این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/07/abasmanesh.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-07-01 08:48:482025-02-25 09:23:13سریال زندگی در بهشت | قسمت 39
348نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من با آشنایی با این خانواده آمریکایی و دیدن رفتارهاشون توی این چند قسمت، این حس بهم دست داده که باید تو برخی از اصول زندگیم تجدید نظر کنم. نمی دونم دیگر دوستان هم همین حس رو دارن یا نه. حسابی از دیدن این همه عشق، محبت، احترام اعضا خانواده به نظرات و علایق همدیگه و… غافلگیر شدم. شاید دلیل این غافلگیری، پیش فرض هایی باشه که از قبل درباره مردم کشور آمریکا داشتیم و با نگرش های منفی قبلیم، این آدما رو قضاوت می کردم.
واقعا فکرش رو هم نمیکردم که یه روزی آمریکایی ها بتونن ایدئولوژی زندگی من، خصوصا درباره تربیت فرزند و بنیان خانواده رو تحت تاثیر قرار بدن. می خوام توی یکی دو روز آینده، چندین بار با دقت این قسمتا رو ببینم تا درکم بهتر بشه.
فکر کنم باید یکی دو روز آینده، هفت هشت بار دیگه این فایل رو ببینم تا شیر فهم بشم، ضمن اینکه زبان انگلیسی م اونقدر قوی نیست و منتظرم یکی از بچه ها، تمام دیالوگها رو ترجمه کنه…
چقدر فضای این ویدئو مثبت بود. چقدر زیبایی داشت. توی تمام زمانی که تصویر داشت پخش می شد، نیشم تا بناگوش باز بود و لبخند بر لب داشتم. خدایا شکر برای اینکه این حقایق رو بهم نشون دادی و نمی گذاری در نادانی بمونم. ممنونم استاد عباس منش به خاطر این مستند آموزنده.
خانم شایسته عزیز سپاسگزارم بابت interview و پرسیدن این سوالات عالی و البته پاسخ ها عالی از خانم هوپ عزیز.
چقدر جالب ک من هم این اخلاق رو توی خودم پرورش دادم و از شما یاد گرفتم، اخیرا توی مغازه های پرفروش محل مون ک میرم ازشون میپرسم عمو من همیشه دیدم شما همیشه خداروشکر رزق دارین مشتری دارین ب نظرخودتون مهم ترین ویژگی و یا فکری ک باعث رشد یه کسب و کار میشه چی میتونه باشه شما خودتون فکر میکنید چه ملاک هایی برای مشتری زیاد مهمه؟ و پاسخ اکثریت اخلاقیات درست، منصف بودن، و صبور بودن بود.
این روزا دارم روی اخلاقیات درست رو خودم کار میکنم و از خدا هدایت میخوام ک بهم بگه چه رفتارهایی کنم و ب کامنت های عالی دوستانم و این فایل هدایت شدم. میخوام صبر و ابراز عشق و شاد بودن رو از خانواده خودم شروع کنم، دارم تاتی تاتی راه میرم ولی یادش می گیرم چون تو خانواده ما ابراز علاقه و عشق خیلی کم بوده و من تقریبا اصلا یادش نگرفتم احترام گذاشتن خیلی مهمه برامون ولی کسی عشق و جملات عاشقانه رو بخاطر کمبود اعتمادبنفس و یا خجالت ابراز نمیکنه و من میخوام سنت شکن بشم و حالا خودم پیش قدم میشم و میرم مادرم رو ک جلوی گاز ایستاده بغل میکنم، برای پدرم بلند میشم و بهش دست میدم و خسته نباشید میگم و اکثرا گاهی خودش منو بغل میکنه و میبینم ک چقدر رابطه زیباتری ساختم.
معذرت خواهی رو خیلی سختم بود انجام بدم ینی توی رفتارم شاید ب طرف میفهموندم ولی خب غرور داشتم و نمیتونستم کلمه معذرت میخوام رو ب زبون بیارم و اینم انجامش دادم و کم کم رو خودم دارم کار میکنم.
تمرین صبور بودن و واکنشی نبودن اینکه نخوام برای هرچیز غر بزنم و نظر بدم اتفاقا خیلی کم حرف تر شدم و بجای تذکر ب بقیه چه در ذهنم چه ب خودشون ک تو اینطور باش اینطور رفتار کن، بجاش هیچ نمیگم و سکوت میکنم در اغلب اوقات.
تمرین شاد بودن رو خیلی دوست دارم رو خودم کار کنم و اینم ایده میخوام از خداجون ک چطور در طول روزم آدم شاد و خوشحال و اکثرا خنده بر لب باشم.
یکی از رفتارهای زیبا در این قسمت ک خیلی برام تحسین برانگیز بود اینکه تا لیوان مادر خانواده گم شد همه بسیج شدن با عشق و بدون هیچ غر زدنی برای گشتن دنبالش. این رفتار خیلی خیلی زیباست. حالا میفهمم تا پدر سوئیچ یا مدارکی گم میکنه مامان سریع دنبالش میگرده و ب منم میگه بلند شو بگرد توهم، یا موقع امتحان ها خواهرم ک کتاب هاش رو گم میکنه توی اون شرایط استرس زایی ک داره مامان با عشق بلند میشه و براش میگرده درصورتی ک من غر میزدم باید مواظب لوازمش باشه من کمکت نمیکنم ک پیداش کنی. ولی اینکه برم و بگردم و باعشق و بدون هیچ منتی کمک کنم خیلی زیباست حتی فکر کردنش هم بهم حس خوبی میده، فرض کن تو وسیله ات رو گم کردی و یکی میاد کمکت چقدر حالت خوب میشه از اینکه خداروشکر یکی هست به فکرمه و احساس مهم بودن دست میده بهت.
من خودم وقتی دنبال وسیله ای میگردم بسیار دیوانه میگردم :)) البته خیلی آروم تر شدم ولی روی nerve مه، چون کمی منظم هستم(گفتم کمی یه وقت فکر نکنید چه خبرهههه خخخخ نه اونقدر از اون خط کشی منظما هم نیستم :) )
پس یادم باشه برای حس همکاری و کمک بیشتر اگر فردی وسیله اش رو گم کرد همکاری کنم و برم ب کمک اش .
شاید اون فرد توی شرایط اضطراره و نمیتونه خوب تمرکز بزاره و من با آرامش بیشتری میتونم بگردم و پیداش کنم. دقیقا مثالی ک ب مامانامون میگیم ماماااااان ب دادم برس فلان وسیله ام نیست و مادر میاد و در عرض 2 دقیقه بعد پیداش میکنه ؛))) چرا چون اون با آرامش میگرده.
خب حالا بریم سراغ نکات رفتاری و شخصیتی میس هوپ در مورد فرزندانشون.
من فارغ از هر چیزی عاشق اونهام.
من اونارو برای اون چیزی ک هستن دوست دارم و عاشق شون هستم و پذیرفتم شون وتشویق شون میکنم.
من نمیخوام ک فرزندانم بی نقص باشن و این اهمیت چندانی نداره و اون چیزی ک خیلی مهمه اینه ک اونارو برای اون چیزی ک هستن تشویق شون کنم نه برای اینکه پرفکت و بی نقص باشن.
مثلا پسرم یعقوب توی درسهاش پرفکت نیست خب منم ازش انتظار زیادی ندارم و همونطور پذیرفتم اش و عاشقشم.
خب چرا اطراف من ارزش بچه هارو فقط با نمرات شون می سنجن، یعنی دقیقا میزان ارزشمندی بچه ها میشه درس خون بودن یا نبودن، چه تو مدرسه توسط معلما و دوستان چه در خانواده ک چقدر ب بچه ها احساس خودکم بینی میدن.
اجازه میدم بچه هام با مسائل شون مواجه بشن و بازخورد بگیرن.
ینی آقا انقدر نخواییم ک همه اصن چه بچه مون چه پدرم چه شوهرم نخواییم بگیم چیکار کن راه درست کدومه راه غلط چیه، چون فایده نداره اشکال نداره بزار اشتباه کنه خطا کنه درسش رو یاد میگیره، بزار تجربه کنه انقدر خط کش نگیرم دستم بخوام ب همه درس ادب بدم.
خیلی از والدین دوست دارن فقط و فقط حرف بزنن و خیلی نمیخوان ک گوش بدن و با بچه هاشون باشن.
اینم درس خیلی بزرگی عه اینکه شنونده باشم تا ارشاد کننده، یه ذره آروم باش بشین ببین فرد مقابلت چی میگه گوش بده. همه اینها نشانه شخصیت آرام هست ک باید بیشتر در خود پرورش بدم.
من و شوهرم همیشه حمایتگر هستیم، با بچه هامون صحبت میکنیم و اون چیزی ک میگن برامون مهمه ک چه چیزی رو دوست دارن و این باعث افزایش اعتمادبنفس بچه ها هم شده.
من میخوام لیوای بدونه ک از نظر ما اون چیزی ک اون دوست داره انجام بده مهمه، من بازی ویدئویی دوست ندارم ولی عامدانه کنار لیوای میشینم و بازی کردنش رو می بینم چون اون ازش لذت میبره( نهایت توجه و احترام رو میزاره این مادر چقدر تحسین برانگیزه این اخلاقیات)
من دوست دارم ب چیزی ک اون ازش لذت میبره علاقه مند باشم تا اونو خوشحال کنم
یه بار دیگه بخونیم اش
یعنی من اگر همین یه نکته رو تو روابط در نظر بگیرم بهشت میکنم دنیامو، آقا جان ناعمه عزیز نخواه همه به یک طرز لباس پوشیدن، یک علاقه خاص، یک نوع رفتار، اصلا یک نوع غذا علاقه مند باشن چرا میخوای همه هم نظر تو باشن آدم ها متفاوت ان قشنگی جهان برا همینه ریلکس باش. تو قایق خودت رو پارو بزن و حرکت کن.
اگر خواهر کوچیکت عاشق آرایش کردنه خب این علاقه شه اختیارشه. چون تو سادگی رو میپسندی حق نداری حتی توی ذهنت هم قضاوتش کنی و من انصافا خیلی پیشرفت کردم تو این زمینه ولی نیاز ب این یاداوری ها دارم چون همیشه باید رو این نقاط ضعفم کار کنم. آیا خود تو اومدی از چیزی ک خواهرت علاقه شه تعریف کنی بگی چقدر حرفه ای خط چشم میکشی ؟ یا ماردت ک عاشق رفتن ب مجالس مذهبی عه حق قضاوت نداری حق نداری بگی من خدا رو میشناسم ولی تو داری راه کجو میری حتی توی ذهنت هم حق نداری هرکسی خدا رو در قلبش داره هرکسی با انجام یک سری کارها آروم میگیره ک شاید برای تو مسخره باشه روش های آروم شدن تو هم برا خیلیا شاید مسخره بنظر برسه ولی تو انجام شون میدی چون قلبت آروم میشه، اگر تو شب نصف شب پا میشی میری بالا پشت بوم با خدا حرف میزنی قرآن میخونی فک نکن این بهترین روشه، این لایف استایل خودته و تو دوست داری ب این طریق خودت رو آروم کنی، هر کس شیوه ای داره برای لذت بردن از زندگیش و صرفا نمیشه گفت علایق و شیوه کی بهتر از کیه چون طرف خودش میدونه چیکارست.
من عاشق اینم با بچه هام وقت بگذرونم و خداوند ب دلیلی من رو مادرشون قرار داده. ما مثل دوست هستیم و از بودن در کنار هم لذت میبریم.
مادر خوشحال بودن خیلی مهمه، چون بعضیا خوشحال نیستن.
شما فقط باید لذت ببری تو خونه ات با خانواده ات و مثبت اندیش باشی.
وقتایی هم ک نگران و مستاصل میشم میگم آیا این چیزی ک رخ داده مهمه ؟ نع
چیزی ک مهمه اینه ک لذت ببریم و شاد باشیم.
شادی یک انتخاب عه.
من شادی رو انتخاب میکنم.
به خودت بگو چرا من الان نباید شاد باشم ؟
شاد و سپاسگزار باش بخاطر چیزهایی ک داری.
سپاسگزارم بابت تهیه و تدوین این فایل گرانبها، در پناه الله باشیم.
ناعمه جان ، ممنون از کامنت زیبات ، من از خداوند خواسته بودم من رو هدایت کنه به دوستان عباس منشی دوستان زیبا با تفکرات زیبا دوستانی که دارن روی خودشون کار میکنن و تمام تمرکزشون روی خودشونه ، وقتی کامنت زیباتو خوندم کامنتی که تمام تمرکزت مشخصا روی بهبود خودت در همه ی جنبه هاست واقعا اشک تو چشام جمع شد ، خواسته من از قبل آماده شده !!! من دوستانی دارم در این سایت بزرگ و زیبا که دلشون به اندازه ی یک اقیانوس و ذهنشون به اندازه جهان بزرگه و روشنه تحسینت میکنم عشقم و خوشحالم ، خوشحالم که دوستی همچون تو دارم و به خودم افتخار میکنم بابت داشتن چنین دوستی :) همینطور به تو عزیزدلم ، دوستت دارم
سلام صدف جان اولا بگم چقدر عکست رو دوست دارم زیبا جان، عکسی ک خود خودت هستی با لبخند زیبات خیلی تحسینت کردم.
سپاسگزارم عزیزم بابت محبتت و پاسخی ک نوشتین برام، کامنتم رو ک خوندم باز هدایت خدا رو دیدم چرا ک دنبال بهبود بیشتر روابطم با اطرافیانم هستم.
عزیزم من هم امروز در دفترم نوشتم خدایا معاشرت با دوستانی عزیز رو میخوام. و خداوند بهم گفت تو دوستانی عزیز در این سایت داری و من عاشق این عشق ورزیدن ها و محبت های بین ما دوستان هستم.
دقیقا عزیزم خواسته من هم از قبل اماده شده بود، من نوشتم و وقتی وارد ایمیل شدم پیام زیبای شما رو دیدم.
عزیزدلم من هم دوستت دارم، انگار با دوستی صمیمی و چندین ساله مکالمه کردم، خیلی دوست داشتنی هستی، دوستت دارم، در پناه الله باشی.
لذت بخش بود این قسمت و مصاحبه با Hope چون من خیلی رفتار این مادر و پدر و عشق بین این خانواده برام جذاب بود و لذت میبردم از این که چقدر این بچهها با هم خوبن و الان میشه فهمید که این مادر چقدر با خودش در صلح هست، و باور داره که باید لذت برد و عشقی که به این بچهها میده و از اونها دریافت میکنه، وقتی Hope رو با مادرهای خودمون مقایسه میکنم معنی عشق به خود رو بهتر درک میکنم، مادر من تمام عمرش رو فقط برای بچه هاش گذروند انگار که خودش رو مسول ۱۰۰درصد بچه هاش میدونسته جوری که از تمام لذتهای خودش بگذره، حتی وقتی در سن ۳۲ سالگی همسرش رو از دست میده هرگز ازدواج نمیکنه چون میگه من مسول بچه هام هستم، نتیجه این میشه که همه بچه هاش هم مهاجرت میکنن و اون تنها میشه، اما این مادر اول به خودش عشق میده، زمانی رو میذاره و از علاقه مندیش که اینجا ماهیگیری یا موتورسوری هست لذت میبره، به جای این که وظیفه خودش بدونه که باید برای کل خانواده هر روز غذا بپزه و حتی اگر یه روز هم نخواد یا نتونه عذاب وجدان بگیره، وقتی یطی ایشون گم میشه میره و واسه خودش میخره، چقدر لذت بردم، در صورتی که دیدم مادران ما که از علاقه مندی خودشون میگذرن و پول رو برای بچههاشون خرج میکنن، یعنی شوهر و بچهها در اولویت هستن نسبت به خودشون، اینها نشون میده که این خانم چقدر با خودش در صلح هست و نتیجه هم اون میشه که همسر و بچه هاش عاشقش باشن و از باهاش بودن لذت ببرن، اون موقعهها خیلی شنیدیم که مادر ایرانی یه چیز دیگست، یا این که غربیها که عاطفه نداران اما وقتی هزاران غربی رو دیدم که خیلی خوب به بچههاشون عشق میدن و همچنین با خودشون در صلح هستن، فهمیدم که کلا معنی عاطفه در فرهنگ ما اشتباه تعریف شده، عاطفه یعنی از خود گذاشتن، و به دیگران بها دادن، و دیگران رو در اولویت قرار دادن، اما Hope یه الگو خیلی عالی از مادریست که عاشق خودشه، عاشق همسر و بچه هاش هست و چقدر این خانواده جذاب و قابل الگو برداری هستن، تک تک رفتار و صحبتهای این خانم من رو یاد حرفهای استاد در بسته عشق و مودت میندازه، انقدر این خانم برای خودش ارزش قائل هست که بچه هاش هم عاشقش هستن، وقتی پسرش اون رو در آغوش میکشه چقدر لذت بخش هست دیدن اینجور صحنهها خدای من، ممنونم مریم جان برای ضبط این لحاظت، برای این مصاحبه با Hope. و درس دیگه از این قسمت این بود که ما هم دوستانی فنلاندی داریم که میان به کلبه جنگلی ما ولی فرقشون اینه که وقتی میان مثل مهمان رفتار میکنن، یعنی میشینن، ما غذا میپزیم، میشوریم جم میکنیم تا به آخر، و من هم که کارم انلاین هست اون یکی دو روز از کار میفتم، دفعه آخر به همسرم گفتم من اینجوری لطمه میبینم دوست دارم بیان اما نه به عنوان مهمان، به عنوان کسانی که میان و چند روزی با ما زندگی میکنن و همه به هم کمک کنن، و ایشون هم موافقت کرد، تا قبل از این جلسه برام سوال پیش اومده بود که یعنی استاد کلا کارش رو ۴ روز میذاره کنار و به مهمون میرسه؟ چون من خودم دقیقا تو همین شرایط قرار میگیرم، و مریم جان گفتن که میرن توی RV و روی کارشون تمرکز میکنن.
خدارو شکر میکنم که جواب تمام سولاتم بلافاصله داده میشه و خیلی زود میفهمم که چه کاری در مسیر درسته.
من این قسمت رو توی چند سال گذشته چندین بار دیدم ولی این دفعه چیزی به چشمم اومد که قبلا درکش نکرده بودم احتمالا چون اون موقع به تضاد نخورده بودم. اونم انگلیسی صحبت کردن مریم جان و استاد جان هست.
من آلمان زندگی میکنم و تو این مدت خیلی چالش داشتم با آلمانی حرف زدن که نود درصدش هم بخاطر عزت نفسم هست نه صرفا دانش زبانی! با وجود اینکه مدرک زبان آلمانیم رو با بهترین نمره گرفتم ولی توی حرف زدن با آلمانیها به شدت عزت نفسم پایین بود که مدتیه آگاهانه روش کار کردم.
دیدن این قسمت و چندین قسمت قبل که استاد داشتن به جیکاب انگیزه میدادن برای شروع کارش، خیلی خیلی برام درس داشت اینکه با وجود اشتباه حرفزدن، تپق زدن و لهجه داشتن چقدر قشنگ با اعتماد به نفس صحبت کردن. حالا من تا چند وقت پیش وقتی یه جمله آلمانی رو اشتباه میگفتم کلی خودمو سرزنش میکردم و احساس خجالت زدگی میکردم که همش نشونه عزت نفس پایینه، بعد میدیدم بابا طرف مقابل اصلا براش مهم نیست من فلان گرامر رو درست گفتم یا نه فقط منظورمو بفهمهکافیه! بعد میدیدم اتفاقا چقدر از طرف آلمانی ها تحسین میشم بابت خوب حرف زدن ولی باز نمیتونم بپذیرم. با دیدن این قسمتها درهای جدیدی به روم باز شد، اینکه خانواده عزیز رایان چقدر با حوصله به حرف های استاد و مریم جون گوش میدن با وجود اینکه طبیعتا سرعت حرف زدنشون پایینه و باید به بعضی کلمه ها فکر کنن و چقدر قشنگ صبر میکنن صحبتشون تموم شه. و این برای آلمانیها هم صدق میکنهها منتها ذهن من مقاوت داشت خیلی زیاد! میگفت نه طرف حوصله اش سر میره باید سریع حرفتو بزنی نباید فکر کنی!
اگر هر قسمت رو هزار بار دیده باشم بار هزار و یکم یک چیز جدید درک میکنم و اینه خاصیت جادویی فایلهای استاد. بی نهایت سپاسگذارم ازتون.
سلااام سلامی با عطر بوی عیدی که همه جای ایران پیچیده و به گرمای بهاری تابستونی که بعد از این همه برف و بارون زمستون منتظرمونه
الهی شکرت
خب اون قسمتی که شایسته جان نیازمند مترجم بودن باعث شد دست به قلم بشم و ایده ای ندارم به جز اون چی بنویسم ولی خداوند هدایت میکنه …
من چهههه قدر تا به الان از دیدن این سریال لذت بردم
چه قدر داره روی من تاثیر میذاره و داره واقعا در هر روز زندگیم تغییرات ریز ریز اما بسیار مهم رو ایجاد میکنه
من از خداوند سپاسگزارم که تا الان تا اینجا تا امروز به تعهدم پایدار موندم و با عشق دارم هر روز یک قسمت از این سریال رو نگاه میکنم و حسم بهم میگه که قراره این سریال هم تموم بشه باز هم چند سال دیگه دوباره از اول میام میبینمش و باز ازش چیز یاد میگیرم ، باز به بزرگتر شدن شخصیتم کمک میکنه ، جوریکه احساس کنم اصلا قبلا ندیدمش و نفهمیدمش
توی قسمتی که فهمیدم این خانواده دوباره برگشتن خیلی ذوق کردم
واقعا عاشق خانواده های امریکایی هستن به خصوص این خانواده ی رایان
شایسته جونم چه قدر من از این ازادی هایی که به مهموناتون میدید و اونا هم در عین احترام گذاشتن و رعایت قوانین ، خیلی راحت هستن و پذیرای محبت های شما هستن و تعارفی نیستن و انگار خونه ی خودشونه خیلی راحتن ، و راحتی که شما بهشون دادید
اونجایی که گفتید وقتی یک نفر چیزی رو گم میکنه همه ی اعضای خانواده موظف میدونن خودشونو که پیداش کنن ، راستش خیلی منو به فکر فرو برد
یک جایی مادر خانواده میخاست بره بیرون دنبال لیوان و به جیکوب گفت : ( تو هنوز سرجات نشستی ؟؟؟ )
و این حرفو که زد جیکوب اومد
یا مثلا جلسه ی قبلی که لوکی اومد رخت خواب برادر هاش رو درست کرد
یا احترامی که بین این پسرها هست من هیچ وقت نشنیدم از القاب بد یا مسخره کردن با هم استفاده کنن
و خب برای خودم خیلی جالبه این موضوع
اصن برام عجیبه چطور چهار تا پسر این قدر با هم در آرامش هستن ؟؟
چطور این قدر در صلح هستن باهمدیگه ؟؟
روابط من و برادرم از کوچیکی تا بلوغ اصلا خوب نبود
البته من از شونزده هفده سالگی با استاد کار میکردم و بهتر شد از اون موقع به خاطر روی قانون کار کردنم
و پدر مادرم هم نظرشون این بود که عادیه ، یعنی من بچه بودم گاهی با برادرم که بدجور درگیر میشدیم و پدر مادرم میگفتن عادیه هر دوشون تو سن بلوغن ، مغرورن و کلا به جای درست کردنش عادی جلوه میدادن و توجهی نمیکردن و فقط مهم بود که مزاحم همسایه ها نشیم با جیغ و داد زدنمون در غیر اینصورت چیز دیگه ای اهمیت نداشت …
و این کجا اینکه چهار تا پسر نوجوون کنار هم باشن و اینقدر همدیگه رو دوست داشته باشن و احترام بذارن به هم کجا
برام خیلی سوال شده بود که چطور ؟؟
چطور همچین احترامی برقراره بینشون توی این سن
من خودم هم الان با برادرم رابطه ام خیلی خوبه یادم نمیاد اخرین بار کی دعوا کردیم ، شاید چندین سال پیش ولی توی اون سن نوجوونی اینجور نبود و فکر میکردم خب توی بچگی و سن بلوغ باید این دعواها باشه ولی الان فهمیدم که نه اون هم درست نیست
الان عیده اومدیم خونه عموم و بچه هاشون اونام سه تا خواهر برادرن
اما باز اون احترامی که اونجا بین اونا هست اینجا هم من میبینم نیست
به نظرم بدیش اینه که عادیه
یعنی حالا یه چن تا مسخره کردن و اینچیزا عادیه
و این عادیه باعث میشه که اصن تلاشی برای درست کردنش نشه چون از نظر پدر مادر این خودش درستشه
یا احترامی که خود بچه ها به پدر مادرشون میذاشتن و گوش به حرفشون بودن ، به همدیگه میذاشتن و … البته که شوخی های خودشونو داشتن ولی شوخی های بسیار به جا
…
یا مثلا قسمت قبلی دیدم مادر قبل خواب براشون حرف میزد و بهشون احساس خوب میداد به قول یکی از دوستان من هم فکر میکردم این چیزا فقط توی فیلمها هست که انگار که نه این واقعیت زندگی امریکایی هاست
تمام این سوالها توی ذهنم بود و همه اش میچرخید که چطوره اینجوریه اشکال کار ما از کجاست
من اینجا میبینم اطرافیانم رو که خانواده تشکیل دادن و بعضا بالای پنجاه سالشونه ولی خواهر برادر ها همچنان هیچ نزدیکی و صلحی بینشون برقرار نیست حتی نمیتونن با هم حرف بزنن
یا هر دو 50-60 سالشونه و برادرن باهم ولی قهر میکنن
یا سر موضوعات خانوادگی بعد چهل سال نزاع نه تنها حل نشده بلکه کدورت بینشون بیشتر شده
که شایسته جانم اومد با مادر خونواده یک مصاحبه ی مشتی انجام داد
.
و من نگاری که هر وقت صحبت از ترجمه میشه سر صحنه حی و حاضرم :))))))
عاااشقتونم شایسته جونم به خاطر این لطف و محبتتون
من عاااشقتونم
.
.
.
.
حرفهای مادر خانواده خیلی منو به فکر فرو برد
و البته دیدن این سریال باعث شده که بخوام من هم این عادتهارو در خودم به وجود بیارم
من گفتم نگار بیا به خودت نگاه کن
دیگرانو ول کن ایا خودت اون شوخی های نابجا رو انجام میدی یا مثل بقیه برات عادیه از چن تا کلمه ی نادرست استفاده کنی ؟؟
دیدم که من خودم خیلی جای کار دارم
دیگه اصلا کاری به کسی ندارم
من باید خودمو درست میکردم
الان خونه ی عموم هستم میبینم خیلی وقتا من هم مثل اونا رفتار کردم
توی این چندین قسمت یک بار ندیدم یکی از این پسرها بگه shut up ، درحالیکه همین کلمه برای من گاهی عادیه
و دیدم که چه قدر من خودم جای کار دارم
تصمیم گرفتم امروز که خیلی محترمانه تر صحبت کنم
اخه میدونی الان که فکر میکنم توی فرهنگ ما یه جوری شده که نه تنها این کلمات عادیه بلکه نشون دهنده ی صمیمیت و نزدیکی هست
نمیدونم خودم گاهی میمونم که شاید اشکالی نداره خخخخخ
.
تا اینکه شایسته جان باهتشون صحبت کرد و جواب سوالات پیچیده ای که تو ذهنم بود رو گرفتم
من عاااشق مصاحبه شایسته جان شدم و گفتم بیام این ترجمه اش رو بنویسم تا دوستان دیگه نیز بخونن و لذت ببرن از این تدبیر و شایستگی مادر خانواده که چنین چیزی رو درست کرده …
اصلا تک به تک کلماتی که گفت رو تحسین کردم
الهی شکرت بریم برای ترجمه
.
.
شایسته :
در نظر من شما پسرهای خیلی خوب و با تدبیری بزرگ کردید از چیزی که در این روزها دیدم
چه چیزی بهترین ویژگی هست که باعث چنین نتیجه ای شده
.
مادر :
خب اول از همه خیلی ممنونم برای این نظرت که من بچه های خوبی دارم و خودم لاهات موفقم من فکر میکنم واقعا خیلی خیلی بچه های خوبی دارم
صادقانه بخوام بگم من احساس میکنم که فقط من نیستم
من یک همسر فوق العاده دارم که خیلی حمایتگره و من حس میکنم که خداوند این خرد و دانش رو بهم داده
پس از دیدگاه من این برای من فروتنی و تواضع هست
اینجور نیست که تو بهم میگی تو چه قدر خوبی و من بگم اره فقط منم نه فقط من نیستم
این (نتیجه) ترکیبی از خیلی چیزها هست
ولی اگه بخوام درباره ی توصیه نصیحت یک زندگی واقعی رو بگم
من فکر میکنم چیزی که همیشه تلاش کردم باشه برای بچه هام اینه که من اونها رو همیشه دوست دارم در هر شرایطی مهم نیست چه اتفاقی بیوفته
شاید خیلی عادی و معمول باشه همه بگن اره راست میگی بچه ها رو باید دوست داشت
ولی منظور من خیلی عمیق تر هست اینکه واقعا عاشقشون باشی
اینکه اونها رو بپذیری و دوست داشته باشی دقیقا همون چیزی که هستن و تشویقشون بکنی برای چیزی که واقعا هستن و خودشونن
و چیزی که من در بقیه پدر مادر ها دیدم اینه که اونها از بچه هاشون میخوان خیلی خوب و عالی باشن
ولی چیزی که من فکر میکنم مهمه اینه که بچه ها باید تشویق بشن که خودشون باشن نه اینکه عالی و بی نقص باشن
مثلا پسر دوم من جیکوب
اون اصلا توی مدرسه خوب عمل نمیکنه
پس من انتظاری یکسانی که برای بچه ی اولم دارم که خیلی خوب توی مدرسه ( یعنی درس و نمره ) خیلی خوب عمل میکنه از اون ندارم که اون هم توی درساش خوب باشه
من فکر میکنم باید به توانایی و سطح های متفاوت هر بچه ای اگاهی پیدا کنی
و همون رو بپذیری و دوستشون داشته باشی و تشویقشون کنی همونجوری که هستن
و انتظار نداشته باشی ازشون که اونها باید خیلی خوب باشن
و همیشه بهشون اجازه بدی که شنیده بشن
من فکر میکنم خیلی وقتا بزرگتر ها خیلی حرف میزنن و نمیخوان به بچه هاشون گوش بدن و با بچه هاشون باشن
من پسرهام ادمای مورد علاقه ی زندگیم هستن
و من فکر میکنم این واقعیت زندگیمه
من اونا رو نه تنها عاشقشونم بلکه خیلی دوستشون دارم به معنای واقعی
و اینو اونها متوجه میشن
.
شایسته جان :
.
افرین افرین این واقعا نکته ی خیلی خوبی بود که شما گفتید .
در نظر شما چطور بقیه مادرها میتونن کاری کنن که بچه ها مشارکت داشته باشن و به همدیگه کمک کنن ، و نه از روی اجبار بلکه از روی اشتیاق برای انجام کاری محبت امیز اینکار هارو برای هم بکنن ، جوری که بچه های شما اینجور هستن … ؟
.
مادر:
.
خیلی ممنون
من همیشه سعی کردم بهشون بگم شما جزوی از این خانواده هستید
و ما هممون حساب میشیم شما نباید فقط به خواسته های خودتون توجه کنید شما باید دنبال فرصتی برای کمک کردن به دیگران باشید
و من فکر میکنم پدرشون خیییلی خیلی مثال خوبی هست برای اونها
اون همیشه دنبال فرصتی برای خوشحال کردن بقیه ادمهاست
که مهربون باشه و فقط به خودش فکر نکنه
ولی من فکر میکنم قسمت مهم ماجرا اینه که ما همیشه داریم با بچه هامون حرف میزنیم ،
چیزی که اونا میخوان بگن برای ما مهمه
برای همین وقتی من اونها رو در ارتباط با بزرگتر ها میبینم اونها احساس خوبی از خودشون و هویتشون دارن
اونها عزت نفس دارن
من فکر میکنم اونها وقتی حس خوبی درباره خودشون دارن ، اون وقت میتونن درباره دیگران هم فکر بکنن
.
شایسته :
پسرهای شما از همدیگه مراقبت میکنن و از باهم بودن لذت میبرن ، و علی رقم ویژگی ها و علایق ، مهارت و شخصیت متفاوتشون اونها به طور عالی همدیگه به هم احترام میذارن و از هم حمایت میکنن .
من میخوام دلیل این نتیجه رو بدونم .
.
.
مادر :
اره اره واقعا اونها همینجوری ان و من عاشق این ویژگی شونم
من فکر میکنم ما همیشه حمایت میکنیم ازشون
هم من هم همسرم
ما از وقت و انرژیمون برای هر یک از بچه ها میذاریم ، برای چیزی که هر کدومشون بهش علاقه داره
مثلا لیوای
لیوای عاشق ویدیوگیم هست (بازی کامپیوتری )
خب همسر من رایان اصلا به این چیزا علاقه نداره اون عاشق بیسبال و ورزش کردن و فعالیت هست
پس یک روز من کاملا متوجه این نامتعادلی شدم
که رایان همه اش داره با بقیه بچه ها بیسبال و فوتبال بازی میکنه با هم میرن بیرون ورزش میکنن
و من اومدم رایانا رو تشویق کردم که وقت با لیوای بگذرونه
و کاری که لیوای دوست داره رو انجام بده باهاش
یعنی نیازی نیست هم وقتت رو تلف کنی روزی سی دیقه هر چن روز یک بار یا هفته ای یکبار یا هر جور که میتونی
چون من دیدم داشت فاصله میوفتاد بینشون و من نمیخواستم اینجور باشه
و میخواستم لیوای بفهمه ما برامون اون چیزی که اون علاقه داره و لذت میبره اهمیت داره و مهمه
پس من تقریبا هر روز صبح شوهرم رو تشویق میکردم که با لیوای وقت وقت بگذرونه .
توی خونه من و لیوای همیشه زودتر از همه بیدار میشیم و یه جورایی اون تایم من و اونه
و میشینیم روی مبل و من وقتی داره ویدیو گیم بازی میکنه کنارشم و میبینمش
ایا این چیزیه که من ازش لذت میبرم ؟ ایا از ویدیو گیم و تماشا کردن بازی اون لذت میبرم ؟؟
نه واقعا لذتی برای من نداره
ولی من لذت میبرم از لذت بردن اون
من دوست دارم به چیزهای که اون علاقه دارم توجه کنم
پس برای من مهمه برای کارها و چیزهایی که اون دوست داره وقت بذارم و همراهیش کنم
.
.
شایسته جان :
تو دوست اونها هستی
بیشتر از اینکه مادرشون باشی
مثلا دیروز وقتی منتظر رایان بودیم برای اینکه خرید رو انجام بده
تو یک بازی راه انداختی
و یه جورایی سرگرمشون میکردی و حواسشون رو پرت میکردی از اینکه چه قدر زمان داره میبره
.
مادر :
خب قسمتی اش رو من اینکار هارو برای خودم انجام میدم
چون من خودم به چیزی نیاز دارم که زمانم با لذت بگذره
من دوست دارم کار باحالی انجام بدم نمیخوام من و اونها حوصلمون سر بره و زمان رو با لذت سپری کنیم
خب من فکر میکنم موضوع اینه که من وااااقعا لذت میبرم از بازی کردن و بودن با بچه هام
من یه حورایی بهشون یاداوری میکنم که من مادر هستم و شما بچههای من هستید
و خداوند به دلیل خاصی من رو مادر شماها قرار داده
و اره من فکر میکنم که ما با هم دوستیم ولی خب اونها هم قبول میکنن که وقتی ازشون کاری رو میخوام انجام بدن
ولی در کنار این ها اره ما دوست هم هستیم با هم و از بودن با هم لذت میبریم
بچه ها واقعا پیچیده نیستن
فقط باید هر کاری رو لذت بخش و فان انجام بدی باهاشون
مثلا وقت خونه تمیز کردن که میشه هیچ کس نمیخواد کمک کنه و خوشش نمیاد
ولی من میگم خب همگی بیاید ما همه با هم اینکارو انجام میدیم و موزیک میذاریم و همین کارو لذت بخش میکنیم واقعا نباید کارها به زور و زجر اور باشه
اونها میدونن من نه تنها عاشقشونم بلکه واقعا دوستشون دارم
.
من فکر میکنم که یک مادر شاد و خوشحال بودن خیلی مهمه
و میدونم شاید این یکم عجیب باشه
ولی اگه تو شاد باشی توی خانوادت و مثبت باشی
من فکر فکر میکنم مادرها خیلی درگیر کاراشون و استرس و نگرانی هستن و من میدونم خودمم گاهی اینجور میشم
و من باید خودمو از این شرتیط بیرون بکشم و بگم چی که مهمه ؟؟
انجام تمام کارهای امروز مهمه ؟؟ نه
لذت بردن و خوشحال بودن در خونه ی ما مهم ترین چیزه
.
شایسته :
به نظرتون چطور مادرها میتونن والدین شاد و مثبتی باشن ؟؟
.
مادر :
.
من واقعا فکر میکنم این یک انتخابه
تو باید مثبت بودن رو انتخاب کنی
یه اهنگی هست از گروهی به نام for.. country (نفهمیدم اسمشو خخخخ) اسمش هست choose joy (لذت بردن رو انتخاب کن )
من هم لذت بردن رو انتخاب میکنم
با اینکه گاهی واقعا توی این حس و حال نیستی
ما باید بپرسیم خب چرا الان خوشحال نیستم
و میبینیم گاهی واقعا ما داریم انتخاب میکنیم که خوشحال نباشیم
و من فکر میکنم ما باید انتخابش کنیم تا بتونیم شکرگزار چیزهایی باشیم که داریم تا به چیزایی فکر کنیم که نداریم یا نمتونیم داشته باشیم
میدونی این به داشته ها نیست به دیدگاهت هست
انتخاب لذت به دیدگاهت هست .
.
شایسته :
ممنون روز خوبی داشته باشید
پس من هم لذت بردن رو انتخاب میکنم من سعی میکنم تمام وقت ها لذت بردن رو انتخاب کنم .
ممنون .
.
و اتمام ترجمه
.
واقعا قابل ستایش بود تمام حرفاشون
واقعا بینظیر بود
قابل تحسین بود
فوق العاده بود
این خانواده عباسمنشی نیستن و مطمعنا تا اینجای کار میدونم اونها هیچ چیزی از قوانین جذب و خواسته ها به طور اگاهانه نمیدونن
ولی ببینید چهههه قدر به طور شگفت انگیزی جهان این استاد رو کنار خانواده ای قرار داده مه به طور ناخوداگاه همین قوانین رو اجرا میکنن و درک میکنن
فتبارک الاحسن الخالقین
قطعا من هم وقتی مهاجرت کردم با چنین افرادی هم مدار میشم وقتی این مسیر رو دقیق و درست پیش برم
الهی شکرت
الان کسایی که ترجمه ی منو خوندن میفهمن چرا اول کامنت گفتم من از تک تک کلماتش لذت بردم
چه قدر توحید ، یکتاپرستی ، ازادی ، در صلح بودن ، عشق بی قید و شرط ، قانون حس خوب مساویه اتفاقات خوب ، قانون توجه بر نکات مثبت ، قانون برانگیختگی در روابط و …. همه چیزایی که داریم از استاد یاد میگیریم و ….
همهههه ی اینها از این مادر گفته شد اینجا
واقعا چیزی به غیر از بی نظیر بود ؟
به غیر از فوق العاده بود ؟؟
الهی قربونشون برم با این فرهنگ امریکایی اصیل و زیباشون
واقعا GOD BLESS AMERICA .
الهی شکرت برای اینکه امروز هم بهم اجازه ی کامنت نوشتن دادی و منو دست به قلم کردی و قلمم شدی و نوشتی
استاد خیلی دلم تنگ شده که عشق بین شما و مایک بهم انرژی بده
واقعا ازتون میخوام سلامم رو بهشون برسونید
من از دیدن مایک خیلی انرژی میگیرم چون یجورایی الگوی منه
شاید جالب باشه که یه پسر ۱۵،۱۴ ساله الگوم باشه اما واسش دلیل دارم
خب من ۱۶ سالمه و سنم کمه و اینکه یه انسانی رو تقریبا هم سن خودم ببینم که داره اونطوری که من میخوام زندگی میکنه خیلی بهم انگیزه میده چون با توجه به اینکه زندگی ما رو به طور صد درصدی فرکانس های خودمون تشکیل داده ذهنم دیگه نمیتونه دلیل و منطقی بیاره و بگه اون پدرش استاد عباس منشه اما پدر تو چی؟
دیگه نمیتونه بهونه بیاره و بگه شانسش زد با استاد رفت امریک بلکه میگم مایک ۱۰۰ درصد فرکانس هایی رو اگاهانه یا نااگاهانه ارسال کرده که خداوند شرایطی رو جلوی پاش گذاشت که بتونه الان توی یه مدرسه ای که خدا میدونه استاد ثروتمندم چقدر بابتش هزینه کرده بمونه 🤗🏰
خدارو شکررررر
خدارو شکر که فردی هست که اونجوری که من میخوام داره زندگی میکنه
اون مدرسه ای که من دوست دارم درس میخونه📚🏰
اون دبیر هایی ک من دوست دارم داشته باشم داره
اون تفریحی که من دوست دارم میکنه🏕
اون روابطی که من دوست دارم با خانوادم داشته باشم با شما داره 👪
تو خونه ای که من دوست دارم توش زندگی کنم ،زندگی میکنه 🏠
لباس هایی میپوشه که ۸منم دوست دارم بپوشمشون (البته دخترونشونو😄)👗👛
وسایل هایی داره که منم دوست دارم اونارو داشته باشم
گوشی ای داره که منم دوست دارم داشته باشم 📱
و……..
و اینه که مایک الگوی منه و الان دلم به الگو گرفتن از مایک خیلی تنگ شده 🤗
ولی چقدر دوست دارم این دیدگاهتون رو با اینکه عاشقانه پسرتون رو دوست دارید اما بازم بخاطر مایک خودتون رو محدود نکردید و نگفتید اون نباشه بهم خوش نمیگذره و اومدید دارید لذت میبرید حتی بدون مایک!
باوررر کنید وقتی رفتار شما رو با اطرافیانم مقایسه میکنم متعجب میشم مثلا چند روز پیش با نامادریم بیرون بودم من فالوده خریدم به ایشونم پیشنهاد دادم بخره ولی هی یجوری بود نمیخرید بهش گفتم چرا نمیخری خیلی خوشمست؟ شاید باورتون نشه گفت الان ابولفضل"برادر ناتنیم"نمیخوره دلم نمیاد 🤐 حالا ابوالفضل هرروزم خوراکی میخورها ! خلاصه یکاری کردم بخره اما واقعا متعجب بودم چون سبک زندگی شمارو دیده بودم و بعد از دیدن این رفتار مغزم یهو سوت کشید 😰
——————🌼—————-
خب طبق وعده ای که به خودم دادم میخوام این کار عقب افتاده رو که " دیدن قسمت به قسمت سریال زندگی در بهشت و کامنت کردن اگاهی هایی که از این سریال یاد گرفتم قبل از خوندن کامنت دوستان" رو انجام بدم
قبلا یک بار تمام قسمت هارو تا قسمت ۴۰ دیده بودم و حالا میخوام از اخر دوباره نگاه کنم و نکاتو بنویسم که برای قسمت ۴۰ انجام شد و لایک زیبای استاد هم انگیزه ای بود در اول مسیر سپاسگذارم 🤗
البته برای نوشتن این کامنت تنبلی کردم چون کلاس بازیگری میرفتم و دیگه تمام وقتم رو تمارین بود اما حالا بعد دو روز متوجه شدم این کار اشتباهه و من هرچقددددرم که تمربن بازیگری کنم اگه شخصیتم تغییر نکنه اتفاق خاصی نمی افته
باید بیشتر وقتم رو روی سایت بزارم و البته که زمانی رو هم به تمرین اختصاص بدم اما در کنار سایت
نوشتن این کامنت ۲ روز طول کشید چون هرروز یکم مینوشتم بعد میرفتم سراغ تمرین اما الان متوجه شدم که باید بیشتر وقتم رو تو سایت بگذرونم
خب بریم سراغ نکات:
🔍اولین نکته ی مثبتی که متوجه ی اون شدم"راحت طلبی " استاد جان و خانم شایسته بود
اخه چقدر مهمون و میزبان میتونن روشنفکر و راحت طلب باشن که به جای اینکه مثل خانواده های ایرانی وقتی یه مهمون براشون میاد ۲۴ ساعت پیششون باشن و از کنارشون جم نخورن، اجازه میدن هم مهمون استقلال خودش رو داشته باشه و هم میزبان
یعنی این دیدگاه که “درسته که ما الان مهمون داریم اما قرار نیست که بخاطر مهمونامون استقلالمون رو از دست بدیم پس وقتی که هم امکانات وهم علاقش رو داریم میریم و این چند روزرو توی مکانی میمونیم که هم ما از تنهایی و استقلالمون لذت ببریم و هم برای مهمونامون احساس راحتی بیشتری ایجاد کنیم ” خیلی به لذت بردن کمک میکنه
میدونی فرق تفکر امریکایی ها با ایرانی ها چیه؟ اینکه که شما با این کارتون احساس راحتی و نزدیکی بیشتری به مهموناتون تقدیم کردید و خانواده ی رایان تفکرشون اینه که امکانات بیشتری"راحتی و تنهایی"رو در اختیارشون گذاشتید و بهشون این امکان رو دادید که مثل خونه ی خودشون اونجا زندگی کنن و لذت ببرن
اما اگه اینجا صاحب خونه مهمون رو توی خونه تنها میزاشت و میرفت توی ار وی میخوابید مهمون دیگه این حس رو نداشت که صاحب خونه داره براش امکانات بیشتری فراهم میکنه بلکه نظرش این بود که "ببین دو روز نتونست مارو تحمل کنه ببین چقدر بهمون کم محلی کرد چرا نموند ازمون پذیرایی کنه؟ ببین با این کارش میگه ازتون خسته شدم برید"و با این نوع تفکر ها اجازه ی لذت بردن از شرایط رو به خودشون نمیدادن
ارامش خانواده ی رایان درباره ی تصمیم شما بخاطر اصلی است به اسم "توقع نداشتن از کسی"
خانواده ی رایان از شما توقع ندارند که همیشه کنارشون بمونید و ازشون پذیرایی کنید بلکه اونا میدونن که هیچ کس وظیفه نداره بخاطر شخص دیگه ای از خواسته ها ش بگذره
هیچ کس وظیفه ای نداره بخاطر لذت بردن مهمان از فضای ملکش تمام ازادیش رو از دست بده و بخاطر همینه که اروم هستن بخاطر همینه که شکر گزار امکاناتی که در اختیارشون گذاشتید هستند؛ بدون بهانه بدون قیدو شرط و بدون هیچ ناله ای از کم و کسری های احتمالی.
و البته که این سبک مهمان داری هم برای مهمان و هم میزبان خیلی اسان و لذت بخشه
اما از طرف دیگه مهمان های ایرانی با توقع داشتن از میزبان ارامش رو هم از خودشون و هم از میزبان میگیرن و به همین علت توی مهمانی ها تمام بارِ مهمانی بر دوش میزبان است و به جای اینکه از بودن مهمان ها لذت ببره بدتر خسته و درمانده میشه و همینه که مهمان هم احساس معذب بودن میکنه
"که البته هم در امریکا و هم در ایران افرادی با عقاید مخالف زادگاهشون هم وجود دارند "
🔍وای دارکووب😍
دوست دارم یه دارکوب از نزدیک ببینم و صدای نک زدنش روی چوب رو با گوش هام از نزدیک حس کنم وای که چقدددر این پرنده زیبا و تواناست !انقدر نکش محکمه که میتونه هرجارو که اراده کنه با نک های قوی و خوشگلش سوراخ کنه و بره اونجا زندگی کنه خدای من اخه چی افریدی تو؟!😄
واقعا تو بهشت به این زیبایی معلومه دارکوب هاهم علاقه دارن لونه کنن
اینجا دیگه فقط آهوش کمه تا تکمیل بشه و بشه یه بهشت واقعی !
🔍خدای مننننن ! اون گوشه جزف و میبینید؟ اول صبح پا شده اومده ماهیگیری به شوق برنده شدن چقدر این برادرا اراده دارن اخه ! اون از جیکاپ که عزمش رو جزم کرده که حتما روزی یک ویدیو آپلود کنه و اینم از جزف که مصمم شده باید برنده ی این مسابقه باشه و برای برنده شدن اول صبح اومده تلاش کنه
درواقع اونا برای خواستشون تلاشو حرکت میکنن
تلاش میکنن که خودشون رو به"خودشون"ثابت کنن
تلاش میکنن که اون چیزی که از درون بهش علاقه دارن رو به بهترین شکل انجام بدن حالا یکیشون مثل جیکاپ علاقش فیس بوکه و یکی دیگشون مثل جزف علاقش ورزشه و میبینیم که هرکدوم فقط توی زمینه ی مورد علاقه خودشون برای پیشرفت تلاش میکنن و نمیخوان توی همه ی زمینه ها عالی باشن .
مثلا اصلا دیدین جزف بره ویدیو بگیره؟
خدایی هممون دیدیم که بچه هایی که با باور های محدود کننده ی خانواده های نااگاه بزرگ میشن دوست دارن تو همه چیز اول باشن مثلا مثلا خودش تو ورزش خوبه اما وقتی میشنوه داداشش تو کامپیوتر خوبه میره سریع پشت کامپیوتر تا به همه ثابت کنه که من از داداشم بهترم.
اما واقعا همچین چیزی رو تو این بچها دیدیم؟
تاحالا دیدیم جزف بره فیلم بگیره یا مثلا جیکاپ خیلییی زیاد سعی کنه تو ورزش خوب باشه؟
درسته که گاهی میره ماهی گیری میکنه یا با بقیه ورزش میکنه اما ایا به اندازه ی جزف پیگیر هست؟
اونقدر که جزف تو پینگ پنگ خوبه لوک و جیکاپ و لیوای خوب هستن؟
اونقدری که جیکاپ تو فیس بوک خوبه بقیه هستن ؟
اونقدر که لیوای تو بازی های کامپیوتری خوبه بقیه هم خوبن؟
یا اونقدر که لوک تو درس هاش خوبه(طبق گفته ی خانوم هوپ)بقیه هم خوبن؟
دقیقا دلیل ارامش این بچه ها همینه دلیل اینکه با خودشون و دیگران در صلح هستند همینه چون خودشون رو "همون طوری که هستن"پذیرفتن ؛اصلا نمیخوان تو همه چی خوب باشن نمیخوان خودشون رو به بقیه ثابت کنن اونا بهترینِ خودشون هستن
میبینیم که جزف به جای اینکه بعد از هر باخت ناامید بشه دوباره تلاش میکنه تا ایندفعه موفق بشه
تازه اون رقابت صلح امیز داره نه اینکه بخواد توانایی های شخص مقابل رو انکار کنه و خودش رو برتر جلوه بده بلکه با ارامش و دوستانه در کنار مادرش ماهی میگیره
چقدر دوست دارم دیدگاه هوپ رو که واقعا داره با جزف مسابقه میده و اونو دست کم نمیگیره
و همچنین جزف برای پیشرفتش از قانون درخواست هم استفاده میکرد و از بقیه میخواست باهاش پینگ پنگ بازی کنن تا بتونه بازیش قوی شه
🔍خانوم شایسته من چقدر لذت میبرم از اینکه هیچ چیز رو سخت نمیگیرید چقدر ارامش دارید وقتی دارید میزبانی میکنید میدونید این خیلی برام تعجب اور و قابل تحسینه چون مادر من وقتی یه مهمون میاد به شدددت هول میکنه و حتی وقتیم که مهمون نیست باز همیشه انگار کلی کار داره و هوله اما وقتی شمارو میبینم که با ۶ نفر مهمون اینهمههه ارامش دارید واقعا لذت میبرم و ارزو میکنم مادر من هم به ارامش شما برسه😇
چقدر دوست دارم که با مهمون انقدر راحتید فکر شو کنید ایران اگه مهمون خودش برای خودش غذا درست کنه دیگهه هیچی صاحب خونه خودشو میکشه که "الان ناراحت میشن الان درباره ی ما چی فکر میکنن الان میرن به همه میگن و …"اما اینجا چقدررر راحت خودشون هرچی میخوان
درست میکنن و میخورن و واقعا چقدر امکان داره همه چیز اسان و راحت باشه
🔍چقدر خوبه که واقعا فارق از دیدگاه دیگران حرف زد عمل کرد ، لباس پوشید،رفتار کرد چقدر به ادم ارامش میبخشه
چقدر خوبه که تو مهمونی به جای اینکه به فکر ارزونتر بودن مبلمون از مبل مهمونمون باشیم رو همون مبل با مهمون بنشینیم و لذت یه هم صحبتی رو به خودمون هدیه بدیم
البته چه صحبت هایی؟ اینو شما انتخاب میکنی صحبت هایی که بالی برای پروازمون میشه یا ترمزی برای حرکتمون
به جای اینکه با هزار تا ناخن مصنوعی و مژه و مدل مو و ارایش و … خودمون رو ازار بدیم و بزاریم تو جعبه ؛فقط با یه لباس شیک و ظاهری اراسته به خودمون لذت چابکی و راحتی رو هدیه بدیم
البته شیک برای کی؟برای خودت نه برای تایید دیگران
🔍راستی چقدر لذت بردم از اینکه هرکس به دیدگاه و سلیقه ی دیگری احترام میزاره و هیچ کس نمیخواد که به دیگری ثابت کنه داری اشتباه کنی باید اینطور بگردی اون کارو کنی اونو بخوری و …
و هرکس هرچی دوست داره میپزه و نوش جان میکنه
تو زمانی که اکثر زن و شوهر ها سر تفاوت عقیده هاشون از هم جدا میشن و به مشکل بر میخورن چقدررر زیبا استاد و خانوم شایسته حتی نوع سلیقه ی غذاییشون هم متفاوته و با عشق اونو پذیرفتن
وما چقدررمیتونیم از این خانواده درس بگیرم اخه !
چقدر خوشم اومد که اقای رایان صبحانه درست کردند و اشپز خونه رو هم تمیز کردند
یعنی این دیدگاهی که آشپزی و تمیز کاری فقط برای زنان نیست و من هم میتونم آشپزی کنم خیلییی تو روابط کمک میکنه و حتی بالعکس
اینکه از همسرت توقع نداشته باشی چه از شوهرت و چه از خانومت
کار کردن و خرج کردن فقط وظیفه ی مردان نیست
تمیز کاری و آشپزی فقط برای زنان نیست
بچه داری فقط برای زنان نیست
انجام کار های سنگین فقط برای مردان نیس
این ویژگی هارو به وضوح میشه تو روابط استاد و خانوم شایسته مشاهده کرد
وقتای شده که به جای خانوم شایسته استاد عباس منش آشپزی کردند و غذای ساده اما با کیفیت برامون درست کردن 😄
وقت های هم شده که خانوم شایسته پا به پای استاد بهشت رو زیباتر کردند
و اینه اون اصلی که باعث ارامش در روابط باشه"توقع نداشتن"
اگه استاد یه لباس زیبا برای خانوم شایسته میخره خانوم شایسته میدونه که داره بهش عشق میورزه نه اینکه وظیفه داشته باشه
اگه خانوم شایسته حتی زیر سینگ رو تمیز میکنه و غذا های رنگو رنگ میزاره استاد درک میکنه که خانوم شایسته عشق رو از طریق تک تک مواد غذایی که اون غذا رو تشکیل دادند داره به استاد هدیه میکنه و وظیفه ای نداره
اگه همین الان به روابط زندگیمون نگاه کنیم متوجه میشیم که بیشتر درگیری ها و ناآرومی های روابط هامون بخاطر توقع داشتن از همه حتی خودم هم که دارم این متن رو مینویسم الان با توقع داشتن از مادرم روابطمون رو تیره کردم (بخدا از دیروز که توقع از مادرم رو از درون خودم کم کردم انقدررر باهام خوب شده اصلااا عجیییب من هیچ کاری نکردما فقط از درون توقعم روکم کردم)
🔍و باز هم جیکاپ …
پسر بچه ی کوچولویی که بهم چندین بار یاد اوری کرد که چطور باید مصمم شم و به مسیرم با ایمان ادامه بدم
این پسر تو این یکی دو هفته رفته سراغ زبان فارسی و هرروز با جمله های جدیدش مارو سوپرایز میکنه
با اون لحجه ی زیبا تو جمله هاش
اون حس اعتماد به نفسش وقتی داشت به جزف یاد میداد
چقدررر انگیزه ی جیکاپ برای فرهنگ ایران رو دوست دارم
و چقدر این مصمم بودن رو باید ازش یاد بگیرم
سالهاست میخوام زبان انگلیسی رو یاد بگیرم اما کو عمل؟از یادگرفتنش فقط خواستنشو دارم ولی الان دارم با چشم میبینم تفاوت این پسررو و دوست دارم واقققعا ازش الگو بگیرم
🔍چقدر دوست داشتم اتحاد این خانواده رو اینکه برای پیدا کردن لیوان گنشده ی یکی از اعضا همه ی اعضا بسیج شدن و همراه مادر دنبال لیوان گشتن
بدون اینکه بگن به من چه؟مگه من گم کردم ؟و هزار جور بهانه
چقدر دوست دارم این ویژگی این خانواده رو 👪
حتی تو قسمت های قبل هم نمونه هایی از این اتحاد رو دیده بودیم و نمونه اش همراهی تمام اعضا برای خالی کردم وسایلاشون از ون بودن
🔍دیدگاه ثروتمند این خانواده خیلی به دلم نشست
خیلی از ادما با اینکه خیییلیم خوب پول میسازن اما از اون پول به جز انباشته کردنش توی بانک استفاده ی دیگه ای نمیکنن ،نمیزارن که خودشون از اون نتیجشون لذت ببرن ؛نمیزارن که با خرید وسایل دلخواهشون به خودشون هدیه بدن؛نمیخوان که از اون پول هیچ استفاده ای بکنن
و اگه یکی از اعضای اون خانواده ها به جای هوپ لیوانش رو گم کرده بود حالا از غم اینکه باید پول یه لیوان جدید بده ساعت ها غصه میخورد
در واقع این ویژگیشون باعث میشه اون پول هاشون هیچ وقت زیاد تر نشه چون این محدودیت "کم بود ثروت "در ذهنشون وجود داره
ولی الان میبینیم که خانوم هوپ اصلا غصه نخورد اول تمام تلاشش رو کرد ولی دیگه زیاد سخت نگرفت و با این باور که"بینهایت ثروت وجود داره"خیلی راحت رفت و یکی دیگه خرید و هم خودش لذت برد و هم اجازه ی ورود ثروت بیشتر رو به زندگیش داد
🔍 من از مصاحبه ی خانم شایسته با خانم هوپ متوجه شدم که دلیل اینکه انقدر هرکدوم از بچها سر جای خودشون هستند و به توانایی های خودشون باور دارند و نمیخوان تو همه چی عالی باشن اینه که خانم هوپ و البته پدر خانواده انارو همینجور که هستند دوست دارند و قبول کردند
اینکه نمیخوان بچشون تو همه چیز خوب باشه
من بعضی وقت ها به مادرم میگم "مامان چرا میخوای من همه چیز رو بلد باشم من تو چیزایی خوبم که بقیه توش خوب نیستن"و جواب مادرم اینه که میخواد من کامل و بدون نقص باشم من درکش میکنم اون یک مادره و با باور های محدود کننده ی ایران بزرگ شده و اون فکر میکنه که داره بهم لطف میکنه و این برام خوبه
اما میخوام نتایج رو با دیدگاه خانم هوپ مقایسه کنم
در واقع خانم هوپ با این نوع دیدگاه که هر کدوم از بچهام توی یه کار خوبه و اصلا لازم نیست که کامل و بدون نقص باشن بچهارو بزرگ کرده و به توانایی هاشون احترام میزاره
یکی از نکاتی که تعجب منو به شدت بر انگیخت اینه که اونا با این موضوع که لیوای همش داره بازی کامپیوتری میکنه مشکلی ندارند
نمیرن گوشی رو از دستش بکشن بگن به جای این کارا درستو بخون یه کاره ای شی بلکه تشویقش میکنن و میدونن که با بازی کامپیوتری هم میشه موفق شد
اونو برای توانایی هاش تشویق میکنن و حتی میشینن و بازیش رو نگاه میکنن که یوقت فکر نکنه تو این راه تنهاست و چقدررررر خوبه واقعا
جیکاپ تو فیس بوک خوبه و خودمون دیدیم که چطور پدرش همراه استاد اونو تشویق کرد که بره جلو و حرکت کنه بهش نگفت فیس بوک چیه و فلان بلکه بهش انگیزه داد که از همون چیزی که توش خوبه و علاقه ام بهش داره پیشرفت کنه جیکاپ تو درس هاش خوب نیس اما از نظر خانوم هوپ این اصلا اشکال نداره چون قرار نیست تو همه چیز خوب باشه
جزف توی ورزش خوبه اون توی پینگ پنگ همه ی اعضارو به جز پدرش برد و این نشون دهنده ی توانایی هاشه
طبق گفته ی خانوم هوپ پدرش با جزف ورزش میکنه و براش وقت میزاره
و لوک که خانوم هوپ اشاره کردند که تو مدرسه خیلی موفقه
ببینید الان ما چهار فرد متفاوت با علایق و استعداد های کاملا متفاوت رو داریم که با هم برادرند و تو یه خونه زندگی میکنن
اما خانوم هوپ اونارو همینجور که هستند پذیرفته
اون هم عاشقشونه هم دوستشون داره این دوتا متفاوتن از هم
خب همه ی پدرو مادرا عاشق فرزندشون هستند اما بیشترشون فرزنداشون رو دوست ندارند!
یعنی اون رفتار و ویژگی های فرزندشون رو قبول ندارند و میخوان اونارو طوری که دوست دارند تغییرشون بدن و این باعث میشه به اختلاف بر بخورن مثل منو مادرم
که البته چند روزه که واقعا داره به استعدادم (بازیگری)احترام میزاره و این بخاطر فرکانس های خودمه
سعی کنید هم عاشق فرزندتون باشید و هم اونارو دوست داشته باشید☺
🔍شاد بودن
خانوم هوپ به عنوان یه مادر واقعا شاده ایشون طبق گفته های خودشون سعی میکنه حتی در زمانی که دارن به ظاهر کار سختی هم انجام میدند کاری میکنن که اون کار لذت بخش باشه براشون و میبینیم که این ویژگی به بچها هم انتقال پیدا کرده
اون همش دنبال بچها نیست و برای خودش هم وقت میزاره اما در زمان مناسب با بچهاهم بازی میکنه نه فقط بخاطر بچها بلکه خودش هم لذت میبره
🔍چقدر این بچها مسئولیت پذیر بزرگ شدن که یه بچه کوچولو داره به مامانش تو اشپزی کمک میکنه بدون ناله و خستگی
خیلی دیدگاه شما به من انرژی داد از اینکه ی دختر خانم ۱۶ ساله انقدر ریزبینانه ب نکات و زیباییهای این قسمت و این جهان اشاره کردی لذت برم و تحسینتون میکنم بابت نگاه زیباتون امیدوارم منم هر لحظه انقدر زیبا و ریز بینانه ب نکات توجه و دقت کنم و زندگی رو ب زیبای ک هست ببینم .
بهترینهارو برای خودم و تو دوست عزیزم و همه ی هم فرکانسیهایم آروز میکنم🌹🌹🌹♥️♥️♥️
من مجردم اما دوست دارم 4تا بچه داشته باشم. دوتا پسر و دوتا دختر که بچه هام هم خواهر هم برادر داشته باشن و کلی با هم حال کنن و منم از دیدن 4تا شخصیت متفاوت توی زندگیم کل ی لذت ببرم. این همیشه توی تصوراتم بوده و هست.
از وقتی هم که با خانواده راسل آشنا شدم کلی تحسینشون میکنم که چه زندگی شاد و موفق و خوشحالی دارن کنار هم.
خودمم توی خانواده پرجمعیت بزرگ شدم و دوست دارم این جَو رو.
وقتی هم که چند فایل قبل استاد گفتن این خانواده خود شون کلی مرفه و ثروتمند هستند و مادر خانواده هم توی حوزه املاک کار میکنه کلی تحسینشون کردم و خوشحال شدم که دارم یه الگو میبینم که انقدر خوبن
مادر موفق و شاغل
پدر مهربان و همراه
بچه ها انقدر عالی
خلاصه که کلیییییییییییی به ذهنم حال دادم و واقعا از اون قسمت هایی که این خانواده مهمونتون شدن لذت فراوونی بردم.
جالبتر اینکه توی قسمت قبل گفتم ینی غذاها و … رو چیکار میکنن؟ هربار خانم شایسته میپزه؟ و اینکه خیلییییییی دلم میخواست در مورد اینکه چطور همچین بچه هایی ترتبیت کردن ازشون بدونم
انقدررررررر خوشحال شدم دیدم فایل امروزو
پر از باورهای عالی بود برای من
چون واقعا دوست دارم هم خودم توی کارم موفق باشم هم یک خانواده 6 نفره با 4 تا بچه فوق العاده با یه پدر باحال و همراه ، خلق کنم
خدایا شکرت
دمتون گرم خانم شایسته که با این فایل دقیقا زدین تو هدف :)
منم مجردددم و دوست دارممم سه تا بچه داشته باشممم،با خودم میگفتممم دو تا دختر و یه پسررر..
ولی ارههه خوبه که پسرمم برادر داشتهه باشههه
منمممم میخووووام خلق کنممم یه پدر فوق العاده براشووون،که پایه و همراه و یار توحیدی مادرشوون باشههه:)
من همیشههه که میخوام تجسم کنم خصوصیات همسر ایده الم رووو،خیلی به اینکه پدر خووبی برای بچه هامون باشههه توجه میکنمممم
واقعععااا مهمه ایننن ویژگیی..
خیلیااا هستن که همسر خوبی میشن ولی نمیتوننن پدر خوبی هم باشنن،و مننن اینننو با توجه به اطرافیانم فهمیدم و به خاطر اینه یکی از ویژگی های همسر آینده رو نوشتمم که پدر فوق العاده ای برای بچه هامون باشننن
در ضمممن به قول شما عزیز دللل،بچه های خوبم باید خلق کنمممم
امیدوارم که به زودی دونه دونه خواسته هامون به واقعیت بپیوندههههه
دوست دارممم نگار قدرتمندددممم
در پناه خدا هر روزت عالی تر وبهتر از دیروزت باشه گلممم
خیلی مهمه که همسر ادم، پایه همه چیزش باشه و یه پدر عالی برا بچهها و با هم یه خانواده باحال بشن
منم توی دفترم نوشتم که حواسش به تربیت درست بچهها هست و اهمیت میده به این موضوع، خودمم کلی تحسین میکنم مردایی که رابطه خوبی با بچهشون دارن و خانمشونو همراهی میکنن.
ترجمه مکالمه مریم جان و مادر خانواده رو براتون میزارم امیدوارم که براتون مفید باشه :)
Maryam: you raised such a good and thoughtful boys in my opinion , i have been seeing this during these days .what’s your most helpful tool that you use in order to get this result?
مریم: از نظر من شما پسران بسیار خوب و با ملاحظه ای تربیت کردین و من در طول این چند روز شاهد این واقعیت بودم .. کارامد ترین راهکاری که استفاده کردین تا به این نتیجه عالی برسین چی هست ؟
Hope : well first of all , thank you for your opinion that i have good boys and i agree. i think i do have very very god boys , but to be quit candid i feel like it’s not all just me , i have a wonderful husband that is supportive and i do feel that God has given me wisdom . from my perspective, it’s not all me it’s a combination of a lot of things . but we are going to talk about real life advice.
i think probably the thing that i always try to do is that i love them no matter what and i know that sounds it’s common but i truly love them and accept them in who they are and encourage them in who they are as well, and i think too a lot of parents want their children to be perfect but i think what’s really important is that you just encourage them to be who they are, not to be perfect ., like my second boy Jacob , he dose not lie school , so i don’t have the same expectation for
him that i have my oldest son who does well at school, so i think too like reaching each trial at their different levels and accepting them and loving them and encouraging them and not having expectations you need to be perfect , and also we always allow them to be heard i think sometimes a lot of adults just want talk and they don’t really listen and be with their children like my boys are some of my favorite people in whole world and i think that’s true too like i don’t really love them i really like them . and i think they sense that .
هوپ ( امید ) : اول از همه مرسی از نظرت که پسرای خوبی دارم . و من موافقم باهات واقعا پسرای خیلی خوبی دارم ولی اگه بخوام صادقانه بگم فقط من نیستم که باعث این شدم ، من همسر فوق العاده ای دارم که حمایتگره و من حس میکنم که خدا بهم خرد و معرفت داده و به نظرم ترکیب عوامل محتلف باعث این نتیجه شده ….
کاری که من همیشه سعی میکنم انجام بدم اینکه من بدون هیچ قید و شرطی بهشون عشق می ورزم و اونهارو او نجوری که هستن قبول دارم و همینطور تشویقشون میکنم که اون کسی که هستن باشن .. فکر میکنم خیلی از والدین میخوان بچه هاشون عالی و بی نقص باشن ولی چیزی که مهمه این هست که تشویقشون کنیم اون کسی که هستن باشن . مثلا پسر دوم من جیکوب مدرسه رو دوست نداره ، بنابراین من اون انتظاری که از پسر اولم دارم ( که درسش خوبه ) ، از اون ندارم .
پذیرفتن بچه ها برای کسی که هستن ، تشویق کردنشون و ازشون انتظار اینکه بی نقص و عالی باشن نداشته باشیم ، راهکار های ما بوده . و ما همیشه بهشون اجازه میدیم که شنیده بشن . خیلی از موقع ها پدر و مادر ها فقط میخوان خودشون حرف بزنن و واقعا به حرف بچه هاشون گوش نمیدن . پسرای من چنتا از دوست داشتنی ترین آدم های روی کره زمین برای من هستن و من عاشقشون نیستم بلکه واقعا دوسشون دارم و اونا اینو حس میکنن.
Maryam : in your opinion how can other mothers help their children to have a good participation and help each other not as an obligation but as some interesting and lovely thing like your boys do?
مریم : به نظر شما چه جوری بقیه مادر ها میتونن به بچه هاشون کوک کنن تا مثل پسرای شما همکاری خوبی با هم داشته باشن و به هم کمک کنن ، نه به عنوان یک اجبار بلکه به عنوان یک کار جالب و مفرح ؟
Hope : thank you , I just always try to say you know , you are part of this family and we all chip in and you should not think about what you have going on , you should look for other opportunities to help .and I think their dad is a very good example of that for them . he is always looking for opportunities to make other people happy , to be kind and not just think about me , and we just always talk to our kids , what they have to say is important so when I see them interact with adults , they have a good sense of who they are , a good sense of self confidence. And when they feel good about themselves then they can think about others.
هوپ (امید): خیلی ممنونم . من همیشه بهشون میگم که شما عضوی از این خانواده هستین و همه سهیمیم و فقط نباید به برنامه های خودتون فکر کنین و باید دنبال فرصت هایی برای کمک کردن باشین . و فکر میکنم پدرشون الگو و مثال خوبی براشون از این مورد هست .. اون همیشه دنبال فرصتهایی هست که بقیه رو خوشحال کنه و مهربون باشه وفقط به خودش فکر نمیکنه .. و همیشه به بچه هامون میگیم : “چیزی که شما میخواین به زبون بیارین مهم هست ” و وقتی با بزرگترها ارتباط دارن میدونن کی هستن و اعتماد به نفس خوبس دارن و وقتی اونا احساس خوبس درباره خودشون داشته باشن اونوقته که میتونن به دیگران فکر کنن .
Maryam : your boys take care of each other and they enjoy themselves despite the different hobbies and different characters and different skills and talents and they wonderfully respect each other and also supportive of each other and what’s the reason of this result ?
مریم : پسرای شما از هم دیگه مواظبت میکنن و از با هم بودن لذت میبرن علارغم شخصیت ها ، علائق ، مهارت ها و استعداد های متفاوتشون . و اونها به طرز فوق العاده ای به هم احترام میزارن ، دلیل ان نتیجه جی هست ؟
Hope: we have always been just supportive ,both my husband and I have taken time and energy into each child in what they enjoy doing . for example Levi loves video games , my husband isn’t as interested in video games as he is in baseball and sports and so one day I notice the imbalance in where Ryan was spending a lot of time watching the boys playing baseball and I encourage Ryan like you need to take some time to enjoy with Levi doing his video games , doesn’t have to consume your day ,spend 30 , 45 minutes once in while , whenever it works because I was seeing that he distance himself from his daddy and I didn’t want that and I wanted Levi to realize that what he loves is important .. almost every morning Levi and I are one of the first ones to wake up in a morning and that’s kind of our time and I say lets lay on the couch and watch him playing his video games , is it something that I love or enjoy the video games itself ? no I don’t but I enjoy that he enjoys it , I like to take interested in things that makes him happy , so I intentional about spending time watching him to the thing that he loves so much .
هوپ : ما همیشه حمایتگر بودیم و هم من و هم همسرم برای هر کدوم از پسرا زمان و انرژی گذاشتیم تا کاری که اونا دوست دارن انجام بدن رو ببینیم . برای مثال لیوای بازی های کامپیوتری دوست داره ولی همسرم به ورزش و بیس بال علاقه منده و یه روز اونو تشویق کردم که بازی کردن لیوای رو تماشا کنه و با هم لذت ببرن . چون داشتم میدیدم که لیوای داره از پدرش فاصله میگیره و من اینو نمیخواستم و میخواستم لیوای بفهمه مه چیزی که اون دوست داره ، مهم و با ارزشه ..
هر صبح من و لیوای اولین کسایی هستیم که از خواب بیدار میشیم و یه جواییی زمان ما دو تاست و میشینم بازی کردن اونو تماشا میکنم . بازی کامپیوتری چیزی نیست که من دوست داشته باشم ولی من وقتی خوشحالی اونو میبینم خوشحال میشم و لذت میبرم .
Maryam : you are their friend more than their mother , for example yesterday when we were waiting for Ryan to shop from wall mart in parking lot you designed a game and distract them from how long was taking …
مریم : شما بیشتر دوست اونها هستین تا مادرشون . دیروز وقتی ما منتظر رایان بودیم که از وال مارت خرید کنه ، شما یک بازی طراحی کردین و حواسشون رو از زمانی که در انتظار بودن پرت کردین .
Hope : part of that I do that for myself 😊 because I need something to pass the time and I wanna do something fun because I was bored too and it just made it fun and I really love to have fun with my children , like I do think that I have a parental rule like I have to remind them that I am the mommy you are the child , god has put me as your mommy for a reason and yeah I think we are friends and I think they are also too and they respect what I say they do it for the most part there is not a lot of arguing but and when enough is enough then we are done and the decision is made . I definitely think we are friends and that we enjoy being around each other . with kids there is not super complicated , you kind of have to make most things kind of fun . when we are about to clean home (nobody wants to clean and to help out ) but I say common we are all going to do it , put some music on and make it pleasant it doesn’t have to be miserable , they know that I don’t not only love them but I really like them
And I think being a happy mom is really important and I know that it may sound really weird in some times other people aren’t as happy but I think if you have joy in your family and in your home and positive outlook . I think a lot of moms fallen into worry and anxiety and I sometimes do but I gotta pull myself out of that and say what’s really important is having joy and happiness in our home is most important
هوپ : یه جورایی به خاطر خودم اونکار رو کردم چون من دوست دارم یه کار باحال انجام بدم تا زمان بگذره و منم حوصلم سر رفته بود و واقعا دوست دارم که با بچه هام تفریح کنم . درسته که من یک نقش مادرانه دارم و خدا به یک دلیلی من رو مادر شما قرار داده ولی ما با هم دوست هستیم . بیشتر مواقع وقتی من یک کاری بهشون میگم که انجام بدن اونها به حرفم احترام میزارن و انجام میدن .
ما واقعا با هم دوستیم و از بودن در کنار م لذت میبریم .. با بچه ها فقط باید سعی کنی کار ها رو جالب و هیجان انگیز کنی . مثلا وقتی ما میخوایم خونه رو تمیز کنیم ، من یه موزیک میزارم و همه با هم شروع میکنیم به تمیز کردن و اونکار رو خوشایند میکنم .
و فکر میکنم که یک مادر شاد بودن خیلی مهمه و بعضی از مردم اونقدر شاد نیستن و خیلی از مادر ها در ترس و اضطراب هستن .. بعضی مواقع من هم ترس و اضطراب دارم ولی باید خودم رو ازش بکشم بیرون و به خودم بگم اون چیزی مه از همه مهم تره شادی و خوشحالی توی خونمونه …
Maryam : in your opinion how can a mother be a happy one ?
مریم : از نظر شما چه جوری یه مادر میتونه یه فرد خوشحال باشه ؟
Hope : I really think that it’s a choice , I think that you have to choose … there is a song and it’s name is “choose joy” . I choosed joy and even though sometimes we don’t feel like it and we have to just self examining and think about ok why I am not happy right now , well sometimes we just choosing to be unhappy and I think we just need to choose to be joyful and be grateful about what we do have rather than thinking about things we don’t have or can’t have , it’s outlook on life a holistic outlook on choosing joy over worry or anxiety and frustration .
Choose joy
هوپ : من واقعا فکر میکنم که این یک تصمیمه و شما باید شادی رو انتخاب کنید ، یک آهنگ هست به اسم ” شادی رو انتخاب کن ”
من شادی رو انتخاب کردم و با اینحال که بعضی مواقغ ما احساس شادی نداریم باید از خودمون سوال کنیم چرا من الان خوشحال نیستم ؟ بعضی مواقع ما ناراحتی رو انتخاب میکنیم .. و فکر میکنم که ما باید انتخاب کنیم و تصمیم بگیریم که فردی خوشحال و شاد و سپاس گزارباشیم . سپاس گزار به خاطر نعمت ها و انچه که داریم به جای فکر کردن به چیز هایی که نداریم .
این یک دیدگاه کل نگرانه است که شادی رو به جای ترس و اضطراب و نا امیدی انتخاب کنیم .
من با آشنایی با این خانواده آمریکایی و دیدن رفتارهاشون توی این چند قسمت، این حس بهم دست داده که باید تو برخی از اصول زندگیم تجدید نظر کنم. نمی دونم دیگر دوستان هم همین حس رو دارن یا نه. حسابی از دیدن این همه عشق، محبت، احترام اعضا خانواده به نظرات و علایق همدیگه و… غافلگیر شدم. شاید دلیل این غافلگیری، پیش فرض هایی باشه که از قبل درباره مردم کشور آمریکا داشتیم و با نگرش های منفی قبلیم، این آدما رو قضاوت می کردم.
واقعا فکرش رو هم نمیکردم که یه روزی آمریکایی ها بتونن ایدئولوژی زندگی من، خصوصا درباره تربیت فرزند و بنیان خانواده رو تحت تاثیر قرار بدن. می خوام توی یکی دو روز آینده، چندین بار با دقت این قسمتا رو ببینم تا درکم بهتر بشه.
فکر کنم باید یکی دو روز آینده، هفت هشت بار دیگه این فایل رو ببینم تا شیر فهم بشم، ضمن اینکه زبان انگلیسی م اونقدر قوی نیست و منتظرم یکی از بچه ها، تمام دیالوگها رو ترجمه کنه…
چقدر فضای این ویدئو مثبت بود. چقدر زیبایی داشت. توی تمام زمانی که تصویر داشت پخش می شد، نیشم تا بناگوش باز بود و لبخند بر لب داشتم. خدایا شکر برای اینکه این حقایق رو بهم نشون دادی و نمی گذاری در نادانی بمونم. ممنونم استاد عباس منش به خاطر این مستند آموزنده.
بنام خدای فراوانی ها
سلام به استاد عزیزم ، مریم جان و همه اعضای خانواده صمیمی ام
من چقد عاشق این خانمه هستم
یه زنی که همه ابعاد خودشو پرورش داده
توی شغلش ، توی نقش مادر بودن ، نقش همسر بودن ، نقش دختر بودن خودش
چقد هم اعتماد به نفس داره
وقتی با استاد صحبت می کرد کاملا مشخص بود
چقد مدیریتش خوبه به عنوان یک زن برای یک خانواده اونم با 4 تا فرزند که همشون هم پسر تفاوت های سنی هم دارن از بزرکترین تا کوچکترین
داستان کبوتر با کبوتر باز با باز
کاملا بین هوپ و رایان مشهوده
زن قدرتمند با مرد قدرتمند
ثروت باعث میشه وقتی مهمون میاد خونت از روابطت لذت ببری و لذت ببرن
همین بودن اروی باعث شد چقد خوب موقع خواب جدا شن
همین تفریحات مثل ماهیگیری یا بقیه این فضای پرادایس مثل داشتن موتور و قایق و …. اینا همه فواید ثروت هست
و همین شیوه صحیح زندگی کردن و استوار بودن و تقویت نظام خانواده بر پایه ثروت هست
تو خونه ای که فقر هست ، نه مردش میتونه مرد باشه نه زنش زن
در نتیجه نه بچه های خوبی اونجا رشد میکنن نه اتفاق مثبتی برای جهان رخ میده
چون اون مرد و زن انقد درگیر مسائل مالی هستن نمی تونن به بعد پدر بودن و مادر بودن خودشون برسن چه از نظر مالی چه از نظر انرژی و اعصاب و حوصله ….
ثروت پایه همه چیز هست
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام ب استاد عزیز و خانم شایسته زیبا و دوستان گلم
خانم شایسته عزیز سپاسگزارم بابت interview و پرسیدن این سوالات عالی و البته پاسخ ها عالی از خانم هوپ عزیز.
چقدر جالب ک من هم این اخلاق رو توی خودم پرورش دادم و از شما یاد گرفتم، اخیرا توی مغازه های پرفروش محل مون ک میرم ازشون میپرسم عمو من همیشه دیدم شما همیشه خداروشکر رزق دارین مشتری دارین ب نظرخودتون مهم ترین ویژگی و یا فکری ک باعث رشد یه کسب و کار میشه چی میتونه باشه شما خودتون فکر میکنید چه ملاک هایی برای مشتری زیاد مهمه؟ و پاسخ اکثریت اخلاقیات درست، منصف بودن، و صبور بودن بود.
این روزا دارم روی اخلاقیات درست رو خودم کار میکنم و از خدا هدایت میخوام ک بهم بگه چه رفتارهایی کنم و ب کامنت های عالی دوستانم و این فایل هدایت شدم. میخوام صبر و ابراز عشق و شاد بودن رو از خانواده خودم شروع کنم، دارم تاتی تاتی راه میرم ولی یادش می گیرم چون تو خانواده ما ابراز علاقه و عشق خیلی کم بوده و من تقریبا اصلا یادش نگرفتم احترام گذاشتن خیلی مهمه برامون ولی کسی عشق و جملات عاشقانه رو بخاطر کمبود اعتمادبنفس و یا خجالت ابراز نمیکنه و من میخوام سنت شکن بشم و حالا خودم پیش قدم میشم و میرم مادرم رو ک جلوی گاز ایستاده بغل میکنم، برای پدرم بلند میشم و بهش دست میدم و خسته نباشید میگم و اکثرا گاهی خودش منو بغل میکنه و میبینم ک چقدر رابطه زیباتری ساختم.
معذرت خواهی رو خیلی سختم بود انجام بدم ینی توی رفتارم شاید ب طرف میفهموندم ولی خب غرور داشتم و نمیتونستم کلمه معذرت میخوام رو ب زبون بیارم و اینم انجامش دادم و کم کم رو خودم دارم کار میکنم.
تمرین صبور بودن و واکنشی نبودن اینکه نخوام برای هرچیز غر بزنم و نظر بدم اتفاقا خیلی کم حرف تر شدم و بجای تذکر ب بقیه چه در ذهنم چه ب خودشون ک تو اینطور باش اینطور رفتار کن، بجاش هیچ نمیگم و سکوت میکنم در اغلب اوقات.
تمرین شاد بودن رو خیلی دوست دارم رو خودم کار کنم و اینم ایده میخوام از خداجون ک چطور در طول روزم آدم شاد و خوشحال و اکثرا خنده بر لب باشم.
یکی از رفتارهای زیبا در این قسمت ک خیلی برام تحسین برانگیز بود اینکه تا لیوان مادر خانواده گم شد همه بسیج شدن با عشق و بدون هیچ غر زدنی برای گشتن دنبالش. این رفتار خیلی خیلی زیباست. حالا میفهمم تا پدر سوئیچ یا مدارکی گم میکنه مامان سریع دنبالش میگرده و ب منم میگه بلند شو بگرد توهم، یا موقع امتحان ها خواهرم ک کتاب هاش رو گم میکنه توی اون شرایط استرس زایی ک داره مامان با عشق بلند میشه و براش میگرده درصورتی ک من غر میزدم باید مواظب لوازمش باشه من کمکت نمیکنم ک پیداش کنی. ولی اینکه برم و بگردم و باعشق و بدون هیچ منتی کمک کنم خیلی زیباست حتی فکر کردنش هم بهم حس خوبی میده، فرض کن تو وسیله ات رو گم کردی و یکی میاد کمکت چقدر حالت خوب میشه از اینکه خداروشکر یکی هست به فکرمه و احساس مهم بودن دست میده بهت.
من خودم وقتی دنبال وسیله ای میگردم بسیار دیوانه میگردم :)) البته خیلی آروم تر شدم ولی روی nerve مه، چون کمی منظم هستم(گفتم کمی یه وقت فکر نکنید چه خبرهههه خخخخ نه اونقدر از اون خط کشی منظما هم نیستم :) )
پس یادم باشه برای حس همکاری و کمک بیشتر اگر فردی وسیله اش رو گم کرد همکاری کنم و برم ب کمک اش .
شاید اون فرد توی شرایط اضطراره و نمیتونه خوب تمرکز بزاره و من با آرامش بیشتری میتونم بگردم و پیداش کنم. دقیقا مثالی ک ب مامانامون میگیم ماماااااان ب دادم برس فلان وسیله ام نیست و مادر میاد و در عرض 2 دقیقه بعد پیداش میکنه ؛))) چرا چون اون با آرامش میگرده.
خب حالا بریم سراغ نکات رفتاری و شخصیتی میس هوپ در مورد فرزندانشون.
من فارغ از هر چیزی عاشق اونهام.
من اونارو برای اون چیزی ک هستن دوست دارم و عاشق شون هستم و پذیرفتم شون وتشویق شون میکنم.
من نمیخوام ک فرزندانم بی نقص باشن و این اهمیت چندانی نداره و اون چیزی ک خیلی مهمه اینه ک اونارو برای اون چیزی ک هستن تشویق شون کنم نه برای اینکه پرفکت و بی نقص باشن.
مثلا پسرم یعقوب توی درسهاش پرفکت نیست خب منم ازش انتظار زیادی ندارم و همونطور پذیرفتم اش و عاشقشم.
خب چرا اطراف من ارزش بچه هارو فقط با نمرات شون می سنجن، یعنی دقیقا میزان ارزشمندی بچه ها میشه درس خون بودن یا نبودن، چه تو مدرسه توسط معلما و دوستان چه در خانواده ک چقدر ب بچه ها احساس خودکم بینی میدن.
اجازه میدم بچه هام با مسائل شون مواجه بشن و بازخورد بگیرن.
ینی آقا انقدر نخواییم ک همه اصن چه بچه مون چه پدرم چه شوهرم نخواییم بگیم چیکار کن راه درست کدومه راه غلط چیه، چون فایده نداره اشکال نداره بزار اشتباه کنه خطا کنه درسش رو یاد میگیره، بزار تجربه کنه انقدر خط کش نگیرم دستم بخوام ب همه درس ادب بدم.
خیلی از والدین دوست دارن فقط و فقط حرف بزنن و خیلی نمیخوان ک گوش بدن و با بچه هاشون باشن.
اینم درس خیلی بزرگی عه اینکه شنونده باشم تا ارشاد کننده، یه ذره آروم باش بشین ببین فرد مقابلت چی میگه گوش بده. همه اینها نشانه شخصیت آرام هست ک باید بیشتر در خود پرورش بدم.
من و شوهرم همیشه حمایتگر هستیم، با بچه هامون صحبت میکنیم و اون چیزی ک میگن برامون مهمه ک چه چیزی رو دوست دارن و این باعث افزایش اعتمادبنفس بچه ها هم شده.
من میخوام لیوای بدونه ک از نظر ما اون چیزی ک اون دوست داره انجام بده مهمه، من بازی ویدئویی دوست ندارم ولی عامدانه کنار لیوای میشینم و بازی کردنش رو می بینم چون اون ازش لذت میبره( نهایت توجه و احترام رو میزاره این مادر چقدر تحسین برانگیزه این اخلاقیات)
من دوست دارم ب چیزی ک اون ازش لذت میبره علاقه مند باشم تا اونو خوشحال کنم
یه بار دیگه بخونیم اش
یعنی من اگر همین یه نکته رو تو روابط در نظر بگیرم بهشت میکنم دنیامو، آقا جان ناعمه عزیز نخواه همه به یک طرز لباس پوشیدن، یک علاقه خاص، یک نوع رفتار، اصلا یک نوع غذا علاقه مند باشن چرا میخوای همه هم نظر تو باشن آدم ها متفاوت ان قشنگی جهان برا همینه ریلکس باش. تو قایق خودت رو پارو بزن و حرکت کن.
اگر خواهر کوچیکت عاشق آرایش کردنه خب این علاقه شه اختیارشه. چون تو سادگی رو میپسندی حق نداری حتی توی ذهنت هم قضاوتش کنی و من انصافا خیلی پیشرفت کردم تو این زمینه ولی نیاز ب این یاداوری ها دارم چون همیشه باید رو این نقاط ضعفم کار کنم. آیا خود تو اومدی از چیزی ک خواهرت علاقه شه تعریف کنی بگی چقدر حرفه ای خط چشم میکشی ؟ یا ماردت ک عاشق رفتن ب مجالس مذهبی عه حق قضاوت نداری حق نداری بگی من خدا رو میشناسم ولی تو داری راه کجو میری حتی توی ذهنت هم حق نداری هرکسی خدا رو در قلبش داره هرکسی با انجام یک سری کارها آروم میگیره ک شاید برای تو مسخره باشه روش های آروم شدن تو هم برا خیلیا شاید مسخره بنظر برسه ولی تو انجام شون میدی چون قلبت آروم میشه، اگر تو شب نصف شب پا میشی میری بالا پشت بوم با خدا حرف میزنی قرآن میخونی فک نکن این بهترین روشه، این لایف استایل خودته و تو دوست داری ب این طریق خودت رو آروم کنی، هر کس شیوه ای داره برای لذت بردن از زندگیش و صرفا نمیشه گفت علایق و شیوه کی بهتر از کیه چون طرف خودش میدونه چیکارست.
من عاشق اینم با بچه هام وقت بگذرونم و خداوند ب دلیلی من رو مادرشون قرار داده. ما مثل دوست هستیم و از بودن در کنار هم لذت میبریم.
مادر خوشحال بودن خیلی مهمه، چون بعضیا خوشحال نیستن.
شما فقط باید لذت ببری تو خونه ات با خانواده ات و مثبت اندیش باشی.
وقتایی هم ک نگران و مستاصل میشم میگم آیا این چیزی ک رخ داده مهمه ؟ نع
چیزی ک مهمه اینه ک لذت ببریم و شاد باشیم.
شادی یک انتخاب عه.
من شادی رو انتخاب میکنم.
به خودت بگو چرا من الان نباید شاد باشم ؟
شاد و سپاسگزار باش بخاطر چیزهایی ک داری.
سپاسگزارم بابت تهیه و تدوین این فایل گرانبها، در پناه الله باشیم.
ناعمه جان ، ممنون از کامنت زیبات ، من از خداوند خواسته بودم من رو هدایت کنه به دوستان عباس منشی دوستان زیبا با تفکرات زیبا دوستانی که دارن روی خودشون کار میکنن و تمام تمرکزشون روی خودشونه ، وقتی کامنت زیباتو خوندم کامنتی که تمام تمرکزت مشخصا روی بهبود خودت در همه ی جنبه هاست واقعا اشک تو چشام جمع شد ، خواسته من از قبل آماده شده !!! من دوستانی دارم در این سایت بزرگ و زیبا که دلشون به اندازه ی یک اقیانوس و ذهنشون به اندازه جهان بزرگه و روشنه تحسینت میکنم عشقم و خوشحالم ، خوشحالم که دوستی همچون تو دارم و به خودم افتخار میکنم بابت داشتن چنین دوستی :) همینطور به تو عزیزدلم ، دوستت دارم
سلام صدف جان اولا بگم چقدر عکست رو دوست دارم زیبا جان، عکسی ک خود خودت هستی با لبخند زیبات خیلی تحسینت کردم.
سپاسگزارم عزیزم بابت محبتت و پاسخی ک نوشتین برام، کامنتم رو ک خوندم باز هدایت خدا رو دیدم چرا ک دنبال بهبود بیشتر روابطم با اطرافیانم هستم.
عزیزم من هم امروز در دفترم نوشتم خدایا معاشرت با دوستانی عزیز رو میخوام. و خداوند بهم گفت تو دوستانی عزیز در این سایت داری و من عاشق این عشق ورزیدن ها و محبت های بین ما دوستان هستم.
دقیقا عزیزم خواسته من هم از قبل اماده شده بود، من نوشتم و وقتی وارد ایمیل شدم پیام زیبای شما رو دیدم.
عزیزدلم من هم دوستت دارم، انگار با دوستی صمیمی و چندین ساله مکالمه کردم، خیلی دوست داشتنی هستی، دوستت دارم، در پناه الله باشی.
به نام خداوند وهاب
لذت بخش بود این قسمت و مصاحبه با Hope چون من خیلی رفتار این مادر و پدر و عشق بین این خانواده برام جذاب بود و لذت میبردم از این که چقدر این بچهها با هم خوبن و الان میشه فهمید که این مادر چقدر با خودش در صلح هست، و باور داره که باید لذت برد و عشقی که به این بچهها میده و از اونها دریافت میکنه، وقتی Hope رو با مادرهای خودمون مقایسه میکنم معنی عشق به خود رو بهتر درک میکنم، مادر من تمام عمرش رو فقط برای بچه هاش گذروند انگار که خودش رو مسول ۱۰۰درصد بچه هاش میدونسته جوری که از تمام لذتهای خودش بگذره، حتی وقتی در سن ۳۲ سالگی همسرش رو از دست میده هرگز ازدواج نمیکنه چون میگه من مسول بچه هام هستم، نتیجه این میشه که همه بچه هاش هم مهاجرت میکنن و اون تنها میشه، اما این مادر اول به خودش عشق میده، زمانی رو میذاره و از علاقه مندیش که اینجا ماهیگیری یا موتورسوری هست لذت میبره، به جای این که وظیفه خودش بدونه که باید برای کل خانواده هر روز غذا بپزه و حتی اگر یه روز هم نخواد یا نتونه عذاب وجدان بگیره، وقتی یطی ایشون گم میشه میره و واسه خودش میخره، چقدر لذت بردم، در صورتی که دیدم مادران ما که از علاقه مندی خودشون میگذرن و پول رو برای بچههاشون خرج میکنن، یعنی شوهر و بچهها در اولویت هستن نسبت به خودشون، اینها نشون میده که این خانم چقدر با خودش در صلح هست و نتیجه هم اون میشه که همسر و بچه هاش عاشقش باشن و از باهاش بودن لذت ببرن، اون موقعهها خیلی شنیدیم که مادر ایرانی یه چیز دیگست، یا این که غربیها که عاطفه نداران اما وقتی هزاران غربی رو دیدم که خیلی خوب به بچههاشون عشق میدن و همچنین با خودشون در صلح هستن، فهمیدم که کلا معنی عاطفه در فرهنگ ما اشتباه تعریف شده، عاطفه یعنی از خود گذاشتن، و به دیگران بها دادن، و دیگران رو در اولویت قرار دادن، اما Hope یه الگو خیلی عالی از مادریست که عاشق خودشه، عاشق همسر و بچه هاش هست و چقدر این خانواده جذاب و قابل الگو برداری هستن، تک تک رفتار و صحبتهای این خانم من رو یاد حرفهای استاد در بسته عشق و مودت میندازه، انقدر این خانم برای خودش ارزش قائل هست که بچه هاش هم عاشقش هستن، وقتی پسرش اون رو در آغوش میکشه چقدر لذت بخش هست دیدن اینجور صحنهها خدای من، ممنونم مریم جان برای ضبط این لحاظت، برای این مصاحبه با Hope. و درس دیگه از این قسمت این بود که ما هم دوستانی فنلاندی داریم که میان به کلبه جنگلی ما ولی فرقشون اینه که وقتی میان مثل مهمان رفتار میکنن، یعنی میشینن، ما غذا میپزیم، میشوریم جم میکنیم تا به آخر، و من هم که کارم انلاین هست اون یکی دو روز از کار میفتم، دفعه آخر به همسرم گفتم من اینجوری لطمه میبینم دوست دارم بیان اما نه به عنوان مهمان، به عنوان کسانی که میان و چند روزی با ما زندگی میکنن و همه به هم کمک کنن، و ایشون هم موافقت کرد، تا قبل از این جلسه برام سوال پیش اومده بود که یعنی استاد کلا کارش رو ۴ روز میذاره کنار و به مهمون میرسه؟ چون من خودم دقیقا تو همین شرایط قرار میگیرم، و مریم جان گفتن که میرن توی RV و روی کارشون تمرکز میکنن.
خدارو شکر میکنم که جواب تمام سولاتم بلافاصله داده میشه و خیلی زود میفهمم که چه کاری در مسیر درسته.
بینهایت برای این قسمت سپاسگزارم.
Somi
سلام به استاد عزیزم ، مریم جانم و دوستان خوبم
من این قسمت رو توی چند سال گذشته چندین بار دیدم ولی این دفعه چیزی به چشمم اومد که قبلا درکش نکرده بودم احتمالا چون اون موقع به تضاد نخورده بودم. اونم انگلیسی صحبت کردن مریم جان و استاد جان هست.
من آلمان زندگی میکنم و تو این مدت خیلی چالش داشتم با آلمانی حرف زدن که نود درصدش هم بخاطر عزت نفسم هست نه صرفا دانش زبانی! با وجود اینکه مدرک زبان آلمانیم رو با بهترین نمره گرفتم ولی توی حرف زدن با آلمانیها به شدت عزت نفسم پایین بود که مدتیه آگاهانه روش کار کردم.
دیدن این قسمت و چندین قسمت قبل که استاد داشتن به جیکاب انگیزه میدادن برای شروع کارش، خیلی خیلی برام درس داشت اینکه با وجود اشتباه حرفزدن، تپق زدن و لهجه داشتن چقدر قشنگ با اعتماد به نفس صحبت کردن. حالا من تا چند وقت پیش وقتی یه جمله آلمانی رو اشتباه میگفتم کلی خودمو سرزنش میکردم و احساس خجالت زدگی میکردم که همش نشونه عزت نفس پایینه، بعد میدیدم بابا طرف مقابل اصلا براش مهم نیست من فلان گرامر رو درست گفتم یا نه فقط منظورمو بفهمهکافیه! بعد میدیدم اتفاقا چقدر از طرف آلمانی ها تحسین میشم بابت خوب حرف زدن ولی باز نمیتونم بپذیرم. با دیدن این قسمتها درهای جدیدی به روم باز شد، اینکه خانواده عزیز رایان چقدر با حوصله به حرف های استاد و مریم جون گوش میدن با وجود اینکه طبیعتا سرعت حرف زدنشون پایینه و باید به بعضی کلمه ها فکر کنن و چقدر قشنگ صبر میکنن صحبتشون تموم شه. و این برای آلمانیها هم صدق میکنهها منتها ذهن من مقاوت داشت خیلی زیاد! میگفت نه طرف حوصله اش سر میره باید سریع حرفتو بزنی نباید فکر کنی!
اگر هر قسمت رو هزار بار دیده باشم بار هزار و یکم یک چیز جدید درک میکنم و اینه خاصیت جادویی فایلهای استاد. بی نهایت سپاسگذارم ازتون.
خدایا شکرت
سلااام سلامی با عطر بوی عیدی که همه جای ایران پیچیده و به گرمای بهاری تابستونی که بعد از این همه برف و بارون زمستون منتظرمونه
الهی شکرت
خب اون قسمتی که شایسته جان نیازمند مترجم بودن باعث شد دست به قلم بشم و ایده ای ندارم به جز اون چی بنویسم ولی خداوند هدایت میکنه …
من چهههه قدر تا به الان از دیدن این سریال لذت بردم
چه قدر داره روی من تاثیر میذاره و داره واقعا در هر روز زندگیم تغییرات ریز ریز اما بسیار مهم رو ایجاد میکنه
من از خداوند سپاسگزارم که تا الان تا اینجا تا امروز به تعهدم پایدار موندم و با عشق دارم هر روز یک قسمت از این سریال رو نگاه میکنم و حسم بهم میگه که قراره این سریال هم تموم بشه باز هم چند سال دیگه دوباره از اول میام میبینمش و باز ازش چیز یاد میگیرم ، باز به بزرگتر شدن شخصیتم کمک میکنه ، جوریکه احساس کنم اصلا قبلا ندیدمش و نفهمیدمش
توی قسمتی که فهمیدم این خانواده دوباره برگشتن خیلی ذوق کردم
واقعا عاشق خانواده های امریکایی هستن به خصوص این خانواده ی رایان
شایسته جونم چه قدر من از این ازادی هایی که به مهموناتون میدید و اونا هم در عین احترام گذاشتن و رعایت قوانین ، خیلی راحت هستن و پذیرای محبت های شما هستن و تعارفی نیستن و انگار خونه ی خودشونه خیلی راحتن ، و راحتی که شما بهشون دادید
اونجایی که گفتید وقتی یک نفر چیزی رو گم میکنه همه ی اعضای خانواده موظف میدونن خودشونو که پیداش کنن ، راستش خیلی منو به فکر فرو برد
یک جایی مادر خانواده میخاست بره بیرون دنبال لیوان و به جیکوب گفت : ( تو هنوز سرجات نشستی ؟؟؟ )
و این حرفو که زد جیکوب اومد
یا مثلا جلسه ی قبلی که لوکی اومد رخت خواب برادر هاش رو درست کرد
یا احترامی که بین این پسرها هست من هیچ وقت نشنیدم از القاب بد یا مسخره کردن با هم استفاده کنن
و خب برای خودم خیلی جالبه این موضوع
اصن برام عجیبه چطور چهار تا پسر این قدر با هم در آرامش هستن ؟؟
چطور این قدر در صلح هستن باهمدیگه ؟؟
روابط من و برادرم از کوچیکی تا بلوغ اصلا خوب نبود
البته من از شونزده هفده سالگی با استاد کار میکردم و بهتر شد از اون موقع به خاطر روی قانون کار کردنم
و پدر مادرم هم نظرشون این بود که عادیه ، یعنی من بچه بودم گاهی با برادرم که بدجور درگیر میشدیم و پدر مادرم میگفتن عادیه هر دوشون تو سن بلوغن ، مغرورن و کلا به جای درست کردنش عادی جلوه میدادن و توجهی نمیکردن و فقط مهم بود که مزاحم همسایه ها نشیم با جیغ و داد زدنمون در غیر اینصورت چیز دیگه ای اهمیت نداشت …
و این کجا اینکه چهار تا پسر نوجوون کنار هم باشن و اینقدر همدیگه رو دوست داشته باشن و احترام بذارن به هم کجا
برام خیلی سوال شده بود که چطور ؟؟
چطور همچین احترامی برقراره بینشون توی این سن
من خودم هم الان با برادرم رابطه ام خیلی خوبه یادم نمیاد اخرین بار کی دعوا کردیم ، شاید چندین سال پیش ولی توی اون سن نوجوونی اینجور نبود و فکر میکردم خب توی بچگی و سن بلوغ باید این دعواها باشه ولی الان فهمیدم که نه اون هم درست نیست
الان عیده اومدیم خونه عموم و بچه هاشون اونام سه تا خواهر برادرن
اما باز اون احترامی که اونجا بین اونا هست اینجا هم من میبینم نیست
به نظرم بدیش اینه که عادیه
یعنی حالا یه چن تا مسخره کردن و اینچیزا عادیه
و این عادیه باعث میشه که اصن تلاشی برای درست کردنش نشه چون از نظر پدر مادر این خودش درستشه
یا احترامی که خود بچه ها به پدر مادرشون میذاشتن و گوش به حرفشون بودن ، به همدیگه میذاشتن و … البته که شوخی های خودشونو داشتن ولی شوخی های بسیار به جا
…
یا مثلا قسمت قبلی دیدم مادر قبل خواب براشون حرف میزد و بهشون احساس خوب میداد به قول یکی از دوستان من هم فکر میکردم این چیزا فقط توی فیلمها هست که انگار که نه این واقعیت زندگی امریکایی هاست
تمام این سوالها توی ذهنم بود و همه اش میچرخید که چطوره اینجوریه اشکال کار ما از کجاست
من اینجا میبینم اطرافیانم رو که خانواده تشکیل دادن و بعضا بالای پنجاه سالشونه ولی خواهر برادر ها همچنان هیچ نزدیکی و صلحی بینشون برقرار نیست حتی نمیتونن با هم حرف بزنن
یا هر دو 50-60 سالشونه و برادرن باهم ولی قهر میکنن
یا سر موضوعات خانوادگی بعد چهل سال نزاع نه تنها حل نشده بلکه کدورت بینشون بیشتر شده
اصلا اینا کجا اونا کجا استاد
اینا که کوچولوعن اندازه ی برادر خواهرهای 40-50 ساله درگیری ندارن
…
خلاصه هی داشتم فکر میکردم به این تفاوت ها
که شایسته جانم اومد با مادر خونواده یک مصاحبه ی مشتی انجام داد
.
و من نگاری که هر وقت صحبت از ترجمه میشه سر صحنه حی و حاضرم :))))))
عاااشقتونم شایسته جونم به خاطر این لطف و محبتتون
من عاااشقتونم
.
.
.
.
حرفهای مادر خانواده خیلی منو به فکر فرو برد
و البته دیدن این سریال باعث شده که بخوام من هم این عادتهارو در خودم به وجود بیارم
من گفتم نگار بیا به خودت نگاه کن
دیگرانو ول کن ایا خودت اون شوخی های نابجا رو انجام میدی یا مثل بقیه برات عادیه از چن تا کلمه ی نادرست استفاده کنی ؟؟
دیدم که من خودم خیلی جای کار دارم
دیگه اصلا کاری به کسی ندارم
من باید خودمو درست میکردم
الان خونه ی عموم هستم میبینم خیلی وقتا من هم مثل اونا رفتار کردم
توی این چندین قسمت یک بار ندیدم یکی از این پسرها بگه shut up ، درحالیکه همین کلمه برای من گاهی عادیه
و دیدم که چه قدر من خودم جای کار دارم
تصمیم گرفتم امروز که خیلی محترمانه تر صحبت کنم
اخه میدونی الان که فکر میکنم توی فرهنگ ما یه جوری شده که نه تنها این کلمات عادیه بلکه نشون دهنده ی صمیمیت و نزدیکی هست
نمیدونم خودم گاهی میمونم که شاید اشکالی نداره خخخخخ
.
تا اینکه شایسته جان باهتشون صحبت کرد و جواب سوالات پیچیده ای که تو ذهنم بود رو گرفتم
من عاااشق مصاحبه شایسته جان شدم و گفتم بیام این ترجمه اش رو بنویسم تا دوستان دیگه نیز بخونن و لذت ببرن از این تدبیر و شایستگی مادر خانواده که چنین چیزی رو درست کرده …
اصلا تک به تک کلماتی که گفت رو تحسین کردم
الهی شکرت بریم برای ترجمه
.
.
شایسته :
در نظر من شما پسرهای خیلی خوب و با تدبیری بزرگ کردید از چیزی که در این روزها دیدم
چه چیزی بهترین ویژگی هست که باعث چنین نتیجه ای شده
.
مادر :
خب اول از همه خیلی ممنونم برای این نظرت که من بچه های خوبی دارم و خودم لاهات موفقم من فکر میکنم واقعا خیلی خیلی بچه های خوبی دارم
صادقانه بخوام بگم من احساس میکنم که فقط من نیستم
من یک همسر فوق العاده دارم که خیلی حمایتگره و من حس میکنم که خداوند این خرد و دانش رو بهم داده
پس از دیدگاه من این برای من فروتنی و تواضع هست
اینجور نیست که تو بهم میگی تو چه قدر خوبی و من بگم اره فقط منم نه فقط من نیستم
این (نتیجه) ترکیبی از خیلی چیزها هست
ولی اگه بخوام درباره ی توصیه نصیحت یک زندگی واقعی رو بگم
من فکر میکنم چیزی که همیشه تلاش کردم باشه برای بچه هام اینه که من اونها رو همیشه دوست دارم در هر شرایطی مهم نیست چه اتفاقی بیوفته
شاید خیلی عادی و معمول باشه همه بگن اره راست میگی بچه ها رو باید دوست داشت
ولی منظور من خیلی عمیق تر هست اینکه واقعا عاشقشون باشی
اینکه اونها رو بپذیری و دوست داشته باشی دقیقا همون چیزی که هستن و تشویقشون بکنی برای چیزی که واقعا هستن و خودشونن
و چیزی که من در بقیه پدر مادر ها دیدم اینه که اونها از بچه هاشون میخوان خیلی خوب و عالی باشن
ولی چیزی که من فکر میکنم مهمه اینه که بچه ها باید تشویق بشن که خودشون باشن نه اینکه عالی و بی نقص باشن
مثلا پسر دوم من جیکوب
اون اصلا توی مدرسه خوب عمل نمیکنه
پس من انتظاری یکسانی که برای بچه ی اولم دارم که خیلی خوب توی مدرسه ( یعنی درس و نمره ) خیلی خوب عمل میکنه از اون ندارم که اون هم توی درساش خوب باشه
من فکر میکنم باید به توانایی و سطح های متفاوت هر بچه ای اگاهی پیدا کنی
و همون رو بپذیری و دوستشون داشته باشی و تشویقشون کنی همونجوری که هستن
و انتظار نداشته باشی ازشون که اونها باید خیلی خوب باشن
و همیشه بهشون اجازه بدی که شنیده بشن
من فکر میکنم خیلی وقتا بزرگتر ها خیلی حرف میزنن و نمیخوان به بچه هاشون گوش بدن و با بچه هاشون باشن
من پسرهام ادمای مورد علاقه ی زندگیم هستن
و من فکر میکنم این واقعیت زندگیمه
من اونا رو نه تنها عاشقشونم بلکه خیلی دوستشون دارم به معنای واقعی
و اینو اونها متوجه میشن
.
شایسته جان :
.
افرین افرین این واقعا نکته ی خیلی خوبی بود که شما گفتید .
در نظر شما چطور بقیه مادرها میتونن کاری کنن که بچه ها مشارکت داشته باشن و به همدیگه کمک کنن ، و نه از روی اجبار بلکه از روی اشتیاق برای انجام کاری محبت امیز اینکار هارو برای هم بکنن ، جوری که بچه های شما اینجور هستن … ؟
.
مادر:
.
خیلی ممنون
من همیشه سعی کردم بهشون بگم شما جزوی از این خانواده هستید
و ما هممون حساب میشیم شما نباید فقط به خواسته های خودتون توجه کنید شما باید دنبال فرصتی برای کمک کردن به دیگران باشید
و من فکر میکنم پدرشون خیییلی خیلی مثال خوبی هست برای اونها
اون همیشه دنبال فرصتی برای خوشحال کردن بقیه ادمهاست
که مهربون باشه و فقط به خودش فکر نکنه
ولی من فکر میکنم قسمت مهم ماجرا اینه که ما همیشه داریم با بچه هامون حرف میزنیم ،
چیزی که اونا میخوان بگن برای ما مهمه
برای همین وقتی من اونها رو در ارتباط با بزرگتر ها میبینم اونها احساس خوبی از خودشون و هویتشون دارن
اونها عزت نفس دارن
من فکر میکنم اونها وقتی حس خوبی درباره خودشون دارن ، اون وقت میتونن درباره دیگران هم فکر بکنن
.
شایسته :
پسرهای شما از همدیگه مراقبت میکنن و از باهم بودن لذت میبرن ، و علی رقم ویژگی ها و علایق ، مهارت و شخصیت متفاوتشون اونها به طور عالی همدیگه به هم احترام میذارن و از هم حمایت میکنن .
من میخوام دلیل این نتیجه رو بدونم .
.
.
مادر :
اره اره واقعا اونها همینجوری ان و من عاشق این ویژگی شونم
من فکر میکنم ما همیشه حمایت میکنیم ازشون
هم من هم همسرم
ما از وقت و انرژیمون برای هر یک از بچه ها میذاریم ، برای چیزی که هر کدومشون بهش علاقه داره
مثلا لیوای
لیوای عاشق ویدیوگیم هست (بازی کامپیوتری )
خب همسر من رایان اصلا به این چیزا علاقه نداره اون عاشق بیسبال و ورزش کردن و فعالیت هست
پس یک روز من کاملا متوجه این نامتعادلی شدم
که رایان همه اش داره با بقیه بچه ها بیسبال و فوتبال بازی میکنه با هم میرن بیرون ورزش میکنن
و من اومدم رایانا رو تشویق کردم که وقت با لیوای بگذرونه
و کاری که لیوای دوست داره رو انجام بده باهاش
یعنی نیازی نیست هم وقتت رو تلف کنی روزی سی دیقه هر چن روز یک بار یا هفته ای یکبار یا هر جور که میتونی
چون من دیدم داشت فاصله میوفتاد بینشون و من نمیخواستم اینجور باشه
و میخواستم لیوای بفهمه ما برامون اون چیزی که اون علاقه داره و لذت میبره اهمیت داره و مهمه
پس من تقریبا هر روز صبح شوهرم رو تشویق میکردم که با لیوای وقت وقت بگذرونه .
توی خونه من و لیوای همیشه زودتر از همه بیدار میشیم و یه جورایی اون تایم من و اونه
و میشینیم روی مبل و من وقتی داره ویدیو گیم بازی میکنه کنارشم و میبینمش
ایا این چیزیه که من ازش لذت میبرم ؟ ایا از ویدیو گیم و تماشا کردن بازی اون لذت میبرم ؟؟
نه واقعا لذتی برای من نداره
ولی من لذت میبرم از لذت بردن اون
من دوست دارم به چیزهای که اون علاقه دارم توجه کنم
پس برای من مهمه برای کارها و چیزهایی که اون دوست داره وقت بذارم و همراهیش کنم
.
.
شایسته جان :
تو دوست اونها هستی
بیشتر از اینکه مادرشون باشی
مثلا دیروز وقتی منتظر رایان بودیم برای اینکه خرید رو انجام بده
تو یک بازی راه انداختی
و یه جورایی سرگرمشون میکردی و حواسشون رو پرت میکردی از اینکه چه قدر زمان داره میبره
.
مادر :
خب قسمتی اش رو من اینکار هارو برای خودم انجام میدم
چون من خودم به چیزی نیاز دارم که زمانم با لذت بگذره
من دوست دارم کار باحالی انجام بدم نمیخوام من و اونها حوصلمون سر بره و زمان رو با لذت سپری کنیم
خب من فکر میکنم موضوع اینه که من وااااقعا لذت میبرم از بازی کردن و بودن با بچه هام
من یه حورایی بهشون یاداوری میکنم که من مادر هستم و شما بچههای من هستید
و خداوند به دلیل خاصی من رو مادر شماها قرار داده
و اره من فکر میکنم که ما با هم دوستیم ولی خب اونها هم قبول میکنن که وقتی ازشون کاری رو میخوام انجام بدن
ولی در کنار این ها اره ما دوست هم هستیم با هم و از بودن با هم لذت میبریم
بچه ها واقعا پیچیده نیستن
فقط باید هر کاری رو لذت بخش و فان انجام بدی باهاشون
مثلا وقت خونه تمیز کردن که میشه هیچ کس نمیخواد کمک کنه و خوشش نمیاد
ولی من میگم خب همگی بیاید ما همه با هم اینکارو انجام میدیم و موزیک میذاریم و همین کارو لذت بخش میکنیم واقعا نباید کارها به زور و زجر اور باشه
اونها میدونن من نه تنها عاشقشونم بلکه واقعا دوستشون دارم
.
من فکر میکنم که یک مادر شاد و خوشحال بودن خیلی مهمه
و میدونم شاید این یکم عجیب باشه
ولی اگه تو شاد باشی توی خانوادت و مثبت باشی
من فکر فکر میکنم مادرها خیلی درگیر کاراشون و استرس و نگرانی هستن و من میدونم خودمم گاهی اینجور میشم
و من باید خودمو از این شرتیط بیرون بکشم و بگم چی که مهمه ؟؟
انجام تمام کارهای امروز مهمه ؟؟ نه
لذت بردن و خوشحال بودن در خونه ی ما مهم ترین چیزه
.
شایسته :
به نظرتون چطور مادرها میتونن والدین شاد و مثبتی باشن ؟؟
.
مادر :
.
من واقعا فکر میکنم این یک انتخابه
تو باید مثبت بودن رو انتخاب کنی
یه اهنگی هست از گروهی به نام for.. country (نفهمیدم اسمشو خخخخ) اسمش هست choose joy (لذت بردن رو انتخاب کن )
من هم لذت بردن رو انتخاب میکنم
با اینکه گاهی واقعا توی این حس و حال نیستی
ما باید بپرسیم خب چرا الان خوشحال نیستم
و میبینیم گاهی واقعا ما داریم انتخاب میکنیم که خوشحال نباشیم
و من فکر میکنم ما باید انتخابش کنیم تا بتونیم شکرگزار چیزهایی باشیم که داریم تا به چیزایی فکر کنیم که نداریم یا نمتونیم داشته باشیم
میدونی این به داشته ها نیست به دیدگاهت هست
انتخاب لذت به دیدگاهت هست .
.
شایسته :
ممنون روز خوبی داشته باشید
پس من هم لذت بردن رو انتخاب میکنم من سعی میکنم تمام وقت ها لذت بردن رو انتخاب کنم .
ممنون .
.
و اتمام ترجمه
.
واقعا قابل ستایش بود تمام حرفاشون
واقعا بینظیر بود
قابل تحسین بود
فوق العاده بود
این خانواده عباسمنشی نیستن و مطمعنا تا اینجای کار میدونم اونها هیچ چیزی از قوانین جذب و خواسته ها به طور اگاهانه نمیدونن
ولی ببینید چهههه قدر به طور شگفت انگیزی جهان این استاد رو کنار خانواده ای قرار داده مه به طور ناخوداگاه همین قوانین رو اجرا میکنن و درک میکنن
فتبارک الاحسن الخالقین
قطعا من هم وقتی مهاجرت کردم با چنین افرادی هم مدار میشم وقتی این مسیر رو دقیق و درست پیش برم
الهی شکرت
الان کسایی که ترجمه ی منو خوندن میفهمن چرا اول کامنت گفتم من از تک تک کلماتش لذت بردم
چه قدر توحید ، یکتاپرستی ، ازادی ، در صلح بودن ، عشق بی قید و شرط ، قانون حس خوب مساویه اتفاقات خوب ، قانون توجه بر نکات مثبت ، قانون برانگیختگی در روابط و …. همه چیزایی که داریم از استاد یاد میگیریم و ….
همهههه ی اینها از این مادر گفته شد اینجا
واقعا چیزی به غیر از بی نظیر بود ؟
به غیر از فوق العاده بود ؟؟
الهی قربونشون برم با این فرهنگ امریکایی اصیل و زیباشون
واقعا GOD BLESS AMERICA .
الهی شکرت برای اینکه امروز هم بهم اجازه ی کامنت نوشتن دادی و منو دست به قلم کردی و قلمم شدی و نوشتی
الهی شکرت
سلاااااام 🙋
سلام استاد عزیزمم
سلام خانم شایسته گل
سلام خانواده ی رایان
و سلام دوستان همراه با سایت
این قسمت انقدرررر نکته داشت که اصلا نمیدونم چطور همرو بنویسم
اول خدارو شکر میکنم بابت این فایل زیبا و انرژی دهنده و بابت وجود نعمتی مثل خانم شایسته که واسمون ویدیو میگیره📹
خانم شایسته از شماهم تشکر میکنم واقعا🌺
وای چقدر ژست خانوم هوپ توی عکس این قسمت زیباست😍
میخوام بگم چقدررر جای مایک خالیه چقدر دوست داشتم تو این سریال باشه تا ببینم چطور با لوک بازی میکنن 👬
چطور توی فضای زیبای پرادایس لذت میبره و چطور شکر گذاری میکنه 🙏
استاد خیلی دلم تنگ شده که عشق بین شما و مایک بهم انرژی بده
واقعا ازتون میخوام سلامم رو بهشون برسونید
من از دیدن مایک خیلی انرژی میگیرم چون یجورایی الگوی منه
شاید جالب باشه که یه پسر ۱۵،۱۴ ساله الگوم باشه اما واسش دلیل دارم
خب من ۱۶ سالمه و سنم کمه و اینکه یه انسانی رو تقریبا هم سن خودم ببینم که داره اونطوری که من میخوام زندگی میکنه خیلی بهم انگیزه میده چون با توجه به اینکه زندگی ما رو به طور صد درصدی فرکانس های خودمون تشکیل داده ذهنم دیگه نمیتونه دلیل و منطقی بیاره و بگه اون پدرش استاد عباس منشه اما پدر تو چی؟
دیگه نمیتونه بهونه بیاره و بگه شانسش زد با استاد رفت امریک بلکه میگم مایک ۱۰۰ درصد فرکانس هایی رو اگاهانه یا نااگاهانه ارسال کرده که خداوند شرایطی رو جلوی پاش گذاشت که بتونه الان توی یه مدرسه ای که خدا میدونه استاد ثروتمندم چقدر بابتش هزینه کرده بمونه 🤗🏰
خدارو شکررررر
خدارو شکر که فردی هست که اونجوری که من میخوام داره زندگی میکنه
اون مدرسه ای که من دوست دارم درس میخونه📚🏰
اون دبیر هایی ک من دوست دارم داشته باشم داره
اون تفریحی که من دوست دارم میکنه🏕
اون روابطی که من دوست دارم با خانوادم داشته باشم با شما داره 👪
تو خونه ای که من دوست دارم توش زندگی کنم ،زندگی میکنه 🏠
لباس هایی میپوشه که ۸منم دوست دارم بپوشمشون (البته دخترونشونو😄)👗👛
وسایل هایی داره که منم دوست دارم اونارو داشته باشم
گوشی ای داره که منم دوست دارم داشته باشم 📱
و……..
و اینه که مایک الگوی منه و الان دلم به الگو گرفتن از مایک خیلی تنگ شده 🤗
ولی چقدر دوست دارم این دیدگاهتون رو با اینکه عاشقانه پسرتون رو دوست دارید اما بازم بخاطر مایک خودتون رو محدود نکردید و نگفتید اون نباشه بهم خوش نمیگذره و اومدید دارید لذت میبرید حتی بدون مایک!
باوررر کنید وقتی رفتار شما رو با اطرافیانم مقایسه میکنم متعجب میشم مثلا چند روز پیش با نامادریم بیرون بودم من فالوده خریدم به ایشونم پیشنهاد دادم بخره ولی هی یجوری بود نمیخرید بهش گفتم چرا نمیخری خیلی خوشمست؟ شاید باورتون نشه گفت الان ابولفضل"برادر ناتنیم"نمیخوره دلم نمیاد 🤐 حالا ابوالفضل هرروزم خوراکی میخورها ! خلاصه یکاری کردم بخره اما واقعا متعجب بودم چون سبک زندگی شمارو دیده بودم و بعد از دیدن این رفتار مغزم یهو سوت کشید 😰
——————🌼—————-
خب طبق وعده ای که به خودم دادم میخوام این کار عقب افتاده رو که " دیدن قسمت به قسمت سریال زندگی در بهشت و کامنت کردن اگاهی هایی که از این سریال یاد گرفتم قبل از خوندن کامنت دوستان" رو انجام بدم
قبلا یک بار تمام قسمت هارو تا قسمت ۴۰ دیده بودم و حالا میخوام از اخر دوباره نگاه کنم و نکاتو بنویسم که برای قسمت ۴۰ انجام شد و لایک زیبای استاد هم انگیزه ای بود در اول مسیر سپاسگذارم 🤗
البته برای نوشتن این کامنت تنبلی کردم چون کلاس بازیگری میرفتم و دیگه تمام وقتم رو تمارین بود اما حالا بعد دو روز متوجه شدم این کار اشتباهه و من هرچقددددرم که تمربن بازیگری کنم اگه شخصیتم تغییر نکنه اتفاق خاصی نمی افته
باید بیشتر وقتم رو روی سایت بزارم و البته که زمانی رو هم به تمرین اختصاص بدم اما در کنار سایت
نوشتن این کامنت ۲ روز طول کشید چون هرروز یکم مینوشتم بعد میرفتم سراغ تمرین اما الان متوجه شدم که باید بیشتر وقتم رو تو سایت بگذرونم
خب بریم سراغ نکات:
🔍اولین نکته ی مثبتی که متوجه ی اون شدم"راحت طلبی " استاد جان و خانم شایسته بود
اخه چقدر مهمون و میزبان میتونن روشنفکر و راحت طلب باشن که به جای اینکه مثل خانواده های ایرانی وقتی یه مهمون براشون میاد ۲۴ ساعت پیششون باشن و از کنارشون جم نخورن، اجازه میدن هم مهمون استقلال خودش رو داشته باشه و هم میزبان
یعنی این دیدگاه که “درسته که ما الان مهمون داریم اما قرار نیست که بخاطر مهمونامون استقلالمون رو از دست بدیم پس وقتی که هم امکانات وهم علاقش رو داریم میریم و این چند روزرو توی مکانی میمونیم که هم ما از تنهایی و استقلالمون لذت ببریم و هم برای مهمونامون احساس راحتی بیشتری ایجاد کنیم ” خیلی به لذت بردن کمک میکنه
میدونی فرق تفکر امریکایی ها با ایرانی ها چیه؟ اینکه که شما با این کارتون احساس راحتی و نزدیکی بیشتری به مهموناتون تقدیم کردید و خانواده ی رایان تفکرشون اینه که امکانات بیشتری"راحتی و تنهایی"رو در اختیارشون گذاشتید و بهشون این امکان رو دادید که مثل خونه ی خودشون اونجا زندگی کنن و لذت ببرن
اما اگه اینجا صاحب خونه مهمون رو توی خونه تنها میزاشت و میرفت توی ار وی میخوابید مهمون دیگه این حس رو نداشت که صاحب خونه داره براش امکانات بیشتری فراهم میکنه بلکه نظرش این بود که "ببین دو روز نتونست مارو تحمل کنه ببین چقدر بهمون کم محلی کرد چرا نموند ازمون پذیرایی کنه؟ ببین با این کارش میگه ازتون خسته شدم برید"و با این نوع تفکر ها اجازه ی لذت بردن از شرایط رو به خودشون نمیدادن
ارامش خانواده ی رایان درباره ی تصمیم شما بخاطر اصلی است به اسم "توقع نداشتن از کسی"
خانواده ی رایان از شما توقع ندارند که همیشه کنارشون بمونید و ازشون پذیرایی کنید بلکه اونا میدونن که هیچ کس وظیفه نداره بخاطر شخص دیگه ای از خواسته ها ش بگذره
هیچ کس وظیفه ای نداره بخاطر لذت بردن مهمان از فضای ملکش تمام ازادیش رو از دست بده و بخاطر همینه که اروم هستن بخاطر همینه که شکر گزار امکاناتی که در اختیارشون گذاشتید هستند؛ بدون بهانه بدون قیدو شرط و بدون هیچ ناله ای از کم و کسری های احتمالی.
و البته که این سبک مهمان داری هم برای مهمان و هم میزبان خیلی اسان و لذت بخشه
اما از طرف دیگه مهمان های ایرانی با توقع داشتن از میزبان ارامش رو هم از خودشون و هم از میزبان میگیرن و به همین علت توی مهمانی ها تمام بارِ مهمانی بر دوش میزبان است و به جای اینکه از بودن مهمان ها لذت ببره بدتر خسته و درمانده میشه و همینه که مهمان هم احساس معذب بودن میکنه
"که البته هم در امریکا و هم در ایران افرادی با عقاید مخالف زادگاهشون هم وجود دارند "
🔍وای دارکووب😍
دوست دارم یه دارکوب از نزدیک ببینم و صدای نک زدنش روی چوب رو با گوش هام از نزدیک حس کنم وای که چقدددر این پرنده زیبا و تواناست !انقدر نکش محکمه که میتونه هرجارو که اراده کنه با نک های قوی و خوشگلش سوراخ کنه و بره اونجا زندگی کنه خدای من اخه چی افریدی تو؟!😄
واقعا تو بهشت به این زیبایی معلومه دارکوب هاهم علاقه دارن لونه کنن
اینجا دیگه فقط آهوش کمه تا تکمیل بشه و بشه یه بهشت واقعی !
🔍خدای مننننن ! اون گوشه جزف و میبینید؟ اول صبح پا شده اومده ماهیگیری به شوق برنده شدن چقدر این برادرا اراده دارن اخه ! اون از جیکاپ که عزمش رو جزم کرده که حتما روزی یک ویدیو آپلود کنه و اینم از جزف که مصمم شده باید برنده ی این مسابقه باشه و برای برنده شدن اول صبح اومده تلاش کنه
درواقع اونا برای خواستشون تلاشو حرکت میکنن
تلاش میکنن که خودشون رو به"خودشون"ثابت کنن
تلاش میکنن که اون چیزی که از درون بهش علاقه دارن رو به بهترین شکل انجام بدن حالا یکیشون مثل جیکاپ علاقش فیس بوکه و یکی دیگشون مثل جزف علاقش ورزشه و میبینیم که هرکدوم فقط توی زمینه ی مورد علاقه خودشون برای پیشرفت تلاش میکنن و نمیخوان توی همه ی زمینه ها عالی باشن .
مثلا اصلا دیدین جزف بره ویدیو بگیره؟
خدایی هممون دیدیم که بچه هایی که با باور های محدود کننده ی خانواده های نااگاه بزرگ میشن دوست دارن تو همه چیز اول باشن مثلا مثلا خودش تو ورزش خوبه اما وقتی میشنوه داداشش تو کامپیوتر خوبه میره سریع پشت کامپیوتر تا به همه ثابت کنه که من از داداشم بهترم.
اما واقعا همچین چیزی رو تو این بچها دیدیم؟
تاحالا دیدیم جزف بره فیلم بگیره یا مثلا جیکاپ خیلییی زیاد سعی کنه تو ورزش خوب باشه؟
درسته که گاهی میره ماهی گیری میکنه یا با بقیه ورزش میکنه اما ایا به اندازه ی جزف پیگیر هست؟
اونقدر که جزف تو پینگ پنگ خوبه لوک و جیکاپ و لیوای خوب هستن؟
اونقدری که جیکاپ تو فیس بوک خوبه بقیه هستن ؟
اونقدر که لیوای تو بازی های کامپیوتری خوبه بقیه هم خوبن؟
یا اونقدر که لوک تو درس هاش خوبه(طبق گفته ی خانوم هوپ)بقیه هم خوبن؟
دقیقا دلیل ارامش این بچه ها همینه دلیل اینکه با خودشون و دیگران در صلح هستند همینه چون خودشون رو "همون طوری که هستن"پذیرفتن ؛اصلا نمیخوان تو همه چی خوب باشن نمیخوان خودشون رو به بقیه ثابت کنن اونا بهترینِ خودشون هستن
میبینیم که جزف به جای اینکه بعد از هر باخت ناامید بشه دوباره تلاش میکنه تا ایندفعه موفق بشه
تازه اون رقابت صلح امیز داره نه اینکه بخواد توانایی های شخص مقابل رو انکار کنه و خودش رو برتر جلوه بده بلکه با ارامش و دوستانه در کنار مادرش ماهی میگیره
چقدر دوست دارم دیدگاه هوپ رو که واقعا داره با جزف مسابقه میده و اونو دست کم نمیگیره
و همچنین جزف برای پیشرفتش از قانون درخواست هم استفاده میکرد و از بقیه میخواست باهاش پینگ پنگ بازی کنن تا بتونه بازیش قوی شه
🔍خانوم شایسته من چقدر لذت میبرم از اینکه هیچ چیز رو سخت نمیگیرید چقدر ارامش دارید وقتی دارید میزبانی میکنید میدونید این خیلی برام تعجب اور و قابل تحسینه چون مادر من وقتی یه مهمون میاد به شدددت هول میکنه و حتی وقتیم که مهمون نیست باز همیشه انگار کلی کار داره و هوله اما وقتی شمارو میبینم که با ۶ نفر مهمون اینهمههه ارامش دارید واقعا لذت میبرم و ارزو میکنم مادر من هم به ارامش شما برسه😇
چقدر دوست دارم که با مهمون انقدر راحتید فکر شو کنید ایران اگه مهمون خودش برای خودش غذا درست کنه دیگهه هیچی صاحب خونه خودشو میکشه که "الان ناراحت میشن الان درباره ی ما چی فکر میکنن الان میرن به همه میگن و …"اما اینجا چقدررر راحت خودشون هرچی میخوان
درست میکنن و میخورن و واقعا چقدر امکان داره همه چیز اسان و راحت باشه
🔍چقدر خوبه که واقعا فارق از دیدگاه دیگران حرف زد عمل کرد ، لباس پوشید،رفتار کرد چقدر به ادم ارامش میبخشه
چقدر خوبه که تو مهمونی به جای اینکه به فکر ارزونتر بودن مبلمون از مبل مهمونمون باشیم رو همون مبل با مهمون بنشینیم و لذت یه هم صحبتی رو به خودمون هدیه بدیم
البته چه صحبت هایی؟ اینو شما انتخاب میکنی صحبت هایی که بالی برای پروازمون میشه یا ترمزی برای حرکتمون
به جای اینکه با هزار تا ناخن مصنوعی و مژه و مدل مو و ارایش و … خودمون رو ازار بدیم و بزاریم تو جعبه ؛فقط با یه لباس شیک و ظاهری اراسته به خودمون لذت چابکی و راحتی رو هدیه بدیم
البته شیک برای کی؟برای خودت نه برای تایید دیگران
🔍راستی چقدر لذت بردم از اینکه هرکس به دیدگاه و سلیقه ی دیگری احترام میزاره و هیچ کس نمیخواد که به دیگری ثابت کنه داری اشتباه کنی باید اینطور بگردی اون کارو کنی اونو بخوری و …
و هرکس هرچی دوست داره میپزه و نوش جان میکنه
تو زمانی که اکثر زن و شوهر ها سر تفاوت عقیده هاشون از هم جدا میشن و به مشکل بر میخورن چقدررر زیبا استاد و خانوم شایسته حتی نوع سلیقه ی غذاییشون هم متفاوته و با عشق اونو پذیرفتن
وما چقدررمیتونیم از این خانواده درس بگیرم اخه !
چقدر خوشم اومد که اقای رایان صبحانه درست کردند و اشپز خونه رو هم تمیز کردند
یعنی این دیدگاهی که آشپزی و تمیز کاری فقط برای زنان نیست و من هم میتونم آشپزی کنم خیلییی تو روابط کمک میکنه و حتی بالعکس
اینکه از همسرت توقع نداشته باشی چه از شوهرت و چه از خانومت
کار کردن و خرج کردن فقط وظیفه ی مردان نیست
تمیز کاری و آشپزی فقط برای زنان نیست
بچه داری فقط برای زنان نیست
انجام کار های سنگین فقط برای مردان نیس
این ویژگی هارو به وضوح میشه تو روابط استاد و خانوم شایسته مشاهده کرد
وقتای شده که به جای خانوم شایسته استاد عباس منش آشپزی کردند و غذای ساده اما با کیفیت برامون درست کردن 😄
وقت های هم شده که خانوم شایسته پا به پای استاد بهشت رو زیباتر کردند
و اینه اون اصلی که باعث ارامش در روابط باشه"توقع نداشتن"
اگه استاد یه لباس زیبا برای خانوم شایسته میخره خانوم شایسته میدونه که داره بهش عشق میورزه نه اینکه وظیفه داشته باشه
اگه خانوم شایسته حتی زیر سینگ رو تمیز میکنه و غذا های رنگو رنگ میزاره استاد درک میکنه که خانوم شایسته عشق رو از طریق تک تک مواد غذایی که اون غذا رو تشکیل دادند داره به استاد هدیه میکنه و وظیفه ای نداره
اگه همین الان به روابط زندگیمون نگاه کنیم متوجه میشیم که بیشتر درگیری ها و ناآرومی های روابط هامون بخاطر توقع داشتن از همه حتی خودم هم که دارم این متن رو مینویسم الان با توقع داشتن از مادرم روابطمون رو تیره کردم (بخدا از دیروز که توقع از مادرم رو از درون خودم کم کردم انقدررر باهام خوب شده اصلااا عجیییب من هیچ کاری نکردما فقط از درون توقعم روکم کردم)
🔍و باز هم جیکاپ …
پسر بچه ی کوچولویی که بهم چندین بار یاد اوری کرد که چطور باید مصمم شم و به مسیرم با ایمان ادامه بدم
این پسر تو این یکی دو هفته رفته سراغ زبان فارسی و هرروز با جمله های جدیدش مارو سوپرایز میکنه
با اون لحجه ی زیبا تو جمله هاش
اون حس اعتماد به نفسش وقتی داشت به جزف یاد میداد
چقدررر انگیزه ی جیکاپ برای فرهنگ ایران رو دوست دارم
و چقدر این مصمم بودن رو باید ازش یاد بگیرم
سالهاست میخوام زبان انگلیسی رو یاد بگیرم اما کو عمل؟از یادگرفتنش فقط خواستنشو دارم ولی الان دارم با چشم میبینم تفاوت این پسررو و دوست دارم واقققعا ازش الگو بگیرم
🔍چقدر دوست داشتم اتحاد این خانواده رو اینکه برای پیدا کردن لیوان گنشده ی یکی از اعضا همه ی اعضا بسیج شدن و همراه مادر دنبال لیوان گشتن
بدون اینکه بگن به من چه؟مگه من گم کردم ؟و هزار جور بهانه
چقدر دوست دارم این ویژگی این خانواده رو 👪
حتی تو قسمت های قبل هم نمونه هایی از این اتحاد رو دیده بودیم و نمونه اش همراهی تمام اعضا برای خالی کردم وسایلاشون از ون بودن
🔍دیدگاه ثروتمند این خانواده خیلی به دلم نشست
خیلی از ادما با اینکه خیییلیم خوب پول میسازن اما از اون پول به جز انباشته کردنش توی بانک استفاده ی دیگه ای نمیکنن ،نمیزارن که خودشون از اون نتیجشون لذت ببرن ؛نمیزارن که با خرید وسایل دلخواهشون به خودشون هدیه بدن؛نمیخوان که از اون پول هیچ استفاده ای بکنن
و اگه یکی از اعضای اون خانواده ها به جای هوپ لیوانش رو گم کرده بود حالا از غم اینکه باید پول یه لیوان جدید بده ساعت ها غصه میخورد
در واقع این ویژگیشون باعث میشه اون پول هاشون هیچ وقت زیاد تر نشه چون این محدودیت "کم بود ثروت "در ذهنشون وجود داره
ولی الان میبینیم که خانوم هوپ اصلا غصه نخورد اول تمام تلاشش رو کرد ولی دیگه زیاد سخت نگرفت و با این باور که"بینهایت ثروت وجود داره"خیلی راحت رفت و یکی دیگه خرید و هم خودش لذت برد و هم اجازه ی ورود ثروت بیشتر رو به زندگیش داد
🔍 من از مصاحبه ی خانم شایسته با خانم هوپ متوجه شدم که دلیل اینکه انقدر هرکدوم از بچها سر جای خودشون هستند و به توانایی های خودشون باور دارند و نمیخوان تو همه چی عالی باشن اینه که خانم هوپ و البته پدر خانواده انارو همینجور که هستند دوست دارند و قبول کردند
اینکه نمیخوان بچشون تو همه چیز خوب باشه
من بعضی وقت ها به مادرم میگم "مامان چرا میخوای من همه چیز رو بلد باشم من تو چیزایی خوبم که بقیه توش خوب نیستن"و جواب مادرم اینه که میخواد من کامل و بدون نقص باشم من درکش میکنم اون یک مادره و با باور های محدود کننده ی ایران بزرگ شده و اون فکر میکنه که داره بهم لطف میکنه و این برام خوبه
اما میخوام نتایج رو با دیدگاه خانم هوپ مقایسه کنم
در واقع خانم هوپ با این نوع دیدگاه که هر کدوم از بچهام توی یه کار خوبه و اصلا لازم نیست که کامل و بدون نقص باشن بچهارو بزرگ کرده و به توانایی هاشون احترام میزاره
یکی از نکاتی که تعجب منو به شدت بر انگیخت اینه که اونا با این موضوع که لیوای همش داره بازی کامپیوتری میکنه مشکلی ندارند
نمیرن گوشی رو از دستش بکشن بگن به جای این کارا درستو بخون یه کاره ای شی بلکه تشویقش میکنن و میدونن که با بازی کامپیوتری هم میشه موفق شد
اونو برای توانایی هاش تشویق میکنن و حتی میشینن و بازیش رو نگاه میکنن که یوقت فکر نکنه تو این راه تنهاست و چقدررررر خوبه واقعا
جیکاپ تو فیس بوک خوبه و خودمون دیدیم که چطور پدرش همراه استاد اونو تشویق کرد که بره جلو و حرکت کنه بهش نگفت فیس بوک چیه و فلان بلکه بهش انگیزه داد که از همون چیزی که توش خوبه و علاقه ام بهش داره پیشرفت کنه جیکاپ تو درس هاش خوب نیس اما از نظر خانوم هوپ این اصلا اشکال نداره چون قرار نیست تو همه چیز خوب باشه
جزف توی ورزش خوبه اون توی پینگ پنگ همه ی اعضارو به جز پدرش برد و این نشون دهنده ی توانایی هاشه
طبق گفته ی خانوم هوپ پدرش با جزف ورزش میکنه و براش وقت میزاره
و لوک که خانوم هوپ اشاره کردند که تو مدرسه خیلی موفقه
ببینید الان ما چهار فرد متفاوت با علایق و استعداد های کاملا متفاوت رو داریم که با هم برادرند و تو یه خونه زندگی میکنن
اما خانوم هوپ اونارو همینجور که هستند پذیرفته
اون هم عاشقشونه هم دوستشون داره این دوتا متفاوتن از هم
خب همه ی پدرو مادرا عاشق فرزندشون هستند اما بیشترشون فرزنداشون رو دوست ندارند!
یعنی اون رفتار و ویژگی های فرزندشون رو قبول ندارند و میخوان اونارو طوری که دوست دارند تغییرشون بدن و این باعث میشه به اختلاف بر بخورن مثل منو مادرم
که البته چند روزه که واقعا داره به استعدادم (بازیگری)احترام میزاره و این بخاطر فرکانس های خودمه
سعی کنید هم عاشق فرزندتون باشید و هم اونارو دوست داشته باشید☺
🔍شاد بودن
خانوم هوپ به عنوان یه مادر واقعا شاده ایشون طبق گفته های خودشون سعی میکنه حتی در زمانی که دارن به ظاهر کار سختی هم انجام میدند کاری میکنن که اون کار لذت بخش باشه براشون و میبینیم که این ویژگی به بچها هم انتقال پیدا کرده
اون همش دنبال بچها نیست و برای خودش هم وقت میزاره اما در زمان مناسب با بچهاهم بازی میکنه نه فقط بخاطر بچها بلکه خودش هم لذت میبره
🔍چقدر این بچها مسئولیت پذیر بزرگ شدن که یه بچه کوچولو داره به مامانش تو اشپزی کمک میکنه بدون ناله و خستگی
🌸برای همتون عشق و ثروت روز افزون از خدا میخوام
به خدا میسپارمتون
سلام ملیکای عزیز
خیلی دیدگاه شما به من انرژی داد از اینکه ی دختر خانم ۱۶ ساله انقدر ریزبینانه ب نکات و زیباییهای این قسمت و این جهان اشاره کردی لذت برم و تحسینتون میکنم بابت نگاه زیباتون امیدوارم منم هر لحظه انقدر زیبا و ریز بینانه ب نکات توجه و دقت کنم و زندگی رو ب زیبای ک هست ببینم .
بهترینهارو برای خودم و تو دوست عزیزم و همه ی هم فرکانسیهایم آروز میکنم🌹🌹🌹♥️♥️♥️
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم
و همه ی دوستای بهشتیم
خدایا شکرت بی نهایت شکر برای
این رزق پراز برکت و آگاهی و زیبایی
خداروشکر برای نعمت ثروت و فراوانی
اینکه مهمون های شما تو خونه هستن
وشما در اتوبوس RV (خونه ی سیار قشنگ تون)
و هردو خانواده حالشون خوبه و
میتونن به کارهای شخصی شون برسن
و غذاهای دلخواه خودشون رو درست کنند وبخورن …
این میزان از پذیرش آدمها
این میزان از احترام و مهربونی تون
واقعا ستودنیه و بی نظیرین
چقدر جا داره که از سبک زندگی و
فرهنگ درست در هرجایی یادبگیرم و عملی کنم
خدای من شکررررت
چه دارکوب خوشگلی
این دارکوب سرسرخی فکر کنم باشه
ای جاااانم به صدای قشنگش
لونه شو بببببیییین…
آقای راین صبحونه درست کرده
آشپزخونه رو تمیز ومرتب کرده
و خانواده ی دوست داشتنی نشستن دورهم ودارن بازی میکنن…
وقتی از اساس مهمونی داشتین میگفتین
دونه به دونه ش نوشتم تو دفترم …
کم کم باید عملی کنم
نیاز دارم که با نوشتن برنامه بریزم
که برم تو دل انجام دادن
چرا که زمانی وقتی آدم خودش باشه
و با درونش در صلح باشه
میشه بیشترین لذت رو
از دورهمی ومهمونی ببره…
چرا که زمان وانرژی مهمترین نعمته
و بهتره زمان وانرژی مون در راستای
لذت بردن از تجربیات و ویژگیهای
مثبت شخصیتی آدمها وتحسین کردن شون وتمرکزبه زیبایی ها بذاریم ..
ومیرسیم به جوزف رقابت طلب
که همین ویژگی باعث شده همیشه انگیزه داشته باشه برای ادامه دادن و متوقف نشه
چقدر قشنگ گفتین که باید ویژگیهامون رو
درست هدایت کنیم تا انگیزه مون حفظ کنیم
وااااااییی خدای من
چقدر لذت بردم من از هماهنگی این خونواده برای گشتن لیوان مادرشون
عالی بود عااااالی …
از اون قشنگتر خلق ثروت بود
اینکه بجای کوچیک کردن خواسته هامون
باورهای ثروت ساز مون بزرگتر کنیم…
چقدر اینجاها من نیاز به تکرار وتمرین باور فراوانی دارم …
اینکه هوپ عزیز
به راحتی رفتن و یه ماگ دیگه خریدن
چه ذوقی هم داشتن از خریدشون
چه رنگ قشنگی هم خریده
من که محو تماشای گوشواره خوشگل
هوپ عزیز وخنده های دلبرش شدم …
و نوبت رسید به مصاحبه کردن باهوپ عزیز
که الگوی بی نظیری هست به عنوان یه مادر موفق
چقدر دوست داشتم که این گفتگو انجام بشه و حرفهاشو بشنوم …
بی نهایت سپاسگزارم از حمید عزیزم
که این گفتگو رو ترجمه کردم وکامنت کردن
به صورت کامل تو دفترم نوشتم
باید با دقت وتمرکز بیشتری بهشون عمل کنم…
و مادر شاد خوشحالی باشم که همه چیزه ..
بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم
و استاد شایسته مهربونم بابت این
فایل بهشتی پراز برکت و آگاهی و زیبایی
خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم
خدا حفظ تون کنه
استاد جونم
استاد جونم
سلاااااااااااااااااام
خانم شایسته ی گلم
عزیز دلم
سلااااااااااام
رفقا سلام
خیلی ممنونممممممممممممممممم
من مجردم اما دوست دارم 4تا بچه داشته باشم. دوتا پسر و دوتا دختر که بچه هام هم خواهر هم برادر داشته باشن و کلی با هم حال کنن و منم از دیدن 4تا شخصیت متفاوت توی زندگیم کل ی لذت ببرم. این همیشه توی تصوراتم بوده و هست.
از وقتی هم که با خانواده راسل آشنا شدم کلی تحسینشون میکنم که چه زندگی شاد و موفق و خوشحالی دارن کنار هم.
خودمم توی خانواده پرجمعیت بزرگ شدم و دوست دارم این جَو رو.
وقتی هم که چند فایل قبل استاد گفتن این خانواده خود شون کلی مرفه و ثروتمند هستند و مادر خانواده هم توی حوزه املاک کار میکنه کلی تحسینشون کردم و خوشحال شدم که دارم یه الگو میبینم که انقدر خوبن
مادر موفق و شاغل
پدر مهربان و همراه
بچه ها انقدر عالی
خلاصه که کلیییییییییییی به ذهنم حال دادم و واقعا از اون قسمت هایی که این خانواده مهمونتون شدن لذت فراوونی بردم.
جالبتر اینکه توی قسمت قبل گفتم ینی غذاها و … رو چیکار میکنن؟ هربار خانم شایسته میپزه؟ و اینکه خیلییییییی دلم میخواست در مورد اینکه چطور همچین بچه هایی ترتبیت کردن ازشون بدونم
انقدررررررر خوشحال شدم دیدم فایل امروزو
پر از باورهای عالی بود برای من
چون واقعا دوست دارم هم خودم توی کارم موفق باشم هم یک خانواده 6 نفره با 4 تا بچه فوق العاده با یه پدر باحال و همراه ، خلق کنم
خدایا شکرت
دمتون گرم خانم شایسته که با این فایل دقیقا زدین تو هدف :)
من انتخاب میکنم که دختر شادی باشم.
سلام خانم سلیمانی 🌹
از این که اینقدر با عشق این خواسته را دارید ،حتما در پناه الله به این زندگی هدایت میشید
برایتان بهترین ها را آرزومندم 🙏🌹
سلام اقای مهرجوی
خیلی ممنون از شما
مرسییییی
انشالا 😊😊
برای شما هم ارزوی خوشبختی و حال خوب دارم
🍀🌷
به نام رب تنها خالق و مالک و فرمانروای دنیااا
سلام بر نگاار عزیزززمم
منم مجردددم و دوست دارممم سه تا بچه داشته باشممم،با خودم میگفتممم دو تا دختر و یه پسررر..
ولی ارههه خوبه که پسرمم برادر داشتهه باشههه
منمممم میخووووام خلق کنممم یه پدر فوق العاده براشووون،که پایه و همراه و یار توحیدی مادرشوون باشههه:)
من همیشههه که میخوام تجسم کنم خصوصیات همسر ایده الم رووو،خیلی به اینکه پدر خووبی برای بچه هامون باشههه توجه میکنمممم
واقعععااا مهمه ایننن ویژگیی..
خیلیااا هستن که همسر خوبی میشن ولی نمیتوننن پدر خوبی هم باشنن،و مننن اینننو با توجه به اطرافیانم فهمیدم و به خاطر اینه یکی از ویژگی های همسر آینده رو نوشتمم که پدر فوق العاده ای برای بچه هامون باشننن
در ضمممن به قول شما عزیز دللل،بچه های خوبم باید خلق کنمممم
امیدوارم که به زودی دونه دونه خواسته هامون به واقعیت بپیوندههههه
دوست دارممم نگار قدرتمندددممم
در پناه خدا هر روزت عالی تر وبهتر از دیروزت باشه گلممم
سلام عزیز جانم
بهافرین جانم
البته مطمین نیستم اسمتو درست نوشته باشم :)
حق با توئه
خیلی مهمه که همسر ادم، پایه همه چیزش باشه و یه پدر عالی برا بچهها و با هم یه خانواده باحال بشن
منم توی دفترم نوشتم که حواسش به تربیت درست بچهها هست و اهمیت میده به این موضوع، خودمم کلی تحسین میکنم مردایی که رابطه خوبی با بچهشون دارن و خانمشونو همراهی میکنن.
انشالا خلقش میکنیم و محقق میشه به زودی :)
دوست قدرتمند و خوبم موفق باشی😚😚
به نام خدای بخشنده
سلام به همه دوستان عزیزم
ترجمه مکالمه مریم جان و مادر خانواده رو براتون میزارم امیدوارم که براتون مفید باشه :)
Maryam: you raised such a good and thoughtful boys in my opinion , i have been seeing this during these days .what’s your most helpful tool that you use in order to get this result?
مریم: از نظر من شما پسران بسیار خوب و با ملاحظه ای تربیت کردین و من در طول این چند روز شاهد این واقعیت بودم .. کارامد ترین راهکاری که استفاده کردین تا به این نتیجه عالی برسین چی هست ؟
Hope : well first of all , thank you for your opinion that i have good boys and i agree. i think i do have very very god boys , but to be quit candid i feel like it’s not all just me , i have a wonderful husband that is supportive and i do feel that God has given me wisdom . from my perspective, it’s not all me it’s a combination of a lot of things . but we are going to talk about real life advice.
i think probably the thing that i always try to do is that i love them no matter what and i know that sounds it’s common but i truly love them and accept them in who they are and encourage them in who they are as well, and i think too a lot of parents want their children to be perfect but i think what’s really important is that you just encourage them to be who they are, not to be perfect ., like my second boy Jacob , he dose not lie school , so i don’t have the same expectation for
him that i have my oldest son who does well at school, so i think too like reaching each trial at their different levels and accepting them and loving them and encouraging them and not having expectations you need to be perfect , and also we always allow them to be heard i think sometimes a lot of adults just want talk and they don’t really listen and be with their children like my boys are some of my favorite people in whole world and i think that’s true too like i don’t really love them i really like them . and i think they sense that .
هوپ ( امید ) : اول از همه مرسی از نظرت که پسرای خوبی دارم . و من موافقم باهات واقعا پسرای خیلی خوبی دارم ولی اگه بخوام صادقانه بگم فقط من نیستم که باعث این شدم ، من همسر فوق العاده ای دارم که حمایتگره و من حس میکنم که خدا بهم خرد و معرفت داده و به نظرم ترکیب عوامل محتلف باعث این نتیجه شده ….
کاری که من همیشه سعی میکنم انجام بدم اینکه من بدون هیچ قید و شرطی بهشون عشق می ورزم و اونهارو او نجوری که هستن قبول دارم و همینطور تشویقشون میکنم که اون کسی که هستن باشن .. فکر میکنم خیلی از والدین میخوان بچه هاشون عالی و بی نقص باشن ولی چیزی که مهمه این هست که تشویقشون کنیم اون کسی که هستن باشن . مثلا پسر دوم من جیکوب مدرسه رو دوست نداره ، بنابراین من اون انتظاری که از پسر اولم دارم ( که درسش خوبه ) ، از اون ندارم .
پذیرفتن بچه ها برای کسی که هستن ، تشویق کردنشون و ازشون انتظار اینکه بی نقص و عالی باشن نداشته باشیم ، راهکار های ما بوده . و ما همیشه بهشون اجازه میدیم که شنیده بشن . خیلی از موقع ها پدر و مادر ها فقط میخوان خودشون حرف بزنن و واقعا به حرف بچه هاشون گوش نمیدن . پسرای من چنتا از دوست داشتنی ترین آدم های روی کره زمین برای من هستن و من عاشقشون نیستم بلکه واقعا دوسشون دارم و اونا اینو حس میکنن.
Maryam : in your opinion how can other mothers help their children to have a good participation and help each other not as an obligation but as some interesting and lovely thing like your boys do?
مریم : به نظر شما چه جوری بقیه مادر ها میتونن به بچه هاشون کوک کنن تا مثل پسرای شما همکاری خوبی با هم داشته باشن و به هم کمک کنن ، نه به عنوان یک اجبار بلکه به عنوان یک کار جالب و مفرح ؟
Hope : thank you , I just always try to say you know , you are part of this family and we all chip in and you should not think about what you have going on , you should look for other opportunities to help .and I think their dad is a very good example of that for them . he is always looking for opportunities to make other people happy , to be kind and not just think about me , and we just always talk to our kids , what they have to say is important so when I see them interact with adults , they have a good sense of who they are , a good sense of self confidence. And when they feel good about themselves then they can think about others.
هوپ (امید): خیلی ممنونم . من همیشه بهشون میگم که شما عضوی از این خانواده هستین و همه سهیمیم و فقط نباید به برنامه های خودتون فکر کنین و باید دنبال فرصت هایی برای کمک کردن باشین . و فکر میکنم پدرشون الگو و مثال خوبی براشون از این مورد هست .. اون همیشه دنبال فرصتهایی هست که بقیه رو خوشحال کنه و مهربون باشه وفقط به خودش فکر نمیکنه .. و همیشه به بچه هامون میگیم : “چیزی که شما میخواین به زبون بیارین مهم هست ” و وقتی با بزرگترها ارتباط دارن میدونن کی هستن و اعتماد به نفس خوبس دارن و وقتی اونا احساس خوبس درباره خودشون داشته باشن اونوقته که میتونن به دیگران فکر کنن .
Maryam : your boys take care of each other and they enjoy themselves despite the different hobbies and different characters and different skills and talents and they wonderfully respect each other and also supportive of each other and what’s the reason of this result ?
مریم : پسرای شما از هم دیگه مواظبت میکنن و از با هم بودن لذت میبرن علارغم شخصیت ها ، علائق ، مهارت ها و استعداد های متفاوتشون . و اونها به طرز فوق العاده ای به هم احترام میزارن ، دلیل ان نتیجه جی هست ؟
Hope: we have always been just supportive ,both my husband and I have taken time and energy into each child in what they enjoy doing . for example Levi loves video games , my husband isn’t as interested in video games as he is in baseball and sports and so one day I notice the imbalance in where Ryan was spending a lot of time watching the boys playing baseball and I encourage Ryan like you need to take some time to enjoy with Levi doing his video games , doesn’t have to consume your day ,spend 30 , 45 minutes once in while , whenever it works because I was seeing that he distance himself from his daddy and I didn’t want that and I wanted Levi to realize that what he loves is important .. almost every morning Levi and I are one of the first ones to wake up in a morning and that’s kind of our time and I say lets lay on the couch and watch him playing his video games , is it something that I love or enjoy the video games itself ? no I don’t but I enjoy that he enjoys it , I like to take interested in things that makes him happy , so I intentional about spending time watching him to the thing that he loves so much .
هوپ : ما همیشه حمایتگر بودیم و هم من و هم همسرم برای هر کدوم از پسرا زمان و انرژی گذاشتیم تا کاری که اونا دوست دارن انجام بدن رو ببینیم . برای مثال لیوای بازی های کامپیوتری دوست داره ولی همسرم به ورزش و بیس بال علاقه منده و یه روز اونو تشویق کردم که بازی کردن لیوای رو تماشا کنه و با هم لذت ببرن . چون داشتم میدیدم که لیوای داره از پدرش فاصله میگیره و من اینو نمیخواستم و میخواستم لیوای بفهمه مه چیزی که اون دوست داره ، مهم و با ارزشه ..
هر صبح من و لیوای اولین کسایی هستیم که از خواب بیدار میشیم و یه جواییی زمان ما دو تاست و میشینم بازی کردن اونو تماشا میکنم . بازی کامپیوتری چیزی نیست که من دوست داشته باشم ولی من وقتی خوشحالی اونو میبینم خوشحال میشم و لذت میبرم .
Maryam : you are their friend more than their mother , for example yesterday when we were waiting for Ryan to shop from wall mart in parking lot you designed a game and distract them from how long was taking …
مریم : شما بیشتر دوست اونها هستین تا مادرشون . دیروز وقتی ما منتظر رایان بودیم که از وال مارت خرید کنه ، شما یک بازی طراحی کردین و حواسشون رو از زمانی که در انتظار بودن پرت کردین .
Hope : part of that I do that for myself 😊 because I need something to pass the time and I wanna do something fun because I was bored too and it just made it fun and I really love to have fun with my children , like I do think that I have a parental rule like I have to remind them that I am the mommy you are the child , god has put me as your mommy for a reason and yeah I think we are friends and I think they are also too and they respect what I say they do it for the most part there is not a lot of arguing but and when enough is enough then we are done and the decision is made . I definitely think we are friends and that we enjoy being around each other . with kids there is not super complicated , you kind of have to make most things kind of fun . when we are about to clean home (nobody wants to clean and to help out ) but I say common we are all going to do it , put some music on and make it pleasant it doesn’t have to be miserable , they know that I don’t not only love them but I really like them
And I think being a happy mom is really important and I know that it may sound really weird in some times other people aren’t as happy but I think if you have joy in your family and in your home and positive outlook . I think a lot of moms fallen into worry and anxiety and I sometimes do but I gotta pull myself out of that and say what’s really important is having joy and happiness in our home is most important
هوپ : یه جورایی به خاطر خودم اونکار رو کردم چون من دوست دارم یه کار باحال انجام بدم تا زمان بگذره و منم حوصلم سر رفته بود و واقعا دوست دارم که با بچه هام تفریح کنم . درسته که من یک نقش مادرانه دارم و خدا به یک دلیلی من رو مادر شما قرار داده ولی ما با هم دوست هستیم . بیشتر مواقع وقتی من یک کاری بهشون میگم که انجام بدن اونها به حرفم احترام میزارن و انجام میدن .
ما واقعا با هم دوستیم و از بودن در کنار م لذت میبریم .. با بچه ها فقط باید سعی کنی کار ها رو جالب و هیجان انگیز کنی . مثلا وقتی ما میخوایم خونه رو تمیز کنیم ، من یه موزیک میزارم و همه با هم شروع میکنیم به تمیز کردن و اونکار رو خوشایند میکنم .
و فکر میکنم که یک مادر شاد بودن خیلی مهمه و بعضی از مردم اونقدر شاد نیستن و خیلی از مادر ها در ترس و اضطراب هستن .. بعضی مواقع من هم ترس و اضطراب دارم ولی باید خودم رو ازش بکشم بیرون و به خودم بگم اون چیزی مه از همه مهم تره شادی و خوشحالی توی خونمونه …
Maryam : in your opinion how can a mother be a happy one ?
مریم : از نظر شما چه جوری یه مادر میتونه یه فرد خوشحال باشه ؟
Hope : I really think that it’s a choice , I think that you have to choose … there is a song and it’s name is “choose joy” . I choosed joy and even though sometimes we don’t feel like it and we have to just self examining and think about ok why I am not happy right now , well sometimes we just choosing to be unhappy and I think we just need to choose to be joyful and be grateful about what we do have rather than thinking about things we don’t have or can’t have , it’s outlook on life a holistic outlook on choosing joy over worry or anxiety and frustration .
Choose joy
هوپ : من واقعا فکر میکنم که این یک تصمیمه و شما باید شادی رو انتخاب کنید ، یک آهنگ هست به اسم ” شادی رو انتخاب کن ”
من شادی رو انتخاب کردم و با اینحال که بعضی مواقغ ما احساس شادی نداریم باید از خودمون سوال کنیم چرا من الان خوشحال نیستم ؟ بعضی مواقع ما ناراحتی رو انتخاب میکنیم .. و فکر میکنم که ما باید انتخاب کنیم و تصمیم بگیریم که فردی خوشحال و شاد و سپاس گزارباشیم . سپاس گزار به خاطر نعمت ها و انچه که داریم به جای فکر کردن به چیز هایی که نداریم .
این یک دیدگاه کل نگرانه است که شادی رو به جای ترس و اضطراب و نا امیدی انتخاب کنیم .
تصمیم بگیر که شاد باشی
سلام عزیزدلم
واقعا ممنون از ترجمت
منو آگاه کردی که چه صحبتایی بین مریم جان و هوپ انجام شد
آیدا عزیزم سلام🌹🌹🌹
ممنونم عزیزم به خاطر زمانی که گذاشتی تا این متن ارزشمند رو ترجمه کنی.
دل مهربانت در پناه مهربانترین باشه مهربان🌻🌻🌻