سریال زندگی در بهشت | قسمت 168 - صفحه 19

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

225 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    منیره سلیمانی گفته:
    مدت عضویت: 382 روز

    به نام رب مهربان به نام رب قادر وتوانا به نام خدای زیبایی ها فراوانی ها به نام خدای عزیز بزرگ و زیبا

    سلام به دوستای عزیز سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته شیرین زبان

    من امروز قبل از اینکه بزنم نشانه ی امروزم رو دریافت کنم لباسی برای خودم خریدم با اینکه نیازی بهش نداشتم و مسیر مغازه تا خونه رو همش باخودم کلنجار رفتم که من چرا چیزی که نیاز نداشتم خریدم فقط چون دوست داشتم اون رنگ لباس رو داشته باشم چون خیلی سالها بود که دوس داشتم اون جنس لباس با اون رنگشو داشته باشم این عذاب وجدان داشت اذیتم میکرد که چرا این کارو کردم میتونستم یکم دیگه پول بزارم روش و یه تیکه طلای کوچیک بخرم درگیر این ذهنیات بودم که اومدم خونه وگوشی رو برداشتم و نشونمو از خدا خواستم که این بخش از سفر سریال زندگی دربهشت برام اومد ودقیقا از خرید کردن لباسهایی که نیازی نبوده گفتین

    الان میفهمم که من ناخودآگاه رفتم سر خرید لباس تا این کمبود هام ارضا بشن تا به قول استاد پر نشم از خرید همچنان این نیاز به خرید کردن هست حتی اگه نیاز واقعا ضروری نباشه

    خداروشکر میکنم که پولی تو کارتم بود که اون لباس رو بخرم وامید دارم که آن شاالله که من هم اونقدر خرید میکنم تا به جایی برسم که پر بشم از خریدهای اضافه (هرچند خانمها خیلی سخته از خرید پر بشن)

    به امید اون روز آن شاالله

    خیلی عالی هستین خیلی خیلی حس و عالتون عالی هست وچه خوب که این حسو وحال خوب وعالی رو به دوستاتونم انتقال میدین

    همیشه شاد باشین و موفق به امید خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    منصوره خلجی گفته:
    مدت عضویت: 637 روز

    سلام استاد عزیز و سلام دوستان قشنگم و سلام مریم بانوی صبور . منظم . تمییز و کدبانو

    امروز وقتی دکمه نشانگر هدایت‌هام را زدم و این قسمت زندگی در بهشت را دیدم واقعاً دیدم که چقدر قشنگ همه چیز با هم جور میشه و من دارم هدایت می‌شم به سمت ثروت من چند وقته که ذهنم به شدت درگیر که که حقوقم را سه برابر کنم نشانه‌ها را هر روز می بینم

    استاد جان دارم کم کم شروع می‌کنم از همون جایی که هستم استاد واقعاً حرفتونو قبول دارم که (برای گذر از ثروت باید ثروتمند شد) برای اینکه بتونیم یه مرحله رو بریم بالاتر باید ثروتمند بشیم .

    در واقع ثروت یک ابزاری برای رشد و بالندگی بیشتر انسان

    خیلی خوشم اومد استاد که انقدر بی‌آلایش بدون نخوت بدون غرور تمام صحبتاتونو کردین و گفتین که من تضادهایی داشتم برای همین دلم خونه می‌خواست، ماشین می‌خواست ، لباس می‌خواست .

    استاد شما خیلی بی‌آرایش حرف می‌زنید و این سادگی شما و این راحتی شما برای من بسیار ارزشمنده مشخصه که شما پر هستید و نیاز ندارید منم منم کنید

    منم این باور ذهنیو دارم که برای گذر از ثروت باید ثروتمند شوم

    منم مثل شما متولد 59ام الان یکسال با دوره 12 قدم شما شروع کردم ، اصلاًم تصور نمی‌کنم که دیره ، دیگه از من گذشته و وو و

    یکی از الگوهای من برای ثروتمند شدن شما هستین ایمان دارم که خداوند هدایتم میکنه به بهترین راه و روش و به سادگی به هرانچه می خوام برسم و بعد گذرررر کنم و برم یک مرحله بالاتر

    استاد عزیز شما حتی درباره آگاهی هاتون هم منم منم و با تایید صحبت نمی کنید . خیلی راحت می گید این آگاهی و باور الان منه شاید سال آینده این به خاطر بالارفتن سطح آگاهی این باور الان را نداشته باشم . در واقع به راحتی می خواهید بگید بابا منم انسانم و می تونم اشتباه کنم و اشتباهم را دوباره اصلاح کنم

    سپاسگزارم از خانم شایسته عزیز مریم بانو که اینقدر زیبا تمام مراحل زندگی در بهشت و زندگی در پارادیس زیبا را برای ما به تصویر می‌کشه و من وقتی که شما زوج عاشق زیبا و راحت رو می‌بینم باور می کنم که هنوز زندگی در جریانه و به خودم می‌بالم که وارد این دانشگاه بزرگ آگاهی شدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    مصطفی ابوطالبی گفته:
    مدت عضویت: 849 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    به نام خدایی که قدرت فقط دست اونه

    به نام خدایی که از رگ گردن بهم نزدیکتره

    سلام و تحیت پروردگار بر پیامبر خدا استاد عباس منش بزرگوار و عزیزم

    سلام و تحیت پروردگار بر خانم شایسته بزرگوار و عزیزم

    سلام و تحیت پروردگار بر اعضای سایت عباس منش

    این فایل نشانه امروز من بود

    هنوزم سر تعهدم که تو کامنتهای قبلیم نوشته بودم هستم و امروز روز ششم هست که سیگار روزی ده نخ میکشم فقط یک روزش اونم روز اول دوازده نخ کشیدم

    نوشته بودم که هدفم ترک سیگار هست و دیگه می‌خوام بعد از ده سال ازش خداحافظی کنم خیلی وسوسه میشم خیلی ذهنم هنوزم نپذیرفته که باید به روزی بتونه بدون سیگار زندگی رو جلو ببره و من به هیچ عنوان طبق هدایتی که شدم ده نخ بیشتر نکشیدم و نمیکشم

    مصطفی اینو بفهم و بدون که هدف ترک سیگار هست و ما بخواطر اینکه میخوایم ترک کنیم روزی فعلا ده نخ میکشیم تا خداوند نشانهاشو بفرسته که کمتر کنیم یا نکشیم پس دل از سیگار بکش و از لحاظ ذهنی بیشتر از اینی که رهاش کردی رهاش کن

    من نمیتونم توی سایت کامنت ننویسم و با اینکه ذهنم مقاومت داره برای نوشتن کامنت اما من حتی دو جمله هم که شده باید بنویسم و من توی این سایت تعهد بدم سعی میکنم سر تعهدم بمونم و ادامه بدمش

    مثالش حذف شیرینی و نوشابه و قند و اینا من یک سال هست که لب بهشون نزدم

    فقط یادمه شل زرد یک بار تو این یک سال خوردم

    یکی دیگه تعهد هایی که دادم توی این سایت این بود که افراد منفی رو گذاشتم کنار من به مدت هفت ماه هست که خونه خواهرهام و بابام مثل گذشته که هفته ای دو بار میرفتم و تو جمعهاشون حضور داشتم ندارم و خدا رو گواه میگیرم حالم اصلا مثل اون روزهایی که باهاشون در ارتباط بودم نیست

    دیشب دوتا خواهرهام و بچهاشون اومده بودن خونم فضا فضای خوبی بود براشون چایی دم کردم اوردم خلاصه آقا دم دمای آخر خواهرهام شروع کردن به غیبت کردن و من اولش متوجه نشدم تا اینکه متوجه شدم و من لباسمو تن کردم و از خونه خودم فرار کردم و رفتم پارک و وقتی که برگشته بودم خونه نبودند

    خیلی هم نجوا داشتم که زشت بود کارت و اینا ولی من داشت حالم بده میشد تو اون جمع و اگر میموندم بایستی تو درودیوار حال بد بمونم تا خوب بشم و حرفاشون غیبتاشون روی ذهنم تاثیر می‌داشت و زدم بیرون

    من فقط برای مجلسهای عروسی و مهمونیا میرم خونهاشون و دیگر هیچ و برنامه ام این گذاشتم که اونم بخواطر درخواستهای شدیدی که میکنن که بیا خونه ما بعد از شش ماه یک سری رفتم خونهاشون و دیگه نمی‌رم

    با اینکه خوانواده ام هستن سعی میکنم تا میتونم باهاشون در ارتباط نباشم

    خواهر من با اینکه مداح هست اما به راحتی دیشب داشت غیبت خواهر بزرگیم میکرد آیا درسته تو جمع این افراد بشینم من مصطفی

    پس آروم باش

    من یک روزی روزی سیو خورده ای نه سیگار می‌کشیدم به خودم تعهد دادم و اهرم رنج و لذت گذاشتم و کردمش روزی بیست نخ و الان با اهرم رنج و لذت کردمش ده نخ و برنامه ام اینه که کمتر کنم و بعد خداحافظ سیگااااار خداحافظ

    اهرم رنج و لذتم هم

    یکیش سلامتیم هست

    یکیش پول

    من هنجره ام خیلی دوست دارم خیلی دوست دارم بتونم تا زنده ام با میکروفون حال کنم و بخونم و نمی‌گذارم سیگار از من بگیره این سلامتی

    من برا پولی که در میارم خیلی سعی میکنم ارزش قائل باشم تا بتونم و حیف پول هست که دود بشه بره رو هوا

    راستی دیشب خواهرم بهم گفت یه باند و بلندگو بهت میدم ولی خرابش نکن امیدوارم خداوند برام ردیف کنه اگر به صلاحم هست

    من تشنه این هستم که تو خونه بشینم فقط بخووووووونم

    متن اول فایل حسین عزیز نوشته بودند که چهار ماه هست که سیگار رو ترک کرده و این نشانه ای هست از جانب خداوند که مصطفی تو هم میتونی سیگار رو ترک کنی و من پشتتم فقط خواسته باشی همین خدا کمکت می‌کنه

    من فایلهای سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت دانلود نکردم البته یه چنتاییش دارم امیدوارم روزی برسه درآمدم بیشتر از این بشه بتونم دانلود کنم و ببینم

    ذهنم میگه حالا بابا یه سیگار میخوای ترک کنیا چقدر کامنت برای ترک سیگار مینویسی

    این رو هم باید بگم من با نوشتن کامنت باورهای جدید رو تو ذهنم ثبت میکنم

    این فعلا تنها ایده ای هست که هدایت شدم بهش که به هر هدف مهمی که می‌خوام برسم براش کامنت خیلی مینویسم

    و ترک سیگار هم همینه اونقدر براش کامنت می‌نویسم تا به هدفم برسم و بعد کامنت اخریم می‌خوام ان شائلله گفت و گوی من با خدا باشه و اونجا من به شیطان این رو میگم بعد از ده سال شکستت دادم کذاب

    به امید روزهای بهتر

    براتون آرزوی بهترینها رو از خداوند خواستارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1631 روز

    بنام تنها خالق

    ……

    دل از دستم رفته برون

    زان دم که تو را دیدم

    عشقم دارد رنگ جنون

    زان دم که تو را دیدم

    شعله به جان گران زده ام

    قید خود و دگران زده ام

    زان دم که تو را دیدم

    دست رد از غم تو به سر

    این خوشی گذران زده ام

    زان دم که تو را دیدم

    تو پری رو با چشمت فتنه به پا کردی

    تو اسیرم در دام رنج و بلا کردی

    که نهان شدی از نظرم

    همه جا به تو می نگرم

    ز جهان همه بی خبرم

    ای فتنه چه ها دیدم

    زان دم که تو را دیدم

    عشق آتش از نو بر جان من زد

    برقی سوزان بر سر و سامان من زد

    وای از چشم رهزن تو

    خون من بر گردن تو

    زین آشنایی

    اشک من آمد به سخن

    کمتر کن با این دل من

    بی اعتنایی

    که نهان شدی از نظرم

    همه جا به تو می نگرم

    ز جهان همه بی خبرم

    ای فتنه چه ها دیدم

    زان دم که تو را دیدم….

    ………………

    سلام و درود به بهشت همیشه جاویدانم…

    به بهشتیکه که معنای زندگی کردن را به من آموخت..

    سلام استاد عزیزم که تو این قسمت از سریال..تبرئه شدی…

    چقدر با اعتماد بنفس بالا اعترافات خودتو نسبت به خاستهات ” تبرئه کردی..

    استا عزیزم چقدر بازم دریافتهای خوبی رو از این فایل بردم…

    که مدام شما مابیین صحبتتاتون داشتین در صورتیکه به قانون عمل کنید…

    واقعا!!!

    چقدر خیلیا رو میشناسم..مخصوصا هر چقدر درک بیین قانون و نحوه زندگی خودم و اطرافیانمو میبینم بیشتر و بیشتر برام واضحتر میشه..

    مسیرم درسته..

    همین دیشب یه شخصی رو دیدم..گفتم ببین نرگس…مگه این عین عدالت الهی نیست..

    با هر چیزی بجنگی و یا فرکانس هر چیزی رو بدی به خودت برمیگرده…

    استاد عزیزم..چقدر قانون درست عمل میکنه.خیلی محکم و قوی الله اکبر…

    خداوند رو سپاسگزارم که این عدالت بزرگ رو برای ما انسانها قرار داد که با فرکانسامون زندگیمونو خلق کنیم..

    استاد عزیزم..اگه منم 7 سال به تضاد تو زندگیم برنخورده بودم امروز همچنین زندگی در بهشت نداشتم..

    اتفاقا چند روز پیش یه کامنت برای یه دوست عزیز راجع به تضاد گذاشتم..و پرسش و پاسخ بهمدیگه دادییم..

    از زندگی خودم براش نوشتم…

    واقعا …

    همینه…

    عدالت خداوند خیلی دقیق و عالیه…

    ما …که با قانون سرکار دارییم هر چقدر گوش بفرما باشیم و عمل کنیم.ظرفمون بزرگتر میشه و درک و اگاهیهامون نسبت به قانون بیشتر میشه…

    واقعا خوشحالم که امروز ندای شما..که گفتین خبر خوب…

    شما به خاستهاتون میرسید…

    ولی…در صورتیکه در مسیر راست باشید و عمل به قوانین خداوند…

    امروز صبح..یه الهامی تو خواب بهم رسید…کلام الله روش نوشته بود..کلام خوشیختی و رسیدن به خاستها..

    استاد عزیزم من از بچگی…بهم الهام میشد..همیشه از درون بیشتر وجودم از بهشت و زیبایی و ثروت و حال خوب بود…

    بعد به یه سنی که رسبدم که باورامو از گذشتگانم گرفتم.و پرخاشگر شدم..و حال و احساس بد داشتم.

    گفتم خدایا.اونم نااگاهانه..گفتم خدا!!!من میخام زندگیم تعقییر کنه.میخام یه زندگی بهستی داشته باشم.

    یه زندگی حال خوب و ثروت بی انتها..

    یه زندگی فارغ از گفته های اطرافیانم..

    استادم خواهرم کلا یه فرد منطقی هست.و دوستداره زندگیشو معیار زندگی پیش روش داشته باشه..

    و تو این مسبر اومده.خودش میگه.اینا رویا هست..

    چون اینقدر ذهنش باور داره.نمیتونه بپذیره میشه زندگی خودشو خلق کرد..

    یجایی دیدم دارم زور میزنم.

    همیشه قبل از این اگاهی حتی یوقتایی بهم یاداوری میکنه..

    میگه….

    ما شرایطمون ،”شرایط زندگیمون و کشورمون مثل یه گلدونیه که توی یه کویر با خاک بدرد نخور..گیاهی که توش کاشتی .هیچ وقت رشد نمیکنه…چون خاک و آب مناسب نداره…

    ولی اون شخصی که تو فلان نقطعه از فلان کشوره…توی گلدون عالی با خاک خوب هست…

    پس تو نمیتونی این گلدون رو تعقییر بدی…

    تو همینجوری..شایدم یکم وضعیتت خوب بشه.ولی نه اون شرایطی که اون گلدون خوبه داره..

    استاد عزیزم…من همیشه میگفتم نه…من درونم یچیزی داره بهم میگه..من باید این صحبت گمشده رو تو درونم بیارم بیرون..

    و این تضادها یه روز شما با همین ورژن توی تمپا سوار ماشین کورتتون بودیین..

    درونم بلند بهم گفت…

    نرگس!!!!

    نرگس!!!

    نرگس!!

    همونی که میخای همینه ….اینقدر این صدا بلند بود..که ذهن نجواگرم همون لحظه خاموش شد..و بعد از چند ماه هدایت شدم به شما!!

    استاد عزیزم اون گلدون خاک ضعیف افکار من بودن.که نمیزاشت من شرایطمو تعقییر بدم.هر روز جوانه درنمو بیشتر میسوزند..دیگه نای زندگی کردن نداشتم.

    هر جا میرفتم..روی عوامل بیرونی حساب میکردم.یه چک میخوردم برمیگشتم..

    میخوردم برمیگشتم..

    استادم هیچ چیزی خوشحالم نمیکرد..

    با وجود اینکه بیزنسم خوب بود ..رونق داست..ولی حالم خوب نبود..

    هر کاری میکردم عشق به زندگی نداشتم..

    الان میدونم افکار چی بسرت میاره اینقدر تو رو بدون مواد معدنی میکنه ..که تو نای کارای زندگیتو نداری…

    همه چیز برات خشک و نازیباست…

    همه چیز برات سیاه و سفیده..

    تو بهشتم بزارنت..عیب میگیری

    یه اوضاع تو در تویی هستا!!که سرکلاف رو گم کردی…

    استادم ساعتها و ماه ها بحرفت گوش میکردم ولی هنوز روی زیبای سایت ندیده بودم…

    استادم گلدانم کم کم رنگ رنگی شد کودش تعقییر کرد..

    و کم کم گیاهم جوانه زد..

    احوالات من کلی زیرو رو شد….

    استاد بهشیم…روزای اول تنها چیزی که حالمو خوب میکرد.فقط سایت شما بود ..

    هر چقدر هر چقدر …هر چقدر فایلای توحیدیتونو گوش میکردم سیر نمیشدم..

    مسل کسیکه توی بیابونه…

    عطش اب داره…

    برای منم همینجور بود..

    من تشنه خدا بودم دنبال خدایی میگشتم…

    نه دنبال خدایی که قبلنا باهاش اشنا بودم که پر از شرک بود..

    اینقدر شب و روز گوش میکردم همون روز اول کامنت گذاشتم..

    میگم خوبب…اصلا دنیای شب و روزم شما شده بودیین..

    خوابهای الهامی میومد مثل بمب منفجر میشد…

    نیرنگهای شیطان رو خدا بهم نشون میداد…

    اصلا یحال و احوالاتی بود..

    تا اینکه قدمهای بیزنسیم یه در دیگه رو بروم باز کرد..

    و تا به الان این نوشته رو مینویسم…

    میخام بگم..

    دیگه گلدون خاکی من کاملا نابود شد…

    رفت برای جای سرسبز زیبا..

    اره استادم!!!باید کویر رو دید تا با دیدن جنگل شکرگزار خداوند باشی..

    اره استادم!!!باید اب شور بخوری تا با دیدن اب شیرین شکرگزارش:باشی

    همه تضادها باعث میشه زندگی رو با دید وسیع تری بیینی

    خیلی خوشحالم خوسحالم خوشحالم خیلی زیاد..که در مسیر شما هستم در مسیر توحیدم در مسیر راه راستم در مسیر درک قانونم.

    من از خداوند میخام..

    تو اینروزا و الهاماتی که داره بهم داده میشه..

    انشالله بتونم استقامت داشته باشم که زندگی رو برای خودم کن فیکون کنم..

    خدایا شکرت بابت این عدالتتتت !!!که فراوانی خیلی از نعمتها رو بهم بخشیدی ..تا سپاسگزارت باشم…

    خدایا من با قانونت میخام تا ته ته تهشو برم..میخام ازاد و با حال خوب و پر از ثروت رو” بچشم…و بگم خدایا شکرت

    خدایا میخام ..

    طعم بهشت رو در همین دنیا بچشم….و خیلی سپاسگزارت باشم…

    استاد عزیزم..ما با رسیدن به خاستهامون.باعث رشد و گسترش خودمون میشم و توی لولهای بالاتر میرییم..

    چیز درونی رو نمیشه با حرف مفت ختمش کرد..

    باید بهش رسید تا پر بشی..

    تا من به فلان خاسته نرسم و طعمشو نچشم..

    من خودم که اینجوریم..

    هیچ وقت نمیتونم دروغ بگم…

    بگم من راضییم..

    و واقعا افرادی رو میبینم که نمیتونن دلیل زندگی ناصحیحشونو بگن.و شروع میکنن به توجیه کردن خودشون و شرایطشون.و میبینم یکاری میکنن تا اون خاسته رو یجوری سرکوب کنن تا به ارامش برسن..

    منم قبلا همین ترفند برای ارامش داستن استفاده میکردم..

    ولی از درون میسوختم که چرا نمبتونم!؟

    استاد عزیزم…چقدر عمل به قوانین الهی عالیه..

    وقتی متاهد بهش میشی ..

    زندگیتو کن فیکون مبکنی..

    همین یه مثالیشو بیارم…

    من خیلی دوستداشتم …کارافرین بشم یچیزی تولید کنم و

    و در کنارش دوست نداشتم به فلان موقعیت بیزنسمو انجام بدم..

    و خیلی راه ها هم امتحان کردم ولی نتیجه خوبی نداست فقط:ضرر. بود.و یسری اشتباهات نادرست که جواب نمیداد..

    و همین خاسته ..

    که میخاستم متفاوت بیزنسمو تعقییر بدم..باعث شد..من وارد یه کتگوری بیزنسی بشم..که هر چیدر از داستان بیزنس جدیدم بگم .

    میتونم ساعتها از تمام تکه هاش صحبت کنم…

    که میتونم بگم من بدون یه زره ساعت کلاس آموزشی عوامل بیرونی”؛ تونستم…

    توی تمامی جنبه هو..

    کارمو ارتقا بدم…

    از پروجکت کردن خودم تو بازار و افراد مختلفی که تو شهرم مشهور بودن.

    از نحوه عکسبردوری و فیلمبرداری و تدوین کارم

    از پروجکت کردن و ایمیل زدن به مکاکهای مختلف که با حیطه کار من هماهنگی داست

    توی سایتها وووووو

    خیلی موارد دیگه…

    میخام بگم..همه اینها الهامات الهی بدون یه قرنی پول..تونستم به جایگاه خیلی خوبی دستکشهامو پیش ببرم..

    حتی نحوه شخصیتم که اون جایگاه خودشو داره..

    خیلی خیلی خوشحالم…خرسندم!!!که در مسیر خداوندم خداوندیکه ..همبن الان خوشحالیشو با نشانه برام فرستدد..

    و دارم وارد مرحله ساخت ثروت از ایده الهامیم میشم..

    انشالله که بتونم اسان بشم به اسانی…و طعم ثروت از ایده الهامیم به صورت واضح بچشم…

    من از خداوند هدایت خاستم که بهم کمک کنه.تا بتونم بیزنسم اونچیزی که میخام که دوستدارم صادر کنم به کشوری ثروتمتد و فردی ثروتمتد و یجا تولید و فروش کنم..

    من واقعا نمیدونم میخاد چی بشه..

    فقط روز گذشته از کامنت خانم شهریاری عزیز بهم گفت توی دفترت مشخصات خاستتو بنویس..

    و خودتو لایق بهترینها بدون .لایق ثروت بدون..

    .همونجوری که بهم الهام کردم توسط:یه شخص که اصلا نمیشناختیش..بهت رسید که نرگس کار دستکش انجام بده..

    همون طریقم من ادم مسیرتو برات میارم…

    من سپاسگزارم خداوند و عدالت و قوانین بدون تعقیزرش هستم که هدایتم کرد در مسیر راه راستی و پاکی باشم..

    .

    استاد عزیزم شما هم مر شدیین از اینهمه نعمت و ثروت..

    و اینروزاتو که میلینم…میگم نرگس ببین..

    استاد اون موقع کجا و الان کجا!!!

    بازم حساب کنید..شما از نظر تغذیه از نظر بدنی چقدر قوی تر و جوانتر شدیین..

    و دوره هم حهت بودن با خداوند و اثرات انها..و تراک کمپر و سفرنامه های جدیدووووو

    چقدر انسان میتونه رشد کنه…منم عاشق این سبک از زندگی و قوی بودنم…

    عاشق گلدانم با اون خاک و سرسبزیشم…

    دیگه نمیزارم خشک بشه..بدبخت بشه و بشه قربانی ادمهای اطرافش..

    راسی استادم…یچیزی بگم!!امروز صبح داشتم گلهای جلوی خیاطنونو تمییز میکردم و اب بهشون میدادم..

    یه کاغذ و با یه نوشته برام یه نشونه فرستاد..

    بهم گفت تو هرامنی و این مسیر رو با قدرت پیش برو…

    .و خواب امروز صبحم چراغی تو درونم بوجود اومد..

    خواب دیدم..نورم اینقدر بزرگ بود ..مثل این اتیش بازیا بود..

    و روی پرچشمی نام محمد و علی بود..

    و اونا رو بخم نشون میداد..

    و یه پرچمی که مختص من بود بسمت من اومد و نام الله و رسبدن به خاستهامو نوشته بود..دقیق جمله رو یادم نمیاد..ولی نام کلام الله بود…

    استاد عزیزم..مسبرمون خیلی خیلی عزیز و قابل احترام هست…

    خداوند را شاکرم که تو مسیر شما هستم…

    انشالله این مسیر تا ابد در جریان باشه..

    و من بهشتیکه خدای رحمن “توعالم رویای صادقانه ام بهم نشون داد…رو بهش برسم…

    انشالله…خدایا چنانکن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار..

    خدایا شکرت بابت این جریان زندگی در بهشت که هر تکه اییش:نام خداست..

    راسی استادم نشانه من سریال قبل بود و امروز قسمت بعد..

    میز خوشکلمون بجایی خیلی خوبی رسید و آماده بهره برداری شد..

    انشالله اینروزا هم دستکشای من وارد مرحله فروش میشه…

    انشالله وعده خداوند حق و حقیقته…

    به امید روزهای عالی بیام از نتایجم برات بنویسم..

    خدایا شکرت…….آخیشششششش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1312 روز

    168

    چه جمله زیبایی برای گذر از ثروت باید ثروتمند شد و کساییکه گذر نکردن نمیتونن بگن من ثروت نمیخوام

    چون هنوز اصلا تجربش نکردن

    برای خیلی چیزها همینه تا تجربه نکنی نمیتونی بگی ایا میخوای ازش بگذری یا نه

    و پاشنه های اشیل شما که الان حل شده و چقدر تکامل پیدا کردین

    وقتی به ثروت رسیدین ته ذهنتون چون همیشه خرید نمیکردین یک پاشنه اشیل بعد لباس رو لباس خریدین و الانکه به اون ثبات رسیدین دیگه این عادت ندارید

    واقعا عالی بود این بخش

    جواب منطقی بود برای ذهن ما

    و چقدر هم لباسهای مختلف خریدین که حتی نو هستن

    و من این ویژگی در افرادیکه چاق بودن لاغر شدن هم دیدم اعتیاد به خرید پیدا میکنن چون تا قبلش لباسها سایزشون نمیشد اما الان بعد لاغری میتونن لباسهای مختلف بپوشن حسابی خرید میکنن

    چقدر این مثال برای همه چیز هست

    مثلا اینکه چی را کمبود حس میکردی که الان بیشتر از قبل ازش داری

    چند دست از کفش یا لباس یا کیف و…

    همین رفتارهای تکراری حتی در خرید هم میشه پاشنه های اشیل ما

    مثلا من چون انرژیم دوس داشتم همیشه زیاد باشه عاشق قهوه شدم و انواعش تست کردم و بیشترین خریدمه و حتی از دیدن قهوه فروشی هم حالم خوب میشه پاشنه اشیل من جای دیگس که با قهوه دارم جبرانش میکنم که دقیقا همین ماه رفتم چکاب و تصمیم گرفتم قهوه را کمش کنم و چرخه انرژیم بصورت طبیعی بالا ببرم نه با کافیین ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 944 روز

    بنام خداى فراوانی ها

    سلام به همه دوستان

    این قسمت زندگى در بهشت آموزش تصویری فایل براى گذر از ثروت باید بهش رسید هست

    دقیقا استاد میگه انقد که به چیزهایى که نداشت رسید اونم تو بهترین کیفیت و کمیت ، هم زیاد و هم با کیفیتش دیگه ازشون سیر شد و یه مرحله رفت بالا

    همون که میگفت باید آدم خلأ هاشو پر کنه تا بتونه به معنویت برسه اصلا ….

    تمام خرید هاى استاد به خاطر جبران نداشتن تو بچگى بود آدم نباید بزاره همونطوری کوچیک بکونه باید خودشو سیراب کنه

    ولى واقعا عجب فراوانى ….. فقط تو کلاه ها ……. وقتى استاد انقد راحت تعریف مى کرد که تو امریکا فلان چى خرید تجهیز کرد و فلان چى تجهیز کرد در ذهن من نمی گنجید ، قشنگ فاصله فرکانسیمو احساس کردم و کارى که مى تونستم بکنم تحسین و تحسین از ته دل براى داشتن همچین زندگى بوده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    مهسا سالاروند گفته:
    مدت عضویت: 1357 روز

    بنام پروردگار عشق و زیبایی

    سلاااااام به بهشت و استاد و مریم جون

    این فایل جدا از اینکه کلیییی زیبایی داشت برای تحسین،پر از درسای بزرگ بود،درسایی که میلیون ها ارزش داره.

    اول از همه میخوام بگم خداروشکرررررررر برای دیدن این همه ثروت ،ثروت پر از زیبایه ،پر از شرافت ،،،ثروت راه رسیدن بخداونده،،،،،وقتی میرسی به ثروت و ازش پر میشی حال دلت با خدا بهتر از قبله ،،،،چون فقططططط و فقطططط دیگه تو لحظه حالی و بفکر آینده و دل مشغولی نداری…….

    جمله طلایی،تنها گذر از ثروت و سیر شدن ازش اینکه ازش پر بشی ،اینکه بهش برسی

    دومین نکته اینکه تضادا تو زندگی تمامش برکته،،،،برای اینکه خواسته هامونو برامون واضح کنن و دقیقا بفهمیم چی میخوایم.

    خدایاشکررررت

    -خدایاشکرت چقدر این فضا رو دوست دارم ،جنگل سبزززززز با یه دریاچه قشنگ و روی آب :)

    -خدایاشکرت برای دیدن نشانع های ثروت از استاد،،،،خونه های زیاد،ماشین ها،لباسای متنوع و البته مارک :)

    -خدایاشکرت برای استاد عزیزی که مارو هربار آگاه تر میکنه و یه رابطه سراسر عشق و احترام با مریم جون داره:)

    خدایاشکرت امروز بهم فرصت زندگی کردن و دیدن این همه زیبایی دادی:)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 944 روز

    بنام خدای فراوانی ها

    سلام به همه دوستان

    امروز جلسه 15 روانشناسی ثروت رو گوش دادم که بعد هدایت شدم به این فایل تصویری که ادامه همون قسمت بود دقیقا

    تو اون جلسه در مورد این صحبت شد که وقتی پول ساختیم باید به جریان بندازیم ، یعنی خرج کردن و سرمایه گذاری کردن روی همون کاری گه واسمون داره پول میاره

    پشتوانه این کار باور فراوانی هست

    اول باید رو باور فراوانی کار کنیم

    بعد پول دربیاریم و پول رو خرج کنیم

    خرج چه چیزهایی کنیم ؟ به این فکر نکنیم که چه خرج هایی اشتباه یا درسته از دید بقیه

    مهم اینه که کا مدار ثروتمون بره بالا و این مدار وقتی میره بالا که اون خواسته های و خلا و کمیود ها رو یکی یکی درست کنیم و پر کنیم تا بتونیم مثل یه نردبان بریم بالا ازش و تو هر مرحله باید این خواسته های درونی ‌‌قدیمی رو که از کمیود های بچگی ناشی میشه رو پر کنیم و اینطوری ظرفمون بزرگ میشه

    پس فردی که فقط پول جمع میکنه اون آدم هیچ وقت طرفش بزرگ نمیشه واسه همینه که با ترس زندگی میکنه

    ولی وقتی که هماهنگ با پول ساختن به جریان هم بندازیم بدون ترس از کمبود و این کمبود ها رو پر کنیم می تونیم به مدارهای بالاتری از ثروت دسترسی پیدا کنیم

    اصلا خواسته های بعدی خودشون و نشون میدن ، چون شخصیت ما وسعت پیدا میکنه

    اینجا استاد واسه همین انقد لباس خریده

    انقد ملک خریده

    انقد خونه خریده

    انقد وسایل باکیفیت

    چون دقیقا همینا رو چون نداشت همیشه گوشه ذهنش درگیر اینا بود …. درگیر واسه داشتنش …. تشنه بود …………..

    استاد هم این تشنگی رو خوب برطرف کرد

    نزاشت همیشه گشنه و تشنه بمونه

    چون می دونست چه انرژی از آدم میگیره و رفع کردنش چه انرژی آزاد میکنه و انسان رو بزرگ میکنه

    واقعا امروز فکر میکنم به درک جدیدی از مدار ثروت رسیدم

    مداری که نمیشه دورش زد با ترس از کمبود و پول خرج نکردن و دور زدن قانون

    در واقع اون هایی که دارا هستن ولی هنوز نیازمند هستن ( اطرافم نمونه های زیادی هستن ) و من همیشه تعجب میکردم

    چون می دیدم مرده تو حسابش میلیارد پول هست درآمد داره ولی تشنه اینه که بره یه جایی یه غذای عالی بخوره …… واقعا متوجه نمیشدم و درک نمیکردم

    الان درک کردم چرا اون آدم اینطوری بود

    چون خودشو گشنه نگه داشت و خرج نکرد فقط جمع کرد و نهایتا با وجود دارایی به مرحله بی نیازی نرسید

    من فکر میکنم با هر وسعت وجودی بمیریم اون دنیا هم ادامه همینه و قرار نیست پرش داشته باشیم

    پس چه بهتره بدون ترس قانون رو رعایت کنیم و بزاریم از راه صحیح مدار ثروتمون رشد کنه و انقد ترس از کمبود و …. نداشته باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 533 روز

    سلام خدمت شما فرشتگان زمینی عاشقتون هستم سپاسگذار خداوند متعال هستم که در مدار چون شما عزیزانی هستم که خداگونه رفتار میکنید وبه ما هم میاموزید که معنی واقعی توحیدو یکتاپرستی را با شما خوب دارم درک میکنم واقعا ازتون سپاسگذارم خدایاشکرت بخاطر اینهمه فراوانی نعمت وسلامتی شادی آرامش وثروت خوشبختی که در جهان آفریدی و ما رو هدایت کردی به این زیبایی ها نعمت های بی پایان بهتون تبریک میگم استادجانم که به این مرحله از درک بالا رسیدین به همت شما به تلاش شما وایمان شما خیلی قابل تحسین هستین درود خداوند بر شما همه ی این زیبایی هارو برای خودم وهمه بچه های سایت ودر مدار از خداوند مهربان در خواست میکنم و در پناه الله یکتا همیشه سلامت وموفق ثروتمند درارامش وآسایش باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    سیدجابر سجادی گفته:
    مدت عضویت: 2223 روز

    سلام خدمت استاد

    استاد شما تنها متهمی هستید که مثل یک پادشاه درمحضر قاضی حضور داره وبه دلیل گذر از ثروت تبرئه شده

    ومثل آخرت میمونه که از انسان می پرسند که در زمین چگونه زندگی کردید آیا از نعمت های پروردگار استاده کردید آیا از زندگی لذت برده اید آیا شکر گزار بوده اید

    آیا بخشنده بوده اید آیا توانسته اید از داشته هایتان گذر کنید .آیا رازی از زندگی دنیوی هستید

    و اگر چنین بوده اید اکنون داخل بهشت شوید واز نعمت های ابدی پروردگارتان بهرمند شوید این پاداشی است سوی پروردگارتان

    خدایا توراشکر میکنم که صدای من را می شنوی

    خدایا تورا شکر میکنم برای هدایت من به جمع پرهیزگاران

    خدایا تورا شکر میکنم به خاطر تمام داشته‌ایم ونعمت هایی که به من وخانواده ام ارزانی داشتی

    تو راشکر میکنم که با یادت قلبم آرام می‌گیرد و از تو میخوام که من را به مسیر پر از ثروت ونعمت ومعنوی هدایت کنی زیرا تو بهترین هدایتگرهستی

    درپناه رب العالمین ثروتمند وپایدار باشید

    ب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای: