سریال زندگی در بهشت | قسمت 174 - صفحه 50 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

911 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی یزدانی گفته:
    مدت عضویت: 1789 روز

    درود به شما استاد عزیز و دوست داشتنی

    فایل بسیار تاثیرگذاری بود و لذت بردم

    من همیشه برنامه هاتون رو دنبال میکنم و برداشت هامو تو دفترم مینویسم

    امروز درمورد سپاسگزاری متن قشنگی نوشتم که با دوستانم به اشتراک بزارم:

    شما باید هر روز و هر لحظه سپاسگزار باشید

    بخاطر هر آنچیزی که تابحال در زندگی بشما داده شده است شکرگزار باشید تا نتایج فوق العاده اش را در زندگیتان ببینید ؛ سپاسگزاری نیرویی افزاینده است که بر تمام جنبه های زندگیتان تاثیر می گذارد و باعث رشد و پیشرفت سریع شماست پس بطور مداوم و پیوسته سپاسگزاری کنید تا صدای درونتان را واضح تر و شفاف تر بشنوید ، وقتی الهامات و گفتگوهای درونتان را بشنوید و با وجود نجواهای مقابل و ترس هایتان به آنها عمل کنید توقف ناپذیر می شوید و پله پله رو به سوی خوشبختی قدم برمیدارید بطوری که هر چه بیشتر برای سلامتی خود سپاسگزاری کنید خداوند شما را با ایده ها و اتفاقات بهتر به سلامت بیشتر هدایت می کند.

    هر چه بیشتر بخاطر وضعیت مالی تان(چه خوب باشد، چه در مضیقه مالی باشید)،بخاطر شغل و درآمدتان ، وضعیت روحی و ندای درونتان ، روابط عاطفی تان ، پیشرفت و موفقیت فردی تان و برای هر موردی که سپاسگزاری کنید بیشتر از آنچیز به زندگی تان وارد می شود.

    زنده بودن و زندگی کردن روی کره زمین نعمتی بس عظیم است که هر روز بما هدیه داده می شود، همین که نفس می کشیم و تمام اعضای بدن ما خودبخود کار می کنند جای شکر دارد.

    شما حتی باید بخاطر مشکلات و مسائل تان سپاسگزار باشید در هر مشکلی ۱۰ نکته مثبت وجود دارد، زمانی که شما احساس خوبی دارید قادرید آنها را پیدا کنید بطور مثال فرض کنید ظهر یک روز آفتابی در منطقه ای گرمسیر آفتاب شما را اذیت می کند و از گرمای شدید احساس گله و شکایت دارید،با خود میگویید چه روز گرمی است، از این گرما متنفرم و احساس بسیار بدی دارید هرچند میدانید که بالاخره آفتاب غروب می کند ، در چنین شرایطی از خود بپرسید علت این گرما چیست؟ مسلماً خورشید است ،حالا به این فکر کنید که خورشید چه فایده هایی دارد؟ باعث زنده بودن و حیات در کره زمین است ، باعث وجود روز و شب است و… اصلا تاحالا به این فکر کرده اید که اگر خورشید وجود نداشت زندگی روی سیاره زمین غیرممکن و محال بود؟! پس شما باید بخاطر وجود خورشید و گرمای آن و حتی سرما (که از دور بودن خورشید ایجاد می شود) سپاسگزار باشید. اگر به روند سپاسگزاری در زندگی ادامه دهید شرایط ، موقعیت ها و اتفاقات زندگی خود را دگرگون خواهید کرد و کم کم خداوند شما را به جاهایی هدایت می کند که گرما شما را اذیت نکند.

    بنابراین شما می توانید برای هر مسئله نگران کننده ای از قدرت شکرگزاری استفاده کنید و شرایط را بنفع خود تغییر دهید، به عبارتی شما همیشه می توانید احساسات و افکار مثبت و خوبی داشته باشید ، از زندگی نهایت لذت را ببرید و هر روز مرحله به مرحله بسمت خوشبختی بیشتر حرکت کنید.

    سپاسگزارم استاد عزیز و دوس داشتنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    مهری سحری گفته:
    مدت عضویت: 2026 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز،مریم جون گل و دوستان همراه و مهربان خانواده عباس منش، من در دوران کودکی هیچ نظری یا فکری در مورد حتی خارج از شهر خودم هم نداشتم و در دنیای زیبای کودکی بچگی میکردم ،اما اطراف ما پر بود از شعارهای مرگ بر آمریکا،مرگ بر اسرائیل و مرگ بر شوروی،زمان جنگ هم که من دهه اول زندگیم رو میگذروندم فقط در مورد رژیم بعث و حمایت آمریکای جهانخوار و کمک کشورهای اروپایی صحبت بود و مرتب در اخبار تلویزیون،رادیو و حتی در جمعها ی خانوادگی هم در این رابطه نظر داده میشد و تحلیلها بود که صورت می‌گرفت😂😂و ما هم در تمام این مدت همه این مسائل رو می‌شنیدیم و از اینکه آمریکا به عنوان یک ابر قدرت همیشه درصدد از بین بردن ما و کشور ایران بود از اون کشور متنفر بودیم و مردمان اون کشور را هم مثل سردمدارانش تصور میکردیم،کلا تو ایران هر اتفاقی که در کشورهای مظلوم همسایه و حتی خود ایران رخ میده(مثل قضیه داعش،قضیه مردم فلسطین و حتی جنگ تحمیلی ایران و کشتارهایی که انجام میشه)به آمریکا و مردمانش نسبت داده میشه و این خیلی رو نظر مردم در مورد یک کشور تاثیر داره،البته که این سیاست تو همه جا هست اما در ایران من توجه به نکات منفی رو خیلی زیاد میبینم،

    استاد عزیز بعد از جنگ و زمانیکه دیگه وارد دبیرستان شده بودم و کمی قدرت تحلیل پیدا کردم همش متوجه یک تناقضی در اخبار بودم اما باز هم نمی‌تونستم خوب متوجه بشم ،اما از سال ۸۸به بعد که اوضاع داخلی کشور دستخوش یکسری حوادث شد خیلی از مبهمات بر ما آشکار شد و این قضیه باعث شد بی اعتمادی در اکثر مردم من جمله من نسبت به مسئولین رخ بده و در نتیجه خودم رفتم دنبال اینکه ببینم آیا باورهام در مورد کشورهای اطراف و جهان درسته یا نه،راستش رو بخوایین ما هر روز تو ایران هم می‌شنیدیم که فردی دختر بچه ای رو دزدیده و تجاوز کرده و بعد کشته،یا مردی به زنها در خیابان حمله می‌کرده و پول و طلاهاشون رو می‌گرفته و بعد می‌کشته و از این دست اتفاقات،(البته فقط از طریق فضای مجازی) بعد که می‌دیدم این اخبار کشورم اصلا گفته نمیشد و کشور رو یک مکان امن نشان میداد و مرتب از کشت و کشتار در کشور آمریکا،فرانسه و…. خبر میدادن اونهم به طور مفصل اصلا دیگه تصمیم گرفتم که به هیچ خبری گوش ندم و فقط از طریق افرادی که در اطرافم تجربیاتی با سفر به کشورهای دیگه کسب کردن باورهامو تغییر بدم ،تقریبا سه سال پیش پسرداییم به آلمان مهاجرت کرد و در اونجا ساکن شده و من مرتب از اون سوال و جواب میکردم تا بتونم در جهت تغییر باورهام کاری بکنم ،اما باز اونم فقط از طریق مکالمه بود ،اما و. اما و اما از زمانیکه با شما و سایت شما آشنا شدم ،نمیدونید استاد انگار به همون منبع و مرجعی که مدنظرم بود دست پیدا کردم واااای که نمی‌دونید چه میکنید با این فیلمهای سفر به آمریکا و زندگی در بهشت،استاد با توضیحات کامل شما من الان تقریبا میشه گفت که آمریکا و خصوصا فلوریدا رو کاملا میشناسم و انگار که مدتی در اونجا زندگی کردم شنهای سفید ساحل ،خلیج مکزیک ،طبیعت سرسبز و زیبای اونجا،محشششششششرررره استاد،

    استاد من خودم در شمال ایران زندگی میکنم و از طبیعت سرسبز و بکر و هوای خوب بهره مند هستم اما چیزی که اونجا رو برای من مدینه فاضله کرده همون تمیزی و نظم در طبیعت اونجاست در حالیکه طبیعت ایران به صورت وحشی رها شده و در حال ویران شدنه ،استاد من در دوره جهان بینی توحیدی شما آموختم که باید در هر مبحثی تکامل رو طی کنیم ،باور میکنید که با دیدن این قسمت‌های سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت من حس میکنم که تکاملم رو طی کردم و الان کاملا از نظر فکری و اینکه از کشورم دور بشم و در اونجا اقامت کنم آماده ام،در حالیکه بیست سال پیش من خواستگاری داشتم که ایشون در آمریکا زندگی می‌کردم و خلبان بودن اما ترس از جدایی و دوری از خانواده و ترس از کشور مردم آمریکا وزندگی در یک کشور بیگانه با فرهنگ بیگانه مانع شد و من جواب نه دادم ،استاد وقتی تو فیلمهاتون میبینم که مردم در پوشش آزادن،مردم کاملا شاد هستن و از امکانات بالایی برخوردارند واقعا لذت میبرم،مردم خودجوش به تمیز کردن طبیعت میپردازن حتی بچه های دبیرستانی ،همه خودشون رو مسوول میدونن،وقتی میبینم که مردم حتی قشر مرفه فرزندانشان رو در سن نوجوانی ترغیب به کار میکن واقعا لذت میبرم در حالیکه تو ایران حالا در مورد خودم بگم وقتی پسرم تو سن دبیرستان در ایام تعطیلات تابستانی تصمیم گرفت در کنار یکی از بستگان کار نصب و تعمیر کولر و یخچال رو آموزش ببینه همسرم مخالفت کرد و گفت مردم چی میگن پشت سر ما،حالا خوبه که همسرم تحصیلکرده است، استاد تو یک جمله بگم شما همونی بودی که سالها من دنبالش بودم که از طریقش به آگاهی برسم ،میدونستم یه جای کار میلنگه تو باورهای و الان با وجودیکه هرگز از مرزهای ایران بیرون نرفتم اما شناخت کاملی از مردم دنیا و کشورهای دیگه دارم ،اینکه دست از منفی گرایی برداشتن و فقط به فکر پیشرفت هستن و هیچ زورگویی در بین مسولین و سردمداران کشورها نیست و همه با هم تلاش میکنم که کشوری آباد و آزاد داشته باشن در حالیکه کشور من یک عمره با توجه کردن به نکات منفی و شعارهای تو خالی و پوچ از یک جهان سومی هم داره نزول پیدا می‌کنه به جهان چهارمی

    استاد هزاران بار از شما ممنونم و دستتون رو میبوسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    مریم ترکاشوند گفته:
    مدت عضویت: 2548 روز

    سلام استاد عزیزم من همیشه آمریکا رو دوست داشتم هر بار تلوزیون شعار مرگ بر امریکا میگفتم من میگفتم که چرا باید برای دیگران آرزوی مرگ کنیم کلی چیز های که به من احساس بدی بهم میداد این بودن که به خانم ها تجاوز میکنند چون این شنیده بودم وقتی آمریکایی ها زمان شاه اومده بودن ایران به زن های ایران تجاوز میکردن همیشه مست هستن چون توی فیلم های قدیمی دیدم بعد این که همه اسلحه حمل میکنند همه رو میکشند بی دلیل که همه رو از رسانه شنیده بودم امروز خیلی چیزها داره برام روشن میشه از خدا ممنونم که منو داره هدایت میکنه که به خواسته هایی که دوست دارم برسم من امریکا رو دوست داشتم ولی به خاطر این ذهنیتی که داشتم میگفتم من که کانادا بیشتر دوست دارم زندگی کنم ولی امروز به این نتیجه رسیدم که من واقعا آمریکا رو خیلی دوست دارم 🌹😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    مهدی بهره بر گفته:
    مدت عضویت: 2087 روز

    در گذشته ذهنیتم فوق‌العاده بد بود فوق‌العاده

    آمریکاییها رو آدمهایی خونخوار بدون قلب تصور میکردم چون جوی که قرار داشتم جوی تقریبا خشک و مذهبی بود

    من خیلی علاقه به کشف ماوراء داشتم هر چیز خاصی رو دنبالش میرفتم سخنرانیهای بسیاری گوش دادم دیدم

    یه مدت تو بحث فراماسونری بودم که با سخنران معروف رائفی پور امیدوارم سلامت باشه اما من به شخصه ازش راضی نیستم چون به من بد کرد

    اون تو یکی از سخنرانی‌هاش گفت که آمریکا رو آدمهای خاصی بنا کردند آدمهایی با افکار خاص که یکیش همون فراماسونری بود که میخوان با خدا بجنگند اون می‌گفت اونها به زور وارد آمریکا شدن و بسیاری رو کشتن

    به غیر از اون قسمتی از خانواده مذهبی من و دوستان مذهبی من بودن که باعث شدن من آمریکا رو دیو ببینم

    گاهی به چشمم میخورد اون کسی که به خونخواری در ذهن من بود مردم آمریکا چقدر دوستشون دارن و ذهنم می‌گفت خب اونا هم از همون قوماشن و … به عراق که حمله کردن یه تناقض برام پیش اومد از طرفی کشت و کشتار و اینکه گفتم می‌خوان اونجا رو تسخیر کنند از طرفی بازی آمریکاییها با مردم عراق نمیدونستم چطوری حضمش کنم اما با دیدن اونها اون حس تنفر از آمریکا کمتر شد و بسیاری از این اتفاقها که بعد با قانون جذب آشنا شدم کلا سعی کردم خوب نگاه کنم حتی اگر بد بود هم از آمریکا بدم میومد هم دوست داشتم اونجا باشم

    وقتی با سایت عباسمنش آشنا شدم و سریالها رو دیدم سرسبزی رو دیدم اون تیرگی اون خشکی از سرزمین آمریکا کم کم برداشته شد کم کم بهشت رو اونجا دیدم تصور من از بهشت رودخانه و درخت و سبزه و آزادی … است خب همه چی رو اونجا دیدم نقطه نقطه اش سرسبز نقطه نقطه اش دریاچه رودخانه خب بهشت همون جاست چیزی که حداقل ذهنیت من از بهشت داره دقیقا تو آمریکا هست

    و اون ذهنیت تنفر برداشته شد و حس عاطفه شدیدی به مردم آمریکا پیدا کردم آدمهای راستگو هم به خودشون هم به دیگران کشور تمیز قانونمند و…

    سریال سفر به آمریکا رو من زیاد ندیدم قسمتها شو اینها رو از سریال زندگی در بهشت دیدم

    یه چیزی که فوق‌العاده فوق‌العاده من از آمریکا دوست دارم کمپانیهای متعدد هست

    من خودم دوست دارم اگر می‌خوام سوزن بگیرم برم از فلان کمپانی که فقط سوزن میسازه و پشتیبانی می‌کنه بخرم

    و این در آمریکا هست هر چیزی بخوای بخری کمپانی مخصوص به خود داره یا سفارش میدی یا میری میخری و قیمتی هم که میخواد بده قیمت منصفانه است این برام خیلی جذاب

    من با سایت شما با سریالهایی که درست میکنید

    عاشق آمریکا مردمش و نقطه به نقطه اش شدم

    خداروشکر که جایی مثل بهشت هست که میتونم در زمین تجربه اش کنم

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    سارا سهیلی گفته:
    مدت عضویت: 2014 روز

    به نام رب و فرمانروای کل جهان ها

    سلام استاد جان

    این اولین مسابقه ای هست که من میتونم داخلش شرکت کنم و زمان ازش نگذشته.میخواستم برم جواب بقیه رو بخونم ببینم چی نوشتن ولی گفتم نه بزار اول دیدگاه خودم رو بنویسم بعد برم سراغ بقیه گفتگو ها.

    من زمانی با سایت اشنا شدم که تقریبا اوایل سریال زندگی در بهشت بود و کلن از سفر به دور آمریکا خیلی بیشتر خوشم میومد و زندگی در بهشت رو وقت تلف کردن میدیدم ولی الان …. دیگه خودتون اینقدر شنیدین که کشش نمیدم میدونید چه جوری بوده اوضاعم.

    قبل از دیدن این سریال ها ی سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت من تصوری که راجب امریکا داشتم بیشتر مربوط بود به فیلم های هالیوودی که میدیدم و خوب من خیلییی زیاد فیلم میدیدم،از سمتی اخبار ایران هم بود ولی خوب همش میگفتم ایران چرت میگه ولی بازم یه ورودی اشتباه و منفی ای بود.

    در مورد بنیان خانواده من فکر میکردم یه زنی و یه مردی همینجوری پیش همن حالا نه به خاطر بچه هاشون برای خوشگزرونی و بعد از یک مدت هم میرنو و کاری به کار هم ندارن به راحتی و اصلن در واقع این بود تصورم که خانواده ای اونجا تشکیل نمیشه!به چشم چند فرد متفاوت با جنسیت متفاوت و با سن های متفاوت میدیدم که داخل یک خونه جمعن و زیاد کاری به کار همم ندارنو کلن مثل ایران اینطوری نیست که براشون مهم باشه خانواده.

    در مورد روابط اجتماعی هم انگار یه سری آدم خودخواه میدونستمشون و سرد که زیاد با کسی گرم نمیگیرن خیلی خشکن شاد نیستن یه جورایی تو ذهنم آدمایی به شدت عصبانی بودن که هر لحظه میخواستن به کسی حمله کنن و بزننش و … از این جور چیزا.

    برای امنیت اجتماعی هم خوب من فکر میکردم مخصوصا در مورد خانم ها هستن کسایی که اذیت کننو و متلکو و همچین چیزایی و یا اینطور بود طرز تفکرم که انگار اغلب مردم اسلحه دارن و تو نمیدونی کدومشونه و هر لحظه ممکنه تیر اندازی اینا اتفاق بیافته و اینطور مسائل که بیشترش هم مربوط به اخبارها بود مخصوصا اینکه من فک میکردم جای جای امریکا خیلی افراد هستن که اعتراض میکننو و اینا و یا حتی من فکر میکردم خیلیییییی تعداد بیخانمان های این کشور زیاده و اصلا شغلی وجود نداره و همه بیکارن و گوشه خیابونن و دو تا لقمه غذا خوردنشون موندن و نمیدونن از کجا جور کنن شکمشون رو پر کنن.

    مخصوصا در مورد سیاه پوستای این کشور تصوراتم خیلی اشتباه بود و فکر میکردک آدمای به شدت عصبی و پرخاشگر هستند که بیشترشون بیخانمانن و خانوادم که دیگه کلن هیچی و تازههههههه فکر میکردم کلن همشون مواد فروش . دراگ دیلرن!!!

    اینا رو که الان مینویسم یادم نبود تازه داره یادم میاد چه افتضاحی بوده تو ذهن من.

    آره دیگه سیاه پوستا همشون تقریبا مواد فروش و بدبخت بودن و تازه خود کشور هم اصلا باهاشون رفتار مناسبی نداره و همشدر حال کشتن و زندانی کردن سیاه پوستاشه.

    بعئ نمیدونم از کجا ولی فکر میکردم دزدن به شدت یعنی دیده بودم خیلی راحت یه فرد عادی میاد و وسیله ها رو میدزده و میبره و کلن دزد زیاده اونجا .خیلی وقتام اصلا نمیفهمیدن دزدی شده.

    و همینطور کلن کار خلاف اونجا به شدت زیاده و چمیدونم پلیس فاسد داره اونجا و خیلی تز این جرم و جنایت ها اینقدر وحشیانه و مخفیانست که کسی حتی پلیساشون هم نمیدونه حتی بعضی پلیساشون تو ذهن من فاسد بودن.

    اینا همش مال اون فیلم هالیوودیاست !!

    خلاصه از نظر طبیعت من فکر میکردم مثل ایران فقط حاشیه هایی که اطراف اقیانوسن سرسبزه و بقیه جاها بیابونیه یا کلن سرد و یخیه .

    برای مذهب فکر میکردم کلن خدا نمیشناسن اینا و مذهبی نیستن.

    کیفیت کسب و کارها رو هم فکر میکردم خیلی کسب وکارها شکست میخوره انگار زود دچار رکود میشن و برای صداقت مردم که خوب کاملا دروغگو و بدون احساس میدیدمشون.

    تو یه نگاه بخوام بگم آدم فضایی بودن برام.

    و حتیی من خیلی فکر میکردم هوای امریکا کلن خیلی آلودگی و خاکستریه و گرمه و اصلن آسمون رو نمیشه دید حتی.

    یا خیلی به شدت افراد بی بند و بار و بدون تعهدی میدونستمشون و هی میگفتم اینا چه جوری از خودشون بدشون نمیاد؟

    چرا این نگرش رو هم داشتم که برای ورودی هام بود که از طریق اخبار بود فیلم ها،بازی ها ، کلیپای کوچیکی که داخل اینستا دیده بود ،تعریف های دیگرانی که اونجا بودن یا کلن خارج از ایران بود و مهم تر از همه ضرب المثل معروف آسمون همه جا یه رنگه

    این ضرب المثله هم حتی با عث شده بود من فکر کنم امریکا تو هر موردی از ایران حتی بدترم هست چون اسمون اونجام همین رنگه.

    ولی به تمام اون چیزایی که اون بالا نوشتم

    الان آمریکا رو بهشت میبینم از هر نظری کاملا خلاف تصورات من بهم ثابت شد .

    مردم مهربان صادق خنده رو زیبا راحت توحیدی به شدت و دیدم که چه قدر خدا رو بیشتر حضورش رو حس میکنن و زندگی هاشون.

    افراد به شدت ثروتمند که برای راحتی خودشون و تفریحاتشون ثروت رو خرج میکنن و واقعا خوش میگزرونن در صورتی که قبلن فکر میکردم اینقدر بی پولن که برای چهار قرون باید سگدو بزنن تازه تفریحاتم ندارن کلن.

    دیگه خونه های زیبا و عالللیییییی اصلا ثروت میباره از این کشوری که من فکر میکردم فقیره و میگفتم چرا یک کشور فقیر باید ابر قدرت باشه!

    ماشین های زیبا و نو تمییز اصلا همه جای این کشور تمییزه سرسبزه و وقتی گفتین من حتی 25 ساعت هم رانندگی کنم بازم سرسبزه من بازمم این باورهای اشتباهم ریخت.

    بعد من دیدم که چه قدر این کشور کسب وکار خود ساخته داره و چه قدر موفقن چه قدر دنبال کارمند مگردن چه قدر شغل وجود داره اونجا و چه قدر افرادی که کارسون رو انجلم میدن خوشرو هستن در صورتی که قبلن میدیدم چه قدر عصبانی هستن.

    دزد داشتن من یدونه مورد حتی مشکووکک ندیدم اینقدر ثروت دارن که دزدی به دردشون نمیخوره

    افرادی که همیشه به دنبال شادی وتفریح هستن و یا در مورد خانواده داشتن استاد من اصلا تعجب میکنم الان چرا اون طرز فکر رو داشتم اینا خانواده هاشون بیشتر از ما خانوادست.ما باید تازه بریم پیش اینا درس بگیریم که معنی اصلی خانواده یعنی چی!

    روابشون عالی من دیدم نگاه های پر عشقشون رو چه در فرزندانشون چه دوستاشون چه روابط زن شوهر دوست پسر دوست دخترشون و چه قدر برای من الگو بودن و هستن.

    من پیرزن و پیرمرد هایی رو توسط شما دیدم که دارن زندگی میکنن به معنای واقعی دارن خودشون مسئولیتشون رو به گردن میگردن دارن تفریح میکنن محدود نکردن خودشون رو و من چه قدررررر زیاد دوست دارم به همچین سنی برسم و اینطور باشم.

    خیابون های امنی دیدم که ترسی وشون وجود نداشت چه از لحاظ راننده بودن چه از لحاظ پیاده بودن.

    آدم هایی رو دیدم که چه قدر احترام میگزاشتن به همدیگه حتی اون افرادی که داشتن انجیل میخوندن داخل بلندگو.

    آدم هایی رو دیدم که رها بودن شادی میکردن لذت داشتن میبردن از نعمت ها و من یاد گرفتم ازشون که چه طور این کارا رو انجام بدم.

    خانواده هایی رو دیدم که همیشه آرزو داشتم اینطور باشه و من فکر میکردم نیست تو کل دنیا در حالی که تو همون آمریکایی که فکر میکردن اصلا خانواده ای وجود نداره بود.

    آدمایی رو دیدم که حتی با غریبه ها هم به پایکوبی و شادی مشغول میشدن کمک میکردن بی کم و کاست بدون هیچ انتظاری مثل اون آقایی که اینترنت آروی رو اومد و درست کرد.

    تفنگ!!!!!یک شوخی بود تو این سریال ها،خودتون گفتین برای شکار استفاده میشه اونجا ولی من حتی همونم ندیدم!چه بسه برای کشتن آدم.

    آدم معترض!به تعداد انگشتای دستم!

    آدم هایی که واقعن انسان بودن رو من امریکا دیدم در صورتی ه میگفتم کلن وجود نداره و جالبه بدونید که به خاطر همین دیدن آدم های خوب من الان فهمیدم این چند ماه با آدم هایی سر و کار داشتم مخصوصا تو کسب و کارم که دقیقا همون طور صادق و کار راه بنداز با اخلاق خوب بودن.

    بیخانمان من ندیدم تو این کشور فقط ثروت دیدم.

    اذیت و آزار!!!!شوخی بود اونجا من فقط کمک کردن رو دیدم.

    مواد فروش بودن!!!!اصلن اون خانم سیاه پوستی که دوست شما بود اینقدر دلشین بود که همون قسمتی که ایشون داخلش بود تمام این تصورات رو محو کرد.

    پلیسای عالی و خنده رو و کمک کننده.حتی یادمه تو اون قسمتی که تو رودخونه گیر افتاده بودین تقصیر شما بود ولی بازم اونها کمک کردن بهتون.

    و مهم تر از همه من طبیعت و اسمان فوقالعاده ی اونجا رو دیدم.

    من عاشق دریام و فقط تونستم سواحل خزر و خلیج فارس رو ببینم ولی باور کنین هر بار که میرین اون ساحل مرجانی تو سریال زندگی در بهشت من از پشت گوشی اینقدر خوشحال میشم که منم قراره با خودتون ببرین دریا که حد نداره.

    خلاصه که من اصلن از مهاجرت خوشم نمیومد چون فکر میکردم که همه جا بده و فقط ایران خوبه اونم به خاطر طبیعتش ولی الان واقعا دلم میخواد منم یه روزی مهاجرت کنم و اونجا رو بتونم ببینم مخصوصا اون سواحل مرجانی و یوتا با اون پیست های زیباش.

    خدایا شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    بهرام رفیعی گفته:
    مدت عضویت: 2956 روز

    سلام به استاد عزیزم راهنما خداوند برای من وهمه عباسمنشی های دوست داشتنی

    من خیلی وقت که فقط سایت دنبال می کنم ولی کامنت نمیزارم اما می خوام به این سوال استاد نظرم بگم همنطور که استاد گفت همه ما از ورودی ها که از منابع اطرافمون دیدگاها شکل میگیره در مورد امریکامن زیاد به اخبار اینجا تکیه نمیکردم و مستند ها و تعریف مسافرها که به امریکا سفر داشتن ذهنیت برای من ساخت بود که فکر میکردم تو امریکا باید از طلوع افتاب تا اخر شب کار کنی تا بتونی یک زندگی معمولی داشته باشی با اون مالیتها و دیگر عوارض که دولت میگیره و فکر استراحت و مسافرت گردش باید تو امربکا فراموش کنی چون اکثرا از امریکا یک جای کاملا جدی با مردم خشک بدونه عاطفه برای من درست شده بود که همش باید کار کنی و درصد از کم مردم هستند که خیلی عالی زندگی میکنند ،چون کشور بزرگ و ثروتمنده فرصت ها برای کار خوب برای کسای در سطح ما خیلی کم هست سریع هر فرصت رو هوا مزنند و پیش زمینه فکری که در نوجوانی برای من بود اینکه با اخبار و تلوزیون میگفتن که امریکا جنگ طلبه ودر ویتنام و ژاپن از بمب های غیر متعارف استفاده کرده و در هر جای دنیا به دنبال اتش افروزیی و همه درد سر منطقه ما ودنیا از امریکاست و خیلی چیزای دیگه اما بادیدن سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت من دیدم که مردم امریکا هزار برابر از همشهریهای من باخودشون در صلح اند و هم چیز در جای خودشه تو خیلی از فایها که استاد با ار و ی تو پارکهای ایالتی می رفتن خیلیای دیگه هم برای تفریح و گردش انجا بودندو ادمها به هم احترام میگذاشتن و از کنار هم بودن خیلی با شادی از محیط اطرافشون از امکانات پارک و از همسایهاشون لذت میبردن یک صحنه که همیشه در دهنمه ار و ی های زیاد کنار ساحل بود که استاد برای دیدن دوستشون به خونش رفته بودن اینها این مساله رو برام حل کرد که ادم های زیادی در امریکا وقت و پول کافی دارند که به بک هم چین سفر های با اتوبوس ار و ی برند و مدتها تو سفر باشند‌ من از سریال زندگی در بهشت بی نهایت چیز یاد گرفتم که همش مستند و بسیار کمک کرده از جهت شناخت بهتر از امریک

    استاد من بی نهایت ممنونم از درسهای که میدین و با عث درک بهتر من از زندگی و خدا شده

    امیدوار که بتونم نتایج خوب داشته باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    مریم اسکندری گفته:
    مدت عضویت: 2661 روز

    سلام خدا قوتتون بده

    مریم اسکندری هستم 23ساله

    پدر من از اون دسته از آدماست که 90%زمانی که منزل هست رو فقط اخبار میبینه,حساب کنید من از بچگی چقد باورهای مخرب از جامعه خودمون و کشورهای دیگه مثل عراق,افغانستان,سوریه,یمن,امریکا و…دارم

    من آمریکا رو یه کشوری تصور می کردم که مردمش هر روز دارن اعتراض می کنن بر علیه سیاست های ظالمانه ی دولتشون و پلیس ها با لباس زرهی و اسلحه و باتوم و کلاه جنگی و ماشین آب پاچ مردمو دور می کنه و هر روز اونجا دعوا,پلیسا مردم سیاه پوست رو می زنن و می کشن و زن ها و مردها به همسرشون خیانت می کنن,البته اینو از فیلم ها برداشت می کردم,مثلا اگر زن یا مرد میرفت سرکار و خونه خالی می شد و اونیکه خونست سریع یه جنس مخالف میاورد خونه و به همسرش خیانت می کرد,من فکر می کردم که فوق العاده نژادپرستن و اگر ما مهاجرت کنیم و بریم آمریکا و از ما بپرسن که اهل کجا هستین و ما بگیم ایرانی هستیم ,به شدت با ما برخورد بدی می کردن و مورد خشونت قرار می گرفتیم,معمولا تو ایران کسانی که زیاد مشروب می خورن,خودشونو کنترل نمی کنن و کارهای فاجعه ای انجام میدن,ولی توی اون فیلمی که شما فرستادید از ورزشگاه تمپا من نه دعوا دیدم و نه خشونت,نه بی احترامی ,بلکه فقط خوشی بود ,زن ها می رقصن و هر ادایی که دلشون بخواد رو درمیارن و اصلا اینو عیب نمی دونن و خجالت نمی کشن و حتی هیچکسی هم قضاوتشون نمی کنه و نگاه سنگینی روشون نیست و موقعی که شما از اونها فیلم می گرفتید اونها سعی می کردن که خوشحالی بیشتری از خودشون منعکس کنن,من در دوران مدرسه تو کتاب جغرافیا خونده بودم که هوای معتدل هم وجود داره ولی هیچ وقت باورش نکردم و همیشه آرزو داشتم که ای کاش جایی باشه که هوای معتدل داشته باشه و من برم اونجا زندگی کنم,جایی که همه جاش سرسبز باشه و پر از درخت و دریا و دریاچه و یه جای تمیز ,جایی که رو میز و صندلی ها و ماشین ها خاک نگیره و همیشه تمیز باشه,من همیشه آرزو داشتم که جایی باشم که کمه کم روزی یک ساعت بارون بیاد و همه جا تمیز و لطیف و سبک بشه و از نفس کشیدن توش لذت ببرم,دلم می خواست جایی زندگی کنم که خریدن ماشین تمیز و مدل بالا و کولردار خیلی ساده و در دسترس باشه,همیشه وقتی کارتون یا فیلم هایی میدیدم که خونه هایی داره شیروانی و تمیز ,که دور تا دورش چمن کوتاه شده و یکدست باشه که دیواری بین حیاط و کوچه نباشه,همه ی خونه هاش شبیه هم باشه,همیشع فکر می کزدم این فقط تخیل یک نویسنده یت نقاش می تونه باشه و اینا دروغ یا غیر قابل دسترس,خونه ای که استخر و جکوزی داشته باشه که سقف و دیوار های استخرش شیشه ای باشه که نور اونجارو پر کنه و ازش لذت ببری,من از بچگی فکر می کردم که که اسباب کشی یعنی اینکه خونت رو با وسایلش بزاری روی جرثقیل و ببری یه جای دیگه, من هیچ وقت فکر نمی کردم که فکرم تبدیل به واقعیت بشه و بشه خونتو با خودت هر جا دلت خواست ببری,اونم با تمام تجهیزات,اصلا من هنوزم باورم نمیشه که توی ماشین در حال حرکت بتونی حموم بری,دستشویی بری😂آشپزخونه ی حرفه ای داشته باشی,سینک ظرفشویی ,کابینت ,اجاق گاز,لباس شویی,خشکن,تخت,مبل,میز و صندلی صبحانه خوری,کولر,وسایل گرمایشی,برق ,گاز ,خدای من ,خیلی سخته باور کردنش ولی من حتما به همشون میرسم,منی که الان حقوقم ماهی حدودا یک میلیون در سال1400ولی من به همشون میرسم,چقد تو آمریکا همه چیز روساده می گیرن,مثلا وقتی می خوان برن مهمونی هر کسی غذای خودشو میبره و این اوج صمیمیت از نظر من,تو اونجا جز عشق چیز دیگه ای پرسه نمی زنه,خدای من اصلا من نمی دونستم اینهمه حرف تو دلم بود کهونی تونستم بزنم یا به قول استاد خدا داره میگه و من فقط دارم مینویسم,الان چشام پر شده از لشک و بغض گلومو گرفته,خیلی چیزا دلم می خواد,دلم می خواد کلی لباس بخرم ,کفش و کتونی بخرم,ماشین ,خونه,دلم مسافرت می خواد,رودخانه,اسب سواری,هواپیما,قطار,وسایل خونه با بالاترین کیفیت,کلی غذاهای خوشمزه و متنوع تو بهترین رستوران ها و هتل ها,خدایا می خوام همشو توکلت می کنم به خودت

    ممنونم از استاد گل و مریم جان گل

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    ریحانه یاراحمدی گفته:
    مدت عضویت: 1912 روز

    سلام به استاد عزیزم و همسرشون مریم خانم . راستش من فکر میکردم که یجورایی آمریکایی ها عصبی هستن نسبت به همه چی مثلا فکر میکردم اگر بخوایی مثله شما ازشون فیلم بگیری حتی وقتی کنار همسرشون هستن عصبی بشنو همه چیزو رو بهم بریزن (حالا شاید بخاطر مصرف الکل) یا اینکه خیلی راحت با بقیه خانم ها و یا اقایون ارتباط دارند. این باور با دیدن خیلی از فیلم هایی که پخش میشه و یا حتی کلیپ های فان که میسازن باعث بوجود اومدن این پیش فرض ذهنی برای من شده . خدارو هزاران مرتبه شکر با دیدن سریال زندگی در بهشت و سفر به دوره امریکا من فهمیدم که اصلاااااا اینطور نیست🤦‍♀️و واقعا خیلی هم برعکس تصورات من هستش اونا هم تعهد دارن نسبت به زندگیشون و هم خیلی مهربونن و با ارامش رفتار میکنن و خصلت خیییللیی خوبشون اینه که خیلی شادن . استاد من به این باور رسیدم که هرجای دنیا هرجاییی که بری توی این دنیا یکسری چیز های خوب داره یکسری چیزهای بد . ادمای خوب و شاید ادمایی که خیلی خوب نباشن و اینکه تو به کدوم توجه کنی مهمه اگر بیایی تمرکز خودت رو روی ادمایی بزاری که چمیدونم(دزدن.خیانت میکنن . قاتلن و….)معلومه که همین افراد به تو جذب میشن و دورورت هستن .اما اگر توجهت به خوبی ها لذت های خوب ادمای خوب باشه پس اونها جذب تو میشن .💖

    و اگر بخوایی مدام فرار کنی از این حقیقت اینکه تو تمرکزت روی بدی هاست و تنها راهیی که پیدا میکنی اینه که بگی اینجا محیط بدیه پس ادم های بدی هم اینجاس مدام میخوایی بری جایی که خوب باشه . اما تو داری فرار میکنی از حقیقت .

    مهم تر از هرچیزی اول خوده ادمه بنظرم اول باید از خودت شروع کنیو تمرکزت رو روی خوبی و نعمت های خدا بزاری و بعد شروع کنی به جذب چیز های خوب و ادمای خوب.❤

    ممنون از استاد عزیزم و مریم جونم که وقت میزارن و این سریال رو در اخیار همه قرار میدن و واقعاا به من کمک کرده و خواهد کرد این سریال💖💖

    خدارو شکر❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    فردین ایران نژاد گفته:
    مدت عضویت: 1977 روز

    سلام خدمت همه ی دوستان نازنین و همچنین یک سلام گرم و دلنشین به آقای عباسمنش و خانواده عزیزشون،

    خیلی ساده میخوام این موضوع رو توضیح بدم و چون اعتقادم رو بر این گذاشتم هرچه راحت بنویسم و قابل فهم تر برای همه هست این متن.

    1. همانطور که میدانید اخبار منبع خیلی مهمی هست راجع به این پیش داوری ها که بین مردم رواج پیدا میکند، ولی از نظر من این یک مدل قدیمی پخش شدن این پیش داوری ها هست چون الان با وجود فضای مجازی اخبار از طریق تلویزیون پخش نمیشه و از پلت فرم ها و برنامه های مختلف پخش میشود که برای مثال اخبار اون مرد سیاه پوست که توسط پلیس زیر ضرب و شتم قرار گرفت . این اخبار در تلویزیون و فضای مجازی پخش شد ولی موضوع مهم اینه که فقط به یک صورت پخش نشد ، به صورت های انیمیشن و عکس و کاریکاتور و خود این ژورنالیست هایی که در فضای مجازی فعالیت میکنند و هم چنین طنز پردازان و یکی از المنت ها، طنز پردازان هستند که به صورت خیلی مستقیمی روی ذهن ناخودآگاه آدم تاثیر میگذارد. چون وقتی میخواهید اطلاعات به صورت خیلی سریع به ضمیرناخودآگاه خطور کنه یک راه خیلی سریع آن ترکیب اطلاعات با احساسات هست که به حافظه بلند مدت میره

    . information + Emotion = long memory

    پس وقتی شما با خنده و یا با احساسات تلخ نگاه میکنید روی شما تاثیر شگرفی میگذاره و باور میکنید آره این درسته.

    2. دومین روش از طریق افرادی هست که اطلاعاتی گرفتند برای مثال از اخبار یا افراد دیگر که بیشتر اوقات غلط هست اطلاعات و میان بین دوستان و آشنایان آن حرف ها رو بیان میکنند که اولا یک موضوع برای حرف داشته باشند و اینکه آن موضوع رو با آب و تاب تعریف میکنند و جوری تغییر میدن اصل موضوع رو که یک دروغ بزرگ به اصطلاح بیان میکنند و ما هم باور میکنیم . إإإ چه جالب و اونجاست که اون باور در ذهن ما میشینه.

    3. سومین روش که خیلی جزو عامل های اصلی هست . من که آدم جوانی هستم از زمان مدرسه تا دانشگاه و کار هرسال 22 بهمن و ایام دیگه مرگ بر آمریکا گفتیم که این خودش ، خود به خود هیچی ام نباشه ذهن آدم به یک کشور بدبین میشه.

    4. و یک موضوع دیگه اینه که ما از افراد کمی پرس و جو میکنیم یا اطلاعات دریافت میکنیم . مثلا یکی از آمریکا میاد و یک توصیفی از آمریکا میکنه ما همون رو به عنوان توصیفی از آمریکا میپذیریم.

    مثلا خود من در آلمان زندگی میکنم و خیلی از این مهاجر ها میگن آلمان خوب نیستن و از این حرف ها ولی یک عده هستند که هیچ جای دنیا رو با آلمان عوض نمیکنند.

    5. موضوع دیگه اینه که ما یک موضوع رو فراموش نمیکنیم چون اطلاعات جدیدی دریافت نمی کنیم . مثلا من در آلمان نمیبینم که افراد هی راجع به هیتلر صحبت کنند ولی هر مهاجری میاد هی راجع به هیتلر صحبت میکنه و آلمانی ها اصن دوست ندارند در این باره صحبت کنند چون یک عالم اطلاعات دیگر رو دریافت کردند که میتونند راجع به آن صحبت کنند.

    6.یک مثال از خودم ، من یک آدمی هستم اگر با یک دزد هم صحبت کنم سعی میکنم یک چیز خوب ازش بیرون بکشم، چون همیشه قبل از صحبت با یک آدم جدید همیشه یک فیلتر ذهنی خنثی میگذارم بین خودم اون شخص که اگر اطلاعات خوبی بود ازش بیرون بکشم و یک فیلتر نمیگذارم از اطلاعات خودم که هرچی گفت بگم نه.

    خیلی مهمه که آدم گوش شنوا داشته باشه و درحین صحبت هی منتظر نباشه حرف خودش رو بزنه ، اگر اینجوری باشه ناخودآگاه طرف مقابل اون اخبار و اطلاعات رو به ما انتقال میده بدون اینکه متوجه بشیم ( امیدوارم این گزینه رو خوب توضیح داده باشم)

    چرا از آقای عباسمنش تاثیر میپذیریم وقتی فایل های راجع به آمریکا رو میبینیم ؟

    جواب: چون یک حس نزدیکی و عالی و خوبی بین ما هست که آقای عباسمنش را تا حدی هم الگو قرار دادیم . و همانطور که گفتم :(( احساس + اطلاعات = حافظه بلند مدت)) پس ما خیلی خوب میتونیم باور کنیم که اون پیش داوری ها درست نبوده.

    حرف آخر : بعضی موقع ها خیلی مهمه که تا چیزی رو ندیدیم پیش داوری نداشته باشیم ، اشتباه نکنید ، فقط در کشور ما نیست در خیلی از جاها این پیش داوری ها پیش میاد. پس بیایم حواسمون باشه قضاوت نکنیم همه چی رو به این زودی ، یک قاضی عادل و مهربان و بی نهایت در جهان وجود داره که کارش رو خوب بلده. سرمون تو کار خودمون باشه و اگر چیزی رو میخوایم بدونیم از آدم درستش اطلاعات بگیریم و خودمون یک کوچولو تحقیق کنیم.

    عاشقتونم ، در پناه خدا باشید .

    فردین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    محمدحسین عبدالهی گفته:
    مدت عضویت: 3706 روز

    سلام

    قسمت قبل، من رو هم تحت تأثیر قرار داد.

    ولی این فایل شما و صحبت های شما تلنگری شد تو ذهنم برای بحث خانواده های به هم ریخته و تعریف های دروغ و زندگی های پر خیانت امریکایی ها (ضربدری و زیگزاگ و اپن فور آل و …) که آره ، از هر دو تا یکی زندگی نداره که !

    زن این با ملته ، ملت هم با زن اون از طرفی شوهره هم خوشی زده زیر دلش و هم جنس بازی رو میخواد تجربه کنه این اواخر ببینه این مسیر چه طوریه !

    عاخی بدبخت بچه هاشون امریکایی ها که خونواده ندارن ! پاشیدن از هم !

    از ۱۵ سالگی به بعد باید بیرون برن زندگی بسازن برا خودشون.

    الانم که دارم اینو می نویسم یاده یک ویروس دیگه افتادم اینطوریاست :

    تا مامان بابا اذیت میکنن بچه زنگ میزنه پلیس میان مامان یا بابا رو میبرن پدرشون رو در میارن ، خلاصه مامان بابا نمی تونن تربیت کنن نمی تونن اخم کنن ! مامان بابا هم روی همین حساب ۱۵ سالگی نشده به بچه میگن با بای ! خداحافظی !

    بسیار تمیز باید کرد / تا پخته شود مغزی

    باز یک ویروس دیگه !

    میگم مثل کلپوره که از معده غذای نامناسب رو میریزه بیرون باعاث اینا رو از مغز ریخت بیرون خداییش.

    ویرویس کوید۲۰ اینه باور کنین :

    این امریکایی ها یکی شون که میمیره یک دقیقه براش ناراحتن سکوت میکنن و دگر هیچ !

    مرد که اصلا انگار نبوده !!!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: