این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/04/abasmanesh-10.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-04-25 07:36:222024-12-19 11:01:32سریال زندگی در بهشت | قسمت 4
533نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چقدر خوبه که استاد عباسمنش بدون هیچ فیلتری زندگیه خودشو که غرق در شادی و خوشبختیه به ما نشون میده
از روابطش با عزیز دلش
از شیوه حل مسائل زندگیش
از این ملک 60 هکتاری وسط جنگل با اون دریاچه قشنگش
از اینکه پله به پله و تکاملی دارن خونه ای که توش زندگی میکنن رو عاشقانه تغییر میدن و بهتر و بهترش میکنن
از اینکه وقتی یه ایده ای به ذهنشون میرسه همون لحظه اجراش میکنن و توی دل حرکت کردن ایده های جدید بهشون گفته میشه (تغییر جای لامپ ها و استفاده از پیچ بجای میخ و همینطور استفاده از پریز بجای جا لامپی) به قول خود استاد که میگه “آمادگی تو دل حرکته ”
از اینکه یه شرکت هیولای آمازون هست که به راحتی میشه سفارش داد و در کوتاه ترین زمان ممکن میرسه دمه خونه خودت
از اینکه بعد از انجام یه مسئله شادی و نشاطی پیدا میکنن که همین شادی و نشاط چنان لذتی بهشون میده که برای مسائل بعدی هم ادامه بدن (اهرم رنج و لذت)
اینکه استاد، آزادیه مالی داره و هر موقع هر چیزی رو بخواد میتونه سفارش بده
و بعد از به اتمام رسوندن این پروژه اون جایزه ای که به خودش داد و رفت پاهاشو توی اون دریاچه زیبا گذاشت و از اینهمه نعمت توی زندگیش لذت برد
پ.ن:من تا حالا اونقدر کامنت توی سایت ننوشتم و امروز که داشتم کامنت هارو میخوندم بهم الهام شد که منم بیام کامنت بنویسم. شاید اول کار اونقدر حرفه ای نباشم ولی این شخصیت رو سعی کردم در خودم ایجاد کنم که حرکت کنم و انجامش بدم و اگر ایده ای بهم داده میشه مثل قبلا نشینم فقط نگاهش کنم!
یک ساعت مونده کلاسم شروع بشه حال و هوای ناخوبی داشتم گفتم بیام نشونه را ببینم، به طور کلی نکاتی که توی این ویدیو برام خیلی درس داشت به شرح زیر بود:
1- قبل از اینکه خیلی آلوده بشیم امکان سنجی کنیم واااای که چقدر این جمله سازنده و کلیدی بود قبل از انجام یک کار قبل از صحبت کردن قبل از تصمیم گرفتم برای واکنش نشون دادن … امکان سنجی کنیم
2- همیشه کارها میتونه راحتتر باشه به شرطی که قبول کنم که میشه جرقه اینکه میشه به جای میخ و چکش از دریل و پیچ استفاده کرد .باید هدایت خداوند را در تک تک مراحل ببینم
3- سپاسگزار بودن استاد هم از خداوند متعال و هم از همراهشون
4- و درنهایت ذوق استاد و مریم جان بابت نور افکنی
در پناه الله یکتا شاد و سلامت و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید:)
امروز که تو حوالی ظهر اینا قرار ملاقاتم ست شد برای شرایط کنونی که دارم و چیزی که با فرکانس های گذشتم خلق کردم گفتم که نمونم یوقت!! گفتم که نکنه کم بیارم (از بعد مالی)
همون لحظه به خودم گفتم تنها کاری که باید انجام بدم اینکه به خدا نشون بدم که برای همه این قرار های کاری که داره برام ست میکنه
برای همه این نعمت هایی که داره تو هر بعدی برام رقمش میزنه من باید نشون بدم که واقعا واقعا شکرگزارم و تنها راه شکرگزاری اینکه بتونم کنترل ذهن کنم
از خودش خواستم که بهم بگه چطوری کنترل ذهن کنم؟
جواب هایی که اومد:
1. به شغل های مردم نگاه کن ، نگاه کن به چه سختی پول در میارن!! به شغل خودت نگاه کن ، به شغل خودت نگاه کن که چطور به آسانی و راحتی و بدون هیچگونه سختی و مشقتی و سرمایه ای داری پول میسازی! خداروشکر کن
2. شروع میکردم به self_talk کردن و زیر لب زمزمه کردن و ویس ضبط کردن تا هم صدای خودم رو گوش بدم هم بتونم بخونم
(تو زمانی که همه چی خوبه ، نجواها میومد که بی دلیل بگه هیچی خوب نیست)
3. بهم گفت در لحظه باش ، بهم گفت اگر میخوای ایمانت رو بهم نشون بدی اگر واقعا میخوای نشون بدی که داری شکرم رو به جا میاری ، باید در لحظه زندگی کنی و همین جواب هاش آرومم کرد
و در نهایت من باید این توحید رو هر روز بیشتر عملی کنم و هر روز باید بیشتر و بیشتر شکرگزار نعمت های خودم بخوام باشم
امروز یه روز فوق العاده بود که من توحید رو در وجود خودم قوی تر کنم
از طریق نتایجی که در قدم اول گرفتم زمانی که امروز برای من دو قرار ملاقات و دو قرار همکاری ست شده بود قضیه به این شکل پیش رفت که ما رفتیم و با همدیگه صحبت کردیم در قدم اول هیچ کدوم به ظاهر به همکاری ختم نشد اما همون لحظه با خودم تکرار کردم که
″من معاملم با خداست″
من با خودش دارم معامله می کنم این سبک جدیدیه که پیش گرفتم و میخوام در هر قدم فارغ از هر نتیجه ای که میگیرم بخوام اینطوری رفتار کنم که ″الخیر فی ما وقع″ رو در عمل نشون بدم ← من روی جواب مثبت و منفی آدم ها حساب نمیکنم چون با عقل زمینی خودم نمیدونم که کی مناسبه کی نیست!!!
بخوام اینطوری نشون بدم که من اومدم که به ″راحتی و به آسانی″ کار رو بخوام جمع کنم یه سوالی رو از خودم هی پرسیدم و با این اعتقاد که جوابش درون منه و به خودم گفتم که خدایا من ازت میخوام هدایتم کنی نسبت به اینکه ″چطوری میتونم این کار رو آسون تر انجام بدم؟″
چطوری میتونم پیشنهاد همکاری رو با آدم ها به آسون ترین شکل ممکن بدم؟؟؟ / انقدر همه چی خوبه که طرف باید قبول کنه ، دیگه اینقدر سوال کردن و سوال پرسیدن نداره که!!! و مقاومت کردم نسبت به اینکه بخوام خیلی توضیح بدم مثل همیشه یا این رو جزوی از فضای کاری بخوام در نظر بگیرم که من بایدددد متقاعد کنم!! یا اینکه طرف برگرده بگه که من نمیخوام یا نمیتونم و من هی بخوام بگم که نه نه تو میتونی و در عمل و در فرکانس نشون بدم که روزی من دست تو هست ، توروخدا بتون ، توروخدا انجام بده!!!! / نه نه من این رو نمیخوام من توحید رو میخوام ، من اسونی رو میخوام ، من با عزت رسیدن رو میخوام
و حتی برای قرار بعدی که ست شد که صحبت کنیم یک سوال قدرتمند یک سوال تکلیف روشن در همان ابتدا به ذهنم رسید که بپرسم و کاملا جهت رو مشخص کنم… سوالمم که ایده الله هست اینکه: اگر احساس میکنی با این تورم و شرایطی که از کار خودت میدونی لازمه که بیزینس قوی رو داشته باشی بسم الله ، اگر حس میکنی باید به فکر آینده خوب و آزادی مالی و زمانی باشی بسم الله!
این الهام رو عملی خواهم کرد و عزت نفس خودم رو نشون میدم ، من دنبال آدم های هدفمند و جدی هستم
عاشق اینم که یک آدم نتورک بلد به پستم بخوره ، با یک تیم فوق العاده و آماده و ازم سوال های حرفه ای و جذاب بپرسه ، سوال هایی که نگرش های من رو براش بیاره بالا و بخواد روشون کار کنه و بیاد باهام استارت قوی بزنه..
در همین لحظات که کارم تموم شد ، نجوای شیطان زمانی که جواب منفی این نتایج اولیه رو به ظاهر دیدم (تازه هر دو گزینه من سراغ فکر کردن رفتن) در وجودم اومد که تو باید بیشتر اصرار می کردی!! تو باید خیلی محکمتر صحبت می کردی تو باید پافشاری می کردی نجوای شیطان اومد که از کجا معلوم این روند ادامه دار نباشه ، نجوای شیطان اومد که بیا یه استراحتی به خودت بده و یه کار مخرب رو انجام بده که یکم ذهنت بازتر بشه!!! نجوای شیطان اومد که بی خیال ولش کن یکم فاصله بگیر!!!!
← ولی ندای خداوند اومد که طبق ویدیویی که در زندگی در بهشت دیدی به خودت تعهد بده فعالیت تو ادامه بده از راحت ترین راه به تو میرسه آدم ها خودشون به تو پیشنهاد همکاری رو میدن و تو فقط ادامه بده و در مسیر درسته پافشاری کن (اون ندا این بود که هرروز تو کانال تلگرامت ی ویدیو برای خودت حتما بزار)
تماما به نکات مثبت امروز توجه میکنم
زمانی که با دو عزیز خوشتیپ و پرپتانسیل بیرون بودمممم وقتی که از قدرت متقاعد کنندگی از جذابیت و کاریزما من گفته میشدددد و تعریف میکردن
زمانی که بچها داشتن میگفتن که ازون آدمهایی هستی که دوست داریم حرف بزنی و فقط گوش بدیممم…
زمانی که میگفت من جذب وایب مثبت خودت شدم که امروز اینجامممم
و الان که دارم مینویسم چقدر احساس نزدیکی میکنم نسبت به فضای صحبت های استاد عباسمنش که از رفتار های توحیدی خودشون میگفتن ، جایی که هر طور حس میکردن درسته صحبت میکردن و اصلا براشون مهم نبود که طرف خوشش بیاد یا نیاد!! منم همین رو میخوام استاد
ی موضوع مهممممم ←استاد امروز این رو متوجه شدم که یه مرزی هست بین اینکه تو میتونی کلام تاثیرگذاری داشته باشی و زمانی که یک بیزینس من هم هستی قدرت کلام تو میتونه خیلی تاثیرگذار باشه و واقعا این قدرت رو داشته باشی! _ با اینکه تو بخوای زندگی آدم ها رو عوض کنی و احساس کنی که یکم میتونی توی زندگیشون تاثیرگذار باشی و توهم این روز بزنی که میتونی تغییرشون بدی!! ← واقعا یه جایی این فضا یه مرز باریکی داره که من احساس می کنم باید هم از پتانسیل و توانایی خودم استفاده کنم و هم حواسم باشه که من نخوام کسی رو متقاعد کنم و هر کسی که آدم مناسبی برای من باشه کاملا نسبت به من کشش داره و به دنبال اینه که از خدمات من استفاده کنه یا در مسیر کاری من باهام همراه بشه و نیاز نیست که من هیچ تغییر شخصیتی خاصی در کسی به وجود بیارم (چون اصلا قدرتش رو ندارم) ، اینکه شاید بتونه صحبت های من یا پیشنهاد کاریم در طرف چیزی رو بیدار کنه میتونه کاملا امکان پذیر باشه و تحقق پیدا کنه اما اینکه صرفا بخواد بافشار و با اصرار طرف متقاعد بشه و بعد در ادامه باز من مقاومتهاش رو بخوام بردارم (چون وقتی بخوای اونطوری شروع کنی باید همونطوری هم ادامه بدی دیگه) واقعا این از جنس من نیست! این از جنس خدای من که اسونی و اسونیه نیست…
خدایا به هدایتت محتاجممممم
یک کیک شکلاتی عالی خوردم همراه با چایی تو یک لوکیشن فوق العاده و خوب ، یک جای دنج با یک دوست عالی که لطف خدا بود ست شدن این قرار ها ، و من سپاسگزار الله مهربانم هستم که این شرایط بینظیر رو برام بوجود آورد
وقتی داستان استخدام دوستم رو شنیدم فقط توحید اومدم تو ذهنم جایی که بعد از کلی دویدن و کلی تلاش که خودش کرده بود و نتیجه نداده بود یهو یکی بهش زنگ میزنه پاشو برو فلان جا ، میگه: کجا برم ، برم چی بگم ، چیکار کنم و… طرف میگه: هیچ کار نمیخواد کنی ، همه چی رو اوکی کردم تو فقط برو
و من گفتم woowwww این هم دوباره خود ایمان شد ، این هم دوباره خود خدا بود که اومد خودشو نشون داد… خدایاشکرت برای این همزمانی ها که از زبون بقیه میخوای ایمان من رو قوی کنی که فقط خودت رو اول و آخر قرار بدم
یهو به من زنگ میزنن با چندین نفر میخوایم به تو و تیمت و شرکتت اضافه بشیم (وقتی که به آدم ها قدرت ندی همون آدم ها اگر خودشون هم نیان دستی میشن از دستای خدا که برای تو تببلیغ میکنن)
یهو بهم زنگ میزنن 30 نفر آماده هستن تا وارد کار بشن تو فقط بیا صحبت کن و کارای شروع رو برامون بگووووو ،،،،، به همین راحتی این خدای منه
سلام می کنم به استاد عزیزم و دانشجویان بی نظیر این سایت همراهان هم فرکانسی من که عاشقانه کامنتهاتون رو میخونم و لذت می برم و واقعا نشونه ای هست برای هر لحظه من هر فکر من هر ترمز من یا مقاومت من :)))))
به یک موضوعی برخوردم در ابتدای صبح دوست دارم اولین کامنتم این باشه از اتفاقاتی که در روز برام داره میفته و اونم اینه که من وقتی که برقا میره خب اصلا دوست ندارم که غر بزنم یا اصلا دوست ندارم که منفی باشم فقط سعی می کنم کاملا بی توجه باشم و به لطف الله هیچ تاثیری در کسب و کارم نداره و کسب و کار کاملا آنلاین من دارم و وقتی که از سرویس بهداشتی میخوام استفاده کنم معمولا گوشی رو می بردیم چراغ قوه روشن می شد فضا دیده می شد و کارمون رو انجام می دادیم
من چند بار بدون هیچ گوشی و بدون هیچ نوری رفتم و کارم رو انجام دادم و متوجه شدم که من کاملا میدونم که کجا باید بشینم ، شیر دستشویی کجاست و کار باید به چه شکلی انجام بشه از این یه درس بزرگ گرفتم بارها و بارها و میلیون ها بار که شاید توی توی گذشته زمانی که نور بود اون کاره داشت انجام می شد خط فکری شکل گرفته و دیگه خود به خود کارها انجام می شه و جالبه که مغز من دیگه در اون لحظه که میخواد تکیه کنه به انجام اون عمل در دل تاریکی دیگه به هیچ چیزی فکر نمیکنه و کاملا هم ساکته!!!
این خط فکری برای ثروت داشتن و برای اون باورهایی که واقعا من مدنظرم هست که بخوام به وجود بیارم که نعمت و ثروت بیان میتونم از این مکانیزم ذهنم و از این موضوع ی درس فوق العاده رو بگیرم که به واسطش بتونم خیلی خوشگل و خیلی راحت اتفاقاتی که دلم میخواد رو رقم بزنم و من زمانی که نور هست ، زمانی که حتی همه چی خوب هست و آرومه _ اصلا نمیگم حتی اوضاعم بخواد بد بشه فقط میخوام بگم که اگر یه چیزی بارها تکرار بشه خود به خود میتونه اتفاق بیفته و هیچ نگرانی نداشته باشم
از خدای خودم میخوام که امروز من رو پر از ثروت پر از اتفاقات خوب پر از لحظه های هیجان انگیز کنه و در این فرصتی که بهم داده برای اینکه نفس بکشم لمس کنم و تجربه کنم بهترین اتفاقات ممکن رو خودش برام خلق کنه
و به اون جمله استاد تکیه می کنم و روزم رو شروع می کنم همین الانم برق اومد و سپاسگزار این نعمت بی نظیر هستم و اون جمله اینه که استاد میگه من هر موقع چیزی رو میخوام خلق کنم به جای اینکه برم کلی مثل گذشته بدوم از اینور به اونور و برای یه لقمه نون!!! الان میشینم رو باورام کار می کنم و میلیارد میلیارد ایده و اتفاق خوب و ثروت برای من ساخته میشه
وصل کردن ال ای دی های نورانی که خیلی وقته که سفارشون و از امازون داده بودیم و این ال ای دی ها با برق 110 ولت شهری کار میکنن به دلیل نور بیشتر
همونطور که میبینید جنس این ال ای دی ها خیلی عالیه خیلی پهنه و نور خیلی زیبای افتابی ام داره
اولین قدم برای حرکت و اجرای این ایده رو باهم برمیداریم عزیزدلمم کنارم هست و ایشونم خیلی کمک میکنه تو روند انجام این ایده خدایا شکرت
ابزار های اولیه چکش با میخ وقتی کار شروع کردم یخورده با چالش های مسیر همراه شدم یه یک متری از نوار ال ای دی و نصب کردم موقعی که داشتم کار و انجام میدادم پایه ها رو با میخ و چکش میزدم متوجه این شدم که کار داره یخورده سخت پیش میره یخورده در درون خودم به این فکر کردم که نباید کار انقدر سخت پیش بره امدم یه بار دیگه مسیر حرکتی نوار ال ای دی و بررسی کردم دیدم اقا اصلا ما با ابزار هایی که داریم یک قسمتی از مسیر اجرا قابل انجام نیست چون جای دست برای انجام کار نداریم
اینجا فهمیدم که اصلا جایی که ما باید ال ای دی ها رو نصب کنیم این قسمت از خونه نیست برای همین سریع نقشه رو تغییر دادم و سراغ ایده بعدی برای چطور از این راحتتر و چطور از این ساده تر و چطور از این قشنگ تر حرکت کردم ایده بعدی این بود که اصلا برم سمت دیگه خونه که هم راحتتره و هم قشنگتر میشه اونجا این ایده رو اجرا کنم بلافاصله دست به کار شدم و به اون طرف خونه رفتم وقتی که یخورده تو ذهنم کار و بررسی کردم به این نتیجه رسیدم که اصلا اینجا این کارو اجرا کنم هم خیلی راحتتره و هم خیلی زیباتره کار و از این طرف شروع کردم دیدم که چقدر احساس بهتری دارم وقتی که دارم کار و از این ور خونه شروع میکنم این به من قوت قلب داد که ببین این ور جای درستشه همین و ادامه بده
وقتی تو حالت احساسی خوبتر قرار گرفتم ایده بعدی بهم داده شد استفاده از قدرت ابزار ایده دریل شارژی با پیچ گوشتی حالا نمیتونم چرا گوشتی شده با پیچ وقتی امدم این ایده رو امتحان کردم دیدم چقدر کار داره راحت تر برام پیش میره و چقدر کار داره با کیفیت تر میشه کلی سپاسگزاری کردم از خداوند و به کارم ادامه دادم همینجوری تو ادامه مسیر که چقدر کار ها داره راحتتر پیش میره چقدر داره قشنگتر پیش میره چقدر داره با کیفیت تر کارها پیش میره داشتم به این ها فکر میکردم و خدارو شکر میکردم یخورده تو مسیر کار به یاد زیبایی های نعمت هایی که خداوند بهم داده توجه میکردم به این زیبایی این درختان به این در یاچه زیبا به صدای جیرجیرک ها به این عزیزدل زیبا که چقدر خوب داره همراهی میکنه و به اینکه در اخر وقتی این ال ای دی ها نصب بشه چه قدر قراره این خونه زیبا تر بشه بهم قوت قلب میداد برای ادامه مسیر بلخره کار تموم کردیم هوا ام تاریک شده ولی کار و تموم کردیم خدایا شکرت میریم برای تست روشن کنیم ببینیم چه اتفاق زیبایی قراره بیوفته
اماده اید بریم که باهم ببینیم چه کردیم
یک دو سه و و و و و ااااا چه شد اینجا چقدر زیبا شده چقدر قشنگ شده باورم نمیشه انقدری که قشنگتر شده زیبا تر شده چه نوری داره چقدر کار با کیفیتر انجام شد چقدر درس های جدید یادگرفتیم چقدر چیز های جدید یادگرفتیم خدایا شکرت برای این همه زیبایی این همه نعمت این همه قشنگی و برای تک تک ایده هایی که بهم دادی که کار راحتتر و سریع تر و باکیفیتر انجام بشه خدایا تشکر
سلااااااااام و درود
بنام خدای قدرتمندم
بنام رب خودم که بهترین وبخشندس:)
استاد جانم چقدر من از دیدن شما ومریم جان انرژی میگیرم
چقدر وقتی شماروتماشا میکنم حسم خوب میشه
و کلی نکته های عالی یاد میگیرم
استاد جان اول از همه بگم که چقدر خوشگل شد ایننورپردازی
یعنی فوق العاده بود
خیلی نمای خوشگلی داده به اون قسمت.
استاد جانم دقیقا طبق فرمایش شما همه چی راه حل داره
فقط کافیه آروم باشیم و به رب قدرتمند ایمان داشته باشیم:)
راه حل همه مسائل در کنارمونه و خیلی سادس:)
همونجور که شما هدایت شدی به سمت ابزار قدرتمند که کار رو براتون راحت تر کرد
و چقدر این کار تکاملی بود
شما اول با چکش پیش رفتید و دیدین که سخته ونمیشه و بعد هدایت شدید به سمت ابزار.
الهی شکر برای وجودتون
سلام به استاد و خانم شایسته
چقدر خوبه که استاد عباسمنش بدون هیچ فیلتری زندگیه خودشو که غرق در شادی و خوشبختیه به ما نشون میده
از روابطش با عزیز دلش
از شیوه حل مسائل زندگیش
از این ملک 60 هکتاری وسط جنگل با اون دریاچه قشنگش
از اینکه پله به پله و تکاملی دارن خونه ای که توش زندگی میکنن رو عاشقانه تغییر میدن و بهتر و بهترش میکنن
از اینکه وقتی یه ایده ای به ذهنشون میرسه همون لحظه اجراش میکنن و توی دل حرکت کردن ایده های جدید بهشون گفته میشه (تغییر جای لامپ ها و استفاده از پیچ بجای میخ و همینطور استفاده از پریز بجای جا لامپی) به قول خود استاد که میگه “آمادگی تو دل حرکته ”
از اینکه یه شرکت هیولای آمازون هست که به راحتی میشه سفارش داد و در کوتاه ترین زمان ممکن میرسه دمه خونه خودت
از اینکه بعد از انجام یه مسئله شادی و نشاطی پیدا میکنن که همین شادی و نشاط چنان لذتی بهشون میده که برای مسائل بعدی هم ادامه بدن (اهرم رنج و لذت)
اینکه استاد، آزادیه مالی داره و هر موقع هر چیزی رو بخواد میتونه سفارش بده
و بعد از به اتمام رسوندن این پروژه اون جایزه ای که به خودش داد و رفت پاهاشو توی اون دریاچه زیبا گذاشت و از اینهمه نعمت توی زندگیش لذت برد
پ.ن:من تا حالا اونقدر کامنت توی سایت ننوشتم و امروز که داشتم کامنت هارو میخوندم بهم الهام شد که منم بیام کامنت بنویسم. شاید اول کار اونقدر حرفه ای نباشم ولی این شخصیت رو سعی کردم در خودم ایجاد کنم که حرکت کنم و انجامش بدم و اگر ایده ای بهم داده میشه مثل قبلا نشینم فقط نگاهش کنم!
سلام حضور استاد عزیز و مریم خانم دوست داشتنی
یک ساعت مونده کلاسم شروع بشه حال و هوای ناخوبی داشتم گفتم بیام نشونه را ببینم، به طور کلی نکاتی که توی این ویدیو برام خیلی درس داشت به شرح زیر بود:
1- قبل از اینکه خیلی آلوده بشیم امکان سنجی کنیم واااای که چقدر این جمله سازنده و کلیدی بود قبل از انجام یک کار قبل از صحبت کردن قبل از تصمیم گرفتم برای واکنش نشون دادن … امکان سنجی کنیم
2- همیشه کارها میتونه راحتتر باشه به شرطی که قبول کنم که میشه جرقه اینکه میشه به جای میخ و چکش از دریل و پیچ استفاده کرد .باید هدایت خداوند را در تک تک مراحل ببینم
3- سپاسگزار بودن استاد هم از خداوند متعال و هم از همراهشون
4- و درنهایت ذوق استاد و مریم جان بابت نور افکنی
در پناه الله یکتا شاد و سلامت و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید:)
امروز که تو حوالی ظهر اینا قرار ملاقاتم ست شد برای شرایط کنونی که دارم و چیزی که با فرکانس های گذشتم خلق کردم گفتم که نمونم یوقت!! گفتم که نکنه کم بیارم (از بعد مالی)
همون لحظه به خودم گفتم تنها کاری که باید انجام بدم اینکه به خدا نشون بدم که برای همه این قرار های کاری که داره برام ست میکنه
برای همه این نعمت هایی که داره تو هر بعدی برام رقمش میزنه من باید نشون بدم که واقعا واقعا شکرگزارم و تنها راه شکرگزاری اینکه بتونم کنترل ذهن کنم
از خودش خواستم که بهم بگه چطوری کنترل ذهن کنم؟
جواب هایی که اومد:
1. به شغل های مردم نگاه کن ، نگاه کن به چه سختی پول در میارن!! به شغل خودت نگاه کن ، به شغل خودت نگاه کن که چطور به آسانی و راحتی و بدون هیچگونه سختی و مشقتی و سرمایه ای داری پول میسازی! خداروشکر کن
2. شروع میکردم به self_talk کردن و زیر لب زمزمه کردن و ویس ضبط کردن تا هم صدای خودم رو گوش بدم هم بتونم بخونم
(تو زمانی که همه چی خوبه ، نجواها میومد که بی دلیل بگه هیچی خوب نیست)
3. بهم گفت در لحظه باش ، بهم گفت اگر میخوای ایمانت رو بهم نشون بدی اگر واقعا میخوای نشون بدی که داری شکرم رو به جا میاری ، باید در لحظه زندگی کنی و همین جواب هاش آرومم کرد
و در نهایت من باید این توحید رو هر روز بیشتر عملی کنم و هر روز باید بیشتر و بیشتر شکرگزار نعمت های خودم بخوام باشم
امروز یه روز فوق العاده بود که من توحید رو در وجود خودم قوی تر کنم
از طریق نتایجی که در قدم اول گرفتم زمانی که امروز برای من دو قرار ملاقات و دو قرار همکاری ست شده بود قضیه به این شکل پیش رفت که ما رفتیم و با همدیگه صحبت کردیم در قدم اول هیچ کدوم به ظاهر به همکاری ختم نشد اما همون لحظه با خودم تکرار کردم که
″من معاملم با خداست″
من با خودش دارم معامله می کنم این سبک جدیدیه که پیش گرفتم و میخوام در هر قدم فارغ از هر نتیجه ای که میگیرم بخوام اینطوری رفتار کنم که ″الخیر فی ما وقع″ رو در عمل نشون بدم ← من روی جواب مثبت و منفی آدم ها حساب نمیکنم چون با عقل زمینی خودم نمیدونم که کی مناسبه کی نیست!!!
بخوام اینطوری نشون بدم که من اومدم که به ″راحتی و به آسانی″ کار رو بخوام جمع کنم یه سوالی رو از خودم هی پرسیدم و با این اعتقاد که جوابش درون منه و به خودم گفتم که خدایا من ازت میخوام هدایتم کنی نسبت به اینکه ″چطوری میتونم این کار رو آسون تر انجام بدم؟″
چطوری میتونم پیشنهاد همکاری رو با آدم ها به آسون ترین شکل ممکن بدم؟؟؟ / انقدر همه چی خوبه که طرف باید قبول کنه ، دیگه اینقدر سوال کردن و سوال پرسیدن نداره که!!! و مقاومت کردم نسبت به اینکه بخوام خیلی توضیح بدم مثل همیشه یا این رو جزوی از فضای کاری بخوام در نظر بگیرم که من بایدددد متقاعد کنم!! یا اینکه طرف برگرده بگه که من نمیخوام یا نمیتونم و من هی بخوام بگم که نه نه تو میتونی و در عمل و در فرکانس نشون بدم که روزی من دست تو هست ، توروخدا بتون ، توروخدا انجام بده!!!! / نه نه من این رو نمیخوام من توحید رو میخوام ، من اسونی رو میخوام ، من با عزت رسیدن رو میخوام
و حتی برای قرار بعدی که ست شد که صحبت کنیم یک سوال قدرتمند یک سوال تکلیف روشن در همان ابتدا به ذهنم رسید که بپرسم و کاملا جهت رو مشخص کنم… سوالمم که ایده الله هست اینکه: اگر احساس میکنی با این تورم و شرایطی که از کار خودت میدونی لازمه که بیزینس قوی رو داشته باشی بسم الله ، اگر حس میکنی باید به فکر آینده خوب و آزادی مالی و زمانی باشی بسم الله!
این الهام رو عملی خواهم کرد و عزت نفس خودم رو نشون میدم ، من دنبال آدم های هدفمند و جدی هستم
عاشق اینم که یک آدم نتورک بلد به پستم بخوره ، با یک تیم فوق العاده و آماده و ازم سوال های حرفه ای و جذاب بپرسه ، سوال هایی که نگرش های من رو براش بیاره بالا و بخواد روشون کار کنه و بیاد باهام استارت قوی بزنه..
در همین لحظات که کارم تموم شد ، نجوای شیطان زمانی که جواب منفی این نتایج اولیه رو به ظاهر دیدم (تازه هر دو گزینه من سراغ فکر کردن رفتن) در وجودم اومد که تو باید بیشتر اصرار می کردی!! تو باید خیلی محکمتر صحبت می کردی تو باید پافشاری می کردی نجوای شیطان اومد که از کجا معلوم این روند ادامه دار نباشه ، نجوای شیطان اومد که بیا یه استراحتی به خودت بده و یه کار مخرب رو انجام بده که یکم ذهنت بازتر بشه!!! نجوای شیطان اومد که بی خیال ولش کن یکم فاصله بگیر!!!!
← ولی ندای خداوند اومد که طبق ویدیویی که در زندگی در بهشت دیدی به خودت تعهد بده فعالیت تو ادامه بده از راحت ترین راه به تو میرسه آدم ها خودشون به تو پیشنهاد همکاری رو میدن و تو فقط ادامه بده و در مسیر درسته پافشاری کن (اون ندا این بود که هرروز تو کانال تلگرامت ی ویدیو برای خودت حتما بزار)
تماما به نکات مثبت امروز توجه میکنم
زمانی که با دو عزیز خوشتیپ و پرپتانسیل بیرون بودمممم وقتی که از قدرت متقاعد کنندگی از جذابیت و کاریزما من گفته میشدددد و تعریف میکردن
زمانی که بچها داشتن میگفتن که ازون آدمهایی هستی که دوست داریم حرف بزنی و فقط گوش بدیممم…
زمانی که میگفت من جذب وایب مثبت خودت شدم که امروز اینجامممم
و الان که دارم مینویسم چقدر احساس نزدیکی میکنم نسبت به فضای صحبت های استاد عباسمنش که از رفتار های توحیدی خودشون میگفتن ، جایی که هر طور حس میکردن درسته صحبت میکردن و اصلا براشون مهم نبود که طرف خوشش بیاد یا نیاد!! منم همین رو میخوام استاد
ی موضوع مهممممم ←استاد امروز این رو متوجه شدم که یه مرزی هست بین اینکه تو میتونی کلام تاثیرگذاری داشته باشی و زمانی که یک بیزینس من هم هستی قدرت کلام تو میتونه خیلی تاثیرگذار باشه و واقعا این قدرت رو داشته باشی! _ با اینکه تو بخوای زندگی آدم ها رو عوض کنی و احساس کنی که یکم میتونی توی زندگیشون تاثیرگذار باشی و توهم این روز بزنی که میتونی تغییرشون بدی!! ← واقعا یه جایی این فضا یه مرز باریکی داره که من احساس می کنم باید هم از پتانسیل و توانایی خودم استفاده کنم و هم حواسم باشه که من نخوام کسی رو متقاعد کنم و هر کسی که آدم مناسبی برای من باشه کاملا نسبت به من کشش داره و به دنبال اینه که از خدمات من استفاده کنه یا در مسیر کاری من باهام همراه بشه و نیاز نیست که من هیچ تغییر شخصیتی خاصی در کسی به وجود بیارم (چون اصلا قدرتش رو ندارم) ، اینکه شاید بتونه صحبت های من یا پیشنهاد کاریم در طرف چیزی رو بیدار کنه میتونه کاملا امکان پذیر باشه و تحقق پیدا کنه اما اینکه صرفا بخواد بافشار و با اصرار طرف متقاعد بشه و بعد در ادامه باز من مقاومتهاش رو بخوام بردارم (چون وقتی بخوای اونطوری شروع کنی باید همونطوری هم ادامه بدی دیگه) واقعا این از جنس من نیست! این از جنس خدای من که اسونی و اسونیه نیست…
خدایا به هدایتت محتاجممممم
یک کیک شکلاتی عالی خوردم همراه با چایی تو یک لوکیشن فوق العاده و خوب ، یک جای دنج با یک دوست عالی که لطف خدا بود ست شدن این قرار ها ، و من سپاسگزار الله مهربانم هستم که این شرایط بینظیر رو برام بوجود آورد
وقتی داستان استخدام دوستم رو شنیدم فقط توحید اومدم تو ذهنم جایی که بعد از کلی دویدن و کلی تلاش که خودش کرده بود و نتیجه نداده بود یهو یکی بهش زنگ میزنه پاشو برو فلان جا ، میگه: کجا برم ، برم چی بگم ، چیکار کنم و… طرف میگه: هیچ کار نمیخواد کنی ، همه چی رو اوکی کردم تو فقط برو
و من گفتم woowwww این هم دوباره خود ایمان شد ، این هم دوباره خود خدا بود که اومد خودشو نشون داد… خدایاشکرت برای این همزمانی ها که از زبون بقیه میخوای ایمان من رو قوی کنی که فقط خودت رو اول و آخر قرار بدم
یهو به من زنگ میزنن با چندین نفر میخوایم به تو و تیمت و شرکتت اضافه بشیم (وقتی که به آدم ها قدرت ندی همون آدم ها اگر خودشون هم نیان دستی میشن از دستای خدا که برای تو تببلیغ میکنن)
یهو بهم زنگ میزنن 30 نفر آماده هستن تا وارد کار بشن تو فقط بیا صحبت کن و کارای شروع رو برامون بگووووو ،،،،، به همین راحتی این خدای منه
این مثال ها الان داره تو ذهن من میادااااا
خدا میگه بهم
شکر
سلام می کنم به استاد عزیزم و دانشجویان بی نظیر این سایت همراهان هم فرکانسی من که عاشقانه کامنتهاتون رو میخونم و لذت می برم و واقعا نشونه ای هست برای هر لحظه من هر فکر من هر ترمز من یا مقاومت من :)))))
به یک موضوعی برخوردم در ابتدای صبح دوست دارم اولین کامنتم این باشه از اتفاقاتی که در روز برام داره میفته و اونم اینه که من وقتی که برقا میره خب اصلا دوست ندارم که غر بزنم یا اصلا دوست ندارم که منفی باشم فقط سعی می کنم کاملا بی توجه باشم و به لطف الله هیچ تاثیری در کسب و کارم نداره و کسب و کار کاملا آنلاین من دارم و وقتی که از سرویس بهداشتی میخوام استفاده کنم معمولا گوشی رو می بردیم چراغ قوه روشن می شد فضا دیده می شد و کارمون رو انجام می دادیم
من چند بار بدون هیچ گوشی و بدون هیچ نوری رفتم و کارم رو انجام دادم و متوجه شدم که من کاملا میدونم که کجا باید بشینم ، شیر دستشویی کجاست و کار باید به چه شکلی انجام بشه از این یه درس بزرگ گرفتم بارها و بارها و میلیون ها بار که شاید توی توی گذشته زمانی که نور بود اون کاره داشت انجام می شد خط فکری شکل گرفته و دیگه خود به خود کارها انجام می شه و جالبه که مغز من دیگه در اون لحظه که میخواد تکیه کنه به انجام اون عمل در دل تاریکی دیگه به هیچ چیزی فکر نمیکنه و کاملا هم ساکته!!!
این خط فکری برای ثروت داشتن و برای اون باورهایی که واقعا من مدنظرم هست که بخوام به وجود بیارم که نعمت و ثروت بیان میتونم از این مکانیزم ذهنم و از این موضوع ی درس فوق العاده رو بگیرم که به واسطش بتونم خیلی خوشگل و خیلی راحت اتفاقاتی که دلم میخواد رو رقم بزنم و من زمانی که نور هست ، زمانی که حتی همه چی خوب هست و آرومه _ اصلا نمیگم حتی اوضاعم بخواد بد بشه فقط میخوام بگم که اگر یه چیزی بارها تکرار بشه خود به خود میتونه اتفاق بیفته و هیچ نگرانی نداشته باشم
از خدای خودم میخوام که امروز من رو پر از ثروت پر از اتفاقات خوب پر از لحظه های هیجان انگیز کنه و در این فرصتی که بهم داده برای اینکه نفس بکشم لمس کنم و تجربه کنم بهترین اتفاقات ممکن رو خودش برام خلق کنه
و به اون جمله استاد تکیه می کنم و روزم رو شروع می کنم همین الانم برق اومد و سپاسگزار این نعمت بی نظیر هستم و اون جمله اینه که استاد میگه من هر موقع چیزی رو میخوام خلق کنم به جای اینکه برم کلی مثل گذشته بدوم از اینور به اونور و برای یه لقمه نون!!! الان میشینم رو باورام کار می کنم و میلیارد میلیارد ایده و اتفاق خوب و ثروت برای من ساخته میشه
روزتون پر برکت عزیزان دل
سلاااامسلاااااااامممممم
واییییییییییی استادددد چقدر لذت بردمممم
انققققققد تو ماهییییییی دیگ دارم نمیتونم:)
بچه ها دیدید؟
استاد در هر لحظه داشت دنبال راه حل آسانی میگشت
انگار بهمون میگفت
تو همه لحظه ها
همیشه راه آسان تری وجود داره
فقط باید تمرکز کنی روش
ایده ای ک تونست این ال ای دی هارو وصل کنه
مثل همون ایده اتیش روشن کردن با اتیش ساز در قسمت دوم سریال بود
استاد همیشه ب ما یاد میده کچطوری با تو لحظه یودن بتونیم ب آسانی ها راه پیدا کنیم
از صمیم قلبم سپاسگذارم
خدایا شکرت
استاد ب من نشون داد
ک هر چیزی ارزش وقت گذاشتن و داره
هر چیزیی ک دوست داری بهش برسی
باید تکاملش طی بشه
تکامل این ال ای دی
همین وقتی بود ک گذرانده شد
چقدر زیبااا شدددد کلبه
وای گوشیم پر از عکسسسس های خونه استاد
شد
خدایا این مسیر معجزه هست
سپاسگذارم
سپاسگذارم
سپاسگذارم
به نام خداوند مهربان
میریم امروز باهم یه ایده جذاب و استارت بزنیم
وصل کردن ال ای دی های نورانی که خیلی وقته که سفارشون و از امازون داده بودیم و این ال ای دی ها با برق 110 ولت شهری کار میکنن به دلیل نور بیشتر
همونطور که میبینید جنس این ال ای دی ها خیلی عالیه خیلی پهنه و نور خیلی زیبای افتابی ام داره
اولین قدم برای حرکت و اجرای این ایده رو باهم برمیداریم عزیزدلمم کنارم هست و ایشونم خیلی کمک میکنه تو روند انجام این ایده خدایا شکرت
ابزار های اولیه چکش با میخ وقتی کار شروع کردم یخورده با چالش های مسیر همراه شدم یه یک متری از نوار ال ای دی و نصب کردم موقعی که داشتم کار و انجام میدادم پایه ها رو با میخ و چکش میزدم متوجه این شدم که کار داره یخورده سخت پیش میره یخورده در درون خودم به این فکر کردم که نباید کار انقدر سخت پیش بره امدم یه بار دیگه مسیر حرکتی نوار ال ای دی و بررسی کردم دیدم اقا اصلا ما با ابزار هایی که داریم یک قسمتی از مسیر اجرا قابل انجام نیست چون جای دست برای انجام کار نداریم
اینجا فهمیدم که اصلا جایی که ما باید ال ای دی ها رو نصب کنیم این قسمت از خونه نیست برای همین سریع نقشه رو تغییر دادم و سراغ ایده بعدی برای چطور از این راحتتر و چطور از این ساده تر و چطور از این قشنگ تر حرکت کردم ایده بعدی این بود که اصلا برم سمت دیگه خونه که هم راحتتره و هم قشنگتر میشه اونجا این ایده رو اجرا کنم بلافاصله دست به کار شدم و به اون طرف خونه رفتم وقتی که یخورده تو ذهنم کار و بررسی کردم به این نتیجه رسیدم که اصلا اینجا این کارو اجرا کنم هم خیلی راحتتره و هم خیلی زیباتره کار و از این طرف شروع کردم دیدم که چقدر احساس بهتری دارم وقتی که دارم کار و از این ور خونه شروع میکنم این به من قوت قلب داد که ببین این ور جای درستشه همین و ادامه بده
وقتی تو حالت احساسی خوبتر قرار گرفتم ایده بعدی بهم داده شد استفاده از قدرت ابزار ایده دریل شارژی با پیچ گوشتی حالا نمیتونم چرا گوشتی شده با پیچ وقتی امدم این ایده رو امتحان کردم دیدم چقدر کار داره راحت تر برام پیش میره و چقدر کار داره با کیفیت تر میشه کلی سپاسگزاری کردم از خداوند و به کارم ادامه دادم همینجوری تو ادامه مسیر که چقدر کار ها داره راحتتر پیش میره چقدر داره قشنگتر پیش میره چقدر داره با کیفیت تر کارها پیش میره داشتم به این ها فکر میکردم و خدارو شکر میکردم یخورده تو مسیر کار به یاد زیبایی های نعمت هایی که خداوند بهم داده توجه میکردم به این زیبایی این درختان به این در یاچه زیبا به صدای جیرجیرک ها به این عزیزدل زیبا که چقدر خوب داره همراهی میکنه و به اینکه در اخر وقتی این ال ای دی ها نصب بشه چه قدر قراره این خونه زیبا تر بشه بهم قوت قلب میداد برای ادامه مسیر بلخره کار تموم کردیم هوا ام تاریک شده ولی کار و تموم کردیم خدایا شکرت میریم برای تست روشن کنیم ببینیم چه اتفاق زیبایی قراره بیوفته
اماده اید بریم که باهم ببینیم چه کردیم
یک دو سه و و و و و ااااا چه شد اینجا چقدر زیبا شده چقدر قشنگ شده باورم نمیشه انقدری که قشنگتر شده زیبا تر شده چه نوری داره چقدر کار با کیفیتر انجام شد چقدر درس های جدید یادگرفتیم چقدر چیز های جدید یادگرفتیم خدایا شکرت برای این همه زیبایی این همه نعمت این همه قشنگی و برای تک تک ایده هایی که بهم دادی که کار راحتتر و سریع تر و باکیفیتر انجام بشه خدایا تشکر
چقدر ابزار خوبه چقدر داشتن این نعمت ها خوبه خدایا شکرت
این تجربیات و درس های قشنگ من بود از این فایل زیبا
عاشقتونم
خدایا شکرت برای این روز زیبا در بهشت زمینی مون
خدایا شکرت برای لامپ ال ای دی نواری با کیفیت عالی
خدایا شکرت برای نور زیبا و خیره کننده این لامپ جدید درین بهشت
خدایا شکرت برای این همه زیبایی
خدایا شکرت برای منظره زیبای این بهشت
خدایا شکرت برای دریاچه زیبای ای بهشت
خدایا شکرت برای حال خوب دل این زوج بهشتی
خدایا شکرت برای زندگی زیبای این زوج بهشتی
خدایا شکرت برای بهشت زیبای این زوج بهشتی
خدایا شکرت برای این همه زیبایی که از طرف ما رو احاطه کرده
خدای عزیز دلم شکرت برای خانه ای که درآن زندگی میکنم
خدایا شکرت برای سقف امن بالای سرم
خدایا برای خانواده بهشتی و زیبایم
خدایا شکرت برای لباس هایی که پوشیدم
خدایا شکرت برای هوایی که تنفس میکنم
خدایا شکرت برای آبی که هر روز مینوشم
خدایا شکرت برای غذایی که هر روز نوش جان میکنم
خدایا شکرت برای حضور پر برکت مادر و پدر بزرگوارم در خانه ام
خدایا شکرت برای نفس کشیدن مادر و پدر عزیزم
خدایا شکرت برای دست های پر برکت پدر و مادرم در سفره خانه مان
خدایا شکرت برای همسر خوب و مهربانم
خدایا شکرت برای همسر زحمتکشم
خدایا شکرت
خدایا شکرت برای عزت و عظمت بنده تو بودن ای رب کریم من
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم
و همه ی دوستای بهشتیم
خدایاشکرت بی نهایت شکر
برای این رزق و برکت در این فایل بهشتی
LEDنواری تک رنگی که برای RV سفارش دادین
ولی هدایت شدین که دور تا دور پرادایس
ازش استفاده کنین و زیباترش کنین
قدم به قدم پیش رفتن شما یعنی تکامل
اینکه در لحظه ، آگاه هستین و براساس روند کار تصمیم تون تغییر کرد و رها هستین در انجام دادن کارها و امکان سنجی کردین و هدایتهای خدا هم از راه رسید …
درس پربرکتی برای من هست که یادبگیرم
در مسیر انجام دادن کارهام آگاه و رها باشم
هدایت به ایده ی استفاده از ابزاربهتر
چرا ؟؟؟چون شما باور درستی دارین
که همیشه کارها میشه راحت تر پیش بره
همیشه راههای بهتری هم هست
خدایا شکرت برای باورهای مناسبی که دارم
براساس تماشای یک زندگی بهشتی یاد میگیرم تا تو ذهنم بسازم وپایدارش کنم
چه باحال که همزمان با تاریکی هوا کار
شما هم به پایان رسید
خدای من چقدر زیبایی ونور
چقدر قشنگ شد اینجا
واقعا شب ، روز شد
چه تفاوت محسوسی ایجاد شد …
همینکه شما به ایده ی اولیه عمل کردین و
قدم برداشتین و در حین انجام کار
ایده های بهتر از راه رسید و هدایت شدین
مسیر درست باورهارو نشون میده
اینکه باید قدم اول برداریم
تو دل کار بریم تا قدم بعدی و هدایت خدا
رو دریافت کنیم …
جالبه امروز آزادی زمانی خوبی دارم خداروشکر و
تونستم دوقسمت از این فایل بهشتی وسفرنامه رو بنویسم ، توکامنت قبلی م تو سفر به دور امریکا قسمت سوم نوشتم که خواسته م تو ستاره قطبی م تیک میخوره از صبح
نوشته بودم شنیدن یک خبر خووووب و
فراوانی در بیان مهربونی وعشق در خودم وعزیزانم ببینم ودریافت کنم ..
وهمزمان با نوشتن این کامنتم
سعیده جان شهریاری تو ایمیل
خبری دلچسب وبه شدت خوب داد
و عنوان ایمیل حتی خبر خوب بود
واینگونه ستاره قطبی م تیک خورد و محقق شد ..
این همزمانی فقط کار خداست که شاهکارمیکنه…
و درادامه فیلمی از کودکی های نیلا ونیکا جانم
فرستاد که داشتن برای هم شعر میخوندن
و همدیگه رو بوس میکردن
بغل میکردن و لگو بازی میکردن
واااای دلم ضعف رفت برای اینهمه قشنگیشون
و دریافت فراوانی از جنس بیان مهربونی توزندگیم
خدای من شکررررت که این چنین رزق های پربرکتی در لحظه میفرستی
بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم و
استاد شایسته مهربونم بابت این فایل بهشتی
خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم
خدا حفظ تون کنه