این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/12/abasmanesh-14.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2020-12-16 07:44:012020-12-17 06:54:21سریال زندگی در بهشت | قسمت 114
174نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
ساعت یک و نیمه شبه و من کاملا غیر ارادی سمت نوشتن هدایت شدم
واقعا نمیدونم چی قراره بنویسم فقط دلم یک لحظه جای خالی خدا رو حس کرد و من رو به سمت این فایل آورد و گفت بنویس :
خدایا من در مسیر رشد و آگاهیم میدونم که این مسیر مسیر درستیه و باید روش کار کنم چرا مسیر درستیه؟
چون احساس آرامش بیشتری دارم نسبت به قبلم
چون میتونم خیلی چیزها رو حس کنم
چون میتونم نزدیکی با تو رو درک کنم
چون میتونم در مواقع حساس تکیه گاه پیدا کنم
چون انگار من لیلای قبل نیستم
و چون چیزی درون قلبم روشن شده
هنوز اول راهم ، هنوز درکم از حقایق خیلی پایینه ولی میدونم هر چقدر در این مسیر بیشتر پافشاری کنم خدا بیشتر هدایتهاش رو سمت من میفرسته
میدونم خدا به قدری قلبم رو و ذهنم رو باز میکنه که میتونم کلا این شخصیتم رو بکوبم و از نو بسازم
خدایا من آماده ام ، من اینجام و هر صبح و شب حاضررری میزنم و در میکوبم
خدایا دل من فقط به سوی خودت پر میکشه
تمام تنهایی هام رو خودت پر کردی
جوری که با داشتن کوچکترین فرصت ، مثل بچه هایی که دوست داشتنی ترین چیزشون رو قایم میکنن و هر چند ساعت یک بار با اشتیاق بهش سر میزنن ، من هم در اولین فرصت با شوق ، با عشق ، دوست دارم به سمت تو بیام
میام و دفترم رو باز می کنم
دوست دارم با تو گپ بزنم
دوست دارم یادآوری کنم آنچه را که به قلبم نیرو میده
خدایا هر بار که با تو گرم گفتگو میشم تمام جسم و روحم در حال صدا زدن تو میشه
چقدر بودن با تو لذت بخشه و چقدر این حس ، زیبا و بینظیره
خدایا کم کم این عادت به گفتگو با تو داره تبدیل میشه به دوستی ای که واقعیه و در دسترسه
و دوست دارم ساعتها بنویسم و قلبم رو به سوی تو باز کنم
آخه قبلا یادمون ندادن که خدا میتونه به صورت واقعی دوستمون باشه
و یادمون ندادن که در دسترسه
و میتونی هر موقع که دوست داشتی صداش کنی
یادمون ندادن که خدا رو میشه از آسمون بیاریم پایین ،
کنارمون و باهاش هم صحبت شد
یا بعضی اوقات باهاش توی آسمونها دور بزنیم و روی شونش بنشینیم
یا گاهی اوقات بشیم ، اندازه گرده ی کوچیک و خودمون رو به دستش بسپاریم
یادمون ندادن میشه با خدا واقعی گفت و شنود کرد
یا میشه غرق در خدا شد
خدا باعث و بانی کسی که اینها رو بهمون یاد داد رو حفظ کنه
چه روح بزرگی داشته بدون اینکه کسی اینها رو یادش بده یا الگویی داشته باشه تونسته این همه خودش رو بهش نزدیک کنه
درست مثل ابراهیم که به کم قانع نبوده دنبال اصل بوده ، دنبال قدرت بزرگه بوده ، دنبال شاه شاهان بوده
اصلا کوچیک ها رو عددی نمیدونسته
خدایا منی که یک عمرررر راه رو اشتباه رفتم
منی که الان 43 سال دارم و کل زندگیمو بدون درک بودن با تو گذروندم
با این حال که الان ب بسم الله هستم
ولی چقدددرررر راضیم ازت
چقدرررر احساس غرور دارم برای بودن توی این مسیر
چقدر احساس سبکی میکنم
هر چند که هنوز نتونستم آگاهی هام رو به مرحله عمل برسونم
خدایا تا به الان هیچ گفتگویی و هیچ نمازی دل من رو اینطور به تو نزدیک نکرده بود
خدایا از تو ممنونممممم
از بانی این صلات ممنونممممم
از خودم ممنونممممم
از جهان ممنونممممم برای بودن در این لحظه از زندگیم
به به چه دل نوشته زیبایی خیلی لذت بردم از کامنت شما واقعآ هرچی میگزه بیشتر متوجه میشم که این حس نزدیکی به خداوند و اعتماد به خداوند بالاتر از هرچی و هر لذتی در دنیا هستش و از خداوند میخواهم که خوشی وارد زندگی شما بشه که نگران پایانش نباشی
حرف پایانی استاد دقیقا چیزیه که من الان نیاز دارم ،درباره اینکه بعضی وقتا آدم در موقعیتی قرار داره که نمیدونه برای هدفش یا برای مسئله اش چیکار کنه و راهش اینه جوانبی که میتونه انجام بده رو انجام بده بقیه اش رو که نمیدونه فعلا رها کنه تا هدایت بشه تا دری باز شه تا الهامی یا ایده ای دریافت کنه منو یاد یه مصاحبه ی اینستاگرامی انداخت از یکی از خواننده های ایرانی که تعریف کردنش میتونه امیدبخش باشه .
میگفت توی یزد زغال فروشی داشتم ، ورشکست شدم ماشینمو سر بدهی دادم و اونجا بود دیدم دیگه حالا که وابستگی ندارم باید برم تهران دنبال آرزویی که داشتم ، بهم میگفتن بچه زغال فروش تو میخوای کجا بری اخه ، با جیب خالی و یه موتور که اونم دامادمون بهم داد اومدم تهران حتی جا نداشتم بخوابم با موتور مسافرکشی میکردم روز اول که تو جیبمو نگاه کردم گفتم اگه امروز تونستم یه پولی دربیارم پس حتما فردا هم میتونم مدتی تو پارک ها میخوابیدم اما با خودم گفتم راه برگشتی وجود نداره یا کنسرت تو برج میلاد یا بمیرم بهتره هیچ راه دیگه ای نداری ، حتی نمیدونستم دقیقا باید چیکار کنم اما کاری که از دستم برمیومد این بود که یه پولی جور کنم تا بتونم جاهای بهتر تمرین کنم، هر روز تا عصر مسافرکشی میکردم و عصرا تمرین میکردم نه نقطه ی امیدی بود نه کسی دعوتم کرده بود نه اسپانسری نه آشنایی نه پارتی نه کس و کاری بعد یه مدت ادامه دادن شروع کردم بعضی از کارامو که ضبط کنم و بفرستم واس اینور و اونور ، جواب درستی دریافت نمیکردم ولی راهی نداشتم تنها کاری که اون موقع میتونستم بکنم همین بود تا بلاخره بعد 2 سال از اولین روزی که پامو توی تهران گذاشتم یه جا قبولم کردن و کارم رو شروع کردم (نمیدونست برا هدفش دقیقا چیکار کنه ولی میدونست باید تمرین کنه هر روز بعد یه مدت تمرین ایده میاد بفرست واس فلانجاها میفرسته ولی نتیجه نمیگیره ول نمیکنه همونی که میدونه رو ادامه میده و ادامه میده تا بلاخره جواب میده یه جایی) و مدتی بعد سر تیتر خبر سایت های این حوزه این شد «رکورد بیشترین تعداد بلیط فروشی در کمترین زمان و رکورد برگزاری تعداد سانس های متوالی توسط رضا بهرام شکسته شد»
اینو باید به خودم یادآور بشم که اگه الان تو مرحله ای از کارم هستم که یه سری وجهه ها هست که نمیدونم چیکار کنم ، نمیدونم قراره چی بشه نزارم نجواها نا امیدم کنه نزارم شیطان با وعده هاش بترسونتم ، بجاش یه کارایی هست که میتونم انجام بدم در توانمه اونا رو انجام بدم بقیه و ایمان داشته باشم که وقتی توکلم به تنها قدرت این دنیا باشه و در مسیر درست ادامه بدم راه ها باز میشه ایده ها میاد افراد میان مهم اینه الان با اون کارایی که میدونم و میتونم ادامه بدم و متوقف نشم.
استاد عزیزم جدیدا جریانی از فهم ودرک ولذت در من جاری شده است که میتوانم با لذت بیشتری این سریالهای زیبا و بهشتی را ببینم که البته لطف خداوند است آن هم به خاطر دوره فوق العاده هم جهت با جریان خداوند
استاد داشتن بک زندگی زیبا وپراز نعمت وآرامش چه قدر عالیه هر وقت این سریال را میبینم از اعماق وجودم شاکر خداوند میشوم که درک میکنم زندگی طبیعی یعنی چه
چقدر لذت میبرم وقتی میفهمم خداوند برای من آسانی ونعمت می خواهد نه رنج و سختی
چقدر قوی میشوم وقتی میفهمم چه خدای عشقی دارم و چه قدر زیباست ومن تا حالا به خودم ظلم کردم که همجهت این همه نعمت زندگی نکرده ام
برویم نعمات را ببینیم و تحسین کنیم
وقتی تراکتور را دیدم گفتم خدایا شکرت که با وجود ابزارهای قوی اینقدر کار را برما آسان کردی و خدایا شکرت که یک زندگی بهشتی ، زندگی است که این نعمت به راحتی در آن جا دارد
دیدن یک جنگل اختصاصی فراوانی و فضل خداوند را به من یادآورد شد که همه مردم دنیا میتوانند این حد از فراوانی ونعمت را داشته باشند اگر ایمان بیاورند
گیر کردن تراکتور قانون تضاد وچالش را یادآور شد که زندگی دنیا با وجود چالش هایش رشد میکند وکسی سعادتمند میشود که بتواند ذهنش را کنترل کند وتوکل کند
رابطه شما ومریم جان به من یادآور شد داشتن یک رابطه زیبا چقدر میتواند زندگی را اسان وکنترل ذهن را راحت کند
وچقدر مهم است من روی خودم کار کنم تا روابط زیبا وپر از عشق را تجربه کنم
استاد اجرای قانون در عمل و گرفتن نتیجه، آن هم با زبان تصاویر چقدر منطق برای ذهن من میسازد
استاد عمیقا به خاطر این آگاهی ها واین سریال از شما سپاسگزارم
خدایا شکرت که یک روز دیگر به من فرصت دادی تا زندگی بهشتی را ببینم و آن را درخواست کنم وخلق کنم
الهی صدهزار مرتبه شکرت برای گوشی که دارم اینترنتم که باهاش وصل میشم به بهشتی که ته نداره و خدارو هزاران بار شکر که 99 درصد نتم صرف اینجا میشه و من خوشحال ترینم که تو فضای مجازی نیستم
الهی شکرت برای وجود همسرم که صبح ها با صدای زنگ تلفن بیدارم میکنه و من هرصب با صدای پرانرژی سر کارش بیدار میشم
الهی شکرت برای تابستون خنک فوقالعاده که واقعا گرما رو نمیفهمم
الهی شکرت برای خواب ب شدت آروم و قشنگی که بهم بخشیدی
الهی شکرت برای خواب بابام که خیلی دلتنگش بودم اوردیش که ببینمش
الهی صدهزار مرتبه شکرت برای نفسهایی که تو وجودم میدمی و فرصت موندن رو بهم میدی تا بمونم و رشد کنم
الهی شکرت برای استمرار و عملی که بهم میدی تا جهانم رو دگرگون کنم
الهی شکرت برای این سایت زیبا و فوقالعاده که میتونم با نگاه کردن به گوشه گوشش افسار ذهنم رو در دست بگیرم و کنترلش کنم
الهی صدهزار مرتبه شکرت
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا ب راه راست ب راه کسانی ک ب آنها نعمت دادی هدایت کن
آخی چه سرمایی عاشق فلوریدام من فک میکردم همیشه گرمه اما هم گرماش و دیدم هم معتدلش و دیدم هم سردش و هم برفش و …
دیدن این یخ زدگی ها برای من که تو شهری مثل اردبیل زندگی میکنم واقعا خیلی عادیه ولی این و تو فلوریدا دیدن یه حس تازگی بهم داد و کلی کیف کردم
مریم جونم لحظه ای ک در چیکن شارو باز میکنین و اون لحظه فوران مرغ و خروس ایجاد میشه برای من خیلیییی صحنه دیدنی و جذابیه اون لحظه ای ک میان برای غذا خوردن و اونجوری میدوعن واقعا یه دنیای دگ هس خدارو شکر برای وجود این موجودات بامزه که وجودشون سراسر پر از خیر و برکت هست
به به پاکسازی من عااااشق پاکسازیم اونم از هر نوعش از خونه بگیر تا میزکار و محل کار و حیاط و جنگل و …
یه حسی بهم میده که قابل وصف نیس اون آتیشی که با همین پاکسازی ها همچنان پابرجا و استواره چقد اونجااا تمیز شد چقد ویو دریاچه بهتر شد خدایا شکرت
درمورد غول کوچولوی قرمزمون که اون اتفاق براش افتاد و یهو دیدم استاد مشغول یه کار دگ شدن این موضوع برام روشن تر شد که چالشی که میاد من میدونم داره من و بزرگتر میکنه پس اگ میتونم درجا حلش کنم و اگ میبینم میخاد وقت و انرژیمو بگیره و علنا هیچ نتیجه ای نداره میرم سراغ کارای دگ و اونارو حل میکنم اینم میذارم که خدا هدایت کنه هیچ اصراری نمیکنم ک همین الان درستش کنم ب خودم و خدای خودم فرصت میدم تا ب بهترین و راحت ترین شیوه هدایتم کنه و منم بشنوم و انجام بدم چقد این سریالها پر ازاگاهی و درسه الان به این قسمت رسیدم واقعا تا ب اینجای کار کلی در مورد روابط، حال خوب،اینک چطور با چالش ها روبرو بشم ،غذا درست کردن،بهم دگ عشق دادن،دیدن زیبایی های زیاد و کنترل کانون توجهم و کلی درسهای دگ گرفتم و هرموقع تموم بشه باز هم میشینم از اول نگاه میکنم چون هیچ وقت برام تکراری نمیشه این فضا و درسهایی که توشه خدایا صدهزار مرتبه شکرت
الهی اسونم کن برای آسونی ها تنها قدرت من
تنها هدایتگر و حمایتگرم من تسلیم توام کمکم کن بتونم هرروز و هرلحظه در مدار زیبایی ها و ثروت و نعمت و بزرگی خودت ثابت قدم باشم مهربون ترینم عاشقتم
استاد قشنگم عاشقتونم
مریم جونم عاشقتم
خانواده قشنگم عاشقتونم
خدای لاشریک خدای بی همتام بی نهایت عاشقتمممم
الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین
سلاممممممممم به استاد عشق خودم ، به مریم جانم امیدوارم حالتون توحیدی ترین باشه :)
خدای دلبر من خودت میدونی که من هیچی نمیدونم ، خودت میدونی که من محتاجم بهت ، من فقیرم به هر خیری که از طرف تو برسه به من ، پس بهم بگو و کمکم کن ، برای اینکه بتونم کلمات رو جوری کنار همدیگه بچینم که پر از برکت و آگاهی و نور الهی باشه خدایا اعتبار همه اینا بدون هیچ شکی برای خود خود خودته دلبر جان ، بوس بهت :)
دیروز که داشتم سایت رو چک میکردم قسمت 115 بود که نظرم رو جلب کرد ، وقتی دیدم کنجکاو شدم که قسمت بعدیشم ببینم ، همین یه تراکتور کوچولو برای خودش چه درسهایی داشت :)))))
بعدشم هم کنجکاو شدم که ببینم اصلا چی شد که تراکتور به این روز افتاد :))))
این شد که این 3 تا قسمت بی نظیر و پر برکت و آگاهی شد روزی ما :)
اول خواستم برای هرسه تا یه جا کامنت بزارم ولی دیدم حق مطلب ادا نمیشه ، گفتم روی هر قسمت به صورت جدا کامنت میزارم
چون هر قسمت درس های خودش رو داره
خب آگاهی هایی که از این قسمت 114 دریافت کردم این بود که :
اولا که سپاس گزارم ازم نفیسه عزیزم برای این متن پر از برکت و نور الهی ، چون خیلی زیبا جز به جز توضیح داده بود که آدم کیف میکرد
توصیف خیلی زیبایی درمورد ، درخت و پیچک ها کرد که واقعا همینطور هم هست ، من وقتی این سریال پر برکت رو نگاه میکنم ؛ وقتی این تمیز کاری ها و…. رو یاد خودم ، ذهنم و باورهام میوفتم و یجورایی ربطش میدم به اونا و میبنیم که چقدرم مرتبط هستن
مورد بعدی اینکه من چقدر این ابزار هارو تحسین میکنم، چقدر خفن هستن ، چقدر باعث میشن که کاراهای ما راحت تر و سریع تر پیش بره خیلی دوسشون دارم و برام قابل تحسین هستن :)
این حد از رشد تکنولوژی و وسایل واقعا تحسین برانگیزه
یعنی مثل کره میبره درخت رو این ارهّ هیولا :) اصلا آدم کیفففففف میکنه هااااا
بهبه، آتیش باشه ؛ توی جنگل ، یه صندلی ، چایی آتیشی بزنی بر بدن و چه شوددددد :))) خیلی میچسبه و خیلی حس قشنگی داره
کلا جنگل رو خیلی دوست دارم ، خیلی برام درس داره ، خیلی حس آرامش و توحیدی بهم میده
هرچقدر بخاطرش سپاس گزار خداوندم باشم کمه :)
وقتی آتیش میبینم ، میرم ازش فیلم میگیرم ، از چپ و راستش فیلم میگیرم :)))) اصلا دیونه میشم :)
و به قول مریم جانم این هم نوعی سپاس گزاری از خداوند هست
یچیزی یادم اومد گفتم اینجا هم بگم ، داشتم به این فکر میکردم که تا الان سریال زندگی در بهشت 263 قسمت شده ، اگر من بخوام توی یک سال بشینم این سریال رو به صورت مستمر هر روز ببینم و کامنت بزارم
اولا که کلی رشد و پیشرفت میکنم
دوما که هدایت میشم به مکان های زیبا و کلییی زیبایی
و بعدش هم 102 روز اضافه میاد!!!!
به امید خدا ، خدا کمکم کنه بتونم این ایده رو اجرا کنم چون خیلی آگاهی و برکت توی این ایده خوابیده :))))))))
مریم جانم اونجا که گفتین این آتیش از صبح داره اینجوری میسوزه و فکر کنین که چه تغذیه ای شده
داشتم بهش فکر میکردم ، پیش خودم گفتم ، زهرا یک نتیجه درست رو در نظر بگیر ، اگر من بیام توی این مسیر درست ثابت قدم و عملگرا و مستمر باشم این نتیجه هی تغذیه میشه و این باعث میشه که من نتایجم پایدار بمونه
همین آتیش اگر دیگه چوبی توش ریخته نمیشد از صبح تا الان میسوخت؟؟؟ خیر
این سوختنش بخاطر این ادامه داره که هی داره بهش چوب اضافه میشه
نتایج من هم زمانی میتونه پایدار باشه ، که من هی روی خودم و قوانین کار کنم و هی خودم رو بهبود بدم و بدونم که برای این بهبود دادنه ، هیچ سقفی وجود نداره
یعنی تا آخر ادامه داره ، اون زمانه که من نتایج پایدار و درست دارم
چیز دیگه ای که خیلی توی این دو قسمت ، یعنی 114 و 115 برام جالب بود در مورد تراکتور بود
توی این قسمت وقتی دیدین که تراکتور گیر کرد ، آرامش تون رو حفظ کردین سعی کردین احساس تون خوب نگه دارین و برین سراغ کارهای دیگه و اینکه مقاومت هم نکردین
یعنی نشستین ، غر بزنین ، ناراحت بشین ، احساس تون رو بد کنید نه
دیدین در نمیاد ، تمرکزتون رو گذاشتین روی کارهای دیگه تون و گفتین که خدا الهام میکنه که چجوری درش بیاریم و این کار رو انجام بدیم
این آروم بودنه ، این احساس خوب این رها کردنه و بارو داشتن به اینکه خداوند هدایت میکنه ، خداوند میگه برام خیلی بُلد بود :)
یه چیز دیگه اینکه ، استاد جان شما وقتی واقعا توی یک چیزی مهارت دارین ادعاش میکنین ولی توی یسری چیزا نه اینکه مهارت نداشته باشین نه ولی ادعایی م درباره ش ندارین
مثلا با اینکه این همه نتایج کسب کردین ؛ میگین من هنوز توش خوب نیستم ، سعی میکنم که به چیزهایی که میگم عمل کنم
و خب درمورد قوانین هرچقدر باز رشد و پیشرفت کنیم بازهم جای رشد و پیشرفت هست و من بنظرم هیچوقت نمیتونم ادعا کنم که توی قوانین عالی ترینم ، نه چون سعی میکنم آگاهانه فرکانس هام ، احساساتم رو باورهام رو کنترل کنم و روشون کار کنم
و از نتایجم پیداس که چقدر موفق هستم توی این کار
خدای دلبرم کمکم کن که ، بیشتر و بهتر روی خودم کار کنم تا بهتر به قوانین عمل کنم و نتایجم بهتر بشن
کمکم کن که فقط گوش ، چشم و دل به هدایت های تو و در برابر هدایت هات مقاومتی نکنم
کمکم کن ، کمکم کن تا توی این مسیر درست ثابت قدم ، عملگرا و مستمر باشم چون مثل نفس کشیدن برام مهم و ضروری هست
کمکم کن که من هر خیری از طرف تو به من برسه باز هم در برابرت فقیرم خدای بزرگ و مهربانم :)
2) رنگ و صدای اتیش چقدر زیبا و ارامش بخش بود(جالبه الانم بوی اتیش داره میاد)
3) چقدر در کمال ارامش. و احترام استاد و مریم با هم همکاری میکنند و به هم کمک میکنند
4) یه زدگی سطح پل چقد سفید و تمیزش کرده بود
5) توضیح قشنگ استاد درمورد رها کردن که بجای گیر دادن به یه نداشته(خواسته) و حتما باید این تداشته بشه داشته و من ازش استفاده کنم بیام و از اینهمه داشته ای که دارم استفاده کنم و لذت ببرم و اینجوریه که اصلا اون نداشته هامم میشه داشته
7)عزت نفس مریم که خیلی راحت کاری که دوست داره رو یعنی فیلم برداری انجام میده و خیلی راحت فقط میگه کمک میخوای یا نه و ذهنش ارومه خود خوری نمیکنه وای الان منم باید فلان کارو کنم
8)قیافه بامزه استاد با اون کلاه کنار اتیش
9)استفاده از قوانین در لحظه به لحظه و تک تک محاورات
دلیل کامنت نزاشتنم این روزا اصلا به معنی دور شدن از سایت نیس اتفاقا برعکس جوری چسبیدم به سایت که پشت هم فایل گوش میدم استاد جانم و مریم عزیزم مرسی بابت پخش این سریالا مرسی بابت سایت من تشکر ویژه از مریم عزیزم دارم تو این شرایطی که اوضاع ایران خیلی جالب نیس تنها چیزی که به من فقط کمک کرده دیدن این بهشت زیبا بوده و هست عاشقتونم چقدر برا من الگو هستین استاد انقدر شمارو برای ذهنم مثال زدم که شماهم ابن تجربه زو داشتین تو سال 88 اما بی توجهی کردین نسبت بهش و منم تمام تلاشمو دارم میکنم که اعراض کنم و چنان خودمو بستم به اینجا که حد نداره بشدت دارم ذهنمو کنترل میکنم چقدر از خدا ممنونم که تو این شرایط هوای منو داره و چقدر دارم به خودم افتخار میکنم که تو این شرایط تو تهرانم و دارم ذهنمو اگاهانه کنترل میکنم من ممنونم از شما دوعزیز از خدا از خودم از همه چیز که باعث شد کانون توجهمو جهت دهی کنم به سمت نکات مثبت عاشقتونم زیاد زیاد الهی شکرت بابت حضورمدر این سایت بهشتی که چشماتو از من برنداشتی خدارو هزاران مرتبه شکر
امروز هم فعالیت ها را شروع کردین و در مرغ ها که باز شد با شور پریدن بیرون که حسابی لذت ببرن و این بهشت فقط لذت است و لذت است و لذت
تراکتور عزیز مثل همیشه مشغول کار و خدمت
خب یک تضادی شد تراکتور عزیز گیر کرد راه حلش
رها کن بزار تمرکزت از روی برداشته بشه تا در زمان درست جواب دذست بیاد
این شیوه هم خیلب جوابه
منم وقتی ذهنم قفل میکنه راه حلی براش پیدا نمیکنم کلا بیخیال میشم میرم سراغ بقیه کارها بعد یا راه حلش گفته میشه یا یکی میاد انجامش میده بعد میگم دیدب چقدر بهتر شد
فایل نشانه ی امروز من قسمت 114 سریال زندگی در بهشت بود
خدایا شکرت بازم اجازه دادی یکبار دیگه این فضای فوق العاده رویایی ببینم البته این بار کمی متفاوت از قبل
تماشای پرادایس با شبنم یخ زده چقدر قشنگ
خدایا شکرت چقدر جالب همه ی مرغ وخروساعجله داشتن بیان بیرون اون مرغ خال خالی ها فکر کنم سرمایی بودن مثل من
اول اومدن تا جلوی در بعد برگشتن عقب
انگار از سرما ترسیدن بعد که همه رفتن سمت غذا مجبورشدن بیان بیرون
خدایا شکرت چقدر صحنه ی آب خوردنشون قشنگ بود
خدایا شکرت چقدر تصویر خورشید از لابه لای درختا افتاده بود رو آب چشم نواز بود
خدایاشکرت برای این همه عظمت و زیبایی جهانت
خداقوت به شما دو عزیز بزرگوار
چقدر زحمت میکشید و تلاش میکنید اصلا این دائم در حال تلاش برای پاکسازی جنگل و بهبود فضای جنگل قابل تقدیره
واقعا حس قشنگی بهم میده مخصوصا برای من که دائم مشغولم برای تمیزکردن فضای خونه واز تنبلی متنفرم
خدایاشکرت چقدر جمله های طلایی و قشنگی استاد فرمودند آخر فایل برای گیر کردن تراکتور
گاهی یک مسئله یا مشکلی پیش میاد تو زندگی که ذهن منطقی ما راه حلی براش نداره اون موقع به جای گیر دادن و چسبیدن به اون مشکل برای حل کردنش بهترین کار رها کردنه
رها کنیم و به کار دیگه ای که میتونیم انجامش بدیم بپردازیم همین که تمرکز ما از حل اون مشکل برداشته میشه ذهن آروم میشه و انرژی آزاد میشه بعدا ایده ،الهام ،یه آدم مناسب ، دستی از دستان خدا به یاری و کمکمون میاد واون مسئله حل میشه
باید یاد بگیریم کجا رها کنیم کجا ادامه بدیم
تفاوت آدم های موفق ومعمولی در این کنترل کردن ذهن هست در شرایط خاصی که پیش میاد
خدایاشکرت
خدایاشکرت
خدایاشکرت
پیامی خاص بود و درسی داشت برای من این فایل
انشالله درک کنم و بتونم عمل کنم به آگاهی این فایل نشانه امروز من
سلام به استادان عزیزم و همه دوستان بهشتی
ساعت یک و نیمه شبه و من کاملا غیر ارادی سمت نوشتن هدایت شدم
واقعا نمیدونم چی قراره بنویسم فقط دلم یک لحظه جای خالی خدا رو حس کرد و من رو به سمت این فایل آورد و گفت بنویس :
خدایا من در مسیر رشد و آگاهیم میدونم که این مسیر مسیر درستیه و باید روش کار کنم چرا مسیر درستیه؟
چون احساس آرامش بیشتری دارم نسبت به قبلم
چون میتونم خیلی چیزها رو حس کنم
چون میتونم نزدیکی با تو رو درک کنم
چون میتونم در مواقع حساس تکیه گاه پیدا کنم
چون انگار من لیلای قبل نیستم
و چون چیزی درون قلبم روشن شده
هنوز اول راهم ، هنوز درکم از حقایق خیلی پایینه ولی میدونم هر چقدر در این مسیر بیشتر پافشاری کنم خدا بیشتر هدایتهاش رو سمت من میفرسته
میدونم خدا به قدری قلبم رو و ذهنم رو باز میکنه که میتونم کلا این شخصیتم رو بکوبم و از نو بسازم
خدایا من آماده ام ، من اینجام و هر صبح و شب حاضررری میزنم و در میکوبم
خدایا دل من فقط به سوی خودت پر میکشه
تمام تنهایی هام رو خودت پر کردی
جوری که با داشتن کوچکترین فرصت ، مثل بچه هایی که دوست داشتنی ترین چیزشون رو قایم میکنن و هر چند ساعت یک بار با اشتیاق بهش سر میزنن ، من هم در اولین فرصت با شوق ، با عشق ، دوست دارم به سمت تو بیام
میام و دفترم رو باز می کنم
دوست دارم با تو گپ بزنم
دوست دارم یادآوری کنم آنچه را که به قلبم نیرو میده
خدایا هر بار که با تو گرم گفتگو میشم تمام جسم و روحم در حال صدا زدن تو میشه
چقدر بودن با تو لذت بخشه و چقدر این حس ، زیبا و بینظیره
خدایا کم کم این عادت به گفتگو با تو داره تبدیل میشه به دوستی ای که واقعیه و در دسترسه
و دوست دارم ساعتها بنویسم و قلبم رو به سوی تو باز کنم
آخه قبلا یادمون ندادن که خدا میتونه به صورت واقعی دوستمون باشه
و یادمون ندادن که در دسترسه
و میتونی هر موقع که دوست داشتی صداش کنی
یادمون ندادن که خدا رو میشه از آسمون بیاریم پایین ،
کنارمون و باهاش هم صحبت شد
یا بعضی اوقات باهاش توی آسمونها دور بزنیم و روی شونش بنشینیم
یا گاهی اوقات بشیم ، اندازه گرده ی کوچیک و خودمون رو به دستش بسپاریم
یادمون ندادن میشه با خدا واقعی گفت و شنود کرد
یا میشه غرق در خدا شد
خدا باعث و بانی کسی که اینها رو بهمون یاد داد رو حفظ کنه
چه روح بزرگی داشته بدون اینکه کسی اینها رو یادش بده یا الگویی داشته باشه تونسته این همه خودش رو بهش نزدیک کنه
درست مثل ابراهیم که به کم قانع نبوده دنبال اصل بوده ، دنبال قدرت بزرگه بوده ، دنبال شاه شاهان بوده
اصلا کوچیک ها رو عددی نمیدونسته
خدایا منی که یک عمرررر راه رو اشتباه رفتم
منی که الان 43 سال دارم و کل زندگیمو بدون درک بودن با تو گذروندم
با این حال که الان ب بسم الله هستم
ولی چقدددرررر راضیم ازت
چقدرررر احساس غرور دارم برای بودن توی این مسیر
چقدر احساس سبکی میکنم
هر چند که هنوز نتونستم آگاهی هام رو به مرحله عمل برسونم
خدایا تا به الان هیچ گفتگویی و هیچ نمازی دل من رو اینطور به تو نزدیک نکرده بود
خدایا از تو ممنونممممم
از بانی این صلات ممنونممممم
از خودم ممنونممممم
از جهان ممنونممممم برای بودن در این لحظه از زندگیم
سلام دوست عزیز
به به چه دل نوشته زیبایی خیلی لذت بردم از کامنت شما واقعآ هرچی میگزه بیشتر متوجه میشم که این حس نزدیکی به خداوند و اعتماد به خداوند بالاتر از هرچی و هر لذتی در دنیا هستش و از خداوند میخواهم که خوشی وارد زندگی شما بشه که نگران پایانش نباشی
سلام علی آقای عزیز ممنون از
کامنتی که نوشتین و ممنونم از
دعاااای خیری که واسم کردین
اول صبح با دیدن نقطه آبی و
خوندن دعایی که کردین کلی
انرژی گرفتم انشالله هممون توی
این مسیر پابرجا و متعهد باشیم
سپاسگزارم از شما …
از خدا میخوام زندگی شما هم هر
لحظه با نور هدایت الله روشن
بشه و همونطور که خدا گفته در
زندگی نه غمی داشته باشین و نه
ترسی
به نام خدایی که از رگ گردن نزدیک تره.
حرف پایانی استاد دقیقا چیزیه که من الان نیاز دارم ،درباره اینکه بعضی وقتا آدم در موقعیتی قرار داره که نمیدونه برای هدفش یا برای مسئله اش چیکار کنه و راهش اینه جوانبی که میتونه انجام بده رو انجام بده بقیه اش رو که نمیدونه فعلا رها کنه تا هدایت بشه تا دری باز شه تا الهامی یا ایده ای دریافت کنه منو یاد یه مصاحبه ی اینستاگرامی انداخت از یکی از خواننده های ایرانی که تعریف کردنش میتونه امیدبخش باشه .
میگفت توی یزد زغال فروشی داشتم ، ورشکست شدم ماشینمو سر بدهی دادم و اونجا بود دیدم دیگه حالا که وابستگی ندارم باید برم تهران دنبال آرزویی که داشتم ، بهم میگفتن بچه زغال فروش تو میخوای کجا بری اخه ، با جیب خالی و یه موتور که اونم دامادمون بهم داد اومدم تهران حتی جا نداشتم بخوابم با موتور مسافرکشی میکردم روز اول که تو جیبمو نگاه کردم گفتم اگه امروز تونستم یه پولی دربیارم پس حتما فردا هم میتونم مدتی تو پارک ها میخوابیدم اما با خودم گفتم راه برگشتی وجود نداره یا کنسرت تو برج میلاد یا بمیرم بهتره هیچ راه دیگه ای نداری ، حتی نمیدونستم دقیقا باید چیکار کنم اما کاری که از دستم برمیومد این بود که یه پولی جور کنم تا بتونم جاهای بهتر تمرین کنم، هر روز تا عصر مسافرکشی میکردم و عصرا تمرین میکردم نه نقطه ی امیدی بود نه کسی دعوتم کرده بود نه اسپانسری نه آشنایی نه پارتی نه کس و کاری بعد یه مدت ادامه دادن شروع کردم بعضی از کارامو که ضبط کنم و بفرستم واس اینور و اونور ، جواب درستی دریافت نمیکردم ولی راهی نداشتم تنها کاری که اون موقع میتونستم بکنم همین بود تا بلاخره بعد 2 سال از اولین روزی که پامو توی تهران گذاشتم یه جا قبولم کردن و کارم رو شروع کردم (نمیدونست برا هدفش دقیقا چیکار کنه ولی میدونست باید تمرین کنه هر روز بعد یه مدت تمرین ایده میاد بفرست واس فلانجاها میفرسته ولی نتیجه نمیگیره ول نمیکنه همونی که میدونه رو ادامه میده و ادامه میده تا بلاخره جواب میده یه جایی) و مدتی بعد سر تیتر خبر سایت های این حوزه این شد «رکورد بیشترین تعداد بلیط فروشی در کمترین زمان و رکورد برگزاری تعداد سانس های متوالی توسط رضا بهرام شکسته شد»
اینو باید به خودم یادآور بشم که اگه الان تو مرحله ای از کارم هستم که یه سری وجهه ها هست که نمیدونم چیکار کنم ، نمیدونم قراره چی بشه نزارم نجواها نا امیدم کنه نزارم شیطان با وعده هاش بترسونتم ، بجاش یه کارایی هست که میتونم انجام بدم در توانمه اونا رو انجام بدم بقیه و ایمان داشته باشم که وقتی توکلم به تنها قدرت این دنیا باشه و در مسیر درست ادامه بدم راه ها باز میشه ایده ها میاد افراد میان مهم اینه الان با اون کارایی که میدونم و میتونم ادامه بدم و متوقف نشم.
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا به رسم ادب وسپاسگزاری مینویسم قرب الی الله
سلام استاد عزیزم و مریم بانوی مهربانم
استاد عزیزم جدیدا جریانی از فهم ودرک ولذت در من جاری شده است که میتوانم با لذت بیشتری این سریالهای زیبا و بهشتی را ببینم که البته لطف خداوند است آن هم به خاطر دوره فوق العاده هم جهت با جریان خداوند
استاد داشتن بک زندگی زیبا وپراز نعمت وآرامش چه قدر عالیه هر وقت این سریال را میبینم از اعماق وجودم شاکر خداوند میشوم که درک میکنم زندگی طبیعی یعنی چه
چقدر لذت میبرم وقتی میفهمم خداوند برای من آسانی ونعمت می خواهد نه رنج و سختی
چقدر قوی میشوم وقتی میفهمم چه خدای عشقی دارم و چه قدر زیباست ومن تا حالا به خودم ظلم کردم که همجهت این همه نعمت زندگی نکرده ام
برویم نعمات را ببینیم و تحسین کنیم
وقتی تراکتور را دیدم گفتم خدایا شکرت که با وجود ابزارهای قوی اینقدر کار را برما آسان کردی و خدایا شکرت که یک زندگی بهشتی ، زندگی است که این نعمت به راحتی در آن جا دارد
دیدن یک جنگل اختصاصی فراوانی و فضل خداوند را به من یادآورد شد که همه مردم دنیا میتوانند این حد از فراوانی ونعمت را داشته باشند اگر ایمان بیاورند
گیر کردن تراکتور قانون تضاد وچالش را یادآور شد که زندگی دنیا با وجود چالش هایش رشد میکند وکسی سعادتمند میشود که بتواند ذهنش را کنترل کند وتوکل کند
رابطه شما ومریم جان به من یادآور شد داشتن یک رابطه زیبا چقدر میتواند زندگی را اسان وکنترل ذهن را راحت کند
وچقدر مهم است من روی خودم کار کنم تا روابط زیبا وپر از عشق را تجربه کنم
استاد اجرای قانون در عمل و گرفتن نتیجه، آن هم با زبان تصاویر چقدر منطق برای ذهن من میسازد
استاد عمیقا به خاطر این آگاهی ها واین سریال از شما سپاسگزارم
خدایا شکرت که یک روز دیگر به من فرصت دادی تا زندگی بهشتی را ببینم و آن را درخواست کنم وخلق کنم
خدایا به خاطر تمام نعماتت از تو سپاسگزارم
بنام تنها خالق جهان هستی
که وجودم از وجود اوست
درود بر شما
استاد همراه با خانم شایسته
خیلی عالی هستید
به جای درختان جنگلی اگر میشه درختان میوه بکارید
که هم سرسبزی و هم میوه و هم سایه داره
از حال و احساس خوبتون سپاسگزاریم که واقعا” انرژی بخش هستید …
من بهمراه خانواده مرتب سریال زندگی در بهشت رو دنبال میکنیم و واقعا” حال دلمون خوب میشه
خیلی عالیه سپاسگزار خداوندم که ما را در این مسیر زیبا
قرار داد
در مسیر قرار گرفتن من هم داستانش مفصله که مینویسم
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
به نام خدای مهربون و هدایتگرم
الهی صدهزار مرتبه شکرت برای گوشی که دارم اینترنتم که باهاش وصل میشم به بهشتی که ته نداره و خدارو هزاران بار شکر که 99 درصد نتم صرف اینجا میشه و من خوشحال ترینم که تو فضای مجازی نیستم
الهی شکرت برای وجود همسرم که صبح ها با صدای زنگ تلفن بیدارم میکنه و من هرصب با صدای پرانرژی سر کارش بیدار میشم
الهی شکرت برای تابستون خنک فوقالعاده که واقعا گرما رو نمیفهمم
الهی شکرت برای خواب ب شدت آروم و قشنگی که بهم بخشیدی
الهی شکرت برای خواب بابام که خیلی دلتنگش بودم اوردیش که ببینمش
الهی صدهزار مرتبه شکرت برای نفسهایی که تو وجودم میدمی و فرصت موندن رو بهم میدی تا بمونم و رشد کنم
الهی شکرت برای استمرار و عملی که بهم میدی تا جهانم رو دگرگون کنم
الهی شکرت برای این سایت زیبا و فوقالعاده که میتونم با نگاه کردن به گوشه گوشش افسار ذهنم رو در دست بگیرم و کنترلش کنم
الهی صدهزار مرتبه شکرت
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا ب راه راست ب راه کسانی ک ب آنها نعمت دادی هدایت کن
آخی چه سرمایی عاشق فلوریدام من فک میکردم همیشه گرمه اما هم گرماش و دیدم هم معتدلش و دیدم هم سردش و هم برفش و …
دیدن این یخ زدگی ها برای من که تو شهری مثل اردبیل زندگی میکنم واقعا خیلی عادیه ولی این و تو فلوریدا دیدن یه حس تازگی بهم داد و کلی کیف کردم
مریم جونم لحظه ای ک در چیکن شارو باز میکنین و اون لحظه فوران مرغ و خروس ایجاد میشه برای من خیلیییی صحنه دیدنی و جذابیه اون لحظه ای ک میان برای غذا خوردن و اونجوری میدوعن واقعا یه دنیای دگ هس خدارو شکر برای وجود این موجودات بامزه که وجودشون سراسر پر از خیر و برکت هست
به به پاکسازی من عااااشق پاکسازیم اونم از هر نوعش از خونه بگیر تا میزکار و محل کار و حیاط و جنگل و …
یه حسی بهم میده که قابل وصف نیس اون آتیشی که با همین پاکسازی ها همچنان پابرجا و استواره چقد اونجااا تمیز شد چقد ویو دریاچه بهتر شد خدایا شکرت
درمورد غول کوچولوی قرمزمون که اون اتفاق براش افتاد و یهو دیدم استاد مشغول یه کار دگ شدن این موضوع برام روشن تر شد که چالشی که میاد من میدونم داره من و بزرگتر میکنه پس اگ میتونم درجا حلش کنم و اگ میبینم میخاد وقت و انرژیمو بگیره و علنا هیچ نتیجه ای نداره میرم سراغ کارای دگ و اونارو حل میکنم اینم میذارم که خدا هدایت کنه هیچ اصراری نمیکنم ک همین الان درستش کنم ب خودم و خدای خودم فرصت میدم تا ب بهترین و راحت ترین شیوه هدایتم کنه و منم بشنوم و انجام بدم چقد این سریالها پر ازاگاهی و درسه الان به این قسمت رسیدم واقعا تا ب اینجای کار کلی در مورد روابط، حال خوب،اینک چطور با چالش ها روبرو بشم ،غذا درست کردن،بهم دگ عشق دادن،دیدن زیبایی های زیاد و کنترل کانون توجهم و کلی درسهای دگ گرفتم و هرموقع تموم بشه باز هم میشینم از اول نگاه میکنم چون هیچ وقت برام تکراری نمیشه این فضا و درسهایی که توشه خدایا صدهزار مرتبه شکرت
الهی اسونم کن برای آسونی ها تنها قدرت من
تنها هدایتگر و حمایتگرم من تسلیم توام کمکم کن بتونم هرروز و هرلحظه در مدار زیبایی ها و ثروت و نعمت و بزرگی خودت ثابت قدم باشم مهربون ترینم عاشقتم
استاد قشنگم عاشقتونم
مریم جونم عاشقتم
خانواده قشنگم عاشقتونم
خدای لاشریک خدای بی همتام بی نهایت عاشقتمممم
الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین
فعلا.
به نام خدای مهربان بزرگ
سلاممممممممم به استاد عشق خودم ، به مریم جانم امیدوارم حالتون توحیدی ترین باشه :)
خدای دلبر من خودت میدونی که من هیچی نمیدونم ، خودت میدونی که من محتاجم بهت ، من فقیرم به هر خیری که از طرف تو برسه به من ، پس بهم بگو و کمکم کن ، برای اینکه بتونم کلمات رو جوری کنار همدیگه بچینم که پر از برکت و آگاهی و نور الهی باشه خدایا اعتبار همه اینا بدون هیچ شکی برای خود خود خودته دلبر جان ، بوس بهت :)
دیروز که داشتم سایت رو چک میکردم قسمت 115 بود که نظرم رو جلب کرد ، وقتی دیدم کنجکاو شدم که قسمت بعدیشم ببینم ، همین یه تراکتور کوچولو برای خودش چه درسهایی داشت :)))))
بعدشم هم کنجکاو شدم که ببینم اصلا چی شد که تراکتور به این روز افتاد :))))
این شد که این 3 تا قسمت بی نظیر و پر برکت و آگاهی شد روزی ما :)
اول خواستم برای هرسه تا یه جا کامنت بزارم ولی دیدم حق مطلب ادا نمیشه ، گفتم روی هر قسمت به صورت جدا کامنت میزارم
چون هر قسمت درس های خودش رو داره
خب آگاهی هایی که از این قسمت 114 دریافت کردم این بود که :
اولا که سپاس گزارم ازم نفیسه عزیزم برای این متن پر از برکت و نور الهی ، چون خیلی زیبا جز به جز توضیح داده بود که آدم کیف میکرد
توصیف خیلی زیبایی درمورد ، درخت و پیچک ها کرد که واقعا همینطور هم هست ، من وقتی این سریال پر برکت رو نگاه میکنم ؛ وقتی این تمیز کاری ها و…. رو یاد خودم ، ذهنم و باورهام میوفتم و یجورایی ربطش میدم به اونا و میبنیم که چقدرم مرتبط هستن
مورد بعدی اینکه من چقدر این ابزار هارو تحسین میکنم، چقدر خفن هستن ، چقدر باعث میشن که کاراهای ما راحت تر و سریع تر پیش بره خیلی دوسشون دارم و برام قابل تحسین هستن :)
این حد از رشد تکنولوژی و وسایل واقعا تحسین برانگیزه
یعنی مثل کره میبره درخت رو این ارهّ هیولا :) اصلا آدم کیفففففف میکنه هااااا
بهبه، آتیش باشه ؛ توی جنگل ، یه صندلی ، چایی آتیشی بزنی بر بدن و چه شوددددد :))) خیلی میچسبه و خیلی حس قشنگی داره
کلا جنگل رو خیلی دوست دارم ، خیلی برام درس داره ، خیلی حس آرامش و توحیدی بهم میده
هرچقدر بخاطرش سپاس گزار خداوندم باشم کمه :)
وقتی آتیش میبینم ، میرم ازش فیلم میگیرم ، از چپ و راستش فیلم میگیرم :)))) اصلا دیونه میشم :)
و به قول مریم جانم این هم نوعی سپاس گزاری از خداوند هست
خدایاااااااااا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
یچیزی یادم اومد گفتم اینجا هم بگم ، داشتم به این فکر میکردم که تا الان سریال زندگی در بهشت 263 قسمت شده ، اگر من بخوام توی یک سال بشینم این سریال رو به صورت مستمر هر روز ببینم و کامنت بزارم
اولا که کلی رشد و پیشرفت میکنم
دوما که هدایت میشم به مکان های زیبا و کلییی زیبایی
و بعدش هم 102 روز اضافه میاد!!!!
به امید خدا ، خدا کمکم کنه بتونم این ایده رو اجرا کنم چون خیلی آگاهی و برکت توی این ایده خوابیده :))))))))
مریم جانم اونجا که گفتین این آتیش از صبح داره اینجوری میسوزه و فکر کنین که چه تغذیه ای شده
داشتم بهش فکر میکردم ، پیش خودم گفتم ، زهرا یک نتیجه درست رو در نظر بگیر ، اگر من بیام توی این مسیر درست ثابت قدم و عملگرا و مستمر باشم این نتیجه هی تغذیه میشه و این باعث میشه که من نتایجم پایدار بمونه
همین آتیش اگر دیگه چوبی توش ریخته نمیشد از صبح تا الان میسوخت؟؟؟ خیر
این سوختنش بخاطر این ادامه داره که هی داره بهش چوب اضافه میشه
نتایج من هم زمانی میتونه پایدار باشه ، که من هی روی خودم و قوانین کار کنم و هی خودم رو بهبود بدم و بدونم که برای این بهبود دادنه ، هیچ سقفی وجود نداره
یعنی تا آخر ادامه داره ، اون زمانه که من نتایج پایدار و درست دارم
چیز دیگه ای که خیلی توی این دو قسمت ، یعنی 114 و 115 برام جالب بود در مورد تراکتور بود
توی این قسمت وقتی دیدین که تراکتور گیر کرد ، آرامش تون رو حفظ کردین سعی کردین احساس تون خوب نگه دارین و برین سراغ کارهای دیگه و اینکه مقاومت هم نکردین
یعنی نشستین ، غر بزنین ، ناراحت بشین ، احساس تون رو بد کنید نه
دیدین در نمیاد ، تمرکزتون رو گذاشتین روی کارهای دیگه تون و گفتین که خدا الهام میکنه که چجوری درش بیاریم و این کار رو انجام بدیم
این آروم بودنه ، این احساس خوب این رها کردنه و بارو داشتن به اینکه خداوند هدایت میکنه ، خداوند میگه برام خیلی بُلد بود :)
یه چیز دیگه اینکه ، استاد جان شما وقتی واقعا توی یک چیزی مهارت دارین ادعاش میکنین ولی توی یسری چیزا نه اینکه مهارت نداشته باشین نه ولی ادعایی م درباره ش ندارین
مثلا با اینکه این همه نتایج کسب کردین ؛ میگین من هنوز توش خوب نیستم ، سعی میکنم که به چیزهایی که میگم عمل کنم
و خب درمورد قوانین هرچقدر باز رشد و پیشرفت کنیم بازهم جای رشد و پیشرفت هست و من بنظرم هیچوقت نمیتونم ادعا کنم که توی قوانین عالی ترینم ، نه چون سعی میکنم آگاهانه فرکانس هام ، احساساتم رو باورهام رو کنترل کنم و روشون کار کنم
و از نتایجم پیداس که چقدر موفق هستم توی این کار
خدای دلبرم کمکم کن که ، بیشتر و بهتر روی خودم کار کنم تا بهتر به قوانین عمل کنم و نتایجم بهتر بشن
کمکم کن که فقط گوش ، چشم و دل به هدایت های تو و در برابر هدایت هات مقاومتی نکنم
کمکم کن ، کمکم کن تا توی این مسیر درست ثابت قدم ، عملگرا و مستمر باشم چون مثل نفس کشیدن برام مهم و ضروری هست
کمکم کن که من هر خیری از طرف تو به من برسه باز هم در برابرت فقیرم خدای بزرگ و مهربانم :)
شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
خلاصه که خیلی دوست دارم خداوندم و سپاس گزارتم برای دیدن این همه زیبایی و قشنگی ،برای داشتن این دوتا استاد های نازنینم شکرت
شکرت که درست درکت کردم خداجونم، شکرت که دارمت شکرت برای این قوانین ثابت شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتت
بوس بهت دلبر جان من :*
استاد جانم ازتون سپاس گزارم بی نهایت دوست تون دارم
در پناه الله جان جانان :)
به نام خدا
نکات مثبت این قسمت
1) تجمع مرغا کنار دریاچه خیلی حس خوبی داشت
2) رنگ و صدای اتیش چقدر زیبا و ارامش بخش بود(جالبه الانم بوی اتیش داره میاد)
3) چقدر در کمال ارامش. و احترام استاد و مریم با هم همکاری میکنند و به هم کمک میکنند
4) یه زدگی سطح پل چقد سفید و تمیزش کرده بود
5) توضیح قشنگ استاد درمورد رها کردن که بجای گیر دادن به یه نداشته(خواسته) و حتما باید این تداشته بشه داشته و من ازش استفاده کنم بیام و از اینهمه داشته ای که دارم استفاده کنم و لذت ببرم و اینجوریه که اصلا اون نداشته هامم میشه داشته
7)عزت نفس مریم که خیلی راحت کاری که دوست داره رو یعنی فیلم برداری انجام میده و خیلی راحت فقط میگه کمک میخوای یا نه و ذهنش ارومه خود خوری نمیکنه وای الان منم باید فلان کارو کنم
8)قیافه بامزه استاد با اون کلاه کنار اتیش
9)استفاده از قوانین در لحظه به لحظه و تک تک محاورات
10) اشعه ی خورشید
3
سلام ب بهشت و بهشتیان
دلیل کامنت نزاشتنم این روزا اصلا به معنی دور شدن از سایت نیس اتفاقا برعکس جوری چسبیدم به سایت که پشت هم فایل گوش میدم استاد جانم و مریم عزیزم مرسی بابت پخش این سریالا مرسی بابت سایت من تشکر ویژه از مریم عزیزم دارم تو این شرایطی که اوضاع ایران خیلی جالب نیس تنها چیزی که به من فقط کمک کرده دیدن این بهشت زیبا بوده و هست عاشقتونم چقدر برا من الگو هستین استاد انقدر شمارو برای ذهنم مثال زدم که شماهم ابن تجربه زو داشتین تو سال 88 اما بی توجهی کردین نسبت بهش و منم تمام تلاشمو دارم میکنم که اعراض کنم و چنان خودمو بستم به اینجا که حد نداره بشدت دارم ذهنمو کنترل میکنم چقدر از خدا ممنونم که تو این شرایط هوای منو داره و چقدر دارم به خودم افتخار میکنم که تو این شرایط تو تهرانم و دارم ذهنمو اگاهانه کنترل میکنم من ممنونم از شما دوعزیز از خدا از خودم از همه چیز که باعث شد کانون توجهمو جهت دهی کنم به سمت نکات مثبت عاشقتونم زیاد زیاد الهی شکرت بابت حضورمدر این سایت بهشتی که چشماتو از من برنداشتی خدارو هزاران مرتبه شکر
114
طبیعت بی نظیر پرادایس
خدایا شکرت بابت همه این زیبایی ها
چه فضای عالی و بی نظیری
امروز هم فعالیت ها را شروع کردین و در مرغ ها که باز شد با شور پریدن بیرون که حسابی لذت ببرن و این بهشت فقط لذت است و لذت است و لذت
تراکتور عزیز مثل همیشه مشغول کار و خدمت
خب یک تضادی شد تراکتور عزیز گیر کرد راه حلش
رها کن بزار تمرکزت از روی برداشته بشه تا در زمان درست جواب دذست بیاد
این شیوه هم خیلب جوابه
منم وقتی ذهنم قفل میکنه راه حلی براش پیدا نمیکنم کلا بیخیال میشم میرم سراغ بقیه کارها بعد یا راه حلش گفته میشه یا یکی میاد انجامش میده بعد میگم دیدب چقدر بهتر شد
همیشه باید فقط بسپاری به خدا بگی حلش کن
چقدر اتش عالی شد
به نام خالق بهشت زیبا
سلام بر ساکنان این بهشت رویایی
فایل نشانه ی امروز من قسمت 114 سریال زندگی در بهشت بود
خدایا شکرت بازم اجازه دادی یکبار دیگه این فضای فوق العاده رویایی ببینم البته این بار کمی متفاوت از قبل
تماشای پرادایس با شبنم یخ زده چقدر قشنگ
خدایا شکرت چقدر جالب همه ی مرغ وخروساعجله داشتن بیان بیرون اون مرغ خال خالی ها فکر کنم سرمایی بودن مثل من
اول اومدن تا جلوی در بعد برگشتن عقب
انگار از سرما ترسیدن بعد که همه رفتن سمت غذا مجبورشدن بیان بیرون
خدایا شکرت چقدر صحنه ی آب خوردنشون قشنگ بود
خدایا شکرت چقدر تصویر خورشید از لابه لای درختا افتاده بود رو آب چشم نواز بود
خدایاشکرت برای این همه عظمت و زیبایی جهانت
خداقوت به شما دو عزیز بزرگوار
چقدر زحمت میکشید و تلاش میکنید اصلا این دائم در حال تلاش برای پاکسازی جنگل و بهبود فضای جنگل قابل تقدیره
واقعا حس قشنگی بهم میده مخصوصا برای من که دائم مشغولم برای تمیزکردن فضای خونه واز تنبلی متنفرم
خدایاشکرت چقدر جمله های طلایی و قشنگی استاد فرمودند آخر فایل برای گیر کردن تراکتور
گاهی یک مسئله یا مشکلی پیش میاد تو زندگی که ذهن منطقی ما راه حلی براش نداره اون موقع به جای گیر دادن و چسبیدن به اون مشکل برای حل کردنش بهترین کار رها کردنه
رها کنیم و به کار دیگه ای که میتونیم انجامش بدیم بپردازیم همین که تمرکز ما از حل اون مشکل برداشته میشه ذهن آروم میشه و انرژی آزاد میشه بعدا ایده ،الهام ،یه آدم مناسب ، دستی از دستان خدا به یاری و کمکمون میاد واون مسئله حل میشه
باید یاد بگیریم کجا رها کنیم کجا ادامه بدیم
تفاوت آدم های موفق ومعمولی در این کنترل کردن ذهن هست در شرایط خاصی که پیش میاد
خدایاشکرت
خدایاشکرت
خدایاشکرت
پیامی خاص بود و درسی داشت برای من این فایل
انشالله درک کنم و بتونم عمل کنم به آگاهی این فایل نشانه امروز من