این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/04/abasmanesh-7.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-04-22 11:15:222024-12-17 10:35:26سریال زندگی در بهشت | قسمت 1
1336نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
امشب که مجدد این قسمت از سریال رو دیدم چقدر بیشتر از قبل از تماشای شما و تکاملی که در این سالها طی کردید لذت بردم. اون لحظه ای که استاد با قیچی باغبانی اون شاخه های نازک رو با ذوق قطع میکردند و خانم شایسته هم خیلی با حال و با ذوق و شوق فیلمبرداری میکردند، خصوصا که استاد برای همون درخت کوچیک، به خانم شایسته گفتند مراقب باش تا به سرت نخوره، یه لبخند اومد روی صورتم. میدونید چرا؟ یاد اون قسمت هایی از زندکی در بهشت افتادم که استاد با کلاه و اره ی خفن به میرفتند سراغ تنومند ترین و بلند ترین درخت ها و به سرعت برق و باد با بکار بردن تکنیک هایی که در نحوه ی قطع درختان مهارت کسب کرده بودند درخت هارو پشت سر هم قطع می کردند.
یاد اون قسمتی افتادم که به سراغ بخشی دست نخورده از پردایس رفتید و کلی جاهای جدید کشف کردید، اون گاراژ و اون صندلی قدیمی. به به. چقدر لذت بخشه. تماشای حرکات قابل پیش بینی و همیشه بامزه ی براونی و گریس، هم عالی بود. آخ که چقدر من عاشق چنین فضایی هستم. زمین چمن زیبای وسیییییییع و درختانی پراکنده و سربه فلک کشیده: چقدر لذت بخشه که فقط اونجا ادم قدم بزنه. زیر سایه ی درختا بشینه و کتاب بخونه، بنویسه و یا حتی چشم هاش رو ببنده و با تمام سلول های وجودش نفس بکشه ، و انقدر به صدای بکر طبیعت بدون مزاحمت صدای ماشین ها، و یا ادم ها گوش بده که به سکوت برسه و توی گوشش فقط صدای سکوت و ارامش و یکی شدن با جریان هستی بپیچه. حتی نوشتن این جملات هم بهم ارامش داد.تمرکزی که همیشه روی نکات مثبته. انسانهایی که ذهنشون رو بیکار نمیکنند و به دنبال حل مسائل روزمره به کاراترین و ساده ترین روش ها هستند، دو همراهی که سالهای ساله هرروز ساعتهای طولانی کنار همند و در صلح و عشق و آشتی با خودشون و با همدیگه هستند. تن هایی که سلامته، لب هایی که خندانه، ثروت و نعمتی که همواره براشون جاریه جاریه جاریه و قلبهایی که همیشه پر از نور خداونده، و خداوندی که همیشه وعده هاش حقِّ.نوش جانتون این خوشبختی. گوارای وجودتون این لذتهای بی پایان.
چقدر تفاوتو الان دارم میبینم برای منی که همین امروز فسمت اخر سریالو دیدم و دوباره شروع کردم از اوا استارت زدن الان میبینم هی میگم ااا الان اینجوری شده ااا الان اونجوری شدن الان اونجاش چیکن شاه شده ا کارگاه نبود تنها چیزی که هیچیش تغییر نکرده زیباییشه که هم الان زیباست همتوقسمت اخر خدایا شکرت چقدررررر این سریال عالیه اصلا یه جورایی برای من حکم دوره شده ینی وقتایی که من میرارم این سریالو میبینم انقدر دوره نمیبینم چقدر راضی هستم که از اول شروع کردم من قبلا اینکارو کرده بودم و حالمم عالی شده بود اما مومنتومم قطع کرده بودم اما الان با کمک خدای مهربونم میخوام ادامه بدمکه بیفته رو مومنتوم و مطمعنم با نرگسی که الان داره اینو مینویسه بیگانه خواهم شد الهی شکرت بابت این حجم از زیبایی شکر برای سایت و ادمای نازنینش عاشقتونم زیاد
دقیقا انگار از یه پرواز طولانی وخسته کننده، دقیقا از وسط همون اسمون آبی و زیبا وابرهای سفید وطلائی وگلبه ای، دارم فرود میام به سمت این بهشت وقراره وسط همین دریاچه پیاده بشم، یه کم شنا کنم و با شادی وشعف خودم رو برسونم به کنار دریاچه واونجا روی چمن ها دراز بکشم و آسمون رو تماشا کنم، در حالیکه میدونم قراره کلی اتفاقات شگفت انگیز رو اینجا کنار استاد ومریم جان تجربه کنم…
آقا چرا اینجوریه؟ چرا این فایلها با گذشت چند سال هنوز، تر وتازه اند؟ انقدر زنده هستند؟ جوریکه حس میکنم الان داره همه چیز اتفاق میفته ومن هم دقیقا کنار مریم جان ایستادم ودارم استاد و کارهاشون رو تماشا می کنم…
من حتی می تونم دمای هوای اونجا رو الان حس کنم، بوی عطر چمن ها و درخچه ها وحتی بوی خاک وگلی که با در اومدن ریشه اون درخچه ها توی فضا پیچید….
حتی وقتی شاخه درخت خورد به صورت مریم جان، صورت منم نوازش کرد وبعد افتاد زمین…
حتی اون لحظه که مریم جان رفت سپر ماشین رو چک کنه، من یه دستی روی اون خط وخطوتی که روش افتاده بود کشیدم، ولی تا برگشتم صورت ماه استاد وخنده هاش رو دیدم، گفتم بی خیال، می ارزید، فدای سرتون…
من حتی با اون انبر تو این قسمت چندتاشاخه بریدم، حتی یه لحظه حواسم نبود پام رفت روی دستکش های مریم جان که روی زمین افتاده بود وچون پابرهنه بودم برآمدگیهای روی دستکشش پامو یه کم اذییت کرد ولی برام مهم نبود، من داشتم تو اون فضای بهشتی کیف میکردم ولذت میبردم از همه چیز، تا اینکه سروکله گریس پیدا شد، نمیدونم چرا صداش میکردم وای میستاد و تا ساکت میشدم شروع میکرد دوئیدن دنبال ماشین..
گریس رو می دیدم که انقدر دنبال برونی کرده بود،طفلکو شاکی کرده بود، برونی میخواست از دست گریس فرار کنه، حتی جفتک هم پرت میکرد براش….
ولی گریس فک میکرد برونی میگه دنبالم بیا بدو بدو، بیا بریم توی این زمین سرسبز وقشنگ بدو بدو کنیم و کیف کنیم که اینهمه فضا برای چراء وگردش داریم….واسه همینم با اشتیاق برونی رو دنبال میکرد…
من حتی رفتم تو خونه 3 تا چای قندپهلو گذاشتم توسینی و آوردم تا با استاد ومریم جان نوش جان کنیم، وقتی خواستم چایی بخورم پهن شدم روی چمن ها، خیلی حسش خوب بود….
انقدر که بعد چایی خوردن همونجا خوابم برد….
چقدر حس این رویا قشنگ بود، چقدر قشنگه ودوست دارم بارها وبارها این رویا رو ببینم….
خدایا مهربونم، ای بهترین برنامه ریز هستی، قربونت برم که انقدر قشنگ برنامه ریزی کردی واین سریال رو ساختی تا ما باور کنیم که میشه …
( هم خدا رو داشت هم خرما رو)
میشه که هم با ایمان بود، هم شاد بود، هم رقصید وخندید، هم ثروتمند بود، هم ساده و بی آلایش بود،هم غرق در نعمت بود وهم قدردان وسپاسگزار بود، هم از موانع به راحتی گذشت و هم صبور و آرام بود، هم معروف و مشهور بود ، هم متواضع وبی ریا….
خدایا شکرت که با بهترین روش وآسانترین روش با ساخت این سریال ، از طریق بهترین بندگانت، به ما هم راه ورسم درست زندگی کردن رو می آموزی وهم درست بندگی کردن رو….
وای خدای من چ حس لطیفی داره این فضا چ بهار زیبایی چ آب فراوانی چقدر درخت چ آب و هوای پاکی و رنگهای قشنگی چ نسیمی خدایا شکرت خدایا شکرت زیباییهات انتها نداره
به نام خدایی که این همه زیبایی آفرید تا من سپاسگزار باشم ولی من تا حدودی زیبایی رو نمی دیدم تا هدایت شدم به سایت واز استاد یاد گرفتم که تمرکز بر نکات مثبت دیدن زیباییها چه معجزاتی داره
من یکم حالم خوب نبود اومدم تو سایت و هدایت شدم به زندگی در بهشت اول فایل چندان دل چسب نبود تا دیدم استاد خداحافظی کرد گفتم همین قدر بود که دیدم ادامه داره رسیدن به کندن درخت با ماشین وجایی که مریم خانم گفت خدا مارو به راههای سادهتر . هدایت کنه برام جالب بود اما جایی که به
استاد گفت داری تف کاری می کنی فقط داشتم ریسه می رفتم از خنده اصلأ از حال بد خبری نبود و
صدای موجوداتی که نام خدا زمزمه می کردند
وقهقهای استاد از ته دل من حالم رو دو چندان عالی کرد
و اون أهنگ های حالم رو عالی تر کرد
دویدن بر شوم یورتمه رفتن برانی و صدای بر در آوردن استاد
وتصاویری که از بهشت روی آب وآسمان سر سبزی طبیعت دویدن این همه ثروت نعمت و فراوانی دیگه کامل کامل شد این قسمت از نکات مثبت
خدایا شکرت به خاطر این که امروز هدایت شدم به این فایل زندگی در بهشت. و این که استاد عزیزم اومد در مرکز دوربین با یه پیام. سپاسگزار باش
be grateful
و این تی شرت زیبا و سفید و عالی. و من الان سپاسگزار خداوند بی نهایت بخشنده و مهربان هستم که الان فرصت دارم که این ویدیو رو می بینم. واقعا بهشت و اون برخورد باد روی آب دریاچه خیلی زیباست و همین الان داره به صورت من هم می خوره و صورتم رو نوازش می کنه، احساس می کنم که این ویلای خودم هست و من هم دارم از این فضا لذت می برم. خیلی موقع ها و در واقع اغلب مواقع این باورهای محدود کننده توی ذهنمون ویوی دیده شدن احساس ارزشمنیمون رو گرفته و من هم باید روی خودم با تکرار باروهای مثبت و قدتمند کننده روی خودم کار کنم. همون طور که استاد الان توی این فایل درخت های هرز رو که جلوی دید این دریاچه زیبا رو گرفته داره قطع می کنه تا اون زیبایی بیشتر نمایان بشه. خدایا چقدر این ابزار هایی که استاد داره، از این اره برقی و این قیچی و این ماشین که داره استفده می کنه خیلی نعمت های فراوان هست. خدایا هزاران هزار بار شکرت به خاطر این که من هم هر روز دارم اسان میشم برای آسانی ها. زندگی من داره آسان میشه. به خاطر این که خداوند داره کارهای من رو انجام میده. همین اره برقی خیلی کار رو آسونتر کرده. قبلا باید با دست اره می کردی و اره کردن درخت های خشک آسونتر از درختر های تازه و نمدار بود. این که با ماشین درخت رو بکشی که از ریشه بیاد، این قدرت ماشین چقدر زندگی استاد رو راحت و آسان کرده و این مثال عینی خیلی به من و ذهن من ثابت می کنه که زندگی من هم در تمام جنبه ها قراره که آسان بشه و خداوند کارهای من رو از بی نهایت دستانش انجام میده و زندگی من آسان تر و آسان تر میشه. اگه قبلا کارها به سختی انجام می شده و افراد گاوآهن به خودشون می بستن و زمین رو شخم می زدن، الان ببین که تراکتورها این کار رو در نسبت های خیلی زیادی به راحتی انجام می دن. و این ایده های ساخت این تراکترها از طرف خداوند بی نهایت رزاق به انسان داده شده و به همین دلایل قوی و روشن و واضح زندگی من هم هر روز در تمام جنبه ها آسان و لذت بخش میشه.
زندگی خیلی زیباست و خیلی قشنگه و یه سری مسائلی که در راستای زندگی باهاش برخورد می کنم هم باید حلش کنم تا رشد کنم. همون چیزی که استاد توی این فایل میگه. و مسائل راه حل داره. راه حل مشکلات و مسائل در دل مسائل هست. و من نگران مسائل آینده نیستم و خداوند راه حل مسائل رو به من میگه. همون طور که راه حل نگهداری گندم رو در سالهای قحطی به یوسف پیامبر گفت. پس من هم لایق دریافت الهامات خداوند هستم. همونطوری که استاد خودش رو لایق دریافت الهامات خداوند می دونه و مسائل راه حل هاش همین الان به استاد گفته میشه. اولین راه حلش همین تغییر دیدگاه هست، این که من با یه دید و نگاهی که به من احساس بهتری بده به مسائل نگاه کنم. خدارو بی نهایت سپاسگزارم که این فایلها هم با زحمات پیوسته خانم شایسته عزیزم آماده میشه. خدا قوت می گم خانم شایسته بهتون.
من قبلا شخصیتم این طور بود که هی قصه گذشته رو می خوردم. الان که استاد گفتش که ما هزاران هزار فیلم از زیبایی های زندگی و طبیعت داشتیم و اونا الان نیست. و ایشون میگه که حالا به هر دلیلی که نشده اونا رو روی سایت بزاریم بی خیال میشیم و از این به بعد فیلم هایی که از طبیعت و زیبایی ها می گیریم می زاریم روی سایت. من هم الان یاد میگیرم که اتفاقات گذشته که به ظاهر ناجالب بوده رو بی خیال تکرارشون توی ذهنم باشم، و فقط اون درس هایی که می شده ازشون بگیرم رو بگیرم که توی آینده همون اشتباهات رو تکرار نکنم. چون شیطان همیشه تلاشش این بوده که من رو از اتفاقات گذشته غمگین کنه و از اتفاقات آینده بترسونه. تا چی بیشه؟ تا زمان حال من رو نابود که، تا احساس سپاسگزاری که می تونم در خودم ایجاد کنم رو نابود کنه. و قدرت خلق کننده در آینده رو با افکار مثبتی که در زمان حال می تونم پیشاپیش به این جهان هستی بفرستم رو از من بگیره. چقدر همین گفته استاد برای من درس داشت، خدایا شکرت. دمت گرم استاد عزیزم که یه نگاه و صدای متفاوت میشی برای ما هنرجوها و از یه زاویه دیگه ای به این زیبایی ها و این جهان هستی نگاه می کنی و به من هم یاد میدی که چطور نگاه کنم؟ این که صدق بالحصنی باشم و تصدیق کنم زیبایی های جهان رو تا به زیبایی ها جهان هدایت بشم.
چقدر خانم شایسته مهربونه، شاخه خورد به صورتش، و بعدش سریع گفت که صورتم رو نوازش کرد. خانم شایسته من خیلی شما رو تحسین میکنم، خیلی خوب هستین. خدا عشقتونو بیشتر کنه و در کنار استاد در آرامش همیشه زندگی لذت بخشی رو داشته باشین.
خدایا شکرت استاد چند کار رو با هم انجام میده. هم ورزش هم پاکسازی پرادایس از درختچه های هرز.
واقعا استاد گره توف کاری زدی!!! بازم دمت گرم که انقدر کارا رو می خوای با کمترین زمان، با کمترین انرژی انجام بدی. البته خانم شایسته خیلی استاد کنترول ذهن هست. اونجایی که سگک تسمه پشت مایشن رو خط انداخت سریع نادیده گرفت و اون سگک رو جدا کرد و نگفت که بیا ببین این گره به خاطر این که رو هوا بوده به ماشین خط انداخت. واقعا خیلی خانم هستی خانم شایسته. خدایا شکرت به خاطر ثروت استاد که نشونمون میده. چقدر ثروتمند شدن معنوی هست که توی ویلای 20 هکتاریت بیای ایده هات رو اجرایی کنه و کسی نباشه که دخالت کنه. بخوای بره و گوسفند نگهداری و از دیدن جست و خیزش لذت ببری. و از دیدن دویدن گرییس سفید خوشکل لذت ببر. درکنار هم روابطه عاشقانه رو تجربه کنی و احساس خوبی رو داشته باشی. خدای من شکرت به خاطر این که این بندگانت هم هستند که دارن بهشت رو توی همین دنیا تجربه می کنن. من هم دوست دارم که نعمت ها رو توی این جهان زیبات تجربه کنم. چون هدف زندگی لذت بردن از زندگیست.
سلام به خانواده بزرگ من در سایت بی نظیر عباسمنش دات کام.
سلام به استاد عباسمنش عزیز و استاد شایسته عزیز.
من با نتایج فوق العاده ای که طی 2 سال و نیم آشنایی با شما، توی زندگیم گرفتم، با دست پر دارم پیام میدم…
از درآمد ناچیز حداقلی که فقط به اندازه ی قسط هامون بود به لطف الله رسیده به جایی که میتونیم به راحتی پس انداز کنیم و کلی وسیله برای خودمون بخریم و اضافه بیاد. من با پدرام 2سال پیش خیلی فاصله ی فرکانسی دارم و من از خدا خواستم و پله پله خدا منو تو مسیر خواسته هام گذاشت.
از روستایی که 4 سال داخلش زندگی میکردم و فکر نمیکردم یه روز بتونم دوباره برگردم به شهر، تونستم مهاجرت کنم و خیلی زندگی عالی ای داریم.
همه چیز به صورت معجزه وار داره برامون پیش میره.
همه چیز بر وفق پدارمه استادجان…
یه چند روزی هست که ذهنم از اختیارم خارج شده بود و از سایت فاصله گرفته بودم که خدا با نشونه بهم گفت پسر خوب برو مواردی که توی سایت تا حالا نگاه نکردی رو استارت بزن و اول هم از سریال زندگی در بهشت شروع کن…
و من هم در جهت عمل به این الهام، بسم الله رو گفتم و امشب قسمت اول سریال زندگی در بهشت رو نگاه کردم.
واقعأ طبیعت بی نظیر بود.
خیلی خیلی دقت کردم به تپل بودن استاد و الان ایشون رو یادم آوردم و در مرحله اول میخوام به خودم تعهد بدم که ان شا الله از معرفی های دوره سلامتی استفاده کنم و با رعایت رژیم غذایی بهتر، به امید خدا تا عید سال 1405 بتونم حداقل 10 کیلو گرم و یا بیشتر وزن کم کنم.
خیلی حال کردم با اون قیچی هیولا که حکم فلفل نبینه چه ریزه رو داشت و واقعا به قول استاد شایسته مثل کره برش میداد درختا رو…
استاد خدایی دمت گرم که با اون گره ی تفکه ای تونستی درخت رو از ریشه دربیاری.
بنده خدا درخته داشت از تعجب شاخ و برگ در میآورد که چرا اون گره باز نشد ( استیکر خنده)
خداروشکر میکنم که خداوند مهربان منو هدایت کرده که در مدار دیدن زیبایی ها قرار بگیرم و بتونم توجه آگاهانه داشته باشم به زیبایی ها
باید دوباره به یاد بیارم که این همه نتایج عالی من از کجا شروع شد و برگردم به تنظیمات کارخانه ی استاد عباسمنشی و مجدد نتایج بهتر و بهتر بشه ان شاء الله
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ی دوست داشتنی
امشب که مجدد این قسمت از سریال رو دیدم چقدر بیشتر از قبل از تماشای شما و تکاملی که در این سالها طی کردید لذت بردم. اون لحظه ای که استاد با قیچی باغبانی اون شاخه های نازک رو با ذوق قطع میکردند و خانم شایسته هم خیلی با حال و با ذوق و شوق فیلمبرداری میکردند، خصوصا که استاد برای همون درخت کوچیک، به خانم شایسته گفتند مراقب باش تا به سرت نخوره، یه لبخند اومد روی صورتم. میدونید چرا؟ یاد اون قسمت هایی از زندکی در بهشت افتادم که استاد با کلاه و اره ی خفن به میرفتند سراغ تنومند ترین و بلند ترین درخت ها و به سرعت برق و باد با بکار بردن تکنیک هایی که در نحوه ی قطع درختان مهارت کسب کرده بودند درخت هارو پشت سر هم قطع می کردند.
یاد اون قسمتی افتادم که به سراغ بخشی دست نخورده از پردایس رفتید و کلی جاهای جدید کشف کردید، اون گاراژ و اون صندلی قدیمی. به به. چقدر لذت بخشه. تماشای حرکات قابل پیش بینی و همیشه بامزه ی براونی و گریس، هم عالی بود. آخ که چقدر من عاشق چنین فضایی هستم. زمین چمن زیبای وسیییییییع و درختانی پراکنده و سربه فلک کشیده: چقدر لذت بخشه که فقط اونجا ادم قدم بزنه. زیر سایه ی درختا بشینه و کتاب بخونه، بنویسه و یا حتی چشم هاش رو ببنده و با تمام سلول های وجودش نفس بکشه ، و انقدر به صدای بکر طبیعت بدون مزاحمت صدای ماشین ها، و یا ادم ها گوش بده که به سکوت برسه و توی گوشش فقط صدای سکوت و ارامش و یکی شدن با جریان هستی بپیچه. حتی نوشتن این جملات هم بهم ارامش داد.تمرکزی که همیشه روی نکات مثبته. انسانهایی که ذهنشون رو بیکار نمیکنند و به دنبال حل مسائل روزمره به کاراترین و ساده ترین روش ها هستند، دو همراهی که سالهای ساله هرروز ساعتهای طولانی کنار همند و در صلح و عشق و آشتی با خودشون و با همدیگه هستند. تن هایی که سلامته، لب هایی که خندانه، ثروت و نعمتی که همواره براشون جاریه جاریه جاریه و قلبهایی که همیشه پر از نور خداونده، و خداوندی که همیشه وعده هاش حقِّ.نوش جانتون این خوشبختی. گوارای وجودتون این لذتهای بی پایان.
به نام خداوند مهربان
سلام به استاد عزیزم و مریم جان عزیز
من قبلاً هر قسمت رو از سریال یا هر فایل دانلودی رو که نگاه میکردم ، واقعاً مثل یه فیلم میدیدم ولی از وقتی که فایل
(ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است)
رو دقیق تر نگاه کردم
الان که دارم این کامنت رو مینویسم ، یاد حرف استاد میافتم توی اون فایل
که ایشون گفتن :
بعضیا یه چند روز فایل میبینن و حالشون خوب میشه !
ولی دوباره دچار روزمرگی میشن و بعد از اینکه چند روز حالشون بد میشه
دوباره میان چند تا فایل رو میبینن و میگن که مثلاً
عباسمنش حرفای قشنگ میزنه ، خوبه ، حالمون خوب میشه و اینا
درحالی که هر فایل رو دقیق و تمرکزی نمیبینن که روشون تاثیر بذاره و مثل یه روزنامه یا مثل یه فیلم نگاهش میکنن
همونجا بود که من به خودم گفتم
تو ام همینجوری شدی ، جزو همون افراد
حالت که بد میشه میای فایل های سریال و سفرنامه رو میبینی
ولی وقتی که
(فایل ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است)
رو دیدم
انگار که
یکی محکم بزنه تو گوشم
و بگه چیکار داری میکنی
به جای اینکه توی مسیر رشد باشی ، به زیبایی ها توجه کنی ، به نکات مثبت هر فایل توجه کنی
نکات مهمشون رو یادداشت کنی و روی خودت کار کنی ، روی باورات کار کنی
نشستی و مثل یه فیلم داری تماشا میکنیشون
از اونجا بود که تصمیم گرفتم
دقت و تمرکز بیشتری بزارم روی فایل ها و طبق گفته استاد توی (گام چهارم پروژه خانه تکانی ذهن)
روتین داشته باشم واسه دیدن هر فایل
از اون موقع ، حالم بهتره و احساس بهتری دارم
من قبلاً ، هر روز صبح که از خواب بیدار میشدم
خیلی احساسم بد بود و این احساس بد باعث اتفاقات بدی میشد توی زندگی من و من یادمه که
یه روز خیلی سر مسائل جزئی غر میزدم و عصبانی بودم
من هر موقع که عصبانی میشدم معدم درد میگرفت و وقتی که اینو به اعضای خونواده میگفتم
همیشه میگفتن قرص بخور خوب میشی و فلان و اینا
حتی رفتم دکتر و ایشون به من گفت وقتی که عصبی میشی
نمیدونم
عصب معده میزنه بالا و فلان و اینا
همون موقع بود که من با سایت آشنا شدم
و وقتی که استاد توی فایل
(گام پنجم پروژه خانه تکانی ذهن)
گفتن که :
سلامتی ، اولین واکنش به احساسات و افکاره
دیگه تموم شد…
دیگه از همون موقع سعی میکردم زود عصبی نشم
مخصوصاً سر چیزای کوچیک که اصلاً ارزشی ندارن
و خدارو صد هزار مرتبه شکر از اون موقع تا الان
دیگه خبری از معده درد و اینجور چیزا نیست
اینارو گفتم راجب احساس خوب و کنترل ذهن↖️
اما در مورد سریال
من الان دومین باره که دارم سریال زندگی در بهشت رو از اول میبینم
ولی انگار که ایندفعه متفاوته
من قبلاً نکات مثبت هر فایل رو یادداشت میکردم
اما هیچوقت نظر خودم رو نمیگفتم
چون توی بحث عزت نفس مشکل داشتم
اما از وقتی که فایل (ساختن عزت نفس در عمل) رو دیدم و سعی کردم به آگاهی های اون فایل عمل کنم
به خودم گفتم
نکاتی که از هر فایل یادداشت میکنی ، درست
ولی بیا دیدگاه خودتو بنویس توی کامنت های هر فایل
چون اون چیزی که مینویسیم و اون چیزی که برداشت خودمونه متفاوته
چیزی که یادداشت میکنیم ، چیزی نیست که یکی دو روزه تغییر کنه ، اما به خودم گفتم توی اون لحظه ای که داری یه فایل رو میبینی
برداشتی که اون لحظه از اون فایل داری چیه
اون هارو بصورت جدا به عنوان دیدگاه بنویس
و بعد تطبیق بده با نکاتی که یادداشت کردی
استاد ، من
خودم یه آدمی ام که خیلی کارکردن رو دوست دارم
یعنی
وقتی که شما با استفاده از هر ابزاری یه کاری رو انجام میدید
واقعاً لذت میبرم از اینکه با استفاده از این ابزار ها
کار ها چقدر راحت تر میشه
پدر من ، یه باغ داشت که هر سال باید میرفتیم و توی زمستون باید درخت هارو هرس میکردیم و باغ رو تمیز میکردیم
برخلاف بقیه که کار کردن رو زور میبینن
من خیلی دوست داشتم که توی طبیعت کار کنم
یعنی
دقیق یادمه که
قبل اینکه بریم ، همه ی ابزار های لازم ، از قیچی تا دستکش و ابزار های دیگه رو آماده میکردم
و خیلی دوست داشتم که همه چی مرتب و منظم باشه
و
با دیدن زیبایی ها ، آدم میفهمه که کلی
چیزای دیگه ، نعمتهای دیگه تو جهان اطراف هست
یادمه !!
زمانی که اون موقع توی باغمون کار میکردم
مادرم همیشه غر میزد که
خسته شدیم از این باغ و پدرمون در اومد از کار و راه خستمون کرد و از این حرفا
چون
باغی که ما داشتیم توی روستا بود
یعنی ما باید از شهرمون تا باغ باید 200 کیلومتر با ماشین میرفتیم
فاصلش هم حدوداً دو ساعت بود
یعنی
من کم کم داشتم تاثیر میگرفتم از حرفاشون که
آره ، حتما اینا راست میگن
سخته و فلانه و اینا
ولی
از وقتی که دارم سریال زندگی در بهشت رو میبینم
علاقم بیشتر هم شد
نه تنها باغبونی
بلکه علاقم به ابزار و انجام کارها خیلی بیشتر شد
به قول مریم جان عزیز
اون قیچی ، شاخه هارو مثل کره میچینه
خیلییی راحت
آدم واقعاً لذت میبرم از کارکردن با ابزار های نو
و ابزاری که کارو راحت کنه
حتی اون دستکش هایی که شما داشتید
به قول استاد ، دستکش های هیولا
من قبلاً ، بیشتر کارهایی که نیاز داشت دستکش
دستم باشه رو بدون دستکش انجام میدادم و همیشه دستام زخمی بود و پوست دستام خشک و زبر میشد
و این به واسطهی این باور بود که
مهم اینه کار انجام بشه
آدم باید با کمترین ابزار ، کارو انجام بده
این یه باور کاملاً غلطه از نظر من
و حتی وقتی که
این حرف استاد رو شنیدم که ایشون گفتن و همیشه توی بیشتر فایل ها میگن که :
آدم باید اول از همه واسه خودش ارزش قائل باشه
و این حرف که :
کار هارو باید واسه خودمون آسون کنیم و سخت نگیریم
دیگه از اون موقع
باور منم در مورد این چیزا کم کم تغییر کرد
حتی
من یه مدتی با یه بنده خدا کار میکردم
که باور های به شدت محدود و غلطی داشت
وقتی که من سرکار دستکش دستم میکردم
ایشون به من میگفت
تو باکلاس کار میکنی
منم که …
گفتم شما درست میگی
اصلا من با کلاسم
استاد عزیزم ️
خدارو بی نهایت شکر میکنم
که توی زندگی خیلی بهم نعمت داده و میدهد
و یک لطف بزرگی که از طرف خدا شامل حال من شد
این بود که من رو هدایت کرد به سمت درست
و مخصوصاً اینکه
من رو با شما و خانواده بزرگ عباسمنش آشنا کرد
در پناه فرمانروای جهان ، شاد و سلامت باشید️
به نام خداوند بخشاینده و هدایتگرم
سلااام ب استاد عزیزم و مریم جان شایسته و تمام دوستان بهشتیم
امروز آخرین قسمت از سریال سفر بدور آمریکا رو دیدم و نتایجش انقدر برام زیبا بوده
نتایج توجه ب نکات مثبت توجه ب زیبایی ها و خدای مهربونم این لطف رو بهم داشت ک منو وارد مدار زیبایی های سریال زندگی در بهشت کرد
امروز ک اینو مینویسم تازه قدم هفتم از 12 قدم رو شروع کردم
و به امید مهاجرت ب مدار بالاتر با لذت و به سادگی سریال زندگی در بهشت رو شروع میکنم و ایمان دارم جنس تجربه های زندگیم از همین لحظه شروع ب تغییر میکنه
اینو همین الان از درونم حسش کردم
احساسم داره بهم میگه پر قدرت برو جلو ک همه چیز توجه توعع ،توجهت رو بزار رو زیبایی ها تا بهشت رو برای خودت بسازی
من هم میخام زندگیم رو از همین شرایطی ک هست زیباترش کنم دلخواه تر بشه بهشتی تر بشه
و به رضایت بیشتری از خودم و زندگیم برسم
ب امید خدای مهربونی ها
سلام به بهشت و بهشتیان
چقدر تفاوتو الان دارم میبینم برای منی که همین امروز فسمت اخر سریالو دیدم و دوباره شروع کردم از اوا استارت زدن الان میبینم هی میگم ااا الان اینجوری شده ااا الان اونجوری شدن الان اونجاش چیکن شاه شده ا کارگاه نبود تنها چیزی که هیچیش تغییر نکرده زیباییشه که هم الان زیباست همتوقسمت اخر خدایا شکرت چقدررررر این سریال عالیه اصلا یه جورایی برای من حکم دوره شده ینی وقتایی که من میرارم این سریالو میبینم انقدر دوره نمیبینم چقدر راضی هستم که از اول شروع کردم من قبلا اینکارو کرده بودم و حالمم عالی شده بود اما مومنتومم قطع کرده بودم اما الان با کمک خدای مهربونم میخوام ادامه بدمکه بیفته رو مومنتوم و مطمعنم با نرگسی که الان داره اینو مینویسه بیگانه خواهم شد الهی شکرت بابت این حجم از زیبایی شکر برای سایت و ادمای نازنینش عاشقتونم زیاد
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
سریال زندگی در بهشت قسمت اول
زندگی پر از مسائل حل شونده داره
زندگی خیلی زیباست
خیلی قشنگه
ممکنه یه سری مسائل باشه که باید حل بشه اما همشون راه داره حل شدنشون
با یه نوع طرز فکر متفاوت
سعی کنیم تمرکز کنیم بر روی زیباییها و قشنگیها
اونم در دنیایی که همه تمرکزشون رو صد در صد گذاشتن روی بیماریها روی مشکلات روی مسائل
بیایید ما یک صدای متفاوت باشیم
یک نگاه متفاوت باشیم
یک نگاه الهی باشیم
که صدق بالحسنی باشیم
تصدیق کنیم زیباییها رو
تا خداوند ما رو هدایت کنه به زیباییهای بیشتر
ما توی این پرودایس مجهز هستیم به الله اکبر
مجهز به اره
و کلی وسایل دیگه که در مسیر زندگی در بهشت بهشون برمیخورید
کارهایی که میکنیم اتفاقاتی که میفته مسائلی که بهش برمیخوریم
مسائلی که حل میکنیم
مسائلی که خداوند الهام میکنه و حل میکنیم
خدایا شکرت بابت قیچی که مثل کره درختچههای هرز رو میبره
شکرت بابت دریاچه زیبا در پرودایس
خدایا شکرت که با این قیچی میشه درختچههای هرز رو برید و با این کار لذت برد
خدایا شکرت که این درخت صورت خانم شایسته را نوازش کرد
خدایا شکرت که هم درختچههای هرز رو قطع میکنیم هم پرودایس تمیز میشه و هم ورزش میکنیم
و خدا میدونه که چه تغییرات زیبایی در بهشت خودمون ایجاد میکنیم و بهشتمون رو زیباتر میکنیم
خدایا شکرت بابت این درختای زیبا
خدایا شکرت بابت ابرهای پفکی و سفید خدایا شکرت بابت آسمون آبی و قشنگ
خدایا شکرت بابت دستکشهای آرنولد خانم شایسته
خدایا شکرت بابت دستکشهای استاد عزیز خدایا شکرت بابت زیبایی این پرودایس خدایا شکرت بابت شارژ باتری
خدایا شکرت که تونستیم با این طناب به کمک ماشین و استاد و خانم شایسته این درختچه را از ریشه در بیاریم
خدایا شکرت بابت هدایت خداوند
خدایا خودت ما رو به مسیرهای سادهتر و کاراتر هدایت کن
خدایا شکرت بابت ایده استاد برای قطع درخت با ماشین
خدایا شکرت بابت لذتهای خانم شایسته و استاد در پرودایس
خدایا شکرت بابت خندههای استاد و خانم شایسته
خدایا شکرت که این ماشین وسیلهایه برای لذت بردن
خدایا شکرت بابت صدای زیبای حشرات در این پرودایس زیبا
خدایا شکرت بابت ماشین قدرتمندمون
خدایا شکرت بابت عشق زیبا بین خانم شایسته و استاد عزیز
خدایا شکرت بابت این حس زیبای رانندگی در پرودایس
خدایا شکرت بابت گریس که توی پرودایس کنار استاد و خانم شایسته لذت میبره و آزادانه میدوهه
چه حس لذت بخشی
خدایا شکرت بابت آهنگ زیبامون
دوباره یه روز خوب یه رویای قشنگ واسه آینده
زندگی با تو داره به خوب و بد لحظهها میخنده
خودتو آماده کن واسه روزای خوب
واسه ی تقدیر
چیزی جز فکر خودت نداره رو انرژی تو تاثیر بره بالا بالاتر
بره بره بالا بالاتر انرژی مثبت دنیا یعنی فرصت
واسه زندگی بهتر،
خدایا شکرت بابت موتور زیبا که میتونیم به راحتی در پرودایس دور بزنیم و لذت ببریم
خدایا شکرت برای آروی قشنگ مون
خدایا شکرت بابت خونه چوبی قشنگمون خدایا شکرت بابت دوربین زیبامون که میتونیم به راحتی زیباییها رو ثبت کنیم خدایا شکرت بابت براونی عزیز
خدایا شکرت بابت حالت قشنگ استاد وقتی داشت میگفت براونی اعصاب نداشت
چقدر حس لذت بخشی داره زندگی در کنار دو استاد زیبا و ثروتمند و پر از انرژی مثبت،
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم.
عکس روی فایل چیه میگه؟!!!
((( به بهشت خوش آمدید)))
دقیقا انگار از یه پرواز طولانی وخسته کننده، دقیقا از وسط همون اسمون آبی و زیبا وابرهای سفید وطلائی وگلبه ای، دارم فرود میام به سمت این بهشت وقراره وسط همین دریاچه پیاده بشم، یه کم شنا کنم و با شادی وشعف خودم رو برسونم به کنار دریاچه واونجا روی چمن ها دراز بکشم و آسمون رو تماشا کنم، در حالیکه میدونم قراره کلی اتفاقات شگفت انگیز رو اینجا کنار استاد ومریم جان تجربه کنم…
آقا چرا اینجوریه؟ چرا این فایلها با گذشت چند سال هنوز، تر وتازه اند؟ انقدر زنده هستند؟ جوریکه حس میکنم الان داره همه چیز اتفاق میفته ومن هم دقیقا کنار مریم جان ایستادم ودارم استاد و کارهاشون رو تماشا می کنم…
من حتی می تونم دمای هوای اونجا رو الان حس کنم، بوی عطر چمن ها و درخچه ها وحتی بوی خاک وگلی که با در اومدن ریشه اون درخچه ها توی فضا پیچید….
حتی وقتی شاخه درخت خورد به صورت مریم جان، صورت منم نوازش کرد وبعد افتاد زمین…
حتی اون لحظه که مریم جان رفت سپر ماشین رو چک کنه، من یه دستی روی اون خط وخطوتی که روش افتاده بود کشیدم، ولی تا برگشتم صورت ماه استاد وخنده هاش رو دیدم، گفتم بی خیال، می ارزید، فدای سرتون…
من حتی با اون انبر تو این قسمت چندتاشاخه بریدم، حتی یه لحظه حواسم نبود پام رفت روی دستکش های مریم جان که روی زمین افتاده بود وچون پابرهنه بودم برآمدگیهای روی دستکشش پامو یه کم اذییت کرد ولی برام مهم نبود، من داشتم تو اون فضای بهشتی کیف میکردم ولذت میبردم از همه چیز، تا اینکه سروکله گریس پیدا شد، نمیدونم چرا صداش میکردم وای میستاد و تا ساکت میشدم شروع میکرد دوئیدن دنبال ماشین..
گریس رو می دیدم که انقدر دنبال برونی کرده بود،طفلکو شاکی کرده بود، برونی میخواست از دست گریس فرار کنه، حتی جفتک هم پرت میکرد براش….
ولی گریس فک میکرد برونی میگه دنبالم بیا بدو بدو، بیا بریم توی این زمین سرسبز وقشنگ بدو بدو کنیم و کیف کنیم که اینهمه فضا برای چراء وگردش داریم….واسه همینم با اشتیاق برونی رو دنبال میکرد…
من حتی رفتم تو خونه 3 تا چای قندپهلو گذاشتم توسینی و آوردم تا با استاد ومریم جان نوش جان کنیم، وقتی خواستم چایی بخورم پهن شدم روی چمن ها، خیلی حسش خوب بود….
انقدر که بعد چایی خوردن همونجا خوابم برد….
چقدر حس این رویا قشنگ بود، چقدر قشنگه ودوست دارم بارها وبارها این رویا رو ببینم….
خدایا مهربونم، ای بهترین برنامه ریز هستی، قربونت برم که انقدر قشنگ برنامه ریزی کردی واین سریال رو ساختی تا ما باور کنیم که میشه …
( هم خدا رو داشت هم خرما رو)
میشه که هم با ایمان بود، هم شاد بود، هم رقصید وخندید، هم ثروتمند بود، هم ساده و بی آلایش بود،هم غرق در نعمت بود وهم قدردان وسپاسگزار بود، هم از موانع به راحتی گذشت و هم صبور و آرام بود، هم معروف و مشهور بود ، هم متواضع وبی ریا….
خدایا شکرت که با بهترین روش وآسانترین روش با ساخت این سریال ، از طریق بهترین بندگانت، به ما هم راه ورسم درست زندگی کردن رو می آموزی وهم درست بندگی کردن رو….
الهی هزاران بار شکرت…
سلام ب همه دوستان قشنگم
چ حس آرامشبخشی داشت این ویدئو
فک کن تو بهشت باشین کنار کسی ک عاشقته
با هم تفاهم دارین و برای هم احترام قائلین
وای خدای من چ حس لطیفی داره این فضا چ بهار زیبایی چ آب فراوانی چقدر درخت چ آب و هوای پاکی و رنگهای قشنگی چ نسیمی خدایا شکرت خدایا شکرت زیباییهات انتها نداره
با سلام خدمت استاد عباس منش و خانم شایسته
گرامی و دوستان سایت عباس منش
به نام خدایی که این همه زیبایی آفرید تا من سپاسگزار باشم ولی من تا حدودی زیبایی رو نمی دیدم تا هدایت شدم به سایت واز استاد یاد گرفتم که تمرکز بر نکات مثبت دیدن زیباییها چه معجزاتی داره
من یکم حالم خوب نبود اومدم تو سایت و هدایت شدم به زندگی در بهشت اول فایل چندان دل چسب نبود تا دیدم استاد خداحافظی کرد گفتم همین قدر بود که دیدم ادامه داره رسیدن به کندن درخت با ماشین وجایی که مریم خانم گفت خدا مارو به راههای سادهتر . هدایت کنه برام جالب بود اما جایی که به
استاد گفت داری تف کاری می کنی فقط داشتم ریسه می رفتم از خنده اصلأ از حال بد خبری نبود و
صدای موجوداتی که نام خدا زمزمه می کردند
وقهقهای استاد از ته دل من حالم رو دو چندان عالی کرد
و اون أهنگ های حالم رو عالی تر کرد
دویدن بر شوم یورتمه رفتن برانی و صدای بر در آوردن استاد
وتصاویری که از بهشت روی آب وآسمان سر سبزی طبیعت دویدن این همه ثروت نعمت و فراوانی دیگه کامل کامل شد این قسمت از نکات مثبت
در پناه رب شاد سالم و ثروتمند باشید
به نام خداوند بی نهایت ها
سلام به خانواده بزرگ عباس منش در این سایت زیبا
خدایا شکرت به خاطر این که امروز هدایت شدم به این فایل زندگی در بهشت. و این که استاد عزیزم اومد در مرکز دوربین با یه پیام. سپاسگزار باش
be grateful
و این تی شرت زیبا و سفید و عالی. و من الان سپاسگزار خداوند بی نهایت بخشنده و مهربان هستم که الان فرصت دارم که این ویدیو رو می بینم. واقعا بهشت و اون برخورد باد روی آب دریاچه خیلی زیباست و همین الان داره به صورت من هم می خوره و صورتم رو نوازش می کنه، احساس می کنم که این ویلای خودم هست و من هم دارم از این فضا لذت می برم. خیلی موقع ها و در واقع اغلب مواقع این باورهای محدود کننده توی ذهنمون ویوی دیده شدن احساس ارزشمنیمون رو گرفته و من هم باید روی خودم با تکرار باروهای مثبت و قدتمند کننده روی خودم کار کنم. همون طور که استاد الان توی این فایل درخت های هرز رو که جلوی دید این دریاچه زیبا رو گرفته داره قطع می کنه تا اون زیبایی بیشتر نمایان بشه. خدایا چقدر این ابزار هایی که استاد داره، از این اره برقی و این قیچی و این ماشین که داره استفده می کنه خیلی نعمت های فراوان هست. خدایا هزاران هزار بار شکرت به خاطر این که من هم هر روز دارم اسان میشم برای آسانی ها. زندگی من داره آسان میشه. به خاطر این که خداوند داره کارهای من رو انجام میده. همین اره برقی خیلی کار رو آسونتر کرده. قبلا باید با دست اره می کردی و اره کردن درخت های خشک آسونتر از درختر های تازه و نمدار بود. این که با ماشین درخت رو بکشی که از ریشه بیاد، این قدرت ماشین چقدر زندگی استاد رو راحت و آسان کرده و این مثال عینی خیلی به من و ذهن من ثابت می کنه که زندگی من هم در تمام جنبه ها قراره که آسان بشه و خداوند کارهای من رو از بی نهایت دستانش انجام میده و زندگی من آسان تر و آسان تر میشه. اگه قبلا کارها به سختی انجام می شده و افراد گاوآهن به خودشون می بستن و زمین رو شخم می زدن، الان ببین که تراکتورها این کار رو در نسبت های خیلی زیادی به راحتی انجام می دن. و این ایده های ساخت این تراکترها از طرف خداوند بی نهایت رزاق به انسان داده شده و به همین دلایل قوی و روشن و واضح زندگی من هم هر روز در تمام جنبه ها آسان و لذت بخش میشه.
زندگی خیلی زیباست و خیلی قشنگه و یه سری مسائلی که در راستای زندگی باهاش برخورد می کنم هم باید حلش کنم تا رشد کنم. همون چیزی که استاد توی این فایل میگه. و مسائل راه حل داره. راه حل مشکلات و مسائل در دل مسائل هست. و من نگران مسائل آینده نیستم و خداوند راه حل مسائل رو به من میگه. همون طور که راه حل نگهداری گندم رو در سالهای قحطی به یوسف پیامبر گفت. پس من هم لایق دریافت الهامات خداوند هستم. همونطوری که استاد خودش رو لایق دریافت الهامات خداوند می دونه و مسائل راه حل هاش همین الان به استاد گفته میشه. اولین راه حلش همین تغییر دیدگاه هست، این که من با یه دید و نگاهی که به من احساس بهتری بده به مسائل نگاه کنم. خدارو بی نهایت سپاسگزارم که این فایلها هم با زحمات پیوسته خانم شایسته عزیزم آماده میشه. خدا قوت می گم خانم شایسته بهتون.
من قبلا شخصیتم این طور بود که هی قصه گذشته رو می خوردم. الان که استاد گفتش که ما هزاران هزار فیلم از زیبایی های زندگی و طبیعت داشتیم و اونا الان نیست. و ایشون میگه که حالا به هر دلیلی که نشده اونا رو روی سایت بزاریم بی خیال میشیم و از این به بعد فیلم هایی که از طبیعت و زیبایی ها می گیریم می زاریم روی سایت. من هم الان یاد میگیرم که اتفاقات گذشته که به ظاهر ناجالب بوده رو بی خیال تکرارشون توی ذهنم باشم، و فقط اون درس هایی که می شده ازشون بگیرم رو بگیرم که توی آینده همون اشتباهات رو تکرار نکنم. چون شیطان همیشه تلاشش این بوده که من رو از اتفاقات گذشته غمگین کنه و از اتفاقات آینده بترسونه. تا چی بیشه؟ تا زمان حال من رو نابود که، تا احساس سپاسگزاری که می تونم در خودم ایجاد کنم رو نابود کنه. و قدرت خلق کننده در آینده رو با افکار مثبتی که در زمان حال می تونم پیشاپیش به این جهان هستی بفرستم رو از من بگیره. چقدر همین گفته استاد برای من درس داشت، خدایا شکرت. دمت گرم استاد عزیزم که یه نگاه و صدای متفاوت میشی برای ما هنرجوها و از یه زاویه دیگه ای به این زیبایی ها و این جهان هستی نگاه می کنی و به من هم یاد میدی که چطور نگاه کنم؟ این که صدق بالحصنی باشم و تصدیق کنم زیبایی های جهان رو تا به زیبایی ها جهان هدایت بشم.
چقدر خانم شایسته مهربونه، شاخه خورد به صورتش، و بعدش سریع گفت که صورتم رو نوازش کرد. خانم شایسته من خیلی شما رو تحسین میکنم، خیلی خوب هستین. خدا عشقتونو بیشتر کنه و در کنار استاد در آرامش همیشه زندگی لذت بخشی رو داشته باشین.
خدایا شکرت استاد چند کار رو با هم انجام میده. هم ورزش هم پاکسازی پرادایس از درختچه های هرز.
واقعا استاد گره توف کاری زدی!!! بازم دمت گرم که انقدر کارا رو می خوای با کمترین زمان، با کمترین انرژی انجام بدی. البته خانم شایسته خیلی استاد کنترول ذهن هست. اونجایی که سگک تسمه پشت مایشن رو خط انداخت سریع نادیده گرفت و اون سگک رو جدا کرد و نگفت که بیا ببین این گره به خاطر این که رو هوا بوده به ماشین خط انداخت. واقعا خیلی خانم هستی خانم شایسته. خدایا شکرت به خاطر ثروت استاد که نشونمون میده. چقدر ثروتمند شدن معنوی هست که توی ویلای 20 هکتاریت بیای ایده هات رو اجرایی کنه و کسی نباشه که دخالت کنه. بخوای بره و گوسفند نگهداری و از دیدن جست و خیزش لذت ببری. و از دیدن دویدن گرییس سفید خوشکل لذت ببر. درکنار هم روابطه عاشقانه رو تجربه کنی و احساس خوبی رو داشته باشی. خدای من شکرت به خاطر این که این بندگانت هم هستند که دارن بهشت رو توی همین دنیا تجربه می کنن. من هم دوست دارم که نعمت ها رو توی این جهان زیبات تجربه کنم. چون هدف زندگی لذت بردن از زندگیست.
در پناه رب یکتا شاد و ثروتمند و سلامت باشید
سلام به خانواده بزرگ من در سایت بی نظیر عباسمنش دات کام.
سلام به استاد عباسمنش عزیز و استاد شایسته عزیز.
من با نتایج فوق العاده ای که طی 2 سال و نیم آشنایی با شما، توی زندگیم گرفتم، با دست پر دارم پیام میدم…
از درآمد ناچیز حداقلی که فقط به اندازه ی قسط هامون بود به لطف الله رسیده به جایی که میتونیم به راحتی پس انداز کنیم و کلی وسیله برای خودمون بخریم و اضافه بیاد. من با پدرام 2سال پیش خیلی فاصله ی فرکانسی دارم و من از خدا خواستم و پله پله خدا منو تو مسیر خواسته هام گذاشت.
از روستایی که 4 سال داخلش زندگی میکردم و فکر نمیکردم یه روز بتونم دوباره برگردم به شهر، تونستم مهاجرت کنم و خیلی زندگی عالی ای داریم.
همه چیز به صورت معجزه وار داره برامون پیش میره.
همه چیز بر وفق پدارمه استادجان…
یه چند روزی هست که ذهنم از اختیارم خارج شده بود و از سایت فاصله گرفته بودم که خدا با نشونه بهم گفت پسر خوب برو مواردی که توی سایت تا حالا نگاه نکردی رو استارت بزن و اول هم از سریال زندگی در بهشت شروع کن…
و من هم در جهت عمل به این الهام، بسم الله رو گفتم و امشب قسمت اول سریال زندگی در بهشت رو نگاه کردم.
واقعأ طبیعت بی نظیر بود.
خیلی خیلی دقت کردم به تپل بودن استاد و الان ایشون رو یادم آوردم و در مرحله اول میخوام به خودم تعهد بدم که ان شا الله از معرفی های دوره سلامتی استفاده کنم و با رعایت رژیم غذایی بهتر، به امید خدا تا عید سال 1405 بتونم حداقل 10 کیلو گرم و یا بیشتر وزن کم کنم.
خیلی حال کردم با اون قیچی هیولا که حکم فلفل نبینه چه ریزه رو داشت و واقعا به قول استاد شایسته مثل کره برش میداد درختا رو…
استاد خدایی دمت گرم که با اون گره ی تفکه ای تونستی درخت رو از ریشه دربیاری.
بنده خدا درخته داشت از تعجب شاخ و برگ در میآورد که چرا اون گره باز نشد ( استیکر خنده)
خداروشکر میکنم که خداوند مهربان منو هدایت کرده که در مدار دیدن زیبایی ها قرار بگیرم و بتونم توجه آگاهانه داشته باشم به زیبایی ها
باید دوباره به یاد بیارم که این همه نتایج عالی من از کجا شروع شد و برگردم به تنظیمات کارخانه ی استاد عباسمنشی و مجدد نتایج بهتر و بهتر بشه ان شاء الله
خیلی مخلصیم استادان گرانقدر
دوست دار شما پدرام فصیح زاده