سریال زندگی در بهشت | قسمت 26 - صفحه 24

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

327 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه گندمکار گفته:
    مدت عضویت: 2216 روز

    سلام عزیزای دلم امیدوارم عالی باشین.

    چون یکم وقفه افتاده بین دیدن قسمتای زندگی در بهشت، اولش که نگاه میکردم خب یه سری نکات مثبت کوچیک دیدم وای ذهنم سریع گفت خب این که عادیه،اون رفتارم عادیه.

    یه لحظه به خودم اومدم گفت فاطمه اصلا هدف این سریال اینه که تو کوچکترین نکات مثبت رو هم ببینی و تحسین کنی .اتفاقا هر چی کوچکتر بهتر.

    پس بریم تحسین کنیم…

    اول که خداروشکر برا دریاچه پر آب،برا این نعمت ها،برای این فراوانی و این آزادی ..واقعا فوق العادست که عصرای تابستون بپری تو دریاچه خونت و لذت ببری از نعمات الهی

    معلومه حسابی خوش میگذره هااا از شیرجه زدنای بچه ها معلومه…

    زمانی که جوزف از اب اومد بیرون و به باباش گفت سرده حوله نیاوردیم؟ فیلم قطع شد و من حدس میزنم خانم شایسته بهش حوله داده..ممنونم عزیزجان

    از مسئولیت پذیری بچه ها که گفتید خیلی برام جالب بود.مخصوصا اونجا که گفتید به دلیل این ویژگی شون ما نعمتای بیشتری رو در اختیارشون قرار میدیم.

    واقعا زندگی هم همینه باید قدر داشته هات و بدونی و ازشون مراقبت کنی تا بیشتر بشن…من متاسفانه تو مراقبت از وسایلم خیلی خوب نیستم و باید روش کار کنم

    نکته دیگه اینکه خوشم اومد استاد وسط تو آب پریدن اومد پیچ نرده رو سفت کرد.این یعنی عقب ننداختن کارها و این فوق العاده ترین ویژگیه که یه فرد میتونه داشته باشه. یه فرد با عزت نفس.

    دیدم که هم جوزف و هم پسر اول خونواده با وجود ترس از ارتفاع آب پریدن و این خیلی جذابه. این که وارد ترست بشی و نذاری بر تو غلبه کنه.

    برادرا خیلی پشت همن خیلی از هم حمایت میکنن دویت دارم این ویژگی رو.انگار طوری بزرگ شدن که حسادتی بینشون نیست

    بابای خونواده که داره لذت میبره و نعمتا رو میبینه و میگه چه شب فوق العاده ایه..خیییلی باحاله بچشو ترغیب میکنه بپره تو آبببب چقد کیوته بابا خونواده :)))

    فقط اونجایی که گفت god blessed america ببین چفدر باور فراوانیه فوق العادیه. باور به اینکه خدا یه رحمت ویژه برای کشور امریکا داشته…ایولللل

    بازم میگم اینو خیلی خوشم میاد استاد با بچه ها ارتباط میگیره و حتی باهاشون بازی میکنه و مسابقه میده.آخه آدما وقتی بزرگ میشن معمولا حوصله ندارن ولی وقتی رو مداری حوصلش میاد چون همفرکانس بچه ها میشی.

    ولی من یه صمیمیت دیگه رو ببین استاد و جیکوب میبینم.

    ماشالا چقدر انرژی داربن چرا روز اول تموم نمیشه

    شام پیازچال همیشگیه قرار نیست چون مهمون اومده خودمون و بکشیم قراره ما هم لذت ببریم.ولی تو ایران این فرهنگ نیست واقعا..امیدوارم زمانی که خودم خونه دار شدم بتونم عملیش کنم. حتی خانم شایسته قاشق و بشقاب و هم یبار مصرف آوردن که تایمی هم سر شستنش نره. ایول

    و ترس هایی که توهمن و باید واردش شد.اگر یه الگوی مناسب داشته باشی که دیگه فبها

    دوستون دارم شب بخیر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    پریسا غفاری گفته:
    مدت عضویت: 2354 روز

    به نام خدا

    سلام

    چقدر غروب دل انگیزی هوا عالیه نور طلایی خورشید درختای سبز زیبا دریاچه فوق العاده

    لوک چقدر راحت به ترسش غلبه کرد و پرید تو آب، حتی جوزف هم برادرش رو دید اونم پرید، پدر خانواده چقدر رها بود اصلا غر نزد یا کنترل نکرد احسنت جوزف چقدر سریع و چابک هم شنا کرد

    نکته جالب اینجا پدر خانواده وقتی لوک از آب اومد بیرون گفت چی شده لوک با غر زدن یا ناراحتی جواب نداد یا حتی پدرش هم با عصبانیت امر و نهی نکرد خیلی راحت اون چسب بود چی بود از پاش کند داد به پدرش

    اون نردبون تو آب با اومدن استاد کاملا شل شد اصلا نگفتن ای بابا زدیم اینم داغون کردیم

    چقدر مسئولیت پذیر که تیوپ هم آورد بالا، خیلی با عزت‌ به نفس و رها هستن انگار نه انگار که ازشون داری فیلم میگیری خودشون هستن و اصلا نگران قضاوت دیگران نیستن هر جور دوست داشتن لذت بردن و بازی کردن، اصلا هم معذب نبودن خجالت هم نمیکشیدن که زشته مزاحم شدیم یا خونه ی میزبان و شلوغ کردیم

    جالب بود برادر بزرگه هم دلسوزی نکرد برای جوزف که بره کمکش

    اون تیوب گرد چقدر قشنگ و خوش طرح بود، خانم شایسته و استاد هم کاملا نسبت به وسایل و خونه شون رها بودن، حتی خانم شایسته هم اصلا دخالت نکرد یا غر هم نزد که اینو نبر اینو بیار و..

    اینجا جوزف سردش بود خانم شایسته دلسوزی نکرد که گناه داره سردشه برم حوله بیارم الان چی فکر می‌کنن زشته بعدش ازش پرسید کمک میخای اگه سردت شده همین.

    استاد هم خودش میرفت تیوپ و وسایلی که میخاست آورد اصلا به خانم‌ شایسته نگفت اینو بیار اونو ببر غذا کی آماده میشه گشنمونه، چقدر مسئولیت پذیر بعد باد تیوپ استاد رفت ابزار آورد و پیچ اون نردبون دریاچه رو سفت کرد نگفت ول کن بابا حالا بعدا درست میکنم

    جیکوب هم چقدر با عزت به نفس با خودش اوکی بود چه پسر زیبا و دوست داشتنی هم هست. لیوای هم نگران فکر و قضاوت دیگران نبود که الان در موردم چی فکر می‌کنن میگن ساکته خشکه

    اینقدر این فضای درختا چمنها و دریاچه تو این غروب زیباست که میخای فقط محو تماشاش بشی

    پدر خانواده هم کاملا ریلکس و رها اومد بازی بچه هاش رو نگا کرد بدون اینکه معذب میزبان باشه یا خجالت بکشه فقط داره لذت میبره بچه ها هم بدون مادرشون دارن لذت میبرن احساس دلتنگی هم نکردن

    چقدر بازی شون خنده هاشون لذت بخش بود، چقدر مودب بودن بهم احترام میزاشتن سرهم داد و بیداد نمیکردن بهم غر نمی‌زدند یا حتی همدیگه رو هم مسخره نمیکردن احسنت بهشون

    استاد چقدر با حوصله و لذت باهاشون بازی می‌کرد مسابقه داد

    خانم شایسته چقدر برای خودش ارزش قائل بود خودش رو درگیر دوباره مرتب کردن خونه و غذا درست کردن برای مهموناش نکرد که به اونا بیشتر خوش بگذره یا زشته الان چی فکر می‌کنن یا حتی خودشو اذیت کنه که چی درست کنم زشته

    چقدر جالب بود که اصلا خسته هم نمیشدن فقط بازی میکردن و لذت میبردن

    استاد هم فقط از نکات مثبت پدر خانواده گفت که چقدر آدم شوخ طبعی حتی اعتراض هم نکرد به پدر خانواده که چرا الکی اینا رو میرسونه

    چقدر خوب و دوستانه 4 تا برادر با هم پینگ پنگ بازی کردن پدرخانواده هم با لذت تمام داورشون بود بدون اینکه همش سرش تو گوشی باشه یا حوصله شونو نداشته باشه

    اون آتیش هم خیلی لذت‌بخش بود هر کس هر جور که دوست داره لذت میبره . خیلی راحت پیازچال درست کردن و خودشونو هم اذیت نکردن برای مهمون حتی استاد اول برای خودش کشید نگفت زشته اول بزار برای مهمونا بکشم حتی پدر خانواده نخورد به توانایی خودش خانم شایسته شک نکرد که نکنه خوب نشده یا پیاز خالی خوب معلومه که ارزش نداره کی میخوره

    چقدر شب زیبا و لذت بخشی بود همش درس و زیبایی و لذت بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    فاطمه محرمی خانقاه گفته:
    مدت عضویت: 1432 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

    و مهربانی‌اش همیشگی.

    و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم

    و همه ی دوستای بهشتیم

    خدایا شکرت بی نهایت شکر برای

    این رزق پراز برکت و آگاهی و زیبایی

    وااااااییی شیرجه زدن تو دریاچه ی بهشتی

    چه لذتی دارن میبرن مهمون های قشنگ تون

    پدرخانواده درحال تماشای موفقیت شیرجه زدن پسرها وفیلم‌گرفتن با لذت هست

    مسئولیت پذیری جوزف عالی بود

    تحسین برانگیزن این خانواده واقعا ..

    اینکه انقدر عالی مراقب وسایل هستن وهمین کارشون باعث شده شما وسایل بیشتری در اختیارشون بذارین ..

    تلاش ها نتیجه میده و بالاخره

    موفق میشن تیوپ بادی سواربشن

    پیش به سوی لذت بیشتر وتجربه ی بهتر

    همکاری بچه ها باهم عالی بود

    چه ویویی داره پرادایس جان عزیزم

    خدای من شکررررت

    وااااااییی مسابقه راه انداختین

    چقدر خندیدم …

    با چه سرعتی شنا کردین

    خدا قوت به جسم وجان وروح وروان تون بده

    چقدر میشه از دورهمی ها

    از وجود مهمونها

    از حضور بچه ها لذت برد و درس ها یاد گرفت

    و درلحظه زندگی کرد

    چقدر میشه راحت وساده شاد زندگی کرد

    این بچه ها از شما الگو گرفتن و اعتماد کردن و

    وارد ترس های واهی خودشون شدن ،

    حتی اگه به ظاهر پدرشون شیطنت میکرد

    ولی اونها دنبال لذت بردن بودن ..‌

    چه قشنگ وهماهنگ آواز میخوندن

    واقعا وقتی تو دل ترس ها میریم

    باعث پیشرفت بیشتر میشن

    مثل رفتن به جاهای ناشناخته

    ارتباط با آدمهای غریبه

    امتحان کردن چیزهای جدید

    انجام یه کار به شکل جدیدتر و……

    یه جورایی خارج شدن از نقطه ی امن میشه دیگه،

    این بچه ها حتی وقتی پیازچال گذاشتین

    داخل آتیش اومدن و خوردن وطعم شو امتحان کردن با اینکه برای اونها جدید ومتفاوت بود ولی دنبال تجربه کردن هستن…

    حتی از آتیش بازی هم در در لحظه استفاده میکنن و جیکوپ برای یوتیوب

    استفاده میکنه از این فرصت ….

    تو دل تاریکی شب برای لذت بردن

    دوتا برادر باهم رقص نور اجرا میکنن

    چی بگم از اینهمه قشنگی….

    بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم

    و استاد شایسته مهربونم بابت این

    فایل بهشتی پراز برکت و آگاهی و زیبایی

    خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم

    خدا حفظ تون کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  4. -
    رسول خانکی گفته:
    مدت عضویت: 1470 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربانم

    الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ

    حمد و ستایش مخصوص خداوندی است

    که رب و فرمانروای جهانیان است

    إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ

    خدایا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به استاد شایسته مهربان

    سلام به اهالی بهشت

    بریم در این بهشت همراه این بچه های فوق العاده و کلی ذوق و شوق یه تنی به اب بزنیم و کلی لذت ببریم زیر این نور خورشید تابان و این درختهای زیبا .

    و چقدر زیباست ثبت این ذوق و شوق توسط پدر خانواده و تشویق استاد جان برای همراهی اونها با استاد جان.

    استاد جان توجه و تمرکز شما به نکات مثبت و توانایی این بچه ها مطابق با قوانین هستیه و باید برسه به باور در وجود ما و این خصوصیت مسئولیت پذیری بچه ها خودِش یه نوع شکرگزاری عملی از استفاده از وسائل شما هست که باعث شده شما امکانات بیشتری رو در اختیار این بچه های فوق العاده بزارید

    که در عمل چقدر این بچه ها قدردان هستند.

    که بالاخره با تشویق بقیه با کلی روحیه دادن میپره توی اب این پسر شجاع.

    درسی که استاد جان با دیدن بازی بچه ها به ما یاداوری کردن اینه که ترسها توهم هایی بیش نیستند که از تجربیات و باورهایی که شنیدیم در وجود ما بوجود اومده و دنبال کردن الگوهایی مثل شما در عمل فعل توانستن رو در وجود ما بیدار میکنه همون توانایی که ما در بدو ورودمون به جهان میدونستیم و فراموش کردیم.

    هر ترسی که داریم مثل شروع کردن کار جدید ،رفتن به یه شهر یا کشور جدید برا مهاجرات

    و خیلی چیزهای دیگه با حرکت کردن و دیدن الگوها میتونه بشکنه و با ادامه دادن دوباره کلی رشد میکنیم همونطور که توی این سایت بهشتی به اندازه ای که قوانین و شما استاد عزیز رو باور کردیم رشد کردیم و چقدر زندگیمون واقعا دگرگون شده و هیچ ربطی به گذشته نداره و هر روز جای کار داره و همواره باید در مسیر رشد و تعالی باشیم برای اینکه بتونیم توی این جاده جنگلی در اوج لذت و شادی مسیر بهشت رو با عشق طی کنیم و وجودمون سرشار باشه از عشق و بندگی خداوند منان.

    چقدر بازی بچه ها با این شور و شوق و هیجان به ما احساس خوبی میده و این نشاط از رهایی و درلحظه بودن اونها نشات میگیره که از هر فرصتی استفاده میکنند برای لذت بردن

    واقعا با تمرکز همیشگی به زیباییها و نکات مثبت و بهبودهای دائمی و مستمر ادم بیش از پیش کودک درونِش زنده میشه و برمیگرده به اصل خودِش که لذت بردن دائمی هست و توانایی حل مسائلی که خدا در وجودمون قرار داده.

    بعد یه روز پر برکت و رزق بهشتی دیگه بریم یه اتیش بازی جانانه انجام بدیم و یه همکاری لذتبخش و یه دور همی رو با هم داشته باشیم.

    و باز نمود در لحظه بودن بچه هارو میشه در این تاریکی با یه وسیله ساده برای بازی با نور دید و چقدر هم حالشون خوبه چون نه تو گذشته هستند و نه در اینده بلکه فقط لحظه حال رو دارن زندگی میکنند.

    نوش جونتون و نوش جونمون این همه انرژی که از دیدن این زندگی در بهشت گرفتیم.

    به امید یه زندگی در بهشت دیگه بدرود…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
    • -
      امیررضا گفته:
      مدت عضویت: 1239 روز

      رسول جان برادر هم مدارم باز هم زیبا گفتی

      ارادت آقا

      حال شما

      این قسمت کامنتت رو دوست داشتم:

      1. ترسها توهم هایی بیش نیستند (شکل رفتاری ما)

      2. که از تجربیات و باورهایی که شنیدیم در وجود ما بوجود اومده (چگونه این رفتار شکل گرفت)

      3. دنبال کردن الگوهایی مثل شما در عمل فعل توانستن رو در وجود ما بیدار میکنه (با ورودی های جدید و ادامه دادنشون که تبدیل به باور بشن، رفتارمون هم عوض میشه)

      4. همون توانایی که ما در بدو ورودمون به جهان میدونستیم و فراموش کردیم (بازگشت به اصل و هم جهت شدن با جریان خداوند)

      و اونجایی که فرمودی با تمرکز روی نکات مثبت و زیبایی توانایی حل مسئله درونمون بیدار میشه

      این دقیقا همون تعریف استاد برای سریال زندگی در بهشته :

      این سریال آماده شده برای کسانی که مصمم شدن شخصیتی بسازن که تصدیق کننده زیبایی هاست و می‌خواهند نمادی باشن برای ″صدق بالحسنی″ و در نهایت بخوان تجربه کنن و نمود عینی بشن برای ″فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیسْرى″ آسان شدن برای احاطه شدن با نعمت ها و برکات و راه حل ها

      عاشقتم داداش

      همیشه بر مدار و برقرار

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    سهند گفته:
    مدت عضویت: 972 روز

    درود و عشق بر استاد جان

    درود و عشق بر یاران جان

    درود و عشق بر بانو شایسته گرامی

    درود و عشق بر دوستان آمریکایی عزیزم

    خدا ققوت میگم به همتون…

    با دیدن این فایل بخصوص لحظه ایی که خانم مریم از منظره پرادایس فیلم میگرفت خیلی حس کردم اونجام جوری که مو به تنم سیخ شد از زیباییش و تجسم کردم که اونجام و خنکی هوا نسیم هوا داره به پوستم میخوره و استاده داره بهم میگه سهند بپر بپر توی آب و من هم پریدم و همراه دوستانم شنا میکردم…

    اون خنکی آب رو حس کردم به به

    میام به خدا میام یه روزی آمریکا و این چیزی که الان دیدمو واقعی تجربش میکنم و لذتشو میبرم و سپاس گزاری میکنم خدای مهربان را

    که با قدرت و تواناییش منو هدایت کرد به پرادایس زیبا پیش بنده های خوب و مخلص و واقعیش…

    خدارو بی نهایت سپاس گزارم

    باشد که همه دوستان عباس منشی

    یه روز جمع شیم پردایس استاد و از عشق صحبت کنیم و از زیبایی ها بگیم و و از فراوانی ها یاد کنیم و به تضاد ومشکلات بخندیم…

    و از گذشته ها درس گرفته و در لحظه حال باشیم

    و نوید بهترین هارو در آینده به هم بدیم…

    باشد که همه رستگار شویم…

    دوست دارتون سهند…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2512 روز

    بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین

    بنام الله یکتا

    سلام به زندگی در بهشت و اهالی زندگی در بـــهشــت

    خدایا شکرت برای اینکه امروز هم خودمو بلند کردم تا باز هم در مسیر کارهای درست و روتین خوبم قرار بدم و انجام شون دادم. هـووورااا

    خدایا سپاسگزارم که کمکــم میکنی تا ذهنم رو کنترل کنم و این مرحله از زندگی و رشد خودمو به آسانی طی کنم.

    خدایا شکرت برای اینجا، برای سکوت، برای بودن در مسیر بهبود و اینکه داری تکامل رو بهم اینگونه یاد میدی تا عجله نکنم و هر روز کمی بهتر و حتی فقط هر روز خودمو در مسیر درست نگه دارم با تمام ترسها، نگرانی ها و حتی نقاط ضعفم و اشتباهات یا کمبودهام و محدودیت هام، خدایا شکرت

    ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■

    سریال زندگی در بهشت قسمت 26 اُم

    این قسمت میریم ببــنیم بچه ها دارند چیکار میکنن. واووو همه رفتن توی دریاچه آب بازی و شنا…

    چقدر درس داشت این قسمت

    چقدر یادآوری های خوب

    چقدر دیدن رفتار بچه ها خوبه

    چقدر شیرجه زدن توی دل ترس ها قشنگه

    چقدر در لحظه بودن و با هر دیدگاه و فرهنگ و سن و سال یکی شدن و بی قضاوت حضور داشتن قشنگه

    چقدر انگیزه بخش بودن و دیدن اینکه از پس ترس ها و چالش ها برمیای یا برمیان خوبه

    چقدر ارتباط داشتن با آدم صاف و صادق و یکرو خوبه

    چقدر رابطه های کم حاشیه خوبه

    چقدر از هر فرصتی لذت بردن و کنجکاو بودن خوبه

    چقدر دنیا جای برای چیزهای خوب زیاد داره و چقدر این خوبی ها خوبه….

    ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■

    آخه چقدر بچه های سایت خوبن

    چقدر سایت خوبه

    چقدر جملات خوب هست

    آخ چقدر خوبه خوندن و دیدن این ردپاهای خــوب

    سپاسگزارم از دوستان خوبم که اینقدر خوب نوشتین:

    چقدر این 4 تابرادر باهم به طرز واقعی دوست هستن 4 تا انسان متفاوت و دوست!

    چقدر قشنگه که اینجا هیچکسی مدیر نیس هیچکسی واسه کسی تعیین تکلیف نمیکنه و هرکسی به شیوه ی خودش داره لذت میبره…

    من دیگه هیچوقت این ظلم و در حق خودم نمیکنم که توی ترسم بمونم .. من دیگه نمیتونم تحمل کردن و بپذیرم، تو ترس موندن رو بپذیرم .

    (چقدر ان جملات و تجربه های این دوست عزیز رو تحسین میکنم….)

    من دیگه نمیزارم ترس ها منو رهبری کنن هر ترسی هر چقدرم بزرگ اجازه نمیدم منو به عقب برگردونه نمیتونم دیگه بی ایمان بودن و بپذیرم ..ترسو بودن من یکی از پاشنه های اشیل منه اما هربار که به این فکر میکنم که خدا تاس نمیندازه واسه کسی، خدا کسی رو گلچین نمیکنه خدا دلش نمیسوزه خدا دلش هرگز نمیسوزه ازینکه تو سختی بکشی، خدا در عین مهربانی و بخشندگیش کاملا بی رحمانه در ظاهر، اما کاملا عادلانه در واقع فقط قانون وضع کرده و خودش فقط تماشاگره وقتی این شکلی فکر میکنم قدرت میگیرم و هیچ کس و هیچ چیز نمیتونه منو تو اون ترس نگه داره ..اگه منم که انتخاب میکنم پس نمیخوام بی ایمان باشم نمیخوام بدبخت باشم میخوام بجای گریه کردن و غصه خوردن با آرامش و خونسردی از قانون استفاده کنم و در ارامش کامل هم حالشو ببرم ..چون من لایق خوشبختی هستم.

    من باید اعتماد کنم و حرکت کنم نشانه ها تو مسیرحرکتم میاد نه تو جایی که نشستم

    ترس تو ذهن من شبیه یه بادکنک بزرگه و خود من نقش سوزن رو دارم!

    الله اکبر ازین راحتی! الله اکبر ازین سبک لذت بردن! ازین پرداختن به اصل (لذت بردن از لحظه ها)

    خدایا شکرت برای این لحــظـه، برای بودن، برای دیدن، برای خوندن و برای ردپا گذاشتن و مکتوب کردن…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    سلما مصدق گفته:
    مدت عضویت: 3120 روز

    خدای من چقدر این قسمت قشنگه حتی اگه حالت بد باشه این قسمتو ببینی ناخودآگاه لبخند میاد روی لبت و حالت خوب میشه

    استاد جان چقدر حضور شما مثل یه نجات‌ غریق حرفه‌ای توی آب به بچه ها احساس امنیت و آرامش میده چقدر شما راحت توی آب ثابت قرار گرفتین بدون اینکه دست و پای خاصی بزنین و تقلا کنین شناور هستین آفرین

    تو دل ترس رفتن و تمرین کردن چقدر تو این فیلم پریدن بچه ها توی آب واضحه. هر 4 تا پسربچه دفعه اول که میخواستن بپرن یه حس ترسی داشتن ولی به ترسشون غلبه کردن و پریدن و وقتی لذت پریدن و آبتنی رو چشیدن مصمم تر شدن بازم بپرن و دفعات بعد هی این کار براشون راحت‌تر شد. حتی یوسف شیرجه مارپیچی زد.

    اخرین نفر لیوای بود که خانم شایسته از لیوای پرسید تو نمیپری تو آب سرشو تکون داد نه نه ولی وقتی برادرهاش رو دید که پریدن و دارن لذت میبرن ازشون الگو گرفت و بالاخره پرید تو آب و خودشو از این لذت بهره‌مند کرد.

    چه پسربچه‌های مودب و مهربونی چقدر باهم خوب بودن اصلا دعوا نمیکردن باهم و هوای همدیگه رو داشتن توی آب به هم کمک میکردن و همدیگه رو از آب می‌کشیدن بالا. و اینکه چقدر از وسایل خوب استفاده میکردن. واقعا نمونه هستن تا بحال همچین پسربچه‌های فوق‌العاده ای ندیدم.

    از آب اومدن بیرون و مشغول پینگ پونگ شدن چقد با هم خوب و دوستانه بازی کردن چه هیجانی داشتن چقدر بچه ها تو پرادایس بهشون خوش گذشت مطمئنا یکی از بهترین خاطرات زندگیشون شد!

    چه آتیشی درست کردین با کمک آقای رایان و بچه ها و پیازچال معروف رو با اشتها خوردین و چقدر همه خوششون اومد و تعریف و تمجید کردن. دلم خواست انشالله دفعه بعد که آتیش درست کنیم توی طبیعت پیازچال رو تجربه میکنم!

    چقدر لهجه امریکن قشنگی دارن این خونواده اصل امریکاس.

    این قسمت خیلی شیرین بود لبخند زدم لذت بردم خدایا شکرت حسم خیلی خوب شد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    Vafa Vafa گفته:
    مدت عضویت: 1156 روز

    به نام خدا

    سلام از خدا میخام منو هدایت کنه و اتفاقات رو بشکلی رقم بزنه که من روزگاری در کنار شما استاد عزیزم زندگی کنم

    مثل این بچه ها غرق در لذت و شادی

    کیف بردن از زندگی

    کیف بردن از طبیعت

    کیف بردن از معاشرت با شما

    خدا رو شکر چقدر زیبایی در رفتار شما و مهمان هاتون بود

    چقدر صبح و آرامش بین شما بود

    چقدر حفظ حریم شخصی بود مثل پسر بچه ای که نخواست شنا کنه و کسی هم اجباری نکرد

    چقدر خنده و لبخند رو لباتون بود

    خدایا سپاسگذارم بابت دیدن این فایل

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    سیده مریم موسوی گفته:
    مدت عضویت: 1690 روز

    به نام خداوندبخشنده مهربان

    سلام به استادعزیزمریم جان ودوستان

    خدایاشکرت برای دیدن این زیبایی ها

    چه رنگ دریاچه سبزخوشرنگ شده با اون درختایی سبزخوشکل بااین بچه های خوشکل چقدخوبه آدم 4تاپسرداشته باشه موفق شادباعزت نفس زرنگ

    آفرین به این پدرومادربرای این تربیت چقدباهم خوبن ب هم کمک میکنن باهم صمیمی هستن این عشق پدرومادر به هم ورابطه ی خوبشون باهم باعث شده که بچه هاشونم اینقد خوب باشن باهم

    چقد رفتن به دل ترسها نتیجه شیرینی داره

    افرین خانم شایسته اونجای ک لیوای شکمش فک کنم زخم شد اصن نگف چیشده ونگاه نکرد

    خداروشکربرای بودن الگویی چون استاد وخانمش

    آفرین همه بچه هام شنابلدن پینگ پونگم بلدن و کلا همه چیزو همه تفریحو یادمیگیرن همشون وکلی وسیله تفریحی دارن

    آفرین به این ثروتی که ساختین شما وراین

    چقدلذتبخش بود دیدن شناوبازی استادوبچه ها

    آفرین به استادکه به بچه هام توجه میکنه وارزش قاعله اونجای که باجیکوب بادستاشون اون حرکتاروزدن

    استادچقد تعریف میکنن از غذای خانم شایسته آفرین به فرکانس خانم شایسته وهمینطورزیبابین بودن استاد

    وبچه هام چقد دوس داشتن پیازچالو

    خدایاکمکم کن انسان موحدی باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 537 روز

    درود

    وای چقدر عالی بود

    این قسمت و قسمت قبل رو وصل کردم به تی وی و با دخترم با هم تماشا کردیم چقدر خندیدیم چقدر لذت بردیم

    چه پسر بچه های دوستداشتنی

    تمام لحظه های تو آب بودنشون به من خوش گذشت خودم رو حس میکردم که همسن اونهام و اینقدر آب بازی و شنا اونم دسته جمعی لذت داره

    موتور سواری شون

    پینک پنگ بازی کردنشون

    احساس میکنم چقدر بهشون خوش گذشت

    یعقوب عالی و با اعتماد بنفس صحبت میکرد

    واژه تشکر رو چقدر دقیق فارسی گفت

    آتش بازی شون …

    همه چیز بی نظیر بود با اون فضای دریاچه و درخت‌ها و آسمان مگه میشه لذت نبرد از حضور در اونجا

    خدایا شکرت

    با دخترم تصمیم گرفتیم از این به بعد قسمت های بعدی رو هم با تی وی ببینیم

    سپاس فراوان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: