این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/01/abasmanesh-13.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2022-01-26 06:09:502022-02-07 17:37:52سریال زندگی در بهشت | قسمت 251
213نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدا را سپاس ازدیدن روابط خوب وعالی بین مریم خانم ودوستان خوبشان وهمهچیز جور شد تا وسیله مریم خان درست شد وهوای خوب گرم خانه مثل هوای گرم خانه ما رد این روز بارانی قشنگ واز دیدن دو دوست خوب با اندام قشنگ لذت بردم واحساس من هم مثل آنها خوب بود پارادایس مثل همیشه زیبا بود و مریم خانم عزیز که همه کاره هست وروی کار خودش تمرکز میگذاره من هم متوجه شدم 6ر چه تمرکز صددرصد باشه کار عال در میاد وایشون ودوستانشون رو تحسین می کنم و سپاسگزارم که این فیلم دیدم واز این ک6 دوستان تونستن مهاجرت کنن به آمریکا خوشحال هستم و خدا را شکر که به هدفشان رسیدند
خدایا شکر بابت این فایلهای رایگان که هر کدام آگاهی خوبی برای ما داره
چقدر صحبتهای مریم جان همیشه عالیه دقیقا مراحل را مثل ما سپری میکنه و همین باعث میشه حرفهاش خیلی شنیدنی و فهمیدنی بشه مثلا صحبتهای استاد بارها گوش میدم تا نکاتش یاد بگیرم اما مریم جان همون نکته اصلی میگه و تمام و یادمیگیرم
اینکه تمرکزی روی کارش پیش رفته بعد تموم شده الان وقت برای این انباکسینگ گذاشته
اصولا ما وسط کارهامون سریع با هر اتفاقی رها میکنیم و میریم سراغ موضوع جدید، من خودم بودم صدذرصد اول بسته را باز میکردم و کلا بیخیال کارم میشدم و بعد هم کارمو بخاطر این وقفه مثل قبل انجام نمیدادم و چقدر این نکته به جا هست من خودم وقتی چند ساعت تمرکزی روی کارم وقت میزارم هم نتایج خوبی میگیرم هم ذهنم انقدر تند تند انجامش میده که مثلا چند تا پست میسازم و ایده هاش میاد ولی وقتی جسته گریخته انجام میدم نه تنها زمان بیشتری میبره بلکه کیفیتش هم پایینتره و مشخصه بازدهی کارم،
من این دوره را ندارم بعد از دوازده قدم ان شالله شروعش میکنم چون الان موضوع اصلیم هنوز ثروت نیست و فعلا نمیتونم تمرکزی پیش برم پس فعلا تکاملمو در مراحل دیگه زندگیم دارم پیش میرم ولی صددرصد این دوره را میخرم چون میدونم عالیه و همین یک اصل که بتونم تمرکز کنم عالیه
و در واقع فکر میکنم ریشه اصلیش باز باور کمبود هست ما میخوایم در همزمان چند تا کار را انجام بدیم چون میگیم وقت کمه و همه را نصفه نیمه گذاشتیم
مثلا یکم کار میکنیم یکم درس میخونیم یکم ورزش میکنیم و هیچوقت نه پولدار میشم نه خوش اندام نه دانشمند فقط در همون سطح باقی میمونیم با این حس که من دارم تلاش میکنم اما بی فایده
بارها تلاش کردم متمرکز کار کنم اما انقدر از بچگی چند تا کار انجام میدادم چند تا کلاس میرفتم که الانم تغییرش سخته و الان متوجه شدم بجای اینکه خودمو مجبور کنم بشینم زوی یک کار تمرکز کنم بشینم با خودم این باور بسازم زمان هست وقت هست مثلا من شش ماه ورزش کنم و… اندامم ساخته میشه و بعدش میرم هدف بعدی اصلا نیاز نیست انقدر پراکنده تلاش کنم و باید اول از همه باورمو درست کنم تا بقیش درست بشه
ممنون مریم جان بابت این نکته بجا و کاربردی
نکته بعدی هم دوستتون گفتن که اصولا نود درصد خانمهای ایرانی این تصور دارن این کار مردانه هست صبر کن بابات یا داداشت یا همسرت بیاد انجام بده تو بهش دست نزن و…
خب تهش هم ما کلی وسیله خراب و تعمیرات منزل داریم که همیشه منتظریم یکی بیاد درستش کنه و خیلی مواقع ماهها طول میکشه
خب اگه خودمون انجامش بدیم چی میشه
اون مسله حل میشه و تمام
حتی کلی یادگیری برامون داره و کلی حس خوب و موفقیت
اصلا نیاز نیست همیشه دنبال نفر کمکی باشیم باید به خودمون و توانایی هامون باور ذاشته باشیم و برعکس این موضوع در مورد اقایونی که حتی یک غذای ساده بلد نیستن و هیچوقت هم انجامش نمیدن چون فکر میکنن یک کار زنانه هست و من اشپزی نمیتونم بکنم و کلا در کارهای خونه همیشه باید یک خانم کنارشون باشه و وقتی خانم نباشه اونموقع یا خونه مادرشون یا غذاهای اماده و… میخورن
و این مسله دقیقا در فرهنگ ما در مورد شغلها، روابط، و… همیشع دیده میشه که از من نوعی شروع میشه که این چرخه را قطع کنم
همانطور که یک زمانی میکفتن دوچرخه برای پسر عروسک برای دختر
ولی بعد دختزان هم دوچرخه سوار شدن و همون دختران الان دارن موتور سوار میشن چیزیکه همیشه میکفتن پسرونه هست اصلا چرا باید دختر موتور سوار شه و این تغییر مطمینا در نسل های بعد از من نوعی شروع میشه
چقدر خوبه که با اگاهی های شما، ما شروع اون تغییریم
به نام خداوندی که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگیست
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
خدای مهربونم شکرت بابت سلامتیمون
با سلامخدمت استاد عزیزم و مریم جان عزیزم
مریم جان واقعا عالی و تاثیر گزار هست این فایل
وآموزنده ….خدا رو شاکرم که به این فایل هدایت شدم….
خیلی فوق العاده و عالیست که برنامه هاتون اولویت بندی داره و این یک درس بزرگ برای من بود
و خدا رو شاکرم که همیشه همهچیز را برای ما در زمان مناسب، شرایط مناسب، با افراد مناسب و…انجام میدهد و اینکه کار شما هم طبق زمانبندی بی نظیر خداوند انجام شد خیلی زیبا بود
خداروشکر که این دوستان هم به کشور آمریکا مهاجرت کردن و هدایت شدن و شما رو ملاقات کردن
و تحسین میکنم شمارو مریم جون که همه ی کارها رو دقیق و عالی انجام میدید و کاملا پیداست که تکاملتون رو عالی گذروندید….
خیلی دوستون دارم
در پناه الله یکتا شاد و پیروز و سلامت باشید
و امیدوارم که من هم به یکی از خواسته هام که دیدن شما و استاد عزیزم هست برسم
آقا اول بگمچه دوستان گلی دارید، آقا رامتین و همسر خو انرژیشون. عجب امسان های شریفی. حالا از آهنگ بگم که آخرش میگه، من میتونم دوباره شروع کنم، دوباره انتخاب کنم که حسم خوب باشه، دوباره میتونم عاشق زندگی بشم. یا اولش میگه که امیدوار باش به چیزای خوبی که فردا زندگی برات میاره. خب تمام این خوبی هارو دیدیم، از خیر بودن اتفاقات به ظاهر ناجالب، مثل خراب شدن ماشین دوستاتون. از زمان و مکان مناسب بودن میشه گفت که دوستتون که کارش اصلا سیستم تهویست دقیقا سردترین روز سال با وسایل اومد مهمونی! اصلا خیلی عالیه، یعنی راحتتر از این ؟! خداهمه کار رو راحت کرده.
تحسین میکنمدوستانتون رو که بجای اینکه ناراحت هزینه های احتمالی ماشین خراب شدنشون باشن، انقدر با حس خوب اومدن دوباره پیشتون، تحسین میکنه انقدر شماع بودن که از فنلاد بیان آمریکا و تازه انقدر دیدمثبتی به مسائل دارن که از زندگی در آمریکا لذت میبرن، و این ها میشن یک الگو برای منی که از ترکیه به آمریکا مهاجرت کردم، فهمیدم که برخلاف چیزی که همه اطرافم میگن که مهاجرت اولش راحت نیست، که اولش دردسر و… هست، این دوستان الگویی هستن که میشه راضی بود، لذت برد و اولشم حتی با شرایط خوب بود و درادامه هم لذت برد و بهتر و بهتر شد.
این نشانه روزم بود و نکات مثبت زیادی دیدم، نکات بالا هرچی بود که یادگرفتم امروز و سپاسگذار خدام که هدایتم کرد به این موارد!
سلام به همه عباسمنشی های عزیز و استاد عزیز و مریم جونم.
امیدوارم که همگی شما در بهترین زمان و بهترین مکان باشید و بتونید در زمان تضادها ذهن تون رو کنترل کنید. چند وقتی هست که روی دوره قدم اول و دوره هم جهت با جریان خداوند کار میکنم. شاید یکی از دلایلی که هنوز آرامشی درونم هست، از آگاهی های این دوره بوده.
الان حسم گفت بیام کامنت بذارم ولی گفتم چون مرتبط به موضوعات دوره هایی که الان دارم کار میکنم، نیست، پس از نشانه امروز من استفاده کنم.
امروز یک شرایطی در سرزمینی که زندگی میکنم رخ داده که ذهنم رو درگیر کرد و نگران هم شدم؛ هرچند داخل تمرین ستاره قطبی از خدا هدایت خواستم.
برادرزاده م که کوچیک هست و به فرکانس خداوند نزدیکه، ازش یه سوال پرسیدم و از خدا هدایت خواستم. بهش گفتم آرتین به نظرت جنگ چی میشه؟ اونم گفت جنگ تو مغزته!!!!! فکرش رو بکن!!! اصلا شوک شدم. گفتم فاطمه تو که داری روی این آگاهی ها کار میکنی، بیا مثل هر روز همون روند مومنتوم مثبت رو ادامه بده خدا آروم ت میکنه. الان هم دارم روی این دو دوره کار میکنم ولی حسم گفت این ردپا رو بذارم حتما.
یه نکته دیگه که همش دنبال اخبار کانال تلگرام بودم، خدا کمکم کرد که نت رو محدود کنن، این محدودیت به نفع من شد که هی ورودی نامناسبی که باعث ترس و نگرانی م میشه رو حذف کنم.
خدایا شکرت که این روزها به سلامت میگذره و در آرامش و صلح و برکت و عشق و ثروت، زیر سایه هدایت و اربابی تو، بندگی میکنیم و به بهترین مکان و بهترین زمان هدایت میشیم.
خدایا شکرت که یک راه بسیار عظیم برای کنترل ذهن دارم. خدایا شکرت برای این دستان عزیزت. خدایا من خیلی خیلی کوچولوم در برابرت. من به آغوش امن تو پناه میارم من و بغل کن. هدایتم کن آرومم کن عزیزانم رو حفظ کن. خدایا من به هر خیری که از تو بهم برسه، به شدت شدت شدت شدت نیازمندم.
ما هنوز متوجه نشدیم که در چه فاصله ای از چیزیکه دوستش داریم بایستیم تا همچنان دوستش داشته باشیم
ما یا انقدر فاصله میگیریم که دوست داشتن یادمون بره یا انقدر نزدیکمیشیم که دیگه اون طرفرونمیبینیم
این جمله هایی که گفتین…همشون…خود خود منن
من حتی توی روابط دوستی مم نمیدونم باید کجا وایستم
همیشه یکم دور تر وایمیستم که مزاحم نباشم یا اگه کسی واقعا خواست بیاد با من که من مزاحم روابط دوستی ش نشم
ولی این واقعا مزاحم نشدنه؟ بیشتر انگار خودمو دارم ازشون دور نگه میدارم…
(امروز با یکی از بچه های کلاس حرف میزدم و متوجه شدم وقتی من دارم تقریبا اونو دوست خودم حساب میکنم و انتظار دارم سمتم بیشتر بیاد، نمیاد، مثل بقیه نیست اجتماعی باشه، از بس خجالتیه، نمیخواد مزاحم من بشه دقیقا کاری که من با بقیه میکنم ولی من حتی از کارش ناراحت شدم اینجوزی بودم که ما الان تقریبا دوستیم چرا باید از من خجالت بکشی یا خودتو دور نگه داری…منظورم اینه که من خودمم همینجوری بودم تا خیلی وقت ها و هنوزم یکم هستم که خودمو عمدا دور نگه میدارم تا بقیه بیان سمتم و مطمئن بشم که اونا منو میخوان و مزاحم شون نیستم)
بعد که باهاشون صمیمی میشم یهویی به ملت فشار ممکنه وارد شه چون بهشون میچسبم:)چون دیگه نگران این نیستم که منو نخوان و همه وجودم میذارم
بعد که خسته میشن دوباره میکشم عقب
اصن نباید دور و نزدیک هم بشم باید فقط فاصله مو به حد مناسب خفظ کنم ولی هیچوقت اینو یاد نگرفتم…
مرسی که با کامنت تون منو از مسائل وجودی خودم آگاه کردید، عاشقتونم و ازتون ممنونم بابت نوشتن اون جملات.
راستی منم شونزده و نیم سالمه و خب یکی از کم سن ترین ها حساب میشم:)از کلاس نهم استاد رو میشناسم از دو سال پیش:)))
خدا را سپاس ازدیدن روابط خوب وعالی بین مریم خانم ودوستان خوبشان وهمهچیز جور شد تا وسیله مریم خان درست شد وهوای خوب گرم خانه مثل هوای گرم خانه ما رد این روز بارانی قشنگ واز دیدن دو دوست خوب با اندام قشنگ لذت بردم واحساس من هم مثل آنها خوب بود پارادایس مثل همیشه زیبا بود و مریم خانم عزیز که همه کاره هست وروی کار خودش تمرکز میگذاره من هم متوجه شدم 6ر چه تمرکز صددرصد باشه کار عال در میاد وایشون ودوستانشون رو تحسین می کنم و سپاسگزارم که این فیلم دیدم واز این ک6 دوستان تونستن مهاجرت کنن به آمریکا خوشحال هستم و خدا را شکر که به هدفشان رسیدند
251
خدایا شکر بابت این فایلهای رایگان که هر کدام آگاهی خوبی برای ما داره
چقدر صحبتهای مریم جان همیشه عالیه دقیقا مراحل را مثل ما سپری میکنه و همین باعث میشه حرفهاش خیلی شنیدنی و فهمیدنی بشه مثلا صحبتهای استاد بارها گوش میدم تا نکاتش یاد بگیرم اما مریم جان همون نکته اصلی میگه و تمام و یادمیگیرم
اینکه تمرکزی روی کارش پیش رفته بعد تموم شده الان وقت برای این انباکسینگ گذاشته
اصولا ما وسط کارهامون سریع با هر اتفاقی رها میکنیم و میریم سراغ موضوع جدید، من خودم بودم صدذرصد اول بسته را باز میکردم و کلا بیخیال کارم میشدم و بعد هم کارمو بخاطر این وقفه مثل قبل انجام نمیدادم و چقدر این نکته به جا هست من خودم وقتی چند ساعت تمرکزی روی کارم وقت میزارم هم نتایج خوبی میگیرم هم ذهنم انقدر تند تند انجامش میده که مثلا چند تا پست میسازم و ایده هاش میاد ولی وقتی جسته گریخته انجام میدم نه تنها زمان بیشتری میبره بلکه کیفیتش هم پایینتره و مشخصه بازدهی کارم،
من این دوره را ندارم بعد از دوازده قدم ان شالله شروعش میکنم چون الان موضوع اصلیم هنوز ثروت نیست و فعلا نمیتونم تمرکزی پیش برم پس فعلا تکاملمو در مراحل دیگه زندگیم دارم پیش میرم ولی صددرصد این دوره را میخرم چون میدونم عالیه و همین یک اصل که بتونم تمرکز کنم عالیه
و در واقع فکر میکنم ریشه اصلیش باز باور کمبود هست ما میخوایم در همزمان چند تا کار را انجام بدیم چون میگیم وقت کمه و همه را نصفه نیمه گذاشتیم
مثلا یکم کار میکنیم یکم درس میخونیم یکم ورزش میکنیم و هیچوقت نه پولدار میشم نه خوش اندام نه دانشمند فقط در همون سطح باقی میمونیم با این حس که من دارم تلاش میکنم اما بی فایده
بارها تلاش کردم متمرکز کار کنم اما انقدر از بچگی چند تا کار انجام میدادم چند تا کلاس میرفتم که الانم تغییرش سخته و الان متوجه شدم بجای اینکه خودمو مجبور کنم بشینم زوی یک کار تمرکز کنم بشینم با خودم این باور بسازم زمان هست وقت هست مثلا من شش ماه ورزش کنم و… اندامم ساخته میشه و بعدش میرم هدف بعدی اصلا نیاز نیست انقدر پراکنده تلاش کنم و باید اول از همه باورمو درست کنم تا بقیش درست بشه
ممنون مریم جان بابت این نکته بجا و کاربردی
نکته بعدی هم دوستتون گفتن که اصولا نود درصد خانمهای ایرانی این تصور دارن این کار مردانه هست صبر کن بابات یا داداشت یا همسرت بیاد انجام بده تو بهش دست نزن و…
خب تهش هم ما کلی وسیله خراب و تعمیرات منزل داریم که همیشه منتظریم یکی بیاد درستش کنه و خیلی مواقع ماهها طول میکشه
خب اگه خودمون انجامش بدیم چی میشه
اون مسله حل میشه و تمام
حتی کلی یادگیری برامون داره و کلی حس خوب و موفقیت
اصلا نیاز نیست همیشه دنبال نفر کمکی باشیم باید به خودمون و توانایی هامون باور ذاشته باشیم و برعکس این موضوع در مورد اقایونی که حتی یک غذای ساده بلد نیستن و هیچوقت هم انجامش نمیدن چون فکر میکنن یک کار زنانه هست و من اشپزی نمیتونم بکنم و کلا در کارهای خونه همیشه باید یک خانم کنارشون باشه و وقتی خانم نباشه اونموقع یا خونه مادرشون یا غذاهای اماده و… میخورن
و این مسله دقیقا در فرهنگ ما در مورد شغلها، روابط، و… همیشع دیده میشه که از من نوعی شروع میشه که این چرخه را قطع کنم
همانطور که یک زمانی میکفتن دوچرخه برای پسر عروسک برای دختر
ولی بعد دختزان هم دوچرخه سوار شدن و همون دختران الان دارن موتور سوار میشن چیزیکه همیشه میکفتن پسرونه هست اصلا چرا باید دختر موتور سوار شه و این تغییر مطمینا در نسل های بعد از من نوعی شروع میشه
چقدر خوبه که با اگاهی های شما، ما شروع اون تغییریم
مبارکتون باشه مریم جان موتور بی نظیریه
به نام خداوندی که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگیست
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
خدای مهربونم شکرت بابت سلامتیمون
با سلامخدمت استاد عزیزم و مریم جان عزیزم
مریم جان واقعا عالی و تاثیر گزار هست این فایل
وآموزنده ….خدا رو شاکرم که به این فایل هدایت شدم….
خیلی فوق العاده و عالیست که برنامه هاتون اولویت بندی داره و این یک درس بزرگ برای من بود
و خدا رو شاکرم که همیشه همهچیز را برای ما در زمان مناسب، شرایط مناسب، با افراد مناسب و…انجام میدهد و اینکه کار شما هم طبق زمانبندی بی نظیر خداوند انجام شد خیلی زیبا بود
خداروشکر که این دوستان هم به کشور آمریکا مهاجرت کردن و هدایت شدن و شما رو ملاقات کردن
و تحسین میکنم شمارو مریم جون که همه ی کارها رو دقیق و عالی انجام میدید و کاملا پیداست که تکاملتون رو عالی گذروندید….
خیلی دوستون دارم
در پناه الله یکتا شاد و پیروز و سلامت باشید
و امیدوارم که من هم به یکی از خواسته هام که دیدن شما و استاد عزیزم هست برسم
سلاماستاد، و یک سلام ویژه به خانم شایسته
آقا اول بگمچه دوستان گلی دارید، آقا رامتین و همسر خو انرژیشون. عجب امسان های شریفی. حالا از آهنگ بگم که آخرش میگه، من میتونم دوباره شروع کنم، دوباره انتخاب کنم که حسم خوب باشه، دوباره میتونم عاشق زندگی بشم. یا اولش میگه که امیدوار باش به چیزای خوبی که فردا زندگی برات میاره. خب تمام این خوبی هارو دیدیم، از خیر بودن اتفاقات به ظاهر ناجالب، مثل خراب شدن ماشین دوستاتون. از زمان و مکان مناسب بودن میشه گفت که دوستتون که کارش اصلا سیستم تهویست دقیقا سردترین روز سال با وسایل اومد مهمونی! اصلا خیلی عالیه، یعنی راحتتر از این ؟! خداهمه کار رو راحت کرده.
تحسین میکنمدوستانتون رو که بجای اینکه ناراحت هزینه های احتمالی ماشین خراب شدنشون باشن، انقدر با حس خوب اومدن دوباره پیشتون، تحسین میکنه انقدر شماع بودن که از فنلاد بیان آمریکا و تازه انقدر دیدمثبتی به مسائل دارن که از زندگی در آمریکا لذت میبرن، و این ها میشن یک الگو برای منی که از ترکیه به آمریکا مهاجرت کردم، فهمیدم که برخلاف چیزی که همه اطرافم میگن که مهاجرت اولش راحت نیست، که اولش دردسر و… هست، این دوستان الگویی هستن که میشه راضی بود، لذت برد و اولشم حتی با شرایط خوب بود و درادامه هم لذت برد و بهتر و بهتر شد.
این نشانه روزم بود و نکات مثبت زیادی دیدم، نکات بالا هرچی بود که یادگرفتم امروز و سپاسگذار خدام که هدایتم کرد به این موارد!
سلام استاد عزیزم
سلام خانم شایسته همه فن حریف
تازه از سفر شیراز برگشتم این فایل را قبل از سفرم دانلود کرده بودم اما نشد توی مسافرت نگاه کنم شاید وقتش الان بود.
تشکر از استاد عزیزم که ماشین به این زیبایی وکارایی برای خانم شایسته خریدند.
احسنت به خانم شایسته که اینقدر تمرکزی روی دوره ثروت دو کار کردند ان شالله منم به زودی در مدار خریدش قرار بگیرم
احسنت به خانم شایسته که اینقدر کارهای فنی را خوب بلد هستند
احسنت به دوستان عزیزی که اینقدر عالی روی خودشون کار کردند که تونستند از نزدیک استاد و خانم شایسته را ملاقات کنند.
سلام به همه عباسمنشی های عزیز و استاد عزیز و مریم جونم.
امیدوارم که همگی شما در بهترین زمان و بهترین مکان باشید و بتونید در زمان تضادها ذهن تون رو کنترل کنید. چند وقتی هست که روی دوره قدم اول و دوره هم جهت با جریان خداوند کار میکنم. شاید یکی از دلایلی که هنوز آرامشی درونم هست، از آگاهی های این دوره بوده.
الان حسم گفت بیام کامنت بذارم ولی گفتم چون مرتبط به موضوعات دوره هایی که الان دارم کار میکنم، نیست، پس از نشانه امروز من استفاده کنم.
امروز یک شرایطی در سرزمینی که زندگی میکنم رخ داده که ذهنم رو درگیر کرد و نگران هم شدم؛ هرچند داخل تمرین ستاره قطبی از خدا هدایت خواستم.
برادرزاده م که کوچیک هست و به فرکانس خداوند نزدیکه، ازش یه سوال پرسیدم و از خدا هدایت خواستم. بهش گفتم آرتین به نظرت جنگ چی میشه؟ اونم گفت جنگ تو مغزته!!!!! فکرش رو بکن!!! اصلا شوک شدم. گفتم فاطمه تو که داری روی این آگاهی ها کار میکنی، بیا مثل هر روز همون روند مومنتوم مثبت رو ادامه بده خدا آروم ت میکنه. الان هم دارم روی این دو دوره کار میکنم ولی حسم گفت این ردپا رو بذارم حتما.
یه نکته دیگه که همش دنبال اخبار کانال تلگرام بودم، خدا کمکم کرد که نت رو محدود کنن، این محدودیت به نفع من شد که هی ورودی نامناسبی که باعث ترس و نگرانی م میشه رو حذف کنم.
خدایا شکرت که این روزها به سلامت میگذره و در آرامش و صلح و برکت و عشق و ثروت، زیر سایه هدایت و اربابی تو، بندگی میکنیم و به بهترین مکان و بهترین زمان هدایت میشیم.
خدایا شکرت که یک راه بسیار عظیم برای کنترل ذهن دارم. خدایا شکرت برای این دستان عزیزت. خدایا من خیلی خیلی کوچولوم در برابرت. من به آغوش امن تو پناه میارم من و بغل کن. هدایتم کن آرومم کن عزیزانم رو حفظ کن. خدایا من به هر خیری که از تو بهم برسه، به شدت شدت شدت شدت نیازمندم.
خدایا شکرت برای این ردپا.
مریم عزیزو استادعباسمنش عزیزم سلام
من لیلام از کم سن ترین ترین و قدیمی ترین دانشجوهاتون که از وقتی 16 17 سالم بود عضوسایت شما شدم و دوره هاروخریدم وهمپای شما ادامه دادم
دیدن این فایل برای من اتفاقی شد
از طریق نشانه های امروزم این فایل رو دریافت کردم
و انقد برای من جالب بود
میخوام از منظر خودم دیدگاهم روعنوان کنم
این فایل برای من از بعد عاطفی و روابط عاطفی معنا پیدا کرد
ما همگی اینجوری یادگرفتیم که انقدر توی روابط عاطفیمون وابسته باشیم و انقدر توی گلوی هم باشیم
تا به سر حد خفگی برسونیم پارتنر هامون رو و با این رفتار از سروابستگی فضای رابطه رو برای خودمون قفس کنیم
که حتی خودمون هممجال نفس کشیدن نداشته باشیم
و عاقبت چنین رابطه ای مشخصه
ما هنوز متوجه نشدیم که در چه فاصله ای از چیزیکه دوستش داریم بایستیم تا همچنان دوستش داشته باشیم
ما یا انقدر فاصله میگیریم که دوست داشتن یادمون بره یا انقدر نزدیکمیشیم که دیگه اون طرفرونمیبینیم
برای من انقدر جالب بود که شما تنهایی سفر رفتید ومریم جون هم تنها توی پرادایس موندن
بدون اینکه از چیزی بترسن یا احساس خطرکنن
این حد از رهایی و سرسپردگیمقابل خداوند شاهکاره
این حد از استقلال عاطفی که توی یک خانوم درنبود پارتنرش میبینم برام عجیبه
دروغ چرا من در نبود استاد دلم براشون تنگمیشه موندم چجوری مریم جون طاقت دوری ایشونو دارن :))))
گذشته از شوخی این برای من درس شد که وقتی توی رابطه ی عاطفی هستم انقدر ازادی داشته باشیم هردو طرف
انقدر هردو در نبود هم زندگیمون و خودمون معنا داشته باشیم تا با نبود یکیاز طرفین هیچاتفاقومسئله ای پیش نیاد
استاد توی یکی از قدم های دوازده قدم گفته بودن من رابطه ای دارم که ازادی مطلقه
اگرمن بخوام برم سفر تنهایی میتونم برم
اگر ایشون بخواد بره میتونه بره
ومن شگفت زده ام از این صحبت
واقعا میگفتم مگه میشه
اصلا چجوری دل ادم طاقت میاره دوری رو
ولی الان که مدتیه روی خودم کارمیکنم میبینم نه دور از ذهننیست
اتفاقا با همین فایل ها ودوره ها به حدی جذابیت درونی ادم ارتقا پیدا میکنه
که نه تنها هیچاتفاق بحث کدورت سردی تو رابطه پیش نمیاره فاصله بلکه نبودن اتش عشق رو دلتنگی و اشتیاق وخواستن رو چندین برابر میکنه
باد اتش کبریت رو راحت خاموش میکنه ولی باده اتشبزرگرو شعله ور تر میکنه
درس خیلی خوبی بود برام
که خوشحالیم فقط وابسته به خودم باشه و ادمهارو راحت بزارم
و اون هارو به خداوند بسپارم که امین ترین امانت داره
و خودم با عشق وخوشحالی به زندگیم ادامه بدم و هر لحظه قشنگ ترش کنم
و قطعا با قشنگشدن زندگی من حال خیلی خوب تری به زندگی اطرافیانمم وارد میشه
وقتی من مستقل باشم
وابسته نباشم
این حس قدرت و اقتدار ناخوداگاه از من ساطع میشه و بقیه هم به طبع این حال خوب من تاثیرمیگیرن
انگیزهمیگیرن ورشد میکنن
من هر زمان اطراف خودم زن های ناشادیرودیدم که بسیاراز زندگی گلهمند هستن
و حالا دیدن زن هایی با قابلیت بالا
مستقل شاد توانمند در عین حال عاشق دلگرمم میکنه به زندگی و روابط
من ارزو دارم شما رو غرق در عشق تا ابد درکنارهم ببینم
و بهم ثابت بشه عشق واقعی وپایدار تا ابد وجود داره
ودونفر چقددددر میتونن با قدرت عشقو ایمانشون همدیگرو رشد بدن و ذره ای ترس به دلشون راه ندن
براتون یه زندگی سرشار از عشق ارزومندم استاد ومریم عزیزم.
روز سوم تعهد
سلام استاد و لیلا جون
ما هنوز متوجه نشدیم که در چه فاصله ای از چیزیکه دوستش داریم بایستیم تا همچنان دوستش داشته باشیم
ما یا انقدر فاصله میگیریم که دوست داشتن یادمون بره یا انقدر نزدیکمیشیم که دیگه اون طرفرونمیبینیم
این جمله هایی که گفتین…همشون…خود خود منن
من حتی توی روابط دوستی مم نمیدونم باید کجا وایستم
همیشه یکم دور تر وایمیستم که مزاحم نباشم یا اگه کسی واقعا خواست بیاد با من که من مزاحم روابط دوستی ش نشم
ولی این واقعا مزاحم نشدنه؟ بیشتر انگار خودمو دارم ازشون دور نگه میدارم…
(امروز با یکی از بچه های کلاس حرف میزدم و متوجه شدم وقتی من دارم تقریبا اونو دوست خودم حساب میکنم و انتظار دارم سمتم بیشتر بیاد، نمیاد، مثل بقیه نیست اجتماعی باشه، از بس خجالتیه، نمیخواد مزاحم من بشه دقیقا کاری که من با بقیه میکنم ولی من حتی از کارش ناراحت شدم اینجوزی بودم که ما الان تقریبا دوستیم چرا باید از من خجالت بکشی یا خودتو دور نگه داری…منظورم اینه که من خودمم همینجوری بودم تا خیلی وقت ها و هنوزم یکم هستم که خودمو عمدا دور نگه میدارم تا بقیه بیان سمتم و مطمئن بشم که اونا منو میخوان و مزاحم شون نیستم)
بعد که باهاشون صمیمی میشم یهویی به ملت فشار ممکنه وارد شه چون بهشون میچسبم:)چون دیگه نگران این نیستم که منو نخوان و همه وجودم میذارم
بعد که خسته میشن دوباره میکشم عقب
اصن نباید دور و نزدیک هم بشم باید فقط فاصله مو به حد مناسب خفظ کنم ولی هیچوقت اینو یاد نگرفتم…
مرسی که با کامنت تون منو از مسائل وجودی خودم آگاه کردید، عاشقتونم و ازتون ممنونم بابت نوشتن اون جملات.
راستی منم شونزده و نیم سالمه و خب یکی از کم سن ترین ها حساب میشم:)از کلاس نهم استاد رو میشناسم از دو سال پیش:)))
مرسی که تا اینجا اومدین و خوندین:)
درود بر خدای وهاب و قدرتمندم
درود بر مریم بانوی زیبا
و درود بر دوستان بهشتیم در سریال زندگی در بهشت
+ تمرکز پیوسته برای هر کاری نتیجه میدهد.
+ استقلالتون رو در اسمبل کردن تحسین میکنم مریم جون.
+ خدا را شکر که در زمان مناسب این دو دوست عزیز به کمک شما اومدن که قطعاً این هم کار خداوند هست چون از درون شما آگاهه.
+ شور و شوقتون رو در انجام کارهای پارادایس تحسین میکنم.
+ آقای رامتین رو هم تحسین میکنم برای اینکه سیستم تهویه رو درست کردن.
+ خیلی خوشحالم که این دو دوست عزیزمون تازه به امریکا مهاجرت کردند و افتخار حضور در کنار شما رو دارند.
+ هیچ فرقی بین زن و مرد نیست. همه ما یکی هستیم با تواناییهای متفاوت.
دوستون دارم توحیدی وار️️️