سریال زندگی در بهشت | قسمت 101 - صفحه 21


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

533 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ساناز کردنوه سی گفته:
    مدت عضویت: 2974 روز

    درود استاد و خدا قوت

    استاد تک تک حرفهای شما برای من انگیزه ایجاد می کنه که بذر امید رو توی دلم می کاره ای کاش که من هم بتونم مثل شما فکر کنم و جسارت پیدا کنم و قوی باشم از خداوند به خاطر اینهمه هدایت و مؤهبت تشکر می کنم در پناه خودش باشین ازتون ممنونم که اینقدر خالصانه و متواضعانه اینهمه تجربه شیرین رو با ما شر می کنید سپاسگزارم خداوند قادر رو

    ساناز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    مریم اسدی کیا گفته:
    مدت عضویت: 2405 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانواده بزرگ عباس منش

    خدا همیشه همراه دلتون باشع .یاری گر رهتون باشع

    به تمام بی پناهی ها اشیونتون باشع.

    خداوندا سپاس تورا که مرا در این مسیر سرنوشت قرار دادی

    سپاس میگوییم که همیشه درکنار م بودی و خواهی ماند

    خدایا شکرت که در جمع دوستانی دل زنده و روشن دیدگاه هستم

    خدایا شکرت که تمام حرفای این دوستان و استاد عزیز پله هایی برایم میسازد تا به قله موفقیت برسم

    خدایا شکرت که چشم دلم روشن میشود ازین همه زیبایی های گفتاری

    ازین همه زیبایی های دیداری خدایا شکرت

    در همه حال یار ما بودی وهستی. هرکجا صدایت کردیم عاشقانه جواب دادی

    هرکجا خواسته ایم به یاری ما شتافتی

    شکرت که ما انسانها هرگونه که رفتار کنیم بازم ته دلمون تورو صدا میزنیم وتو خالصانه جواب میدی

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    نمیدونم چه حسی هست که میگوید ودستانم می نویسد

    شکرت خدایا❤❤❤❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      Hamed گفته:
      مدت عضویت: 2130 روز

      سلام، چه تعریف ساده و شفافی کردی از باز شدن چشم دل، و من این رو بعد از خواندن کامنتت تکمیل تر کردم. با کانون توجه: چیزهایی که می‌بینیم، چیزهایی که می شنویم و چیزهایی که گوش میکنیم و چیزهایی که حس و یا درک میکنیم، چشم دلمون یا بسته میشه یا باز میشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    امین پورمحمدخان گفته:
    مدت عضویت: 3208 روز

    بنام خدای رحمان هدایتگر

    سلام به استاد وخانم شایسته عزیز و همینطور دوستان همفکرانسی خوبم

    واقعا خداروشکر میکنم که درس های بسیار خوبی ازاین قسمت گرفتم پاشنه های آشیل خودرایافتم

    من باور دارم چیزی را که باید بشنوم که زندگی ام را بهتر کنم حتما می‌شنوم وبه آن عمل میکنم و بازهم خدارو شکر میکنم که این سوال های بسیار کوچک اما ریشه توسط پرودگار استاد پاسخ داده شد که راهنمای زندگی من باشد

    سپاس از شما استاد عزیز که همچین محیطی را ساختی تاماهم ازان استفاده کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    مریم روشندلی گفته:
    مدت عضویت: 2390 روز

    بنام خدا

    سلام استاد عزیز و قگی و مریم جان دوست داشتنی

    اینکه گفتین برای لذت بردن هیچ محدودیتی ندارم خیلی جالب بود و کاش بیشتر توضیح میدادین…. و اینکه نترس باشین و یا کنجکاو باشین از کودکی اینا رو داشتین واقعا تحسین برانگیز و غبته برانگیز هست.. وقتی شما از شجاعتتون صحبت میکردین و اینکه از بچگی توانایی لیدر شدن و سردستگی رو داشتین واقعا عالیه و غبته برانگیز.. و چقدر برای خودم متاسف شدم که همیشه خدا ترسو هستم و الانم هدفم اینه که کارمند بشم چون نمیتونم لیدر باشم.. چقدر برای خودم تاسف خوردم.. هیچ وقت خدا موفق نبودم در حالی که 30 سال از خدا عمر گرفتم… در حالی که آرزوهای من برای شما خاطره ست.. شما بدون زحمت هم از همون اولش کلی موفقیت داشتین و الانم که موفق ترین هستین. من نمیتونم یه شغل ساده پیدا کنم که توش احساس ارامش کنم و فعلا راضی باشم..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      ریحان گفته:
      مدت عضویت: 2477 روز

      سلام دوست عزیز ما توی بسته ی اعتماد به نفس یاد گرفتیم که خودمون رو هیچ وقت سرزنش نکنیم و احساس خوبی به خودمون داشته باشیم.انسان ها با هم متفاوتن نیاز نیس خودتون رو با کسی مقایسه کنید.فقط شروع کنید و درخواست کنید تا خدا بهتون الهام کنه که چه کاری باید انجام بدید و احساس خوبتون رو حفظ کنید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      Afsontorbati گفته:
      مدت عضویت: 2449 روز

      سلام دوست عزیزم

      من هم مثل شما بودم ترسهای زیادی داشتم ولی همینطوری نمیمونید کافی از ته قلبتون از خداوند بخاید که هدایتتون کنه حتی اگه هیچ ایده ای نداشته باشید برای مقابله با ترسهاتون به خود خدا قسم من انقدر ترسو بودم که هیچکسی باورش نمیشد به روز با یه چمدون تنهای تنها برم یه شهر دیگه یعنی همه شاهاشون در اومد ولی من با اموزه های استاد و هدایت خداوند بدون خرید هیچ دوره ای فقط با فایلهای رایگان کلی پیشرفت داشتم

      اگه فکر میکنید ترسو بودن بده باید از اهرم رنجش استفاده کنید و بدونید که سرزنشه از خود کار خطایی که انجام میدید مخربتره در پناه فرمانروای کاعنات باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    خورشید گفته:
    مدت عضویت: 2267 روز

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان خوبم

    خیلی خیلی خوشحالم و سپاسگزارم که در جمع شما هستم

    دو روزی بود که در مورد یک مسئله احساس ترس و نگرانی داشتم و میترسیدم که در آینده یک اتفاق بد برام بیفته و برام مشکل ایجاد بشه و بی قرار بودم که امروز به سمت این فایل هدایت شدم و با گوش دادن به صحبت های استاد خیلی خیلی آروم شدم و با اطمینان و امید بیشتری میتونم حرکت کنم برای رسیدن به خواسته ام.

    خدایا شکرت خدایا شکرت

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    الهه سوادکوهی گفته:
    مدت عضویت: 3101 روز

    سلام به استاد عزیز و بزرگم و مریم مهربان. استاد چقدر این قسمت زیبا بود واقعا لذت بردم از شجاعت و جسارتی ک صحبتش رو کردید و چقدر برای من درس داشت..امروز توی ستاره قطبیم از خدا ی اتفاق خوب ی حال خوب خواسته بودم ک مهمونم کنه به اون احساس و با دیدن این قسمت واقعا هدایت شدم ..انقدر این فایل زیبا بود ک صوتیشو دانلود کردم تا بارها بهش گوش بدم. خیلی شجاعت شما رو تحسین میکنم خیلی زیاد و همیشه ب خدا میگم دوس دارم همسر آیندم(خوشبخت ترین مرد دنیا) شجاعت و جسارتی ب مثابه شما داشته باشه.ناگفته نماند ک خودم هم انسانی هستم ک همیشه میرم تو دل ناشناخته ها و به جسور بودن معروفم..اما پیش شما و صحبتهای امروزتون واقعا کم آوردم و فهمیدم باید خییییلی ببشتر روی خودم و باورهام و ایمانم کار کنم و توحیدی باشم توحییییدی..از هیچ چیز و هیچکس نترسم و فقط خدا رو ببینم…من عاشق این خدام ک اینطور عاشقانه هدایتم میکنه..

    عاشقتم استاد عزیزم. الگوی بی نظیر و توحیدی من😘😘😘😘😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    مسعود خداداد گفته:
    مدت عضویت: 4163 روز

    سلام

    زمانی که آدم یه جور پیش داوری نسبت به آخر کار داشته باشه برای خودش سدی به نام عجز ساخته ، در حالی که با زندگی در لحظه همونطور که استاد هم بارها گفته اند این یک قانونه که قدم اول رو بردار تا قدم دوم به تو گفته بشه و ادامه بده ، اگه کسی قدم اول رو برنداره یه چیزی هم به عجز بدهکاره ، مثلا” اگه مرگ پایان کار حساب بشه باعث میشه این بهانه ای برای انجام ندادن کارها یا عجز طلقی بشه ، مرگ جسم مادی با چیزیکه برای روح اتفاق میافته فرق داره روح با مرگ فقط از جسم خارج میشه ، مثل آبی که به حالت بخار دراومده و تغییر خاصی نکرده و در اثر گرما منبسط شده ، توی بعضی تعاریف از مرگ اومده که روح میت بالای سر خودش بوده و میگفته مردم چرا دور من جمع شده اند و با اونها حرف میزده ولی وقتی کسی به او توجه نمیکرده می فهمیده که مرده ، شاید علت شدت علاقه مردم به جلب توجه هم همین باشه که میخوان بگن ما هنوز زنده ایم و با گرفتن بازخورد از مردم خیالشون راحت بشه . پس ما برای نرسیدن به عجز باید به خاطر داشته باشیم که تغییر داریم ولی آخر و پایان نداریم . اگه به حرفهای شیاطین جنی و انسی گوش نسپاریم تا ما رو به عجز برسونن ، همونطور که در سوره ناس داریم “الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ ، مِنَ الْجِنَّهِ وَالنَّاسِ ” میدونی کجا آدم به این روز میافته ؟ به جایی که بخواد هرچی داره بزنه زمین و از بین ببره یا خودشو بزنه و اینا …. موقعی که بخواد کاری رو که خدا باید میکرده به عهده بگیره ، اونوقت به عجزی میرسه که اینطوری پشیمون بشه ، تا تسلیم خدا بشه ، و بندگی پیشه کنه تا خدا کاراشو انجام بده همانا مؤمنان بر خدا توکل میکنند ، رو شونه های خدا بشینه و از زندگی لذت ببره در حقیقت شما یه فرکانسی میفرستی که از تمرکز و توجه نشأت میگیره ، و کسی که به قانون ایمان داشته باشه و خدا رو حاکم بدونه و بخواد تجربه هایی از جنس آگاهی و شناخت و جلوه های دوست داشتنی داشته باشه

    امکانپذیره و هدایت میشه ، چیزی که دیشب به خودم میگفتم این بود که خدایا معمولا” ما اگه یه چیز گرانقیمت یا یه راه حل یا رازی رو بدست بیاریم ، اول یه نگاه به دور و برمون میندازیم مطمئن که شدیم اول میریم یه جایی قایمش میکنیم تا اگه دلمون اومد اونم به نزدیکترین دوستانمون بگیم ، اما استاد ……. مثل جریان یک رود آگاهی ها رو بین مردم جاری میکنه با اینکه میدونه اونها چقدر ارزشمندند و چه بهایی دارند به این میگن جسارت . اگه کسی بترسه و به قول معروف بخواد تو پشه بند باشه جهان هم میگه آقاجون برای این خواسته یه پشه بند کافیه ، کجا میخوای بری دیگه ؟ خلاصه که باید به چیزهایی توجه داشته باشیم که امید به زندگی و شور شوق و روحیه کشف چیزهای جدید رو در ما زنده کنه و هر ایده ای بر خلاف اون یک دشمنی آشکار با رشد و پیشرفت ماست . حس خوب ، تجربه خوب و سلامتی و شکر و شکر و شکر به خاطر این لحظه های خوب خاطره انگیز و بی پایان مرسی از شما

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    آرین عبّاسی گفته:
    مدت عضویت: 1989 روز

    درود مجدد خدمت همگی

    خدا قوت آقای عباسمنش و خانم و شایسته و سایر اعضای سایت

    امیدوارم همگی در پناه خداوند شاد و سلامت باشیم

    اون مطلبی که یادم رفته بود به لطف خداوند بخشنده و مهربان و جهان هستی و کائنات عزیز و توانا به یادم اومد

    این بود:

    من خیلی هر روز تلاش میکنم که تعادل را بین نیمکره سمت راست و چپ مغزم ایجاد کنم و بسیار هم موفق شدم در روزهای ابتدایی ورود به سایت درصد نیمکره‌های مغز من ۹۰به۱۰ برای سمت چپ یعنی استدلال و منطق بود اما الان شده ۶۵ به ۳۵ و پیشرفت کرده و بابت این پیشرفت و نعمت خوب از ته قلبم از خداوند، جهان هستی و کائنات و شما استاد عزیز

    سپاسگزارم! سپاسگزارم! سپاسگزارم!

    آرین عبّاسی ۱۶ ساله از تهران

    در پناه خداوند متعال

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    آرین عبّاسی گفته:
    مدت عضویت: 1989 روز

    درود خدمت تمامی دوستان

    امیدوارم در پناه آفریدگار بی همتا شاد و سلامت باشید در کنار عزیزانتون

    خدا قوت آقای عباسمنش و خانم شایسته و سایر اعضای محترم سایت

    بسیار عالی و تاثیر گذار بود یک سری پیشنهادهایی که کردید را یادداشت کرد و در اسرع وقت به مطالعه در مورد آنها میپردازم ولی اول کارهای مهمتر را انجام میدم بر طبق قانون ۸۰ به ۲۰

    واقعا تو این یک ماه من تمام وقت و انرژیم را صرف عمل به گفته ها و تمرینات شما گذاشتم خسته شدم اما ناامید نشدم، عصبانی شدم ولی در خشم باقی نموندم و دوباره حرکت کردم چون اهداف و خواسته ها و نتایج را در ذهنم تجسم میکردم

    بی نهایت عاشق کنجکاوی و تجربیات جدید هستم اما بر طبق اصل ۸۰ به ۲۰ اول کارهای مهمتر را انجام میدهم

    یک چیز دیگه هم میخواستم بگم ولی یادم رفت که حتما حکمتی توش

    الخیر فی ما وقع

    بسیار سپاس گزارم از خدای مهربان و شما استاد عزیز که من را به این مسیر هدایت کردید

    من بهترین میشم چون من الان هم بهترین هستم

    آرین عبّاسی ۱۶ ساله از تهران

    در پناه خداوند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    معصومه گفته:
    مدت عضویت: 2532 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    امروز یک چالش برام پیش اومد که ذهنم رو آشفته کرد …خیلی عصبانی شدم و میخاستم برم بابت یک مسئله ای با چند نفر صحبت کنم .

    اول صبح خودمو نمیشناختم ..همه آرامشی که برای خودم تو مدت طولانی ساخته بودم داشت از بین می رفت

    یاد صحبت اسکاول شین می افتادم که تو کتابش نوشته بود وای بر کسی که موقع عصبانیت وخشم ،کلام از زبانش بیرون میاد

    اومدم به سمت نشانه روزانه که متن آناهید اومد جوابم روگرفتم ..

    “امروز تو فقط سکوت کن”

    تصمیم گرفتم روزه سکوت بگیرم کلا امروز میخام صحبت نکنم تا زمانی که آروم بشم و عقل و آرامشم خودشون به کمک من بیان

    من امروز هیچ کاری نمی کنم و خودم رو با چیز های دیگه مشغول می کنم تا حس و حالم خوب بشه و ایمان و ارامشم منو هدایت کنه….

    ایمان به اینکه به راحتی می تونم حقم رو پس بگیرم …

    به راحتی همه عوامل دست به دست هم میدن تا من بتونم راحت و اثر گذار حرفم رو بزنم و قدرت خدا کار خودشو انجام بده و من عزت واحترامم حفظ بشه و حقم در کمال اطمینان به من داده بشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: