سریال زندگی در بهشت | قسمت 39 - صفحه 4 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

348 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2068 روز

    بنام خدای بخشنده ی مهربانم

    سلام ب استاد و خانم شایسته و دوستان عزیزم

    و سلام ب مهمانان توحیدی شیرین پارادایس

    روز53

    سلام ب خودم زکیه ی دوسداشتنی عزیزم

    عاشقتممم دختر تو بینظیری و لایق بهترین ها

    خییلی تحسینت میکنم بخاطر اینکه هنوز داری ب مسیرت ادامه میدی

    با وجود تمام انتقادها و فشارهایی ک از طرف خانواده بهت میشه ک دست از سراین مسیر و عباسمنش بردار و ….

    دیروز, تو خونه ی ما جنگ سرد بود علیه من با اینکه اذیت شدم ولی بالاخره تونستم حالمو خوب کنم بعد بخوابم و قبلش کامنتم و بنویسم

    صبح ک از خواب بیدار شدم حس گفت تفسیر سوره حمدو گوش کن ک تونستم فایل یک و دوشو گوش بدم و ب احساس خیلی بهتر و رها تر برسم

    ک بعد از ی ساعت مادرم ک دیروز همه اش تلاش میکرد منو متوجه کنه ک مسیرم اشتباهه و بارها خواست بهم احساس گناه بده ک چراب حرفش گوش نمیدم

    چرا ناراحتش میکنم

    ولی در من اثری نداشت خداروشکر

    اومد 50تومن بهم پول داد خخخخ

    خدایا شکرت بخاطر آگاهی های ک بهم رزق میدی

    الهی شکرت بخاطر ظرف وجودم ک ذره ذره داره بزرگتر میشه

    خدایا مررسی ک امروز خودم تونستم برم سالن و کرایه داشتم ک نشونه ثروته

    الهی شکرت امروز اولین فیشیال لاین اسید تراپی رو انجام دادم

    آسیه بهم گفت میخوام برام فیشیال انجام بدی گفتم باش حتما

    و وسط کار گفت میخوام برام با اسید کار کنی جراتش و داری میتونی؟؟

    گفتمم اره امتحان میکنم

    اسیدی ک تو کارهای پوستی استفاده

    میشه از میوه ها گرفته میشه

    و ابرسان قوی هستن ،پوستو روشن میکنن، لایه بردار و قدرت لکه بری دارن و…

    گفتم خدایا خودت هدایتم کن تا از پسش بربیام اسید و باید تو ی دقیقه بزنی

    و ب مدت 10دقیقه روی پوست نگهداری ولی حواست باید باشه ک پوست نسوزه چون ما انواع پوست داریم

    پوست حساس

    پوست معمولی

    پوست چرب

    پوست دهیتراته

    و پوست خشک

    تازه باید پنکه دستی هم دست مشتری بگیری تا سوزشش و کم کنه

    خلاصه تونستم انجام بدم خداروشکر با کمک خود آسیه.

    بعد پوستش خییلی روشن تر و صاف ترشد ک خیلی راضی بود و چنبار ازم تشکر کرد

    بعد بهم گفت میخوام فیشیال اقتصادی بزنم برای مشتری ها هم ک قیمتش 300هست میخوام تو انجامش بدی

    گفتم باشه و کلی خوشحال شدم

    دیروز هم برای اولین بار ماسک پایانی و داد خودم درست کنم ک ی قلق خاصی داره

    ک خداروشکر خیلی عالی شد و تونستم برای مشتری هم بزنم با ضخامت مناسب

    کاری ک هنرجوی دیگه ک تو کامنت های قبل گفتم 13تومن پول داده ک داره آموزش همین هارو میبینه چندبار نتونست انجام بده ولی من با هدایت الله تونستم تو بار اول خوب درستش کنم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    خدایا شکرت بخاطر آگاهی های ک دریافت کردم از این قسمت

    الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر رابطه ی زیبای هوب عزیز با 4تا پسرش

    چقد مودب هستن آدم لذت میبره از رفتارهاشون و دیدگاه قشنگی ک دارن

    چقد زیباست معنی اسم مادر خانواده امید

    خییلی قشنگه و اسم های بچه ها نشان از اعتقادیه ک ب خدا و فرستاده گانش دارن

    چقد لذت بردم از اینکه تو میتونی خودت باشی حتی اگه مهمون داشته باشی

    میتونی تنهایی خودتو داشته باشی و کنار مهمان ها هم لذت ببری

    یکی از دلایلی ک تاحالا دوست نداشتم مهمان مدت زیادی خونه مون بمونه هم همینه

    ک با دیدن این قسمت متوجه شدم

    من آدم درونگرایی هستم ک تمایل دارم تایمی در روز مال خودم باشه

    و دور و برم خلوت باشه

    برای همین وقتی مهمان میومد خونه مون اذیت میشدم و بخاطر این باور غلط ک تو مسئول سرویس دهی ب تمام مهمان ها هستی

    و باید تمام تلاشت و بکنی ک اونا راحت باشن و بهشون خوش بگذره

    و بیشتر تایمم همه ش تو آشپزخونه باید باشی و نظافت کنی ظرف بشوری

    و غیره

    چقد لذت بردم وقتی دیدم استاد و مریم جان شبو تو آر وی

    خوابیدن و ازتنهایی خودشون و داشتن

    کارهای خودشون ک اولویت داره رو انجام دادن

    و بدون هیچ استرسی هرموقع دوسداشتن بیدار شدن

    و چقد لذت بردم وقتی دیدم آقای رایان علاوه بر درست کردن صبحانه برای همه آشپز خونه رو هم مرتب کرده بود

    این نشون میده ک ایشون چقددد برای خانواده اش احترام قائله و بهشون عشق میده و با این کارش داره میگه ک چقددد برای من ارزشمندن بدون هیچ چشم داشتی

    و چقددد خوشم اومد همه ی اعضای خانواده دور میز کنار هم نشسته بودن و باهم بازی میکردن

    واقعا چقد زیباست زندگی ب سبک این خانواده

    و چیزی ک خییلی حس خوبی بهم داد این بود ک تو فقط مسئول لذت بردن خودت هستی درهر شرایطی

    و چقد احساس ارزشمندی زندگی و قشنگ تر میکنه

    دقیقا کاری ک ما همیشه عکسش و انجام میدیم

    وقتی ک مهمون داریم صبح خیلی زود باید پاشیم صبحانه آماده کنیم برای تک تک شون

    یادمه عید امسال من ساعت 7شایدم زودتر بیدار شدم و شروع کردم ب آماده کردن صبحانه ک وقتی همه خوردن تازه وقت کردم خودم بخورم ک ساعت 9شده بود

    و این نشون میده اصلا برای خودم ارزش قائل نبودم

    چقد لذت بردم از شخصیت زیبای خانم امید مادر خانواده

    تمام نقش هاشو زیبا انجام میده

    نقش همسر اونجا ک ترک شوهرش نشست رو موتور و بهش قوت قلب داد ک ادامه بده و یاد بگیره

    نقش دوست برای بچه ها تو مسابقه ماهیگیری با یوسف

    نقش مادر طراحی بازی و سرگرم کردن بچه هاش

    موفق بودن در کار خودش

    ارزش قائل بودن برای خودش ،اونجا ک از بچه هاش درخواست کرد ک کمکش بدن برای پیدا کردن لیوانش

    و وقتی پیدا نشد رفت ی دونه جدید گرفت ک این نشانه ش باور قدرتمند کننده اس ک من میتونم هرچیزی ک دوسدارم بخرم

    و ب راحتی هم پول میسازم

    و پول برای راحتی و آسایش و لذت بردن منه

    و تیپ زیبای خانم هوپ گوشواره های خوشگلش

    موهای قشنگش ک گوجه ای میبنده

    و لبخند زیباش الهی صدهزار مرتبه شکرت

    بخاطر این بهشت زیبا چقد رنگ سبز درختا زیباست

    چقد آسمان زیباست

    چقد این دریاچه رویاییه

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    بخاطر این آگاهی های ارزشمند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      مهدی گفته:
      مدت عضویت: 1497 روز

      سلام به بانوی هنرمند

      شما در مسیر موفقیت هستین و این مسیر شما رو به بهترین شرایط زندگی و کاری میرسونه

      واینکه خانواده دارن سنگ اندازی میکنن یه اتفاق طبیعی است چون اونا در این مسیر نیستن

      وشما تا امکانش هست با هدفون گوش کن ، یا برو جای که کسی نباشه نگاه کن وفایل گوش بده

      من خودم این تجربه رو داشتم

      و الان خیلی وقته نه با کسی در مورد سایت حرف میزنم و نه کسی میفهمه که دارم چی گوش میدم

      بهترین راه همینه

      چون کسی‌که تو مسیر نباشه رو نمیشه قانع کرد

      موفق و پیروز و سربلند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        زکیه لرستانی گفته:
        مدت عضویت: 2068 روز

        بنام خدای رحمان و رحیم ک صاحب فضل عظیم است

        سلام ب شما دوست عزیزم آقا مهدی

        سپاسگزارم بخاطر دلگرمی ک بهم دادین و بهم نوید پاداشی و دادین ک خداوند برام در نظر گرفته

        نمیدونید ک چقدددد انرژی گرفتم از این حرفی ک خداوند از طریق شما بهم گفت:

        شما در مسیر موفقیت هستین و این مسیر شما رو به بهترین شرایط زندگی و کاری میرسونه

        بهم گفت زکیه بنده ی عزیزم من حواسم بهت هست مسیرت درسته فقط ادامه بده، من دارم هدایتت میکنم قدم ب قدم

        من هرگز تو رو رها نکردم و فراموشت نکردم

        الهی صدهزار مرتبه شکرت سرشب ک اومدم خونه ذهنم داشت هی نجوا میکرد

        منم نمیدونستم چم شده

        نجوا میگفت زکیه داداشت راست میگه دست از سر این استاد بردار خسته نشدی ول کن دیگه

        قشنگ منو منحرف کرد از مسیر و بهم گفت نمیخواد بری سایت دیگه

        اومدم گوشیمو زدم ب شارژ و طبق عادتم اومدم تو سایت دیدم ی نقطه ی آبی دارم خدایااا من عاشقتمممم بخداا

        هربار ک میخوام بزنم جاده خاکی منو سریع برمیگردونی ب مسیر واین

        نوید شیرین و بهم داد

        ک

        شما در مسیر موفقیت هستین و این مسیر شما رو به بهترین شرایط زندگی و کاری میرسونه

        کلی انرژی گرفتم ک بلافاصله بعد شام رفتم سراغ کاریه ک چن روزه میخوام انجام بدم

        مکتوب کردن جلسه 16احساس لیاقت بدون ذره ای خستگی رفتم شروع کردم ب نوشتن و 8دقیقه اول و نوشتم

        ک استاد ی سوال مطرح کردن ک:

        احساس ارزشمندی شما ب چ چیزی وابسته اس؟

        ب وضعیت مالی

        ب ظاهر

        ب چهره

        ب اندام

        ب فرم بینی

        و…

        الان فک میکنم ک ب ظاهرم و وضعیت مالی

        ولی بیشتر باید فک کنم

        ما موجودات منحصر ب فرد و یکتایی هستیم با علایق یکتا

        توانمندی یکتا

        و..

        الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر هدایتم ب این مسیر زیبا

        واینکه قدرت خلق زندگیم و بهم دادی

        خدایا شکرت امروز روابط بهتری داشتم

        و با ماشین خوشگل تر و مدل بالاتری همدار شدم برای رفتن سرکار

        سپاسگزارم دوست خوبم

        شاد و موفق باشید

        63روز

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
        • -
          مهدی گفته:
          مدت عضویت: 1497 روز

          خدا رو هزاران بار شکر

          که توانستم امید بخش شما در این مسیر بسیار زیبا و پر از اتفاقات خوب باشم

          موفقیت های بی شمار را برایتان آرزومندم

          از لحظه به لحظه زندگی باید لذت برد ،

          مسیر یک مسیر آسفالت و سرسبز و سرازیری است

          خدایا سپاسگزارم ازت برای این همه نعمت و فراوانی

          پیروز و سربلند باشید

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    محمدعلی ناظم گفته:
    مدت عضویت: 2293 روز

    سلام بر شما عزیزان هر چقدر از لذت بردنم و بالا رفتن انگیزم بگم کم گفتم

    از این همه سادگی و بی آلایش بودن شما و از این زندگی رویایی که به من ارژی میده تا در مسیری که خداوند به من آموزش داده و استاد و سر راه من قرار داده لذت ببرم و افتخار کنم به شما

    استاد بزرگوار چقدر خوبه زندگی زیبا شما پر از عشقه و محبت و هیچ تظاهری در این روش شما نیست بخاطر همین هست که به دل میشینه و من هم میدونم و ایمان دارم که به تمام خواسته هام میرسم و خدارو شکر می کنم ممنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    سید مصطفی بخشایش گفته:
    مدت عضویت: 1826 روز

    به نام قادر مطلق جهان هستی

    سلام به دوستای خفنم در سریال زندگی در بهش خداوند رو سپاس گزارم که به من قدرت و توان داده تا بتونم این زیبایی ها و الگوهای بی نظیر رو ببینم

    اول از همه واقعا این همه راحتی که به واسطه ثروت ایجاد شده رو تحسین میکنم واقعا چقدر زیباست که آدم نگاه میکنه میبینه استاد به این راحتی یه اتوبوس چند ده میلیاردی دارن که برای راحتی و تمرکز روی کاری که انجامش براش یه تفریحه میتونن وقت بزارن و در عین حال به راحتی چندین روز میزبان یه خانواده 7 نفره باشن و شاید الآن برای خودم خنده داره بگم اپا واقعا یک نکته مثبته این که بتونن هزینه کنن خورد خوراک و…رو در اختیارشون قرار بدن خمدم میگیره چون این طبیعت یک زندگی عادیه واقعا غیرعادیه که توی مثلا از پس یه مهمونی چند روزه بر نیای واقعا این بهش این همه امکانات و این همه چیزی که با یک اراده ی ساده استاد تهیه میکنن چیزی جز روند عادی و طبیعی یک زندگی نیست هرچقدر که ثوتمند تر میشیم این یعنی عادی تر شدن و طبیعی تر شدن زندگی این یعنی خداوند بیشتر بهمون نزدیک شده و بیشتر قدرت و توان پروردگار و قوانینش رو درمورد قدرت تحقق خواسته هامون درک کردیم و خب این راحتی مهمونی نداشتن رو در وایسی و تعارف این که اونا باشن ما هم باشیم این صمیمت و راحتی در عنی حال که از کنار هم بودن لذت میبریم کار برامون راحته دقیقا مثل زمانی که مهمونی نیست چقدر این روابط زیبا این اشتیاق اونا برای ارتباط با استاد و خانم شایسته حال خوب و مثبتشون و در کنار همش ثروتمند بودن این خانواده باشکوه هست پسرای مودب بی نهایت زیبا واقعا چشمای یوسف زیباست واقعا شخصبت های جالب و قشنگی که دارن این تعامل و همکاری این که دیدم با عشق برای پیدا کردن لیوان مادر خانواده بسیج شدن عشق کردم بابا خیلی خفنید که و البته که نوشیدنی گاز دار پرتبا میخورن و اونقدر بدنشون سالمه که هیچ مشکلی براشون وجود نداره دمتون گرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    سید مهدی سجادی نیا گفته:
    مدت عضویت: 2242 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانواده دوست داشتنی خودم

    یک موضوعی هست که خیلی دوست داشتم با شما دوستان هم فرکانسیم به اشتراک بذارم

    واقعیتش همین چند هفته پیش لپ تاپ داداشم خراب شد

    داد به کسی تا براش درست کنه

    بعد چند روز که درست شده بود

    وقتی نگاش کرد دید همه درایواش خالی شدن

    همه فایلاش پاک شدن

    الا

    فایل های استاد

    یعنی یک پوشه داره که کلا مال فایلای استاده و این پوشه هنوز سرجاش بود

    بعد همش داداشم میگفت چجوری؟ من نمیفهمم؟ چرا فایلای استاد پاک نشده؟ مگه میشه؟ مگه داریم؟

    .

    .

    .

    میدونید برداشت من از این اتفاق چیه؟

    این منو یاده حرف استاد و خدا میندازه

    استاد میگه که: هر چیزی که درست باشه پایه و اساسش درست باشه خودش راه خودشو پیدا میکنه همیشه در طول تاریخ همینجوری بوده

    خدا میگه که: خدا هر چه را بخواهد محو میکند و هر چه را بخواهد پابرجا می نماید و ام الکتاب نزد اوست( رعد 39)

    و میخوام بگم که این حرف ها حقه

    و خدا ازش محافظت میکنه

    چه تا صد سال دیگه

    چه تا هزار سال دیگه

    همونطوری که از قرآن محافظت کرد

    بخدا من تجربه دارم

    دیدم چیزی رو که اساسش اشتباه بوده و کاملا محو شده

    خلاصه این حرف ها رو دارم میگم تا هم ایمان خودم قوی بشه هم شما

    چون اگه باور کنید

    که استاد عباس منش پیامبر زمانه ست

    که حرفاشون چه محصولات چه فایلای رایگان همه و همه بی عیب و نقص هستن

    که قانون بی عیب و نقصه

    دیگه کار تمومه

    زندگیتون میشه بهشت

    مثل همین بهشتی که استاد داره توش زندگی میکنه

    چون رفتار و کردارتون میشه شبیه استاد

    ناخودآگاه توی موقعیت های مختلف جوری عمل میکنید که اگه استاد هم بود همونجوری عمل میکرد

    دوست داشتم تجربیات خودم رو با شما در میون بذارم تا اگه شما هم اتفاقی شبیه من تجربه کردید زیر همین کامنت بنویسید

    فعلا خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3312 روز

    بنام خالق زیبایی ها، بنام اوکه هر چه دارم ازاوست

    سلام ودرود فراوان به استاد عزیزم ومریم بانوی زیبا ودوستان الهی ام

    خدارا سپاسگزارم بخاطر این لحظه واین فرصتی که برای نوشتن وتعقل کردن به من داد

    خدارا سپاسگزارم بخاطر زیبایی هایی که امروز نصیب وروزی ام کرد

    خدارا سپاسگزارم به‌خاطر نعمت‌های ریز ودرشتی که از روی لطف وکرمش به من بخشیده وازش میخوام قدرت سپاسگزاری از این نعمت‌ها را به من بدهد

    خدارا سپاسگزارم به خاطر وجود اساتید توحیدیم ودوستان الهی ام

    خدارا سپاسگزارم که مرا به این مسیر توحیدی هدایت کرد ودر این مکان الهی حضور دارم

    خدارا سپاسگزارم بخاطر وجود پدر ومادر پرمهرم وهمسر مهربانم وهمه عزیزانم

    خدای من یه روز شگفت انگیز دیگه را با نامت ای بخشنده ترین آغاز میکنم

    خدایا من عاشق این آرامش وفضای روحانی این بهشت زیبا هستم

    توصیف این زیبایی ها، آسمان آبی که حاشیه هایی از رنگ سفید دارد ،درختان سرسبز وتنومند با آواز پرندگان ،دریاچه آرام وپرنعمت با حرکت موجهای ریزدر سطح آن که تصاویر درختان بر سطح آن زیبایی آن را دوچندان کرده چمنهایی به رنگ سبز فسفری ،وفضای سایه و روشن ایجاد شده از تابش نور خورشید بر این بهشت زیبا ، در قالب کلمات نمی گنجد فقط میتونم چشمانم را ببندم وخودم را در آن فضا تصورکنم از اعماق وجودم نفس بکشم وبگویم خدایا شکرت ….شکرت….شکرت

    ای جانم مریم جان چقدر شما دواستاد عزیزم برا خودتون ارزش قائل هستید که برای اینکه بتونید فضای خصوصی خودتون را داشته باشید و طبق برنامه ریزی خود بتوانید به کارهای سایت وهم به انجام کارهایی که درروز باید صورت گیرد رسیدگی کنید در کنار مهمانهای توحیدیتون تصمیم گرفتید در RV بمانید وخانه را کامل در اختیار مهمانها قرار دادید واقعا که این حد از عزت نفس ،درصلح بودن با خود ،ارزشمند دانستن خودتون ،سخاوت وبزرگی شما دو عزیز برای من قابل تحسین وستودنی است واین همان حدومرزهایی که ما می تونیم در روابطمون با دیگران داشته باشیم وآن حدومرزها را رعایت کنیم ونگران حرف وقضاوت دیگران نباشیم

    ای جانم ،جوزف که مشغول ماهیگیری هست خدای من مریم جان همیشه این کنجکاوی شما برای من ستودنی بوده وهست از صدای نوک زدن دارکوب بر روی چوب متوجه آن دارکوب زیبا با سر قرمز رنگ شدید خدایا شکرت که هرروز زیبایی‌های بیشتری را در این بهشت روزی مان میکنی

    خدای من ،من عاشق شخصیت آقای رایان هستم چقدر این مرد مهربان ودوست داشتنی هست امروز صبحانه خانواده را آماده کرده ،همین است وقتی بچه ها الگوی درستی در زندگی دارند می آموزند که در کنار هم با آرامش به یکدیگر کمک کنند احسنت آقای رایان که آشپزخانه هم تمیز کرده

    ای جانم خانم hope که با انرژی صبح بخیر می گوید وجیکاب دوست داشتنی با آن لهجه شیرینش سلام می‌کند وبدنبال آن لوک که صبح بخیر می گوید جوزف زیبا به تقلید از برادر خود جیکاب سلام می دهد ،خدای من جیکاب که توضیح میده چگونگی معرفی جوزف را وخانم هوپ که با عشق به آن دو نگاه می‌کند

    خدای من جیکاب روز به روز داره در یادگیری زبان فارسی پیشرفت می‌کند وامروز می گوید از دیدنت خوشبختم

    من عاشقتم مریم جان که اینقدر ذوق زده میشین از فارسی صحبت کردن بچه ها

    چقدر خوبه که ماهم یاد بگیریم واستفاده کنیم از این اصل ساده گی که به جای وقت گذروندن جهت جلب توجه دیگران وقت بیشتری بگذاریم تا از کنار هم بودن لذت ببریم واز تجربیات هم استفاده کنیم ویکدیگر را بهتر بشناسیم وچه زیبا بیان کردید مریم جان تنها زمانی ما میتونیم اینها را تجربه کنیم که خودمون باشیم چون مجبور نیستیم برای جلب توجه ،یا ترس از قضاوت دیگران نقش بازی کنیم

    چقدر این ساده گی رو دوست دارم اینکه دو خانواده از فرهنگهای متفاوت آنقدر با هم راحت هستند در اصل با خودشون در صلح اند که هر کسی نوشیدنی وغذایی که باب میل وسلیقه خودش هست ومیخورد ویک طرف مجبور نیست به‌خاطر راضی کردن طرف مقابل برخلاف سلیقه وطبع خود رفتار کند

    ای جانم این یعنی ارزش قائل شدن برا خود ،اینکه من اینقدر برا خودم ارزش قائل باشم اینقدر با خودم در صلح باشم که نخوام بخاطر طرف مقابلم از غذایی که دوست دارم صرف نظر کنم وغذایی بخورم که باب میلم نیست وهمانطور که مریم جان گفتند در کنار همدیگه با شادی ولذت هرکسی غذای مورد علاقه خودش رو میخورد احسنت مریم جان احسنت استاد احسنت

    خدایا شکرت که هرروز که میگذره من بیشتر یاد میگیرم روش درست زندگی کردن چون الگوهایی دارم که در تمام زمینه ها برام یه الگوی نمونه اند

    خدای من چقدر جوزف زیبا ودوست داشتنی هست

    آفرین به خانم هوپ چقدر در ماهیگیری مهارت دارد واز این فرصت که ماهی‌ها جمع شدند برای غذا خوردن استفاده کرد ویه ماهی گرفت وچه ماهی زیبایی باله ها ودمش هاله ای از رنگ سبز وقسمت پایین سرش هاله ای از رنگ بنفش

    ای جانم که جوزف هم پابه پای خانم هوپ به رقابت خود ادامه می دهد وچقدر این رقابت که عشق بدون وابستگی ودلسوزی همراه است لذت بخش هست واینکه از تمام تفریحات دیگه در کنار ماهیگیری نیز لذت می‌برند

    چه تمرکزی گذاشته جوزف رو ماهیگیری وخانم هوپ چه احساس فوق العاده‌ای دارد که در کنار فرزندش مشغول ماهیگیری هست وچقدر شخصیت این فرد برام ستودنی است هم مهربان وبامحبت هست وهم به بچه هاش فرصت اشتباه کردن وتجربه گرفتن ورشد می دهد در واقع هم برای فرزندانش مادر هست وهم یک دوست پایه

    چقدر شخصیت رقابت طلبی جوزف که مریم جان توضیح دادند برام جالب وستودنی بود اینکه از شکست‌ها نا امید نمی شود بلکه درسش رو می گیرد وادامه می دهد واز موفقیتهاش غره نمی‌شه بلکه انگیزه می‌گیره برای تلاش بیشتر وبدست آوردن موفقیت‌های بیشتر در اصل این بچه ها یاد گرفته اند طبق قانون زندگی کنند واگر به موفقیتی رسیدند نگویند این آخرش هست نه بلکه تشویق شوند وانرژی بگیرند برای موفقیت‌های بیشتر وآنطرف از شکست‌ها نا امید نشوند بلکه با تلاش بیشتر ودرس گرفتن از شکست‌ها دوباره ادامه دهند

    مهم نیست که ما چه ویژگی شخصیتی داریم ،مهم این است که ما چطور آن ویژگی شخصیتی را درست هدایت کنیم در جهت علایقمون ،که همیشه انگیزه هامون را زنده نگه داریم وهر بار قابلیتها وتواناییهای بیشتری را از خودمون نشان بدیم

    خدای من چقدراین خانواده دوست داشتنی وستودنی اند که همه باهم بسیج شدند تا لیوان خانم هوپ(یتی که نوشیدنی را خنک نگه می دارد ) که نمیدونه کجا گذاشته راپیدا کنند یعنی هر کدام از اعضای خانواده احساس مسئولیت می کنند واین برام واقعا شگفت انگیز هست

    دقیقا مریم جان ماهم درکنار شما داریم هرروز می‌بینیم که این مردم چقدر توحیدی اند وچقدر خوب یاد گرفته اند

    به راحتی وخیلی خوب پول بسازند وخیلی خوب از این ثروت برای لذت بردن بیشتر استفاده کنند اصلا به خودشون سخت نگیرند وعاشق تجربه کردن وخرید کردن چیزهایی هستند که دوست دارند ودقیقا مصداق این گفته استادجان که :

    به جای کوچک کردن خواسته ها ت ،باورهات را قدرتمندتر کن

    واین مردم نیز همین کار را می‌کنند به جای اینکه ازخواسته هاشون بگذرند پول بیشتری می سازند تا خواسته هاشون را با لذت تجربه کنند

    همین امروز که خانم هوپ لیوان مورد علاقه اش( یتی ) را گم کرد ووقتی تلاش بچه جهت پیدا کردن آن به جایی نرسید بدون اینکه حال خودش را بد کند واجازه دهد تا نجواها شروع به جولان کنند خیلی راحت یه لیوان جدید برای خودش خرید تا از آن لذت ببرد

    خدای من چقدر ابراز محبت لوک به خانم هوپ دیدنی وستودنی بود احسنت به خانم هوپ که اینقدر عالی با تک تک فرزندشان رابطه دوستی برقرار کرده اینکه اجازه میده تالوک بغلش کنه وزور آزمایی خودش رو نشون بده واقعا ستودنی است

    ای جانم لیوای وجوزف هم که مشغول لذت بردن از بازی پینگ پنگ هستند

    خدای من خانم هوپ چه جایی را انتخاب کرد برای نشستن ولذت بردن وجواب دادن به سوالات مریم جان،منظره پشت سر خانم هوپ واقعا زیبا وشگفت انگیزه

    احسنت مریم جان که اینقدر عالی قانون تحسین کردن را درک وعمل می کنید واین تحسین را به طرف مقابل انتقال میدین که شما بهترین مادر هستید

    یکی از سرراست ترین ومیانبر ترین راه برای موفقیت این است که ما الگوهای خوب را در مورد هر خواسته ای که داریم پیدا کنیم ،وباورهای قدرتمند کننده آنها را بشناسیم وآن باورها را در خود پرورش بدیم ومانند آن الگوها عمل کنیم

    مصاحبه مریم جان وخانم هوپ

    اولین چیزی که در این مصاحبه نظرم را جلب کرد این بود که خانم هوپ با گشاده رویی تمجید وتعریف مریم جان را پذیرفت واز ایشون تشکر کرد که اینجوری فکر می کنند

    خانم شایسته

    به نظر من تو بچه های خیلی خوب و خوش فکری رو تربیت کردی ومن این چندروز شاهد بودم

    راه کار مفید و موثری که تو برای رسیدن به این نتایج بکار بردی چی بوده

    هوپ

    اول از همه ازت ممنونم برای نظری که داری که من بچه های خوبی دارم و منم باهات موافقم

    اما اگر بخوام صریح و منصفانه صحبت کنم باید بگم که این تنها من نیستم که این نتایج را رقم زده

    خب من همسری دارم که خیلی حامی منه و من واقعا فکر میکنم که خدا بهم اگاهی و بصیرت داده

    از نقطه نظر من این یه حالت معموله وهرچیزی که بهش اشاره داری تنها من در آن نقش ندارم و این یه کار گروهی هست و ترکیبی از عوامل مختلف

    اما خب ما داریم در مورد واقعیت زندگی وایمان صحبت می‌کنیم

    احتمالا اون کاری که من سعی می کنم انجام بدم اینکه من فارغ از هر چیزی عاشق بچه هامم

    میدونم که به نظر چیز طبیعی و معمولی میاد اما من واقعا اونارو برای اون چیزی که هستند دوست دارم و عاشقشونم و پذیرفتمشون و تشویقشون می کنم برای اون چیزی که هستند

    و خیلی از والدین را می‌بینم که دوست دارند بچه هاشون عالی وبی نقص باشند

    ولی من فکر می کنم اون چیزی که خیلی مهمه این است که اونارو برای چیزی که هستند تشویقشون کنیم نه برای اینکه بی نقص و عالی هستند مثل پسر دومم جیکاب زیاد دردرسهای مدرسه اش خوب نیست

    خب من همون انتظاری رو که از پسر اولم دارم که تو مدرسه اش خیلی خوبه از اون ندارم

    بنابراین در نظر گرفتن سطح مختلف بچه ها و پذیرفتنشون و عاشقشون بودن و تشویق کردنشون و انتظار نداشتن از اونا برای اینکه عالی باشند و اینکه همیشه بهشون اجازه بدیم تا صدمه ببیند یعنی با مسائلشون مواجه شوند و نتیجه آن را ببینند

    بعضی وقت ها فکر می کنم خیلی از والدین دوست دارند فقط و فقط حرف بزنند و خیلی نمی‌خواهند گوش بدهند و با بچه هاشون باشند

    خب بچه های من جز افراد مورد علاقه من توکل جهان هستند و فکر می‌کنم این یک حقیقته که من نه تنها عاشقشونم بلکه خیلی ازشون خوشم میاد و فکر می‌کنم اونا هم همینو میگن

    خانم شایسته

    عالی بود و نکات بسیار عالی بود ،که گفتید

    خب از نظر شما چظور بقیه مادرها میتوانند به بچه هاشون کمک کنند که مشارکت خوبی با هم داشته باشند و به هم کمک کنند و این کارارو از روی اجبار انجام ندهند بلکه بعنوان یک کار جالب و دوست داشتنی انجام بدهند مثل کاری که بچه های تو انجام میدهند

    هوپ

    ازت ممنونم.

    من فکر می‌کنم یجورایی و بعضی وقتها اونا بابایی هستند

    من فقط تلاش می کنم که بهشون بگم شما جز این خانواده هستین، و شما فقط نباید به چیزی که خودتون میخواهید فکر کنید و باید به فکر بقیه و خواسته هاشون هم باشید و فکر می‌کنم تو این موضوع پدرشون یک الگوی بسیار عالیه چون همیشه دنبال فرصتیه که بقیه رو شاد کنه و با افراد مهربون باشه و اینطوری نیست که همش به فکر خودش باشد

    همچنین فکر می کنم یک دلیلش اینه که ما همیشه باهاشون صحبت می کنیم و آن چیزی که میگن برامون مهم هست و وقتی می بینیم که با بقیه بزرگسالان صحبت می‌کنند و تعامل دارند یه حس خوب اعتماد به نفس و اینکه خودشون هستن رو دروجودشون میبینم

    و فکر می کنم اونا حس خوبی در مورد خودشون دارند و بعد میتوانند این رویه رادر مورد دیگران هم داشته باشند

    خانم شایسته

    پسرات علی رغم تفاوت هاشون، علایقشون و شخصیت شون و مهارت و استعدادشون از همدیگه حمایت می‌کنند و لذت می‌برند و بطور شگفت انگیزی به عادت ها و مهارت های هم احترام می‌ذارند و همچنین حامی هم هستند و من میخوام بدونم چه چیزی باعث این نتیجه شده است

    هوپ

    اره اینطوری هستند و من به این خاطر عاشقشونم.

    من فکر می کنم به این دلیل است که من و شوهرم هر دو حمایتگر هستیم و زمان و انرژی میذاریم برای هر کدوم از بچه ها در مورد اینکه چه چیزی رو دوست دارند انجام بدهند، برای مثال لیوای عاشق بازی کامپیوتریه.

    همسرم رایان همونقدر که عاشقه ورزشی مثل بی بال هست، عاشق بازی کامپیوتری نیست،

    من به این قضیه به شکل متعادل نگاه می کنم. رایان با بچه ها در دیدن بیس بال و رفتن به بیرون وقت میذاره.

    من رایان رو تشویق می کنم که زمانی رو نه در کل روز در حد 30-40 دقیقه یا هرچیزی که میشه صرف کنه تا از بازی کردن لیوای لذت ببره و باهاش تو این قضیه وقت بگذرونه.

    به خاطر اینکه می‌بینم که لیوای خودش رو از پدرش تو این قضیه جدا می‌بیند و این چیزی نیست که من میخوام.

    من میخوام لیوای بدونه که از نظر ما اونچیزی که اون دوست داره انجام بده مهم هست

    خب این چیزیه که من شوهرم رو تشویق میکنم تا انجام بدهد

    من و لیوای اغلب هر روز جز اولین افرادی هستیم که صبح بیدار میشیم و خب اینجوریه که من کنارش میشینم و وقت میذارم و بازی کردنش رو می بینم. بازی ویدئویی چیزی نیست که من ازش لذت ببرم و عاشقش باشم اما من از اینکه اون لذت میبره لذت میبرم. من دوست دارم به چیزی که اون ازش لذت میبره علاقه مند باشم تا اون رو خوشحال کنم. خب من وقت صرف میکنم تا بازی کردنش رو ببینم چون اون ازش لذت می‌برد

    خانم شایسته

    تو بیش از اینکه مادرشون باشی دوستشون هستی برای مثال دیروز وقتی که رایان رفته بود والمارت خرید کند و ما تو پارکینگ والمارت منتظرش بودیم تو یک بازی رو طراحی کردی تا یه جورایی سرگرمشون کنید

    هوپ

    اول اینکه من این کار رو برای خودم انجام میدم تا زمان بگذره چون من حوصلم سر رفته و اونام هم همینطور.

    و خب بیام به جای اینکه همینجوری وقت بگذرونیم یک سرگرمی داشته باشیم و خب موضوع دیگه اینکه این موضوع یه انتخاب مهمه و بزرگه که من انتخاب کردم و واقعا عاشق اینم که با بچه هام وقت بگذرونم.

    خب یجورایی از نظر نقشی که دارم دوست دارم به یادشون بندازم که من مادر شماهستم و شما فرزندان من هستین و خداوند به دلیلی منو مادر شما قرار داده.

    و خب ما دوست هستیم اما اون احترام هم هست که وقتی چیزی رو در اکثر موضوعات میگم باید انجام بشه انجامش میدن و بحث زیادی در موردش وجود نداره و اونا سعی می‌کنند در مورد موضوعاتشون گاهی اوقات با من صحبت کنند و وقتی که میگم کافیه و اینجوری تصمیم گرفته شده دیگه بحثی نداریم.

    و خب فکر میکنم که ما قطعا دوستان همدیگه هستیم و از بودن در کنار هم لذت میبریم

    در مورد بچه ها موضوع خیلی پیچیده وجود نداره و یجورایی باید اکثر چیزهارو جالب و مفرح کنید.

    مثلا وقتی داریم خونه رو تمیز می‌کنیم و هیچکس نمیخواد این کار رو انجام بده و در موردش حرف بزنه من میگم خیلی خب بچه ها پاشید ما قرار با هم انجامش بدیم، موزیک رو روشن کنید و این کار رو لذت بخش کنید چون قرار نیست رنج اور باشه.

    اونا میدونند که من نه تنها عاشقشونم بلکه واقعا دوستشون دارم

    فکر میکنم مادر خوشحال بودن خیلی مهمه و میدونم که شنیدنش خیلی عجیبه چون بعضی وقت ها بقیه افراد خوشحال نیستند

    اما فکر میکنم اگر شما فقط لذت ببری تو خونت و با خانوادت و مثبت اندیش باشید کافی است

    من فکر میکنم مادرای زیادی مستاصل میشوند و نگران هیجان زده میشن و میدونم چون من بعضی وقتها اینجوری میشم، اما من باید خودم رو از این وضعیت بیرون بکشم و بگم چیزی که اینجا مهمه اینکه بگم ایا این چیزایی که رخ داده مهمه؟ نه

    چیزی که مهمه اینکه لذت ببریم و شاد باشیم

    خانم شایسته

    مادرا چه جوری میتونند والدین شادی باشند؟

    هوپ

    من واقعا فکر میکنم که این یک انتخابه و باید انتخابش کنید.

    یک اهنگ هست و اسم اهنگ اینه: من شادی رو انتخاب میکنم

    و همونجوری که میدونیم ما بعضی وقت ها این حس رو نداریم فکر میکنم باید بگیم و فکر کنیم که چرا من الان شاد نباشم.

    بعضی وقتها ما انتخاب می‌کنیم که شاد نباشیم و فکر می‌کنم ما نیاز داریم که انتخاب کنیم که شاد باشیم و سپاسگزار چیزهایی باشیم که داریم نه اینکه به چیزهایی که نداریم و نمیتونیم انجام بدیم فکر کنیم و این یک چیز مادی گرایی نیست ، یک نگرش کلی است که لذت و شادی رو جدااز نگرانی و ناامیدی انتخاب کنیم.

    خدایا شکرت…شکرت….شکرت

    عاشقتونم….

    در پناه الله شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید در دنیا وآخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    مینا _ از اتاقم تافلوریدا گفته:
    مدت عضویت: 2584 روز

    به نام خداوند وهاب

    سلام به رهروان راه حقیقت

    خدای من این منظره چقد زیباست شگفت انگیزه این صبح این ارامش این درختها و چمنها و دریاچه حیرت اوره ،اروی عشق من چقد خوبه چقد کاراست که حالا که مهمون داریم میتونیم بریم توی اروی و ما سبک زندگی خودمونو داشته باشیم و حتی جدا غذا بخوریم و مهمونهامونم به سبک خودشون زندگی کنند و خودشون غذای خودشون رو درست کنن و اینکه مهمونها هم بااین روش مشکلی ندارن که میزبان مدام در خدمتشون نیست و مثل ما بگن حتما خوششون نمیاد اومدیم خونه شون واسه همین جاشونو جدا کردن و برامون غذا نمیذارن و این عالیه خدایا من عاشق این فرهنگم یا این فرهنگو بین خودم و نزدیکانم‌ میسازم یا به جایی میرم که این فرهنگو داشته باشه خدایاشکرت

    یکی از بچه هاهم فک کنم ژوزفه داره ماهی میگیره ،واااو دارکوب من تاحالا دارکوب ندیدم فقط تو کارتونها دیده بودم واقعا هم کله ش قرمزه ای خدایا و مریم جانم چه ذوقی میکنه از دیدنش ،ای جانم روی تیر برق لونه درست کرده عزیزم ،سانتافه دلبر و ون خفن خدیاشکرت

    مریم جان میره پیش مهمونها هم حالشونو بپرسه هم باهم یه روز زیبا رو شروع کنن به این هوشیاری مریم خانم که اگاهانه میره تا زیبایی خلق کنه میگن مسلح به الله اکبر بودن ،ای جان راین هم صبحونه درست کرده هم اشپزخونه رو تمیز کرده به این میگن مرد خوب خدایا و بعدشم نشستن به بازی بدون وقت تلفی خدایاشکرت

    الهی فدات بشم جیکوپ داره به ژوزف یاد میده اخرش ام بگه الهی مامانش چه عشقی میکنه این دسته گلها رو داره خدای من ،هوپ پاشد برای خودش نوشیدنی اورد یه لحظه به خودم فکرکردم دیدم هیچوقت یه کاری رو برای خودم نکردم بدون اینکه از بقیه بپرسم ایا میخوان براشون اینکارو بکنم و هیچوقتم از این اخلاقم لذت نبردم مثلا اگه بخوام یه دونه تخم مرغ بخورم میرم دونه دونه میپرسم ایا کسی تخم مرغ میخوره و جالبه هیچوقت هیچکس ازمن نپرسیده ایا چیزی میخوام یانه وهمیشه هم دلم میشکست چرا طرفی که من همیشه ازش سوال میپرسم اصلا ازمن سوال نمیپرسه و خودش میخوره و میره و حتی دلخور میشدم و لج میکردم اما اینجا وقتی دیدم هوپ پاشد برای خودش نوشیدنی ریخت بدون اینکه به کسی تعارف بزنه حس کردم یه پیچک رو دیدم یه پیچک به اسم تعارف الکی که خودمو مسئول بقیه نشون بدم خودمو در خدمت بقیه بدونم و همین الان تصمیم میگیرم از این به بعد فقط برای خودم کار کنم اگه کسی چیزی ازم خواست براش بیارم ولی اگه خودم خواستم چیزی بخورم اصلا به کسی نگم باید بااین حس مادرهمه بودن مقابله کنم و در عوض از اینکه کسی به من تعارف نزنه اصلا دلگیر نشم وقتی اینجوری خودمو موشکافی میکنم میبینم چقد خصوصیات بدی دارم مثلا وقتی از کاری که یک نفر میکنه بدم میاد واکنش نشون میدم تا دفعه بعد تکرار نکنه و از خودم میپرسم ایا اینکه نذاری بقیه کاری که باب میلشونه انجام بدن کار خوبیه اینکه زندگی رو به بقیه زهر کنی کاری که بقیه هم باتو میکنن و مجبوری همیشه شش دانگ حواست جمع باشه الان چیزی نگم کاری نکنم بقیه ناراحت بشن ایا این استرس رو دوست دای که به بقیه میدی… ایا درست این نیست که رها باشم هرکسی هرکاری کرد بذار بکنه براش تکلیف تعیین نکن دعواش نکن ولش کن دوست داشتی تحسین کن دوست نداشتی کنترل ذهن کن خلاص خلاص به قران تمام قوانین یک رابطه در تحسین و کنترل ذهن خلاصه میشه قسمتی که دوست داری رو تحسین کن برای قسمت نادلخواهت کنترل ذهن کن همین و جالبه منی که خیلی طرفدار زندگی به سبک شخصی بودم تازه دارم میبینم چه مقاومتهایی داشتم چه پیچکهایی به پاهام بود و اصلا متوجه نبودم خدای من این سریال این گوشه گوشه ش داره هر بار عین یک کتاب جلوم باز میشه که دست از قضاوت دیگران بردارم و خودمو فدای هیچکسی نکنم خودمو مسئول هیچکس ندونم حتی بچه م و جوری تربیتش کنم که خودش کار خودشو انجام بده و وظیفه ی منه مادر ندونه که حتما غذا و تمیزی و مرتبی خونه برعهده ی منه و پول دراوردن فقط وظیفه ی پدرشه بلکه یاد بگیره مثل این بچه ها رخت و خوابش رو خودش مرتب کنه از یه جایی به بعد بتونه غداشو درست کنه تو فکر این باشه مثل جیکوپ درامد کسب کنه یه بچه ایی که هم دخترباشه هم پسر تفکیکی نداشته باشه تو ذهنش که اگه دوچرخه ش خراب شد باید فقط پدرش درستش کنه و وظیفه ش فقط غذا درست کردنه و پسری که اگه گشنه ش بود پاشه غذاشو بخوره نشینه که بله مادرم و خواهرم باید بهم غذا بدن چیزی که در فرهنگ ما کردها بشدت قویه که برای یک پسر یا پدر عاره که کار کنه و مادر اگه بمیره باید پاشه به پسرش غذا بده و از جلوش برداره و این راهی نیست که من بخوام ادامه بدم و از خدا کمک و هدایت می طلبم چشمم رو بازتر کنه تا راه درست رو بهتر ببینم خدایاشکرت

    چقد عالیه مهمونیهاتون مریم خانم که زحمتش فقط گذاشتن چندتا طرف یکبار مصرف بیشتره و چقد در ذهن و وجودم درگیریه که ایا اون سرویس زیبای سی نفره ی چینی که مدنظرم هست رو بگیرم برای خونه ی خودم یانه فقط ظروف یکبار مصرف بگیرم اگه مهمون داشتم استفاده کنم و این باورهای محدود کننده ی حالا مهمونها چی میگن و اینکه باظروف زیباتر و بهتر برتریمو به مهمونم نشون بدم و روشونو کم کنم رو زیر پا بذارم! چه موضوع مهمی که منو به فکر واداشت به تصور اینکه الان مهمون بیاد و من غذا رو توظرف یکبار مصرف جلوش بذارم چقد با فرهنگ ما متفاوته و چقد پول زیادی میطلبه که هربار این همه ظرف یکبار مصرف بگیری و بندازی دور ولی فکرشو بکن منی که این همه از ظرف شستن بدم میاد چقد راحت میشم همونجا ظرفها رو میندازم تو یه کیسه و خلاص و میشینم با مهمونم و حتی مهمونم راحتتر هم میشه که خداروشکر ظرفی برای شستن نبود و وااااو چقد فکر عالیه مگه نه فوقش چندبار میگن ظرف ندارن ولی مگه برای ما مهمه مگه برای کسیکه قانون رو بلده و میگه همیشه همه چی باید راحت باشه همه چی باید در جهت لذت باشه کسیکه قانون کنترل ذهن رو بلده این حرفها ارزشی داره نه بخدا وای خدای من استاد چه تصمیم بزرگی گرفتم باور نکردنیه انگار یک بار بزرگ از دوشم برداشته شد بدون اینکه بدونم این بار رو برداشته بودم بخدا قشنگ سبک شدنمو حس میکنم بزرگ شدنمو که لازم نیست اون همه ظرف و قاشق و وسایل پذیرایی بخرم که فقط تو کابینت باشن تا هر وقت مهمون اومد بیان بیرون و از خستگی شستنشون جونم در بره حتی اگه ظرفشوییم داشته باشم چقد خوبه رها کردن این بند که میگفتم باید ظروفم زیباترین و باکیفیت ترین باشن و همه بگن چقد زیباست خدای من میتوتم ساعتها از خوبی و بزرگی این تصمیم که گرفتم و این پیچکی که از پام باز کردم حرف بزنم از این حس پروازی که بهم دست داد از این حس راحتی که تمام وجودمو گرفت از این حس بزرگ شدنی که در این یک دقیقه ی فیلم حس کردم از این رهاشدن از محدودیتهای بیشتر و لذت روزهایی که هنوز نیومدن ولی قراره انقد خوش بگذره که اخر مهمونی فقط لذتش بمونه وبس خدایا من صدها بار شنیدم که شما میگید فقط ظرف یکبار مصرف استفاده میکنید ولی تا این لحظه انقد بزرگ نشده بودم که اینو درک کنم خدایا عاشقتم عاشقتم استاد عاشقتم مریم خانم عاشقتم بخداالان دلم میخواد بغلتون کنم خدایاشکرت

    استاد هنوز دارم مهمونیهام با ظروف یکبار مصرف رو تصور میکنم چقد عالیه حتی لازم نیست از جمع کل جدابشم و با چندتا خانم برم تو اشپزخونه و کلی درددل و خستگی و کوفتگی و همش بگم کی میرن مردم نه اصلا همه ی ظروف با سفره ی یکبارمصرف یجا میره تو پلاستیک و میشینی و لذت میبری واااو چرا قبلا بهش فکرنکرده بودم انقد عالیه ،واقعا شما شگفت انگیزید که برای خودتون زندگی میکنید حتی دو نفری که انقد عاشق هم هستن دو غذای متفاوت میخورن و سر یک میز از بودن باهم لذت میبرن ، چه سبزیجات خفنی چقد تنوع سبزیحات زیاده ، سالاد فوق خوشمزه ی استاد و کوکوی سبزیجات مریم جان چقد راحت و سریع درست میشه نوش جونتون خدایا شکرت

    بازم ماهیگیری با نون ، مریم جان چقد دارید اون تپه ی معروف رو بالا پایین میرد تا ترستون کامل بریزه و هربار ماهی میبینید دست میزنید تا ترسی نمونه و این حس برگردوندن ماهی به اب رو کاملا تجربه کنید حس کنید و بزرگتر بشید خدایاشکرت

    چقد ژوزف زیباست و هوپ با این رقابت اونو در طول این سفر هوشیار و پویا نگه داشته ،اسمون و درختها چقد زیباهستن و دریاچه و اون نسیمی که میوزه عالیه خدایاشکرت

    ژوزف مثل استاده همیشه دوست داره اول باشه هیچوقت از باختن دلسرد نمیشه بلکه بیشتر انگیزه میگیره تا دفعه ی بعد اول بشه واسه همینه همیشه فعاله همیشه انرژی داره و به قول مریم جان که عجب جمله ی زیبایی گفتن مهم نیست چه ویژگی شخصیتی داره مهم اینه اونو درست هدایت کنی مثلا ژوزف که اهل ورزشه به مسیری هدایت شده که سعی کنه همیشه اول باشه همیشه انگیزه داره همیشه قویتر نمایان میشه یا لیوای که گوشه گیره و گوشه گیری برای ما خوب نیست ولی در عوص اونم این ویژگیشو درست هدایت کرده و به سمت نجوم و علم رفته و جیکوپ که خیلی دوست داره مهم باشه شخصیت برتر باشه مشهور باشه این ویژگی شو در جهت یوتیوبر شدن و ثروت داره پیش میبره و اینها عالیه و به من درس میده که بچه هام هر شخصیتی داشتن اصلا مهم نیست اصلا نباید تلاش کنم عوضشون کنم بلکه باید شرایطی براشون مهیا کنم بفهمنن چی میخوان و خواسته هاشون وضوح پیداکنه و درست هدایت بشن چون جهان همونطور که به ژوزف سرزنده و بیرون گرا و ورزشکار نیاز داره به لیوای ارام و درونگرا و دانشمند هم نیاز داره خدایاشکرت

    هوپ چقد عالیه که خودشو پایین نگه نمیداره تا بچه ش بالاتر باشه و خوشحال بشه بلکه همچنان ماهی میگیره و از پسرش جلو میزنه و این از اون مادرهاییه که چون برای خودش ارزش میذاره صددرصد بچه هاش براش ارزش میذارن و اونو ارزشمند میدونن صددرد ژوزف به عنوان یک بچه مادری رو دوست داره که اونقد قویه که از ژوزف جلو میزنه تا مادری که انقد ضعیفه که همیشه بازنده ست و دیدم این مادر چقد محبوبه که بچه هاش مرتب بغلش میکنن و در بدو ورود همه شون داشتن براش از خوبیهای اینجا میگفتن و اصلا اینطو ی نبود هرکی بره پی لذت خودش و اونو تنهابذارن و من با اعماق وجودم دوست دارم یه مادر قوی باشم خدایاشکرت

    ببینید این مادر چقد باارزشه که لیوانشو گم کرده و همه دارن به دنبالش میگردن بخدا من ندیدم همچین خانواده ای همچین مادر و بچه هایی ،و ببینید چقد ارزش داره که بعد از پیدانشدن لیوان با همسرش میرن میخرن وبرمیگردن و این اقا چقد برای خانمش ارزش قائله که باهاش میره یا حتی اگه نمیرفت هم اجازه میداد هوپ خودش بره بخره بیاد و انقد تو زندگیمون اینجور مواقع بهمون گفتن حالا بذار به وقتش دوباره برات میخرم که الان که اینو دیدم هنگ کردم که این ادمها از هیچی نمیگذرن برای خوش بودن و اینکه من همیشه دوست داشتم همون لحظه برم اون چیزیو که میخوام بخرم از عجول بودنم نبود بلکه اینکه پدرم یا همسرم اجازه نمیدادن از باور محدود کننده م برای اجازه گرفتن از دیگران بوده و میتونستم این باور رو اصلاح کنم تا هرلحظه هرچی میخوام و بخرم خدایاشکرت

    مریم جان میگه امریکاییها خیلی خوب پول میسازن و خیلی خوب هم خرج میکنن واقعا پول اگه برای خدمت به انسان نباشه اگه برای راحتی نباشه به چه دردی میخوره ،هوپ با وجودیکه میگه خیلی وقته یتی رو داره و هرروز باهاش بوده اما هیچ وابستگی نداره و خیلی راحت یدونه دیگه یه رنگ دیگه گرفت و لذتشو میبره ،هوپ‌چه گوشواره های زیبا و متنوعی داره و معلومه خیلی گوشواره دوست داره که باخودش اورده سفر ، انگاری غذاهم گرفتن و لوک داره بازشون میکنه و استادم کمک می‌نه ،هوپ داره با لذت به سبک امریکاییها یه چیزو تعریف میکنه چقد عاشق تعریف کردنهاشونم یا پا فیلم بازی کردنه ، ای جانم قلبم خنک شد لوک مامانشو با عشق محکم محکم بغل کرده پس چرا ما بچه هامون نوجون که میشن انقد از ما دور میشن مگه نه اینکه تربیت ما اشتباهه و باید دوباره نگاهی به خودمون بندازیم ،و اینجا که مریم خانم میگه ایشون بهترین مادری هستن که دیدن هوپ میخنده همین نه تعارفی نه شکست نفسی ای هیچ چون اون باور داره خوبه و این باوره که همه چیو داره میچرخونه خدایا شکرت

    منظره ی پشت سر هوپ چقد زیباست خدایا اگه دریاچه مواج نبود ادم فکر میکرد عکسه نقاشیه انقد زیباست ، میزو صندلی بامبوی زیبا، جمله ی فوق العاده ی مریم خانم که درس استاد رو بازگو میکنه که دنبال الگو بگردید و من تا اینجا بلد بودم که دنبال الگو باشم تحسینش کنم وای الان یک درس دیگه هم یاد گرفتم و اونم اینکه باورهای قدرتمند کننده شونو بیرون بکشم و اونو در ذهنم پرورش بدم خدای من عین خمیر وارفتم یعنی من تاحالا عیچی از فایلهای استاد نفهمیده بودم یعنی من انقد مدارم پایین بود که اینها رو اصلا از استاد نشنیدم با وجودیکه این همه فایل از ایشون گوش دادم عجیبه و خدای من هر قسمت این سریال یک درس جدید داره اصلا هیچ درسی تکراری نیست بخدا شگفت زده م پس باید من باورهاشونو هم بیرون بکشم و اون باور رو پرورش بدم واااااو چقد عالی و چقد من درس نخونده دارم خدای من شکرت

    اینجا که مریم خانم گفتن یکی اینجا رو ترجمه کنه چون من واقعا واقعا از خانم هوپ الگو میگیرم میرم کامنتی پیدا میکنم و ترجمه رو میخونم و نکات مثبت رو در ادامه مینویسم ،مریم خانم میگه بچه هاتون فوق العاده هستند و هوپ اصلا شکست نفسی نمیکنه و میگه منم همینطور فکر میکنم و معلومه این مادر همه جا به بچه هاش عزت نفس میده ،و حتی نقش همسرش هم نادیده نمیگیره و میگه ایشون حامیه و ما دیدم واقعا همینطوره راین یک پدر بی نظیره ،هوپ میگه فارغ از هرچیزی هر قضاوتی هرتیپ شخصیتی من عاشق اونهام و این معنای واقعیه عشقه ،که هوپ بچه هاشو بخاطر اون چیزی که هستن دوست داره و تلاش نمیکنه بی نقص باشن خدای من عجب درس اموزشیی کیف کردم که به بچه م اجازه بدم خودش راهشو انتخاب بکنه و من حامیش باشم حتی اگه راهشو دوست نداشته باشم ،هوپ عالیه که میگه من از جیکوب که تو درسهاش ضعیفه اون انتظار رو ندارم که از لوک دارم که درسهاش قویه خدای من چقد مادرهایی دیدم که بچه شون کتک میزنن سر درس خوندن مخصوصا این روزها که اموزش مجازی شده میبینم بچه ها چقد تحت فشارن چقد گناه دارن واقعا ،ویک درس دیگه که میگه والدین اکثر میخوان حرف بزنن نصیحت کنن و گوش نمیدن و خدای من چه درس بزرگی که بزاریم بچه مون حرف بزنه بزاریم خودش شکوفا بشه و ما یک نظاره گر باشیم و رشدشو ببینیم خدای من چقد عالی باید این کامنت دوست عزیزمون که زحمت کشیدن ترجمه کردن و همینجا ازشون تشکر میکنم رو کپی کنم تو گوشیم داشته باشم اونقد بخونم که ملکه ی ذهنم بشه ،خدای من سوالهاتون چقد عالی هستن و جوابهای هوپ در حد روانشناسان کودکه که ما بچه ها رو مجبور نکردیم کاری بکنن بلکه خودمون الگو بودیم وقتی دیدن پدرشون به همه کمک میکنه و تنها به فکر خودش نیست باعث شده اونهاهم الگو بگیرن که باید درخانواده هم کمک هم باشن و هرکسی مسئولیت پذیر باشه ،و هوپ میگه ماهمیشه باهاشون حرف میزنیم در نتیجه اونها برای حرف زدن با بررگسالان خیلی اعتماد به نفس دارن الحق هم که ما شاهد این موضوعیم که این بچه ها چقد عزت نفس دارن ،اینجا رو خدای من چقد عالی میگه اینکه بچه ها حمایتگر همن برای اینه که ما حمایتگرشون هستیم حتی اگه بازی کامیپوتری دوست نداشته باشیم بازم برای لیوای وقت میذاریم و از بازی کردنش لذت میبریم تا احساس تنهایی و جدایی نکنه و وقتی که ما وقت داریم مثلا منتظریم رایان بیاد بیکار نمیشینم و یه بازی طراحی میکنیم و لذت میبریم و اساس این خانواده برپایه ی لذت بردنه خدای من فوق العاده هستن اینا بیشتر از چیزی که ما تو فیلم دیدیم اینها شگفت انگیزن! ،چقد عالیه که میگه در کنار دوست هم بودن اونها به من احترام میذارن و وقتی تصمیم میگیرم بحثی وجود نداره و انجامش میدن و این ممکن نیست مگر برای مادری که همه ی گفته ی قبلی رو رعایت کرده باشه چه نکته ی جالبی که اولا خونه رو تنهایی تمیز نمیکنه بلکه بچه ها کمک میکنن دوما اون کارو میاد لذت بخش میکنه اهنگ میذاره کار میکنه میرقصن میخونن و لذت میبرن و کارکردن براشون زجرآور نمیشه ، خداوندا شگفت زده شدم که این مادر چقد عالی کنترل ذهن میکنه میگه وقتی ناراحتم میپرسم ایا مهمه میگم نه فقط این مهمه که لذت ببریم و شاد باشیم و باید به نداشته هامون توجه نکنیم بلکه برای چیزی که داریم شکرگذار باشیم سبحان الله که هرکجا همه چی درست و سرجای خودشه ثروت شادی تفریح هماهنگی در صلح بودن لذت بردن حتما و حتما قوانین میدرخشه خدایا هزاران بارشکرت

    هوپ داره سالاد درست میکنه و از لیوای کمک گرفته و مرتب ازش تشکرمیکنه چقد کمک‌گرفتن از بچه ها عالیه ، هوپ هم به روش مریم‌ خانم با دست کار میکنه به قول مریم خانم این کار انگار به غذا انرژی میده، مریم خانمم خیلی الهامی پیازچال درست کردن و انقد خوب بوده که شده جز منو و قراره این غذاهای سالم و خوشمزه کنار اتیش خورده بشن به به ،ای جانم جیکوب و ژوزف چقد از فارسی حرف زدن خوششون میاد یکیم از کی زیباتر خدایاشکرت

    حدوده سه ساعته دارم این یک فایل رو میبینم و نکته نویسی میکنم و هر فایلی که میبینم میگم این بهترینه ولی میبینم نه بعدی عالیتره و این فایل به تنهایی یک دوره بود برام بخدا عالی بود عالی خدایاشکرت

    سپاس گذارم مریم بانو که این فایل رو برامون تهیه کردید

    از اتاقم تا فلوریدا راهی نیست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    زهـره احمدجانی گفته:
    مدت عضویت: 1419 روز

    بنام خداوند جان و خرد

    سلام خدمت استاد و خانم شایسته عزیز

    امروز 4 صبح اومدم سایت و از خدا نشونه خواستم

    و این صفحه برای من باز شد

    و من خیلی شوکه شدم

    چون من ب این صفحه و این مکالمات بین خانم شایسته و خانم هوپ احتیاج داشتم

    خیلی زیاد

    حتی چند بار برای چنین موضوعی هم اومدم و نشونه خواستم ولی آنزمان نیومد این صفحه

    ب دلیل نبودن در مدار و آماده نبودن من .

    من چقدر از صحبت های خانم هوپ شگفت زده شدم

    چقدر فاصله زیادی دیدم بین مادر بودن من و خانم هوپ

    من دوست دارم ترجمه این مکالمات را هر روز بخونم روزی هزار بار

    و تمرکز کنم و راجع به این مکالمات طلایی فکر کنم

    میخام اونقدر تمرکز کنم تا درست درکشون کنم

    چنین مادری چنین اندیشه و چنین دیدگاه واقعا ستودنیه

    چقدرررر درس گرفتم چقدر تین صحبت ها برای من بود

    اصلا خدا هماهنگ کرد برای من

    چطور میشه یکنفر ب این اندازه از درک و هماهنگی و صلح با خود برسه

    احسنت بر تو ای مادر

    خداوندا سپاسگزارم ک من را در زمان مناسب ب این صفحه هدایتم کردی

    خانم شایسته جان ممنونم از شما ک کلاس درس تربیت را برای ما آماده کردی

    من هزار بار هم این ترجمه را بخونم کم خوندم .

    باااید بخونم باااید درک کنم

    تا بشه جزیی از شخصیت من

    من باید تغییر کنم

    همه چیز از تغییر من شروع میشود

    خداوندا من را هدایت کردی به این صفحه

    بمن قدرت درک عطا کن ک عمل کنم .

    خیلی سپاسگزارم از استاد نازنین و خانم شایسته عزیز

    نشانه 4 صبح من ( تاریخ 1403/4/1 )

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    رویا محمدیان گفته:
    مدت عضویت: 1445 روز

    سلام

    این چنتا قسمت خانواده راسل یه دوره تربیت فرزنده

    از همون اول من درس گرفتنم شروع شد اینکه حتی تو غذاخوردن لازم نیست همه اعضا خانواده هم نظر باشن

    من پسرم دوسال و چهر ماهشه امروز ناهار برنج و تن ماهی گذاشتم براشون پسرم اکثر غذاهایی که درست میکنم رو دوست نداره خب من فکر میکردم باید اینطوری باشم که یا میخوری یا گشنه میمونی اگر واقعا گشنت باشه سنگ هم میخوری این چیزیه که از بچگی شنیدم پسرم حتی نونهارو از رو اپن برمیداره میخوره خال خالی اگر گشنه باشه و غذای سفره رو دوست نداشته باشه

    امروز پسرم سریع اومد سر سفره نشست چون گرسنه بود وقتی غذارو اوردم ناامید شد بلند شد از سرسفره بدون هیچ غر و نقی یه دوری زد تو اشپزخونه اومد کنار گاز فکر کرد مثل دیروز که شامی درست کرده بودم یه بشقاب شامی شاید روز گاز باشه و با اشاره نشون داد منم گفتم غذای دیگه نداریم و باید همینو بخوره خودش رفت در یخچال باز کرد یه قالب کره برداشت به زور باز کرد داد به من من فهمیدم منظورش اینه که بهم کره مربا بده چون صبح کره مربا خورده بود ولی من ندادم چون این تو ذهنم نقش بسته انگار بچه باید بشینه غذا بخوره هر چی بقیه خوردن و غذا همونه مگه اینجا رستورانه که منو داشته باشیم و … اینا چیزاییه که از مادر خودم شنیدم

    و بچم بدون شکایت و اعتراض رفت سراغ بازیش و یهم‌ بهم الهام شد برنج سفید بهش بده و براش برنج سفید اوردم و با ذوق اومد همش رو خورد کلی خداروشکر کردم که همیشه تو بچه داری هدایتم میکنه به کار درست

    حالا بعد این قضیه من به فکر فرو رفتم دیدم یه بچه چقدر با خودش در صلحه پسرم بخاطر احساس ارزشمندی بالاش غذایی رو که دوست نداشت نخورد اماااا ازون ورم توقع نداشت ازم که براش یه غذای بهتر بیارم و گریه سر نداد خودش گشت یه چیزی پیدا کرد برای خودش حتی وقتی بهش ندادم بازم اعتراض نکرد احتمالا تو ذهنش این بود حالا مثل همیشه مشمبای نون رو پیدا میکنم خودم و میخورم یا یه چیز دیگه بعدا مامانم میده بهم

    ابن بچها چقدر درس دارن برام خدای من

    احساس ارزشمندی در کنار عدم توقع از دیگران

    حالا من در زمان جاهلیت فکر میکرد احساس ارزشمندی یعنی توقعت از ادم و عالم بالا باشه فکر کنی من ارزشمندم همه باید به من یه چیزی بدن یه کاری بکنن برام خب من ارزشمندم از شوهر از خانواده از فامیل باید توقع داشته باشم چون من خیلی ارزشمندم

    توقع داشتن دقیقاااا مخالف احساس ارزشمندیه هر جا توقع کردی بدون حس بی ارزشیت زده بالا( اینارو واسه خودم مینویسم)

    هر چی به احساس ارزشمندی بچگیت نزدیک میشی هر چی خودت میشی به روحت نزدیک میشی خودتو دوست داری به خودت احترام میزاری به خودت و علایقت اهمیت میدی اما توقع نداری از بقیه که اونا هم باهات اینطوری باشن توقع نداری کسی برات کاری کنه اما لاجرم طبق قانون بقیه دوست دارن و بهت احترام میزارن و همه مار برات میکنن مثل من که عاشق بچهامم و همه کار میکنم براشون

    اینجا این درس گرفتم اگر بچم سر سفره غذامونو دوست نداشت تر چی خواست براش بیارم شاید نون خالی باشه شاید یه چیزی تو یخچال باشه و بهش اجازه بدم سلیقه متفاوتی داشته باشه و برای خودش ارزش قائل باشه و مستقل باشه اما این به این معنی نیست برای هر کی یه غذای جدا درست کنم من باید احازه بدم بچهام میتیل باشن مثل امروز پسرم دوسال و نیمش هم نیست در یخچالو باز مرد ببینه چی پیدا میکنه بخوره اول مبخواست ماست برداره دید تو ظرف مایت یه چیز دیگه ریختم بعد اومد سراغ کره حتی خودش هم بازشون کرد

    مورد بعدی اینکه خانم شایسته خودش برای استاد صبحانه متفاوتشو درست کرد با عشق تو خونه ما هم من و همسرم چیزای متفاوت میخوریم صبحانه اما اون خودش جدا میخوره منم جدا شاید بخاطر اینه که من باید صبحانه ی بچهارو هم بدم حتی اگر بهش بگم مثلا امروز صبحانه تو بچها یکیه بزار برای تو هم درست کنم میگه نه خودم درست میکنم( خب خدایا شکرت)

    البته استادم گفتن که من اینو وظیفه خانم شایسته نمیدونم اگر درست نکنه خودم انجام میدم تازه همیشه کلی هم تشکر میکنه و خانم شایسته قطعا با عشق این کارو میکنه که اینم از در صلح بودن و احساس ارزشمندی بالای خانم شایسته است قطعا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    حسام گفته:
    مدت عضویت: 2304 روز

    امروز فهمیدم چرا اینقد استاد عاشق خوندن نتایج من هستن+++ میخوام از نتایجم بگم (وتناسب نتایجم با باورهام)

    آیه 7 سوره ابراهیم : وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ ۖ

    و (باز به خاطر آرید) وقتی که خدا اعلام فرمود که شما بندگان اگر شکر نعمت به جای آرید بر نعمت شما می‌افزایم

    توی تفسیرش نوشته ک

    خود خدا گفته این آیه، مهم‌ترین و صریح‌ترین آیه قرآن در مورد شکر نعمت و یا کفران اون هست که بعد از آیه‌ى مربوطه به نعمت آزادى و تشکیل حکومت الهى، به رهبرى حضرت موسى اشاره شده و این، رمز اونه ک از بهترین نعمتهای خدا حکومت الهى و رهبر آسمانى شدن از مهم‌ترین نعمت‌هاست.

    چون وقتی استاد نتایج منو میخونن میگن ” خدا رو صد هزار مرتبه شکرت”

    جمله کلیدی و بسیار مهم استاد عزیز ک دارم آروم آروم باورش میکنم

    “””اگ دوستام “” توی این سایت تونستن

    از همین خدا

    از همین استاد

    از همین فایل ها

    از همین سن من

    از همین جنسیت من

    از همین شرایط الان زندگی من نتیجه بگیرن و زندگیشون رو کُن فَیَکون کنن ،منم میتونم-تفاوتی ندارم من با اونا”””

    از خدا میخوام هدایتم کنه با لذت ببینم و بنویسم

    از خدا میخوام آسونم کنه برای آسونیا

    1403/09/02

    زیبایی های صبح جمعه توی خونه خودم در تنهایی و سکوت مطلق

    در کنار استادهام میخوام اول اینکه بدونم چطور می تونم فرکانس بفرستم ک بتونم بازم همراهتون توی پارادایس زندگی کنم دوم اینکه ب چی توجه کنم ک بتونم ، موندنم اینجا پیشتون ادامه دار باشه چون اگ ب زیبایی ها توجه کنم جهان منو لاجرم پیشتون نگه میداره و ……..

    زیبایی های امروز من

    : 我爱你 – ” -تحسین زیبایی ها ”یادم بیاد آرزوی آبتنی توی دریاچه استاد رو داشتم ؟؟

    我爱你 – ” -رایین از خواب بیدار شده صبحونه آماده کرده برای خونواده و آشپزخونه رو تمیز کرده“””منم مرد خونم باید بتونم انجامش بدم

    我爱你 – ” -اساس مهمونی‌های ما روی سادگی هست و ظروف یکبار مصرف++ چقد ساده گرفتن کمکمون کرده “”

    我爱你 – ” – شخصیت شناسی “جوزف “خوش تیپ

    یه شخصیت رقابت طلب و مسابقه‌ای هست +همیشه صد وجودشو میزاره وسط+ راج ب برنده شدنش و بازنده شدنش +

    مهم نیست که ما چه ویژگی شخصیتی داریم +مهم اینه که که ما چطور اون ویژگی شخصیتی رو درست هدایت می‌کنیم در جهت علایقمون+ که همیشه انگیزه‌هامونو زنده نگه داریم در جهت علایقمون +و هر بار قابلیت‌های بیشتر و بهتری رو از خودمون بروز بدیم و به این شکل همیشه ادامه میدیم

    我爱你 – ” -داستان امروز گم شدن یـِـتی (لیوانی که نوشیدنی رو خنک نگه می‌داره ) هُـــوپ ک خیلی هم دوسش داشت

    我爱你 – ” -کلاس پولسازی استاد شایسته عزیز و باورهای امریکایی ها

    我爱你 – ” -بیرون کشیدن زیبایی ها از دل زندگی هامون…

    سلام به استاد های قشنگ و مهربون و همیشه خنده روی من

    قلب زیاد دارین پیشم

    دوستان همسفر عزیز تر از جـــُــونم چقدر عاشق شماهــــا هستم با نظرات بسیار بسیار زیباتون ؟

    لایک و قلب زیــــاد

    استاد شایسته جان

    استادعباسمنش جان

    ترجمه اون نوشته چینی اول نکات مهم ، به معنی “عاشقتونم” هست . من ب چینی خیلی علاقه دارم بیشتر حروفشون شکل در و پنجره و خونه و باغ و ویلاس (خخخخخخ)

    صبح از خواب بیدار شدم ساعت تقریبا 10 بود کنار تختم موبایلمو باز کردم- چقد حال میده صبح موبایلتو باز میکنی چراغ پاسخ به کامنتهات روشن باشه و خدا برات پیغام گذاشته باشه _+ یکی از دوستان عزیز سایت ک همینجا ازش سپاسگزاری میکنم برام پیام گذاشته بود بعد خوندنش با حس خوب اومدم سراغ شروع یک صبح زیبا با دیدن فایل زندگی در بهشتم + چ حس قشنگی داره صبح بیدار میشی بری سراغ استاد و خانم شایسته ببینی امروز چ کارایی داریم ک باید انجام بدیم

    یعنی انگار منم توی آر وی بودم و الان صبحه و میخوام برم با مهمونا ی خوش وبش کنم + چقد حال میده خدای من توی همچین بهشتی زندگی میکنم

    و این صبحم چقدر زیبا بود + چقدر حالمو بیشتر عالی عالی کرد +چقد کیف کردم + چقدر جواب سوالات توی دوره هامو توی همین صبحیه گرفتم + خدا رو صد هزار مرتبه شکر + بقول خداوند عزیز و خوشکل و همیشه خنده رو : آیه 27 سوره لقمان : ( وَلَوْ أَنَّمَا فِی الْأَرْضِ مِن شَجَرَهٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ یَمُدُّهُ ……………. ) و اگر همه درختان روى زمین قلم شوند و دریا مرکب و هفت دریاى دیگر به مددش بیاید، سخنان خدا پایان نمى‌یابد.(نمیتونن شکرشو بجا بیارن ) ++

    تفسیر خودم :

    و اگه نصف کره زمین رو میتونستم بگردم و جستجو کنم و اگ نصف بیشتر مردم زمین میومدن کمک من برای گشتن و جستجو بازم اون آدمایی رو ک خدا توی این سایت آوورده رو پیدا نمیکردم ک خدا تونس با هدایتش به راحتی منو بیاره اینجا .( و با چ زبونی شکرشو بجا بیارم ) خداجون دستتو میبوسم. دمت گرم ک خوب خدایی هستی +مثل تو دیگه نیس + گشتم نبود خدا جونم +نگرد مثل خودت پیدا نمیشه _+ من گشتم نبود

    استاد شایسته جانم + استاد عباسمنش جانم + دوستان جانم+ قربونتون برم خیلی این صبحم لذت بخش بود+ بخدا برا ی مرد معجزس ک با دیدن اینهمه زیبایی اشک لذت بردنش بند نیاد + بخدا الان میفهمم استاد چرا میگفتش با خدا حال میکردم باهاش صحبت میکردم اشک میریختم و لطیف شده بود قلبم و عاشقش شده بودم و خیلی خیلی خاطرشو میخواستم.

    این حال امروز منه + استاد جان منم مث خودت کردی

    امروز ک روزمو خودآگاه شروع کردم به دیدن زیبایی هایی ک دارم میبینم و اینکه و چشممو عادت بدم به دیدن زیبایی‌ها تا جهان طبق وظیفه‌ای که داره زیبایی‌های بیشتری و نشون من بده ی چیزی یادم اومد

    یعنی سوالش از طرف خدا بود :

    بهم گفت از خودت بپرس حسام جان ک چرا من خدا میخوام به راحتی نعمتها رو وارد زندگیت کنم + مگه توی حسام چ چیز مهمی پیش من داری چ اعتبار و آبرویی پیش من داری ؟ ک بقول استاد ” انگار خدا کار و زندگیشو ول کرده دنبال من راه افتاده و میخوادفقط میخواد من لذت ببرم فقط من عشق کنم میخواد لذت ببرم میخواد بهم حال بده”انگار خدا همین ی بنده رو داره روی کره زمین انگار فقط فقط حسام رو داره

    مگه من حسام چ چیزی پیش خدا دارم ک میخواد ب ی بهونه ای بهم حال بده

    آخه چرا؟

    من یادمه استاد می‌گفت روزایی بود که از خواب بیدار می‌شدم و به شوق اینکه زندگیمو خلق بکنم از خواب بیدار می‌شدم و با شور و شوق از خواب بیدار می‌شدم

    ب خودم هر روز میگم یعنی تمرین ستاره قطبی هر روزمه ک بتونم صبح ها به شوق خلق زندگیم بیدار بشم . حسام جان چقدر خوبه که منم هر روز صبح پاشم از خواب به شوق اینکه زندگیمو می‌تونم خلق کنم و از اون طرف ذهنمو عادت بدم به اینکه هر روز صبح اول وقت یه قسمت از سریالو ببینم و انگار منم پیش استادهام دارم زندگی میکنم (مثل تخیلی ک آلبرت عزیز انیشتین عزیز و دوس داشتنی میگفت::”” تخیل نیمی از واقعیت نیس”” تخیل همه واقعیت زندگی ماست “”)و لذت ببرم و تحسین کنم زیبایی‌های اون سریال رو و اون چیزهایی رو که می‌بینم

    من امروز ک صبحمو خودآگاه شروع کردم ب خودم گفتم حسام جان امروزمونو میخوایم لذت بخشش کنیم با همراهی خدا جون

    بعد از حدود نیم ساعت پاسخ سوال بالا رو خدا بهم گفت ؟

    کجا ؟؟

    وقتی ک رفتم استخر ک بتونم روز جمعه ی حال اساسی ب بدن نازنینم بدم

    دوستان عزیز تر از جونم بخدا باور کنید

    نزدیک دو ساله ک توی سایتم نزدیک یک سالش ک فقط اومده بودم دور دور تا ی ذره ذهنم ی چیزایی رو بشنوه ک آروم بشه (یعنی باور تغییره نبود)فقط برا اینکه سُک سُک کنم ب خودم بگم منم اینجام+ حدودا یک ساله ک یذره بهتر و جدیتر شدم وسریال ها رو میبینم همیشه آرزوم بود ک خدا یا میشه منم دریاچه استاد رو تجربه کنم + یا توی کامنتهای دوستام میخوندم ک میگفتن ب عشق وجود نازنین خودمون هفته ای دو روز میریم پیاده روی (دوباره گفتگوی ذهنی حسام)خدا جون میشه منم ب عشق وجود نازنین خودم مثل دوستام ی ورزشی برم و حال کنم با خودم و بدن نازنینم _ یعنی عاشقتونم + یعنی چی بهتون بگم

    به خود خود خدا قسم ی لحظه وقتی کنار استخر نشسته بودم و پاهامو توی آب تکون میدادم مث وقتی ک استاد کنار پله کلبه نشسته بود و پاهاشو با اآب بازی میداد و لذت میبرد + خدا توی استخر توی اون لحظه ای ک داشتم پاهامو توی لبه استخر بازی میدادم و میگفتم خدا جون صد هزار مرتبه شکرت چقدر آب نرمه + چقدر پوست بدن نازنینم در کنار ساییدن آب لذت میبره + آخه خدا جون مگه چقدر قدرت داری ک همچین چیزی آفریدی ک مثل لذت از گلها مث لذت بردن از پروانه زیبا + احساس لذتش مثل اوناس + آب جون منه + آب معجزه توهه خدا جون عاشقتم _ آخه چقد منو دوس داری ک منو آووردی اینجا (همینطور ک گفتگوی درونیم مثل استاد شده بود و با افکارم حال میکردم)= بچه ها جون بخود خود خود خــــدا قسم همون لحظه ی مرتبه خدا بهم گفت :

    حسام جان چقد وقت آرزوی تفریح آبی توی دریاچه استادت رو داشتی؟؟؟

    گفتم تقریبا بیشتر از یکسال

    بعد خدا گفت:

    کــــــی برات درست کرد ک بیای استخر هفته ای دو روز هر روز یکساعت ونیم حال کنی

    گفتم : معلومه خدا جونم تـــــو

    دوباره خدا گفت:

    مگه استادت دریاچش براش رایگان نیس

    گفتم : آره

    دوباره خدا گفت:

    کــــــی برات درست کرد ک رایگان بیای استخر (استخرمون زیر مجموعه شهرداریه و چن ماهه طرح جدیدی اومده از اداره رفاه شهرداری ک برای کارمندای شهرداری رایگانه)

    گفتم : معلومه خدا جونم تـــــو

    دوباره خدا گفت:

    کــــــی برات درست کرد ک توی مدار دیدن استاد توی دریاچه بری و بعدش درخواست بدی و بعدش من جواب درخواستتو بدم

    گفتم : معلومه خدا جونم تـــــو

    دوباره خدا گفت:

    کــــــی برات درست کرد ک خانوادت آروم باشن و مسئله و کاری پیش نیاد خریدخونه + چیزی + مدرسه ای+ کلاسی +تمرین باشگاه دخترم و….تا تو توی هفته دو بار یا سه بار بیای استخر (یعنی همه اسباب و وسایل جور شدن وقتــــشو برا ت فراهم کردم)

    گفتم : معلومه خدا جونم تـــــو

    دوباره خدا گفت:

    کــــــی برات درست کرد ک ماشین رفت و آمد خودتو داشته باشی برای رفتن ب استخر (پارسال همین موقع ماشین نداشتم و توی دوره احساس لیاقت خدا بهم ماشین داد و توی کامنتهای قبلی معجزه خرید ماشین رو گفتم ک خلاصه نزدیک 9 سال آرزوی خریدن ماشین خودمو داشتم)

    گفتم : معلومه خدا جونم تـــــو

    دوباره خدا گفت:

    کــــــی بهت الهام کرد ک توی استخر بجای نجوای شیطان یاد لذتهای استاد بیفتی توی دریاچه و من بهت گفتم یادته خودتم آرزوی تفریح شنا رو داشتی و الان اون آرزو رو ب اندازه باورهایی ک داشتی داریش و تجربه میکنیش.

    گفتم : معلومه خدا جونم تـــــو بهم الهام کردی و یادم انداختی

    دوباره خدا گفت:

    پس تا اینجا حساب دستت باشه

    هدایتهایی ک بهت کردم

    هدایت شدن به سایت استاد و دیدن دریاچه و شنا

    هدایت شدن و یاد گرفتن چجوری کامنت گزاشتن و لذت بردن

    هدایت شدن به اینکه بلد بشی درخواست بدی

    هدایت شدن به اینکه احساس لیاقت کنی و درخواست کنی چون در اوایل میگفتی این دریاچه و شنا مال از ما بهترونه —

    هدایت شدن به رشد مالی کردن با فایلهای رایگان

    هدایت شدن با رشد مالی به خرید دوره ها

    هدایت شدن با خرید دوره به تغییر باورهات

    هدایت شدن با تغییر باورهات به خرید ماشین

    هدایت شدن با خرید ماشین به اینکه چطور میتونم ازش لذت ببرم

    هدایت شدن به آرزوی تفریح آبی توی دریاچه استادت

    هدایت شدن به اومدن استخر هفته ای دو روز رایگان

    هدایت شدن من برای اینکه خانوادت آروم باشن و مسئله و کاری پیش نیاد

    و خلاصه این پروسه هدایت شدن ب استخر بود

    پس

    قبول کن هر لحظه هواتو دارم

    قبول کن هر لحظه دارم بهت الهام میکنم وراهو بهت میگم

    فقط دو تا چیز ازت میخوام

    یکی اینکه از هر کاری لذت ببر و احساست خوب باشه

    دوم اینکه سپاسگزار من باش

    بچه ها جون بخدا حالم خیلی عجیب شده نمیدونم چی باید بگم

    از اینهمه مهربونی خدا

    یعنی اگ توی استخر خودش یادم نمینداخت اصلا این همه لطفش مشخص نمیشد

    من اون لحظه یه مرتبه حجمی از انرژی خیلی زیادی اومد سمتم که خدای من اگه من تونستم اینو (استخر رایگان رو ) با دیدن سریال زندگی در بهشت خلق کنم پس آرزوهای دیگمو می‌تونم خلق کنم

    وای خدای من عاشقتم

    و خیلی حالم خوب شد خیلی احساسم خوب شد خیلی سپاسگزاری کردم شاید نزدیک یک ساعت و نیم اگه اشتباه نکنم شاید 100 مورد 200 مورد گفتم خدایا چقدر لذت بخشه این آب

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت بابت نرمی و لطافت آب

    100 هزار خدایا صد هزار مرتبه شکرت بابت اینکه من دستمو پامو تو آب به هر طرفی دوست دارم می‌برم و آب پوست منو منو نوازش می‌کنه

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت آب جون منه آب عشق منه من می‌میرم برا آب

    چقدر این آب می‌تونه ذهن منو کنترل بکنه برای اینکه توجهم به زیبایی‌ها باشه حداقل یک ساعت و نیمی که اینجا هستم

    و این انرژی که من از این الهام خداوند دریافت کردم خیلی حال منو خوب کرد خیلی خیلی بیش از اندازه

    در صورتی ک از اونطرف نجواها هم خیلی عالی داشتن کارشون رو میکردن

    اینکه چیزی نیس

    حالا انگار توی دریاچه استاد داره شنا میکنه

    حالا مثلا بنویسیش ک برای خودت چی بشه

    ی استخر خالیه دیگه

    همه دارن میرن

    اون آدم فقیره هم استخر میره

    مثلا که چی؟؟

    منم الان در جواب اونهمه نجوای شیطان بهش میگم ک کور خوندی

    آیا این آب استخر با آب دریاچه استاد فرق میکنه

    مثلا آب دریاچه استاد ی کمی سفت تر یا نرم تر از این آبه

    آیا استاد برای تفریحش پول میده آیا من دارم چ پولی میدم

    خلاصه دوستای عزیزم خیلی حالم قشنگ بود و خیلی زیباتر و لذت بخش ترش کردم

    این ایده الان به ذهنم رسید که چقدر خوبه که من این کارو انجام بدم به خاطر وجود ارزشمند و نازنین خودم

    هر روز صبح یه بهونه‌ایو درست بکنم برای اینکه تمرکزم به زیبایی‌ها باشه و لذت ببرم

    امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدم توی رختخواب دیدم چراغ آبی کنار اسمم روشنه

    و دوست عزیزم مریم عزیز برا من پاسخ نوشته و من خوندم راجع به تویوتا لندکروز GXR-V8 که من عاشقشم و اسم قشنگش حضرت هست توی همه ماشینا یه سر و گردن از همه ماشینا بالاتره

    و من می‌خوام این ایده رو انجامش بدم برای یک ماه استارت اول رو بزنم و مث شما دوستا صبح اول وقت بیام توی بهشتم و توجه کنم ب زیبایی هایی ک میبینم

    توی زیبایی‌های امروزم دیدم ک که ما برای اینکه حریم خصوصی خودمونو داشته باشیم من و دو تا استادم میریم توی RV خوشکل و هیولامون و خونه رو گذاشتیم برای مهمونامون

    هم برای وقتایی که کار می‌کنیم روی سایت هم برای زمان‌هایی که غذا می‌خوریم

    راجع به دارکوب که سرش قرمزه و چقدر دیدنش لذت بخشه و چ خونه ای برا خودش درس کرده

    بریم ببینیم از مهمونامون چه خبر

    رایین عزیز از خواب بیدار شده صبحونه آماده کرده برای خونواده خودش و آشپزخونه رو تمیز کرده – دمش گرم به آقای خونه

    اساس مهمونی‌های ما روی سادگی هست و ظروف یکبار مصرف کار رو برامون راحت تر کرده

    از اونجایی که خونواده رایین و خونواده ما از دو تا فرهنگ متفاوت هستیم

    اونا غذاهای خودشونو می‌خورن ما هم غذاهای خودمونو می‌خوریم و از بودن با هم لذت می‌بریم

    منم یاد گرفتم که اگه پسرم محمد مهدی صبحونه خواست تخم مرغ بخوره دوست داشت بخوره و من نون و پنیر و گردو بخورم و این هیچ مشکلی نیست که بگیم که همه باید یه جور غذا بخوریم

    چون قبلاً وقتی غذا درست می‌کردیم همه باید یه جور غذا می‌خوردیم

    مسابقه جوزف و هوپ همچنان ادامه داره و چقدر لذت بخشه

    راجع به شخصیت جوزف

    یه شخصیت رقابت طلب و مسابقه‌ای هست که هر کسی از کنار میز پینگ پنگ رد می‌شه جوزف بهش می‌گه میای با هم بازی کنیم

    با این شخصیت، مجبور می‌کنه خودشو که تمام تلاشش رو بکنه تا ببره-اگه یک بار باخت ناامید نمیشه و دوباره ادامه میده جوزف همینجوریه – می‌بازه و دوباره می‌گه من باید ببرم – می‌بره دوباره از برنده شدن سیر نمی‌شه و دوباره می‌گه من باید بازم ببرم

    نکته خیلی مهمش اینه ک

    این ویژگی و این شخصیت جوزف بهش کمک کرده –که خیلی خوب رشد بکنه —

    مهم نیست که ما چه ویژگی شخصیتی داریم — مهم اینه که که ما چطور اون ویژگی شخصیتی رو درست هدایت می‌کنیم در جهت علایقمون — همین ویژگی شخصیتی جوزف کمک کرده که همیشه انگیزه‌هاشو زنده نگه داره در جهت علایقش و هر بار قابلیت‌های بیشتر و بهتری را از خودش بروز بده و به این شکل همیشه ادامه میده –توی ماهیگیری هم همینطور پیگیر بود که ببره

    یکی از عادت‌های جالب خانواده رایـــِــن اینه که وقتی یه چیزیو گم می‌کنن همه کمک می‌کنند تا پیداش کنند

    هُوپ مامان خونواده لیوان خودشو گم کرده همه میرن دنبالش تا پیداش کنن

    یکی از عادت‌های خوبی که ما از امریکایی‌هایی که باهاشون بودیم پیدا کردیم اینه که

    خیلی خوب پول می‌سازن

    و خیلی خوب از اون پول برای لذت‌هاشون استفاده می‌کنن

    اصلا ب خودشون سخت نمیگیرن

    خیلی خوب تجربه میکنن

    خیلی عاشق خرید کردنن

    و هر چیزی رو ک دوس داشته باشن تجربه کنن میخرنش

    ” استاد عزیز میگن ؛

    بجای کوچیک کردن خواسته هات ، باورهاتو قدرتمند کننده تر کن ”

    امریکائیها هم دقیقا همین کار رو انجام میدن

    به جای اینکه بیان از خواسته‌هاشون بزنن میان پول بیشتری می‌سازن پول بیشتری رو خلق می‌کنند و خواسته‌هاشونو با لذت تجربه می‌کنند

    مثلاً داستان امروز این بود که خانم هوپ لیوانشو که اسمش یـــِـتی (لیوانی که نوشیدنی رو خنک نگه می‌داره )هست گم کرد و خیلی هم دوسش داشت

    و می‌گفت از وقتی خریدمش هر روز زندگی با من بوده

    بعد از اینکه بچه‌ها رو بسیج کرد گشتن پیدا نکردن خیلی راحت قبول کرد که باید یه ” یتی ” نو و جدید بخره –یعنی با اینکه دوسش داشت وابسته اون نبود ک بخواد حال خودشو بد کنه

    یا بخواد گردن کسی بندازه

    یا بخواد بگه اوووووه خونه استاد تا مغازه ها فاصله داره کی حال داره بره مغازه الان

    و اینجور حرفا

    میپذیره ک اینجا بزرگه و ممکنه هر جایی گذاشته باشش

    راج ب صحبت های هـــوپ عزیز و مصاحبشون میتونم بگم ک :

    استاد شایسته جان شما پرسیدین :

    “به نظر من تو بچه های خیلی خوب و خوش فکری رو تربیت کردی

    هوپ گفتش :

    قبول دارم ب اینکه اونا خوبن یعنی خودش باور داشت

    مورد دوم اینکه ی مقداری از این خوبی و توانایی تربیت خوب رو ب همسرش نسبت داد

    و گفت خدا بهم همسری داده ک این اتفاق خوب بیفته

    اما من واقعا اونارو برای اون چیزی که هستن دوست دارم و عاشقشونم و پذیرفتمشون و تشویقشون میکنم برای اون چیزی که هستن

    و فک میکنم خیلی از والدینی که میبینم میخوان بچه هاشون عالی باشن و بی نقص

    راج ب من حسام:

    من اینجوری فک نمیکردم و گاهی میخواستم بچه هام بی نقص باشن و فک میکنم خیلی جاها برای پذیرفتمشون و تشویقشون و تحسینشون کم گذاشتم

    یعنی بلش نبودم پس یاد گرفتم ک بچه هامو برای چیزی که هستن تشویقشون کنم نه برای اینکه بی نقص و عالی باشن

    مهدی پسرم خیلی تو درسای مدرسش خوب نیست

    منم همون انتظاری رو که از دختر اولم دارم از اون نباید داشته باشم که تو مدرسش خیلی خوبه

    من یاد گرفتم ک بهشون اجازه بدم که تا صدمه ببین (منظور اینکه با مسائلشون مواجه بشن و بازخورد بگیرن)

    مورد دوم ک هوپ گفتش : گوش کننده خوبی باشم

    من فقط دوست دارم فقط و فقط حرف بزنم و خیلی نمیخوام گوش بدم و با بچه هام باشم

    راج ب کمک بچه ها ب خانواده

    یاد گرفتم اگه خودم توی خونه و مسائل کمک و همراه همسرم باشم بچه ها هم یاد میگیرن فقط ب فکر خودشون نباشن و کمک کنن

    ی دلیلش اینه که من از این به بعد بتونم ی وقتی رو بزارم و با بچه هام صحبت کنم تا بچه هام حس خوبی رو پیدا کنن از اینکه باهاشون مشورت میکنم و نظرشون رو میپرسم

    سوال بعد

    “پسرات علی رقم تفاوت هاشون، علایقشون و شخصیت شون و مهارت و استعدادشون از همدیگه حمایت میکنن و لذت میبرن و بطور شگفت انگیزی به عادت ها و مهارت های هم احترام میذارن و همچنین و حمایتگر هم هستن و من میخوام بدونم چ چیزی باعث این نتیجه شده”

    من تا الان زیاد حامی خانمم نبودم و انرژی بزارم برای این موضوع ک بچه هام ب چ چیزایی علاقه دارن و من ی وقتی رو برای بودن باهاشون بزارم و از بودن باهاشون لذت ببرم با اینکار این حس رو ب بچه هام میدم ک اون کاری رو ک اونا انجام میدن برای من مهمه

    و ی مورد دیگه ک یاد گرفتم

    اینه ک سعی کنم مثل ی دوست باهاشون باشم واگه هر کاری قراره با هم انجامش بدیم رو براشون لذت بخش کنم مثل بازی خانم هوپ توی پارکینگ لات والمارت – دوستی ک اگه راج ب موضوع مهمی قبلا تصمیم گرفتیم حتما باید انجام بدیم و من و همسرم از موضع خودمون کوتاه نیایم

    مثال تمیز کردن خانه خانم هوپ

    مثلا وقتی داریم خونه رو تمیز میکنیم و هیچکی نمیخواد این کار رو انجام بده و در موردش حرف بزنه من میگم خیله خب بچه ها پاشید ما قرار با هم انجامش بدیم، موزیک رو روشن کنید و این کار رو لذت بخش کنید چون قرار نیست زجر اور باشه.

    سوال

    مادرا چجوری میتونن والد شادی باشن؟

    هوپ

    من واقعا فک میکنم که این ی انتخابه و باید انتخابش کنی.

    و اسم اهنگ اینه: من شادی رو انتخاب میکنم

    و همونجوری که میدونیم ما بعضی وقت ها ما این حس رو نداریم فک میکنم باید بگیم و فکر کنیم که چرا من الان شاد نباشیم.

    بعضی وقتها ما انتخاب میکنیم ک شاد نباشیم و فک میکنم ما نیاز داریم که انتخاب کنیم که شاد باشیم و سپاسگزار چیزهایی باشیم که داریم

    我愛你

    Wǒ ài nǐ

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 1576 روز

    سلام

    من چیزی که خیلی دیدم در این قسمت عشق بود… عشق هم جزو نیازهای هر انسانی بوده دیگه. اصلا بنظر من همه چیز از عشق درونی شروع میشه

    وقتی دیدم لیوان اون خانم گم شد و بعدش رفتند سریع خریدند. گفتم ببین چه ارزشی برای خواسته هاش قائله که سریع میره تهیه اش میکنه.. چقدر این باور مهمه که خواسته های من مهمههههه. نیازهای من مهمه. اهداف من همه و سرکوبش نمیکنم. بدستش میارم. به زبون میارم. چون برای خودم ارزش قائلم

    خب معلومه وقتی یه خانم برا خودش انقدر ارزش قائل باشه و به خودش و خواسته هاش ارزش قائل باشه و به عشق درونی رسیده باشه با بچه هاشم همونطور با عشق برخورد میکنه..

    شاید خیلی از بچه ها فارغ از نیازهای مادی شون بگن ما عشق میخواستیم. ما دوست داشته شدن میخواستیم. ما اعتماد به نفس میخواستیم و این نشون میده چقدر این عشق درونی مهمه

    این عشق بی قید و شرط رو یاد بگیریم اول یه خودمون بدیم که بی قید و شرط خودمونو دوست داشته باشیم… تفاوت های خودمون رو بپذیریم، اونوقت میتونیم تفاوتهای بچه ای که درسش خوب نیست هم بپذیریم

    عشق که از بیرون شروع نمیشه

    هرچی یاد بگیریم عشق درونی رو، بعد سر ریز میشه به بیرون هم سرایت میکنه و تبدیل میشه به یک خانواده شاد

    من خیلی اطرافم میبینم یه سری مادرها تمام وسایل گرون قیمت از اسباب بازی تا لوازمتحریر و لباس بسیار بسیار گرون قیمت رو برای بچه اش تهیه میکنه و خودش اصلا نیستتتت و اون بچه همیشه لباس مادرشو بغل میکنه

    چقد دست کم گرفتیم دوست داشتن رو و قدرتی که داره

    این عشق این بچه رو انقدر با اعتماد به نفس بار اورده که جلوی دوربین میاد از خودش و توانمندی هاش میگه

    من تاااابحال همچین مادری رو ندیده بودم و چقدر تحسینش کردم

    چقدر تازه دارم در صلح بودن رو میپذیرم

    بعد این فایل رفتم بازی تخته ام رو اوردم و یا خونواده بازی کردیم…

    فکر میکنم این روزها بیشتر با خودم دارم درصلح قرار میگیرم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: