این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/08/abasmanesh-9.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2021-08-25 07:32:192021-08-26 22:49:07سریال زندگی در بهشت | قسمت 198
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خودمو یه بررسی کردم بعد از دیدن این فایل ، من تقریبا از هیچ چیز نمیترسم..
نه از تاریکی ، نه اب نه ارتفاع نه از دست دادن عزیزان ، نه رانندگی ، من از هواپیما پریدم، غواصی کردم، اسنورکلینگ کردم، تنها با کوله پشتی بیست کیلویی تو کشورای اسیای شرقی سفر کردم ، تو جنگل تنها خوابیدم ، تو کوچه های تنگ و تاریک کشورای عقب مونده و پیشرفته بودم ، کل ایران رو تنها با ماشین رانندگی کردم استان به استان. خونه ی ادمای رندوم و غریبه خوابیدم، بدون هیچ پولی تو نیویورک گیر کردم، شبهایی با سوسک و سمندر تو یه اتاق بودم، یه شبایی هم توی بهترین هتلها بودم .. خیلی زندگیم بالا و پایین شده و عاشق زندگیمم. همه بهم میگن چجوری اینقد شجاعی ، خوش به حالت و ازین حرفا … و راست میگن ، من واقعا طبق تعریفای شجاعت ،دختر شجاعی ام اما بزرگترین ترس من ترس از شکست خوردنه ! ترس از پول دراوردن. یعنی از شکست مالی میترسم ، جوری که اصلا شروع نمیکنم ..
من ورزش میکنم، درد میکشم ،رشد میکنم، صخره نوردی میکنم مچ پام 3 بار شکسته ، پدل بورد میکنم تو اب عمیق میفتم ، اما امون از این شکست مالی .. میخوام روش لیزری فوکس کنم و به نتیجه برسونمش ، من مربی بدنسازی و نقاش هستم، نقاشی هایی میکشم هایپررئال که همه حتی خودم با دیدن نتیجه حیرت میکنم، به خودم میگم دختر تو خالقی ! تو خدایی ! تو خلق میکنی !!! ببین از دل کاغذ سفید چی خلققققق کردی !!!
همیشه با عنوان ارتیست خودمو معرفی میکنم چون میدونم روحم به اونجا تعلق داره .. حالا اینکه توی حوزه ی آرت چقدر گره های ذهنی وجود داره هم یه داستان جداییه ، اینکه کی حالا میاد هنر بخره .. کی پول هنر داره .. اصلا چه نیازی دارن ادما، میترسم جدی دنبالش کنم و نشه ، اما مگه میشه عاشقش باشی و مال تو باشه ولی نشه ؟ ممکن نیست !
من خیلی گره ها رو توی زندگیم باز کردم ، تقریبا همه شو ، ادم محبوبی ام ، ادمهایی که سر راهم قرار میگیرن فوق العاده ان ، از همه نظر ، حالم خیلی خوبه ، خیلی ارومم ، خیلی شاکرم ، ولی باورهای ذهنیم راجع به ثروت خیلی جلوی پیشرفت مالیمو گرفته .. هیچ وقت پول کم نمیارم ، اما پول در نمیارم !! خدا همیشه کنارمه ، اما میدونم که این نباید باشه ، این ترسه راه خیلی چیزارو بسته .. تصمیم امسالم اینه فقط و فقط روی این قضیه زوم کنم و به نتیجه برسونمش، مطمئنم که میتونم
پ.ن : فایل اونقد چشم نواز بود که یه دنیا متشکرم، من خیلی جاهای رویایی دیدم توی زندگیم، اما انگار چشمم عادت کرده بودم و اونقدر که باید شکرگزاری نمیکردم !! با دیدن این فایل و شکرگزاری ثانیه به ثانیه ی شما به خودم گفتم دختر حواست هست ؟ چقدر زیبایی تو دنیا دیدی تا حالا ؟ جاهایی که عکسشو میبینی و چند وقت دیگه همونجا عکس میگیری! حواست هست اونقد که باید شکرگزاری نمیکنی ؟!
من معمولاً هر روز یه قسمت از این سریال جذاب و دیدنی و پر از پند و اندرز و میدیدم
ولی یه هفته ای بود تمرکزی وقتم رو گذاشته بودم روی قابل های توحیدی و باورهای فراوانی
و
از این سریال جذاب جا مونده بودم
راستش امروز دیگه واقعا دلم برای پرادایس و ساکنینش تنگ شده بود
از قسمت 194تا198رو دانلود کردم و نشستم به دیدن و لذت بردن
خدایا شکرت اول از اون سرسبزیش بگم که من عاشقشم ، عاشق اون چمن های سبز و زیبای این بهشت
راستش من در یه منطقه کم باران زندگی می کنم و
خبری از چمن خیلی نیست
البته یه پارک نزدیک خونه داریم که چمن کاشتن و من لذت می برم از درازکشیدن روی اون و بابتش همیشه از خدا سپاسگزارم
چند روز پیش خواستیم جلوی کافه چمن مصنوعی کنیم ، اولش اومدیم مثه استاد که جلوی گاراژش بتن کرد
ما هم بتن کردیم البته نه به این کلفتی
و حالا هر روز آبش میدیم تا سفت بشه و بعد روش چمن مصنوعی کنیم
خدایا شکرت
ولی از خدا خواستم هدایت مون کنه به یه جای سرسبز که باران خوبی داشته باشه و ازتون رنگین کمان هایی که مریم جون فیلمش رو گرفته بود ببینم
چقدر جالب بود برام پاشیدن تخم چمن روی خاک
که استاد و مریم جون با دقت روی خاک می پاشیدن
چه کشاورز نمونه آیی با اون چکمه ها شده بودید استاد.
اونجا که بتن می کردن و از اونا در خواست کردین که بتن اضافه رو بریزم جلوی در چقدر خوب شد
منم دیروز توی اداره راهنمایی رانندگی کاری داشتم
و به همراه همسرم بودم
باید به کپی کارت ملی همراه مدارک میدادم
رفتم بیرون کپی بگیرم ، برق اون منطقه قطع شده بود و همسرم گفت بریم دیگه دیر وقته و تا یه منطقه دیگه کپی رو انجام بدیم دیگه دیره و بریم فردا بیاییم
ولی من گفتم نه باید همین امروز این کار تموم بشه
و از خود پلیس که مدارک باید بهش میدادم تقاضا کردم برام کارتم رو کپی کنه
که این کار رو برام انجام داد اونم با روی باز
و
کارم هم به همین سادگی انجام شد و مجبور نشدم بازم فردا این همه راه رو بیام
واقعاً هم از اون بنده خدا تشکر کردم هم از خدای مهربان
راستی اون ساختمون وارونه که فیلمش رو گرفته بودید خیلی جالب بود
میگم خدارو شکر که ما جهان رو وارونه نمی بینم
وگرنه چی میشد
اخ چقدر خنده دار بود جیلخ از اون رنگ شلوارتو خوشش اومده بود
اره من دورت بگردم عزیزم
هر قسمت از این سریال درسهای زیادی برام داره
از بس به زیبای هاش توجه کردم
چند وقتی هست به فکر خرید به ویلا توی جای خوش آب و هوا رفتم و هر روز دارم اون ویلاها رو نگاه می کنم و با بچهها و همسرم درباره اش حرف میزنیم و مطمئن هستم در مدارش قرار می گیریم
ما دوازده سال پیش از شهر خودمون اومدیم به این شهر و به قول همسرم قرار نیست همیشه آدم به جا زندگی کنه و حالا دلمون میخواد بریم یه جای بهتر
اینجا اون موقع برامون خوب بود
اما قرار نیست همیشه آدم یه جا باشه
خدایا شکرت از هدایت های الله مهربان که هر لحظه داره هدایت مون میکنه ما باید اون هدایت ها رو درک کنیم
خدایا هزاران بار شکرت
و در آخر که پریدن توی اون آب روان
و غلبه مریم جان بر ترس هایش
اره درسته گاهی ما برای ترس هامون چه توجیه های خنده داری داریم
و از بس تکرار می کنیم خودمون هم باورمون میشه
و
توی این چند وقت من خیلی پا روی ترس هام گذاشتم و دارم کاری جدید رو شروع می کنم و
توی این راه چالش های بسیاری رو حل کردم به لطف خدای مهربان دیگه
استادجانم من دیشب برای اولین بار خوابتونو دیدم باورتون میشه؟ انقد خوابم واضح بود ک حس میکردم تو بیداری تجربش کردم. از ذوقم صب اشک میریختم و این برام نشونه بود استاد من خیلی حالم خوبه از اینکه اینجام. ممنونم از خدای خوبمون. ممنونم از شما بابت بودنتون. خداروهزار مرتبه شکر بابت دیدن این کامنت ها برای انرژی مثبتی که اینجاست خداجونم شکرت بابت این آرامش
در مورد کامنت میخوام بگم دقیقا منم نمیدونم چرا دوچرخه سواری اصن سمتش نرفته بودم و ی گارد خاصی بهش داشتم. و راستش تو خلوت خودمم خیلی ی حالی میشدم نسبت ب یادگیریش و وقتی خواستم یادبگیرم ی قولی به خودم دادم دیگه ولش نکنم و اولشبا دوچرخه خواهرزادم ک خیلی خیلی برام کوچیک بود شروع کردم و هر روز عصر میرفتم و تمرین و کمتر از 7 روز یادش گرفتم انقد حس خوب بهم داد انقد اعتماد بنفسمو برد بالا کلی لذت بردم و اصن بعدها دوست داشتم برم پارکی جایی ک دوچرخه سوار شم و واقعا حس خوبی داشتم
و برای استخر هم همین بود من البته ترس نداشتم بهم میگفتن چون بدن سفتی داری نمیتونی یادبگیری و این نکته برام جالبه شاید ب درد دوستانم بخوره وقتی کسی میگه نمیتونی انگار به من انرژی تزریق میشه و ب خودم میگم تا انجامش ندم حق ندارم ولش کنم خلاصه من آموزشی شنام رسید به اینکه الان هم مربیگریشو گرفتم هم داوریشو انقد مسیر گرفتنش برام راحت انجام شد ک همیشه جز خاطرات خوبم هست
اول از هرچیزی شکرگزار این تصاویر زیبام و ازتون بسیار تشکر میکنم هم استاد عزیزم و هم مریم جان بابت ظبط این تصاویر
و واقعا چقدر دلم استخر و اب خواست بعد دیدن این تصاویر و خنکم شد :))))
راجع به توجیهات ترس ها میتونم براتون تجربیات بگم و طومارها :)))
اول از همین شنا شروع کنم من خودم ازون افراد اب گریز بودم البته که الان نمیتونم بگم قورباغه شناگرم :)) ولی تا حد زیادی ترسم ریخته ولی واای قبلااا
شما دارین راجع به دریاچه صحبت میکنین من میخوام راجع به استخر معمولی خونگی یا ویلاهایی که استخرهایی با عمق و عرض خیلی کم داشت صحبت کنم :)) و خب تنها فرقش اینه من توجیح نمیکردم خیلی واضح میگفتم میترسم و فوبیای اب دارم و کسی هم نه اصرار میکرد و نه پیگیر میشدو نه حتی شوخی میکرد که مثلا هلم بده تو اب چون موضع خودم و مشخص میکردم خیلی جدی و اصلا راجع به منطقش هم با خودم صحبت نمیکردم خب مثلا دلیل؟ یبار به یکی از دوستام گفتم میترسم خفه بشم زد زیر خنده و خودمم خندم گرفته بود چون میدونستم چرت میگم بعد گفت تو سعی هم کنی نمیری زیر اب چون سنگینی مگه اینکه بخوای نفست و حبس کنی یسری موارد درباره شنا گفت و یواش یواش باعث شد ترسم بریزه
راجع به دوچرخه سواری نمیترسیدم ولی چون بچگی بعد با دوچرخه زمین خوردم و نزدیک بود ماشین بهم بزنه دیگه سوار نشدم حتی وقتی بزرگتر شدم با اینکه من قدم بلنده و عملا هیچ جوره از دوچرخه حتی دوچرخه های بزرگ هم نمیفتم ولی دیگه سعی نکردم هیچ وقت سوار شم
راجع به خیلی موضوعات دیگه مثل وسایل ساده شهربازی یا چرخ و فلک بازی های دسته جمعی مثل اسکیپ روم ها که البته چون ترس شدید و بیخودی از تاریکی داشتم رفتم تو دلش و این مورد و خیلی خیلی ازش سر بلند بیرون اومدم طوری که حتی بک ها رو هم تنها میرفتم گاها تا جایی که احساس کردم زیادی از حدش باعث توهم های الکی میشه و قطعش کردم با خودم گفتم چیزی رو که باید ازش میگرفتم گرفتم
ترس از جنگل، ترس از حشرات، ترس از تنها سوار تاکسی های اینترنتی شدن اینها همه ترسهایی بیخود و واهی بود که هیچ دلیل و منطقی نه تنها پشتش داشت بلکه حتی در ظاهر توجیحی هم براش نداشتم حداقل برای خودم
و چه نعمتی بود اشنایی با سایت شما اشنایی با قوانین اللهی که وارد همش شدم شاید از بعضی هاش خیلی سربلند بیرون نیومدم ولی حداقل ترسش پاهام و شل نمیکنه استرس در حد عرق ریختن و سرگیجه گرفتن بهم نمیده …
ممنونم از مریم جانم بابت صداقت کلامشون و استاد عزیزم بابت یاد دادن این نکته های زندگی و ارامشی که از کلامشون جاری هست
خداروشکر به خاطر این زیبایی واین فراوانی وارز استاد عزیز وخانم شایسته به خاطر نشان دادن ین زیبایی های سپاسگذارم
واقعا شگفت انگیزه چقدر مرغ و خروسها با حیجان میومدن بیرون و چقدر این حس خوبی بهم داد حس آزادی وهایی از هر چیزی
حالا این زیباییها وقتی باچشم واقعی دیده بشه خیلی زیبایی ها دوچندان میشه من تجربه داشتم که وقتی از جای زیبای عکس گرفتم و دوباره دیدم نمیشد مقلایشچسه کرد انقدر خداوند به ما این نعمت بزرگ گ چشمان رو به ما داده که از هر دوربینی بهتر عمل میکنه وبه خاطرش سپاسگذارم از خداوند
چقدر حال میده بعد از بازی و کلی عرق کردن بپری تو آب خنک اونم آب دریاچه که آب شیرین داره و خیلی دمای آبش مناسبه خدارو شکر اون وسیله های لوله ای شکل هم خیلی باحاله که خیلی راحت روی آب نگه میداره آدمو وبه راحتی استراحت میکنی رو آب و اون قسمت که استاد با گوشیش پرید تواب خیلی عالی بود زیر آب چقدر زیبا بود با اینکه چیزی دیده نمیشد برام خیلی زیبا بود استاد عزیز تحسینتون میکنم به خاطر باورهایی که ساختین که این آزادی و این همه نعمت وثروت رو برای خودتون خلق کردین
واما غلبه بر ترس
من خودمم از آب ورفتن تواب مخصوصا تو عمق های بیشتر میترسیدم ولی خیلی استخر واب رو هم دوست دارم زیاد میرفتم ولی همیشه تو کنار استخر دمیله هارو میگرفتم که غرق نشم یا تو عمق کم میرفتم با بچه های کوچکتر و میدیدم افراد وحتی افراد کم سن و سال که به راحتی شیرجه میزنن وانا میکنن
همینطور ادامه میدادم ومیرفتم استخر وسایل دریا خلاصه نمیدونم چطور و چه زمان اتفاق افتاد برام ولی الان به راحتی شنا میکنم وسط استخر وعمق آب هم برام فرقی نمیکنه البته که تو عمق بیشتر از 4 و5 متر تا الان شنا نکردم ولی برام لذت بخشه خیلیم لذت بخشه واز خداوند سپاسگذارم به خاطر قلبه بر این ترسم
خوب تاریکی هم یکی از همین ترسها هست که اغلب همه باهاش درگیرا
ولی من از وقتی که با استاد آشنا شدم براین ترسم هم غلبه کردم
خداوند مهربانم رو بسیار بسیار سپاسگزارم که بازهم یه فرصت دیگه ای بهم داد تا با فراغ بال کامل، با خیالی راحت و تمرکز انشاالله بالا توی این سایت مقدس و الهی حضور داشته باشم و کانون توجهم و افکار و فرکانس هام رو کنترل کنم و توجهم رو بزار روی چیزهایی که دوست دارم.
بنام خداوند محقق کننده خواسته های من براحتی و با عزت و با کیفیت
استاد عزیزم سلام به روی ماهت – خانم سایسته عزیز سلام به روی ماهت – عزیزانم توی این سایت الهی سلام به روی ماهتون
استاد جان الان تعطیلات نوروز هست و من از ابتدای ماه قبل یعنی اسفندماه از خدا شدیدا خواسته بودم که این تعطیلات رو کاملا برام آزاد کنه، زمانش رو برام فراهم کنه و محیط رو آماده کنه برام تا کامل روی خودم کار کنم و در مسیر کسانی که بهشون نعمت داده شده حرکت کنم. که تا حدود 95 درصو این خواسته محقق شد و اون 5 درصدش هم خودم بخاطر فرکانس هام نشد. که شکر گزار بقیه ش هستم و انشاالله خدا کمکم کنه از این فرصت استفاده کنم.
خدا رو بسیار شاکرم که در شرایطی که بقیه خودشون رو با سریال های به ظاهر طنز تلویزیون سرگرم میکنن و به خیال خودشون دارن از وقتشون لذت میبرن من رو به این مسیر هدایت کرد، این شرایط رو برام فراهم کرد تا توی یک اتاق برای خودم با تمام امکانات بتونم در این مسیر الهی حرکت کنم. خدایا ممنونم ازت
در راستای تمرکز بر اصلِ تمرکز بر نکات مثبت میخوام مکتوب کنم توجهاتم و تحسین هام رو از فضاهایی که میبینم و الهاماتی که بهم میشه تا انشاالله بیشتر و بیشتر فرکانس خوشبختی و نعمت ها رو ارسال کنم و خودم رو با جربان نعمت ها هم مدار.
خدایا این پرادایس چه قدر زیباست، چه قدر دلنشین و با صفاست خدای من. اول درخت ها رو که نگاه میکنی و رنگشون رو میبینی با خودت میگی مگه از این خوشرنگ تر هم هست؟ سبز پر رنگ و پر انرژی
بعد چمن ها رو میبینی که چه سبز روشن و زیبایی دارن با خودت میگی، نه نه، این سبز قشنگ تره. خدایا مگه قشنگ تر از رنگ سبز هم هست؟
بعد اسمون آبی رو با ترکیب ابرهای پنبه ای گلوله گلوله میبینی میگی، نه نه، آبیِ آسمونی با سفید های پنبه ای پنبه ای!! قشنگ تره و از این رنگ قشنگ تر نیست. خدای من این بهشت رو چه طوری خلق کردی تو که هر گوشه ایش پر از زیباییه. خدایا شکرت برای این حجم زیبایی و نعمت و فراوانی و حال خوب یه جا باهم
دریاچه رو که اصن دیگه نگو، وقتی میبینمش اصن روح از بدنم جدا میشه انقدری که لذت میبرم و وقتی تصور میکنم که این آب چه قدر خنکِ و چه احساس خنکیِ غیرقابل وصفی میده به آدم، اصن نفس تو سینه م حبس میشه و جریان تازه ای از اکسیژن به تک تک سلول های بدنم طزریق یا تزریق(نمیدونم) میشه. خدایا شکرت پروردگار زیبایی ها. بسیار ازت ممنونم.
استاد جان نگته ای بسیار بسیار مهم توی رفتارتون که هیچ وقت برای من تکراری نمیشه و دوست هم ندارم که تکراری بشه همین احترام گذاشتنتون به مریم خانم هست که من یاد ندارم یکبار با کلمه”تو” ایشون رو صدا کرده باشی وهمه ش با لفظ “شما” یا “ایشون” ایشون رو صدا کردی. که این خودش یکی از نکات بسیار بسیار مهم و طلایی توی بحث روابط هست که احترام همیشه اولویت و سرلوحه رفتارهاتون هست و خدا روشکر میکنم که این الگوی زیبا و کاردرست و کاربلد رو اورده توی زندگیم. استاد من خودم هر وقت تجسم میکنم توی رویاهام که با کسی که دوستش دارم زندگی میکنم با اینکه من هم احترام اولویت اولم هست برای روابط اما بازهم توی خیالاتم یکم مقاومت دارم که طرف مقابلم رو “ایشون” یا “شما” صدا بزنم. البته خودم خیلی دوست دارم از محترمانه ترین القاب و الفاظ استفاده کنم و دارم تلاشم رو میکنم وقطعا موفق میشم، اما به دلیل ورودی هام یکم برام سخته که اون هم کم کم و یواش یواش با دادن ورودی های مناسب و تکرار این حرف ها و رفتارهای شما کم کم نهادینه میشه و انشاالله من هم توی بحث روابط خیلی خیلی بهتر خواهم شد.
استاد خدا شاهده وقتی پریدی تو آب یه لحظه احساس کردم آب رفت تو ریه هام!!!!!!!
چه قدر حال داد انصافا دمترگم بابت این ایده ی عالی که زیر آب رو بهمون نشون دادی. من هم شنا بلدم ولی یکم، و خیلی دوست دارم یاد بگیرم و انشاالله کم کم با تمرین های بیشتر مهارتم رو کسب میکنم و اون موقع هر جا آب دیدم مث ماهی!!!! میپرم و لذت میبرم ازش. واقعا حیفه که این نعمت و این لذت به این شیرینی باشه و من بخاطر ترس هام و بخاطر اینکه نمیتونم یا نمیخوام به ترس هام غلبه کنم خودم رو محروم کنم و لذتش رو نبرم. مطمئنم که شنا رو کامل یاد میگیرم و یه روزی با خیال راحت میپرم تو هر آبی که دیدم و لذتش رو میبرم. استاد خیلی ممنونم برای این ایده فوق العاده پرش چند میلیون نفری خانواده عباس منش توی آب. خیلی ممنونم
استاد یکی از مواردی که من هم نیاز به ساختن باورهای درست داشتم و هم تا حدودی توجیه میکردم کم کاری خودم رو، بحث روابط با جنس مخالف، دختر ها یا خانم ها بود.
من بخاطر ورودی های نامناسبی که از خونواده مخصوصا پدرم در مورد روابط با جنس مخالف داشتم خیلی چندسال پیش مقاومت داشتم که با کسی بخوام ارتباط برقرار کنم. چون پدرم که اتفاقا خودش روابط خیلی خوبی با اکثر آدم ها داشت هی میگفت: زشته با یه دختر یا یه خانم بخوای برای کاری ارتباط برقرار کنی، یه موقع مردم برداشت نادرست میکنن یا اصن اون طرف ممکنه با شما راحت نباشه و اصن نخواد که با شما صحبت کنه و از این جور باورهای نادرست.
اما وقتی میدیدم که خودِ خانم ها و دخترها چه قدر با بقیه آقایون یا پسرها ارتباط برقرار میکنن و یا حتی در مورد من خودشون میومدن که به یه شکلی ارتباط رو ایجاد کنن، حالا یا برای کاری بود یا هر مورد دیگه ای، کم کم هم توجیحات خودم رو زیر پا گذاشتم و به خودم گفتم ببین، ببین اصن هم ناراحت نمیشن ار برقرار کردن ارتباط، و هم اون باورهای نادرستم کم کم کمرنگ شدن و جای خودشون رو به اعتماد به نفس و شجاعتِ زیر پا گذاشتن ترس هام داد و کم کم خدا رو شکر خیلی بهتر شدم. اما میدونم اگه کار نکنم و باورهای درست رو تکرار نکنم دوباره اون باورهای نادرست برمیگردن و من رو دوباره محدود و زندانی میکنن.
استاد خیلی خدا روشکر می کنم بابت حضورت توی زندگیم و انشالله خداوند مهربانم به شما عمر طولانی همراه با عزت و بزرگی و سلامتی و حال خوب هر روزه عطا کنه. انشالله
در پناه خداوند مهربانی ها شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند باشید
ـ تحسین میکنم این سیستمی که اختراع کردین و چقدر کارایی خوبی داره و با یک تیر دو نشان زدین هم داخل لونه تمیز میشه و هم یه کود طبیعی به طبیعت میرسه و چقدر لونه ی بزرگ و شیکی واسه برو بچ مزرعه درست کردین
ــ خدایا شکرت بابت این آسمان زیبا با تیکه ابرهای سفید و نزدیک که انگار سه بعدی هستند
ــ سپاس گذارم استاد که از زوایای مختلف پرادایس نشون میدین و زیبایی های تموم نشدنیش را از زاویه ی دیگه هم میبینیم و به قول بانو شایسته دیگه جای نشون نداده تو پرادایس نداریم
ــ خدایا شکر بابت این گوشی ضد آب که میشه باهاش زیر آب را هم فیلم گرفت و این تجربه را هم دیدیم و لذت بردیم و همه جوره از این بهشت داریم استفاده میکنیم
ــ خدایا شکر بابت جنگل پرادایس من عاشق کمپ تو جنگلم ،خدایاشکر بابت این ملک بزرگ که واسه خودش جنگل هم داره تحسین میکنم این ثروت و فراوانی که در زندگیتون هست استاد عزیزم ،تحسین میکنم که این ثروت و فراوانی را از هیچ ساختین .
ــ خیلی مواقع ما ترسهامونو توجیه میکنیم مثل بانو شایسته که میگفتن من نگاه کردن به اب را بیشتر لذت میبرم ((چقدر خنده ی هردوتاتون زیبا و دلنشین عاشق خندیدنتونم،چقدر کیفیت دوربین فوق العادست و صدا را انقدر خوب و واضح درمیاره))نکته ی مهم اینه که آدم انقدر خودشو توجیه میکنه که گول میخوره و از یه جایی به بعد دیگه نمیفهمه که داره توجیه میکنه ((خدایا چه بک گراند زیبایی دارین چقدر این پرادایس زیباست ))
ــ استاد چقدر خوب همه چی را واسه ذهن منطقی میکنید مثل همین که اگر تو اب تمساح و علی گیتور هم باشه هیچ مشکلی پیش نمیاد چون این همه افراد در این منطقه تو اب هستند و هیچ کسی چیزیش نشده و همه چی خوبه و امنه.
ــ هرچقدر ذهنم بشناسم و توجیه نکنم هر چقدر برم تو دل ترسهام تجربیات بیشتری خواهم داشت ،لذت بیشتری خواهم برد جهان اطرافم وسیعتر خواهدشد
ــ چه توجیهاتی کردم که یواش یواش خودم باورم شده ولی پشت همه ی اونا ترس بوده؟؟پشت همهی اونا نگرانی بوده ؟؟پشت همهی اونا شرک بوده؟؟ با حالی که توانایی بسیار بالایی در استفاده از صدام دارم اما توجیهات زیادی برای خودم آوردم که دیگه خودم باورم شده که ازش استفاده نکنم و انقدر این باور رشد کرده که جز رفتار وشخصیتم شده و الان که کامنت نوشتم هم داره مقاومت میکنه که حتی راجع به این مسئله صحبت نکنم و هر چقدر بیشتر مینویسم یک حس رهایی از این توجیهات داره واسم باز میشه که آقا جان اولین کار اینه که انجامش بدم و کلیپهایی که واسه دوبله کردن برام فرستادن و خودم دارم را همین الان شروع کنم و دوبله کنم و ایده های خفنی که برای استفاده از صدام دارم را نگاه کنم و هرکدام که الان میشه اجرا کنم را عملی کنم و اگر من عاشق این کارم پس باید انجامش بدم
ــ منی که از صدام میتونم هزاران استفاده کنم و انواع مهارتهای صدایی مثل دوبله کردن و افکت دادن و خوانندگی و تقلید صدا بلدم چقدر میتونم تجربه کسب کنم و رشد کنم و اگر دست به کار نمیشم دارم توجیه میکنم و هرچقدر زودتر اقدام کنم و زودتر برم تو دلش برای دفعات بعد ذهنم کمتر توجیه میکنه شجاعتر میشم و قدرتمند تر عمل میکنم و هر بار بیشتر و بهتر میتونم استفاده کنم و لذت ببرم از این برهه ی کوچک زندگیم و در ادامه چقدر خوب گفتین بانو که پینگ پنگ بازی میکنید تا بعدش بپرین داخل آب یعنی وقتی وارد این ترس شدین چه لذتی را دارین میچشید که باعث شده پینگ پنگ با شدت بیشتری بازی کنید تا عرق بیشتری کنید و با لذت بیشتری وارد آب بشید و اینو یادم باشه همانطور که استاد و بانو شایسته در شروع این سریال هیچ ایده ای نداشتن و تا به اینجا حدود 200 قسمت درست کردن و هر قسمت با کیفت بالا پر از آگاهی فراوان است که هیچ کدام ربطی به قسمت قبل نداره پس منم شروع میکنم به تولید محتوا و خداوند هدایتم میکنه و میتونم از هر کجا و هر صحنهای فیلم بگیرم و با این اشتیاق این کار بکنم که بعدش میتونم یه صدای خوب و باحال و بامزه روش بذارم وبا متن باحال و با مزه به یک محتوای خوب تبدیلش کنم.
ــ خدایا شکر بابت این برکت و این فراوانی و ثروتی که در پرادایس هست که نامحدود آب شیرین داره نوش جانتون استاد این بهشت زمینی .
خدایا شکرگزارم که باز هم چشمانم رو به این زیبایی ها باز کردی .
جمله ی کلیدی امروز : مگه ما چقدر زندهایم!؟ واقعا مگه ما چقدر زنده ایم که خودمون از تجربه ی این همه لذت و شادی و آزادی و آرامش و خوشبخت بودن محروم کنیم ؟!!
خدایا شکرت که زنده هستم و میتونم جهان زیبای تو و این همه شادی و لذت و تفریح و رفاه و ثروت و احساسات ناب و خوشبختی رو تجربه کنم .
چمن های سبز و زیبای پرادایس ، قفس ساخته شده مرغا که چقدر منظم و زیبا و حرفهای ساخته شد و من تکاملش رو هم در ساخته شدن در سازه های قبلی دیدم و چون خودمون مرغ داشتیم میدونم که داشتن چنین قفسی چقدر کار نگهداری از مرغها رو راحتتر میکنه و یه سیستم حرفه ای هست . تحسین می کنم استاد و خانم شایسته ی عزیزم رو ، وقتی خودت چنین سازه ای رو می سازی هربار که بهش نگاه میکنی چقدر لذت و اعتماد به نفس بهت میده . و حالا اون روش حل مسأله ی دستشویی مرغها که خب قطعا استاد و مریم جان اینقدر به تکامل رسیدن در مورد نگهداری و رفع مسایل مرغها ک دیگه تونستن ایده های جدید و کارآمد بدن .
خدایا شکرت برای آزادی . برای حس رهایی . برای اینکه هروقت هرکاری که میخوای رو میتونی انجام بدی . برای این احساس آرامشی که در زندگی داریم تجربه میکنیم همه مون .
و خدا رو شکر بابت این کلاس درس امروز . اینکه مریم جان با چه حد از پذیرشی به زیبایی میگه من دیگه خودم رو توجیه نمیکنم . و چ زیبا اونقدر تکامل بودن در طبیعت رو پشت سرگذاشته که الان به تجربه ی لذت دریاچه و شنا و آب بازی در اون رسیده .
علیرضای عزیز چقدر زیبا در مورد مفهوم آزادی و قفسهای خودساخته نوشتن . خیلی از ترسهایی که ما داریم مثل همین قفسی هست که به دور خودمون کشیدیم که ما رو از خیلی از لذتها محروم میکنه . لذتهایی چون رانندگی و دوچرخه سواری و شنا و بدون آرایش حاضر شدن و …. منم خیلی وقت پیش بعد از شرکت در دوره عزت نفس شروع کردم به یکی یکی شناسایی کردن ترسهام و اونها رو آروم آروم با طی تکاملم برطرف کردن . مثل رانندگی ک بعد از سالها ثبت نام کردم و با وجود اینکه مثل بید پشت فرمون می لرزیدم اما انجامش دادم و حالا که در این نقطه ایستادم و یک سال از تکاملم رو طی کردم می بینم چ لذتی داره داشتن این مهارت . چیزی شبیه به آزادی . اینکه هروقت بخوای هرجا ک بخوای میتونی با رانندگی کردن و برداشتن ماشین از پارکینگ بری و تجربه ش کنی و دیگه وابسته به عاملی نیستی . و ترس بعدی من هم در مورد شنا کردن بود . من عاشق شنا بودم اما از غرق شدن می ترسیدم و باز هم به سراغش رفتم به لطف آموزه های عزت نفس و روی این ترس هم پا گذاشتم و با وجود اینکه روزهای اول بسیار بسیار میترسیدم اما ادامه دادم و اجازه ندادم ذهنم منو فریب بده . و حالا ک یاد گرفتم چقدر احساس اعتماد به نفس می کنم. وقتی یه جا به آب برمیخوریم چقدر احساس آرامش و رهایی دارم و انگار دیگه چیزی نیست ک بخواد لذت من رو تحت الشعاع قرار بده و کم کنه . و ترس از افتادن در زمان یادگیری دوچرخه هم همینطور بود . ترسی ک از بچگی ها با من بود و هیچ وقت تجربه نکردم . اما اون رو هم با کمی تمرین پشت سرگذاشتم و تموم شد . و هرکدام از این ترس ها وقتی تموم میشه و پشت سر گذاشته میشه به این نتیجه می رسی که چه ترسهای بیخود و الکی ای بوده که تو رو بی دلیل از چ لذت هایی محروم کرده .
خدایا شکرت برای این درک و آگاهی و درس بزرگی ک امروز در مورد توجیه ذهن در برابر ترس ها و قفس خودساخته ای که به دور آزادی ما آدمها کشیده میشه با ترسها مون دریافت کردم در این قسمت سریال .
خدایا شکرت برای این آب زیبا و لطیف و این حس پریدن تو آب که خودم عاشقش هستم و بارها تجربه ش کردم و الان ک فیلمش رو دیدم چقدر لذت بخش بود .
خدایا شکرت که استاد و مریم جان اینقدر شکرگزار هستند و اینقدر زیبایی های پارادایس رو می بینند و میگند و هربار به فکر بهتر و زیباتر کردنش هستند .
خدایا شکرت که این جنگل و این ابرهای زیبا و این آسمان زیبا رو دارم و می توانم از داشتن و دیدنشون لذت ببرم .
خدایا شکرت که در این 200 قسمت سریال بهشت همراه بودم و 200 بار چشمانم زیباییها و عشق و شادی و آرامش و ثروت و فراوانی رو دید .
خدایا شکرت برای این حد از ثروت و آزادی و آرامش استاد و مریم جان و تجربه ای تمام تفریحات و رفاه و زیبایی جهان .
سلامی دوباره به استاد دوست داشتنی ومریم جان فوقالعاده خداروشاکرم که یک بار دیگه هدایت شدم به دیدن فایلی که باید ببینم وشکرگزار باشم از این همه نعمت و زیبایی وکلی درس گرفتن از مطالبی که عنوان شد خدایا متشکرم بابت مرغ وخروسهای زیبا ترتمیز گوگلی وایدهای استاد عزیز برای مرغ وخروسها خدایا شاکرم که می بینم این همه لذت و هیجان و زیبایی را. پارادایس زیبا آسمان آبی .درختان سرسبز ابرهای سفید وپفکی دریاچه بی نظیر خدایا سپاسگزارم که می بینم .پریدن استاد داخل دریاچه وای چه حس خوبی اما من می ترسم خوشحالم که مریم جان توانستند بر ترسشون غلبه کنند وبرند تو دریاچه امیدوارم من همه یک روزی این تجربه شگفت انگیز رو داشته باشم. خدایا سپاس سپاس .من هم به لطف خدا مواردی از ترسها رو که واقعا برام خیلی سخت بوده از آنها عبور کنم رو ازشون رد شدم دریک جلسه ای که مبناش دورهم بودن و توجه به نکات مثبت بود می رفتم سه جلسه که رفتم جلسه .یک روز به جلسه چهارم. به من زنگ زدن وبه من پیشنهاد گردانندگی جلسه را دادن ومن در لحظه قبول کردم اما بعدش مقاومتهای زیادی داشتم تا اینکه با کنترل ذهنم ولطف خدا تونستم شرایط خوبی رو بگذرونم چیزی که به ذهنم میومد این بود که من باید از ترسهایم عبور کنم باید بزرگ بشم حتما خیری است خدا بامن است هر لحظه به من کمک می کند خدایا متشکرم که همیشه دستم راگرفته ای. در پناه حق باشید
198
خدایا شکرت چه طبیعت زیبایی، چه محیط بی نظیری
چه اب زلالی، چه سرسبزی، خدایا شکرت
چه لذتی داره دیدن این این همه زیبایی
چقدر زیبایی و درختان سرسبز
فقط باز کردن در مرغ و خروس ها و شادی کنان بیرون اومدنشون
چه لذتی بردن و چه باحال میدویدن
خدایا شکرت چه حرفای قشنگ و مفیدی
خدایا شکرت
این فایل نشونه ی امروز من بود..
خودمو یه بررسی کردم بعد از دیدن این فایل ، من تقریبا از هیچ چیز نمیترسم..
نه از تاریکی ، نه اب نه ارتفاع نه از دست دادن عزیزان ، نه رانندگی ، من از هواپیما پریدم، غواصی کردم، اسنورکلینگ کردم، تنها با کوله پشتی بیست کیلویی تو کشورای اسیای شرقی سفر کردم ، تو جنگل تنها خوابیدم ، تو کوچه های تنگ و تاریک کشورای عقب مونده و پیشرفته بودم ، کل ایران رو تنها با ماشین رانندگی کردم استان به استان. خونه ی ادمای رندوم و غریبه خوابیدم، بدون هیچ پولی تو نیویورک گیر کردم، شبهایی با سوسک و سمندر تو یه اتاق بودم، یه شبایی هم توی بهترین هتلها بودم .. خیلی زندگیم بالا و پایین شده و عاشق زندگیمم. همه بهم میگن چجوری اینقد شجاعی ، خوش به حالت و ازین حرفا … و راست میگن ، من واقعا طبق تعریفای شجاعت ،دختر شجاعی ام اما بزرگترین ترس من ترس از شکست خوردنه ! ترس از پول دراوردن. یعنی از شکست مالی میترسم ، جوری که اصلا شروع نمیکنم ..
من ورزش میکنم، درد میکشم ،رشد میکنم، صخره نوردی میکنم مچ پام 3 بار شکسته ، پدل بورد میکنم تو اب عمیق میفتم ، اما امون از این شکست مالی .. میخوام روش لیزری فوکس کنم و به نتیجه برسونمش ، من مربی بدنسازی و نقاش هستم، نقاشی هایی میکشم هایپررئال که همه حتی خودم با دیدن نتیجه حیرت میکنم، به خودم میگم دختر تو خالقی ! تو خدایی ! تو خلق میکنی !!! ببین از دل کاغذ سفید چی خلققققق کردی !!!
همیشه با عنوان ارتیست خودمو معرفی میکنم چون میدونم روحم به اونجا تعلق داره .. حالا اینکه توی حوزه ی آرت چقدر گره های ذهنی وجود داره هم یه داستان جداییه ، اینکه کی حالا میاد هنر بخره .. کی پول هنر داره .. اصلا چه نیازی دارن ادما، میترسم جدی دنبالش کنم و نشه ، اما مگه میشه عاشقش باشی و مال تو باشه ولی نشه ؟ ممکن نیست !
من خیلی گره ها رو توی زندگیم باز کردم ، تقریبا همه شو ، ادم محبوبی ام ، ادمهایی که سر راهم قرار میگیرن فوق العاده ان ، از همه نظر ، حالم خیلی خوبه ، خیلی ارومم ، خیلی شاکرم ، ولی باورهای ذهنیم راجع به ثروت خیلی جلوی پیشرفت مالیمو گرفته .. هیچ وقت پول کم نمیارم ، اما پول در نمیارم !! خدا همیشه کنارمه ، اما میدونم که این نباید باشه ، این ترسه راه خیلی چیزارو بسته .. تصمیم امسالم اینه فقط و فقط روی این قضیه زوم کنم و به نتیجه برسونمش، مطمئنم که میتونم
پ.ن : فایل اونقد چشم نواز بود که یه دنیا متشکرم، من خیلی جاهای رویایی دیدم توی زندگیم، اما انگار چشمم عادت کرده بودم و اونقدر که باید شکرگزاری نمیکردم !! با دیدن این فایل و شکرگزاری ثانیه به ثانیه ی شما به خودم گفتم دختر حواست هست ؟ چقدر زیبایی تو دنیا دیدی تا حالا ؟ جاهایی که عکسشو میبینی و چند وقت دیگه همونجا عکس میگیری! حواست هست اونقد که باید شکرگزاری نمیکنی ؟!
ممنونم ازتون
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام دوست خوب و هم فرکانسی
وقتی که داشتم کامنت شما میخوندم که ادعا میکنم پسرم و از خیلی چیزها نمیترسم ترسیده بودم
آفرین به شجاعتت واقعا تحسین برانگیزی شما
چقدر خوب خودتو میشناسی راجب خودت میگی
انقدر خوب نقاشی خودتون توصیف کردید من لذت بردم
اگه الان نقاشیهاتون میدیدم حتما یکی میخریدم با این توصیف زیباتون
تحسینتون میکنم دختر شجاع نترس
باور کن خودتو
فقط هرکاری که میکنید خدا هیچوقت فراموش نکن چون اوست که داره کارای مارو به راحتی انجام میده ما فقط درخواست کردیم
موفق ثروتمند باشید
به نام خدای زیبایی ها
سلام به استادان عشق
سلام به دوستان عزیزم
من معمولاً هر روز یه قسمت از این سریال جذاب و دیدنی و پر از پند و اندرز و میدیدم
ولی یه هفته ای بود تمرکزی وقتم رو گذاشته بودم روی قابل های توحیدی و باورهای فراوانی
و
از این سریال جذاب جا مونده بودم
راستش امروز دیگه واقعا دلم برای پرادایس و ساکنینش تنگ شده بود
از قسمت 194تا198رو دانلود کردم و نشستم به دیدن و لذت بردن
خدایا شکرت اول از اون سرسبزیش بگم که من عاشقشم ، عاشق اون چمن های سبز و زیبای این بهشت
راستش من در یه منطقه کم باران زندگی می کنم و
خبری از چمن خیلی نیست
البته یه پارک نزدیک خونه داریم که چمن کاشتن و من لذت می برم از درازکشیدن روی اون و بابتش همیشه از خدا سپاسگزارم
چند روز پیش خواستیم جلوی کافه چمن مصنوعی کنیم ، اولش اومدیم مثه استاد که جلوی گاراژش بتن کرد
ما هم بتن کردیم البته نه به این کلفتی
و حالا هر روز آبش میدیم تا سفت بشه و بعد روش چمن مصنوعی کنیم
خدایا شکرت
ولی از خدا خواستم هدایت مون کنه به یه جای سرسبز که باران خوبی داشته باشه و ازتون رنگین کمان هایی که مریم جون فیلمش رو گرفته بود ببینم
چقدر جالب بود برام پاشیدن تخم چمن روی خاک
که استاد و مریم جون با دقت روی خاک می پاشیدن
چه کشاورز نمونه آیی با اون چکمه ها شده بودید استاد.
اونجا که بتن می کردن و از اونا در خواست کردین که بتن اضافه رو بریزم جلوی در چقدر خوب شد
منم دیروز توی اداره راهنمایی رانندگی کاری داشتم
و به همراه همسرم بودم
باید به کپی کارت ملی همراه مدارک میدادم
رفتم بیرون کپی بگیرم ، برق اون منطقه قطع شده بود و همسرم گفت بریم دیگه دیر وقته و تا یه منطقه دیگه کپی رو انجام بدیم دیگه دیره و بریم فردا بیاییم
ولی من گفتم نه باید همین امروز این کار تموم بشه
و از خود پلیس که مدارک باید بهش میدادم تقاضا کردم برام کارتم رو کپی کنه
که این کار رو برام انجام داد اونم با روی باز
و
کارم هم به همین سادگی انجام شد و مجبور نشدم بازم فردا این همه راه رو بیام
واقعاً هم از اون بنده خدا تشکر کردم هم از خدای مهربان
راستی اون ساختمون وارونه که فیلمش رو گرفته بودید خیلی جالب بود
میگم خدارو شکر که ما جهان رو وارونه نمی بینم
وگرنه چی میشد
اخ چقدر خنده دار بود جیلخ از اون رنگ شلوارتو خوشش اومده بود
اره من دورت بگردم عزیزم
هر قسمت از این سریال درسهای زیادی برام داره
از بس به زیبای هاش توجه کردم
چند وقتی هست به فکر خرید به ویلا توی جای خوش آب و هوا رفتم و هر روز دارم اون ویلاها رو نگاه می کنم و با بچهها و همسرم درباره اش حرف میزنیم و مطمئن هستم در مدارش قرار می گیریم
ما دوازده سال پیش از شهر خودمون اومدیم به این شهر و به قول همسرم قرار نیست همیشه آدم به جا زندگی کنه و حالا دلمون میخواد بریم یه جای بهتر
اینجا اون موقع برامون خوب بود
اما قرار نیست همیشه آدم یه جا باشه
خدایا شکرت از هدایت های الله مهربان که هر لحظه داره هدایت مون میکنه ما باید اون هدایت ها رو درک کنیم
خدایا هزاران بار شکرت
و در آخر که پریدن توی اون آب روان
و غلبه مریم جان بر ترس هایش
اره درسته گاهی ما برای ترس هامون چه توجیه های خنده داری داریم
و از بس تکرار می کنیم خودمون هم باورمون میشه
و
توی این چند وقت من خیلی پا روی ترس هام گذاشتم و دارم کاری جدید رو شروع می کنم و
توی این راه چالش های بسیاری رو حل کردم به لطف خدای مهربان دیگه
همه مسائل حل شده
و
من احساس می کنم چقدر بزرگ شدم
خدایا شکرت
اینو از لطف خدا میدونم و آموزش های استاد عزیزم
ممنون و سپاسگزارم از دوستان که کامنت منو خوندن
در پناه نور و عشق خدا باشید.
سلام استادجانم
سلام به همه دوستان عزیزم
استادجانم من دیشب برای اولین بار خوابتونو دیدم باورتون میشه؟ انقد خوابم واضح بود ک حس میکردم تو بیداری تجربش کردم. از ذوقم صب اشک میریختم و این برام نشونه بود استاد من خیلی حالم خوبه از اینکه اینجام. ممنونم از خدای خوبمون. ممنونم از شما بابت بودنتون. خداروهزار مرتبه شکر بابت دیدن این کامنت ها برای انرژی مثبتی که اینجاست خداجونم شکرت بابت این آرامش
در مورد کامنت میخوام بگم دقیقا منم نمیدونم چرا دوچرخه سواری اصن سمتش نرفته بودم و ی گارد خاصی بهش داشتم. و راستش تو خلوت خودمم خیلی ی حالی میشدم نسبت ب یادگیریش و وقتی خواستم یادبگیرم ی قولی به خودم دادم دیگه ولش نکنم و اولشبا دوچرخه خواهرزادم ک خیلی خیلی برام کوچیک بود شروع کردم و هر روز عصر میرفتم و تمرین و کمتر از 7 روز یادش گرفتم انقد حس خوب بهم داد انقد اعتماد بنفسمو برد بالا کلی لذت بردم و اصن بعدها دوست داشتم برم پارکی جایی ک دوچرخه سوار شم و واقعا حس خوبی داشتم
و برای استخر هم همین بود من البته ترس نداشتم بهم میگفتن چون بدن سفتی داری نمیتونی یادبگیری و این نکته برام جالبه شاید ب درد دوستانم بخوره وقتی کسی میگه نمیتونی انگار به من انرژی تزریق میشه و ب خودم میگم تا انجامش ندم حق ندارم ولش کنم خلاصه من آموزشی شنام رسید به اینکه الان هم مربیگریشو گرفتم هم داوریشو انقد مسیر گرفتنش برام راحت انجام شد ک همیشه جز خاطرات خوبم هست
سلام بر عزیزان بهشتی
اول از هرچیزی شکرگزار این تصاویر زیبام و ازتون بسیار تشکر میکنم هم استاد عزیزم و هم مریم جان بابت ظبط این تصاویر
و واقعا چقدر دلم استخر و اب خواست بعد دیدن این تصاویر و خنکم شد :))))
راجع به توجیهات ترس ها میتونم براتون تجربیات بگم و طومارها :)))
اول از همین شنا شروع کنم من خودم ازون افراد اب گریز بودم البته که الان نمیتونم بگم قورباغه شناگرم :)) ولی تا حد زیادی ترسم ریخته ولی واای قبلااا
شما دارین راجع به دریاچه صحبت میکنین من میخوام راجع به استخر معمولی خونگی یا ویلاهایی که استخرهایی با عمق و عرض خیلی کم داشت صحبت کنم :)) و خب تنها فرقش اینه من توجیح نمیکردم خیلی واضح میگفتم میترسم و فوبیای اب دارم و کسی هم نه اصرار میکرد و نه پیگیر میشدو نه حتی شوخی میکرد که مثلا هلم بده تو اب چون موضع خودم و مشخص میکردم خیلی جدی و اصلا راجع به منطقش هم با خودم صحبت نمیکردم خب مثلا دلیل؟ یبار به یکی از دوستام گفتم میترسم خفه بشم زد زیر خنده و خودمم خندم گرفته بود چون میدونستم چرت میگم بعد گفت تو سعی هم کنی نمیری زیر اب چون سنگینی مگه اینکه بخوای نفست و حبس کنی یسری موارد درباره شنا گفت و یواش یواش باعث شد ترسم بریزه
راجع به دوچرخه سواری نمیترسیدم ولی چون بچگی بعد با دوچرخه زمین خوردم و نزدیک بود ماشین بهم بزنه دیگه سوار نشدم حتی وقتی بزرگتر شدم با اینکه من قدم بلنده و عملا هیچ جوره از دوچرخه حتی دوچرخه های بزرگ هم نمیفتم ولی دیگه سعی نکردم هیچ وقت سوار شم
راجع به خیلی موضوعات دیگه مثل وسایل ساده شهربازی یا چرخ و فلک بازی های دسته جمعی مثل اسکیپ روم ها که البته چون ترس شدید و بیخودی از تاریکی داشتم رفتم تو دلش و این مورد و خیلی خیلی ازش سر بلند بیرون اومدم طوری که حتی بک ها رو هم تنها میرفتم گاها تا جایی که احساس کردم زیادی از حدش باعث توهم های الکی میشه و قطعش کردم با خودم گفتم چیزی رو که باید ازش میگرفتم گرفتم
ترس از جنگل، ترس از حشرات، ترس از تنها سوار تاکسی های اینترنتی شدن اینها همه ترسهایی بیخود و واهی بود که هیچ دلیل و منطقی نه تنها پشتش داشت بلکه حتی در ظاهر توجیحی هم براش نداشتم حداقل برای خودم
و چه نعمتی بود اشنایی با سایت شما اشنایی با قوانین اللهی که وارد همش شدم شاید از بعضی هاش خیلی سربلند بیرون نیومدم ولی حداقل ترسش پاهام و شل نمیکنه استرس در حد عرق ریختن و سرگیجه گرفتن بهم نمیده …
ممنونم از مریم جانم بابت صداقت کلامشون و استاد عزیزم بابت یاد دادن این نکته های زندگی و ارامشی که از کلامشون جاری هست
خدایا شکرت
سلام
خداروشکر به خاطر این زیبایی واین فراوانی وارز استاد عزیز وخانم شایسته به خاطر نشان دادن ین زیبایی های سپاسگذارم
واقعا شگفت انگیزه چقدر مرغ و خروسها با حیجان میومدن بیرون و چقدر این حس خوبی بهم داد حس آزادی وهایی از هر چیزی
حالا این زیباییها وقتی باچشم واقعی دیده بشه خیلی زیبایی ها دوچندان میشه من تجربه داشتم که وقتی از جای زیبای عکس گرفتم و دوباره دیدم نمیشد مقلایشچسه کرد انقدر خداوند به ما این نعمت بزرگ گ چشمان رو به ما داده که از هر دوربینی بهتر عمل میکنه وبه خاطرش سپاسگذارم از خداوند
چقدر حال میده بعد از بازی و کلی عرق کردن بپری تو آب خنک اونم آب دریاچه که آب شیرین داره و خیلی دمای آبش مناسبه خدارو شکر اون وسیله های لوله ای شکل هم خیلی باحاله که خیلی راحت روی آب نگه میداره آدمو وبه راحتی استراحت میکنی رو آب و اون قسمت که استاد با گوشیش پرید تواب خیلی عالی بود زیر آب چقدر زیبا بود با اینکه چیزی دیده نمیشد برام خیلی زیبا بود استاد عزیز تحسینتون میکنم به خاطر باورهایی که ساختین که این آزادی و این همه نعمت وثروت رو برای خودتون خلق کردین
واما غلبه بر ترس
من خودمم از آب ورفتن تواب مخصوصا تو عمق های بیشتر میترسیدم ولی خیلی استخر واب رو هم دوست دارم زیاد میرفتم ولی همیشه تو کنار استخر دمیله هارو میگرفتم که غرق نشم یا تو عمق کم میرفتم با بچه های کوچکتر و میدیدم افراد وحتی افراد کم سن و سال که به راحتی شیرجه میزنن وانا میکنن
همینطور ادامه میدادم ومیرفتم استخر وسایل دریا خلاصه نمیدونم چطور و چه زمان اتفاق افتاد برام ولی الان به راحتی شنا میکنم وسط استخر وعمق آب هم برام فرقی نمیکنه البته که تو عمق بیشتر از 4 و5 متر تا الان شنا نکردم ولی برام لذت بخشه خیلیم لذت بخشه واز خداوند سپاسگذارم به خاطر قلبه بر این ترسم
خوب تاریکی هم یکی از همین ترسها هست که اغلب همه باهاش درگیرا
ولی من از وقتی که با استاد آشنا شدم براین ترسم هم غلبه کردم
خداوند مهربانم رو بسیار بسیار سپاسگزارم که بازهم یه فرصت دیگه ای بهم داد تا با فراغ بال کامل، با خیالی راحت و تمرکز انشاالله بالا توی این سایت مقدس و الهی حضور داشته باشم و کانون توجهم و افکار و فرکانس هام رو کنترل کنم و توجهم رو بزار روی چیزهایی که دوست دارم.
بنام خداوند محقق کننده خواسته های من براحتی و با عزت و با کیفیت
استاد عزیزم سلام به روی ماهت – خانم سایسته عزیز سلام به روی ماهت – عزیزانم توی این سایت الهی سلام به روی ماهتون
استاد جان الان تعطیلات نوروز هست و من از ابتدای ماه قبل یعنی اسفندماه از خدا شدیدا خواسته بودم که این تعطیلات رو کاملا برام آزاد کنه، زمانش رو برام فراهم کنه و محیط رو آماده کنه برام تا کامل روی خودم کار کنم و در مسیر کسانی که بهشون نعمت داده شده حرکت کنم. که تا حدود 95 درصو این خواسته محقق شد و اون 5 درصدش هم خودم بخاطر فرکانس هام نشد. که شکر گزار بقیه ش هستم و انشاالله خدا کمکم کنه از این فرصت استفاده کنم.
خدا رو بسیار شاکرم که در شرایطی که بقیه خودشون رو با سریال های به ظاهر طنز تلویزیون سرگرم میکنن و به خیال خودشون دارن از وقتشون لذت میبرن من رو به این مسیر هدایت کرد، این شرایط رو برام فراهم کرد تا توی یک اتاق برای خودم با تمام امکانات بتونم در این مسیر الهی حرکت کنم. خدایا ممنونم ازت
در راستای تمرکز بر اصلِ تمرکز بر نکات مثبت میخوام مکتوب کنم توجهاتم و تحسین هام رو از فضاهایی که میبینم و الهاماتی که بهم میشه تا انشاالله بیشتر و بیشتر فرکانس خوشبختی و نعمت ها رو ارسال کنم و خودم رو با جربان نعمت ها هم مدار.
خدایا این پرادایس چه قدر زیباست، چه قدر دلنشین و با صفاست خدای من. اول درخت ها رو که نگاه میکنی و رنگشون رو میبینی با خودت میگی مگه از این خوشرنگ تر هم هست؟ سبز پر رنگ و پر انرژی
بعد چمن ها رو میبینی که چه سبز روشن و زیبایی دارن با خودت میگی، نه نه، این سبز قشنگ تره. خدایا مگه قشنگ تر از رنگ سبز هم هست؟
بعد اسمون آبی رو با ترکیب ابرهای پنبه ای گلوله گلوله میبینی میگی، نه نه، آبیِ آسمونی با سفید های پنبه ای پنبه ای!! قشنگ تره و از این رنگ قشنگ تر نیست. خدای من این بهشت رو چه طوری خلق کردی تو که هر گوشه ایش پر از زیباییه. خدایا شکرت برای این حجم زیبایی و نعمت و فراوانی و حال خوب یه جا باهم
دریاچه رو که اصن دیگه نگو، وقتی میبینمش اصن روح از بدنم جدا میشه انقدری که لذت میبرم و وقتی تصور میکنم که این آب چه قدر خنکِ و چه احساس خنکیِ غیرقابل وصفی میده به آدم، اصن نفس تو سینه م حبس میشه و جریان تازه ای از اکسیژن به تک تک سلول های بدنم طزریق یا تزریق(نمیدونم) میشه. خدایا شکرت پروردگار زیبایی ها. بسیار ازت ممنونم.
استاد جان نگته ای بسیار بسیار مهم توی رفتارتون که هیچ وقت برای من تکراری نمیشه و دوست هم ندارم که تکراری بشه همین احترام گذاشتنتون به مریم خانم هست که من یاد ندارم یکبار با کلمه”تو” ایشون رو صدا کرده باشی وهمه ش با لفظ “شما” یا “ایشون” ایشون رو صدا کردی. که این خودش یکی از نکات بسیار بسیار مهم و طلایی توی بحث روابط هست که احترام همیشه اولویت و سرلوحه رفتارهاتون هست و خدا روشکر میکنم که این الگوی زیبا و کاردرست و کاربلد رو اورده توی زندگیم. استاد من خودم هر وقت تجسم میکنم توی رویاهام که با کسی که دوستش دارم زندگی میکنم با اینکه من هم احترام اولویت اولم هست برای روابط اما بازهم توی خیالاتم یکم مقاومت دارم که طرف مقابلم رو “ایشون” یا “شما” صدا بزنم. البته خودم خیلی دوست دارم از محترمانه ترین القاب و الفاظ استفاده کنم و دارم تلاشم رو میکنم وقطعا موفق میشم، اما به دلیل ورودی هام یکم برام سخته که اون هم کم کم و یواش یواش با دادن ورودی های مناسب و تکرار این حرف ها و رفتارهای شما کم کم نهادینه میشه و انشاالله من هم توی بحث روابط خیلی خیلی بهتر خواهم شد.
استاد خدا شاهده وقتی پریدی تو آب یه لحظه احساس کردم آب رفت تو ریه هام!!!!!!!
چه قدر حال داد انصافا دمترگم بابت این ایده ی عالی که زیر آب رو بهمون نشون دادی. من هم شنا بلدم ولی یکم، و خیلی دوست دارم یاد بگیرم و انشاالله کم کم با تمرین های بیشتر مهارتم رو کسب میکنم و اون موقع هر جا آب دیدم مث ماهی!!!! میپرم و لذت میبرم ازش. واقعا حیفه که این نعمت و این لذت به این شیرینی باشه و من بخاطر ترس هام و بخاطر اینکه نمیتونم یا نمیخوام به ترس هام غلبه کنم خودم رو محروم کنم و لذتش رو نبرم. مطمئنم که شنا رو کامل یاد میگیرم و یه روزی با خیال راحت میپرم تو هر آبی که دیدم و لذتش رو میبرم. استاد خیلی ممنونم برای این ایده فوق العاده پرش چند میلیون نفری خانواده عباس منش توی آب. خیلی ممنونم
استاد یکی از مواردی که من هم نیاز به ساختن باورهای درست داشتم و هم تا حدودی توجیه میکردم کم کاری خودم رو، بحث روابط با جنس مخالف، دختر ها یا خانم ها بود.
من بخاطر ورودی های نامناسبی که از خونواده مخصوصا پدرم در مورد روابط با جنس مخالف داشتم خیلی چندسال پیش مقاومت داشتم که با کسی بخوام ارتباط برقرار کنم. چون پدرم که اتفاقا خودش روابط خیلی خوبی با اکثر آدم ها داشت هی میگفت: زشته با یه دختر یا یه خانم بخوای برای کاری ارتباط برقرار کنی، یه موقع مردم برداشت نادرست میکنن یا اصن اون طرف ممکنه با شما راحت نباشه و اصن نخواد که با شما صحبت کنه و از این جور باورهای نادرست.
اما وقتی میدیدم که خودِ خانم ها و دخترها چه قدر با بقیه آقایون یا پسرها ارتباط برقرار میکنن و یا حتی در مورد من خودشون میومدن که به یه شکلی ارتباط رو ایجاد کنن، حالا یا برای کاری بود یا هر مورد دیگه ای، کم کم هم توجیحات خودم رو زیر پا گذاشتم و به خودم گفتم ببین، ببین اصن هم ناراحت نمیشن ار برقرار کردن ارتباط، و هم اون باورهای نادرستم کم کم کمرنگ شدن و جای خودشون رو به اعتماد به نفس و شجاعتِ زیر پا گذاشتن ترس هام داد و کم کم خدا رو شکر خیلی بهتر شدم. اما میدونم اگه کار نکنم و باورهای درست رو تکرار نکنم دوباره اون باورهای نادرست برمیگردن و من رو دوباره محدود و زندانی میکنن.
استاد خیلی خدا روشکر می کنم بابت حضورت توی زندگیم و انشالله خداوند مهربانم به شما عمر طولانی همراه با عزت و بزرگی و سلامتی و حال خوب هر روزه عطا کنه. انشالله
در پناه خداوند مهربانی ها شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند باشید
به نام خدای مهربان
سلام به همه ی عزیزانم
ــ سپاس گذارم استاد که همه جوره صحنه های پرادایس زیبا را به ما نشون میدین از فرار مرغی تا زیر این کلبه ی بهشتی
ــ سپاسگذارم بانو شایسته که هر لحظه دوربین به دست این اتفاقات زیبا را برای ما ضبط میکنید
ــ خدایا شکر چقدر پرادایس زیباست چقدر اسمونش دیدنیه
ـ تحسین میکنم این سیستمی که اختراع کردین و چقدر کارایی خوبی داره و با یک تیر دو نشان زدین هم داخل لونه تمیز میشه و هم یه کود طبیعی به طبیعت میرسه و چقدر لونه ی بزرگ و شیکی واسه برو بچ مزرعه درست کردین
ــ خدایا شکرت بابت این آسمان زیبا با تیکه ابرهای سفید و نزدیک که انگار سه بعدی هستند
ــ سپاس گذارم استاد که از زوایای مختلف پرادایس نشون میدین و زیبایی های تموم نشدنیش را از زاویه ی دیگه هم میبینیم و به قول بانو شایسته دیگه جای نشون نداده تو پرادایس نداریم
ــ خدایا شکر بابت این گوشی ضد آب که میشه باهاش زیر آب را هم فیلم گرفت و این تجربه را هم دیدیم و لذت بردیم و همه جوره از این بهشت داریم استفاده میکنیم
ــ خدایا شکر بابت جنگل پرادایس من عاشق کمپ تو جنگلم ،خدایاشکر بابت این ملک بزرگ که واسه خودش جنگل هم داره تحسین میکنم این ثروت و فراوانی که در زندگیتون هست استاد عزیزم ،تحسین میکنم که این ثروت و فراوانی را از هیچ ساختین .
ــ خیلی مواقع ما ترسهامونو توجیه میکنیم مثل بانو شایسته که میگفتن من نگاه کردن به اب را بیشتر لذت میبرم ((چقدر خنده ی هردوتاتون زیبا و دلنشین عاشق خندیدنتونم،چقدر کیفیت دوربین فوق العادست و صدا را انقدر خوب و واضح درمیاره))نکته ی مهم اینه که آدم انقدر خودشو توجیه میکنه که گول میخوره و از یه جایی به بعد دیگه نمیفهمه که داره توجیه میکنه ((خدایا چه بک گراند زیبایی دارین چقدر این پرادایس زیباست ))
ــ استاد چقدر خوب همه چی را واسه ذهن منطقی میکنید مثل همین که اگر تو اب تمساح و علی گیتور هم باشه هیچ مشکلی پیش نمیاد چون این همه افراد در این منطقه تو اب هستند و هیچ کسی چیزیش نشده و همه چی خوبه و امنه.
ــ هرچقدر ذهنم بشناسم و توجیه نکنم هر چقدر برم تو دل ترسهام تجربیات بیشتری خواهم داشت ،لذت بیشتری خواهم برد جهان اطرافم وسیعتر خواهدشد
ــ چه توجیهاتی کردم که یواش یواش خودم باورم شده ولی پشت همه ی اونا ترس بوده؟؟پشت همهی اونا نگرانی بوده ؟؟پشت همهی اونا شرک بوده؟؟ با حالی که توانایی بسیار بالایی در استفاده از صدام دارم اما توجیهات زیادی برای خودم آوردم که دیگه خودم باورم شده که ازش استفاده نکنم و انقدر این باور رشد کرده که جز رفتار وشخصیتم شده و الان که کامنت نوشتم هم داره مقاومت میکنه که حتی راجع به این مسئله صحبت نکنم و هر چقدر بیشتر مینویسم یک حس رهایی از این توجیهات داره واسم باز میشه که آقا جان اولین کار اینه که انجامش بدم و کلیپهایی که واسه دوبله کردن برام فرستادن و خودم دارم را همین الان شروع کنم و دوبله کنم و ایده های خفنی که برای استفاده از صدام دارم را نگاه کنم و هرکدام که الان میشه اجرا کنم را عملی کنم و اگر من عاشق این کارم پس باید انجامش بدم
ــ منی که از صدام میتونم هزاران استفاده کنم و انواع مهارتهای صدایی مثل دوبله کردن و افکت دادن و خوانندگی و تقلید صدا بلدم چقدر میتونم تجربه کسب کنم و رشد کنم و اگر دست به کار نمیشم دارم توجیه میکنم و هرچقدر زودتر اقدام کنم و زودتر برم تو دلش برای دفعات بعد ذهنم کمتر توجیه میکنه شجاعتر میشم و قدرتمند تر عمل میکنم و هر بار بیشتر و بهتر میتونم استفاده کنم و لذت ببرم از این برهه ی کوچک زندگیم و در ادامه چقدر خوب گفتین بانو که پینگ پنگ بازی میکنید تا بعدش بپرین داخل آب یعنی وقتی وارد این ترس شدین چه لذتی را دارین میچشید که باعث شده پینگ پنگ با شدت بیشتری بازی کنید تا عرق بیشتری کنید و با لذت بیشتری وارد آب بشید و اینو یادم باشه همانطور که استاد و بانو شایسته در شروع این سریال هیچ ایده ای نداشتن و تا به اینجا حدود 200 قسمت درست کردن و هر قسمت با کیفت بالا پر از آگاهی فراوان است که هیچ کدام ربطی به قسمت قبل نداره پس منم شروع میکنم به تولید محتوا و خداوند هدایتم میکنه و میتونم از هر کجا و هر صحنهای فیلم بگیرم و با این اشتیاق این کار بکنم که بعدش میتونم یه صدای خوب و باحال و بامزه روش بذارم وبا متن باحال و با مزه به یک محتوای خوب تبدیلش کنم.
ــ خدایا شکر بابت این برکت و این فراوانی و ثروتی که در پرادایس هست که نامحدود آب شیرین داره نوش جانتون استاد این بهشت زمینی .
به نام خداوند هدایتگر مهربانم
خدایا شکرگزارم که باز هم چشمانم رو به این زیبایی ها باز کردی .
جمله ی کلیدی امروز : مگه ما چقدر زندهایم!؟ واقعا مگه ما چقدر زنده ایم که خودمون از تجربه ی این همه لذت و شادی و آزادی و آرامش و خوشبخت بودن محروم کنیم ؟!!
خدایا شکرت که زنده هستم و میتونم جهان زیبای تو و این همه شادی و لذت و تفریح و رفاه و ثروت و احساسات ناب و خوشبختی رو تجربه کنم .
چمن های سبز و زیبای پرادایس ، قفس ساخته شده مرغا که چقدر منظم و زیبا و حرفهای ساخته شد و من تکاملش رو هم در ساخته شدن در سازه های قبلی دیدم و چون خودمون مرغ داشتیم میدونم که داشتن چنین قفسی چقدر کار نگهداری از مرغها رو راحتتر میکنه و یه سیستم حرفه ای هست . تحسین می کنم استاد و خانم شایسته ی عزیزم رو ، وقتی خودت چنین سازه ای رو می سازی هربار که بهش نگاه میکنی چقدر لذت و اعتماد به نفس بهت میده . و حالا اون روش حل مسأله ی دستشویی مرغها که خب قطعا استاد و مریم جان اینقدر به تکامل رسیدن در مورد نگهداری و رفع مسایل مرغها ک دیگه تونستن ایده های جدید و کارآمد بدن .
خدایا شکرت برای آزادی . برای حس رهایی . برای اینکه هروقت هرکاری که میخوای رو میتونی انجام بدی . برای این احساس آرامشی که در زندگی داریم تجربه میکنیم همه مون .
و خدا رو شکر بابت این کلاس درس امروز . اینکه مریم جان با چه حد از پذیرشی به زیبایی میگه من دیگه خودم رو توجیه نمیکنم . و چ زیبا اونقدر تکامل بودن در طبیعت رو پشت سرگذاشته که الان به تجربه ی لذت دریاچه و شنا و آب بازی در اون رسیده .
علیرضای عزیز چقدر زیبا در مورد مفهوم آزادی و قفسهای خودساخته نوشتن . خیلی از ترسهایی که ما داریم مثل همین قفسی هست که به دور خودمون کشیدیم که ما رو از خیلی از لذتها محروم میکنه . لذتهایی چون رانندگی و دوچرخه سواری و شنا و بدون آرایش حاضر شدن و …. منم خیلی وقت پیش بعد از شرکت در دوره عزت نفس شروع کردم به یکی یکی شناسایی کردن ترسهام و اونها رو آروم آروم با طی تکاملم برطرف کردن . مثل رانندگی ک بعد از سالها ثبت نام کردم و با وجود اینکه مثل بید پشت فرمون می لرزیدم اما انجامش دادم و حالا که در این نقطه ایستادم و یک سال از تکاملم رو طی کردم می بینم چ لذتی داره داشتن این مهارت . چیزی شبیه به آزادی . اینکه هروقت بخوای هرجا ک بخوای میتونی با رانندگی کردن و برداشتن ماشین از پارکینگ بری و تجربه ش کنی و دیگه وابسته به عاملی نیستی . و ترس بعدی من هم در مورد شنا کردن بود . من عاشق شنا بودم اما از غرق شدن می ترسیدم و باز هم به سراغش رفتم به لطف آموزه های عزت نفس و روی این ترس هم پا گذاشتم و با وجود اینکه روزهای اول بسیار بسیار میترسیدم اما ادامه دادم و اجازه ندادم ذهنم منو فریب بده . و حالا ک یاد گرفتم چقدر احساس اعتماد به نفس می کنم. وقتی یه جا به آب برمیخوریم چقدر احساس آرامش و رهایی دارم و انگار دیگه چیزی نیست ک بخواد لذت من رو تحت الشعاع قرار بده و کم کنه . و ترس از افتادن در زمان یادگیری دوچرخه هم همینطور بود . ترسی ک از بچگی ها با من بود و هیچ وقت تجربه نکردم . اما اون رو هم با کمی تمرین پشت سرگذاشتم و تموم شد . و هرکدام از این ترس ها وقتی تموم میشه و پشت سر گذاشته میشه به این نتیجه می رسی که چه ترسهای بیخود و الکی ای بوده که تو رو بی دلیل از چ لذت هایی محروم کرده .
خدایا شکرت برای این درک و آگاهی و درس بزرگی ک امروز در مورد توجیه ذهن در برابر ترس ها و قفس خودساخته ای که به دور آزادی ما آدمها کشیده میشه با ترسها مون دریافت کردم در این قسمت سریال .
خدایا شکرت برای این آب زیبا و لطیف و این حس پریدن تو آب که خودم عاشقش هستم و بارها تجربه ش کردم و الان ک فیلمش رو دیدم چقدر لذت بخش بود .
خدایا شکرت که استاد و مریم جان اینقدر شکرگزار هستند و اینقدر زیبایی های پارادایس رو می بینند و میگند و هربار به فکر بهتر و زیباتر کردنش هستند .
خدایا شکرت که این جنگل و این ابرهای زیبا و این آسمان زیبا رو دارم و می توانم از داشتن و دیدنشون لذت ببرم .
خدایا شکرت که در این 200 قسمت سریال بهشت همراه بودم و 200 بار چشمانم زیباییها و عشق و شادی و آرامش و ثروت و فراوانی رو دید .
خدایا شکرت برای این حد از ثروت و آزادی و آرامش استاد و مریم جان و تجربه ای تمام تفریحات و رفاه و زیبایی جهان .
سلامی دوباره به استاد دوست داشتنی ومریم جان فوقالعاده خداروشاکرم که یک بار دیگه هدایت شدم به دیدن فایلی که باید ببینم وشکرگزار باشم از این همه نعمت و زیبایی وکلی درس گرفتن از مطالبی که عنوان شد خدایا متشکرم بابت مرغ وخروسهای زیبا ترتمیز گوگلی وایدهای استاد عزیز برای مرغ وخروسها خدایا شاکرم که می بینم این همه لذت و هیجان و زیبایی را. پارادایس زیبا آسمان آبی .درختان سرسبز ابرهای سفید وپفکی دریاچه بی نظیر خدایا سپاسگزارم که می بینم .پریدن استاد داخل دریاچه وای چه حس خوبی اما من می ترسم خوشحالم که مریم جان توانستند بر ترسشون غلبه کنند وبرند تو دریاچه امیدوارم من همه یک روزی این تجربه شگفت انگیز رو داشته باشم. خدایا سپاس سپاس .من هم به لطف خدا مواردی از ترسها رو که واقعا برام خیلی سخت بوده از آنها عبور کنم رو ازشون رد شدم دریک جلسه ای که مبناش دورهم بودن و توجه به نکات مثبت بود می رفتم سه جلسه که رفتم جلسه .یک روز به جلسه چهارم. به من زنگ زدن وبه من پیشنهاد گردانندگی جلسه را دادن ومن در لحظه قبول کردم اما بعدش مقاومتهای زیادی داشتم تا اینکه با کنترل ذهنم ولطف خدا تونستم شرایط خوبی رو بگذرونم چیزی که به ذهنم میومد این بود که من باید از ترسهایم عبور کنم باید بزرگ بشم حتما خیری است خدا بامن است هر لحظه به من کمک می کند خدایا متشکرم که همیشه دستم راگرفته ای. در پناه حق باشید