سریال زندگی در بهشت | قسمت 213 - صفحه 10

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

124 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ساناز جمشیدیان گفته:
    مدت عضویت: 1197 روز

    213

    من هر روز صبح همراه صبحانه خوردنم یک قسمت از سریال میبینم و روزمو با انرژی مثبت شما شروع میکنم و خیلی لذت میبرم و اصلا علاقه به صبحانه خوذدن ندارم اما به علاقه دیدن شما، صبحانه میخورم و از صبحمو زیبا تر میکنم

    و چقدر عالی که انواع برگر ها را تست کردین و تفاوتهاشم نشون دادین

    کار جالبی بود و برای ما هم متفاوت

    ممنون استاد نوش جانتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    نجمه امانی گفته:
    مدت عضویت: 1120 روز

    خدایااا دالی سلاام سلاام ‍

    مثل همیشه ساعت پنج صبح بیدار شدم دمت گرم که دوباره چشم باز کردم.

    یه چای تازه‌دم همونجوری که خودم دوست دارم

    با شستن حیاط حسابی دلم وا شد.

    کارای خونه رو یکی‌یکی انجام دادم خدایا شکرت که تونستم

    رفتم خرید خدایاااا شکرت بابت این‌همه نعمت که ریختی تو زندگیم.

    کیک، شیر، ماکارونی، روغن، شاپو، تخم‌مرغ، لوله‌ی جاروبرقی ، طالبی شیرین، تن ماهی…

    همه‌شون پر از برکت و لطف تو بودن

    ناهار چی بود؟ عالییییییی

    بعدش یه استراحت توپ بعدازظهر انگار دنیا براااام وایساد.

    دم غروب یه پیاده‌روی دل‌چسب و سبک بعدش فالوده بستنی

    ای خدااااااااااااااااا شکرت که این‌همه خوشحالم این‌همه نعمت دارم این‌همه حال خوب دارم…

    الهی شکرت که حتی وقتی یادم می‌ره تو یادم هستی…

    امشب کنار همه‌ی نعمتایی که دادی دلم می‌خواد یه نگاهی هم به سوره‌ی ضحی بندازم. یه سوره‌ی پر از مهربونی و دلگرمی.

    وَالضُّحَىٰ

    قسم به روشنی روز…

    همون لحظه‌ای که صبح زود بیدار شدم ساعت پنج انگار این آیه داشت تو گوشم زمزمه می‌کرد: بلند شو روز تازه شروع شده پر از نور و فرصت

    وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَىٰ

    قسم به شب وقتی که آروم می‌گیره…

    شبی مثل امشب که با یه دل سیر شکرگزاری دارم می‌رم سمت خواب. خدایا مرسی واسه این آرامش شبونه.

    مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَىٰ

    نه رها‌ت کرده خدا نه ازت دلگیر شده…

    اینو که می‌خونم دلم قرص می‌شه حتی وقتی یه ذره خسته‌م یا کم انرژی‌م باز خدا باهامه ولم نکرده.

    وَلَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَّکَ مِنَ الْأُولَىٰ

    اون چیزی که در راهه از اینی که هستی بهتره…

    خدایا شکرت بابت امروز قشنگم ولی وقتی اینو می‌خونم امید می‌گیرم که فردا قراره از امروز هم بهتر باشه. چقدر خوب بلدی دل بنده‌تو خوش کنی.

    وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰ

    به‌زودی اون‌قدری بهت می‌ده که راضی شی…

    واقعاً امروز پر از نعمت بود؛ از خریدای کوچیک تا ناهار و فالوده و خنده‌هام. ولی این آیه بهم می‌گه: هنوز مونده.. خدا تازه اولشه…

    أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَىٰ

    مگه نه اینکه یه‌روزی تنها بودی ولی خدا پناهت داد؟

    آره واقعاً…

    چقدر وقتا بود که کسی نبود ولی خودت بودی کنارم.

    وَوَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدَىٰ

    گم‌گشته بودی هدایتت کرد.

    خدایا شکرت که راهو نشونم دادی… که حالا می‌تونم شبمو با تو ببندم.

    وَوَجَدَکَ عَائِلًا فَأَغْنَىٰ

    نیازمند بودی بی‌نیازت کرد.

    چی بهتر از این؟ حتی لوله‌ی جاروبرقی هم رسید سر وقت نعمتات از جاهایی می‌رسه که خودمم فکرشو نمی‌کنم.

    و آخر سوره یه یادآوری قشنگ:

    فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ وَأَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ

    پس یتیم رو ناراحت نکن دست رد به سائل نزن

    و نعمت‌های پروردگارتو بگو…

    همین کاری که امشب دارم می‌کنم

    خدایا شکررررت

    هم واسه سوره‌ی ضحی هم واسه حیاط شسته‌شده

    چای صبح.. پیاده‌روی غروب،… بستنی و حتی اون طالبی شیرین

    تو بهترین رفیقمی

    بوس به اون مهربونی‌ت

    بوس به کله نداشتت

    شب خوش️

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1299 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    شکرت برای یه فایل مشت دیگه یه لحظه یه ارزوی بامزم یادم اومد گفتم بنویسم برای درک بهتر خودمو ودوستان

    از خودت میخام بگی چی بنویسم

    خداجونی من میدوستم از بچه گی اون بالا بالاها یکیو دارم حامیم ولی دوره ولی هستو کمکم میکنه

    بعدش راستش که با سایت اشنا شدم خیلی احساس نزدیکی رفاقت بیشتری میکنم

    بزار ارزوم بود شاههزاده سوار بر اسب بیاد ومنو ببره ارزوهامو بهم ببخشه

    وراستش ششاهزادده اومد ولی اینکه منو به ارزوهایی که ندارم دیگع وبرسونتم خبری نبود

    فهمیدم اون خدایی که این شاهزاده رو بهم داده میتونه هر چیزه دیگه ایم بهم ببخشه

    فهمیدم اول باید رابطه منو خداجونی باشه وبقیه همشون نعمتن که گزران وباید باهاشون رها باشم

    در پناه عشق رب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: