سریال زندگی در بهشت | قسمت 100 - صفحه 75


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1007 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 1606 روز

    سلام و سلام

    سلام استاد عزیز

    سلام به همگی

    داستان شگفت انگیز تحقق یک آرزو

    آرزوهایی که به فکرتون میاد تماما قابل تحقق می‌باشد شما هیچی کمتر از بهترینها در رسیدن به خواسته هاتون ندارین و با اجرای قانون میتونین به راحتی و آسانی به خواسته هاتون برسین پس کاری به تحریم و …نداشته باشین و ناامید نشوید و شک نکنید و مطمین باشید به تمام خواسته هاتون می رسین اگر الگو درست را انتخاب کنید و بگید منم میتونم و همه به یک اندازه به خدا نزدیک هستید و موضوع باور و قانون و درک هدایت الهی و اجرای هدایت هست

    احساس خوب از زندگی اصلی ترین مسیر هست

    در پناه خداوند یکتا شاد و پیروز و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    مهدی علی زاده گفته:
    مدت عضویت: 1201 روز

    تصمیمات از پیش تعیین شده

    من این فایل رو بارها و بارها قبلاً گوش دادم اما تا حالا به این حدی که الان درکش کردم درک نکرده بودم و جملات استاد مثل یک پتک توی سرم نخورده بود

    می‌خوام تجربه‌ای که برام اتفاق افتاده رو بگم تا شاید مثالی باشه برای افرادی که می‌خوان توی این مسیر رشد کنند

    حدوداً چند وقت پیش بود از خدا خواسته بودم که هدایتم کنه به سمت شغل مورد علاقم و از اونجایی هم که هیچ چیزی رو تعیین نکرده بودم کاملاً رها بودم که هر چیزی بشه انجامش میدم یعنی توی ذهنم بود که انجام میدم اما….

    به صورت کاملاً هدایتی و خیلی قشنگ و شیک و مجلسی هدایت شدم تا به سمت یه کار برم درسته تو حوزه علایق من نبود اما صرفاً یه شغلی بود که می‌تونستم انجامش بدم و از اون کسب درآمد کنم

    اما ترسیدم ذهنم شروع به نجوا کرد مقایسه کردم شغل الانم رو با شغلی که می‌خوام انجامش بدم و هدایت شدم به سمتش و بعد از کلی فکر کردن و دو دو تا چهار تا کردن (که اشتباه بود ) تصمیم گرفتم که تو همین شغلی که الان دارم بمونم چون از نظر خودم مزایاش بیشتر بود هم از لحاظ مالی هم از لحاظ رفت و آمد هم از لحاظ مزایای کار و خلاصه کلی چیزای دیگه

    حدوداً دو روز نگذشت از این کار که توی کار فعلی خودم چنان فشار کاری بالا رفت چنان فشار کاری بالا رفت تولید عوض شد و محصولی از ما خواسته شد که واقعاً برای تولیدش نیازمند انرژی فوق العاده بالا بود

    یعنی وقتی من از سر کار میومدم خونه دیگه فرصت انجام هیچ کاری نداشتم عملاً سرمو می‌ذاشتم رو بالش تا فردا صبح می‌خوابیدم

    و این روند چند روزی ادامه پیدا کرد

    و اونجا بود که یه تصمیم گرفتم که دیگه از این به بعد هر هدایتی از طرف الله اومد که فلان کار را انجام بده یا فلان کار را انجام نده

    اونجا اصلاً و اصلاً و اصلاً اجازه نمیدم که ذهنم باعث بشه که اون کار انجام بدم یا ندم

    به قول خانم شایسته کاملاً سرسپرده سرسپرده عمل می‌کنم دقیقاً مثل کوری برخورد می‌کنم که مسیر رو نمی‌دونه و نمی‌بینه و خبر از یک قدم بعدش نداره و کاملاً گوشمو تیز می‌کنم به هدایت پروردگار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      نازنین خشنود گفته:
      مدت عضویت: 1741 روز

      سلام مهدی عزیز

      امیدوارم که عالی باشید.

      سپاس بابت تجربه ای که ازخودتون به اشتراک گذاشتید

      و منو یاد خودم انداخت

      یاد وقتی که بهم الهام شد از یک رابطه ای ک اونموقع شرایط عالی بود بیام بیرون اما

      خودمو گول زدم و انجامش ندادم

      و بجایی رسید که همه چی نابود تر و نابود تر شد

      و درنهایت ضربه به من وارد شد

      منم مثل

      شما تعهد میدم به خودم که دیگ هرگزززز در برابر هدایت های الله مقاومت نکنم

      و سرسپرده باشم

      اصلا روذهن نباید حساب کرد

      اصلااااااااااا

      خدایا تنها تورا میپرستم و تنها ازتو یاری میجویم.

      بازم ممنون بابت یاداوری که به من شد

      باکامنت شما

      درپناه الله یکتا شادوسلامت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    مرضیه حسن ابادی گفته:
    مدت عضویت: 790 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استادعزیزم و خانم شایسته مهربانم

    روزشمار روز سی و ششم

    داستان شگفت انگیز تحقق یک آرزو

    اگه که یه آرزو تو دلم دارم بیخود و بی جهت نیست یعنی اون خواسته اون آرزو رو خدا تو دلم انداخته ولیاقتشو دارم و بدون شک بهش میرسم

    اگر باورهای درست با اون خواسته رو تو ذهنم پرورش بدم

    اگر ذوق و شوق داشته باشم ودرهر لحظه تجسمش کنم

    و باور داشته باشم که بهش میرسم

    وافرادی که به اون خواسته ای که من دارم رسیدن الگو قرار بدم وخودم رو در مدارش قرار بدم وفرکانسهای خوب به جهان ارسال کنم

    ودر هرلحظه احساس خوبی داشته باشم وورودیهای ذهنم رو کنترل کنم

    وقدم بردارم برای تحقق خواسته ام و عجله نکنم از قدمهای کوچیک شروع کنم

    وباهر موفقیت کوچکی جشن بگیرم ولذت ببرم صددرصد به آرزوم میرسم

    فقط کافیه قوانین جهان رو درک کنم وباور کنم خدا هدایتم میکنه راه رو نشونم میده

    البته اگر خودم هدایت بخواهم هرچی که خواسته باشم خدا بهم میده

    به شرط ایمان به شرط پاکی دل به شرط باورهای قشنگ

    همه آدمهای موفق دنیا از یه خواسته کوچیک شروع کردند و موفق شدند

    هیچ وقت نگیم که دیر از ماگذشته یا سنمون کمه یا مارو چی به این حرفها

    همه ما به یک اندازه به خداوند دسترسی داریم

    همه ما لیاقت شادی و ثروت و سلامتی و خوشبختی رو داریم

    خدایاشکرت برای قوانین بدون تغییرت

    خدایا شکرت برای استادعزیزم

    خدایا شکرت برای یه روز دیگه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    نیـایـش گفته:
    مدت عضویت: 397 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به شما دوستان عزیز و استاد نازنین و مریم عزیزم

    36 مین قدم از فصل2 رو با یاد خدا برمیدارم

    اول بزارین از اتفاقاتی که امروز برام رخ داد براتون بگم..

    خودم خیلی خوشحالم و خیلی ذوق کردم وقتی درک کردم و حساب کردم روی خدا.

    چند وقتی بود که من روی باورهام کار میکردم ، وخصوصا باورهایی درمورد خداوند، قبلا تصویر ذهنی بدی از خدا داشتم ولی الان همه چیز تغییر کرده و خدا شده برام همه چیز، هر چیزی توب زندگیم..

    امروز رفتم با مامان بزرگم چشم پزشکی چون عینکی هستم و نمره چشمام رفته بالا..

    صبح امروز رفتیم و منتظر بودیم که نوبت بگیریم با دستگاه ، یک خانمی وایساده بود جلوی من و چشماش ضعیف بود و کد ملیش رو نمیدید…

    بهم گفت دخترم کد ملی رو برام میخونی…. منم شروع کردم خوندن و اونم وارد کرد تو دستگاه که نوبتشو بگیره ، یک خانمی هم همراهش بود .. نمیدونین واسه یک کدملی خوندن چقدر ازم تشکر کرد و من اصلا حس و حالم عوض شد، اونم توی درمانگاه..:)

    خلاصه کارمون تموم شد رفتیم ایستگاه اتوبوس ، خیلی گرم بود و ظهر بود.. اتوبوس اومدددد نمیدونین چه کولری داشت، چه سیستم سرمایشی داشت، چقدر خنک بود خیلی لذت بردم و یادم اومد من باورهام عوض شده وگرنه من همون آدمم… این نشانه ها برام خیلی لذت‌بخش بود شما رو نمیدونم ولی من خیلی خوشحال بودم…

    بعد از اتوبوس رفتیم آزمایش خون بدم همون چکاب، مامان بزرگم رفت نوبت بگیره.. منم وایساده بودم کنار دیوار.. بعد مامان بزرگم کارش تموم شد اومد سمت من گفت چقدر تو خوش شانسی!!!

    گفتم چرا؟ گفت فردا باید بیای آزمایش بدی .. من خودم میام برام میوفته یکی دو هفته دیگه!!!!!

    و منم همون لذته گفتم دیدی خدا باهاته نیایش دیدی همچی رو برات راحت و آسون میکنه؟‌دیدی وقتی بهش تکیه کنی چقدر لذت بخشه؟ خلاصه نمیدونین اصلا یک لحظه احساسم توصیف نا پذیر بود….

    آقا کارامون تموم شد رفتیم با اتوبوس خونه.. همونطور که گفتم خیلی گرم بود و به محض اینکه رفتم خونه مامان بزرگم ، پتکه روشن بود ،بابا بزرگم گفت نیایش چقدر شانست خوبه!!! گفتم چرا؟ گفت برقا رفته بودن همین ربع ساعت پیش اومدن!!!!

    دوباره حالم یه جوری شددددد اصلا نمیدونین چه حس قشنگی داشتم نشونه پشت نشونه….

    همین چند وقته پیش اون پسری که قبلا خیلی التماس میکردم بهش ترو خدا باهام باش، حتی زنگ میزدم جوابمو نمیداد مغرور بود اصلا اهمیتی براش نداشتم بعد4 ماه تقریبا بهم پیام داد و گفت که میخواد باهام باشه و تصمیمش جدیههههههه

    اخههه ببین ترو خدااااااااااا:)))))

    البته روی احساس لیاقت و اعتماد به نفس هم کار کردم ولی دوره ای تهیه نکردم!!

    چرا باورهامو عوض نکنم تا زندگی عالی داشته باشم؟

    چرا ایمان نداشته باشم به خدا؟؟؟

    من اینطوری باور کردم و هنوز حس میکنم خیلی خیلی خیلی باید روی خودم کار کنم اما از همون لحظه ای که شروع کردم نشونه دیدم…

    هنوز جا داره تا به طور کامل باورم بشه و دوست داشتم بهتون بگم که همه چیز ایمان و باوری است که به خدا داری….

    خیلی خوشحالم خیلی امیدوارم حالمو درک کنین که میدونم‌شما بهترین هستین در چنین موضوعاتی

    خدا با تک تک نشونه هاش هر روز داره بهم ثابت میکنه من پشتتم ، نا امید نشو از زندگیت لذت ببر منو به یاد داشته باش هر چی میخوای به خودم بگو تاکید میکنم برید فایلهایی که باورهایی راجب خداوند گفته شده رو ببینید….

    خداوند برام آسون میکنه همه چیز رو

    خداوند کنارمه دوست صمیمی منه عاشق منه و اون بیشتر از من میخواد که به خواسته هام برسم…

    ما برای همین اومدیم روی این کره…

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    نرگس پرورش گفته:
    مدت عضویت: 2519 روز

    به نام خداوند هدایتگر مهربانم

    خدایا شکرگزارم بابت اینکه باز هم در حال نوشیدن جامی از آگاهی‌های ناب و خالص هستم تا زیبا زندگی کنم و جهان رو جای بهتری برای زندگی تبدیل کنم .

    خدایا شکرگزارم که به قول یکی از دوستانم در کامنتش من جزو 8 درصد مردم جهان هستم که می‌خوام آگاهانه زندگی خودم رو خلق کنم .

    اینکه هدفهام رو باید ادامه بدم و از ناامیدی ها گذر کنم هم جسارت و ایمان میخواد واقعا . و من اینو می‌دونم که وقتی در مدار درست قرار بگیرم هدایت میشم به امیدواری . هدایت میشم به ادامه دادن و حتا اجرا کردن ایده‌هام .و ایده هایی بهم الهام میشه که مثل سازنده لگو در زمان جنگ و فشار اقتصادی میشه فرصتی برای من که با اجرای اونها ثروت و درآمد خلق کنم …

    چقدر خوبه که من هم روزی برسم به این نتیجه که بگم من هرچی که از خدا خواستم بهش رسیدم در تمام جنبه های زندگیم …

    من باید باور کنم که «هیچ هدفی اینقدر بزرگ نیست که بهش نرسم » … «اگر در وجود من باورهای درست هماهنگ بشه و در کنار هم قرار بگیرند میتونم قصری باشکوه برای خودم بسازم .»…استفاده از الهامات و قانون تکامل قصر باشکوه رویاهای من رو خواهد ساخت …

    «جهان راه رسیدن من به هدفهام رو به من نشون میده و توانایی لازم برای رسیدن من به خواسته‌هام رو هم بهم میده»… چقدر خوبه که من باعث بشم ایمانی در قلب خودم و دیگران روشن بشه که باور کنم خداوند هدایتگر هست و بخشنده و به من کمک می‌کنه … اینکه من هیچی کم ندارم و من هم به خداوند نزدیک هستم و فقط لازمه قوانین رو درک کنم و در هماهنگی با اونها قرار بگیرم تا به راحتی به خواسته‌هام برسم… چقدر عالیه که من در سیکل مثبت احساس خوب و لذت و شادی قرار بگیرم و این شادی و احساس خوب من رو به اتفاقات و نتایج خوب برسونه و باز هم و بازهم همین روند ادامه پیدا کنه تا ابد . …

    یه جستجوی کوچکی داشتم در مورد سازنده لگو که اینجا به اشتراک میذارم با عزیزانم :

    «اوله کیرک کریستیانسن یک نجار و کارآفرین دانمارکی بود که در سال 1932 گروه لگو را تأسیس کرد. او در ابتدا کارگاه کوچکی برای ساخت اسباب‌بازی‌های چوبی داشت و بعدها با توسعه‌ی تولید اسباب‌بازی‌های پلاستیکی، شرکت لگو را به یکی از بزرگترین تولیدکنندگان اسباب‌بازی در جهان تبدیل کرد. او از جوانی به نجاری علاقه داشت و در ابتدا یک کارگاه کوچک نجاری داشت که در آن مبلمان و وسایل چوبی می‌ساخت. با این حال، او به دلیل بحران اقتصادی در دهه 1930 به فکر ساخت اسباب‌بازی‌های چوبی افتاد تا هم بتواند کسب و کار خود را ادامه دهد و هم سرگرمی ارزان قیمتی برای مردم فراهم کند و شروع به ساخت اسباب‌بازی‌های چوبی مانند یویو، حیوانات و کامیون کرد.در سال 1934، او نام شرکت را به “لگو” تغییر داد که از عبارت دانمارکی “leg godt” به معنی “خوب بازی کن” گرفته شده بود. در ابتدا، لگو اسباب‌بازی‌های چوبی تولید می‌کرد، اما پس از جنگ جهانی دوم، به تولید اسباب‌بازی‌های پلاستیکی روی آورد. در سال 1947، لگو یک دستگاه قالب‌گیری تزریق پلاستیک خرید و تولید قطعات پلاستیکی را آغاز کرد.

    اوله کیرک کریستیانسن در سال 1958 درگذشت، اما میراث او به عنوان بنیانگذار لگو همچنان زنده است.امروزه، گروه لگو یک شرکت چندملیتی است که به طراحی و تولید انواع اسباب‌بازی‌ها و محصولات دیگر تحت برند لگو ادامه می‌دهد.»

    اولین لگولند توسط گتفرد کرک کریستینسن، پسر بنیانگذار لگو،در سال 1968 در بیلوند دانمارک افتتاح شد. این پارک موضوعی، بر اساس اسباب‌بازی‌های لگو ساخته شده و به سرعت به یک مقصد محبوب برای خانواده‌ها تبدیل شد… الان در سراسر جهان به صورت زنجیره ای لگولند وجود داره و حتا در دبی ک نگاه کردم بلیتش بالای پنج میلیون تومان بود …

    خدا رو شکر که اینقدر ثروت در جهان وجود داره که آدمها برای تفریح و شادی خودشون و فرزندانشون از اون استفاده میکنم. خدایا شکرت. من رو هم هدایت کن به همین فراوانی و ثروت و نعمت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    ندا گلی گفته:
    مدت عضویت: 2132 روز

    سلام بر همه عزیزان

    تعریف ارامش :

    احساس خوب داشتن، امید داشتن، نترسیدن

    همین کلید مهم و از کل فایل اگه باید میگرفتم گرفتم

    و باید هربار با خودم تکرارش کنم

    پاشنه اشیلم اگه مالی هست باید و ترمز توش دارم باید باورهای مناسب دربارش و پیدا کنم تقویت کنم روش کار کنم تا به ارامش برسم به ایمان

    داشتم جواب سوال های مریم جان و برای خودم میگفتم و قبل اینکه استاد جواب بدن استپ میکردم تا ببینم جوابم چیه

    در جواب به سوال ترکیب خوشبختی

    جوابم این بود

    « ایمان واقعی که بهم ارامش میده جنسش خیال راحتیه+ استفاده از نعمتهای خداوند که این ترکیب خواه ناخواه باهم میاد یعنی ثمره ایمان و توکل داشتن نعمتهاست»

    ولی اگه قبلا بود شاید میگفتم اگه به فلان مبلغ برسم یا فلان خواسته رو داشتم یا خیلی میخواستم معنوی جواب بدم میکفتم سلامت خانوادم و لبخندشون

    ولی قلبم همون لحظه جوابش همون اولی بود

    چون احساسش کرده بودم و با خودم گفتم این عمیق ترین احساس خوشبخیته هربار که تجربش کردم نفس عمیق که همراهش سپاسگزاری میاد بهترین لحظات زندگیم بوده حالا دلایل و موقعیت هایی که تو هر زمان مختلف تجربش کردم

    و جواب استاد اصلا بینظیر بود

    اینکه راضی باشی، حالت خوب باشه

    وقتی استاد درباره لحظاتی که به عزیز دلشون میگفت عاشقتم صحبت کرد گفتم خدااایا شکرت بابت این رابطه قشنگ و تحسین این 5ساله که تو سایتم باعث شد رابطه الهی رو تجربه کنم رابطه ای که همون اوایل سایت با خرید دوره عشق و مودت بدستش اوردم رابطه ای که چهارسالش تموم شد و‌ وارد پنجمین سال شدیم هر لحظه ش پر از عشق و مودت

    رابطه ای که در ظاهر امروزیه ولی خودم میدونم از طریق قانون بدون تغییر خدا ساختمش و خداوند متعال این نعمت و بهم داد چون خیلی تمرکزی روی بخش روابطم کار کردم

    و حالا دارم همین تمرکز و برای بخش مالی زندگیم میزارم همونطور که رابطه م فرای روابط امروزیه و یه رابطه بینظیر اللهیه ثروت و نعممتهای زندگیمم هم باید در حد اللهی باشه

    و مورد بعدی تو‌ تردید برای چیزی نمونم و‌نشونه بزارم وقتی بین دو راهی گیر کردم و اگه خدا واضح نشونه رو بهم داد دیگه انجامش بدم حتما که این موضوع رو استاد تو‌دوره هم جهت با خداوند عالی راجع بهش توضیح دادن و بارها گوشش دادم چون رو اون قسمتها هم یکم باگ دارم

    ممنونم از سوال های عالی تون مریم جانم

    و مرسی از جوابهای عالی تر استاد عزیز

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    مریم زارع گفته:
    مدت عضویت: 1205 روز

    یا رب هرلحظه هزاران بار تو رو بی نهایت شکر به من فرصت دوباره دادی

    سلام به استاد ودوستان هم فرکانسی های خوبم

    وخانم شایسته عزیزم

    خداروشکر امروز این فایل از نشونه هام بود که اومد

    وجقدر خوب وعالی منو هدایت کرد به این فایل

    دقیقا همون چیز ی که انگاری پیش بینی شده باشه از طرف خداوند

    چند وقت پیش یک رویایی به ذهن من اومد که ذهن منو خیلی مشغول کرد

    همین طور گاهی بهش فک میکردم که قراره با این فکر باین رویا چه اتفاقی بیفته ؟ویا اصلا باورش نداشتم که من ؟

    تا امروز به این فایل از نشونه هام بود هدایت شدم

    ودارم سعی می‌کنم که باید باورش کنم که این باید بشه

    چون خدا برام خواسته این رویا باید تحقق پیدا کنه این رو باید باور عمیق بهش پیدا کنم که حتما شدنیه

    در پناه الله بکتا شاد وسالم باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    آسیه رمضانی گفته:
    مدت عضویت: 2614 روز

    سلام به استاد عزیز و آگاهم

    نشانه روز من این فایل بوده

    از اسم فایل معلومه که بقول خودتون تو دوره هم جهت با جریان خداوند به منم خداوند گفت :

    considered done

    استاد این سایت مث قران میمونه ، همونجور که قلبت رو صاف میکنی و میری باز میکنی و یه ایه میاد که اشکتو درمیاره ، اینجام همینه استاد

    نیت میکنی و با قلب صاف و وضو گرفته میای سایت رو باز میکنی و میزنی رو نشونه ت و الله اکبر …

    چقدر نیاز داشتم به این فایل

    اوضاع کشور به هم ریخته س ولی به حرمت استادی و شاگردی بین مون ، واقعا کاری به مسیری که مردم میرن ، ندارم

    کاری به جامعه ندارم

    و من فقط یه مسیری رو میرم که میدونم درسته ، میدونم این مسیری که میرم قانون‌جهان پایه ریزی کرده

    اتفاقا به همسرم گفتم بعد این جریانات اتفاقات عالی و بزرگی برای اون شاگردهای استاد رقم میخوره که به به جای نشستن پای تی وی و اخبار و این مکالمات هرروزه مردم ، نشستن پای سایت و کامنت و حفظ مومنتوم مثبت خودشون و اتفاقا بهش گفتم منم یکی از همونام که پاداش بزرگ و عظیمی در انتظارمه چون میدونم لایقشم و برخلاف 99 درصد جامعه دارم عمل میکنم .

    استاد عزیزم قراره الک بشن یه عده و میبینیم چه اتفاق ها و نتایجی رخ میده در اینده .

    ازتون با تمام قلب و جان و روحم سپاسگزارم 🫀

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    مریم دستجردی گفته:
    مدت عضویت: 2151 روز

    بسم‌الله الرحمن الرحیم

    سلام به دوستان عزیزم. عید برهمه شما خوبان مبارک باشه.

    خداجونم خوش حالم و سپاس گزارم برای آش رشته خوش مزه‌ای که مامانم درست کرد

    خوش حالم و متشکرم برای این که عیدی گرفتم.

    خوش حالم متشکرم برای این که امروز دوساعت پیاده روی کردم.

    خوش حالم برای زمانی که در کنار خانواده‌ام بودم و لذت بردم

    متشکرم و خوش‌حالم برای لحظه‌ای که آهنگ گذاشتم و کلی باهاش رقصیدم.

    فرمول رسیدن به خواسته ها:

    خودت رو باور داشته باشی، باور داشته باشی که خواسته‌ات دست یافتنی هست و یک رویا نیست.

    بدونی دقیقا چی می‌خواهی و باورهای هم جهت باخواسته و هدفت بسازی .

    با دیدن الگوهای مختلف که باهمان شرایط که داشتن کار رو شروع کردن، بدون کمال گرایی با قدم های کوچیک اما پیوسته و ناامید نشدن یعنی بیخیال هدف ها و خواسته هاشون نشدن و الان جزو بهترین‌ها هستند مثل لگو لند.

    این افراد به خاطر این که بازی باورها رو نمی‌دانستند مسیرشان با شکست‌هایی همراه بوده اما نتیجه داده ما که بازی باورها رو داریم یادمی‌گیرم پس خیلی راحت تر می‌توانیم به خواسته ها و اهدافمان برسیم.

    پس به جای عجله باید شروع کنیم، قدم اول برداریم قدم‌‌های بعدی در مسیر به ما گفته میشه .

    باید خودمان در مدار خواسته‌هامون قرار بدهیم یعنی برای خودمان باورپذیر بشه که می‌توانیم داشته باشیمش. نه این که یک رویای دور از دسترس باشه برای خودمان.

    استاد ایمان داشت که به موقعش به هرآنچه می‌خواهد می‌رسه و الان تمام خواسته‌هاش رو دارا زندگی می‌کند. پس ما هم می‌توانیم.

    خدایا برای برداشتن این قدم متشکرم.

    در مسیر رسیدن به خواسته هاتون مطمئن و شاد باشید.

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 506 روز

    سلام و احترام

    سی و ششم از تحول روز شمار زندگی من

    سپاس از استاد

    امروز رو با استرس آغاز کردم استرس بمباران تهران ، خیلی سعی کردم که سراغ خبر نرم اما خب نشد صدای انفجار آرامش رو از خانوادم امروز گرفت ، الان که ساعت ده و نیم شب هست هر نیم ساعت صداهای انفجار تنمون رو میلرزونه ، متاسفانه اینترنت هم یاری نمی‌کرد چند بار اومدم تو سایت که تمرکزم بیاد رو نکات مثبت اما کانکت نمیشد ، دخترم امروز چندبار از ترس گریه کرد. کلی باهاش صحبت کردم که تا خدا نخواد برگی از درخت نمیافته، ممکنه بجای جنگ الان زلزله میشد و یا طوفان و سیل، هیچ کدوم دست ما نیست کنترلش, فقط ما باید خودمون ، خودمون رو آروم نگه داریم و به الله وصل شیم. ولی واقعا تو شرایط خاص چقدر کنترل ذهن سخت هست اینجاست که متوجه میشی حرف تا عمل چقدر توفیر داره ، اینکه در شرایط باشی و کنترل احساس رو در دست بگیری کار کسی هست که اهل عمله ،امروز از عملم راضی نبودم ، احساس بدم امروز خیلی زیاد بود ،دخترم چندبارپرسید مامان خداکمکمون میکنه؟ گفتم اگر باورش کنیم و بهش ایمان داشته باشیم ،بله کمکمون می‌کنه ، خدایا کمکم کن که آرامشم مثل روزهای قبل باشه ، با تو هستم همه چی خوب و آرام بخشه ، تو تنها پناهی

    این فایل رو هم مثل هر روز یادداشت کردم اینکه ما بتونیم هدف هامون رو جدی بگیریم و تو مسیر ناامید نشیم و با ایمان جلو بریم ، هدف هامون به مسیر درستی هدایت میشه.

    یک شبه اتفاق نمی افته اما با استمرار و اینکه شک نداشته باشیم ، حتما با طی کردن تکامل اتفاق خواهد افتاد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: