سریال زندگی در بهشت | قسمت 167 - صفحه 3 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

216 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    الهام وابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1864 روز

    خدایا هرانچه که در زندگیم دارم از آن توست.

    خدایاشکرت برای حضورت

    خدایا شکرت که همیشه کنار منی و دوستم داری

    خدایا شکرت که بهترین نعمت‌هات رو به من دادی

    خدایا شکرت برای زندگی عالی که بهم هدیه دادی

    خدایا شکرت که به زندگی من عشق و نور و معجزه بخشیدی

    خدایا شکرت برای حال خوبم

    خدایا شکرت برای سلامتیم وبارداری سالم وراحتم

    خدایا شکرت که کائنات در اختیار منه

    خدایا شکرت که فقط ارتعاش مثبت به جهان هستی می‌فرستم و از سمت کائنات بهترین‌ها رو دریافت میکنم

    خدایا شکرت که برام معجزه کردی

    خدایا شکرت که من رو به منبع اصلی قدرت و ثروت الهی متصل کردی

    خدایا شکرت که من خالق زندگیم هستم وهمه چی داره عالی پیش میره

    خدایا شکرت که افزایش درآمد دارم

    خدایا شکرت که شغل عالی و پردرآمد دارم

    خدایا شکرت که پول فراوان رو از راه‌های غیر منتظره به راحتی به دست من می‌رسونی

    خدایا شکرت که من روابط عالی دارم

    خدایاشکرت روزی رسان هرروز من هستی

    خدایاشکرت فرزندانی سالم و صالح وموفق دارم.

    خدایاشکرت بهترین عشق و روابطه ی عاشقانه عالی دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    محمد اکبری گفته:
    مدت عضویت: 3974 روز

    سلام به همه

    موضوعاتی در این قسمت توجهم رو جلب کرد که نوشتم و ترتیب خود فایل رو نداره ولی هرچی به ذهنم رسید رو نوشتم که بیشتر در موردشون بنویسم.

    خیلی جالبه برام رفتار استاد که وقتی مرغ خروسا اومدن تو کارگاه صحرایی، اصلا سعی نکردن که دورشون کنن از اون فضا چون اولا هرگونه مقاومتی بی فایده بود و دوباره اونا برمیگشتن و دوما اینقدر استاد توجهش به نکات مثبت حیوونا هست که نمیتونه رفتار بدی باهاشون داشته باشه و همچنین اینکه اینقدر اینا فرندلی هستن و همیشه چسبیدن به استاد و خاله مریم، این درخواست این دو عزیز هست و میدونن اگر توجه کنن به نکات منفی مثل خرابکاری هاشون و بخوان این توجه رو به صورت رفتار یعنی کیش دادن مرغا انجام بدن، کم کم مرغها ازشون دور میشن‌ و نمیتونن اون رابطه صمیمی که دلشون میخواد رو داشته باشن و میدونن که مسئله باید از ریشه حل بشه و مشکل مرغها نیست که این اتفاق افتاده و استاد می‌دونه باید راه حلی بده که مرغها دیگه نتونن وارد این مکان بشن که این خرابکاری ها اتفاق بیافته. یعنی استاد خودش رو مسئول می‌دونه نه مرغهاش رو که داد بزنه سرشون چرا اینجا خرابکاری کردید. خیلی درس داره برای من دیدن این رفتار و تو زندگی ما هم همینه هااااا. یه آدمی یه رفتاری با ما می‌کنه که جالب نیست و خیلی از ماها واکنشی میشیم که فلانی چرا این حرف رو زدی یا این رفتار رو کردی؟ ولی اونی که داره روی خودش کار می‌کنه، می‌دونه مشکل خودشه که باعث دیدن این رفتار از سوی دیگری شده و میگرده ببینه مشکل چیه؟

    مثلاً یک نفر حرفی رو درباره شما میزنه هربار، حرفی هست که دوست نداری کسی بدونه، دوست داری بهش توجه نشه ولی اون آدم هربار اینکارو تکرار می‌کنه؟ در نگاه اول اینه که عجب آدمیه، چرا خودش نمی‌فهمه که نباید همچین چیزی بگه و از اینجور توجیهاتی که میاریم. ولی اصل قضیه اینه که مشکل از منه. چرا؟ چون با طرف صحبت نکردم که عزیزم این رفتارت درست نیست و نباید بیای جلوی بقیه این صحبت رو بکنی و اگر خودم صلاح بدونم در موردش صحبت میکنم و کاملا طرف رو شیش فهم می‌کنی که دخالت نکنه. وقتی خیلی مودب و درست بیای با طرف صحبت کنی، طرفم دیگه می‌فهمه که بهت احترام بزاره ولی خیلی مواقع ما اینقدر این مسئله رو تو دلمون نگه میداریم و اینقدر به این نکته منفی توجه میکنیم که منفجر میشیم و یه‌ حرفای بدی می‌زنیم و رابطمون با این آدم درب و داغون میشه.

    درصورتیکه مشکل از همون اول خودمون بودیم که مسئله رو حل نکردیم و کار به اینجا کشید و دوست خوبمون رو از دست دادیم.

    استاد خیلی خوب این موضوع رو می‌دونه و با توجه به نکات مثبت مرغها از همون اول، فقط برانگیخته می‌کنه وجه مثبت مرغها رو که اینقدر باهاش دوستن و اینقدر از وجودشون لذت می‌بره و می‌خنده باهاشون.

    موضوع بعدی:

    وقتی اصول یک کاری درست آموخته و رعایت بشه، ببین چقدر راحت خروجی کار با کیفیت میشه حتی اگر دفعه اول باشه که انجام میشه. چقدر قشنگ یک میز با کیفیت ساخته شد که به نظرم برای تجربه اول خیلی کوالیتی بالایی داره. نکته مهمتر هم اینه که قانون تکامل رو رعایت کردید و از ساده ترین میز شروع به ساخت کردید و اینطوری هم لذت بردید از روند کار و هم نتیجه شد یک میز با کیفیت و به قول ما، اوسُ قوس دار.

    ضمنا این نکته رو از بحث توجه به نکات مثبت اشاره کنم که اینقدر استاد توجهش به نکات مثبت خاله مریم هست که ایشونم همیشه وجه خوبشون رو نشون استاد میدن، یعنی اگر استاد میگن مرحله بعد باید دوربین باید قطع بشه و با یه لحن خاصی میگن که منظورشون تمرکز بیشتر داشتن هست، خاله مریم هم بدون ناراحتی گوش میسپره و این شخصیت برجسته خاله مریم رو هم میرسونه که کنترل ذهن قوی ای داره و اینقدر با استاد هماهنگ هست که با عشق کارو انجام میده. خیلی رابطه ها هستن که طرف یک چیزی میگه و کار درستی هست که باید انجام بشه ولی چون همیشه توجهش به نکات منفی پارتنرش هست، طرف پاتنره هم وجه منفی خودشو بروز میده و می بینی از یه جمله ساده، الکی یه دعوایی درست میشه. به خاطر همین شکرگزاری اینقدر مهمه و ظرف آدمو بزرگ می‌کنه.

    موضوع بعدی زیبایی ثروته که اینقدر آدمو با خودش در صلح نگه میداره که میتونی خوش باشی و بخندی و لذت ببری از اتفاقات کوچیک و ساده. کسی که پر باشه از نعمت می‌تونه تا این حد در لحظه باشه ولی کسی که خالیه و مجبوره صبح تا شب بدوئه برای دو قرون دوزار، کجا می‌تونه با فراق بال بشینه حتی یک چایی بخوره؟ این بهم نشون میده که به آرزوهام برسم و پر بشم ازشون و ثروت چیز بدی نیست و معنویه و چقدر با ثروت من آرامشم بیشتره و با خانوادم حالم بهتره. دیدم کسایی که فقیرن، حتی با خانوادشون هم حالشون خوب نیست و بد باهاشون حرف میزنن. طرف فقیره میگه الان باز زنم یا بچم زنگ زده برای پول و اینقدر باهاشون با لحن بد صحبت می‌کنه که طرف دوباره زنگ نزنه، خب این چه رابطه ایه اصلا‌. واقعا فقر عقل رو باطل می‌کنه و برادر کفره.

    موضوع بعدی اینه که چقدر با ایده های ساده میشه کاربرد یک وسیله مثل اره دایره ای رو هم بهتر کرد و خروجی کار با کیفیتتر بشه و کار هم راحتتر.

    نکته بعدی اینکه استاد دست چپ هست و چقدر خوب از دست راست خودش برای پیچ کردن استفاده کرد در یک موقعیتی و محدودیتهاش رو به چالش کشید که البته به شخصه خودم در فوتبال میتونم با هردوپا کار کنم با کیفیت و خیلی لذتبخشه که آدم بر محدودیت هاش غلبه کنه و تفاوت ایجاد می‌کنه با بقیه.

    خدایا شکرت

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    آرمین اصغری گفته:
    مدت عضویت: 2697 روز

    سلام استاد عزیز من (داستان من که چطور تونستم این فایل روببینم)

    من امروز درمحل کارم کشیک بود وسریع میخواستم شرایطی رو فراهم کنم که درکمال آرامش برم توی سایت خداروشکر موقعیت پیش اومد

    چطوری؟؟!!

    ما همه یک پزشک دارین که سرتایم خودش میاد وخیلی منظم هست اما امروز اصلا نیومد واهدا کننده ها هم درصف انتظار نشسته بودن واین یعنی فعلا کسی با من خدمات کاری نداره

    به دقت فایل رودیدیم

    اما نمیدونم هندزفری خودم رو کجا گذاشتم گفتم حتما یه خیری هست که هندزفری من گم شده از طرفی تا به دقیقه 17رسید دانلود نمیشد پیش خودم گفتم حتما یک خیری هست وهمین شرایط باعث شد که به جاهای دیگه سایت سربزنم که به( نتایج نشانه های امروز من) سرکی کشیدم وکامنتهای ازجنس طلا روخوندم که فردی از رها کردن کارش نوشته بود چقدر زیبا بود برام چقدر لذت بخش بود برام وچقدر ترسهای من رو کمتر کرد بابت بیرون اومدن ازکار خدای خوبم شکرت شکرت

    ازاینکه تضاد اینترنت باعث شدبرم سراغ یکطرف دیگر این خانه الماسی سایت

    خلاصه اومدم خونه ودرمسیرم هرکاری کردم دانلودنشد

    غروب رفتم برای فروش آویزهای دستبافت خانومم چندین گلفروشی ومغازه رفتم نظراشون مثبت بود واسه همکاری وخریدازما اما چیزی نفروختم درمسیر راه خودم کار جدید خودم که درکنار کارم انجام میدم رو به چندصنف معرفی کردم وبرخوردی بسیارخوبی داشتن امیدوارم بتونم قراردادببندم

    من درکل مسیر برگشت داشتم پیاده میومدم چون طوقه دوچرخه من بخاطرزود عوض نکردن لقمه تمرکز باعث شده بود انقدرساییده بشه که برسه به آهن لقمه واون آهن رسید به طوقه در صورتی همین امروز غروب به دنبال دوچرخه سازی بودم ولی همشون بسته بودن

    خلاصه ازاین اتفاق درس گرفتم که بایدهرچیزی همیشه روش کار بشه وبهش رسیدگی بشه وگرنه باعث میشه هم خودش وچیزهایی که بهش وصله رو تحت تاثیر قراربده

    مثل ذهن ما که اگر تحت تاثیر نجوای شیطانی قرار بگیره هم از هدف دور میشه هم اینکه احساس بد رو تجربه میکنه که اتفاقات بد رو به همراه داره

    خب حالا بریم سراصل مطلب که یه دستم 🚲 خراب به همراه آویزهای ویکطرف دیگه هم گوشی که گفتم بهترین زمان دیدن فیلم هست چقدرلذت بخش بود خدای من چقدر استاد وخانوم شایسته فان درلحظه رو خوب بیان میکنن تومسیرراه کلی خندیدم خدای من ترکیدم بخصوص اون لحظه که استاد گفت بدترین حالت برای یک سخنران اینه که بقیه به فکر حرفهای سخنران نباشن😂😂😂😂😂چه موجودات دوست داشتنی چه مرغ وخروس وبوقلمونهای زیبا

    وچقدر لذت بردم ازاینکه اون سقف زیبا که صدای بارون رو میشنوی وکار میکنی ای جان خدایا شکرت

    چقدر لذت بردم ازاینکه استاد خودش کارهاشون انجام میده وچه جمله زیبایی که خانوم شایسته گفت ما نتیجه کار اولمون رو با کارصدممون تطبیق نمیدیم واین یعنی ازهمون اول ازساده ترین چیزها شروع کنیم مثل تمرینهای صبح که دردوره ها انجام میدم اول صبح درخواست آخرشب دیدن نتایج هرچندکوچک

    چقدرلذت بردم ازصحنه های زیبای بیرون کارگاه

    چقدر زیبا بود اون چیدمان وسایل

    چقدر زیبا بودن دیدن این همه ابزارزیبا وپرقدرت وکاربردی وباامنیت

    چقدر خوب این فایل تهیه شد

    اینقدر دیدن این صحنه ها قشنگه

    خدای خوبم شکرت ازاینکه تونستم این فایل رو ببینم فان زندگی عشق تکامل لذت ازاطراف بودن باحیوانات بی نظیر

    ممنونم بابت این فایل زیبا

    الان که دارم این رو تایپ میکنم بخاطراینه که به خودم تعهد دادم هر روز باید مثل یک دانشجو خوب وفعال باشی تا به نتیجه برسی درحالی که چشام داره بسته میشه وازطرفی پسرم سرپام دراز کشیده وداره باگوشی همسرم فایل استادرو گوش میده(شرک ورزیدن) که بخوابه

    خدایا شکرت که بچه 7ساله من بااستادآشناهست شکرت

    استاد توبی نظیری بی نظیر

    یقینا درآینده ازنتایج مالی من خواهیدشنید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 1512 روز

    سلام بر استاد همه فن حریفم و مریم جان همیشه خندان و دوستان گلم

    اول از همه بگم استاد جان سفارشم میپذیرید؟(خخخخ) یعنی اون چادر توی اون هوای بارونی وسط بهشت منو رسم دیوونه کرد. صدای زیبای بارون زیر چادر مثل فرکانس 528 هرتز میمونه که بشینی و ساعتها مراقبه کنی من عاشق تو چادر موندنم تو صحرا. آخ که از اون دریچه چادر فقط داشتم مناظر بهشت رو میدیدم و انگار که از دید اول شخص میدیدم. خدایا شکرت واسه این بهشت زیبات واسه آهنگ بارونت. من عاشق نجاری هستم و بوی چوب منو از خودبیخود میکنه. چه کارگاه جالبی دارین که توش فراوانی و ثروت موج میزنه. استاد یه پیشنهاد: شما که اینقد کار اولتون زیبا بود واسه خودتون یه میز و صندلی صحرایی درست کنید که بشینید روش و ساعتها با هم گفتگو کنید و کافی بخورید. آخ که چه لذتی داره اینکار.

    خیلی میزتون خوشگل بود خدایی چقد شما دو نفر با هم همکاری دارید شوخی میکنید عاشقانه رفتار میکنید. من ناخودآگاه با دیدن همین سریال دارم از شما الگو میگیرم و رفتار میکنم. خدایا شکرت که الگویی مثل استاد و مریم جان دارم. خدایا شکرت که از بس تحسین میکنم زیباییهای این سریالو این روزها همش هدایت میشم بسمت زیباییها و طبیعت و سد و رودخانه و سفر که مدتها بود نمیرفتم. خدایا شکرت

    موقعی که مریم جان از چادر اومدن بیرون و داشتن میرفتن سمت آب هوا رو چنان استشمام کردم و طبیعت رو که یه دفعه قبل از اینکه استاد بگن گفتم اینجا خود خود خود بهشته. من خودمو توی اون طبیعت بارونی و دریا واقعا حس میکردم. خدایا مرسی بابت دنیا و پردایس زیبات. استاد عزیزم مرسی که دستی از دستان خدا شدین برای به حقیقت پیوستن رویاهای ما. این که همه چیز امکانپذیره اگر که خودمون با تمام وود بخوایم و مشتاقانه قدم برداریم در جهت خواسته هامون.

    مرسی مریم جان مهربون بابت ایده خفن فیلمبرداری از زندگی رویاییتون که هر وقت چهره تونو میبینم پر از آرامش و مهربونیه. این روزا هر جایی که میرم حس میکنم دارم تو پردایس زیبا قدم میزنم. باورام نرم نرم دارن عوض میشن فقط با فایلهای ارزشمند و پربهای دانلودی. وای که اگه دوره ها رو بخری چی میشه فاطمه؟ این روزها خیلی با خدا حرف میزنم و باهاش صمیمی شدم طوری که هدایتم میکنه و بهم ایده میده و منم لبخند میزنمو میگم خدایا ازت ممنونم که هستی و آرامش دل منی. باور اینکه سلامتی ثروت روابط عالی شادی خوشبختی شغل عالی حق طبیعی منه داره ساخته میشه تو ذهنم و چقد هیجان زده ام که چوری آروم داره ساخته میشه که متوجه ش نمیشم. خدایا هزاران هزار بار شکرت.

    چقد کامنتهای دوستان گلم برام مفید و کارسازه و تجربه های جالبشون و ایده های قشنگی که میدن و میشه عملی کرد. ی جورایی انگار این سایت خود خود بهشته که همه با هم خوب و خوش هستن و چیزی به نام بدی و شیطان وجود نداره.

    الهی که همیششه تنتون سالم و لباتون پر از خنده باشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    آتنا قریب نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3630 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم آقای عباسمنش و اعضای محترم سایت

    در رابطه با مبحث جلسه ۲۰ روانشناسی ثروت ۱ ، می خواستم تجربه شخصیم رو باهاتون به اشتراک بذارم.

    ما این دوره رو با اکانت همسرم تهیه کردیم، اما ایشون فعلاً نمی خواست با اکانتش کامنتی رو منتشر کنه، برای همین من هم به کامنتهای اون دوره دسترسی ندارم و مجبور شدم اینجا کامنت بذارم.

    چون تازه امروز جلسه بیستم رو دیدم و یه حسی بهم گفت همین الان تجربه ای که داشتی رو بذار تو سایت شاید بقیه ازش انگیزه بگیرند.

    در هر صورت عذرخواهی می کنم که کامنتم ربطی به این فایل نداره..

    من ۴ یا ۵ سالی هست که در زمینه هنر فعالیت دارم و دست ساخته های خودم رو به صورت اینترنتی می فروشم. درآمدم معمولی بود و فقط کفاف خرج و مخارجمون رو میداد.

    تا اینکه سال ۹۹ با اومدن بیماری و بالا رفتن دلار، که برای عموم جامعه، دو تا اتفاق به ظاهر ناجور بود و بسیاری از کسب و کارها رو تا حد نابودی کشوند، برای من به اندازه هزار پله جهش به سمت موفقیت بود!

    قبلش این رو بگم که من مدتی بود که دوست داشتم درآمد دلاری داشته باشم، چون چند تا از کامنتهای سایت رو خونده بودم و دیدم که به راحتی به درآمد دلاری رسیده بودند، به همین خاطر این فکر مدتها در ذهنم می چرخید. تا اینکه مرداد ماه ۹۹ بود که من یک پیام در واتساپ دریافت کردم که به زبان انگلیسی فقط نوشته بود: من یک پیشنهاد برای شما دارم..

    شماره رو که نگاه کردم دیدم برای خارج از کشوره و من چون قبلاً هم چنین پیامهایی از خارج از ایران دریافت کرده بودم (البته اونها برای تبلیغات در پیج‌شون به من پیام داده بودند) گفتم لابد اینم مثل اونهاست و خواستم پیام رو پاک کنم که یه چیزی ته دلم گفت: حالا اول بپرس چه پیشنهادی داره بعد اگر خوب نبود پاک کن!

    من هم بلافاصله به انگلیسی نوشتم: چه پیشنهادی؟

    انگار طرف منتظر جواب من بود، چون بلافاصله پاسخ داد، یه پیشنهاد کاری برای تجارت و همکاری با شما..!!

    خلاصه این مکالمه ادامه پیدا کرد و من متوجه شدم که یکی از دستان خداونده که از آمریکا به من پیام داده و می خواد با من همکاری کنه..

    از هیجان و خوشحالی واقعاً نمی دونستم چه عکس العملی باید نشون بدم.. حالا داستانش چی بود: ایشون اهل کشور ترکیه بود که چند سالی مقیم آمریکا شده بود و در آنجا رستوران داشت، همه چیز خوب بود تا اینکه بیماری فراگیر اومد و همه رستورانها تعطیل شد و ایشون ورشکست شد. روزها در این فکر بود که چه کاری می تونه انجام بده که هم آنلاین باشه و هم اینکه جریان بیماری زیاد درش اثری نداشته باشه، خلاصه بعد از کلی تحقیق و بررسی به این نتیجه می رسه که با پول کمی که داره می تونه از کشورهایی مثل ایران که تو اون مدت ارزش پولشون خیلی اومده بود پایین، جنس بخره و در آمریکا بصورت آنلاین با ده تا بیست برابر قیمت بفروشه!

    و اینطوری شد که به سمت کسب و کار من هدایت شد و از کارهام خوشش اومد و تصمیمش رو عملی کرد.

    تو اولین سفارش حدود ۱۲۰ تا نمونه خرید کرد و وقتی نمونه ها به دستش رسید ۲۰۰۰ تا سفارش داد!!!

    ۲۰۰۰ تا سفارش برای منی که در ماه ۲۰ تا ۳۰ تا سفارش داشتم می دونید یعنی چی؟؟؟!!!!! البته قبل از این هم من چند بار سفارش تعداد بالا گرفته بودم ولی نه در این حد..

    بلافاصله بعد از این جریان یکی از دوستانش که در ترکیه زندگی می کرد با شنیدن این جریان، اون هم به من پیام داد و خواست تا با اونم همکاری داشته باشم و در ترکیه اجناسم رو بفروشد…

    اینها همون هدایتها و دستان خداوند هستند که استاد همیشه ازشون صحبت می کرد. این تجربه ای بود که من در سال ۹۹ با دو تا تضاد بزرگی که بوجود اومده بود، یعنی بالا رفتن دلار و شیوع بیماری، داشتم و درسهای خیلی زیادی برام داشت، خیلی از موانع ذهنیم رو برطرف کرد.

    امیدوارم در هر لحظه خداوند ما رو به مسیرهای درست و به سمت خواسته هامون هدایت کنه.

    براتون بهترینها رو از خداوند خواهانم..

    شاد و پیروز و سربلند باشید…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    فلورا قاسمي گفته:
    مدت عضویت: 621 روز

    بنام خداوند زیبایى ها

    سلام به استادم و بانو مریم️

    چه هدایت زیبایى …

    امروز از صبح زود درو باز کردم ،شمعى روشن کردم ،و دفتر سپاسگزارى کنارم.در حال نیایش با معبودم.

    خونه من در باغ دنجى است که البته خداوند منو هدایت کرده که اینجا باشم براى طى شدن مسیر تکاملم.

    خلاصه من از صبح درختها رو میبینم که با وزش باد برگهاشون میریزه،آسمان ابى،گاهى ابر گاهى نور خورشید.این همان دُر گرانبهایى است که من دیروز از استاد شنیدم که مکانى است براى کار کردن روى خودت.

    روى نشانه امروز کلیک کردم.و فقط بهار و سبزى بهشت استاد رو دیدم و بسیار سپاسگزارى کردم.

    همون موقع به من الهام شد که فلورا تو در فصل تکامل هستى،این برگهاى زرد که میریزه بارها و ترمزها و باورهاى منفى توئه

    و تو باید مانند این درختان که شاخه هایشان تعظیم کرده اند در مقابل خالقشان ،خاشع باشى و متواضع

    تو باید صبور باشى در این مسیر،مانند این درختها که یکروزه همه برگ زردشون نمیریزه،آرام آرام خشک میشن و میریزن،

    تو باید قوى باشى مانند این درختها،که با هر باد یا تکانى که برگ زردشون میریزه ولى تنه ى آنها تکون نمیخوره

    دقیقا در این لحظه که اینارو در دفترم ثبت میکردم، استاد در این فایل کلمه (مدت تکامل را طى کنم)رو گفتن.️

    و من چقدر درک کردم این الهام و نشانه خداوندرو

    و بعد نوشتم براى خودم که فلورا جان بعد از مدت تکامل تو سبز میشى،پر بار میشى .

    دقیقا همون لحظه استاد در دریاچه بودن و از هواى خوب و سبزى درختها میگفتن و در حین نوشتنم کلمه (رسیدن به ساحل خوشبختى )رو گفتن،و همزمان من جمله ى توى دفترم را کامل کردم

    و این قدرت پروردگارم است که از طریق هاى بى نظیر براى من نشانه میفرسته به شرط اینکه من بندگى کنم و دعوت کنم خداوندرو به هر لحظه از زندگى ام که منو هدایت کنه.

    استاد عزیز راهنماى معنویه من و بانو مریم ازتون سپاسگزارم که با عشق از این رسالت زیباى توحیدى براى ما ثبت میکنید.️

    قطعا شما پیام آور این زمانه هستید.

    خداروسپاسگزارم که منو هدایت کرد به سمت شما.و آن هدایت یک خواب بود از استاد🪐

    دوستتون دارم️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  7. -
    سیده ملیکا مرتضوی گفته:
    مدت عضویت: 1079 روز

    به نام خدای عشقم …نفسم …

    سلام استاد عزیزم …من الان در راه تهرانم و البته حس عالی دارم

    حس رویایی

    وای دوست دارم شما و خانواده ی دوست داشتی عباسمنش هم از اولین افرادی باشن که این خبرو می‌شنوند…من رشته ژنتیک دانشگاه تهران قبول شدم ….

    وای هوراااا…

    اصلا الان دارم از خوشحالی پرواز میکنم ….

    من الان نه تنها در مسیر تهرانم بلکه در مسیر رویا هامو و بزرگ شدنم …

    و از همون موقع که مسیر شروع شد داشتم فایلهای شما رو گوش میدادم ….

    عزیز منید …

    مرسی ازتون …

    البته انلاین نه

    من دانلود کردم …

    و پشت سر هم گوش میدادم …

    چقدر آگاهی که یاد گرفتم …

    چقدر زندگی کردم …

    وای نمیدونید هر داستانی که از خودتون تعریف میکنید من هر بار که گوش میدم انگار یک بار اونو تجربه میکنم و هر بار هر بار چیز جدید یادمیگیرم … مثل داستان محاجرتتون به آمریکا که اصلا لنگه نداره عالی عاشقتونم ….

    وای خدایا

    توی راه همینطور که به جاده نگاه میکردم

    یک لحظه یه لحظه ی رویایی برام تداعی شد …

    خنده روی لبام اومد و همینطور که به جاده خالی نگاه میکردم غرق در اون لحظه ها بودم که یوهو به خودم اومدم و با خوشحالی یادم به داستان محاجرتتون افتاد که گفتین برای خانومم یه لحظه صحنه ی اینکه ما به سفر طولانی میریم که همه چیز کپک زده و حتی خونه تار عنکبوت گرفته …و به خودم گفتم وای این یه نشونس و من دارم به سمت رویا هام میرم چون من چند روز پیش یه فایل ضبط کردم که درباره همین بود …وای خدا جون …

    بعد با ذوق گوشی کوچیکم برداشتم و فایلی که توی گوشم از شما بود رو قط کردم و با ذوق براتون اون اتفاق و صحنه هایی که دیدم رو تعریف کردم اینقدر ذوق داشتم که گریم گرفت ….

    بعد که تموم شد دوباره به ادامه ی فایلتون گوش دادم …تا الان که مبایل پدرم آزاد شد تصمیم گرفتم بزنم نشانه ی امروز من و این اتفاقات رو بگم …راسش هنوز ویدئو رو ندیدم …الان نمیشه دید ولی حتما یه روز میبینم ….

    آهان راستی اصل کاری رو نگفتم …

    من یه تصمیمی گرفتم …

    می خوام از این به بعد ….

    یا نه بزار اینطوری بگم …

    در حال گوش دادن به فایلتون من یوهو یه چیز به نظرم رسید …

    من سنم کمه و یک ماهو خورده دیگه میرم توی 19 سالگی و …

    وای خدا یا چرا اینقدر دارم میپیچونم…

    خب و دختر شمام …

    برای همین …

    وای خیلی ذوق دارم …

    چطوری بگم …

    خدایا کمکم کن …

    و…

    من تصمیم گرفتم که ….

    دیگه از این به بعد ….

    من …

    شما رو ….

    پدر فرکانسیم بنامم…

    .

    .

    گفتم دیگه….

    پدر فرکانسی عزیزم ….

    قربونت برم من آخه….

    امید وارم منو به فرزندی فرکانسی قبول کنی ….

    خب من الان عضو یه خانواده ی بزرگم دیگه …

    نباید پدرمو بشناسم ….؟

    وای اصلا الان چشمام ستاره ای شده …

    باورم نمیشه گفتم…

    راسش اصلا به همین دلیل اومدم و توی فایل نشانه ی امروزم اینو نوشتم ….

    و ازتون خیلی ممنونم پدر …

    عاشقتونم …

    برای تمام درس هایی که تا الان دادید خیلی خیلی ازتون ممنونم …و افتخار میکنم که همچین پدری دارم و در همچین خانواده ای دارم بزرگ میشم و رشد میکنم …

    و….

    از خدا ممنونم که همچین پدری دارم…

    و خداروشکر میکنم …

    بی اندازه ممنونم

    و اصلا به خدا میگم من چیکار کنم که جبران و شکرگزار همین موهبت رو به جا بیارم …

    والا نمیتونم …

    و اینکه …

    دیگه هیچی همین فقط …

    عاشقتم ….

    از طرف دختر فرکانسی ات ….

    ملیکا

    I love you ️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  8. -
    محمد عرفان کریمی گفته:
    مدت عضویت: 2647 روز

    🙏🏽«به نام خدایی که اگه حرکتی از ماست برکت از اوست»

    سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته

    خدا رو هزاران مرتبه شکر بابت این سریال که حدود یک سال و خورده ای شروع شده و از اول سریال تا به امروز فقط لذت بود و لذت

    واقعا انقدر لذت بود که من همش فکر میکنم تو پرادایس زندگی دارم میکنم.خودم رو حس میکنم یکی از خونه های من اونجاست از بس میرم تو حس و صداها رو برای خودم شفاف و واضح میکنم.

    انقدر این زیبایی ها رو تحسین میکنم که حد نداره.برای این سر سبزی ها و از همه مهم تر این بارش خداوند که اصلا اونجا خدا انگار قرارداد بسته که همیشه باران باشه.واقعا زیباست

    بعضی مواقع که دارم این سریال رو میبینم میگم بابا چجور میشه یک آدم این همه کار رو انجام بده محصول آماده کنه،نجاری کنه،مسافرت بره،ساخت و ساز انجام بده،درخت سر کنه،ورزشی کنه،تفریح کنه و…. همه اونایی که لااقل ما داریم از اینجا نگاه میکنیم واقعا میشه گفت یک انسان تمام عمل گرا و بدون بهونه که خیلی میشه خوب الگوبرداری کرد.

    این همه استاد تو این حوزه هست و وجود داره و با جرت میگم هیچ کدوم مثل شما نیست انقدر با بچه هاش راحت باشه واقعا اونایی که من دیدم همه با کت و شلوار و خیلی رسمی و همه حرفی نزنن و فلان حرفا و کاملا سر سنگین ولی من استادم رو با لباس راحتی دیدم بدون لباس دیدم استادم همه حرفی میزنه شوخی میکنه اصلا خود خود خودشه خود واقعیشه ادا نمیخواد در بیاره بگه من اینم و اونم برای من که خیلیییی لذت بخشه این تصاویر رو که میبینم.

    خانوم شایسته هم واقعا چقدر خودشه و چقدر مهربون هست کاملا معلومه روح خدا درونش هست خیلی قابل ستایش هست

    از فایل هایی که محبت میکنه و برای ماها ظبط میکنه

    از آموزش هایی که میده و صحبت ها و توضیح هایی که انجام میده

    از غذاهایی که خوشمزه ای که درست میکنه و من طعمش رو حس میکنم

    از همکارایی که با استاد انجام میده

    و از هزارن فعالیت هایی که انجام میده.

    از هر دوی شما خیلی سپاسگزارم

    این قسمت خیلی برای من باحال بود از شروع استاد به نجاری که با وسایل خفن شروع به کار کرد با حضور مرغ و خروسا که به قول استاد کارتون خوار شدن دیگه اینا😂

    و عاشق اونجا شدم که استاد حالت صورتش موقع پیچ زدن عوض شد و اونجایی که حالت بچه های کلوپ رو در آورد یعنی دقیقا همون چیز بود که بچه ها میشن خیلی خوب بود.(همونطور که بالا گفتم هیچ استادی وجود نداره اینجور راحت باشه با بچه هاش)

    و در پایان اون قایق زیبا که انقدر این تراشه ها و رنگ و بدنه این قایق زیبا و بینظیر بود.😍

    استاد بابت تهیه این فایل های زیبا از شما و خانوم شایسته تشکر و قدردانی فراوان میکنم

    و ظبط این آگاهی ها رو امیدوارم ادامه داشته باشه همچنان و ما الگوبرداری کنیم و لذت ببریم♥️👑🌍

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  9. -
    مجتبی کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 3681 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    خداوند را شاکر و سپاسگزارم که یک روز دیگر لذت دیدن زیبایی های بهشت را به من عنایت فرمود🙏

    چه زیبا و فوق العاده است روزی که با فایلهای استاد شروع می کنم و چقدر حس و حالی در تمام روز دارم مثل یک باتری پر قدرت که تمام روز انرژی مورد نیازم را تأمین می‌کند.. سلام استاد گرامی روز شما بخیر و شادی و سلام سرکار خانم شایسته عزیز و همراه همیشگی

    خدایا شکرت که تاکنون توفیق دیدن ۱۶۷ قسمت از این سریال زیبا و بی نظیر نصیبم شده است.

    عکس زیبای این قسمت نشان از افتتاح قایق می باشد و اینکه استاد مثل همیشه دل به دریا داده و لذت لذت قایق سواری بر روی دریاچه ای زیبا و آرام را به خود هدیه داده است.

    خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده بارانی و لطیف و پاک.

    چه زیباست صدای ترنم باران و خوردن آن به سقف کارگاه و چقدر رویاییست کارکردن در این محیط ودر این کارگاه روییای و زیبا.

    چقدر زیباست وقتی که به الهامات عمل می کنیم و مطمئن هستیم که به نتیجه و بعد از اقدام از دیدن نتیجه لذت می‌بریم.

    باز هم سپاسگزاری که خصوصیات اصلی و بارز استاد می باشد، تشکر و سپاسگزاری از خانم شایسته عزیز و سپاسگزاری از دوستانی که در رابطه با تجاری ایده می دهند.

    همه کارها باید به راحتی انجام شود تمام وسایل مورد نیاز در دسترس و به ترتیب باشد و احسنت بر خانم شایسته عزیز بابت این سلیقه و چیدمان عالی🙏

    خدایا شکرت که آزادی مالی باعث می‌شود اجناس با بهترین کیفیت تهیه شود بدون توجه به قیمت آن.

    بارش باران هر لحظه بیشتر میشود صدای زیبای برخورد باران با درختان و سقف کارگاه چقدر گوشنواز و آرامش‌بخش است و ما اسوده از خیس شدن در کارگاه نجاری مشغول ساخت یک میز کار هستیم.خدایا شکرت بابت فراوانی نعمت، باران پر خیر و برکت.

    چه زیبا اشاره فرمودید که بایستی در مدار دریافت و درک آگاهی‌های شما بود.

    با صحبتی که در مورد مرغ و خروسها کردید که موقع صحبتهای شما مشغول جستجو و گشتن در پر و بال خود بودند یاد این افتادم که داشتن و نگهداری محصولات شما در کامپیوتر و عدم درک و استفاده از آنها و عمل نکردن به این آگاهی ها شبیه این مرغ ها و خروسها میباشد که نتیجه ای از صحبتهای ناب شما نخواهند داشت

    خداوندا توفیق شنیدن،درک و عمل به این اگاهی ها را نصیب من بفرما.

    وقتی که به یک ایده الهامی عمل می کنیم خدا می داند به دنبال خودچه نتایج فوق‌العاده‌ای را به همراه خواهد داشت چقدر زیبا باعمل کردن خود، تکامل را به ما یاد می‌دهید. ساخت یک میز کار در ابتدا و کسب تجربه لازم بمنظور ساخت وسایل مورد نیاز دیگر..

    واقعا دست مریزاد به عنوان تجربه اول چه میز حرفه‌ای و با کیفیتی ساختید.

    خدا می داند با این تمرکز و اشتیاق که در شما هست، سازه های بعدی شما بهتر و کاربردی تر از محصولات استادان نجار با چندین سال تجربه باشد

    و اما قسمت آخر فیلم چقدر عالی، فوق العاده ، تاثیرگذار و دیوانه کننده بود .

    میشد هوای عالی را احساس کرد، رطوبت هوا و دمای هوای، تازگی و سرسبزی درختان، دریاچه آرام و حس زیبای استاد عباس منش که به او گفته الان وقت قایق‌سواری و لذت بردن است و چه زیبا استاد به این ندای درونی پاسخ داده و پس از ساخت یک میز کار زیبا، به خود هدیه لذت بردن از قایق سواری بر روی دریاچه بسیار زیبا و لذت بردن از این هوای پاک و پر از اکسیژن را به خود داده اند.

    امروز در تمرین ستاره قطبی ام نوشتم خدایا دوست دارم امروز هوا عالی باشد که خداوند هدایتم کرد به این قسمت از زندگی در بهشت.

    خدایا شکرت علاوه بر اینکه هوای اینجا و فوق العاده است هوای پرادایس نیز عالی و بینظیر است. که میشود کاملاً طراوت و پاکی آن را حس کنم.

    چه جمله عالی و طلایی را فرمودید که دقیقا احساس میکنم هوای بهشت از نظر رطوبت از نظر دما از نظر احساس همین هوا باشد. نقطه آسایش و این پاسخ خداوند است به تعهدی که شما داشتید بمنظور تمرکز بر زیباییها.

    گوارای وجودتان باد این هوای بهشتی ..

    سرشار از نعمت فراوانی بیشتر باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  10. -
    سید مهدی حسینی قورتانی گفته:
    مدت عضویت: 2267 روز

    سلام به مریم خانوم عزیزم و استاد جان عزیز

    خدای من چه بارون جذابی چقد هوا خوبه جانم، بازم بهار و تابستون رسید و بارون های روزانه و جذاب فلوریدا جان شروع شد… الهی شکرتتتت

    عاشقتم خدایا، الهی شکر بابت این نعمت های بی نظیر

    عزیزممم چقد لباس زردبهتون میادددد، خیلی جذابه رنگ لباستون، و همینطور کلاه جذابتون که من همیشه عاشق این کلاهتون بودم D:

    قربونتون برم، قربون اون مهندس ناظرتون برم من، پف پفی

    ای جاننننن چه کارگاه خفنی درست کردین، ماشالا، از کارگاه های حرفه ای هم حرفه ای تره…

    واقعا کارگاه الص نجاریه، یعنی خودنجار ها هم انقد امکانات ندارن، خدایا شکرت بابت این فراوانی

    افرین واقعا استاد، واقعا خیلی عشق میکنم با این پشتکار و انگیزتون برای انجام کارا

    اینکه امکانات کامل برای خودتون تهیه میکنین و انجام کار ها رو راحت میکنین برای خودتون

    چقد این باور فراوانی موج میزنه تو کاراتون، قربونتون برم که بهترین شکل ممکن اموزش میدین مارو با کارهای روزمره

    عزیزمممم، خانوم مرغیا اومدن نجاری یاد بگیرن

    وای خدای من واقعا خیلی حرفه ایه ابزارتون و خیلی جذاب و منظم چیده شده، خدایا شکرت

    واقعا کسی که به کارای فنی و نجاری هم علاقه نداره با این کار شما علاقمند میشه به انجام این کارها

    اینکه انقد قشنگ قفسه بندی کردین و منظم کردین همه چیو، اینکه انقد خوب با ابزار کار میکنید، اینکه انقد قشنگ وارد تحربیات جدید میشین و از پسش بر میاین با باور های قدرتمندتون.. واقعا تحسین میکنم این مدل تفکر و اقدامتونو و لذت میبرم و خداروصد هزار مرتبه شکر که میتونم چنین الگویی داشته باشم برای خودم. الهی شکرت

    واقعا چقد خوبه، اینکه ادم یسری اقدام هایی که شاید اولش زیاد هم ضروری نباشه رو انجام میده، مثل درست کردن این کارگاه مسقف، ولی بعدا میفهمه که چقدررررر تاثیر گذار و مهمه تو کار هامون

    اینکه الان خیلی راحت میتونید تو بارون کار کنید، اینکه موتور هارو بزارید داخل که زیر بارون نمونه، اینکه همه وسایل و ابزار از خیس شدن و اسیب دیدن درامان باشن و در عین حال قابل استفاده کردن همزمان با بارون..

    در حالیکه قبلا باید میرفتین تو انبار درش میاوردین و کلی هی بیار و ببر و ببند و بازکن داشت الان دیگه کارتون راحت شد.

    الهی قربونتون برم مننننن که انقد بامزه در مورد بارون رعد و برق صحبت میکنین، خخخ عاشق اونجایی شدم که خانوم شایسته میگه اسکلت خودمو تو آینه دیدم. عاشقتونم مممننننن

    قربون خنده های خوشگلتون برم

    تا حالا نگفته بودم که عاشق خنده های قشنگتونم، خیلی جذاب میخندینننن، هیچ خنده و لبخندی به زیباییی خنده های شما ندیدم..😍😍

    وای خدای من چه باحالن این مرغاااا، چرا همه همزمان دارن اینکارو میکنن واقعا 😂😂

    دقیقا داشتم به همین موضوع فکر میکردم که چقد خوب شد این سقف رو زدین و این کارگاه رو درست کردین، چون الان دیگه هر موقع تصمیم به انجام کاری تو پارادایس بگیرید حتی اگ بارونم بیاد بدون معطلی میتونید کار هارو انجام بدین و این نتیجه طی کردن مسیر تکاملی تو انجام کار هایی که دوس داشتین انجام بدین، این ایده نتیجه حرکت کردن تو این مسیر بود و تو زمان مناسب که تو شروع فصل بارون ها بود اومد به ذهنتون و الان ازش دارین بهترین نتیجه رو میگیرین و چقد لذت بخشه وقتی ادم نتیجه کارای کوچیکی که انجام داده و امروز نتایجشو میبینه فکر میکنه به اینکه همه اینا بر اساس قوانینه و چقد لذت بخشه اون لحظه که خودتو تو نتایج اعمالت میبینی…

    خدای مننن، شما کی اینهمه دستگاه های خفن خریدیننننن

    کی دستگاه خراطی خریدینننن، عزیزممم چقد از این دستگاهارو من ندیده بودم اصن الان تازه فهمیدم که کارگاهتون سوپر فوق حرفه ای تر از اون چیزیه که اول ویدیو فکر میکردم… دیگه واقعا مرز های کارگاه های نجاری رو جا به جا کردیننننن

    خدا میدونه به زودی چه اثار هنری و جذابی ببینیم ازتون ای جانممم، عاشقتونمممممم یعنیییاااا😍😍😍

    خدای من خدای من چه چوبای نازیییی، بخدا تو تمام 4 سالی که کار نجاری و کار mdf میکردم چوب به این قشنگی و با کیفیتی ندیدم…

    واقعا چقد این کشور خوب و پر از فراوانیه الهی شکرتتتتت

    واقعا چه صفحات خوبی چقد طرح روش جذابه، واقعا ادم دلش میخواد هر روز برا خودش نجاری کنهههه😍😍

    واقعا استاد دیگه خیلی حرفه ای شدین، حرکات خفن میزنین که استادای نجار هم بلد نیسن، خدا میدونه در اینده چه شاهکار هایی که قراره خلق بشه تو این کارگاه جذاب

    خدایا این استاد داره چیکار میکنه یکی جلوشو بگیرههههه

    استاد خیلی دارین حرفه ای کار میکنیننننن، خیلی دارین با کیفیت کار میکنین. این میزتون واقعا داره یه چیز با کیفیت از اب در میاد که خدا میدونه… اصن جنس چوب از تو فیلم مشخصه که چقد با کیفیته، داره با ادم حرف میزنه این چوب

    به به به چی شدددد این میزززز، به قول شما rock solid

    حالا کی میخواد این میز هیولا رو بلند کنه فقط خدا میدونه ، فکر کنم باید تراکتور رو بیارین واسه جابه جا کردنش 😂

    بله مهندس ناظر رو میبینید که خودشو میزنه به اون راه، میگه چی؟ مهندس؟ ناظر؟ من؟ من اصن با شما نیسم 😂 من اصن بیخود کردم مهندس باشم شما خودتون مرز های مهندسی رو جابه جا کردین ، اصن من میرم انباکسینگمو بکنم 😂😂

    خدای من خدای منننن، مـــیـــبــیـــنی!! چه میز خفنیییی شدهههه الله اکبر

    ترکوندین استاد، اصن همینجوری عکسشو هرجا بزاری میلیونی روش قیمت میذارن، خیلی خفن شدهههههه باباااااا ایولللل خدا قوت قهرمان خسته نباشی دلاورررر… عاشقتونممممم منننن، خدایا شکرتتت

    افرین استاد واقعا احسنت، واقعا تحسین میکنم این توانایی خلق کردنتونو.. خدایا شکرت.

    وایییی منننن خدای مننننن، چه هواییییی چه خوشگل و خوشمزه و خوش بوه این محیططط

    قلبم با 500 برابر سرعت داره میتپه از این همه زیبایی و فراوانی

    خدایا شکرتتت

    ای جانمممم استاد، قربونتون برم من چقد حال میده بعد کار بری تو دریاچه با این پدل برد یه گشتی بزنییی، البته هیچی جای پریدن تو آب و شنا کردن تو این اب پاک و خوشمزه رو نمیگیره ولی خب چقد حس خوبی داره دیدنتون که داری پارو میزنین و لذت میبرین از فضا

    عاشقتونم، واقعا شبیه بهشت که نه خود بهشتهههه

    خیلی خوبهههههههههههه وای خدایااا شکرتتتتتت

    عاشقتونممممم عاشقتم خدایااااااا

    جون میده دراز بکشی رو برد و یواش یواش با دست پارو بزنی اروم اروم حرکت کنی رو سطح اب و مراقبه کنی با دیدن اسمون ابی و جذاب.. خدا جونم عاشقتم، سپاسگذارممممم

    خانوم شایسته جونم و استاد عزیزم واقعا ازتون سپاسگذارم که این همه حال خوب و این نعمت های خدارو بهمون نشون میدین و بهمون رسم زندگی رو یاد میدین، عاشقتونم بی نظیرای من… دوستتون دارم خیلی زیادددددد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای: