سریال زندگی در بهشت | قسمت 30 - صفحه 19

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

262 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نسیم زمانی گفته:
    مدت عضویت: 1934 روز

    قسمت 30 روز سی اُم

    سلام سلام به یه روز زیبای دیگه تو پردایس

    سلام به استاد جانم و مریم جان نازنین و همه دوستان هم مسیر

    وقتی آدم حرکت میکنه و قدم برمیداره بعدش کارها راحت میشه

    همیشه همینجوریه، برداشتن اولین قدم سخته، وقتی اولین قدم رو برداشتی بعدش کم کم میفتی رو غلتک

    موفقیت موفقیت میاره

    پیشرفت پیشرفت میاره

    باید بیفتیم تو سیکل موفقیت:

    شروع کنیم، حرکت کنیم، با موفقیتهای کوچیک اعتماد به نفسمون میره بالا، بیشتر و بهتر حرکت میکنیم، موفقیت بزرگ‌تری کسب میکنیم، دوباره اعتماد به نفس و انگیزه و تسلط بیشتری پیدا میکنیم و …

    +با تغییرات خیلی ساده تو محیط زندگی چقدر میتونیم محیط زندگیمون رو لذت بخش تر کنیم*

    دم جیکاب گرم که سریع قدم برداشت و شروع کرد

    و استادم انقدر تحسینش کرد

    خدایا شکرت برای یه قسمت دیگه از توجه به زیبایی ها، و درنتیجه قرار گرفتن در مدار زیبایی ها، و جذب زیبایی ها

    خدایا شکرت برای اتفاقای خوب و قشنگ امروز

    شکرت برای هدایت هات

    و شکرت برای توفیق صلات امروز و کامنت سی اُم از چهل

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    سارا حسن خانی گفته:
    مدت عضویت: 815 روز

    به نام خدایی ک هر چه دارم از اوست.

    الان ک دارم این کامنت رو مینویسم ساعت نه و نیم سه شنبه شب ابان ماهه

    من در کافه دنجم نشستم و معمولا زمانی ک خلوتم مشغول گشتن توی سایتم و خوندن کامنتا و فایل گوش دادنم

    امشب هدایت شدم به این قسمت از سریال زندگی در بهشت

    در کل تمام قسمتاشو دیدم اما هر بار ک نگاه کنی یه چی جدید دارن برای یادگیری ..

    استادجانم ازت ممنونم ک شدی تمام زندگیم

    طوری ک وقتی فک میکنم قبل از اشنایی با شما و سایت مقدستون من اوقاتمو چجوری سپری می کردم یادم نمیاد فقط تنها گزینه ای ک یادم میاد مطالعه کتابای انگیزشیی بود ک اخرش هدایت سارا به اصل قضیه یعنی شما بود..

    خدارو صدهزار مرتبه شکر

    استاد توی این قسمت از سریال در مورد برداشتن قدم اول صحبت کردین و تغییرات کوچک

    به جرات میتونم بگم ک همیشه عاشق این تغییرات ریز ریز و حرکت کردن در جهت بهتر شدن بودم

    از تغییرات خیلی جزعی تا بزرگ

    من توی منزل

    محیط کار

    حتی منزل پدرم

    ….

    زاویه دیدم دنبال جابجایی و تغییره بیشتر

    مثلا توی کافم تمام تلاشم هر چه راحتتر دسترسی به امکاناتشه و مدام در حال جابجاییم ‌

    بگذریم از تغییر کاربریی ک جدیدا داشتم و حرکت کردم و در حال صبوری کردن و ادامه دادن و طی کردن تکاملم تا بیشتر و بیشتر جواب بگیرم.

    الان دیزاین داخل کافم طوریه ک مدادم در حال جابجاییه

    و هرروز بهتر و بهتر چیدمان میشه

    و البته راحتتر

    از استاد یاد گرفتم ک کار باید اسون پیش بره

    چه دسترسی فیزیکی اسان

    چه دسترسی فکری اسان

    همیشه فک می کردم کمالگرایی یعنی همه چیو بهتر و عالیترشو بخوای و راضی نباشی به شرایط کنونیت

    اما با شما استاد عزیزم متوجه شدم

    من کمالگرای ایستا نیستم

    کمالگرایی هستم ک برای بهتر شدن و تغییرات بزرگ حرکت می کنم و قدم اولو برمیدارم

    پشتکاردارم و ادامه میدم و صبوری می کنم در جهت ایمانی ک به نتایج دارم

    اگرچه توی مسیر باورای منفی هم زورشون رو میزنن و یکم سرعتمو کم می کنن

    اما باز هدایت میخوامو ادامه میدم.

    این روزا درامد کافه کمتر شده و مثل تابستون نیس و من در حال حرکت کردن و پیدا کردن باورای مخربم هستم

    چراااا

    چون باور دارم تنها عاملی ک باعث ِ درامد من میشه باورای خودمه و بس.

    مرور کردن باورای هرروزم و حرکت کردن و تغییرات ریز ریز

    قطعا جواب میده

    همونطور ک الانم با توجه کردن به فروش لاین قهوه و مرور باورای سازندم جون تازه ای گرفته کافه

    یکی از هدایتای خداوند در مورد فروش قهوه کافه این بود ک اسپرسو تک و دوبل رو توی فنجونای بزرگتر بده

    و من اصلا کاری به بقیه نداشتم و اجراش کردم و جواب داد

    هم حس خودم هم لبخندای مشتریااا

    هم تعاریفشون

    همش نشون دهنده رضایتشونه

    و من این تغییر کوچیکو اجرا کردم و جواب داد

    خداروصدهزار مرتبه شکر

    عشق به کار و حضور در لحظه از حس خوبت مراقبت می کنن و باعث ایده پردازی و حرکت و جون دادن میشن

    و من تمام تلاشم همینه تا از لحظه لحظم لذت ببرم چه فروش داشته باشم چه زیاد باشه چه کم …

    کافه سارگل خونه دوم منه

    عشق و انرژی همه جاش پراکندس

    تنها مانع ورود نعمت زیاد باورای محدود کننده منه

    و من دستم تو دست خداوند قلبمه و میدونم همیشه هوامو داره.

    در پناه خدای وهاب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    سعیده آیت گفته:
    مدت عضویت: 1367 روز

    بنام خداوند مهربان

    چقدر این جیکاپ بامزه و شیرینه

    تنها کسی که تو اون خانواده تلاش میکرد فارسی یاد بگیره

    با اون قیافه تپل و بور وزیباش

    خیلی قشنگ فارسی صحبت میکرد

    واین پسر علاوه بر زیبایی ظاهری دارای زببایی باطنی هم هست

    اینکه گوش میده و با وجود ترسهاش عمل میکنه

    کسی که باعث تحسین استادم شد

    واقعا افرین بهش

    استاد چقدر اون پرژکتور دریاچه رو نورانی کرد

    واقعا بهبودهای کوچیک تو خونه خیلی زندگی رو لذت بخش تر میکنه

    منم چند روزه در راستای هدایتی که شدم دارم خونمون رو به شکلهای مختلف با صفاتر میکنم حالا با تمیز کردن دیتیلی یا اضافه کردن چیزایی که بود وداشتیمشون ولی تو کابینت یا کمد داشتن استراحت میکردن

    استاد این روند هنوز ادامه داره ولی انقدر خونمون زیباترشده همه چیز یه رنگ وبوی دیگه گرفته که دارم هر لحظه خداروشکر میکنم بابت این اقدام

    جالب اینه هر ایده ای که تو این راستا میاد وعمل میکنم چند در دیگه باز میشه واسه تغییراتی که اصلا فکر نمیکردیم این کارهارو هم میشه انجام داد

    هر روز صبح به عشق انجام این ایده های کوچولو روزم رو شروع میکنم

    وانقدر حس وحالم عالیه که مطمئنم

    نتایج خیلی بزرگتری هم در راهه

    من با انجام این کارها هم دارم احساس لیاقت بیشتری به جهان ارسال میکنم

    هم اینکه دارم به نعمتهای موجودم احترام بیشتر میزارم و از داشته هام لذت بیشتری میبرم

    واینجوری ظرفم بزرگتر میشه برا دریافت نعمتهای بیشتر

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    پریسا غفاری گفته:
    مدت عضویت: 2323 روز

    به نام خدا

    سلام

    چه فضای دنجیه چه آهنگ قشنگی غروبش بینهایت زیباست هر کس برای خودش داره لذت میبره در آرامش

    پدر خانواده چقدر فوق‌العاده است بعد از آتیش اومده اینجا با یه آهنگ و دیدن غروب زیبا و نوشیدن نوشیدنی داره لذت میبره بدون اینکه اصلا غر بزنه خسته شدیم گشنمونه خوابمون میاد داره فقط لذت میبره

    چه اسپیکر با حالی هم هست خیلی راحت خوشحال اش رو با صدای بلند بروز داد بدون خجالت و اونو با پسرش هم شِر کرد

    خانم‌ شایسته هم در کمال آرامش و احساس خوب داره فیلم میگیره و اصلا نگران درست کردن شام یا فکر دیگران نیست حتی خودش رو هم اذیت نکرد که همش پذیرایی کنه

    استاد هم داره با حوصله اون پروژکتور رو راه میندازه و نگران این نیست که زشته برم پیش پدر خانواده الان چی فکر میکنه

    چقدر رنگ موهای جیکوب و جوزف قشنگه خودشون هم بانمک و زیبا هستن، اون جیکوب چقدر شیرین و فوق‌العاده است

    این پدر خانواده چقدر فوق‌العاده است رهاست اصلا امر و نهی نکرد بچه‌ ها رو که سرما میخوری نکن برو دست نزن انگار فقط احساس خوب خودش براش مهمه

    اون پروژکتور چقدر فضای دریاچه رو روشن کرد اون سوپرایز چقدر خوب بود قشنگ همه جا رو روشن کرد

    نکته‌ی اینجا اینکه پدر خانواده اصلا به لیوای گیر نداد چیکار میکنی تو هم بیا پیش برادران بازی کن اوکی بود

    چقدر فضای شاد و لذت‌بخش و مثبتی، احسنت به جیکوب که کارشو شروع کرد و باز هم نترسید

    و باز هم بازی خستگی درکار نیست همه با حوصله به حرفای پدر خانواده در مورد بازی گوش میدن دون اینکه کسی بپره وسط حرفش که اون بازی دو توضیح بده

    و نکته‌ی دیگه اینکه جوزف یدفعه هورا کرد باباش عصبانی نشد که چیکار میکنی دارم حرف میزنم یا به جیکوب هم تذکر نداد که سرت تو گوشی نباشه داریم بازی می‌کنیم

    چقدر هم پدر خانواده با آرامش و حوصله بازی رو توضیح میده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2049 روز

    بنام خدای وهاب رزاقم

    سلام ب بهشت و اهالی نازنین بهشت

    چقد امروز دلم هوس زندگی تو بهشت و کرده بود

    خدای من ،من عاشقتممم

    ک نشانه امروزم و این قسمت زیبا قرار دادی

    به به

    واقعا چقد زیباست رابطه ی زیبای آقای رایان با پسر بزرگش

    چ جای دنجی و انتخاب کردن

    غروب آفتاب منظره ی زیبای دریاچه و موج های ریز آب درختا ،غروب خورشید

    (اون آتیشه چقد زیبا بود

    چ حس قشنگی داشت

    اتفاقا منم ی کوچولوشو درست کردم غروب

    خودم تنهااا)

    اصن این دونفر تو خلسه بودن،وصل شده بودن ب خدای درونشون

    ای جانم خدابا شکرت

    عجب آهنگی

    چقد اوج گرفتن آهنگ آقای رایان رو سر ذوق آورد

    منم ذوق کردم

    منم همراش گفتم woooow عجب آهنگی

    به به

    دمت گرم

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت

    امشب کیان پسر خواهرم هی میگفت خاله

    شارومین و میشناسی

    گفتم نه،شارومین چی هست

    گفت ی خواننده اس

    موهاش بلنده و فلان و فلان

    بهم آدرس میداد ،گفتم خب

    گفت ی آهنگ داره خیییلی قشنگه

    گفتم اسمش چیه

    گفت اسم نداره

    خندیدم گفتم پس چطور خوندش کیاااان

    باید اسم داشته باشه

    گفت تو گوشی مامانه

    گفتم باش برو خونه

    بعد پیاده روی میام برام بزار گوش بدم

    وقتی اومدم خونه دیدم کیان با ذوق آهنگ و پلی کرد برام و با چشمای قلبی داشت نگام میکرد

    منتظر عکس والعمل من بود

    صداش و خوب نمیشنیدم

    گفتم سمیه(مامان کیان)اسم این آهنگ چیه

    گفت :

    من

    ی چیزی تو دلم تکون خورد

    فهمیدم این آهنگ سفارشی رب قشنگم هست برای خود خودم

    برای من

    زکیه

    دور دونه ی خدا

    جیگر گوشه ی خدا

    قسمتی از روح خدا

    خدای من ،من عاشقتم

    بخدا دل بچگی میخواد ،هیچی نمیخواد،

    زندگی میخواد

    بخدا من دنیا رو دیدم

    هرچی دویدم هیچی ندیدم

    چه کنم،چ کنم،نکن ای دل دنیا دو روزه

    آروم بگیر دل

    دل ودل نکن ای دلم ک خدا باتوعه همه جا دنیا دو روزه

    من ی پرنده ی رهایم

    هی غم مخور بشنو صدایم

    من، باخودم حالم چ خوووبه

    من ،تنهایی حالم چ خوبه

    حال من حال عجیبی است

    هیچ کسی فکر کسی نیست

    غم مخور ک خبری نیست

    قصه ی این زندگی چیست

    من، ی پرنده ی رهایم

    هی غم مخور بشنو صدایم

    کیان با ذوق بهم گفت دیدی چ آهنگ قشنگیه:))

    گفت اررره،،

    مرررسی کیان

    خیییلی عالیه

    من حالا حالا باید اینو گوش بدم.

    کلا ی عادتی دارم

    وقتی از اهنگی خوشم بیاد شاید بالای 100 بار گوش بدم

    اینقد ک حفظم میشه

    آهنگ و میزارم روی تکرار و خدا میدونه چند بار تکرار میشه

    چیزای خوب و باید بارها شنید

    درست مث آگاهی های استاد

    مث این سریال ها

    مث فایلها باید بارها و بارها گوش بدم ببینم تا حفظ بشه

    چرا

    چون ورودی های من داره خروجی های منو ایجاد میکنه

    چون کانون توجه من داره تمام اتفاقات زندگیم و رقم میزنه

    خدایا شکرت بابت این همه فراوانی و ثروت

    خدابا شکرت بخاطر وجود استادم

    و آزادی مالی ک داره

    خدایا شکرت بابت روابط عالی استاد

    خانواده ی دوسداشتنی رایان

    من عاشق یعقوبم

    چقد بامزه اس

    و پراز ذوق و شوق یادگیری

    چقد راحت چنتا کلمه یاد گرفت

    ب راحتی میشه زبان جدید یاد گرفت

    و چقد تحسینش کردم رفت ی اپلیکیشن هم برای یادگیری نصب کرد

    همه چیز قابل یادگیری هست

    همیشه میتونم بهتر و بهتر بشم

    منم ب راحتی میتونم زبان و یاد بگیرم

    اکه پشت کار یعقوب و داشته باشم

    چقد بامزه‌ اس این پسر.

    مخصوصا سلام گفتنش

    خدایا شکرت

    باز هم اهرم رنج و لذت ،

    برای ایحاد عادت‌های جدید باید اون کارو اون عادت جدید تو ذهنم لذت بخش کنم

    وگرنه اگه رنج آور باشه تو ذهنم ،ی مدت انجام میدم بعد ول میکنم چون ذهنم اجاره نمیده

    خدایا شکرت بابت امروز عجب روز عالی بود خیییلی لذت بردم

    ###########

    سلام مجدد

    دیشب من خوابم میومد برای همبن خوابیدم گفتم فردا هم روز خداست

    بقیه کامنتم و مینویسم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت نشانه ها در مورد کارم خودت کمکم کن با ایمان قدم بردارم من تسلیم هستم

    با تمام وجودم

    هرچی ک گفتی باعشق انجام میدم

    من بهت ایمان دارم

    من خودمو سپردم دست خودت

    برای همین خیالم راحته

    هر زمان ،هرموقع وقتش بود بهم میگی قدم بعدیم چیه

    خدایا شکرت دیشب هدایت شدم ب کامنت اسما عزیز ک متوجه شدم ایشونم عاشق خیاطی هستن

    ،نوشته بود

    از اولین مشتریم پول خوبی دریافت کردم و کار خوب ارائه دادم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت این خبر عالی ،بابت این نشونه واضح و روشن برای من

    و خداونده ک انرژیش داره همه کارها رو انجام میده

    مگر از زندگی چی میخوام ک در خدایی خدا یافت نمیشه ،؟؟هااا

    زکیه مگه چی میخوایی ک فک میکنی خدا نمیتونه بهت بده

    اینقد خدای تو ذهنت محدود و فقیره

    فک میکنی از پس خواسته ناچیز و ب ظاهر بزرگ تو برنمیاد

    در صورتی ک خداوند انرژییه ک کل هستی

    کل آسمان ها و زمین و خلق کرده و آنچه بین شونه

    و هرلحظه داره همه رو هدایت میکنه ب سمت رشد و گسترش بیشتر

    خدایی ک منبع تمام نعمت ها،ثروت ،خوشبختی ،سعادت و ارامشه

    خدایی ک از من مشتاق تره ب من

    خدایی ک بیشتر از من میخواد ب خواسته هام برسم

    خدایی ک لذت میبره ازاینکه من زندگی زیبایی داشته باشم

    خدایی ک میخواد نعمت و ثروت بیشتری ب من بده

    خدایی ک خواسته های منو میدونه

    و راه رسیدن من ب خواسته هام و هم میدونه

    و هرروز و هرلحظه داره منو ب سمت بهترین مسیر ها و راحت ترین مسیرها هدایت میکنه

    خدایی ک پاسخ همه ی سوالهای منو داره

    و باعشق ب من میگه

    بهترین ایده ها

    بهترین روش‌ها

    خدایی ک داره ب ی مورچه تو دل زمین روزی میرسونه

    مگه ممکنه منو فراموش کنه

    اصلا منطقی نیست ذهن قشنگم

    اصلا حرفت درست نیست

    خدایی ک هرلحظه داره قلب منو باعشق میتپه

    خونی ک توی رگهام جاریه و اکسیژن رسانی میکنه ب تک تک سلول‌های من

    چشمایی ک داره میبینه

    انگشتهایم ک داره تایپ میکنه

    گوش‌هایی ک داره میشنوه

    داره میگه

    همه چی درست میشه

    نگران نباش

    من هستم

    من عاشق توام

    تو جیگر گوشه ی منی

    مگه میشه فراموشت کنم

    مگه میشه رهات کنم

    مگه میشه پاره ای از وجودم و بیخیال بشم

    منی ک هرلحظه حواسم بهت هست

    هرلحظه اکاهم ب اسرار توی سینه ات

    من دارم میبینم ک چقد داری تلاش میکنی

    تو از لطف من از رحمت من توی این مسیر هستی

    من بر ایمانت می افزایم

    بر هدایتت می افزایم

    أُوْلَـٰٓئِکَ عَلَىٰ هُدࣰى مِّن رَّبِّهِمْۖ وَأُوْلَـٰٓئِکَ هُمُ ٱلْمُفْلِحُونَ(5)

    آنانند که از سوى پروردگارشان بر [راهِ ] هدایت اند و آنانند که رستگارند

    من سیستم ام ،فقط پاسخ فرکانست و میدم

    فَأَلۡهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقۡوَىٰهَا8

    و سپس شرّ و خیرش را به او الهام فرمود

    من هدایت تو رو بر خودم واجب کردم

    إِنَّ عَلَیۡنَا لَلۡهُدَىٰ

    تو فقط سمت خودت و انجام بده من سمت خودم و همیشه عالی انجام میدم

    من برات کافی ترینم

    أَلَیۡسَ ٱللَّهُ بِکَافٍ عَبۡدَهُۥۖ

    من تو رو برای خودم برگزیدم و پرورش دادم

    اصْطَنَعْتُکَ لِنَفْسی

    خدایا من عاشقتممم

    من عاشقتمممم

    من عاشقتمممم

    دورت برگردم رب قشنگم

    قربونت برم

    همین ک حواست ب من هست خوبه

    همینکه منو دوست داری

    همه میرن از زندگی من اما

    محاله

    تو

    یک

    روز

    تنهام

    بزاری

    خدا ازت ممنونم،مرسی ک بهم گفتی نرو بمون خونه،و من نرفتم اندیمشک

    برای مراسم نامزدی داداشم

    امروز فهمیدیم عمه ی ناتنی عروس خانم دیشب ب رحمت خدا رفته

    و فعلا مراسم کنسل شده

    اگه میرفتم خدا میدونست چقد وقت و انرژی ذهنی و آرامشم ب فنا میرفت

    عاشقتم ک حواست بهم بود

    عاشقتم ک منو بی تفاوت کردی نسبت ب زندگی بقیه

    حتی نامزدی داداشم

    چراا

    چون مهم ترین شخص زندگی خودمم

    چون اولویت زندگیم خودمم

    چون هر ثانیه ی من ارزشمند و گرانبهاست

    من دارم تو هرلحظه فرکانس میفرستم ب جهان و زندگیم ‌و خلق میکنم

    چرا نیام تمام انرژی خودم و برای خودم هزینه کنم

    مگه مراسم من بود ک من برم

    دیشب همه بهم گفتن بیا بریم

    گفتم نمیام اینجا راحتترم

    ان شاالله عروسی داداش میام

    پیش پدر میمونم

    و تو دلم گفتم آرامش خودم مهمترین چیزه برام

    حتی کمتر خونه خواهرم ک همسایه مون هست میرم

    چون دارم مهم ترین کار زندگیم و انجام میدم

    روی خودم شخصیتم و باورهام کار میکنم

    همین جوری هم زمان کم میارم

    باید بهتر زمانم و مدیریت کنم

    خدا اینو میسپرم ب خودت

    چون من بلد نیستم

    یعنی هیچی نبلدم

    تو بهترین روش‌ها رو داری

    خودت بهم بگو

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت

    موفقیت ،موفقیت میاره

    پیشرفت ،پیشرفت میاره

    انجام کارها اعتماد ب نفس میاره

    اعتماد ب نفس باعث انجام کارهای بیشتر میشه

    واین سیکل فوق العاده موفقیت میتونه ادامه پیدا کنه

    این یکی از درسهای فوق العاده زندگی منه،ک هربار با هر موفقیت چیزهای ب ظاهر کوچیک

    موفقیت های بسیار بزرگتری منتظر ما خواهد بود

    من باید نقطه ضعف هام و برطرف کنم

    من باید برم تو دل ترسهام

    و هربار ک این کارو انجام بدم

    کلی پیشرفت میکنم و اعتماد ب نفسم بیشتر میشه

    ترسها فقط ی توهم هستند

    ترسها فقط ی توهم هستند

    ترسها فقط ب توهم هستند

    خداوند توانای شکست ناپذیر حکیم

    ان الله علی کل شی القدیر

    خداوند توانایی انجام هرکاری رو داره

    الهی شکرت ک تونستم این صلاه ارزشمند و ب جا بیارم

    ردپای 10 مهر404

    روز 24 و25 چله

    تاریخ عضویت 1818

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      محمد حسین تجلی گفته:
      مدت عضویت: 2547 روز

      سلام و درود به دوست عزیزم زکیه خانم گرامی

      خداااااایاااا شکرت

      فکر کنم دیگه تعجب نمی کنی از اینکه بگم من دوباره هدایت الهی رو از دیدگاه شما درک کردم

      اولاً بگم دمت گرم باشه دختر چقدر خلاقانه و باحال می نویسی

      دوماً اون متن آهنگی که از بهنام صفوی نوشتی چقدر خفن بود منم این آهنگش رو قبلاً خیلی گوش دادم و تا توی متن شما خواندم … توی گوشم زنگ زد

      سوماً می دونی چقدررر این صلح درونی شما رو … این خودت بودن رو تحسین می کنم

      اصلاً خیلی دیدگاه هات مخصوصاً اون قسمتی که در مورد خواهر زاده ات می نویسی و اون بازی ها و رفتار های کودکانه‌ای که باهاش داری خیلی من رو سر ذوق میاره

      و باز هم خیلی تحسینت می کنم ، منم بازی کردن و وقت گذروندن با خواهر زاده هام رو خیلی دوست دارم و اسمش رو می گذارم کوآلیتی تایم :))

      خلاصه خیلی خوشحالم دیدگاهت رو خواندم و به خدای مهربان و سخاوتمند و توانا می سپارمتون.

      در پناه خدای نورُ علی نور باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        زکیه لرستانی گفته:
        مدت عضویت: 2049 روز

        بنام خدای رحمان و رحیم ک صاحب فضل عظیم است

        سلام ب دوست خوش قلب و مهربونم محمد حسین عزیز

        خیییییلی ازت ممنونم ک وقت گذاشتی و باعشق برام کامنت نوشتی خیلی خوشحالم کردی

        محمدحسین جان ،هیچ میدونستی ک چقد انرژی پاک و قشنگی داری

        من خیلی قشنگ دریافتش میکنم واقعا تحسبنت میکنم بابت قلب پاکت

        دوسه روزه ب هرچی دست میزنم جرقه میزنه،انگار برق داره دستم

        یادم حرف دوستم افتادم ک چند سال پیش بهم گفت وقتی اینجور میشی سطح انرژیت بالا میره

        امروز دیگه ترسیدم از شدت جریانش خخخخخ

        رفتم سرچ کردم هدایت شدم ب یه نوشته ک خیلی درشت نوشته بود

        قلب انسان برق تولید میکنه

        و آدم ها برای هم انرژی میفرستن ،در اصل همون جریانی هست ک از قلب تولید میشه

        نوار قلب هست،الکتروکاردیوگرام اگه اشتباه نکنم ،اون جریان برق رو نشون میده

        البته زیاد اطلاعاتی ندارم تو این زمینه ،میخواستم اینو بگم ،عصری یاد شما و انرژی قشنگی ک داشتین افتادم

        ک باعث شد لبخند بیاد رو لبم ،خداروشکر میکنم بخاطر وجود نازنین شما دوست خوبم

        درمورد کیان گفتی ،امروز صبح ساعت 6 ونیم تو اتاقم

        داشتم ستاره قطبی و می‌نوشتم

        از صدای در هال متوجه شدم یکی اومد داخل خونه

        و تند داره میاد سمت اتاق

        پدر ک تو باغچه بود کارش تا 7 طول میکشه معمولا

        باخودم گفتم پدر ک نمیتونه ایتقد سریع راه بره

        پس این کیه ک اومده خونه مون

        با چشای گرد و متعجب داشتم چهار چوب درو نگاه میکردم ،ک کیان سریع اومد داخل اتاق نشست رو تخت کنار من

        منم همچنان داشتم نگاش میکردم و ی علامت سوال گُنده بالا سرم بود

        کیان داشت رو ب رو رو نگاه میکرد ،

        برگشت نگام کرد

        با چشای خوابالو و موهای بهم ریخته

        گفت:ععععع چیییییه؟؟؟!!!!

        خخخخخخخخخحححخحخ

        گفتم کیااااان اینجا چیکار میکنی

        ساعت 6 ونیمه

        چرا اینقد زود بیدار شدی

        ی کم فکر کرد

        گفت 6 ونیمه ؟؟؟؟

        گفتم ارررره

        گفت فک کردم 7 ونیمه

        بلند شد رفت خونه شون خخخخ

        الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر وجود کیان تو زندکیم

        امروز ذهنم همه اش میکفت چیه هی از کیان مینویسی

        تو کامنت هات

        دیکه درموردش ننویس حوصله بقیه رو سر میبری

        واقعا این ذهن عجب ناجنسیه واس خودش

        باید یادم باشه

        هروقت

        هرزمان

        هرکجا

        بهم گفت کاروی و انجام نده باید حتما انجامش بدم

        الهی شکرت خدای من

        امروز صبح از خدا خواستم ک همه ی کارهام و مدیریت کنه

        و خدایی ،این خدا عجب مدیر و مدبر حرفه اییه دمش گرررم واقعا

        امروز 50 تا مهمون ناخونده داشتم اونم دست تنها خخخخخخ

        گفتم خدایا قرار نیست من کاری بکنم ،قراره تو همه کارها رو انجام بدی

        من فقط باید لذت ببرم

        مهمونای خونه ما برای همیشه اومدن ک بمونن ها

        50 تا جوجه 40،50 روزه

        دقیقا اندازه بچه های مامان مرغی پرادایس خخخخخخ

        خدااای من ،چقد ناز و ملووس بودن

        پدر چند بار ازم پرسید میتونی ازشون مراقبت کنی

        البته غیر مستقیم، گفتم اشکال نداره فقط دون برای غذاشون میخواییم

        .ک خود فروشنده جوجه ها 3،4 کیلو ذرت آسیاب شده بهمون داد خداروشکر و زیر قیمتی ک خودش خریده بود بهمون جوجه ها رو داد

        اولش ترس برم داشت ک الان چیکار کنم،مامان نیست

        جاشون آماده نیست

        باید روزی چند بار بهشون غذا بدی مراقبت میخواد

        ولی قلبم آروم بود گفت بسپر ب خدا از پسش برمی‌ایی

        آقا جوجه ها رو ساعت 12 ونیم ظهر آورد با ماشین

        سبد جوجه ها رو آورد تو حیاط ،پشت خونه مون ی انباری طوری هست ک در داره ی کم وسایل داخلش هست

        ک مستقیم علی الحساب گذاشتیم جوجه هارو اونجا آب و دون گذاشتم براشون

        تا بعد اظهر جاشون و درست کنیم

        باز همه چی و انداختم گردن خدا ک اون انجام بده

        گفتم زکی تو فقط لذت ببر

        دقیقا یاد استاد و مریم جون افتادم ک برای داشتن جوجه ها چ قدم‌هایی با همکاری هم برداشتن

        منو پدر ساعت 4 رفتیم سراغ درست کردن جاشون

        طبق معمول ی آهنگ گذاشتم ک با انرژی بیشتر شروع کنیم

        و خداروشکر با کمک هدایت خیلی راحتتر از چیزی ک فکرش و میکردم کار تموم شد کیان هم اومد کمک

        پدر خیلی نگران این بود ک چطور جوجه ها رو منتقل کنم اونم تنهایی ب جای اصلی شون،کیان هم ک مشق داشت رفت ک مشقاش و بنویسه

        چون خییلی شیطون بودن و چنان پرواز میکردن ک باورت نمیشد خخخخ

        من باخودم میگفتم خدا راحت انجام میده برام

        ایده ای ک تو ذهنم بود خیلی زمانبر و سخت بود می بایست یکی یکی همه رو بگیرم بندازم تو جاشون

        هی از خودم میپرسبدم

        خدابا چ جوری راحت منتقل شون کنم

        ساعت 5 ک رفتم براشون دون بریزم حسم گفت درشون و باز بزار

        منم گفتم چشم ،خیلی حسم خوب بود

        بهم میگفت فقط لذت ببر از دیدن جوجه ها کاری با بقیه اش نداشته باش

        اقا همه دونه ها رو خوردن

        اینبار از جاشون نمیومدن بیرون خخخخ

        ی کم دون در راستای دیدشون ولی دورتر از جایی ک بودن ریختم براشون

        و منتظر موندم ک بیان بیرون،میخواستم بهم اعتماد کنن و بهم عادت کنن

        نشستم رو زمین با فاصله دوسه متری

        ک یواش یواش، با احتیاط اومدن بیرون

        اول دوتا

        بعد سه

        بعد 5

        و…

        نمیدونی چقد ذوق میکردم از دیدنشون

        اصن دیوانه شدم

        چنان بازی میکردن ،می‌دویدن

        وقتی همه اومدن بیرون در انباری و بستم و هوا هم دیگه داشت تاریک میشد

        چون جایی و هم بلد نبودن همون جا جلوی در همه جمع شدن دیگه راحت میتونستی بگیری شون

        چون تو تاریکی رام رام ان

        و من گول شون زدم خخخخخ

        و خداوند مث همیشه گل کاشت برام

        باورم نمیشد ک همچین راه حل ساده ای باشه

        ک لازم نباشه کلی اذیت بشم

        وقتی ک نشستم و نگاشون کردم و حس و حالم عالی شد

        اجازه دادم ب خداوند ک ایده شو بهم بگه

        و خداروشکر ماموریت با موفقیت انجام شد

        اعتبارش میرسه ب خدا

        ردپای امروزم و اینجا ثبت کردم خخخخ

        خییلی ازت ممنونم رفیق بخاطر تحسبن های قشنگت و لطفی ک بهم داشتی

        با تموم وجود پذیرفتم شون

        ب امید دریافت ی نور آبی دیگه ازت

        ب خدای بزرگ وهاب میسپارمت :))

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
        • -
          محمد حسین تجلی گفته:
          مدت عضویت: 2547 روز

          سلام به زکیه خانم عزیزم

          خوبی خانم ، خدا رو شکر برای حال خوبت من از همینجا پشت خط یعنی پشت کامنت در واقع :)) انرژی مثبتت رو دریافت کردم ، خدا رو شکر برق هم منو نگرفت /:

          آقا یادم باشه دیگه آخر شب دیدگاه های شما رو نخوانم

          چه نقطه‌ی آبی چه دیدگاه های اصلی «:

          یعنی وقتی راجع به کارهای برادر زاده خودتون کیان نوشتی ، کلییییی خندیدم ، صدام توی کل خونه پیچید ، حالا خدارو شکر ملت هنوز نخوابیده بودن وگرنه داستان داشتیم !!

          من یه عادتی دارم وقتی می خندم نه فقط صدای خندم بلنده تازه از سر شوق خوشحالی یه دور دستم می زنم :)))

          یعنی نه اینکه پشت سر هم دست بزنم ولی شطلق یه بار دست هام به هم میزنم و تو ذهنم میگم دمت گرم باشه …

          خلاصه این از بخش اول که کلی خندیدم ، چه خونه‌ی خفنی دارید ایول

          آخ آخ گفتی من عاشق اردک و مدل راه رفتنش هستم اصلاً اشکم در میاد وقتی این موجود رو می بینم اینقدرررر که می خندم واقعاااااا با نمکه … قبول داری؟

          حالا اینایی که شما گفتی احتمالا جوجه های مرغ و خروس بودن مخصوصاً که گفتی راحت هم پرواز می کردن (این ویژگی جوجه مرغ و خروسه که راحت می توانند پرواز کنند)

          شما اینقدر قشنگ می نویسی من توانستم مدل خونتون رو یه کمی تصور کنم ، حتی چهار زانو نشستن شما رو رو به روی در انباری :))

          آخه یه خونه ویلایی خوشگل و روستایی طور (از این خونه هایی که سقفش چوبی و شیب دار هست ، وسط زمین خونه است و دور تا دور خونه پنجره است و دور تا دور خونه حیاط هستش) توی گیلان یکی از دایی های من داره ، این توصیفات شما من رو یاد خونه‌ی اونا انداخت

          اتفاقا هم داییم هم زنداییم ، عزیزم خیلی مهربونن ، خیلی خونگرم و دوست داشتنی هستن، خیلیییی مهمون نواز هستند. من از طرف مادری گیلکی هستم.

          این ها رو همه رو گفتم که بگم درسته که از این که قم به دنیا اومدم و بزرگ شدم راضی ام به هزار و یک دلیل (اوایل که با قانون آشنا شده بودم یکی از پروژه های ذهنی که برای خودم تعریف کردم این بود: یه روزهایی تمرکزی وقت گذاشتم و قم رو برای خودم تبدیل کردم به یه بهشت ، توی ذهنم این کار رو کردم از بس که عااااااللی تمرکز کردم روی نکات مثبتش و مو رو از ماست می کشیدم ، دوست داشتم عاشق شهری بشم که داخلش هستم و خدا رو شکر توانستم این کار رو بکنم) ولی دلیل نمیشه عاشق روستا و تمامممم جذابیت هایش نباشم

          دوست دارم تا قبل از اینکه از ایران برم اول برم تمامم شهر های ساحلی ایران و تمام ساحل های خفن ایران رو ببینم

          بعد بیام شهر های دیگه ای مثل اصفهان ، تبریز ، شیراز و لرستان رو ببینم و بعد از ایران برم …

          یکی از جاهایی که دوست دارم به سر صبر و حوصله ، مخصوصاً وقتی ازدواج کردم با خانمم بیام بگردم لرستانه چون خیلییی ازش تعریف شنیدم و عکس و فیلم های خفن دیدم.

          من عاااااشق طبیعتم ، منظورم از طبیعت جنگل و کوه و دریاچه و دریا و آبشار و ایناست … اینجور طبیعت ها مورد علاقه‌ی منه …. خلاصه طولانی نوشتی ، طولانی پاسخ دادم و از روشنی قلبم برایت نوشتم ، امیدوارم به قلبت بنشینه، میرم برای نیایش شبانه ام با خدای خودم ، شبتون پر مهر .‌‌.‌.

          خدا نگهدارتون باشه

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    اسما عدالتیان گفته:
    مدت عضویت: 428 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربانم

    میخواستم برای خودم نامه ای ثبت کنم و نمیدونستم کجا بنویسم این نوشته رو پس تصمیم گرفتم نشانه روزم و از خداوند دریافت کنم و هرجا که خداوند من رو فرستاد همونجا بنویسم

    خدایا من سه ماهه هرروز دارم روی قوانینت کار میکنم، روزی نشد در این سه ماه که من صدای استادم رو نشنوم و روزی نبود که من تلاش نکنم

    خداجونم این سه ماه سال بهترین سه ماه عمرم بود

    بهتتترینننن سه ماه عمرم بودا

    درهای رحمت خداوند به روی من باز شد

    معجزات پدیدار شد

    من با قوانین جهانم آشنا شدم، با سایت استاد عباسمنشم دقیق آشنا شدم و تازه بعد از این سه ماه متوجه شدم که استادم داره چی میگه، قبل این سه ماه من فقط در سایت بودم اما قدمی برنداشتم

    من یک عالمه آدم مختلف دیدم که به اهدافشون رسیدن با قوانین آسان جهان

    من یوگا رو به صورت جدددددی شروع کردم و چقدر بدنم نرم تر و انعطاف پذیر تر از پارسال شده

    رفتم پارک ملت هرروز صبح ساعت شش و با طبیعت آشنا شدم، با آدم های موفق آشنا شدم و دیدم چقدر آدمای موفق هرروز دارن تلاش میکنند با عشق، برای رسیدن به اهدافشون میان پارک هرروز ورزش میکنند و من این افراد موفق رو هرروز میدیدم. و معجزاتی در این طبیعت بی نظیر دیدم که فقط در اون ساعت صبح میشد دید

    من!خدایا! من تونستم دو قدم از دوازده قدم رو بخرم و من چقدر آرامش دارم. چقدر اطمینان دارم. چقدر به خداوند نزدیکم. اخه منکه هیچ احساس نزدیکی ای به خداوند نداشتم الان احساس میکنم خداوند بهترین دوست منه!

    من نقاشی انجام دادم. چیزی که مدتها به انجامش فکر میکردم اما فرار میکردم، قسمتی از وجودم بهش بسته بود. مقاشی روی پارچه انجام دادم روی دوتا کت که بی نظیر شد

    من اولین مشتریم رو داشتم که بهترین لباس هارو براشون دوختم و بهترین دستمزد رو گرفتم

    من خودم هزینه قهوه هایی که هرچند ماه میخریدم رو دادم و به خودم افتخار میکنم بابت هزینه های کوچیک اما با ارزش برای من، خیلللی با ارزشه برام

    من ده سایزززز دور کمرم کم شد! من بازو و عضله دراوردم، بدون فشار و با عشققق

    من رابطه ام با مامان بابام و ستایش و سجاد عالی شد و یاد گرفتم که بهترین نفر باشم در این خونه که عشق میورزه به خانوادش

    من رفتم جلوی پسرایی که خیلی موفق میزدن و من جسارت صحبت جلوشون رو نداشتم و آگهی تبلیغاتی ام رو انجام دادم و از خودم و بدنم و ظاهرم تعریف کردم

    و من اعتماد بنفسم چقدر بیشتر شد

    من لباسهایی که دلم میخواست رو پوشیدم و رفتم بیرون، بدون هیچ حجابو شالی و محدودیت لباسی، با عشق تو خیابون راه رفتم و خودم بودم بدون ترس

    من جسارتم در انجام کارهام بیشتر شد، اعتمادم به خداوند بیشتر شد

    من هیچ دعوایی ندیدم در این سه ماه

    من هدایت شدم به ترجمه یک کتاب عالی در شغلم

    من بیشتر خندیدم و کمتر عصبانی شدم

    من همیشه به مترو به اتوبوس به موقع رسیدم و من هیچوقت دیر نکردم و عجله ای نداشتم در کارهام

    و همه اینهارو فقط توی سه ماه انجام دادم

    اینها برکت خداونده، معجزه حظور خداوند در زندگی منه! من به خیلی از خواسته هام رسیدم و بهم ثابت کرد که میتونم به بیشتر از اینها هم برسم

    خدایا شکرت که در زندگی من حظور داری

    خدایا شکرت که من با استاد و مریم جونم آشنا شدم

    خدایا من سپاسگذارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      زکیه لرستانی گفته:
      مدت عضویت: 2049 روز

      سلام عزبزدلم

      سلام اسما جانم

      ازت ممنونم بخاطر کامنت نورانی و پراز عشقت

      خییلی بهت افتخار کردم بخاطر تغییرات عالی ک داشتی

      و جقد خوب روی خودت کار کردی بهت تبریک میگم عزیزم

      کامنتت پراز نشانه بود برام

      مرسی ک دست خدا شدی برام

      موفق باشی عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    رسول خانکی گفته:
    مدت عضویت: 1439 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربانم

    الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ

    حمد و ستایش مخصوص خداوندی است

    که رب و فرمانروای جهانیان است

    إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ

    خدایا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به استاد شایسته مهربان

    سلام به اهالی بهشت

    امیدوارم حالِ دلتون عالی باشه و در حال زندگی کردن رو بیش از پیش تجربه کنید

    به به چقدر دریاچه در تاریکی شب زیبا شده ،البته کاملا مشخصه از حالِ خوشِ پدر خانواده که دیدنِ این بهشت با موزیک دلخواه حس و حالِ خوش رو چندین برابر کرده و چقدر باحال بود که پدر حالِ خوشِ خودِش رو با فریادها و کلماتی ابراز میکرد و با پسرِ خودِش هم این شادی رو شِر کرد و استاد جان هم که در حالِ بهبودِ دائمی هست و اماده هست پلن های جدید رو بچینه برای لذت بیشتر فرقی نمیکنه میهمان باشه یا نباشه

    و این استمرار رمزِ پیروزیه

    استاد جان یادمه وقتی ازدواج کردم خُوب توی خانواده ما دوتا برادر داشتم که کارشون تعمیر ماشین هست و خیلی تو کارهای فنی خوب بودند و عملا تو خونه فرصتی برای من باقی نمیموند که بخوام خودی نشون بدم و بعدِ ازدواجم دیگه خود به خود یه اهرمِ رنجی شکل گرفت و با اینکه برام در شروع کار سخت بود شروع کردم به انجامِ کارهای فنی توی خونه

    مثل سرویس کولر ،نصبِ لوستر،نصبِ زینک و درست کردن کمد ،تخت و تعمیرِ لباسشویی و جادو برقی و … خلاصه هر کاری رو توی خونه خودم انجام میدادم و ادامه پیدا کرد و یه اعتماد به نفس عالی شکل گرفت که الان واقعا برای هر کاری توی خونه هیچ مقاومتی ندارم و خیلی هم لذت میبرم از این کار و مثل شما جای اهرم رنج و لذتم عوض شد.

    و چقدر انرژی یعقوب رو دوست دارم ، و چقدر ذوق و شوق داره برای یادگیری هر چیزی و الان هم داره با عشق زبان فارسی رو یاد میگیره و واقعا به قول استاد اماده حرکت و قدم برداشتن به سمتِ ترس هاش هست و چقدر هم فاصله حرف تا عملِش کمه و شروع کرده به فایل گذاشتن تو یوتویوب

    استاد جان اینقدر این سریال زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا رو توی خونه با عشق میبینیم که بعدِ یه مدتی بدونِ اینکه ما اصراری داشته باشیم بچه ها هم علاقه مند شدند و الان خودشون خیلی کمتر تلویزیون نگاه میکنند و بیشتر در جریانِ دیدن سفر و زندگی در بهشت هستند و با عشق شما رو دنبال میکنند و چقدر هم نگاهشون متفاوت شده چون واقعا مقاومتی ندارند.

    چقدر این سوپرایزتون رو دوست داشتم ،چون واقعا خیلی تاریک بود و یه دفعه انگاری شب تبدیل به روز شد و چقدر دیدن خوشحالی و تعجبِ بچه ها و پدرِ خانواده و مخصوصا حرکاتِ یعقوب و تشکرشون حالِ دلمون رو خوب کرد و چقدر لذت بردم از دیدن این تصاویر و شیرجه ابتدایی که استاد جان به دلِ دریاچه زد منو یادِ روزهایی انداخت که توی سواحلِ استارا ساعتِ 5 صبح هنوز افتاب طلوع نکرده بود با دوستانم در زمانِ مجردی شنا میکردیم و واقعا چقدر لذتبخش بود و این احساسِ شنا کردن در دلِ تاریکی رو من تجربه کردم.

    خدایا شکرِت برای همه اپشنهای جدیدِ بهشت

    و این پروژکتورِ هیولا.

    استاد جان در کلمه به کلمه شما درس و نکته نهفته هست که دقیقا همون نکاتی هست که در دوره هاتون اشاره میکنید

    تغییرِ انرژی از طریقِ درست و اصولی و بهبودِ دائمی و تغییرِ باورها مارو به مرحله های خوبی توی زندگی میرسونه که راحت خواسته هامون محقق میشه و شما بهترین الگوی عملی برای ما هستید .

    با انرژی جسمانی زیاد تعییرات کوچیک شروع میشه و با ادامه اونها و بهبودِ دائمی تبدیل به تغییراتِ بزرگ میشه و زندگی رو لذتبخش تر میکنه . و این بزرگترین درس امروزِ من هست .

    و طبق صحبتهای شما با تغییر باورها و اقدامِ عملی و رفتن به دلِ ترسهامون و عملی کردن با طی تکامل

    میشود به زندگی سراسر لذتبخش هدایت شد.

    بله استاد جان مزایای ندیدن تلویزیون در بهشتِ ما

    بازی والیبال با محمد حسن و هلیسا جان و فاطمه جان هست

    رقص و حرکات موزون تو خونه،

    بازی با بچه ها

    کتاب خوندن

    حرف زدن با هم در موردِ اتفاق های خوب روزِمون با هم،

    نقاشی کشیدنِ هلیسا جانم

    و بالا بردن مهارتهاشون

    از مزایای ندیدنِ تلویزیون هست و چقدر هم ارامش بخش هست.

    با دیدن بازی شما یادِ زمانِ خدمتِ سربازی افتادم که بعدِ یه سال که توی سنندج در لشکر28 خدمت کردم

    تیپ یک لشکر مامور شد بره مهران و اونجا کلا ما توی سنگر های کاه گلی بودیم و با بچه ها پاسور بازی میکردیم و یادمه بازی شِلِم رو اونجا از بچه ها یاد گرفتم و هر شب با بچه ها خیلی خوش میگذروندیم.

    و زندگی در بهشت بینهایت مهربانی و رحمتِ الله یکتا همچنان با عشق ادامه داره…

    تا زندگی در بهشت دیگه بدرود…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  8. -
    فاطمه محرمی خانقاه گفته:
    مدت عضویت: 1401 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

    و مهربانی‌اش همیشگی.

    و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم

    و همه ی دوستای بهشتیم

    خدایا شکرت بی نهایت شکر برای

    این رزق پراز برکت و آگاهی و زیبایی

    چه لذتی میکنه آقای رایان

    تو غروب پرادایس جان عزیزم

    همراه پسرش موسیقی گوش میده

    همچنان آثار آتیش بازی هم پیداست

    درمسیر لذت بردن بیشتر ،

    پروژکتور میخواین نصب کنین و با تموم عشق وانرژی و خلاقیت ، در کنار بچه ها ,دارین پروژکتور رو راه میندازین..

    هربار که قدم برمیداریم متوجه میشیم که عملا ترسی وجود نداره و توهم ذهن خودمونه که داره مارو متوقف میکنه …

    یادمه سه سال پیش ، رسول جان خونه رو

    خودش نقاشی میکرد و روزی که شیفت کاریش بود ، دوتا از شوفاژ های خونه باز نشده بود و من دیده بودم که رسول جان شوفاژ های قبلی هارو چه جوری باز کرده ، وارد عمل شدم و برای اولین بار این دوتا شوفاژ رو ، تنهایی با آچار باز کردم و تونستم موفق باشم وکلی داخلش شوفاژ هم بافشارآب زیاد و محلول مناسب شستم و چقدر حالم عالی شد که تونستم یه کاری رو یادبگیرم ..

    یا سه روز پیش ، درست کردن مشکل تلفن خونه با کمک هوش مصنوعی تو 16 دقیقه انجام دادم

    اصلا انجام دادنش باعث شد مومنتوم مثبت بگیرم و انگیزه مو بالاتر برد خداروشکر

    واقعا انجام دادن کارها اعتماد به نفس آدمو بالاتر میبره حتی اگه ایده خلاقیت در درست کردن غذا یا کاردستی باشه ، یا درست کردن یه نظم دهنده

    برای کابینت باشه یا تزیین گلدون خونه باشه با کاموا و نوارهای سنتی….

    در ادامه چه لذتی میبره جیکوپ از فارسی زدن و تمرین میکنه خیلی قشنگ بود …

    پروژکتور نصب میشه و سورپرایز بعدی

    روشن کردن نوارهای LED

    اطراف پرادایس جان عزیزم هست

    وووواااااایییییی خدایا شکرت

    همه جا نور شد یه دفعه

    چه ذوقییییی میکنن مهمونای عزیزمون..

    و پریدن در دریاچه در دل شب پراز نور

    خیلی همه جا زیباتر شد

    این ایده ی زیبا باعث میشه هرشب بیرون

    عذا بخورین یا بشینید وگفتگو کنین

    چقدر قشنگ میشه با ایده ی ساده و تغییری کوچیک ، محیط مون رو لذت بخش تر کنیم ….

    چه میکنه عملگرایی جیکوپ چقدر تحسین برانگیزه

    چقدر میشه این الگوهارو دید و انگیزه گرفت

    بلافاصله وارد فاز عملی ایده ش شد و فیلم اولش آپلود میکنه …

    یکی از مزایای نبود TV ، بازی های گروهی هست

    که دارین انجام میدین و مسیرهای متفاوت و بهتر ،

    برای لذت بردن بیشتر..

    بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم و

    استاد شایسته مهربونم بابت این فایل

    بهشتی پراز برکت و آگاهی و زیبایی

    خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم

    خدا حفظ تون کنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  9. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2481 روز

    بنـام الله یکتا، بنـــام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین

    سلامــــ به زندگی در بهشت

    سلام به اهالـی زندگی در بهشت

    خدایا شکرت برای دوباره در مسیر زندگی در بهشت قرار گرفتم و یک قسمت دیگه رو با عشق دیدم.

    ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■

    سریال زندگی در بهشت قسمت 30 اُم

    این قسمتی با پایان یک روز پرتلاش و کلی آتیش بازی و حرکت های خفن، داریم میبینیم که همه در یک آرامش دارند باز هم کنار هم لذت میبرند.دیدن استاد که داره سیم هایی یک پروژکتور هیولا رو آماده میکنه تا بازم شب رو زیباتر کنه و باز هم باعث میشه از اونجا بیشتر لذت ببرند و حتی توی شب بشه توی دریاچه شنا کرد…

    آقای رایان چقدر قشنگ برای خودش موزیک گذاشته و کنار پسرش دارند از هوا منظره لذت میبرند…

    خدای من جیکوب رو ببین اسم خودش رو به فارسی یادگرفته و سعی میکنه فارسی صحبت کردن رو یاد بگیره. و میگه من یعقوب هستم…

    چقدر این پسر دوست داشتنی و فوق العاده است. همین اقدام کردنش و اولین فیلم خودش رو تدوین کرده و گذاشته توی یوتیوبش عالی بود و چقدر درس داره این حرکت و اقدام بعد از کلی شنیدن حرف های پدرش و استاد تاثیر گذار و انگیزه بخش مون. واقعا خداروشکر برای این پسر که در مدار دریافت بود و بعد دریافت هم اقدام کرد دمش گرم…

    تجربه بازی های جدید با پاستور

    به اندازه تمام برگها تنوع بازی هست…اینم یعنی تنوع در سلیقه و فراوانی در ایده های لذت بردن و بازی کردن با هر نگرش و فرهنگی…

    و در انتها یک بخشی از کامنت دوستان عزیزم رو میخوام به خودم یادآوری کنم که چقدر قشنگ نوشتن:

    امروز 1ماه شد که همگی داریم در این بهشت زیبا زندگی میکنیم خدایا شکرت. شکرت برای 30روز ارتعاش مثبت ،توجه بر نکات مثبت ،دیدن زیبایی ها ،تحسین فراوانی و نعمت ها، تعهد ،توکل ،ایمان ،حرکت کردن ،کمال گرا نبودن، غلبه بر ترس ها ،اعتماد بنفس ،عزت نفس ،دیدن ثروت و ثروتمندان ،ورزش ، و یادگیری خیلی از آداب و رسوم جوامع دیگه. آشنایی با ابزارهای جدید ،،و از همه مهمتر روش زندگی کردن در بهشت ⁦️⁩

    خدایا شکرت برای اینکه اینجا منو هدایت کردی و اینجا میتونم از خودم ردپا بزارم و سعی کنم ذهنم رو کنترل کنم با تمام مقاومت ها و ترس ها و ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    محمد بهمنی گفته:
    مدت عضویت: 927 روز

    سلام ب همگی سلام ب استاد و خانوم شایسته

    ینی من عــــــاشق شخصیت پدر خانواده شدم. این بشر چقد میتونه یک مثال از یک پدر نمونه باشه، نمیدونم ولی حس من بمن اینجوری میگه که اگر دقت کنید بیشتر سمت پسرایی میره ک توی خودشون هستن، نکه با جوزف و جیکوب کاری نداشته باشه. ولی بیشتر سمت پسر بزرگش و اون یکی ک درونگرا هست میره و کنارشونه ک تنها نباشن و اینو ب درستی داره مدیریت میکنه.

    جیکوب خیلی خوبه. اینکه اینقد کاوشگره پر شور نشاطه منو ب وجد میاره چون دقیقا مثل من برونگرا هست و عاشق شخصیتش شدم و خیلی دوسش دارم.اینکه اینقد خوب داره تلاش میکنع فارسی یاد بگیره واینکه اینقد باهوشه ک زود یاد میگیره خیلی برام جالب بود. ک البته اینو بهم نشون داد ک وقتی علاقه پشت هدفی باشع چقد ادم میتونه زود توش پیشرفت کنه.

    این قسمت این خواسته رو در من ب وجود اورد که سال اینده رو بذارم سال انرژی بیشتر، چون امسال من توی دوره 12 قدم هستم و نامگذاریش کردم برای رشد و پیشرفت مالی. ولی سال آینده رو بی شک میذارم انرژی بیشتر چون دوست دارم اکتیو تر باشم و کارهام رو همه رو انجام بدم. چقد این خانواده حس خوبی بهم میدن و لذت میبرم از دیدن این خانواده.

    خدایا شکرت ک اینجام

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: