدا حاضره افرادی رو که من نیاز دارم در مسیر من قرار بده .باید فقط به خدا اعتماد وتکیه کرد وهر آنچه که در قالب یک الهام به ما گفته شد که قلب ما آرام بود واحساس کردیم این ایده با شرایط فعلی من کاملا موافق هست اونو اجرا کنم تا قدم بعدی به من گفته بشه .درست مثل استاد عباس منش که همیشه میگن برای گذر از یک رودخونه تا پات رو روی سنگ اول نذاری جای پای بعدی بهت گفته نمیشه پس با ایمان کامل وتوکل به خداوند قدم اول رو بردارید تا قدم های بعدی به شما گفته بشه .

    متشکرم از اون کسی که در وجود من گفت ومن نوشتم .

    در پناه خداوند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای: