این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/05/abasmanesh-7.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-05-06 09:48:352024-12-23 13:38:53سریال زندگی در بهشت | قسمت 14
306نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام استاد عزیز خانم شایسته جان جانان وهمسفر های این راه بهشتی
درس کنترل زهن
تغزیه فکر های منفی مثلا مرگ عزیزان یا بعضی تضادها دیگه برای هرکسی ممکنه پیش بیاد
وبا قانون احساس خوب اتفاق خوب برمیخوریم
که افرادی که قدرت کنترل دارن پیروزن ولایق ودر قرین نعمت ها مثل استاد
یه فایلی میدیدم نشونه استاد از کارش سخت پیش رفت رهاش کرد رفت دنبال لذت بردنش تو دریاچه شنا این حرفا زهنش کنرل وهدایت ودستی از دستان خدا اومد کاراشو پیش برد
اینجام که استاد موقع تضاد زهنشو با انجام کارها سرشو گرم میکنه
حرفش اومد وسط واستاد درسشو گفت
راستش وگفت مسله مرگ عزیزان باید زهنتو اروم کنی
مثلا میگفت اون پسر خوبیه الانم توی بهشته
دیگه میگفت این زهن گاهی احساسی میشه ینی چی
ینی مثلا میخاد درخت قطع بشه اخ گناه داره دردش میاد میمیره استاد یادمه منم یه زمان همینجوری بودم مثلا یه جا سوسکی مورچه ای میدیدم بهش امان میدادم بره دلم براش میسوخت بکشمش
مثلا دختر وقتی ازدواج میکنه یا سفر یا هر چی پیش میاد مجبور میشه دور بشه کلن رهایی دوس دارم
دوس دارم هم در صلح باشم با خانوادم و سپاسگزار بینهایت عشقو خدمت هاشون باشم هم که رها باشم واسوده ودر هدایت
برای من سخته ولی اروم اروم دارم رها تر میشم
ودیگه از خداجونی میخام ترمز های مخفی زهنمو بکشه بیرون با قدرت اگاهیش اصلاح کنه ومن طبق هدایت سعی میکنم حسم خوب سفرنامه وایده های ساده رو پیش ببرم
سلام به بـهـشت، سلام به زنـدگــی، سلام به اهالی زندگی در بهشت
“قسمت چهاردهم(14اُم) سریال زندگی در بهشت”
■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■
میخوام هی زود بیام بنویسم و رد بشم و برم سراغ کارهای خونه و درس و …اما بازم دلم نمیاد، چندتا کامنت نخونم، دلم نمیاد یکبار هر قسمت رو ببینم و سریع ازش رد بشم، دلم نمیاد یعنی من اینقدر ذهنم باز میشه، اینقدر فکرای خوب، درس و نکته های میبینم توی هر صحنه این سریال که اصلا اصل درس و کلاس درس و هرآنچه آگاهی هست همیناست و دلم میخواد غرق بشم و غوطه ور بشم تو لحظه ها و ثانیه های هر صحنه و هر حرف…اما میدونم اینجوری قفل میشم یکجا و الان الویت های من صرفا این چیزا نیست. من فقط برای چالش این کار رو برای خودم گذاشتم.پس تعادل رو رعایت باید بکنم تا به بخش های دیگه از خودم و زندگی ام لطمه نزنم.(البته بگم یادم میاد دوران کارشناسی هم توی کتابخونه همه داشتن درس میخوندم من یک تای زیادی مشغول مجله موفقیت خوندن بودم و اغلب نمراتم از دوستام پایین تر بود و یک نگرش مخربی که داشتم بنظرم و باعث میشد یکسری عادت هاو افراط گری هامو توجیه کنه این بود که نمره ملاک نیست مهم اینه درس رو بفهمی و هیچ وقت حتی وقتی حقم ضایع شد برای نمره نرفتم اعتراض کنم و با درک الانم میگم کارم درست نبوده و یکجورایی از اونور بوم افتاده بودم.)
وای چقدر خوشحالم فردا قراره چهارمین فیلد زمین شناسی خودمو برم اونم با چه اساتیدی با چه گروهی…
بد نیست یک یک اشاره کوچیک هم بکنم تا خاطره اش در این تاریخ و این صفحه ثبت بشه که دیروز دخترخاله ام به همراه همسرشون آقاپوریا و دختر مودب شون پرستش جان اومدن خونمون. نهار ابدوغ خیار پرملات و مشتی براشون درست کردیم، کلی دخترخاله ام از اتفاقاتی که براشون افتاده تعریف کرد از کلاس های هنری و تابلو خط هایی که کشیده حرف زد، پرستش جان حتی موهای منو خیلی خوشگل بافت که من خودم اصلا اینجوری بلد نیستم موهامو ببافم(اتقافا چند روز ی بود توی ذهنم میگفتم ببین موهام اینقدر بلند شده هنوز یکبار هم نبافتمشون دوباره…) عصر تا شب هم بکوب مذاکراتی راه انداختیم 4 تایی که حرف ها به جای جالبی رسید و شوهردخترخاله ام داشت از برخورد آدم ها میگفت و بی احترامی هایی که میکنن بهش یا دیگران میگفت. خاطرات بچگی یادش میمومد که بین خودش و داداشش چقدر رفتار پدرومادرش تبیض گونه و یکجورایی بی احترامی بوده. خلاصه همش کلی ارتباط با فایل های اخیر استاد جان و تشابه مثال دیدم از چیزهایی که استاد از قانون در مورد کودکی دردناک گفتن، اینکه هیچ کدومما دز خانواده و یا شجامعه و شرایط پرفکت و ایده آل بزرگ نشدیم. چقدر باورهای خودم برام یادآوری میشد و یکجاهایی شباهت باورهای محدودکننده خودمو لابه لای حرف هاشون میدیدم. خلاصه که کلی حرف شنیدیم و حرف زدیم و کلی خاطره خوب ثبت شد.
نکته جالب دیگه اینکه برای خودم نشانه دیدم و همینجا از الله یکتا سپاسگزاری میکنم که با نشانه ها با من اینگونه حرف میزنه که تو کارت درسته، مسیرت درسته فقط ادامه بده، فقط متمرکز تر و متخصص تر بشو و کم نیار و خودتم دست کم نگـیر. اینکه پیشنهاد یک کار و ایده در بحث آموزش و آکادمیک در حوزه تحصیلی خودم شد. که فعلا دلم نمیخواد نه بهش فکر کنم و ذهنم رو درگیر کنم چون الان قدم الانم درت دادن امتحانات پایان ترمم هست و بعد از اون تصمیم میگیرم، تحقیق میکنم و اگر دیدم طبق قوانینی که درک میکنم باید انجام بدم و اردش میشم.چرا که نه…من میتونم هیئت علمی خودمو تشکیل بدم…
امروز دلم میخواد بخش هایی از کامنت دوستان رو اینجا کپی کنم و مرور کنم.به چند دلیل اینکه: قرار نیست همیشه یکجور بیام ردپا بزارم و خودمو در قاعده و چهارچوب خاص محدود نکنم، کمال گرایی نکنم و فکر نکنم که باید همه کارا و نکته ها رو خودم پیدا کنم، خودم بنویسم و این راهشه، هزاران راه هست برای درک و مرور و توجه به زیبایی ها و نکات مثبت و آگاهی این فایل ها، هزاران راه هست تا چالش روزانه خودمو جذاب تر و منعطف تر کنم. یکی دیگه از دلایلی کههمون اول به ذهنم زد بیشتر سیو شدن زمانم و انجام کار موازی. اینکه هم مینویسم و تمرکز میکنم، هم کامنت ها رومیخونم و یادداشت بردای میکنم هم تشکر و قدردانی میکنم یکجورایی از کامنت هایی که قبلا نوشته شده، چک نکردم ببینم خودمم قبلا در این صفحه چیزی نوشتم یا نه…دیگه کلی دلیل برای انجام اینجوری نوشتن هست و کلی هم سود داره پس بسم الله…
گزیده ایی از نوشتهی زیبا و تأثیرگزاردوست عزیزمان «محمد علی»:
🟣ماشالا مثل همیشه آماده حرکت و ماجراجویی
این قسمت صفا دادن به درختان ، صفا دادن به ذهن ، صفا دادن به جسم و روح و صفا دادن به این بهشت زیبا ️
🟣استاد چه زیبا میگه این همون نرده بان جادویی هست که همه کار میکنه …آره استاد این آموزشهای شما هم مثال همین نرده بان هست که در صورت استفاده درست میتونیم تا بینهایت بالابریم ،، اوج بگیریم همراستای خدا بشیم.
🟣بازم به لطف فراوانی ابزار کار درست…عجب اره برقی بلندی خدایا شکرت
دیگه احتیاج نیست بریم بالای پله و تو ارتفاع شاخه قطع کنیم ..استاد بازم راحت انجام دادن کارها با ابزار مناسب
هر کجا به یه تضاد برخوردیم حتما افرادی قبل ما به این تضاد برخوردن و یه راهکاری براش پیدا کردن مثل این اره برقی خفن ای خدا شکرت برای راحت شدن کارها ..
🟣استاد چه حالی میدی به این درختها ، با قطع شاخ و برگ های اضافی…هر چی سبک بال میشن، بیشتر رشد میکنن.
🟣یه سرنخ که دنبالش میکنی، خیلی باورهای مخرب و نواقص دیگه نمایان میشن. یه فکر منفی ، یه باور اشتباه که زیر مجموعه های زیادی داره. خدایا شکرت اگه کسی بخواد دنبال موفقیت باشه ،با همین طبیعت هزاران جواب میگیره.
🟣مهمترین درس ،، این که هر روز باید بر روی خودمون کار کنیم هر روز ، هر روز چون این علفهای هرز ذهنی همیشه در حال رشد هستنهر روز از یک راه جدید…نجواهای ذهنی همیشه وجود دارن ..چقدر زیبا میگی استاد باورهای محدود کننده کوچیکی که تو چشم نمیان واز بین بردنشون هم سخت تر هست ..
🟣 خدا رحمتش کنه. استاد چقدر زیبا تونسته این اتفاق ناخوشایند را به مسیر درست هدایت کنه بعد از مدت کمی با یاد آوری اینکه این شخص الان جاش تو بهشت هست بازم طبق قانون تکامل یکم یکم تغییر حالت داده و خودش از اون احساسات بد فاصله داده. چون قانون ثابت هست ،،احساس بد یعنی اتفاقات بد، فرقی نمیکنه که استاد باشی یا یه فرد عادی قانون ثابت هست
🟣الحق که بسیار سفر باید تا پخته شود خامی
واقعا شاید الان شرایط برای من نوعی مهیا نیست ولی راههای دیگه وجود داره ، مثل همین زندگی در بهشت ، سفر به دور آمریکا تا ببینیم دنیا چقدر بزرگ و متفاوت هست ،، از زوایای مختلف زندگی آدمهای مختلف با آداب رسوم مختلف دیدیم، که خودش یک نعمت بزرگه که لیاقتش پیدا کردیم تا دنیا را از زاویه های مختلف ببینیم و بزرگتر بشیم.
🟣خدایا اینجا باید پول بدی چوب بخری ، اونجا باید پول بدی بیان برات قطع کنن و از بین ببرن..
🟣پس یادمون باشه حتی زندگی تو بهشت هم نیاز به کار دارد ، به تمیز کردن هر روز و هر روز این بهشت و الا پر میشه از علفهای هرز ، از نازیباییها، از بدی ها ، تارعنکبوت ها ، لونه زنبورها ، مارها ، افکار بد ،باورهای مخرب و هر آنچه که انرژی این زیباییها را ازبین میبرد.
خدایا شکرت برای این بودن برای اینجا و برای اینکه عضو این خانواده صمیمی هستم و میتونم از خوندن کامنت بچه ها آسان بشم برای اسانی ها و حالشــو ببرم دوستان واقعا ازتون سپاسگزارم که مینویسید…
سپاسگزارم استادعزیز برای بودنتون ونکته هایی که میگید
خدایاشکرت برای این سایتواستادوفایلا خدایاشکرت برای هدایتت خدایاشکرت برای دیدن این قسمت ودریافت آگاهی
یادگرفتم ک توگوشیم بنویسم این نکاتوبخونموعمل کنم
اول اینکه خیلی لذت بردم از عشقتون وای چقد لذت بخشو زیبابود اونجای که خانم شایسته گفتن این شاخه روقطع کن استاد قطع کردوگفت راضی شدی ایشونم گفتن خیلی راضی ام واستادخندیدن بااینکه اون اتفاقم افتاده چقدر این آرامش واین عشق واین صلح درونی احترام ب هم واقعا تحسین برانگیزه
وااای من عاشق این نسیم این صدای باد این رقص برگای درختا این طبیعیت
سایه ی درخت بودن عشق حرکت آب چقد این بهشت زیباست من عاشق این بهشتم
احسنت به شماکه هرلحظه دارید دنبال قانون میگردیدتوهمممه چی ان شاءالله متم به این درجه برسم
کنترل عواطف واحساسات چقد مهمه و باید تلاش کنم تا ازپسش بربیام
باورای محدوکننده مثل پیچک جلوی رشدت رومیگیره باااااید قطعش کنی تارشد کنی باید هرررروز روی باورات کارکنی نه اینکه اگه یه مدت همه چی خوبه فک کنی برای همیشه هس نع تاوقتی داری روباورات کارمیکنی نتیجه هس ونتیجه شانسی نیس فقط میتونه بهتربشه همه چی پس نگرانی بی معناس
وقتی باورای بزرگ رودرست میکنی تازه بورای خراب کوچیکت روپیدامیکنی که باید اونارو حذف کنی تا نعمت بیاد
تو قسمت های قبلی وقتی میدیدم درخت هارو میزنید اصلا ازون قسمت کات کردن لذت نمیبردم
و سعی میگردم تمرکزم رو بزارم روی ابزار ها که به خوبی کار رو آسون میکنن ، اصلا درکتون نمیکردم چرا درخت های زنده رو میزنید بلکه متاسف هم میشدم ،حتی کامنت هم گذاشتم سعی کردم خیلی نرم انتقاد کنم ازتون
و این قسمت وقتی توضیح دادید در مورد کات کردن درخت های زنده و زاویه ی دید خودتون رو مطرح کردید
انقدر اون توضیحات دقیقا جواب سوالات ذهن من بود که یه لحظه فکر کردم نکنه کامنت منو خوندید و الان دارید جواب کامنت منو میدید
بعد یادم اومدم که این فایل ها چند سال پیش تهیه شدن
من نه تنها از اینکه به جواب سوالام رسیدم خوشحال شدم بلکه وقتی میبینم قانون چقدر دقیق و منظم داره کار میکنه شگفت زده شدم
که چطور به جواب سوالم رسیدگی شد
یه جوری قانون با افکار من همخونی داره انگار تو این جهان فقط من هستمو اون
انگار تمام وقتشو فقط برای من میزاره تا منو به آنچه که فکرمیکنم ،چه خوب چه بد ثابت کنه .
خدایا شکرت که همیشه آنلاینی برای پاسخ دادن ،برای اجابت کردن،برای حمایت و هدایت کردن .
ممنون از استاد مهربان و مریم جون که اونطوری با زوم کردن روی پیچک ها وصحبت درباره اون ها ما رو به تعمق بیشتر دعوت کردن .
من شروع کردم مدتیه دوره زندگی در بهشت رو از اول با تعمق بیشتر میبینم و امروز این فایل چقدرررررر با حال الانم هماهنگی داشت.استاد چقدر قشنگ در مورد درخچه ها و چیچک های هرز و افکار منفی توضیح دادین .استاد من تواین مدتی که دارم با دوره ها پیش میرم به لطف الله مهربان خیلییی تغییرات مثبت داشتم ارامشم بیشتر شده روابطم بهتر شده و انشاالله در آینده در مورد کسب وکار خودم که میخوام شروعش کنم هم بیام وبگم. اما استاد با تمام این وجود من ادمی بودم که با اینکه واگویه های منفی ذهنم بسیار بسیار کم شده بود اما بازهم یک عالمه افکار پوچ و بی ارزش ذهنم رو شلوغ میکرد و کلییی انرژیمو میگرفت مثل همین پیچک ها که من میفهمم چقدر میتونه تو ذهن رخنه کنه و ادمو واقعاااا فلج کنه من از صبح که بیدار میشدم با یک ذهن خسته و شلوغ بیدارمیشدم که نمیدونستم الان باید چیکار کنم خونه و زندگی که انقدر بهم ریخته بود که نمیدونستم از کجاش باید شروع کنم و اینکه اصلا انرژی این تمیز کردن رو در خودم نمیدیدم هرروز از صبح تا شب به تمیزکردن خونه میرسیدم اما شب که میشد انگار ن انگار و شب باتمام خستگی جسمی و ذهنی فقط میخواستم بخوابم تا اینکه به لطف الله مهربان با یه دوره نظم شروع کردم به کارکردن روی ذهن و کمال طلبیم و به قول شما رسیدم به این درخت بزرگای هرز دیدم ای داد بی داد این بهم ریختگی های خونه به خاطر ذهن بی نظم و آشفته من بود ونه تنبلی که از کودکی بهم میگفتن وقتی مواجه شدم با این اگاهی ها انگار یک باااار سنگینی از روی دوشم برداشته شد امگار تونستم اون درخت هرزهای اصلی رو با تیشه اگاهیم بچینم و حالا دارم با تمرین های ساده اما اساسی اون پیچک های مزاحم روهم تو ذهنم پاک میکنم و الان انقدر حسم خوبه که به لطف الله مهربان دوسه روزه اروم اروم دارم خونه و زندگیمو مرتب میکنم ونه تنهادیگه خیلی خسته نمیشم بلکه دارم با اگاهی رو خودم و افکارمم کار میکنم و لذت میبرم از این پاکسازی مثل شما که انشالله خیلی زود با پیاده روی و موتورسواری پاداش این پاکسازی رو میبرین هرچند که میدونم همین الانم کلییی لذت میبرین از این تمیزکردن های این بهشت زیبا
استاد خیلی دوستون دارم و هزاران بار شکر که تو این مسیر زیبا درکنار شما و بقیه دوستان قدم برمیدارم.
این فایل نشونه امروزم بود! جالبش اینه دیشب با دوستم داشتم صحبت میکردم و این فایل نشونه روزش بود! اغلب تایم صحبت ما در مورد فایلها و تجربیات مون از تغییر دیدگاهها و باورها و استاد و چیزای جالبی که یاد گرفتیم و از استاد و مریم خانوم دیدیم هست و امروز به عینه دیدم با صحبت کردن در موردش جذبش کردم!
دقیقا همون قسمتی که استاد گفتن «ارزش ابزار» برای دوستم خیلی جذاب بوده و اون فایل رو ندیده بود و با سرچ توی سایت پیدا کرده بود. فایل ارزش ابزار از فایلهای مورد علاقه ی خودم هم هست و وقتی استاد اسمشو گفت دقیقا یاد اون افتادم.
من این قسمت رو قبلاً ندیده بودم ولی الان که تماشا کردمش دیدم تمام حرفهایی که استاد در زمینه های مختلف مخصوصا فوت دوست شون گفتن منم به دوستم دیشب گفته بودم و این نشون میده در این زمینه با استاد هماهنگم
دقیقا باورهای محدود کننده ریز که به نظرم نماینده شرک های خفی ماست کار رو برامون سخت میکنه و برامون مانع میتراشه. همون قیام های ذهن وقتی تازه یه باور جدید رو انتخاب میکنی و شروع میکنی روش کار کردن، نشونه حضور و نفس کشیدن باورهای مخفی محدود کننده ست.
اون قیچی باغبانی بزرگه که به قول استاد مثل کره شاخه ها رو میبره به شدت مورد علاقه مه. مثل وقتی که با تعهد و قاطعانه باورهای قدرتمند رو پرورش میدید تا باورهای محدود کننده رو قطع کنن
قضیه اینکه بعضیا گفته بودن درخت دردش میگیره منو یاد فایل خدا رو بهتر بشناسیم انداخت که اونجا هم استاد میگفت خدا احساس نداره که مثلاً خشمگین بشه و یک انرژیه. هر چیزی که در اطراف مون میبینیم هم انرژیه و درخت هم همینطور. اینو قبلاً مشاهده کردم که مثلاً باغ یا درختان بعد از فوت صاحبشون خشک یا کم بار یا بی بار میشن اما به نظرم برخلاف گفته های دیگران، به خاطر اندوه فوت صاحبشون نیست، بلکه به خاطر عدم دریافت انرژی هست که قبلاً داشتن و اگه یه جور دیگه انرژی رو دریافت کنند دوباره جون میگیرن و سرسبز میشن. درست مثل درختهایی که مادرم کاشته بودن و بعد فوت شون خشک شدن ولی با رسیدگی من و انرژی های که بهشون دادم دوباره سبز شدن حتی با وجود گذشتن از سرما و گرمای خیلی نامعمول چند سال اخیر.
درست مثل وقتی که شما به چیزی که دوست نداری توجه نکنی و انرژی ندی و اون چیز ازت دور میشه و یا از بین میره ولی اگه مدام بهش فکر کنی یا در موردش صحبت کنی یا به هر شیوه دیگه ای بهش انرژی بدی بهت جذب میشه. درخت فقط انرژی تو رو درک و دریافت میکنه و اگه همسو با انرژی مثبت باشه رشد میکنه و سرسبز میشه وگرنه خشک و بیهوده خواهد شد.
و امشب دومین شبی که تصمیم گرفتم هرچی میبینم و به ذهنم میاد شکرگذاری کنم بابتش چون به قول استاد توی دوره هم جهت با جریان خداوند که شکرگذاری نزدیک ترین فرکانس به فرکانس خداوند هست :
خدایا شکرت برای این منظره زیبا ترکیب دریاچه و کلبه چوبی و درختان بلند و حضور خداوند
خدایا شکرت برای محل کار بامزه خانم شایسته = میز سفید و مینیمال در دل طبیعت :))
خدایا شکرت که نمیتونم چشم از اون کلبه رویاییِ چوبی بردارم
خدایا شکرت برای ارتباط سالم بین استاد و خانم شایسته ، همراهی و همدلیشون باهم دیگه
خدایا شکرت برای دیدن امکانات جدید مثل اره برقی دسته بلند که چقدر کارها و راحت کرده این یعنی رشد و فراوانی روز به روز داره بیشتر میشه و اگه تو مدارش باشی دریافت میکنی
خدایا شکرت برای شنیدن این مکالمه بامزه :
-راضی شدی ؟ ؛) +خیلی راضی شدم :) – عاشقتم :)))
خدایا شکرت برای شنیدن این درس از استاد که حال بد مساوی با اتفاقات بد ، اون آدم جاش توی بهشته ما باید سعی کنیم به هر دلیلی توی حال بد گیر نکنیم
خدایا شکرت برای فراوانی درخت و طبیعیت توی فلوریدا
خدایا شکرت برای درس امشب که از دید خودمون نبینیم ، دیدمون رو محدود نکنیم به چیزایی که باهاش بزرگ شدیم اینقدر هی قضاوت نکنیم
باید این نکته آخر رو خیلی بیشتر تمرین کنم توی همه جنبه ها قضاوت نکنم ️
استاد ازتون هزاران بار متشکرم برای آگاهیهایی که حین فیلمبرداری این سریال به ما می دید و البته که به این دلیل هست که شما آنچه می گید عمل می کنید.
اول اینکه ممکن هست برای هر کس لحظات غمگین پیش بیاد ولی مهم خارج شدن از این لحظات و توجه به زیبایی هاست تا از فرکانس غم خارج بشیم همین طور که استاد برای خارج شدن از حس غم از دست دادن دوستشون اومدن تا به درختها برسند و این بهشت رو زیباتر کنند.
دوم اینکه وقتی باورهای مخرب منفی رو می شناسیم و سعی در از بین بردنشون می کنیم تازه متوجه باورهای کوچیکی می شویم که جلو پیشرفتمون رو گرفتند و گاهی مثل این پیچکها آنقدر محکم هستند که کار حتی بیشتری نسبت به اون باور اصلی می بره.
سوم کار کردن روی ذهن مثل تمیز کردن این بهشت یا خونست باید همیشگی باشه اگه رها بشه دوباره باورهای محدود کننده رشد می کنند.
چهارم وجود فراوانی وثروت در جهانه و اینکه همه جا و همه کس رو با دید محدود خودمون قضاوت نکنیم آره تو شهر من برای چوب یه درخت کلی پول می دن و هر وقت به دلیل خشکسالی مردم درختهای میوه رو می برند می تونن به مبلغ های بالا بفروشند و یک محیط های هست که همیشه پر از چوب خشک و تنه درخت خریداری شده هست حتی چوبهای کوچیک اصلا وقتی خونه ای برای فروش قیمت می شه درختهای حیاط هم قیمت می شن واین می تونه به دلیل افکار و باورهای محدود کننده و فقرافرین ما باشه و وجود این فراوانی در کشور آمریکا فراوانی آب و جنگل و نعمت به دلیل شکرگزاری مردم و ذهن ثروتمندشون باشه.
و اینکه استاد این اره بزرگ موتوری رو ما خریدیم و من یادم نبود که توی این سریال دیدم حالا که دوباره دیدم به شوهرم نشون دادم و گفتم شبیه اره ای که برای باغ خریدیم.
و به خودم گفتم ببین وقتی چیزی رو می بینی و نعمتهای جدید که تو ندیده بودی خواسته شکل می گیره و به همین راحتی می تونی بهش برسی پس این ثروت استاد خونه ها و ماشین و آرامش و خوشبختی هم مثل این اره دست یافتنی هست کافیه باور کنی.
به نام خدای بخشنده مهربان
سلام استاد عزیز خانم شایسته جان جانان وهمسفر های این راه بهشتی
درس کنترل زهن
تغزیه فکر های منفی مثلا مرگ عزیزان یا بعضی تضادها دیگه برای هرکسی ممکنه پیش بیاد
وبا قانون احساس خوب اتفاق خوب برمیخوریم
که افرادی که قدرت کنترل دارن پیروزن ولایق ودر قرین نعمت ها مثل استاد
یه فایلی میدیدم نشونه استاد از کارش سخت پیش رفت رهاش کرد رفت دنبال لذت بردنش تو دریاچه شنا این حرفا زهنش کنرل وهدایت ودستی از دستان خدا اومد کاراشو پیش برد
اینجام که استاد موقع تضاد زهنشو با انجام کارها سرشو گرم میکنه
حرفش اومد وسط واستاد درسشو گفت
راستش وگفت مسله مرگ عزیزان باید زهنتو اروم کنی
مثلا میگفت اون پسر خوبیه الانم توی بهشته
دیگه میگفت این زهن گاهی احساسی میشه ینی چی
ینی مثلا میخاد درخت قطع بشه اخ گناه داره دردش میاد میمیره استاد یادمه منم یه زمان همینجوری بودم مثلا یه جا سوسکی مورچه ای میدیدم بهش امان میدادم بره دلم براش میسوخت بکشمش
مثلا دختر وقتی ازدواج میکنه یا سفر یا هر چی پیش میاد مجبور میشه دور بشه کلن رهایی دوس دارم
دوس دارم هم در صلح باشم با خانوادم و سپاسگزار بینهایت عشقو خدمت هاشون باشم هم که رها باشم واسوده ودر هدایت
برای من سخته ولی اروم اروم دارم رها تر میشم
ودیگه از خداجونی میخام ترمز های مخفی زهنمو بکشه بیرون با قدرت اگاهیش اصلاح کنه ومن طبق هدایت سعی میکنم حسم خوب سفرنامه وایده های ساده رو پیش ببرم
بنام الله یکتا
بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین
سلام به بـهـشت، سلام به زنـدگــی، سلام به اهالی زندگی در بهشت
“قسمت چهاردهم(14اُم) سریال زندگی در بهشت”
■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■
میخوام هی زود بیام بنویسم و رد بشم و برم سراغ کارهای خونه و درس و …اما بازم دلم نمیاد، چندتا کامنت نخونم، دلم نمیاد یکبار هر قسمت رو ببینم و سریع ازش رد بشم، دلم نمیاد یعنی من اینقدر ذهنم باز میشه، اینقدر فکرای خوب، درس و نکته های میبینم توی هر صحنه این سریال که اصلا اصل درس و کلاس درس و هرآنچه آگاهی هست همیناست و دلم میخواد غرق بشم و غوطه ور بشم تو لحظه ها و ثانیه های هر صحنه و هر حرف…اما میدونم اینجوری قفل میشم یکجا و الان الویت های من صرفا این چیزا نیست. من فقط برای چالش این کار رو برای خودم گذاشتم.پس تعادل رو رعایت باید بکنم تا به بخش های دیگه از خودم و زندگی ام لطمه نزنم.(البته بگم یادم میاد دوران کارشناسی هم توی کتابخونه همه داشتن درس میخوندم من یک تای زیادی مشغول مجله موفقیت خوندن بودم و اغلب نمراتم از دوستام پایین تر بود و یک نگرش مخربی که داشتم بنظرم و باعث میشد یکسری عادت هاو افراط گری هامو توجیه کنه این بود که نمره ملاک نیست مهم اینه درس رو بفهمی و هیچ وقت حتی وقتی حقم ضایع شد برای نمره نرفتم اعتراض کنم و با درک الانم میگم کارم درست نبوده و یکجورایی از اونور بوم افتاده بودم.)
وای چقدر خوشحالم فردا قراره چهارمین فیلد زمین شناسی خودمو برم اونم با چه اساتیدی با چه گروهی…
بد نیست یک یک اشاره کوچیک هم بکنم تا خاطره اش در این تاریخ و این صفحه ثبت بشه که دیروز دخترخاله ام به همراه همسرشون آقاپوریا و دختر مودب شون پرستش جان اومدن خونمون. نهار ابدوغ خیار پرملات و مشتی براشون درست کردیم، کلی دخترخاله ام از اتفاقاتی که براشون افتاده تعریف کرد از کلاس های هنری و تابلو خط هایی که کشیده حرف زد، پرستش جان حتی موهای منو خیلی خوشگل بافت که من خودم اصلا اینجوری بلد نیستم موهامو ببافم(اتقافا چند روز ی بود توی ذهنم میگفتم ببین موهام اینقدر بلند شده هنوز یکبار هم نبافتمشون دوباره…) عصر تا شب هم بکوب مذاکراتی راه انداختیم 4 تایی که حرف ها به جای جالبی رسید و شوهردخترخاله ام داشت از برخورد آدم ها میگفت و بی احترامی هایی که میکنن بهش یا دیگران میگفت. خاطرات بچگی یادش میمومد که بین خودش و داداشش چقدر رفتار پدرومادرش تبیض گونه و یکجورایی بی احترامی بوده. خلاصه همش کلی ارتباط با فایل های اخیر استاد جان و تشابه مثال دیدم از چیزهایی که استاد از قانون در مورد کودکی دردناک گفتن، اینکه هیچ کدومما دز خانواده و یا شجامعه و شرایط پرفکت و ایده آل بزرگ نشدیم. چقدر باورهای خودم برام یادآوری میشد و یکجاهایی شباهت باورهای محدودکننده خودمو لابه لای حرف هاشون میدیدم. خلاصه که کلی حرف شنیدیم و حرف زدیم و کلی خاطره خوب ثبت شد.
نکته جالب دیگه اینکه برای خودم نشانه دیدم و همینجا از الله یکتا سپاسگزاری میکنم که با نشانه ها با من اینگونه حرف میزنه که تو کارت درسته، مسیرت درسته فقط ادامه بده، فقط متمرکز تر و متخصص تر بشو و کم نیار و خودتم دست کم نگـیر. اینکه پیشنهاد یک کار و ایده در بحث آموزش و آکادمیک در حوزه تحصیلی خودم شد. که فعلا دلم نمیخواد نه بهش فکر کنم و ذهنم رو درگیر کنم چون الان قدم الانم درت دادن امتحانات پایان ترمم هست و بعد از اون تصمیم میگیرم، تحقیق میکنم و اگر دیدم طبق قوانینی که درک میکنم باید انجام بدم و اردش میشم.چرا که نه…من میتونم هیئت علمی خودمو تشکیل بدم…
امروز دلم میخواد بخش هایی از کامنت دوستان رو اینجا کپی کنم و مرور کنم.به چند دلیل اینکه: قرار نیست همیشه یکجور بیام ردپا بزارم و خودمو در قاعده و چهارچوب خاص محدود نکنم، کمال گرایی نکنم و فکر نکنم که باید همه کارا و نکته ها رو خودم پیدا کنم، خودم بنویسم و این راهشه، هزاران راه هست برای درک و مرور و توجه به زیبایی ها و نکات مثبت و آگاهی این فایل ها، هزاران راه هست تا چالش روزانه خودمو جذاب تر و منعطف تر کنم. یکی دیگه از دلایلی کههمون اول به ذهنم زد بیشتر سیو شدن زمانم و انجام کار موازی. اینکه هم مینویسم و تمرکز میکنم، هم کامنت ها رومیخونم و یادداشت بردای میکنم هم تشکر و قدردانی میکنم یکجورایی از کامنت هایی که قبلا نوشته شده، چک نکردم ببینم خودمم قبلا در این صفحه چیزی نوشتم یا نه…دیگه کلی دلیل برای انجام اینجوری نوشتن هست و کلی هم سود داره پس بسم الله…
گزیده ایی از نوشتهی زیبا و تأثیرگزاردوست عزیزمان «محمد علی»:
🟣ماشالا مثل همیشه آماده حرکت و ماجراجویی
این قسمت صفا دادن به درختان ، صفا دادن به ذهن ، صفا دادن به جسم و روح و صفا دادن به این بهشت زیبا ️
🟣استاد چه زیبا میگه این همون نرده بان جادویی هست که همه کار میکنه …آره استاد این آموزشهای شما هم مثال همین نرده بان هست که در صورت استفاده درست میتونیم تا بینهایت بالابریم ،، اوج بگیریم همراستای خدا بشیم.
🟣بازم به لطف فراوانی ابزار کار درست…عجب اره برقی بلندی خدایا شکرت
دیگه احتیاج نیست بریم بالای پله و تو ارتفاع شاخه قطع کنیم ..استاد بازم راحت انجام دادن کارها با ابزار مناسب
هر کجا به یه تضاد برخوردیم حتما افرادی قبل ما به این تضاد برخوردن و یه راهکاری براش پیدا کردن مثل این اره برقی خفن ای خدا شکرت برای راحت شدن کارها ..
🟣استاد چه حالی میدی به این درختها ، با قطع شاخ و برگ های اضافی…هر چی سبک بال میشن، بیشتر رشد میکنن.
🟣یه سرنخ که دنبالش میکنی، خیلی باورهای مخرب و نواقص دیگه نمایان میشن. یه فکر منفی ، یه باور اشتباه که زیر مجموعه های زیادی داره. خدایا شکرت اگه کسی بخواد دنبال موفقیت باشه ،با همین طبیعت هزاران جواب میگیره.
🟣مهمترین درس ،، این که هر روز باید بر روی خودمون کار کنیم هر روز ، هر روز چون این علفهای هرز ذهنی همیشه در حال رشد هستنهر روز از یک راه جدید…نجواهای ذهنی همیشه وجود دارن ..چقدر زیبا میگی استاد باورهای محدود کننده کوچیکی که تو چشم نمیان واز بین بردنشون هم سخت تر هست ..
🟣 خدا رحمتش کنه. استاد چقدر زیبا تونسته این اتفاق ناخوشایند را به مسیر درست هدایت کنه بعد از مدت کمی با یاد آوری اینکه این شخص الان جاش تو بهشت هست بازم طبق قانون تکامل یکم یکم تغییر حالت داده و خودش از اون احساسات بد فاصله داده. چون قانون ثابت هست ،،احساس بد یعنی اتفاقات بد، فرقی نمیکنه که استاد باشی یا یه فرد عادی قانون ثابت هست
🟣الحق که بسیار سفر باید تا پخته شود خامی
واقعا شاید الان شرایط برای من نوعی مهیا نیست ولی راههای دیگه وجود داره ، مثل همین زندگی در بهشت ، سفر به دور آمریکا تا ببینیم دنیا چقدر بزرگ و متفاوت هست ،، از زوایای مختلف زندگی آدمهای مختلف با آداب رسوم مختلف دیدیم، که خودش یک نعمت بزرگه که لیاقتش پیدا کردیم تا دنیا را از زاویه های مختلف ببینیم و بزرگتر بشیم.
🟣خدایا اینجا باید پول بدی چوب بخری ، اونجا باید پول بدی بیان برات قطع کنن و از بین ببرن..
🟣پس یادمون باشه حتی زندگی تو بهشت هم نیاز به کار دارد ، به تمیز کردن هر روز و هر روز این بهشت و الا پر میشه از علفهای هرز ، از نازیباییها، از بدی ها ، تارعنکبوت ها ، لونه زنبورها ، مارها ، افکار بد ،باورهای مخرب و هر آنچه که انرژی این زیباییها را ازبین میبرد.
خدایا شکرت برای این بودن برای اینجا و برای اینکه عضو این خانواده صمیمی هستم و میتونم از خوندن کامنت بچه ها آسان بشم برای اسانی ها و حالشــو ببرم دوستان واقعا ازتون سپاسگزارم که مینویسید…
به نام خداوندعاشق حامی وهدایتگرم ب مسیر نعمت
اینفایل چقد نکته داشت
چه نکته های ارزشمندی
سپاسگزارم استادعزیز برای بودنتون ونکته هایی که میگید
خدایاشکرت برای این سایتواستادوفایلا خدایاشکرت برای هدایتت خدایاشکرت برای دیدن این قسمت ودریافت آگاهی
یادگرفتم ک توگوشیم بنویسم این نکاتوبخونموعمل کنم
اول اینکه خیلی لذت بردم از عشقتون وای چقد لذت بخشو زیبابود اونجای که خانم شایسته گفتن این شاخه روقطع کن استاد قطع کردوگفت راضی شدی ایشونم گفتن خیلی راضی ام واستادخندیدن بااینکه اون اتفاقم افتاده چقدر این آرامش واین عشق واین صلح درونی احترام ب هم واقعا تحسین برانگیزه
وااای من عاشق این نسیم این صدای باد این رقص برگای درختا این طبیعیت
سایه ی درخت بودن عشق حرکت آب چقد این بهشت زیباست من عاشق این بهشتم
احسنت به شماکه هرلحظه دارید دنبال قانون میگردیدتوهمممه چی ان شاءالله متم به این درجه برسم
کنترل عواطف واحساسات چقد مهمه و باید تلاش کنم تا ازپسش بربیام
باورای محدوکننده مثل پیچک جلوی رشدت رومیگیره باااااید قطعش کنی تارشد کنی باید هرررروز روی باورات کارکنی نه اینکه اگه یه مدت همه چی خوبه فک کنی برای همیشه هس نع تاوقتی داری روباورات کارمیکنی نتیجه هس ونتیجه شانسی نیس فقط میتونه بهتربشه همه چی پس نگرانی بی معناس
وقتی باورای بزرگ رودرست میکنی تازه بورای خراب کوچیکت روپیدامیکنی که باید اونارو حذف کنی تا نعمت بیاد
باید ریشه رو قطع کنی نه شاخه رو
تمرکزم بایدروی نکات مثبتم باشه وخودم توانایی هام کارهام رو هرچندکوچک ارزشمندبدونم
خدایاشکرت برای فراوانی جنگل درآمریکا و فروانی نعمت وآب دردنیا
احسنت به استادکه بااون اتفاق تونستن اینقد خوب ذهنشون روعواطفشون روکنترل کنن و اومدن مشغول کارفیزیکی سنگین شدن تا ذهنشون آروم بشه وحالشون خوب بشه این تقواس
حقتونه داشتن خوشبختی درتمام جنبه ها بخاطرتقواتون
سلام سلام
من واقعا شگفت زده شدم
تو قسمت های قبلی وقتی میدیدم درخت هارو میزنید اصلا ازون قسمت کات کردن لذت نمیبردم
و سعی میگردم تمرکزم رو بزارم روی ابزار ها که به خوبی کار رو آسون میکنن ، اصلا درکتون نمیکردم چرا درخت های زنده رو میزنید بلکه متاسف هم میشدم ،حتی کامنت هم گذاشتم سعی کردم خیلی نرم انتقاد کنم ازتون
و این قسمت وقتی توضیح دادید در مورد کات کردن درخت های زنده و زاویه ی دید خودتون رو مطرح کردید
انقدر اون توضیحات دقیقا جواب سوالات ذهن من بود که یه لحظه فکر کردم نکنه کامنت منو خوندید و الان دارید جواب کامنت منو میدید
بعد یادم اومدم که این فایل ها چند سال پیش تهیه شدن
من نه تنها از اینکه به جواب سوالام رسیدم خوشحال شدم بلکه وقتی میبینم قانون چقدر دقیق و منظم داره کار میکنه شگفت زده شدم
که چطور به جواب سوالم رسیدگی شد
یه جوری قانون با افکار من همخونی داره انگار تو این جهان فقط من هستمو اون
انگار تمام وقتشو فقط برای من میزاره تا منو به آنچه که فکرمیکنم ،چه خوب چه بد ثابت کنه .
خدایا شکرت که همیشه آنلاینی برای پاسخ دادن ،برای اجابت کردن،برای حمایت و هدایت کردن .
ممنون از استاد مهربان و مریم جون که اونطوری با زوم کردن روی پیچک ها وصحبت درباره اون ها ما رو به تعمق بیشتر دعوت کردن .
استاد نازنین و مریم بانوی عزیزم سلام
من شروع کردم مدتیه دوره زندگی در بهشت رو از اول با تعمق بیشتر میبینم و امروز این فایل چقدرررررر با حال الانم هماهنگی داشت.استاد چقدر قشنگ در مورد درخچه ها و چیچک های هرز و افکار منفی توضیح دادین .استاد من تواین مدتی که دارم با دوره ها پیش میرم به لطف الله مهربان خیلییی تغییرات مثبت داشتم ارامشم بیشتر شده روابطم بهتر شده و انشاالله در آینده در مورد کسب وکار خودم که میخوام شروعش کنم هم بیام وبگم. اما استاد با تمام این وجود من ادمی بودم که با اینکه واگویه های منفی ذهنم بسیار بسیار کم شده بود اما بازهم یک عالمه افکار پوچ و بی ارزش ذهنم رو شلوغ میکرد و کلییی انرژیمو میگرفت مثل همین پیچک ها که من میفهمم چقدر میتونه تو ذهن رخنه کنه و ادمو واقعاااا فلج کنه من از صبح که بیدار میشدم با یک ذهن خسته و شلوغ بیدارمیشدم که نمیدونستم الان باید چیکار کنم خونه و زندگی که انقدر بهم ریخته بود که نمیدونستم از کجاش باید شروع کنم و اینکه اصلا انرژی این تمیز کردن رو در خودم نمیدیدم هرروز از صبح تا شب به تمیزکردن خونه میرسیدم اما شب که میشد انگار ن انگار و شب باتمام خستگی جسمی و ذهنی فقط میخواستم بخوابم تا اینکه به لطف الله مهربان با یه دوره نظم شروع کردم به کارکردن روی ذهن و کمال طلبیم و به قول شما رسیدم به این درخت بزرگای هرز دیدم ای داد بی داد این بهم ریختگی های خونه به خاطر ذهن بی نظم و آشفته من بود ونه تنبلی که از کودکی بهم میگفتن وقتی مواجه شدم با این اگاهی ها انگار یک باااار سنگینی از روی دوشم برداشته شد امگار تونستم اون درخت هرزهای اصلی رو با تیشه اگاهیم بچینم و حالا دارم با تمرین های ساده اما اساسی اون پیچک های مزاحم روهم تو ذهنم پاک میکنم و الان انقدر حسم خوبه که به لطف الله مهربان دوسه روزه اروم اروم دارم خونه و زندگیمو مرتب میکنم ونه تنهادیگه خیلی خسته نمیشم بلکه دارم با اگاهی رو خودم و افکارمم کار میکنم و لذت میبرم از این پاکسازی مثل شما که انشالله خیلی زود با پیاده روی و موتورسواری پاداش این پاکسازی رو میبرین هرچند که میدونم همین الانم کلییی لذت میبرین از این تمیزکردن های این بهشت زیبا
استاد خیلی دوستون دارم و هزاران بار شکر که تو این مسیر زیبا درکنار شما و بقیه دوستان قدم برمیدارم.
سلام وقت تون بخیر
این فایل نشونه امروزم بود! جالبش اینه دیشب با دوستم داشتم صحبت میکردم و این فایل نشونه روزش بود! اغلب تایم صحبت ما در مورد فایلها و تجربیات مون از تغییر دیدگاهها و باورها و استاد و چیزای جالبی که یاد گرفتیم و از استاد و مریم خانوم دیدیم هست و امروز به عینه دیدم با صحبت کردن در موردش جذبش کردم!
دقیقا همون قسمتی که استاد گفتن «ارزش ابزار» برای دوستم خیلی جذاب بوده و اون فایل رو ندیده بود و با سرچ توی سایت پیدا کرده بود. فایل ارزش ابزار از فایلهای مورد علاقه ی خودم هم هست و وقتی استاد اسمشو گفت دقیقا یاد اون افتادم.
من این قسمت رو قبلاً ندیده بودم ولی الان که تماشا کردمش دیدم تمام حرفهایی که استاد در زمینه های مختلف مخصوصا فوت دوست شون گفتن منم به دوستم دیشب گفته بودم و این نشون میده در این زمینه با استاد هماهنگم
دقیقا باورهای محدود کننده ریز که به نظرم نماینده شرک های خفی ماست کار رو برامون سخت میکنه و برامون مانع میتراشه. همون قیام های ذهن وقتی تازه یه باور جدید رو انتخاب میکنی و شروع میکنی روش کار کردن، نشونه حضور و نفس کشیدن باورهای مخفی محدود کننده ست.
اون قیچی باغبانی بزرگه که به قول استاد مثل کره شاخه ها رو میبره به شدت مورد علاقه مه. مثل وقتی که با تعهد و قاطعانه باورهای قدرتمند رو پرورش میدید تا باورهای محدود کننده رو قطع کنن
قضیه اینکه بعضیا گفته بودن درخت دردش میگیره منو یاد فایل خدا رو بهتر بشناسیم انداخت که اونجا هم استاد میگفت خدا احساس نداره که مثلاً خشمگین بشه و یک انرژیه. هر چیزی که در اطراف مون میبینیم هم انرژیه و درخت هم همینطور. اینو قبلاً مشاهده کردم که مثلاً باغ یا درختان بعد از فوت صاحبشون خشک یا کم بار یا بی بار میشن اما به نظرم برخلاف گفته های دیگران، به خاطر اندوه فوت صاحبشون نیست، بلکه به خاطر عدم دریافت انرژی هست که قبلاً داشتن و اگه یه جور دیگه انرژی رو دریافت کنند دوباره جون میگیرن و سرسبز میشن. درست مثل درختهایی که مادرم کاشته بودن و بعد فوت شون خشک شدن ولی با رسیدگی من و انرژی های که بهشون دادم دوباره سبز شدن حتی با وجود گذشتن از سرما و گرمای خیلی نامعمول چند سال اخیر.
درست مثل وقتی که شما به چیزی که دوست نداری توجه نکنی و انرژی ندی و اون چیز ازت دور میشه و یا از بین میره ولی اگه مدام بهش فکر کنی یا در موردش صحبت کنی یا به هر شیوه دیگه ای بهش انرژی بدی بهت جذب میشه. درخت فقط انرژی تو رو درک و دریافت میکنه و اگه همسو با انرژی مثبت باشه رشد میکنه و سرسبز میشه وگرنه خشک و بیهوده خواهد شد.
در پناه الله یکتا باشید
14 شب گذشت که قبل خواب سریال زندگی در بهشت میبینم
و امشب دومین شبی که تصمیم گرفتم هرچی میبینم و به ذهنم میاد شکرگذاری کنم بابتش چون به قول استاد توی دوره هم جهت با جریان خداوند که شکرگذاری نزدیک ترین فرکانس به فرکانس خداوند هست :
خدایا شکرت برای این منظره زیبا ترکیب دریاچه و کلبه چوبی و درختان بلند و حضور خداوند
خدایا شکرت برای محل کار بامزه خانم شایسته = میز سفید و مینیمال در دل طبیعت :))
خدایا شکرت که نمیتونم چشم از اون کلبه رویاییِ چوبی بردارم
خدایا شکرت برای ارتباط سالم بین استاد و خانم شایسته ، همراهی و همدلیشون باهم دیگه
خدایا شکرت برای دیدن امکانات جدید مثل اره برقی دسته بلند که چقدر کارها و راحت کرده این یعنی رشد و فراوانی روز به روز داره بیشتر میشه و اگه تو مدارش باشی دریافت میکنی
خدایا شکرت برای شنیدن این مکالمه بامزه :
-راضی شدی ؟ ؛) +خیلی راضی شدم :) – عاشقتم :)))
خدایا شکرت برای شنیدن این درس از استاد که حال بد مساوی با اتفاقات بد ، اون آدم جاش توی بهشته ما باید سعی کنیم به هر دلیلی توی حال بد گیر نکنیم
خدایا شکرت برای فراوانی درخت و طبیعیت توی فلوریدا
خدایا شکرت برای درس امشب که از دید خودمون نبینیم ، دیدمون رو محدود نکنیم به چیزایی که باهاش بزرگ شدیم اینقدر هی قضاوت نکنیم
باید این نکته آخر رو خیلی بیشتر تمرین کنم توی همه جنبه ها قضاوت نکنم ️
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام وقتتون بخیر
خداروشکر یک روز دیگه از این جهان رو زندگی کردم
امروز مسولیت پذیری برام بود..تعهد بود..کار کردن رو خودم بود
کار کردن برای بیزنس هم بود
قدم برداشتن به مسیر خواسته ها بود
الهی شکرت که متعهدتر دارم عمل میکنم و صد درصد نتیجه میاد
خداروشکر شکر تو این فایل باز قدرت ابزار رو دیدم
باز زیبایی پردایس رو دیدم
آسمان زیبا رو دیدم
درختان قشنگ رو دیدم
وزیدن باد و حرکت شاخه ها رو دیدم
خداروشکر شکر برای اره که بزرگ بود و کار رو آسان میکرد.. چقدر تنوع ابزار بالاست..چه خوبه که استاد این ابزارها رو به ما هم نشون میدید سپاسگزارم
در مورد علف های هرز و باورهای محدود کننده
همیشه باید روی خودمون کار کنیم و هر روز پاکسازی کنیم تا زیبایی ها دائمی باشه
برای گذر از حال بدی ها باید کار کرد که حواس پرت شه تا به احساس بهتر برسیم
خدایا شکرت یک قسمت دیگر رو دیدم
در پناه امن خداوند مهربان شاد باشید و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت
سلام حضور تک تک عزیزان دل
اول شکر الله مهربانم
دوم تشکر از استاد عزیز و مریم بانو
خدارو شکر سپاس
استاد ممنونم که در هر فایل کلی آگاهی به ما هدیه میدن
دیدن هر روز یک فایل از سریال زندگی در بهشت مثل هر روز سر کلاس زندگی نشستنه
هر روز یه درس جدید
و امروز هم درسش خیلی مهم و خیلی کلیدی بود ممنونم
چقدر درست دقیق و بجا در مورد افکار محدود کننده و نتیجش در زندگی صحبت کردین
همین دقیقا همین ،
افکار محدود کننده رو بشناس شناسای کن
احساسی عمل نکن
احساسی عمل کردن وحرف زدن ضربه هایی سنگینی وارد میکنه
و بهایی سنگین داره
قوی باش احساساتی عمل نکن
چقدر درس داشت
چقدر جایی عمل کردن خالیه
ممنونم استاد ممنونم
به نام خدایی که به تنهایی کافیست.
سلام.
استاد ازتون هزاران بار متشکرم برای آگاهیهایی که حین فیلمبرداری این سریال به ما می دید و البته که به این دلیل هست که شما آنچه می گید عمل می کنید.
اول اینکه ممکن هست برای هر کس لحظات غمگین پیش بیاد ولی مهم خارج شدن از این لحظات و توجه به زیبایی هاست تا از فرکانس غم خارج بشیم همین طور که استاد برای خارج شدن از حس غم از دست دادن دوستشون اومدن تا به درختها برسند و این بهشت رو زیباتر کنند.
دوم اینکه وقتی باورهای مخرب منفی رو می شناسیم و سعی در از بین بردنشون می کنیم تازه متوجه باورهای کوچیکی می شویم که جلو پیشرفتمون رو گرفتند و گاهی مثل این پیچکها آنقدر محکم هستند که کار حتی بیشتری نسبت به اون باور اصلی می بره.
سوم کار کردن روی ذهن مثل تمیز کردن این بهشت یا خونست باید همیشگی باشه اگه رها بشه دوباره باورهای محدود کننده رشد می کنند.
چهارم وجود فراوانی وثروت در جهانه و اینکه همه جا و همه کس رو با دید محدود خودمون قضاوت نکنیم آره تو شهر من برای چوب یه درخت کلی پول می دن و هر وقت به دلیل خشکسالی مردم درختهای میوه رو می برند می تونن به مبلغ های بالا بفروشند و یک محیط های هست که همیشه پر از چوب خشک و تنه درخت خریداری شده هست حتی چوبهای کوچیک اصلا وقتی خونه ای برای فروش قیمت می شه درختهای حیاط هم قیمت می شن واین می تونه به دلیل افکار و باورهای محدود کننده و فقرافرین ما باشه و وجود این فراوانی در کشور آمریکا فراوانی آب و جنگل و نعمت به دلیل شکرگزاری مردم و ذهن ثروتمندشون باشه.
و اینکه استاد این اره بزرگ موتوری رو ما خریدیم و من یادم نبود که توی این سریال دیدم حالا که دوباره دیدم به شوهرم نشون دادم و گفتم شبیه اره ای که برای باغ خریدیم.
و به خودم گفتم ببین وقتی چیزی رو می بینی و نعمتهای جدید که تو ندیده بودی خواسته شکل می گیره و به همین راحتی می تونی بهش برسی پس این ثروت استاد خونه ها و ماشین و آرامش و خوشبختی هم مثل این اره دست یافتنی هست کافیه باور کنی.
متشکرم.