این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/05/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-05-03 10:38:472024-12-21 13:06:12سریال زندگی در بهشت | قسمت 11
371نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
آقا یه چیزی بگم. مامان من خییییلی حساسه از خونه عکس بگیرم برا کسی بفرسم دیگه اگر نامرتب باشه که دیگه هییییچ. حتی تو بقیه هم دیدم که خوششون نمیاد اما خانم شایسته خیلی اوکیه و این بخاطر عرت نفسشه و بخاطر اینه که به حرف مردم اهمیت نمیده.
چون اگر خانمی بدش میاد به خاطر اینه که میترسه بقیه بگن وای خونش کثیفه وای اله وای بله…
خب پس این از تحسین ابتدایی.
دومممم
به به ببین چه خونه نکونی راه انداختید.از اونا که روح تازه میده به خودت و خونه.
واقعا لذت میبرم از این فعالیتتون.اینکه تصمیم میگیرید و عمل میکنید.تصمیم میگیرید تخت خواب و هدیه بدید و سریع با لری تماس میگیرید و تصمیمتون و عملی میکنید و یه حس خوب دیگه بابت عملی کردن تصمیمی که داشتیم و اعتماد به نفسی که بیشتر میشه.
چقدددر مهمه این زود عملی کردن تصمیم.
دمتون گرم
راستی بچه ها دقت کردین استاد هر چند دیقه یکبار میگفت عاااشقتم. چققققدر انرژی هست تو همین یه کلمه!!!
و باز هم رسیدیم به بی نهایت بودن ایده ها که رد پاش تقریبا تو هر قسمتی از زندگی در بهشت هست.
“یه ایده ی ساده دیگه و یه عالمه صرفه جویی در وقت و انرژی”
خدایا شکرت برا این همه ایده ای که وجود داره و تو بهمون الهام میکنی.
یه چیزی که خیلی جذابه برام آزادی شماست توی هررر تغییری که دلت میخواد به خونت بدی.
وقتی خونه مال خودت باشه و از طرفی باور به فراوانی هم داشته باشی اونوقت با خیال راحت و بدون ترس هررر تغییری میخوای توش ایجاد میکنی.
دلم میخواد در آینده خونه خودم و داشته باشم که هر تغییری دلم بخواد داخلش بدم.
خیلی برام جالبه که از تمیز کزدن توالت هم فیلم میذارید بخدا این خودش یه نوع هنجار شکنی محسوب میشه..خیلی باحاله
آخ آخ اسموتی خنک با عزیزدلت تو هوایه گرم اما زیر سایه جاادویی و با ویوی دریاچه و جنگلی که مااال خودته. ای جان این همون بهشت دنیاس
و مطمئنم این دو عزیز بعدش هم کلی با هم راجع به قانون و اتفاقات حرف زدن و حال خوب و چند برابر کردن.
گاهی کارای بزرگ با حذف یه سری چیزا اتفاق میفته.
یه سری کارهایی که بیهوده داری انجام میدی و ازت انرژی میگیره،یه سری وسایل بی مصرف، و حتی آدم هایی که بودن باهاشون تو رو رشد نمیده و پایین میکشه.
خدای خوبم سپاسگزارم برای یک روز جدید و فرصت دوباره زندگی کردن
خدای خوبم سپاسگزارم که داری به من سپاسگزاری کردن رو می اموزی
خدای خوبم سپاگزارم از اینکه به من نشان میدی همه محدودیت هایی که دارم همه ناشی از فکر محدود منه و اگر میخوام بزرگتر بشه فکر و ذهنم باید هربار یاد بگیرم هماهنگ تر بشم با دیدگاه روحــم
روح من آزاده، روح من بدون مرز و محدوده است و همه چیز براش امکان پذیره چون قسمتی از قدرت خداست چون بی انتهاست و ذهن من اسیر در این جسم و ماده است و اسیر زمان و مکان شده. حالا خدایی که دوتا چیز متفاوت رو در اختیار من قرار داده حتما میخواد که من اینا رو به تعادل و هماهنگی به هم برسونه. میخواد که منظورم فکر خــدا اینه. قانونش اینه. راهــَش اینه. چون وقتی برمیگردم به گذشته و مرور میکنم و به یاد میارم نقطه های پررنگ و قشنگ و تاثیر گذار زندگی من ردپا و الگوی از تعادل و هماهنگی این بُعد از وجودم رو میبینم. رشدهای من جایی اتفاق افتادن که این دوتا با هم منطبق شدند خدایا ازت میخوام این ذهنم رو که خیلی زیاد حرف میزنه، خیلی زیاد فکر میکنه، خیلی زیاد تجزیه و تحلیل میکنه که اینا گاهی محدودیت در من ایجاد کرده رو از من دور کنی و من اجازه میدم خودت هدایتم کنی، خودت سُکان تمام منو به دست بگیری و خودت حتی یادم بندازی که دارم از مسیر هماهنگی و تعادل خارج میشم. خدایا ازت میخوام تا منو اسان کنی برای اسانی ها…خدایا ازت درخواست میکنم و ازت میخوام تا خودت بهم نشان بدی چیکار کنم و کدوم پاشنه آشیل رو باید روش بیشتر کار کنم. خودت راه نشانم بده و من سعی میکنم فقط و فقط بندگی کنم و بگم چــشم و فقط انجامش بدم.
مثل دیروز که یکهو به ذهنم اومد روزه بگیرم و خداروشکر که روزه گرفتم و حساب شکم و ذهنم دستم اومد و جلوی سرکش شدن شون رو گرفتم و امروز فکر میکنم خیلی بهتر سوارم بر ذهنم. درسته الان بخاطر محدودیت باورهام و بهونه های ذهنم از مسیری که کاملا با قلب و روحم درکش کردم که درسته خارج شدم اما یادگرفتم به خودم سخت نگیرم وخودمو سرزنش نکنم و فقط نظاره گر باشم و به یاد بیارم که اگر در آرامش باشم بازم با تمام ورودی های ناهماهنگ و نامناسبی که به بدنم میدم اما جسم سالم و سلامتی دارم و قطعا در زمان مناسبش دوباره هدایت میشم تا از امکانات و آگاهی هایی که همین الان دارم درست استفاده کنم.
من نمیتونم من عاجزم، من الان درست نیست به فکر پول ساختن و کار پیدا کردن باشم و همزمان نمیتونم هم اینو هندل کنم هم درس خوندن و دانشگاه و شهریوری که امتحانات پایان ترم مون هست. از طرفی هم میبینم که چه فشاری روی همسرم هست و داره تلاش میکنه ازچرخه معیوب بدهی داشتن بیاد بیرون و تامین آذوقه و غذا خوردن هامون تماما به عهده ایشون هست پس من فقط نظاره گرم و درس هاشو دارم میگیرم و اهرم رنجی در من داره شکل میگیره که دوباره خطا نکنم.وقتی میرم توی فضای درست همه پایه های خودمو برای بنا کردن اون مسیر درست عالی و دانه به دانه بنا کنم. آره ضعف های شخصیتی و باوری خودمو تقویت کنم و همزمانی که داره بنا میره بالاتر احساس ارزشمندی و لیاقت خودمو ببرم بالاتر، منطق های خودمو تقویت کنم،…اینجوری نمیشه که هی برم بالا هی بیام پایین.اصلا این درست نیست. این اشتباهه. اصلا این رسم استادی که ازش دارم درس میگیرم و الگوی منه نیست. استاد من همواره رو به بهبود در حرکته، همیشه برای بهترشدن در تلاشه، استاد من اینقدر مسائل خودشو ریشه ایی حل میکنه که به چالش های تکراری و مسائل تکرارشونده برنمیخوره.پس من مشکلم کجاست من کجای کارم ایراد داره. بله منم باید به اصل بچسبم و قانون رو بهتر درک کنم و احساسم رو هر بار بهتر از قبل خودم بکنم حتی احساسم رو نسبت به خودم. بله من الان به خودم چه احساسی دارم؟! واقعا صادقانه من احساس درونی خودم نسبت به منی که الان هستم چیه؟؟؟…عجب سوالی اومد و چه جواب هایی.حواب کلی اینه خیلی احساس خوبی نیست، هنوز احساس شرمندگی در خودم احساس میکنم، احساس گناه و احساس کم بودن حس میکنم. احساس های خوبی از خودم ندارم اما قرار نیست بخاطر یکسری نفهمیدن هام، یکسری اشتباه هام که شاید الان میفهمم اشتباهه موقعی که انجام دادمشون یا تصمیم گرفتم درست ترین کار ممکن بوده چون مناسب اون زمان و اون مدار من بوده. پس نباید بخاطر اون چیزها الان در درون با خودم در جنگ باشم، خودمو سرزنش کنم حتی یک ذره، یا اینکه الان همسرم روش فشاره و من حتی یک ذره نمیتونم در این موضوع بهش کمک کنم احساس گناه بکنم و ناراحت باشم یا فکرم رو مشغول کنم(اشک تو چشام جمع شد.) آره هرکسی هرجایی هست جای درستشه. اگر اومدن لباسشویی باعث شد بره در مدار بدهی بخاطر مدار خودشه، اگر لباسشویی اومده توی خونمون و به وسایل مون اضافه شده و بعد چندسال با دست لباس شستن من دوباره لباسشویی دارم جای درست خودمم و من آسان شدم برای این اسانی…اگر الان من دانشجو هستم و هنوز پولی نشده دربیارم و هنوز باید صبر گنم جای درست خودم هستم. اگر گاهی عجله میکنم و جهان یک کاری میکنه با تاخیرها و اتفاقاتی بهم نشان بده باید صبرکنی چون یکجاهایی درس عجله نکردن رو بخوبی یاد نگرفتم و الان وقتشه این درس رو یاد بگیرم و صبور باشم صبری همراه با امید. صبری نه از روی اجبار و تحمل کردن صبری که به من امید میده، صبری که منو رشد میده، صبری که منو بزرگتر و آماده تر میکنه….آره من صبـــر میکنم با عشق. من قراره فصل جدیدی از زندگی خودمو ببینم پس تکاملم رو همراه با امید و صبر طی میکنم و یادمیگیرم همه درس هامو. سرم توی زندگی خودمه و سمت خودمو خوب انجام میدم کار ندارم، سعی میکنم به همسرم و کارای اون و تصمیم های اون کار نداشته باشم و سرم به زندگی خودم و درون خودم و اصلاح خودم باید سرگرم باشه. من تمام انرژی خودمو و تمرکز خودمو صرف خودم باید بکنم من باید خسیس باشم برای ذره ایی صرف انرژی برای کمک به دیگران. الان تنها کسی که خیلی کمک نیازه داره خودمم، تنها کسی که میتونم تغییرش بدم خودمم. تنها چیزی که باید روش تمرکز کنم خودمم. این منم که دارم دنیامو خلق میکنم من حواسم به تمام فرکانس و انرژی و افکار وباروهای خودم باید باشه و کم کم جهان دنیای اطراف منو، آدم های اطراف منو هم با من هماهنگ میکنه.من سمت خودمو باید انجام بدم و من وظیفه ام بندگی کردنه احساسم رو دیدن و کنترل کردنه. کارهایی که لازمه و میتونم انجام بدم هست. تشخیص بدم اصل چیه فرع چیه و قدم هایی که به من گفته میشه رو انجام دادنه و بقیه کارها اون 99%بقیه اش کار خداست من اصلا توانش رو ندارم. خدای خوبم تو از دل من آگاهی میدونی چی میخوام، میدونی چی دوست دارم، میدونی واسه چی اومدم توی این مسیر پس خودت منو هدایت کن، حمایت کن مثل همیشه. من واقعا نمیدونم چطور به یک پژوهشگر ثروتمند و ارزشنمد تبدیل بشم تو میدونی، تو بلدی خودت راه نشانم بده.خدایا نقطه ضعف هامم تو میدونی میدونی که باورهای محدودکننده زیادی دارم مثل اینکه از راه علاقه نمیشه پول ساخت خودت این باور رو با باورهای قدرتمندکننده جایگزین کن. خدایا من نمیدونم تو میدونی. خدایا من حتی نمیدونم روی کدوم باورقدرتمندکننده کار کنم یا چه باورهای محدودکننده ایی ترمز راه من شدند تو میدونی خودت کمکم کن.خدایا من به نقطه عجز و تسلیم رسیدم خودت کمکم کن…
یک وقفه ایی وسط این نوشتن هام پیش اومد.
تماس آقای همسر و زنگ در خونه و رسیدن سفارش مون از اُکالا. دیدن همسایه هامون که دارند اسباب کشی میکنند(بعد از 15سال توی این ساختمون بودن اکرم خانم شون دارند میرن و چقدر وقتی ما اینجا اومدیم برامون دست خدا شدند و به ما لطف کردن…) هیچ اتفاقی هیچ وقفه ایی اتفاقی نیست…خدایا شکرت برای فرصت نوشتن و دیدن افکارم و ثبت کردن شون. خدایا شکرت برا این خونه آرام و پراز عشق و نوری که داریم، برای بادپنکه و کولر.برای لباس های قرمز خنکی که پوشیدم خدایا شکرت برای این همه….
■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■
“قسمت یازدهـــم(11 اُم) سریال زندگی در بهشت”
این قسمت با تصویر داخل خانه مواجهه میشیم که چقدر همه چی رخته بیرون و یکجورایی شلوغ پلوغه.(چه جالب مثل ذهن من که همه چی رو رختم بیرون اول کار)
فقط جمله مریم جان که همون اول میگن:
نــگــران بهم ریختگی اینجا نباشید.
بهتون میگم اینجا چه خبره! ما تصمیم گرفتیم،یک نگاه مجدد به و سایل مون و نحوه ایی که داریم ازشون استفاده میکنیم بندازیم.چون بقول استاد همیشه جا برای بهبود بیشتر هست.
قراره از وسایلی که داریم بهتره استفاده کنیم.چــون همیشه این امـکانات و داشته های الان مون این پتانسل رو دارند که به مـا خدمت بیشتی بکنند.
امروز یک روز برای تحول اساسی وسایل خونه است…
امــروز یـک روز تـحول اساسی برای منه فهیمه است.
🟣دست به عمل شدن و اجرای ایده ها با امکانات موجود و توانایی هایی داریم.
واقعا تحسینت میکنم مریم جان یک دستی پیچ باز میکنی و فیلم هم برامون گرفتی با عشق…چقدر دیدن همین ثانیه ها برای من درس داره چقدر چیز توی ذهنم میاد که حتی نمیتونم بنویسم.(خدایی من کم آوردم. حتی دانه به دانه ثانیه به ثانیه هم بشینم با دقت بنویسم و چندبار هم ببینم بازم نمیتونم بخدا…نمیدونی همین ثانیه های اول چقدر نکته و درس توی ذهنم اومد. منم که یک ذهن بسط دهنده و تجزیه و تحلیل گر خفن دارم. البته که نقطه ضعفی هم بنام کمال گرایی دارم یا بهتره بگم داشتم و الان با بهبود گرایی در حال درمانش هستم و خیلی زود مچش رو میگیرم….
🟣در راستای حذف وسایل اضافی این سوال رو از خودتون پرسیدین که این قاب تخت خواب به جز زیبایی چه کارایی براتون داره؟چه میشود اگر فقط اصل ها رو نگه داریم؟ (روتختی و زیر تختی)
🟣 بخشیدن تخت به لری آدمی که میتونه ازش استفاده ی درست بکنه.
🟣 زیبایی فقط کافی نیست باید کارایی و راحتی با خودش به همراه داشته باشه.
🟣چقدر خوبه بخشیدن و چقدر آدم حس خوبی داره و من هم چقدر خوشحال بودم وقتی چیزهایی رو به کسی بخشیدم.
🟣صبحانه و آنتراک اونم چه سوپ سبزیجات و نوشیدنی های صل علی
🟣نصب اون جا حوله ایی و اون الگوی کاغذی که نصبش رو اسان و راحت میکنه و چقدر هم به کالای خودش ارزش داده به مشتری اش ارزش داده.
🟣خدای من چقدر همین کارای به ظاهر چیپ و ظاهرا سطح پایین مهم هستند چقدر حس خوبی به ادم میده، تمیز کردن دستشویی و سرویس بهداشتی…
یعنی لباس بشوری برای سه تا تیکه دستمال، خدایی این قسمت تو کت من نمیره هنوز و بنظرم یکجای کار ایراد داره و شایدم یکحای کار توی باورهای من ایراد داره….
🟣نصب سایه بان پدال دار و کلی آپشن دار و استفاده کردن ازش چه حالی میده خدایا شکرت.
🟣نشستن توی محوطه و لذت بردن از منظره ایی که بدون نرده است اونم زیر نور آفتاب با وجود اون سایه بان که در جهت دلخواه بهمون سایه میده و به همراه نوشیدن یک اسموتی خنک و خوشمزه آووکادو+عسل+شیرنیدو
خدایی استاد جوری که خوردی اب دهنم راه افتاد خیلی خوشمزه خوردین و چقدر هم قشنگ توصیفش کردین.
🟣 روز خوبی که با حذف کردن یکسری لوازم و وسایل خانه کامل شد.فضایی با انرژی مثبت تر شده و منظم شده.مثل قرار گرفتن ابزارها در یک کمد(که بنظرم ست همون تخت خواب هست و خیلی طرح حصیری چوبی قشنگی داره.)
🟣 گاهی وقتا تغییرات بزرگ با حذف موارد خیلی چیزها. مثلا حذف کردن یکسری کارهایی که داریم انجام میدیم وو وقت و رمان و انرزی مون رو بیخودی گرفته. وقتی اونا حذف میکنیم باعث میشه کلی انرزی و زمان مون صرف کارهایی بشه که اهمیت بالایی دارند و ارزش های خیلی زیادی درست میکنند.
🟣پیام اون تابلو هم عالی بود with GOD all things are POSSIBLE
سپاسگزارم ازت مریم جانم که واقعا تحسین برانگیز و دوست داشتنی هستی و قدردان تک تک فعالیت هات روی سایت هستم.(امروز روزشمار تحول زندگی من روی بنر سایت اومده. فصل هفتم روزشمار تحول زندگی من_روز 214 “آنچه در دوره عزت نفس می آموزی؟در یک نگاه” دیروز هم فایل فوق العاده “خالق شرایط یا قربانی شرایط؟” رو چندباری همزمان نوشتن جزوه هام دیدم.)
و با دیدن درس های عملی استاد و دیدین اهل عمل بودن ایشان ما میتونیم چقدر درس بگیریم
و بفهمیم و ببینینم ریشه هایی رو که الان استاد رو ساخته و چقدر پیشرفت کرده….
خیلی ها استاد رو از روی ظاهر قضاوت میکنن و حتی دوستانی که دوره های ایشان رو خریدن ولی نیومدن دوره های عملی سفر به دور آمریکا و سریال زندگی در بهشت رو ببینن که چقدر این مرد صادقه چقدر اهل رشد چقدر به حرف های که میزنه عمل میکنه…
چیزی رو الکی نمیاد ارائه کنه و نتیجه توی دستاشه…توی همه زمینه ها
هم ثروت هم روابط هم سلامتی….
اینجاست که میشه دید استاد از هر تضادی که به سمتش میاد ثروت خلق میکنه…
مثلا همین تضاد چاقی گذشتش و اومد از قانون توحید استفاده گرد خدا هدایتش کرد به قانون سلامتی و از این قانون و عمل به این قانون خودش نتیجه گرفت و از این تضاد تا الان کلی به انسان های توحیدی مثل خودش کمک کرده و ثمره این کمک کسب ثروت بوده براش…
حقی که استاد مردی توحیدی و بنده مخلص خداست
یک مومن واقعی…
از خداوند بی نهایت سپاس گزارم که همچین الگوی کامل و توحیدی رو سر راه زندگیم گذاشت که زیر بنای و فنداسیون زندگیم رو بر پایه باور های ایشان بسازم و زندگی سراسر بهشت تنی سالم و عشق بسازم….
سلام به استاد عزیزم مریم بانوی نازنین و دوستان خوبم
خدایا شکرت برای یه تمرکز دیگه روی زیبایی ها و نکات مثبت ، برای درس های امروز
بخشیدن یا کنار گذاشتن چیزهایی که استفاده کردن ازشون برام سختی بهمراه داره یا اصلا استفاده نمیشه و گوشه ای داره خاک میخوره ولی دلمون نمیاد ازش بگذریم ، یه نکته ای به ذهنم آورد اینکه واقعا چقدر ثروتمندی میتونه به این نوع نگاه و عمل کردن کمک کنه چون وقتی من بدونم میتونم هر موقع که بخوام هر چیزی رو دوباره و حتی بهترشو بگیرم ، راحت تر ازشون میگذرم.
به نظرم دلیل نگه داشتن وسایل حتی اگه گذشتن از اونها برامون راحتی به همراه داره ،باور به کمبود هست و باز ارزش ثروت و ثروتمندی برام بیشتر آشکار میشه.
خدایا سپاسگزارم که ثروتمندان رو دوست داری و به همه کسانی که در مسیر ثروتمندی حرکت میکنن هدایت و مددت رو میرسونی.
مدتی بود میگفتم هر کار کنم یه ایرادی توش پیدا میکنند و غر میزنم پس سخت نگیرم..
اما چند روزی میگم خوب من باید سمت خودم رو انجام بدم
من وظیفه رو درست انجام بدم . صد درصد انرژیش برمیگرده بهم
من با کار خونه زیاد ارتباط نمیگیرم ..خوشم نمیاد ..همیشه تو رویاهام خونه ای که ساختم با خدمتکار فرض میکنم..من علاقه ای ندارم..امااااا با خودم میگم خوب مریم جان هم کلی کار داره سایت رو میچرخاند مدیریت فروش با خانم شایسته هست و هم به علاقش میرسه هم کارهای خانه..بارها استاد گفتند که من میتونم کسی بیارم این کارها رو انجام بده اما خود خانم شایسته نمیزاره
من بودم با سر قبول میکردم
کلی کارهای عقب افتاده دارم
سفارش نیمه تمام دارم
کارهای بچه و خانه یه مقدار برام سخت شده..اما با این دید که باید به خودم افتخار کنم بچه یکسال و نیمه دارم ولی دست از مستقل شدن برنداشتم خیلی ها شرایطشون عالیه اما هیچ تلاشی نمیکنند
از اینکه بیخیال نشدم و ادامه دارم میدم به خودم افتخار میکنم..
مطمئن هستم سال بعد این موقع بچم بزرگتر میشه و من راحت کنارش کارهامو هم انجام میدم.
دیگه گلوله کاموا رو نمیگیره فرار نمیکنه..خخخ
خیلی باحاله میاد کنارم و من مشغول بافتن هستم هی نگاه میکنه هی نگاه میکنه یهو گلوله کاموا رو میگیره فرار میکنه.. خخ
مطمئنم یک روزی میاد جواب این همه استمرار رو کوانتومی میگیرم
زیبایی ها این فایل مثل همیشه ویو ابدی خانه
با دریاچه زیبا و درختان قشنگ بود
رابطه عاشقانه مریم جان و استاد
عاشقانه های استاد ومریم جان
احترام به هم
صبور بودن تو انجام کار
حذف وسایل ناکارآمد
و باز شدن فضا برای استفاده بهتر..
باید خانه رو رفرشت کرد تا انرژیش برگرده
خدایا کمکم کن منم این ایده حذف وسایل ناکارآمدر و انجام بدم..نتیجه عالی رو میخوام تجربه کنم
سپاسگزارم برای تهیه این فایل زیبا
در پناه امن خداوند مهربان شاد باشید و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت
اگر خوبیها رو به خوبی تصدیق کنید ، ما هم شما رو آسون میکنم برای آسونیها
با درود و وقت بخیر خدمت همه ی دوستان عزیزم و استادان نازنینم
نکات مهم این قسمت ..
همیشه برای بهبودی بیشتر در تمام جنبه های زندگی مون میتونیم با حذف بعضی چیزها بهتر بشیم و تغییرات بزرگ رو ایجاد کنیم
مثلا تغییر تحول توی اتاق خواب .
چقدر جالبع اتفاقا منم اتاق خوابم رو مدام مرتب میکنم . کمدها و کشو ها را مرتب کردم و وسایلی رو که دیگه بهشون نیاز نداشتم رو گذاشتم برای فروش . مثلا تعداد زیادی ساعت مچی داشتم که احساس میکنم استفاده نمیکنم . هر چند هنوز بفروش نرفته ولی یکیشون فروختم و چقدر احساس آرامش کردم واقعا . این همه ساعت مچی رنگاورنگ رو میخوام چیکار؟؟؟
بقیه ی چیزای دیگرو هم جا بجا کردم کلی ایده دارم که باید عملی کنم و یک سری وسایل رو چند وقت پیش بخشیدم و کلی جام باز شده . از کیف و کفش و لباس و میخوام بازم دور و برم رو خلوت کنم ..
چقدر این ابزار آلات میلواکی کارها رو آسانتر کرده در کسری از ثانیه پیچ و مهره های تختخواب بسته شد و تمام . که بعدش خانم شایسته تغییر دادند و بعدش بازم به این نتیجه رسیدن که کلا تختخواب رو ببخشند به آقای لَری …
چه غذای خوشمزه ای برای صبحانه .. سالاد آواکادو با پیاز . سوپ سبزیجات .. دو تا کاپ برای کافی فرد اعلای برای یک زوج بینظیر که با عشق پخته شده و با عشق و لذت نوش جان میشود .واقعا تحسین برانگیزی
نصب میله ی جا حوله ای .. با کاتولوگ که همه چی قبلاً اندازه گیری شده مانند الگوی خیاطی . آماده است فقط باید جای آن رو مشخص کرد و بعدش براحتی پیچ کرد .. چقدر کارها راحتر شده . چقدر ایده های خلاق و هوشمندانه ایجاد شده برای راه حل ها خدا رو شکر .
نظافت دستشویی و توالت . فقط یک چیزی نظرمو جلب کرد اینکه شلنگ برای شستشو نداشت . البته میدونم آنجا از دستمال توالت استفاده میکنن . ولی برام جالب بود که از شلنگ آب استفاده نمیشه..
خانم شایسته دو تا تیکه دستمال رو انداختن توی ماشین لباسشویی با قرص لباسشویی!!
اینم برام جالب بود
نصب چتر آفتابگیر در کنار لبه ی دریاچه و سایه بانی چرخشی
خدایاا شکرت اینکه زیر آن سایه لم بدی و آسموتی آواکادو نوش جان کنید از اون منظره دریاچه و آسمان آبی و درختان سرسبز و آن صدای طبیعت لذت ببری واقعا جای تحسین داره که کنار یارت بشینی و با حرف های مشترک دلچسب عشق را در زندگیت جاری کنی خدایاااا شکرت خدا قوت استاد عزیزم و خانم شایسته ی مهربانم خدا قوت ممنون و سپاسگذارم
خانم شایسته ی عزیز هم تا شب تمام کارهاشون رو انجام دادند و یک خونه ای مثل دسته کل رو تحویل دادند . که البته بقول خانم شایسته ی عزیز بعضی وقت تغییرات بزرگ با حذف کردن بعضی چیزها و یا جابجا کردن وسایل بهبودی بیشتری حاصل میشود و فضای مثبت تر و شاد تری رو ایجاد میکند خدایااا شکرت
خدایا شکرت که بازهم فرصتی بهم داده شد تا کامنتی بنویسم و ردپایی طبق تعهدم در این قسمت از فایل به جای بگذارم
خدایا شکرت که همواره پشتیبان و حامی و محافظ و هدایتگر من هستی خدایا شکرت ..
_خدایاااا شکرت تنها فقط و فقط ترا می پرستم
و تنها فقط و فقط از تو یاری و هدایت و آگاهی و انرژی و سلامتی و پول و ثروت و تداوم و پایداری و تمرکز. و نعمت و خیر برکت می خواهم
سلام پرانرژیییییی
آقا یه چیزی بگم. مامان من خییییلی حساسه از خونه عکس بگیرم برا کسی بفرسم دیگه اگر نامرتب باشه که دیگه هییییچ. حتی تو بقیه هم دیدم که خوششون نمیاد اما خانم شایسته خیلی اوکیه و این بخاطر عرت نفسشه و بخاطر اینه که به حرف مردم اهمیت نمیده.
چون اگر خانمی بدش میاد به خاطر اینه که میترسه بقیه بگن وای خونش کثیفه وای اله وای بله…
خب پس این از تحسین ابتدایی.
دومممم
به به ببین چه خونه نکونی راه انداختید.از اونا که روح تازه میده به خودت و خونه.
واقعا لذت میبرم از این فعالیتتون.اینکه تصمیم میگیرید و عمل میکنید.تصمیم میگیرید تخت خواب و هدیه بدید و سریع با لری تماس میگیرید و تصمیمتون و عملی میکنید و یه حس خوب دیگه بابت عملی کردن تصمیمی که داشتیم و اعتماد به نفسی که بیشتر میشه.
چقدددر مهمه این زود عملی کردن تصمیم.
دمتون گرم
راستی بچه ها دقت کردین استاد هر چند دیقه یکبار میگفت عاااشقتم. چققققدر انرژی هست تو همین یه کلمه!!!
و باز هم رسیدیم به بی نهایت بودن ایده ها که رد پاش تقریبا تو هر قسمتی از زندگی در بهشت هست.
“یه ایده ی ساده دیگه و یه عالمه صرفه جویی در وقت و انرژی”
خدایا شکرت برا این همه ایده ای که وجود داره و تو بهمون الهام میکنی.
یه چیزی که خیلی جذابه برام آزادی شماست توی هررر تغییری که دلت میخواد به خونت بدی.
وقتی خونه مال خودت باشه و از طرفی باور به فراوانی هم داشته باشی اونوقت با خیال راحت و بدون ترس هررر تغییری میخوای توش ایجاد میکنی.
دلم میخواد در آینده خونه خودم و داشته باشم که هر تغییری دلم بخواد داخلش بدم.
خیلی برام جالبه که از تمیز کزدن توالت هم فیلم میذارید بخدا این خودش یه نوع هنجار شکنی محسوب میشه..خیلی باحاله
آخ آخ اسموتی خنک با عزیزدلت تو هوایه گرم اما زیر سایه جاادویی و با ویوی دریاچه و جنگلی که مااال خودته. ای جان این همون بهشت دنیاس
و مطمئنم این دو عزیز بعدش هم کلی با هم راجع به قانون و اتفاقات حرف زدن و حال خوب و چند برابر کردن.
گاهی کارای بزرگ با حذف یه سری چیزا اتفاق میفته.
یه سری کارهایی که بیهوده داری انجام میدی و ازت انرژی میگیره،یه سری وسایل بی مصرف، و حتی آدم هایی که بودن باهاشون تو رو رشد نمیده و پایین میکشه.
عاشقتونم
بــنام الله یکتا
بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین
سلام به بـهـشت
سلام به زنـدگــی
سلام به اهالی زندگی در بهشت
خدای خوبم سپاسگزارم برای یک روز جدید و فرصت دوباره زندگی کردن
خدای خوبم سپاسگزارم که داری به من سپاسگزاری کردن رو می اموزی
خدای خوبم سپاگزارم از اینکه به من نشان میدی همه محدودیت هایی که دارم همه ناشی از فکر محدود منه و اگر میخوام بزرگتر بشه فکر و ذهنم باید هربار یاد بگیرم هماهنگ تر بشم با دیدگاه روحــم
روح من آزاده، روح من بدون مرز و محدوده است و همه چیز براش امکان پذیره چون قسمتی از قدرت خداست چون بی انتهاست و ذهن من اسیر در این جسم و ماده است و اسیر زمان و مکان شده. حالا خدایی که دوتا چیز متفاوت رو در اختیار من قرار داده حتما میخواد که من اینا رو به تعادل و هماهنگی به هم برسونه. میخواد که منظورم فکر خــدا اینه. قانونش اینه. راهــَش اینه. چون وقتی برمیگردم به گذشته و مرور میکنم و به یاد میارم نقطه های پررنگ و قشنگ و تاثیر گذار زندگی من ردپا و الگوی از تعادل و هماهنگی این بُعد از وجودم رو میبینم. رشدهای من جایی اتفاق افتادن که این دوتا با هم منطبق شدند خدایا ازت میخوام این ذهنم رو که خیلی زیاد حرف میزنه، خیلی زیاد فکر میکنه، خیلی زیاد تجزیه و تحلیل میکنه که اینا گاهی محدودیت در من ایجاد کرده رو از من دور کنی و من اجازه میدم خودت هدایتم کنی، خودت سُکان تمام منو به دست بگیری و خودت حتی یادم بندازی که دارم از مسیر هماهنگی و تعادل خارج میشم. خدایا ازت میخوام تا منو اسان کنی برای اسانی ها…خدایا ازت درخواست میکنم و ازت میخوام تا خودت بهم نشان بدی چیکار کنم و کدوم پاشنه آشیل رو باید روش بیشتر کار کنم. خودت راه نشانم بده و من سعی میکنم فقط و فقط بندگی کنم و بگم چــشم و فقط انجامش بدم.
مثل دیروز که یکهو به ذهنم اومد روزه بگیرم و خداروشکر که روزه گرفتم و حساب شکم و ذهنم دستم اومد و جلوی سرکش شدن شون رو گرفتم و امروز فکر میکنم خیلی بهتر سوارم بر ذهنم. درسته الان بخاطر محدودیت باورهام و بهونه های ذهنم از مسیری که کاملا با قلب و روحم درکش کردم که درسته خارج شدم اما یادگرفتم به خودم سخت نگیرم وخودمو سرزنش نکنم و فقط نظاره گر باشم و به یاد بیارم که اگر در آرامش باشم بازم با تمام ورودی های ناهماهنگ و نامناسبی که به بدنم میدم اما جسم سالم و سلامتی دارم و قطعا در زمان مناسبش دوباره هدایت میشم تا از امکانات و آگاهی هایی که همین الان دارم درست استفاده کنم.
من نمیتونم من عاجزم، من الان درست نیست به فکر پول ساختن و کار پیدا کردن باشم و همزمان نمیتونم هم اینو هندل کنم هم درس خوندن و دانشگاه و شهریوری که امتحانات پایان ترم مون هست. از طرفی هم میبینم که چه فشاری روی همسرم هست و داره تلاش میکنه ازچرخه معیوب بدهی داشتن بیاد بیرون و تامین آذوقه و غذا خوردن هامون تماما به عهده ایشون هست پس من فقط نظاره گرم و درس هاشو دارم میگیرم و اهرم رنجی در من داره شکل میگیره که دوباره خطا نکنم.وقتی میرم توی فضای درست همه پایه های خودمو برای بنا کردن اون مسیر درست عالی و دانه به دانه بنا کنم. آره ضعف های شخصیتی و باوری خودمو تقویت کنم و همزمانی که داره بنا میره بالاتر احساس ارزشمندی و لیاقت خودمو ببرم بالاتر، منطق های خودمو تقویت کنم،…اینجوری نمیشه که هی برم بالا هی بیام پایین.اصلا این درست نیست. این اشتباهه. اصلا این رسم استادی که ازش دارم درس میگیرم و الگوی منه نیست. استاد من همواره رو به بهبود در حرکته، همیشه برای بهترشدن در تلاشه، استاد من اینقدر مسائل خودشو ریشه ایی حل میکنه که به چالش های تکراری و مسائل تکرارشونده برنمیخوره.پس من مشکلم کجاست من کجای کارم ایراد داره. بله منم باید به اصل بچسبم و قانون رو بهتر درک کنم و احساسم رو هر بار بهتر از قبل خودم بکنم حتی احساسم رو نسبت به خودم. بله من الان به خودم چه احساسی دارم؟! واقعا صادقانه من احساس درونی خودم نسبت به منی که الان هستم چیه؟؟؟…عجب سوالی اومد و چه جواب هایی.حواب کلی اینه خیلی احساس خوبی نیست، هنوز احساس شرمندگی در خودم احساس میکنم، احساس گناه و احساس کم بودن حس میکنم. احساس های خوبی از خودم ندارم اما قرار نیست بخاطر یکسری نفهمیدن هام، یکسری اشتباه هام که شاید الان میفهمم اشتباهه موقعی که انجام دادمشون یا تصمیم گرفتم درست ترین کار ممکن بوده چون مناسب اون زمان و اون مدار من بوده. پس نباید بخاطر اون چیزها الان در درون با خودم در جنگ باشم، خودمو سرزنش کنم حتی یک ذره، یا اینکه الان همسرم روش فشاره و من حتی یک ذره نمیتونم در این موضوع بهش کمک کنم احساس گناه بکنم و ناراحت باشم یا فکرم رو مشغول کنم(اشک تو چشام جمع شد.) آره هرکسی هرجایی هست جای درستشه. اگر اومدن لباسشویی باعث شد بره در مدار بدهی بخاطر مدار خودشه، اگر لباسشویی اومده توی خونمون و به وسایل مون اضافه شده و بعد چندسال با دست لباس شستن من دوباره لباسشویی دارم جای درست خودمم و من آسان شدم برای این اسانی…اگر الان من دانشجو هستم و هنوز پولی نشده دربیارم و هنوز باید صبر گنم جای درست خودم هستم. اگر گاهی عجله میکنم و جهان یک کاری میکنه با تاخیرها و اتفاقاتی بهم نشان بده باید صبرکنی چون یکجاهایی درس عجله نکردن رو بخوبی یاد نگرفتم و الان وقتشه این درس رو یاد بگیرم و صبور باشم صبری همراه با امید. صبری نه از روی اجبار و تحمل کردن صبری که به من امید میده، صبری که منو رشد میده، صبری که منو بزرگتر و آماده تر میکنه….آره من صبـــر میکنم با عشق. من قراره فصل جدیدی از زندگی خودمو ببینم پس تکاملم رو همراه با امید و صبر طی میکنم و یادمیگیرم همه درس هامو. سرم توی زندگی خودمه و سمت خودمو خوب انجام میدم کار ندارم، سعی میکنم به همسرم و کارای اون و تصمیم های اون کار نداشته باشم و سرم به زندگی خودم و درون خودم و اصلاح خودم باید سرگرم باشه. من تمام انرژی خودمو و تمرکز خودمو صرف خودم باید بکنم من باید خسیس باشم برای ذره ایی صرف انرژی برای کمک به دیگران. الان تنها کسی که خیلی کمک نیازه داره خودمم، تنها کسی که میتونم تغییرش بدم خودمم. تنها چیزی که باید روش تمرکز کنم خودمم. این منم که دارم دنیامو خلق میکنم من حواسم به تمام فرکانس و انرژی و افکار وباروهای خودم باید باشه و کم کم جهان دنیای اطراف منو، آدم های اطراف منو هم با من هماهنگ میکنه.من سمت خودمو باید انجام بدم و من وظیفه ام بندگی کردنه احساسم رو دیدن و کنترل کردنه. کارهایی که لازمه و میتونم انجام بدم هست. تشخیص بدم اصل چیه فرع چیه و قدم هایی که به من گفته میشه رو انجام دادنه و بقیه کارها اون 99%بقیه اش کار خداست من اصلا توانش رو ندارم. خدای خوبم تو از دل من آگاهی میدونی چی میخوام، میدونی چی دوست دارم، میدونی واسه چی اومدم توی این مسیر پس خودت منو هدایت کن، حمایت کن مثل همیشه. من واقعا نمیدونم چطور به یک پژوهشگر ثروتمند و ارزشنمد تبدیل بشم تو میدونی، تو بلدی خودت راه نشانم بده.خدایا نقطه ضعف هامم تو میدونی میدونی که باورهای محدودکننده زیادی دارم مثل اینکه از راه علاقه نمیشه پول ساخت خودت این باور رو با باورهای قدرتمندکننده جایگزین کن. خدایا من نمیدونم تو میدونی. خدایا من حتی نمیدونم روی کدوم باورقدرتمندکننده کار کنم یا چه باورهای محدودکننده ایی ترمز راه من شدند تو میدونی خودت کمکم کن.خدایا من به نقطه عجز و تسلیم رسیدم خودت کمکم کن…
یک وقفه ایی وسط این نوشتن هام پیش اومد.
تماس آقای همسر و زنگ در خونه و رسیدن سفارش مون از اُکالا. دیدن همسایه هامون که دارند اسباب کشی میکنند(بعد از 15سال توی این ساختمون بودن اکرم خانم شون دارند میرن و چقدر وقتی ما اینجا اومدیم برامون دست خدا شدند و به ما لطف کردن…) هیچ اتفاقی هیچ وقفه ایی اتفاقی نیست…خدایا شکرت برای فرصت نوشتن و دیدن افکارم و ثبت کردن شون. خدایا شکرت برا این خونه آرام و پراز عشق و نوری که داریم، برای بادپنکه و کولر.برای لباس های قرمز خنکی که پوشیدم خدایا شکرت برای این همه….
■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■
“قسمت یازدهـــم(11 اُم) سریال زندگی در بهشت”
این قسمت با تصویر داخل خانه مواجهه میشیم که چقدر همه چی رخته بیرون و یکجورایی شلوغ پلوغه.(چه جالب مثل ذهن من که همه چی رو رختم بیرون اول کار)
فقط جمله مریم جان که همون اول میگن:
نــگــران بهم ریختگی اینجا نباشید.
بهتون میگم اینجا چه خبره! ما تصمیم گرفتیم،یک نگاه مجدد به و سایل مون و نحوه ایی که داریم ازشون استفاده میکنیم بندازیم.چون بقول استاد همیشه جا برای بهبود بیشتر هست.
قراره از وسایلی که داریم بهتره استفاده کنیم.چــون همیشه این امـکانات و داشته های الان مون این پتانسل رو دارند که به مـا خدمت بیشتی بکنند.
امروز یک روز برای تحول اساسی وسایل خونه است…
امــروز یـک روز تـحول اساسی برای منه فهیمه است.
🟣دست به عمل شدن و اجرای ایده ها با امکانات موجود و توانایی هایی داریم.
واقعا تحسینت میکنم مریم جان یک دستی پیچ باز میکنی و فیلم هم برامون گرفتی با عشق…چقدر دیدن همین ثانیه ها برای من درس داره چقدر چیز توی ذهنم میاد که حتی نمیتونم بنویسم.(خدایی من کم آوردم. حتی دانه به دانه ثانیه به ثانیه هم بشینم با دقت بنویسم و چندبار هم ببینم بازم نمیتونم بخدا…نمیدونی همین ثانیه های اول چقدر نکته و درس توی ذهنم اومد. منم که یک ذهن بسط دهنده و تجزیه و تحلیل گر خفن دارم. البته که نقطه ضعفی هم بنام کمال گرایی دارم یا بهتره بگم داشتم و الان با بهبود گرایی در حال درمانش هستم و خیلی زود مچش رو میگیرم….
🟣در راستای حذف وسایل اضافی این سوال رو از خودتون پرسیدین که این قاب تخت خواب به جز زیبایی چه کارایی براتون داره؟چه میشود اگر فقط اصل ها رو نگه داریم؟ (روتختی و زیر تختی)
🟣 بخشیدن تخت به لری آدمی که میتونه ازش استفاده ی درست بکنه.
🟣 زیبایی فقط کافی نیست باید کارایی و راحتی با خودش به همراه داشته باشه.
🟣چقدر خوبه بخشیدن و چقدر آدم حس خوبی داره و من هم چقدر خوشحال بودم وقتی چیزهایی رو به کسی بخشیدم.
🟣صبحانه و آنتراک اونم چه سوپ سبزیجات و نوشیدنی های صل علی
🟣نصب اون جا حوله ایی و اون الگوی کاغذی که نصبش رو اسان و راحت میکنه و چقدر هم به کالای خودش ارزش داده به مشتری اش ارزش داده.
🟣خدای من چقدر همین کارای به ظاهر چیپ و ظاهرا سطح پایین مهم هستند چقدر حس خوبی به ادم میده، تمیز کردن دستشویی و سرویس بهداشتی…
یعنی لباس بشوری برای سه تا تیکه دستمال، خدایی این قسمت تو کت من نمیره هنوز و بنظرم یکجای کار ایراد داره و شایدم یکحای کار توی باورهای من ایراد داره….
🟣نصب سایه بان پدال دار و کلی آپشن دار و استفاده کردن ازش چه حالی میده خدایا شکرت.
🟣نشستن توی محوطه و لذت بردن از منظره ایی که بدون نرده است اونم زیر نور آفتاب با وجود اون سایه بان که در جهت دلخواه بهمون سایه میده و به همراه نوشیدن یک اسموتی خنک و خوشمزه آووکادو+عسل+شیرنیدو
خدایی استاد جوری که خوردی اب دهنم راه افتاد خیلی خوشمزه خوردین و چقدر هم قشنگ توصیفش کردین.
🟣 روز خوبی که با حذف کردن یکسری لوازم و وسایل خانه کامل شد.فضایی با انرژی مثبت تر شده و منظم شده.مثل قرار گرفتن ابزارها در یک کمد(که بنظرم ست همون تخت خواب هست و خیلی طرح حصیری چوبی قشنگی داره.)
🟣 گاهی وقتا تغییرات بزرگ با حذف موارد خیلی چیزها. مثلا حذف کردن یکسری کارهایی که داریم انجام میدیم وو وقت و رمان و انرزی مون رو بیخودی گرفته. وقتی اونا حذف میکنیم باعث میشه کلی انرزی و زمان مون صرف کارهایی بشه که اهمیت بالایی دارند و ارزش های خیلی زیادی درست میکنند.
🟣پیام اون تابلو هم عالی بود with GOD all things are POSSIBLE
سپاسگزارم ازت مریم جانم که واقعا تحسین برانگیز و دوست داشتنی هستی و قدردان تک تک فعالیت هات روی سایت هستم.(امروز روزشمار تحول زندگی من روی بنر سایت اومده. فصل هفتم روزشمار تحول زندگی من_روز 214 “آنچه در دوره عزت نفس می آموزی؟در یک نگاه” دیروز هم فایل فوق العاده “خالق شرایط یا قربانی شرایط؟” رو چندباری همزمان نوشتن جزوه هام دیدم.)
خدایا شکرت برای همه چیز
درود و عشق بر استاد جان
درود و عشق بر بانو شایسته شایان
خوبین
خدا قووت
به به به این سریال زیبا که سراسر درس عملیه
و با دیدن درس های عملی استاد و دیدین اهل عمل بودن ایشان ما میتونیم چقدر درس بگیریم
و بفهمیم و ببینینم ریشه هایی رو که الان استاد رو ساخته و چقدر پیشرفت کرده….
خیلی ها استاد رو از روی ظاهر قضاوت میکنن و حتی دوستانی که دوره های ایشان رو خریدن ولی نیومدن دوره های عملی سفر به دور آمریکا و سریال زندگی در بهشت رو ببینن که چقدر این مرد صادقه چقدر اهل رشد چقدر به حرف های که میزنه عمل میکنه…
چیزی رو الکی نمیاد ارائه کنه و نتیجه توی دستاشه…توی همه زمینه ها
هم ثروت هم روابط هم سلامتی….
اینجاست که میشه دید استاد از هر تضادی که به سمتش میاد ثروت خلق میکنه…
مثلا همین تضاد چاقی گذشتش و اومد از قانون توحید استفاده گرد خدا هدایتش کرد به قانون سلامتی و از این قانون و عمل به این قانون خودش نتیجه گرفت و از این تضاد تا الان کلی به انسان های توحیدی مثل خودش کمک کرده و ثمره این کمک کسب ثروت بوده براش…
حقی که استاد مردی توحیدی و بنده مخلص خداست
یک مومن واقعی…
از خداوند بی نهایت سپاس گزارم که همچین الگوی کامل و توحیدی رو سر راه زندگیم گذاشت که زیر بنای و فنداسیون زندگیم رو بر پایه باور های ایشان بسازم و زندگی سراسر بهشت تنی سالم و عشق بسازم….
دوست دار تک تکون سهند(:
به نام خداوندبخشنده مهربان
سلام به استادعزیزمریم جان ودوستان
راحتی مهمتراززیباییه آفرین که اینقدبراتون مهمه راحتی که قاب تخت روبرداشتین چقدرراحت گذشتین بخاطراینکه لذت ببرید ازراحتی
چقدمهمه که راحت زندگی کنیم
چقدنکته ی مهموخوبی گفتین که باید ببینیم چه کاری اضافه هس حذفش کنیم تاانرژیمون هدرنره
چقدلذت بردم که استاد ازبیرون بهتون گفت عاشقتم و همینطور شماکه گفتی:منم
چقدعشق بینتون احساس میشه
من چقدقانون توروابط رواشتباه متوجه شده بودم الان که دارم سریالومیبینم یه نکته هایی دارم یادمیگیرم وسپاسگزارتونم
چقد اسموتیه چسپید خصوصاتعریف وخوردن استاد انگار که خیلی خوشمزس وهمیشه دوس داشتم دستپخت خانم شایسته روتجربه کنم
وای چه منظره ی دیوانه کننده ای چه لذت بخش بودنشستن تواین سایه روبه روی این منظره کنارعشقی که عاشق همین و خوردن یه خوشمزه
چقدخونه تکونی انرژیش مثبته کلی چیزاکه یادت رفته هس پیدامیکنی یه چیزای حذف میکنه تمیز میکنی خیلی خوبه خصوصا که باهمسرت انجام بدی
افرین به خانم شایسته که راحت باشجاعت به سگ دست زد.اما من هنوزحسم خوب نیس ولی یکی دوبار بخاطرتمرین عزت نفس دست زدم
چقدخوب بود اون شوینده هاوابزارشستن سرویس وچقد تمیزن خانم شایسته
چقدتمیزی حس خوب میده
سلام سلام سلام
باورم نمیشه این فایل انقدر تاثیر گذار بود برای من
چون من عاشق چیز های اضافم در واقع مثل کلاغ هر چیزی که برق میزنه رو جمع میکنم
من تا الان هرچی لوازم ارایش مصرف کردم قوطی هاشو نگه داشتم
هر چی گل کادو گرفتم رمان هاشو نگه داشتم
قبل تر ها گل هاشم جمع میکردم یه عالمه گل خشک داشتم
جدیدن وقتی بیرون میرفتم چوب های بیابونا رو هم جمع میکردم انباریمون پر از چوبه
و مامانم همیشه سر تکون میداد میگفت دارم نگرانت میشم که اینطوری آشغال جمع کن شدی
منم تو دلم میگفتم من ذخیره کننده ی احساساتم هرچیزی که بهم حس خوب میده رو دوس دارم سیو کنم
حالا این فایل یه نشونه برای این قسمت از وجودم بود که پر از سوال شده بود کارم درسته یا نه ؟جوابمو گرفتم و میرم برای پاکسازی
امروز روز سبک شدن من، اتاقم ، ذهنم و گذشتمه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
«وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ»
«أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ»
————————————————
سلام به استاد عزیزم مریم بانوی نازنین و دوستان خوبم
خدایا شکرت برای یه تمرکز دیگه روی زیبایی ها و نکات مثبت ، برای درس های امروز
بخشیدن یا کنار گذاشتن چیزهایی که استفاده کردن ازشون برام سختی بهمراه داره یا اصلا استفاده نمیشه و گوشه ای داره خاک میخوره ولی دلمون نمیاد ازش بگذریم ، یه نکته ای به ذهنم آورد اینکه واقعا چقدر ثروتمندی میتونه به این نوع نگاه و عمل کردن کمک کنه چون وقتی من بدونم میتونم هر موقع که بخوام هر چیزی رو دوباره و حتی بهترشو بگیرم ، راحت تر ازشون میگذرم.
به نظرم دلیل نگه داشتن وسایل حتی اگه گذشتن از اونها برامون راحتی به همراه داره ،باور به کمبود هست و باز ارزش ثروت و ثروتمندی برام بیشتر آشکار میشه.
خدایا سپاسگزارم که ثروتمندان رو دوست داری و به همه کسانی که در مسیر ثروتمندی حرکت میکنن هدایت و مددت رو میرسونی.
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ
صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ
بنام خدایی مهربان
سلام به همه دوستان عزیزم و استاد عزیزم
سریال زندهگی در بهشت 11
همیشه جا برای بهبود در همه زمینه ها وجود دارد
و من چقدر خوشحالم که در زندهگی خودتان بشکل عملی این آموزه هایتان به نمایش میگذارین.
بعضی اوقات چقدر خوب است که وسایل اضافی را دور کنیم و یک تجدید نظری داشته باشیم.
چقدر خوب که وسایل را جهت آرامش و راحتی خود استفاده میکنید نه تنها جهت زیبایی و طبق معمولی که همه باید همچون چیزی داشته باشند .
به به چی غذاهای خوشمزه
همه چیز در عین راحتی و ساده گی و دلپذیری خداره شکر
عجب پاکاری عالی کردید خانم شایسته عزیز دمتان گرم خانم خوش سلیقه
چه صحنه ای بینظیر داره این پارادایس .
خداره صدهزار مرتبه شکر ، همه چیز شسته و رفته و پاک و منظم
و واقعا هم وقتی بعضی چیزها را حذف کنیم چقدر فضا برای کارهای مهم باز میشود.
و در اخیر with god all things are possible.
واقعا قشنگ است .
خداره صدهزار مرتبه شکر
سلام
حذف وسایل اضافی
زیبایی فقط کافی نیست کارایی و راحتی هم مهمه
مریم جان چه قابلمه قرمز قشنگی داری
ایده های ساده که وقت. و زمان و انرژی تو سیو میشه
وقتی مریم جان حتی سرویس دستشویی خونش هم برق میزنه
واقعا بهشت حیاط خونه شماس
چقدر زیبا
چقدر لذت بخش
چقدر چشم نواز
معجون لذت بخش نوش جانتون
مریم جان منم چند وقته وسایل اضافی خونم یا بخشیدم یا انداختم
اگر نیاز به تعمیر داشت درست کردم به قول شما خیلی انرژی خونم مثبت شده
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام وقتتون بخیر
روز یازدهم
خدایا شکرت زیبایی هاتو دیدم و تحسین کردم
یه روز زیبا دیگه تو این بهشت روی زمین
من چند روز هست خیلی علاقه مند شدم به تمیزی..
مدتی بود میگفتم هر کار کنم یه ایرادی توش پیدا میکنند و غر میزنم پس سخت نگیرم..
اما چند روزی میگم خوب من باید سمت خودم رو انجام بدم
من وظیفه رو درست انجام بدم . صد درصد انرژیش برمیگرده بهم
من با کار خونه زیاد ارتباط نمیگیرم ..خوشم نمیاد ..همیشه تو رویاهام خونه ای که ساختم با خدمتکار فرض میکنم..من علاقه ای ندارم..امااااا با خودم میگم خوب مریم جان هم کلی کار داره سایت رو میچرخاند مدیریت فروش با خانم شایسته هست و هم به علاقش میرسه هم کارهای خانه..بارها استاد گفتند که من میتونم کسی بیارم این کارها رو انجام بده اما خود خانم شایسته نمیزاره
من بودم با سر قبول میکردم
کلی کارهای عقب افتاده دارم
سفارش نیمه تمام دارم
کارهای بچه و خانه یه مقدار برام سخت شده..اما با این دید که باید به خودم افتخار کنم بچه یکسال و نیمه دارم ولی دست از مستقل شدن برنداشتم خیلی ها شرایطشون عالیه اما هیچ تلاشی نمیکنند
از اینکه بیخیال نشدم و ادامه دارم میدم به خودم افتخار میکنم..
مطمئن هستم سال بعد این موقع بچم بزرگتر میشه و من راحت کنارش کارهامو هم انجام میدم.
دیگه گلوله کاموا رو نمیگیره فرار نمیکنه..خخخ
خیلی باحاله میاد کنارم و من مشغول بافتن هستم هی نگاه میکنه هی نگاه میکنه یهو گلوله کاموا رو میگیره فرار میکنه.. خخ
مطمئنم یک روزی میاد جواب این همه استمرار رو کوانتومی میگیرم
زیبایی ها این فایل مثل همیشه ویو ابدی خانه
با دریاچه زیبا و درختان قشنگ بود
رابطه عاشقانه مریم جان و استاد
عاشقانه های استاد ومریم جان
احترام به هم
صبور بودن تو انجام کار
حذف وسایل ناکارآمد
و باز شدن فضا برای استفاده بهتر..
باید خانه رو رفرشت کرد تا انرژیش برگرده
خدایا کمکم کن منم این ایده حذف وسایل ناکارآمدر و انجام بدم..نتیجه عالی رو میخوام تجربه کنم
سپاسگزارم برای تهیه این فایل زیبا
در پناه امن خداوند مهربان شاد باشید و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت
سریال زندگی در بهشت | قسمت 11
صَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ ، فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَىٰ
اگر خوبیها رو به خوبی تصدیق کنید ، ما هم شما رو آسون میکنم برای آسونیها
با درود و وقت بخیر خدمت همه ی دوستان عزیزم و استادان نازنینم
نکات مهم این قسمت ..
همیشه برای بهبودی بیشتر در تمام جنبه های زندگی مون میتونیم با حذف بعضی چیزها بهتر بشیم و تغییرات بزرگ رو ایجاد کنیم
مثلا تغییر تحول توی اتاق خواب .
چقدر جالبع اتفاقا منم اتاق خوابم رو مدام مرتب میکنم . کمدها و کشو ها را مرتب کردم و وسایلی رو که دیگه بهشون نیاز نداشتم رو گذاشتم برای فروش . مثلا تعداد زیادی ساعت مچی داشتم که احساس میکنم استفاده نمیکنم . هر چند هنوز بفروش نرفته ولی یکیشون فروختم و چقدر احساس آرامش کردم واقعا . این همه ساعت مچی رنگاورنگ رو میخوام چیکار؟؟؟
بقیه ی چیزای دیگرو هم جا بجا کردم کلی ایده دارم که باید عملی کنم و یک سری وسایل رو چند وقت پیش بخشیدم و کلی جام باز شده . از کیف و کفش و لباس و میخوام بازم دور و برم رو خلوت کنم ..
چقدر این ابزار آلات میلواکی کارها رو آسانتر کرده در کسری از ثانیه پیچ و مهره های تختخواب بسته شد و تمام . که بعدش خانم شایسته تغییر دادند و بعدش بازم به این نتیجه رسیدن که کلا تختخواب رو ببخشند به آقای لَری …
چه غذای خوشمزه ای برای صبحانه .. سالاد آواکادو با پیاز . سوپ سبزیجات .. دو تا کاپ برای کافی فرد اعلای برای یک زوج بینظیر که با عشق پخته شده و با عشق و لذت نوش جان میشود .واقعا تحسین برانگیزی
نصب میله ی جا حوله ای .. با کاتولوگ که همه چی قبلاً اندازه گیری شده مانند الگوی خیاطی . آماده است فقط باید جای آن رو مشخص کرد و بعدش براحتی پیچ کرد .. چقدر کارها راحتر شده . چقدر ایده های خلاق و هوشمندانه ایجاد شده برای راه حل ها خدا رو شکر .
نظافت دستشویی و توالت . فقط یک چیزی نظرمو جلب کرد اینکه شلنگ برای شستشو نداشت . البته میدونم آنجا از دستمال توالت استفاده میکنن . ولی برام جالب بود که از شلنگ آب استفاده نمیشه..
خانم شایسته دو تا تیکه دستمال رو انداختن توی ماشین لباسشویی با قرص لباسشویی!!
اینم برام جالب بود
نصب چتر آفتابگیر در کنار لبه ی دریاچه و سایه بانی چرخشی
خدایاا شکرت اینکه زیر آن سایه لم بدی و آسموتی آواکادو نوش جان کنید از اون منظره دریاچه و آسمان آبی و درختان سرسبز و آن صدای طبیعت لذت ببری واقعا جای تحسین داره که کنار یارت بشینی و با حرف های مشترک دلچسب عشق را در زندگیت جاری کنی خدایاااا شکرت خدا قوت استاد عزیزم و خانم شایسته ی مهربانم خدا قوت ممنون و سپاسگذارم
خانم شایسته ی عزیز هم تا شب تمام کارهاشون رو انجام دادند و یک خونه ای مثل دسته کل رو تحویل دادند . که البته بقول خانم شایسته ی عزیز بعضی وقت تغییرات بزرگ با حذف کردن بعضی چیزها و یا جابجا کردن وسایل بهبودی بیشتری حاصل میشود و فضای مثبت تر و شاد تری رو ایجاد میکند خدایااا شکرت
خدایا شکرت که بازهم فرصتی بهم داده شد تا کامنتی بنویسم و ردپایی طبق تعهدم در این قسمت از فایل به جای بگذارم
خدایا شکرت که همواره پشتیبان و حامی و محافظ و هدایتگر من هستی خدایا شکرت ..
_خدایاااا شکرت تنها فقط و فقط ترا می پرستم
و تنها فقط و فقط از تو یاری و هدایت و آگاهی و انرژی و سلامتی و پول و ثروت و تداوم و پایداری و تمرکز. و نعمت و خیر برکت می خواهم
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داریم
IN GOD WE TRUST