سریال زندگی در بهشت | قسمت 174 - صفحه 27 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

911 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رسول بامريان گفته:
    مدت عضویت: 3321 روز

    بنام الله مهربان

    درود بر استاد عباس منش عزیز و خانواده محترمش

    سلام دارم خدمت همه دوستان عزیز و گرامی هم فرکانسی ام

    سپاسگزارم از الله متعال به خاطر این فرصت و توفیق روز افزون

    قبل از اینکه سریال های سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت را ببینم ذهنیت خیلی بدی نسبت به کشور آمریکا و مردم آمریکا داشتم که حقیقتا نمی تونم همه اش اینجا ذکر کنم اما یک قسمتش را بیان می کنم.

    ۱_ درباره بنیان خانواده و روابط خانوادگی: فکر می کردم بنیان خانواده و روابط خانوادگی در آمریکا خیلی سست است، مثلا زمانی که در سال سوم هنرستان مشغول به تحصیل بودم دبیر تاریخ مان می گفت در آمریکا بنیان خانواده مثل اینجا نیست و فرهنگ شان به شکل دیگر است و خیلی سست است، مثلا می گفت زنان و مردان هرکدومشان دوست های دیگری دارند که بااونها خوش می گذرونند صبح ویا هر زمان دیگری زن و شوهر که می‌خواهند از خونه خارج بشند و برای خوش گذرانی برند هر کدوم به دیگری میگه بهت خوش بگذره……هر کدوم با دوستانشان خوش گزرانی می کنند و فقط در یک مکان زندگی می کنند و هیچ کدوم حق اعتراض نداردو اگر کسی اعتراض کرد و مشکلی ایجاد کرد پیگرد قانونی دارد و جرم است وتا این حد آزادی است.

    مثلآ میگفت یک زن و شوهری از ایران به آمریکا سفر کرده بود و زنه از این موقعیتها استفاده کرده بود وقتی که شوهرش اعتراض کرده بود زنه ازش شکایت کرده و مرده را باز خواست کردند و بلاخره زنه از شوهرش جدا میشه و مرد تنها به ایران بر میگرده و مورد تمسخر اقوام و خانواده قرار میگره….که رفتی آمریکا برای تفریح و زنت را از دست دادی و صحبت هایی از این قبیل…..

    مثلآ می گفتند اونجا خانواده ها بچه زیاد نمی آرند و بچه داری نمی کنند و بیشتر بچه ها را در پرورشگاه ها پرورش می دهند چون خیلی شون از راه نامناسب به دنیا می آیند و بعدا از اونا در ارتش استفاده می کنند که خیلیی بی رحم هستند چون در خانواده مهر ومحبت خانوادگی را ندیده اند……

    این صحبت ها خیلی توی ذهنم بود که حتی من به یکی از رئیس جمهور ها که پدرش را در رسانه ها دیده بودم خیلی توجه می کردم که مثلا خیلی شباهت پدرش است و تعجب می کردم البته من عذر خواهی میکنم از تمامی دوستانی که این کامنت را می خونند به خاطر فکر و ذهنیت من که خیلی خراب شده بود از نظر بنیان خانواده و روابط خانوادگی من آمریکا را اینجوری تصور می کردم.

    ۲_ از نظر روابط اجتماعی و انسان دوستی و نژاد پرستی : از نظر روابط اجتماعی این قدر حرف شنیده بودم که فکر می کردم هیچ گونه مهر و محبت و تعلق انسانی بین اون ها وجود ندارد و رفتارشون با یکدیگر خشن است و همیشه کشت و کشتار است و نژاد پرستی در اوج خودش است و هر روز جنگ وجدال و زدوخورد بین سرخ پوستان و سفید پوستان و سیاه پوستان است و چیزی بنام انسان دوستی وجود ندارد وآرزویم بود که دین اسلام در اونجا پیشرفت کنه، و همه این مسائل اونجا کمتر بشه و یک جورهایی عذاب وجدان بودم که برایشون نمی تونم به عنوان یک فردمسلمان کاری انجام بدم. بعضی اوقات تجسم می کردم که با دوستانم اونجا رفتم و یک جایی در حال نماز خواندن هستیم، که موردشتم و کتک کاری اونا ها قرار می گیریم.

    اینکه توی ذهنم بود این ها هیچ رحمی برای دیگر مردم جهان ندارند به خصوص نسبت به مسلمان جهان و می خواهند ریشه اسلام را بکنند و اون ها را بعنوان کفار می شناختم .

    ۳- طبیعت کشور آمریکا : فکر می کردم کشور آمریکا بعد از دریایی وجود دارد که بر و برهوت است و فقط کویر است و درختان کویری مثل کز کاکتوس در اونجا وجود دارد و از جنگل و درخت و آب ورودخانه خبری نیست و کشاورزی آنچنانی وجود ندارد و دولتمردان اون کشور می آیند در خاورمیانه نفوذ پیدا و باعث جنگ و خونریزی می شوند و سپس ثروت این کشورها را به غارت میبرند و کشور خودشان را آباد می کنند.

    این نگرش که البته من خیلی خلاصه بیان کردم در من بیشتر از طریق تلویزیون و فیلم ها و رسانه های جمعی و مدرسه و از طریق صبحتهای مردم جامعه ایجاد شده است.

    خدا را شکر از زمانی که سریال های سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت را نگاه می کنم نگرشم تغییر کرده البته نه کامل ولی بهتر شده…حتی بغضی اوقات فکر میکنم که استاد ما را بعنوان جاسوس نگیرند چون داره همه جا فیلمبرداری میکنه…….بعد به خودم میگم نه بابا استاد باورهای خوبی داره اینجور ی اتفاق برایش نمی افته!!!!!!

    در این سریال ها بعضی جاها که خانواده‌ها کنار هم بودند مثلا فرزندان در کنار والدین بودند و نسبت به هم محبت داشتند خیلی تعجب می کردم و یا رفتار مردم در فضاهای عمومی و یا رفتار پلیس و یا رفتار مردم با استاد و خانواده اش همه اش برای من تعجب آور بود.

    با آرزوی موفقیت برای همه شما عزیزان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    امیر بهزاد گفته:
    مدت عضویت: 3236 روز

    سلام دوست من

    امیدوارم همیشه حال دلتان خوب باشه

    مسیری را که در پیش گرفتین بسیار قابل تقدیر است

    من به نوبه خود از آگاهی هایی که از شما به خصوص در تفسیر قرآن و قانون جذب و ادب تان در برخورد با دیدگاهای مخالف و اراهه زیبایی های زندگی و جهان هستی میدهین بسیار سپاسگزار وجودتان هستم و از شما ممنون دار هستم

    به امید دیدار در امریکا و صحبت رودرو و لذت بردن از زندگی و اراهه شادی و اگاهی برای همه انسان ها

    با احترام و ارادت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    علی اکبر شفیعی گفته:
    مدت عضویت: 1967 روز

    به نام خدایی که قدرت عقل و اختیار را با هم به ما داد

    سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیزم سید حسین عباس منش و یار همراهشون خانم شایسته عزیز و خدمت تمامی دوستان هم خانواده ام در این جمع صمیمی

    اولا خدا را شکر میکنم به خاطر هم زمانی فوق العاده این قسمت با جلسه هشتم دوره فوق العاده راهنمای عملی دستیابی به رویاها که مربوط به ساختن باورهاست

    و بی اندازه خوشحالم چون اولین مسابقه ای هست که دارم شرکت میکنم در این سایت الهی

    و باور دارم همین حضور من در این مسابقه و این سایت به معنای برنده بودن من هست در تمام مراحل و ابعاد زندگیم در دنیا و آخرت و نه فقط در این مسابقه

    اول میخوام بی نهایت از آگاهی این فایل تشکر کنم که دقت کنم پیش فرض های ذهنی که در ذهن من تعبیه شده از کجا نشات میگیره

    “چون پیش فرض های ذهنی ما هستن که دارن تجربیات زندگی ما را شکل میدن ”

    اون پیش فرض ها ممکنه از سیاست های غلط و یا به خاطر منافع عده ای و یا به خاطر غرض های شخصی و قبیله ای و طایفه ای ایجاد شده باشن

    حالا باید ببینیم آیا این پیش فرض ها به نفع ما هستن و در جهت اهداف و خواسته های ما هستن یا خلاف اهداف و خواسته هامون

    و اگه خلاف اهداف ما هستن و به ما ضربه میزنن تغیرشون بدیم

    مثلا اگه میگن فلان استانی ها خیلی با محبت هستن و خونگرمن اینا بپذیر چون باعث میشه تو برخورد و روابطت با افراد با محبت و خونگرم بیشتری برخورد کنی

    اما اون پیش فرضی که میگه فلان استان خیلی خشک هستن و بی محبت اینا نپذیر ( چون ممکنه منشاء اش به خاطر یه سری غرض های افراد تو گذشته باشه ) و باعث میشه از اون پیش فرض تو تجربه زندگیت اتفاق بیفته

    اما اول میخوام از تجربه ای خودم و خانواده ام در مورد این پیش فرض ها بگم و بعد در مورد آمریکا

    خوب همه ما به خاطر اون فیلم های جنگی که در مورد جنگ ایران و عراق بود پیش فرض های داغونی نسبت به مردم عراق داشتیم

    یه سری آدم خشن و بی عاطفه و بدون احساسات و آدم کش.

    فکر کنم حدود سال ۸۳ یا ۸۴ بود برادرم با چنتا از دوستاش به صورت قاچاقی رفتن عراق برای زیارت کربلا

    اون روز امکانات ارتباطی مثل الان نبود و خانواده حسابی ناراحتش بودن اما بلاخره زنگ زد و خبر داد که سالم رسیده

    و فکر کنم بعد از دو هفته برگشت

    و شروع کرد به تعریف کردن تعریف هایی که ما از شنیدنش شاخ در می آوردیم

    از برخوردهای عالی و دوستانه سرباز های آمریکایی

    که باهاشون عکس گرفته بودن (اون موقع هنوز سرباز های آمریکا داخل عراق بود )

    از برخورد های با مهر و محبت پلیس های عراقی که حتی با تفنگ های اون ها عکس گرفته بودن

    از برخورد ها و مهمون نوازی های مردم عراق (طوری که با یک خانواده عراقی آشنا شده بودن و چند روز تو خونه اون ها بودن )

    از تعریف هایی که اون پیرمرد عراقی که فارسی بلد بوده بود براشون گفته بود که صدام با اجبار بچه های ما را به جنگ می فرستاد و صد درصد اون پیش فرض های غلط در مورد مردم ایران برای اون ها هم ساخته شده بود

    خلاصه طوری برادرم از اون شرایط و مردم عراق تعریف کرد که دو ماه بعد برادرم با پدر و مادرم که هنوز نرفته بودن کربلا و علاقه زیادی داشتن دوباره رفتن اما این سری از مرز رفتن و حتی برادرم پاسپورت نداشت و خیلی راحت رد شده بود از مرز

    رفته بودن همون خونه که سری قبل برادرم با دوستاش رفته بود و این بار خیلی گرم تر از اون ها استقبال کرده بودن و این شد که رابطه خانوادگی دوستاته شکل گرفت و چندین بار دیگه رفتن طوری که الان هر کردم میرن کلی کادو و هدیه میبرن و اون ها هم کلی کادو و هدیه میدن خصوصا برای بچه ها

    خودم من هم کنجکاو شدم و دو سال قبل ماشینم را کاپیتاج کردم و با ماشین خودم با پدر و مادر و برادرم رفتیم

    میگفتن امنیت نداره جاده ها و جاده هاش داغونه اما خیلی خوب بود و حتی از جاده های ایران بهتر بود

    رفتیم خونه اون دوست هایی که فقط این چندسال عکساشون را دیده بودم و چقدر با محبت و خونگرم بودن

    درسته خیلی واضح زبون هم را نمیفهمیدیم اما دلی خیلی خوب میفهمیدیم طوری که یه پسر بچه خوشکل چهار ساله به اسم علی این قدر با من دوست شده بود که روز آخر مادرش اونا برد بیرون خونه بگردونه که متوجه نشه ما داریم میریم این قدر به ما عادت کرده بود و موقع برگشت با کلی کادو به ما دادن برای بچه ها که ماشین جا نداشت دیگه

    اون زیبایی هایی که بغداد و کاظمین داشت و حتی شهر های دیگه خیلی برام جالب بود

    و حسابی با ماشین تو بغداد دور زدیم و گفتیم یه روز اسم بغداد را میشنیدیم پشتمون میلرزید حالا آزادانه داریم با پلاک ایران تو بغداد چرخ میزنیم

    و نکته جالب دیگه ای که تو بغداد و کاظمین دیدم آزادی پوشش بود مثلا تو یه مدرسه با پوشش های مختلف بودن و خیلی راحت کنار هم زندگی میکردن

    اگه بخوام ادامه بدم خیلی طولانی میشه

    اما امروز خیلی نگرش متفاوتی نسبت به مردم عراق دارم چون از نزدیک لمس کردم ( خصوصا تو اون زمان اربعین حالا کاری به درست و غلط بودنش ندارم ولی این درس ها را داره برامون)همون طور که استاد میگه من هم از نزدیک لمس کردم

    و اما در مورد آمریکا :

    اول بگم سفر به دور آمریکا را یک دور دیدم و تازه قسمت های اول زندگی در بهشت را شروع کردم به دیدن و نکته برداری

    که در کنار هر پیش فرض غلط اون نگرش های درست را که حاصل دیدن فقط سفر به دور آمریکا وچند قسمت از سریال زندگی در بهشت هست را مینویسم

    از دوران کودکی تا به امروز

    چه از خونواده ، چه از مدرسه ، چه از اجتماع (تظاهرات ها ، مساجد، مدرسه (خصوصا دهه فجر که میشد)و بسیج و …)

    و چه از رسانه ها که دیگه فتبارک الله …

    حالا این منابع بزرگوار چه پیش فرض هایی را در وجود من ایجاد کرده بودن

    ☠یه سری مردم که نشستن دارن فکر میکنن چطور خون بقیه مردم جهان را تو شیشه کنن ، چطور کشورها و منابع اون ها را غارت کنن ، چطور اون ها را برده خودشون کنن و بهشون تسلط داشته باشن ، چطور یه ویروس و بیماری را در اون کشور های جهان سوم ایجاد کنن که هم نسل اون ها را منقرض کنن و هم بتونن با فروش داروهاشون کسب ثروت کنن ،

    چطور کشورهای جهان سوم را به جنگ با هم ترغیب کنن تا اون ها سلاح های خودشون را بفرشون و کسب ثروت کنن

    💚 حالا من دیدم کشوری که اگه سلاحی هم ساخته برای دفاع از خودش بوده حالا چون به پیشرفت رسیدن بقیه کشور ها هم برای دفاع ازشون میخرن

    توی اون زیر دریایی و موزه های هواپیماها میدیدم که اون سرباز هم برای دفاع از وطن خودشون رفته بودن و اون عکس هایی که از خانوادهاشون با خودشون نگه داشته بودن توی اون شرایط جنگ نشون میداد که اون ها هم انسان هستن و خانواده دارن و احساس و عواطف دارن و خانواده هاشون منتظرن سالم برگردن

    و چقدر احترام قائل بودن برای افرادی که برای دفاع از کشورشون جسم و جونشون را داده بودن

    (حالا خدا را شکر خیلی وقته جلوی این ورودی های را گرفتم و اینایی که میگم از قبل به یاد دارم و چقدر این پیش فرض ها تکرار شدن که هنوز به یاد دارم )

    (و اگه اصل و اساس این جهان بر خیر نبود با این پیش فرض ها الان باید روی هوا میبودیم )

    ☠در مورد امنیت که دیگه نگرش داغون داشتم فکر میکردم هر کی از دست کسی عصبانی و دلگیر شد سریع با یه تفنگ میزنه طرفا میکشه

    مثلا تو فیلم ها افراد مثل آب خوردن بقیه را میکشتن

    خصوصا اون فیلم های کابویی ها که روی اون اسب ها نشستن با اون کلاهای کابویی و هر کی زودتر هفت تیرش را کشید اون طرفا کشته

    یا اون اخبار هایی که میگفت فلان دانش آموز با اسلحه چندین نفر را کشته یا زخمی کرده

    من میگفتم خدای من اینا دانش آموزاشون این طورین وای به حال بزرگتر ها

    و دقیقا توی همون فیلم ها کابویی کویرهایی با اون کاکتوس ها را میدیدم که بیابون بی آب و علف را نشون میداد

    💚 اما اینجا دیدم این کشور حتی خونه هاشون دیوار هم نداره چه برسه مثل ایران که از خونه ها فقط میشه حفاظ ها را دید به جای نمای ساختمون

    اینجا دیدم افراد با آرامش و امنیت عالی دارن زندگی میکنن

    این جا دیدم بابا چه خبره از حجم دریا ها ، رودخانه ها ، جنگل ها و اقیانوس ووو….

    بد جور عاشق ایالت فلوریدا شدم

    و اصلا فکر نمی کردم تا این حد وسیع باشه آمریکا که فقط چندین هزار کیلومتر تریل داشته باشه و این همه جنگل و غارهای آنچنانی، این همه استیت پارک این همه خونه های عالی و زیبا

    و چی بگم از آبشار نیاگارا…

    ☠ در مورد احساس و عواطف و بنیان خانواده

    همیشه دلم برای بچه های خارجی می سوخت میگفتم اون بنده خداها بویی از احساسات و عشق های خانوادگی نمیبرن چون همیشه توی اخبار و فیلم ها و جامعه بی مهری و بی احساسی و بی بند باری و بی تعهدی گفته شده بود

    فکر میکردم مردم تو خیابون از سر و کول هم بالا میرن و به هم تعرض میکنن ( ببخشید خیلی رُک گفتم ) و همه افسرده هستن و خودکشی میکنن

    💚 اما اینجا دیدم اتفاقا اون ها تعداد فرزنداشون از خانواده های ما بیشتره

    دیدم چه رابطه های زیبا و قشنگی با آزادی و احترام وجود داره

    دیدم چقدر مردم با بچه هاشون توی پارک ها و طبیعت بازی میکنن و چقدر خوب بچه هاشون را مستقل و خود باور تربیت میکنن

    ( خصوصا اون بچه های دوستتون که چند بار اومدن خونتون )

    این جا فهمیدم بابا حیوانات هم احساسات دارن چه برسه به انسان ها

    و اون قسمتی که اون راهنمای طور غار گفت سلام به دوستان ایرانیم باور کنید بار ها بردم عقب اون تیکه را و هر بار گفتم سلام دوست عزیزم

    دیدم اینجا مردم نه تنها افسرده نیستن بلکه از هر جای دنیا شادترن چه وقتی که مسابقه ای باشه یا جشنی باشه دیگه کولاک میکنن

    اصلا هیچ جای دنیا به اندازه آمریکا جاهای تفریحی ، کشتی های تفریحی، انواع آروی ها و… را نداره

    ☠ فکر میکردم علاوه بر دشمنی زیاد بی احترامی و نژاد پرستی نسبت به دیگر کشورها خصوصا آسیایی ها دارن

    یا حتی نژاد پرستی نسبت به سیاه پوست ها

    چون بارها دیده بودم تو اخبار پلیس ها دارن سیاه پوست ها را ضرب و شتم میکنن

    💚 اما تو قسمت های مختلف میدیدم چقدر زیبا سیاه پوست ها و سفید پوست ها تو پارک ها و جاهای مختلف کنار هم زندگی میکردن و حالا که فکر میکنم حتی اوباما به عنوان یه سیاه پوست تو یه برهه ای شد رئیس جمهور این کشور

    یا چندین بار دیدم افراد را با پوشش های مختلف بودن که مشخص بود آزادی کامل برای انواع مذاهب دارن

    و یا اون قسمت آمیش ها که باز هم آزادی را نشون داد (خواستم اینجا قضاوت کنم و نظرم را بگم اما قول دادم به خودم تا جایی که میتونم قضاوت نکنم دیگران را )

    و یا میدیدم هر بار که استاد میگفت ایرانیم خیلی خوب برخورد میکردن و با این که همیشه کشور ما پرچم اون ها را آتیش میزنن و مرگ بر اون ها میگن خیلی برخورد های خوبی دارن

    وای وای اون جاهای مختلف که دیدم پرچم کشورمون توی اون کشور برافراشته بود واقعا دیگه حرفی برای گفتن ندارم …

    و خیلی نگرش های عالی دیگه ایجاد شد برام و پیش فرض هایی که عوض شدن برام

    از این آزادی پوشش و مذاهب خیلی لذت بردم (چون میگفتن برای افراد با حجاب محدودیت میزارن )

    از احترامی که افراد برای حریم خصوصی هم دیگه داشتن با عین حال که پوشش های خیلی آزاد خصوصا کنار سواحل داشتن خیلی لذت بردم

    از رانندگی که همیشه فکر میکردم همه ویراژ میدن تو اتوبان ها به واسطه اون فیلم ها یی که دیده بودم

    اما چقدر با نظم و با آرامش هست رانندگیشون که برای خود من الگو شد

    خیلی جالبه برای هر سلیقه ای هر نوع تفریح و امکانات و شرایط فراهم هست بدون هیچ محدودیتی، هر مدل ماشین و موتوری که بخواهی ، هر مدل هواپیما و کشتی تفریحی که بخواهی و …

    نگرش و ایده های عالی که از کسب و کارهای مختلف میشد گرفت که تقریبا تمامشون جدید و به روز بودن

    اما استاد عزیز میخوام بگم همراه بودن با این آموزه ها نه تنها پیش فرض ها و نگرش من را نسبت به مردم آمریکا عوض کرد که نسبت به کل مردم دنیا عوض کرد چون زاویه نگاه من را تغییر داد

    و باور کردم که این مرزها توسط انسان ها و سیاست ها ساخته شده

    اما خدا را شکر به واسطه پیشرفت تکنولوژی این ارتباطات داره نزدیکتر میشه ، مردم دارن آگاه تر میشن و واقعا جهان داره به یک دهکده تبدیل میشه که همه میتونن آزادانه و دوستانه کنار هم به زیبایی زندگی کنن

    تمام مردم دنیا مثل ماها خانواده دارن ، احساس و عواطف دارن، و اون ها هم میتونن مثل ماها پیش فرض های اشتباه داشته باشن

    و امیدوارم این شعر کاملا در وجودم نهادینه بشه

    به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست

    عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

    امیدوارم ما بچه های عباس منشی هر کدوم به نوبه خودمون کمک کنیم به زیباتر شدن زندگی در این دهکده جهانی با تغییر نگرش هامون و به قول سهراب با شستن چشم هامون

    باز هم بی نهایت سپاسگزارم از استاد عباس منش عزیز هم به خاطر آموزه های فوق العاده شما و هم به خاطر برنامه های سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت (علاوه بر اون مزیت ها همیشه دارم به سمت زیبایی های از اون جنس هدایت میشم )

    و همچنین از خانم شایسته عزیز که واقعا با دل و جون هم فیلم میگرن، هم کارگردانی میکنن، هم فایل ها را تدوین میکنن و…

    بی نهایت سپاسگزارم

    چون میدونم کامنت ها را می خونید از همین جا میگم عاشقتونم

    و امیدوارم همیشه شاد و سالم و تندرست و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    مهران گفته:
    مدت عضویت: 2585 روز

    به نام خالق یکتا

    امریکای واقعی را از زمانی شناختم که استاد عباسمنش آن را به من نشان داد ومعرفی کرد وتا قبل از آن باورم همش منفی بود

    من درست که یادم میاد بیشتر که زمان مدرسه ابتدایی بودم ذهنیت مرا اونجا خراب کرد در موردامریکا

    خب من سنی نداشتم وقتی سر صف حاضر میشدیم در حیاط مدرسه همیشه باید شعار ضد امریکا میدادیم واون موقع هم من ادمی بودم که به زور شعار میدادم یا اصلا در راهپیمایی شرکت نمیکردم چون احساسم اینو قبول نداشت وقتی به دوره بالاتر میرفتم همش از بدگویی امریکا بود

    بعدی رسانه ها بود که هیچ وقت یادم نمیاد که یه خبر مثبت در مورد امریکا بگن ومن فکر میکرم امریکا یک کشوری که ادمها به هم کمک نمیکنن

    وهمه اسلحه دارن حتی کسی جرعت نمیکنه باهشون صبحت بکنه چه برسد بخواهی در اونجا زندگی کنی

    اگر با کس از دوستان یا افرادهای خاصی بحث میکردیم حتی همین الان هم بحث کنم در مورد امریکا ؟ میگن یه کشور فاسد و نژاد پرست و اینها

    اصلا به بهشت نمیروند و خیلی موضوعات دیگر

    من همیشه دوست داشتم برم المان اما از زمانی که فایلهای سفر به امریکا وسریال زندگی در بهشت را دیدم نظرم در مورد امریکا به کل عوض شده

    واین کشور سرسبز را مشاهده میکنم بسیار لذت میببرم . الان هیچ حس بدی به هیچ کدام کشوری ندارم وما باید یاد بگیریم تا چیزی را که ندیدیم

    در مورد آن احساس بدی به دیگران منتقل نکنیم

    سپاسگزارم ار استاد عباسمنش و خانم شایسته که دیدگاه ما را به این کشور زیبا روشن کرد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1250 روز

    174

    ممنون استاد از صحبتهای زیباتون که انقدر کامل با مثال توضیح میدین

    واقعیت همینه که شما گفتید اینکه ذهن ما را خیلی راحت میتونن با فیلم و… تغییر بدن و تموم گفته های شما درسته

    در هر زمان نسبت به سیاست کشور این فیلم و اخبار وجود داشته و چقدر ما بی دلیل دیگاههای اشتباه داشتیم

    من خودمم فکر نمیکردم امریکا جای خوبی باشه و حس منفی بهش داشتم وقتی شما را دیدم و فیلمهاتون را، تازه فهمیدم چرا انقدر اسم امریکا در دنیت پر صدا هست چون کشوریه که خیلیها دوس دارن اونجا باشن و چقدر امکانات داره

    سالانه افراد زیادی قاچاق میرن که برسن امریکا

    و واقعا با دیدن فیلمهای شما منم دلم میخواست امریکا زندگی میکردم طبیعت بی نظیر، تمیزی، مردم خوب و…

    ممنون استاد که ما را اگاه میکنید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    سمانه گفته:
    مدت عضویت: 2172 روز

    سلام به استاد عزیزم و همه ی دوستان گلم…من کل قسمت های سریال زندگی در بهشت و نیمی از فایل های سفر به دور امریکا رو دیدم.قبل از اینکه ببینم تصورم بر اساس دیده ها و شنیده های قبلی از طریق رسانه ها و خانواده و فیلم ها این بود که فکر میکردم امریکا جنگ و خونریزیه ، فکر میکردم زندگی در امریکا امکان پذیر نیست و همش خیانت و فحشاست و خانواده معنایی نداره. اصلا یه درصد به زندگی توی امریکا فکر نمیکردم فکر میکردم ایران تنها کشوریه که میشه خوب زندگی کرد و جامون امن امنه(به خاطر باور ترس و نداشتن باور توحیدی 😑)ولی بعد از اینکه فایل های زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا رو دیدم به کل همه چیز تغییر کرد…. یادمه توی باغ توت فرنگی که فایل گرفته بودین یه خانمه به حجاب کنار یه خانم کاملا آزاد از لحاظ پوشش داشتن خزید انجام میدادن فارغ از اینکه به همدیگه کاری داشته باشن این نهایت احترام به انتخاب همدیگه ست…. فرهنگ غنی و قوانین فوق العاده امریکا…صلح و دوستی و معاشرت…به هر بهانه ای شادبودن… پایداری و ثبات و عشق در خانواده ها… همه ی اینها نگاه منو تغییر داد و الان من رویای زندگی در امریکا رو در سر دارم.. من عاشق زندگی توی امریکا شدم هر چند با نگاه به سریال و سفر من تا حدود قابل قبولی آزادیمو توی کشور خودم به دست آوردم ولی دوس دارم زندگی رو در اونجا تجربه کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    سیما گفته:
    مدت عضویت: 2215 روز

    سلام به استاد عزیزم

    چقدر این فایل خوب و به جا بود و چقدر تو همین تغییر پیش فرض های ذهنی قانون تکامل رعایت میشه و نیاز به کار عملی هست و یه مسیر جالب و پر از آگاهی هست.

    من تو شرایطی بزرگ شدم که از پونزده سالگی با افراد مختلف از خانواده و فرهنگ های مختلف بودن و طی ی مسیر طولانی و پر چالش و کم کم یاد گرفتم دیگران و تفاوت ها رو بپذیرم و بعضا حتی این تفاوت های فرهنگی بین خانواده ها و اقوام و مردم شهر ها و روستاهای مختلف می‌تونه جذاب باشه گر چند بار هم میگم بعد از چالش های خیلی تلخ و زیاد اما تو سن خیلی کم و کم کم دیدم که تو هر قومیت یا مردم هر دیاری چقدر آدم ها میتونن متفاوت باشن کم کم دیدم از هر فرهنگ و مردمی چند تا دوست خوب هم دارم و میشه با همه تعامل داشت و در عین حال خودت بود و چقدر این زیباست. چیز دیگه ای که بعضا توجه منو جلب می‌کرد این بود که بعضیا این طور فکر نمیکردن به خصوص در مذهب و اعتقادات من خانواده و اطرافیان بسیار مذهبی و متعصب داشتم و از طرفی دوستان بسیار غیر مذهبی خدا ناباور و باز هم به شدت متعصب و چون من بر حسب اتفاقات قبلی زندگیم همیشه سعی می کردم افراد رو همون چیزی که هستن بپذیرم و برای تغییرشون تقلا نکنم می‌دیدم چقدر این نپذیرفتن اون افراد رو میرنجونه و چقدر ناراحت و عصبی هستن و خوب یکبار چهار سال پیش یکی از همین دوستانم که اختلاف عقیده قومیت دین و… همه چی باهاش داشتم حالش بد بود آمبولانس دیر کرده بود و دوستم یه مشکل تنفسی حاد داشت و قبلا هم یه کما و سه ایست قلبی داشت تو اون روز و اون لحظات من فقط به زنده موندنش فکر میکردم و همه چیز واقعا پوچ و بی اهمیت بود و چقدر این به ظاهر تفاوت ها میتونن پوشالی باشه گذشت و خوب تو این سه سال که با قانون آشنا شدم همه افراد نزدیک بهم رفتن از زندگیم بیرون همه مذهبی و غیر مذهبی و دوست و فامیل ولی هر آدمی که حتی گذرا میبینم باهام خوب بود من یکی از اجدادم ارمنی بوده و بعد مسلمان میشه و به مناطق مرکزی تر ایران میاد و برای قبولی اسلام آوردنش از خدا میخواد که بره به کربلا من هم سه ساله پیش همه چیز رو گذاشته بودم کنار و وقتی دوباره به وجود خداوند ایمان آوردم ازش خواستم اگر ایمان رو قبول داره من هم برم به کربلا به عنوان یک نشانه شرایطش واقعا معلوم نبود حتی تا صبح روزی که رفتم همه چیز تا معلوم بود اون جا با یکی از بهترین مردم جهان رو به رو شدم مهربونم مهمون نواز پاک با خدا با دل بزرگ و در عین حال چون اربعین بود با مردم کشور های دیگه هم سعی میکردم صحبت کنم به واسطه ترک زبان بودن و زبان انگلیسی و خیلی از مردم ایران که اون جا بودن و چه انسان های تو مسیرم قرار گرفتن چه کار هایی که برای من انجام ندادن چقدر مهربونم بودن حتی کسایی که اهل داستان یا کشور های عربی بودن کسایی که همیشه با حرف های پر از نفرت ازشون صحبت میشه زبان مشترک انسانها دلشونه همین کافیه.

    و مردم آمریکا راستش از تاریخ بگم چیزی که زیاد میخوندم قبلا در واقع اگه بگی بزرگ ترین جنایت تاریخ آمریکا چیه خوب همه میگن بمب باران اتمی دو شهر در ژاپن اما کسی نمیگه که ژاپنی ها به عنوان مستعمره با مردم کره چه کردند و چقدر از این ملت بی گاری کشیدن تا آمریکایی ها باعث اتمام اون شرایط شدن کسی نمیگه چقدر حمله ژاپن به سنگاپور خرابی به بار آورد و هیچ رحمی به یک شهر کشور نشد چندین بی گناه در اثر حمله ژاپن در فیلیپین کشته شدن و خوب اگر حتی این اتفاق یک جنایت باشه باید تمام ابعاد رو دید که شاید این اتفاق فاجعه بار بهترین تصمیم ممکن بوده. در مورد مردم داخل آمریکا و تاثیری که این دو سریال رو من داشتن میتونم بگم من همیشه زندگی نقاش ها رو تو کل دنیا توی شبکه های اجتماعی دیده بودم که روزمره سون چطوره ازدواج میکنن یا نه بچه دارن یا نه و.. ولی این مجموعه باعث شد که خیلی واضح تر با کلیت زندگی آمریکایی ها آشنا بشم و این که اتفاقا تمام جنبه های زندگی یک انسان چقدر اون جا اهمیت داره و براش برنامه ریزی میشه افراد تو سنین مختلف مثل فایل قبلی راحت انرژی و احساساتشون رو ابراز میکنن بدون محدودیت های مثل حرف مردم یا باور های کاشته شده در مغز و به اشتباه. خیلی چیزا رو من از آمریکایی ها یاد گرفتم تو این دو سریال با وجود این که تعداد قسمت های خیلی کمی رو دیدم ولی ایده های زیادی برام داشت و چقدر ذهن بازی داشتن چقدر برای مسائل مختلف با ارائه راهکار های مختلف پول ساختن. چقدر روی خودشون حساب میکنن و آدم های عملگرایی هستن که خوب تا قبل از این که کار خودم و شروع کنم فکر نمی‌کردم بین حرف تا عمل این همه تفاوت وجود داشته باشه. فکر میکنم خیلی چیز ها رو هم میتونم یاد بگیرم و نود درصد آنچه که این دو سریال میتونن به من اضافه کنن رو نرسیدم بهش هنوز.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    خوشبخت ترین سعیده گفته:
    مدت عضویت: 2172 روز

    سلام به استادعزیز وخانم شایسته

    قبل از سفر های شماو سریال زندگی دربهشت من فکرمیکردم که ایرانی ها را درامریکا اذیت میکنند وبهشون احترام نمیگذارند من فکرمیکردم‌ که مردم امریکا افرادی سنگدل و وحشی هستندکه یک اسلحه توی جیب هاشون دارند وهرلحظه در حال کشتن افرادی اند که مخالفشون بخواد حرف بزنه یارفتارکنه.من همیشه فکرمیکردم که آمریکا یک سرزمینی است که مورد خشم وغضب خداست و نعمت وبرکت توی اون کشور نیست.فکرمیکردم که خانم هاامنیت ندارند وهرلحظه امکان تجاوز و دزدین هست و در ذهن من امریکامزخرف ترین کشوری بود که در ذهنم سفر به همه ی کشور های دنیا بود بجز آمریکا.افکارمن هم ناشی از اخبار تلویزیون ایران وفیلم هایی که پخش میکردند بود تااینکه بادیدن فایل های شما دیدم به کل نسبت به امریکا ومردمش عوض شد.انقدرعوض که به فکرمهاجرت افتادم.دیدم چه کشور آرام و سرسبزی چقدر مردم شاد هستند درصورتی مردم کشور من بیشترشون روی فرکانس بدبختی وفقر هستندوغم.چقدرخانم ها آزادی دارندولی من توی ایران حتی برای دوچرخه سواری هم آزاد نیستم.چقدر وفور نعمت وبرکت هست درحالی که زاینده رود ماچندسالی است خشک شده وبرکت وفراوانی کم شده.من واقعاالان عاشق امریکا ومردم امریکاهستم.و به امید روزی که بجای بدوبیراه گفتن ب امریکا وامریکایی ها رفتارومنش وبرخوردشون راالگوی خودمون قراربدیم تاماهم کشوری آباد وآزاد وشادداشته باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 2439 روز

    سلام خدمت شما و همه دوستان عزیز

    چقدر جالبه که این فایل دقیقا زمانی پخش شد که من به صورت اتفاقی خبری رو برای خشونت علیه زنان در کشورهای اروپایی وسستی بنیان خانواده در این کشورها رو شنیدم و همون لحظه با خودم که پس چرا چیزهایی که من دارم تو سریال زندگی بهشت و سفر به دور امریکا میبینم یه چیز دیگه است و واقعیت این چیزی نیست که دارم میشنوم و این یک باوره و من اصلا اجازه نمی دم وارد ذهنم بشه .

    انصافاً بیشتر دیدگاههای منفی رو خودتون در فایل گفتید و چقدر کامل توضیح دادید . من به شخصه فقط به کشور آمریکا دید منفی نداشتم بلکه به هر کشور خارجی دید منفی داشتم که سعی میکنم درزیر بهشون اشاره کنم .

    چه دیدگاههایی داشتم :

    1- مردم اونجا بی عاطفه هستند

    2- تبعیض نژادی خیلی زیاده مخصوصا نسبت به سیاه پوستها و فقط نژاد خودشون رو قبول دارند

    3- خانواده ها سست هستند و عملاً نسبت به هم محبتی ندارند.

    4- از صبح تا شب فقط کار می کنند و تفریح ندارند

    5- خانم ها تحت خشونت هستندو باهاشون رفتار خشون آمیز میشه

    6- خانم ها نمیتونن آزاد باشن و بهشون تعرض میشه

    7- اگه زبانت خوب نباشه اونجا کسی نیست که کمکت کنه و عملاً کاری نمی تونی انجام بدی

    8- اونجا کشوریه که برا هر کاری باید پول بپردازی و بدون پول اصلا نمیشه زندگی کرد و لذت برد و همه خدمات برای پولدارهاست

    9- آب و هوا به شدت بده یا هوا سرد و یخبندانه یا خشک و گرم

    چرا این نگرش را دارم:

    فکر میکنم این نگرش از مجموعه ای از ورودی ها مثل سریالها ، اخبار و حرفهایی که پیش زمینه مذهبی داره برام ایجاد شده بود.

    دیدنِ مستندات «برنامه سفر به دور آمریکا» و «سریال زندگی در بهشت» چه تغییراتی در نگرشم ایجاد کرد : سعی می کنم برای هر شماره ای که نوشتم مثال بزنم

    1- وقتی دیدم همسایه پرادایس میاد بدون هیچ چشم داشتی کارها رو انجام میده و میره . مهمون ها میان و برا خانم شایسته هدیه میارن . وقتی دود آتش میرسه به همسایه ها وقتی شما داشتید جنگل رو پاکسازی می کردید پیگیری می کنن و زنگ می زنن آتش نشانی و ……. بی نهایت اتفاقی که تو این قسمتها دیدم ، واقعا تصورم عوض شد

    2- وقتی دیدم برای شما مهمون میاد و یکی از مهمون ها سیاه پوسته و خیلی خوب و راحت داره ارتباط برقرار میکنه و هیچ مشکلی هم نیست این برام منطقی میشه که اینطور هم که به ما گفتن نیست وقتی لب ساحل همه آدمها با هر رنگی که هستن دارن لذت می برن وقتی تو شهر و خیابون همه دارن کنار هم با آرامش و صلح زندگی میکنن رو می بینم دیدم تغییر می کنه

    3- وقتی مهمونهای شما رو دیدم ویا زمانیکه تو سفر به دور آمریکا خانواده ها رو با بچه و پدر و مادر که اومدن لذت ببرن میبینم وقتی رفته بودید دیزنی لند چقدر خانواده بود . دیدن همه اینها برام تغییر باور میاره و یا زمانیکه دیدم چقدر پدر و مادر برای فرزندانشون ارزش قایل هستند که یه اتاق بازی با همه امکانات فراهم کردن یا لباس های ورزشی تهیه کردن که گرون قیمت هستن و چقدر برای خانوادشون ارزش قایل هستن دیگه این باورم هم کمرنگ میشه

    4- یکی از صحنه هایی که واقعا برام جالب بود و تحسین کردم اون جایی بود که شما داشتید داخل یک غار رو می دیدید و یک خانواده بودن که بچه چند ماهه داشتن خانم بچه رو تو آغوش گذاشته بود و تو جایی که به زور یک نفر رد میشد داشت راه می رفت .یا یک خانواده با پدر و مادرشون که مسن بودن اومده بودن و داشتن لذت می بردن . هر جایی که شما می رفتید حتی ایونت هایی که برگزار میشد همش آمها در حال شادی بودن و به قول شما دنبال بهانه ای برای شادی هستن

    5- در تمام قسمتهایی که از سفر به دور امریکا و یا زندگی در بهشت دیدم همیشه خانمها مثل آقایون داشتن لذت می بردن اینطوری نبود که خانم ها فقط کار یا آشپزی کنن . حتی اون مهمون هایی که با چندتا خانواده اومده بودن آقایون داشتن آشپزی می کردن و خانمها لذت می بردن یا اینکه آقا داشت به خانمش کمک می کرد .یا حتی رفتار بدی که دربرابر خانمی باشه ندیدم حتی زمانیکه یکی از مهمون ها با فرزنداش اومده بودن پرادایس همش داشتن برای خانم که نتونسته بود بیاد عکس می گرفتن و باهاش لذت رو سهیم می شدن

    6- در مورد تعرض به خانم ها من هر جایی که شما رفتید وفیلم گرفتید حتی لب ساحل که خانم ها به راحت ترین شکل ممکن بودن هیچ تعرض یا حتی مزاحمت کمی هم ندیدم خیلی راحت خانم ها داشتن لذت می بردن و کسی هم کوچکترین اذیت و آزاری هم نداشت خیلی آزادانه داشتن لذت می بردن واقعا دیدن این صحنه ها دید من رو تغییر داد . آدمهایی رو دیدم که حتی با اینکه هر نوشیدنی که می خواستن می خوردن ولی هیچ مشکلی برای هیچ کسی بوجود نمی اومد و همه داشتن از امکاناتی که براشون فراهم شده بود لذت می بردن

    7- برای بحث زبان و ارتباط برقرار کردن ، هر قسمت که شما در هر بخشی با دیگران ارتباط می گرفتید خیلی خوب و با اخلاق خوب توضیح می دادن حتی برای خرید هم که رفته بودید و بیشتر توضیح می خواستید کاملا با روی باز و خوش اخلاق بهتون توضیح می دادن و انگار زبان بلد بودن در سطح حرفه ای لازم نیست و ادمها هر وقت ازشون کمک بخوایم بهمون کمک می کنن . یه صحنه که خیلی برام جذاب بود صحنه ای در سریال سفر به دور امریکا بود که شما در حال قدم زدن بودید به خونه ای برخوردید که صاحب خونه گلهای قشنگی داشت شما رو برد و همه گلهاشو نشونتون داد من واقعا این برخورد و تحسین کردم و یا اونجایی که یک خانم اومده بود آر وی رو ببینه و شما رو دعوت کرد به خونشون (خانمی که با مادرش زندگی میکرد)

    8- وقتی من کلی پارکهای رایگان رو دیدم که با چه امکاناتی رایگان در اختیار همه قرار داشت یا همین مسابقه که یه فضایی رو برای برای کسایی که نتونسته بودن داخل استادیوم برن فراهم کرده بودن یا پارکهایی که همه امکاناتی داشت یا مدرسه هایی که با بهترین امکانات رایگان هستند همه اینها باور منو نسبت به رویکردشون تغییر داد

    9- آب و هوایی که من در بیشتر جاهایی که شما در سفر به دور آمریکا رفتید دیدم پر از سر سبزی و زیبایی و آسمان شفاف و درختان زیبا بود واقعا لذت می برم از تک تک صحنه هایی که از طبیعت امریکا برامون به تصویر میکشید

    خیلی خوبه که در زمانی زندگی می کنیم که این امکان رو داریم که با زندگی و رفتار کشورهای دیگه آشنا بشیم و باورهامون تغییر کنه و محدود به شنیده هامون نباشه . مثلا من زندگی دختری رو در فضای مجازی دیدم که همسر غیرایرانی داره شاید بگم بیشتر از همسرانی که تو ایران دیدم احترام ، صداقت ، تعهد و کلی نکات مثبت رو ازش دیدم که کلی باورم رو تغییر داد .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    سعادت گفته:
    مدت عضویت: 2400 روز

    بنام خدای توانا

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به مریم جان الگوی جدید خودم

    سلامم به دوستان عباسمنشی

    دیدگاه من در مورد آمریکا قبل از دیدن سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا

    آمریکایی ها که اصلا خدارو نمیشناسن معلوم نیست از کجا اومدن و چجوری زندگی میکنن

    یه طوفانی که اومده بود خونواده من میگفتن خب ببین خدا این بلارو سرشون آورد چون حجاب ندارن

    دین ندارن و…

    خب من برام سوال بود چطور اگه خدا دوسشون نداره اینقدر بهشون نعمت داده چرا بهشون عقل و هوش داده که اینقدر پیشرفت کنن …اگه اونا اینقدر تو تکنولوژی پیشرفت نمیکردن ما کجا بودیم ایا ما گوگل رو داشتیم ؟ این همه پیشرفت رو میدیدیم؟؟

    تو آمریکا امنیت نیست میدونی اونا اصلحه دارن و میتونن راحت بکشنت از خونه میری بیرون شاید دیگه نتونی برگردی اینقدر که امنیت اونجا کمه ! خب از کجا میومد این دیدگاه بله از اخبارای که دم به دقیقه میگفتن تو این نقطه آمریکا درگیری شده و اینقدر آدم مرده (باید یادآوری کنم که تو خونه ما اخبار جز برنامه های جدا نشدنی از زندگی ماست من از کودکی یادمه سر شبکه خبر همیشه بحث بوده و پدر من برنده این میدان میشد . ساعت 21 خبر ساعت 22 خبر ساعت 2 ظهر سر سفره نهار خبر 9 صبح خبر و همیشه خدا خبرای بد از در و دیوار وارد ذهن ما میشد ) من چند سالیه بخاطر درس و دانشگاه خداروشکر از اون محیط فاصله گرفتم و از خبرهای بد دورم ….

    خب برگردیم به بقیه باور ها ….

    ازدواج متو آمریکا اصلااا وجود نداره ببین اونجا هر کی با هر کی دوس داره میخابه اصلا معلوم نیس بچه ماله کیه کلااا تعهدی نیست خیلی اوضاع داغونه …. از فیلم هایی که میدیدم…

    حالا نظر من خب اگه ازدواجی نیست این همه بچه از کجا میان ؟؟ اونجور که اونا میگفتن پس جمعیت آمریکا باید هر روز کم و کمتر میشد . اگه تعهد و عشق نیست چرا اونا حالشون کنار هم خوبه ؟؟ چرا خوشحالن ؟ چون به اجبار تن به زندگی و ازدواج نمیدن چون جایی میرن که دوسدارن به روح و جسمشون اهمیت میدن اینارو الان فهمیدما …

    آمریکا همیشه دشمن خونی ماست یادت باشه …

    آمریکایی ها بی احساس ترین آدم های روی کره زمینن

    اونا زندگی ندارن که همیشه و همه جا در حال نقشه کشیدنن تا زندگی رو از ما بگیرن

    آمریکا میخاد صاحب دنیا بشه به همین خاطر هر روز جنگ میکنه و…

    مرگ بر آمریکا رو یادم نیست ااز چند سالگی ذهن و زبونم آوردن و گفتن اگه بری تو صف مدرسه و دستاتو مشت کنی و فریاد بزنی مرررگ بر آمریکا جز شاگردای خوب و وطن دوستی ….

    (وای خدای من چقدر خوب داره یادم میاد مرسییییی که همراهیم میکنی تا بتونم باور های محدود کننده رو رد یابی کنم )

    چه روزایی بخصوص چه بهمن ماه هایی که بفکر انتقام از آمریکایی ها شبارو صبح میکردم چه حرصی میخوردم …

    الانم دارم با چشام های خودم میبینم خواهر زادم که پیش دبستانیه از این زمان دارن رو باورهاش کار میکنن و نقاشی تانک و مرگ برآمریکااا و … ازشون میخان و هر روز تو گوششون میخونن که آمریکا دشمن ماست … از دبستان تا دانشگاه این شعار همیشگی بوده … و کینه رو از بچگی تو دل ما کاشتن .چرا ؟؟؟

    الان میفهمم دلیل این اتفاقات رو …

    میفهمم باورهای محدود کننده خونواده و اطرافیانم رو که چقدر روم تاثیر گذاشته

    میفهممم و فکر میکنم این خودش یجور پیشرفته که آدم حداقل بدونه اشتباهه و بخواد باورهاشو تغییر بده …

    خب حالا ما یه استادی داریم که خیلی با بقیه فرق داره

    پاشده رفته تو دل دشمن و داره زندگی میکنه

    عههه چطور میشه تو کشور دشمن خونی آدم اینقدر آزاد زندگی کنه …

    خب دوربینشم همراهشه و داره از چیزی که میبینه برای بچه هاش فیلم میگیره تا با واقعیت آشنا بشیم تا ثابت کنه اونجور که بما گفتن نبوده باابااا…

    خب واکنش من بعد از دیدن سریال های سایت

    بااابا مگه میشه این همه زیباییی …

    مگه میشههه این همه امنیت

    مگه میشههه این همه مهربونی

    اره عزیزم میشه ، ببین

    ببین چه خونواده های شاد و پراز عشقی میان مهمونی تو بهشت

    ببین چه آزاد و رهان و هر کس با باورها و فرهنگ خودش آزادنه انتخاب و زندگی میکنه آقا از نظرر شما حجاب خوبه خوب با حجاب باش

    نه دوس داری لباس راحتی بپوش خب اوکیه راحت باش

    پوشش آزاد . دین آزاد .

    چی از این بهتر خب

    وای وای اینو داشت یادم میرفت چقدر به حیونا احترام میذارن خدای من

    سگ هارو به سرپرستی میگیرن بهشون حق زندگی میدن خدای من چقدر مهربونی چقدر عشق چقدرررر

    یادم نیست تو قسمت چندم سفر به دور آمریکا بود که پرچم همه کشوارو تو پارک ددیدم و پرچم ایرانم که داشت خودنمایی میکرد …ای بابا اینا چی میگن اینجا مگ ما دشمن نیستیم چرا پرچم مارو گذاشتن ….

    استاد سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا باور های منو زیر و رو کرددد زیر و رووو

    من فقط احترام دیدم زیبایی دیدم شادی دیدم ادم هایی رو دیدم که با خودشون تو صلح هستن و بعد از اون با انسان های دیگه و کل جهان آشتین

    خدای من اگر بدونی چه آرزوهایی در من شکفت

    چه خواسته هایی شکل گرفت

    قسمت 173 سریال زندگی در بهشت رو که دیدم کلا زیر و رو شدم

    چقدر لذت میبرن از زندگی چه خوشحالن خانوما رو ببین راحت جیغ میکشن میرقصن نشستن راحتتتت کسی کاری بهوشن نداره اقا هر نوع لباسیم هستنا

    اصلا اینا چرا به هم حتی نگاهم نمیکنن

    چرا بهم نظر ندارن

    ای بااابا مگ با دیدن ساق پای خانمها اقایون به گناه نمیوفتن چرا اینجا همه چی آرومه …چرا هیچکی به کسی کاری نداره خدای من از خوشحالی دارم بال در میارم دلم میخاد با همین بال ها پرواز کنم برم اونجا

    جایی که ازادی معنا داره انسان بودن به اوج خودش رسیده جایی که نگاه های سنگین روت نیست خدای من ….

    خدایا حافظ و نگهدار این استادما باش که داره مارو از خواب غفلت بیدار میکنه

    اینقدر مهربونه هر کجا میره مارو هم با خودش میبره میگه بچه ها این زیبایی هام هست بیایین ببینیم و لذت ببریم استاد ما تک خور نیست میگه همه با هم لذت ببریم قربون دل مهربونت استاد و مریم جونم

    مرسی که دستای خدای میشین و باعث میشین ما خواسته های جدید داشته باشیم دلمون بخواد زندگی پر از آرامش و رهایی رو تجربه کنیم

    ممنونم از ته دلم از عمق وجودم دوستون دارم و احساس نزدیکی میکنم

    بمونین برامون و باهم بشکنیم این باورهای پوسیده رو …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: