این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/06/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2021-06-05 07:42:142025-04-14 21:21:27سریال زندگی در بهشت | قسمت 174
911نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
با سلام و احترام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته و بچههای خوب سایت
قبل از اینکه نظرم را بنویسم این را بگویم که من کامل سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت را کامل ندیدم سفر به دور امریکا را تا قسمت 45 دیدم و سریال را تا قسمت 113 دیدم البته تا به این لحظه و هر روز برنامه ای برای دیدن این فایلهای بی نظیر دارم و همچنین در حال گذراندن دوره ارزشمند عزت نفس هستم.
هیچ عجله ای برای تند تند دیدن فایلها ندارم وقتی که یه قسمتی را دیدم حتما کامنت های لایک شده را هم می خونم چون خیلی تاثیر داره و باعث میشه که نکته هایی که خودم درک نکردهام با خوندن کامنتها به خوبی برام جا میافته.
امروز 19/03/1400 هست و ایمیلم را بازکردم و متوجه این مسابقه شدم و با خودم گفتم بنویسم و متوجه بشم تاثیرات دیدن این فایلها و تغییر دیدگاهم و باورهایم
موضوع بنیان خانواده و روابط خانوادگی: نگرش من نسبت به این موضوع به شدت منفی و نادرست بود البته قبل از دیدن این فایلها
من فکر می کردم که امریکاییهاهیچ تعهدی در روابط خانوادگی ندارند، بی بند و بار هستند، بچه هاشون با هر کی هر جا و هر کاری که بخواهند انجام می دهند و پدرو مادرشان هیچ مسولیت و نظارتی بر آنها ندارند و خیلی از بچههای امریکایی اصلا پدر و مادر ندارند و بر اساس یک روابط نامشروع به وجود آمده اندو به خاطر همین خانوادهای به این شکل که ما در ایران داریم آنها ندارند زن و شوهر ها با هم خیلی اوکی نیستن و بودن با یکی دیگه برای آنها عادیه درحالیکه با هم زن و شوهر هستن. زن ، مرد ، بچه ها هرجور که بخوان هستن و هیچ سختگیری و کنترل نیست از طرف هیچ کدام از اعضای خانواده.
کلاً فکر می کردم یک چهارچوب خانواده برای آنها تعریف نشده و روابط خانوادگی و اصطلاح گرم و صمیمی که ما ایرانیها با هم داریم آنها ندارند و نسبت به هم بی تفاوت هستند و همین طور فکر می کردم که خیلی نسبت به هم مهربون نیستن و ابراز محبت نمی کنن و خشن هستند ولی نگرش من بعد از دیدن فایلها تغییر کرد
در اوایل قسمت های سریال زندگی در بهشت مهمانهایی که به پرادایس آمدند و خانوادگی هم بودند این دیگاه منو پاک پاک کرد و از بین برد.
وقتی این قسمت ها را میدیدم مثلا رفتار خانم هپ با بچه هایش که 4 تا پسر داشت چقدر من از رفتارهای این خانم یاد گرفتم
از اینکه چقدر به بچه هاش احترام می گذاشت و کلی هم مهر و محبت بینشون فراوون دیده می شد
چقدر جداگانه به سلیقه ها و علایق بچه هاش احترام می گذاشت و اونها را در مسیر علاقشون حمایت می کرد ( برعکس من چند سال به خاطر راحتی خودم دررفت و آمد بچم را به کلاس والیبال می فرستادم در حالیکه به فوتبال علاقه داشت بچم و بعد از دیدن این قسمت کلی خانم هپ را تحسین کردم و دیدم که از پسر دومیش که مثل پسر اولش خیلی اهل درس خوندن نبود خیلی انتظار نداشت یا پسر سومیش عاشق نجوم ستاره ها بود و کلی کتاب برای او در این زمینه خریده بود اصلا توانایی بچه هاش را با هم مقایسه نمیکرد و به خواسته هاشون احترام میگذاشت منم گفتم آفرین همینه درستش همینه و بعد برا ی ثبت نام پسرم در کلاس فوتبال پیگیری کردم
یا پدر خانواده که چقدر انسان مهربون و خانواده دوست بود و به خانواده اش علاقه داشت
زنش را چقدر دوست داشت که وقتی لیوان همسرش گم شد کلی مسافت را رفت و براش لیوان مورد علاقش را خرید
از وسایل تفریحیشون، از ماشینشون،از لباسهاشون، از خوراکی هاشون معلوم بود که حسابی به خوانوادش می رسه و از رفتارشون معلوم بود که یک خانواده نجیبی هستند عزت و احترامهایی که بینشون رد و بدل می شد خیلی خیلی عالی بود یعنی همه این رفتارهاشون واقعی واقعی بود نه تصنعی و ا ز روی اجبار
مخصوصا اون مصاحبه ای که خانم شایسته با خانم هپ کرد خیلی برام مفید و آموزنده بود جا داره از خانم شایسته و بچه هایی که اون مصاحبه را ترجمه کردند دوباره تشکر کنم
یا اون مهمونهایی که چند خانواده بودند
چقدر روابطشون با هم عالی بود با عزت واحترام
چقدر همکاری داشتن در انجام دادن کارها
و درک بالایی داشتند و همه چی با خودشون آورده بودند
همه کارها را خودشون انجام میدادند حتی موقع رفتن خونه را هم جاروبرقی کشیدند
این از فرهنگ مهمونی رفتنشون خیلی خوب بودند.
خلاصه که نکات مثبت و عالی خیلی زیاده و من تا همین جا اکتفا می کنم
راستی اون خانمه را هم بگم که بیرون استادشون را دید برد خونشون با مادر پیرش بود و چقدر به مادرش رسیدگی می کرد از ظاهر مادرش کاملا معلوم بود و چه مهمان نوازی داشتن که مریم جان احساس اینو داشت که انگار رفته خونه خالش خونه ترو تمیز و با گلهای فراوون و زیبا
واقعا خودم از تفاوت دیدگاهم قبلا از دیدن این قسمت ها و یعد از دیدنشون زمین تا آسمونه تازه میخوان دوباره برگردم و این قسمتها را ببینمم مخوصا خانم هپ که خیلی از شون خوشم اومده و خودم هم دو تا پسر دارم و خیلی برام آموزنده هست رفتارهای این خانم
موضوع بعدی روابط اجتماعی مردم امریکا: فکر می کردم با هم تعامل و روابط خوبی ندارند و برخوردهای سرد و خشک دارند ولی وقتی تو فایلها میدیدم که در پارکها یا اداره جات چقدر با احترام با هم برخورد دارند تو فروشگاها و جاهای دیگه چقدر خوب و عالی با هم برخورد می کردند و اصلا همدیگه را قضاوت نمی کردند
مثلاً تو یه قسمت خانم شایسته تو فروشگاه از یک خانمی کمک خواست در حالی که خودش داشت فیلم میگرفت و اون خانمه وسایلش را گرفت و برد گذاشت داخل ماشین (حالا اینجا باشه میگیم به ما چه زنیکه خودش داره فیلم میگیره ما باید وسایلش را ببریم خخخخخ)
یا برای آروی استاد مودم بود چی بود میخواست نصب کنه برای اینترنت یه آقایی بهش کمک کرد و کلی همه چی را براش توضیح داد و همه کارش را هم انجام داد
خیلی موارد تو فایلا دیدم که نشان از روابط اجتماعی بالای مردم امریکا بود.
میزان امنیت اجتماعی: در این زمینه هم متاسفانه دیدگاه خوبی نداشتم و فکر می کردم اصلا تو خیابونهاش بکش بکش هست.
ولی واقعا چقدر مردم در آرامش خاطر در این کشور دارن زندگی می کنن
چقدر به حق و حقوق همدیگه احترام میزارن
امنیتش اصلا قابل مقایسه نیست با ایران استاد چقدر خرید میکنه و بسته هاشو میارن چند روز پشت درب منزلشون هست بدون اینکه کسی وچکترین تعرضی بکنه
حالا ما اینجا میریم مسجد فکرش را بکنین مسجد بعد ماییم میبینیم کفشمون نیست و یه دمپایی پاره می پوشیم میاییم خونه خخخخخخ
الان یه کم بهتر شدن خدا را شکر
بعضی وقت ها یه پلاستیک می بریم و کفشمون را میزاریم توش با خودمون می بریم
طبیعت: من اصلا در مورد طبیعت امریکا هیچی نمیدوستم ولی وقتی منظره های باشکوه و پارکهای بی نظیر رودخونه ها و آبشارها مخصوصا آبشار نیاگارا را دیدم گفتم بابا این طبیعتی که امریکا داره هیچ کشوری نداره
خونه های ویلاییشون کنار خیابونها چقدر قشنگ و رویای هستند
در مورد روابط مشروع و نامشروع: تو این زمینه بدترین دیدگاه را داشتم و فکر می کردم روابط نامشروع در این کشور خیلی زیاد هست و زن و شوهرها هم از این روابط دارند حالا مجرهاشون به کنار و فکر می کردم بی بند و بار هستن و می توننن با هم رابطه داشته باشن بدون اینکه این چیزها را بد بدونن و یا مشکلی پیش بیاد
ول
بعد از دیدن فایلها از خداوند طلب بخشش گردم به خاطر این قضاوتهای اشتباه خودم
وقتی می دیدم که چقدر در آزادی کامل و با پوشش راحت هستند و هیچ گونه قضاوتی یا رفار غیر اخلاقی ندارند ( به قول ما شئونات اسلامی را رعایت می کنند خخخخ)
واقعا خیلی این فایلها درسها داره که ره چقدر انسانها را محدود کنن فساد بیشتر میشه و مردم بیشتر متمایل میشن به آنجه که ازش منع شدن
مثلا میکن یه زن و مرد را تنها نزارین انگار آتش و پنبه را کنار هم گذاشتین خب چرا گه می خوان همدیگه را بخورن از بس که این چیزها را شنیدیم دیگه فکر می کردیم جنس مخالف لولو خرخره هست
چقدر خانمهایی که حجاب کامل دارند ولی هزاران کار هم انجام میدن
مردم امریکا ظاهر و باطنشون یکیه ولی متاسفانه مردم ایران بیش از 90 درصدشون دورو هستن و اونچه که در ظاهر نشون میدن نیستن
کسب و کارها: دراین مورد خدا را شکر دیدگاه مثبتی داشتم و اونم به خاطر موفق بودن ثروتمند بودن و قدرتمند بودنش.
همیشه میگفتم که کسب و کارهای عالی داشتن که کشور امریکا ابر قدرت شده
چقدر جزییات اونها را در این فایلها دیدم احساس مسوولیتشون، صداقتشون در کارشون، دقت وتمرکز بر کارشون و ………
همه جوره کسب و کارهاشون نه فقط یک کسب و کار خاص از شرکتهای تولیدیشون گرفته تا خدمات رسانیشون
چند مثال بزنیم اون قسمت که استاد رفت تراکتور بخره چقدر اون آقاهه فروشنده چقدر با حوصله کلی وقت گذاشت برا استاد و توضیح داد
یا اون آقاهه که استاد رفته بود مزرعش و چند روز پیشش مونده بود چند مدل کسب و کار داشت و همشون را به بهترین شکل پیش می برد
یا اون آقایونی که اومدن اسپیلت خونه را درست کردند و خانم شایسته خونه تنها بود
و خییلی موارد دیگه که همشون با دقت و تمرکز بالا و حدیت تمام کارشون را انجام میدادند
به خدا این مردم مسلمون واقعی هستند هیچ ادعایی ندارند و لی در عمل نشون میدن و کارهای صالح و شایسته انجام میدن
صداقت: تو این مورد من همش می گفتم ما که مسلمونیم صداقتمون اینه اینا که مسلمون نیستن ووضعشون خیلی خرابتر از ماست
ولی انصافاً درستکارتر و صادق تر از این آدمهایی که من تو فایلها دیدم دور بر خودم ندیدم.
مذهب: کلا فکر میکردم که آدمهای بی دین و ایمونی هستند و به هیچ چیزی اعتقاد ندارند
درصورتی که اونها بهتر از ما به گفته های قرآن عمل می کنن.
خداوند در قرآن میگه هیچ اجباری در دین نیست و به پیامبر هم میگفت تو فقط یک انزار دهنده و بشارت دهنده هستی
و مبینیم که همه مردم خیلی راحت به دین خود هستن
و بارها دیدم خانمهایی که دارای حجاب بودند ولی اینجا به زور میخوان مردم حجاب داشته باشن و بدحجاب ها میریزن تو ماشین یا میگن اگه نماز نخونین از ل صراط نمیتونین رد بشین یا اگه موهاتو نامحرم ببینه اون دنیا به شکل مار میشه میپیچه دور گردنتون و خیلی مزخرفات دیگه که به اسم دین به خورد ذهن ما کردند
خلاصه که با دیدن این فایلها کلی متوجه قضاوتهای نادرستم که اکثراً از دیدن فیلم های امریکایی که همش بکش بکش بود و اخبارهایی که همش میگفتن امریکا اینجوریه و دشمن می خوندنش وخیابانهاییکه همش درگیری و کشتار و نژاد پرستی هستی ولی کاملا اون قوم آمیشها کاملا نژادپرستی را رد کرد و هر قومی با هر دین و منصبی راحت زندگی میکنن
من هر باوری که نسبت به امریکا داشتم به خاطر فیلم ها و اخبارهای جنگ و درگیری امریکا که در تلویزیون پخش می شد، بود و یادم نمی اومد یک بار یه خبر مثبت درباره این کشور گفته باشند.
ولی درستش اینه که ما هر چی و هر حرفی را ندانسته و تعقل نکرده باور نکنیم و به خودمان زحمت تحیق بدیم تا باورهای درست در ذهنمون بسازیم و زندگیمون را اون جور که دوست داریم خلق کنیم.
ذهن من سالها تحت تأثیر رسانه ها و فضای مذهبی و متعصب جامعه و مدرسه و… بود. فکر می کردم آمریکا کشوری است که در آن هزینه های زندگی بسیار بالاست و مردم زیادی هستند که در آنجا بی خانمان هستند. به حقوق همدیگر تجاوز می کنند و در آنجا به راحتی آدم می کشند. فکر می کردم افراد در روابط خانوادگی هیچ تعهدی نسبت به همدیگر ندارند و مردم آمریکا سرد و بی احساس هستند و روابط خانوادگی متزلزل است. فکر می کردم مردم آمریکا بی بند و بار هستند. اگر جرمی اتفاق می افتد نسبت به آن بی تفاوت هستند. مثلا اگر در خیابان دو نفر با هم دعوا کنند کسی به آنها کمک نمی کند و می گذارند که به همدیگر آسیب برسانند. الان مدت زیادی است که دیگر این دیدگاه ها در من کاملاً از بین رفته است و جور دیگری نگاه می کنم.
با دیدن سریال سفر به دور آمریکا چیزهای بسیار زیادی یاد گرفتم. مثلاً دیدم که سیستم فکری که آمریکا را ساخته است چقدر منظم بوده و به همه چیز فکر کرده و کوچکترین مسائل مردم را در نظر گرفته چقدر انگار همه چیز منظم است و دقیقاً در جای خودش قرار دارد. تعصبی روی قوانین خود ندارند و اگر قانونی غلط باشد آن را اصلاح می کنند و یا تغییر می دهند و قوانین جدیدی به وجود می آورند. در این کشور همه افراد با هر عقیده ای و دین و مذهبی آزادانه زندگی می کنند حتی اگر اعتقاد آنها درست نباشد. این احترام به انسان به عنوان یک موجود آزاد که حق اشتباه کردن و زندگی بر اساس نظرات واقعیش را دارد، به نظرم امتیاز بزرگی برای این کشور است. به نظرم در این کشور کمتر نیاز نیست که افراد نقاب به چهره داشته باشند و می توانند به راحتی خود واقعیشان را زندگی کنند و این یعنی زندگی با عزت نفس
در این کشور وقتی مردم به کسی محبت و مهربانی می کنند انتظار جبران ندارند چون شخصیت مهرطلب ندارند و انسان های مستقلی هستند. منتظر نیستند کسی بیاید و زندگی آنها را درست کند و کمکشان کند. در واقع در زندگی منتظر منجی نیستند، خودشان با تلاششان به همه چیز می رسند هر کسی در هر جایگاهی می تواند برای خودش کارآفرینی کند و منتظر نیست که دولت شغلی برایش ایجاد کند. در روابط عاشقانه خیلی متعهد هستند و در یک زمان با چند نفر ارتباط ندارند و در زندگیشان عشق واقعی وجود دارد.
در آمریکا هر کس می تواند با یک کار مناسب درآمد خوبی داشته باشه و زندگی راحت و مستقلی برای خودش فراهم کند.کسانی که بی خانمان و فقیر هستند مشکل از باورها و افکار خودشان است وگرنه سیستمی که در آمریکا وجود دارد همه را به سمت ثروت سوق میدهد. بچه ها از دوران کودکی استقلال از خانواده را یاد می گیرند و به سمت کار کردن و استقلال مالی می روند. سیستم های اجتماعی آنقدر قوی عمل می کند که یا جلوی به وجود آمدن جرم را می گیرند و اگه جرمی در جامعه اتفاق افتاد، نیازی نیست مردم وارد عمل شوند که خودشان آسیب ببینند بلکه عملکرد پلیس خیلی قوی است و خودش به همه چیز رسیدگی می کند. اگر مشکلی پیش بیاید مردم به راحتی می توانند در جایی تجمع کنند و اعتراض کنند و پلیس با احترام با آنها برخورد می کند و سرکوبشان نمی کند. بدن همه ما یک پوست فیزیکی دارد که نگذارد چیزی از خارج وارد بدن ما بشود. در واقع هر یک از ما پوست روانی هم داریم که دیگران نباید به این پوست روانی آسیب برسانند و یا ضربه ای به آن بزنند. وقتی مثلاً می خواهیم دیگران را متقاعد کنیم که عقاید ما را بپذیرند یا در زندگی دیگران دخالت می کنیم و یا آزادی های آنها را نادیده می گیریم یا سوالات بی مورد و خصوصی از آنها می پرسیم و رفتارهایی از این نوع در واقع ما به حقوق دیگران تجاوز کرده ایم و وارد پوست روانی آنها شده ایم. به نظرم در کشور آمریکا تا حد زیادی مردم به حقوق همدیگر احترام می گذارند و در واقع وارد پوست روانی همدیگر نمی شوند. در کار یکدیگر دخالت نمی کنند. تمرکزشان روی زندگی خودشان است و نمی نشینند از صبح تا شب در مورد دیگران و مسائل آنها صحبت کنند و وقتشان را تلف کنند. به قول استاد عباسمنش در مورد قیمت وسایلی که دیگران خریده اند یا حقوقشان و اینها سوال نمی کنند. از نظر من آمریکا کشوری است که مهد علم و پیشرفت تکنولوژی و پیشرفت در زمینه های مختلف است. کشوری که در آن همه در امنیت فیزیکی و روانی زندگی می کنند. کشوری بزرگ، سرسبز و زیبا، پر از جاهای دیدنی و قشنگ و پر از آدم های کوشا، خلاق، کارآفرین، ثروتمند و موفق. کشوری که به پیشرفت کل دنیا کمک های زیادی کرده و در طول تاریخ اختراعات و اکتشافات زیادی در آن اتفاق اتفاده و من خدا را شکر می کنم که چنین کشوری وجود دارد و انسان های پرتلاشی که در آنجا برای پیشرفت کل دنیا تلاش می کنند. من از همه این انسان های خوب و کوشا تشکر می کنم.
از شما استاد عزیز و مریم خانم تشکر می کنم که تمام این زیبایی ها و خوبی ها را به ما نشان دادید.
وقتی که گفتین که در خصوص پیش فرضهای ذهنی دارید کتاب مینویسید با خودم گفتم پس ببین چقدر این موضوع مهمه که استاد دارن در موردش کتاب مینویسن و توی ذهنم شروع کردم به سرچ کردن که پیش فرضهای ذهنیه من در مورد مسایل مختلف زندگیم و در مورد خواسته هام چیه که و میدونم که بررسی پیش فرضهای ذهنیم میتونه کمک خوبی بهم کنه تا هدفهایی که استپ شدن و پیش نمیرن رو ارزیابی کنم برای همین یک فایل در لپتاپ خودم با همین عنوان ایجاد کردم .
اما بریم سراغ ذهنیتهای من در مورد امریکا :
چیزی که توی خیلی از قسمتها به ذهنم میومد این بود که من واقعا فکر نمیکردم که توی امریکا روستایی وجود داشته باشه ولی با دیدن این سریال این پیش فرض غلط حذف شد و اون جایی که استاد توی سفر به ایالت جورجیا و دیدن اون دوست مزرعه دارشون گفتن که حتی امکانات روستاها از شهرهای بزرگ هم بیشتره برام واقعا جالب بود . حقیقتش من فکر میکردم که روستاها فقط در کشورهای اسیایی مثل چین و کره جنوبی و .. هست شاید به این خاطر که توی سریالها فقط روستاهای این کشورها رو دیده بودیم نه کشورهای دیگه
پیش فرض بعدیه من همونطور که استاد هم گفتن در خصوص بنیاد خانواده بود که من فکر میکردم اونجا خیلی تمایلی به ازدواج و بچه دارشدن ندارن در حالی که با دیدن این سریال و مخصوصا سفر به دور امریکا که توی استیت پارکها خونواده های زیادی با بچه هاشون در حال تفریح بودن و ناخوداگاه این پیش فرض هم اونجا عوض شد که این پیش فرض هم احتمالا به خاطر وجود ازادی در روابط در امریکا در ذهن من شکل گرفته بوده
پیش فرض بعدیه من وجود انسانهای مست و بی جنبه به خاطر ازادی مشروب در این کشور بود ولی با دیدن اون لحظه که مردم از استادیوم ورزشی بیرون میومدن بدون اینکه کاری کنن که بقیه رو ازار بدن اونجا متوجه شدم اونا حد خودشون رو میدونن و میدونن چقدر بخورن که ظرفیتشو دارن در حالی که توی کشورهایی که مشروب ممنوعه طرف حتی اگه مست هم نشده باشه برای خودنمایی کارهای عجیب غریبی از خودش نشون میده که خودنمایی کنه چیزی که توی امریکا دیده نمیشه
پیش فرض بعدیه من در مورد طبیعت امریکا بود که من فکر میکردم اصلا جنگل نداره و اصلا جای سرسبز نداره که خب احتمالا برمیگرده به تصویرهایی که در مورد امریکا از تلویزیون دیده بودم و توی تمام فایلهایی که استاد در حال رانندگی گرفته بودن همیشه میدیدم که کل جاده پر از درخته و اونجا هم این پیش فرض عوض شد
پیش فرض بعدی در مورد امنیت امریکا بود البته میدونستم که همشون ادمای تبهکار و … نیستن ولی احساس میکردم که توی هر خونه ای یه تفنگ همه دارن تا در صورت مزاحمت افراد خلافکار بتونن از خودشون دفاع کنن 😂😂
با بررسی پیش فرضها به این نتیجه رسیدم که پیش فرضها به صورت ناخوداگاه و بدون اینکه ما متوجه بشیم هر لحظه در حال شکل گیری در ذهن ماست و فقط با یه بصیرت کامل و موشکافی و ریز شدن و دقیق شدن روی باورهاست که میشه پیداشون کرد و اصلاحشون کرد
سلام خدمت استاد عزیز وخانم مریم مهربان ودوستان محترم خانواده استاد عباسمنش حقیقتش من چون برادرهام سالهاست امریکا هستن خیلی از این شرایط خوب رو میدونستم اما مهمترین چیز به نظر من باورها هستند و این که ما در درون خودمون نسبت به محیط اطراف چه احساسی داشته باشیم مثل استاد که همیشه دید مثبتی به همه چیز دارند که این فرقی نمیکنه که ما کجا زندگی میکنیم بلکه این قانون هست که ما هر جا احساس خوب داشته باشیم همه چیز خوب خواهد شد
فکر میکردم آب و هوای بدی داره.همش آدم های نامناسب و چاقو به دست و خالکوبی کرده داره که مدام مردم و آزار میدن.فکر میکردم همه بی بندو بار و لباس های نامناسب هستن .فکر میکردم مردم به خاطر یه لقمه نون پدر شون در میاد . این افکار از اخبارهایی که شنیده بودم نشات می گرفت.وقتی این سریال هارو دیدم اولش باورم نمی شد این قدر زیبایی و سر سبزی .این قدر ارامش .این قدر صمیمیت بین افراد خانواده .اون مهمون هایی که ۴تا پسر داشتن مادرشون چقدر قشنگ بهشون عشق میورزید عالی بود برام.تو یه فایلی گفتید پوشش مردم خیلی مناسب فقط لب دریا لباس مخصوص شنا میپوشن و بعدش دوباره لباس مناسب تن میکنن برام خیلی لذت بخش بود .اون حجم شادی بیرون ورزشگاه عالی بود اصلا برام قابل لمس نبود چون ما هر چی دیده بودیم همیشه دعوا و بد و بیراه بود در استادیوم ها…
خلاصه که دمت گرم که اینقدر مارو آگاه میکنید .
خیلی دوست دارم عزیزم
آرزو دارم بیام پرادایس ببینمتون اخه منم مثل شما عاشق خونه ی چوبی روی آب و جنگل سرسبز هستم .از طرف من مریم جون و ببوسید.😍😍😍
واقعا نمیشه کلامی از شما عشقهای زندگیم سپاسگذاری کرد که تولید کننده موج عشق هستید
میدونم چجوری باید سپاسگذاری کنم امیدوارم زنده باشم و بهش عمل کنم
سلام به خانواده پر از عشق عباسمنش
من با نوشتن رابطه ی خوبی ندارم نمیدونم چطوری الان دارم مینویسم که فقط اعتبارش به خدا میرسه .
درباره دیدگاه من نسبت به امریکا و مردم امریکا جوری پیش رفت به لطف خدا زمانی که هدایت شدم به این مسیر بهشتی که بینهایتها بار سپاسگذار خداوندم مصادف شد با شروع سریال سفر به دور امریکا
من توی قم توی خانواده مذهبی بزرگ شدم که تا سالهای زیاد جوانیم بخاطر باورهای مذهبی و مخرب که از زمین و زمان از چپ و راست بالا و پایین فرو کرده بودن توی مغز من که امریکا رو زورگو و دشمن ایران میدونستم که زور میگه به کل دنیا
بعد که بزرگتر شدم و به تضادهای زیادی که برخورد کردم که علتش همین باورهای تنگ و تاریک بود باعث شد امریکا رو تعصبی بپذیرم و دوست داشته باشم یعنی بدون آگاهی که یه جورایی از اونور بوم افتادم بعد که هدایت شدم به این بهشت زیبا امریکا رو با آگاهی کاملی که توی سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت و فایلهای دیگه دیدم پذیرفتم
استاد شما بهتر میدونی که توی قم چه طرز فکر نژاد پرستی درباره ی افغانستانی ها و پاکستانی ها و مهاجرهای دیگه هست که از بچگی به خورد من هم رفته بود که از طرز برخورد آدمها توی مدرسه و محله و جامعه میومد
تاجایی که فکر میکردم افغانی ها و پاکستانی ها نباید از ایرانی ها ثروتمند تر باشن و باید سختی بکشن
و چند تا داستان چرت هم شنیده بودم که میگفتن افغانی ها میخان توی ایران اینقدر زیاد بشن که ایران رو از ما بگیرن
وبعد که با قانون آشنا شدم فهمیدم که اینا همش چرته و همچین اتفاقی نمیافته
تنوع قومیتی توی امریکا باعث شد پیش فرض من در مورد افغانی ها و پاکستانی ها وکلا افرادی که فکر میکردم از ما ضعیفتر هستن تغییر کنه
باعث شد اول از همه عاشقانه خودمو پیدا کنم و دوست داشته باشم و بعد همه ی انسانها و همه چیز رو دوست داشته باشم
باعث شد بفهمم موجودی به نام انسان که اصلا مهم نیست کجای این کره ی زمین به دنیا اومده باشه و چه قیافه و رنگ پوستی داره با ارزش ترین موجود دنیاست و همه باهم برابر هستیم و خداوند لقب اشرف مخلوقات رو داده
دیدگاهم نسبت به مهاجرت به امریکا خیلی سخت بود فکر میکردم امریکا کشوری هست که کسی اونجا هیچ مشکلی نداره وچون همه چیز اونجا خوبه خیلی سخت مهاجر میپذیرن و از امریکا یه غول ساخته بودم و خودم رو کوچیکتر از این میدونستم که بتونم برم امریکا و حتما باید کسی دعوتنامه بفرسته که بتونی بری توی فایلها که دیدم توی امریکا هوم لس هم هست دیگه همه چیز توی ذهنم عوض شد و بعد که داستان مهاجرت شمارو از خودتون شنیدم که چقدر راحت رفتید امریکا و دلیل راحت رفتنتون رو هم فهمیدم تمام باورهام زیرو رو شد طوری که الان دو ساله تجسم میکنم که توی امریکا نزدیک پرادایس زندگی میکنم
تا اونجایی که فهمیدم قیمت بنزین توی ایالتهای مختلف فرق میکنه البته مطمعن نیستم همین موضوع خیلی دیدگاهمو دگرگون کرد که هیچ کس غر نمیزنه شکایت نمیکنه همه باخودشون در صلحن اینجا سرقیمت بنزین جنگ شد
توی این همهمه که قیمت بنزین رفت بالا و مردم بانکها رو آتیش زدن همون موقع نشستم فکر کردم و یه ایده ی خیلی خیلی فوق العاده به ذهنم رسید که فقط اعتبارش به خدا میرسه ایده ی بسیار بزرگیه و توی ذهنم ساختم و تموم شدس و هیچ شکی ندارم و مطمعنم تحول خیلی بزرگی توی تکنولوژی ایجاد میکنه واقعا مرسی خدا .
استاد آخه مگه داریم مگه میشه پروسه گواهینامه رانندگی دو ساعت باشه بری توی اداره دو ساعت دیگه گواهینامه به دست بیای بیرون اینجا باید هفتاد خان رستمو رد کنی تا گواهینامه بدن
از اون طرف برای دوره خلبانی اینقدر راحت بتونی شرکت کنی تازه جاهایی باشه که دوهفته ای بتونی خلبان بشی
اینجا برای رانندگی هفتادخان رستمو باید رد کنی حتما برای خلبانی باید هفتصد خان رستمو رد کنی به ریش خمینی راست میگم .
آخه ما مسلمونا ما بچه شیعه ها ما 12 امامی ها خوبیم خارجی ها و آمریکایی ها بد هستن که معلوم نیست پدرو مادرشون کیه ، وای خدای من پوزش .
اونا بد هستن که پروسه اداریشون کمه و همه آرامش دارن و تو صلح هست و همه چیزشون قانونیه و درست .
به لطف خدا و آموزشهای شما از زمانی که به معنای کلمه تعصب فکر کردم و شناختمش و فهمیدم که تعصب یعنی عدم آگاهی وعصبی پذیرفتن هر چیزی و باعث شد نگاه قدیسه ای نسبت به همه حتی امامان و حتی خدا رو از خودم دور کنم
باعث شد نگاهم نسبت به همه جای دنیا ، همه ی انسانها و هر چیزی که هست درست بشه و همه چیز رو با آگاهی بپذیرم نه تعصبی .
همه ی اینا باعث شد تو این دو سال و تا آخر عمرم به خودم بگم فقط استاد عباسمنش درست میگه
باعث شد توی این دو سال با تعهد از پشت کامپیوتر تکون نخورم و هیچ چیز به جز گنجینه ی آموزشهای استاد عباسمنش رو نبینم و هنذفری رو از گوشم جدا نکنم که چیز دیگه ای نشنوم و به این شکل توی امریکا زندگی کنم .
ببخشید درگیر اثاث کشی بودم دیر به فایل رسیدم با این حال گفتم مطلبم رو بذارم
شنیده های من از امریکا به صورت کلی به دو دسه تقسیم میشدند ،
* دسته اول _ صرفا بیان یک قانون بودند که به خودی خودی کاملا هم درست بودند اما من خودم با شاخ و برگهایی که بهش داده بودم ازش یه باور مخرب ساخته بودم . شاید بپرسید یعنی چی .. اجازه بدید یه مثال بزنم
مثلا شنیده بودم در امریکا فرزندان بعد از 18 سالگی باید خانواده رو ترک کنند و مستقل زندگی کنند . خب این موضوع به خودی خود غلط نیست . این موضوع غلط نبود مخرب هم نبود فقط یک گزاره اخباری بود اما من با استدلالهای خودم اونو به یک باور مخرب تبدیل کردم . در برخورد با این شنیده من مختار بودم تا یکی از این دو باور رو انتخاب کنم 1- چقدر به عقل و تجربیات فرزندشون در 18 سالگی احترام میذارن و بهش اعتماد میکنند که میتونه خودش گلیم خودش رو از آب بیرون بکشه. چقدر این پدر مادرها توکل بالایی دارند که پاره تنشون رو در این سن کم به خدا میسپارند تا مسیر زندگی رو پیدا کنند و …. الی اخر . باور شماره 2_ چقدر بی محبت ند چطور میتونند این کار رو انجام بدن چقدر بی احساس هستند نسبت به فرزندی که به دنیا اورده اند . چقدر پدر مادرها در امریکا خودخواهند و به این طریق میخواهند بیشتر برای خودشون وقت بذارند و ……دیگه تا اخر برید ….
من این اختیار رو داشتم که یکی از این دو تا فکر یا باور روانتخاب کنم و از آنجاییکه ما آدمها اینرسی بالایی داریم حتی فکر کردن رو هم به دیگران سپردیم و فقط دیگران رو تایید میکنیم متاسفانه باور 2 در ذهنمون قالب گرفته ، چرا؟ چون نخواستیم یا نمیدونستیم که میتونیم فکر کنیم . تمام حرف ها و دوره های استاد هم همین هست . افکار تون رو مانیتور و کنترل کنید و اونی رو بپذیرید که به نفع شما هست با خواسته های شما هماهنگ هست . حتی اگه من قصد مهاجرت به امریکا رو هم نداشته باشم پر واضح هست که باور شماره 1 بهتر ، زیباتر و انرزی بخش تر هست . اما حاضرم قسم بخورم درصد بالایی از ماها وقتی اون جمله خبری رو شنیدیم اصلا در موردش فکر نکردیم و اجازه دادیم افکار دیگران به باور ما تبدیل بشه .
* دسته دوم _ و اما دسته دوم از شنیده ها ی من از آمریکا و جاهای دیگه ، مواردی هستند که اساسا غلط هستند و نمیدونم اصلا چطور و کجا این موارد وارد ذهن من شدند . مثال بزنم
مثلا من شنیده بودم ایران تنها سرزمین 4 فصل هست که هم میتونی بهار رو تجربه کنی هم تابستان هم پاییز و هم زمستان . بقیه جاها یا همیشه سردند یا همیشه گرم . یا همیشه شب ند یا همیشه روز . میدونم خنده داره ولی خب یه واقعیت هست که من اینو باور کرده بودم .
حالا که این دو دسته رو شناختم یه تصمیمی گرفتم روی شنیده ها و دیده های دسته اول آگاهانه تر عمل کنم و در برخورد با دسته دوم فقط به خودم بگم “”” شاید “” .
اتفاقا هم فکر کردن به این موضوع و پرسش چقدر خوب بود . هفته پیش شنیده بودم اگه در مناقصه ای کسی با تولیدات ایرانی شرکت نکرده باشه اون مناقصه سه بار تکرار میشه و پس از سه بار کالای خارجی میتونه به عنوان برنده اعلام بشه. یادمه همون موقع داشتم میگفتم خیلی زرنگن میخوان قیمتها رو در بیارن و بعد شرکتهای تحت پیمان خودشون با قیمت رقابتی بیاد و برنده بشه و .. هزار تا تحلیل که هیچکدومش به درد من و اهداف من نمیخورد . وقتی داشتم این جواب رو تایپ میکردم سریع مچ خودم رو گرفتم و گفتم ” اکرم تو فقط یه قانون رو شنیدی ازش به نفع خودت استفاده کن بنابراین شروع کردم به ساختن کلی باور که باعث میشد با همون خبر من قوی تر بشم ”
خداروشکر میکنم که این فضا و این محیط وجود داره که بتونیم هر روز خودمون رو از روز قبل بهتر و بهتر بشناسیم و قدمهای موثرتری برای رسیدن به اهدافمون برداریم . و سپاسگزارم از استاد بزرگوار و خانم شایسته عزیز که بی شک دلسوزانه برای این فایلها تلاش میکنند .
چقدر خوب شد این سوال مطرح شد . از وقتی این مطلب رو نوشتم روزی چند بار مچ خودم رو میگیرم . من تازه متوجه شدم برداشت من از امریکا به دو دسته تقسیم نمیشه ، این دسته بندی شامل تمام شنیده ها و دیده های ما میشه .
امروز داشتم فایلی رو گوش میدادم که یکی از بچه های کم سن و سال سایت گفت به درامد 100 تومنی و بیشتر رسیده . وقتی به خودم اومدم دیدم دارم تو ذهنم زمزمه میکنم “احتمالا داره اغراق میکنه ، اونم تو اون سن ، درسته منم به درامد بالای 100 تومن رسیدم ولی من جای مامان اون حساب میشم تازه دانشگاه هم نرفته من کلی لیسانس و فوق لیسانس قطار کردم برای خودم و …” هنوز افکار بعدی در ذهنم نقش نبسته بود که بلافاصله فهمیدم و سریع گفتم اینجا همونجاست که من فقط یک جمله خبری شنیدم الان دارم با ذهن خودم از اون جمله بر علیه خودم استفاده میکنم . اگه بخوام آگاهانه به این حرف فکر کنم دو ا انتخاب دارم : 1- واووو عجب دنیایی چقدر راههای پول اوردن ساده و بدیهی هست که یک نفر با این سن کم و بدون تحصیلات تونسته درامدی اندازه من بلکه بیشتر داشته باشه پس حتما میشه منم بیشتر از اینها درامد کسب کنم . و فکر 2- میشه همون چیزی که بالاتر نوشتم و داشتم انجام میدادم
راستی وقتی فکر کردن به روش اول میتونه ما رو قوی تر و با انگیزه تر بکنه چرا واقعا ذهن به صورت اتوماتیک سراغ فکر دوم میره ؟ چرا ؟
مطمنم اگه به این مچ گیری ادامه بدم و به ذهنم آموزش بدم که بعد از هر گزاره خبری بهترین فکر رو انتخاب کن عادت میکنه و بعد از مدتی اتوماتیک فکر درست و قدرتمند رو اول از همه میره سراغش . فقط اول کار باید افسارش رو به شدت و قدرت بالا و دستم بگیرم تا رام بشه .
خدایا شکرت بخاطر آگاهی به این مهمی ، خدایا شکرت بخاطر سادگی کار ، خدایا شکرت بخاطر تمام نعمتهایی که به مادادی و یکی از بزرگترین اون نعمتها حضور در این سایت و این جمع هست .
قلبم به شدت داره میزنه و انگار یه چیز مهمی رو کشف کردم . اینقدر خوشحالم اینقدر راضی از این تفکر هستم همین الان ذهنم گفت ” اگه تا حالا با این اشتباه واضح این همه موفقیت اومده ، حالا که پیداش کردم ببین موفقیت ها و خوشبختی های بیشتر چطور به سمت من سرازیر میشن . و بعد از این فکر سرشار از شعف درونی شدم ” خدایا شکرت
من یکبار نظرمو نوشتم ولی خواستم باز بنویسم برای یادآوری خودم دفعه اول که نوشتم واقعا دوست داشتم که برنده بشم برای اینکه بتونم قدم اول دوره دوازده قدم بخرم چون یکی از خواسته هایم بود که اول امسال دردفتر آرزوهایم نوشتم وقتی که دیدم استاد مسابقه گذاشتن خیلی خوشحال شدم ولی وقتی برنده نشدم ناراحت نشدم چون گفتم حتما خدا از یه راه دیگه به من پول دوره رو میده ازبی نهایت راهی که خودش میدونه ومن نمیدونم خوب میخاستم فقط اینو بگم که درمورد کشور امریکا باوری مثل بی ایمانی بی عفتی روابط نامشروع و چیزی بنام اینکه روابط عاطفی وخانواده وجود نداره واینکه همه جنگها و فتنه ها زیر سر امریکاستولی این فقط باور اشتباهی بود که بما تلقین کرده بودن باهدفی مشخص و کمبود هست جنگ هست دزدی روابط نامشروع برای اینکه راحتتر بتونن مارو کنترل کنن ومارو از نعمتهای خداوند که نامحدود هست وزمینی که سراسر نعمت ثروت هست دور کنن وزمانی که برای اولین بار توعمرم باهدایت الله مهربان بسوی این سایت و دیدن سفرنامه کل باورهای اشتباه مخرب فرو ریخت که این کشور پر از زیبایی پراز ازادی پر از عشق پراز اهو که من عاشقشم پراز روابط سالمه هرکس هرجور که دلش میخاد میگرده از روابط نامشروع فساد جنگ دعوا خبری نیست اینکه چقدر باخودشون درصلح هستن چقدر بیشتر از ماها توحیدی هستن اونجایی که اون اقاکه باماشین سبز داشت رد میشد بااینکه ورزشکار ومعروف بود ولی چقدر مهربان بود چقدر باخودش درصلح بود که اومد و بااستاد جان ومریم عزیز عکس گرفت وماشین نشون دادکه چه سیستم خفنی داره
واینکه اونجا همه چیز انگار درست سر جای خودشه ولی همیشه بما گفته بودن وای اینا بی حجابن فحشا زیاده بخاطراین میرن توجهنم تمام طوفانها هم بخاطرعذاب خداونده ولی با دیدن سریال وسفر نامه دیدم بابا اونجا واقعا بهشته اونا خیلی توحیدی تر از ما عمل میکنن اونا توجهشون به نکات مثبت وزیباییهاست برعکس ما که فقط دنبال گریه غر زدن تمرکز صد درصد بر روی کمبودها فهمیدم که ما چرااینقدر عقب هستیم چرا بااینکه اینهمه نعمت وثروت داریم ولی بیشتر تمرکزمون برروی کمبودها هست دیدم که مردم اونجا هیچ روی دولت حساب نمیکنن انتظاری ندارن مثلا تواون طوفان که شما گفتین دولت هیچ حمایتی نمیکنه یعنی درواقع مردم خودشون هیچ انتظاری ندارن فقط روی خودشون وتواناییهاشون و نیروی که این جهان هدایت میکنه حساب میکنن ولی برعکس ما که وقتی کسی به مقام پستی میرسه دیگه میشه خدا و باید همه کارو اون برامون انجام بده اینجا بود که فهمیدم ما مشرکیم ماها که به اصلاح نماز میخونیم بچه شیعه هستیم مشرکیم چون روی هرکس حساب باز میکنیم جز خداوند کلا باورهایم درمورد این کشور تغییر کرد وچقدر احساس نزدیکی بااین مردم مهربان دارم از قلبم دیگه احساس نمیکنم اونا خیلی بدن بی عاطفه هستن مشرکن خدایا شکرت برای تغییر این باور خدایا شکرت
ازاستاد عزیز ومهربانم ومریم جان عزیزم باعشق تشکر میکنم سپاسگزارم که دید مارو باورهای ماروعوض کردین وخوب زندگی میکنید وکمک میکنید که دیگران هم خوب و زیبا فکر کنن وخوب زندگی کنن ممنونم بابت تمام فایلهای که باعشق برای ماتهیه میکنید
تبریک میگم به همه دوستانی که برنده شدن، به خوشی استفاده کنن و چه بسا که دریافت این هدیه هدایتی بوده تا عزیزانی که در تهیه مبلغ دوره مشکل داشتن، به این طریق بخشی از اون حل بشه.
از خوندن تک تک نظرات دوستان لذت بردم. آگاهی های بسیار خوبی کسب کردم، بعضا مواردی بودن در ذهنم که خودم هم بی اطلاع بودم ازشون و به این طریق کالبدشکافی شدن.
از استاد عباسمنش عزیز هم سپاسگزارم بابت اینکه این ایده رو اجرایی کردن و این حجم از آگاهی ناب اون هم بصورت رایگان نصیب همه ما شد. چه جایزه ای از این بهتر؟
سلام خدمت استاد عزیز و شیرین زبون و مریم مهربونم….
استاد جونم من متولد ۱۳۶۰ هستم و فکر کنم هم سن شما هستم
در مورد پیش فرض هام من قبل از آشنایی با شما پیش فرض های خوبی از آمریکا نداشتم
دقیقا یادم هست توی دبیرستان بیشتر زمان کلاس دینی و قرآن ما در مورد صحبت آمریکا میگذشت و معلم دینی ما اصرار داشت که تو آمریکا فقط و فقط دعوا و آدم کشی و خیانت هست و اصلا عاطفه و مهربونی توی مردم آمریکا وجود ندارد …دقیقا عین کلمات تو ذهنم مونده….
یه بار یادم میاد که یه شلوار پسرعموی من برام از آلمان آورده بود سبز رنگ بود و آرم پرچم آمریکا روش بود خیلی خیلی کوچیک اصلا به چشم نمیومد ظاهراً یکی از بچه ها رفته بود به مدیر لو داده بود که سمیرا پرچم آمریکا رو تبلیغ میکنه و منو به دفتر دبیرستان صدا زدن و به من گفتن تو داری با این کار خیانت در خانواده و خیلی ذهنیات رو به من گفتن و در نهایت منو از امتحان اول با وجود اینکه شاگرد زرنگ بودم محروم کردن…
و یه پیش فرض دیگه این بود که آمریکاییها اصلا بچه دار نمیشن….
و من بعد از آشنایی با شما تمام اون ذهنیات برای من برطرف شد..با چشم خودم دیدم که همه چقدر متعهد هستند…چقدر به فرزند آوری اهمیت میده…دوستای شما رو دیدم چهار تا بچه..شش تا بچه و چقدر روابط عالی و قشنگ ….
یادم نمیره هیچ وقت استاد یه بار پدرم از کیش برام یه کتونی سفید آورد خیلی قشنگ بود و یه طرفش پرچم آمریکا بود خیلی شیک بود و دوسش داشتم ولی میترسیدم بپوشم…..مجبور شدم رفتم یه برچسب گل خریده بودم میذاشتم رو پرچم آمریکا که تبلیغ یه کشور بد رو نکنم،😄😄😄😄واقعا دیگه ذهنیتم بد شده بود …
و دیگه تصمیم گرفتم تا در مورد هر چیزی تا دقیقا و کامل در مورد نمیدونم هیچ ذهنیتی بهش نگیرم ….و الان از نظر من آمریکا واقعا واقعا واقعا بهشته از همه لحاظ ..آبادانی،سرسبزی،صمیمیت،راحتی،امکانات ،تنوع فروشگاهها،تنوع در همه چیز و…و…وو
و سپاسگذارم از شما که با اشتراک گذاشتن تجربه ها و سفرهاتون ما رو آگاه کردید…
با سلام و احترام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته و بچههای خوب سایت
قبل از اینکه نظرم را بنویسم این را بگویم که من کامل سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت را کامل ندیدم سفر به دور امریکا را تا قسمت 45 دیدم و سریال را تا قسمت 113 دیدم البته تا به این لحظه و هر روز برنامه ای برای دیدن این فایلهای بی نظیر دارم و همچنین در حال گذراندن دوره ارزشمند عزت نفس هستم.
هیچ عجله ای برای تند تند دیدن فایلها ندارم وقتی که یه قسمتی را دیدم حتما کامنت های لایک شده را هم می خونم چون خیلی تاثیر داره و باعث میشه که نکته هایی که خودم درک نکردهام با خوندن کامنتها به خوبی برام جا میافته.
امروز 19/03/1400 هست و ایمیلم را بازکردم و متوجه این مسابقه شدم و با خودم گفتم بنویسم و متوجه بشم تاثیرات دیدن این فایلها و تغییر دیدگاهم و باورهایم
موضوع بنیان خانواده و روابط خانوادگی: نگرش من نسبت به این موضوع به شدت منفی و نادرست بود البته قبل از دیدن این فایلها
من فکر می کردم که امریکاییهاهیچ تعهدی در روابط خانوادگی ندارند، بی بند و بار هستند، بچه هاشون با هر کی هر جا و هر کاری که بخواهند انجام می دهند و پدرو مادرشان هیچ مسولیت و نظارتی بر آنها ندارند و خیلی از بچههای امریکایی اصلا پدر و مادر ندارند و بر اساس یک روابط نامشروع به وجود آمده اندو به خاطر همین خانوادهای به این شکل که ما در ایران داریم آنها ندارند زن و شوهر ها با هم خیلی اوکی نیستن و بودن با یکی دیگه برای آنها عادیه درحالیکه با هم زن و شوهر هستن. زن ، مرد ، بچه ها هرجور که بخوان هستن و هیچ سختگیری و کنترل نیست از طرف هیچ کدام از اعضای خانواده.
کلاً فکر می کردم یک چهارچوب خانواده برای آنها تعریف نشده و روابط خانوادگی و اصطلاح گرم و صمیمی که ما ایرانیها با هم داریم آنها ندارند و نسبت به هم بی تفاوت هستند و همین طور فکر می کردم که خیلی نسبت به هم مهربون نیستن و ابراز محبت نمی کنن و خشن هستند ولی نگرش من بعد از دیدن فایلها تغییر کرد
در اوایل قسمت های سریال زندگی در بهشت مهمانهایی که به پرادایس آمدند و خانوادگی هم بودند این دیگاه منو پاک پاک کرد و از بین برد.
وقتی این قسمت ها را میدیدم مثلا رفتار خانم هپ با بچه هایش که 4 تا پسر داشت چقدر من از رفتارهای این خانم یاد گرفتم
از اینکه چقدر به بچه هاش احترام می گذاشت و کلی هم مهر و محبت بینشون فراوون دیده می شد
چقدر جداگانه به سلیقه ها و علایق بچه هاش احترام می گذاشت و اونها را در مسیر علاقشون حمایت می کرد ( برعکس من چند سال به خاطر راحتی خودم دررفت و آمد بچم را به کلاس والیبال می فرستادم در حالیکه به فوتبال علاقه داشت بچم و بعد از دیدن این قسمت کلی خانم هپ را تحسین کردم و دیدم که از پسر دومیش که مثل پسر اولش خیلی اهل درس خوندن نبود خیلی انتظار نداشت یا پسر سومیش عاشق نجوم ستاره ها بود و کلی کتاب برای او در این زمینه خریده بود اصلا توانایی بچه هاش را با هم مقایسه نمیکرد و به خواسته هاشون احترام میگذاشت منم گفتم آفرین همینه درستش همینه و بعد برا ی ثبت نام پسرم در کلاس فوتبال پیگیری کردم
یا پدر خانواده که چقدر انسان مهربون و خانواده دوست بود و به خانواده اش علاقه داشت
زنش را چقدر دوست داشت که وقتی لیوان همسرش گم شد کلی مسافت را رفت و براش لیوان مورد علاقش را خرید
از وسایل تفریحیشون، از ماشینشون،از لباسهاشون، از خوراکی هاشون معلوم بود که حسابی به خوانوادش می رسه و از رفتارشون معلوم بود که یک خانواده نجیبی هستند عزت و احترامهایی که بینشون رد و بدل می شد خیلی خیلی عالی بود یعنی همه این رفتارهاشون واقعی واقعی بود نه تصنعی و ا ز روی اجبار
مخصوصا اون مصاحبه ای که خانم شایسته با خانم هپ کرد خیلی برام مفید و آموزنده بود جا داره از خانم شایسته و بچه هایی که اون مصاحبه را ترجمه کردند دوباره تشکر کنم
یا اون مهمونهایی که چند خانواده بودند
چقدر روابطشون با هم عالی بود با عزت واحترام
چقدر همکاری داشتن در انجام دادن کارها
و درک بالایی داشتند و همه چی با خودشون آورده بودند
همه کارها را خودشون انجام میدادند حتی موقع رفتن خونه را هم جاروبرقی کشیدند
این از فرهنگ مهمونی رفتنشون خیلی خوب بودند.
خلاصه که نکات مثبت و عالی خیلی زیاده و من تا همین جا اکتفا می کنم
راستی اون خانمه را هم بگم که بیرون استادشون را دید برد خونشون با مادر پیرش بود و چقدر به مادرش رسیدگی می کرد از ظاهر مادرش کاملا معلوم بود و چه مهمان نوازی داشتن که مریم جان احساس اینو داشت که انگار رفته خونه خالش خونه ترو تمیز و با گلهای فراوون و زیبا
واقعا خودم از تفاوت دیدگاهم قبلا از دیدن این قسمت ها و یعد از دیدنشون زمین تا آسمونه تازه میخوان دوباره برگردم و این قسمتها را ببینمم مخوصا خانم هپ که خیلی از شون خوشم اومده و خودم هم دو تا پسر دارم و خیلی برام آموزنده هست رفتارهای این خانم
موضوع بعدی روابط اجتماعی مردم امریکا: فکر می کردم با هم تعامل و روابط خوبی ندارند و برخوردهای سرد و خشک دارند ولی وقتی تو فایلها میدیدم که در پارکها یا اداره جات چقدر با احترام با هم برخورد دارند تو فروشگاها و جاهای دیگه چقدر خوب و عالی با هم برخورد می کردند و اصلا همدیگه را قضاوت نمی کردند
مثلاً تو یه قسمت خانم شایسته تو فروشگاه از یک خانمی کمک خواست در حالی که خودش داشت فیلم میگرفت و اون خانمه وسایلش را گرفت و برد گذاشت داخل ماشین (حالا اینجا باشه میگیم به ما چه زنیکه خودش داره فیلم میگیره ما باید وسایلش را ببریم خخخخخ)
یا برای آروی استاد مودم بود چی بود میخواست نصب کنه برای اینترنت یه آقایی بهش کمک کرد و کلی همه چی را براش توضیح داد و همه کارش را هم انجام داد
خیلی موارد تو فایلا دیدم که نشان از روابط اجتماعی بالای مردم امریکا بود.
میزان امنیت اجتماعی: در این زمینه هم متاسفانه دیدگاه خوبی نداشتم و فکر می کردم اصلا تو خیابونهاش بکش بکش هست.
ولی واقعا چقدر مردم در آرامش خاطر در این کشور دارن زندگی می کنن
چقدر به حق و حقوق همدیگه احترام میزارن
امنیتش اصلا قابل مقایسه نیست با ایران استاد چقدر خرید میکنه و بسته هاشو میارن چند روز پشت درب منزلشون هست بدون اینکه کسی وچکترین تعرضی بکنه
حالا ما اینجا میریم مسجد فکرش را بکنین مسجد بعد ماییم میبینیم کفشمون نیست و یه دمپایی پاره می پوشیم میاییم خونه خخخخخخ
الان یه کم بهتر شدن خدا را شکر
بعضی وقت ها یه پلاستیک می بریم و کفشمون را میزاریم توش با خودمون می بریم
طبیعت: من اصلا در مورد طبیعت امریکا هیچی نمیدوستم ولی وقتی منظره های باشکوه و پارکهای بی نظیر رودخونه ها و آبشارها مخصوصا آبشار نیاگارا را دیدم گفتم بابا این طبیعتی که امریکا داره هیچ کشوری نداره
خونه های ویلاییشون کنار خیابونها چقدر قشنگ و رویای هستند
در مورد روابط مشروع و نامشروع: تو این زمینه بدترین دیدگاه را داشتم و فکر می کردم روابط نامشروع در این کشور خیلی زیاد هست و زن و شوهرها هم از این روابط دارند حالا مجرهاشون به کنار و فکر می کردم بی بند و بار هستن و می توننن با هم رابطه داشته باشن بدون اینکه این چیزها را بد بدونن و یا مشکلی پیش بیاد
ول
بعد از دیدن فایلها از خداوند طلب بخشش گردم به خاطر این قضاوتهای اشتباه خودم
وقتی می دیدم که چقدر در آزادی کامل و با پوشش راحت هستند و هیچ گونه قضاوتی یا رفار غیر اخلاقی ندارند ( به قول ما شئونات اسلامی را رعایت می کنند خخخخ)
واقعا خیلی این فایلها درسها داره که ره چقدر انسانها را محدود کنن فساد بیشتر میشه و مردم بیشتر متمایل میشن به آنجه که ازش منع شدن
مثلا میکن یه زن و مرد را تنها نزارین انگار آتش و پنبه را کنار هم گذاشتین خب چرا گه می خوان همدیگه را بخورن از بس که این چیزها را شنیدیم دیگه فکر می کردیم جنس مخالف لولو خرخره هست
چقدر خانمهایی که حجاب کامل دارند ولی هزاران کار هم انجام میدن
مردم امریکا ظاهر و باطنشون یکیه ولی متاسفانه مردم ایران بیش از 90 درصدشون دورو هستن و اونچه که در ظاهر نشون میدن نیستن
کسب و کارها: دراین مورد خدا را شکر دیدگاه مثبتی داشتم و اونم به خاطر موفق بودن ثروتمند بودن و قدرتمند بودنش.
همیشه میگفتم که کسب و کارهای عالی داشتن که کشور امریکا ابر قدرت شده
چقدر جزییات اونها را در این فایلها دیدم احساس مسوولیتشون، صداقتشون در کارشون، دقت وتمرکز بر کارشون و ………
همه جوره کسب و کارهاشون نه فقط یک کسب و کار خاص از شرکتهای تولیدیشون گرفته تا خدمات رسانیشون
چند مثال بزنیم اون قسمت که استاد رفت تراکتور بخره چقدر اون آقاهه فروشنده چقدر با حوصله کلی وقت گذاشت برا استاد و توضیح داد
یا اون آقاهه که استاد رفته بود مزرعش و چند روز پیشش مونده بود چند مدل کسب و کار داشت و همشون را به بهترین شکل پیش می برد
یا اون آقایونی که اومدن اسپیلت خونه را درست کردند و خانم شایسته خونه تنها بود
و خییلی موارد دیگه که همشون با دقت و تمرکز بالا و حدیت تمام کارشون را انجام میدادند
به خدا این مردم مسلمون واقعی هستند هیچ ادعایی ندارند و لی در عمل نشون میدن و کارهای صالح و شایسته انجام میدن
صداقت: تو این مورد من همش می گفتم ما که مسلمونیم صداقتمون اینه اینا که مسلمون نیستن ووضعشون خیلی خرابتر از ماست
ولی انصافاً درستکارتر و صادق تر از این آدمهایی که من تو فایلها دیدم دور بر خودم ندیدم.
مذهب: کلا فکر میکردم که آدمهای بی دین و ایمونی هستند و به هیچ چیزی اعتقاد ندارند
درصورتی که اونها بهتر از ما به گفته های قرآن عمل می کنن.
خداوند در قرآن میگه هیچ اجباری در دین نیست و به پیامبر هم میگفت تو فقط یک انزار دهنده و بشارت دهنده هستی
و مبینیم که همه مردم خیلی راحت به دین خود هستن
و بارها دیدم خانمهایی که دارای حجاب بودند ولی اینجا به زور میخوان مردم حجاب داشته باشن و بدحجاب ها میریزن تو ماشین یا میگن اگه نماز نخونین از ل صراط نمیتونین رد بشین یا اگه موهاتو نامحرم ببینه اون دنیا به شکل مار میشه میپیچه دور گردنتون و خیلی مزخرفات دیگه که به اسم دین به خورد ذهن ما کردند
خلاصه که با دیدن این فایلها کلی متوجه قضاوتهای نادرستم که اکثراً از دیدن فیلم های امریکایی که همش بکش بکش بود و اخبارهایی که همش میگفتن امریکا اینجوریه و دشمن می خوندنش وخیابانهاییکه همش درگیری و کشتار و نژاد پرستی هستی ولی کاملا اون قوم آمیشها کاملا نژادپرستی را رد کرد و هر قومی با هر دین و منصبی راحت زندگی میکنن
من هر باوری که نسبت به امریکا داشتم به خاطر فیلم ها و اخبارهای جنگ و درگیری امریکا که در تلویزیون پخش می شد، بود و یادم نمی اومد یک بار یه خبر مثبت درباره این کشور گفته باشند.
ولی درستش اینه که ما هر چی و هر حرفی را ندانسته و تعقل نکرده باور نکنیم و به خودمان زحمت تحیق بدیم تا باورهای درست در ذهنمون بسازیم و زندگیمون را اون جور که دوست داریم خلق کنیم.
سلام استاد عزیزم و مریم خانم مهربان
ذهن من سالها تحت تأثیر رسانه ها و فضای مذهبی و متعصب جامعه و مدرسه و… بود. فکر می کردم آمریکا کشوری است که در آن هزینه های زندگی بسیار بالاست و مردم زیادی هستند که در آنجا بی خانمان هستند. به حقوق همدیگر تجاوز می کنند و در آنجا به راحتی آدم می کشند. فکر می کردم افراد در روابط خانوادگی هیچ تعهدی نسبت به همدیگر ندارند و مردم آمریکا سرد و بی احساس هستند و روابط خانوادگی متزلزل است. فکر می کردم مردم آمریکا بی بند و بار هستند. اگر جرمی اتفاق می افتد نسبت به آن بی تفاوت هستند. مثلا اگر در خیابان دو نفر با هم دعوا کنند کسی به آنها کمک نمی کند و می گذارند که به همدیگر آسیب برسانند. الان مدت زیادی است که دیگر این دیدگاه ها در من کاملاً از بین رفته است و جور دیگری نگاه می کنم.
با دیدن سریال سفر به دور آمریکا چیزهای بسیار زیادی یاد گرفتم. مثلاً دیدم که سیستم فکری که آمریکا را ساخته است چقدر منظم بوده و به همه چیز فکر کرده و کوچکترین مسائل مردم را در نظر گرفته چقدر انگار همه چیز منظم است و دقیقاً در جای خودش قرار دارد. تعصبی روی قوانین خود ندارند و اگر قانونی غلط باشد آن را اصلاح می کنند و یا تغییر می دهند و قوانین جدیدی به وجود می آورند. در این کشور همه افراد با هر عقیده ای و دین و مذهبی آزادانه زندگی می کنند حتی اگر اعتقاد آنها درست نباشد. این احترام به انسان به عنوان یک موجود آزاد که حق اشتباه کردن و زندگی بر اساس نظرات واقعیش را دارد، به نظرم امتیاز بزرگی برای این کشور است. به نظرم در این کشور کمتر نیاز نیست که افراد نقاب به چهره داشته باشند و می توانند به راحتی خود واقعیشان را زندگی کنند و این یعنی زندگی با عزت نفس
در این کشور وقتی مردم به کسی محبت و مهربانی می کنند انتظار جبران ندارند چون شخصیت مهرطلب ندارند و انسان های مستقلی هستند. منتظر نیستند کسی بیاید و زندگی آنها را درست کند و کمکشان کند. در واقع در زندگی منتظر منجی نیستند، خودشان با تلاششان به همه چیز می رسند هر کسی در هر جایگاهی می تواند برای خودش کارآفرینی کند و منتظر نیست که دولت شغلی برایش ایجاد کند. در روابط عاشقانه خیلی متعهد هستند و در یک زمان با چند نفر ارتباط ندارند و در زندگیشان عشق واقعی وجود دارد.
در آمریکا هر کس می تواند با یک کار مناسب درآمد خوبی داشته باشه و زندگی راحت و مستقلی برای خودش فراهم کند.کسانی که بی خانمان و فقیر هستند مشکل از باورها و افکار خودشان است وگرنه سیستمی که در آمریکا وجود دارد همه را به سمت ثروت سوق میدهد. بچه ها از دوران کودکی استقلال از خانواده را یاد می گیرند و به سمت کار کردن و استقلال مالی می روند. سیستم های اجتماعی آنقدر قوی عمل می کند که یا جلوی به وجود آمدن جرم را می گیرند و اگه جرمی در جامعه اتفاق افتاد، نیازی نیست مردم وارد عمل شوند که خودشان آسیب ببینند بلکه عملکرد پلیس خیلی قوی است و خودش به همه چیز رسیدگی می کند. اگر مشکلی پیش بیاید مردم به راحتی می توانند در جایی تجمع کنند و اعتراض کنند و پلیس با احترام با آنها برخورد می کند و سرکوبشان نمی کند. بدن همه ما یک پوست فیزیکی دارد که نگذارد چیزی از خارج وارد بدن ما بشود. در واقع هر یک از ما پوست روانی هم داریم که دیگران نباید به این پوست روانی آسیب برسانند و یا ضربه ای به آن بزنند. وقتی مثلاً می خواهیم دیگران را متقاعد کنیم که عقاید ما را بپذیرند یا در زندگی دیگران دخالت می کنیم و یا آزادی های آنها را نادیده می گیریم یا سوالات بی مورد و خصوصی از آنها می پرسیم و رفتارهایی از این نوع در واقع ما به حقوق دیگران تجاوز کرده ایم و وارد پوست روانی آنها شده ایم. به نظرم در کشور آمریکا تا حد زیادی مردم به حقوق همدیگر احترام می گذارند و در واقع وارد پوست روانی همدیگر نمی شوند. در کار یکدیگر دخالت نمی کنند. تمرکزشان روی زندگی خودشان است و نمی نشینند از صبح تا شب در مورد دیگران و مسائل آنها صحبت کنند و وقتشان را تلف کنند. به قول استاد عباسمنش در مورد قیمت وسایلی که دیگران خریده اند یا حقوقشان و اینها سوال نمی کنند. از نظر من آمریکا کشوری است که مهد علم و پیشرفت تکنولوژی و پیشرفت در زمینه های مختلف است. کشوری که در آن همه در امنیت فیزیکی و روانی زندگی می کنند. کشوری بزرگ، سرسبز و زیبا، پر از جاهای دیدنی و قشنگ و پر از آدم های کوشا، خلاق، کارآفرین، ثروتمند و موفق. کشوری که به پیشرفت کل دنیا کمک های زیادی کرده و در طول تاریخ اختراعات و اکتشافات زیادی در آن اتفاق اتفاده و من خدا را شکر می کنم که چنین کشوری وجود دارد و انسان های پرتلاشی که در آنجا برای پیشرفت کل دنیا تلاش می کنند. من از همه این انسان های خوب و کوشا تشکر می کنم.
از شما استاد عزیز و مریم خانم تشکر می کنم که تمام این زیبایی ها و خوبی ها را به ما نشان دادید.
متشکرم و موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیزم
وقتی که گفتین که در خصوص پیش فرضهای ذهنی دارید کتاب مینویسید با خودم گفتم پس ببین چقدر این موضوع مهمه که استاد دارن در موردش کتاب مینویسن و توی ذهنم شروع کردم به سرچ کردن که پیش فرضهای ذهنیه من در مورد مسایل مختلف زندگیم و در مورد خواسته هام چیه که و میدونم که بررسی پیش فرضهای ذهنیم میتونه کمک خوبی بهم کنه تا هدفهایی که استپ شدن و پیش نمیرن رو ارزیابی کنم برای همین یک فایل در لپتاپ خودم با همین عنوان ایجاد کردم .
اما بریم سراغ ذهنیتهای من در مورد امریکا :
چیزی که توی خیلی از قسمتها به ذهنم میومد این بود که من واقعا فکر نمیکردم که توی امریکا روستایی وجود داشته باشه ولی با دیدن این سریال این پیش فرض غلط حذف شد و اون جایی که استاد توی سفر به ایالت جورجیا و دیدن اون دوست مزرعه دارشون گفتن که حتی امکانات روستاها از شهرهای بزرگ هم بیشتره برام واقعا جالب بود . حقیقتش من فکر میکردم که روستاها فقط در کشورهای اسیایی مثل چین و کره جنوبی و .. هست شاید به این خاطر که توی سریالها فقط روستاهای این کشورها رو دیده بودیم نه کشورهای دیگه
پیش فرض بعدیه من همونطور که استاد هم گفتن در خصوص بنیاد خانواده بود که من فکر میکردم اونجا خیلی تمایلی به ازدواج و بچه دارشدن ندارن در حالی که با دیدن این سریال و مخصوصا سفر به دور امریکا که توی استیت پارکها خونواده های زیادی با بچه هاشون در حال تفریح بودن و ناخوداگاه این پیش فرض هم اونجا عوض شد که این پیش فرض هم احتمالا به خاطر وجود ازادی در روابط در امریکا در ذهن من شکل گرفته بوده
پیش فرض بعدیه من وجود انسانهای مست و بی جنبه به خاطر ازادی مشروب در این کشور بود ولی با دیدن اون لحظه که مردم از استادیوم ورزشی بیرون میومدن بدون اینکه کاری کنن که بقیه رو ازار بدن اونجا متوجه شدم اونا حد خودشون رو میدونن و میدونن چقدر بخورن که ظرفیتشو دارن در حالی که توی کشورهایی که مشروب ممنوعه طرف حتی اگه مست هم نشده باشه برای خودنمایی کارهای عجیب غریبی از خودش نشون میده که خودنمایی کنه چیزی که توی امریکا دیده نمیشه
پیش فرض بعدیه من در مورد طبیعت امریکا بود که من فکر میکردم اصلا جنگل نداره و اصلا جای سرسبز نداره که خب احتمالا برمیگرده به تصویرهایی که در مورد امریکا از تلویزیون دیده بودم و توی تمام فایلهایی که استاد در حال رانندگی گرفته بودن همیشه میدیدم که کل جاده پر از درخته و اونجا هم این پیش فرض عوض شد
پیش فرض بعدی در مورد امنیت امریکا بود البته میدونستم که همشون ادمای تبهکار و … نیستن ولی احساس میکردم که توی هر خونه ای یه تفنگ همه دارن تا در صورت مزاحمت افراد خلافکار بتونن از خودشون دفاع کنن 😂😂
با بررسی پیش فرضها به این نتیجه رسیدم که پیش فرضها به صورت ناخوداگاه و بدون اینکه ما متوجه بشیم هر لحظه در حال شکل گیری در ذهن ماست و فقط با یه بصیرت کامل و موشکافی و ریز شدن و دقیق شدن روی باورهاست که میشه پیداشون کرد و اصلاحشون کرد
سلام خدمت استاد عزیز وخانم مریم مهربان ودوستان محترم خانواده استاد عباسمنش حقیقتش من چون برادرهام سالهاست امریکا هستن خیلی از این شرایط خوب رو میدونستم اما مهمترین چیز به نظر من باورها هستند و این که ما در درون خودمون نسبت به محیط اطراف چه احساسی داشته باشیم مثل استاد که همیشه دید مثبتی به همه چیز دارند که این فرقی نمیکنه که ما کجا زندگی میکنیم بلکه این قانون هست که ما هر جا احساس خوب داشته باشیم همه چیز خوب خواهد شد
سلام استاد عزیزم
من خیلی نگاهم به کشور آمریکا داغون بود
فکر میکردم آب و هوای بدی داره.همش آدم های نامناسب و چاقو به دست و خالکوبی کرده داره که مدام مردم و آزار میدن.فکر میکردم همه بی بندو بار و لباس های نامناسب هستن .فکر میکردم مردم به خاطر یه لقمه نون پدر شون در میاد . این افکار از اخبارهایی که شنیده بودم نشات می گرفت.وقتی این سریال هارو دیدم اولش باورم نمی شد این قدر زیبایی و سر سبزی .این قدر ارامش .این قدر صمیمیت بین افراد خانواده .اون مهمون هایی که ۴تا پسر داشتن مادرشون چقدر قشنگ بهشون عشق میورزید عالی بود برام.تو یه فایلی گفتید پوشش مردم خیلی مناسب فقط لب دریا لباس مخصوص شنا میپوشن و بعدش دوباره لباس مناسب تن میکنن برام خیلی لذت بخش بود .اون حجم شادی بیرون ورزشگاه عالی بود اصلا برام قابل لمس نبود چون ما هر چی دیده بودیم همیشه دعوا و بد و بیراه بود در استادیوم ها…
خلاصه که دمت گرم که اینقدر مارو آگاه میکنید .
خیلی دوست دارم عزیزم
آرزو دارم بیام پرادایس ببینمتون اخه منم مثل شما عاشق خونه ی چوبی روی آب و جنگل سرسبز هستم .از طرف من مریم جون و ببوسید.😍😍😍
به نام خدای مهربان
سلام به بهترین استادان دنیای محسن خسروشاهی
استاد سید حسین عباسمنش استاد فوق العاده زندگیم
و استاد مریم شایسته آبجی گل خودم
واقعا نمیشه کلامی از شما عشقهای زندگیم سپاسگذاری کرد که تولید کننده موج عشق هستید
میدونم چجوری باید سپاسگذاری کنم امیدوارم زنده باشم و بهش عمل کنم
سلام به خانواده پر از عشق عباسمنش
من با نوشتن رابطه ی خوبی ندارم نمیدونم چطوری الان دارم مینویسم که فقط اعتبارش به خدا میرسه .
درباره دیدگاه من نسبت به امریکا و مردم امریکا جوری پیش رفت به لطف خدا زمانی که هدایت شدم به این مسیر بهشتی که بینهایتها بار سپاسگذار خداوندم مصادف شد با شروع سریال سفر به دور امریکا
من توی قم توی خانواده مذهبی بزرگ شدم که تا سالهای زیاد جوانیم بخاطر باورهای مذهبی و مخرب که از زمین و زمان از چپ و راست بالا و پایین فرو کرده بودن توی مغز من که امریکا رو زورگو و دشمن ایران میدونستم که زور میگه به کل دنیا
بعد که بزرگتر شدم و به تضادهای زیادی که برخورد کردم که علتش همین باورهای تنگ و تاریک بود باعث شد امریکا رو تعصبی بپذیرم و دوست داشته باشم یعنی بدون آگاهی که یه جورایی از اونور بوم افتادم بعد که هدایت شدم به این بهشت زیبا امریکا رو با آگاهی کاملی که توی سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت و فایلهای دیگه دیدم پذیرفتم
استاد شما بهتر میدونی که توی قم چه طرز فکر نژاد پرستی درباره ی افغانستانی ها و پاکستانی ها و مهاجرهای دیگه هست که از بچگی به خورد من هم رفته بود که از طرز برخورد آدمها توی مدرسه و محله و جامعه میومد
تاجایی که فکر میکردم افغانی ها و پاکستانی ها نباید از ایرانی ها ثروتمند تر باشن و باید سختی بکشن
و چند تا داستان چرت هم شنیده بودم که میگفتن افغانی ها میخان توی ایران اینقدر زیاد بشن که ایران رو از ما بگیرن
وبعد که با قانون آشنا شدم فهمیدم که اینا همش چرته و همچین اتفاقی نمیافته
تنوع قومیتی توی امریکا باعث شد پیش فرض من در مورد افغانی ها و پاکستانی ها وکلا افرادی که فکر میکردم از ما ضعیفتر هستن تغییر کنه
باعث شد اول از همه عاشقانه خودمو پیدا کنم و دوست داشته باشم و بعد همه ی انسانها و همه چیز رو دوست داشته باشم
باعث شد بفهمم موجودی به نام انسان که اصلا مهم نیست کجای این کره ی زمین به دنیا اومده باشه و چه قیافه و رنگ پوستی داره با ارزش ترین موجود دنیاست و همه باهم برابر هستیم و خداوند لقب اشرف مخلوقات رو داده
دیدگاهم نسبت به مهاجرت به امریکا خیلی سخت بود فکر میکردم امریکا کشوری هست که کسی اونجا هیچ مشکلی نداره وچون همه چیز اونجا خوبه خیلی سخت مهاجر میپذیرن و از امریکا یه غول ساخته بودم و خودم رو کوچیکتر از این میدونستم که بتونم برم امریکا و حتما باید کسی دعوتنامه بفرسته که بتونی بری توی فایلها که دیدم توی امریکا هوم لس هم هست دیگه همه چیز توی ذهنم عوض شد و بعد که داستان مهاجرت شمارو از خودتون شنیدم که چقدر راحت رفتید امریکا و دلیل راحت رفتنتون رو هم فهمیدم تمام باورهام زیرو رو شد طوری که الان دو ساله تجسم میکنم که توی امریکا نزدیک پرادایس زندگی میکنم
تا اونجایی که فهمیدم قیمت بنزین توی ایالتهای مختلف فرق میکنه البته مطمعن نیستم همین موضوع خیلی دیدگاهمو دگرگون کرد که هیچ کس غر نمیزنه شکایت نمیکنه همه باخودشون در صلحن اینجا سرقیمت بنزین جنگ شد
توی این همهمه که قیمت بنزین رفت بالا و مردم بانکها رو آتیش زدن همون موقع نشستم فکر کردم و یه ایده ی خیلی خیلی فوق العاده به ذهنم رسید که فقط اعتبارش به خدا میرسه ایده ی بسیار بزرگیه و توی ذهنم ساختم و تموم شدس و هیچ شکی ندارم و مطمعنم تحول خیلی بزرگی توی تکنولوژی ایجاد میکنه واقعا مرسی خدا .
استاد آخه مگه داریم مگه میشه پروسه گواهینامه رانندگی دو ساعت باشه بری توی اداره دو ساعت دیگه گواهینامه به دست بیای بیرون اینجا باید هفتاد خان رستمو رد کنی تا گواهینامه بدن
از اون طرف برای دوره خلبانی اینقدر راحت بتونی شرکت کنی تازه جاهایی باشه که دوهفته ای بتونی خلبان بشی
اینجا برای رانندگی هفتادخان رستمو باید رد کنی حتما برای خلبانی باید هفتصد خان رستمو رد کنی به ریش خمینی راست میگم .
آخه ما مسلمونا ما بچه شیعه ها ما 12 امامی ها خوبیم خارجی ها و آمریکایی ها بد هستن که معلوم نیست پدرو مادرشون کیه ، وای خدای من پوزش .
اونا بد هستن که پروسه اداریشون کمه و همه آرامش دارن و تو صلح هست و همه چیزشون قانونیه و درست .
به لطف خدا و آموزشهای شما از زمانی که به معنای کلمه تعصب فکر کردم و شناختمش و فهمیدم که تعصب یعنی عدم آگاهی وعصبی پذیرفتن هر چیزی و باعث شد نگاه قدیسه ای نسبت به همه حتی امامان و حتی خدا رو از خودم دور کنم
باعث شد نگاهم نسبت به همه جای دنیا ، همه ی انسانها و هر چیزی که هست درست بشه و همه چیز رو با آگاهی بپذیرم نه تعصبی .
همه ی اینا باعث شد تو این دو سال و تا آخر عمرم به خودم بگم فقط استاد عباسمنش درست میگه
باعث شد توی این دو سال با تعهد از پشت کامپیوتر تکون نخورم و هیچ چیز به جز گنجینه ی آموزشهای استاد عباسمنش رو نبینم و هنذفری رو از گوشم جدا نکنم که چیز دیگه ای نشنوم و به این شکل توی امریکا زندگی کنم .
استاد عباسمنش
استاد شایسته
عاشقتونم و به زودی ازتون سپاسگذاری میکنم .
با سلام و سپاس
مامان یزدان هستم
ببخشید درگیر اثاث کشی بودم دیر به فایل رسیدم با این حال گفتم مطلبم رو بذارم
شنیده های من از امریکا به صورت کلی به دو دسه تقسیم میشدند ،
* دسته اول _ صرفا بیان یک قانون بودند که به خودی خودی کاملا هم درست بودند اما من خودم با شاخ و برگهایی که بهش داده بودم ازش یه باور مخرب ساخته بودم . شاید بپرسید یعنی چی .. اجازه بدید یه مثال بزنم
مثلا شنیده بودم در امریکا فرزندان بعد از 18 سالگی باید خانواده رو ترک کنند و مستقل زندگی کنند . خب این موضوع به خودی خود غلط نیست . این موضوع غلط نبود مخرب هم نبود فقط یک گزاره اخباری بود اما من با استدلالهای خودم اونو به یک باور مخرب تبدیل کردم . در برخورد با این شنیده من مختار بودم تا یکی از این دو باور رو انتخاب کنم 1- چقدر به عقل و تجربیات فرزندشون در 18 سالگی احترام میذارن و بهش اعتماد میکنند که میتونه خودش گلیم خودش رو از آب بیرون بکشه. چقدر این پدر مادرها توکل بالایی دارند که پاره تنشون رو در این سن کم به خدا میسپارند تا مسیر زندگی رو پیدا کنند و …. الی اخر . باور شماره 2_ چقدر بی محبت ند چطور میتونند این کار رو انجام بدن چقدر بی احساس هستند نسبت به فرزندی که به دنیا اورده اند . چقدر پدر مادرها در امریکا خودخواهند و به این طریق میخواهند بیشتر برای خودشون وقت بذارند و ……دیگه تا اخر برید ….
من این اختیار رو داشتم که یکی از این دو تا فکر یا باور روانتخاب کنم و از آنجاییکه ما آدمها اینرسی بالایی داریم حتی فکر کردن رو هم به دیگران سپردیم و فقط دیگران رو تایید میکنیم متاسفانه باور 2 در ذهنمون قالب گرفته ، چرا؟ چون نخواستیم یا نمیدونستیم که میتونیم فکر کنیم . تمام حرف ها و دوره های استاد هم همین هست . افکار تون رو مانیتور و کنترل کنید و اونی رو بپذیرید که به نفع شما هست با خواسته های شما هماهنگ هست . حتی اگه من قصد مهاجرت به امریکا رو هم نداشته باشم پر واضح هست که باور شماره 1 بهتر ، زیباتر و انرزی بخش تر هست . اما حاضرم قسم بخورم درصد بالایی از ماها وقتی اون جمله خبری رو شنیدیم اصلا در موردش فکر نکردیم و اجازه دادیم افکار دیگران به باور ما تبدیل بشه .
* دسته دوم _ و اما دسته دوم از شنیده ها ی من از آمریکا و جاهای دیگه ، مواردی هستند که اساسا غلط هستند و نمیدونم اصلا چطور و کجا این موارد وارد ذهن من شدند . مثال بزنم
مثلا من شنیده بودم ایران تنها سرزمین 4 فصل هست که هم میتونی بهار رو تجربه کنی هم تابستان هم پاییز و هم زمستان . بقیه جاها یا همیشه سردند یا همیشه گرم . یا همیشه شب ند یا همیشه روز . میدونم خنده داره ولی خب یه واقعیت هست که من اینو باور کرده بودم .
حالا که این دو دسته رو شناختم یه تصمیمی گرفتم روی شنیده ها و دیده های دسته اول آگاهانه تر عمل کنم و در برخورد با دسته دوم فقط به خودم بگم “”” شاید “” .
اتفاقا هم فکر کردن به این موضوع و پرسش چقدر خوب بود . هفته پیش شنیده بودم اگه در مناقصه ای کسی با تولیدات ایرانی شرکت نکرده باشه اون مناقصه سه بار تکرار میشه و پس از سه بار کالای خارجی میتونه به عنوان برنده اعلام بشه. یادمه همون موقع داشتم میگفتم خیلی زرنگن میخوان قیمتها رو در بیارن و بعد شرکتهای تحت پیمان خودشون با قیمت رقابتی بیاد و برنده بشه و .. هزار تا تحلیل که هیچکدومش به درد من و اهداف من نمیخورد . وقتی داشتم این جواب رو تایپ میکردم سریع مچ خودم رو گرفتم و گفتم ” اکرم تو فقط یه قانون رو شنیدی ازش به نفع خودت استفاده کن بنابراین شروع کردم به ساختن کلی باور که باعث میشد با همون خبر من قوی تر بشم ”
خداروشکر میکنم که این فضا و این محیط وجود داره که بتونیم هر روز خودمون رو از روز قبل بهتر و بهتر بشناسیم و قدمهای موثرتری برای رسیدن به اهدافمون برداریم . و سپاسگزارم از استاد بزرگوار و خانم شایسته عزیز که بی شک دلسوزانه برای این فایلها تلاش میکنند .
موفق و پیروز باشید .
با سلام و سپاس
مامان یزدان هستم
چقدر خوب شد این سوال مطرح شد . از وقتی این مطلب رو نوشتم روزی چند بار مچ خودم رو میگیرم . من تازه متوجه شدم برداشت من از امریکا به دو دسته تقسیم نمیشه ، این دسته بندی شامل تمام شنیده ها و دیده های ما میشه .
امروز داشتم فایلی رو گوش میدادم که یکی از بچه های کم سن و سال سایت گفت به درامد 100 تومنی و بیشتر رسیده . وقتی به خودم اومدم دیدم دارم تو ذهنم زمزمه میکنم “احتمالا داره اغراق میکنه ، اونم تو اون سن ، درسته منم به درامد بالای 100 تومن رسیدم ولی من جای مامان اون حساب میشم تازه دانشگاه هم نرفته من کلی لیسانس و فوق لیسانس قطار کردم برای خودم و …” هنوز افکار بعدی در ذهنم نقش نبسته بود که بلافاصله فهمیدم و سریع گفتم اینجا همونجاست که من فقط یک جمله خبری شنیدم الان دارم با ذهن خودم از اون جمله بر علیه خودم استفاده میکنم . اگه بخوام آگاهانه به این حرف فکر کنم دو ا انتخاب دارم : 1- واووو عجب دنیایی چقدر راههای پول اوردن ساده و بدیهی هست که یک نفر با این سن کم و بدون تحصیلات تونسته درامدی اندازه من بلکه بیشتر داشته باشه پس حتما میشه منم بیشتر از اینها درامد کسب کنم . و فکر 2- میشه همون چیزی که بالاتر نوشتم و داشتم انجام میدادم
راستی وقتی فکر کردن به روش اول میتونه ما رو قوی تر و با انگیزه تر بکنه چرا واقعا ذهن به صورت اتوماتیک سراغ فکر دوم میره ؟ چرا ؟
مطمنم اگه به این مچ گیری ادامه بدم و به ذهنم آموزش بدم که بعد از هر گزاره خبری بهترین فکر رو انتخاب کن عادت میکنه و بعد از مدتی اتوماتیک فکر درست و قدرتمند رو اول از همه میره سراغش . فقط اول کار باید افسارش رو به شدت و قدرت بالا و دستم بگیرم تا رام بشه .
خدایا شکرت بخاطر آگاهی به این مهمی ، خدایا شکرت بخاطر سادگی کار ، خدایا شکرت بخاطر تمام نعمتهایی که به مادادی و یکی از بزرگترین اون نعمتها حضور در این سایت و این جمع هست .
قلبم به شدت داره میزنه و انگار یه چیز مهمی رو کشف کردم . اینقدر خوشحالم اینقدر راضی از این تفکر هستم همین الان ذهنم گفت ” اگه تا حالا با این اشتباه واضح این همه موفقیت اومده ، حالا که پیداش کردم ببین موفقیت ها و خوشبختی های بیشتر چطور به سمت من سرازیر میشن . و بعد از این فکر سرشار از شعف درونی شدم ” خدایا شکرت
آرزوهاتونو براتون آرزو میکنم
موفق و پیروز باشید
من یکبار نظرمو نوشتم ولی خواستم باز بنویسم برای یادآوری خودم دفعه اول که نوشتم واقعا دوست داشتم که برنده بشم برای اینکه بتونم قدم اول دوره دوازده قدم بخرم چون یکی از خواسته هایم بود که اول امسال دردفتر آرزوهایم نوشتم وقتی که دیدم استاد مسابقه گذاشتن خیلی خوشحال شدم ولی وقتی برنده نشدم ناراحت نشدم چون گفتم حتما خدا از یه راه دیگه به من پول دوره رو میده ازبی نهایت راهی که خودش میدونه ومن نمیدونم خوب میخاستم فقط اینو بگم که درمورد کشور امریکا باوری مثل بی ایمانی بی عفتی روابط نامشروع و چیزی بنام اینکه روابط عاطفی وخانواده وجود نداره واینکه همه جنگها و فتنه ها زیر سر امریکاستولی این فقط باور اشتباهی بود که بما تلقین کرده بودن باهدفی مشخص و کمبود هست جنگ هست دزدی روابط نامشروع برای اینکه راحتتر بتونن مارو کنترل کنن ومارو از نعمتهای خداوند که نامحدود هست وزمینی که سراسر نعمت ثروت هست دور کنن وزمانی که برای اولین بار توعمرم باهدایت الله مهربان بسوی این سایت و دیدن سفرنامه کل باورهای اشتباه مخرب فرو ریخت که این کشور پر از زیبایی پراز ازادی پر از عشق پراز اهو که من عاشقشم پراز روابط سالمه هرکس هرجور که دلش میخاد میگرده از روابط نامشروع فساد جنگ دعوا خبری نیست اینکه چقدر باخودشون درصلح هستن چقدر بیشتر از ماها توحیدی هستن اونجایی که اون اقاکه باماشین سبز داشت رد میشد بااینکه ورزشکار ومعروف بود ولی چقدر مهربان بود چقدر باخودش درصلح بود که اومد و بااستاد جان ومریم عزیز عکس گرفت وماشین نشون دادکه چه سیستم خفنی داره
واینکه اونجا همه چیز انگار درست سر جای خودشه ولی همیشه بما گفته بودن وای اینا بی حجابن فحشا زیاده بخاطراین میرن توجهنم تمام طوفانها هم بخاطرعذاب خداونده ولی با دیدن سریال وسفر نامه دیدم بابا اونجا واقعا بهشته اونا خیلی توحیدی تر از ما عمل میکنن اونا توجهشون به نکات مثبت وزیباییهاست برعکس ما که فقط دنبال گریه غر زدن تمرکز صد درصد بر روی کمبودها فهمیدم که ما چرااینقدر عقب هستیم چرا بااینکه اینهمه نعمت وثروت داریم ولی بیشتر تمرکزمون برروی کمبودها هست دیدم که مردم اونجا هیچ روی دولت حساب نمیکنن انتظاری ندارن مثلا تواون طوفان که شما گفتین دولت هیچ حمایتی نمیکنه یعنی درواقع مردم خودشون هیچ انتظاری ندارن فقط روی خودشون وتواناییهاشون و نیروی که این جهان هدایت میکنه حساب میکنن ولی برعکس ما که وقتی کسی به مقام پستی میرسه دیگه میشه خدا و باید همه کارو اون برامون انجام بده اینجا بود که فهمیدم ما مشرکیم ماها که به اصلاح نماز میخونیم بچه شیعه هستیم مشرکیم چون روی هرکس حساب باز میکنیم جز خداوند کلا باورهایم درمورد این کشور تغییر کرد وچقدر احساس نزدیکی بااین مردم مهربان دارم از قلبم دیگه احساس نمیکنم اونا خیلی بدن بی عاطفه هستن مشرکن خدایا شکرت برای تغییر این باور خدایا شکرت
ازاستاد عزیز ومهربانم ومریم جان عزیزم باعشق تشکر میکنم سپاسگزارم که دید مارو باورهای ماروعوض کردین وخوب زندگی میکنید وکمک میکنید که دیگران هم خوب و زیبا فکر کنن وخوب زندگی کنن ممنونم بابت تمام فایلهای که باعشق برای ماتهیه میکنید
به به
تبریک میگم به همه دوستانی که برنده شدن، به خوشی استفاده کنن و چه بسا که دریافت این هدیه هدایتی بوده تا عزیزانی که در تهیه مبلغ دوره مشکل داشتن، به این طریق بخشی از اون حل بشه.
از خوندن تک تک نظرات دوستان لذت بردم. آگاهی های بسیار خوبی کسب کردم، بعضا مواردی بودن در ذهنم که خودم هم بی اطلاع بودم ازشون و به این طریق کالبدشکافی شدن.
از استاد عباسمنش عزیز هم سپاسگزارم بابت اینکه این ایده رو اجرایی کردن و این حجم از آگاهی ناب اون هم بصورت رایگان نصیب همه ما شد. چه جایزه ای از این بهتر؟
خدایا شکرت.
سلام خدمت استاد عزیز و شیرین زبون و مریم مهربونم….
استاد جونم من متولد ۱۳۶۰ هستم و فکر کنم هم سن شما هستم
در مورد پیش فرض هام من قبل از آشنایی با شما پیش فرض های خوبی از آمریکا نداشتم
دقیقا یادم هست توی دبیرستان بیشتر زمان کلاس دینی و قرآن ما در مورد صحبت آمریکا میگذشت و معلم دینی ما اصرار داشت که تو آمریکا فقط و فقط دعوا و آدم کشی و خیانت هست و اصلا عاطفه و مهربونی توی مردم آمریکا وجود ندارد …دقیقا عین کلمات تو ذهنم مونده….
یه بار یادم میاد که یه شلوار پسرعموی من برام از آلمان آورده بود سبز رنگ بود و آرم پرچم آمریکا روش بود خیلی خیلی کوچیک اصلا به چشم نمیومد ظاهراً یکی از بچه ها رفته بود به مدیر لو داده بود که سمیرا پرچم آمریکا رو تبلیغ میکنه و منو به دفتر دبیرستان صدا زدن و به من گفتن تو داری با این کار خیانت در خانواده و خیلی ذهنیات رو به من گفتن و در نهایت منو از امتحان اول با وجود اینکه شاگرد زرنگ بودم محروم کردن…
و یه پیش فرض دیگه این بود که آمریکاییها اصلا بچه دار نمیشن….
و من بعد از آشنایی با شما تمام اون ذهنیات برای من برطرف شد..با چشم خودم دیدم که همه چقدر متعهد هستند…چقدر به فرزند آوری اهمیت میده…دوستای شما رو دیدم چهار تا بچه..شش تا بچه و چقدر روابط عالی و قشنگ ….
یادم نمیره هیچ وقت استاد یه بار پدرم از کیش برام یه کتونی سفید آورد خیلی قشنگ بود و یه طرفش پرچم آمریکا بود خیلی شیک بود و دوسش داشتم ولی میترسیدم بپوشم…..مجبور شدم رفتم یه برچسب گل خریده بودم میذاشتم رو پرچم آمریکا که تبلیغ یه کشور بد رو نکنم،😄😄😄😄واقعا دیگه ذهنیتم بد شده بود …
و دیگه تصمیم گرفتم تا در مورد هر چیزی تا دقیقا و کامل در مورد نمیدونم هیچ ذهنیتی بهش نگیرم ….و الان از نظر من آمریکا واقعا واقعا واقعا بهشته از همه لحاظ ..آبادانی،سرسبزی،صمیمیت،راحتی،امکانات ،تنوع فروشگاهها،تنوع در همه چیز و…و…وو
و سپاسگذارم از شما که با اشتراک گذاشتن تجربه ها و سفرهاتون ما رو آگاه کردید…