این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/12/abasmanesh-9.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2021-12-10 06:52:092021-12-11 09:06:21سریال زندگی در بهشت | قسمت 236
88نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدایا، چه باحاله آدم توی همچین جای خفنی زندگی کنه و کارای مزرعهای انجام بده. خدایا شکرت، خیلی بینظیره! بهبه، روزی که اردکا قراره برن جای جدید، چه تجربه خفنیه. من خودم اینو تجربه کردم. مخصوصاً توی همچین فضای بزرگی که هیچ مرزی واسه داشتن حیونا و پرندههای مزرعه نداری. کثیفی معلوم نیست که دریایی از باغ و خاکه، تازه خاکش هم خیلی خوبه واسه کشت چون مرغا بهش کود میدن. یا مثلاً وقتی با فکر درست از بزها استفاده میکنی و درختا رو هرس میکنی، واقعاً حال میده. داشتن این بزهای نمکی، مخصوصاً شازده، خیلی کیف داره.
این حس آزادی زمانی و مکانی، بینظیره.
دیگه دیوونه شدم از دویدن مرغها، خیلی نمکی بودن، خیلی حال کردم. خدایا شکرت.
من عاشق اردکم، خیلی شیرینن. تخمگذاریشون عالیه و تخماشونم خیلی خوشمزهست. یادمه یه مدت کلی تخم اردک میفروختم. خدایا شکرت! حالا هم قراره با همکاری خانم شایسته اینا رو ببرین یه فضای بزرگتر. چه همکاری عاشقانه و جذابیه، خدایا، دیوونه شدم!
خانم شایسته با لبخند و انرژی مثبت دارن لامپهای گرمای مادر رو واسه اردکا نصب میکنن، خیلی خوبه.
کشت ما رو این خروس
وای، چه حس خوبی داره وقتی بوقلمون رو اینجوری ناز میکنی و چه صدای باحالی درمیاره چقدر اخه میتونه زندگی توی یک روز زیبایی بهت بده؟!
استاد چقدر لاغرتر و خوشاندامتر شدن.
خیلی خوبه که یه سیستم قوی واسه اردکا درست کردن، خیال همه راحت شده از بابت جای خواب و آب و غذا.
بهبه، یه صبح دیگه توی زمین 20 هکتاری خودت، توی بهترین جای فلوریدا، با کلی مرغ و خروس نمکی که با ذوق میدون و میچرن و بازی میکنن؛ چه صحنه رویاییه! خدایا، چه زیادن و چه آب و غذا و چراگاه بینهایتی براشون هست. برونی رو ببین! توی زمین 20 هکتاری باشی، اسب داشته باشی، مرغ و خروس داشته باشی و پول بینهایت واسه نگهداریشون… منابع و مکان هم که دیگه نگو. خدایا، چقدر همهچی میتونه کافی باشه و حتی خیلی بیشتر از نیازت.
ابزار و وسایل هم که ماشاالله، هرچی بخوان از بهترین برندای دنیا دارن.
فقط نگاه کردن به بزا خیلی باحاله، مخصوصاً وقتی از صدای اره فرار میکنن .
زمین بینهایت، ثروت بینهایت، آزادی بینهایت… و تو با عشق واسه کارایی که دوست داری وقت میذاری، به بزا غذا میدی و واسه اینکه متوقف نشی، هی به مزرعه رسیدگی میکنی. خدایا شکرت.
جونم! چه باحاله که انبار غله داشته باشی و عشق کنی واسه رسیدگی به مرغ و خروسا و تأمین غذاشون همهچی فراهم باشه.
خدایا، چه حس بینظیری داره غذا دادن به اینا؛ چه صداهای بانمک و بامزهای درمیارن. خدایا، چه صحنههای رویایی! من با تمام وجود استاد رو تحسین میکنم؛ به خاطر خلق این آزادی بینهایت، این همه ثروت و تجربههای خوب که با همراهی بینظیر خانم شایسته قاطی شده. خدایا شکرت.
و دوباره غذا دادن به بزا با صدای «فیتفیت» واسه دوست شدن و شرطی شدنشون… اینا نتیجهی متفاوت فکر کردنه؛ حتی توی کارای ساده، که میتونه همهچی رو جذاب کنه.
چه جالب! منم توی زندگی شخصی خودم هر روز کلی کار مثل مرتب کردن خونه، آشپزی، خرید و این چیزا انجام میدم و هیچوقت حواسم نبود که این تجربههای زندگی چقدر قشنگ بودن. خدایا شکرت.
و اما صحبتای بامزهی استاد دربارهی شازده؛ میدونین درسش واسه من چی بود؟ اینکه زندگی امروز استاد حاصل نگاه کردن به همین جزئیات و لذت بردن از اوناست. اگه الان توی این سطح لذت میبرن، نتیجهی لذت بردن همیشگی از روند زندگیشون بوده. این درس واسه منم درس بزرگی بود؛ اینکه چقدر میتونم بیشتر خوش بگذرونم و نتایج هیجانانگیز بسازم.
خلاصه، مهمتر از دیدن این تجربهها، لذت بردن ازشونه، درک کردنشون و استفاده کردنشون توی زندگی خودمونه.
بزها خیلی شیطون و جالبن و چقدر عالی که غذاشون همونجا هست و راحت میتونن استفاده کنن
مرغ ها وقتی رها میشن و میدون بیرون خیلی باحالن قشنگ مشخصه چشم میزنن تا در باز شه و تا باز میشه اول فقط میدون و بعد که یکم ازادی حس کردن مشغول خوردن میشن. این حسیکه بعد ازاد شدنشون دارن یک حس واقعیه که ادم حسش میکنن حس ازادی و رهایی
و چقدر من هر بار این صحنه را میبینم حالم خوب میشه
اردک ها نازنین عاشق اون کلاهک های مویی روی سرشونم که چقدر زیباشون کرده و خاصن خیلی نازن
چقدر بهتر جا به جاشون کردین واقعا نیاز بود دیگه بزرگ شدن
الان ک دارم این متن رو مینویسم تقریبا دو ساعت پیش همکارم بهم پیام داد ک گفتن ب خانم نظری بگید ک دیگه نیان سرکار. من کادر درمان بودم و روزانه بالای ده ساعت ب مدت سه سال تو اون بیمارستان کار میکردم.
اولش شاک شدم ک چرا مگه من چ اشتباهی داشتم و چیکار کردم.. بعدش ب فکر قبضهایی ک داشتم افتادم ک الان چطوری اونا رو باید پرداخت کنم و دیگه پولی ک ندارم و ال بل.. نیم ساعتی شاک بودم.
ولی بعدش گفتم فرشته تو داری روی خودت کار میکنی پس این ب نفع تو هست، تو لیاقت و ارزشت بیشتر از اونجا شده، خداوند هستش ک رزق و روزی تورو میده ن اون ادما، تو الان آزادی و میتونی بیشتر و با دقت بیشتر روی فایل ها و خودت کار کنی، اتفاقات خوبی در راهه و… ب هر ترتیبی بود سعی بر کنترل ذهنم داشتم و دارم.
اومدم سایت و گفتم خدایا دلیل این اتفاق رو بهم بگو چیه و این صفحهی نشانهی من بود الله اکبر!
دقیقا داره از هجرت و تغییرات بزرگ و خوب صحبت میکنه داره از آزادی بهم نوید میده.
قشنگ و واضح گفت بهم ک دختر تو مدارت رفته بالا و باید ازون محیط جدا بشی ..
و من میدونم اینجاست ک باید ایمان خودمو نشون بدم و حال خودمو خوب نگه دارم. چن روز دیگه عروسی دختر داییمه و فعلا میخام از عروسی نهایت لذت و استفاده رو ببرم و فول تایم روی فایل هایی ک دارم کار کنم، کارهای سایتمو ک نصفه مونده با دقت و وسواس بیشتری پیش ببرم، از بودن کنار عزیزانم لذت ببرم و …
میدونم ک ان شاءالله خیر منه و خداوند بار منو زمین نمیذاره و منو از اون محیط پر از مریض و مشکلات رها کرده تا ب جای مثبت و عالی ک کلی باعث رشد و موفقیت بیشترم میشه سوق بده. خدایاشکرت
فقط میخام ذهنمو خالی کنم و با فایل ها و توحید پرش کنم و از خداوند هدایت و کمک ب راه راست ب راه کسانی ک ب انها نعمت داده است و نه گمراهان هدایت بکنه آمین
ان شاءالله از تجربیات خوب و اتفاقات خوب بعد این داستان ک کسب میکنم میام و براتون مینویسم
به نام خدا
خدایا، چه باحاله آدم توی همچین جای خفنی زندگی کنه و کارای مزرعهای انجام بده. خدایا شکرت، خیلی بینظیره! بهبه، روزی که اردکا قراره برن جای جدید، چه تجربه خفنیه. من خودم اینو تجربه کردم. مخصوصاً توی همچین فضای بزرگی که هیچ مرزی واسه داشتن حیونا و پرندههای مزرعه نداری. کثیفی معلوم نیست که دریایی از باغ و خاکه، تازه خاکش هم خیلی خوبه واسه کشت چون مرغا بهش کود میدن. یا مثلاً وقتی با فکر درست از بزها استفاده میکنی و درختا رو هرس میکنی، واقعاً حال میده. داشتن این بزهای نمکی، مخصوصاً شازده، خیلی کیف داره.
این حس آزادی زمانی و مکانی، بینظیره.
دیگه دیوونه شدم از دویدن مرغها، خیلی نمکی بودن، خیلی حال کردم. خدایا شکرت.
من عاشق اردکم، خیلی شیرینن. تخمگذاریشون عالیه و تخماشونم خیلی خوشمزهست. یادمه یه مدت کلی تخم اردک میفروختم. خدایا شکرت! حالا هم قراره با همکاری خانم شایسته اینا رو ببرین یه فضای بزرگتر. چه همکاری عاشقانه و جذابیه، خدایا، دیوونه شدم!
خانم شایسته با لبخند و انرژی مثبت دارن لامپهای گرمای مادر رو واسه اردکا نصب میکنن، خیلی خوبه.
کشت ما رو این خروس
وای، چه حس خوبی داره وقتی بوقلمون رو اینجوری ناز میکنی و چه صدای باحالی درمیاره چقدر اخه میتونه زندگی توی یک روز زیبایی بهت بده؟!
استاد چقدر لاغرتر و خوشاندامتر شدن.
خیلی خوبه که یه سیستم قوی واسه اردکا درست کردن، خیال همه راحت شده از بابت جای خواب و آب و غذا.
آفتاب گرفتن اردکا خیلی باحاله حالشونو خیلی خوب کرده، و باحال خوابیدن.
بهبه، یه صبح دیگه توی زمین 20 هکتاری خودت، توی بهترین جای فلوریدا، با کلی مرغ و خروس نمکی که با ذوق میدون و میچرن و بازی میکنن؛ چه صحنه رویاییه! خدایا، چه زیادن و چه آب و غذا و چراگاه بینهایتی براشون هست. برونی رو ببین! توی زمین 20 هکتاری باشی، اسب داشته باشی، مرغ و خروس داشته باشی و پول بینهایت واسه نگهداریشون… منابع و مکان هم که دیگه نگو. خدایا، چقدر همهچی میتونه کافی باشه و حتی خیلی بیشتر از نیازت.
ابزار و وسایل هم که ماشاالله، هرچی بخوان از بهترین برندای دنیا دارن.
فقط نگاه کردن به بزا خیلی باحاله، مخصوصاً وقتی از صدای اره فرار میکنن .
زمین بینهایت، ثروت بینهایت، آزادی بینهایت… و تو با عشق واسه کارایی که دوست داری وقت میذاری، به بزا غذا میدی و واسه اینکه متوقف نشی، هی به مزرعه رسیدگی میکنی. خدایا شکرت.
جونم! چه باحاله که انبار غله داشته باشی و عشق کنی واسه رسیدگی به مرغ و خروسا و تأمین غذاشون همهچی فراهم باشه.
خدایا، چه حس بینظیری داره غذا دادن به اینا؛ چه صداهای بانمک و بامزهای درمیارن. خدایا، چه صحنههای رویایی! من با تمام وجود استاد رو تحسین میکنم؛ به خاطر خلق این آزادی بینهایت، این همه ثروت و تجربههای خوب که با همراهی بینظیر خانم شایسته قاطی شده. خدایا شکرت.
و دوباره غذا دادن به بزا با صدای «فیتفیت» واسه دوست شدن و شرطی شدنشون… اینا نتیجهی متفاوت فکر کردنه؛ حتی توی کارای ساده، که میتونه همهچی رو جذاب کنه.
چه جالب! منم توی زندگی شخصی خودم هر روز کلی کار مثل مرتب کردن خونه، آشپزی، خرید و این چیزا انجام میدم و هیچوقت حواسم نبود که این تجربههای زندگی چقدر قشنگ بودن. خدایا شکرت.
و اما صحبتای بامزهی استاد دربارهی شازده؛ میدونین درسش واسه من چی بود؟ اینکه زندگی امروز استاد حاصل نگاه کردن به همین جزئیات و لذت بردن از اوناست. اگه الان توی این سطح لذت میبرن، نتیجهی لذت بردن همیشگی از روند زندگیشون بوده. این درس واسه منم درس بزرگی بود؛ اینکه چقدر میتونم بیشتر خوش بگذرونم و نتایج هیجانانگیز بسازم.
خلاصه، مهمتر از دیدن این تجربهها، لذت بردن ازشونه، درک کردنشون و استفاده کردنشون توی زندگی خودمونه.
خدایا شکرت.
236
چقدر این حیوانات به پرادایس حس و حال عالی داده
چقدر باعث سر زندگی و تازگین
بزها خیلی شیطون و جالبن و چقدر عالی که غذاشون همونجا هست و راحت میتونن استفاده کنن
مرغ ها وقتی رها میشن و میدون بیرون خیلی باحالن قشنگ مشخصه چشم میزنن تا در باز شه و تا باز میشه اول فقط میدون و بعد که یکم ازادی حس کردن مشغول خوردن میشن. این حسیکه بعد ازاد شدنشون دارن یک حس واقعیه که ادم حسش میکنن حس ازادی و رهایی
و چقدر من هر بار این صحنه را میبینم حالم خوب میشه
اردک ها نازنین عاشق اون کلاهک های مویی روی سرشونم که چقدر زیباشون کرده و خاصن خیلی نازن
چقدر بهتر جا به جاشون کردین واقعا نیاز بود دیگه بزرگ شدن
مثل همیشه این بخش هم عالی پر از حس زندگی
به نام خداوند بخشنده و مهربان
چ کسی وفادار تر از خداوند ب عهد خویش است؟!
الان ک دارم این متن رو مینویسم تقریبا دو ساعت پیش همکارم بهم پیام داد ک گفتن ب خانم نظری بگید ک دیگه نیان سرکار. من کادر درمان بودم و روزانه بالای ده ساعت ب مدت سه سال تو اون بیمارستان کار میکردم.
اولش شاک شدم ک چرا مگه من چ اشتباهی داشتم و چیکار کردم.. بعدش ب فکر قبضهایی ک داشتم افتادم ک الان چطوری اونا رو باید پرداخت کنم و دیگه پولی ک ندارم و ال بل.. نیم ساعتی شاک بودم.
ولی بعدش گفتم فرشته تو داری روی خودت کار میکنی پس این ب نفع تو هست، تو لیاقت و ارزشت بیشتر از اونجا شده، خداوند هستش ک رزق و روزی تورو میده ن اون ادما، تو الان آزادی و میتونی بیشتر و با دقت بیشتر روی فایل ها و خودت کار کنی، اتفاقات خوبی در راهه و… ب هر ترتیبی بود سعی بر کنترل ذهنم داشتم و دارم.
اومدم سایت و گفتم خدایا دلیل این اتفاق رو بهم بگو چیه و این صفحهی نشانهی من بود الله اکبر!
دقیقا داره از هجرت و تغییرات بزرگ و خوب صحبت میکنه داره از آزادی بهم نوید میده.
قشنگ و واضح گفت بهم ک دختر تو مدارت رفته بالا و باید ازون محیط جدا بشی ..
و من میدونم اینجاست ک باید ایمان خودمو نشون بدم و حال خودمو خوب نگه دارم. چن روز دیگه عروسی دختر داییمه و فعلا میخام از عروسی نهایت لذت و استفاده رو ببرم و فول تایم روی فایل هایی ک دارم کار کنم، کارهای سایتمو ک نصفه مونده با دقت و وسواس بیشتری پیش ببرم، از بودن کنار عزیزانم لذت ببرم و …
میدونم ک ان شاءالله خیر منه و خداوند بار منو زمین نمیذاره و منو از اون محیط پر از مریض و مشکلات رها کرده تا ب جای مثبت و عالی ک کلی باعث رشد و موفقیت بیشترم میشه سوق بده. خدایاشکرت
فقط میخام ذهنمو خالی کنم و با فایل ها و توحید پرش کنم و از خداوند هدایت و کمک ب راه راست ب راه کسانی ک ب انها نعمت داده است و نه گمراهان هدایت بکنه آمین
ان شاءالله از تجربیات خوب و اتفاقات خوب بعد این داستان ک کسب میکنم میام و براتون مینویسم
دوستون دارم
فرشته