این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/11/abasmanesh-22.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-11-24 07:47:582024-02-14 06:27:05سریال زندگی در بهشت | قسمت 101
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام و احترام و عشق و سپاس به استاد عباسمنش و مریم خانم شایسته که سرشار از سخاوت هستید سرشار از عشق هستید
و سلام به دوستان هم فرکانسی عزیزم
توی کامنت قبلی نوشتم که چی شد الان توی این فایل هستم. در حال حاضر که این کامنت رو می نویسم صفحه 10 از کامنتها هستم، همون حسی که هممون میدونیم و تجربه اش می کنیم بهم گفت که خوندن کامنتها رو متوقف کن و کامنت بنویس. که توی ذهنم گفتم نه بزار تا صفحه اول بخونم بعد مینویسم که دیدم احساس دلشوره و غم بهم دست دادو گفت بنویس بعدش بشین تا صفحه اول بخون و منم بله گفتم و با احساس خوب و آرامش شروع کردم، چون تا اینجای مسیر دیدم که هروقت به حرفاش گوش میدم و به حسم اعتماد میکنم نتیجش میشه احساس خوب خداروشکر. از آمیتیس دوست هم فرکانسی سپاسگزارم که فایل استاد رو توی چند پارت به نوشتار تبدیل کردن و من کامل خوندم(چند سال پیش این فایلو گوش داده بودم ولی الان درکش کردم)، و بقیه دوستان که وقت گذاشتن و کامنت نوشتن و از خوندن کامنتهاشون و تجربه هاشون یاد گرفتم. با مرور گذشته فهمیدم که من هروقت کنجکاو بودم و به این حس اعتماد کردم باعث شده که ترسم کنار بره، احساس عدم توانایی کنار بره، و به جاش احساسات خوب و قشنگ اومده، و یاد گرفتن و تجربه ی چیزهای جدید و هروقت به کنجکاوی اعتماد نکردم احساس عدم توانایی و ترس و عدم لیاقت بهم دست داده. همیشه برام اینطوری بوده که یه چیز مبهم مثل باز کردن و تعمیر یک دستگاه جدید ساخت آلمان، ترکیه، یا ایتالیا (دستگاههای ایرانی چون زیادن و همه جا هستن ساده شدن)، با نجوا هایی همراه بوده از ترس، از اینکه نتونم مشکلشو پیدا کنم یا حتی نتونم راه و روش باز و بسته کردن قطعاتشو پیدا کنم و ضایع بشم! اما با اعتماد به حس کنجکاوی و لذت بردن ازش و همچنین گذاشتن تمرکز و فکر کردن روی اون کار و پرسیدن سوال های خوب از خودم راهها نشون داده شده و بعد از انجام اون کار احساس توانایی، لیاقت، ارزشمندی و رضایت از خودم بهم دست داده. هروقت توی ذهنم چیزی رو تجسم کردم از جنس همون تخیل و تجسم برام اتفاق افتاده و ربطی نداشته به اینکه در مورد یه چیز خوب تخیل کردم یا یه چیز بد! الان که نگاه میکنم میبینم که قدرت تخیل و تجسم بالایی دارم و در گذشته به صورت ناخوداگاه و عدم آگاهی از اینکه تجسمات و تخیلات به واقعیت تبدیل میشن، ساعت ها به ناخواسته ها و اتفاقی که خوشایندم نبود و خواسته اصلی من نبوده فکر میکردم و تصویر سازی میکردم و همشون هم اتفاق افتادن بعضی هاشون دقیقا همونطوری که تجسم کردم و تک و توک هم بسیار بسیار نزدیک به تجسمم. از وقتی که فهمیدم تجسم به واقعیت تبدیل میشه و پشت تجسم کردن من کلی چیز هست مثل افکار و باورها و… جهاد اکبر برای تغییر رو شروع کردم، که کار سختیه، تغییر باورها، تغییر افکار، کنترل ذهن، تغییر رفتار، سپاسگزار بودن… برای همین اسمش جهاد اکبرِ :)
در گذشته از اینکه دچار اشتباه بشم وارد کارای جدید یا چالش جدید نمیشدم(الان خداروصدهزار مرتبه شکر خیلی تغییر کردم و توی اکثر مواقع چیزی باشه بگن نمیشه یا تو بلد نیستی یا ولش کن همونو میرم تو دلش و انجامش میدم بدون ترس از اشتباه کردن) به خاطر باورهای غلطی که از سمت خانواده و مدرسه و جامعه که خودشونم درگیرشن بهم القا شده بود که انسان نباید اشتباه کنه! در صورتی که با اشتباه تجربه بدست میاد راههای جدید نشون داده میشه و الان که نگاه میکنم میبینم که اشتباهات گذشته برام درس شده و تجربه و چقدر باعث رشد و پیشرفت و ارتقا شخصیت و مهارت آدم میشه. همه ی فایل های استاد یه چیزو میگن و اون داشتن احساس خوبِ و به یک قانون مرجع ختم میشن: ما در هر لحظه در حال ارسال فرکانس هستیم چه اونو بپذیریم چه نپذیریم این قانون هستیه مثل قانون جاذبه چه باورش کنیم چه نکنیم همیشه هست و کارشو میکنه، داشتن احساس خوب با تمرکز و توجه به چیزهایی که حالمونو و احساسمونو خوب میکنه، با سپاسگزاری، توانایی دیدن امکانات کنونی، استاد میفرمایند که همیشه در بدترین شرایط در قعر ذلت هم چیزهایی هستن که آدم سپاسگزارشون باشه و به احساس خوب برسه. احساس خوب یعنی در لحظه حال زندگی کردن، یعنی ایمان داشتن به غیب، یعنی نه غمی باشه نه ترسی، یعنی بسپر به الله، به رب، به مالک که هدایت میکنه از مبدا تا مقصد، به رزاق که هم غنیِ و هم وهابِ، که بسیار مدیر تر از مغز ماست، بسیار آگاه تر از ماست بر احوالمون و شرایطمون و خواسته مون، همان ربی که به زکریا فرزندی صالح عطا کرد با اینکه زکریا پیر و فرتوت بود و همسرش نازا، همچین رب قادری داریم، همون کسی که موسی رو هادی و حافظ بود، در مورد تمرکز به لحظه حال خیام میفرمایند:
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامدست فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
با تقدیم عشق و احترام و سپاس فراوان به استاد عباسمنش و مریم خانم شایسته
خدارو صدهزار مرتبه شکر که فرصت نوشتن کامنت رو بهم داده
به لطف خدا و هدایتش حدود دوماه پیش یکی از فایل های استاد با موضوع سپاسگزاری رو گوش دادم یه جرقه کوچک درونم زده شد. خیلی کیف کردم، (استاد میگن که صبح ها وقتی بیدار میشن شروع میکنن به خوندن کامنتها) شروع کردم به خوندن کامنت های فایل قبل از خواب و صبح هابلافاصه بعداز بیدار شدن، بعضی وقتا یه صفحه، بعضی وقتا دو صفحه بعضی وقتا چند تا مورد فقط. و این روند ادامه داشت تا کامنت های اون فایل تموم شدن که فکر کنم بیش از چهل پنجاه صفحه کامنت بود و چند روز سپری شد، اون جرقه تبدیل به انفجاری از نور درونم شد، احساس عمیقی از سپاسگزاری ایجاد شد در بیشتر لحظات روز شب حتی توی خواب، و همراه خودش احساس شدیدی از آرامش و امنیت و فراوانی و سلامتی به همراه آورد، و دیدم که توسط بیشمار نعمت و موهبت الهی در هر مکان و زمانی احاطه شدم دیدم که همه چیز نعمته پروردگاره و همه چیز هست همیشه هست هدایت الله، رزاقیت الله، حافظ بودنش، مراقب بودنش، بخشنده بودنش… فهمیدم که سپاسگزاری دروازه ورود به قلمروی بهشته، بهم سخن استاد عباسمنش ثابت شد که فرکانس الله همیشه و به طور مطلق هست ماباید خودمونو با اون تنظیم کنیم…
الان که دارم این کامنتو مینویسم صفحه دوم از آخر(19) کامنتهای فایل انیشتین هستم و توی رخت خواب، که خوندن کامنتها متوقف شد تا نوشتن کامنت به لطف خدا انجام بشه. قبل از اینکه شروع کنم به خوندن کامنتهای این فایل، توی اتاقم نشسته بودم چشمامو بستم و بعد از صحبت کردن با پروردگار رب العالمین هدایت خواستم به سمت فایلی که کامنتهاشو قبل از خواب و به هنگام بیدار شدن بخونم، چشمامو باز کردم و مرا به سوی نشانه ام هدایت کن را لمس کردم، و الان اینجام که به لطف خدا تا همین دوصفحه از کامنتها تو وجودم نشسته و احساس آرامشی که بود رو به لطف خدا عمیق تر کرده، کامنتها عالی ان، از جنس نور، الهی ان…
خدارو صدهزار مرتبه شکر به خاطر همه چیز
با سپاس وعشق و احترام به استاد عباسمنش و استاد شایسته
وقتی به خوبی خودمون رو میشناسیم متوجه میشیم کجاها قوی و کجاها ضعیف هستیم و بعد آرام آرام با بهبود و کنجکاوی درباره خودمون بهبود پیدا میکنیم و خدا رو بهتر میشناسیم حضورشو بهتر درک میکنیم و هر روز رشد میکنیم و کارها رو طبق قوانین ثابت خداوند انجام میدیم
چون همه اتفاقات و شرایط توسط افکار و باورهای ما رقم میخوره باید هر روز خودمون رو با دیروزمون مقایسه کنیم
باید در لحظه حال زندگی کنبم و حضور داشته باشیم
نگرانی از آینده و فکر کردن در مورد اتفاقات گذشته به انسان استرس و ترس میده و تمرکز و آرامشمون رو از ما مبگیره و ابن یعنی اون فاصله فرکانسی با خواسته مون زیاد میشه و از خواسته دور میشیم
وقتی میخوایم در یه زمینه ای رشد کنیم اون تعهد و تعقل و کنجکاوی و تمرکز ست که باعث رشد میشود
و یعنی از حاشیه ها جدا میشی و تمام هواست روی موضوعی ست که مهمه برات
انشالله به لطف خداوند مهربانم بیشتر تلاش ذهنی میکنم و تمرکزمو بیشتر میذارم برای شخصیت بهتر و درآمد بالایم
من موفق میشم چون لایقش هستم
کسانی که مثل استاد موفق هستن همین تمرکز و تعقل و تجسم رو داشتن و از تمام حاشیه ها و شرایط بیرونی جدا کردن خودشون رو
سلام به استاد بزرگم ،سلام به خانوم شایسته عزیز ،سلام به همه ی عزیزان
چند روزی بود که باید یکسری کار رو انجام میدادم و چیزایی میخریدم
همش دو دوتا چهار تا میکردم از اینکه اشتباه کنم می ترسیدم از اینکه خودم به تنهایی انجامش بدم می ترسیدم و کمالگرایی که دارم و هنوز نتونستم این بیماری رو درمان کنم بهتر شدم ولی خیلی باید روی خودم کار کنم
وارد سایت که شدم از خداوند خواستم هدایتم کنه تا جواب راه حل ها رو بشنوم ، من همیشه وقتی میخوام از (مرا بسوی نشانه ام هدایت کن ) استفاده کنم با خداوند صحبت میکنم و ازش میخوام که منو هدایت کنه خیلی وقتا از اینکه چقدر دقیق هدایت شدم چقدر به صحبت های استاد نیاز داشتم بشنوم در شوک فرو میرم مثل الان که اشکم در اومد از اینکه چقدر صحبت های استاد رو نیاز داشتم بشنوم چقدر بهم احساس خوب داد چقدر این صحبت ها ی استاد جواب سوال هام شد.
خدا جانم ممنون استاد جانم ممنونم خانوم شایسته از اینکه هستید ممنونیم.
خدای مهربونم ممنون باز یه روز دیگه و یه فرصت دیگه برای کسب آگاهی! خودت خوب می دونی چقدر دوست دارم
استاد عزیز و تیم موفق سید حسین عباس منش عزیز ممنون بابت همه خوبیاتون
یکی از نکات مهم این فایل برای من موضوع تمرکز بود من متوجه شدم که تمرکزم پایینه و معمولا چند کار رو همزمان انجام میدم یا ذهنم درگیر چندتا مسئله ست! باید تجربه حضور در لحظه رو در خودم افزایش بدم و موقع کار یا مطالعه تمرکز صددرصدی داشته باشم و حتی گوشی رو تو اتاق کارم نبرم چون صدای یک پیام یا نور صفحه رو تمرکزم اثر می ذاره!
نگرانی نسبت به آینده و فکر کردن به آینده هم باعث میشه میزان تمرکز و سطح آرامش بیاد پایین.
خیلی حس خوبی دارم که این دو نکته رو متوجه شدم و تمام تلاشمو می کنم بیشتر بهش عمل کنم تا جزئیی از رفتارم بشه!
من وقتی دیدگاه تأثیرگذار علیرضا رو خوندم، یه حس عمیق و روشن توی دلم روشن شد… انگار دوباره یادم افتاد که مسیر رشد و خودشناسی فقط با کنجکاوی، توجه، تعقل و تمرکزه که شکل میگیره. ممنونم از علیرضا که با حرفهاش باعث شد بیشتر از قبل به زیباییهای خلقت خدا دقت کنم و بدونم که خیلی از نعمتهای اطرافم، مدتهاست دارن صدام میزنن ولی من بیتوجه از کنارشون رد میشدم…
این نگاه عمیقش به “کنجکاوی”، به نظرم یکی از عالیترین کلیدهای رابطه با خدا و آگاهی از قوانینه… اینکه مثل بچهها به بدیهیترین چیزها نگاه کنیم و از نو کشفشون کنیم. اصلاً انگار یه جور عبادت و نزدیکی به خداست، وقتی که با حیرت و شکرگزاری به بارون، درخت، نور خورشید و حتی یه برگ نگاه میکنیم.
یه جایی از متنش گفت که:
“وقتی تصور میکنم از یه سیاره دیگه اومدم و دارم برای اولین بار بارون یا درخت رو میبینم، یهدفعه دلم پر میشه از عظمت خدا…”
راستش منم با تمام وجود این حس رو درک میکنم. چون هرچقدر بیشتر از دید تازهای به زندگی نگاه کنم، بیشتر حس نزدیکی با خدا، حال خوب و عزت پیدا میکنم.
من توی این دیدگاه، یاد گرفتم که:
• با تمرکز واقعی روی یه هدف، میتونم معجزه خلق کنم.
• با تخیل و تصویرسازی هدف، آیندهام رو طراحی کنم.
• با اشتباه کردن، نهتنها خراب نمیکنم، بلکه ساختم رو شروع میکنم.
• و مهمتر از همه، با ارزشمند شدن، موفقیت خودش دنبالم میاد.
سپاسگزارم از علیرضای عزیز برای این دیدگاه روشنکننده.
سپاسگزارم از خودم که این حرفها رو خوندم، لمس کردم و به قلبم اجازه دادم که باور کنه.
سپاسگزارم از استاد عزیزمون، که این بستر رشد رو فراهم کرده…
و از خدا… بابت اینکه اجازه داده با هر قدمی که در مسیر آگاهی برمیدارم، بیشتر از قبل لمسش کنم و حس کنم که همیشه همراه منه.
خدایا شکرت برای فرصت گوش دادن به این فایل.برای قرار گرفتن در مدار دریافت این آگاهی ها.برای لذت گوش کردن درک معنای توحید در زندگیم.که هر وقت پیامی ،حرفی،آگاهی ای از توحید میاد قلبم زیرو رو میشه.اصلا کلمه توحید انگار با خودش آرامش رو میاره.
با گوش کردن به این فایل باز به خودم یادآوری کردم که راضیه از هیچ کسی نترس.کسی که ایمان داره از آدم ها نمی ترسه.به آدم ها قدرت نمیده.
چه ترکیب قشنگی بود این فایل و متن انتخابی آناهید عزیز،که بهم بگه نترسیدن لزوما به معنای جنگیدن نیست گاهی باید به ندای قلبت گوش بدی .گاهی نباید ترسید ولی باید سکوت کرد و اجازه بدی خداوند کارهارو برات انجام بده.و سر سپردن به هدایت هم یعنی ایمان.یعنی تسلیم بودن در برابر خداوند.
خدایا شکرت به خاطر آگاهی های امروز.خدایاشکرت به خاطر فرصت کامنت نوشتن.
سپاسگزارتونم استاد عزیز و مریم جان و تمام دوستانی که دیدگاهاتون رو به اشتراک میزارید تا ما درک بهتری از قوانین داشته باشیم.
سلام به استاد عزیز و همه عزیزانی که در این جمع حضور دارند
درس یکم: در زندگی من به شخصه پیش اومده که وقتی سوالی پرسیدم از خودم از دیگران و یا اینکه اون سوال و مسئله توی ذهنم روزها بوده بعد از مدتی خداوند از طریقی جواب اون سوال رو بهم داده مثلا از طریق صحبت یک دوست یا خوندن یک کتاب یا حتی در دل یک فیلم جوابش به من گفته شده .واقعا افراد موفق و کارآفرین ذهن پرسشگری دارند دائم در حال کشف و یادگیری هستند دائم در حال کنجکاوی هستند چرا که ذهنی خلاق دارند
درس دوم :توی زندگیم واقعا دیدم افرادی که از هوش خاصی هم برخوردار نبودند اما افرادی دقیق و صبوری بودند که به دنبال راهکار بودند و انقدر تمرکز داشتند تا نهایتا اون چالش رو حل کردند و یا حتی چندین بار راه حل ها رو تست کردند ،اونها افرادی هستند که خوب یاد گرفتند چطور با یک مسئله برخورد کنند و این واقعا یک مهارت اکتسابی هست و این افراد هم موفق هستند چرا که ما روزی نیست که از خواب بیدار نشیم و چالشی نداشته باشیم زندگی ما سراسر چالش هست و فردی از مسیرش لذت میبره که با حل این چالشها شخصیتش بزرگ و بزرگتر میشه
درس سوم:تمرکز در زمان حال ،منو یاد آدم های دقیقی میندازه که زمان انجام هرکاری فقط از انجام اون لذت میبرن مثلا زمان درس خوندن،تماشای یک فیلم،غذاخوردن، غذا پختن، دوش گرفتن، حتی کار و استراحت و من با دیدنشون لذت میبرم .یاد یک موضوعی افتادم وقتی سالهای پیش برای اولین بار در حوزه فروش مصاحبه انجام دادم مدیرعامل اون مجموعه سوالاتی رو پرسید و میخواست بدونه من واقعا در آن واحد میتونم چندتا کار رو با هم انجام بدم یا نه؟ و انگار این چند تا کار را همزمان انجام دادن یک مزیت محسوب میشد اما واقعا با دقت و کیفیت بالا انجام دادن یک کار خیلی خیلی مهمتر هستش چرا که نتیجه بهتری هم داره
درس چهارم:تخیل مهمتر از دانش است ، این رو که شنیدم از خودم کمی ناامید شدم من ماه ها پیش یک ویدئو با یک اپ موبایل ساخته بودم که تصاویر خواسته هامو توش گنجونده بودم ولی دیدم همین جور توی گالری گوشیم خاک خورده و اصلا ندیدمش و الان که این درس و شنیدم به خودم گفتم من خیلی وقت اون دریم بورد ویدئویی رو ندیدم و حتی تجسمی هم نداشتم و واقعا دلم برای تجسمم لک زده .چقدر تجسم به من احساس خوبی میداد و چقدر رسیدن به آرزوهام رو باور پذیرش کرده بود
درس پنجم:نگران آینده نباش اون خودش میاد ،این جمله منو یاد آدم های علی بی غم میندازه که همیشه شادن و خوشحالن چرا که در لحظه هستند و در زمان حال لذت میبرن و خیلی به فکر آینده نیستن با داشته هاشون حال میکنن و اتفاقا من دیدم که آینده هم براشون پربرکت تر پیش میره
درس ششم:وقتیکه در آرامش هستیم راه حل ها به ما گفته میشود ،دقیقا همینه وقتیکه من خودم حالم خوب نیست و حس خوبی ندارم و دچار نگرانی و ترس و دلهره ام اتفاقا تصمیماتم کاملا غیر منطقی و عجیب و غریب میشه و متاسفانه بعدش بابتش پشیمون میشم ولی وقتیکه ذهن ما در آرامش هست تصمیمات ما خیلی منطقی تر و به نفع ما خواهد بود و همه چیز خوب پیش میره چرا که آرامش با خودش احساس خوب میاره و احساس خوب اتفاقات خوب رو رقم میزنه اما نگرانی و ترس و دلهره احساس بد رو میاره و نهایتا این حس بد اتفاقات بد رو رقم میزنه
درس هفتم:سعی کنید ارزشمند باشید اون وقت موفقیت خودش میاد، افرادی هستند در جامعه که ما شاید اونها رو خیلی دقیق نشناسیم اما من خودم وقتی میبینمشون واقعا از ته دلم حس میکنم این افراد جای درستشون هستند مثل استاد عباس منش چون با عشق آموزش میدن ،مثل مربی ورزشیم که یک خانم جوان هستند انقدر عاشق کارشه و دلسوزه که من میگم این خانم جای درستشه .قطعا شما هم با این طور افراد برخورد داشتین .بنظرم این افراد خلق ارزش براشون مهم تر از موفقیت چرا که اون پشن و اشتیاق به کارشون باعث ایجاد کیفیت بالا برای مخاطبشون میشه و نهایتا این راهی به سمت موفقیت هست براشون اما افرادیکه در همون حوزه هستند چون اولویت اول براشون کسب درآمد هست نه علاقه و اشتیاق به کارشون بنابراین من خودم واقعا نمیتونم باهاشون ارتباطی بگیرم
درس هشتم:فرد دیوانه از نظر آلبرت انیشتین مثال من بود که سالهاقبل با سایت استاد آشنا شدم و رها کردم آموزش ها رو و انتظار داشتم زندگیم ازین رو به اون رو بشه و الان اومدم با تعهد که دیگه دیوانه نباشم استاد .اومدم که واقعا رو خودم کار کنم رو باورهام و بعد بیام از نتایجم بگم براتون
درس نهم:دانش از تجربه میاد ،من قبلا کتابهایی که در حوزه توسعه فردی بود رو میخوندم اما الان همه رو کنار گذاشتم و فقط و فقط اومدم به آگاهی های استاد گوش بدم چرا که این آگاهی ها از تجربه ایشون میاد و برای من راهگشا تر خواهد بود.
هممون دیدیم که خیلی از افراد با خوندن چهارتا کتاب ادعا دارند که زندگی ما رو تغییر میدن و راه حل های جادویی میدن ولی اگر اونها کننده بودند وضعیت خودشون رو اول درست میکردند چون فقط لب دهنن و هیچ تجربه ای ندارند .در حوزه فروش که من فعالیت می کنم این افراد بسیار بسیار زیادن .طرف یک بیزنس ران نکرده ولی ادعا میکنه با راهکاراش فروش ما رو میخواد صد برابر کنه
درس دهم:قوانین این جهان ثابت هستند و باید یادشون بگیرم و ازشون استفاده کنم مثل بقیه افراد موفقی که این راه رو رفتن یا دارن میرن
خدای مهربون ازت ممنونم که فرصت حضور در این فضا رو بهم دادی .استاد عزیز ازتون ممنونم که منو آگاه میکنین و به امید روزهای قشنگ تر که بیام از تغییراتم بگم از نتایجم بگم
یا رب لحظه هزاران بار نو رو بی نهایت شکر به من فرصت دوباره دادی
استاد این فایل از نشونه هام بود من خیاطی رو به خوبی بلدم فقط برای خودم وخانواده ام خیاطی میکنم حتی برای افراد خانواده لباس مجلسی می دوزم ولی هیچ وقت تو نشو نه هام هیچ اثری از خیاطی برام نیومد
فک میکردم باید از همین جا شروع کنم چون که علاقه هم دارم
ولی نمی دونم چرا نمیشه حتی شروع کردم برای خیاطی کردن برای دیگران،، چندین بار هم شروع کردم ولی هیچ اثری از مشتری نشد
تا به امروز که خیلی برام جالب بود
نشونه رو زدم باز برای خیاطی امروز برای اولین بار اومدم متن آنا هید عزیزم رو خوندم چون تو محیطی بودم که نشد ببینم فایل رو
خیلی برام جالب بود که برام سکوت اومد واز متن اناهید عزیز گفتم از این به بعد سکوت و
میکنم تا ببینم جهان منو به کجا میبره وبه قول استاد به خدا میسپارم
وبا شجاعت وجسارت به دل ترس هام میرم
استاد ممنونم از شما واین جسارت وشجاغت شما که به من وامثال من جسارت میده
سلام خدمت استاد عزیز و بزرگوارم بسیار لذت بردم از گوش دادن به این فایل و چقدر موثر بود و واقعا همینه وقتی قانون یه بازی رو یاد بگیری خیلی عالی و راحت تو مراحل بازی موفق میشی دقیقا مثل قوانین جهان هستی من نزیک به یکسال که باهاتون اشنا شدم ولی دروغ چرا توی این یکسال مستمر کار نکردم ولی به اندازه ی که زمان گذاشتم و فایل دیدم رشد کردم این فایل جمعبندی کاملی هست برای موفق شدن و به قول شما استاد عزیزم به شرط عمل کردن بهش موفقیت مثل اب خوردن میشه من دوست داشتم با نوشتن این پیام از خودم ردپا بزارم
به نام خدای مهربان
سلام و احترام و عشق و سپاس به استاد عباسمنش و مریم خانم شایسته که سرشار از سخاوت هستید سرشار از عشق هستید
و سلام به دوستان هم فرکانسی عزیزم
توی کامنت قبلی نوشتم که چی شد الان توی این فایل هستم. در حال حاضر که این کامنت رو می نویسم صفحه 10 از کامنتها هستم، همون حسی که هممون میدونیم و تجربه اش می کنیم بهم گفت که خوندن کامنتها رو متوقف کن و کامنت بنویس. که توی ذهنم گفتم نه بزار تا صفحه اول بخونم بعد مینویسم که دیدم احساس دلشوره و غم بهم دست دادو گفت بنویس بعدش بشین تا صفحه اول بخون و منم بله گفتم و با احساس خوب و آرامش شروع کردم، چون تا اینجای مسیر دیدم که هروقت به حرفاش گوش میدم و به حسم اعتماد میکنم نتیجش میشه احساس خوب خداروشکر. از آمیتیس دوست هم فرکانسی سپاسگزارم که فایل استاد رو توی چند پارت به نوشتار تبدیل کردن و من کامل خوندم(چند سال پیش این فایلو گوش داده بودم ولی الان درکش کردم)، و بقیه دوستان که وقت گذاشتن و کامنت نوشتن و از خوندن کامنتهاشون و تجربه هاشون یاد گرفتم. با مرور گذشته فهمیدم که من هروقت کنجکاو بودم و به این حس اعتماد کردم باعث شده که ترسم کنار بره، احساس عدم توانایی کنار بره، و به جاش احساسات خوب و قشنگ اومده، و یاد گرفتن و تجربه ی چیزهای جدید و هروقت به کنجکاوی اعتماد نکردم احساس عدم توانایی و ترس و عدم لیاقت بهم دست داده. همیشه برام اینطوری بوده که یه چیز مبهم مثل باز کردن و تعمیر یک دستگاه جدید ساخت آلمان، ترکیه، یا ایتالیا (دستگاههای ایرانی چون زیادن و همه جا هستن ساده شدن)، با نجوا هایی همراه بوده از ترس، از اینکه نتونم مشکلشو پیدا کنم یا حتی نتونم راه و روش باز و بسته کردن قطعاتشو پیدا کنم و ضایع بشم! اما با اعتماد به حس کنجکاوی و لذت بردن ازش و همچنین گذاشتن تمرکز و فکر کردن روی اون کار و پرسیدن سوال های خوب از خودم راهها نشون داده شده و بعد از انجام اون کار احساس توانایی، لیاقت، ارزشمندی و رضایت از خودم بهم دست داده. هروقت توی ذهنم چیزی رو تجسم کردم از جنس همون تخیل و تجسم برام اتفاق افتاده و ربطی نداشته به اینکه در مورد یه چیز خوب تخیل کردم یا یه چیز بد! الان که نگاه میکنم میبینم که قدرت تخیل و تجسم بالایی دارم و در گذشته به صورت ناخوداگاه و عدم آگاهی از اینکه تجسمات و تخیلات به واقعیت تبدیل میشن، ساعت ها به ناخواسته ها و اتفاقی که خوشایندم نبود و خواسته اصلی من نبوده فکر میکردم و تصویر سازی میکردم و همشون هم اتفاق افتادن بعضی هاشون دقیقا همونطوری که تجسم کردم و تک و توک هم بسیار بسیار نزدیک به تجسمم. از وقتی که فهمیدم تجسم به واقعیت تبدیل میشه و پشت تجسم کردن من کلی چیز هست مثل افکار و باورها و… جهاد اکبر برای تغییر رو شروع کردم، که کار سختیه، تغییر باورها، تغییر افکار، کنترل ذهن، تغییر رفتار، سپاسگزار بودن… برای همین اسمش جهاد اکبرِ :)
در گذشته از اینکه دچار اشتباه بشم وارد کارای جدید یا چالش جدید نمیشدم(الان خداروصدهزار مرتبه شکر خیلی تغییر کردم و توی اکثر مواقع چیزی باشه بگن نمیشه یا تو بلد نیستی یا ولش کن همونو میرم تو دلش و انجامش میدم بدون ترس از اشتباه کردن) به خاطر باورهای غلطی که از سمت خانواده و مدرسه و جامعه که خودشونم درگیرشن بهم القا شده بود که انسان نباید اشتباه کنه! در صورتی که با اشتباه تجربه بدست میاد راههای جدید نشون داده میشه و الان که نگاه میکنم میبینم که اشتباهات گذشته برام درس شده و تجربه و چقدر باعث رشد و پیشرفت و ارتقا شخصیت و مهارت آدم میشه. همه ی فایل های استاد یه چیزو میگن و اون داشتن احساس خوبِ و به یک قانون مرجع ختم میشن: ما در هر لحظه در حال ارسال فرکانس هستیم چه اونو بپذیریم چه نپذیریم این قانون هستیه مثل قانون جاذبه چه باورش کنیم چه نکنیم همیشه هست و کارشو میکنه، داشتن احساس خوب با تمرکز و توجه به چیزهایی که حالمونو و احساسمونو خوب میکنه، با سپاسگزاری، توانایی دیدن امکانات کنونی، استاد میفرمایند که همیشه در بدترین شرایط در قعر ذلت هم چیزهایی هستن که آدم سپاسگزارشون باشه و به احساس خوب برسه. احساس خوب یعنی در لحظه حال زندگی کردن، یعنی ایمان داشتن به غیب، یعنی نه غمی باشه نه ترسی، یعنی بسپر به الله، به رب، به مالک که هدایت میکنه از مبدا تا مقصد، به رزاق که هم غنیِ و هم وهابِ، که بسیار مدیر تر از مغز ماست، بسیار آگاه تر از ماست بر احوالمون و شرایطمون و خواسته مون، همان ربی که به زکریا فرزندی صالح عطا کرد با اینکه زکریا پیر و فرتوت بود و همسرش نازا، همچین رب قادری داریم، همون کسی که موسی رو هادی و حافظ بود، در مورد تمرکز به لحظه حال خیام میفرمایند:
از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن
فردا که نیامدست فریاد مکن
برنامده و گذشته بنیاد مکن
حالی خوش باش و عمر بر باد مکن
با تقدیم عشق و احترام و سپاس فراوان به استاد عباسمنش و مریم خانم شایسته
با آرزوی سلامتی، ثروت و سعادت برای همه
دوستتون دارم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام
خدارو صدهزار مرتبه شکر که فرصت نوشتن کامنت رو بهم داده
به لطف خدا و هدایتش حدود دوماه پیش یکی از فایل های استاد با موضوع سپاسگزاری رو گوش دادم یه جرقه کوچک درونم زده شد. خیلی کیف کردم، (استاد میگن که صبح ها وقتی بیدار میشن شروع میکنن به خوندن کامنتها) شروع کردم به خوندن کامنت های فایل قبل از خواب و صبح هابلافاصه بعداز بیدار شدن، بعضی وقتا یه صفحه، بعضی وقتا دو صفحه بعضی وقتا چند تا مورد فقط. و این روند ادامه داشت تا کامنت های اون فایل تموم شدن که فکر کنم بیش از چهل پنجاه صفحه کامنت بود و چند روز سپری شد، اون جرقه تبدیل به انفجاری از نور درونم شد، احساس عمیقی از سپاسگزاری ایجاد شد در بیشتر لحظات روز شب حتی توی خواب، و همراه خودش احساس شدیدی از آرامش و امنیت و فراوانی و سلامتی به همراه آورد، و دیدم که توسط بیشمار نعمت و موهبت الهی در هر مکان و زمانی احاطه شدم دیدم که همه چیز نعمته پروردگاره و همه چیز هست همیشه هست هدایت الله، رزاقیت الله، حافظ بودنش، مراقب بودنش، بخشنده بودنش… فهمیدم که سپاسگزاری دروازه ورود به قلمروی بهشته، بهم سخن استاد عباسمنش ثابت شد که فرکانس الله همیشه و به طور مطلق هست ماباید خودمونو با اون تنظیم کنیم…
الان که دارم این کامنتو مینویسم صفحه دوم از آخر(19) کامنتهای فایل انیشتین هستم و توی رخت خواب، که خوندن کامنتها متوقف شد تا نوشتن کامنت به لطف خدا انجام بشه. قبل از اینکه شروع کنم به خوندن کامنتهای این فایل، توی اتاقم نشسته بودم چشمامو بستم و بعد از صحبت کردن با پروردگار رب العالمین هدایت خواستم به سمت فایلی که کامنتهاشو قبل از خواب و به هنگام بیدار شدن بخونم، چشمامو باز کردم و مرا به سوی نشانه ام هدایت کن را لمس کردم، و الان اینجام که به لطف خدا تا همین دوصفحه از کامنتها تو وجودم نشسته و احساس آرامشی که بود رو به لطف خدا عمیق تر کرده، کامنتها عالی ان، از جنس نور، الهی ان…
خدارو صدهزار مرتبه شکر به خاطر همه چیز
با سپاس وعشق و احترام به استاد عباسمنش و استاد شایسته
و همه اعضای سایت عباسمنش
به نام خدای مهربانم خدای هدایتگر و روزی رسانم
سلام به استاد عزیزو مهربانم و سلام به مریم زیبایم
ما اول از همه کار باید خودمون رو بشناسیم
وقتی به خوبی خودمون رو میشناسیم متوجه میشیم کجاها قوی و کجاها ضعیف هستیم و بعد آرام آرام با بهبود و کنجکاوی درباره خودمون بهبود پیدا میکنیم و خدا رو بهتر میشناسیم حضورشو بهتر درک میکنیم و هر روز رشد میکنیم و کارها رو طبق قوانین ثابت خداوند انجام میدیم
چون همه اتفاقات و شرایط توسط افکار و باورهای ما رقم میخوره باید هر روز خودمون رو با دیروزمون مقایسه کنیم
باید در لحظه حال زندگی کنبم و حضور داشته باشیم
نگرانی از آینده و فکر کردن در مورد اتفاقات گذشته به انسان استرس و ترس میده و تمرکز و آرامشمون رو از ما مبگیره و ابن یعنی اون فاصله فرکانسی با خواسته مون زیاد میشه و از خواسته دور میشیم
وقتی میخوایم در یه زمینه ای رشد کنیم اون تعهد و تعقل و کنجکاوی و تمرکز ست که باعث رشد میشود
و یعنی از حاشیه ها جدا میشی و تمام هواست روی موضوعی ست که مهمه برات
انشالله به لطف خداوند مهربانم بیشتر تلاش ذهنی میکنم و تمرکزمو بیشتر میذارم برای شخصیت بهتر و درآمد بالایم
من موفق میشم چون لایقش هستم
کسانی که مثل استاد موفق هستن همین تمرکز و تعقل و تجسم رو داشتن و از تمام حاشیه ها و شرایط بیرونی جدا کردن خودشون رو
برای این فایل مهم متشکرم
در پناه خداوند مهربان باشین
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد بزرگم ،سلام به خانوم شایسته عزیز ،سلام به همه ی عزیزان
چند روزی بود که باید یکسری کار رو انجام میدادم و چیزایی میخریدم
همش دو دوتا چهار تا میکردم از اینکه اشتباه کنم می ترسیدم از اینکه خودم به تنهایی انجامش بدم می ترسیدم و کمالگرایی که دارم و هنوز نتونستم این بیماری رو درمان کنم بهتر شدم ولی خیلی باید روی خودم کار کنم
وارد سایت که شدم از خداوند خواستم هدایتم کنه تا جواب راه حل ها رو بشنوم ، من همیشه وقتی میخوام از (مرا بسوی نشانه ام هدایت کن ) استفاده کنم با خداوند صحبت میکنم و ازش میخوام که منو هدایت کنه خیلی وقتا از اینکه چقدر دقیق هدایت شدم چقدر به صحبت های استاد نیاز داشتم بشنوم در شوک فرو میرم مثل الان که اشکم در اومد از اینکه چقدر صحبت های استاد رو نیاز داشتم بشنوم چقدر بهم احساس خوب داد چقدر این صحبت ها ی استاد جواب سوال هام شد.
خدا جانم ممنون استاد جانم ممنونم خانوم شایسته از اینکه هستید ممنونیم.
سلام و سپاس
خدای مهربونم ممنون باز یه روز دیگه و یه فرصت دیگه برای کسب آگاهی! خودت خوب می دونی چقدر دوست دارم
استاد عزیز و تیم موفق سید حسین عباس منش عزیز ممنون بابت همه خوبیاتون
یکی از نکات مهم این فایل برای من موضوع تمرکز بود من متوجه شدم که تمرکزم پایینه و معمولا چند کار رو همزمان انجام میدم یا ذهنم درگیر چندتا مسئله ست! باید تجربه حضور در لحظه رو در خودم افزایش بدم و موقع کار یا مطالعه تمرکز صددرصدی داشته باشم و حتی گوشی رو تو اتاق کارم نبرم چون صدای یک پیام یا نور صفحه رو تمرکزم اثر می ذاره!
نگرانی نسبت به آینده و فکر کردن به آینده هم باعث میشه میزان تمرکز و سطح آرامش بیاد پایین.
خیلی حس خوبی دارم که این دو نکته رو متوجه شدم و تمام تلاشمو می کنم بیشتر بهش عمل کنم تا جزئیی از رفتارم بشه!
به نام خداوند
من وقتی دیدگاه تأثیرگذار علیرضا رو خوندم، یه حس عمیق و روشن توی دلم روشن شد… انگار دوباره یادم افتاد که مسیر رشد و خودشناسی فقط با کنجکاوی، توجه، تعقل و تمرکزه که شکل میگیره. ممنونم از علیرضا که با حرفهاش باعث شد بیشتر از قبل به زیباییهای خلقت خدا دقت کنم و بدونم که خیلی از نعمتهای اطرافم، مدتهاست دارن صدام میزنن ولی من بیتوجه از کنارشون رد میشدم…
این نگاه عمیقش به “کنجکاوی”، به نظرم یکی از عالیترین کلیدهای رابطه با خدا و آگاهی از قوانینه… اینکه مثل بچهها به بدیهیترین چیزها نگاه کنیم و از نو کشفشون کنیم. اصلاً انگار یه جور عبادت و نزدیکی به خداست، وقتی که با حیرت و شکرگزاری به بارون، درخت، نور خورشید و حتی یه برگ نگاه میکنیم.
یه جایی از متنش گفت که:
“وقتی تصور میکنم از یه سیاره دیگه اومدم و دارم برای اولین بار بارون یا درخت رو میبینم، یهدفعه دلم پر میشه از عظمت خدا…”
راستش منم با تمام وجود این حس رو درک میکنم. چون هرچقدر بیشتر از دید تازهای به زندگی نگاه کنم، بیشتر حس نزدیکی با خدا، حال خوب و عزت پیدا میکنم.
من توی این دیدگاه، یاد گرفتم که:
• با تمرکز واقعی روی یه هدف، میتونم معجزه خلق کنم.
• با تخیل و تصویرسازی هدف، آیندهام رو طراحی کنم.
• با اشتباه کردن، نهتنها خراب نمیکنم، بلکه ساختم رو شروع میکنم.
• و مهمتر از همه، با ارزشمند شدن، موفقیت خودش دنبالم میاد.
سپاسگزارم از علیرضای عزیز برای این دیدگاه روشنکننده.
سپاسگزارم از خودم که این حرفها رو خوندم، لمس کردم و به قلبم اجازه دادم که باور کنه.
سپاسگزارم از استاد عزیزمون، که این بستر رشد رو فراهم کرده…
و از خدا… بابت اینکه اجازه داده با هر قدمی که در مسیر آگاهی برمیدارم، بیشتر از قبل لمسش کنم و حس کنم که همیشه همراه منه.
یا حق
سلام به استاد عزیز،مریم جان و همه دوستان نازنینم
خدایا شکرت برای فرصت گوش دادن به این فایل.برای قرار گرفتن در مدار دریافت این آگاهی ها.برای لذت گوش کردن درک معنای توحید در زندگیم.که هر وقت پیامی ،حرفی،آگاهی ای از توحید میاد قلبم زیرو رو میشه.اصلا کلمه توحید انگار با خودش آرامش رو میاره.
با گوش کردن به این فایل باز به خودم یادآوری کردم که راضیه از هیچ کسی نترس.کسی که ایمان داره از آدم ها نمی ترسه.به آدم ها قدرت نمیده.
چه ترکیب قشنگی بود این فایل و متن انتخابی آناهید عزیز،که بهم بگه نترسیدن لزوما به معنای جنگیدن نیست گاهی باید به ندای قلبت گوش بدی .گاهی نباید ترسید ولی باید سکوت کرد و اجازه بدی خداوند کارهارو برات انجام بده.و سر سپردن به هدایت هم یعنی ایمان.یعنی تسلیم بودن در برابر خداوند.
خدایا شکرت به خاطر آگاهی های امروز.خدایاشکرت به خاطر فرصت کامنت نوشتن.
سپاسگزارتونم استاد عزیز و مریم جان و تمام دوستانی که دیدگاهاتون رو به اشتراک میزارید تا ما درک بهتری از قوانین داشته باشیم.
به نام خدای مهربون
سلام به استاد عزیز و همه عزیزانی که در این جمع حضور دارند
درس یکم: در زندگی من به شخصه پیش اومده که وقتی سوالی پرسیدم از خودم از دیگران و یا اینکه اون سوال و مسئله توی ذهنم روزها بوده بعد از مدتی خداوند از طریقی جواب اون سوال رو بهم داده مثلا از طریق صحبت یک دوست یا خوندن یک کتاب یا حتی در دل یک فیلم جوابش به من گفته شده .واقعا افراد موفق و کارآفرین ذهن پرسشگری دارند دائم در حال کشف و یادگیری هستند دائم در حال کنجکاوی هستند چرا که ذهنی خلاق دارند
درس دوم :توی زندگیم واقعا دیدم افرادی که از هوش خاصی هم برخوردار نبودند اما افرادی دقیق و صبوری بودند که به دنبال راهکار بودند و انقدر تمرکز داشتند تا نهایتا اون چالش رو حل کردند و یا حتی چندین بار راه حل ها رو تست کردند ،اونها افرادی هستند که خوب یاد گرفتند چطور با یک مسئله برخورد کنند و این واقعا یک مهارت اکتسابی هست و این افراد هم موفق هستند چرا که ما روزی نیست که از خواب بیدار نشیم و چالشی نداشته باشیم زندگی ما سراسر چالش هست و فردی از مسیرش لذت میبره که با حل این چالشها شخصیتش بزرگ و بزرگتر میشه
درس سوم:تمرکز در زمان حال ،منو یاد آدم های دقیقی میندازه که زمان انجام هرکاری فقط از انجام اون لذت میبرن مثلا زمان درس خوندن،تماشای یک فیلم،غذاخوردن، غذا پختن، دوش گرفتن، حتی کار و استراحت و من با دیدنشون لذت میبرم .یاد یک موضوعی افتادم وقتی سالهای پیش برای اولین بار در حوزه فروش مصاحبه انجام دادم مدیرعامل اون مجموعه سوالاتی رو پرسید و میخواست بدونه من واقعا در آن واحد میتونم چندتا کار رو با هم انجام بدم یا نه؟ و انگار این چند تا کار را همزمان انجام دادن یک مزیت محسوب میشد اما واقعا با دقت و کیفیت بالا انجام دادن یک کار خیلی خیلی مهمتر هستش چرا که نتیجه بهتری هم داره
درس چهارم:تخیل مهمتر از دانش است ، این رو که شنیدم از خودم کمی ناامید شدم من ماه ها پیش یک ویدئو با یک اپ موبایل ساخته بودم که تصاویر خواسته هامو توش گنجونده بودم ولی دیدم همین جور توی گالری گوشیم خاک خورده و اصلا ندیدمش و الان که این درس و شنیدم به خودم گفتم من خیلی وقت اون دریم بورد ویدئویی رو ندیدم و حتی تجسمی هم نداشتم و واقعا دلم برای تجسمم لک زده .چقدر تجسم به من احساس خوبی میداد و چقدر رسیدن به آرزوهام رو باور پذیرش کرده بود
درس پنجم:نگران آینده نباش اون خودش میاد ،این جمله منو یاد آدم های علی بی غم میندازه که همیشه شادن و خوشحالن چرا که در لحظه هستند و در زمان حال لذت میبرن و خیلی به فکر آینده نیستن با داشته هاشون حال میکنن و اتفاقا من دیدم که آینده هم براشون پربرکت تر پیش میره
درس ششم:وقتیکه در آرامش هستیم راه حل ها به ما گفته میشود ،دقیقا همینه وقتیکه من خودم حالم خوب نیست و حس خوبی ندارم و دچار نگرانی و ترس و دلهره ام اتفاقا تصمیماتم کاملا غیر منطقی و عجیب و غریب میشه و متاسفانه بعدش بابتش پشیمون میشم ولی وقتیکه ذهن ما در آرامش هست تصمیمات ما خیلی منطقی تر و به نفع ما خواهد بود و همه چیز خوب پیش میره چرا که آرامش با خودش احساس خوب میاره و احساس خوب اتفاقات خوب رو رقم میزنه اما نگرانی و ترس و دلهره احساس بد رو میاره و نهایتا این حس بد اتفاقات بد رو رقم میزنه
درس هفتم:سعی کنید ارزشمند باشید اون وقت موفقیت خودش میاد، افرادی هستند در جامعه که ما شاید اونها رو خیلی دقیق نشناسیم اما من خودم وقتی میبینمشون واقعا از ته دلم حس میکنم این افراد جای درستشون هستند مثل استاد عباس منش چون با عشق آموزش میدن ،مثل مربی ورزشیم که یک خانم جوان هستند انقدر عاشق کارشه و دلسوزه که من میگم این خانم جای درستشه .قطعا شما هم با این طور افراد برخورد داشتین .بنظرم این افراد خلق ارزش براشون مهم تر از موفقیت چرا که اون پشن و اشتیاق به کارشون باعث ایجاد کیفیت بالا برای مخاطبشون میشه و نهایتا این راهی به سمت موفقیت هست براشون اما افرادیکه در همون حوزه هستند چون اولویت اول براشون کسب درآمد هست نه علاقه و اشتیاق به کارشون بنابراین من خودم واقعا نمیتونم باهاشون ارتباطی بگیرم
درس هشتم:فرد دیوانه از نظر آلبرت انیشتین مثال من بود که سالهاقبل با سایت استاد آشنا شدم و رها کردم آموزش ها رو و انتظار داشتم زندگیم ازین رو به اون رو بشه و الان اومدم با تعهد که دیگه دیوانه نباشم استاد .اومدم که واقعا رو خودم کار کنم رو باورهام و بعد بیام از نتایجم بگم براتون
درس نهم:دانش از تجربه میاد ،من قبلا کتابهایی که در حوزه توسعه فردی بود رو میخوندم اما الان همه رو کنار گذاشتم و فقط و فقط اومدم به آگاهی های استاد گوش بدم چرا که این آگاهی ها از تجربه ایشون میاد و برای من راهگشا تر خواهد بود.
هممون دیدیم که خیلی از افراد با خوندن چهارتا کتاب ادعا دارند که زندگی ما رو تغییر میدن و راه حل های جادویی میدن ولی اگر اونها کننده بودند وضعیت خودشون رو اول درست میکردند چون فقط لب دهنن و هیچ تجربه ای ندارند .در حوزه فروش که من فعالیت می کنم این افراد بسیار بسیار زیادن .طرف یک بیزنس ران نکرده ولی ادعا میکنه با راهکاراش فروش ما رو میخواد صد برابر کنه
درس دهم:قوانین این جهان ثابت هستند و باید یادشون بگیرم و ازشون استفاده کنم مثل بقیه افراد موفقی که این راه رو رفتن یا دارن میرن
خدای مهربون ازت ممنونم که فرصت حضور در این فضا رو بهم دادی .استاد عزیز ازتون ممنونم که منو آگاه میکنین و به امید روزهای قشنگ تر که بیام از تغییراتم بگم از نتایجم بگم
یا رب لحظه هزاران بار نو رو بی نهایت شکر به من فرصت دوباره دادی
استاد این فایل از نشونه هام بود من خیاطی رو به خوبی بلدم فقط برای خودم وخانواده ام خیاطی میکنم حتی برای افراد خانواده لباس مجلسی می دوزم ولی هیچ وقت تو نشو نه هام هیچ اثری از خیاطی برام نیومد
فک میکردم باید از همین جا شروع کنم چون که علاقه هم دارم
ولی نمی دونم چرا نمیشه حتی شروع کردم برای خیاطی کردن برای دیگران،، چندین بار هم شروع کردم ولی هیچ اثری از مشتری نشد
تا به امروز که خیلی برام جالب بود
نشونه رو زدم باز برای خیاطی امروز برای اولین بار اومدم متن آنا هید عزیزم رو خوندم چون تو محیطی بودم که نشد ببینم فایل رو
خیلی برام جالب بود که برام سکوت اومد واز متن اناهید عزیز گفتم از این به بعد سکوت و
میکنم تا ببینم جهان منو به کجا میبره وبه قول استاد به خدا میسپارم
وبا شجاعت وجسارت به دل ترس هام میرم
استاد ممنونم از شما واین جسارت وشجاغت شما که به من وامثال من جسارت میده
سلام خدمت استاد عزیز و بزرگوارم بسیار لذت بردم از گوش دادن به این فایل و چقدر موثر بود و واقعا همینه وقتی قانون یه بازی رو یاد بگیری خیلی عالی و راحت تو مراحل بازی موفق میشی دقیقا مثل قوانین جهان هستی من نزیک به یکسال که باهاتون اشنا شدم ولی دروغ چرا توی این یکسال مستمر کار نکردم ولی به اندازه ی که زمان گذاشتم و فایل دیدم رشد کردم این فایل جمعبندی کاملی هست برای موفق شدن و به قول شما استاد عزیزم به شرط عمل کردن بهش موفقیت مثل اب خوردن میشه من دوست داشتم با نوشتن این پیام از خودم ردپا بزارم