این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/07/abasmanesh-11.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-07-19 08:39:282025-04-03 17:10:12سریال زندگی در بهشت | قسمت 49
228نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
هزاران سلام و درود بر استاد و مریمی عزیزم… استاد لطفاً لطفاً لطفاً این کامنت رو بخون و به درخواستم فکر کن … امیدوارم جواب مثبت بدهد…. این برای چندمین باره که دارم این درخواست رو مطرح میکنم… اگه لازم باشه اونقدر اصرار میکنم تا بالاخره جواب مثبت بگیرم… استاد عزیزم، مریم عزیم، تو رو خدا قسمت ها هر روز آپلود نکنید، یک روز درمیان یا هر چند روز یکبار…. دلایل بسیار قانع کننده زیادی رو هم در کامنت های قبل ذکر کردم، که اینجوری به نفع هممونه و همه نفع و سود میبرن… جون هر کی دوست دارید لااقل فردا قسمت جدید نذارید، تا من به قافله برسم… هنوز چند تا از قسمت های قبل رو ندیدم، اصلاً نرسیدم که اون حجم کامنت های سنگین و گرانبار رو بخونم با اینکه فردی تندخوان هستم…. حیفه بخدا …
استاد خدایی خودت راجع به این سریال چی فکر کردی؟!؟! فکر میکنی وقتی میگیم بهترین سریال تاریخ، داریم زیادی اغراق میکنیم؟!… بابا به پیر به پیغمبر منی که دنیای فیلم و سریال رو قبلا درو کردم، حتی نزدیک به همچین چیزی ندیدم … مگه سریال زندگی در بهشت یه سریال نمایش خانگیه ؟!یا شبکه آی فیلمه؟! یا نت فلیکسه؟! یا فیلم و سریال های مضخرف و پوچه؟! بخدا استاد تک تک قسمت ها گنجه …گنج …. دنیا دنیا درس زندگیه… دنیا دنیا زیبایی و نکات مثبته… تو چرا نمیخوای بفهمی استاد من؟؟؟😂😂😂😂😁😄😆😉😊😋😍😘
پَ چرا اینقدر عجولانه و تند تند فایل میزارید؟؛؟ مگه اینا فایل معمولین ؟!؟ مگه یوتیوبه که هر روز فایل آپلود کنید؟؛؟ بابا آدم میتونه چند روز فقط روی هر قسمت تمرکز کنه…. کامنت بزاره و کامنت بخونه…. یکم یواش تر… رفتم قسمت ۴۴ رو ببینم که دیدم بازم قسمت جدید ۴۹ … ماشاالله قسمت پشت قسمت… استاد جان این برای چندمین باره دارم صادقانه ازتون درخواست میکنم اونم با ذکر دلایل قانع کننده و منصفانه، لطفاً تجدید نظر کنید …. مریم جان نظر شما چیه؟!
عصری بعد از فراغت کارام، کیفمو برداشتم توش گوشی، میوه، و دفترم رو گذاشتم… موتور رو روشن کردم با توکل بر خدا رفتم بیرون از شهر … نمیدونستم کجا میخام برم… با هدایت خدا روندم رفتم ناکجاآباد… موتور گذاشتم همون پایین و رفتم روی یجای بلند تپه مانندی …. وای خدا من …. خدا رو بی نهایت سپاسگزارم که لحظه به لحظه زندگیم داره زیباتر میشه و هر روز به سمت اتفاقات، ایده ها، و زیبایی های بیشتر و جدیدتری هدایت میشم…. باورم نمیشد اینجا کجا بود دیگه … یه چیز عجیب غریبی بود… موقعی که داشتم ازش بالا میرفتم اون قسمت رو به من ، خاکی و گلی بود؛ وقتی رسیدم اون بالا روی نوکش، یلحظه فکر کردم دارم خواب میبینم و اشتباهی اومدم؛ نمیدونم باور میکنید یا نه، اون قسمت پشتی رو وقتی از بالا دیدم انگار روی نوک هرم اهرام مصر بودم…. سنگ های مربع و مشبک شکل منظمی روی هم و در کنار هم فشرده و چسبیده در کنار هم چیده بود… شیب صاف و تخت و بسیار تندی رو تشکیل میداد… هر چی دقت کردم نتونستم به نتیجه مشخصی برسم که این بنا ساخته دست انسان های هزاران سال پیشه این منطقس یا ساخت طبیعت و حاصل گذشت زمان و سنگ های رسوبی لایه ایه؟!؟ بعید میدونم طبیعی بوده باشه یجوری بود… استاد ایالت ما کهگیلویه، پُر گنج و آثار باستانی بکر و ناشناخته است…. توی زمین و ملک های مادر بزرگم اینا چندین گنج بزرگ خدا تومن میلیاردیه…. هر چی بهشون میگم به من اعتماد کنید و بیاید دست بکار شیم و ازین گنج و ثروت خدادادی نهایت استفاده رو ببریم… نه جنمی نه جراتی… همشون بز دلن… کل خانواده و طایفه پدری و مادریم، اصلا کل شجرنامه، همشون ذهن فقیر و تنگی دارن…. حرص…طمع… حسادت … قهر … ناهماهنگی …. ترس…. باورهای محدود کننده…. باورهای فقیر… عدم احساس لیاقت و ثروت …. اصلاً داغونن داغون …. یه وضیه که نگو… این گنج ها رو سالیان سال زیر زمین خاک میخوره، تا اینکه یه عده شیاد کلاه بردار، مافیاها، و ارگان های دولتی یه روز در سال ها و نسل های آینده به چنگش میارن… جهنم … من که هیچ وقت توی فاز این حرفا نبودم ولی برای مصلحت جمع میخواستم …. مهمترین سرمایه گذاری من، روی خودم ، استعداد های ناب، باورها، و علایق خارق العادمه…. و صدالبته خدااااااا…..
داشتم میگفتم استاد؛ توی همون حس زیبای سپاس گزاری و حیرت، روی تخته سنگی در ارتفاع نشستم، باد ملایم گرم تابستونی میوزید … پیراهنمو دراوردم تا نوازش خدا رو لمس کنم…. یه نگاه به افق انداختم ….وای خدا من چی بگم از این قدرت توجه و فرکانس… مریم عزیزم باورت نمیشه خورشید غروب کرده بود و ابرا و آسمون رنگارنگ؛ قرمز…صورتی…. زرد… نارنجی…. بنفش…. سفید …. آبی… طیف گسترده ای از رنگ های ترکیبی…ابرا به شکل های مینیاتوری و عجیبی درومدند… مشابه چیزی که امروز صبح توی قسمت ۴۸ دیدم…. اینه آره خود خودشه … من امروز صبح قسمت ۴۸ رو دیدم و با تمام وجودم توجه و تحسین و سپاس کردم براش… یه کامنت نامنظم عجیبی واسش گذاشتم ، بعدش خدا همون روز موقع غروب به همچین صحنه و منظره ای توی آسمون ایالت خودمون هدایتم کرد…. به این میگن زیبایی پشت زیبایی… به این میگن قانون جذب… خدایا باورم نمیشه انگار دارم خواب میبینم …. روزی نیست که به زیبایی و نکات مثبت بیشتری هدایت نشم … هر روز واسم بهترین روزه… و اینا رو خود من خلق کردم … وای خدایا شکرت که بهمون قدرت خلق کردن رو دادی…
همونجا توی حالت آرامش و شادی خودم، شروع کردم به خواندن کامنت ها… پناه بر خدا …. واقعا داشتم دیوانه میشدم… اینا چی میگن ؟!؟ مهمون های جدید؟!؟ چچچچی؟؛؟ قلبم از شدت هیجان تند تند میزد…. غرق شده بودم… سرمو بلند کردم دیدم یا خدا هوا کاملا تاریک شده… بلند شدم و با صدای بسیار بلندی فریاد زدم؛
خدایاااا شکرررررت… عاااااشقتم خدااااا… اآآآآ… صدام با برخورد به کوه های مقابل معکوس میزد … مثل اکو… توی حموم…😂😃😆😄😊
(چقدر لذت بخشه که آدم به دور از فضای زندگی شهری و آپارتمانی و آلودگی صوتی و بشری یه جای دنج داشته باشه که با خیال راحت فریاد بزنه بدون نگرانی… یه جای بهشتی مثل پرادایس … وای میمیرم براش)
استاد دیگه طاقت نیاوردم عین یوز پلنگ دوویدم پایین… موتور سریع روشن کردم چنان روندم انگار توی پیست مسابقم …(اینترنتی اونجا نبود و سریع برگشتم که این قسمتی بچه ها ازش تعریف کردن رو دانلود کنم… نتونستم بیشتر ازین صبر کنم…)
برگشتم… ورزشمو حرفه ای انجام دادم…
دوش آب سرد گرفتم…
غذای مورد علاقم ساندویچ شامی کتلت رو درست کردم و نوش جان کردم…
وای استاد هر زور زدم نتونستم … نتونستم این قسمتو نگاه کنم… همون لحظه اول که مریم خانم عزیزم گفت، سه تا خانواده جدید مهمونمومه؛ من از دیدن ادامه فایل منصرف شدم… یعنی طاقت نداشتم… خسته هم بودم و میخام با بهترین حالت فرکانسی نگاه کنم و با تمام وجود لذت ببرم و یاد بگیرم…. واقعاً دلشو ندارم که این حجم هولناک از اتفاقات فوق العاده رو ببینم … خدایا این چجور سیستمیه که کوانتومی و طوفانی ، زیبایی ها و اتفاقات مثبت رو به سمت شما و بالطبع ما ، جذب و هدایت میکنه … خدا به خیر بگذورنه واسم…
میخابم و سحر به عشق خدا و مطالعه قرآن ، دیدن قسمت ۴۹ و خوندن متن های دوستان عزیزم بیدار میشم….
استاد راستی این رو هم بگم؛ دیشب خوابتون رو دیدم… داشتید با مایک بازی میکردید و بگو بخند میکردید… صدای زیبای مریم گلی هم از توی اتاق پشتی میومد که داشت فایل تدوین میکرد… همونطور که همیشه روی فایل ها فقط صدا و حرفای زیبا دلنشینش رو میشنویم و تصویری ازش نداریم… امیدوارم که کم کم تکامل طی بشه و خیلی راحت و بدون قضاوت و حرف دیگران بیای جلو دوربین تا راحت تر و صمیمی تر باشید… عاشقتم مریم جان که به من بینهایت درس زندگی دادی…
استاد اینو قبلاً گفتم؛ بازم میگم؛ …..«تشویق»….؛
مایک بزرگ و مستقل شده رفته پی زندگی خودش ….
وقتشه شما و مریم خانم بچه دار شید …. والا…. مگه حرفه بدی میزنم!؟…. تصورش هم آدمو از شوق و ذوق، به گریه میندازه… روی باورها و ترمزهاتون کار کنید … خدا بزرگه…. از ته دلم دوستون دارم
نکنی فردا قسمت جدید بزاری… حالاها کار داریم با این قسمت و کامنتاش… الهی به امید تو
خدای من معجزه رو همین حالا تو همین ثانیه ها به چشم خودم دیدم
سلام استاد ماهَم ، من هنوز حتی فایل رو نگاه نکردم.. همین چند دقیقه پیش بعد کلی خنده و شادی و انجام کار مورد علاقه ام یه لحظه تو سکوت باخودم فرو رفتم .. حس کردم دوباره اون صدای قبل تو ذهنم میپیچه :
اولش اینطوری شروع شد : خیلی هنوز مونده به اون مداری ک خودتو لایقش میدونی برسی طبق تکامل فاصله زیادی تا اون مدار داری
بعد بهش گفتم : اشکال نداره عوضش از مسیر لذت میبرم ؛ استادم بهم گفته مقصدی وجود نداره مقصد همین مسیره همین روزای قشنگمه همین خرگوش نرم و خوشگل منه ک رو تختمه و محکم بغلش کردم
صدا بهم گفت : ولی هنوز خیلی دوره
تصویر رویام اومد تو ذهنم و صدا بهم گفت اصن ببینم چرا تاالان به خواسته ات نرسیدی ؟ ۳ سال داری تلاش میکنی ..
بهش گفتم دارم تکاملم و طی میکنم و الانم نسبت به ۳ سال قبل خیلی خیلی تغییر کردم و هرروز دارم رشد میکنم
بهم گفت چرا فلانی این ماشین و داره این کسب و کارو داره؟ تو چرا از اول تو خونواده ای بدنیا نیومدی ک ماشین دلخواهت (ماشین دلخواهم حدودا ۲ تومنه )و از اول بابا بگیره واست
خلاصه ک داشت رو اعصابم میومد ک بهم الهام شد برو نشونه ات و ببین گفتم اخه هنوز ۲۴ ساعت نشده! گفت برو ببین
اومدم تو سایت (که البته همین دوساعت پیشم تو سایت بودم) زدم رو نشونه این فایل اومد
بهم گفت نه .. وایسا !
نرو پایین
همین نظر اول همین متن انتخابی و بخون
منم شروع کردم به خوندن
باورم نمیشه خدای من دقیقا از خط ۱۵ ام (ببین خوشبحال تینا ک از کودکی دارن این حس و تجربه میکنند) یهو چشام پراشک شد
خدای من خدای سریع الجواب من
اخه ثانیه نکشید ک داری جواب منو میدی
خدای من چقدر این گفتگوهای درونی خانم ستاره عالی بود
یعنی دقیقا احساس کردم که همین الان خداست داره با من حرف میزنه
استاد من قبلا دوره های زیادی رفتم
به جرئت میگم این سایت این فضا این صمیمیت این حس خوب تو هیچ جایی از دنیا به این شکل نیست
خدارو سپاس ک تو این فضا دارم متحول میشم🌸رشد میکنم و هرروز و هرلحظه آگاه تر و کامل تر میشم🍃
این کامنت خیلی دلی بود و برای نوشتن هیچ جمله ای فکر نکردم فقط نوشتم
چهل بهار و تابستان و پائیز وزمستان از عشق بازی من و خدای مهربانم سپری شده است…. و از وقتی خود راشناختم در نجواهای درونم غرق در معبود هستی بودم و روش سنتی حاکم بر جامعه را طی طریق می کردم…. موفقیت …. موفقیت …. موفقیتی که محصول ذهنی بود که دائم در تلاش بود و سخت ترین کارها اولویت این ذهن قرار داشتند. همیشه به دنبال این بودم …. خدایا از من راضی هستی؟؟؟؟ و نجوای درون نهیب میزد که چه کرده ای… که به خود اجازه میدهی با خالق جهان هستی اینگونه سخن بگویی؟؟؟؟
و این من بودم وکشاکش درونم بود و طوفانی از علامتهای سوال…
به لطف خدا جوایز زیادی از معشوق یگانه ام خدای مهربانم گرفته ام…. همسرم بهترین آن جوایز است که به معنی واقعی معجزه ای بی بدیل است…. فرشته ای که هنوز نفس قدسی خداوند را در قلب خود زنده نگه داشته است….
ایشان ۵ سال پیش مرا با شخصی آشنا نمود که حرفهایش حساب بود و تمام سوالات نا جواب مرا جواب… ولی شکستن اعتقاداتی که مانند بتن های مسلح در زیر برجهای سربه فلک کشیده آسمان خراش خرافات بودند کار آسانی نبود . ۵ سال صدای مردی از جنس معجزه مردی بزرگ بنام سید حسین عباسمنش در لابلای زندگیم موج می زد …. ولی کو گوش جان شنوا؟؟؟ فرزندانم با این صدا تک تک سلولهایشان را پردازش می کردند و من ….. کو گوش جان شنوا؟؟؟؟
من استاد دانشگاه هستم و استدلال منطقی باید اثبات کند تا بپذیرم. این حرفهای استاد در دلم جایی نداشت….. و قایق زندگیم رفته رفته از ساحل ارامش دور می شد من به سمتی پارو میزدم و همسر عزیزتراز جانم به سمتی دیگر….
ولی در کنج دلم کشش عجیبی به حرفهای استاد داشتم … طوری که شنیدن صدایش تمام تمرکزم را تمام وجودم را جلب می کرد….
تا اینکه در سایت ثبت نام کردیم و همسرم با تنها پس اندازی که داشت فایل ثروت را خرید و رفته رفته بتن های سنگین دلم سست شد….
معجزه…. معجزه….
چیست این معجزه؟ تصورم بر این بود و اعتقادی محکم که معجزه از آن پیامبران بود و بس…
تا اینکه امروز در سایت دیدم نوشته شده هدایتم کن….
من که شدیدا بعد از دل سپردن به استاد به دنبال تغییر بودم…. و کلام استاد که فرمودند در اوج کار تغییر مسیر میدادند در درونم زمزمه ایجاد می کرد که تو هم در اوج هستی و باید تغییر کنی.
و با این نیت انتخاب کردم. و نیت کردم خداوندا هدایتم کن که شغلم را که مانع ثروتمند شدن است کنار بگذارم….
و فایل زندگی در بهشت ۴۹ باز شد….
و آنجا بو که شکستم….. و دریافتم به تعداد همه انسانهای جهان معجزه وجود دارد… شاید اگر گزاف نگویم برای هر لحظه انسانها معجزه خلق شده است و کافیست که چشم دل بگشاییم و خوشه های شیرین معجزه را در تاکستان زندگیمان لمس کنیم و شهد شیرین آن را به تمام سلولهای بدنمان تقدیم کنیم….
حال معجزه چه بود.؟ بنده علاوه بر استادی دانشگاه و داشتن مدرک دکتری تخصصی. سرهنگ هم هستم… و به تازگی نجواهای درونم تکرار میکردند برای خوشبختی و ثروت و لذت بردن باید استعفا بدهی و دیگر سرهنگ نباشی چون نظامی گری بال پروازت را می بندد و….
فایل که باز شد دیدم مهمانهای استاد که در اوج لذت و ثروت و خوشبختی هستند نظامی هستند و خانم سرهنگ بازنشسته و آقا همچنان مشغول خدمت….
خداوندا شکر که معجزه ات را درک کردم… شاید برای اولین بار اشک شوق و شوکه شدن را باهم تجربه می کردم…. خداوندا …. مگر می شود اینچنین جوابم را بدهی؟؟؟
می شود سرهنگ بود….و ثروتمند…. می شود سرهنگ بود و خوشبخت…. می شود سرهنگ بود و آزاد…می شود سرهنگ بود و عاشق… می شود سرهنگ بود و بر فراز زیباییها پر گشود و از آسمان برای تمام انسانهای خوشبخت دنیا دست تکان داد….
خدایا شکرت که ظرف وجودم را وسعت بخشیدی… خدایا شاید پیامبر خاتم تو آخرین هدایت گر بشریت بودند…..
ولی از تو اجازه می خواهم که این را فاش بگویم….. این بنده تو که حسین نام دارد و مانند حسین ع در دل تاریکیها فانوس در دست گرفته است و هل من ناصر ینصرنی را فریاد می زند و با منش و عباسگونه اش درس وفاداری را به بندگانت هدیه می دهد… پیامبر نیست ولی پیام آوری است که دلهای تاریک ما را با نور ایمان به تو روشن می سازد و زنگارهای سخت آئینه درونمان را می زداید….
خدایا شاکر درگاهت هستم و زبانم ناتوان از شکر درگاهت
خدایا شکر که هنوز اوتادی چون این سید بزرگوار حسین عباسمنش بر زمین گام بر میدارند و من در هوایی نفس میکشم که او نیز نفس می کشد…
هر نسیمی که به من بوی خراسان آرد چون دم عیسی درکالبدم جان آرد…
گفتنی بسیار است و مجال کوتاه…
استاد … بزرگ مرد تاریخ معاصر …. من لم یشکر مخلوق لم یشکر الخالق… تورا سپاس که سپاس از تو مرا لایق سپاسگزاری از خداوند مهربان نموده است …..
سلام به استاد دوست داشتنی و بچه های گل خونه خودمون
دو روز ننوشتم ،واقعا خیلی دلم تنگ شده بود براش،خودمم یادم رفته بود چقدر این قیمت قشنگ و شادددددددددد بودش.اول فایل که شروع میشه ما یه چیزایی رو میبینیم تو آشپزخونه که فقط دو تا آدمی ک باهم درصلحن میتونن اینجوری هم خودشون و هم مهموناشون رو اینجور راحت بزارن جوری که انگار تو خونه خودشونن همیشه به مامانم اینا میگم لازم نیست این همه خودتونو بکشین واسه مهمونایی که میان اما کو گوش شنوا.حتی حاضرن خودشونو از خستگی بکشن ولی یه وقت مهموناشون نگن وای چرا اینجور بود چرا ظرفا فلان بود و خیلی چیزای دیگه.
آره با خانوم شایسته موافقم قشنگترین وجه دنیا این هستش که ،دنیا پر از تنوعه پر از چیزای جدید و این رو فقط ما انسان ها یعنی بهترین ابزار های خدا با تفاوت در علاقمون بوجود میاریم.راستش الان حس میکنم چرا وقتی یه شخصی از یه شخص دیگه هررررررررررررررررررررررررررر چقدر هم خوب کپی کنه ما حس خوبی به اون شخص ندایم چون ذات جهان اینجور نیست ،هرکسی اذت بودن کنارش به اون جوری که خودش هست هستش،وگرنه اگه ما ی جور دیگه میخاستیم که پیش یکی دیگه میرفتیم. این قضیه خیلی خودش باعث شده همیشه بخام خودم باشه لذت ببرم از خودم حالا هر جوری که هستم و میدونم این درست ترین و خدایی ترین ورش زندگیه چون با اینکار دارم ارزش داشته های درونیم رو به خدا میفهمونم و ازش تشکر میکنم در عمل.
قطعا مهمترین قسمت یک جامعه رو خانواده ها تشکیل میدن و خب طبیعیه وقتی تو یه یک کشور اکثر خانواده ها بچه هاشون رو مسئولیت پذیر بار میارن اون جامعه به موفقیت های بیشتری میرسه. وقتی به ها مسئولیت پذبر بار بیان اون وقت تو حل چالش های زندگیشون خیلی کم به مشکل میخورن اون وقت عضله تصمیم گیریشون قوی میشه اونقد در برخورد با یه تضاد از بین نمیرن و چقدر خوبه ما بتونیم به این شیوه نسل های جدید رو تربیت کنیم و به قول استاد با به وجود آوردن یه نسل ضعیف باعث خیانت به اونا و نابودیشون نشیم.
مرسی استاد از فایلای خوبتون که همیشه عالیه و همیشه ما رو بهتر میکنه تو مسیر زندگیمون
…چقد استاد خیالش راحت بود از اینکه این همه مهمون داره براش میاد فک میکنم به خار اینه که استاد به خاطر عزت نفس بالاش خیلی مهمون داری رو سخت نمیگیره وحتی خیلی هم خوشحاله از برق چشماش کاملا مشخصه وکاملا ریلکس ،یعنی استرس هیچ چیزی رو نداره
…چه ماشین های هیولا وجادار عالی پرازوسایل
…چه احوالپرسی گرم وصمیمانه ای
…چه ادم های خونگرم و زیبا وباحال وصمیمی
…چقد این اقای ریک خانواده پرجمعیتی داره،،۶تا بچه
…
…چقد باحال گفت مریم جون که تفاوت وفتی که مهمون دارن وموقعی که ندارن فقط این ظرفهای یکبار مصرفه،،،این جمله هزاران نکته پشتشه هزاران اعتماد به نفس پشتشه
….چقد این سگه خوشحال بود که از ماشین پیاده شده واز حصار ماشین در اومده ومیتونه ازادانه بازی کنه
…چقد این سگ کوچیکه جربزه داشت که این بزرگه ازش حساب میبرد خیلی باحال بود
…چقد سریع بچه ها رفتن دنبال کارای چادر زدن وروبرا کردن تنتاشون وهرکسی سرش توی کار خودش بود،،معلوم بود که از این کار خیلی لذت میبرن ،چون خیلی با حوصله وبا دقت وبا اشتیاق داشتن تنتاشون رو برپا میکردن
…چقد اینا حرفه ای هستن ،چقد باتجربه ان ،وچقد وسایل حرفه ای اتراق در جنگل وکوه دارن،،تشکه خیلی باحال وزیبا وخوشرنگ دسفت بود
خداییش بچه ها رو در حد تفنگداران ارتش آموزش دادن. و هر نفر یه کوله پشتی حرفه ای داره. اولین نکته ای که توی ذهنم مثل یه چراغ روشن شد، فراوانی و امکانات عالی بود. همه چیز جمع و جور و در حد کوله پشتی، این ترکیب دوست داشتنی که من همیشه دلم میخواد کلی تجهیزات طبیعت گردی + کلی طناب و کارابین و هارنس برای کوهنوردی و adventure
اون قسمت سفر به دور آمریکا که توی ایالت فکر کنم جورجیا بود ،استاد از اون military supplies دیدن کرد و فقط یه چاقوی M9 گرفت اون هم یکی از ویژن های منه. خدا رو شکر ، خدا رو شکر بخاطر این همه فراوانی و ثروت و زیبایی در این سرزمین برکت داده شده.
امروز یه سخنرانی از رونالد ریگان فقید میدیدم که از کمپانی معروف هارلی دیویدسون بازدید کرده بود. میگفت چندی پیش نامه ای به من نوشته شده بود که تا مدتها ذهن من و اطرافیانم رو درگیر کرده بود و متن اون نامه این بود : « شما میتوانید به یونان بروید، ولی هیچوقت یونانی نمیشوید، به ژاپن بروید و هیچوقت ژاپنی نمیشوید، به آلمان یا فرانسه بروید و هیچوقت آلمانی و فرانسوی نمیشوید، ولی هر کس از هر جای دنیا میتواند به آمریکا بیاید و آمریکایی شود»
ن و رزاق و وهابم و باسلیقه خودم که اینقدر زیبایی خلق کرده..عاشقتمممم
من اشکام جاری شد با دیدن این زیبایی ها و اون تعجب مهمانها از این بهشت بی نظیر و جواب بی نظیر استاد که گفتن خدا اینجارو برامون پیدا کرد اشک ریختم و سپاسگزارتر شدم…چقدر دوس دارم این کارهای خداوند رو که به بهترین شکل ممکن طرف خودشو درست میکنه…واقعا لذتبخش بود دیدن برپایی کمپ این دوستان و عزیزان …فقط میتونم بگم در پناه الله یکتا باشید که در این پناه همه آنچه که میخواین هست اونم به بهترین شکل ممکن
خدا رو شکر یه صبح دیگه رو با دیدن وتمرکز روی زیبایى ها شروع کردم
خدایا شکرت هر روزم رو از روز قبل بهتر کن
چه زندگى جذاب و راحتى
استاد واقعا تحسینت میکنم که تونستی از اون شرایط توبندرعباس حرکت کنی و همچین زندگى واسه خودت خلق کنی
از یه خونه اجاره ای مشترک
تا یه خونه ی بزرگ که جنگل و دریاچه و ….. همه چیز داره طوری که ادم ها میان ازش به عنوان تفرجگاه هم استفاده میکنن
اینا همه درس داره باید روش تعقل کرد که دلیلی اصلیش چه بوده ؟
این بود که شما باور کردین می تونین چیزی که دوست دارین رو تا بی نهایت خلق کنین قدم به قدم از جایی که هستین
وقتى نقاشى میکنیم اولین خط رو میکشیم و اولسن رنگ رو میزنیم انقد ادامه میدیم با حس خوب تا نهایتا نقاشى دلخواهمو به دست بیاد جایی که هم دوست نداریم رو می تونیم تو مسیر تغییر بدیم
تحسین میکنم این قدرت اراده تعهد ایمان انگیزه و شور و شوقتون رو
این عشقتون به خودتون که براى خودتون انقد تلاش کردین و ادامه دادین تا به خواسته های دلتون برسین
ازتون ممنونم که انقد نکات مهم زندگى رو همواره بهم یاداور میشین
اینکه ادامه بدم تو خلق کردن هیچ عامل بیرونى اصلا وجود نداره هیچ صفر درصد
منم که عامل بیرونى رو ایجاد میکنم ، کنم که خالقم هرچیزی که الان هست تو زندگیم رو من خلق کردم اگه دوست ندارم یا می خوام بهتر شن می تونم با همون روش که اینا رو خلق کردن لازم تغییر بدم یا بهترش کنم
اره من مى تونم ، سناریو زندگیم رو بچینم و همواره بهتر و بهترش کنم هر چقد میرم جلو میبینیم که چقد امکان پذیره هر دفعه خواسته هام بزرگتر میشه و ایمانم هم بیشتر میشه
چند روزى درگیر کارم بودم و کامنت نزاشتم
درسته کارم پیشرفت ولی احساسم پیش نرفت و
من سریع برگشتم …. تا با احساس خوبى که ازینجا میگیرم کارها رو واسه خودم راحت کنم
چون فهمیدم همه چیز تمرکز بر نکات مثبت هست
اولین بار که وارد سایت شدم یه ندائی بهم گفت تا اخرین روزی که اینجایى یه ویدیو ببین و تحسین هاتو بنویس مثل تمرین ورزشت که واسه بدنت میکنی اینم هم جز تمرینات روزانه ات قرار بده
چون من از بچگى تو محیط به شدت منفى بزرگ شدم و می دونم چقد این کار بهم کمک میکنه بیشتر از هر کار دیگه پس با هدایت الله میرم براى تحسین تمام زیبایی ها و چیزهایی که تو این ویدیو دیدم و دوست دارم تو زندگیم تجربه کنم
١- استاد واقعا من این خلق ثروتتون رو تحسین میکنم که انقد راحت هم زندگى می کنین و هم کار و هم پول در میارین ، قبلا فکر مى کردم کارى که دارم می کنم نتیجه خاصى نیست که تو کامنتم بنویسم ولى دیروز بهم گفته شد که بگم از وقتی که انقد شیوه کار شما و ازادی شما رو تحسین کردن شغل من هم همین سمت رفته و جز زندگیم و تفریحاتم شده ، من میرم پیاده روی و دوچرخه سوارى و طبیعت اطرافمو تقریبا هر روز میگردم و تو مسیر هر جای زیبا رو تحسین میکنم و همینطور زمین ها و ویلاها رو و اینکه همونا هم یه طوری بهم میرسه واسه فروش که من اصلا تعجب میکنم دقیقا هر نقطه ای که خیلی خوشم میاد همونجا صاحبش پیدام میکنه و میرم از ملکش عکس میگیرم و …. میزارم واسه فروش یعنی دقیقا شغلم شده تفریح واسم چون خیلی از خدا خواسته بودم یا اینکه انقد کار مشترک شما و مریم جان رو تحسین کردم ، خودمم دارم به همین سمت میرم و میبینم چقد خدا افراد مختلف رو میاره تو مسیرم تا خواسته ام واسه رابطه عاطفی واضح بشه
٢- تحسین میکنم این همه کار راحت شما رو وقتى مهمون میاد رااااااااحت و ریلکس کار اضافه ى خاصى ندارین ، احسنت به شما و البته مهموناتون
٣- تحسین میکنم اون خانواده رو با اون همه بچه واقعا من چقد خانواده پرجمعیت دوست دارم
4- تحسین میکنم اولین برخورد شما با مهموناتون رو که انقد با عزت نفس و صمیمیت بود چقد خوبه ادم ها با هم خودشون رو یکى بدونن
5- تحسین میکنم این روش بزرگ کردن بچه ها رو چقد همشون با حس خوب داشتن کارشون رو انجام میدادن ( دیگه نگم براتون از بچه های لوس اطرافم که فقط نق نق میکنن ) من اینا رو میبینم چشمام ٨ تا میشه یعنى واقعی هست وجود داره !!!!!!
6- تحسین میکنم امکانات این خانواده ها رو ماشین هاشون رو ، وسایلاشون رو لوازم طبیعت گردیشون رو اینکه شب ها میرن تو طبیعت انقد وقت میگذونن چون من عاشق طبیعت هستم و تو طبیعت همیشه از تو رفرش میشم
٧- تحسین میکنم اون مادر خانواده رو در عین مهربانى اصول هم گذاشته واسه بچه هاش دقیقا ویژگى الله مهربان اصول جهان هستی و قوانین گذاشته برای خود ما و در عین حال بخشنده و مهربان هم هست
( همین الان که داشتم اون خانم رو تحسین میکنم دختر همسایمون اومد اینجا و من داشتم دقیق بهش اصول بازی تو اطاق رو یاد میدادم که در عین حال سرگرم شه خراب کارى هم نکنه چقد تحسین خودشو زود نشون میده )
٨- تحسین میکنم مریم جان رو که انقد خوشرو هست و تمرکزش تو هر لحظه رو زیبایی و تو خیلی چیزها با استاد نقاط مشترک داره که صحبت کنه ( واقعا چقد خوبه که دونفر با هم انقد نقاط مشترک داشته باشن که همیشه با هیجان حرف واسه گفتن )
خدایا مى خوام من رو تو شغلم به سمت ازادی مالی زمانی مکانی و راحتی درامد و ثروت اونم صعودی و روزافزون هدایت کنی
ازت مى خوام من رو به رابطه عاطفی هدایت کنى که توش با طرف مقابلم نقاط اشتراک زیادى داشته باشم حالا چه اگاهانه چه نااگاهانه قانون رو رعایت کنه ، و مى خوام که مثل استاد و مریم جان با هم کار مشترک هم داشته باشیم
چقد خوبه این تحسین کردن هاى فایل و اخرش درخواست ها رو به خداوند دادن
خدایا شکرت که هر لحظه هدایتم میکنی به شیوخ های بهتر واسه احساس خوب و خلق کردن زندگیم
باید پارو نزد وا داد
و الله بگویدت چون باید کرد
سلام استاد بزرگوارم
سلام گل مریم زیبا
اولین بار است مینویسم برایتان
اما هرروز دفترم پر میشود از صدق بالحسنی از سریال حقیقی زندگی در بهشت
اکنون من و همسرم در بهشت زندگی میکنیم زیرا که هدایت میشویم و ستاره قطبی راه را روشن میکند
اما در قسمت ۴۸ک باران زیبایی وصف نشدنی را ب ما هدیه کرد
شب که با همسرم رفتیم دوری بزنیم چون وقت نداشت ببینه براش تعریف کردم و تیکه های بارون بهش نشون دادم
همونجا از تو ی کوچه رد شدیم که همسر عزیزم ی ساختمون نشون داد گفت این بالاخره تموم شد ببین چ زیباست
برگشتیم دوتایی و از ذوق فریاد زدیم
چون اسم ساختمون پرادایس بود و این نشونه زیبا حالمون حسمون عالیترررر کرد.عکس گرفتیم اما نمیدونم چطور نیشه عکسشو براتون بذارم.🤩
ممنونم گه زیبایی هارو ب تجربه ما میرسونین.
و باران رحمتها هدیه هرروزتون.🙏🙏🙏🙏🌹
هزاران سلام و درود بر استاد و مریمی عزیزم… استاد لطفاً لطفاً لطفاً این کامنت رو بخون و به درخواستم فکر کن … امیدوارم جواب مثبت بدهد…. این برای چندمین باره که دارم این درخواست رو مطرح میکنم… اگه لازم باشه اونقدر اصرار میکنم تا بالاخره جواب مثبت بگیرم… استاد عزیزم، مریم عزیم، تو رو خدا قسمت ها هر روز آپلود نکنید، یک روز درمیان یا هر چند روز یکبار…. دلایل بسیار قانع کننده زیادی رو هم در کامنت های قبل ذکر کردم، که اینجوری به نفع هممونه و همه نفع و سود میبرن… جون هر کی دوست دارید لااقل فردا قسمت جدید نذارید، تا من به قافله برسم… هنوز چند تا از قسمت های قبل رو ندیدم، اصلاً نرسیدم که اون حجم کامنت های سنگین و گرانبار رو بخونم با اینکه فردی تندخوان هستم…. حیفه بخدا …
استاد خدایی خودت راجع به این سریال چی فکر کردی؟!؟! فکر میکنی وقتی میگیم بهترین سریال تاریخ، داریم زیادی اغراق میکنیم؟!… بابا به پیر به پیغمبر منی که دنیای فیلم و سریال رو قبلا درو کردم، حتی نزدیک به همچین چیزی ندیدم … مگه سریال زندگی در بهشت یه سریال نمایش خانگیه ؟!یا شبکه آی فیلمه؟! یا نت فلیکسه؟! یا فیلم و سریال های مضخرف و پوچه؟! بخدا استاد تک تک قسمت ها گنجه …گنج …. دنیا دنیا درس زندگیه… دنیا دنیا زیبایی و نکات مثبته… تو چرا نمیخوای بفهمی استاد من؟؟؟😂😂😂😂😁😄😆😉😊😋😍😘
پَ چرا اینقدر عجولانه و تند تند فایل میزارید؟؛؟ مگه اینا فایل معمولین ؟!؟ مگه یوتیوبه که هر روز فایل آپلود کنید؟؛؟ بابا آدم میتونه چند روز فقط روی هر قسمت تمرکز کنه…. کامنت بزاره و کامنت بخونه…. یکم یواش تر… رفتم قسمت ۴۴ رو ببینم که دیدم بازم قسمت جدید ۴۹ … ماشاالله قسمت پشت قسمت… استاد جان این برای چندمین باره دارم صادقانه ازتون درخواست میکنم اونم با ذکر دلایل قانع کننده و منصفانه، لطفاً تجدید نظر کنید …. مریم جان نظر شما چیه؟!
عصری بعد از فراغت کارام، کیفمو برداشتم توش گوشی، میوه، و دفترم رو گذاشتم… موتور رو روشن کردم با توکل بر خدا رفتم بیرون از شهر … نمیدونستم کجا میخام برم… با هدایت خدا روندم رفتم ناکجاآباد… موتور گذاشتم همون پایین و رفتم روی یجای بلند تپه مانندی …. وای خدا من …. خدا رو بی نهایت سپاسگزارم که لحظه به لحظه زندگیم داره زیباتر میشه و هر روز به سمت اتفاقات، ایده ها، و زیبایی های بیشتر و جدیدتری هدایت میشم…. باورم نمیشد اینجا کجا بود دیگه … یه چیز عجیب غریبی بود… موقعی که داشتم ازش بالا میرفتم اون قسمت رو به من ، خاکی و گلی بود؛ وقتی رسیدم اون بالا روی نوکش، یلحظه فکر کردم دارم خواب میبینم و اشتباهی اومدم؛ نمیدونم باور میکنید یا نه، اون قسمت پشتی رو وقتی از بالا دیدم انگار روی نوک هرم اهرام مصر بودم…. سنگ های مربع و مشبک شکل منظمی روی هم و در کنار هم فشرده و چسبیده در کنار هم چیده بود… شیب صاف و تخت و بسیار تندی رو تشکیل میداد… هر چی دقت کردم نتونستم به نتیجه مشخصی برسم که این بنا ساخته دست انسان های هزاران سال پیشه این منطقس یا ساخت طبیعت و حاصل گذشت زمان و سنگ های رسوبی لایه ایه؟!؟ بعید میدونم طبیعی بوده باشه یجوری بود… استاد ایالت ما کهگیلویه، پُر گنج و آثار باستانی بکر و ناشناخته است…. توی زمین و ملک های مادر بزرگم اینا چندین گنج بزرگ خدا تومن میلیاردیه…. هر چی بهشون میگم به من اعتماد کنید و بیاید دست بکار شیم و ازین گنج و ثروت خدادادی نهایت استفاده رو ببریم… نه جنمی نه جراتی… همشون بز دلن… کل خانواده و طایفه پدری و مادریم، اصلا کل شجرنامه، همشون ذهن فقیر و تنگی دارن…. حرص…طمع… حسادت … قهر … ناهماهنگی …. ترس…. باورهای محدود کننده…. باورهای فقیر… عدم احساس لیاقت و ثروت …. اصلاً داغونن داغون …. یه وضیه که نگو… این گنج ها رو سالیان سال زیر زمین خاک میخوره، تا اینکه یه عده شیاد کلاه بردار، مافیاها، و ارگان های دولتی یه روز در سال ها و نسل های آینده به چنگش میارن… جهنم … من که هیچ وقت توی فاز این حرفا نبودم ولی برای مصلحت جمع میخواستم …. مهمترین سرمایه گذاری من، روی خودم ، استعداد های ناب، باورها، و علایق خارق العادمه…. و صدالبته خدااااااا…..
داشتم میگفتم استاد؛ توی همون حس زیبای سپاس گزاری و حیرت، روی تخته سنگی در ارتفاع نشستم، باد ملایم گرم تابستونی میوزید … پیراهنمو دراوردم تا نوازش خدا رو لمس کنم…. یه نگاه به افق انداختم ….وای خدا من چی بگم از این قدرت توجه و فرکانس… مریم عزیزم باورت نمیشه خورشید غروب کرده بود و ابرا و آسمون رنگارنگ؛ قرمز…صورتی…. زرد… نارنجی…. بنفش…. سفید …. آبی… طیف گسترده ای از رنگ های ترکیبی…ابرا به شکل های مینیاتوری و عجیبی درومدند… مشابه چیزی که امروز صبح توی قسمت ۴۸ دیدم…. اینه آره خود خودشه … من امروز صبح قسمت ۴۸ رو دیدم و با تمام وجودم توجه و تحسین و سپاس کردم براش… یه کامنت نامنظم عجیبی واسش گذاشتم ، بعدش خدا همون روز موقع غروب به همچین صحنه و منظره ای توی آسمون ایالت خودمون هدایتم کرد…. به این میگن زیبایی پشت زیبایی… به این میگن قانون جذب… خدایا باورم نمیشه انگار دارم خواب میبینم …. روزی نیست که به زیبایی و نکات مثبت بیشتری هدایت نشم … هر روز واسم بهترین روزه… و اینا رو خود من خلق کردم … وای خدایا شکرت که بهمون قدرت خلق کردن رو دادی…
همونجا توی حالت آرامش و شادی خودم، شروع کردم به خواندن کامنت ها… پناه بر خدا …. واقعا داشتم دیوانه میشدم… اینا چی میگن ؟!؟ مهمون های جدید؟!؟ چچچچی؟؛؟ قلبم از شدت هیجان تند تند میزد…. غرق شده بودم… سرمو بلند کردم دیدم یا خدا هوا کاملا تاریک شده… بلند شدم و با صدای بسیار بلندی فریاد زدم؛
خدایاااا شکرررررت… عاااااشقتم خدااااا… اآآآآ… صدام با برخورد به کوه های مقابل معکوس میزد … مثل اکو… توی حموم…😂😃😆😄😊
(چقدر لذت بخشه که آدم به دور از فضای زندگی شهری و آپارتمانی و آلودگی صوتی و بشری یه جای دنج داشته باشه که با خیال راحت فریاد بزنه بدون نگرانی… یه جای بهشتی مثل پرادایس … وای میمیرم براش)
استاد دیگه طاقت نیاوردم عین یوز پلنگ دوویدم پایین… موتور سریع روشن کردم چنان روندم انگار توی پیست مسابقم …(اینترنتی اونجا نبود و سریع برگشتم که این قسمتی بچه ها ازش تعریف کردن رو دانلود کنم… نتونستم بیشتر ازین صبر کنم…)
برگشتم… ورزشمو حرفه ای انجام دادم…
دوش آب سرد گرفتم…
غذای مورد علاقم ساندویچ شامی کتلت رو درست کردم و نوش جان کردم…
وای استاد هر زور زدم نتونستم … نتونستم این قسمتو نگاه کنم… همون لحظه اول که مریم خانم عزیزم گفت، سه تا خانواده جدید مهمونمومه؛ من از دیدن ادامه فایل منصرف شدم… یعنی طاقت نداشتم… خسته هم بودم و میخام با بهترین حالت فرکانسی نگاه کنم و با تمام وجود لذت ببرم و یاد بگیرم…. واقعاً دلشو ندارم که این حجم هولناک از اتفاقات فوق العاده رو ببینم … خدایا این چجور سیستمیه که کوانتومی و طوفانی ، زیبایی ها و اتفاقات مثبت رو به سمت شما و بالطبع ما ، جذب و هدایت میکنه … خدا به خیر بگذورنه واسم…
میخابم و سحر به عشق خدا و مطالعه قرآن ، دیدن قسمت ۴۹ و خوندن متن های دوستان عزیزم بیدار میشم….
استاد راستی این رو هم بگم؛ دیشب خوابتون رو دیدم… داشتید با مایک بازی میکردید و بگو بخند میکردید… صدای زیبای مریم گلی هم از توی اتاق پشتی میومد که داشت فایل تدوین میکرد… همونطور که همیشه روی فایل ها فقط صدا و حرفای زیبا دلنشینش رو میشنویم و تصویری ازش نداریم… امیدوارم که کم کم تکامل طی بشه و خیلی راحت و بدون قضاوت و حرف دیگران بیای جلو دوربین تا راحت تر و صمیمی تر باشید… عاشقتم مریم جان که به من بینهایت درس زندگی دادی…
استاد اینو قبلاً گفتم؛ بازم میگم؛ …..«تشویق»….؛
مایک بزرگ و مستقل شده رفته پی زندگی خودش ….
وقتشه شما و مریم خانم بچه دار شید …. والا…. مگه حرفه بدی میزنم!؟…. تصورش هم آدمو از شوق و ذوق، به گریه میندازه… روی باورها و ترمزهاتون کار کنید … خدا بزرگه…. از ته دلم دوستون دارم
نکنی فردا قسمت جدید بزاری… حالاها کار داریم با این قسمت و کامنتاش… الهی به امید تو
عاشق شما«میلا»
خدای من معجزه رو همین حالا تو همین ثانیه ها به چشم خودم دیدم
سلام استاد ماهَم ، من هنوز حتی فایل رو نگاه نکردم.. همین چند دقیقه پیش بعد کلی خنده و شادی و انجام کار مورد علاقه ام یه لحظه تو سکوت باخودم فرو رفتم .. حس کردم دوباره اون صدای قبل تو ذهنم میپیچه :
اولش اینطوری شروع شد : خیلی هنوز مونده به اون مداری ک خودتو لایقش میدونی برسی طبق تکامل فاصله زیادی تا اون مدار داری
بعد بهش گفتم : اشکال نداره عوضش از مسیر لذت میبرم ؛ استادم بهم گفته مقصدی وجود نداره مقصد همین مسیره همین روزای قشنگمه همین خرگوش نرم و خوشگل منه ک رو تختمه و محکم بغلش کردم
صدا بهم گفت : ولی هنوز خیلی دوره
تصویر رویام اومد تو ذهنم و صدا بهم گفت اصن ببینم چرا تاالان به خواسته ات نرسیدی ؟ ۳ سال داری تلاش میکنی ..
بهش گفتم دارم تکاملم و طی میکنم و الانم نسبت به ۳ سال قبل خیلی خیلی تغییر کردم و هرروز دارم رشد میکنم
بهم گفت چرا فلانی این ماشین و داره این کسب و کارو داره؟ تو چرا از اول تو خونواده ای بدنیا نیومدی ک ماشین دلخواهت (ماشین دلخواهم حدودا ۲ تومنه )و از اول بابا بگیره واست
خلاصه ک داشت رو اعصابم میومد ک بهم الهام شد برو نشونه ات و ببین گفتم اخه هنوز ۲۴ ساعت نشده! گفت برو ببین
اومدم تو سایت (که البته همین دوساعت پیشم تو سایت بودم) زدم رو نشونه این فایل اومد
بهم گفت نه .. وایسا !
نرو پایین
همین نظر اول همین متن انتخابی و بخون
منم شروع کردم به خوندن
باورم نمیشه خدای من دقیقا از خط ۱۵ ام (ببین خوشبحال تینا ک از کودکی دارن این حس و تجربه میکنند) یهو چشام پراشک شد
خدای من خدای سریع الجواب من
اخه ثانیه نکشید ک داری جواب منو میدی
خدای من چقدر این گفتگوهای درونی خانم ستاره عالی بود
یعنی دقیقا احساس کردم که همین الان خداست داره با من حرف میزنه
استاد من قبلا دوره های زیادی رفتم
به جرئت میگم این سایت این فضا این صمیمیت این حس خوب تو هیچ جایی از دنیا به این شکل نیست
خدارو سپاس ک تو این فضا دارم متحول میشم🌸رشد میکنم و هرروز و هرلحظه آگاه تر و کامل تر میشم🍃
این کامنت خیلی دلی بود و برای نوشتن هیچ جمله ای فکر نکردم فقط نوشتم
دم همه بچه های این سایت و استاد نازنینم گرم
🍃تا کامنتی دیگه خدایارو نگه دارتون🍃
معجزه…..
چهل بهار و تابستان و پائیز وزمستان از عشق بازی من و خدای مهربانم سپری شده است…. و از وقتی خود راشناختم در نجواهای درونم غرق در معبود هستی بودم و روش سنتی حاکم بر جامعه را طی طریق می کردم…. موفقیت …. موفقیت …. موفقیتی که محصول ذهنی بود که دائم در تلاش بود و سخت ترین کارها اولویت این ذهن قرار داشتند. همیشه به دنبال این بودم …. خدایا از من راضی هستی؟؟؟؟ و نجوای درون نهیب میزد که چه کرده ای… که به خود اجازه میدهی با خالق جهان هستی اینگونه سخن بگویی؟؟؟؟
و این من بودم وکشاکش درونم بود و طوفانی از علامتهای سوال…
به لطف خدا جوایز زیادی از معشوق یگانه ام خدای مهربانم گرفته ام…. همسرم بهترین آن جوایز است که به معنی واقعی معجزه ای بی بدیل است…. فرشته ای که هنوز نفس قدسی خداوند را در قلب خود زنده نگه داشته است….
ایشان ۵ سال پیش مرا با شخصی آشنا نمود که حرفهایش حساب بود و تمام سوالات نا جواب مرا جواب… ولی شکستن اعتقاداتی که مانند بتن های مسلح در زیر برجهای سربه فلک کشیده آسمان خراش خرافات بودند کار آسانی نبود . ۵ سال صدای مردی از جنس معجزه مردی بزرگ بنام سید حسین عباسمنش در لابلای زندگیم موج می زد …. ولی کو گوش جان شنوا؟؟؟ فرزندانم با این صدا تک تک سلولهایشان را پردازش می کردند و من ….. کو گوش جان شنوا؟؟؟؟
من استاد دانشگاه هستم و استدلال منطقی باید اثبات کند تا بپذیرم. این حرفهای استاد در دلم جایی نداشت….. و قایق زندگیم رفته رفته از ساحل ارامش دور می شد من به سمتی پارو میزدم و همسر عزیزتراز جانم به سمتی دیگر….
ولی در کنج دلم کشش عجیبی به حرفهای استاد داشتم … طوری که شنیدن صدایش تمام تمرکزم را تمام وجودم را جلب می کرد….
تا اینکه در سایت ثبت نام کردیم و همسرم با تنها پس اندازی که داشت فایل ثروت را خرید و رفته رفته بتن های سنگین دلم سست شد….
معجزه…. معجزه….
چیست این معجزه؟ تصورم بر این بود و اعتقادی محکم که معجزه از آن پیامبران بود و بس…
تا اینکه امروز در سایت دیدم نوشته شده هدایتم کن….
من که شدیدا بعد از دل سپردن به استاد به دنبال تغییر بودم…. و کلام استاد که فرمودند در اوج کار تغییر مسیر میدادند در درونم زمزمه ایجاد می کرد که تو هم در اوج هستی و باید تغییر کنی.
و با این نیت انتخاب کردم. و نیت کردم خداوندا هدایتم کن که شغلم را که مانع ثروتمند شدن است کنار بگذارم….
و فایل زندگی در بهشت ۴۹ باز شد….
و آنجا بو که شکستم….. و دریافتم به تعداد همه انسانهای جهان معجزه وجود دارد… شاید اگر گزاف نگویم برای هر لحظه انسانها معجزه خلق شده است و کافیست که چشم دل بگشاییم و خوشه های شیرین معجزه را در تاکستان زندگیمان لمس کنیم و شهد شیرین آن را به تمام سلولهای بدنمان تقدیم کنیم….
حال معجزه چه بود.؟ بنده علاوه بر استادی دانشگاه و داشتن مدرک دکتری تخصصی. سرهنگ هم هستم… و به تازگی نجواهای درونم تکرار میکردند برای خوشبختی و ثروت و لذت بردن باید استعفا بدهی و دیگر سرهنگ نباشی چون نظامی گری بال پروازت را می بندد و….
فایل که باز شد دیدم مهمانهای استاد که در اوج لذت و ثروت و خوشبختی هستند نظامی هستند و خانم سرهنگ بازنشسته و آقا همچنان مشغول خدمت….
خداوندا شکر که معجزه ات را درک کردم… شاید برای اولین بار اشک شوق و شوکه شدن را باهم تجربه می کردم…. خداوندا …. مگر می شود اینچنین جوابم را بدهی؟؟؟
می شود سرهنگ بود….و ثروتمند…. می شود سرهنگ بود و خوشبخت…. می شود سرهنگ بود و آزاد…می شود سرهنگ بود و عاشق… می شود سرهنگ بود و بر فراز زیباییها پر گشود و از آسمان برای تمام انسانهای خوشبخت دنیا دست تکان داد….
خدایا شکرت که ظرف وجودم را وسعت بخشیدی… خدایا شاید پیامبر خاتم تو آخرین هدایت گر بشریت بودند…..
ولی از تو اجازه می خواهم که این را فاش بگویم….. این بنده تو که حسین نام دارد و مانند حسین ع در دل تاریکیها فانوس در دست گرفته است و هل من ناصر ینصرنی را فریاد می زند و با منش و عباسگونه اش درس وفاداری را به بندگانت هدیه می دهد… پیامبر نیست ولی پیام آوری است که دلهای تاریک ما را با نور ایمان به تو روشن می سازد و زنگارهای سخت آئینه درونمان را می زداید….
خدایا شاکر درگاهت هستم و زبانم ناتوان از شکر درگاهت
خدایا شکر که هنوز اوتادی چون این سید بزرگوار حسین عباسمنش بر زمین گام بر میدارند و من در هوایی نفس میکشم که او نیز نفس می کشد…
هر نسیمی که به من بوی خراسان آرد چون دم عیسی درکالبدم جان آرد…
گفتنی بسیار است و مجال کوتاه…
استاد … بزرگ مرد تاریخ معاصر …. من لم یشکر مخلوق لم یشکر الخالق… تورا سپاس که سپاس از تو مرا لایق سپاسگزاری از خداوند مهربان نموده است …..
منتظر معجزات دیگری که درک میکنم باشید…
سلام به استاد دوست داشتنی و بچه های گل خونه خودمون
دو روز ننوشتم ،واقعا خیلی دلم تنگ شده بود براش،خودمم یادم رفته بود چقدر این قیمت قشنگ و شادددددددددد بودش.اول فایل که شروع میشه ما یه چیزایی رو میبینیم تو آشپزخونه که فقط دو تا آدمی ک باهم درصلحن میتونن اینجوری هم خودشون و هم مهموناشون رو اینجور راحت بزارن جوری که انگار تو خونه خودشونن همیشه به مامانم اینا میگم لازم نیست این همه خودتونو بکشین واسه مهمونایی که میان اما کو گوش شنوا.حتی حاضرن خودشونو از خستگی بکشن ولی یه وقت مهموناشون نگن وای چرا اینجور بود چرا ظرفا فلان بود و خیلی چیزای دیگه.
آره با خانوم شایسته موافقم قشنگترین وجه دنیا این هستش که ،دنیا پر از تنوعه پر از چیزای جدید و این رو فقط ما انسان ها یعنی بهترین ابزار های خدا با تفاوت در علاقمون بوجود میاریم.راستش الان حس میکنم چرا وقتی یه شخصی از یه شخص دیگه هررررررررررررررررررررررررررر چقدر هم خوب کپی کنه ما حس خوبی به اون شخص ندایم چون ذات جهان اینجور نیست ،هرکسی اذت بودن کنارش به اون جوری که خودش هست هستش،وگرنه اگه ما ی جور دیگه میخاستیم که پیش یکی دیگه میرفتیم. این قضیه خیلی خودش باعث شده همیشه بخام خودم باشه لذت ببرم از خودم حالا هر جوری که هستم و میدونم این درست ترین و خدایی ترین ورش زندگیه چون با اینکار دارم ارزش داشته های درونیم رو به خدا میفهمونم و ازش تشکر میکنم در عمل.
قطعا مهمترین قسمت یک جامعه رو خانواده ها تشکیل میدن و خب طبیعیه وقتی تو یه یک کشور اکثر خانواده ها بچه هاشون رو مسئولیت پذیر بار میارن اون جامعه به موفقیت های بیشتری میرسه. وقتی به ها مسئولیت پذبر بار بیان اون وقت تو حل چالش های زندگیشون خیلی کم به مشکل میخورن اون وقت عضله تصمیم گیریشون قوی میشه اونقد در برخورد با یه تضاد از بین نمیرن و چقدر خوبه ما بتونیم به این شیوه نسل های جدید رو تربیت کنیم و به قول استاد با به وجود آوردن یه نسل ضعیف باعث خیانت به اونا و نابودیشون نشیم.
مرسی استاد از فایلای خوبتون که همیشه عالیه و همیشه ما رو بهتر میکنه تو مسیر زندگیمون
عالی هستین.
سلام به استاد عزیزم وتمام دوستان فوق العادم
بخشی از نکات زیبای این فایل از دید من:
…چقد استاد خیالش راحت بود از اینکه این همه مهمون داره براش میاد فک میکنم به خار اینه که استاد به خاطر عزت نفس بالاش خیلی مهمون داری رو سخت نمیگیره وحتی خیلی هم خوشحاله از برق چشماش کاملا مشخصه وکاملا ریلکس ،یعنی استرس هیچ چیزی رو نداره
…چه ماشین های هیولا وجادار عالی پرازوسایل
…چه احوالپرسی گرم وصمیمانه ای
…چه ادم های خونگرم و زیبا وباحال وصمیمی
…چقد این اقای ریک خانواده پرجمعیتی داره،،۶تا بچه
…
…چقد باحال گفت مریم جون که تفاوت وفتی که مهمون دارن وموقعی که ندارن فقط این ظرفهای یکبار مصرفه،،،این جمله هزاران نکته پشتشه هزاران اعتماد به نفس پشتشه
….چقد این سگه خوشحال بود که از ماشین پیاده شده واز حصار ماشین در اومده ومیتونه ازادانه بازی کنه
…چقد این سگ کوچیکه جربزه داشت که این بزرگه ازش حساب میبرد خیلی باحال بود
…چقد سریع بچه ها رفتن دنبال کارای چادر زدن وروبرا کردن تنتاشون وهرکسی سرش توی کار خودش بود،،معلوم بود که از این کار خیلی لذت میبرن ،چون خیلی با حوصله وبا دقت وبا اشتیاق داشتن تنتاشون رو برپا میکردن
…چقد اینا حرفه ای هستن ،چقد باتجربه ان ،وچقد وسایل حرفه ای اتراق در جنگل وکوه دارن،،تشکه خیلی باحال وزیبا وخوشرنگ دسفت بود
موفق باشید
چه فایل بسیار بسیار عالی بود
خداییش بچه ها رو در حد تفنگداران ارتش آموزش دادن. و هر نفر یه کوله پشتی حرفه ای داره. اولین نکته ای که توی ذهنم مثل یه چراغ روشن شد، فراوانی و امکانات عالی بود. همه چیز جمع و جور و در حد کوله پشتی، این ترکیب دوست داشتنی که من همیشه دلم میخواد کلی تجهیزات طبیعت گردی + کلی طناب و کارابین و هارنس برای کوهنوردی و adventure
اون قسمت سفر به دور آمریکا که توی ایالت فکر کنم جورجیا بود ،استاد از اون military supplies دیدن کرد و فقط یه چاقوی M9 گرفت اون هم یکی از ویژن های منه. خدا رو شکر ، خدا رو شکر بخاطر این همه فراوانی و ثروت و زیبایی در این سرزمین برکت داده شده.
امروز یه سخنرانی از رونالد ریگان فقید میدیدم که از کمپانی معروف هارلی دیویدسون بازدید کرده بود. میگفت چندی پیش نامه ای به من نوشته شده بود که تا مدتها ذهن من و اطرافیانم رو درگیر کرده بود و متن اون نامه این بود : « شما میتوانید به یونان بروید، ولی هیچوقت یونانی نمیشوید، به ژاپن بروید و هیچوقت ژاپنی نمیشوید، به آلمان یا فرانسه بروید و هیچوقت آلمانی و فرانسوی نمیشوید، ولی هر کس از هر جای دنیا میتواند به آمریکا بیاید و آمریکایی شود»
به نام تنها فرمانروای جهان،فرمانروای مهربام
ن و رزاق و وهابم و باسلیقه خودم که اینقدر زیبایی خلق کرده..عاشقتمممم
من اشکام جاری شد با دیدن این زیبایی ها و اون تعجب مهمانها از این بهشت بی نظیر و جواب بی نظیر استاد که گفتن خدا اینجارو برامون پیدا کرد اشک ریختم و سپاسگزارتر شدم…چقدر دوس دارم این کارهای خداوند رو که به بهترین شکل ممکن طرف خودشو درست میکنه…واقعا لذتبخش بود دیدن برپایی کمپ این دوستان و عزیزان …فقط میتونم بگم در پناه الله یکتا باشید که در این پناه همه آنچه که میخواین هست اونم به بهترین شکل ممکن
بنام خداى فراوانی ها
خدا رو شکر یه صبح دیگه رو با دیدن وتمرکز روی زیبایى ها شروع کردم
خدایا شکرت هر روزم رو از روز قبل بهتر کن
چه زندگى جذاب و راحتى
استاد واقعا تحسینت میکنم که تونستی از اون شرایط توبندرعباس حرکت کنی و همچین زندگى واسه خودت خلق کنی
از یه خونه اجاره ای مشترک
تا یه خونه ی بزرگ که جنگل و دریاچه و ….. همه چیز داره طوری که ادم ها میان ازش به عنوان تفرجگاه هم استفاده میکنن
اینا همه درس داره باید روش تعقل کرد که دلیلی اصلیش چه بوده ؟
این بود که شما باور کردین می تونین چیزی که دوست دارین رو تا بی نهایت خلق کنین قدم به قدم از جایی که هستین
وقتى نقاشى میکنیم اولین خط رو میکشیم و اولسن رنگ رو میزنیم انقد ادامه میدیم با حس خوب تا نهایتا نقاشى دلخواهمو به دست بیاد جایی که هم دوست نداریم رو می تونیم تو مسیر تغییر بدیم
تحسین میکنم این قدرت اراده تعهد ایمان انگیزه و شور و شوقتون رو
این عشقتون به خودتون که براى خودتون انقد تلاش کردین و ادامه دادین تا به خواسته های دلتون برسین
ازتون ممنونم که انقد نکات مهم زندگى رو همواره بهم یاداور میشین
اینکه ادامه بدم تو خلق کردن هیچ عامل بیرونى اصلا وجود نداره هیچ صفر درصد
منم که عامل بیرونى رو ایجاد میکنم ، کنم که خالقم هرچیزی که الان هست تو زندگیم رو من خلق کردم اگه دوست ندارم یا می خوام بهتر شن می تونم با همون روش که اینا رو خلق کردن لازم تغییر بدم یا بهترش کنم
اره من مى تونم ، سناریو زندگیم رو بچینم و همواره بهتر و بهترش کنم هر چقد میرم جلو میبینیم که چقد امکان پذیره هر دفعه خواسته هام بزرگتر میشه و ایمانم هم بیشتر میشه
چند روزى درگیر کارم بودم و کامنت نزاشتم
درسته کارم پیشرفت ولی احساسم پیش نرفت و
من سریع برگشتم …. تا با احساس خوبى که ازینجا میگیرم کارها رو واسه خودم راحت کنم
چون فهمیدم همه چیز تمرکز بر نکات مثبت هست
اولین بار که وارد سایت شدم یه ندائی بهم گفت تا اخرین روزی که اینجایى یه ویدیو ببین و تحسین هاتو بنویس مثل تمرین ورزشت که واسه بدنت میکنی اینم هم جز تمرینات روزانه ات قرار بده
چون من از بچگى تو محیط به شدت منفى بزرگ شدم و می دونم چقد این کار بهم کمک میکنه بیشتر از هر کار دیگه پس با هدایت الله میرم براى تحسین تمام زیبایی ها و چیزهایی که تو این ویدیو دیدم و دوست دارم تو زندگیم تجربه کنم
١- استاد واقعا من این خلق ثروتتون رو تحسین میکنم که انقد راحت هم زندگى می کنین و هم کار و هم پول در میارین ، قبلا فکر مى کردم کارى که دارم می کنم نتیجه خاصى نیست که تو کامنتم بنویسم ولى دیروز بهم گفته شد که بگم از وقتی که انقد شیوه کار شما و ازادی شما رو تحسین کردن شغل من هم همین سمت رفته و جز زندگیم و تفریحاتم شده ، من میرم پیاده روی و دوچرخه سوارى و طبیعت اطرافمو تقریبا هر روز میگردم و تو مسیر هر جای زیبا رو تحسین میکنم و همینطور زمین ها و ویلاها رو و اینکه همونا هم یه طوری بهم میرسه واسه فروش که من اصلا تعجب میکنم دقیقا هر نقطه ای که خیلی خوشم میاد همونجا صاحبش پیدام میکنه و میرم از ملکش عکس میگیرم و …. میزارم واسه فروش یعنی دقیقا شغلم شده تفریح واسم چون خیلی از خدا خواسته بودم یا اینکه انقد کار مشترک شما و مریم جان رو تحسین کردم ، خودمم دارم به همین سمت میرم و میبینم چقد خدا افراد مختلف رو میاره تو مسیرم تا خواسته ام واسه رابطه عاطفی واضح بشه
٢- تحسین میکنم این همه کار راحت شما رو وقتى مهمون میاد رااااااااحت و ریلکس کار اضافه ى خاصى ندارین ، احسنت به شما و البته مهموناتون
٣- تحسین میکنم اون خانواده رو با اون همه بچه واقعا من چقد خانواده پرجمعیت دوست دارم
4- تحسین میکنم اولین برخورد شما با مهموناتون رو که انقد با عزت نفس و صمیمیت بود چقد خوبه ادم ها با هم خودشون رو یکى بدونن
5- تحسین میکنم این روش بزرگ کردن بچه ها رو چقد همشون با حس خوب داشتن کارشون رو انجام میدادن ( دیگه نگم براتون از بچه های لوس اطرافم که فقط نق نق میکنن ) من اینا رو میبینم چشمام ٨ تا میشه یعنى واقعی هست وجود داره !!!!!!
6- تحسین میکنم امکانات این خانواده ها رو ماشین هاشون رو ، وسایلاشون رو لوازم طبیعت گردیشون رو اینکه شب ها میرن تو طبیعت انقد وقت میگذونن چون من عاشق طبیعت هستم و تو طبیعت همیشه از تو رفرش میشم
٧- تحسین میکنم اون مادر خانواده رو در عین مهربانى اصول هم گذاشته واسه بچه هاش دقیقا ویژگى الله مهربان اصول جهان هستی و قوانین گذاشته برای خود ما و در عین حال بخشنده و مهربان هم هست
( همین الان که داشتم اون خانم رو تحسین میکنم دختر همسایمون اومد اینجا و من داشتم دقیق بهش اصول بازی تو اطاق رو یاد میدادم که در عین حال سرگرم شه خراب کارى هم نکنه چقد تحسین خودشو زود نشون میده )
٨- تحسین میکنم مریم جان رو که انقد خوشرو هست و تمرکزش تو هر لحظه رو زیبایی و تو خیلی چیزها با استاد نقاط مشترک داره که صحبت کنه ( واقعا چقد خوبه که دونفر با هم انقد نقاط مشترک داشته باشن که همیشه با هیجان حرف واسه گفتن )
خدایا مى خوام من رو تو شغلم به سمت ازادی مالی زمانی مکانی و راحتی درامد و ثروت اونم صعودی و روزافزون هدایت کنی
ازت مى خوام من رو به رابطه عاطفی هدایت کنى که توش با طرف مقابلم نقاط اشتراک زیادى داشته باشم حالا چه اگاهانه چه نااگاهانه قانون رو رعایت کنه ، و مى خوام که مثل استاد و مریم جان با هم کار مشترک هم داشته باشیم
چقد خوبه این تحسین کردن هاى فایل و اخرش درخواست ها رو به خداوند دادن
خدایا شکرت که هر لحظه هدایتم میکنی به شیوخ های بهتر واسه احساس خوب و خلق کردن زندگیم
بنام خدای مهربان
سلام ب همگی عزیزانم
روز78
الهی شکرت بخاط هدایتم ب این قسمت فوق العاده ک پراز فراوانی و ثروته
پراز حس خوبه
پراز آدم های دوسداشتنی مستقل توحیدیه
خدایا شکرت بخاطر این ماشین های فوق العاده و جادار مهمون ها ،ک نشانه ثروت و فراورانی
چقد پر جمعیته خانواده های امریکایی خانواده رایان 4 فرزند داشت
و حالا یکیش 6تا بچه داره خدایا
این نشون میده چ باورهای خوبی دارن
چ ایمانی دارن
چ امیدی ب آینده دارن
دقیقا برعکس اکثر ما ایرانی ها میگن ی بچه کافیه کی میتونه پول پوشک بچه بده اصن
خدای من این اگه شرک نیست پس چیه
چقد لذت برم اونجا ک هرکدوم از بچه ها سریع دست بکار شدن و شروع کردن ب درست کردن همک هاشون
عجب امکاناتی داشتن
پشه گیر
و حتی بعضی هاشون اینقد هیولا و حرفه ای بودن برای بارونم فکرایی کرده بودن
و چقد با دقت و با حوصله داشتن کارخودشون و انجام میدادن
چقد حس خوبیه کمپ زدن تو دل طبیعت چ تجربه ی قشنگی میشه
چقد عالی بود
چادرها پنجره هایی داشتن ک میتونستی بیرون و آسمونو و اطرافو هم ببینی
چقد مدل چادرها متفاوت و حرفه ای بود
چ ابزار حرفه ای
اون تشک بادی چقد باحال بود خدای من خیلی خوشم اومد ازش
چقد موهای دخترا خوشگل و خوش رنگ بود بااینکه نوجوون بودن
خودشون با اعتماد ب نفس کار خودشونو انجام میدادن
ی چیزی ک اومد تو ذهنم وقتی ک داشتن هر کدوم برای خودش کمپ میزد
این بود ک چرا ی چادر بزرگ نزدن و چند نفر با هم اونجا شب بخوابن
هرکدوم برای خودش چادر خودش و همک خودشو داشت؟
جز اینه ک هرکی تنهایی دوست داشت لذت ببره
هرکی مسئول کار خودش بود
باید جای خودشو انتخاب میکرد
و خودش امکاناتشو میداشت
ک اینا نشونه فراوانیه
نشونه مستقل بودن بچه ها و بزرگتر هاست
نشون میده ک من فقط مسئول کار خودمم
مسئول لذت بردن خودمم
مسئول زندگی خودمم
چقد کیف کردم وتحسینشون کردم
برعکس ما ک فک میکنیم ک ی نفر باید مسئول کارهای بقیه باشه
و بقیه استراحت کنن چ تو مسافرت چ تو انجام کارهای خونه
الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر این باورهای قشنگ ک هر کسی مسئول زندگی خودشه حتی فرزند تو خودش مسئول انجام کارهای خودشه
مسئول وسایل خودشه
مسئول سرگرم کردن و خوشی خودشه
الهی صدهزار مرتبه شکرت
اون خانمی ک 6تا بچه داشت و خییلی تحسین کردم
ک اینقد خوب بچه هاشو تربیت کرده بود
و مسئولیت پذیر
چ امکانات حرفه ای داشتن
عجب کوله های خفنی
خییلی لذت بردم
منم دوسدارم تجربه کنم کمپ کردن تو طبیعت رو و شب موندن و لمس فضای آزاد و آسمون ب انتها و درختان سرسبز
بوی طبیعت
خنکی هوا
آرامش و سکوتش رو
الهی صدهزار مرتبه شکرت
چقد خوبه ک مریم جون برای مهمون های بیشتر فقط تعداد ظرف های یکبار مصرفش بیشتر شد
و همه روهم گذاشته بود روی میز بااعتماد ب نفس وحس ارزشمندی
چقد عالیه این دیدگاه خیلی دوسشدارم
اینکه لحظات ما ارزشمندن
و ما باید تا میتونیم ازشون استفاده کنیم
و لذت ببریم و با مهمون هامون باشیم
ن اینکه کل وقتمون و تو آشپزخونه باشیم
چ برای آماده کردن ظرف ها
چ برای پهن کردن سفره اونم با احتیاط
چ برای جمع کردن و شستن و خشک کردن و گذاشتن سرجاشون
وقتی ک برای خودت ارزش قائل باشی آسان میشی برای آسانی ها ولذت میبری از حضور مهمانها هرچقدر هم ک زیاد باشن فرقی نداره
من عاشق این سادگی شدم و دوسدارم تو زندگیم پیاده کنم
و ب امید خدا بچه هامو مسئولیت پذیر بار بیارم ک هرکی مسئول کار خودشه
حتی مسئول هزینه های خودشه
یکی از خواهر هام دوتا بچه داره ک الان دختر بزرگش ازدواج کرده و بچه داره
وقتی میاد خونه مامانش مسئولیت بچه شم با مامانشه
حتی اگه آب بخواد میگه مامان آب بیار برام
و بچه دومش ک الان سربازی هم هست
همین طور انگار ک تو هتل ان
غذا باید آماده باشه
میوه
چای
آب
و..
خودمم تقریبا برای بقیه اعضای خانواده ام اینجوریم از من انتظار دارن ک من کارشونو انجام بدم
برای مهمان هم اینجور
خواهرم چن روز پیش داشت از دوستش تعریف میکرد
ک میخواسته با ی امربکایی فک کنم ازدواج کنه وبرای آشنایی بیشتر
رفته خونه ی پسر ک بشناسه شون
دوستش گفته وقتی ک رسیدم اونجا
همه نشسته بودن دور میز
وهیچی روی میز نبوده
گفتم تشنمه بهم گفتن آب تو یخچاله برو بخور خخخخخ
و اصن شوک شدم ک چرا اینجوری ان اینا ی آب خالی هم برام نیاوردن
گفتن خودت برو از تو یخچال بردار
و چقد فرهنگ ما متفاوته واینا اصن کاری ب مهمون ندارن پذیرایی نمیکنن
برای همین کات کردم
خدایا شکرت بخاطر این دیدگاه توحیدی
ک نشون میده ک چقد برای هر لحظه ی خودت ارزش قائلی وباید در خدمت خودت باشی ن بقیه
هدف اینه ک تو لذت ببری از زندگی شاد باشی و لحظات خوب بسازی برای خودت
و من لایق عشق واحترام هستم فارغ از ابنکه کاری انجام بدم یا ن
من لایق شادی هستم
من لایق خوشحال بودن هستم
من لایق ی زندگی شادم
من فقط مسئول زندگی خودمم
مهم ترین کار زندگی من لذت بردنه
شاد بودنه
در خدمت خودم بودنه
احساس خوب داشتنه
من مسئول شادی بقیه نیستم
من مسئول خدمت رسانی ب بقیه نیستم
الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر این پرادایس زیبا
این دریاچه ی رویایی این درختان خوشگل و خوش رنگ
این انرژی ک جاریه تو این فضا
خدایا تنها تورا بندگی میکنم وتنها از تو یاری میخوام
من رو ب راه راست هدایت کن
راه کسانی ک ب اونها نعمت دادی
ن کسانی ک براونها غضب کردی و ن گمراهان
خدایا شکرت
هوا داره خنک میشه و تغییر فصلو با تمام وجودم دارم احساس میکنم
عظمتت رو شکر
الهی شکرت اتفاقات فوق العاده ای توراهه
قراره کلی سوپراییز بشم
خدایا شکرت بخاطر آموزش های فوق العاده ای ک دارم میبینم
خودمو تحسین میکنم ک دیروز خیلی عالی عمل کردم
هم برای درست کردن ماسک پایانی
هم برای پاک کردن کانتور روی صورت و گردن مشتری
مرسی بابت ایده ای ک بهم دادی باعث شد تو ده دقیقه کارمو انجام بدم
الهی شکرت ک هر لحظه داری هدایتم میکنی و باهام حرف میزنی
کمکم کن بتونم کنترل ذهن کنم و صداتو واضح تر بشنوم
الهی صدهزار مرتبه شکرت
بخاطر اینکه دیشب چون کارم با مشتری طول کشید ساعت 9ونیم تموم شد
خواستم اسنپ بگیرم
ک مشتری گفت خودم میرسونمت دیگه اسنپ نگیر
الهی شکرت ک دلها رو نرم میکنی برام
و دستان خدا زیادن برای رسبدن من ب خواسته هام
خدایا مرسی ک داری آسانم میکنی برای آسانی ها
عاشقتمممم