سریال زندگی در بهشت | قسمت 263
از میان نظراتی که شما دوستان عزیز در بخش نظرات این قسمت می نویسید، نوشته ای که بیشترین ارتباط با محتوای این فایل را داشته باشد، به عنوان متن انتخابی این قسمت انتخاب می شود.
منتظر خواندن نظرات زیبا و تأثیرگذارتان هستیم
برای دیدن سایر قسمتهای «سریال زندگی در بهشت»، کلیک کنید
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری سریال زندگی در بهشت | قسمت 263648MB31 دقیقه





درود فراوان بر پارادایس بر بهشتی که پذیرای فرشتگان و عرشیان و کروبیان بر روی زمین است درود بی حد به استاد و خانم شایسته و دوستان نازنینشان و میهمانان قسمت263 سریال پر مهر و پر از سرمشق زندگی در بهشت
واووووو
چه کودک فرشته و شگفت انگیزی!!!!!!!!
ماشاءالله احسنت الله الخالق
چه سورپرایزی در پارادایس
راستی که هیو لانی است
«باران آسمانی»
با اون نرگس چشمان قشنگش
راستی خانم شایسته
شما هم رنگ و روی مادری افتاده توی صداتون
خدا را چه دیدید یهو چهار قلو به دنیا آوردین
چرا که نه
راستی چقدر نگاه به بچه ها و ارتباط با اونها روح آدم را جلا می ده
کلا جنس فرکانس اونها و در صلح بودن با خودشون و جهان اطرافشون یه چیز دیگه هست
کنجکاوی طراوت شادابی شادی و قابلیت یادگیری از محیط و اطراف
چقدر وقتی در سفر هستیم آرام تر و در لحظه هستیم و تمرکز بالایی داریم بر نکات مثبت از روز مرگی بیرون می آییم و هر لحظه در محیط و شرایط و رویدادهای تازه قرار می گیریم
تمرکز هم مثل عضله احتیاج به تمرین داره که به طور اتوماتیک در سفر انسان در لحظه قرار می گیره و با محیط و شرایط خودش را وفق می ده
این فایل هزاران درس داشت و ممنون و متشکر از خانواده خوب عباسمنش و خانواده هم فرکانسی اونها خصوصا خانم شایسته عزیز
که باعث شدند این تجربیات زیبا را با ما به اشتراک بگذارند.سپاسگزاریم
برده دل و جان من
دلبر جانان من
دلبر جانان من،برده دل و جان من
سلام خداوند بر دل پاک و الهی لیلایی که اکنون مجنون شده
عجب حکایتی شده
مستی شراب الهی که هرگز خماری ندارد
چه عاقلند آنها که در عشق دیوانه اند
اگر همه چیز را برای خدا بخواهیم و همه چیز را در ذهن حذف کنیم که جز او در قلب و ذهن و روح ما نباشد و اگر چیزی را دوست بداریم به خاطر دوستی حق و حقیقت او باشد
مگر نه این است که جهان درون ما بهشت است و تنها اوج لذت بهشتیان مصاحبت و همراهی و مونس شدن و صحبت با الله یکتاست
پس بهشت همین جاست در درون من و تو خدا همین جاست
در دل پیچکی یا درون گل شمعدانی عطری که در فضا هست آری همان اکسیژن دم و بازدم آری این یک مراقبه هست و چه خوش اند آنها که دائم در حال نیایش هستند لبخند
که خود نوعی نیایش است
همان احساس خوب
همان اشک شوق سرشار از تواضع
که ای خداوند هستی تویی قادر متعال تویی انتهای آمال و خواسته ها و آرزوها
حتی رسیدن به ثروت برای عبور از مسیر رسیدن به توست
تویی گنج پنهان که خواستی آشکار شوی و تمام هستی را آفریدی و فرمودی ای انسان تمام هستی منتظر توست و فرمودی که به شکرانه این موجود خلیفه الله فرشتگان سجده کنند چه زیباست معاشقه با خدا و چه حال خوبی داری لیلای مجنون شده….
ادامه دارد….
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشم نبود بر سر آتش میسرم که نجوشم
مرا هزار امید هست و هر هزار تویی
چه که نغمه الهی زیبنده ترین ترانه است
یک هارمونی
یک هماهنگی
یک فرکانس و ارتعاش از جنس تعادل نظم موسیقایی سمفونی ملودی دارد که
روح جان ذهن بدن و تمام سلول به سلول ما را جان تازهای می بخشد و تنظیم می کند
گویی جنسی از ملکوت دارد و هم نوا با عرشیان و کروبیان و قدسیان است
همه حتی الورید و الشریان
که یکی هست و هیچ نیست جز او
وحدهو لا الهه الا هو
اول و آخر تویی و ما در میان
هیچ هیچی که نباید اندر بیان
ادامه….
فاصله نزدیک شدن به خداوند را به نظر شما چه چیز پر می کند؟
چه چیزی است که ما را مست شراب الهی می کند و همیشه حال دلمان خوب است ؟
چه نوع نگاه و نگرشی به جهان هستی ما را فارغ می کند از من و ما؟
چه راهکاری وجود دارد که همیشه حال و احساس خوبی را تجربه کنیم وصل وجود نازنین حضرت حق باشیم؟
فارغ از نگاه و توجه و تأیید دیگران
چه راهکاری از وساوس شیطان و دوری و اغراض از آن وجود دارد؟
دل و دین و عقل و هوشم همه را به آب دادی
به کدام باده ساقی به من خراب دادی؟
بسیار عالی
استاد شجریان هم این شعر مخمس را که اصل آن از بخارایی یا خواجوی کرمانی هست و شیخ بها به صورت مخمس درآورده است را خوانده اند.
خوب که ماشاءالله اهل ذوق و شعر و موسیقی و هنر هم هستید
تنها چیزی که به زندگی طعم عطر بو نمک مزه و در واقع روح می دهد یاد و نام خداوند است که روح را جلا می دهد و به زندگی معنا می بخشد و درک تازهای به ما می دهد
و شکل و فرم خاصی به زندگی می دهد انگار همه چیز گرم و روح بخش است
صبح و سحر و بلبل و گلزار یکی است
معشوقه و عشق و عاشق و یار یکی است.
تصور کنید جای خداوند هستید چگونه انتظار داشتید بنده هایتان با شما رفتار کنند؟
چطور ارتباط دوستانه برقرار کنند؟
از آنها چه انتظاری داشتید؟
بر چه اساسی خواسته های آنها را اجابت می کردید ؟
کدامیک از آنها را و بر چه اساسی بیشتر دوست داشتید؟
آیا نوع رفتار بندگان با شما برایتان مهم بود؟
چقدر برای بندگانتان ارزش قائل بودید ؟
چه احساسی داشتید هنگامی که شما خداوند بودید نسبت به خودتان و جهان هستی؟