این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/06/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2021-06-05 07:42:142025-04-14 21:21:27سریال زندگی در بهشت | قسمت 174
911نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
دررابطه با سوال اول که تو متن نوشته شده بود من دیدگاه خیلی عمیقی نسبت به آمریکا نداشتم فقط اینو دیده بودم که یه بیابون بی آبوعلفه همون تصویری که استاد گفتن یه کاکتوس وسط بیابون و اولین تجربه شناختم به صورت عمیق از آمریکا سریال سفر به دور آمریکاست و این یعنی من خیلی خوش به حالمه
ولی من به شدت از طبیعت و آدمهای غریبه میترسیدم
از آدمها میترسیدم چون من تو یه شهر مرزی زندگی میکنم که بغل افغانستانه درواقع من از افغانی ها خیلی میترسیدم چون وقتی خیلی بچه بودم یادمه یکی از هم محله ای هامونو گروگان گرفته بودن و آخرشم کشتنش، به خاطر همین این از همون بچگی رفته بود تو وجودم که همیشه یه احساس ترس ناامنی باهام بود
و دلیل دیگه ترس از آدما فیلمهایی از آدمایی بود که مشکلات روانی داشتن دیده بودم که آسیبهای عجیبوغریب میرسوندن به بقیه
از طبیعت میترسیدم به دلیل بازم فیلمهایی که دیده بودم که همش طبیعتو به طرز وحشتناک و مرموزی نشون میدادن
از آب میترسیدم چون یه عزیزی رو از دست داده بودم که تو آب غرق شده بود
حالا تاثیر سریال سفر به دور آمریکا
اولا که دیدن اون همه استیت پارکها و اون همه جنگلو درختو سرسبزی اون تصویر بیابون با کاکتوسو کلا شست
دوم اینکه من میدیدم چقدر آدمها تو اون طبیعت و جنگلها و درختا چه امنیتی وجود داره که این همه آدم شبا هم میمونن با خیال آسوده تو جنگل اصلا ترس من از طبیعت رو ازبین برد که من یکو نیم سال پیش خودم تنها رفتم جنگل
من به دلیل این ترس از آدما و طبیعت هیچوقت به زیبایی طبیعت و آدمها هیچ توجهی نداشتم فقط میترسیدم
دفعه اول اون وقتی که استاد و مایک و خانوم شایسته رفتن تو غار یه وحشتی رو حس کردم من فیلمشو داشتم میدیدم میترسیدم میگفتم اتفاقی نیافته واسشون
در مورد ترس از آدمها اینکه میدیدم استاد انقد راحت با آدمای غریبه که دفعه اول میبینتشون ارتباط برقرار میکنه مخصوصا تو قسمتی که رفتن خونه ی خانوم کتی و اونقدر راحت اعتماد کردن به همدیگه و اتفاقا اونقدم صمیمی اونم با یه بار دیدن چون من خودم خیلی راحت ارتباط برقرا نمیکنم با آدمها اونم در این حدی که یه بار ببینم طرفو بعد برم خونش ولی قسمت خانوم کتی کلا این باورو ساخت که دنیا علاوه بر اینکه آدم ناجور داره کلی ام آدم جور داره که میشه بهشون اعتماد کرد و کلی از حضورشون لذت برد و دوما ارتباط برقرار کردن با آدما خیلی راحته در این حد که میتونی همون دفعه اول بری خونش
اون قسمتی که خانوم شایسته دم صبح رفتن کنار آب و اون شعر زیبای سهرابو خوندن اینارو به خودم گفتم که چه زیبایی رو از خودم دریغ کردم، از خودم که دریغ کرده بودم هیچی هر کسی میخواست بره شمال اولا همه تلاشی میکردم که نرن دوما وقتی میرفتن میگفتم حداقل نزدیک آب نرین از دور ببیین.
به خاطر اتفاقی که افتاده بود من دریا یا یه جایی که آب جمع شده بود حتی تو تلویزیون میدیدم حالم بد میشد از آب به شدت میترسیدم انقدر که زمان دانشگاه دوستم کلا برنامه گذاشته بود که تو باید بیای استخر
بهش میگفتم توهم نباید بری تازه به من میگی بیام من نمیام شنا بلد نیستم کلی پیچوندمش ولی مصرتر از این حرفا بود بلخره موفق شد رفتم باهاش بعد فتوایی که میدادم این بود استخر رفتن مشکل نداره ولی دریا و دریاچه نباید رفت
بعد تو سریال سفر به دور امریکا کلا همه ملت تو دریا و دریاچه بودن استادم که هرجا آب میدید چشم بهم میزدی تو آب بود و اینارو الان که مینویسم میفهمم که چقدر خیلی ریز و آروم آروم این ترس از آب از درونم رفته ترس و حس ناخوشایندی که به آب داشتم
در مورد سریال زندگی در بهشت
اگر بخام صادق باشم باهاتون روزی که فایل قسمت اول اومد رو سایت گفتم فک نکنم اونقدی جذاب باشه مثل سفر به دور آمریکا چون اونجا سفره هر روز یه جای جدید ولی این زندگی در بهشت آخه تکراری میشه دیگه
چرا؟
چون من تا قبل سریال زندگی در بهشت هر چی زندگی دیده بودم این بود که خانوم باید تو خونه باشه و آشپزی و آقا هم بیرون کار کنه اصطلاحی که همیشه به کار میبردم این بود زندگی مرغو خروسی که تمام دغدغه خانوم اینه که نهار چی بپزم ناهارو میخورن بلافاصله میگه شامو حالا چیکار کنم؟
تازه مضرات این شکل از زندگی خیلی بیشتر از فوایدشه مثلا تو فرهنگ ما خانوم هرکاری میخاد بکنه باید اجازه بگیره از شوهرش حتی اگه بخاد بره خونه ی مامانش کلا هیچ اختیاری نداره و این اصلا تو کت من نمیره تازه اینکه بقیه خانوما اینو پذیرفتنم تو کت من نمیره همش میگم چه جوری اینجوری زندگی میکنید؟ و جوابشون اینه همینه دیگه اون مرده من زن
سریال زندگی در بهشت که ادامه دار شد چیزی که میدیدم از زندگی مشترک با چیزی که یک عمر دیده بودم فرقش دقیقا از زمین تا آسمون بود که زندگی علاوه بر اینکه میتونه استقلال آدم توش حفظ بشه خیلی ام لذت بخشه که با یه نفر که باهات جوره لحظه هاتو شریک بشی بدون ذره ای وابستگی و چسبندگی به طرف مقابل چون تنها عشقی که دیده بودم مامان بابای خودم بود که اون موقعها که عشقشون بهم زیاد بود بابام از سر کار که میومد و اگر مامانم خونه نبود میرفت دم در حیاط و نمیومد خونه حتی چایی که من یا خواهرم واسش درست میکردیمو نمیخورد درسته قشنگ بود، یعنی ادا نبود، واقعی بود، ولی خب عشقی بود که وابستگی قاطی داشت و این حالت از چسبندگی واسه من جالب نبود هیچوقت ولی این شکل از رابطه بین استاد و خانوم شایسته اصلا یه عشق بی قیدو شرط که نظیرشو هیجا ندیدم نه تو فیلمای عاشقانه نه تو کتابا نه تو زندگیهای اطرافم فقط مامان بابام بودن که اونام عشقشون ته کشید کم کم
خلاصه علاقمند شدم به تجربه ی این نوع از عشق و زندگی مشترک اگه عروسی دعوت شدید بدونید اصل قضیه از کجا آب میخوره
خیلی خلاصه نوشتم ولی شما باور نکنید که تاثیر این مستندا همینقدر خلاصست عمیقه به شدت هم عمیقه اونقد که اگه بخامم نمیتونم همشو بنویسم هردفعه یکی از زوایاش تو کامنتها نوشته میشه.همینقدر عمیق ازتون سپاسگزارم خانوم شایسته به خاطر این سریالهای واقعی که حقیقتهارو به تصویر کشیدید حقیقتهای که در به در دنبالشون بودم که تایید بشن،دمتون عجیب گرمه.
دیدگاه من در مورد آمریکا این بود که کسی پولدار میشه میره امریکا حتما میره یه زن دیگه میگیره. فکر میکردم کسانی که تو امریکا زندگی میکنن برای خانواده ارزشی قائل نیستند و هر کاری دلش بخواد میکنه.
فکر میکردم مردایی که پولدارن برای زناشون احترام قائل نمیشه و دائم توسرش میزنه.
با دیدن شما دیدم که مردایی هم هستن که با همسرشون مهربونن و خانوادشون رو دوست دارن.
فکر میکردم اونجا که حجاب نیست هر کسی به حقوق ادم های دیگه تجاوز میکنه و هرج و مرجه.
اما الان میفهمم که این افکار بد به خاطر ذهن مریض و افکار مریضی هست که ما در ذهنمون داریم.
در کل دیدگاه من در مورد آمریکا و مردم این کشور خوب بوده فقط چند تا موضوع هست یکی این پیش فرض بود که دوستانی که به اروپا و آمریکا صفر کرده اند اغلب می گفتند اونجا نمیشه چند تا خونه یا ماشین یا خونه ی بزرگ داشته باشی و یه خونه ی کوچیک و اغلب هم زن و مرد باید به شدت کار کنند تا مایحتاج رو تامین کنند و در قبال این زندگی آزادی هایی رو نسبت به ایران به دست میاری. که دیدن سریال زندگی در بهشت کلا دیدت رو عوض می کنه. من حقیقتش فکر می کردم مردم آمریکا آپارتمان نشین هستند و شاید این تصویر ذهنی من از شهرهای مدرن داخل تلویزیون بود.
و دیگه این که برای مهاجرت به کشورهایی مثل آمریکا حتما باید نخبه باشی چون در اطراف خودم اغلب افرادی مهاجرت کردند نخبه بودند البته هنوز هم در ذهنم ریشه ای عمیق داره🤔🤔
و موضوع دیگه در مورد روابط خانوادگیشون بود البته فیلم هایی که من دیدم خیلی هم از تلویزیون ایران پخش نشدند و یک عدم پایبندی و تعهد در این فیلم ها دیده میشه و البته چون من خیلی کتاب های روانشناسی می خونم و نویسنده های اینها معمولا آمریکایی یا اروپایی هستند با خودم می گفتم امکان نداره وقتی این ها اینقدر کتاب در مورد خانواده و تربیت فرزندان دارند و در واقع روی این مباحث وقت گذاشته شده و مطالعه شده پس به این نظام اهمیت میدن و براش برنامه ریزی دارند. که پیش فرضی از معلم دینیمون توی ذهنم میومد که این ها رو برای شما میسازن. و در یک کشمکش درونی که آیا برای ما می سازند یا باید دیدگاهمون رو در مورد رابطه و ازدواج تغییر بدیم🤔
و در آخر هم از استاد عزیز تشکر می کنم بابت تلاش برای گذاشتن پیش فرض های زیبا در ذهن ما. در پناه الله یکتا شاد پیروز و ثروتمند باشید.
استاد سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت نه تنها نگاه من به مردم امریکا و. نوع زندگی اونجا و طبیعتش و جغرافیا و فرهنگش تغییر داد بلکه نوع نگاهم به تمام آدما و جهان تغییر داد
قبلا خیلی حجاب واسم مهم بود اگه آدم بی حجابی میدیدم تو ذهنم این میومد که قیامت از تار مو آویزونش میکنن و. حالا این فرد واسه مردا آرایش کرده و …ولی با دیدن خانومای آمریکایی و جوری که شما نشونشون میدادین ذهنیتم کلا تغییر کرد و همه آدما فارغ از حجاب و نوع پوشش دوست دارم و نگاهم بهشون عوض شده نسبت به تار موهای مردم حساس نیستم😀
استاد حتی دیگه آدمارو قضاوت نمیکنم
نمیگم فلانی مسیحی یا یهودیه هر دینی که فکرش کنین
و این بزرگترین نتیجه است
این که آدمارو از روی ظاهرشون یا دینشون یا رنگشون قضوت نکنم خودش بزرگترین نتیجه است
عاشق خدایی هستم که من وارد این مسیر کرد
استاد امیدوارم این متن بخونی چون میخوام یه خبر عالی بهتون بدم 😎
استاد ما خونه نداشتیم کلی پدر مادرم اذیت بودن همیشه مادرم آرزوی خونه داشتن داشت تو این همه سال زندگیش این مشکل باهاش بود هیچ جوره حل نمیشد
چندین سال دعا و گریه و زاری و نذر و نیاز و جادو 😄و…انجام داد
متوسل میشد به همه
از همه التماس دعا داشت و ….
وقتی من با شما آشنا شدم با وجود اینکه کارم اشتباه بود و نباید کسی به زور وارد این مسیر میکردم یا حتی دربارتون حرف میزدم
من رو یه کاغذ کوچیک چند تا باور خوب نوشتم واسه مامانم
من لایق داشتن زیباترین خونه هستم
خدا از بهترین راه واسم خونه میسازه
و چند تا باور خوجمل دیگه
و ب مامانم گفتم از روی اینا روزی یه بار بخون
یک سال گذشت گفت اتفاقی نیوفتاد که
گفتم مامان از خدا بخواه تا بهت بده رها کن بقیه رو
استاد بعد 26سال پدر مادرم دارن خونه خودشون میسازن
استاد اصن به صورت معجزه وار پول جور میشه. یه آدمایی واسه بنایی و قالب بندی و …سر راهشون قرار میگیرن که اصن مشخص دستان خداوند هستن
آدمای مهربون و متعهد و کاری
ینی طرف زنگ میزنه فلانی بیا بریم سرامیک بخریم بعد میره تو کارخونه بهش میگن از کجا میدونستی سرامیک امروز قیمتش کلی افت کرده که اومدی
کلی ازاین اتفاق ها افتاده
با نهاااایت لذت و آرامش دارن خونه میسازن
و اینقدر لذت بخشه که واسه منم یه تجربه فوق العاده شده
استاد میخوام این بگم بهتون مادر منی که اصن شمارو قبول نداره اصن حرفاتون نمیدونه اصن قانون نمیشناسه با اجرای قانون قانون به ساده ترین شکل ممکن این نتیجه بزرگ گرفته پس نتایج میاد حتما و هیچ چیزی بیهوده نیست اگه الان تلاش میکنی و نتیجه نمیاد نگران نباش چون قانون حتما جواب میده و کم کم نتایج میبینی❤
مسابقه که تموم شده اما دلم میخواد راجع به این قسمت بگم هنوزم کامنتها رو نخوندم ببینم بقیه چی گفتن اما برداشت های خودمو میگم
از اول فایل توجه م یکی به اون بارون نم زیبای پشت سرتون جلب شد و حس عالی بهم تزریق شد یکی زیرنویس انگلیسی که خیلی ایده جالب و باحالی بود از همه لحاظ هم تقویت زبان هم فکر به اینکه چقدر ذهنتون هر لحظه پر از ایده میشه هربار بیشتر
استاد عزیزم امروز با صحبتهای شما یه لحظه عمیق به این موضوع فکر کردم که چقدر ذهنمون و با چیزهایی که فقط شنیده هامون و یا دیده های اینور پرده پر شده بود در حالی که از پشت پرده اتفاقات خبر نداشتیم یاد نگرفته بودیم تو هرچیز نکات مثبتشو ببینیم یا قضاوت نکنیم یا بفهمیم اگه داریم این اخبار نامناسب راجع به جنگ و سیاست کشورها رو میبینیم لابد جذبش کردیم و خیلی چیزهای دیگه ..
راستش من ذهنیت بدی نسبت به آمریکا نداشتم و هروقت تو ذهنم اسمش میومد یاد برجهای بلندش و ساختمان های چراغونیش و در یه کلام نیویورک میفتادم علاقه ای به فیلم های وسترن نداشتم و اصلا یدونه فیلم وسترن هم ندیدم شاید گذری یا تبلیغی دیده باشم ازش برای همین آمریکا رو خشک تصور نمیکردم اما سرسبز هم نه مدرن بیشتر اصلا فکر نمیکردم جای سرسبزی داشته باشه مگه خیلی کم که اونم تو یسری از فیلماش دیدم که همون روستاهاش بود با دیدن اون قسمت از سریال زندگی در بهشت که شما گفتین زندگی روستایی تو امریکا خیلی هزینه بر تر و شاید لاکچری تر از زندگی در شهرهاش باشه گفتم ااا دختر فکر کن زندگی باحال روستایی دوشیدن شیر گاو مرغ و خروس مزرعه سرسبزی همه اینهایی که اینجا شاید بهش بگن زندگی چیپ یا حالا هر اسمی اونجا سبک زندگی و سبک عالی زندگی پر از حس خوب تمیزی تو کشور ما اگه اطراف تهران بری یا جاهای روستایی که مرغ و خروس یا مزرعه یا سبک زندگی روستایی داشته باشه معمولا یا اطرافش یا خود اونجاها خیلی تمیز نیست یعنی تا جایی که من دیدم فقط برای محصول از حیوانات یا اون مزرعه استفاده میکنن حتی اگه شمال کشور باشه که پر از سرسبزیه بازم گل و لای و غیر تمیزی وجود داره ندیدم کسی لذت ببره از داشتن مزرعه یا نگهداری حیواناات اینچنینی سایدم ایراد از نگاه منه اما دیدم تو زندگی در بهشت که در عین تمیزی و سرسبزی و هرچیز دیگه ای همه کسایی که باغی دارن محصولی دارن حیوونی غیر از حیوانات خانگی دارن با عشق دارن ازش نگهداری میکنن و لذت میبرن 😍
همه شادن همه لبخند دارن هیچ کس اخمی بر چهره نداره هیچ کس به کار کس دیگه کار نداره کسی دنبال حاشیه نیست یا اصلا خم ب ابرو بیاره چرا داری از من فیلم میگیری
حتی زندگی مدرن شهری جوری که تو فیلما دیدم یا اکشن و اسلحه بازی بود یا کازینو کاباره و دنس و مشروب و فکر میکردم اینقدر شهر هرت که یکی میره راحت مست میکنه اسلحه هم که آزاده یهو تو خیابون دعوات بشه اسلحه میگیره سمتت 😂 نگو قانون اونجا حرف اول و میزنه و اصلا بی قانونی وجود نداره خاله عمو سلبریتی هم نداره همه بایذثد از قانون پیروی کنن یا قبلا میگفتم اگه برم امریکا اونجا چون پوشش ازاده مشروبم ازاده میان گیر میدن پیشنهادات بیشرمانه میدن و مجبورت میکنن عمل کنی 🤦🏻♀️ از کجا اینو تو ذهنم ساخته شده بود قطعا فیلمها در صورتی که دیدم تو سریال زندگی در بهشت که هیچ کس به حریم شخصی کس دیگه کاری نداره و حتی یه خیابونی هم هست که جای خوردن مشروبات الکلی یا زدن و رقصیدن و کلن عشق و حاله هم باز ازین صحنه ها وجود نداره و اجباری وجود نداره
وقتی دیدم خرید میکنی از فروشگاهای بزرگ و کسی بالا سرت نیست جنس هات و حساب کنه یا یکی جلوی در وایسه کیسه هاتو چک کنه فکم افتاد زمین اعتماد و خود ارزشی به کار و یاد گرفتم
یا وقتی دیدم تمام فروشنده ها و صاحبان مشاغل با روی خوش و لبخند با مشتری برخورد میکنن با وجود حجم بالای مشتری اخلاق خوبشون دارن و اصلا خستگی در چهره هاشون مشخص نیست در صلح بودن با خود و یاد گرفتم و کلییی چیزهای دیگه که همشو سپاسگذار مریم عزیزم و استاد عزیزم هستم که با ما به اشتراک گذاشتن و دیدگاه ما رو به صورت واضح با وقایع پشت پرده آشنا کردن یادمون دادن که حتی اگه یه مکانی یا یه شغلی یا حتی یه سبکی رو نشونمون دادن با دوربینشون که ما خیلی به این دوربین اعتماد داریم باز هم بریم و خودمون راجع بهش تحقیق کنیم سرچ کنیم اطلاعات بیشتری کسب کنیم و به همین دوربین و توضیحات بسنده نکنیم دوستتون دارم عزیزهای دل 😘😘😍
من اوایل وقتی با سایت عباسمنش آشنا شده بودم فکر میکردم که مثل فیلمهایی که در تلویزیون بودم است و نویسنده و کارگردان…… داره و نقش بازی کردنه
اما بعد از گذشت چند وقت وقتی دقت کردم به حرفهای استاد و خانم شایسته دیدم کلش واقعیه
ذهنیت من در مورد آمریکا
اینکه هر اتفاقی که در هر کشوری که میوفته اطرافیانم میگن آره همش تقصیر امریکاست اگر قیمت اجناسی بالا بره میگن خاکبرسره امریکایا
اگر توی کشوری جنگ باشه حتی هیچ ربطی به امریکا نداشته باشه میگن مرگ بر امریکا همون لعنتیا پشتیبانیشون میکنن از اونا حمایت میگیرن
اگر یه خانواده مذهبی یه تیپ جدیدی میزنن میگن خدا لعنت کنه این کافرای امریکایی رو که هر چی میکشیم بخاطر ایناست
میگن پول نیست چون همه رو اونا تصرف کردن
کل ملت عادت کردن که بخاطر تنبلی خودشون یک شخص یا یک کشوری رو مقصر بدونن
بخاطر همین شنیده هایی که داشتم دلم نمیخاست سفر کنم یه ذهنیت داغونی داشتم
هیچ وقت فیلمی از هیچ کشور خارجی ندیده بودم
ولی از وقتی سفر به دور امریکا رو دیدم و اون طبیعت زیبا اون همه پر آبی و اون همه فراوانی و حال خوب یه رابطه ای که استاد با خدا داشت رو هیچ وقت هیج وقت در زندگیم ندیده بودم
میگفتم مگه میشه اینقدر آدم به خدا نزدیک باشه وقتی ادامه دادم فایلهای استاد رو دیدم که بله میشه
یه رابطه عالی زندگی مشترک عالی مگه میشه اینقدر عاشقانه باشه اینقدر صادقانه اینقدر پر از انرژی اینقدر با هماهنگ اینقدر دوستانه اینقدر آزادانه اینقدر لذت بخش خیلی
ذهنیتی که از یه رابطه داشتم همش کنترل کردن بود همش تغییر دادن فرد بود در زندگی مشترک همش زور گویی بود
این رابطه ای که دیدم از شما فکر میکردم فقط در رویا میتونه وجود داشته باشه ولی در واقیعت نیست
اما با دیدن سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت کل این زاویه دید تغییر کرد گفتم پس میشه باشه و تجربه داشته باشه آدم
رابطه خانم شایسته چقدر عالی بود با مایک
در مورد تربیت فرزند
چقدر دیدگاهتون در مورد مایک فرق داشت با بقیه پدرانی که من دیده بودم اولش پدر خودم شما کنترل نمیکردین مایک رو که کجا میره چه کار میکنه با کی حرف میزنه چقدر آزادانه زندگی میکرد بدون اون قسمتی که در سفر به دور امریکا مایک که شرط بندی کرده بود و اون پول رو گرفتین که یادش باشه که دیگه سرچیزی که مطمئن نیست پولش رو نذاره وسط خیلی برام جالب بود
کلا دید تربیت فرزند تغییر کرد برام
خیلی از دیدگاهام رو تغییر داد سفر به دور امریکا چند بار نگاه کردم بازم از اول شروع کردم تک تک دانلود میکنم و نگاه میکنم و درس میگیرم الان تا قسمت ۱۵ دیدم خیلی جالبه
در سریال زندگی در بهشت یه زندگی عالی در دل طبیعت خونه ای روی آب عاشق یه همچین فضایی هستم برای زندگی
ذهنیت اشتباهی که داشتم در مورد مهمونی رفتن و مهمون آمدن وقتی دیدم خونه ی شما مهمون اومد اونا فامیل هم نبودن که بگیم نزدیکی مهمه ولی خیلی جالب بود اینجور دوستی چقدر خوش گذشت بهتون دیپ ما رو هم نسبت به این تغییر دادین که سخت گیری نکنیم وقتی مهمون میاد یا میریم جایی خیلی ساده هم میشه کنار هم لذت برد مهم نیست غذاهای رنگا رنگ درست کنیم و کل وقتمون رو بذاریم توی آشپز خونه مهم اینکه از کنار هم بودن بیشتر لذت ببریم
چقدر انسانهای شریف و دوستداشتنی بودن کل خونه رو مثل دسته ی گل تمیز کردن و نامه سپاسگزاری هم نوشته بودن و رفتن کلا برعکس مهمونیهایی که بقیه جاها هست
اونجاهایی که در مورد سلامتی گفتین که مردم شایعه کردن برای واکسن این ویروس دقیقا درسته چند وقت پیش پدر خودم میگفت با این واکسن میخان مردم رو دستی دستی بکشن میگفت توی اخبار شنیدم پدر منم مثل پدر شما از شب تا صبح و زمانهایی که بیکاره کلا اخبار گوش میده
راستش استاد وقتی در مورد زندگی تون گفتین توی فایلهاتون دقیقا انگار یه آینه است و داره خوده منو نشون میده بهم این خیلی برام جالبه
اون قیمتی رویاهایی که نیستن رو وقتی دیدم اون خونه سیمانی و اون اتاق ذهنیتم کلا در مورد اینکه ملت میگفتن نمیشه تغییر کرد به میشه وقتی دیدم که یه آدمی از اون شرایط الان از همه چیز پر شده گفتم پس میشه
کافیه ذهن سالم داشته باشم و خودم رو بشناسم
کنترل ذهن داشته باشم
ورودی های ذهنم رو کنترل کنم
احساس خوب داشته باشم که مساوی با اتفاقات خوبه
ایمان داشته باشم
الانم کلی چیز در زندگیم تغییر کرده شاید از نظر بقیه چیز کوچیکه و بی معنایی باشه ولی دید مردم اهمیتی نداره مهم خودمم که هر تغییر کوچیک برام یه دنیا ارزش داره
سپاسگزارم از شما که دستی ارزشمند از دستان خدا شدید برای این تغییر
بازم هست برای نوشتن ولی چیزهایی که کلمات کم میارن آدم هر چقدر بنویسه تمومی نداره
سلام من معمولا کامنت نمیزارم و یکی از این دلایلی که کامنت نمیزارم این بود که اقا من به خودم میگفتم کامنتشو من میزارم بعد سایت استاد الکساش بهبود پیدا میکنه رتبه سایت میاد پایین تر و هیچ نفعی برای ما نداره که من وقتمو بزارم واسه کامنت گذاشتن رفته رفته که دوباره شروع کردم به اینکه روی باورهام کار کنم به این نتیجه رسیدم که اولا اگه من اینجوری فکر کنم یعنی دارم تو ذهنم یه ویروس بدی رو میسازم با این عنوان که ادم ها فقط به فکر خودشون هستند همیشه در جهت منافع خودشون از دیگران استفاده میکنند
بعد منکه نشستم با خودم فکر کردم گفتم اقا این چه فکریه اخه؟همین کامنت ها تونستن بهت کمک کنند یا نه؟ وخلاصه به صورت منطقی تمرکزم گذاشتم روی نتایجی که بوجود اومده و این دیدگاه غلط تغییر دادم
خیلی خوشحالم که بعداز یه دوره تکاملی میتونم متوجه بشم کجاها ذهنم داره به سمت چیزهای اشتباه میره و با صحبت کردن درمورد خودم و منطقی کردن و مثال زدن اون حل میکنم
———————————————————————–
در مورد امریکا باید بگم
1)قبل تماشای فایل های سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت
از نظر اب و هوایی این کشور یه کشور خشک و بی اب و علف میدیدم مخصوصا منی که تو یزد زندگی میکنم دیگه خیلی برام قابل لمس هست چون اینجا کلا بی اب و علفه خخخخ
از نظر تفنگ و ادم کشی و جنایت من از بچگی فیلم های امریکایی که توش همش ادم کشی بود و حتی این اخبار که همش میگفتن اقا اونجا تفنگ ازاده و خیلی راحت میتونید همدیگر بکشید و درنهایت هم پلیس تو رو زندانی میکنه یا با پرداخت جریمه موضوع حل میشه
یادمه از یکی از سخنران های مطرحی سیاسی کشور اینقدر در مورد امار تجاوز و بچه های حرومزاده در مورد این کشور صحبت کرد که دیگ حالم بهم زد
حتی من بعداز اینکه با این کلاس هاو فایل ها اشنا شدم و یه ارزوی جدیدی در من شکل گرفت که منم میخوام مهاجرت کنم اولین جایی که به ذهنم رسید کشورهای اروپایی بود و هرکی میگفت امریکا میگفتم نه امنیت جانی داره نه امنیت جسمی میدونی هرساله چندین هزار دانشجو اعتراض میکنند که بهشون تجاوز میشه
یا اینکه در مورد پلیس هاشون که بهمون نشون میدادن به طور وحشیانه با ادمها برخورد میکنند و یا تیکه ای معروف که معمولا تو فیلم های امریکایی هست یا شایدم تو ذهن من مونده اینکه که یه دختری کنار خیابون های امریکا داره میره پسرهای امریکایی میخوان بهشون اذیت کنند و و و و
سریال زندگی در بهشت که دیدم اصن باورتون نمیشه کلا هنگ بودم که اقا این چه طبیعت رویایی داره تو دل طبیعت یه رودخونه از وسطش رد بشه نمیدونم کدوم قسمت از سریال سفربه دور امریکا بود که من عاشقش شدم ولی یادمه اون قسمت که اسب سواری میکردید این طبیعت من فقط تو فیلم های اروپایی دیدم
چون معمولا فیلم های اروپایی که در مورد تاریخشون ساخته میشد همیشه همیشه این طبیعت این کشور نشون میداد
یکی از فیلم های امریکایی مزخرفی که جدیدا من دیدم و کاملا باورها و شنیده های دوران کودکی من رو مثل یک ایینه برای من بر انگیخته کرد فیلم پاکسازی بود خیلی مزخرف بود.
حتی استاد فیلم چیه همین بازی های کامپیوتری جی تی ای نگاه کنید ما بازی میکردیم صحنه های بازی مال فلوریدای امریکاس که مثلا در حالت پیاده میاد کنار خیابون که ادمای کنار خیابون بزنه و بعد اونا هم اسلحه درمیارن و میزنند به هم دیگه و از این حرفا!!
تو سریال سفر به دور امریکا یا سریال زندگی در بهشت اون دوستایی که اومدن پیشتون که چندروزی در کنار هم تفریح کنید دیدم خیلی راحتید
حتی اون شخصی که اومد پمپ ابتون درست کنه که بعدش چند شیشه ترشی براتون اورد خیلی جالب بود بندده خدا بیاد پمپ اب خونه شمارو درست کنه بعد یه هدیه هم بعدش براتون بیاره که اون جا من معتقد تر شدم نسبت به این موضوع که اقا فرکانس های ماست که ادم های خوب به سمتمون میاره
2)بعد استاد اون موقع که بچه بودیم فقط همین یه تلویزیون و خانواده و مدرسه رو داشتیم
صبح که از خواب بیدار میشیدیم یه خبر داشتیم ساعت 7 صبح فک کنم در مورد جنایت های امریکا و حملات به افغانستان و عراق و داستان های اینجوری تو مدرسه که میومدیم یه مرگ برامریکایی و تو سخنرانی هایی که به دلیل ایام محرم یا هرچیزی همیشه از جنایت های امریکا صحبت میشد
من همیشه چون نه اینکه سنمم پایین تر بود این فیلم های و حرفهای ادم بزرگها رو که میشنیدم به برو برگشت میپذرفتم و چنان غولی تو ذهنم میساختم که اقا اینا دیگه چی هستن بعد استاد یه نکته دیگ هم دوتا تفکرم همیشه بک گرند ذهن ماها بوده و الانم هست یکیش تفکر تئوری توطئه یکی دیگش تفکر تقسیم که ادما به خوب بد
تفکر تئوری توطئه که از توطئه هایی که برای اماما کردن برای کشتنشون تا گروهی که جهان اداره میکنه تا الان که میگن همه چی زیر سراخونداست این تفکر اگ دقت بکنید از بچه ی کوچیک تو یه خانواده تا ادم های بزرگ صدر کشور دارن که همش میگن تصیر اونه اون توطئه کرده اون فلانه
و تقسیم کردن ادما به خوب و بد مطلق که اونم باز از خانواده و رسانه و مدرسه که بچه ها رو مبصر کلاس به خوب و بد تقسیم کرد این دوتا تفکر باعث شد من بگم امریکا اقه،بد، مزخرفه و ادمم دور چیز بد نباید بره
به جاش کربلا خوبه،مکه خوبه یادمه اون موقع هم به تیکه میگفتن اقازاده ها بچه هاشون تو امریکا و عشق و حال
ما ادمای خوب بچه هامون یا خودمون تو کربلا و مکه هستیم یعنی یه جورایی امریکا نماد عشق حال و اینا بود کربلا نماد زیبایی ها بود بعد امریکا معمولا لب ساحلش چون متفاوت بود همه لخت بود یا اون حجابی که برای ما تعریف کرده بودن نداشتن به ما میگفتن اقا این میرن لب ساحل اینجوری بعد تحریک میشن و بعد خلاصه کارهای شیطونی میکنند بعد ماهم که بچه بودیم خلاصه یه باغ وحشی رو برای خودمون تصور میکردیم که میرن اونجا و س ک س میکنند همه راحت و ازاد هر کار میخوان میکنند.
حتی از حرف های خمینی هم پخش میکردن که میگفت اینا از ازادی لب در یا و عشق حالشو میخوان که گناهه و شیطان درقلب امریکایی ها رخنه کرده
شاید اینا رو که میخونی الان خنده دار باشه اما باورتون نمیشه استاد من هی مینویسم هی فی البدائه یه چیزی میاد به ذهنم میگم بزار بنویسم شاید جالب باشه
خلاصه ی حرفام بخوام بگم اینه تفکرات من جوری ساخته شده بود که وقتی اسم امریکا میومد در کنارش صفات ظلم،جنایت،فساد، پورن استار،قتل و عام،شیطان، کشور خشک و بی اب علف(به خاطر مکزیکش)،ترسناک(بخاطر فیلم های ترسناکش)،ادم هایی وحشی هم به ذهنمون میومد خب نکته ی مثبت این اینه که نشون میده که اگر خودت اینجوری بمباران اطلاعاتی بکنی میتونی برعکس این تو ذهنت بسازی که یکی از اون این دوتاسریال بود که یه جاهاهیش خیلی عجیبه برام
اون جاهایی که شما میرید و از مردم فیلم میگیرید اولین تصوری که به ذهنم میاد اینه که یکی الان بلند میشه با استاد درگیر میشه استاد چه دل و جرئتی داره باوا میره فیلم میگیره این ذهنیت همیشه بالاستثنا میومد به ذهنم
اما خب الان خیلی نسبت به اون موقع بهتر شدم یکیش با این اطلاعات که اینایی که اینقدر بدشو میگن خودشون هم که این همه جنایت کردن و از اون طرف هم توجه به زیبایی هاش.
در کل من خیلی دیدم نسبت به این کشور و ادما تغییر کرده که اگر بخوام توضیح بدم خیلی بیشتر از ایناست و هی به ذهنم میاد مثلا دیگ از اتفاقاتی که تو پرادایس افتاد و بازم دیدم نسبت به مامورین دولتیش تغییر داد این بود که درخت ها رو که اتیش زدین اونا به جای جنگیدن با شما و چرا اینکار کردین اونا داشتن اتیش خاموش میکردن و برخورد خیلی خوبی باهاتون داشتن،میگم چون خیلی پلیس رو هم تو ذهن ما ترسناک کردن همین یه مدت پیش هم موضوعی کشتن یه سیاه پوست که توسط یه پلیس کشته رسانه ایش کردن اینقدر این موضوع کشش دادن تو رسانه ها این داستان سیاه پوست و سفید پوست هم خیلی تاثیرگذار بود که دیدم نسبت به پلیس های این شهر بد کنه.
هرکی تا اینجای کامنت واقعا خوند کامنت لایک کنه ببینم ایا واقعا کسی هم هست که تا اینجا بخونه خخخخخ
من حمید ریگی هستم متولد ۱۳۷۰ فعلا ساکن زاهدانم یک مهاجرت به قشم دارم بزودی و قبلا مهاجرت هایی داشتم که نوشته بودم توی کامنت های قبلی ام و کامل میخوام توضیح بدم دوباره
اولین چیزی که توی این فایل چشم منو گرفت یکی اون صورت صاف و شفاف تون بود و بعد هوای بارونی پشت سرتون 😍❤️😍
دوست دارم در مورد این فایل بنویسم از تجربیات خودم و خودمو معرفی کردم چون دقیقا میخوام در مورد خودم و فامیل ام و شهرم بگم
استاد دوست دارم یکم از خصوصیات شما در خودم بگم که چقدر من شباهت دارم به شما و بعد تجربه هامو بگم در مورد فایل تون
استاد من همیشه هر فایلی از شما رو که نگاه میکنم این جمله توی ذهن من میاد به صورت ناخودآگاه که چقدر من به خصوصیات اخلاقی شما نزدیکم و چقدر درسته حرفتون و همیشه حرفهاتون رو تایید میکنم چه در مود نماز و چه در مورد ازدواج و روابط …..
وقتی که شما فایل میذاشتین انگار حرفهای من تایید میشید یعنی دوطرفه بود
۱- ( پیش فرض من در مورد امریکا )
و وقتی شما در مورد امریکا صحبت کردین که چه پیش فرض هایی دارید من همینطور داشتم فک میکردم که حتی یک پیش فرض بدی در مورد امریکا داشته باشم و هیچی به فکرم نیومد چون من هیچ پیش فرض بدی به امریکا نداشتم و همیشه هر موقع هر چیزی رو که از کسی میشنیدم خیلی زود باورش نمیکردم و در موردش فک میکردم و جدی نمیگرفتم و برگشتم به بچگی ام که دیدم من توی شرایطی بزرگ شدم که فقط کار بوده یعنی من از بچگی علاقه داشتم به پول در آوردن و مستقل بودن که حتی توی ۱۰-۱۱سالگی ام من مستقل بودم یعنی هر جایی که دوست داشتم میرفتم و هر جایی که دوست داشتم سفر میکردم با هزینه های خودم یعنی شاگردی میکردم و بعد هر چی دوست داشتم میخریدم برای خودم توی سن کم که خیلی برام جالبه الان که مینویسم چون پدر و مادرم از بچگی بهم اعتماد داشتن و کاری به کار من نداشتن
در مورد حرفهای شما برعکسه یعنی خیلی زود قبول میکنم حرفهای شما رو چون دقیقا با ذهنیت من میخونه و انگار خودمم همینطور ام ولی خودم نمیدونستم چون فک میکردم ذهنیت من شاید درست نباشه مثلا در مورد روابط و ازدواج و نماز و مهاجرت که خیلی اوکی ام در حدی که اطرافیان نزدیکم همیشه بهم میگن تو خیلی نترسی تو خیلی سنگ دلی چطور دلت تنگ نمیشه و تو چطور میتونی اینقد زود تصمیم بگیری تو چطور میتونی ارتباط برقرار کنی با اینکه زبون شون رو نمیدونی و …… ولی من عاشق تجربه کردن خودمم و روحیه خوبی دارم برای مکان های جدید و ناشناخته
من توی بچگی خیلی کم اخبار نگاه میکردم و خیلی توی این فکرها نبودم از بچگی بیشتر علاقه ام توی کار کردن و بازار و پول در آوردن بود
چیزهایی کمی که از امریکا شنیده بودم رو خیلی جدی نمیگرفتم و اتفاقا خیلی ام دوست داشتم تا با خارجی ها ارتباط بگیرم چون خیلی اونها رو از خودم جلوتر میدیدم
ولی از زمانی که من فایل های سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت رو دیدم اول اینکه خیلی خیلی بهم کمک کرد تا من محصولاتی که خریدم رو بهتر بفهمم و بعد من اصلا فکرشو نمیکردم که امریکا اینقد سرسبز باشه 😍🌳🌴🍀🌲🎄🪴😍 و از اونجای ام که من کاملا ادم مستقلی هستم توی زندگی خودم تصمیم گرفتم که امریکا زندگی کنم.
بعد از دیدن سریال ها واقعا این خواسته در من شکل گرفته که من حتما و حتما باید مهاجرت کنم به امریکا اگر زنده باشم چون خیلی علاقه دارم به سرسبزی مخصوصا اون هوایی که همیشه میگین که نه گرمه و نه سرد 😍
که من عاشق اینم که جایی زندگی کنم که هم سر سبز باشه و نه گرم باشه و نه سرد و ازاد باشم چه حالی میده 😍 و یکجا نمونم و تمام امریکا رو بگردم
استاد من توی کامنت ها نوشتم من با مهاجرت خیلی موافقم و قبلا ام مهاجرت کردم به یکی از شهر های چین ( گوانجو ) و بعد از رسیدن به هدفم متوجه شدم که این اون هدف من نبوده و بعد از یک سال برگشتم و خیلی چیزها برای من شفاف و روشن شد که من خواسته ام واضع تر شد و الان تصمیم دارم بعد یک مدت کوتاه که اینجام باید کارمو انجام بدم و مهاجرت بعدی ام رو داشته باشم من عاشق مهاجرت و سفرم بدون اینکه بترسم از چیزی چون از بچگی تونستم پول بسازم و میدونم هر جایی برم میتونم پول در بیارم شاید باورهای خیلی ثروتمندی نداشته باشم ولی باور دارم که هیچ جا کار من لنگ نمیمونه
استاد باور میکنید من حتی وقتی که میخواستم به کشور چین ام برم این پیش فرض رو نداشتم که چینی ها هر چیزی رو میخورن یعنی غذاهای عجیب و غریب مثل سگ و گربه سوسک و ……. چیزهایی که بقیه میگن باور کنید اصلا من همچین دیدگاهی نداشتم و اتفاقا چقدر این چینی ها آدمهای صادق و چقدر ساکت و چقدر با فرهنگ و خلاقی هستن
حتی شما توی سریال زندگی در بهشت گفتین که اجناس چینی خیلی کم کیفیت و بی ارزشی هستن من توی کار بیزینس پوشاک هستم و لباس هایی که من خرید میکنم درسته در حد آدیداس و نایک نیستن ولی از خیلی از کشورهایی که پوشاک تولید میکنن خیلی خیلی باکیفیت ترن نسبت به قیمت پایین شون
قبول دارم که اسم اجناس چینی بد در رفته ولی من الان ۵ ساله که دارم کار میکنم و خیلی هم خودم راضی ام و هم مشتریام شاید توی سازه های بزرگ فرق داشته باشه ولی توی کار من که عالی بوده
من توی چین زندگی کردم دقیقا مثل شما تمام سوراخ سمبه هایی که تونستم رو رفتم و تا حالا من ندیدم که چینی ها غذای مثل سگ یا گربه یا سوسک بخورن
فقط یک بار توی تایلند شهر پاتایا یک گاری دیدم که عقرب سرخ شده میفروخت 😁 غذای خیابانی و اینم فقط یهویی دیدم و هیچ پیش فرضی نداشتم
و همیشه این جزیی از اخلاق منه که میرم و جستجو میکنم و خیلی اخبارها و حرفهایی رو که میشنوم رو جدی و مهم نمیگیرم دوست داشتم این رو بنویسم که اگر جایی رو ندیدی و تجربه نکردی پس در موردش ام فکر الکی نکن
استاد گوانجو ام یک شهر فوق العاده سر سبز و هوای همیشه بارونی داره حتی پارک های ابی (water park)که من رفته بودم انگار توی جنگل بود در این حد سر سبزه توی مرکز شهر ام کلا سر سبزه که پل های رو گذر کاملا با گل کاری و پیچک پوشیده شده هست و بیرون شهر که دیگه جنگله
من تیکه تیکه نوشتم از چیزهایی که توی ذهنم اومده وشما خودتون بگیرید قضیه رو
۲- ( پیش فرض بعضی ها در مورد فامیل و شهرم )
استاد من در مورد امریکا پیش فرض بدی ندارم ولی توی دیدگاه بقیه به شهر من و به فامیل من چرا پیش فرض دارم
چون فامیل من ریگی هستش و وقتی که شهرستان میرم بعضی ها که اسم زاهدان رو میشنون تعجب میکنن تا فامیل مو میگم طرف یک مکثی میکنه و بعد میگه شوخی میکنی به چهره آت نمیاد و باور نمیکنه و فک میکنه من دروغ میگم چون پیش فرض آش از فامیل من اینه که من یا باید اشرار باشم یا قاچاقچی باشم و یک اسلحه ام داشته باشم ویا قیافه ام باید یک جور دیگه ای باشه که به قاچاقچی ها بیاد 🙄 و دیدگاه کسایی که زاهدان نیومدن یا ارتباط نداشتن اینه و اینقدر این تکرار شده که این تضاد باعث شد تا من به این فکر افتادم تا برم فامیل مو عوض کنم 😁 و حق ام دارن چون خیلی اتفاقات افتاده بود که دیدگاه بقیه به زاهدان بد بشه ولی میخوام بگم که همه مثل هم نیستن و خیلی خیلی آدمهای خوبی ام هستن توی زاهدان یکی اش خودمم 😎
۳-(پیش فرض من در مورد خدا )
استاد پیش فرض من در مورد خدا دقیقا همین چیزهایی بود که شما گفتین پل صراط و مجازات و جهنم و ……من قبلا خدا رو اونطوری شناخته بودم
و تقریبا ۴ ساله که الان اون خدای قبلی رو نمیشناسم و از صمیم قلبم از شما سپاسگزارم که خدای درست رو از طریق شما شناختم 🥺 و واقعا توی این زمینه من خیلی تغییر کردم و خیلی ام خوشحالم سپاسگزارم از شما ❤️
استاد بیشرین کمکی که سریال سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت به من کرد این بود تا من محصولات رو خیلی بهتر تونستم درک کنم و خیلی خوب شد که این سریال درست شد من به جرات میتوانم بگم که اگر من این سریال رو نمیدیدم باید خیلی از چیزها رو تجربه میکردم تا مسیر درست رو پیدا کنم ولی با این سریال باعث شد که من خیلی جلوتر باشم و مسیر برای من خیلی واضع تر و سریع تر باشه توی مسیر موفقیت
اینا تجربیات من بود و امیدوارم که مفید بوده باشه 🌹
1.اولین دیدگاهی که از من تغییر کرد و این دیدگاه برای من پاشنه اشیل بود درکنار هم بودن زن و مرد. این موضوع گستردگی زیادی داره. اولا من وقتی لباسی میپوشیدم که از نظر سطح پوشش خانوادگی بدتر بود همیشه احساس میکردم اقایون همش توجهشون به منه. با اینکه خودم اصلا به موضوع پوشش اعتقادی ندارم.با دیدن فیلم های زندگی در بهشت به ویژه اونهایی که ساحل بودین دیدم خانم ها با کمترین پوشش هستند اما اقایون اصلا توجهی ندارن. و این باور رو در من کمرنگ کرد که اقایون اصلا به پوشش ما توجهی ندارن. باز ذهن منطقی من دلیل اورد برام که مردان امریکایی و… چون از اول دیدن واسه همین توجهی ندارن اما در فیلم های هالیوودی زیادی دیدم که در اونجا هم اقایونی هستند که مشکل دارن پس ذهن منطقیم رو اینجوری جواب دادم. همچنین یک مرد میتونه با یک زن ارتباط دوستانه داشته باشه بدون هیچ فکر عشقی. حتی یک زن در جمع بزرگی از مردان میتونه باشه یا یک مرد در جمع بزرگی از زن ها میتونه باشه بدوووون هیچ مشکل روابطی و سوء تفاهمی.
2.دومین موضوع این بود که من میدونستم امریکا زیباس اما انقدرررررررررر تفریح نمیدونستم در امریکا وجود داشته باشه. راستش فکر میکردم امریکایی ها همش کاررررر خونه کارررر خونه. فکر میکردم اونجا تفریح ندارن.24 ساعت دارن کار میکنن. یعنی تمام افرادی که اونورن و من باهاشون در ارتباطم اینگونه توصیف کردن که امریکا و اروپا فقط روز اخر هفته تفریح میکنن. اونم در جمع های کوچک خود خانواده. که با دیدن دورهمی هایی که شما در طبیعت میرفتین فهمیدن اونها هم اولا دورهم جمع زیاد میشن دوما خیلی به تفریحشون اهمیت میدن مخصوصا با دیدن اون جایی که استاد ار وی شون رو نگه داری میکردن و با دیدن اوووون همه ار وی قایق و… کلا در مورد سختی کشیدن و تفریح داشتن در امریکا ذهنم عوض شد. در مورد زندگی سختی داشتن. تایم های زیادی کار کردن. تفریح کمی داشتن
3.و موضوع دیگه تعداد بچه های امریکایی هاس. همیشه فکر میکردم فقط پولدار های هالیوودی تعداد بچه زیادی دارن و بقیه امریکایی ها که زندگی متوسطی دارن تک بچه ای هستن. که با دیدن مهمان های استاد کلا نظرم برگشت
4.و اینکه نه امریکا نه هیچ جای دیگه فکر نمیکردم انقدررررررر نعمت و تفریح و جاهای مختللللللللف زیبا داشته باشه یا حداقل نمیتونستم تصور کنم اما اون ها رو دیدم و لذت بردم.
5.من همیشه تصور میکردم امریکایی ها یک کمی وحشی ان.یعنی بازی های فوتبال امریکایی و معروف بودن امریکایی ها در فیلم های هالیوودی به وحشی بوودن این باور رو در ذهن من ایجاد کرده بود. اما با دیدن شوخی ها خنده ها بازی ها و… در بازی هایی که استاد برامون فیلم برداری کرد و گفت که هیچ کس جدی نیس همه فقط دارن خوش میگذرونن و… باورم عوض شد
6.همچنین فکر میکردم در امریکا زندگی برای پولدارهاست و برای افراد عادی ساختمان های کثیف خیابان های کثیف اپارتمان های کوچک. و زندگی برای افراد متوسط در اروپا بهتر است. این باور هم بازهم به خاطر فیلم های هالیوودی بود کا با دیدن سریال بهشت کلا فهمیدم قشر خیلی کمی در امریکا اون زندگی رو دارن.
7.و یک چیز دیگه هم که بود و من اینو در مردم اونجا دیدم که در شخصیت من خیلی تاثیر داشت که هیچ کس هیچ کس رو قضاوت نمیکرد هیچ کس کسی رو مسخره نمیکرد و برچسب احمق بودن بهش نمیزد. و دقیقا به همین دلیل امریکایی ها خیلی به دل خودشون رفتار میکنن. دقیقا در یکی دو قسمت پیش بود که یک خانمی داشت برای خودش میرقصید تک و تنها در یک جمع که اگر در ایران بود همه تو گوش هم حرف میزدن و میگفتن اینم خله. اما اون خانم داشت تکی میرقصید و همه هم با عشق نگاش میکردن.بنابراین اون خانم هم بذون ترس داشت کاری که دلش رو خوشحال میکرد رو انجام میداد و من خیلی لذت بردم که از تنهایی خودش داره لذت میبره.
اول از همه خداوند رو شاکرم بخاطر حضور من در این سایت بی نظیر
راستش پیش فرض های ذهنی که من نسبت به آمریکا داشتم خیلی درب و داغون بود
اگه بخوام طبق اولویت بگم اولین مورد بر میگرده به موضوع دین و مذهبی که دارن،همیشه فکر میکردم که این ملت یه مشت مردم خدا نشناس و کافری هستن و جهنمی که خدا در قرآن دربارش حرف زده مختص این جماعته و مسلما هم بهشت مال ما شیعیانه و دیگر هیچ🤣🤣
و از اونجایی که اونا هیچ دین و مذهبی ندارن وخدا رو نمیشناسن همه ی روابطشون نامشروعه و اصلا چیزی به اسم ازدواج و تشکیل خانواده سرشون نمیشه
و هر کی هر چی دلش میخواست انجام میده
و کلا هر کی هم بچه دار میشه از راه نامشروع و حرامه
و کلا فکر میکردم که این مردم، مردمانی به شدت هوس ران،خیانتکار و تجاوزگری هستن که هر کی تو دام این ملت بیفته دیگه کارش ساخته است و جون سالم به در نمیبره
و همیشه هم تو ذهنم این بود که اینها مردمی هستن همیشه مست و کلا کارشون فقط مشروب و ایجاد روابط نامشروع و کلا آدم هایی خالی از احساسات و عواطف هستن
خب این ذهنیت من بیشتر از تلویزیون و رسانه ها و جامعه در من شکل گرفته بود ولی خداروشکر بعد از دیدن سریال سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت اگه بهتون بگم که ذهنیت من ۳۶۰ درجه تغییر کرده غلو نگفتم
واقعا هر رفتار و هر برخوردی که من از این مردم دیدم برام قابل تحسین بود
چقدر این مردم با خودشون در صلح اند و چقدر خودشون هستن
من به شخصه از خونواده ی آقای راین خیلی خوشم اومد اون صمیمیت و احترامی که بین بچه ها و والدین شون بود خیلی برام جالب و جذاب بود
و چقدر این مردم همه چی رو آسون میگیرن و دنبال کوچکترین بهانه ای هستن برای اینکه لذت ببرن و شادی کنن
درست برعکس اغلب مردم اینجا که به همه چیز کمالگرایانه نگاه میکنن
دومین مورد بحث امنیت این کشور بوده،همیشه فکر میکردم که امنیت تو این کشور وجود نداره و هرج و مرج تو این کشور بیداد میکنه و این مردم خیلی با آدمهای غریبه بد برخورد میکنن مخصوصا اگه بفهمن که ایرانی هستی پدرتو در میارن (چون فکر میکردم اونا وقتی اخبار ایران رو میبینن که همش مردم اینجا فریاد میزنن مرگ بر فلانی،مرگ بر بهمانی حتما وقتی بفهمن ایرانی هستی میخوان تلافی کنن 😐)
و اصلا فکرشو نمی کردم که پلیس امریکا یه همچین آزادی برای مردم در نظر گرفته باشه که هر کسی میتونه به صورت مسالمت آمیز تو خیابون بیاد و دیدگاهشو بگه
واقعا رفتارشون برام تحسین برانگیز بود
واقعا که تو این کشور همه چیز سر جاشه
و چقدر عالی تو همه ی مواقف پلیس سعی میکنه امنیت و برای این مردم فراهم کنه حتی تو شلوغ ترین مکانها به راحتی همه ی امور و کنترل میکنه
یادمه که استاد تو یه فایلی تعریف کرده بودن در مورد پلیسی که وقتی میبینه ماشین یه خانمی پنچر شده قشنگ می ایسته و پنچری ماشین اون خانمو میگیره و باند دوم خیابون و می بنده تا حادثه ای رخ نده
یه پیش فرض ذهنی دیگه ای که نسبت به امریکا داشتم اینه که فکر نمیکردم امریکا تا این حد زیبایی و فراوانی داشته باشه یعنی من همیشه وقتی با خودم فکر میکردم که چه کشورهایی برای مسافرت و گردش طبیعت زیبا و بکری دارن و همچنین آب و هواشون عالی باشه همیشه ذهنم میرفت سمت کشورهای اروپایی و حتی یه درصدم به مسافرت به آمریکا هم فکر نمیکردم اصلا میگفتم مگه امریکا چی داره برای لذت و تفریح؟؟؟
اما وقتی سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت و دیدم دیوانه ی این کشور شدم از بس که این کشور زیبایی داره
واقعا بهشت خدا رو میشه تو این کشور دید و تجربه کرد
از بس که این کشور سرسبزه
از بس که رودخونه و دریاچه داره
از بس که نعمت و ثروت و فراوانی داره
از بس که مردمان خونگرم و سپاسگزاری داره که باعث شده این کشور بشه یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان
واقعا فکر نمیکردم که این ملت یه روز خاصی دارن به نام” روز سپاسگزاری ”
که یه هفته همه جاها رو تعطیل کنن و مردم مهمونی بگیرن و خداشونو سپاسگزار باشن بخاطر نعمت هایی که بهشون داده وقتی اینو از استاد شنیدم خیلی ذوق زده شدم و کلی تحسین کردم این مردمان قدر شناس و
از بس که امنیت این کشور منو متعجب کرده
آخه مگه میشه پکیج های استاد برای چند روز دم در باشه و کسی نیاد ببرتشون؟؟؟
مگه میشه که کسی برای روزها و هفته ها خونه نباشه و همه ی زندگیش تو فضای بیرون باشه و نگران دزدیدن وسایلش نباشه؟؟؟؟
شماها دیدید که استاد وقتی میره جایی هیچی رو که قفل و زنجیر نمی کنه
واقعا امنیتی که من تو این کشور دیدم از طریق این فایل ها خیلی جای حرف داره و خیلی تحسین برانگیزه
واقعا دیدن این فایلهای مستندی که از زندگی تون برای ما میزارید باعث شده که من فقط بخوام که تو این کشور باشم چون همه ی چیزهایی که من میخوام و برام فراهم میکنه
چون با دیدن این سریال سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت کلی خواسته در من شکل گرفته که میدونم یه روزی بالاخره بهشون میرسم چون الگویی مثل شما دارم
و دیدن این الگو باعث شده که دیگه خواسته هامو رویاهایی دور از دسترس نبینم
بلکه رویاهایی هستن که من بخاطر رسیدن به آنها زاییده شدم
خدارو بی نهایت شکر میکنم که منو به این مسیر هدایت کرد تا از این طریق خواسته هامو بشناسم و برای رسیدن بهشون قدم بر دارم
تا هم خودم خوب زندگی کنم و هم جهان و جای بهتری برای زندگی کردن دیگران بکنم.
به نام حق
سلام
دررابطه با سوال اول که تو متن نوشته شده بود من دیدگاه خیلی عمیقی نسبت به آمریکا نداشتم فقط اینو دیده بودم که یه بیابون بی آبوعلفه همون تصویری که استاد گفتن یه کاکتوس وسط بیابون و اولین تجربه شناختم به صورت عمیق از آمریکا سریال سفر به دور آمریکاست و این یعنی من خیلی خوش به حالمه
ولی من به شدت از طبیعت و آدمهای غریبه میترسیدم
از آدمها میترسیدم چون من تو یه شهر مرزی زندگی میکنم که بغل افغانستانه درواقع من از افغانی ها خیلی میترسیدم چون وقتی خیلی بچه بودم یادمه یکی از هم محله ای هامونو گروگان گرفته بودن و آخرشم کشتنش، به خاطر همین این از همون بچگی رفته بود تو وجودم که همیشه یه احساس ترس ناامنی باهام بود
و دلیل دیگه ترس از آدما فیلمهایی از آدمایی بود که مشکلات روانی داشتن دیده بودم که آسیبهای عجیبوغریب میرسوندن به بقیه
از طبیعت میترسیدم به دلیل بازم فیلمهایی که دیده بودم که همش طبیعتو به طرز وحشتناک و مرموزی نشون میدادن
از آب میترسیدم چون یه عزیزی رو از دست داده بودم که تو آب غرق شده بود
حالا تاثیر سریال سفر به دور آمریکا
اولا که دیدن اون همه استیت پارکها و اون همه جنگلو درختو سرسبزی اون تصویر بیابون با کاکتوسو کلا شست
دوم اینکه من میدیدم چقدر آدمها تو اون طبیعت و جنگلها و درختا چه امنیتی وجود داره که این همه آدم شبا هم میمونن با خیال آسوده تو جنگل اصلا ترس من از طبیعت رو ازبین برد که من یکو نیم سال پیش خودم تنها رفتم جنگل
من به دلیل این ترس از آدما و طبیعت هیچوقت به زیبایی طبیعت و آدمها هیچ توجهی نداشتم فقط میترسیدم
دفعه اول اون وقتی که استاد و مایک و خانوم شایسته رفتن تو غار یه وحشتی رو حس کردم من فیلمشو داشتم میدیدم میترسیدم میگفتم اتفاقی نیافته واسشون
در مورد ترس از آدمها اینکه میدیدم استاد انقد راحت با آدمای غریبه که دفعه اول میبینتشون ارتباط برقرار میکنه مخصوصا تو قسمتی که رفتن خونه ی خانوم کتی و اونقدر راحت اعتماد کردن به همدیگه و اتفاقا اونقدم صمیمی اونم با یه بار دیدن چون من خودم خیلی راحت ارتباط برقرا نمیکنم با آدمها اونم در این حدی که یه بار ببینم طرفو بعد برم خونش ولی قسمت خانوم کتی کلا این باورو ساخت که دنیا علاوه بر اینکه آدم ناجور داره کلی ام آدم جور داره که میشه بهشون اعتماد کرد و کلی از حضورشون لذت برد و دوما ارتباط برقرار کردن با آدما خیلی راحته در این حد که میتونی همون دفعه اول بری خونش
اون قسمتی که خانوم شایسته دم صبح رفتن کنار آب و اون شعر زیبای سهرابو خوندن اینارو به خودم گفتم که چه زیبایی رو از خودم دریغ کردم، از خودم که دریغ کرده بودم هیچی هر کسی میخواست بره شمال اولا همه تلاشی میکردم که نرن دوما وقتی میرفتن میگفتم حداقل نزدیک آب نرین از دور ببیین.
به خاطر اتفاقی که افتاده بود من دریا یا یه جایی که آب جمع شده بود حتی تو تلویزیون میدیدم حالم بد میشد از آب به شدت میترسیدم انقدر که زمان دانشگاه دوستم کلا برنامه گذاشته بود که تو باید بیای استخر
بهش میگفتم توهم نباید بری تازه به من میگی بیام من نمیام شنا بلد نیستم کلی پیچوندمش ولی مصرتر از این حرفا بود بلخره موفق شد رفتم باهاش بعد فتوایی که میدادم این بود استخر رفتن مشکل نداره ولی دریا و دریاچه نباید رفت
بعد تو سریال سفر به دور امریکا کلا همه ملت تو دریا و دریاچه بودن استادم که هرجا آب میدید چشم بهم میزدی تو آب بود و اینارو الان که مینویسم میفهمم که چقدر خیلی ریز و آروم آروم این ترس از آب از درونم رفته ترس و حس ناخوشایندی که به آب داشتم
در مورد سریال زندگی در بهشت
اگر بخام صادق باشم باهاتون روزی که فایل قسمت اول اومد رو سایت گفتم فک نکنم اونقدی جذاب باشه مثل سفر به دور آمریکا چون اونجا سفره هر روز یه جای جدید ولی این زندگی در بهشت آخه تکراری میشه دیگه
چرا؟
چون من تا قبل سریال زندگی در بهشت هر چی زندگی دیده بودم این بود که خانوم باید تو خونه باشه و آشپزی و آقا هم بیرون کار کنه اصطلاحی که همیشه به کار میبردم این بود زندگی مرغو خروسی که تمام دغدغه خانوم اینه که نهار چی بپزم ناهارو میخورن بلافاصله میگه شامو حالا چیکار کنم؟
تازه مضرات این شکل از زندگی خیلی بیشتر از فوایدشه مثلا تو فرهنگ ما خانوم هرکاری میخاد بکنه باید اجازه بگیره از شوهرش حتی اگه بخاد بره خونه ی مامانش کلا هیچ اختیاری نداره و این اصلا تو کت من نمیره تازه اینکه بقیه خانوما اینو پذیرفتنم تو کت من نمیره همش میگم چه جوری اینجوری زندگی میکنید؟ و جوابشون اینه همینه دیگه اون مرده من زن
سریال زندگی در بهشت که ادامه دار شد چیزی که میدیدم از زندگی مشترک با چیزی که یک عمر دیده بودم فرقش دقیقا از زمین تا آسمون بود که زندگی علاوه بر اینکه میتونه استقلال آدم توش حفظ بشه خیلی ام لذت بخشه که با یه نفر که باهات جوره لحظه هاتو شریک بشی بدون ذره ای وابستگی و چسبندگی به طرف مقابل چون تنها عشقی که دیده بودم مامان بابای خودم بود که اون موقعها که عشقشون بهم زیاد بود بابام از سر کار که میومد و اگر مامانم خونه نبود میرفت دم در حیاط و نمیومد خونه حتی چایی که من یا خواهرم واسش درست میکردیمو نمیخورد درسته قشنگ بود، یعنی ادا نبود، واقعی بود، ولی خب عشقی بود که وابستگی قاطی داشت و این حالت از چسبندگی واسه من جالب نبود هیچوقت ولی این شکل از رابطه بین استاد و خانوم شایسته اصلا یه عشق بی قیدو شرط که نظیرشو هیجا ندیدم نه تو فیلمای عاشقانه نه تو کتابا نه تو زندگیهای اطرافم فقط مامان بابام بودن که اونام عشقشون ته کشید کم کم
خلاصه علاقمند شدم به تجربه ی این نوع از عشق و زندگی مشترک اگه عروسی دعوت شدید بدونید اصل قضیه از کجا آب میخوره
خیلی خلاصه نوشتم ولی شما باور نکنید که تاثیر این مستندا همینقدر خلاصست عمیقه به شدت هم عمیقه اونقد که اگه بخامم نمیتونم همشو بنویسم هردفعه یکی از زوایاش تو کامنتها نوشته میشه.همینقدر عمیق ازتون سپاسگزارم خانوم شایسته به خاطر این سریالهای واقعی که حقیقتهارو به تصویر کشیدید حقیقتهای که در به در دنبالشون بودم که تایید بشن،دمتون عجیب گرمه.
شاد باشید
در پناه حق.
دیدگاه من در مورد آمریکا این بود که کسی پولدار میشه میره امریکا حتما میره یه زن دیگه میگیره. فکر میکردم کسانی که تو امریکا زندگی میکنن برای خانواده ارزشی قائل نیستند و هر کاری دلش بخواد میکنه.
فکر میکردم مردایی که پولدارن برای زناشون احترام قائل نمیشه و دائم توسرش میزنه.
با دیدن شما دیدم که مردایی هم هستن که با همسرشون مهربونن و خانوادشون رو دوست دارن.
فکر میکردم اونجا که حجاب نیست هر کسی به حقوق ادم های دیگه تجاوز میکنه و هرج و مرجه.
اما الان میفهمم که این افکار بد به خاطر ذهن مریض و افکار مریضی هست که ما در ذهنمون داریم.
به نام خدا
سلام و درود خدمت استاد عزیز و خانم شایسته
در کل دیدگاه من در مورد آمریکا و مردم این کشور خوب بوده فقط چند تا موضوع هست یکی این پیش فرض بود که دوستانی که به اروپا و آمریکا صفر کرده اند اغلب می گفتند اونجا نمیشه چند تا خونه یا ماشین یا خونه ی بزرگ داشته باشی و یه خونه ی کوچیک و اغلب هم زن و مرد باید به شدت کار کنند تا مایحتاج رو تامین کنند و در قبال این زندگی آزادی هایی رو نسبت به ایران به دست میاری. که دیدن سریال زندگی در بهشت کلا دیدت رو عوض می کنه. من حقیقتش فکر می کردم مردم آمریکا آپارتمان نشین هستند و شاید این تصویر ذهنی من از شهرهای مدرن داخل تلویزیون بود.
و دیگه این که برای مهاجرت به کشورهایی مثل آمریکا حتما باید نخبه باشی چون در اطراف خودم اغلب افرادی مهاجرت کردند نخبه بودند البته هنوز هم در ذهنم ریشه ای عمیق داره🤔🤔
و موضوع دیگه در مورد روابط خانوادگیشون بود البته فیلم هایی که من دیدم خیلی هم از تلویزیون ایران پخش نشدند و یک عدم پایبندی و تعهد در این فیلم ها دیده میشه و البته چون من خیلی کتاب های روانشناسی می خونم و نویسنده های اینها معمولا آمریکایی یا اروپایی هستند با خودم می گفتم امکان نداره وقتی این ها اینقدر کتاب در مورد خانواده و تربیت فرزندان دارند و در واقع روی این مباحث وقت گذاشته شده و مطالعه شده پس به این نظام اهمیت میدن و براش برنامه ریزی دارند. که پیش فرضی از معلم دینیمون توی ذهنم میومد که این ها رو برای شما میسازن. و در یک کشمکش درونی که آیا برای ما می سازند یا باید دیدگاهمون رو در مورد رابطه و ازدواج تغییر بدیم🤔
و در آخر هم از استاد عزیز تشکر می کنم بابت تلاش برای گذاشتن پیش فرض های زیبا در ذهن ما. در پناه الله یکتا شاد پیروز و ثروتمند باشید.
سلام استاد عزیزو مریم جون گل
استاد سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت نه تنها نگاه من به مردم امریکا و. نوع زندگی اونجا و طبیعتش و جغرافیا و فرهنگش تغییر داد بلکه نوع نگاهم به تمام آدما و جهان تغییر داد
قبلا خیلی حجاب واسم مهم بود اگه آدم بی حجابی میدیدم تو ذهنم این میومد که قیامت از تار مو آویزونش میکنن و. حالا این فرد واسه مردا آرایش کرده و …ولی با دیدن خانومای آمریکایی و جوری که شما نشونشون میدادین ذهنیتم کلا تغییر کرد و همه آدما فارغ از حجاب و نوع پوشش دوست دارم و نگاهم بهشون عوض شده نسبت به تار موهای مردم حساس نیستم😀
استاد حتی دیگه آدمارو قضاوت نمیکنم
نمیگم فلانی مسیحی یا یهودیه هر دینی که فکرش کنین
و این بزرگترین نتیجه است
این که آدمارو از روی ظاهرشون یا دینشون یا رنگشون قضوت نکنم خودش بزرگترین نتیجه است
عاشق خدایی هستم که من وارد این مسیر کرد
استاد امیدوارم این متن بخونی چون میخوام یه خبر عالی بهتون بدم 😎
استاد ما خونه نداشتیم کلی پدر مادرم اذیت بودن همیشه مادرم آرزوی خونه داشتن داشت تو این همه سال زندگیش این مشکل باهاش بود هیچ جوره حل نمیشد
چندین سال دعا و گریه و زاری و نذر و نیاز و جادو 😄و…انجام داد
متوسل میشد به همه
از همه التماس دعا داشت و ….
وقتی من با شما آشنا شدم با وجود اینکه کارم اشتباه بود و نباید کسی به زور وارد این مسیر میکردم یا حتی دربارتون حرف میزدم
من رو یه کاغذ کوچیک چند تا باور خوب نوشتم واسه مامانم
من لایق داشتن زیباترین خونه هستم
خدا از بهترین راه واسم خونه میسازه
و چند تا باور خوجمل دیگه
و ب مامانم گفتم از روی اینا روزی یه بار بخون
یک سال گذشت گفت اتفاقی نیوفتاد که
گفتم مامان از خدا بخواه تا بهت بده رها کن بقیه رو
استاد بعد 26سال پدر مادرم دارن خونه خودشون میسازن
استاد اصن به صورت معجزه وار پول جور میشه. یه آدمایی واسه بنایی و قالب بندی و …سر راهشون قرار میگیرن که اصن مشخص دستان خداوند هستن
آدمای مهربون و متعهد و کاری
ینی طرف زنگ میزنه فلانی بیا بریم سرامیک بخریم بعد میره تو کارخونه بهش میگن از کجا میدونستی سرامیک امروز قیمتش کلی افت کرده که اومدی
کلی ازاین اتفاق ها افتاده
با نهاااایت لذت و آرامش دارن خونه میسازن
و اینقدر لذت بخشه که واسه منم یه تجربه فوق العاده شده
استاد میخوام این بگم بهتون مادر منی که اصن شمارو قبول نداره اصن حرفاتون نمیدونه اصن قانون نمیشناسه با اجرای قانون قانون به ساده ترین شکل ممکن این نتیجه بزرگ گرفته پس نتایج میاد حتما و هیچ چیزی بیهوده نیست اگه الان تلاش میکنی و نتیجه نمیاد نگران نباش چون قانون حتما جواب میده و کم کم نتایج میبینی❤
سلام بر تمامی عزیزان
مسابقه که تموم شده اما دلم میخواد راجع به این قسمت بگم هنوزم کامنتها رو نخوندم ببینم بقیه چی گفتن اما برداشت های خودمو میگم
از اول فایل توجه م یکی به اون بارون نم زیبای پشت سرتون جلب شد و حس عالی بهم تزریق شد یکی زیرنویس انگلیسی که خیلی ایده جالب و باحالی بود از همه لحاظ هم تقویت زبان هم فکر به اینکه چقدر ذهنتون هر لحظه پر از ایده میشه هربار بیشتر
استاد عزیزم امروز با صحبتهای شما یه لحظه عمیق به این موضوع فکر کردم که چقدر ذهنمون و با چیزهایی که فقط شنیده هامون و یا دیده های اینور پرده پر شده بود در حالی که از پشت پرده اتفاقات خبر نداشتیم یاد نگرفته بودیم تو هرچیز نکات مثبتشو ببینیم یا قضاوت نکنیم یا بفهمیم اگه داریم این اخبار نامناسب راجع به جنگ و سیاست کشورها رو میبینیم لابد جذبش کردیم و خیلی چیزهای دیگه ..
راستش من ذهنیت بدی نسبت به آمریکا نداشتم و هروقت تو ذهنم اسمش میومد یاد برجهای بلندش و ساختمان های چراغونیش و در یه کلام نیویورک میفتادم علاقه ای به فیلم های وسترن نداشتم و اصلا یدونه فیلم وسترن هم ندیدم شاید گذری یا تبلیغی دیده باشم ازش برای همین آمریکا رو خشک تصور نمیکردم اما سرسبز هم نه مدرن بیشتر اصلا فکر نمیکردم جای سرسبزی داشته باشه مگه خیلی کم که اونم تو یسری از فیلماش دیدم که همون روستاهاش بود با دیدن اون قسمت از سریال زندگی در بهشت که شما گفتین زندگی روستایی تو امریکا خیلی هزینه بر تر و شاید لاکچری تر از زندگی در شهرهاش باشه گفتم ااا دختر فکر کن زندگی باحال روستایی دوشیدن شیر گاو مرغ و خروس مزرعه سرسبزی همه اینهایی که اینجا شاید بهش بگن زندگی چیپ یا حالا هر اسمی اونجا سبک زندگی و سبک عالی زندگی پر از حس خوب تمیزی تو کشور ما اگه اطراف تهران بری یا جاهای روستایی که مرغ و خروس یا مزرعه یا سبک زندگی روستایی داشته باشه معمولا یا اطرافش یا خود اونجاها خیلی تمیز نیست یعنی تا جایی که من دیدم فقط برای محصول از حیوانات یا اون مزرعه استفاده میکنن حتی اگه شمال کشور باشه که پر از سرسبزیه بازم گل و لای و غیر تمیزی وجود داره ندیدم کسی لذت ببره از داشتن مزرعه یا نگهداری حیواناات اینچنینی سایدم ایراد از نگاه منه اما دیدم تو زندگی در بهشت که در عین تمیزی و سرسبزی و هرچیز دیگه ای همه کسایی که باغی دارن محصولی دارن حیوونی غیر از حیوانات خانگی دارن با عشق دارن ازش نگهداری میکنن و لذت میبرن 😍
همه شادن همه لبخند دارن هیچ کس اخمی بر چهره نداره هیچ کس به کار کس دیگه کار نداره کسی دنبال حاشیه نیست یا اصلا خم ب ابرو بیاره چرا داری از من فیلم میگیری
حتی زندگی مدرن شهری جوری که تو فیلما دیدم یا اکشن و اسلحه بازی بود یا کازینو کاباره و دنس و مشروب و فکر میکردم اینقدر شهر هرت که یکی میره راحت مست میکنه اسلحه هم که آزاده یهو تو خیابون دعوات بشه اسلحه میگیره سمتت 😂 نگو قانون اونجا حرف اول و میزنه و اصلا بی قانونی وجود نداره خاله عمو سلبریتی هم نداره همه بایذثد از قانون پیروی کنن یا قبلا میگفتم اگه برم امریکا اونجا چون پوشش ازاده مشروبم ازاده میان گیر میدن پیشنهادات بیشرمانه میدن و مجبورت میکنن عمل کنی 🤦🏻♀️ از کجا اینو تو ذهنم ساخته شده بود قطعا فیلمها در صورتی که دیدم تو سریال زندگی در بهشت که هیچ کس به حریم شخصی کس دیگه کاری نداره و حتی یه خیابونی هم هست که جای خوردن مشروبات الکلی یا زدن و رقصیدن و کلن عشق و حاله هم باز ازین صحنه ها وجود نداره و اجباری وجود نداره
وقتی دیدم خرید میکنی از فروشگاهای بزرگ و کسی بالا سرت نیست جنس هات و حساب کنه یا یکی جلوی در وایسه کیسه هاتو چک کنه فکم افتاد زمین اعتماد و خود ارزشی به کار و یاد گرفتم
یا وقتی دیدم تمام فروشنده ها و صاحبان مشاغل با روی خوش و لبخند با مشتری برخورد میکنن با وجود حجم بالای مشتری اخلاق خوبشون دارن و اصلا خستگی در چهره هاشون مشخص نیست در صلح بودن با خود و یاد گرفتم و کلییی چیزهای دیگه که همشو سپاسگذار مریم عزیزم و استاد عزیزم هستم که با ما به اشتراک گذاشتن و دیدگاه ما رو به صورت واضح با وقایع پشت پرده آشنا کردن یادمون دادن که حتی اگه یه مکانی یا یه شغلی یا حتی یه سبکی رو نشونمون دادن با دوربینشون که ما خیلی به این دوربین اعتماد داریم باز هم بریم و خودمون راجع بهش تحقیق کنیم سرچ کنیم اطلاعات بیشتری کسب کنیم و به همین دوربین و توضیحات بسنده نکنیم دوستتون دارم عزیزهای دل 😘😘😍
به نام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و قوم عباسمنشی
من اوایل وقتی با سایت عباسمنش آشنا شده بودم فکر میکردم که مثل فیلمهایی که در تلویزیون بودم است و نویسنده و کارگردان…… داره و نقش بازی کردنه
اما بعد از گذشت چند وقت وقتی دقت کردم به حرفهای استاد و خانم شایسته دیدم کلش واقعیه
ذهنیت من در مورد آمریکا
اینکه هر اتفاقی که در هر کشوری که میوفته اطرافیانم میگن آره همش تقصیر امریکاست اگر قیمت اجناسی بالا بره میگن خاکبرسره امریکایا
اگر توی کشوری جنگ باشه حتی هیچ ربطی به امریکا نداشته باشه میگن مرگ بر امریکا همون لعنتیا پشتیبانیشون میکنن از اونا حمایت میگیرن
اگر یه خانواده مذهبی یه تیپ جدیدی میزنن میگن خدا لعنت کنه این کافرای امریکایی رو که هر چی میکشیم بخاطر ایناست
میگن پول نیست چون همه رو اونا تصرف کردن
کل ملت عادت کردن که بخاطر تنبلی خودشون یک شخص یا یک کشوری رو مقصر بدونن
بخاطر همین شنیده هایی که داشتم دلم نمیخاست سفر کنم یه ذهنیت داغونی داشتم
هیچ وقت فیلمی از هیچ کشور خارجی ندیده بودم
ولی از وقتی سفر به دور امریکا رو دیدم و اون طبیعت زیبا اون همه پر آبی و اون همه فراوانی و حال خوب یه رابطه ای که استاد با خدا داشت رو هیچ وقت هیج وقت در زندگیم ندیده بودم
میگفتم مگه میشه اینقدر آدم به خدا نزدیک باشه وقتی ادامه دادم فایلهای استاد رو دیدم که بله میشه
یه رابطه عالی زندگی مشترک عالی مگه میشه اینقدر عاشقانه باشه اینقدر صادقانه اینقدر پر از انرژی اینقدر با هماهنگ اینقدر دوستانه اینقدر آزادانه اینقدر لذت بخش خیلی
ذهنیتی که از یه رابطه داشتم همش کنترل کردن بود همش تغییر دادن فرد بود در زندگی مشترک همش زور گویی بود
این رابطه ای که دیدم از شما فکر میکردم فقط در رویا میتونه وجود داشته باشه ولی در واقیعت نیست
اما با دیدن سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت کل این زاویه دید تغییر کرد گفتم پس میشه باشه و تجربه داشته باشه آدم
رابطه خانم شایسته چقدر عالی بود با مایک
در مورد تربیت فرزند
چقدر دیدگاهتون در مورد مایک فرق داشت با بقیه پدرانی که من دیده بودم اولش پدر خودم شما کنترل نمیکردین مایک رو که کجا میره چه کار میکنه با کی حرف میزنه چقدر آزادانه زندگی میکرد بدون اون قسمتی که در سفر به دور امریکا مایک که شرط بندی کرده بود و اون پول رو گرفتین که یادش باشه که دیگه سرچیزی که مطمئن نیست پولش رو نذاره وسط خیلی برام جالب بود
کلا دید تربیت فرزند تغییر کرد برام
خیلی از دیدگاهام رو تغییر داد سفر به دور امریکا چند بار نگاه کردم بازم از اول شروع کردم تک تک دانلود میکنم و نگاه میکنم و درس میگیرم الان تا قسمت ۱۵ دیدم خیلی جالبه
در سریال زندگی در بهشت یه زندگی عالی در دل طبیعت خونه ای روی آب عاشق یه همچین فضایی هستم برای زندگی
ذهنیت اشتباهی که داشتم در مورد مهمونی رفتن و مهمون آمدن وقتی دیدم خونه ی شما مهمون اومد اونا فامیل هم نبودن که بگیم نزدیکی مهمه ولی خیلی جالب بود اینجور دوستی چقدر خوش گذشت بهتون دیپ ما رو هم نسبت به این تغییر دادین که سخت گیری نکنیم وقتی مهمون میاد یا میریم جایی خیلی ساده هم میشه کنار هم لذت برد مهم نیست غذاهای رنگا رنگ درست کنیم و کل وقتمون رو بذاریم توی آشپز خونه مهم اینکه از کنار هم بودن بیشتر لذت ببریم
چقدر انسانهای شریف و دوستداشتنی بودن کل خونه رو مثل دسته ی گل تمیز کردن و نامه سپاسگزاری هم نوشته بودن و رفتن کلا برعکس مهمونیهایی که بقیه جاها هست
اونجاهایی که در مورد سلامتی گفتین که مردم شایعه کردن برای واکسن این ویروس دقیقا درسته چند وقت پیش پدر خودم میگفت با این واکسن میخان مردم رو دستی دستی بکشن میگفت توی اخبار شنیدم پدر منم مثل پدر شما از شب تا صبح و زمانهایی که بیکاره کلا اخبار گوش میده
راستش استاد وقتی در مورد زندگی تون گفتین توی فایلهاتون دقیقا انگار یه آینه است و داره خوده منو نشون میده بهم این خیلی برام جالبه
اون قیمتی رویاهایی که نیستن رو وقتی دیدم اون خونه سیمانی و اون اتاق ذهنیتم کلا در مورد اینکه ملت میگفتن نمیشه تغییر کرد به میشه وقتی دیدم که یه آدمی از اون شرایط الان از همه چیز پر شده گفتم پس میشه
کافیه ذهن سالم داشته باشم و خودم رو بشناسم
کنترل ذهن داشته باشم
ورودی های ذهنم رو کنترل کنم
احساس خوب داشته باشم که مساوی با اتفاقات خوبه
ایمان داشته باشم
الانم کلی چیز در زندگیم تغییر کرده شاید از نظر بقیه چیز کوچیکه و بی معنایی باشه ولی دید مردم اهمیتی نداره مهم خودمم که هر تغییر کوچیک برام یه دنیا ارزش داره
سپاسگزارم از شما که دستی ارزشمند از دستان خدا شدید برای این تغییر
بازم هست برای نوشتن ولی چیزهایی که کلمات کم میارن آدم هر چقدر بنویسه تمومی نداره
همیشه در پناه خدا باشید
سلام من معمولا کامنت نمیزارم و یکی از این دلایلی که کامنت نمیزارم این بود که اقا من به خودم میگفتم کامنتشو من میزارم بعد سایت استاد الکساش بهبود پیدا میکنه رتبه سایت میاد پایین تر و هیچ نفعی برای ما نداره که من وقتمو بزارم واسه کامنت گذاشتن رفته رفته که دوباره شروع کردم به اینکه روی باورهام کار کنم به این نتیجه رسیدم که اولا اگه من اینجوری فکر کنم یعنی دارم تو ذهنم یه ویروس بدی رو میسازم با این عنوان که ادم ها فقط به فکر خودشون هستند همیشه در جهت منافع خودشون از دیگران استفاده میکنند
بعد منکه نشستم با خودم فکر کردم گفتم اقا این چه فکریه اخه؟همین کامنت ها تونستن بهت کمک کنند یا نه؟ وخلاصه به صورت منطقی تمرکزم گذاشتم روی نتایجی که بوجود اومده و این دیدگاه غلط تغییر دادم
خیلی خوشحالم که بعداز یه دوره تکاملی میتونم متوجه بشم کجاها ذهنم داره به سمت چیزهای اشتباه میره و با صحبت کردن درمورد خودم و منطقی کردن و مثال زدن اون حل میکنم
———————————————————————–
در مورد امریکا باید بگم
1)قبل تماشای فایل های سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت
از نظر اب و هوایی این کشور یه کشور خشک و بی اب و علف میدیدم مخصوصا منی که تو یزد زندگی میکنم دیگه خیلی برام قابل لمس هست چون اینجا کلا بی اب و علفه خخخخ
از نظر تفنگ و ادم کشی و جنایت من از بچگی فیلم های امریکایی که توش همش ادم کشی بود و حتی این اخبار که همش میگفتن اقا اونجا تفنگ ازاده و خیلی راحت میتونید همدیگر بکشید و درنهایت هم پلیس تو رو زندانی میکنه یا با پرداخت جریمه موضوع حل میشه
یادمه از یکی از سخنران های مطرحی سیاسی کشور اینقدر در مورد امار تجاوز و بچه های حرومزاده در مورد این کشور صحبت کرد که دیگ حالم بهم زد
حتی من بعداز اینکه با این کلاس هاو فایل ها اشنا شدم و یه ارزوی جدیدی در من شکل گرفت که منم میخوام مهاجرت کنم اولین جایی که به ذهنم رسید کشورهای اروپایی بود و هرکی میگفت امریکا میگفتم نه امنیت جانی داره نه امنیت جسمی میدونی هرساله چندین هزار دانشجو اعتراض میکنند که بهشون تجاوز میشه
یا اینکه در مورد پلیس هاشون که بهمون نشون میدادن به طور وحشیانه با ادمها برخورد میکنند و یا تیکه ای معروف که معمولا تو فیلم های امریکایی هست یا شایدم تو ذهن من مونده اینکه که یه دختری کنار خیابون های امریکا داره میره پسرهای امریکایی میخوان بهشون اذیت کنند و و و و
سریال زندگی در بهشت که دیدم اصن باورتون نمیشه کلا هنگ بودم که اقا این چه طبیعت رویایی داره تو دل طبیعت یه رودخونه از وسطش رد بشه نمیدونم کدوم قسمت از سریال سفربه دور امریکا بود که من عاشقش شدم ولی یادمه اون قسمت که اسب سواری میکردید این طبیعت من فقط تو فیلم های اروپایی دیدم
چون معمولا فیلم های اروپایی که در مورد تاریخشون ساخته میشد همیشه همیشه این طبیعت این کشور نشون میداد
یکی از فیلم های امریکایی مزخرفی که جدیدا من دیدم و کاملا باورها و شنیده های دوران کودکی من رو مثل یک ایینه برای من بر انگیخته کرد فیلم پاکسازی بود خیلی مزخرف بود.
حتی استاد فیلم چیه همین بازی های کامپیوتری جی تی ای نگاه کنید ما بازی میکردیم صحنه های بازی مال فلوریدای امریکاس که مثلا در حالت پیاده میاد کنار خیابون که ادمای کنار خیابون بزنه و بعد اونا هم اسلحه درمیارن و میزنند به هم دیگه و از این حرفا!!
تو سریال سفر به دور امریکا یا سریال زندگی در بهشت اون دوستایی که اومدن پیشتون که چندروزی در کنار هم تفریح کنید دیدم خیلی راحتید
حتی اون شخصی که اومد پمپ ابتون درست کنه که بعدش چند شیشه ترشی براتون اورد خیلی جالب بود بندده خدا بیاد پمپ اب خونه شمارو درست کنه بعد یه هدیه هم بعدش براتون بیاره که اون جا من معتقد تر شدم نسبت به این موضوع که اقا فرکانس های ماست که ادم های خوب به سمتمون میاره
2)بعد استاد اون موقع که بچه بودیم فقط همین یه تلویزیون و خانواده و مدرسه رو داشتیم
صبح که از خواب بیدار میشیدیم یه خبر داشتیم ساعت 7 صبح فک کنم در مورد جنایت های امریکا و حملات به افغانستان و عراق و داستان های اینجوری تو مدرسه که میومدیم یه مرگ برامریکایی و تو سخنرانی هایی که به دلیل ایام محرم یا هرچیزی همیشه از جنایت های امریکا صحبت میشد
من همیشه چون نه اینکه سنمم پایین تر بود این فیلم های و حرفهای ادم بزرگها رو که میشنیدم به برو برگشت میپذرفتم و چنان غولی تو ذهنم میساختم که اقا اینا دیگه چی هستن بعد استاد یه نکته دیگ هم دوتا تفکرم همیشه بک گرند ذهن ماها بوده و الانم هست یکیش تفکر تئوری توطئه یکی دیگش تفکر تقسیم که ادما به خوب بد
تفکر تئوری توطئه که از توطئه هایی که برای اماما کردن برای کشتنشون تا گروهی که جهان اداره میکنه تا الان که میگن همه چی زیر سراخونداست این تفکر اگ دقت بکنید از بچه ی کوچیک تو یه خانواده تا ادم های بزرگ صدر کشور دارن که همش میگن تصیر اونه اون توطئه کرده اون فلانه
و تقسیم کردن ادما به خوب و بد مطلق که اونم باز از خانواده و رسانه و مدرسه که بچه ها رو مبصر کلاس به خوب و بد تقسیم کرد این دوتا تفکر باعث شد من بگم امریکا اقه،بد، مزخرفه و ادمم دور چیز بد نباید بره
به جاش کربلا خوبه،مکه خوبه یادمه اون موقع هم به تیکه میگفتن اقازاده ها بچه هاشون تو امریکا و عشق و حال
ما ادمای خوب بچه هامون یا خودمون تو کربلا و مکه هستیم یعنی یه جورایی امریکا نماد عشق حال و اینا بود کربلا نماد زیبایی ها بود بعد امریکا معمولا لب ساحلش چون متفاوت بود همه لخت بود یا اون حجابی که برای ما تعریف کرده بودن نداشتن به ما میگفتن اقا این میرن لب ساحل اینجوری بعد تحریک میشن و بعد خلاصه کارهای شیطونی میکنند بعد ماهم که بچه بودیم خلاصه یه باغ وحشی رو برای خودمون تصور میکردیم که میرن اونجا و س ک س میکنند همه راحت و ازاد هر کار میخوان میکنند.
حتی از حرف های خمینی هم پخش میکردن که میگفت اینا از ازادی لب در یا و عشق حالشو میخوان که گناهه و شیطان درقلب امریکایی ها رخنه کرده
شاید اینا رو که میخونی الان خنده دار باشه اما باورتون نمیشه استاد من هی مینویسم هی فی البدائه یه چیزی میاد به ذهنم میگم بزار بنویسم شاید جالب باشه
خلاصه ی حرفام بخوام بگم اینه تفکرات من جوری ساخته شده بود که وقتی اسم امریکا میومد در کنارش صفات ظلم،جنایت،فساد، پورن استار،قتل و عام،شیطان، کشور خشک و بی اب علف(به خاطر مکزیکش)،ترسناک(بخاطر فیلم های ترسناکش)،ادم هایی وحشی هم به ذهنمون میومد خب نکته ی مثبت این اینه که نشون میده که اگر خودت اینجوری بمباران اطلاعاتی بکنی میتونی برعکس این تو ذهنت بسازی که یکی از اون این دوتاسریال بود که یه جاهاهیش خیلی عجیبه برام
اون جاهایی که شما میرید و از مردم فیلم میگیرید اولین تصوری که به ذهنم میاد اینه که یکی الان بلند میشه با استاد درگیر میشه استاد چه دل و جرئتی داره باوا میره فیلم میگیره این ذهنیت همیشه بالاستثنا میومد به ذهنم
اما خب الان خیلی نسبت به اون موقع بهتر شدم یکیش با این اطلاعات که اینایی که اینقدر بدشو میگن خودشون هم که این همه جنایت کردن و از اون طرف هم توجه به زیبایی هاش.
در کل من خیلی دیدم نسبت به این کشور و ادما تغییر کرده که اگر بخوام توضیح بدم خیلی بیشتر از ایناست و هی به ذهنم میاد مثلا دیگ از اتفاقاتی که تو پرادایس افتاد و بازم دیدم نسبت به مامورین دولتیش تغییر داد این بود که درخت ها رو که اتیش زدین اونا به جای جنگیدن با شما و چرا اینکار کردین اونا داشتن اتیش خاموش میکردن و برخورد خیلی خوبی باهاتون داشتن،میگم چون خیلی پلیس رو هم تو ذهن ما ترسناک کردن همین یه مدت پیش هم موضوعی کشتن یه سیاه پوست که توسط یه پلیس کشته رسانه ایش کردن اینقدر این موضوع کشش دادن تو رسانه ها این داستان سیاه پوست و سفید پوست هم خیلی تاثیرگذار بود که دیدم نسبت به پلیس های این شهر بد کنه.
هرکی تا اینجای کامنت واقعا خوند کامنت لایک کنه ببینم ایا واقعا کسی هم هست که تا اینجا بخونه خخخخخ
سلام
من حمید ریگی هستم متولد ۱۳۷۰ فعلا ساکن زاهدانم یک مهاجرت به قشم دارم بزودی و قبلا مهاجرت هایی داشتم که نوشته بودم توی کامنت های قبلی ام و کامل میخوام توضیح بدم دوباره
اولین چیزی که توی این فایل چشم منو گرفت یکی اون صورت صاف و شفاف تون بود و بعد هوای بارونی پشت سرتون 😍❤️😍
دوست دارم در مورد این فایل بنویسم از تجربیات خودم و خودمو معرفی کردم چون دقیقا میخوام در مورد خودم و فامیل ام و شهرم بگم
استاد دوست دارم یکم از خصوصیات شما در خودم بگم که چقدر من شباهت دارم به شما و بعد تجربه هامو بگم در مورد فایل تون
استاد من همیشه هر فایلی از شما رو که نگاه میکنم این جمله توی ذهن من میاد به صورت ناخودآگاه که چقدر من به خصوصیات اخلاقی شما نزدیکم و چقدر درسته حرفتون و همیشه حرفهاتون رو تایید میکنم چه در مود نماز و چه در مورد ازدواج و روابط …..
وقتی که شما فایل میذاشتین انگار حرفهای من تایید میشید یعنی دوطرفه بود
۱- ( پیش فرض من در مورد امریکا )
و وقتی شما در مورد امریکا صحبت کردین که چه پیش فرض هایی دارید من همینطور داشتم فک میکردم که حتی یک پیش فرض بدی در مورد امریکا داشته باشم و هیچی به فکرم نیومد چون من هیچ پیش فرض بدی به امریکا نداشتم و همیشه هر موقع هر چیزی رو که از کسی میشنیدم خیلی زود باورش نمیکردم و در موردش فک میکردم و جدی نمیگرفتم و برگشتم به بچگی ام که دیدم من توی شرایطی بزرگ شدم که فقط کار بوده یعنی من از بچگی علاقه داشتم به پول در آوردن و مستقل بودن که حتی توی ۱۰-۱۱سالگی ام من مستقل بودم یعنی هر جایی که دوست داشتم میرفتم و هر جایی که دوست داشتم سفر میکردم با هزینه های خودم یعنی شاگردی میکردم و بعد هر چی دوست داشتم میخریدم برای خودم توی سن کم که خیلی برام جالبه الان که مینویسم چون پدر و مادرم از بچگی بهم اعتماد داشتن و کاری به کار من نداشتن
در مورد حرفهای شما برعکسه یعنی خیلی زود قبول میکنم حرفهای شما رو چون دقیقا با ذهنیت من میخونه و انگار خودمم همینطور ام ولی خودم نمیدونستم چون فک میکردم ذهنیت من شاید درست نباشه مثلا در مورد روابط و ازدواج و نماز و مهاجرت که خیلی اوکی ام در حدی که اطرافیان نزدیکم همیشه بهم میگن تو خیلی نترسی تو خیلی سنگ دلی چطور دلت تنگ نمیشه و تو چطور میتونی اینقد زود تصمیم بگیری تو چطور میتونی ارتباط برقرار کنی با اینکه زبون شون رو نمیدونی و …… ولی من عاشق تجربه کردن خودمم و روحیه خوبی دارم برای مکان های جدید و ناشناخته
من توی بچگی خیلی کم اخبار نگاه میکردم و خیلی توی این فکرها نبودم از بچگی بیشتر علاقه ام توی کار کردن و بازار و پول در آوردن بود
چیزهایی کمی که از امریکا شنیده بودم رو خیلی جدی نمیگرفتم و اتفاقا خیلی ام دوست داشتم تا با خارجی ها ارتباط بگیرم چون خیلی اونها رو از خودم جلوتر میدیدم
ولی از زمانی که من فایل های سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت رو دیدم اول اینکه خیلی خیلی بهم کمک کرد تا من محصولاتی که خریدم رو بهتر بفهمم و بعد من اصلا فکرشو نمیکردم که امریکا اینقد سرسبز باشه 😍🌳🌴🍀🌲🎄🪴😍 و از اونجای ام که من کاملا ادم مستقلی هستم توی زندگی خودم تصمیم گرفتم که امریکا زندگی کنم.
بعد از دیدن سریال ها واقعا این خواسته در من شکل گرفته که من حتما و حتما باید مهاجرت کنم به امریکا اگر زنده باشم چون خیلی علاقه دارم به سرسبزی مخصوصا اون هوایی که همیشه میگین که نه گرمه و نه سرد 😍
که من عاشق اینم که جایی زندگی کنم که هم سر سبز باشه و نه گرم باشه و نه سرد و ازاد باشم چه حالی میده 😍 و یکجا نمونم و تمام امریکا رو بگردم
استاد من توی کامنت ها نوشتم من با مهاجرت خیلی موافقم و قبلا ام مهاجرت کردم به یکی از شهر های چین ( گوانجو ) و بعد از رسیدن به هدفم متوجه شدم که این اون هدف من نبوده و بعد از یک سال برگشتم و خیلی چیزها برای من شفاف و روشن شد که من خواسته ام واضع تر شد و الان تصمیم دارم بعد یک مدت کوتاه که اینجام باید کارمو انجام بدم و مهاجرت بعدی ام رو داشته باشم من عاشق مهاجرت و سفرم بدون اینکه بترسم از چیزی چون از بچگی تونستم پول بسازم و میدونم هر جایی برم میتونم پول در بیارم شاید باورهای خیلی ثروتمندی نداشته باشم ولی باور دارم که هیچ جا کار من لنگ نمیمونه
استاد باور میکنید من حتی وقتی که میخواستم به کشور چین ام برم این پیش فرض رو نداشتم که چینی ها هر چیزی رو میخورن یعنی غذاهای عجیب و غریب مثل سگ و گربه سوسک و ……. چیزهایی که بقیه میگن باور کنید اصلا من همچین دیدگاهی نداشتم و اتفاقا چقدر این چینی ها آدمهای صادق و چقدر ساکت و چقدر با فرهنگ و خلاقی هستن
حتی شما توی سریال زندگی در بهشت گفتین که اجناس چینی خیلی کم کیفیت و بی ارزشی هستن من توی کار بیزینس پوشاک هستم و لباس هایی که من خرید میکنم درسته در حد آدیداس و نایک نیستن ولی از خیلی از کشورهایی که پوشاک تولید میکنن خیلی خیلی باکیفیت ترن نسبت به قیمت پایین شون
قبول دارم که اسم اجناس چینی بد در رفته ولی من الان ۵ ساله که دارم کار میکنم و خیلی هم خودم راضی ام و هم مشتریام شاید توی سازه های بزرگ فرق داشته باشه ولی توی کار من که عالی بوده
من توی چین زندگی کردم دقیقا مثل شما تمام سوراخ سمبه هایی که تونستم رو رفتم و تا حالا من ندیدم که چینی ها غذای مثل سگ یا گربه یا سوسک بخورن
فقط یک بار توی تایلند شهر پاتایا یک گاری دیدم که عقرب سرخ شده میفروخت 😁 غذای خیابانی و اینم فقط یهویی دیدم و هیچ پیش فرضی نداشتم
و همیشه این جزیی از اخلاق منه که میرم و جستجو میکنم و خیلی اخبارها و حرفهایی رو که میشنوم رو جدی و مهم نمیگیرم دوست داشتم این رو بنویسم که اگر جایی رو ندیدی و تجربه نکردی پس در موردش ام فکر الکی نکن
استاد گوانجو ام یک شهر فوق العاده سر سبز و هوای همیشه بارونی داره حتی پارک های ابی (water park)که من رفته بودم انگار توی جنگل بود در این حد سر سبزه توی مرکز شهر ام کلا سر سبزه که پل های رو گذر کاملا با گل کاری و پیچک پوشیده شده هست و بیرون شهر که دیگه جنگله
من تیکه تیکه نوشتم از چیزهایی که توی ذهنم اومده وشما خودتون بگیرید قضیه رو
۲- ( پیش فرض بعضی ها در مورد فامیل و شهرم )
استاد من در مورد امریکا پیش فرض بدی ندارم ولی توی دیدگاه بقیه به شهر من و به فامیل من چرا پیش فرض دارم
چون فامیل من ریگی هستش و وقتی که شهرستان میرم بعضی ها که اسم زاهدان رو میشنون تعجب میکنن تا فامیل مو میگم طرف یک مکثی میکنه و بعد میگه شوخی میکنی به چهره آت نمیاد و باور نمیکنه و فک میکنه من دروغ میگم چون پیش فرض آش از فامیل من اینه که من یا باید اشرار باشم یا قاچاقچی باشم و یک اسلحه ام داشته باشم ویا قیافه ام باید یک جور دیگه ای باشه که به قاچاقچی ها بیاد 🙄 و دیدگاه کسایی که زاهدان نیومدن یا ارتباط نداشتن اینه و اینقدر این تکرار شده که این تضاد باعث شد تا من به این فکر افتادم تا برم فامیل مو عوض کنم 😁 و حق ام دارن چون خیلی اتفاقات افتاده بود که دیدگاه بقیه به زاهدان بد بشه ولی میخوام بگم که همه مثل هم نیستن و خیلی خیلی آدمهای خوبی ام هستن توی زاهدان یکی اش خودمم 😎
۳-(پیش فرض من در مورد خدا )
استاد پیش فرض من در مورد خدا دقیقا همین چیزهایی بود که شما گفتین پل صراط و مجازات و جهنم و ……من قبلا خدا رو اونطوری شناخته بودم
و تقریبا ۴ ساله که الان اون خدای قبلی رو نمیشناسم و از صمیم قلبم از شما سپاسگزارم که خدای درست رو از طریق شما شناختم 🥺 و واقعا توی این زمینه من خیلی تغییر کردم و خیلی ام خوشحالم سپاسگزارم از شما ❤️
استاد بیشرین کمکی که سریال سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت به من کرد این بود تا من محصولات رو خیلی بهتر تونستم درک کنم و خیلی خوب شد که این سریال درست شد من به جرات میتوانم بگم که اگر من این سریال رو نمیدیدم باید خیلی از چیزها رو تجربه میکردم تا مسیر درست رو پیدا کنم ولی با این سریال باعث شد که من خیلی جلوتر باشم و مسیر برای من خیلی واضع تر و سریع تر باشه توی مسیر موفقیت
اینا تجربیات من بود و امیدوارم که مفید بوده باشه 🌹
سلام استاد عزیزم
1.اولین دیدگاهی که از من تغییر کرد و این دیدگاه برای من پاشنه اشیل بود درکنار هم بودن زن و مرد. این موضوع گستردگی زیادی داره. اولا من وقتی لباسی میپوشیدم که از نظر سطح پوشش خانوادگی بدتر بود همیشه احساس میکردم اقایون همش توجهشون به منه. با اینکه خودم اصلا به موضوع پوشش اعتقادی ندارم.با دیدن فیلم های زندگی در بهشت به ویژه اونهایی که ساحل بودین دیدم خانم ها با کمترین پوشش هستند اما اقایون اصلا توجهی ندارن. و این باور رو در من کمرنگ کرد که اقایون اصلا به پوشش ما توجهی ندارن. باز ذهن منطقی من دلیل اورد برام که مردان امریکایی و… چون از اول دیدن واسه همین توجهی ندارن اما در فیلم های هالیوودی زیادی دیدم که در اونجا هم اقایونی هستند که مشکل دارن پس ذهن منطقیم رو اینجوری جواب دادم. همچنین یک مرد میتونه با یک زن ارتباط دوستانه داشته باشه بدون هیچ فکر عشقی. حتی یک زن در جمع بزرگی از مردان میتونه باشه یا یک مرد در جمع بزرگی از زن ها میتونه باشه بدوووون هیچ مشکل روابطی و سوء تفاهمی.
2.دومین موضوع این بود که من میدونستم امریکا زیباس اما انقدرررررررررر تفریح نمیدونستم در امریکا وجود داشته باشه. راستش فکر میکردم امریکایی ها همش کاررررر خونه کارررر خونه. فکر میکردم اونجا تفریح ندارن.24 ساعت دارن کار میکنن. یعنی تمام افرادی که اونورن و من باهاشون در ارتباطم اینگونه توصیف کردن که امریکا و اروپا فقط روز اخر هفته تفریح میکنن. اونم در جمع های کوچک خود خانواده. که با دیدن دورهمی هایی که شما در طبیعت میرفتین فهمیدن اونها هم اولا دورهم جمع زیاد میشن دوما خیلی به تفریحشون اهمیت میدن مخصوصا با دیدن اون جایی که استاد ار وی شون رو نگه داری میکردن و با دیدن اوووون همه ار وی قایق و… کلا در مورد سختی کشیدن و تفریح داشتن در امریکا ذهنم عوض شد. در مورد زندگی سختی داشتن. تایم های زیادی کار کردن. تفریح کمی داشتن
3.و موضوع دیگه تعداد بچه های امریکایی هاس. همیشه فکر میکردم فقط پولدار های هالیوودی تعداد بچه زیادی دارن و بقیه امریکایی ها که زندگی متوسطی دارن تک بچه ای هستن. که با دیدن مهمان های استاد کلا نظرم برگشت
4.و اینکه نه امریکا نه هیچ جای دیگه فکر نمیکردم انقدررررررر نعمت و تفریح و جاهای مختللللللللف زیبا داشته باشه یا حداقل نمیتونستم تصور کنم اما اون ها رو دیدم و لذت بردم.
5.من همیشه تصور میکردم امریکایی ها یک کمی وحشی ان.یعنی بازی های فوتبال امریکایی و معروف بودن امریکایی ها در فیلم های هالیوودی به وحشی بوودن این باور رو در ذهن من ایجاد کرده بود. اما با دیدن شوخی ها خنده ها بازی ها و… در بازی هایی که استاد برامون فیلم برداری کرد و گفت که هیچ کس جدی نیس همه فقط دارن خوش میگذرونن و… باورم عوض شد
6.همچنین فکر میکردم در امریکا زندگی برای پولدارهاست و برای افراد عادی ساختمان های کثیف خیابان های کثیف اپارتمان های کوچک. و زندگی برای افراد متوسط در اروپا بهتر است. این باور هم بازهم به خاطر فیلم های هالیوودی بود کا با دیدن سریال بهشت کلا فهمیدم قشر خیلی کمی در امریکا اون زندگی رو دارن.
7.و یک چیز دیگه هم که بود و من اینو در مردم اونجا دیدم که در شخصیت من خیلی تاثیر داشت که هیچ کس هیچ کس رو قضاوت نمیکرد هیچ کس کسی رو مسخره نمیکرد و برچسب احمق بودن بهش نمیزد. و دقیقا به همین دلیل امریکایی ها خیلی به دل خودشون رفتار میکنن. دقیقا در یکی دو قسمت پیش بود که یک خانمی داشت برای خودش میرقصید تک و تنها در یک جمع که اگر در ایران بود همه تو گوش هم حرف میزدن و میگفتن اینم خله. اما اون خانم داشت تکی میرقصید و همه هم با عشق نگاش میکردن.بنابراین اون خانم هم بذون ترس داشت کاری که دلش رو خوشحال میکرد رو انجام میداد و من خیلی لذت بردم که از تنهایی خودش داره لذت میبره.
تنها با یاد خدا دلها آرام میگیرد
سلام میکنم به استاد عزیزم
و همه ی دوستان خوبم
اول از همه خداوند رو شاکرم بخاطر حضور من در این سایت بی نظیر
راستش پیش فرض های ذهنی که من نسبت به آمریکا داشتم خیلی درب و داغون بود
اگه بخوام طبق اولویت بگم اولین مورد بر میگرده به موضوع دین و مذهبی که دارن،همیشه فکر میکردم که این ملت یه مشت مردم خدا نشناس و کافری هستن و جهنمی که خدا در قرآن دربارش حرف زده مختص این جماعته و مسلما هم بهشت مال ما شیعیانه و دیگر هیچ🤣🤣
و از اونجایی که اونا هیچ دین و مذهبی ندارن وخدا رو نمیشناسن همه ی روابطشون نامشروعه و اصلا چیزی به اسم ازدواج و تشکیل خانواده سرشون نمیشه
و هر کی هر چی دلش میخواست انجام میده
و کلا هر کی هم بچه دار میشه از راه نامشروع و حرامه
و کلا فکر میکردم که این مردم، مردمانی به شدت هوس ران،خیانتکار و تجاوزگری هستن که هر کی تو دام این ملت بیفته دیگه کارش ساخته است و جون سالم به در نمیبره
و همیشه هم تو ذهنم این بود که اینها مردمی هستن همیشه مست و کلا کارشون فقط مشروب و ایجاد روابط نامشروع و کلا آدم هایی خالی از احساسات و عواطف هستن
خب این ذهنیت من بیشتر از تلویزیون و رسانه ها و جامعه در من شکل گرفته بود ولی خداروشکر بعد از دیدن سریال سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت اگه بهتون بگم که ذهنیت من ۳۶۰ درجه تغییر کرده غلو نگفتم
واقعا هر رفتار و هر برخوردی که من از این مردم دیدم برام قابل تحسین بود
چقدر این مردم با خودشون در صلح اند و چقدر خودشون هستن
من به شخصه از خونواده ی آقای راین خیلی خوشم اومد اون صمیمیت و احترامی که بین بچه ها و والدین شون بود خیلی برام جالب و جذاب بود
و چقدر این مردم همه چی رو آسون میگیرن و دنبال کوچکترین بهانه ای هستن برای اینکه لذت ببرن و شادی کنن
درست برعکس اغلب مردم اینجا که به همه چیز کمالگرایانه نگاه میکنن
دومین مورد بحث امنیت این کشور بوده،همیشه فکر میکردم که امنیت تو این کشور وجود نداره و هرج و مرج تو این کشور بیداد میکنه و این مردم خیلی با آدمهای غریبه بد برخورد میکنن مخصوصا اگه بفهمن که ایرانی هستی پدرتو در میارن (چون فکر میکردم اونا وقتی اخبار ایران رو میبینن که همش مردم اینجا فریاد میزنن مرگ بر فلانی،مرگ بر بهمانی حتما وقتی بفهمن ایرانی هستی میخوان تلافی کنن 😐)
و اصلا فکرشو نمی کردم که پلیس امریکا یه همچین آزادی برای مردم در نظر گرفته باشه که هر کسی میتونه به صورت مسالمت آمیز تو خیابون بیاد و دیدگاهشو بگه
واقعا رفتارشون برام تحسین برانگیز بود
واقعا که تو این کشور همه چیز سر جاشه
و چقدر عالی تو همه ی مواقف پلیس سعی میکنه امنیت و برای این مردم فراهم کنه حتی تو شلوغ ترین مکانها به راحتی همه ی امور و کنترل میکنه
یادمه که استاد تو یه فایلی تعریف کرده بودن در مورد پلیسی که وقتی میبینه ماشین یه خانمی پنچر شده قشنگ می ایسته و پنچری ماشین اون خانمو میگیره و باند دوم خیابون و می بنده تا حادثه ای رخ نده
یه پیش فرض ذهنی دیگه ای که نسبت به امریکا داشتم اینه که فکر نمیکردم امریکا تا این حد زیبایی و فراوانی داشته باشه یعنی من همیشه وقتی با خودم فکر میکردم که چه کشورهایی برای مسافرت و گردش طبیعت زیبا و بکری دارن و همچنین آب و هواشون عالی باشه همیشه ذهنم میرفت سمت کشورهای اروپایی و حتی یه درصدم به مسافرت به آمریکا هم فکر نمیکردم اصلا میگفتم مگه امریکا چی داره برای لذت و تفریح؟؟؟
اما وقتی سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت و دیدم دیوانه ی این کشور شدم از بس که این کشور زیبایی داره
واقعا بهشت خدا رو میشه تو این کشور دید و تجربه کرد
از بس که این کشور سرسبزه
از بس که رودخونه و دریاچه داره
از بس که نعمت و ثروت و فراوانی داره
از بس که مردمان خونگرم و سپاسگزاری داره که باعث شده این کشور بشه یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان
واقعا فکر نمیکردم که این ملت یه روز خاصی دارن به نام” روز سپاسگزاری ”
که یه هفته همه جاها رو تعطیل کنن و مردم مهمونی بگیرن و خداشونو سپاسگزار باشن بخاطر نعمت هایی که بهشون داده وقتی اینو از استاد شنیدم خیلی ذوق زده شدم و کلی تحسین کردم این مردمان قدر شناس و
از بس که امنیت این کشور منو متعجب کرده
آخه مگه میشه پکیج های استاد برای چند روز دم در باشه و کسی نیاد ببرتشون؟؟؟
مگه میشه که کسی برای روزها و هفته ها خونه نباشه و همه ی زندگیش تو فضای بیرون باشه و نگران دزدیدن وسایلش نباشه؟؟؟؟
شماها دیدید که استاد وقتی میره جایی هیچی رو که قفل و زنجیر نمی کنه
واقعا امنیتی که من تو این کشور دیدم از طریق این فایل ها خیلی جای حرف داره و خیلی تحسین برانگیزه
واقعا دیدن این فایلهای مستندی که از زندگی تون برای ما میزارید باعث شده که من فقط بخوام که تو این کشور باشم چون همه ی چیزهایی که من میخوام و برام فراهم میکنه
چون با دیدن این سریال سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت کلی خواسته در من شکل گرفته که میدونم یه روزی بالاخره بهشون میرسم چون الگویی مثل شما دارم
و دیدن این الگو باعث شده که دیگه خواسته هامو رویاهایی دور از دسترس نبینم
بلکه رویاهایی هستن که من بخاطر رسیدن به آنها زاییده شدم
خدارو بی نهایت شکر میکنم که منو به این مسیر هدایت کرد تا از این طریق خواسته هامو بشناسم و برای رسیدن بهشون قدم بر دارم
تا هم خودم خوب زندگی کنم و هم جهان و جای بهتری برای زندگی کردن دیگران بکنم.