این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/06/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2021-06-05 07:42:142025-04-14 21:21:27سریال زندگی در بهشت | قسمت 174
911نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
و یه تشکر ویژه از خانم شایسته خوش قلب بابت تمام تلاش هاشون برا ضبط این لحظات ناب
این مسابقه یه حسن خوبی که برام داشت این بود که برگشتم به قبل و به یاد آوردم که چه ذهنیت بدی نسبت به نه تنها آمریکا بلکه تمام انسان های خارج از ایران داشتم
باورم نمیشه که این سریال ها اینچنین روی باورهام تاثیرگذار بوده باشه
من بدلیل شرایط شغلی پدرم که یک نظامی شاغل در سپاه بود خیلی خیلی باورهای نامناسب نسبت به کشور آمریکا و مردمانش داشتم
بیشتر این باورها بدلیل این بود که پدرم خیلی خیلی خبر گوش میکرد و روزنامه هایی هم که میخوند از روزنامه هایی بود که سپاه ازش حمایت میکرد
یا تو جمع بسیجی ها مسجدمون که جمع می شدیم تنها دشمن ما آمریکا بود
و یا اینکه تو هیئت که میرفتم یکی از اون باورهای مخرب درباره جوامع غربی مخصوصا آمریکا ، نبود کانون گرم خونواده بود . همیشه این مطلب بهمون گفته میشد که ما ایرانی ها آدم های غیرتی هستیم و به خونوادمون اهمیت میدیم و تو اون کشورها فقط خیانت هست و اکثر فرزندان از روابط نامشروع بدنیا میان چون از بس مال حرام خوردن
اصلا تو این کشورها فرزندان پدر و مادرشون رو نمیشناسن و ما باید بابت این کانون گرم خانواده و حلال زاده بودنمون شاکر خداوند باشیم
یا دیدن فیلم هایی ساخته شده از جنگ تحمیلی یا حمله ی ناموفق صحرای طبس
من یکی از اون کسایی بودم که تو صف اول تمام تظاهرات ۲۲بهمن یا تظاهرات ضد آمریکایی حضور داشتم
دیدن خبرهای ضد و نقیض از آمریکا ، از کشتن دسته جمعی تو مدارس آمریکا توسط افراد مسلح تا نژادپرستی پلیس آمریکا نسبت به افراد سیاه پوست ، یا آزادی مشروبات الکلی تو آمریکا و از همه مهم تر کشوری که عامل اصلی تمام بدبختی های کشور ما هستش
از تحریم های ناجوانمردانه تا دشنمی های علنی نسبت به مردم ایران
همه ی اینارو جمع میکردم سر اون آتیش زدن پرچم آمریکا و اسراییل خالی میکردم😂😂😂
آره یکی دیگه از باور های ضد امریکاییم هم بابت حمایت آمریکا از اسراییل بود
مخصوصا زمان هایی که نزدیک به روز قدس بود
همیشه این صحنه تو ذهنم ماندگار بود که تلویزیون دست دادن رییس جمهورهای آمریکا و اسراییل رو نشون میداد و بلافاصله گریه یه دختر بچه فلسطینی رو نمایش میداد
یا ترانه های ضد آمریکایی که از تلویزیون پخش می شد
یا صحنه انهدام هواپیمای مسافرتی توسط ناو جنگی آمریکا
و
…
همه ی اینها که باورهای نامناسبی نسبت به این کشور برام ایجاد کرده بود
همونطور که گفتم باورهای نامناسب نسبت به تمام کشورهای دیگه
یه حس نفرت بابت اینکه تمام ملت ها وایستاده اند تا ملت مارو زمین بزنن
فراموش نمیکنم تا مدت ها چشم دیدن عرب ها مخصوصا عربسنانی هارو نداشتم
خلاصه همه بد بودن ما خوب🙄🙄
تا اینکه با استاد عباس منش و آموزهاش آشنا شدم
کم کم با فایل های ریگان ذهنیتم نسبت به بیرون از ایران داشت تغییر میکرد
مخصوصا اون فایلی که با رییس بانکی که اسراییلی بود ، گوش کردم
واقعا جا خوردم😶😶
استاد باور نمیکنی یه جاهایی شمارو هم دست نشانده آمریکایی ها میدونستم که شاید میخوای با نشون دادن یه سری راحتی در زندگیت ذهن مارو نسبت به آمریکا عوض کنی(استاد جان بابت این افکار ببخش منو🙏🙏🙏)
ولی خوب حرف های استاد از نظر ذهنی مخالفت می شد ولی از درون قبولش داشتم
کم کم دیدم نسبت به آدم های دیگر عوض شد
اولش از این عرب های دوست داشتنی شروع شد
دیگه فوتبال تیم های ایرانی و عربی رو که میدیدم خبری از اون تنفر نبود
دیگه داشتم یه حس دوست داشتن هم درونم بوجود میومد
تا اینکه سریال سفر به دور آمریکا شروع شد
البته هنوز اون مقاومت های ذهنی برام وجود داشت
هر چند تو فایل های رایگان قبل از سریال سفر به دور آمریکا هم یه چیزهایی از کشور و مردم آمریکا دیدم
ولی سریال سفر به دور آمریکا ناخودآگاه دست گذاشت روی باورهای نامناسبم
با شروع سفر کم کم ، ذره ذره داشت باورهام عوض میشد
با استاد سوار اتوبوس شدیم و سفر شروع شد
با دیدن تصاویر از جاده ها میگفتم “خدای من این کشور چقدر سر سبزه”
وقتی استاد وارد یه استید پارک میشد و اتوبوسش رو پارک میکرد میدیدم تمام آدم های دوراطرافش با خانوادشون هستن همشون شاد و خندون در کنار هم
چقدر برام جالب بود میدیدم که پیرزن و پیرمرد شاد و خندان کنار هم داشتن لذت میبردن
یا چرا دست کسی تفنگ نیست
مگه آمریکا بزرگترین فروشنده اسلحه در دنیا نیست و مگه حمل اسلحه تو این کشور آزاد نبست؟؟؟
یا چرا اصلا کسی کاری به کار کدیگران نداره؟؟؟
استاد شاید باورت نشه برخی مواقع با دیدن این همه شادی و خنده و تفریح تو ذهنم میگفتم مگه میشه آدم همیشه شاد باشه یا اینهمه برنامه های مهیج و شاد داشته باشن
چرا خبری از اون پلیس های نژادپرست نیست
استاد یکی از این تعجب هام این بود چرا تو جاده هاش پلیس راهنمایی رانتدگی با دوربین حضور نداره😂😂😂
چرا اصلا پلیس نیست اونجا؟؟؟
و یا برخورد فوق العاده پرسنل فروشگاه ها و مراکز خرید و رستوران ها
خیلی فرق میکرد با اون صحنه های فیلم های کابوی که اگه وارد یه کافی شاپ می شدی باید آخرش با یه دوئل دو نفره با اسلحه بیای بیرون😂😂
و یا این سرسبزی و طبیعت بکر این کشور
من تا جایی که یادمه آمریکا منطقه سرسبزش فقط جنگل های آمازون بود که اونم هنوز نتونستن کاملا کشف اش کنن و مابقیش صحرا و برهوته
ولی ما هرچی تو این سریال دیدیم سرسبزی بود
استاد باورت نمیشه چندین بار اون قسمت آبشار نیاگارارو دیدم
چقدر لذت بخش بود
چقدر فراوانی داشت
غیر قابل باور بود برام این حجم از فراوانی و نعمت
و یا اون جانورانی که تو این پارک ها بودن
اون قسمتی که کلی آهو بهمون نشون دادین
آهوهایی که آزادانه داشتن تو اون پارک ها زندگی میکردن
چه درختهای زیبایی
چه فضاهای پاک و تمیزی
چه جاده های هموار و صافی
چقدر خط کشی هاشون پر رنگ و زیباست
چقدر خوب رانندگی میکنن با آرامش
چه غداهای خوشمزه ای که تو رستوران هاش سرو میشد
چقدر فرق میکرد با باورهام که فکر میکردم خارج از ایران نمیتونم هیچ غذایی بخورم چون همشون عجق وجقه
ولی انصافا غذاهایی هم زیبا و هم اشتهاآوری بودن(البته نباید از غذاهای خوشمزه مریم خانم گذشت عاشق اون غذاهایی بودم که با زرورق میپیچوندن و میذاشتن تو آتیش ، خیلی باحال بود)
خلاصه اینکه هرچی از مدت مسافرتمون میگذشت رابطمون با مردم و کشور آمریکا بهتر میشد و میتونستم خودم رو تو جمع این مردم تصور کنم
یکی دیگه از باورهایی نامناسبی که داشتم در مورد زبان بود
ولی دیدم که هرجا استاد کلمه ای رو نمیتونستن بهشون بفهمونن خودش کمک میکردن تا حرف استاد رو درک کنن
و یا اون قسمت که استاد بهمراه پسرشون با یه خونواده کلی گفتن و خندیدن
انگار صد سال همدیگرو میشناسن
و الان که خیلی دیدم به تمام مردم دنیا بهتر شده خیلی خیلی بهتر ازقبل
ولی باز خیلی خیلی جای کار داره
چون هنوز محل زندگیم عوض نشده
و سادلوحانه است که بگم من باورهای قدرتمندی در مورد فضای بیرون از ایران ساختم
بقول استاد اگه در مورد باور حرف میزنید به نتایجتون نگاه کنید
اگه نتایج عوض شده پس باورهای درست داره جایگزین میشه وگرنه همه ی این حرف ها حرف مفته
و نتایجیم فعلا در دید مثبتم نسبت به تمام انسان ها خلاصه شده
اینکه دیگه به هیچکس برچسبی نچسبونم و یا اینکه بتونم حداقل خودم رو برای لحظاتی هر چند کم تو فضای بیرون از ایران هم تصور کنم
و سریال زندگی در بهشت که بیشتر جنبه شخصیتی استاد برام نمایان هستش
استاد شما باید یه مسابقه بذارید و بگید تو این سریال ها ما چه چیزهایی از شما و خانم شایسته یاد گرفتم
قشنگ تر از جنبه های مثبت آمریکا ، جنبه های رفتاری شما در زندگی روزمرتون هستش
خیلی درس ها ازتون گرفتم و خیلی خیلی درسهای دیگه که منتظر تغییر باورهام هستم تا بتونم درکشون کنم
و سریال زندگی در بهشت که نشون دهنده کانون گرم خونواده هایی که میان تو پرودایس برای تفریح
و یا این همه آزادی عمل در روابط بدون اینکه بخوان همدیگرو محدود کنن
و یا خدمات رسانی شرکت ها که برام جای تعجب بسیار داره اینهمه تعهد و مشری مداری
و امنیت فوق العاده پرودایس
وشهر تمپا که چقدر زیباست
خداروشکر که موندن تو پرودایس باعث شد هرازچندگاهی بیاید تو برج تمپا و گشت و گذاریتو این شهر زیبا بزنید
واقعا این شهر زیباست
همیشه لذت میبرم وقتی استاد کنار این رودخونه قشنگ پیادروی و یا اسکوتر سواری میکنن
ما تو شهرمون یه رود داریم و یه فضایی هم کنارش برا پیاده روی درست کردن
هر وقت میرم اونجا برای پیادروی خودم رو کنار رود تمپا تصور میکنم😄😄😄😁
خلاصه اینکه استاد جان ازت سپاسگذارم و تز خداوند میخوام که روز به روز نعمت های زندگیت بیشتر و بیشتر بشه و همیشه همینطور دست و دلبازانه این تجربیات زیبای زندگیت رو با دیگران به اشتراک بذاری
خدارو شکر واقعا داری دنیارو جای بهتری برای زندگی کردن میکنی
با عرض سلام خدمت آقای عباس منش، دانشمند تازه این روز های من با صدا و حرف های دلنشین شون و خانم شایسته ی عزیز و دوستداشتنی من.
نمیدونم چطور احساسم رو توی کلمات بیان کنم، همه دوستان عزیز فرکانسی دارن با تمام وجود باور هاشون رو در غالب متنی در میارن و در این سایتی که الان راه حلی برای تمام سوال های ذهنم شده با ما توی این راه به اشتراک میذارن.
خیلی حرف ها برای گفتن دارم چون من آقای عباس منش و تمام این اسرار زیبا رو در ماه پیش توی ماه رمضون پیدا کردم و خیلی کار برای انجام دادن و باور برای تغییر دادن دارم. در این جلسه میخوام فقط در مورد موضوعی که آقای عباس منش عزیز از طریق ویدیو در فایل زندگی در بهشت ارائه دادن صحبتی داشته باشم.
من در مورد کشور امریکا از همون بچگی نظریه و فکر بدی نداشتم همینطور که آقای عباس منش باور منفی و محدودی به این کشور نداشت، تنها چیزی که از خاطرات بچگی ام به خاطر دارم این است که ما همیشه در مدرسه قبل از هرکاری سه بار مرگ بر امریکا میگفتیم و بعد به داخل مدرسه میرفتیم. من هیچوقت به معنای درونی این پیام فکر نکردم و به همین دلیل تصور منفی به این کشور نداشتم. باور های محدود کننده ی من بیشتر کشور هایی نظیر چین و ژاپن بود و با توجه به باور های خانواده ام آن مردم را وحشی و خطرناک خطاب میکردم. به مرور زمان که جهان را در باور های محدود و کوچکم بهتر شناختم امریکا برای من نماد خوشبختی و فرهنگ بود. در خانواده ی ما هرکس که در امریکا یا به طور کلی در خارج از ایران زندگی میکرد با کلاس و فرهنگ و ثروتمند خطاب میشد. تفاوت طبقاتی زیادی در خانواده ی ما وجود داشت و دارد و چون ما جزو این طبقات نبودیم از نظر ها محو شدیم. مادر من هم مانند آقای عباس منش حس درونی داشت که او را در برابر خطرات زندگی محافظت میکرد، و او این حس را حس ششم خطاب میکرد. پنج سال پیش قبل از اینکه به المان محاجرت کنیم مادرم نگرانی بسیاری داشت که چطور بتواند تنها سه دختر کوچکش را با مقدار کمی پول به المان ، کشور پیشرفت و حمایت از کودکان و زنان بیاورد (او این لقب را به این کشور داده بود با حرف هایی که از دیگران شنیده بود) ولی او به خدای خود و قدرت او باور داشت . خداوند به مادرم ندای آمدن را داده بود با اینکه همه این کار را خطرناک و غیر ممکن میدانستند. او در زمان معینی که خداوند متعال در قلب او به مانند حسی قرار داشت به سمت المان محاجرت کرد. از آن جایی که مادرم باور مثبتی نسبت به المان داشت، او باور داشت که موفق میشود چون خوشبختی را در آن کشور میدید، او موفق شد وبه المان آمد با دست خالی ولی با قلبی پر از وجود خداوند با اینکه باور های محدود کننده زیادی داشت و هنوز هم دارد. من با خانواده ام پنج سال است که در المان زندگی میکنیم و خیلی نسبت به شرایط قبلمان خوشبخت هستیم. فراوانی اینجا بسیار است مخصوصا در بخش طبیعت. من متاسفانه باور های اشتباه زیادی در زمینه فرهنگ و مردمان یک کشور دارم.
این اولین متنی است که با دوستان و آقای عباس منش عزیز به اشتراک میگذارم، ایراد هایی ممکن هست داشته باشم و هنوز نمیدانم در چه مداری قرار دارم ولی امید بزرگی دارم که همه چیز رفته رفته در زندگی ام مثبت تغییر خواهد کرد. خیلی خوشحال میشوم که آقای عباس منش متن من را بخواند چون خدایی که هردو با او باور داریم من را در ماه رمضان با آقای عباس منش آشنا کرد، من سوال های زیادی داشتم و کسی جوابی را که من را راضی کند نمیداد بخاطر همین به خود خدا گفتم از تو میخوام فردی را سر راهم قرار دهی که هر سوالم را بدون لحظه ای مکس با آرامشی پاسخ دهد و این ویژگی ها قطع ویژگی های آقای عباس منش هستند. به یگانی آش ایمان آوردم ولی فقط نمیدانم که تا چه حد باور نادرست دارم که او را از من و باور های من دور میکند. از پاسخ تمام دوستانی که در بخش عقل کل تشکر میکنم ، برخی جواب های شما دید من و باور من به بسیاری از موارد را مثبت تغییر داد.
خدایا شکر برای تمام این دانش ها و نعمت های بی پایانت
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستان گلم
موقعی که سریال سفر به دور امریکا رو شروع کردیم با خانواده دیدن ؛ تغییراتی ک در زندگیم بوجود اومد رو بوضوح میشد دید هدایت میشدیم به جاهای سرسبز و زیبا و سفرهایی ک میرفتیم ی احساس خوبی داشتیم و طبق قانون توجه کردن ب زیبایها و نکات مثبت زیبایهای بیشتری میدیدیم چون با دیدن این فایلهایی ک هر روز نگاه میکردیم ذهنمون برنامه ریزی میشد برای اتفاقات عالی و میدیدیم نتایج زندگیمون رو
چون قبل تر از این ک وارد سایت بشم جوری ذهنمون رو برنامه ریزی کرده بودن در مورد کشور آمریکا ک اگه اسم کشور رو بخوایم بیاریم قبلش باید ی مرگ بر امریکا باید میگفتیم و توی ذهن من این بود ک این کشور فقط کشتار هست و چون قدرت دارن و مردمان ضعیف رو میکشن و همیشه فکر میکردم توی خیابانوشون توپ یا تانک هست یا اینکه در اون دوران جنگ همیشه میگفتن امریکا داره به کشور عراق کمک میکنه تا مردم ایران رو با خاک یکسان کنن و همیشه از این کشور ترس داشتم حتی یادم میاد ی انبر قفلی ساخت usaبود و جوری بود ک این انبر قفلی هم استفاده نمیکردیم که میگفتن امریکایی ها ساختن و نباید استفاده کنید 😅و معلوم نشد اخرش چی شد این انبر قفلی و وقتی اخبار رو گوش میدادم یا تیراندازی بود توسط ی پسر بچه و پیش خودم میگفت خدا رو شکر چقدر کشور ما امن هست که ی پسر بچه داره تیراندازی میکنه و این ذهنیت رو داشتم که اسم کشور امریکا رو میاوردن ی احساس بدی داشتم یا در مورد فوتبال ایران و امریکا ک وقتی ایران برد چقدر بد این کشور رو میگفتن یا در مورد کشتی ایران و امریکا و وقتی میبرد اول کاری ک میکردن پرچم امریکا رو اتش میزدن و با این باورهای مخرب در مورد این کشور ک از دوران تحصیلی بما همیشه از این کشور بد گفتن و وقتی سفر به دور امریکا رو دیدم و با هر روز نگاه کردن و دیدن مردمان این کشور ک چقدر با خودشون در صلح هستن و چقدر احترام میزارن به طرف مقابلش و این عادت رو دارن ک زودتر سلام میدن هر جایی که باشی و چقدر شاد و خوشحالن و اینا رو میدیم و بخودم میگفتم پس اینا ک تو اخبار و فیلمها نشون میدادن چرا تو این کشور نیست و میدیدم فقط ادمهای این کشور دارن لذت میبرن و هیچ خبری از جرم و جنایت و کشتار نیست!! فهمیدم که فقط ذهنم برنامه ریزی شده بود ک این کشور رو بد جلوه بدن و خدا رو شکر میکنم با نگاه کردن ب این سریالهای سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت دید من نسبت به این کشور عوض شد و در پاور پوینتی که درست کردم عکسهای این کشور اول پاورپونتم با اهنگ گذاشتم و هر روز تجسم میکنم ک توی این کشور دارم شاد زندگی میکنم و لذت میبرم و سپاسگزارم از استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز ک هر روز با اشتراک گذاشتن زندگیشون در این کشور زیبا و جذاب و با دیدن این سریالها ذهن ناخودآگاه خودم و خانواده ام از این کشور و مردمانش برنامه ریزی خوبی شد خدا رو شکر میکنم🙏 ک در این مسیر الهی هستم و هر چه قدر در این سایت باشم خسته نمیشم و دارم زندگی میکنم با این سایت😍
سلام به استادی که اسم دست خدابرازنده اشه.برازنده خودش همسرعزیزش وادمینهای سایت پربارش.
استادعزیزترازجانم من فقطچندماهه باشماآشناشدم وهنوز تمام فایلهاتون رو متاسفانه نتونستم ببینم یابشنوم،ولی تصمیم گرفتم بابت این فایل نظربدم.استادجانم شایدخنده داربنظربیادخودم که ریسه رفتم ازتفکراتم🤣
منِ دهه شصتی امریکاروازروی سریال انیمیشن لوک خوش شانس شناختم🤣🤣منم مثل شمافکرمیکردم امریکای بیابون بی آب وعلفِ فقطم کاکتوس ومارمولک داره(وااای مارمولک😟)
وهمه دارن مدام مثل فیلم بخاطر یک مشت دلارباهفت تیرکشی همو میکُشن.
همه تونخ دزدی وکلاهبردارین مثل برادران دالتون
مثل فیلم ارتش سری همه کل اروپابی رحم وخونخوارن.(گل بی خارفقط ماایرانی هاهستیم🤣)
ازفیلمهایی که توتلویزیون ایران پخش میشدواخباری که همش حاکی از جرم وجنایت وتورم وبیکاری وبی قانونی درامریکا صحبت میکردازامریکامی ترسیدم.
همیشه ازبچگی عاشق جهانگردی بودم ولی به امریکاکه میرسیدم دوبه شک بودم همش میگفتم نکنه برم بلا سرم بیاد؟ اخه چجوری ی مسلمون میتونه اونجا زندگی کنه وآزارجنسی نشه؟بابت حجابش توزندان نندازنش؟
چجوری اینایی که مهاجرت میکنن بچه هاشون رو درست تربیت میکنن که سالم بمونن؟
اونجا که قانونش اینجوری نیست که کسی به کسی تعرض کنهتوبتونی حقت رو بگیری؟چجوری میشه اونجادرس خوند؟
تودبستانهای اونجاام بچه هارو هم کلاسیا ومعلماشون هفت تیرمیکشن ومیکشنشون.
همیشه این ترسهاتو،وجودم بودتاچندتاازفامیلا مهاجرت کردن آمریکا
جسته گریخته میشنیدم زندگیشون عالیه ولی باخودم توجیه میکردم که شایدچیزایی که برا من مهمه برااونا مهم نیست یااینکه اونا فقط عکس میفرستن ازکجا معلوم راست بگن؟این افکارضدونقیض نمیذاشت به یقین برسم
اینابازباعث تضاددرمن شد و بخودم میگفتم خب اخه اگه بخوایم منطقی فکر کنیم اگریک کشور مردمش بدو بدرد نخور باشن ویک کشور دیگه همه عالی و بی نقص اینجوری که عدالت خدازیرسوال میره؟😑
اخه مگه میشه اگه امریکا انقدداغونه چرامردم دارن اونجازندگی میکنن؟قطعا همه دنبال بهترین زندگی هستن درهمه جوانب مگه میشه عذاب ورنج بکشی ولی بمونی تواون کشور؟
چرااونایی که ازایران مهاجرت کردن امریکا برنگشتن؟یانرفتن یک کشور دیگه؟
خلاصه انقداین سوالا توذهنم بودکه شایدباورتون نشه میخواستم این سوال رو ازتون بپرسم که واقعااوضاع اونجا انقدخوبه؟
که ازاونجایی که بقول خودتون خدامارو هدایت میکنه این ویدیو،فعلی رو شمامنتشر کردیدوپاسخ تمام سوالاتم رو گرفتم.
الان دیگه کلا نظرم راجع به امریکا و حتی بشه گفت کشورهای اروپایی عوض شده.
سلام و درود بر استاد بزرگ و خانم شایسته عزیز و دوستانم در این سایت خدایی
من در یک خانواده مذهبی بزرگ شدم که پدرم بشدت پیگیر اخبار منطقه ی خاور میانه بود و هست و همیشه هم تلوزیون خونه ما روی شبکه خبر خاموش و روشن میشه 😅😅
و همین شد که این تصاویر درباره امریکا در ذهن من شکل بگیره :
امریکای جنایتکار امریکای نژاد پرست امریکای خونخوار و شیطان بزرگ و …
الان که فکر میکنم بهتر میفهمم که دولت ها برای ادامه ی بازی های سیاسی چقدر به تخریب رقبا و سایر کشور های مخالف خودشون در ذهن مردم پرداختند
جدای از مزخرفاتی که تو اخبار درباره اروپا و بخصوص امریکا شنیدم ( البته الان میفهمم که همش بازی های سیاسیه و اون موقع به عنوان یک واقعیت بهش نگاه میکردم ) مدرسه هم خیلی به ما ورودی های داغونی داد
مثلا تو کتابای تاریخ همش به امریکا بعنوان یک دشمن ملت ایران نگاه میشد که بدنبال چپاول کشورهای مسلمان و ضعیفه
یک مدتی هم دنبال صحبتای آقای رائفی پور بودم و ایشون هم تو این قضیه سنگ تموم گزاشتند و همیشه سعی داشتند که کثیف بودن و شیطانی بودن امریکا رو تو صحبتاشون ثابت کنن که خودش یک دنیا حرفه و اگه نگم بهتره
فقط امریکا شانس اورد که سیصد سال بیشتر پیشینه نداره وگرنه واسش حدیثم میساختن 😂😂😅😅
موارد دیگه ای هم بود
مثلا فیلم های وسترن که داشت دویست سال پیش امریکا رو نشون میداد ولی ما فکر میکردیم این کشور هنوزم همونطوریه
یه چیزی بگم درباره نحوه ی کار رسانه ها ، رسانه ها موظفند که از کاه کوه بسازند و خدا نکنه که سوژه ی مناسبی از دشمناشون گیرشون بیاد
بعنوان مثال چند سال پیش یه خبر نگار بنام خاشقچی کشته شد و بمدت چندماه تمام اخبار تلوزیون رادیو و روزنامه ها با این عنوان شروع میشد :
🤐🤐پیامدهای مرگ خاشقچی 😐😐
وکار بجایی کشید که قیافه ی پدرم داشت شبیه خدا بیامرز خاشقچی میشد 😅
و از یک اتفاقی که داره تو کل شهرهای دنیا در هر دقیقه رخ میده چنان جنایت تاریخی رو ساختند که تمام توجه مردم رو معطوف این کنند که ما حق داریم که با فلان کشور دشمنیم
کلا اگه این قضیه رو درک کنیم که هر دولت برای بقای خودش مجبور به تخریب دولت های مخالفه بهتر از نیت اونها در رسانه با خبر میشیم
این باورها درباره امریکا تو ذهن من گذشت و گذشت تا نقطه عطف زندگیم و اشنایی با این سایت بهشتی و شروع سفرنامه و زندگی در بهشت
کم کم با توضیحات استاد فهمیدم که آبادانی و پیشرفت امریکا ربطی به مستعمره ها و دولت فدرال نداره و بخاطر مردم و شرکتای خصوصی اینقدر این کشور خاص و ثروتمنده و تمرکز دولت مرکزی امریکا روی مسائل خارجیه و این همت مردم و افرادی مثل جف بزوس بیل گیتس ایلان ماسک و در کل کارآفریناست که امریکا رو اینقدر گسترش دادن و اگه دولت داره امکاناتی رو فراهم میکنه مردم دارن مثل مرد مالیات میدن وگرنه این خبرا نیست که دولت عاشق چشم و ابروی مردم باشه
ویا مثل ایران مردم از حکومت و دولت انتظاری ندارند و اصن جمله معروف جان اف کندی اینه :
نپرسید کشورمان برایمان چه کرد ، بپرسید ما برای کشورمان چه کردیم
مردم امریکا به تمام عقاید و ادیان احترام میزارن مثلا تو این دوتا سریال مستند یعنی سفرنامه و زندگی در بهشت بارها دیدیم که مردم چقدر برای اقلیت های مذهبی مثل آمیش ها که تکنولوژی رو حرام میدونن احترام قائلند
مردم مسلمان با ریش بلند و لباسای مذهبی(یه چیزی تو مایه های داعش) بیرون میان و حتی رو لباسشون جملات مذهبی مینویسن و با غرور راه میرن
و تو اون فایل دیزنی لند دیدیم که خانومای مسلمان با حجاب توی صف ایستادند و کسی توجه نمیکنه یا بد نگاه نمیکنه و همه ی مردم با هر ظاهری که دوس دارن راحتند و همه باهم در صلحند
مردم امریکا علاقه زیادی به الکل توی دورهمی ها و مهمونی هاشون دارند وما تو این دویست و هفتاد قسمت که این همه آدم مست دیدیم یه بار دعوا نشد و کسی عربده کشی و بی احترامی نکرد و این درحالیه که تو عروسی های خودمون یکم که زیاده روی میکنن میزنن همو سوراخ سوراخ میکنن .. اینو هممون هم دیدیم هم شنیدیم و من تو این که جنبه و ظرفیت این ملت بسیار بالاس شکی ندارم
یا یه مثال دیگش اینه ، حمل سلاح سرد و گرم تو ایران غیر قانونیه اما ماشالله بالاترین رکورد دعواهای خیابونی تو دنیا دست ایرانه و حالا شما تو امریکا هم میتونی اسلحه داشته باشی هم قمه و قداره و هم الکل مصرف کنی
حالا اگه سالی یه بار یه درگیری مسلحانه تو امریکا بشه چنان پیاز داغشو تو اخبار زیاد میکنن که دیگه خودتون میدونین چی میگم 😲😲😲😲😲😲😲
حالا ما تو این دویست و هفتاد قسمت مستند نه تیر اندازی دیدیم نه درگیری مسلحانه ولی همین چندماه پیش تو یه درگیری تو محله خودمون سه نفر به درجه شهادت نائل شدند
😆😆😆😆😆😆
اخبار هم که انگار نه انگار
البته نمیخام ایرانو بیارم پایین و امریکارو ببرم بالا ولی اینارو میگم که بدونید این اتفاقا ربطی به کشور امریکا نداره و همه جای دنیا ممکنه رخ بده اگه اخبار میگه تو امریکا همه دارن همو تیر میکنن و اونجا میدون جنگه و همش تیر و تفنگه .. پیاز داغه ..
یا مثلا میگفتن امریکایی ها نژاد پرستند و به غیر از سفید پوستا احترام نمیزارن و اذیتشون میکنن
بخدا من که تو این مستندا فقط دیدم که مردم به استاد و مریم خانوم احترام میزارن عشق میورزن و ابراز محبت میکنن اما اینم در نظر بگیریم که همه اینا برمیگرده به فرکانسای این دو بزرگوار اما نمیتونیم منکر خونگرمی و مهمون نوازی و مردم دوستی امریکایی ها بشیم مخصوصا دوستای استاد و مریم خانوم که تو سریال بودن خیلی ادمای مهربون و دوست داشتنی بودن
تو اخبار میگفتن که پلیس امریکا به مردم رنگین پوست سخت میگیره و دست بند میزنه و کتک میزنه و هی پیاز داغ هی پیاز داغ و ما تواین دوتا مستند بغیر از خونسردی و مردم دوستی و خدمت به خلق الله چیزی از پلیس امریکا ندیدیم
توی اخبار ما همش میشنیدیم که تو امریکا اتش سوزی شده سیل اومده و یا طوفان شده در صورتی که این یک اتفاق طبیعیه که همه جا داره رخ میده و ربطی به کشور امریکا نداره آخه
یا میگفتن که تو امریکا حیوانات به مردم حمله میکنن و ازین اراجیف و بعد از این سریال فهمیدیم که حیوانات تو امریکا از حقوق بالای برخوردارن و با مردم در صلح و صفا زندگی میکنن و بین شهر ها و طبیعت در امریکا جداسازی نشده و حیوانات براحتی بین مردم تردد میکنن و ملت هم لذت میبرن
البته اگه ما مکانیزم رسانه رو درک کنیم ( فرمول پیاز داغ رو میگم ) دیگه ارزشی واسه اخبار قائل نمیشیم و ازون طرف میایم ورودی هامون رو میزاریم در اختیار فردی بی طرف و بی قصد و قرض مثل استاد عباسمنش که داره از زندگی روزمره خودش تو امریکا فیلم میگیره و هیچی رو ازش پاک نمیکنه و همونو میزاره در اختیار ما اونم نه یه قسمت دو قسمت بلکه دویست و هفتاد قسمت که میشه بیشتر از صد و خورده ای ساعت مستند از اقلیم فرهنگ مردم و همه چیز درباره امریکا که بنظرم تو تاریخ امریکا سابقه نداشته همچین مستندی که بیاد این کشور رو اینجوری به تصویر بکشه و امریکایی ها باید این مستندایی که استاد و خانوم شایسته ساختند رو بزارن تو آرشیو ملی ایالات متحده و ثبت ملی کنن
👌👌👌👌👌👌
بنظرم ادم زرنگ از ادم بی طرف امار میگیره و نظر کسی رو میخواد که طرف دعوا نباشه هرچند الان که دیگه تکنولوژی باعث فوران اطلاعات شده و هرکسی میتونه خودش با چندتا کلیک از منابع ازاد به حقیقت برسه نیازی به قسم حضرت عباس نیست
و چیزایی که به شخصه واسه خودم جالب بود مناظر طبیعی و مناطق بکری بود که تو دوربین سفرنامه شکار شد واقعا ادم زبونش بند میومد از دیدن اون همه شگفتی های گراند کانیون ابشار نیاگار و موآب یوتا و … و من کلی اطلاعاتم درباره ایالت ها و مناطق گردشگری و خیلی چیزای دیگه با این مستندا زیاد شد و یه عالمه اصطلاحات امریکایی هم یاد گرفتم که وقتی میام امریکا کلی از بقیه تو زبان جلوترم
و ازادی های مردم توی سبک شخصی شون تو لباس پوشیدن وسایل نقلیه ی خاص تنوع کسب کار بزرگی خونه ها و وسایل نقلیه پهنای باند جاده ها تمیزی خیابونا نظم در ساخت و ساز شهری فرهنگ و ادب اجتماعی بالای مردم کیفیت لوازم ابزار و متریال زندگی و هزاران مورد دیگه هم خیلی جالب بود
و در آخر میخام از شما استاد بزرگم و خانوم شایسته عزیز سپاسگزاری کنم که مارو اگاه کردین که همچین جایی هم واسه زندگی کردن تو دنیا هست ..
و این نیاز بشدت در من شکل گرفت که من میخام تو همچین جایی زندگی کنم و اگه کله شق نباشم و اجازه بدم ، جهان بصورت طبیعی منو هدایت میکنه به همچین جایی😍😍😍
خدا نصیب هممون کنه ، بخدا ما بچه های عباسمنشی بیشتر از هر کسی لیاقت زندگی تو بهشت فلوریدا رو داریم 💪💪💪
این قسمت سریال زندگی در بهشت بسیار زیبا و تامل بر انگیز بودو دقیقاً دیدگاه من و شاید بیش از نود درصد مردم ایران است.وسیله ای به نام رسانه جمعی وافرادی به نام سیاستمدار بنا به منافع خود باورهای را در مردم در طی سالها به وجود آورد که ثمره آن آمریکا هراسی بودولقب شیطان بزرگ که افراد مذهبی حتی فکر کردن به این کشور را گناه می پنداشتند و هرکس که به این کشور مهاجرت کند کافر شده است.من باور داشتم که آمریکاکشوری نا امن وپر از رعب و وحشت به دور از تمدن متوحش وبدون قانون ،همیشه آمریکا را کشوری می دیدم که در آن هیچ حریمی وجود نداردومردم به حریم همدیگر تجاوز می کنندمردمان این کشور سرد وخشک وبدون احساس هستند.خانواده های آمریکایی به همدیگر هیچ تعهدی اخلاقی وانسانی ندارندوافرادی خود خواه و بی بند وبار هستنددر این جامعه رنگین پوستان هیچ جایگاهی ندارند وبه آنها ظلم می شود وبه مسلمانان به چشم تروریست نگاه می کنندو ایرانیان وشیعیان در این کشور هیچ حقوقی ندارند وبه آنها توهین می شود.در این کشور مردم به شدت عصبی،افسرده و بی نظم وقانون هستند پلیس این کشور از خشن ترین افراد هستندو به مردم هتک حرمت می کنند کشوری جنگ طلب که می خواهد همه جهان را زیرسیطره خود داشته باشد والبته که این دیدگاه را از طریق صدا وسیما وکتابهای موجوددریافت کردم واین موجب می شد که از مردم این کشور متنفر باشم ولی نکته مثبت تکنولوژی وکشاورزی این کشوراست که همیشه مورد تایید حتی مخالفان این کشور بوده است.خدا را شکر که تکنولوزژی موجب شدکه دیدگاه من وبسیاری از مردم عوض شود وواقعیات را بهتر توانستم ببینم با دیدن قسمت های مختلف سفر به دور آمریکا وزندگی در بهشت مردمانی را دیدم مهربان وشاد که در هر زمانی به دنبال شادی تفریح وجشن هستند ویک رویداد ساده جشنی شاد برای آنها دارد در این کشور افراد ورای دین ومذهب وملیت به همدیگر نگاه میکنند وهمه افراد داری حقوق شهروندی هستند و محترم و دولت از آنها حمایت می کنددر این کشور خانواده داری حریم است وافراد پشتیبان یکدیگر هستند یک نو جوان به عنوان یک شهروند دارای حقوق است وهیچ کس نمی تواند او را آزار دهد حتی خانواده می تواند کار کند حقوق خوب دریافت کند وکارآفرینی کند ورشد کند در این کشور اگر کسی اعتراضی دارد تحت حمایت پلیس می تواند اعتراض کند بدون ترس ووحشت نظم وقانون حرف اول را می زند وفروشنده در قبال محصول خود تعهد دارد و اخلاق را رعایت می کند وفقط فروش هدف نیست. در این کشور کمک کردن به همدیگر را وظیفه می دانند . من آمریکا را کشوری شاد و سرسبز وزیبا با مردمانی مهربان یافتم. البته در هر کشور افرادی بی اخلاق و بی بند وبار هم وجود دارد . ولی به قول استاد در جهان بر هر چیز که تمرکز کنی همان را به دست می آوری کسی که به دنبال جنگ ونا امنی باشد همان را به دست می آورد وکسی مانند استاد عباس منش که فقط تمرکز بر روی زیبایی ها دارد و نکات مثبت دارد هیچ چیز به غیر از زیبایی نمی بیندوهمه افرادی که می بیند مهربان هستندودر مدار ایشان وپارادایس زیبا که واقعا قطعه ای از بهشت است.امیدوارم همه دوستان من در گروه عباس منش هر کدام یک پارادایس زیبا داشته باشند و زندگی سر شار از سلامتی وثروت وزیبایی در پناه الله یکتا واستاد عزیزم امیدوارم که سالم و پایدار باشید وراهنمای کسانی که دوست دارند زیبا ببینند وزیبا بشنوند .
قبل از دیدن سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا:
پیش فرضی که من از آمریکا داشتم این بود ک بنیان خانواده ای وجود نداره و افراد خانواده جدا از هم زندگی میکنند
مردهاشون به راحتی به زن ها تجاوز میکنند و روابط نامشروع دارند
مردم آمریکا همشون اسلحه دارند و اگ عصبانی بشوند روی همدیگر اسلحه می کشند اونجا همش کشت و کشتار به راه میندازند.
و اینکه نژاد پرستن از ایرانیها خوشش نمیاد و کشور ایران رو یه کشور عقب مانده میدونند
از مسلمان ها بیزارند و هر کسی حجاب داشته باشه اون رو مورد آزار و اذیت قرار میدن.
بیشتر امریکایها چاق هستن .
کشور آمریکا کشوری است که قدرطلب و زور گوعه به کشور های ضعیف حمله میکنه میخواد همه ی منابع اون کشورها رو برای خودش برداره .
آمریکا یعنی دشمن درجه یک ایران همشونم کافرند و اصلا به هیچ خدایی باور ندارند و همشونم میرند جهنم (این پیش فرض قبل از آشنایی با قانون بود😁)
از طبیعت آمریکا هیچ اطلاعی نداشتم چون همش تو اخبار ی خیابونی رو از آمریکا نشون میداد ک چندتا از آدم ها اسلحه به دست دارند همدیگر رو میکشند و انقد از بدیش شنیده بودم ک هیچ کنجکاو نشدم ببینم اصلا چ جور کشوریه و چه طبیعتی داره
اما توی این پیش فرض های بدی ک وجود داشت ی پیش فرض های خوبیم وجود داشت همیشه این رو شنیده بودم ک جنس های آمریکایی خیلی خوبن و اصل هستن و با کیفیت. ورزشکار های خیلی خوبیم داره مخصوصا توی کشتی یه آقای سیاه پوستی بود به نام جردن باروز که همه ی کشتی ها رو میبرد که چقدم من زورم میبرد وقتی همه بهش میباختن 😁
دلیل به وجود اومدن این پیش فرض ها:
من بیشترین تاثیر رو تلوزیون و اخبار میدونم چون روزی نبود که اخبار ایران یک خبر بد از کشور آمریکا نده بعدش بیشترین تاثیر رو مدرسه میدونم ینی شما نمیدونید چقد مغز ما رو شستشو میدادن برای شعار مرگ بر آمریکا دادن که انگار هر چقدر بلند تر بگیم مرگ بر آمریکا ی مشت محمکی به دهن آمریکا زدیم و دیگ نمیتونه برامون روداری کنه.
بعد از دیدن سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا:
دیدم ک چقد خانواده ها با هم خوبند و در صلح هستن هم با خودشون هم با دیگر اعضای خانواده، کسی مسول شاد کردن کسی نیست و اولویت زندگیشون شادی و لذت بردنه.
پیر مرد و پیر زنهاشون چقد امید به زندگیشون بالاعه لباسهای رنگا و رنگ خوشگل موشگل میپوشند.
چقد بچه دوستن و با بچه هاشون وقت میگزرونند و حتی اگ خیلیم کوچیک باشند اون ها رو به مسافرت و جاهایی تفریحی میبرند هیچ محدودیتی برای لذت بردن ندارند
مهمونی هاشون خیلی ساده برگزار میشه به دور از چشم و هم چشمی و سخت گرفتن به میزبان و فقط هدفشون اینه ک دور هم خوش بگزرونند.
چقد تو این کشور فراوانی وجود داره داره چ فروشگاههای بینظیری داره پر از جنس های جور باجور و با کیفیت . چ شرکت های خوبی مثل آمازون داره ک هر چیزی رو که سفارش بدی برات میارند بدون اینک نگران این باشی که جنسش قلابیه یا اصل.
چقد امنیت این کشور خوبه وقتی استاد بسته های ارسالیش از آمازون میاد و هفته ها دم در میمونه و هیچ کس بهش دست هم نمی زنه.
چه راحت خانوم ها با هر پوششی ک دوست دارند بیرون میایند و نگران قضاوت دیگران نیستند به راحتی لب ساحل دراز می کشند و ریلکس میکنند بدون هیچ مزاحمتی ،چه آزادانه میتونند دوچرخه سواری و موتور سواری کنند
و اینک بار ها دیدم وقتی بعضی از مردم آمریکا میفهمیدن استاد و مریم جون ایرانی هستن اصلا روی بدی نشون نمیدادن تازه اگ اصطلاح فارسیم بلد بودن به کار میبرند و کلی هم می خندیدن. وقتی ک مریم جون دوربینش رو به سمت مردم میبرد اون ها خیلی خوب استقبال میکردند و اصلا هیچ گونه جبهه گیری رو از خودشون نشون نمیدادن
چقد خوش حال شدم در اون قسمت سفر به دور آمریکا ک همه ی پرچم های کشور ها و پرچم کشورمون در یک خط در کنار هم قرار گرفته بودن بر عکس ما ک پرچم کشور اون ها رو زیر پامون له میکنیم .
یا اونجا ک ی مکانی بود ک برای افراد زیر ۱۸ سال ممنوع بود و محلی بود برای رقص و مشروب و دونفر اومده بودن ک از دین خودشون تبلیغ کنند و هیچ کسی کوچکترین توهینی به اون ها نمیکرد چ آزادنه هر کس هر دینی داشته باشع ، بدون تعصب به همدیگر احترام میگذارند
با هم تعارف دروغ ندارند اگ تعارفی کنند و بهت چیزی هدیه بدن واقعیه و اهل ادا و اطوار های الکی نیستن
چقد کیفیت زندگیشون خوبه برای خودشون و خونه ها شون چقد وسیله میخرند مثل خانواده هب ک وقتی اومدن پارادایس کلی با خودشون وسلیه جداگانه اورده بودن هم برای خوابشون هم برای تفریح کردنشون
و آخرین مورد از طبیعتش بگم ک چقد بینظیره انگار ک کل کشور آمریکا شمال ایرانه انقد ک همه جاش سر سبز و همیشه بارون میباره.
اگ از خوبی های آمریکا با این سریال هایی ک دیدم بگم باید تا فردا صب همین جوری بنویسم….
جوری به این کشور علاقه پیدا کردم ک اگر مهاجرت کنم دوستدارم بیام آمریکا زندگی کنم مخصوصا تمپا 😍😍😍😍😍😍
اولا اینکه استاد چقدر سوال بسیار عالی و قدرتمند کننده ای رو کردی و چقدر داره بهمون ثابت میشه که چه فرصتها ،ایده ها و ثروت هایی در محدودیت ها و در هر شرایطی نهفته است که فقط باید با ایمان و دیدگاه خوب بگردی پیداشون کنی،،
خود من تا قبل از دیدن سفربه دور آمریکا و سریال زندگی در بهشت فکر میکردم هرزمان بخواهم مهاجرت کنم بهترین کشور ها مانند فرانسه و آلمان و چندتا دیگه از کشورهای اروپایی دیگه ست و همونطور توسط رسانه ها از فیلم ها و اخباری که پخش میکردن و مستندهایی که از انواع رسانه ها میذاشتند من فکر میکردم آمریکا کشوری ست که زیاد سر سبز نیست و مردم خیلی جالبی نداره،
مثلا یادمه بچه که بودم تو مسجد یه آقای بسیجی میگفت اروپایی ها و آمریکایی ها میگن اصلا خدایی وجود نداره و میگن تصمیمات دولت رو باید کارگران بگیرند
و ما هم چه تصورات و پیش زمینه هایی از خارجی ها داشتیم،،
اما بازم همچنان من نوعی اون منطق های درست و ندای همیشگی خداوندی که صدایم میزد میگفت چیزی باید متفاوت تر از این حرفهایی که خیلی از مردم ایران میزنند باشه
یعنی هم باورهای مناسب داشتم درمورد آمریکا هم نامناسب ترکیبی از باورهای مختلف اما همونطور که اگه الان اینجا هستم خب همون ایمانی که در ته وجودم بود باعث هدایتم به اینجا شد اگر باورهای مخربم بیشتر بود معلومه که نمیتونستم به اینجا هدایت بشم،،
مثلا من از سالها قبل به خیلی ها میگفتم من مهاجرت میکنم به خارج از ایران و احتمال زیاد هم خداوند هدایتم کنه که همسرم خارجی بشه و …..اما توسط دوستان ،خانواده،اقوام،رسانه ها و بخصوص دوستان هر زمان در بین مون حرف از خارجی ها و آمریکا میشد میگفتن مردم اونجا دختر ها پسرها خیلی ارتباط های نامناسب و فاسد دارن و بی رحم هستند آدم میکشند و…..
اما من همچنان با وجود یه عالمه باورهای نامناسب اما بازم این شور و شوق خواسته اجازه نمیداد من از درخواست کردنم از خداوند دست بکشم و بیخیال بشم و وقتی سفر به دور آمریکا شروع شد اون همه تفاوت و خونگرمی مردم آمریکا و بزرگ اندیشی رو ازشون دیدم و یه عالمه نقض دیدگاهها و باورهای اکثریت مردم ایران که درموردشون هست رو دیدم گفتم خدایا ممنونتم که اینقدر پاسخگو هستی و داری حقیقت هایی رو که من دوست دارم رو بهم نشون میدی نه حرف ها و باورهای نامناسب اکثریت مردم رو بپذیرم و باور کنم
مثلا من زیاد این صحبتهارو شنیدم که میگفتن اگه مسلمان نباشی،حجاب نداشته باشی، نماز نخوانی و….قطعا جات توی جهنمه اما من با اینکه اون موقع ها اصلا هیچکدوم از این آگاهی ها و این اطلاعات رو نداشتم میگفتم اونا که در اون کشور به دنیا اومدن و از این ویژگی هایی که ما داریم اصلا خبر ندارن مگه همچین چیزی میشه و این اصلا با منطق ذهن جور در نمیاد و انگار قلبم داشت همیشه یه ندایی بهم میداد که چرا من باید حرفهای محدود کننده و مخرب این نوع افراد رو گوش کنم و بپذیرم بلکه فقط از خداوند بخواهم تا راهی رو بهم نشون بده که درست باشه نه اینکه هر چی این افراد مذهبی میگن منم بگم پس درسته ،،
البته اینایی که میگم اونقدر واضح نبود برا خودم اما یه جورایی قلبم بدنبال این آگاهی ها بگو این اطلاعات بود که شکر خدا با شروع شدن سفر به دور آمریکا چقدر دیدگاهم تغییر کرد و چقدر عاشق مردم آمریکا
مناطق مختلف تمام ایالت های متنوع و زیبا
و باورهای بسیار روشن فکریشون شدم و واقعا از برخورد و ارتباط برقرار کردن مردم آمریکا در سفر به دور آمریکا خیلی دیدگاهم درموردشون تغییر کرد
و در زندگی در بهشت هم ازاینکه
در آمریکا بنیان خانواده و اتفاقا چقدر اکثرا فرزندهای زیادی هم دارن خیلی دیدگاهم تغییر کرد مانند زمانی که خانواده هایی مثل آقای ریک با همسرش که نظامی بود و همراه با فرزندانش
یا اون خانواده که اسم خانمش هپ بود چهارتا پسر داشت چقدر اینا آروم آروم ذهن منو تغییر داد به سمت زیبایی ها که آقا تا الان اون همه چرندیاتی که از قبل کرده بودن توی مغزم دروغ بوده
و حرف من میدونید چیه دوستان من خیلی اوقات به افرادی که باهام در ارتباطن میگم مثلا در مورد آمریکا یا اسرائیل داره نشون میده که اتفاقات نامناسب و ناجالب رخ میده اخبار ایران داره راست میگه اما ممکنه اتفاقات و آدم های اون کشور 5درصدشون نامناسب باشن و 95درصدشون بسیار عالی باشن اما اخبار و سیاست ایران چونکه میخواد آمریکا رو بد جلوه ه بده میاد همیشه فقط همون 5درصد رو نشون میده و چه کسایی هم اینارو باور میکنند افرادی که ذهن های بسته دارن
افرادی که یکسره اخبار و تلویزیون رو دنبال میکنند
افراد فقیر ذهن
افراد متعصب
افراد بدبخت
افراد علاف
اما کسی که هدفمند باشه که اصلا نه تلویزیونی رو دنبال میکنه نه وقت داره برا اینکارها
و خودش هم میگرده هم با اصلاح کردن باورهاش باعث میشه خداوند هدایتش کنه بسمت زیبایی ها و آدمهای بسیار خوب
خب این الگوهای ذهنی ای که ما داریم مثلا در مورد زیبایی های آمریکا چقدر ما میتونیم از همین الگوی ذهنی در تمام مراحل زندگی در هر زمینه ای استفاده کنیم که اگه میخواهیم با کسی کاری انجام بدیم یا یه وسیله خرید کنیم
یا وارد یه ایده و یه عرصه جدید بشیم بلکه اول پیش فرض ذهنمون رو درمورد اون هدف مورد نظر بسازیم بعد واردش بشیم چونکه اگه با پیش فرض ها و پیش داوری های نامناسب وارد اون هدف مورد نظر بشیم باعث میشه همون نامناسب ها رو هم جذب کنیم،،
و برامون ثابت بشه ،،
مثلا خود من همین امروز داشتم با خودم فکر میکردم میگفتم خدایا شکرت منو هدایت کردی به این مسیر که چقدر پیش فرض هام خوب شده در مورد آمریکا ولی اگر میخواستم این پیش فرض هارو از جایی تهیه کنم امکان نداشت اینچنین خوب و واضح بهم بگن و توضیح بدن چونکه دیدم که میگم یه عالمه وکیل ها و افرادی که در مهاجرت کردن بیزینس دارن و حتی یه عالمه آدم های مختلف و هنرمندانی رو قبلا دیدم که میگفتن نه بابا آمریکا فلانه کشورهای خارجی فلانن یا کسایی که برا گردش رفته اند با یه عالمه باورهای محدود و درب و داغون شون میگفتن و همین الان میگن که نه هیچ کجا ایران نمیشه اونجا اصلا خیلی سخته مردم بی صفت و سردی داره و اکثرا هم بی عاطفه و یه عالمه از این باورهای منفی که به بقیه هم منتقل میکنن
اما حقیقت چونکه جنسش از خداست همیشه راهشو پیدا میکنه مانند این مسیری که الان واردش هستم چونکه من از یه روزی آماده دریافت چنین فضایی شدم هدایت شدم به اینجا و شکر خدا با یه عالمه نگرش مثبت و پیش فرض های بسیار عالی ای که از اینجا دریافت کردم میتونم در زمان مهاجرت پا بذارم بسمت آمریکا
ممنون این خدا هستم که حتی عکسهای هدف منو در دریمبورد خونه ام رو تغییر داد چونکه تا قبل از شروع سفر به دور آمریکا و
زندگی دربهشت من عکس کشور مورد علاقه ام رو از برج ایفل فرانسه رو زده بودم
اما از اون مرحله به بعد گفتم و همیشه دارم میگم فقط آمریکا واقعا از هر جنبه و هر لحاظ که بگم آمریکا بسیار تحسین برانگیزه،،
استاد وقتی گفتی دارم یه کتاب در مورد پیش فرض های ذهنی چاپ میکنم این پیام بسیار امیدوارکننده و انگیزه بخش به من چی گفت؟
«از اونجایی که خود من یه کتاب چاپ کردم که یه هفته دیگه میرسه دستم و تا قبلش فکر میکردم چقدر کار بزرگ و دور از دسترسه این کار اما بعد از مدتی کار کردن و ادامه دادن دیدم وقتی خداوند رو باور کنی و حرکت کنی و عمل کنی این هدفت که اولش اینقدر بزرگ و رویایی ست برات نتنها رقم میخوره
بلکه بعداز مدتی میشه یکی کوچکترین دستاوردهای تو و اینقدر موفقیت ثروت وارد زندگیت میشه که یه روز به خودت نگاه میکنی و میگی خدای من این موفقیت بظاهر کوچک من یه روز یکی از بزرگترین اهداف من بود»
و من با شنیدن این حرف استاد که داره کتابی چاپ میکنه در زمینه پیش فرض های ذهنی گفتم رقم خوردن این موفقیت یکی از کوچکترین دستاوردهای استاده چونکه اینقدر موفقیت و ثروت بدست آورده که واقعا این کار الان یکی از بدیهی ترین و طبیعی ترین کارهاست براش،،
پس هر خواسته ای شدنیه،ممکنه،اونقدر دور از دسترس نیست،،
پس منم میتونم هر هدف هر خواسته ای رو داشته باشم کافیه فقط بسمتش حرکت کنم و آنچه که بهم گفته میشه عمل کنم و این باور و ایمان رو داشته باشم که به هر هدف بظاهر بزرگ و غیرممکن ایمان داشته باشم که میتونم برسم بلکه فقط باید تکاملم طی بشه،،
پس رسیدن و مهاجرت کردن و زندگی کردن در آمریکا هم شدنیه چونکه قانونش همینه همونطور که با تغییر من خداوند تونست منو هدایت کنه به تغییرات ذهنیم برا هدایت شدن به آمریکا
هدایت شدنم برا چاپ کردن کتاب مورد علاقه ام
برا انجام دادن رشته مورد علاقه ام
و……..
پس مانند رقم خوردن اون اهداف و خواسته هام بقیه خواسته هامم رقم میخوره
خب بازم بگم از پیش فرض های اشتباه در مورد کشورهای مختلف مثلا هممون دیدیم که در خانواده،
دوستان
مردم و…..میگن همه مثل هم نمیشن و همه جا آدم خوب و بد هست
از یه طرف دیگه میگن فلان کشور آدمهای خوبی هستن
فلان کشور بد هستن
فلان شهر بیرحم هستن
فلان شهر دلرحم هستن
قوم و خویش اگر گوشت همدیگه رو بخورن استخوان های همدگه رو دور نمیندازن
از یه طرف میگن غریبه ها بهترن چونکه سر از کار آدم درنمیارن و فضولی نمیکنن
از یه طرف میگن اگه خواستی پیشرفت کنی باید بری یه شهر یا یه کشور دیگه
از یه طرف میگن میگن هیچ کجا شهر خودت نمیشه و و و و و و
اما هیچوقت نمیاند ریشه ای فکرکنند و دیدگاههاشون رو بگن اکثرا سطحی و بدون فکر و تجربه های بسیار کوچک و ظاهری رو میگن،،
اما من بسیار تا بسیار خداوند رو سپاسگذارم که تنها به خودش پناه آوردم که باعث هدایت شدنم شد به چنین مسیر بسیار زیبا و شگفت انگیزی
واقعا از استاد عزیز و مریم شایسته عزیز و دوستان عزیزم نهایت تشکر رو میکنم چونکه واقعا مسیری زیباتر و شگفت انگیزتر از اینجا ندیدم و ممنونم از شما استاد که یه روز که این هدایت الهی رو قبول کردی و وارد مسیر ساخت سفر به دور آمریکا و سریال زندگی در بهشت شدی که باعث بشه هم خودت لذت ببری و زیبا زندگی کنی هم ما زیباتر زندگی کنیم و به اهداف و خواسته هامون برسیم و اجازه ندیم هرکسی هر حرف مفتی در مورد این کشور یا چیزهای دیگه ای زد قبول کنیم و باور کنیم که دارن درست میگن
چقدر این دوتا سریال باعث شد خود من جستجو گر تر بشم و ذهنم باز تر بشه و دیدگاهم نتنها فقط به آمریکا بهتر و زیباتر بشه بلکه این الگوی ذهنی در وجود من ساخته بشه که هر چیزی رو اگه با پیش داوری های زیبا و پیش فرض های مناسب برم بسمتش قطعا با قسمت های زیباش هم برخورد خواهم کرد،
و من نباید این پیش فرض ذهنی رو فقط در مورد آمریکا بکار ببرم بلکه باید در هر کاری از زندگیم به کار ببرم
مثلا وقتی در سفر به دور آمریکا میدیدم چقدر موزه های مختلف از آثارهای زیبا و مختلف ایران دیدن میکنند و احترام میذارن چقدر نگرشم تغییر کرد پس اون حرفهای مفت چیه که خیلی توی ایران میگن که خارجی ها و آمریکایی ها همیشه سعی دارن که آثارهای تاریخی و باستان ایران رو بدزدن و ببرند که بزنند به نام کشور خودشون بزنند،،
اما ما داریم نقض این حرفهای مفت رو در این مسیر مشاهده و دریافت میکنیم،،
مثلا وقتی تو سفر به دور آمریکا دیدم پرچم ایران رو توی آمریکا زدن بالای بوم اون موزه و چقدر هم براش ارزش قائل هستن
و نظر من اینه که ما همچنین نباید اخبار آمریکا رو هم دنبال کنیم چونکه اونا هم مانند اخبار ایران حرفهای نامناسب رو به مردم منتقل میکنند،،
اصلا من در این سریال ها کاملا دیدگاهم در مورد دین،خدا،مردم،بنیان خانواده همه چی تغییر کرد
امیدوارم همیشه ساختار ذهنی و شکل ذهنی مون رو طبق دلخواهمون بسازیم و همیشه بسمت زیبایی ها و پیشرفت ها و در صلح بیشتر بودن بسازیم،،
دنبال جمله ای میگشتم تا کامنتم را شروع کنم که این جمله به زبانم امد:
((انسانها چیزهایی را میبینند که میخواهند ،ببینند.))
باورها بدون در نظر گرفتن مثبت یا منفی بودن،فیلترهایی برای ورودی های ما ایجاد میکنند.فیلتر برای زبان،گوش،چشم،گوارش،….و حتی تخیلات ما.
پس ما چیزهایی می گوئیم،می شنویم،می بینیم،می خوریم،…که باورهای ما اجازه بدهند..یکی از ایاتی که در قران به این موضوع اشاره داره،ایه ۷سوره بقره هست،که خداوند اشاره میکنه که ما بر قلب ها و گوش ها و چشم های کافران مهر گذاشتیم و انها نه…….
داستان من با سریال سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت سه مرحله داشت.من باورهای خیلی داغونی نسبت امریکا نداشتم و همیشه دید مثبتی به جامعه امریکا داشتم و دوست داشتم زندگی در این کشور و کشورهای اروپایی را تجربه کنم.البته دید منفی هم به صورت موضعی داشتم.
وقتی با استاد عزیز اشنا شدم و شروع کردم فایل های رایگان سایت را ببینم،کم کم متوجه شدم کیهان طبق قوانین پابرجا جلو میره و بعد از اون فهمیدم(( باور ))چی هست.
فهمیدم که همه چیز زندگی من را باورهای من جلو میبره.بیشتر جلو رفتم با هدایت الله دو تا از محصولات شما که با درک اونموقع من نزدیکتر بود را تهیه کردم و هر روز موارد جدیدتری برام اشکار شد،تا رسیدم به موارد بسیار بنیادین در ذهن و اندیشه ام!!!
در همین روزها بود که برنامه سفر به دور امریکا روی سایت اومد و من شدم مشتری پر و پا قرص اون.هر روز فایلها را میدیدم،مناظر و اتفاقات برام لذتبخش بود.اما مقطعی و گذرا.
تاثیرشون همون دقایقی بود که تماشا میکردم.اما هر روز که میگذشت احساس بهتری داشتم و تمرین خوبی برام شده بود تا به نکات مثبت اطرافم دقت کنم.گفتگوهای منفی ذهنم را با طرفندهای مختلف تغییر بدم.
مثلا شعرها و ترانه هایی که اکثرا غمگین و ناامید کننده بودند و هر روز تکرار میکردم را با تغییر چندتا از کلمه هاشون تبدیل به یک شعر مثبت با همون اهنگ میکردم و …..
وقتی خداوند هدایتم کرد و وارد دوره دوازده قدم شدم مرحله دوم برام شروع شد.این اتفاق وقتی افتاد که بالاخره تصمیم گرفتم باورهای بنیادین را کنار بذارم و تمام پیش فرض های ذهنی را دور بریزم.قدم به قدم با استاد پیش رفتم(البته وقفه هم زیاد داشتم) و سفر به دور امریکا برام شده بود یه کلاس عملی تا عملا اموزش های استاد را ببینم و بهتر درک کنم.در این مرحله دیدن زیبایی های امریکا و اتفاقات زیبای سفر به دور امریکا من را شگفت زده می کرد و تا ساعت ها این حس خوب در من جاری بود.
در اخرین قسمت های سفر به دور امریکا یه تغییر بزرگ در خودم متوجه شدم.
منبع موثق برای ایجاد باور ها در قلب و ذهن من تغییر کرده،رسانه ها و اشخاص قبل به سختی میتونستند چیزی را به من تحمیل کنند،چون اولا ورودی ام را از اونها بسیار کم کردم دومم همه چیز را با قانون هایی که از استاد یاد گرفتم می سنجیدم.
فیلترهای من تغییر کردند.
سریال زندگی در بهشت مرحله سوم تغییرات ذهنی من را شروع کرد.جایی متوجه این شدم که با اینکه شکرگزار نعمت ها و زیبایی ها بودم ولی شگفت زده نمی شدم و فهمیدم روند عادی زندگی همراه با ارامش و فراوانی هست و بیشتر از محدودیت های زندگی خودم شگفت زده میشدم.
چون قبلا در مهندسی معکوس چندتا محصول امریکایی حضور داشتم،طراحی های اونها من را متعجب میکرد.همه چیز بر پایه ی اسانی طراحی شده بود.من از این اسانی لذت میبردم ولی بعضی همکاران مسخره میکردن و تعریفشون این بود که هرچه پیچیده تر باشد،خلاقانه تر هست.
استاد جان عزیز بزرگترین درس زندگی ام که سر هیچ کلاس درس و هیج مکتبی بهم بدرستی گفته نشده بود را در این دو محصول شما پیدا کردم و اون چیزی نبود جز معنی و مفهوم درست ((تقوی)) که حدود ۲۳۷ بار هم در قران تکرار شده.
ارزو و خواسته من ادامه دادن این راه با جدیت بیشتر و قلبی ارامتر هست تا نتایج بزرگتر وارد زندگی ام شود.
سپاس فراوان به خاطر تمام آگاهی هایی که در اختیار ما می گذارین. گوش دادن به آموزه های شما کار هر روزه ماست و اگه روزی امکان شنیدن آموزه ها رو نداشته باشیم واقعا حس دلتنگی عجیبی به سراغمون میاد.
من و همسرم هر روز موقع رفتن سر کار همزمان با استارت زدن ماشین، فایلهای محصولاتی را که خریداری کردهایم از جمله عزت نفس و روانشناسی ثروت یک رو گوش میدیم و بعد روز کاری مان را آغاز میکنیم . سرکار هم کتابهای استاد را که شامل کتابهای مجموعه رویاهایی که رویا نیستند و چگونه فکر خدارا بخوانیم روی دسکتاپ سیستممون باز داریم و قبل از شروع کار و گاهی هم مدت ۵ الی ۱۰ دقیقه که زمان استراحت داشته باشیم این فایل ها را می خونیم.
بازهم برای همه الطافتون سپاسگزارم که باعث تغییرات شگرفی در زندگی ما شدید .
در مورد مسابقه خواستیم بگیم که نظر ما با دیدن سریالهای سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت به کل در مورد امریکا و ایالت های مختلف تغییر کرد. البته مثل استاد که توی فایل هم گفتن دیدگاه ما هم نسبت به آمریکا خیلی داغون نبود. ولی ورودی های نامناسبی از گذشته در مورد آمریکا به ذهنمون وارد شده بودند . پدرم یه دوستی داره که همسرش امریکایی هستش. از کوچیکی برای من سوال بوده که همسر امریکایی دوست پدرم عنوان کرده بود که از سن هفت سالگی بچه ها مون را به ایران ببریم برای اینکه اینجا اخلاق بچه ها خراب میشه و ما نمیتونیم اونطور که باید بچه ها را تربیت کنیم . به علاوه همیشه از این موضوع صحبت می کرد که درآمریکا از این مناسبتها مثل دورهمی و تولد گرفتن خیلی وجود نداره و واقعا دلتون واسه این مناسبتها و دورهمی ها لک می زنه.
این سوال همیشه در ذهنم بود که آمریکا وضعیت مناسبی برای بنیان خانواده و تربیت فرزندان ندارد اما با دیدن سریال زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا خیلی از اون سوالاتی که تو ذهن ما در گذشته به صورت مبهم وجود داشت، پاسخ داده شد. ما تمام قسمت های این دو سریال را با دقت و گاهاً دو یا سه بار دیدیم برنامه مون به این شکل هستش که بعدازظهرها به محض رسیدن به خونه برای استراحت عصر، سریال سفر به دورآمریکا و الان هم زندگی در بهشت رو دنبال می کنیم . واقعا بهمون انرژی میده و باعث شده با اون کشور، فرهنگ و نحوه زندگیشون آشنا بشیم . طوری که آمدن به آمریکا دیگه حالا واسمون دور از ذهن نیست که باز هم جای سپاسگزاری از شما استاد عزیز و خانم شایسته دوست داشتنی رو داره.
به طور مثال چیزهایی که ما در مورد طبیعت امریکا فکر میکردیم و در واقع پیش فرض های ذهنی ما بود، مثل این که طبیعت خشک و بی آب و علف و پر از کاکتوس های عظیم و جثه و بزرگ داره که همیشه تو ذهنمون می گفتیم که هیچ جایی مثل شمال ما نمیشه! در مورد خیلی از ایالتهاشنیده بودیم که که اینقدر شلوغ هست و انقدر آلودگی هوا هست و آسمون خراش ها، آدمهایی که دور از هر گونه احساس از صبح تا شب فقط کار میکنند تا بتوانند گذران زندگی کنند.آدمهای زحمتکشی که شنیده بودیم که اکثرا خونه ندارند. کارتون خواب ها تو گوشه و کنار شهر فراوان هستند. در مورد بچه های مدرسه شنیده بودیم که توی مدارس بچهها از همان سنین کودکی با تنظیم خانواده، نحوه بارداری آشنا میشوند و چیز مهمی که بهشون یاد داده میشه، نه جنبه ی خوب، بلکه فقط آشنایی با رابطه برقرار کردن با جنس مخالف هستش ( صحبت های همسر دوست بابام بی تاثیر نبود.)
در مورد تحصیل افرادی هستند به شدت تنبل و هیچگونه علاقهای به درس و مطالعه و آموزش ندارند. حتی شنیده بودیم که کار یدی رو به کار علمی ترجیح می دهند. در موردغذا شنیده بودیم که فقط و فقط فست فود استفاده میکنند و کسی از آنها وقتش رو صرف تهیه غذا نمی کنه. در مورد ورزش هایی مثل فوتبال آمریکایی شنیده بودیم آدمهای خیلی خشن، بیشتر کشتی کج جلوی ذهنم اومد، که آنها فقط به طریق غیر جوانمردانه فقط سعی در پیروزی در رقابت ها دارند. در موردتشکیل خانواده شنیده بودیم که هیچ علاقهای به تشکیل خانواده ندارند و چه برسه به فرزندآوری و پذیرش مسئولیت آنها. دختران در سنین دبیرستان به صورت نامشروع باردار می شوند و بچه ای رو به دنیا میارن ناخواسته که سعی در از بین بردن اش دارند یا اینکه به سختی زندگی می کنند تا بتونند برای همسری که معتاد هستش یا کسی که حاضر به پذیرش فرزند نیست و آنها را بعد از بدنیا آمدن فرزند رها کرده،یه لقمه نان برای گذران زندگی خود و فرزندشون تهیه کنند. در مورد حجاب، اینکه حجاب بدنی ندارند و اصلا براشون اهمیت نداره که تمام بدن شون رو به معرض دید بقیه بگذراند .
در مورد امنیت اجتماعی امکان عبور و مرور در شب وجود نداره و در بعضی محله ها بیرون رفتن و حتی یه خرید ساده برابر با از دست دادن جونت یا از دست دادن مال و اموالت هستش.
در مورد کارگران آدمها تا موقع مرگشون برای پیدا کردن یک لقمه نون و زنده موندن کار و تلاش می کنند و مجبور به پرداخت مالیات های بسیار زیاد و گزاف هستند. در امریکا هیچ کس مالک خونه نیست چون ملک داشتن یه خونه برابر است با پرداخت مالیات خیلی بالا که هیچ کس از عهدهاش بر نمیاد. در مورد خرید میوه در امریکا فقط به صورت قاچ قاچ میشه میوه خرید یا به صورت دونه ای و میوهها به صورت قاچ شده به فروش میرسند .
گوشت مورد استفاده فقط گوشت خوک است. همه افراد ما دائمالخمر هستند و باید شرابخواری کنند. سیگار جزو لاینفک تمام آدم ها هست و کک و ماری جوانا باید توسط همه آدما خصوصاً جوان ها استفاده بشه و دهها مورد دیگه.
دلیل این پیش فرض ها وقضاوت های ذهنی ورودی هایی بود که از دوستان خانوادگی، رسانه ها،اخبار، سریالهای تلویزیونی و برنامه های مخالف مهاجرت که در کودکی ما پخش می شد، دریافت کرده بودیم.
با دیدن سریال های سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت دید ما نسبت به آمریکا واقعا تغییر کرد.
با سفر به دور آمریکا ما به دیدن طبیعت بی نظیر و منحصربه فرد آمریکا دعوت شدیم . با دیدن آبشار نیاگارا قشنگ ترین زیبائیهای دنیا رو دیدیم. طوری که دیدن این آبشار از نزدیک یکی از قوی ترین خواسته ها مون شد. با دیدن استیت پارک ها فهمیدیم چقدر دعوت مردم به طبیعت گردی برای این کشور اهمیت دارد و چه امکاناتی در این استیت پارک ها برای طبیعت گردها مهیا است. با دیدن آدمهایی که در این سفرها شما با هاشون برخورد کردین فهمیدیم که مردم آمریکا در هر سن و سال و هر میزان درآمد به طبیعت گردی اهمیت می دهند و لذت می برند، بدون اینکه به فکر قضاوت های دیگران باشند . دنیایی متفاوت که با کوچکترین چیزها شاد می شوند و شادی شان را مخفی نمی کنند و ترس از ابراز ندارند.
در معب یوتا یکی از بهترین صحنه های کویر با آرک های زیبا رو دیدیم که خانواده ها با وجود بچه های خیلی کوچک از لذت دیدن این منظر خودشون رو محروم نکرده بودندو داشتن نوزاد و بچه کوچک محدودیتی برای اهداف و خواسته هاشون ایجاد نمی کنه. از این فضا برای موتورسواری به بهترین نحو استفاده کرده بودند. در این سفر خانواده های زیادی خوشحال وشاد با کلی بچه می دیدیم که با وجود جاهایی که بودند مثل کنار ساحل و پارک ها که بهمون یادآوری می کرد که فرزند آوری براشون خیلی مهمه و بچه هیچ محدودیتی براشون ایجاد نمی کنه. خانواده ای که آمدند پارادیس و مهمان شما بودند . که جیکاپ یکی از بچه هاشون بود نشون داد که هر کدوم از بچه ها از کودکی به دنبال هدف و علائق خودشون هستند و پدر و مادر با وجود اینکه هر دو شاغل بودند برای بچه ها و علاقشون اهمیت قائل بودند و تربیت بچه ها هم در طی چند روز کاملا ما رو متحیر کرد.
در مورد غذا همه نوع غذایی بسته به سلیقه و علائق شما وجود داشت و اجباری به نوشیدن الکل وجود نداشت. در مورد ثروت فهمیدیم این کشور مملو از ثروت هست. قایق های تفریحی، ماشین های بسیار زیبا و خانه هایی که انگار کارتونی هستند و با نظم و معماری خارغ العاده ای که دارند ما رو جذب خودشون کردند. در مورد اون نمایشگاه اسلحه خیلی برامون جالب بود که با وجود آزادی خرید اسلحه این سطح از امنیت در این کشور وجود داره . وقتی خانم شایسته چند روز رو در پارادایس به تنهایی موندند ضمن تحسین ایشون به غلبه بر ترس و اینکه یکی از پاشنه های آشیل شون رو ازبین بردند که برامون بسیار الهام بخش بود به امنیت بالای اونجا هم می بردیم. وقتی تمام دیوارهای چوبی رو با پنجره های شیشه ای جایگزین کردین ، تفاوت امنیت آنجا در قیاس با کشورمون ما رو به فکر فرو برد. در مورد آدمها و همسایه هایی که بمحض ورود همسایه های جدید به محلشون انقدر با آغوش باز به دیدنتن میامدند و بهتون خوش آمد می گفتند. موقع طوفان و زمانیکه شما مسافرت بودین دائما از طریق اون آیفون خونه که به موبایلتون وصل بود جویای شما و احوالتون بودند . پیامک هایی که از شرکتها و بانک میامد که پشتیبانی همه ساعته در شبانه روز در صورت مواجهه با مشکل ناشی از طوفان دارین واقعا ما رو متعجب کرد . اون آقای مبل و تخت فروش که به طوفان زده ها اجازه داده بود که از تختهای نو مغازه اش برای استراحت استفاده کنند و صحبتهای دخترش واقعا یه حس جدید از انساندوستی رو تو وجودمون بیدار کرد.
وجود جو ها و لری ها واسمون خیلی قشنگ بود . اینکه پلیس آمریکا انقدر نقش حمایتی داره و با وجود چند بار مشاهده آتش در پارادایس برای کمک با آغوش باز، نه به قصد دعوا، به شما مراجعه کردند . وقتی سوخت جت اسکی تمام شد با چه احساس مسئولیتی برای کمک به سمت شما امدند. وقتی خانم شایسته نزدیک یه فروشگاه تو ماشین مشغول کارکردن روی سایت بودند و این موضوع مدت زیادی طول کشید افسر پلیس برای اینکه نکنه مشکلی براشون پیش آمده باشه به سراغشون آمدند. استاد اینا همه انقلابی در دید ما در مورد این کشور و انسانهای خارق العاده اش ایجاد کرد . حس احترام بین مردم، آنجا که گفتین اینجا مردم معمولا در را برای هم باز نگه میدارند خیلی متعجبمون کرد. آنها مسلمون نیستند اما هرچی هستند واقعا انسانیت در رفتار افرادی که شما باهاشون برخورد کردین موج می زد . شما به ایالتهای مختلفی رفتین و با اقشار مختلفی از مردم هم برخورد کردین.
در مورد فوتبال آمریکایی فهمیدیم که ورزش ها خشونت بار نیستند و چقدر باعث رشد و پیشرفت و ایجاد لحظات شاد و مفرح برای طرفدارانشون میشن.حس الهام گرفتن از اسطوره هایی مثلا تام بریدی که بسیار تاثیر گذار هستند و الگوهایی برای تمام مردم کشورشون هستند را فراموش نمی کنیم.
سلام به استاد عزیز و دوست داشتنی
سپاسگذارم بابت تمام این فایل های بی نظیر
هم سفر به دور آمریکا و هم زندگی در بهشت
و یه تشکر ویژه از خانم شایسته خوش قلب بابت تمام تلاش هاشون برا ضبط این لحظات ناب
این مسابقه یه حسن خوبی که برام داشت این بود که برگشتم به قبل و به یاد آوردم که چه ذهنیت بدی نسبت به نه تنها آمریکا بلکه تمام انسان های خارج از ایران داشتم
باورم نمیشه که این سریال ها اینچنین روی باورهام تاثیرگذار بوده باشه
من بدلیل شرایط شغلی پدرم که یک نظامی شاغل در سپاه بود خیلی خیلی باورهای نامناسب نسبت به کشور آمریکا و مردمانش داشتم
بیشتر این باورها بدلیل این بود که پدرم خیلی خیلی خبر گوش میکرد و روزنامه هایی هم که میخوند از روزنامه هایی بود که سپاه ازش حمایت میکرد
یا تو جمع بسیجی ها مسجدمون که جمع می شدیم تنها دشمن ما آمریکا بود
و یا اینکه تو هیئت که میرفتم یکی از اون باورهای مخرب درباره جوامع غربی مخصوصا آمریکا ، نبود کانون گرم خونواده بود . همیشه این مطلب بهمون گفته میشد که ما ایرانی ها آدم های غیرتی هستیم و به خونوادمون اهمیت میدیم و تو اون کشورها فقط خیانت هست و اکثر فرزندان از روابط نامشروع بدنیا میان چون از بس مال حرام خوردن
اصلا تو این کشورها فرزندان پدر و مادرشون رو نمیشناسن و ما باید بابت این کانون گرم خانواده و حلال زاده بودنمون شاکر خداوند باشیم
یا دیدن فیلم هایی ساخته شده از جنگ تحمیلی یا حمله ی ناموفق صحرای طبس
من یکی از اون کسایی بودم که تو صف اول تمام تظاهرات ۲۲بهمن یا تظاهرات ضد آمریکایی حضور داشتم
دیدن خبرهای ضد و نقیض از آمریکا ، از کشتن دسته جمعی تو مدارس آمریکا توسط افراد مسلح تا نژادپرستی پلیس آمریکا نسبت به افراد سیاه پوست ، یا آزادی مشروبات الکلی تو آمریکا و از همه مهم تر کشوری که عامل اصلی تمام بدبختی های کشور ما هستش
از تحریم های ناجوانمردانه تا دشنمی های علنی نسبت به مردم ایران
همه ی اینارو جمع میکردم سر اون آتیش زدن پرچم آمریکا و اسراییل خالی میکردم😂😂😂
آره یکی دیگه از باور های ضد امریکاییم هم بابت حمایت آمریکا از اسراییل بود
مخصوصا زمان هایی که نزدیک به روز قدس بود
همیشه این صحنه تو ذهنم ماندگار بود که تلویزیون دست دادن رییس جمهورهای آمریکا و اسراییل رو نشون میداد و بلافاصله گریه یه دختر بچه فلسطینی رو نمایش میداد
یا ترانه های ضد آمریکایی که از تلویزیون پخش می شد
یا صحنه انهدام هواپیمای مسافرتی توسط ناو جنگی آمریکا
و
…
همه ی اینها که باورهای نامناسبی نسبت به این کشور برام ایجاد کرده بود
همونطور که گفتم باورهای نامناسب نسبت به تمام کشورهای دیگه
یه حس نفرت بابت اینکه تمام ملت ها وایستاده اند تا ملت مارو زمین بزنن
فراموش نمیکنم تا مدت ها چشم دیدن عرب ها مخصوصا عربسنانی هارو نداشتم
خلاصه همه بد بودن ما خوب🙄🙄
تا اینکه با استاد عباس منش و آموزهاش آشنا شدم
کم کم با فایل های ریگان ذهنیتم نسبت به بیرون از ایران داشت تغییر میکرد
مخصوصا اون فایلی که با رییس بانکی که اسراییلی بود ، گوش کردم
واقعا جا خوردم😶😶
استاد باور نمیکنی یه جاهایی شمارو هم دست نشانده آمریکایی ها میدونستم که شاید میخوای با نشون دادن یه سری راحتی در زندگیت ذهن مارو نسبت به آمریکا عوض کنی(استاد جان بابت این افکار ببخش منو🙏🙏🙏)
ولی خوب حرف های استاد از نظر ذهنی مخالفت می شد ولی از درون قبولش داشتم
کم کم دیدم نسبت به آدم های دیگر عوض شد
اولش از این عرب های دوست داشتنی شروع شد
دیگه فوتبال تیم های ایرانی و عربی رو که میدیدم خبری از اون تنفر نبود
دیگه داشتم یه حس دوست داشتن هم درونم بوجود میومد
تا اینکه سریال سفر به دور آمریکا شروع شد
البته هنوز اون مقاومت های ذهنی برام وجود داشت
هر چند تو فایل های رایگان قبل از سریال سفر به دور آمریکا هم یه چیزهایی از کشور و مردم آمریکا دیدم
ولی سریال سفر به دور آمریکا ناخودآگاه دست گذاشت روی باورهای نامناسبم
با شروع سفر کم کم ، ذره ذره داشت باورهام عوض میشد
با استاد سوار اتوبوس شدیم و سفر شروع شد
با دیدن تصاویر از جاده ها میگفتم “خدای من این کشور چقدر سر سبزه”
وقتی استاد وارد یه استید پارک میشد و اتوبوسش رو پارک میکرد میدیدم تمام آدم های دوراطرافش با خانوادشون هستن همشون شاد و خندون در کنار هم
مگه نگفته بودن آمریکا کانون خانواده وجود نداره😳😳😳
چرا استتد جنگل میره پارک میره وریا میره هرجا میره اینا همشون با خونوادشون هستن
خونواده هایی که مختص به سن خاصی نیستن
چقدر برام جالب بود میدیدم که پیرزن و پیرمرد شاد و خندان کنار هم داشتن لذت میبردن
یا چرا دست کسی تفنگ نیست
مگه آمریکا بزرگترین فروشنده اسلحه در دنیا نیست و مگه حمل اسلحه تو این کشور آزاد نبست؟؟؟
یا چرا اصلا کسی کاری به کار کدیگران نداره؟؟؟
استاد شاید باورت نشه برخی مواقع با دیدن این همه شادی و خنده و تفریح تو ذهنم میگفتم مگه میشه آدم همیشه شاد باشه یا اینهمه برنامه های مهیج و شاد داشته باشن
چرا خبری از اون پلیس های نژادپرست نیست
استاد یکی از این تعجب هام این بود چرا تو جاده هاش پلیس راهنمایی رانتدگی با دوربین حضور نداره😂😂😂
چرا اصلا پلیس نیست اونجا؟؟؟
و یا برخورد فوق العاده پرسنل فروشگاه ها و مراکز خرید و رستوران ها
خیلی فرق میکرد با اون صحنه های فیلم های کابوی که اگه وارد یه کافی شاپ می شدی باید آخرش با یه دوئل دو نفره با اسلحه بیای بیرون😂😂
و یا این سرسبزی و طبیعت بکر این کشور
من تا جایی که یادمه آمریکا منطقه سرسبزش فقط جنگل های آمازون بود که اونم هنوز نتونستن کاملا کشف اش کنن و مابقیش صحرا و برهوته
ولی ما هرچی تو این سریال دیدیم سرسبزی بود
استاد باورت نمیشه چندین بار اون قسمت آبشار نیاگارارو دیدم
چقدر لذت بخش بود
چقدر فراوانی داشت
غیر قابل باور بود برام این حجم از فراوانی و نعمت
و یا اون جانورانی که تو این پارک ها بودن
اون قسمتی که کلی آهو بهمون نشون دادین
آهوهایی که آزادانه داشتن تو اون پارک ها زندگی میکردن
چه درختهای زیبایی
چه فضاهای پاک و تمیزی
چه جاده های هموار و صافی
چقدر خط کشی هاشون پر رنگ و زیباست
چقدر خوب رانندگی میکنن با آرامش
چه غداهای خوشمزه ای که تو رستوران هاش سرو میشد
چقدر فرق میکرد با باورهام که فکر میکردم خارج از ایران نمیتونم هیچ غذایی بخورم چون همشون عجق وجقه
ولی انصافا غذاهایی هم زیبا و هم اشتهاآوری بودن(البته نباید از غذاهای خوشمزه مریم خانم گذشت عاشق اون غذاهایی بودم که با زرورق میپیچوندن و میذاشتن تو آتیش ، خیلی باحال بود)
خلاصه اینکه هرچی از مدت مسافرتمون میگذشت رابطمون با مردم و کشور آمریکا بهتر میشد و میتونستم خودم رو تو جمع این مردم تصور کنم
یکی دیگه از باورهایی نامناسبی که داشتم در مورد زبان بود
ولی دیدم که هرجا استاد کلمه ای رو نمیتونستن بهشون بفهمونن خودش کمک میکردن تا حرف استاد رو درک کنن
و یا اون قسمت که استاد بهمراه پسرشون با یه خونواده کلی گفتن و خندیدن
انگار صد سال همدیگرو میشناسن
و الان که خیلی دیدم به تمام مردم دنیا بهتر شده خیلی خیلی بهتر ازقبل
ولی باز خیلی خیلی جای کار داره
چون هنوز محل زندگیم عوض نشده
و سادلوحانه است که بگم من باورهای قدرتمندی در مورد فضای بیرون از ایران ساختم
بقول استاد اگه در مورد باور حرف میزنید به نتایجتون نگاه کنید
اگه نتایج عوض شده پس باورهای درست داره جایگزین میشه وگرنه همه ی این حرف ها حرف مفته
و نتایجیم فعلا در دید مثبتم نسبت به تمام انسان ها خلاصه شده
اینکه دیگه به هیچکس برچسبی نچسبونم و یا اینکه بتونم حداقل خودم رو برای لحظاتی هر چند کم تو فضای بیرون از ایران هم تصور کنم
و سریال زندگی در بهشت که بیشتر جنبه شخصیتی استاد برام نمایان هستش
استاد شما باید یه مسابقه بذارید و بگید تو این سریال ها ما چه چیزهایی از شما و خانم شایسته یاد گرفتم
قشنگ تر از جنبه های مثبت آمریکا ، جنبه های رفتاری شما در زندگی روزمرتون هستش
خیلی درس ها ازتون گرفتم و خیلی خیلی درسهای دیگه که منتظر تغییر باورهام هستم تا بتونم درکشون کنم
و سریال زندگی در بهشت که نشون دهنده کانون گرم خونواده هایی که میان تو پرودایس برای تفریح
و یا این همه آزادی عمل در روابط بدون اینکه بخوان همدیگرو محدود کنن
و یا خدمات رسانی شرکت ها که برام جای تعجب بسیار داره اینهمه تعهد و مشری مداری
و امنیت فوق العاده پرودایس
وشهر تمپا که چقدر زیباست
خداروشکر که موندن تو پرودایس باعث شد هرازچندگاهی بیاید تو برج تمپا و گشت و گذاریتو این شهر زیبا بزنید
واقعا این شهر زیباست
همیشه لذت میبرم وقتی استاد کنار این رودخونه قشنگ پیادروی و یا اسکوتر سواری میکنن
ما تو شهرمون یه رود داریم و یه فضایی هم کنارش برا پیاده روی درست کردن
هر وقت میرم اونجا برای پیادروی خودم رو کنار رود تمپا تصور میکنم😄😄😄😁
خلاصه اینکه استاد جان ازت سپاسگذارم و تز خداوند میخوام که روز به روز نعمت های زندگیت بیشتر و بیشتر بشه و همیشه همینطور دست و دلبازانه این تجربیات زیبای زندگیت رو با دیگران به اشتراک بذاری
خدارو شکر واقعا داری دنیارو جای بهتری برای زندگی کردن میکنی
خدا بهت خیر بده
در پناه خدا باشی❤❤🌹🌹😘😘
با عرض سلام خدمت آقای عباس منش، دانشمند تازه این روز های من با صدا و حرف های دلنشین شون و خانم شایسته ی عزیز و دوستداشتنی من.
نمیدونم چطور احساسم رو توی کلمات بیان کنم، همه دوستان عزیز فرکانسی دارن با تمام وجود باور هاشون رو در غالب متنی در میارن و در این سایتی که الان راه حلی برای تمام سوال های ذهنم شده با ما توی این راه به اشتراک میذارن.
خیلی حرف ها برای گفتن دارم چون من آقای عباس منش و تمام این اسرار زیبا رو در ماه پیش توی ماه رمضون پیدا کردم و خیلی کار برای انجام دادن و باور برای تغییر دادن دارم. در این جلسه میخوام فقط در مورد موضوعی که آقای عباس منش عزیز از طریق ویدیو در فایل زندگی در بهشت ارائه دادن صحبتی داشته باشم.
من در مورد کشور امریکا از همون بچگی نظریه و فکر بدی نداشتم همینطور که آقای عباس منش باور منفی و محدودی به این کشور نداشت، تنها چیزی که از خاطرات بچگی ام به خاطر دارم این است که ما همیشه در مدرسه قبل از هرکاری سه بار مرگ بر امریکا میگفتیم و بعد به داخل مدرسه میرفتیم. من هیچوقت به معنای درونی این پیام فکر نکردم و به همین دلیل تصور منفی به این کشور نداشتم. باور های محدود کننده ی من بیشتر کشور هایی نظیر چین و ژاپن بود و با توجه به باور های خانواده ام آن مردم را وحشی و خطرناک خطاب میکردم. به مرور زمان که جهان را در باور های محدود و کوچکم بهتر شناختم امریکا برای من نماد خوشبختی و فرهنگ بود. در خانواده ی ما هرکس که در امریکا یا به طور کلی در خارج از ایران زندگی میکرد با کلاس و فرهنگ و ثروتمند خطاب میشد. تفاوت طبقاتی زیادی در خانواده ی ما وجود داشت و دارد و چون ما جزو این طبقات نبودیم از نظر ها محو شدیم. مادر من هم مانند آقای عباس منش حس درونی داشت که او را در برابر خطرات زندگی محافظت میکرد، و او این حس را حس ششم خطاب میکرد. پنج سال پیش قبل از اینکه به المان محاجرت کنیم مادرم نگرانی بسیاری داشت که چطور بتواند تنها سه دختر کوچکش را با مقدار کمی پول به المان ، کشور پیشرفت و حمایت از کودکان و زنان بیاورد (او این لقب را به این کشور داده بود با حرف هایی که از دیگران شنیده بود) ولی او به خدای خود و قدرت او باور داشت . خداوند به مادرم ندای آمدن را داده بود با اینکه همه این کار را خطرناک و غیر ممکن میدانستند. او در زمان معینی که خداوند متعال در قلب او به مانند حسی قرار داشت به سمت المان محاجرت کرد. از آن جایی که مادرم باور مثبتی نسبت به المان داشت، او باور داشت که موفق میشود چون خوشبختی را در آن کشور میدید، او موفق شد وبه المان آمد با دست خالی ولی با قلبی پر از وجود خداوند با اینکه باور های محدود کننده زیادی داشت و هنوز هم دارد. من با خانواده ام پنج سال است که در المان زندگی میکنیم و خیلی نسبت به شرایط قبلمان خوشبخت هستیم. فراوانی اینجا بسیار است مخصوصا در بخش طبیعت. من متاسفانه باور های اشتباه زیادی در زمینه فرهنگ و مردمان یک کشور دارم.
این اولین متنی است که با دوستان و آقای عباس منش عزیز به اشتراک میگذارم، ایراد هایی ممکن هست داشته باشم و هنوز نمیدانم در چه مداری قرار دارم ولی امید بزرگی دارم که همه چیز رفته رفته در زندگی ام مثبت تغییر خواهد کرد. خیلی خوشحال میشوم که آقای عباس منش متن من را بخواند چون خدایی که هردو با او باور داریم من را در ماه رمضان با آقای عباس منش آشنا کرد، من سوال های زیادی داشتم و کسی جوابی را که من را راضی کند نمیداد بخاطر همین به خود خدا گفتم از تو میخوام فردی را سر راهم قرار دهی که هر سوالم را بدون لحظه ای مکس با آرامشی پاسخ دهد و این ویژگی ها قطع ویژگی های آقای عباس منش هستند. به یگانی آش ایمان آوردم ولی فقط نمیدانم که تا چه حد باور نادرست دارم که او را از من و باور های من دور میکند. از پاسخ تمام دوستانی که در بخش عقل کل تشکر میکنم ، برخی جواب های شما دید من و باور من به بسیاری از موارد را مثبت تغییر داد.
خدایا شکر برای تمام این دانش ها و نعمت های بی پایانت
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستان گلم
موقعی که سریال سفر به دور امریکا رو شروع کردیم با خانواده دیدن ؛ تغییراتی ک در زندگیم بوجود اومد رو بوضوح میشد دید هدایت میشدیم به جاهای سرسبز و زیبا و سفرهایی ک میرفتیم ی احساس خوبی داشتیم و طبق قانون توجه کردن ب زیبایها و نکات مثبت زیبایهای بیشتری میدیدیم چون با دیدن این فایلهایی ک هر روز نگاه میکردیم ذهنمون برنامه ریزی میشد برای اتفاقات عالی و میدیدیم نتایج زندگیمون رو
چون قبل تر از این ک وارد سایت بشم جوری ذهنمون رو برنامه ریزی کرده بودن در مورد کشور آمریکا ک اگه اسم کشور رو بخوایم بیاریم قبلش باید ی مرگ بر امریکا باید میگفتیم و توی ذهن من این بود ک این کشور فقط کشتار هست و چون قدرت دارن و مردمان ضعیف رو میکشن و همیشه فکر میکردم توی خیابانوشون توپ یا تانک هست یا اینکه در اون دوران جنگ همیشه میگفتن امریکا داره به کشور عراق کمک میکنه تا مردم ایران رو با خاک یکسان کنن و همیشه از این کشور ترس داشتم حتی یادم میاد ی انبر قفلی ساخت usaبود و جوری بود ک این انبر قفلی هم استفاده نمیکردیم که میگفتن امریکایی ها ساختن و نباید استفاده کنید 😅و معلوم نشد اخرش چی شد این انبر قفلی و وقتی اخبار رو گوش میدادم یا تیراندازی بود توسط ی پسر بچه و پیش خودم میگفت خدا رو شکر چقدر کشور ما امن هست که ی پسر بچه داره تیراندازی میکنه و این ذهنیت رو داشتم که اسم کشور امریکا رو میاوردن ی احساس بدی داشتم یا در مورد فوتبال ایران و امریکا ک وقتی ایران برد چقدر بد این کشور رو میگفتن یا در مورد کشتی ایران و امریکا و وقتی میبرد اول کاری ک میکردن پرچم امریکا رو اتش میزدن و با این باورهای مخرب در مورد این کشور ک از دوران تحصیلی بما همیشه از این کشور بد گفتن و وقتی سفر به دور امریکا رو دیدم و با هر روز نگاه کردن و دیدن مردمان این کشور ک چقدر با خودشون در صلح هستن و چقدر احترام میزارن به طرف مقابلش و این عادت رو دارن ک زودتر سلام میدن هر جایی که باشی و چقدر شاد و خوشحالن و اینا رو میدیم و بخودم میگفتم پس اینا ک تو اخبار و فیلمها نشون میدادن چرا تو این کشور نیست و میدیدم فقط ادمهای این کشور دارن لذت میبرن و هیچ خبری از جرم و جنایت و کشتار نیست!! فهمیدم که فقط ذهنم برنامه ریزی شده بود ک این کشور رو بد جلوه بدن و خدا رو شکر میکنم با نگاه کردن ب این سریالهای سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت دید من نسبت به این کشور عوض شد و در پاور پوینتی که درست کردم عکسهای این کشور اول پاورپونتم با اهنگ گذاشتم و هر روز تجسم میکنم ک توی این کشور دارم شاد زندگی میکنم و لذت میبرم و سپاسگزارم از استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز ک هر روز با اشتراک گذاشتن زندگیشون در این کشور زیبا و جذاب و با دیدن این سریالها ذهن ناخودآگاه خودم و خانواده ام از این کشور و مردمانش برنامه ریزی خوبی شد خدا رو شکر میکنم🙏 ک در این مسیر الهی هستم و هر چه قدر در این سایت باشم خسته نمیشم و دارم زندگی میکنم با این سایت😍
در پناه خداوند یکتا باشید
سلام به استادی که اسم دست خدابرازنده اشه.برازنده خودش همسرعزیزش وادمینهای سایت پربارش.
استادعزیزترازجانم من فقطچندماهه باشماآشناشدم وهنوز تمام فایلهاتون رو متاسفانه نتونستم ببینم یابشنوم،ولی تصمیم گرفتم بابت این فایل نظربدم.استادجانم شایدخنده داربنظربیادخودم که ریسه رفتم ازتفکراتم🤣
منِ دهه شصتی امریکاروازروی سریال انیمیشن لوک خوش شانس شناختم🤣🤣منم مثل شمافکرمیکردم امریکای بیابون بی آب وعلفِ فقطم کاکتوس ومارمولک داره(وااای مارمولک😟)
وهمه دارن مدام مثل فیلم بخاطر یک مشت دلارباهفت تیرکشی همو میکُشن.
همه تونخ دزدی وکلاهبردارین مثل برادران دالتون
مثل فیلم ارتش سری همه کل اروپابی رحم وخونخوارن.(گل بی خارفقط ماایرانی هاهستیم🤣)
فکرمیکردم اونجاهمیشه ناامنی،تجاوز،نژادپرستی،غارت،قتل،هفت تیرکشی،بی قانونی توی مدارس وخیابونها،پلیسهای ظالم وخشن وجانی،موادمخدرفراوون و…
ازفیلمهایی که توتلویزیون ایران پخش میشدواخباری که همش حاکی از جرم وجنایت وتورم وبیکاری وبی قانونی درامریکا صحبت میکردازامریکامی ترسیدم.
همیشه ازبچگی عاشق جهانگردی بودم ولی به امریکاکه میرسیدم دوبه شک بودم همش میگفتم نکنه برم بلا سرم بیاد؟ اخه چجوری ی مسلمون میتونه اونجا زندگی کنه وآزارجنسی نشه؟بابت حجابش توزندان نندازنش؟
چجوری اینایی که مهاجرت میکنن بچه هاشون رو درست تربیت میکنن که سالم بمونن؟
اونجا که قانونش اینجوری نیست که کسی به کسی تعرض کنهتوبتونی حقت رو بگیری؟چجوری میشه اونجادرس خوند؟
تودبستانهای اونجاام بچه هارو هم کلاسیا ومعلماشون هفت تیرمیکشن ومیکشنشون.
همیشه این ترسهاتو،وجودم بودتاچندتاازفامیلا مهاجرت کردن آمریکا
جسته گریخته میشنیدم زندگیشون عالیه ولی باخودم توجیه میکردم که شایدچیزایی که برا من مهمه برااونا مهم نیست یااینکه اونا فقط عکس میفرستن ازکجا معلوم راست بگن؟این افکارضدونقیض نمیذاشت به یقین برسم
باسایت شمااشناشدم اززندگی شماکلی ویدیو دیدم.زندگی کاملا ملموس وحقیقی.جغرافیایی کاملا سرسبزوخوش آب وهوا،امنیت،رفاه،قانونمندی ورفاه
اینابازباعث تضاددرمن شد و بخودم میگفتم خب اخه اگه بخوایم منطقی فکر کنیم اگریک کشور مردمش بدو بدرد نخور باشن ویک کشور دیگه همه عالی و بی نقص اینجوری که عدالت خدازیرسوال میره؟😑
اخه مگه میشه اگه امریکا انقدداغونه چرامردم دارن اونجازندگی میکنن؟قطعا همه دنبال بهترین زندگی هستن درهمه جوانب مگه میشه عذاب ورنج بکشی ولی بمونی تواون کشور؟
چرااونایی که ازایران مهاجرت کردن امریکا برنگشتن؟یانرفتن یک کشور دیگه؟
خلاصه انقداین سوالا توذهنم بودکه شایدباورتون نشه میخواستم این سوال رو ازتون بپرسم که واقعااوضاع اونجا انقدخوبه؟
که ازاونجایی که بقول خودتون خدامارو هدایت میکنه این ویدیو،فعلی رو شمامنتشر کردیدوپاسخ تمام سوالاتم رو گرفتم.
الان دیگه کلا نظرم راجع به امریکا و حتی بشه گفت کشورهای اروپایی عوض شده.
اونهمه زیبایی،طبیعت،تکنولوژی،هماهنگی وقانونمندی،رفاه وآسایش واختیارعمل درانجام کارهای مختلف،شادی وخوشبختی اتفاقی نیست توهم نیست قانونی پشتشه که فقط بادیده دل وجان بلعیدشون وازشون لذت برد.
الان اومدن به امریکا چه برای سفرچه برای اقامت ودیدن روی ماه شما وخانوادتون ودیدن اون کشور فوق العاده رفته تولیست آرزوهام ومیبینم اون روز رو.
به امیداون روز.خوشبختیتون آرزومه استادبی بدیل موفقیت❤
سلام و درود بر استاد بزرگ و خانم شایسته عزیز و دوستانم در این سایت خدایی
من در یک خانواده مذهبی بزرگ شدم که پدرم بشدت پیگیر اخبار منطقه ی خاور میانه بود و هست و همیشه هم تلوزیون خونه ما روی شبکه خبر خاموش و روشن میشه 😅😅
و همین شد که این تصاویر درباره امریکا در ذهن من شکل بگیره :
امریکای جنایتکار امریکای نژاد پرست امریکای خونخوار و شیطان بزرگ و …
الان که فکر میکنم بهتر میفهمم که دولت ها برای ادامه ی بازی های سیاسی چقدر به تخریب رقبا و سایر کشور های مخالف خودشون در ذهن مردم پرداختند
جدای از مزخرفاتی که تو اخبار درباره اروپا و بخصوص امریکا شنیدم ( البته الان میفهمم که همش بازی های سیاسیه و اون موقع به عنوان یک واقعیت بهش نگاه میکردم ) مدرسه هم خیلی به ما ورودی های داغونی داد
مثلا تو کتابای تاریخ همش به امریکا بعنوان یک دشمن ملت ایران نگاه میشد که بدنبال چپاول کشورهای مسلمان و ضعیفه
یک مدتی هم دنبال صحبتای آقای رائفی پور بودم و ایشون هم تو این قضیه سنگ تموم گزاشتند و همیشه سعی داشتند که کثیف بودن و شیطانی بودن امریکا رو تو صحبتاشون ثابت کنن که خودش یک دنیا حرفه و اگه نگم بهتره
فقط امریکا شانس اورد که سیصد سال بیشتر پیشینه نداره وگرنه واسش حدیثم میساختن 😂😂😅😅
موارد دیگه ای هم بود
مثلا فیلم های وسترن که داشت دویست سال پیش امریکا رو نشون میداد ولی ما فکر میکردیم این کشور هنوزم همونطوریه
یه چیزی بگم درباره نحوه ی کار رسانه ها ، رسانه ها موظفند که از کاه کوه بسازند و خدا نکنه که سوژه ی مناسبی از دشمناشون گیرشون بیاد
بعنوان مثال چند سال پیش یه خبر نگار بنام خاشقچی کشته شد و بمدت چندماه تمام اخبار تلوزیون رادیو و روزنامه ها با این عنوان شروع میشد :
🤐🤐پیامدهای مرگ خاشقچی 😐😐
وکار بجایی کشید که قیافه ی پدرم داشت شبیه خدا بیامرز خاشقچی میشد 😅
و از یک اتفاقی که داره تو کل شهرهای دنیا در هر دقیقه رخ میده چنان جنایت تاریخی رو ساختند که تمام توجه مردم رو معطوف این کنند که ما حق داریم که با فلان کشور دشمنیم
کلا اگه این قضیه رو درک کنیم که هر دولت برای بقای خودش مجبور به تخریب دولت های مخالفه بهتر از نیت اونها در رسانه با خبر میشیم
این باورها درباره امریکا تو ذهن من گذشت و گذشت تا نقطه عطف زندگیم و اشنایی با این سایت بهشتی و شروع سفرنامه و زندگی در بهشت
کم کم با توضیحات استاد فهمیدم که آبادانی و پیشرفت امریکا ربطی به مستعمره ها و دولت فدرال نداره و بخاطر مردم و شرکتای خصوصی اینقدر این کشور خاص و ثروتمنده و تمرکز دولت مرکزی امریکا روی مسائل خارجیه و این همت مردم و افرادی مثل جف بزوس بیل گیتس ایلان ماسک و در کل کارآفریناست که امریکا رو اینقدر گسترش دادن و اگه دولت داره امکاناتی رو فراهم میکنه مردم دارن مثل مرد مالیات میدن وگرنه این خبرا نیست که دولت عاشق چشم و ابروی مردم باشه
ویا مثل ایران مردم از حکومت و دولت انتظاری ندارند و اصن جمله معروف جان اف کندی اینه :
نپرسید کشورمان برایمان چه کرد ، بپرسید ما برای کشورمان چه کردیم
مردم امریکا به تمام عقاید و ادیان احترام میزارن مثلا تو این دوتا سریال مستند یعنی سفرنامه و زندگی در بهشت بارها دیدیم که مردم چقدر برای اقلیت های مذهبی مثل آمیش ها که تکنولوژی رو حرام میدونن احترام قائلند
مردم مسلمان با ریش بلند و لباسای مذهبی(یه چیزی تو مایه های داعش) بیرون میان و حتی رو لباسشون جملات مذهبی مینویسن و با غرور راه میرن
و تو اون فایل دیزنی لند دیدیم که خانومای مسلمان با حجاب توی صف ایستادند و کسی توجه نمیکنه یا بد نگاه نمیکنه و همه ی مردم با هر ظاهری که دوس دارن راحتند و همه باهم در صلحند
مردم امریکا علاقه زیادی به الکل توی دورهمی ها و مهمونی هاشون دارند وما تو این دویست و هفتاد قسمت که این همه آدم مست دیدیم یه بار دعوا نشد و کسی عربده کشی و بی احترامی نکرد و این درحالیه که تو عروسی های خودمون یکم که زیاده روی میکنن میزنن همو سوراخ سوراخ میکنن .. اینو هممون هم دیدیم هم شنیدیم و من تو این که جنبه و ظرفیت این ملت بسیار بالاس شکی ندارم
یا یه مثال دیگش اینه ، حمل سلاح سرد و گرم تو ایران غیر قانونیه اما ماشالله بالاترین رکورد دعواهای خیابونی تو دنیا دست ایرانه و حالا شما تو امریکا هم میتونی اسلحه داشته باشی هم قمه و قداره و هم الکل مصرف کنی
حالا اگه سالی یه بار یه درگیری مسلحانه تو امریکا بشه چنان پیاز داغشو تو اخبار زیاد میکنن که دیگه خودتون میدونین چی میگم 😲😲😲😲😲😲😲
حالا ما تو این دویست و هفتاد قسمت مستند نه تیر اندازی دیدیم نه درگیری مسلحانه ولی همین چندماه پیش تو یه درگیری تو محله خودمون سه نفر به درجه شهادت نائل شدند
😆😆😆😆😆😆
اخبار هم که انگار نه انگار
البته نمیخام ایرانو بیارم پایین و امریکارو ببرم بالا ولی اینارو میگم که بدونید این اتفاقا ربطی به کشور امریکا نداره و همه جای دنیا ممکنه رخ بده اگه اخبار میگه تو امریکا همه دارن همو تیر میکنن و اونجا میدون جنگه و همش تیر و تفنگه .. پیاز داغه ..
یا مثلا میگفتن امریکایی ها نژاد پرستند و به غیر از سفید پوستا احترام نمیزارن و اذیتشون میکنن
بخدا من که تو این مستندا فقط دیدم که مردم به استاد و مریم خانوم احترام میزارن عشق میورزن و ابراز محبت میکنن اما اینم در نظر بگیریم که همه اینا برمیگرده به فرکانسای این دو بزرگوار اما نمیتونیم منکر خونگرمی و مهمون نوازی و مردم دوستی امریکایی ها بشیم مخصوصا دوستای استاد و مریم خانوم که تو سریال بودن خیلی ادمای مهربون و دوست داشتنی بودن
تو اخبار میگفتن که پلیس امریکا به مردم رنگین پوست سخت میگیره و دست بند میزنه و کتک میزنه و هی پیاز داغ هی پیاز داغ و ما تواین دوتا مستند بغیر از خونسردی و مردم دوستی و خدمت به خلق الله چیزی از پلیس امریکا ندیدیم
توی اخبار ما همش میشنیدیم که تو امریکا اتش سوزی شده سیل اومده و یا طوفان شده در صورتی که این یک اتفاق طبیعیه که همه جا داره رخ میده و ربطی به کشور امریکا نداره آخه
یا میگفتن که تو امریکا حیوانات به مردم حمله میکنن و ازین اراجیف و بعد از این سریال فهمیدیم که حیوانات تو امریکا از حقوق بالای برخوردارن و با مردم در صلح و صفا زندگی میکنن و بین شهر ها و طبیعت در امریکا جداسازی نشده و حیوانات براحتی بین مردم تردد میکنن و ملت هم لذت میبرن
البته اگه ما مکانیزم رسانه رو درک کنیم ( فرمول پیاز داغ رو میگم ) دیگه ارزشی واسه اخبار قائل نمیشیم و ازون طرف میایم ورودی هامون رو میزاریم در اختیار فردی بی طرف و بی قصد و قرض مثل استاد عباسمنش که داره از زندگی روزمره خودش تو امریکا فیلم میگیره و هیچی رو ازش پاک نمیکنه و همونو میزاره در اختیار ما اونم نه یه قسمت دو قسمت بلکه دویست و هفتاد قسمت که میشه بیشتر از صد و خورده ای ساعت مستند از اقلیم فرهنگ مردم و همه چیز درباره امریکا که بنظرم تو تاریخ امریکا سابقه نداشته همچین مستندی که بیاد این کشور رو اینجوری به تصویر بکشه و امریکایی ها باید این مستندایی که استاد و خانوم شایسته ساختند رو بزارن تو آرشیو ملی ایالات متحده و ثبت ملی کنن
👌👌👌👌👌👌
بنظرم ادم زرنگ از ادم بی طرف امار میگیره و نظر کسی رو میخواد که طرف دعوا نباشه هرچند الان که دیگه تکنولوژی باعث فوران اطلاعات شده و هرکسی میتونه خودش با چندتا کلیک از منابع ازاد به حقیقت برسه نیازی به قسم حضرت عباس نیست
و چیزایی که به شخصه واسه خودم جالب بود مناظر طبیعی و مناطق بکری بود که تو دوربین سفرنامه شکار شد واقعا ادم زبونش بند میومد از دیدن اون همه شگفتی های گراند کانیون ابشار نیاگار و موآب یوتا و … و من کلی اطلاعاتم درباره ایالت ها و مناطق گردشگری و خیلی چیزای دیگه با این مستندا زیاد شد و یه عالمه اصطلاحات امریکایی هم یاد گرفتم که وقتی میام امریکا کلی از بقیه تو زبان جلوترم
و ازادی های مردم توی سبک شخصی شون تو لباس پوشیدن وسایل نقلیه ی خاص تنوع کسب کار بزرگی خونه ها و وسایل نقلیه پهنای باند جاده ها تمیزی خیابونا نظم در ساخت و ساز شهری فرهنگ و ادب اجتماعی بالای مردم کیفیت لوازم ابزار و متریال زندگی و هزاران مورد دیگه هم خیلی جالب بود
و در آخر میخام از شما استاد بزرگم و خانوم شایسته عزیز سپاسگزاری کنم که مارو اگاه کردین که همچین جایی هم واسه زندگی کردن تو دنیا هست ..
و این نیاز بشدت در من شکل گرفت که من میخام تو همچین جایی زندگی کنم و اگه کله شق نباشم و اجازه بدم ، جهان بصورت طبیعی منو هدایت میکنه به همچین جایی😍😍😍
خدا نصیب هممون کنه ، بخدا ما بچه های عباسمنشی بیشتر از هر کسی لیاقت زندگی تو بهشت فلوریدا رو داریم 💪💪💪
سلام استاد جان
این قسمت سریال زندگی در بهشت بسیار زیبا و تامل بر انگیز بودو دقیقاً دیدگاه من و شاید بیش از نود درصد مردم ایران است.وسیله ای به نام رسانه جمعی وافرادی به نام سیاستمدار بنا به منافع خود باورهای را در مردم در طی سالها به وجود آورد که ثمره آن آمریکا هراسی بودولقب شیطان بزرگ که افراد مذهبی حتی فکر کردن به این کشور را گناه می پنداشتند و هرکس که به این کشور مهاجرت کند کافر شده است.من باور داشتم که آمریکاکشوری نا امن وپر از رعب و وحشت به دور از تمدن متوحش وبدون قانون ،همیشه آمریکا را کشوری می دیدم که در آن هیچ حریمی وجود نداردومردم به حریم همدیگر تجاوز می کنندمردمان این کشور سرد وخشک وبدون احساس هستند.خانواده های آمریکایی به همدیگر هیچ تعهدی اخلاقی وانسانی ندارندوافرادی خود خواه و بی بند وبار هستنددر این جامعه رنگین پوستان هیچ جایگاهی ندارند وبه آنها ظلم می شود وبه مسلمانان به چشم تروریست نگاه می کنندو ایرانیان وشیعیان در این کشور هیچ حقوقی ندارند وبه آنها توهین می شود.در این کشور مردم به شدت عصبی،افسرده و بی نظم وقانون هستند پلیس این کشور از خشن ترین افراد هستندو به مردم هتک حرمت می کنند کشوری جنگ طلب که می خواهد همه جهان را زیرسیطره خود داشته باشد والبته که این دیدگاه را از طریق صدا وسیما وکتابهای موجوددریافت کردم واین موجب می شد که از مردم این کشور متنفر باشم ولی نکته مثبت تکنولوژی وکشاورزی این کشوراست که همیشه مورد تایید حتی مخالفان این کشور بوده است.خدا را شکر که تکنولوزژی موجب شدکه دیدگاه من وبسیاری از مردم عوض شود وواقعیات را بهتر توانستم ببینم با دیدن قسمت های مختلف سفر به دور آمریکا وزندگی در بهشت مردمانی را دیدم مهربان وشاد که در هر زمانی به دنبال شادی تفریح وجشن هستند ویک رویداد ساده جشنی شاد برای آنها دارد در این کشور افراد ورای دین ومذهب وملیت به همدیگر نگاه میکنند وهمه افراد داری حقوق شهروندی هستند و محترم و دولت از آنها حمایت می کنددر این کشور خانواده داری حریم است وافراد پشتیبان یکدیگر هستند یک نو جوان به عنوان یک شهروند دارای حقوق است وهیچ کس نمی تواند او را آزار دهد حتی خانواده می تواند کار کند حقوق خوب دریافت کند وکارآفرینی کند ورشد کند در این کشور اگر کسی اعتراضی دارد تحت حمایت پلیس می تواند اعتراض کند بدون ترس ووحشت نظم وقانون حرف اول را می زند وفروشنده در قبال محصول خود تعهد دارد و اخلاق را رعایت می کند وفقط فروش هدف نیست. در این کشور کمک کردن به همدیگر را وظیفه می دانند . من آمریکا را کشوری شاد و سرسبز وزیبا با مردمانی مهربان یافتم. البته در هر کشور افرادی بی اخلاق و بی بند وبار هم وجود دارد . ولی به قول استاد در جهان بر هر چیز که تمرکز کنی همان را به دست می آوری کسی که به دنبال جنگ ونا امنی باشد همان را به دست می آورد وکسی مانند استاد عباس منش که فقط تمرکز بر روی زیبایی ها دارد و نکات مثبت دارد هیچ چیز به غیر از زیبایی نمی بیندوهمه افرادی که می بیند مهربان هستندودر مدار ایشان وپارادایس زیبا که واقعا قطعه ای از بهشت است.امیدوارم همه دوستان من در گروه عباس منش هر کدام یک پارادایس زیبا داشته باشند و زندگی سر شار از سلامتی وثروت وزیبایی در پناه الله یکتا واستاد عزیزم امیدوارم که سالم و پایدار باشید وراهنمای کسانی که دوست دارند زیبا ببینند وزیبا بشنوند .
سلام به استاد و مریم شایسته عزیزم
قبل از دیدن سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا:
پیش فرضی که من از آمریکا داشتم این بود ک بنیان خانواده ای وجود نداره و افراد خانواده جدا از هم زندگی میکنند
مردهاشون به راحتی به زن ها تجاوز میکنند و روابط نامشروع دارند
مردم آمریکا همشون اسلحه دارند و اگ عصبانی بشوند روی همدیگر اسلحه می کشند اونجا همش کشت و کشتار به راه میندازند.
و اینکه نژاد پرستن از ایرانیها خوشش نمیاد و کشور ایران رو یه کشور عقب مانده میدونند
از مسلمان ها بیزارند و هر کسی حجاب داشته باشه اون رو مورد آزار و اذیت قرار میدن.
بیشتر امریکایها چاق هستن .
کشور آمریکا کشوری است که قدرطلب و زور گوعه به کشور های ضعیف حمله میکنه میخواد همه ی منابع اون کشورها رو برای خودش برداره .
آمریکا یعنی دشمن درجه یک ایران همشونم کافرند و اصلا به هیچ خدایی باور ندارند و همشونم میرند جهنم (این پیش فرض قبل از آشنایی با قانون بود😁)
از طبیعت آمریکا هیچ اطلاعی نداشتم چون همش تو اخبار ی خیابونی رو از آمریکا نشون میداد ک چندتا از آدم ها اسلحه به دست دارند همدیگر رو میکشند و انقد از بدیش شنیده بودم ک هیچ کنجکاو نشدم ببینم اصلا چ جور کشوریه و چه طبیعتی داره
اما توی این پیش فرض های بدی ک وجود داشت ی پیش فرض های خوبیم وجود داشت همیشه این رو شنیده بودم ک جنس های آمریکایی خیلی خوبن و اصل هستن و با کیفیت. ورزشکار های خیلی خوبیم داره مخصوصا توی کشتی یه آقای سیاه پوستی بود به نام جردن باروز که همه ی کشتی ها رو میبرد که چقدم من زورم میبرد وقتی همه بهش میباختن 😁
دلیل به وجود اومدن این پیش فرض ها:
من بیشترین تاثیر رو تلوزیون و اخبار میدونم چون روزی نبود که اخبار ایران یک خبر بد از کشور آمریکا نده بعدش بیشترین تاثیر رو مدرسه میدونم ینی شما نمیدونید چقد مغز ما رو شستشو میدادن برای شعار مرگ بر آمریکا دادن که انگار هر چقدر بلند تر بگیم مرگ بر آمریکا ی مشت محمکی به دهن آمریکا زدیم و دیگ نمیتونه برامون روداری کنه.
بعد از دیدن سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا:
دیدم ک چقد خانواده ها با هم خوبند و در صلح هستن هم با خودشون هم با دیگر اعضای خانواده، کسی مسول شاد کردن کسی نیست و اولویت زندگیشون شادی و لذت بردنه.
پیر مرد و پیر زنهاشون چقد امید به زندگیشون بالاعه لباسهای رنگا و رنگ خوشگل موشگل میپوشند.
چقد بچه دوستن و با بچه هاشون وقت میگزرونند و حتی اگ خیلیم کوچیک باشند اون ها رو به مسافرت و جاهایی تفریحی میبرند هیچ محدودیتی برای لذت بردن ندارند
مهمونی هاشون خیلی ساده برگزار میشه به دور از چشم و هم چشمی و سخت گرفتن به میزبان و فقط هدفشون اینه ک دور هم خوش بگزرونند.
چقد تو این کشور فراوانی وجود داره داره چ فروشگاههای بینظیری داره پر از جنس های جور باجور و با کیفیت . چ شرکت های خوبی مثل آمازون داره ک هر چیزی رو که سفارش بدی برات میارند بدون اینک نگران این باشی که جنسش قلابیه یا اصل.
چقد امنیت این کشور خوبه وقتی استاد بسته های ارسالیش از آمازون میاد و هفته ها دم در میمونه و هیچ کس بهش دست هم نمی زنه.
چه راحت خانوم ها با هر پوششی ک دوست دارند بیرون میایند و نگران قضاوت دیگران نیستند به راحتی لب ساحل دراز می کشند و ریلکس میکنند بدون هیچ مزاحمتی ،چه آزادانه میتونند دوچرخه سواری و موتور سواری کنند
و اینک بار ها دیدم وقتی بعضی از مردم آمریکا میفهمیدن استاد و مریم جون ایرانی هستن اصلا روی بدی نشون نمیدادن تازه اگ اصطلاح فارسیم بلد بودن به کار میبرند و کلی هم می خندیدن. وقتی ک مریم جون دوربینش رو به سمت مردم میبرد اون ها خیلی خوب استقبال میکردند و اصلا هیچ گونه جبهه گیری رو از خودشون نشون نمیدادن
چقد خوش حال شدم در اون قسمت سفر به دور آمریکا ک همه ی پرچم های کشور ها و پرچم کشورمون در یک خط در کنار هم قرار گرفته بودن بر عکس ما ک پرچم کشور اون ها رو زیر پامون له میکنیم .
یا اونجا ک ی مکانی بود ک برای افراد زیر ۱۸ سال ممنوع بود و محلی بود برای رقص و مشروب و دونفر اومده بودن ک از دین خودشون تبلیغ کنند و هیچ کسی کوچکترین توهینی به اون ها نمیکرد چ آزادنه هر کس هر دینی داشته باشع ، بدون تعصب به همدیگر احترام میگذارند
با هم تعارف دروغ ندارند اگ تعارفی کنند و بهت چیزی هدیه بدن واقعیه و اهل ادا و اطوار های الکی نیستن
چقد کیفیت زندگیشون خوبه برای خودشون و خونه ها شون چقد وسیله میخرند مثل خانواده هب ک وقتی اومدن پارادایس کلی با خودشون وسلیه جداگانه اورده بودن هم برای خوابشون هم برای تفریح کردنشون
و آخرین مورد از طبیعتش بگم ک چقد بینظیره انگار ک کل کشور آمریکا شمال ایرانه انقد ک همه جاش سر سبز و همیشه بارون میباره.
اگ از خوبی های آمریکا با این سریال هایی ک دیدم بگم باید تا فردا صب همین جوری بنویسم….
جوری به این کشور علاقه پیدا کردم ک اگر مهاجرت کنم دوستدارم بیام آمریکا زندگی کنم مخصوصا تمپا 😍😍😍😍😍😍
به نام الله مهربان
ای که مرا خوانده ای راهو نشانم بده
سلام به همگی
اولا اینکه استاد چقدر سوال بسیار عالی و قدرتمند کننده ای رو کردی و چقدر داره بهمون ثابت میشه که چه فرصتها ،ایده ها و ثروت هایی در محدودیت ها و در هر شرایطی نهفته است که فقط باید با ایمان و دیدگاه خوب بگردی پیداشون کنی،،
خود من تا قبل از دیدن سفربه دور آمریکا و سریال زندگی در بهشت فکر میکردم هرزمان بخواهم مهاجرت کنم بهترین کشور ها مانند فرانسه و آلمان و چندتا دیگه از کشورهای اروپایی دیگه ست و همونطور توسط رسانه ها از فیلم ها و اخباری که پخش میکردن و مستندهایی که از انواع رسانه ها میذاشتند من فکر میکردم آمریکا کشوری ست که زیاد سر سبز نیست و مردم خیلی جالبی نداره،
مثلا یادمه بچه که بودم تو مسجد یه آقای بسیجی میگفت اروپایی ها و آمریکایی ها میگن اصلا خدایی وجود نداره و میگن تصمیمات دولت رو باید کارگران بگیرند
و ما هم چه تصورات و پیش زمینه هایی از خارجی ها داشتیم،،
اما بازم همچنان من نوعی اون منطق های درست و ندای همیشگی خداوندی که صدایم میزد میگفت چیزی باید متفاوت تر از این حرفهایی که خیلی از مردم ایران میزنند باشه
یعنی هم باورهای مناسب داشتم درمورد آمریکا هم نامناسب ترکیبی از باورهای مختلف اما همونطور که اگه الان اینجا هستم خب همون ایمانی که در ته وجودم بود باعث هدایتم به اینجا شد اگر باورهای مخربم بیشتر بود معلومه که نمیتونستم به اینجا هدایت بشم،،
مثلا من از سالها قبل به خیلی ها میگفتم من مهاجرت میکنم به خارج از ایران و احتمال زیاد هم خداوند هدایتم کنه که همسرم خارجی بشه و …..اما توسط دوستان ،خانواده،اقوام،رسانه ها و بخصوص دوستان هر زمان در بین مون حرف از خارجی ها و آمریکا میشد میگفتن مردم اونجا دختر ها پسرها خیلی ارتباط های نامناسب و فاسد دارن و بی رحم هستند آدم میکشند و…..
اما من همچنان با وجود یه عالمه باورهای نامناسب اما بازم این شور و شوق خواسته اجازه نمیداد من از درخواست کردنم از خداوند دست بکشم و بیخیال بشم و وقتی سفر به دور آمریکا شروع شد اون همه تفاوت و خونگرمی مردم آمریکا و بزرگ اندیشی رو ازشون دیدم و یه عالمه نقض دیدگاهها و باورهای اکثریت مردم ایران که درموردشون هست رو دیدم گفتم خدایا ممنونتم که اینقدر پاسخگو هستی و داری حقیقت هایی رو که من دوست دارم رو بهم نشون میدی نه حرف ها و باورهای نامناسب اکثریت مردم رو بپذیرم و باور کنم
مثلا من زیاد این صحبتهارو شنیدم که میگفتن اگه مسلمان نباشی،حجاب نداشته باشی، نماز نخوانی و….قطعا جات توی جهنمه اما من با اینکه اون موقع ها اصلا هیچکدوم از این آگاهی ها و این اطلاعات رو نداشتم میگفتم اونا که در اون کشور به دنیا اومدن و از این ویژگی هایی که ما داریم اصلا خبر ندارن مگه همچین چیزی میشه و این اصلا با منطق ذهن جور در نمیاد و انگار قلبم داشت همیشه یه ندایی بهم میداد که چرا من باید حرفهای محدود کننده و مخرب این نوع افراد رو گوش کنم و بپذیرم بلکه فقط از خداوند بخواهم تا راهی رو بهم نشون بده که درست باشه نه اینکه هر چی این افراد مذهبی میگن منم بگم پس درسته ،،
البته اینایی که میگم اونقدر واضح نبود برا خودم اما یه جورایی قلبم بدنبال این آگاهی ها بگو این اطلاعات بود که شکر خدا با شروع شدن سفر به دور آمریکا چقدر دیدگاهم تغییر کرد و چقدر عاشق مردم آمریکا
مناطق مختلف تمام ایالت های متنوع و زیبا
و باورهای بسیار روشن فکریشون شدم و واقعا از برخورد و ارتباط برقرار کردن مردم آمریکا در سفر به دور آمریکا خیلی دیدگاهم درموردشون تغییر کرد
و در زندگی در بهشت هم ازاینکه
در آمریکا بنیان خانواده و اتفاقا چقدر اکثرا فرزندهای زیادی هم دارن خیلی دیدگاهم تغییر کرد مانند زمانی که خانواده هایی مثل آقای ریک با همسرش که نظامی بود و همراه با فرزندانش
یا اون خانواده که اسم خانمش هپ بود چهارتا پسر داشت چقدر اینا آروم آروم ذهن منو تغییر داد به سمت زیبایی ها که آقا تا الان اون همه چرندیاتی که از قبل کرده بودن توی مغزم دروغ بوده
و حرف من میدونید چیه دوستان من خیلی اوقات به افرادی که باهام در ارتباطن میگم مثلا در مورد آمریکا یا اسرائیل داره نشون میده که اتفاقات نامناسب و ناجالب رخ میده اخبار ایران داره راست میگه اما ممکنه اتفاقات و آدم های اون کشور 5درصدشون نامناسب باشن و 95درصدشون بسیار عالی باشن اما اخبار و سیاست ایران چونکه میخواد آمریکا رو بد جلوه ه بده میاد همیشه فقط همون 5درصد رو نشون میده و چه کسایی هم اینارو باور میکنند افرادی که ذهن های بسته دارن
افرادی که یکسره اخبار و تلویزیون رو دنبال میکنند
افراد فقیر ذهن
افراد متعصب
افراد بدبخت
افراد علاف
اما کسی که هدفمند باشه که اصلا نه تلویزیونی رو دنبال میکنه نه وقت داره برا اینکارها
و خودش هم میگرده هم با اصلاح کردن باورهاش باعث میشه خداوند هدایتش کنه بسمت زیبایی ها و آدمهای بسیار خوب
خب این الگوهای ذهنی ای که ما داریم مثلا در مورد زیبایی های آمریکا چقدر ما میتونیم از همین الگوی ذهنی در تمام مراحل زندگی در هر زمینه ای استفاده کنیم که اگه میخواهیم با کسی کاری انجام بدیم یا یه وسیله خرید کنیم
یا وارد یه ایده و یه عرصه جدید بشیم بلکه اول پیش فرض ذهنمون رو درمورد اون هدف مورد نظر بسازیم بعد واردش بشیم چونکه اگه با پیش فرض ها و پیش داوری های نامناسب وارد اون هدف مورد نظر بشیم باعث میشه همون نامناسب ها رو هم جذب کنیم،،
و برامون ثابت بشه ،،
مثلا خود من همین امروز داشتم با خودم فکر میکردم میگفتم خدایا شکرت منو هدایت کردی به این مسیر که چقدر پیش فرض هام خوب شده در مورد آمریکا ولی اگر میخواستم این پیش فرض هارو از جایی تهیه کنم امکان نداشت اینچنین خوب و واضح بهم بگن و توضیح بدن چونکه دیدم که میگم یه عالمه وکیل ها و افرادی که در مهاجرت کردن بیزینس دارن و حتی یه عالمه آدم های مختلف و هنرمندانی رو قبلا دیدم که میگفتن نه بابا آمریکا فلانه کشورهای خارجی فلانن یا کسایی که برا گردش رفته اند با یه عالمه باورهای محدود و درب و داغون شون میگفتن و همین الان میگن که نه هیچ کجا ایران نمیشه اونجا اصلا خیلی سخته مردم بی صفت و سردی داره و اکثرا هم بی عاطفه و یه عالمه از این باورهای منفی که به بقیه هم منتقل میکنن
اما حقیقت چونکه جنسش از خداست همیشه راهشو پیدا میکنه مانند این مسیری که الان واردش هستم چونکه من از یه روزی آماده دریافت چنین فضایی شدم هدایت شدم به اینجا و شکر خدا با یه عالمه نگرش مثبت و پیش فرض های بسیار عالی ای که از اینجا دریافت کردم میتونم در زمان مهاجرت پا بذارم بسمت آمریکا
ممنون این خدا هستم که حتی عکسهای هدف منو در دریمبورد خونه ام رو تغییر داد چونکه تا قبل از شروع سفر به دور آمریکا و
زندگی دربهشت من عکس کشور مورد علاقه ام رو از برج ایفل فرانسه رو زده بودم
اما از اون مرحله به بعد گفتم و همیشه دارم میگم فقط آمریکا واقعا از هر جنبه و هر لحاظ که بگم آمریکا بسیار تحسین برانگیزه،،
استاد وقتی گفتی دارم یه کتاب در مورد پیش فرض های ذهنی چاپ میکنم این پیام بسیار امیدوارکننده و انگیزه بخش به من چی گفت؟
«از اونجایی که خود من یه کتاب چاپ کردم که یه هفته دیگه میرسه دستم و تا قبلش فکر میکردم چقدر کار بزرگ و دور از دسترسه این کار اما بعد از مدتی کار کردن و ادامه دادن دیدم وقتی خداوند رو باور کنی و حرکت کنی و عمل کنی این هدفت که اولش اینقدر بزرگ و رویایی ست برات نتنها رقم میخوره
بلکه بعداز مدتی میشه یکی کوچکترین دستاوردهای تو و اینقدر موفقیت ثروت وارد زندگیت میشه که یه روز به خودت نگاه میکنی و میگی خدای من این موفقیت بظاهر کوچک من یه روز یکی از بزرگترین اهداف من بود»
و من با شنیدن این حرف استاد که داره کتابی چاپ میکنه در زمینه پیش فرض های ذهنی گفتم رقم خوردن این موفقیت یکی از کوچکترین دستاوردهای استاده چونکه اینقدر موفقیت و ثروت بدست آورده که واقعا این کار الان یکی از بدیهی ترین و طبیعی ترین کارهاست براش،،
پس هر خواسته ای شدنیه،ممکنه،اونقدر دور از دسترس نیست،،
پس منم میتونم هر هدف هر خواسته ای رو داشته باشم کافیه فقط بسمتش حرکت کنم و آنچه که بهم گفته میشه عمل کنم و این باور و ایمان رو داشته باشم که به هر هدف بظاهر بزرگ و غیرممکن ایمان داشته باشم که میتونم برسم بلکه فقط باید تکاملم طی بشه،،
پس رسیدن و مهاجرت کردن و زندگی کردن در آمریکا هم شدنیه چونکه قانونش همینه همونطور که با تغییر من خداوند تونست منو هدایت کنه به تغییرات ذهنیم برا هدایت شدن به آمریکا
هدایت شدنم برا چاپ کردن کتاب مورد علاقه ام
برا انجام دادن رشته مورد علاقه ام
و……..
پس مانند رقم خوردن اون اهداف و خواسته هام بقیه خواسته هامم رقم میخوره
خب بازم بگم از پیش فرض های اشتباه در مورد کشورهای مختلف مثلا هممون دیدیم که در خانواده،
دوستان
مردم و…..میگن همه مثل هم نمیشن و همه جا آدم خوب و بد هست
از یه طرف دیگه میگن فلان کشور آدمهای خوبی هستن
فلان کشور بد هستن
فلان شهر بیرحم هستن
فلان شهر دلرحم هستن
قوم و خویش اگر گوشت همدیگه رو بخورن استخوان های همدگه رو دور نمیندازن
از یه طرف میگن غریبه ها بهترن چونکه سر از کار آدم درنمیارن و فضولی نمیکنن
از یه طرف میگن اگه خواستی پیشرفت کنی باید بری یه شهر یا یه کشور دیگه
از یه طرف میگن میگن هیچ کجا شهر خودت نمیشه و و و و و و
اما هیچوقت نمیاند ریشه ای فکرکنند و دیدگاههاشون رو بگن اکثرا سطحی و بدون فکر و تجربه های بسیار کوچک و ظاهری رو میگن،،
اما من بسیار تا بسیار خداوند رو سپاسگذارم که تنها به خودش پناه آوردم که باعث هدایت شدنم شد به چنین مسیر بسیار زیبا و شگفت انگیزی
واقعا از استاد عزیز و مریم شایسته عزیز و دوستان عزیزم نهایت تشکر رو میکنم چونکه واقعا مسیری زیباتر و شگفت انگیزتر از اینجا ندیدم و ممنونم از شما استاد که یه روز که این هدایت الهی رو قبول کردی و وارد مسیر ساخت سفر به دور آمریکا و سریال زندگی در بهشت شدی که باعث بشه هم خودت لذت ببری و زیبا زندگی کنی هم ما زیباتر زندگی کنیم و به اهداف و خواسته هامون برسیم و اجازه ندیم هرکسی هر حرف مفتی در مورد این کشور یا چیزهای دیگه ای زد قبول کنیم و باور کنیم که دارن درست میگن
چقدر این دوتا سریال باعث شد خود من جستجو گر تر بشم و ذهنم باز تر بشه و دیدگاهم نتنها فقط به آمریکا بهتر و زیباتر بشه بلکه این الگوی ذهنی در وجود من ساخته بشه که هر چیزی رو اگه با پیش داوری های زیبا و پیش فرض های مناسب برم بسمتش قطعا با قسمت های زیباش هم برخورد خواهم کرد،
و من نباید این پیش فرض ذهنی رو فقط در مورد آمریکا بکار ببرم بلکه باید در هر کاری از زندگیم به کار ببرم
مثلا وقتی در سفر به دور آمریکا میدیدم چقدر موزه های مختلف از آثارهای زیبا و مختلف ایران دیدن میکنند و احترام میذارن چقدر نگرشم تغییر کرد پس اون حرفهای مفت چیه که خیلی توی ایران میگن که خارجی ها و آمریکایی ها همیشه سعی دارن که آثارهای تاریخی و باستان ایران رو بدزدن و ببرند که بزنند به نام کشور خودشون بزنند،،
اما ما داریم نقض این حرفهای مفت رو در این مسیر مشاهده و دریافت میکنیم،،
مثلا وقتی تو سفر به دور آمریکا دیدم پرچم ایران رو توی آمریکا زدن بالای بوم اون موزه و چقدر هم براش ارزش قائل هستن
و نظر من اینه که ما همچنین نباید اخبار آمریکا رو هم دنبال کنیم چونکه اونا هم مانند اخبار ایران حرفهای نامناسب رو به مردم منتقل میکنند،،
اصلا من در این سریال ها کاملا دیدگاهم در مورد دین،خدا،مردم،بنیان خانواده همه چی تغییر کرد
امیدوارم همیشه ساختار ذهنی و شکل ذهنی مون رو طبق دلخواهمون بسازیم و همیشه بسمت زیبایی ها و پیشرفت ها و در صلح بیشتر بودن بسازیم،،
خداوند یار و نگهدار همتون باشه،،،
سلام و درود به استاد عزیزم و همه دوستام.
دنبال جمله ای میگشتم تا کامنتم را شروع کنم که این جمله به زبانم امد:
((انسانها چیزهایی را میبینند که میخواهند ،ببینند.))
باورها بدون در نظر گرفتن مثبت یا منفی بودن،فیلترهایی برای ورودی های ما ایجاد میکنند.فیلتر برای زبان،گوش،چشم،گوارش،….و حتی تخیلات ما.
پس ما چیزهایی می گوئیم،می شنویم،می بینیم،می خوریم،…که باورهای ما اجازه بدهند..یکی از ایاتی که در قران به این موضوع اشاره داره،ایه ۷سوره بقره هست،که خداوند اشاره میکنه که ما بر قلب ها و گوش ها و چشم های کافران مهر گذاشتیم و انها نه…….
داستان من با سریال سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت سه مرحله داشت.من باورهای خیلی داغونی نسبت امریکا نداشتم و همیشه دید مثبتی به جامعه امریکا داشتم و دوست داشتم زندگی در این کشور و کشورهای اروپایی را تجربه کنم.البته دید منفی هم به صورت موضعی داشتم.
وقتی با استاد عزیز اشنا شدم و شروع کردم فایل های رایگان سایت را ببینم،کم کم متوجه شدم کیهان طبق قوانین پابرجا جلو میره و بعد از اون فهمیدم(( باور ))چی هست.
حالا وقتی یادم میاد چقدر برام درک مفهوم باور سخت بود،خندم میگیره.
فهمیدم که همه چیز زندگی من را باورهای من جلو میبره.بیشتر جلو رفتم با هدایت الله دو تا از محصولات شما که با درک اونموقع من نزدیکتر بود را تهیه کردم و هر روز موارد جدیدتری برام اشکار شد،تا رسیدم به موارد بسیار بنیادین در ذهن و اندیشه ام!!!
در همین روزها بود که برنامه سفر به دور امریکا روی سایت اومد و من شدم مشتری پر و پا قرص اون.هر روز فایلها را میدیدم،مناظر و اتفاقات برام لذتبخش بود.اما مقطعی و گذرا.
تاثیرشون همون دقایقی بود که تماشا میکردم.اما هر روز که میگذشت احساس بهتری داشتم و تمرین خوبی برام شده بود تا به نکات مثبت اطرافم دقت کنم.گفتگوهای منفی ذهنم را با طرفندهای مختلف تغییر بدم.
مثلا شعرها و ترانه هایی که اکثرا غمگین و ناامید کننده بودند و هر روز تکرار میکردم را با تغییر چندتا از کلمه هاشون تبدیل به یک شعر مثبت با همون اهنگ میکردم و …..
وقتی خداوند هدایتم کرد و وارد دوره دوازده قدم شدم مرحله دوم برام شروع شد.این اتفاق وقتی افتاد که بالاخره تصمیم گرفتم باورهای بنیادین را کنار بذارم و تمام پیش فرض های ذهنی را دور بریزم.قدم به قدم با استاد پیش رفتم(البته وقفه هم زیاد داشتم) و سفر به دور امریکا برام شده بود یه کلاس عملی تا عملا اموزش های استاد را ببینم و بهتر درک کنم.در این مرحله دیدن زیبایی های امریکا و اتفاقات زیبای سفر به دور امریکا من را شگفت زده می کرد و تا ساعت ها این حس خوب در من جاری بود.
در اخرین قسمت های سفر به دور امریکا یه تغییر بزرگ در خودم متوجه شدم.
منبع موثق برای ایجاد باور ها در قلب و ذهن من تغییر کرده،رسانه ها و اشخاص قبل به سختی میتونستند چیزی را به من تحمیل کنند،چون اولا ورودی ام را از اونها بسیار کم کردم دومم همه چیز را با قانون هایی که از استاد یاد گرفتم می سنجیدم.
فیلترهای من تغییر کردند.
سریال زندگی در بهشت مرحله سوم تغییرات ذهنی من را شروع کرد.جایی متوجه این شدم که با اینکه شکرگزار نعمت ها و زیبایی ها بودم ولی شگفت زده نمی شدم و فهمیدم روند عادی زندگی همراه با ارامش و فراوانی هست و بیشتر از محدودیت های زندگی خودم شگفت زده میشدم.
چون قبلا در مهندسی معکوس چندتا محصول امریکایی حضور داشتم،طراحی های اونها من را متعجب میکرد.همه چیز بر پایه ی اسانی طراحی شده بود.من از این اسانی لذت میبردم ولی بعضی همکاران مسخره میکردن و تعریفشون این بود که هرچه پیچیده تر باشد،خلاقانه تر هست.
استاد جان عزیز بزرگترین درس زندگی ام که سر هیچ کلاس درس و هیج مکتبی بهم بدرستی گفته نشده بود را در این دو محصول شما پیدا کردم و اون چیزی نبود جز معنی و مفهوم درست ((تقوی)) که حدود ۲۳۷ بار هم در قران تکرار شده.
ارزو و خواسته من ادامه دادن این راه با جدیت بیشتر و قلبی ارامتر هست تا نتایج بزرگتر وارد زندگی ام شود.
با سلام
استاد عزیزم و خانم شایسته مهربونم
سپاس فراوان به خاطر تمام آگاهی هایی که در اختیار ما می گذارین. گوش دادن به آموزه های شما کار هر روزه ماست و اگه روزی امکان شنیدن آموزه ها رو نداشته باشیم واقعا حس دلتنگی عجیبی به سراغمون میاد.
من و همسرم هر روز موقع رفتن سر کار همزمان با استارت زدن ماشین، فایلهای محصولاتی را که خریداری کردهایم از جمله عزت نفس و روانشناسی ثروت یک رو گوش میدیم و بعد روز کاری مان را آغاز میکنیم . سرکار هم کتابهای استاد را که شامل کتابهای مجموعه رویاهایی که رویا نیستند و چگونه فکر خدارا بخوانیم روی دسکتاپ سیستممون باز داریم و قبل از شروع کار و گاهی هم مدت ۵ الی ۱۰ دقیقه که زمان استراحت داشته باشیم این فایل ها را می خونیم.
بازهم برای همه الطافتون سپاسگزارم که باعث تغییرات شگرفی در زندگی ما شدید .
در مورد مسابقه خواستیم بگیم که نظر ما با دیدن سریالهای سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت به کل در مورد امریکا و ایالت های مختلف تغییر کرد. البته مثل استاد که توی فایل هم گفتن دیدگاه ما هم نسبت به آمریکا خیلی داغون نبود. ولی ورودی های نامناسبی از گذشته در مورد آمریکا به ذهنمون وارد شده بودند . پدرم یه دوستی داره که همسرش امریکایی هستش. از کوچیکی برای من سوال بوده که همسر امریکایی دوست پدرم عنوان کرده بود که از سن هفت سالگی بچه ها مون را به ایران ببریم برای اینکه اینجا اخلاق بچه ها خراب میشه و ما نمیتونیم اونطور که باید بچه ها را تربیت کنیم . به علاوه همیشه از این موضوع صحبت می کرد که درآمریکا از این مناسبتها مثل دورهمی و تولد گرفتن خیلی وجود نداره و واقعا دلتون واسه این مناسبتها و دورهمی ها لک می زنه.
این سوال همیشه در ذهنم بود که آمریکا وضعیت مناسبی برای بنیان خانواده و تربیت فرزندان ندارد اما با دیدن سریال زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا خیلی از اون سوالاتی که تو ذهن ما در گذشته به صورت مبهم وجود داشت، پاسخ داده شد. ما تمام قسمت های این دو سریال را با دقت و گاهاً دو یا سه بار دیدیم برنامه مون به این شکل هستش که بعدازظهرها به محض رسیدن به خونه برای استراحت عصر، سریال سفر به دورآمریکا و الان هم زندگی در بهشت رو دنبال می کنیم . واقعا بهمون انرژی میده و باعث شده با اون کشور، فرهنگ و نحوه زندگیشون آشنا بشیم . طوری که آمدن به آمریکا دیگه حالا واسمون دور از ذهن نیست که باز هم جای سپاسگزاری از شما استاد عزیز و خانم شایسته دوست داشتنی رو داره.
به طور مثال چیزهایی که ما در مورد طبیعت امریکا فکر میکردیم و در واقع پیش فرض های ذهنی ما بود، مثل این که طبیعت خشک و بی آب و علف و پر از کاکتوس های عظیم و جثه و بزرگ داره که همیشه تو ذهنمون می گفتیم که هیچ جایی مثل شمال ما نمیشه! در مورد خیلی از ایالتهاشنیده بودیم که که اینقدر شلوغ هست و انقدر آلودگی هوا هست و آسمون خراش ها، آدمهایی که دور از هر گونه احساس از صبح تا شب فقط کار میکنند تا بتوانند گذران زندگی کنند.آدمهای زحمتکشی که شنیده بودیم که اکثرا خونه ندارند. کارتون خواب ها تو گوشه و کنار شهر فراوان هستند. در مورد بچه های مدرسه شنیده بودیم که توی مدارس بچهها از همان سنین کودکی با تنظیم خانواده، نحوه بارداری آشنا میشوند و چیز مهمی که بهشون یاد داده میشه، نه جنبه ی خوب، بلکه فقط آشنایی با رابطه برقرار کردن با جنس مخالف هستش ( صحبت های همسر دوست بابام بی تاثیر نبود.)
در مورد تحصیل افرادی هستند به شدت تنبل و هیچگونه علاقهای به درس و مطالعه و آموزش ندارند. حتی شنیده بودیم که کار یدی رو به کار علمی ترجیح می دهند. در موردغذا شنیده بودیم که فقط و فقط فست فود استفاده میکنند و کسی از آنها وقتش رو صرف تهیه غذا نمی کنه. در مورد ورزش هایی مثل فوتبال آمریکایی شنیده بودیم آدمهای خیلی خشن، بیشتر کشتی کج جلوی ذهنم اومد، که آنها فقط به طریق غیر جوانمردانه فقط سعی در پیروزی در رقابت ها دارند. در موردتشکیل خانواده شنیده بودیم که هیچ علاقهای به تشکیل خانواده ندارند و چه برسه به فرزندآوری و پذیرش مسئولیت آنها. دختران در سنین دبیرستان به صورت نامشروع باردار می شوند و بچه ای رو به دنیا میارن ناخواسته که سعی در از بین بردن اش دارند یا اینکه به سختی زندگی می کنند تا بتونند برای همسری که معتاد هستش یا کسی که حاضر به پذیرش فرزند نیست و آنها را بعد از بدنیا آمدن فرزند رها کرده،یه لقمه نان برای گذران زندگی خود و فرزندشون تهیه کنند. در مورد حجاب، اینکه حجاب بدنی ندارند و اصلا براشون اهمیت نداره که تمام بدن شون رو به معرض دید بقیه بگذراند .
در مورد امنیت اجتماعی امکان عبور و مرور در شب وجود نداره و در بعضی محله ها بیرون رفتن و حتی یه خرید ساده برابر با از دست دادن جونت یا از دست دادن مال و اموالت هستش.
در مورد کارگران آدمها تا موقع مرگشون برای پیدا کردن یک لقمه نون و زنده موندن کار و تلاش می کنند و مجبور به پرداخت مالیات های بسیار زیاد و گزاف هستند. در امریکا هیچ کس مالک خونه نیست چون ملک داشتن یه خونه برابر است با پرداخت مالیات خیلی بالا که هیچ کس از عهدهاش بر نمیاد. در مورد خرید میوه در امریکا فقط به صورت قاچ قاچ میشه میوه خرید یا به صورت دونه ای و میوهها به صورت قاچ شده به فروش میرسند .
گوشت مورد استفاده فقط گوشت خوک است. همه افراد ما دائمالخمر هستند و باید شرابخواری کنند. سیگار جزو لاینفک تمام آدم ها هست و کک و ماری جوانا باید توسط همه آدما خصوصاً جوان ها استفاده بشه و دهها مورد دیگه.
دلیل این پیش فرض ها وقضاوت های ذهنی ورودی هایی بود که از دوستان خانوادگی، رسانه ها،اخبار، سریالهای تلویزیونی و برنامه های مخالف مهاجرت که در کودکی ما پخش می شد، دریافت کرده بودیم.
با دیدن سریال های سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت دید ما نسبت به آمریکا واقعا تغییر کرد.
با سفر به دور آمریکا ما به دیدن طبیعت بی نظیر و منحصربه فرد آمریکا دعوت شدیم . با دیدن آبشار نیاگارا قشنگ ترین زیبائیهای دنیا رو دیدیم. طوری که دیدن این آبشار از نزدیک یکی از قوی ترین خواسته ها مون شد. با دیدن استیت پارک ها فهمیدیم چقدر دعوت مردم به طبیعت گردی برای این کشور اهمیت دارد و چه امکاناتی در این استیت پارک ها برای طبیعت گردها مهیا است. با دیدن آدمهایی که در این سفرها شما با هاشون برخورد کردین فهمیدیم که مردم آمریکا در هر سن و سال و هر میزان درآمد به طبیعت گردی اهمیت می دهند و لذت می برند، بدون اینکه به فکر قضاوت های دیگران باشند . دنیایی متفاوت که با کوچکترین چیزها شاد می شوند و شادی شان را مخفی نمی کنند و ترس از ابراز ندارند.
در معب یوتا یکی از بهترین صحنه های کویر با آرک های زیبا رو دیدیم که خانواده ها با وجود بچه های خیلی کوچک از لذت دیدن این منظر خودشون رو محروم نکرده بودندو داشتن نوزاد و بچه کوچک محدودیتی برای اهداف و خواسته هاشون ایجاد نمی کنه. از این فضا برای موتورسواری به بهترین نحو استفاده کرده بودند. در این سفر خانواده های زیادی خوشحال وشاد با کلی بچه می دیدیم که با وجود جاهایی که بودند مثل کنار ساحل و پارک ها که بهمون یادآوری می کرد که فرزند آوری براشون خیلی مهمه و بچه هیچ محدودیتی براشون ایجاد نمی کنه. خانواده ای که آمدند پارادیس و مهمان شما بودند . که جیکاپ یکی از بچه هاشون بود نشون داد که هر کدوم از بچه ها از کودکی به دنبال هدف و علائق خودشون هستند و پدر و مادر با وجود اینکه هر دو شاغل بودند برای بچه ها و علاقشون اهمیت قائل بودند و تربیت بچه ها هم در طی چند روز کاملا ما رو متحیر کرد.
در مورد غذا همه نوع غذایی بسته به سلیقه و علائق شما وجود داشت و اجباری به نوشیدن الکل وجود نداشت. در مورد ثروت فهمیدیم این کشور مملو از ثروت هست. قایق های تفریحی، ماشین های بسیار زیبا و خانه هایی که انگار کارتونی هستند و با نظم و معماری خارغ العاده ای که دارند ما رو جذب خودشون کردند. در مورد اون نمایشگاه اسلحه خیلی برامون جالب بود که با وجود آزادی خرید اسلحه این سطح از امنیت در این کشور وجود داره . وقتی خانم شایسته چند روز رو در پارادایس به تنهایی موندند ضمن تحسین ایشون به غلبه بر ترس و اینکه یکی از پاشنه های آشیل شون رو ازبین بردند که برامون بسیار الهام بخش بود به امنیت بالای اونجا هم می بردیم. وقتی تمام دیوارهای چوبی رو با پنجره های شیشه ای جایگزین کردین ، تفاوت امنیت آنجا در قیاس با کشورمون ما رو به فکر فرو برد. در مورد آدمها و همسایه هایی که بمحض ورود همسایه های جدید به محلشون انقدر با آغوش باز به دیدنتن میامدند و بهتون خوش آمد می گفتند. موقع طوفان و زمانیکه شما مسافرت بودین دائما از طریق اون آیفون خونه که به موبایلتون وصل بود جویای شما و احوالتون بودند . پیامک هایی که از شرکتها و بانک میامد که پشتیبانی همه ساعته در شبانه روز در صورت مواجهه با مشکل ناشی از طوفان دارین واقعا ما رو متعجب کرد . اون آقای مبل و تخت فروش که به طوفان زده ها اجازه داده بود که از تختهای نو مغازه اش برای استراحت استفاده کنند و صحبتهای دخترش واقعا یه حس جدید از انساندوستی رو تو وجودمون بیدار کرد.
وجود جو ها و لری ها واسمون خیلی قشنگ بود . اینکه پلیس آمریکا انقدر نقش حمایتی داره و با وجود چند بار مشاهده آتش در پارادایس برای کمک با آغوش باز، نه به قصد دعوا، به شما مراجعه کردند . وقتی سوخت جت اسکی تمام شد با چه احساس مسئولیتی برای کمک به سمت شما امدند. وقتی خانم شایسته نزدیک یه فروشگاه تو ماشین مشغول کارکردن روی سایت بودند و این موضوع مدت زیادی طول کشید افسر پلیس برای اینکه نکنه مشکلی براشون پیش آمده باشه به سراغشون آمدند. استاد اینا همه انقلابی در دید ما در مورد این کشور و انسانهای خارق العاده اش ایجاد کرد . حس احترام بین مردم، آنجا که گفتین اینجا مردم معمولا در را برای هم باز نگه میدارند خیلی متعجبمون کرد. آنها مسلمون نیستند اما هرچی هستند واقعا انسانیت در رفتار افرادی که شما باهاشون برخورد کردین موج می زد . شما به ایالتهای مختلفی رفتین و با اقشار مختلفی از مردم هم برخورد کردین.
در مورد فوتبال آمریکایی فهمیدیم که ورزش ها خشونت بار نیستند و چقدر باعث رشد و پیشرفت و ایجاد لحظات شاد و مفرح برای طرفدارانشون میشن.حس الهام گرفتن از اسطوره هایی مثلا تام بریدی که بسیار تاثیر گذار هستند و الگوهایی برای تمام مردم کشورشون هستند را فراموش نمی کنیم.
بازهم با تمام وجود برای این آگاهی ها سپاسگزاریم.