سریال زندگی در بهشت | قسمت 100 - صفحه 65


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1007 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رضیه واحداصل گفته:
    مدت عضویت: 1186 روز

    ب نام خداوند هدایتگر

    سلام ب استادو مریم جان

    سلام ب دوستای عزیزم

    من مثل همیشه لذت میبرم از فایل هاتون

    و مریم جون چقدر با کنجکاوی تمام

    سوالاتی رو میپرسه ک شاید برای کسی هنوز پیش نیومده باشه

    و از توی خود جواب هم سوال در میاره

    خیلی عالیه خیلی

    من برای تردید همیشه مشکل دارم

    و از خداوند میپرسم

    ولی جوابشو متوجه نمیشم

    الان استاد خیلی قشنگ گفت ک من نشونه میزارم

    ک مثلا اب جوجه هارو عوض کنم یا ن

    بعدمریم جون میگه ک ن عوض نکنیم

    من بیشتر وقتا جوابارو متوجه نمیشم

    نمیدونم ایراد کجاس

    ولی میخوام ازاین ب بعد مثل استاد نشونه بزارم

    و امیدوارم جواب هارو بفهمم

    وواقعا تردید سمه

    باعث شده خیلی از کارامو نکنم

    چون نمیدونستم انجام بدم یا ن

    خیلی ممنونم

    بابت این سوالا

    این فایل های بسیار گرانبها

    عاشقتونم

    ب خدا میسپارمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    سید حسن گفته:
    مدت عضویت: 1388 روز

    سلام استاد ومریم شایسته

    چه سوالات خوب ودر محتوایی پرسیده شد

    یک لحظه داشتم فایل و گوش میکردم یک سوال مریم شایسته پرسید

    ومن از چشمایه استاد می‌دیدم که جواب تمام سوالات رو خیلی هدایتی از خدا دریافت میکرد و پاسخ میداد اون لحظه وقتی خانوم شایسته پرسید واستاد مکث کرد یعنی خدا میخواست جواب این سوال رو نده به مریم شایسته من احساس کردم که بهش الهام کرد که بگو میتونی دیس میس کنی حذف کنی سوالات رو واین یک آبشن است به یک بار مغزم سوت کشید وپوز کردم وگفتم خدا چقدر استاد و دوست داری چقدر الهاماتت به جا هست ویا از تعریف استاد که از الهام گرفتن خدا در مورد عوض کردن آب مرغ و جوجه ها بود که نشانه را میدهد برام خیلی قانع کننده بود

    یک سری جاها منم همینطوری میشم مثلا

    یک مقصدی دارم که دوتا مسیر داره اونجا الهام میگیرم که از کجا بروم وبعد از بغل دستی اگر داشته باشم میپرسم به نظرت از کجا برم اون اگر با تردید بگه از فلان مسیر اصلا به حرفش گوش نمیکنم برعکس اون عمل میکنم ولی وقتی میبینم هنوز حرف من تموم نشده میگه فلان مسیر برو به خودم میگم این پیام خدا هست هنوز حرف من تو دهنم خشک نشده پاسخ درخواست منو داد همونجا گوش میکنم ومسیری که الهام شده رو میروم یا اگر تنها باشم میگم مثلا من از فلان مسیر می روم ولی بعد به دو راهی که میرسم میبینم تا خودآگاه هواسم پرت شده واز اون مسیر دیگه میرم بعد به خودم میگم ببین نمیتونی اقرار کنی هدایت خواستی خدا بهترین هدایت و کرد همونجا اشک تو چشمام جمع میشه یا دلم به لرزه می افته وخودم را تسلیم خدا میکنم وسپاس گذار هدایتی میشوم

    واین سوالات که پاسخ داده میشد من دقیق تو چشمای استاد می‌دیدم که با چه شور و شوقی داشت پاسخ ها رو از خدا دریافت میکرد

    استاد همیشه برام الگو بوده واین آرامش استاد به من آرامش بیشتر می دهد وله خودم میگم این مرد و خدا داره هدایت میکند واونجا ایمانم به خدا بیشتر میشه ممنونم بابت نشانه امروزم که خدا هدایت کرد اول صبح ساعت 4صبح که این فایل و گذاشتم ووالان که ساعت 4/40دقیقه صبح هست به این آرامش رسیدم که چه شروع خوبی اول صبح خدا بهم داد که کامنت بنویسم وخدا را در کنارم احساس کنم واین احساس خوب را دیشب که تغریبا ساعت 12شب بود داشتم وبه خودم میگفتم من با کلی اتفاقات عالی که امروز افتاد می‌خوابم وصبح با یک درجه بهتر بیدار میشم وکلی ذوق دارم برای فردا که چه اتفاقات خوبتری رو قراره تجربه کنم خداراشکر گذارم بابت این هدایت الهی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    سپیده منصوری گفته:
    مدت عضویت: 1307 روز

    سلامی گرم و صمیمی خدمت استاد عزیزم،بانو شایسته جان و همه همسفران عزیزم در سفر روز شمار تحول زندگی من

    روز سی و ششم از سفرم به درون

    فایل: داستان شگفت انگیز تحقق یک آرزو

    «داستان زندگی ما،داستان باورهای ماست.»

    ————————————————–

    هیچ رویایی نیست که در دل و جان ما جوانه بزند و واقعی شدنش ممکن نباشد به شرط آنکه باور کنیم ما بسیار قدرتمند هستیم و میتوانیم اتفاقات زندگی امان را آنطور که دوستداریم خلق کنیم..

    این فایل از نظر زمانی کوتاه بود اما باورهای بسیار عمیقی را بیان میکرد..باورهایی که برای ساختن قصر رویاهامون باید یکی یکی و همواره روی هم قرار بدهیم تا شاهد خلق جهان دلخواهمان باشیم..

    استاد جان وقتی گفتید تک تک این لگوها مثل باورهای ما هستند که وقتی به درستی روشون کار بشه میتوانیم قصر رویاهامان را بسازیم یاد این ضرب المثل افتادم که صحبت شما را تایید میکنه و دیدم چه عجب خداراشکر ی باور درست به ما رسیده!!!

    خشت اول گر نهد معمار کج

    تا ثریا می رود دیوار کج

    باورهای درست ما هر کدام خشتی هستند که میتوانیم به کمک آنها شهر آرزوهایمان را خلق کنیم و این در حالی است که ما وقتی به این موضوع اگاه نباشیم با مشتی باورهای غلط ساختمانهایی کج و نیمه کاره می سازیم که با یک چالش فرو می ریزند و ما غرق در غم و غصه و گرفتاری روی ویرانه های شهرمان که با باورهای غلط ساختیم می نشینیم و اونقدر ناامید هستیم که بذر هیچ ارزویی در وجودمان جوانه نمیزند چون نوری از باور توانستن به قلبمان نمیتابد و اینطوریه که هر روز فریاد بر سر زمین و آسمان میزنیم و دست نیاز به سمت کسانی می گیریم که شاید بعضا اوضاعشان از خودمان بدتر هم باشد.و این در حالی است که فقط کافیه به یاد بیاریم که اصل ما از جنس خداست و توانایی خلق کردن زندگیمون رو داریم با استفاده از قوانین الهی تا ورق زندگی امان برگردد…

    خدایا چقدر سپاسگزارت هستم که به کمک رسول زمانت استاد سید حسین عباسمنش به یادم آوردی که من خالقم،من توانمندم،من قدرتمندم،من لایق داشتن بهترین نعمتهای جهان را دارم چون من مخلوق بهترینم و از جنس اویم و همین باور طلایی مرا بس است که آستینهایم را بالا بزنم و با بیل انگیزه ، سر شار از انرژیه میتوانم تمام اون ویرانی ها را از قلبم بیرون کنم و با تک تک باورهای طلایی پر از شور و شوق خواستن ، بسازم شهر رویاهایم را…آنقدر درست و حساب شده که برجهای سلامتی و ثروت و روابط عاشقانه وکسب و کار عالی اش تا ثریا صاف و بی نقص برود و من چون معماری که حالا فهمیده باید چکار کنه و قانون چیه!!! ساختمان و سازه بعدی را هم به همین روش و حتی راحتتر و زیباتر بسازم..

    استاد عزیزم واقعا با ورود من به این سرزمین وحی الهی و با متعهد بودنم در کامنت خواندن،کامنت گذاشتن،گوش دادن فایلهای شما به عنوان وحی منزل و عمل کردن به آنها،،نور عشق و امید دوباره در قلب من تابیدن گرفته و از برکت این نور تمام زندگی ام روشن شده و خانه ام گرم..

    من سالها بود که از یاد برده بودم ،امید داشتن چیه؟؟ ولی حالا از شوق رسیدن و توانستن اشک توی چشمام حلقه میزنه..من خدارا سپاسگزارم که من رو از تاریکی‌ها به سمت روشنایی هدایت کرد.و من اگر همین لحظه عمرم به پایان برسه باز هم خوشحالم و از خودم راضی هستم چون در مسیری هستم که حتما اول و آخرش جز خدا و سعادتمندی در دنیا و آخرت نیست..

    خیلی خیلی خیلی خدارا شکر میکنم و سپاسگزار وجود انسانهای قدرتمندی هستم که رویایشان را باور کردند و ساختند و الگو شدند برای دیگران،و ممنونم از شما استاد عزیزم که بهترین الگو هستید برای من در همه جوانب زندگی..

    خییییلی خییییییییلی دوستون دارم مثل احساس یک خواهر به برادرش..عاشقتونم

    ————————————————–

    خدای مهربانم ،تنها رفیقم ممنونم که هستی و هوای منو داری..بووووس

    استاد عزیزم من این حال خوشم را مدیون شما هستم..

    مریم بانوی مهربانم،صمیمانه از شما ممنونم برای مهیا کردن این سفر جادویی..عاشقتونم

    همسفران عزیزم ممنونم که هستید و ممنونم برای کامنتهای آموزنده و ارزشمندتون و ممنونم که با من همراه بودید

    دوستتون داااااااااارم

    در پناه خدای خوبیها روز و روزگارتون عاااااالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    سکینه کاظمی فرد گفته:
    مدت عضویت: 2430 روز

    درودوسلام ب استادجانم وبانو جان وهمه دوستان عزیزی ک هدایت خداوندو پذیرفتن و دارن هرلحظه دراین مسیر بهشتی زندگی میکنن..

    خدایا شکرت ک دراین پایان سال و آغاز سال جدید بااین فایل هدایتم کردی تا انگیزه بگیرم و برای سال جدید اهداف واضح وشفاف داشته باشم و جالب اینکه شاید یکساعت پیش داشتم ب این پایان سالی و اهداف فک میکردم و پیش خودم گفتم واقعا امسال بیام ب قول استاد اهداف واضح بنویسم و در راستاشون قدم بردارم و هر روز برای رسیدن ب هدفم قدم بردارم هر چند کوچک..

    یهو یادم اومد انگار دیشب تو خواب و بیدار ناخودآگاه داشتم ی سوره ای زمزمه میکردم ک ب خودم گفتم من ک نخوندم پس چطور دارم لب میزنم و تکرار میکنم رفتم قرانو باز کردم معنیشو خوندم یکم برام سنگین بود ک درکش کنم اومدم تو سایت کمک بگیرم تا متوجه بشم منظور چی بوده ک نشانمو زدم و فقط کامنت قبل فایلو خوندم گفتم خدایاشکرت انگار بهم یاد آوری کردی ک منم ک زندگیمو خلق میکنم منم ک تورو دارم و میتونم ب آرزوهام برسم ب شرط توحید ب شرط باتو بودن ب شرط باورکردن ک میخوام و میشه و چقدر احساس خوبی داشتم امشب اصلا ی لحظه اشک تو چشم جمع شد امروز پیشواز ماه رمضانه من چندین ساله روزه نمیگیرم و عقیدم بر اینه ک بتونی ی تغییر اساسی در رفتارت در اخلاقت و ترک عاداتت داشته باشی خودش روزس حتما لازم نیست فقط آب و غذا استفاده نکنی و تصمیم گرفتم بشینم تمرکز بزارم توی این یک ماه روی فراوانی روی تفسیر آیات قرآن و ترک یک سری عادتها ک مضرن و خیلی خوشحالم و راضیم از گرفتن این تصمیم و برای شروع سال جدید بهترین گزینه و هدفیه ک انتخاب کردم وقتی اومدم تو سایت و نشانمو دیدم فقط دوست داشتم یک دیدگاه بنویسم و ذوق نوشتن داشتم حالا احساسم عالی شد خیلی راضیم خیلی و دارم خودمو تحسین میکنم و از فردا روزه من شروع میشه وهمه سعیمو میکنم تا کن فیکون کنم تا سال پیش رو سالی پر از موفقیت و شادکامی باشه تمرینات زیادی میزارم تا از این ماه برای شروع عالی استفاده کنم ب یاری خداوند..

    اینم ردپای خودم برای خودم درپایان سالی ک درآغازش هستم خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت..توکل ب تو خدای مهربان

    درپناه الله سالی سرشار از سلامتی ثروت نعمت شادکامی داشته باشید..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    محمد جواد اسدی گفته:
    مدت عضویت: 1185 روز

    به نام الله یکتا

    ترس هست،نگرانی هست اما توش نمون

    جاری باش و ازش رد شو…

    بذار زندگی مسیر خودش رو بره،یه جایی ترسیدیم اما وقتی راهی نداشتم جز مقاومت و رفتن در دل ترس،در همون لحظه ورق برگشته…

    یه جایی نگران بودیم اما به محض توکل،خبرهای مسرت بخش رسیده

    انگار که این ابزار شیطان خوب کار میکنه و روی همه هم کار میکنه مثل یک برنامه نوشته شده در باورهای ما، اما در مورد اولیا خدا،ذره ای کارساز نیست

    به نسبت توحیدی بودنمون اون ذره کم یا زیاد میشه….

    ترسی که از شرک میاد و شجاعتی که از توحید

    نگرانی از شرک میاد و امید از توحید…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    فاطمه بهرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1075 روز

    به نام خدایی که به تنهایی کافیست.

    سلام به استاد ومریم جان.

    کلید:توانایی به نام خودشناسی.

    فایل:زندگی در بهشت قسمت 100.

    خدارو هزاران بار شکر که امروز کلید جدیدی رو شروع کردم برای خودشناسی برای رسیدن به شناخت خوب از خودم .

    سوال اول :تعریف آرامش

    ارامش یه چیز نسبی هست هر کس در یه شرایطی آرامش داره ولی کلا هر وقت ذهنت ارومه نگرانی تشویش وترس نداری آرامش داری وهمین لحظه ارامش هست که زمان دریافت هدایت هست زمان فرستادن فرکانس خوب هست وقتی ارامش داری در مسیر دریافت هدایتهای خدا قرار می گیری.

    من آرامش واقعی رو از وقتی به سایت اومدم و در زمانهایی که ذهنم رو خوب کنترل کردم حس کردم وتازه فهمیدم ارامش یعنی چی البته گاهی که خوب روی خودم کار نمی کنم دوباره این آرامش از دست می ره.

    بیشترین زمانی که آرامش داشتم مدتی بود که روی کلید احرای توکل در عمل کار می کردم وقتی شب می خواستم بخوابم خیلی آرام بودم بدون نگرانی چشم می بستم خوابم می برد وصبح با یه حس خوب که تو عمرم تجربه نکرده بودم بیدار می شدم واصلا نگران چیزی نبودم برای همین هر وقت حالم بد می شه می رم فایلهای توکل در عمل رو گوش می دم.

    سوال بعد:باورهایی برای رسیدن به آرامش

    بستگی داره پاشنه آشیلمون چی باشه در همون زمینه اگر باور درست بسازیم به آرامش می رسیم.

    مثلا اگر پاشنه آشیل ثروت ودرآمد باشه اگر باورهای مربوط به ثروت مثل فراوانی حس لیاقت ورزاق بودن خدارو بسازیم ودرامدمون بیشتر بشه به آرامش می رسیم.

    اگر پاشنه آشیل بچه باشه باورهای مناسب در مورد بچه ها .

    اگر پاشنه آشیل سلامتی باشه ساختن باورهایی در مورد سلامتی.

    من خودم یه پاشنه آشیلم ثروت هست هر وقت خوب کار می کنم وبازهم فایلهای توحیدی رو گوش می دم باورهام در مورد کسب ثروت درست می شه ودرآمدمون بیشتر وخریدهام به راحتی انجام می شه به آرامش می رسم.

    تقریبا اکثر مواقع فایلهای توحیدی که اگر بتونم خوب عمل کنم بهشون رو گوش بدم به آرامش می رسم.

    یه پاشنه آشیل دیگه داشتن فرزند دوم هست که به خاطر ترسها وباورهای اشتباهم هنوز به موفقیتی نرسیدم ومی ترسم به دلیل مشکلاتی که داشتم قبلا واونا هم به خاطر باور غلط بوده ولی هنوز نتونستم در این زمینه موفق بشم وگاهی آرامشم رو برهم می زنه.

    یه پاشنه آشیل دیگه نگرانی در مورد پسرم هست که اون هم اکثرا با گوش دادن به فایلهای توحیدی بهتر می شه.

    سوال بعد:به صلح رسیدن با خود

    یعنی رفیق بودن با خودمون یعنی هماهنگ بودن با فرکانس خدا .

    در صلح بودن با خود یعنی خودت رو دوست داشته باشی قیافت شخصیت رو دوست داشته باشی ووارد مسیر مقایسه با دیگران نشی حسادت نکنی برای خودت زندگی کنی ودر واقع آرامش همون آرامش درونی از همین در صلح بودن با خود می یاد.

    من اینو خیلی تجربه کردم وقتی آدم خودش رو با دیگران مقایسه کنه وحسادت کنه آرامش کلا از زندگیش می ره اما هر وقت برای خودت زندگی کنی برای لذت بردن از لحظه وکاری به بقیه نداشته باشی واز خود عیب نگیری در صلحی وآرامش ولذت وچقدر من این حس رو دوست دارم چقدر راحت زندگی می کنم.

    سوال بعد:تعریف خوشبختی

    هرکس تعریفش از خوشبختی متفاوته

    کلا هر وقت حالت خوبه خوشبختی .

    خوشبختی رو نمی شه کپی کرد از دیگران اگر دنبال چشم وهم چشمی باشی وفکر کنی خوشبختی در ان چیزهایی هست که دیگران دارند وقتی بهش می رسی می بینی خوشبخت نیستی.

    خوشبختی یعنی راضی بودن یعنی لعلک ترضی بودن از زندگیت وشرایطتت لذت ببری راضی باشی دنبال نشون دادن زندگیت به دیگران نباشی این می شه خوشبختی.

    باز هم اینجا یه پاشنه آشیل پیدا کردم.

    گاهی واقعا چیزی رو می خوام ولی خوب که فکر می کنم می بینم بیشتر برای اینه که به دیگران هم نشون بدم دارم گاهی پول دارشدن رو برای این می خوام که نشون بدم من هم می تونم زندگی خوب داشته باشم من یه خونه خوب دارم لباسهای خوب دارم مسافرت می رم.

    وباید روی خودم کار کنم باید این باورها رو بسازم که من باید برای خودم زندگی کنم اگر هم چیزی رو می خوام برای لذت بردن وراحتی خودم باشه نه اینکه بکنمش تو چشم اینو اون اگر خونه می خوام برای اینکه بچم اتاق خودش رو داشته باشه آشپزخانه خوب داشته باشم که راحت کارام رو انجام بدم حیاط داشته باشم تا برم ولذت ببرم اگر لباس جدید می پوشم چون می خوام لذت ببرم چون دوست دارم این لباس رو پس چه اهمیت داره که دیگران چی می گن برای خودم زندگی کنم این یعنی خوشبختی .

    فکر می کنم باز برمی گرده به در صلح بودن با خود به در آرامش بودن کسی که در صلح با خودش هست در آرامشه وکسی که در آرامشه خوشبخته.

    سوال بعد:تعریف تنبلی

    تبلی یعنی بی انگیزگی تبلی به معنی بی تحرکی فیزیکی نیست به معنی نداشتن انگیزه که اون هم از نساختن باور وفکر درست در مورد اون کار می یاد.

    اگر برای انجام کاری انگیزه باشه به راحتی انجامش می دیم و وقت زیاد می زاریم.

    سوال بعد:چرا نگران نمی شی

    نگرانی وترس برای همه هست همه آدمها در خیلی از مواقع نگران می شن می ترسن اما اگر اهرم رنج ولذت رو مشخص کنیم ولذتهاش رو ببینیم باعث ایجاد انگیزه وامید می شه ودر نتیجه نگرانی کمتر می شه به خاطر اون لذتها وانگیزه ها می ریم به سمت انجام اون کار تا لذتهاش رو دریافت کنیم.

    وداشتم فکر می کردم این هم یه راه برای از بین بردن پاشنه آشیلهام هست بشینم ببینم چه لذتهایی در انجام اون کارهاست واون رو برای خودم بزرگ کنم وانگیزه بسازم وبرم به سمت انجامش.

    سوال بعد:چرا تردید ندارید مردد نمی شید

    در بعضی مواقع به دلیل تصمیمات از پیش نعیین شده هست چون قبلا کاری کردم نتیجش رو دیدم ودیگه این شده تجربه هر جا پیش اومد موقعیت مشابه فورا تصمیم می گیرم با توجه به تجربیات قبلم وتردید ندارم وعمل می کنم.

    حالا اگر تجربه نداشتم از خدا هدایت می خوام وهر هدایت ونشونه ای اومد اعتماد می کنم وسر سپرده هستم دیگه شک نمی کنم شاید شانسی بود یا نه می گم خدا هدایت کرد ومی رم جلو حالا اگر تو اون مسیر اتفاق بد هم بیفته می گم برا پیشرفتم لازم بوده من به حرف خدا گوش دادم پس خیر هست.

    استاد واقعا متشکرم برای این جوابهای خوبی که دادید واگر بتونم عمل کنم همین چند تا کار رو چقدر می تونه زندگیم دگرگون بشه.

    خدایا کمکم کن می خوام با طی کردن مسیر این کلید به خودشناسی برسم ودر اخر شناخت خوبی از خودم داشته باشم وضعفهام رو اصلاح کنم تقویت کنم وبتونم با ارامش از زندگی لذت ببرم.

    مریم جان سپاسگذارم.

    در پناه خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    محدثه آزاد گفته:
    مدت عضویت: 1628 روز

    سلام استاد عزیزم و مریم جونم

    امیدوارم همیشه شاد و خوشحال باشید

    عاشقتونم

    این فایل با اینک ده دقیقه بود ولی بسیار بسیار پر بار بود و بازم احساس امید و درخت امید توی وجودم بیشتر رشد کردم و باورم هم همینطور

    من این فایل رو قبلا گوش کردم و چون توی مدارش نبودم فقط گوش میکردم

    ولی امروز ک نوشتم توی دفترچه ام اصلا این فایل برام اندازه یه فایل 30 دقیقه ای طول کشید

    و نوشتم و همون موقع توی دلم مرور میکردم ک چرا قبلا این هارو نمیشنیدم چرااا؟؟

    و خودم جواب خودم رو دادم ک مدارم پایین بوده

    و الان بهتر و بهتر شده

    خدایا شکرت برای این آگاهی ناب

    استاد تقریبا چندین ماه پیش خیلی فکر کردم چرا ؟ چرا اون طوری ک میخوام پیش نمیره حداقل از نظر احساسی و ب این نتیجه رسیدم ک من باور نداشتم

    و این رو روی یه کاغذ سفید نوشتم برای خودم ک محدثه مشکل تو اینه ک باور نداری ک این مسیر ،باور نداری

    و وقتی ک این رو نوشتم روی اون تیکه کاغذ همه چی درون من تغییر کرد و تغییر کرد

    و من دارم از اون روز عالی روی خودم کار میکنم و الان هم استاد این حرف رو زد ک این مهمه ک ب شدت باور داشته باشی ب این مسیر و شک نکنی و شک نکنی

    دقیقا باگ من همین بود و خوشحالم چندین درجه نگاهم و باورم عوض شده

    این ده دقیقه برای من طلایی بود

    و حالا ک این حرف رو از استاد شنیدم ک من دفترچه هدف گزاری ام رو نگاه میکنم ،همه چی ک نوشته بودم بهشون رسیدم

    و منم توی یه دفترچه دارم موفقیت های کوچیکم رو مینویسم و میخونمشون ک فکت باشه برام و الان میخوام هدف گزاری هام رو هم توی اون دفترچه بنویسم خصوصا ک دارم برای سال جدید آماده میشم

    خدایا شکرت

    عاشقتم و ازت سپاس گزارم

    برای آگاهی هایی ک قلبم رو سرشار از احساس خوب میکنه

    خداجونم شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    وهاب زارعی گفته:
    مدت عضویت: 2716 روز

    به نام خدای مهربان

    با سلام به استاد و خانم شایسته عزیز و همسفران دوست داشتنی

    ردپای روز سی و ششم سفر

    هر خواسته ای در ما که از طریق یک تضاد واضح می شود و توانایی رسیدن به آن و مسیر رسیدن به آن خواسته قطعاً وجود دارد از طریق فرمول ساده ی داشتن هدف و انگیزه و ساختن و داشتن باور هم جهت با آن خواسته قدم اول به ما نشان داده میشود و بعد از برداشتن قدم اول قدم‌های تکاملی بعدی به ترتیب نشان داده میشود تا این پازل زیبا تکمیل شود .

    اما شرط راحت داشتن احساس خوب باید همواره در این راه وجود داشته باشد که با کنترل ذهن و جهت دهی کانون توجه به دست می آید که کاری بسیار لذت بخشتر است که به نظر من حتی از رسیدن به خواسته هم که البته هدف رسیدن به اهداف هم لذت است تجربه ی زیباتری است.

    البته عمل به این قانون ساده به خاطر فراموش کردن قانون و از دست دادن راحت کنترل ذهن و ورودیها بسیار در عمل سخت است و کسانی به پاداشهای بزرگ می رسند که با تمرین درست و پایدار کردن قانون در زندگی خود به نتایج بزرگ میرسند.

    خدا را سپاسگزاری میکنم به خاطر دانستن قانون و راه درست و در این مسیر زیبا قرار گرفتن و دستیابی به قدم‌های اول و راهنمایی‌های استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و بودن در کنار این دوستان که در کامنت های همدیگر با هم همراهیم و لذت می بریم از حضور هم در این لحظات زیبا ، خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    سما میم گفته:
    مدت عضویت: 1234 روز

    به نام الله مهربانم

    ردپای من در روز 36م

    سلام به عزیزانم

    “همه ی دستاوردهای بزرگ بشر از دل یک رؤیا، یک آرزو، یک هدف و یک ایده ی ساده آغاز شده است.

    اما رویایی که جدّی گرفته شده‌، هدفی که یک آرزوی دور و دراز به شمار نیامده‌، و ایده‌ای که مثل وحی منزل اجرا شده است.”

    ما کی اون رویای ساده رو جدی میگیریم؟ وقتی باور داشته باشیم هدایت پذیریم و اون ایده رو از جانب خدا بدونیم، ایمان داشته باشیم خدا کمکمون می کنه، باور قوی بسازیم و دست به عمل بزنیم. اینجوری خودمون رو بزرگتر از اون ایده میبینیم. دیگه اون رو یه آرزوی دور و دراز نمیبینیم، بلکه کاملا دست یافتنی و دستیابی بهش رو به شکل کاملا طبیعی تجربه می کنیم. چقدر مثال فراوان هست ازین افراد… الله من شکرت…

    سپاسگزارم از استاد عزیزم و مریم جان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    صدف گفته:
    مدت عضویت: 853 روز

    به نام خالق زیبایی ها

    “روز 36 ام سفرنامه”

    اگر آرزویی توی قلب ما شکل گرفته حتما توانایی تحقق اون آرزو رو خداوند بهمون داده از قبل

    فقط باید به یاد بیاریم اصل خودمون رو اینکه از جنس خداییم و خداوند توانایی خلق زندگیمون و رو به خودمون داده تا با فرکانس های خودمون دست به خلقشون بزنیم

    کافیه باور کنیم ایمان داشته باشیم

    “تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثناء حاصل باورها و فرکانس های خودمونه ”

    این جمله رو باید بارها تکرار کنم که من هر لحظه در حال خلق اتفاقات زندگیم هستم با کانون توجه م بپذیرم اگه دلخواهم نیست خودم ساختم و حالا هم خودم با تغییر باورهام بیام تغییرش بدم

    گوش بسپاریم به هدایت خداوند و اجازه ندیم با احساس عجله که روزنه ای که شیطان وارد میشه و مارو از مسیر خواسته مون منحرف میکنه آروم باشیم و لذت ببریم از مسیرمون

    از این فرمول ساده‌ برای تحقق خواسته مون استفاده کنیم :

    1. داشتن هدف‌های واضح و مشخص.

    2. ساختن باورهای هماهنگ با آن اهداف

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: