سریال زندگی در بهشت | قسمت 101 - صفحه 32


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

533 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    الهه گفته:
    مدت عضویت: 1515 روز

    به نام خدای مهربان خداوندا هر چه دارم از ان توست

    سپاسگزارم خیلی درسهای زیادی گرفتم و این که چقد بیشتر خودم رو شناختم چقد شخصیتم شبیه استاد هست خدای من من هم داشتن ترس منو خیلی خیلی اذیتم میکنه حاضر بمیرم اما نترسم و این که به دیگران سخت گیرم اما واسه خودم نه اما اینجا که خانم شایسته گفتن این ترس رو دارم که اشتباه نکنم که از کمالگرایی میاد من هم دقیقا این پاشنه اشیلم هست و این که میخوام بی عیب باشم همیشه و نظر دیگران رو برام مهم میکنه به طور ناخود اگاه خدایاشکرت بابت این درسهای عالی سپاسگزارم از شما عزیزا در پناه خدا شاد ثروتمند و سعادتمند در دنیا و اخرت باشید دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    علیرضا رستاخیز گفته:
    مدت عضویت: 2109 روز

    سلام استاد

    الهی شکر بابت آگاهی

    انسان های موفق وقتی که دارن غذا میخورن ، غذا میخورن ، وقتی که داره تفریح میکنن ، تفریح میکنن ، تمام تمرکزشون روی لحظه ی حاله

    وقتی که کاری میکنی صد در صد تمرکزتو روی همون کار بزار و تا زمانی که حلش نکردی نرو سره موضوع بعدی این به تو حس موفقیت میده

    از تجسم استفاده کن هروز زمانی رو بزار و اون موفقیتی که مد نظرته رو زندگیش کن ، شده پنج دقیقه بسازش بهش فکر کنم و احساسش کن .

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    نفیسه صانعی گفته:
    مدت عضویت: 1655 روز

    سلام

    مشهور ترین انسان روی کره زمین آلبرت اینشتین پس چه ویژگی های باعث این شهرت شده؟؟

    حتی نمیدونیم چکار کرده برای بشریت

    1.عاشق کنجکاوی باش چون مقدسه و به جزئیات توجه کن

    2.بدون با بقیه آدم ها فرقی نداری

    3.تمرکز بسیار بالا

    مثلا تمرکز روی زمان حال

    برای اینکه بتونیم نتیجه بگیریم تمام توجهمون رو باید بذاریم روی یک موضوع خاص

    وقتی داری یکاری انجام میدی فقط در حال انجام اون کار باش با تمام توانت

    تمرکز باعث قدرت میشه این یک قانونه

    4.تخیل که با اون به همه چی میرسی

    اگر میخای موفق بشی باید زمان بذاری و تخیل کنی اون لحظه رسیدن رو و احساسش کنی اونوقته ک بهش میرسی مسیر رو تجسم نکن فقط قله رو تجسم کن

    5. از اشتباه کردن نترس

    6. باهر سختی اسانیست این قانون حرکته

    7. وقتی که آرامش داری جواب ها بهت گفته میشه

    به محضی ک ب مشکلات برسی بهت گفته میشه پس نگران آینده نباش

    8.سختترین جنگ ها بدون هیچ اتفاق بدی حل شده چون آرامش داشتن

    ب مشکل کاری نداشته باش در لحظه کارت رو عالی انجام بده فقط برای امروز زندگی کن فقط امروز خوشحال باش

    9.سعی کن با ارزش باشی نه موفق

    استعدادتا پیدا کن خودتو ارزشمند کن بواسطه توانایی هات

    هرچه ارزشمند تر شوی ثروت مند تر میشوید

    دیوانه:کسی ک کار قبل را انجام میده ولی نتایج متفاوت میخاد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    علی گفته:
    مدت عضویت: 1335 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم و بقیه دوستان

    دوتا از قوانین بی چون و چرایی ک من تجربش میکنم همیشه ایناس

    1_احساس خوب = اتفاقات خوب و احساس بد= اتفاقات بد

    2_ توحید و شرک – اینم قانونیه ک خیلی زیاد باهاش برخورد کردم و به صورت تجربه بهش ایمان دارم هرموقع شرک ورزیدم بلا سرم اومده ، هرموقع توحیدی عمل کردم همه چی به نفعم بوده

    یکی از راه هایی ک خداوند هدایت مون میکنه تجربس ، برای یادگرفتن گاهی باید تجربه کنیم

    البته خیلی وقتا هم بهتره از تجربه دیگرانی ک نتایج خوب یا بدی گرفتن استفاده کنیم و چرخ رو از اول نسازیم

    اشتباهاتی ک خودمون انجام دادیم خیلی تجربیات ملموس تر و درس های پررنگ تری برامون میشه ک بعداً ازش میتونیم استفاده کنیم البته این به این معنا نیست ک آگاهانه اشتباه کنیم ، نه ما میخایم هرروز زندگی مونو بهبود بدیم اما ممکنه در مسیر اشتباهاتی داشته باشیم به دلیل نداشتن تجربه و آگاهی

    مثلاً یکی از درسایی ک من به تازگی گرفتم اینه ک برای بهبود وضعیت نباید عوامل بیرونی رو تغییر داد و با ناخواسته ها جنگید ، بلکه باید به صلح برسی و همونجایی ک هستی به احساس خوب برسی تا جهان و خداوند هدایتت کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    سپیده گفته:
    مدت عضویت: 819 روز

    به نام خداوند روزی ده به نام خداوند عشق

    خدای من خدای عشق خدای شادیست

    و هرکس که عاشق تر به خداوند نزدیک تر است

    فرکانس خداوند فرکانس عشق است خدای من مهربان است.

    اولین اصل کنجکاویی من همیشه تو کودکیم تا نوجوانی خیلی سوالات عمیقی داشتم مثلا اینجا کجاست ؟خداکیه؟دلیل آمدن به زمین چیست؟آیا فقط باید ازدواج کرد خورد پوشیدگشت؟من اینجا چیکار میکنم؟ دلیل افرینشم ؟خالق من ادم نور ربات چیه؟

    چرا پدر ومادر داریم؟چرا زنها حامله میشن؟چرا حتما باید 9 ماه بگذره تا به دنیا بیایم چرا فقط دوجنسیم؟

    وقتی تو دبیرستان بهمون زمین شناسی یاد میدادن مورد علاقه ترین درس من بود.راجب فسیل سنگواره پیداش زمین

    اما متاسفانه کم کم این کنجکاویی از بین رفت چرا چون مغز مارو با یه سری جواب از پیش تعیین شده پر می کنن‌ و تو مدارس و سیستم آدم وارد یه ماتریکس میشه که نفهمه دلیل خیلی چیزها چیه و انرژی خوب جهان بره بالا

    واقعا هرچی بیشتر روی یک مسئله فکر کنی بالاخره جواب بدست میاری.قشنگ وقتی ریاضی شیمی می خوندم انقدر می خوندم و فکر می کردم تا به جواب برسم حتی برای خودم از شیوه های متفاوت به جواب می رسیدم ولی معلمان میگفتن باید حتما فلان فرمول باشه درصورتی که من فرمول خاص خودم داشتم اما حتما باید یه جواب یه نحوه تفکر خاص داشنه باشی تو مدارس

    واقعا کاش بتونم تمرکزم ببرم بالا همزمان روی چندتا مسئله تمرکز میکنم نمی تونم فقط روی یک مسئله فکر کنم مثلا حتی زمانی که ویس های شما گوش می دهم فکرم پرت میشه

    دقت پایین و انرژی بالا پیش فعالیم نقطعه ضعفم که باید روش کار کنم

    از این به بعد فقط روی یک چیز تمرکز می کنم و 10 تا کار باهم انجام نمی دهم.

    من نمی تونم فقط تو زمان حال باشم تمرکزم روی آینده و گذشته خیلی زیاد هست.

    چطوری بگم مغزم روی 70 تا مسئله همزمان فکر میکنههر بخششش به یه چیزی

    موقع نوشتن باز تمرکزم خیلی عالی تر هست.

    البته قبلا که موبایل نداشتم خیلی تمرکز بهتری داشتم .

    تخیل خوبی دارم ولی خیالات نامناسب منفی میکنم با جزئیات

    تخیلم میره رو سمت بد ولی از پس تصویرسازی مناسب انجام می دهم.

    پس باید تصویر سازی کنیم️

    میدانید گاهیی این ویس ها گوش می دهم جهان مثل یه بازی میدانم که خودم دارم شرایط طراحی می کنم.

    یا مثلا مثل اینکه جهان یه کتاب هست که ما نویسنده اش هستیم و خالق شخصیت ها روابط و تمام اتفاقات ما هستیم که با ذهنمون و قلممون رقم می زنیم.

    من اشتباهات زیادی داشتم مثلا تو اشپزی تو طراحی تو درس ولی باعث پیشرفتتت خیلی بهتر من شده.

    مثلا اکثرا تو روابط اول خیلی مشکل هست اما وقتی هی تجربه در ارتباط کسب می کنی و اشتباهاتی داری خیلی موفق تر میشی وابستگیت کمتر میشه و یک رابطه عالی نصیبت میشه.

    هرچی بیشتر تلاش و اشتباه کنی نتایجی که کسب میشه عالی تر هست.

    مثلا روند آشپزی در نظر بگیریم یه قرمه سبزی ساده را نفر اولی که پختش شاید بارها مواد غذایی مختلف ترکیب کرده تا اخر به این دستور پخت دست پیداکرده.

    مثلا حتی قوانین بازی یه بازی مثل شطرنج شاید بارها قانون گذاشتن.

    *نکته که گفتید من نمی تونم روی آینده فکر نکنم خیلی نگران اینده میشمهمش فکر میکنم کارم چی میشه ازدواجم درسم خانه خانوادمولی باید نگران نباشم از کجا معلوم من همین امروز فوت نکنم

    هرچقدر بیشتر نگران آینده باشم اتفاقات بدتری رقم میخوره

    درسته وقتی ارام باشی همه چی بهتر هست.

    خدایا برای مشکلی که الان خودت میدانی چی هست برام جوابش بفرست هدایتم کن نگرانیم برطرف کن یه نشانه جواب برام بفرست .

    فقط برای امروز سعی می کنم شاد باشم فقط برای همین امروز ارام باشم.

    من با ارزش هستم من شرافتمند هستم. من موفقیت کسب می کنم.

    من موفقیت به دنبالم خواهد امد . روزی و عشق و ثروت به دنبالم خواهد امد.

    من به قول انیشتن دیوانه ام چون دائم باورهای قبل دارم اما میخوام تغییرکنم

    من نمی خوام مثل گذشته باشم

    من نمیخوام مرضیه قبل 25 سالگیم باشم من میخوام متفاوت باشم من میخوام شخصیت درستی داشته باشم .

    من میخوام باورهای درست ،اعتماد به نفس و خلاقیت داشته باشم.

    من میخوام هروز بهتر تر بشم و شخصیت خداگونه داشته باشم

    من می خواهم مثل ابراهیم انقدر به خدا نزدیک بشم تا خلیل الله باشم

    قدم اولم این هست که من عیب های خودم پیدا کردم وپذیرفتم و در حال تلاش برای تغییر آنها هستم.

    …………..

    دقیقا تنها منبع دانش تجربه است

    تصمیم بگیرید حتی اگر غلط باشه این تصمیم غلط اشتباه به وجود میاره و این اشتباه باعث تجربه میشود که در نهایت تصمیم درست به وجود می آید.

    فرضیه ها تا ازمایش نشوند درستی نادرستیشون مشخص نیست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    مانلیا گفته:
    مدت عضویت: 1912 روز

    سلام سلام استاد

    استاد دیواااانه شدم با این فایل

    یه ساعت فااایل من به خدا دو سه روزی فقط رو همین میمونم

    اصن هض کردم استاد منفجرم کردیییییی

    برام موضوعی که بولد ترین بود اون جسارت بود

    اینکه هیچ وقت از هیچ کسی نمیترسیدید و باح نمیدادید

    استادم این یه ساعت به خدا قسم یک فایل از یک محصول بود

    به خدا قسم به اندازه ای که فایلای قانون افرینش داره روم تاثیر میذاره این فایل هم گذاشت

    استاد با ابن فایلتون یه جا بغض کردم

    یه جا داشتم جر میخوردم از خنده

    یه جا شوکه خشکم زد شدم

    یه جا خدا باهام حرف زد

    یه جا باورهای قدرتمند کننده بهم داد و منو به فکر فرو برد

    یه جا خودمو تو موقعیت شما گذاشتم

    یه جا خودمو تو موقعیت اون دوست تصور کردم

    یه جا این اتفاقا رو شبیه سازی کردم با شرایط خودم و تصور کردم که چه چیزایی برام رخ میده و من جسارتمو نشون میدم

    یه جا تصمیمات جدی گرفتم

    یه جا اشکالاتمو فهمیدم

    یه جا مصداق ها و نمونه های باورهای محدود کننده در زندگی گذشته ام رو به یاد اوردم

    یه جا حسرت و پشیمان شدم از جاهایی که جسارت نداشتم

    یه جا پر قدرت شدم برای جسارت هایی که قراره از این به بعد با باورایی که از این فایل گرفتم داشته باشم

    یه جا ذهنم گفت تو دختری ریزه میزه ای نمیتونی چنین جسارت هایی رو داشته باشی ، اون مرده فوقش کتک میخوره ولی تو علاوه بر اون چیزای دیگه بهت بشه …

    یه جایی ذهنم گفت نه هیچ کس قدرتش از قدرت خداوند بالا نیست مگه زور بازوی ما چه قدره تهش کم میاریم اگه استاد زورش چربیده بود به زور بازوهاش نبود توی دعواها ، به قد و هیکل گنده اش نبود … اگه فکر میکنی استاد چون هیکل گنده ای داشت چون قد بلندی داشت تونست تو اون شرایط کتک کاری شالم دربیاد سخت در اشتباهی … استاد عباسمنش زور بازوش و قد و هیکل گنده اش نجاتش نداد … ایمانش نجاتش داد همپن ایمانی که خداوند در جنگ ها به مسلمین میگه اگر ایمان داشته باشید یک نفر شما بر دویست نفر پیروز است …

    و واقعا چه فکر احمقانه ای که ما انسانها ظاهر پرستیم …

    اخر اونچیزی رو که میبینیم میگیم

    چه قدر باید شهودمون قوی بشه که در پس پرده و غیب هارو ببینیم …

    همین دعوتیی که استاد با پونزده نفر کرد

    اگه میباخت همین ذهن ظاهر پرست میگفت خب معلومه یه ادم زورش به پونزده نفر با قمه و زنجیر و چوب نمیرسه

    حالام که برده میگه معلومه استاد هیکلش گنده بود به خاطر این از پسش بر اومد

    اما زهی این خیال باطل این ذهن منطقی که هیچ وقت نتونسته با منطق هاش ذره ای سود و خیر به من برسونه و نجاتم بده

    همین منطقی که با چشمامون میبینیم

    اینا همه پوچن

    به نظرم ما وقتی رشد میکنیم که غیب هارو ببینیم

    میدونید واقعا این هنره این یعنی مومن

    مومن یعنی به غیب ها ایمان داره

    به اون چیزی که نیست ایمان داره

    به اون چیزی که از ته قلبش میاد ولی در ظاهر چشم منطقی هیچ نشانه ای ازش نمیبینه ایمان داره

    غیب به نظرم لینه مه در اون چیزی که چشمای منطقمون میبینه قدرت خداوندی که ازش پنهانه رو ببینیم و درک کنیم

    مومن یعنی کسی که فرکانسی که نمیبینه رو درک کنه و حسش کنه

    نه اتفاقات رو به شانس ربط بده

    استاد هر پنج دیقه از شدت هیجان و تفکر و تامل این ویدیو رو استوپ میکردم غرق در افکارم میشدم و دوباره برمیگشتم ادامه میدادم

    حتی وسطش یه لحظه قطع کردم دیدم اینقدر حجم اگاهی ها زیاد شده که نمیتونم ادامع بدم رفتم غذا خوردم حین ناهار بهش فکر میکردم دوباره برگشتم ادامه شو دیدم

    استاد نمیدونم چی بگم زبونم قاصر میشه مثل همون اهویی که مثالشو زدید خشکم میزنه چی بگم دربرابر این همه شکوه و اگاهی

    دوست دارم اینجا رد پا بذارم که چه تغییری این قسمت از زندگی در بهشت در من ایجاد کرد

    تغییری که من بعد از این قسمت گرفتم اینه که خیلی جدی تر به دنبال تجربه هایی که میخوام به دست بیارم برم

    شاید تا الان پنجاه درصد میخواستمشون الان این فایل بقیه اش رو برام پر کرد

    چرا

    چون منم دقیقا تجربه هایی رو میخوام در همین ایران به دست بیارم که از نظر بقیه کله خرابیه و میان منو میگیرن و میبرن و …

    استاد اونجا که گفتید من میگم بذار بیان منو ببرن هنوز که نبردن پس بریم عشقو حال کنیم

    استاد این دقیقا حرف خدا با من بود

    دوست دارم توی همین ایران کلاس های رقص رگتون های هیلز تورک و اربن و هیپ هاپ بذارم همه دختر پسرا با هم برقصن و من رهبرشون باشم

    کلی کلاس بذارم برای دختر پسرها

    میخوام با همونا مثل شما تور بریم

    میخوام بهترین کلاسا و ورک شاپا و مسابقات رقص مختلط رو بذارم

    و چنان عاشق این تجربه ام که حاضرم براش بمیرم

    استاد ابوموسی نیستم من حاضرم برای این تجربه بمیرم

    و این فایل شما اون عطش عشق و شور و هیجانمو بیشتر کرد

    و میدونید استاد وقتی ترس نداشته باشی اون باوره اون باوری که چنان مستحکمه اونه که زورش میچربه و تورو بر دویست نفر پیروز میکنه تورو بر حکومت ها و سیایت ها و قوانین کشوری پوچ پیروز میکنه

    فکر میکنی استاد عباسمنش چه قدر زور بازو داشت ؟؟ فکر میکنی اگر زور بازوش بود که کارارو انجام میداد اون موقعی که سایتش پرید تو هوا چه قدر زور بازوش کار براش انجام داد چرا اونجا هم پیروز شد ؟؟؟

    فکر میکنی چطور این زور بازو به قوانین کشور ها چربید ؟؟ واقعا زور بازوش بهش ویزای امریکا رو داد که فکر میکنی زور بازوش بر پونزده نفر اون رو پیروز کرد ؟؟؟؟

    نه زور بازو نیست

    منه دختر ریزه میزه هم اگه جلوی اون پونزده نفر ادم وحشی قرار بگیرم اگر ایمانم بچربه بر اونها پیروز میشم

    منه دختر ریزه میزه هم اگر ایمانم بچربه به امریکا مهاجرت میکنم

    منه دختره ریزه میزه هم اگر ایمانم بچربه جلوی خطرناکترین و وحشی ترین خلاف ترین  قاتل ترین ادم روی زمین هم می ایستم و باج نمیدم حتی اگه قمه نشونم بده حتی اگر تهدید به اسیب جسمی روحی کنه حتی اگه تفنگ بذاره روی سرم … زور ایمانم هست که اونجا پیروز میشه نه زور بازوی من نه استاد نه هیچ کس دیگه ای این مواقع اندازه ی پشیزی برات کاری نمیکنه

    مطمعنم قد و هیکل و زور بازوی استاد نتونسته حتی یک صدم درصد به کارش بیاد جلوی اون پونزده نفر

    ایمانش بود که کارارو انجام داد

    اون باج نداد

    هیچ وقت باج نداد

    نه به یه ادم و شخص

    نه به یه گروه

    نه به دانشگاه و حراست

    نه یه ادمای به ظاهر کله گنده ی پوچ ثروتمند و مشهور که تهدیدش کردن اون موقعی که هیچی نداشت

    نه به اطلاعاتی ها و سیاسی ها

    و نه به حکومت ایران

    به هیچ کدوم باج نداد

    اون با تموم وجودش رقت تو دل تجربه هایی که عاشقش بود

    اون ابوموسی نبود

    شاید خروس های دیگه رو کیودی ها خوردن

    اما یک روز از زندگی اون خروس ها می ارزید بر صد سال زندگیه ابوموسی

    و استادد ابوموسی نبود

    من هم نمیخوام ابوموسی باشم

    .

    استاد نمیخوام باشم… اما در کنارش از خدا سپاسگزارم که شما رو به من اشنا کرد که بتونم با باورای توحیدی این مسیرو برم

    چون میدونم اگه باور درست نباشه و بری تو دل کار همه چیز خراب میشه

    اینم میدونم و به نظرم این هم نکته ی خیلی مهمیه

    اگر شما صد در صد باور نداشتید که خدا کمکتون میکنه و میرفتید تو دل اون پونزده نفر مطمعنم بدجور کتک میخوردید اونقدر که شاید میمردید

    اما چرا هیچیتون نشد و پیروز شدید ؟؟؟

    چون ایمان داشتید

    اگر یه درصد میگفتید حالا من برم ببینم این خدت کمکم میکنه یا نه مطمعنم جنازتون برمیگشت

    میخوام بگم این موضوع الان در کنار باورام هست که ایمان و باور باید بی قید و شرط ساخته بشه

    نه اینکه ترس بیشتر باشه شکت بیشتر باشه و بری تو دل کار

    اگر ابراهیم با یه درصد شک میرفت تو انیش مطمعنم می‌سوخت… اون ایمان داشت ایمانی که قدرتش اونقدر زیاد بود که ترس رو له میکرد …

    استاد همچین ایمان و باوری میخوام

    میدونید میخوام بگم اگه اون خروس  (خروس ها مثال هستن مطمعنا قدرتی که خدا به ما داده به حیوون ها نداده برای همین اخر شکار میشن )

    اون خروس ها اگه توحید داشتن ایمان داشتن به خدا و باورای درست در خودشون ساخته بودن که خداوند در هر جای این زمین و در برابر هر ادمی مراقب من هست حتی هیچ وقت شکار هم نمیشدن توسط کیودی ها … شاید میدیدن کیودی هارو و کیودی ها به خوردن و شکارشون تهدیدشون میکردن (کیودی تمثیل کله گنده ها و شرایطی که مارو می‌ترسونه و نگران میکنه )  ولی هیچ وقت دست اون کیودی ها بهشون نمیرسید و با گذر ازشون تا اخر عمرشون خوشمزه ترین پاداش ها رو میگرفتن و یک سال زندگیشون می ارزید بر هزار سال زندگیه توخالیه ابوموسی ها …

    این ها ما هستیم خروس ها ابوموسی ها کیودی ها همشون خودمونیم تو زندگیه خودمون هر روز هست …

    اگر مومن باشیم و غیب هارو بتونیم ببینیم میبینیم هر روز ما با کیودی ها برخورد میکنیم و هر لحظه تصمیم میگیریم ابوموسی باشیم یا خروسای دیگه …

    همینکه یکم شرایط اقتصادی بد میشه و میترسیم نگران کیشیم یعنی کیودی تهدیمون کرده و ما هم خورده شدیم …

    همینکه یکی میترسه خودمو مثال میزنم اگه بترسم که نکنه حکومت نکنه فتا ناجا اطلاعات و … هزار تا کوفت و زهرمار دیگه نکنه بیان پیشم اگه موفق شدم اگه کلاسا و ورک شاپ های مختلط رقص گذاشتم و … وقتی میترسم یعنی من ابوموسی بودم یعنی خروسی که بدون باور درست کردن رفته تو دل عمل و خورده شده درحالیکه می‌تونست با باور درست فقط لذت و پاداش شجاعتشو بگیره …

    اینا چیزایی هستن که التن با این حد از درکم و ظرفیتم دارم میگم … فقط مینویسم که رد پا بذارم از خودم که کجا بودم و چه فکرایی داشتم قبلا …

    دو سه سال دیگه باز این فایلو ببینم و این کامنتمو بخونم و ببینم تفاوتمو …

    استاد اینجا میگم برای بار سوم …. تا بیشتر رد پا بذارم

    منم میخوام مثل شما کلی تجربه داشته باشم توی همین ایران … میخوام همین شهر خودم اصفهان و شهرای دیگه ی ایران کلاسای رقص خفن بذارم از هیلز رگتون تورک میخوام هنرجوهای پسر داشته باشم میخوام مسابقات پختر پسری هیلز رگتون بذارم و … اینا واقعا چیزایی ان که میخوام تجربه کنم …میخوام بهترین و با استعداد ترین با کیفیت ترین ثابت ترین هنرجوهارو داشته باشم توی همین ایران اصفهان و شهرای دیگه همونجور که شما اینکارو کردید …

    و نمیتونم بدون این تجربه ها تصور کنم که از ایران مهاجرت کنم و نمیخوام هم بدون اینا بکنم

    با تمام وجودم اینارو میخوام

    با اینکه مثل شما تهدیدام هستن و …

    اما این منم که باید درست کنم خودمو

    این منم که اهرم رنج و لذتمو باید درست کنم

    .

    وقتی اون قسمت داستان راهنماییتونو گفتید که رفتید توی دفتر مدرسه و هیچ کس نبود و هفت هشت تا کاغذ و برگه دزدیدید و مهرشون کردید و بچه ها رو خودتون بدون اجازه بردید اردو اونجا جایی بود که خیلی بهت هینت داد

    دقیقا رد پای قانونو توی زندگیم دیدم البته به روش منفی اش

    استاد یادمه من وقتی راهنمایی و دبیرستان بودم میترسیدم

    از نمره کم انضباطی میترسیدم

    از دعوا و تهدیدات مدیر مدرسه میترسیدم

    از تعهد نامه دادن میترسیدم

    از اینکه گوشیمو بگیرن میترسیدم

    و همه اینها سرم میومد

    و با تاکید بگم من هیچ کاری نمیکردم و همه اینهایی که میترسیدم سرم میومد

    و دقیقا یادمه بچه هایی بودن که نمیترسیدن و همه غلطی میکردن تو مدرسه و هیچی هم نمیشد براشون مثل شما

    و من هیچ غلطی نمیکردم و همیشه هم توبیخ میشدم

    یه دسته ای هم بودن که با ترس غلط کاری میکردن و اونا هم مثل من توبیخ میشدن

    چرا من هیچ غلطی نمیکردم و بلاها سرم میومد ؟

    چون ترس داشتم

    چون از نمره انصباط میترسیدم

    یادمه راهنمایی بودم از ترس کم شدن نمره انضباطم میرفتم نماز جماعت شرکت میکردم که خداکنه ناظم منو ببینه نمره انضباطی بم بده اخرشم نمره نمیداد … چرا ؟ چون مشرک بودم …

    یادمه همه بچه ها موبایل میوردن و فیلم برا هم میفرستادن من هیچ وقت نبردم یه روز بردم که اون روزم هیچ کاری نکردم نه فیلم غیرمجازی بود نه چیزی همون روز منو بردن دفتر چرا ؟

    چون میترسیدم و باور محدود کننده هم داشتم یعنی عملم با باورم یکی نبود …

    برا همینه میگم مهمه باور با عمل یکی باشه

    تو نمیتونی به خدا سک داشته باشی و بری تو دل اتش

    پس بهتره اول بشینیم باورامونو قوی کنیم و به اندازه ای که باورامون وااااقعا قوی میشه عمل کنیم

    نه اینکه از ته دلم بگم وای هدایا من دهتر ریزه میزه اگه فلان ادم خواست بهم تعارض کنه چی و با تین ترس برم توش صد در صد گیر میوفتم …

    حتما باید عمل در حد ایمان و باورم باشه …

    .

    میدونید این ماجرا چیو بهم یاداوری کرد ؟؟؟

    اینکه نگار اگه از حکومت و قوانینش بترسی حتما سرت رخ میده

    اگر نترسی هر غلطی بکنی هیچی نمیشه

    اگر در حد ایمان و باورت عمل کنی هیچی نمیشه

    .

    یادمه دبیرستان که بودم یک دختری داشتیم اسمش هاجر بود

    این خلاف کار ترین بچه کلاس بود ولی پیش مدیر و توی دفتر خیلی محبوب بود یعنی کارای دفتری رو اون انجام میداد ، خودش موبایل هر روز میورد مدرسه و بچه ها هم موبایلشونو میدادن پیش این که این قایم کنه چون مورد اعتماد مدیر و ناظم بود …

    چرا ؟؟ :)))))))))

    چون باور قدرت مند کننده داشت :)

    اون از اون بچه هایی بود که همه غلطی میکرد و هیچی بهش گیر نمیدادن که هیچ تازه محبوب و مورد اعتماد مدیر و ناظم هم بود :))))))))

    چرا :)؟؟؟؟

    باور باور باور باور باور باور باچر باور باور باور

    اینارو میگم که برام یاداوری بشه قانون

    اونروزا میگفتم شانسه اما الان میفهمم چه قدر قوانین جهان دقیق عمل میکنه

    میخوام تعمیمش بدم به الانم

    اگر کسی الان از حکومت بترسه اتفاقای بد سرش میاد

    اگر نترسه به اندازه ای که ایمان داره هیچ اتفاقی نمیوفته براش تازه همون حکومتی ها بهش کمک هم میکنن …

    قانون همه جا هست

    قانون همواره داره به دقیق ترین شکل ممکن کار میکنه

    این ماییم که باید تغییر کنیم فرکانستمونو درست کنیم

    هیچ کس هیچ قدرتی نداره

    فرکانس ما بهش این اجازه رو میده

    استاد میخوام از این به بعد مثل شما باشم

    جسور تر باشم

    اگه ایمانم خیلی زیاد باشه ته کله خرابی هم مطمعنا به نفعم تموم میشه

    ایمان شما بچد که کله خرابی هاتونو نتایج عالی میداد

    بقیه میگفتن کله خراب چون همچین حد از ایمان در ذهنشچن قابل تصور نیست …

    .

    استاد میخوام مثل شما با ایمان و در حد ایمانم کله خراب باشم

    میخوام جسور باشم و در حدی که باور دارم و مطمعنم برم تو دل ترسهام برم تو دل ناشناخته برم تو دل تجربه هایی که با تمام وجودم میخوامشون …

    من باید تمام انچیزی که میخوامو توی ایران تجربه کنم

    به خدا تا تحربه شون نکنم نمیرم من بااااااید توی همین ایران از رقص به تمااااااامی نتایجی که میخوام برسم

    باید به تهههه ته ته ته موفقیت ها و هررررر انچه که میخوام توی ایران در رقص برسم …

    باید برسم … باید برسم …

    این فایل نشانه بود برام

    جسورتر باشم ایمانمو بیشتر کرد

    اتیشمو فروزان تر کرد

    من بااااید به تماااامی خواسته هام و موفقیت هایی که میخوام در رقص داشته باشم توی ایران برسم باید برسم ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      امیرحسین خواجوی گفته:
      مدت عضویت: 2016 روز

      سلام دوست عزیز نگار خانم

      خیلی لذت بردم اولا تو این سن و سال داری روی خودت کار میکنی

      دوم اینکه هدف داری و دوست داری بهشون برسی

      این خیلی خوبه

      اینقدر هم که انگیزه داری صد دردصد بهش میرسی

      چیزی که تو ذهنم بود و دوست داشتم بهت بگم اینه که اون کشوری که داری توش زندگی میکنی شرایطش طوری هست که کاری که انجام میدی با قانونش در تضاد هست خب میتونی جات رو تغییر بدی و به یک لوکیشن خاص نچسبی

      اگر قانونش با موضوع فعالیتت مشکلی نداره که ادامه بده و میتونی بهش برسی

      این موضوع اومد به ذهنم و گفتم بگم شاید مفید بود

      بهت افتخار میکنم

      از خبرهای خوبت مارو هم خوشحال کن

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        مانلیا گفته:
        مدت عضویت: 1912 روز

        سلام دوست عزیزم امیرحسین عزیز

        ممنونم بابت کامنتتون برای من

        راستش من دقیق نمیدونم چه اتفاقایی قراره بیوفته برام ولی دارم تمام تلاشمو میکنم

        یک سری افراد بودن که به خواسته ای که من دارم توی ایران رسیدن و من با خودم میگم اونا تونستن پس من هم میتونم

        البته چیزی که من میخوام حتی بالاتره چون اون افراد عباسمنشی نبودن و با توحید و قدرت ندادن به عوامل بیرونی اصلا اشنایی نداشتن … چیزی که الان در حد درکم هست اینه که خداوند خودش این عشق و علاقه رو در من گذاشته… و من اشتیاق شدیدی دارم که توی ایران به موفقیت در کلاسهام برسم بعد برم خارج و مهاجرت کنم … و حسم میگه همین خواسته شدید رو خود خدا گذاشته و من میتونم تصورش کنم و ببینمش پس میشه انجام بشه فقط خیلی خیلی باورای قوی توحیدی میخواد …

        درسته کشورم قوانینی داره اما اینا اصل نیستن تنها قانون دنیا قانون جهان هستی و کائناته یعنی باورای من داره زندگیمو رقم میزنه …

        پس الان برنامه ام اینه که با تمام وجودم روی خودم و باورام کار کنم و این مسیرو ادامه بدم …

        از طرفی هم واقعا رها هستم به قول خودتون نچسبیدم که حتما بشه دارم تمام تلاشمو میکنم هم فیزیکی خیلی رو خودم و بدنم و مهارتام کار میکنم هم ذهنی روی باورام … یعنی از همه ی جنبه ها دارم به شدت رو خودم کار میکنم … و دیگه الان رها کردم اجازه میدم خداوند هدایتم کنه

        میدونی یعنی سمت خودمو دارم انجام میدم به بهترین شکل ممکن اینکه مهاجرت بکنم نکنم یا تو ایران به اون موفقیت های بزرگ برسم یا کی برم … اینا رو سپردم به خودش من واقعا عاجزم که بفهمم …

        الان شرایط مهاجرت رو ندارم

        من فقط دارم با تمام وجودم در مسیری که خداوند این اشتیاق سوزان و اتشین رو در قلبم گذاشته حرکت میکنم …

        میدونی اطمینان دارم همه چیز درست میشه اگه به صلاحم باشه که برم به راحتی درست میشه اگرم وقتش و شرایطش نیست همینجایی که هستم با تمام امکانات و شرایطی که دارم تمام تلاشمو میکنم تا موفق بشم و صد در صد این چیزیه که خدا بیشتر از من میخاد اون تنها قدرت در جهانه … اون تنها قدرت در همین کشوره …و اون حامیه من …

        من فقط باید سمت خودمو انجام بدم بقیه چیزا خودش اتفاق میوفته … وقتی من باورای درستی دارم وقتی من حالم خوبه همه چیز باعث رشد من موفقیت من و رسیدنم به اهدافم میشه حتی قوانین کشورم حتی حکومت ایران حتی اتفاقای خوب یا اتفاقایی که به ظاهر قشنگ نیست اما در باطن امداد خداونده اما من نمیدونم :)))))در کل رهام نمیگم حتما این یا اون بشه هر چی بشه همون درسته اس :) فقط ارامش فقط احساس خوب فقط ایمان فقط حال خوب من…. بقیه پلن دیگه با خدامه من که خیلی دارم از الانم لذت میبرممممممممممم :)))))

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
        • -
          امیرحسین خواجوی گفته:
          مدت عضویت: 2016 روز

          آفرین از کامنتت کلی درس گرفتم

          آفرین به تو دختر قوی

          همینطوری ادامه بده

          یه قول خودت هر یک نفر که ایمان داشته باشه بر 200 نفر پیروزه

          پس با همین فرمون برو جلووووو

          این کامنتت رو باید یه جایی ذخیره کنم چون من کلیییی فراموش کارم

          از نتایجت باز بنویس

          فعلا…

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
        • -
          Amin Iloon گفته:
          مدت عضویت: 1217 روز

          به به نگار عزیز

          دوباره در ادامه کامنتت ما رو دیوانه کردی

          چقدر دوست دارم افرادی رو که اینگونه تسلیم اند

          اینقدر قوانین رو خوب درک میکنن

          وقتی میدونن اصل اینه ، قوانین جهان اینه

          دیگه تمرکزشون رو، رو چیز دیگه نمیگزارن و با قانون پیش میرن ، این چیزی که من دوست دارم به صورت حادویی درکش کنم و لذت ببرم ازش

          اینکه قوانین ثابته و اصل اینه

          دیگه برام مهم نباشه که رئیس جمهور کیه ، مهم نباشه قوانین کشور چیه و مهم نباشه که مسیرم چقدر ناهمواره و..‌

          حتی به این فکر نکنم که افراد خارجی چقدر موقعیت بهتری دارن نسبت به من

          من مسیرم رو طی کنم خداوند به موقع با نتایج من رو سوپرایز میکنه

          خدا به موقع اش مزد تلاش های خستگی نا پذیر من رو میده

          چقدر لدت بردم از این قسمت کامنتت:

          اینکه من قسمت خودم رو انجام میدم اون خوب بلده قسمت خودش رو انجام بده

          اینکه من قوی ادامه میدم نتیجه رو میدم دست خودم ، من چیزی نمیدونم ، من از آینده خبر ندارم ، خدایا من عاجزم ، من نمیدونم تو بهم بگو چیکار کنم و چطور ادامه بدم

          خدای من ، من اینقدر میدونم و اینقدر انجام میدم تو هدایتم کن ، تو مسیرم رو روان تر کن ، تو هدایتم کن!

          خدایا من اینقدر ازم بر میومد تو بهترش کن ، تو بیشترش کن ، تو متعهد ترم کن

          خدایا من دوست دارم مسیرم رو بهتر کنم ، من دوست دارم رشد کنم ، من دوست دارم ثروتمند بشم

          تو بگو از کجا شروع کنم ، تو بگو کدوم دوره رو بخرم ، من گوشی رو بر میدارم تو برام بنویس ، من پیگیری میکنم کارهای اداریش رو تو انجامش بده ، من برگه رو میبرم پیش رئیس تو مهرش کن ، تو متقاعدش کن ، خدایا تو دل ها رو برام نرم کن

          خدایا تو من رو آسان کن برای آسانی ها

          نگار عزیز واقعا ازت ممنونم بابت کامنتت ، مرسی که داری رشد میکنی ، مرسی که ما رو برانگیخته میکنه ، مرسی بابت انرژیت که به ما نای ادامه دادن میده

          امیدوارم که در تمام مسیر هدایت الهی ثابت قدم باشی دوست عزیز

          به امید دیدار نتایج فراوانت ، به امید کامنت های بی نظیرت!

          شکر الله بابت این سایت ، این آگاهی ها ، این دوستان و این کامنت ها!

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      Amin Iloon گفته:
      مدت عضویت: 1217 روز

      سلام به نگار عزیز

      چقدر لذت میبرم از این کامنتت

      چه شد که هدایت شدم به این کامنت

      اومدم ببینم افرادی که دنبالشون کردم برام ایمیل بیاد چرا ایمیلشون نمیاد ، چرا من اینقدر کم ایمیل میگیرم

      اومدم تو لیست اسم تو رو دیدم ، گفتم که من اینطور اسمی تو اشتراک ایمیلی ام نبود

      بعد عکست رو که دیدم گفتم اها این همون دختر قویه که عاشق رقص هس و رقص آموزش میده!

      گفتم اسمش رو عوض کرده ، گفتم چرا این خانم که عالی میترکوند دیگه برامون ایمیلش نمیاد

      داستان چیه ، اومدم تو ردپای دانلودی دیدم که چند ماه قبل کامنت گذاشتی حدود 7، 8 ماه

      گفتم پس برم کامنتش رو بخونم و لذت ببرم

      امدم دیده عععع ، این همین فایلی هست که چند روز قبل گوشش دادم و چقدر باحال بود

      دیگه اومدم کامنتت رو خوندم و گفتم به به ببین چه کامنتی هس ، چه آگاهی ازش میباره ، چقدر لذت میبرم از وجودش که این کامنت بی نظیر رو نوشته

      یادمه چندین ماه قبل ی کامنت در مورد رابطه نوشته بودی که با خوندنش من کلی لذت بردم بنظرم تو عقل کل بود

      واقعا همیشه تحسینت کردم بابت کامنت هات ، بابت پیش رفتنت ، باعث رشدت

      یادمه اون اوایل فعالیت من کلی تحسینم کردی به خاطر اینکه این همه کامنت میگزارم و اون موقع فهمیدم که تو چقدر از درون مثبتی و چقدر انرژیت بالاس

      شکر الله بابت این نگاه توحیدی که تو کامنتت داشتی و باعث شد من یکم توحیدی تر بشم و درک کنم

      چقدر اینکه موضوع که گفتی که من کتوله اگر ی ایمان بزرگ داشته باشم میتونم بهتر از 15 نفر عمل کنم ، قدرتم میتونه 15 برابر باشه

      چقدر پشت من قرص و محکم میشه وقتی موضوع ایمان مطرح میشه ، وقتی موضوع هدایت پیش میاد ، وقتی که باور فراوانی اعلام حظور میکنه ، وقتی که باور به اینکه می شود وارد میشه

      چقدر من این قوانین الهی رو دوست دارم و ازش لذت میبرم

      چقدر تحسین میکنم این سایت رو ، این فایل ها رو ، این کامنت ها رو ، این بچه ها رو

      که دارن توحیدی عمل میکنن

      اینکه باوراشون میشکنه و باور توحیدی به جاش جوانه میزنه

      اینکه دارن خدایی پیش میرن ، روند اب اهیم رو پیشه میگیرن ، درک میکنن ایمان ابراهیم روو

      منم امیدوارم که تو این مسیر ثابت قدم باشم و شهودی پیش برم ، طمع توحید و هدایت رو بچشم و عمل کننده باشم

      دنبال حرف قشنگ نباشم و توحیدی عمل کنم

      به صورت توحیدی پیش برم ، و در عمل توحیدی باشم

      ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است

      شکر میکنم الله یکتا رو که من رو تو این محیط بی نظیر قرار میده تا رشد کنم و از لحظه به لحظه زندگیم لذت ببرم!!

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 944 روز

    به نام پروردگار الغفور الرحیم

    نکته برجسته این قسمت برای من باعث شد که قانون تکامل رو بهتر درک کنم و اهرم رنج و لذت رو درست تر بفهمم

    در مورد هدایت، استاد گفتن هدایت برای اون فردی که بهش گفته میشه قابل درکه و‌ میفهمدش و مثال برای ابراهیم گوسفند فرستاده شد و زبان نشانه ها براش معنی داشته . من اوایل فکر میکردم هدایت یعنی صحبت کردن خدا با انسان ولی خودم اینطوری هست که هر بار متفاوته و از طریقی که من میفهمم به من فهمونده میشه.

    برای من بشخصه هدایت وقتی برام میاد که رها باشم از تجربه های ذهنی ، از ترس ها و … کلا ذهنم خالی باشه و توضیحش سخته چون هر دفعه متفاوته.

    تو این قسمت استاد گفتن ، اره عجز زیاد در زندگیش داشته ولی تو این احساس نمونده

    و عجز و ناتوانی از تردید و ترس میاد و استاد اینو با مثال منطقی برای ذهنشون رفعش میکنه.

    موضوع مهم اینه که داخل این حس نمونیم.

    هنر تبدیل اون احساس ناخوشایند به احساس خوبه.

    من قبلا خیلی احساس عجز داشتم چون رها نبودم اما الان خیلی بهتر از قبل هستم چون درگیرش نمیشم و سعی میکنم به خدا بسپارم و این برام ارامش داشته.

    در مورد احساس سرزنش و پشیمانی استاد میگه سعی میکنم به قضیه طوری نگاه کنم که بهم احساس خوب بده. و به خودشون سخت نمیگیرن و اسون میگیره به خودشون .

    مثال اشتباه پدافند رو زدن که هواپیما را زده و میگه اگه جای اون شخص باشم درس میگیرم و خودمو سرزنش نمیکنم

    این خیلی مثال سنگینی بود که تا این حد انسان نباید خودشو سرزنش کنه .

    و برای استاد این از تصمیمات از پیش تعیین شده ، از تجربه هایی که در زندگی داشته، میاد.

    ادم هایی که سخت نمیگیرن و اشتباه نمیکنن چون خیلی نگران اشتباه کردن نیستن.

    اگر نگران موضوعی باشی سرت میاد.

    سرزنش دیگران مهم نیست اینکه ما چه برخوردی با خودمون داریم مهمه.

    و ما باید سرزنش دیگران را نادیده بگیریم

    جسارت از اهرم رنج و لذت میاد یعنی انجام ندادنش رنج داره و استاد نمیتونه ترس و باج رو‌ تحمل کنه و از دید بقیه نترس هستن. و برای انجامش انگیزه داره.

    برای استاد ترس از مرگ بدتره و جسارت در خدمت کنجکاوی قرار گرفته، برای مثال سفر به اروپا با ماشین اجاره ای که از دید ما جسارته ولی برای خودشون لذت کشف ناشناخته هاست.

    بهترین مثال قانون تکامل هست که استاد روند تکاملی رسیدن به این جایگاه رو گفتن و چراغ تو ذهنم روشن کردن.

    و استاد به خطرات و مشکلات فکر نمیکنه ، مشکلی پیش بیاد همونجا حلش میکنیم .و هر اتفاقی تولد یک خواسته اس و جزو تکامل هست .

    خیلی دید بزرگی داره استاد به زندگی ، واقعا خیلی قانون رو خوب شناختن و هماهنگ کردن خودشون رو با جهان و حرکت کردن و الان شدن عباسمنشی که الگوی خیلی هاست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    ندا عباس زاده فرد گفته:
    مدت عضویت: 2502 روز

    به نام الله

    ب نام صادقانه ترین همراه زندگیم الله

    سپاسگزارم از استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز

    الان بخاطر درگیری مسأله ای بغرنج ،از صفحه مرا ب سوی نشانه ام هدایت کن از خدا خواستم بهم بگه قدم بعدی چکار کنم و

    قبلش ب خودم گفتم خدایا باز ب من ثابت کن زور بیشتراز بنده هاته.

    ب محض اینکه این صفحه آمد هنگ کردم چرا که تو سطر اول دوست عزیز نوشته اند.

    استاد میدونین با دیدن این فایل یاد کدوم آیه قرآنی افتادم ؟؟؟ اونجا که خدا میگه زور ایمان آورندگان چندین برابره کافران هستش …

    و دقیقا نیتی ک تو ذهنم بود این پاسخش آمد .

    و نکته های زیبایی ک از این نشانه گرفتم .

    یک. زور خدا از همه بیشتره.

    دوم.جسارت عمل پیدا کردنم ک بخاطرش احساس گناه داشتم ک کار بس اشتباهی انجام دادم .و متوجه شدم بخاطر توکلی ک ب خدا تو قلبم هست همچین جسارت عملی از خودم نشون دادم.و از خودم دفاع کردم

    سوم …سکوت کنم و حرف نزنم چرا که با حرف زدن با دیگران کارم خراب میشه .و اینکه سکوت بزرگترین قدرت و سلاح منه در این شرایط …

    صحبت دوست عزیزم در نوشته شون

    همین سکوت باعث میشه قدرت من هزاران برابر بشه و این بمعنای زور بازو نیست بلکه بمعنای اینه که وقتی جسارت عمل به الهامات قلبی رو پیدا کنم دنیا با قدرت منو در مسیر درست قرار میده.گاهی سکوت بزرگترین قدرته.. حتی پرقدرت تر از بمب اتم.

    چقدر حالم خوب شد .

    خدایا شکرت بابت هدایت الآنم…

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    مریم احدی گفته:
    مدت عضویت: 1325 روز

    بنام الله،روزشمار تحول زندگی من روز نهم، دارم اگاهانه وبا تمرکز زیاد روی باورام وورودی هام کار میکنم امروز این فایل پیام هدایتی من بود، ممنونم از استاد عزیژ ومریم جان که این فایل رو تهیه کردن، طبق همیشه سوالات اگاهانه عاجز شدن وپاسخ استاد که خیلی محکم وصادقانه جواب داد، سخت گرفتن برای خود، وصلح با خود که من تو این زمینه خودمو زیاد اذیت نمیکنم قبلاً شاید خودمو خودزنی نمیکردم ولی مدام به خودم نهیب میزدم امروز با خودم کمتر درگیرم، به نظرم اشتباهات تجربه س، واگر از خدا هدایت بخام کمتر دچار اشتباه میشم،من به خاطر کمال گرایی بیش ازحد نگران اشتباه کردن بودم، اون داستانی از جسارت که استاد تعریف کرد تا باج نده برای من اتفاق افتاده خیلی جاها یا باید باج میدادم یا قید یه چیزی رو میزدم همون جا گفتم هرکار دوست داری بکن من سر حرفم هستم، این جسارت برای من از این نیرو نشات گرفته که دوست نداشتم بعدا با خودم بگم چرا فلان کارو نکردم، من یک جایی مشغول کار بودم که مسول نگهداری ازیه بچه بودم وبهش زبان انگلیسی یاد میدادم من کلاس داشتم اون روز وقبلش گفته بودم من نیستم فرداش خانوم زنگ زد که امروز تافلان ساعت خودتو برسون من گفتم من اومدم شهرمون وکلاس دارم واینکه اون کار خیلی عالی بود یه کار عالی باشه درامد خوب تایم کم من گفتم نمیتونم بیام گفت اگر نیای فردا بیا تسویه کن من همونجا گفتم نیاز نیست بیام شماره حساب میدم بزن برام خدا حافظ یادمه خیلی از اطرافیانم تا مدتها بهم گفتن اشتباه کردی یا مثال های زیاد، ولی جسارت وریسک بهم شهامت میداد، ودر نهایت داستان هایی که استاد از تجربیاتش میگه خیلی شیرین وپراز نکته بود استاد عاشقتم مریم جان ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    مهدی قربان گفته:
    مدت عضویت: 904 روز

    سلام سپاس گزار خداوندم که هر بار با کلید کردن هدایت به من می آموزه که مسیرم درست هست وان اون چیزی که دنبالش هستم خلق ارزش بدون وابستگی به مادیات بزرگترین احساحس خوبی هست که همیشه دنبالش بودم واون فضای که در درونم هست اون خیله درونیم رو نخوام پول ویا روابط ناسالم پر کنم واون خلعه با حضور خداوندی که در درونم خودم هست که من عزت نفس در روابط در سلامتی در خلق ثروت درست عمل کنم چرا خودم لایق این سعادت می دانم خسته نمی شدم ناامید نمشوم چون خدای در درونم خدام پیدا کردم که مرا به احساحس خوب می رسونه ومرا در مسیر درست هدایت میکنه چون آروزی که داشتم دوباره در درون من شکل گرفته آروزی سعادت مند زندگی کردن تا سعادتمند خدایا شکرت که این آرزوها به شکل صیح ودرست در ذهنم ودر وجودم دوباره شکل گرفتن ولز خدای درون خودم می خواهم کمک کنه اینقدر روی خودم کار میکنم تا احساحس خوب خودم رو هرروز بیشتر بیشتر کنم ودر اوج عشق ومحبت ثروت سعادت خوشبختی زنگی کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: