این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/07/abasmanesh-14.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-07-24 10:32:452020-07-25 08:39:22سریال زندگی در بهشت | قسمت 52
201نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استادعزیز و ارزشمندم و مریم عزیز و دوست داشتنی ام
سلام به مهمونا
سلام به دوستان خوبم در این سایت پر از یاد و نام خدا
خدایا شکرت برای یک روز دیگه، یک فرصت جدید برای دوباره زنده شدن و زندگی کردن
خدایا شکرت برای دیدن این نقطه آبی رنگ زیبا
خدایا شکرت برای بدرقه یک دوست عزیز که دیروز رفتم ترمینال تا باهاش خداحافظی کنم و کلی به یاد بیارم که اصلا از کجا و کی و چطوری ما با هم آشنا شدیم. چطور خدا هدایت مون کرد. اصلا چطور با تمام غریبه بودن اینقدر با هم آشنا بودیم. دختری اهل بندرعباس که دانشجوی بیوتکنولوژی دانشگاه تهران بودن. دختری که دقیقا یادم نمیاد کی حدود اواخر سال 1401یا 1402 اینا بود که از طریق یک همزمانی شگفت انگیز ایشون ومن توی محوطه خوابگاه شون برای اولین بار همو دیدیم و…داستان خیلی طولانی میشه و من دیروز در طول مسیر رفت و برگشت سعی کردم توی ذهنم مرور کنم و با اینکه خیلی دوست داشتم با همون دوست عزیزم در این باره حرف بزنیم اما واقعا جوری رسید که فقط بدو بدو خودشو رسوند و رفت و در حد بغل و خداحافظی شاید بیشتر نشد که با هم باشیم. اما دیروز من چیزهایی برام مرور و یادآوری شد که یادم رفته بود و لازم بود یادم بیاد و بخاطر این آدم ها و این اتفاقات که حاصل جمع یکسری فرکانس های جدید من بود و یکجورایی اولین نفر از این خانواده بزرگ و صمیمی رو در حالی باهاش آشنا بشم که نه من شماره ایی ازشون داشتم نه میشناختم، نه هیچی…کاملا هدایتی و با برنامه ریزی و هماهنگی و همزمانی خداوند این اتفاق افتاد.
فقط اخرشب توی پیام از این دوست عزیز خواستم خیلی دلم میخواد ردپاهاشو توی سایت ببینم و خوشبختانه من یک اخلاقی که دارم این بوده که همیشه با دوستانی که آشنا شدم که اهل این خونه و خانواده صمیمی عباسمنش هستن، یکجورایی دلم خواسته اینجا ردپاهاشون رو بخونم و یکجورایی از نتایج و اتفاقات شگفت انگیزشون بخونم، اونم نه با دنبال کردن شون اونم هدایتی…
شاید برای یک برهه خاصی من یکسری افراد رو تیک “از طریق ایمیل به من خبر بده” رو فعال کردم و یکجورایی دنبال میکدرم هر کامنتی که گذاشتن رو و بعد یک اتفاق ها و نشانه ها و همزمانی هایی افتاد که متوجه شدم اینجوری خودمو به یکسری بچه های توی سایت محدود میکنم و اینجوری انگار فقط یک گروه میشیم توی سایت(فرقه فرقه کردن ازز همینجاها شروع میشه) و من احتمال داره بهشون وابسته بشم و بی نهایت دست رو از خودم بگیرم و با بقیه بچه ها کمتر آشنا بشم و تجربیات و کامنت های بقیه بچه ها رو کمتر اهمیت بدم و یکجورایی تعصبی و محدود عمل کنم و ازادی رو یکجورایی از خودم بگیرم. واسه همین من اصلا خیلی پایبند دنبال کردن ایمیل ها و خبرایی که از طریق سایت میاد نیستم، نمیگم خوب نیستا هرزگاهی چک میکنم اگر حسش بیاد یا در مسیرم قرار بگیره اما حتی خودمو خواستم در این حد هم محدود به یک یا یک گروه آدم نکنم. یا اینکه چون فلانی جدیده یا قدیمی هست یا چون فلانی رو دیدم یا باهاش حرف زدم برم دنبالش کنم یا بهش لایک بدم.
امروز من کامنت منتخب این قسمت رو خوندم و این فکرایی که توی سرم از دیروز اومدم و فکر کردن به رفتار خودم و اینکه تشخیص بد اصل چیه. چون واقعا الان با حجم این همه دوست احتمال حاشیه رفتن زیاده. دنبال توجه جلب کردن یا دیده شدن و لایک از استاد زیاده که تا حدی طبیعیه و قبول دارم و نمیخوام به خودم سخت بگیرم اما من دیدم و تجربه کردم و اینم خوب میدونم ورود به حاشیه و غرق شدن حتی به یکسری چیزا که اصل نیستن باعث میشه آروم آروم از مسیر خارج بشم.
مثلا همین کامنت خوندن و کامنت نوشتن در اون یک اصلی هست که اگر ازش دور بشم دیگه این ابزار قدرتمند میتونه تازه منو از مسیر درست منحرف کنه.
مثلا اشنا شدن با دوستانی که از آموزه های استاد عباسمنش استفاده میکنن و اصطلاحا میگیم از بچه های سایت استاد هستن یا میگیم عباسمنشی و یکسری اصطلاحات اینجوری…اکر ادامه پیدا کنه که خودش جای اصل رو بگیره منو از اصل دور میکنه و با چشم خودم خیلی از بچه ها رو دیدم اینجوری آروم آروم با یکسری از همین توجیه ها و توضیح ها از اصل دور شدن و اصلا فرقه فرقه کردن…که اینجا گروه گروه شدن معنی نداره،وابسته شدن به یک تعداد خاص معنی نداره درسته من شاید نسبت به مدار و چیزهایی که لازم دارم با آدم هایی بیشتر کامنت بازی کرده باشم اما نباید اجازه بدم غرق این موضوع بشم و از اصل دور بشم و یادم بره برای چی اینجام و چرا و چطور…
وای یک چیز شگفت انگیز دیگه هم میخوام اینجا بنویسم اینکه دیشب وقتی رسیدم خونه روی میز نهارخوری یک قرآن قدیمی قطور و بزرگ بود که سر راه همسرم قرار گرفته بود و با خودش آورده بود خونه…
یا اینکه قبل اینکه بیام بالا خونه خودمون، به صاحبخونه مون حاج خانم سر زدم و چقدر حالشون بهتر بود و چقدر خوشحالم اون شب پیشش بودم و باهاش وقت گذرونم و با تمام قلبم بهش انرژی مثبت و امید دادم.
چقدر این ارتباط ها قشنگه…
■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■
سریال زندگی در بهشت قسمت 52 اُم
به به این قسمت با صدای استاد و توضیح ایشون از کارایی که آقای ریک انجا م میداد. از چوب های خیلی خیلی ریز شروع کرده اونم با چه دقتی روی هم گذاشته تا آتیش درست کنه اونم به شیوه طبیعــتی و جنگلی . با اینکه همه امکانات رو داره اما با کبریت و با یک شیوه ابتدایی تر آتیش درست کنه لذت ببره.
خدایا چه کبریت خفن و باحالی
خدایا چقدر با صبر و حوصله و آروم آروم یک آتیش کوچولو درست کرد
خدایا قابلمه چدنی سنگین با کیفیت خفن شون رو ببین
یک قابلمه مجهز به سه پایه ایی که درب بردار هست.
چقدر قشنگ بود هم صحبتی استاد با دوست شون و موضوعات قشنگ و اطلاهاتی که با هم شیر میکردن. چقدر استاد رو تحسین کردم که اینقدر راحت نشسته بود و صحبت های دوستش رو متوجه میشد و خودشون هم براحتی منظورشون رو به انگلیسی به ایشون میرسوندن.
واقعا مریم جان و استادجان توانایی انگلیسی صحبت کردن و فهمیدن تون رو تحسین میکنم.
آشپز امروز آقای ریک هست واقعا با چه نظم و ترتیبی داشت کار میکرد، چقدر با دقت و عشق. اصلا اینجوری نبود که سریع یک کاری بکنه و کار رو تموم کنه و بگه آخیش تموم شد انجام شد. نه قشنگ معلوم بود از هر برشی که پیازها داشت میزد لذت میبرد و عشق میکرد، از هر تیکه چوبی که زیر قابلمه میذاشت و اون همه زمانی باید میگذاشت،که تا یخ گوشت ها باز بشه داشت لذت میبرد و با آرامش داشت فقط با عشق آشپزی میکرد.
واقعا جهان در حال نشان دادن لذت ها و راحتی های بیشتر هست. این همه امکانات برای لذت بردن و راحتی…
طرز تهیه شِپردزپای (Shepherds pie) با آشپزی آقای ریک
خدای من ببین آقای ریک هم علاقمند هستن تا زبان فارسی رو یاد بگیرن و چند کلمه هم فارسی حرف زدن.خدایا شکرت برای این همه
وای فقط گفتن اون کلمه “یــکمی” گفتنشون خیلی قشنگ بود. “فارسی بلدم یکمی”
خدایا این جهان چقدر جا برای رشد و آموختن داره…
خدایا شکرت برای این جهان شگفت انگیزت..
مریم جان تحسین تون میکنم برای این همه عشق و مهارت تون هم برای ما فیلم میکرفتین و هم حواس تون به گوشت ها بود و داشتین کار میکردین. واقعا آفرین بهت خانم خودساخته توانمند…
دیدن تیراندازی و تفریح اون پسر هم به تنهایی خیلی قشنگ بود و هر کسی توی عالم و دنیای خودش در حال لذت بردن هست.
خدایا این اطلاعات شیر کردن منجر شد تا یک بنای خفن در میامی رو بدونید کجاست اونم در حالی که سالها پیش خودتون اونو در سمینارهاتون درمورد این بنای سنگی که با سنگ تراش داده شده رو بهش اشاره میکردین، وقتی ایران بودین. حالا همین نزدیکی شماست و شما میتونید برین براحتی ببیند.
Coral Castle قلعه ایی اسرارآمیز و شگفت انگیز که یکنفر به تنهایی اونو ساخته…
واقعا خداروشکر برای این جهان پر از دیدنی و شگفتی…منم عاشق اینم که ماجراجویی کنم در ان دنیای پر از شگفتی و زیبایی با این همه انسان باحال و شگفت انگیز…
وقتی آدم های متفاوت رو ملاقات میکنیم این یکی از مواهبش هست تا اینجوری ارتباطات و اطلاعات مختلف رو با هم به اشتراک میگذاریم و باعث گسترش خودمون و بقیه میشیم… وگرنه که خدا یک کاری میکرد توی همون غار خودمون بمونیم ما اینقدر آزاد هستیم و اینقدر این گسترش و آزادی عمل اصل و اساس این جهانه. این درک من تا الان از این جهانه…خدایا شکرت برای این لحظه و این آگاهی ها و فراوانی ها
بله خوندن این متن ها به قول پوریای عزیز برای خودمون خوبه
من اومدم قهوه بخرم و بسته بود استثناأ من منتظر شدم
نمیدونم چرا نرفتم قهوه فروشی بغلی و اونجا رو امتحان کنم در نتیجه تلفن زدم بهش و منتظر شدم تا بیاد تو این تایم که نشسته بودم تو محل یه سری نا خواسته ها برام پیش اومد که داشت عصبیم میکرد
سر ظهر من تو یه محله ی مسکونی که همه املاکی ها بیکار بودن و داشتن منو دید میزدن منم با لگ قرمز اماده ی باشگاه رفتن
خلاصه سعی کردم افکار ادم ها رو برای خودم بی اهمیت کنم و هدایت شدم به متن این داستان.
انقدر برام جالب بود لذت بخش بود که اصلا حالم بهتر شد و کلی وایب خوب گرفتم
اگر خوبیها رو به خوبی تصدیق کنید ، ما هم شما رو آسون میکنم برای آسونیها
با درود و وقت بخیر خدمت همه ی دوستان عزیزم و استادان نازنینم
امیدوارم حال دلتون عالی و احوالتون متعالی و جیباتون پر پول باشه
خدایااآاا شکرت که تعهدی دادم که با دیدن سریال های زندگی در بهشت و یا سفر به دور آمریکا هر روز فرکانس هامو تنظیم کنم بسمت زیبایی ها و نکات مثبت و کنترل ذهن و خواسته هام و روابط خوب و عالی و پول و ثروت و خیر و برکت های الهی … و با خواندن کامنت های دوستان بیشتر از همیشه در مدار درک و آگاهی ها و سپاسگذاری بیشتری هدایت میشوم خدایااآاا هزاران هزار بار شکرت که در ادامه ی این مسیر منو یاری میکنی خدایااا شکرت
موضوع این قسمت ..
چقدر این پرادایس نعمت بزرگیه
از آن درختان سرسبز و انبوه با شکوهش
اون پرندگان آوازه خوان بهشتی
از اون دریاچه ی زیبای آینه ایش
خدایااا شکرت هر چی از این زیبایی ها بگم هنوز جای تعریف و تمجید و تحسین داره
اون فایر پیت
ظرفشویی بیرون محوطه
این آزادی ها
این روابط های دوست داشتنی و جادویی خانوادگی ارزشمند ..
این عزت و احترام های مودبانه
این شخصیت های فوق العاده عالی و خودساخته
این ثروت ها و نعمت های جادویی
این فرکانس بالا و مثبت و زیبایی ها و هزاران نکته های ارزشمند قابل تعمق
اینکه هر کسی بطور آزادانه مشغول کارهای و تفریحات خودش هست و اینکه هر کسی وظیفه ی خودش رو انجام میده و هر کسی توی کار دیگری دخالت نمیکنه و هر کسی مسعولیت یک کاری رو بعهده داره . جای تحسین داره .
کلا جاهایی که فضای پیک نیکی و طبیعت داره خیلی آزادانه تر میشه در کنار هم لذت ببرند ..
میهمانان هم تمام وسایل و تجهیزات خودشان رو آوردن که راحت باشند و آزادانه از وسایل شون استفاده کنند و زحمتی برای میزبان نداشته باشند.
البته قبلنا من به این چیزها عادت داشتم مثلا وقتی ما لواسان توی یک باغ دو سه هزارمتری بودیم و فضای آنجا خیلی زیبا با درختان میوه و گیلاس و آلبالو . به و سیب بود و سمت دیگر خانه فایر پیت داشتیم برای آتیش روشن کردن و منقل و کباب .دوستای همسر خدا بیامرزم مثل خودش همه شون کوهنورد بودند و همیشه کیسه خواب هاشون رو با خودشون میآوردند و یا غذا و مواد خوراکی شون رو هم میاوردند و با هم شر میکردیم . کلا کسانی که طبیعت گردی میکنند با چنین سبک میهمانداری آشنا هستند و ما هم همیشه وسایل کوهنوردی و ماهیگیری و پیک نیکی مون کامل بود .. کلا هیچوقت هتل نمیرفتیم . ولی اقامتگاهای کوهنوردی زیادی که توی دل طبیعت بود بیشتر میرفتیم.. کلا کوهنوردان و یا طبیعت گرها یک حس همکاری و همیاری با هم داشتند و به هم کمک میکردند و زیاد در قید و بند و محدودیت و تشریفات نبودند .. هیچ چیزی رو سخت نمی گرفتن . خیلی راحت و آسون برنامه ریزی میکردند .. اغلب صحبت هاشون در مورد نوع وسایل و یا مارک لوازم هاشون بود و یا از کوههایی که صعود کرده بودند و یا خاطرات قشنگی که با هم رفته بودند و یا چیزهای خنده دار صحبت میکردند و اغلب شون هم هنر نمایی هایی هم داشتند و تمبک و ساز داشتند و مینواختن و آواز میخواندن و میرقصیدن و شاد بودن..
من این سبک زندگی و طبیعت گردی رو خیلی سال ها پیش تجربه کردم !!! واقعا یادش بخیر خدایاااآ شکرت که این تجربیات قشنگ رو تجربه کردم خدایاااا شکرت
چقدر وسایل آقای ریک مجهز و درست و حسابی و حرفه ای بود
کبریت و لوازم حرفه ای
دیک و قابلمه های حرفه ای
سه پایه و مخصوص درب قابلمه حرفه ای
آشپزخانه ی سیار مجهز
سطل زباله ی تاشوی حرفه ای
نحوه ی روشن کردن آن چوب های ریز با آن کبریت حرفه ای خیلی لذت بخشع با اینکه امکانات کافی داشتند ولی دوست داشتن از یک شیوه ی دیگری و سنتی برای آتیش روشن کردن استفاده کنند
حتی صندل چرمی تابستانی آقای ریک چقدر زیبا و حرفه ای بود این آقای ریک توی همه چی مسلط و حرفه ای و با سلیقه هست
از خانم شایسته ی عزیز و نازنینم هم تشکر و قدردانی میکنم که دوربین بدست بودند و تمام این زیبایی ها رو برامون با زبان تصاویر ثبت و ضبط و تدوین کردند و تمام آگاهی ها و قوانین رو استاد عزیزمون بصورت عملی بهمون نشون دادند و توضیحات لازم رو تدریس کردند واقعا این فایل های دانلودی سایت یکی از یکی بینظیرتر و عالی تر هست . ممنون و سپاسگذارم که در مدار یادگیری و آموزش و تدریس آگاهی های قوانین چنین استادان عزیزی هستم خدایا شکرت ممنون و سپاسگذارم
نکته ی بعدی اینکه…
چقدر خداوند قشنگ هدایت ها رو انجام میده یعنی هیچ سوال و پرسشی در جهان بی پاسخ نمی مونه …. فکرشو بکن آن دوست آقای ریک. آدرس آن جای دیدنی که مدتها پیش استاد بدنبالش بود رو توضیح میده آن هم به همین راحتی .. چقدر جالبع کلید هر دری و دروازه ای به این قشنگی توسط یک شخصی باز میشه که آدم اصلا انتظارشو نداره !!!!! خدایااآاا شکرت
خدایااا شکرت که فرصتی برای دیدن این قسمت از سریال زندگی در بهشت به من داده شد!!!
خدایاااا شکرت تنها فقط و فقط ترا می پرستم و میخوام در مدار آزادی پولی و مالی و آزادی زمانی و آزادی مکانی و روابط درست و مناسب خوب و عالی باکیفیتی باشم
و خدایااا تنها فقط و فقط از تو یاری میخوام برای هدایت و آگاهی و انرژی و سلامتی و تداوم و پایداری و تمرکز. و نعمت و خیر برکت های الهی را می خواهم
و خدایااا شکرت تنها فقط و فقط از تو یاری میخوام برای هدایت بسمت باز شدن کلیدی که فقط مخصوص من و همانند اثر انگشتم که امضای خاص و ویژه ی من است پس مسیر رسیدن به خواسته ها و آرزوهای من هم خاص و ویژه است
اینجایی که آقای ریک داره آشپزی می کنه و فضا و ویوی پشتش دریاچه و درختها رو عاشقانه دوست دارم یه حس عجیبی بهم می ده چیدن این سنگها روی هم آتیش و غذا پختن داخلش من رو به دوران کودکی می بره وقتی توی مزرعه مادرم اینجوری سنگها رو می زاشت و غذا می پخت یا عشایری که به شهرمون کوچ می کردند دقیقا این شکلی بود خیلی دلم می خواد توی یه فضای این شکلی غذا بپزم اونم روی آتیش که مزه غذا رو جادویی می کنه.
و دریاچه و درختها که دیگه به قول مریم جان آدم رو دیوانه می کنه حس می کنم کنار هرم آتیش یه خنکی و نسیمی هم از دریاچه می یاد که حسابی لذتبخش می کنه.
خدای من آشپزخانه صحرایی که می تونن جمع بشه سطل زباله که جمع می شه و یخچالی که همه وسایل رو داره این نتیجه ثروت و ثروتمند بودنه کسی می تونه به راحتی همه این وسایل رو داشته باشه که ثروتمند باشه و می تونه لذت ببره.
مریم جان هر وقت اینقدر راحت و با اعتماد به نفس از مهمونها فیلم می گیری تحسینت می کنم و خودم رو جای شما می زارم و می بینم کار سختی هست شاید اصلا روم نشه فیلم بگیرم من همیشه این اعتماد به نفست رو تحسین کردم و برام یه الگوی خوبی.
هر کس داره لذت می بره به شیوه ای که خودش دوست داره یکی شنا یکی قایق سواری یکی تیر اندازی یکی صحبت کردن و هیچ کس مسول لذت بردن دیگران نیست.
و تحسین می کنم این آزادی این شادی و شاد زیستن رو.
و چه نعمتی هست هم صحبت شدن با انسانهای مختلف مثل الان استاد که تونسته یه جای زیبا که قبلاً ازش صحبت می کرده رو پیدا کنه و خواسته درش شکل بگیره که ببیندش و حتما که اتفاق می افته و البته که اتفاق افتاد.
مریم جان همه شما رو تحسین می کنند به دلیل توانایی هایی که داری به دلیل اعتماد به نفست استقلالت و…
خدایا شکرت برای این بهشت که هر روز صبح باهاش فرکانس هامون رو بهبود می دیم.
خدایا شکرت برای این انسانهای موحدی که با توکل به تو به این خواسته هاشون رسیدند.
خدایا شکرت برای این دریاچه زیبا این درختان سرسبز و تصویر توی دریاچه.
خدایا چقدر شروع کردن با این جمله برام لذت بخشتر شد.
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و سرکار خانم شایسته مهربان.
سلام به همه همفرکانسیهای عزیز
برداشت من از این مهمونهای استاد و کلا جاهایی که مهمون دارن، این هست که…
استاد همیشه تو فایلها شون میگن که کل قانون جهان اینه که تو در هر شرایطی سعی کن که احساس خوب داشته باشی و باورهای مناسب و همجهت با خواستهها، بقیه چیزا رو خدا خودش برات ردیف میکنه.
برداشت من اینه که الان استاد مثل همیشه توی احساس خوب داره زندگی میکنه و ارتباط هایی هم که قبلا به هر طریقی و هر جایی استاد داشته الان دارن به سمتش هدایت میشن تا دستانی از خداوند باشن برای اینکه استاد به خواسته شون برسند که…
( راهاندازی قسمت انگلیسی سایت هست برای اشاعهی توحید و یکتا پرستی که هدف اصلی زندگیشون هست برای کل جهان)
وخداوند(نیروی برتر ) کائنات هم 100%سخاوتمندانه پاداشهایی به ایشون عطا میکنه که در ذهن هیچکس نمیگنجد.
با این دستان خداوند باعث میشه که استاد از هرکلاسی بهتر در زمینه زبان بتونن مهارت پیدا کنن تا بتونن به اون خواسته خودشون مثل هیشه به سادگی و زیبایی برسن.
اینجا میشه فهمید وقتی که استاد میگه من برای نعمتهایی که تو زندگیم هست زجر نکشیدم، جون نکندم،
وتوی جاده زندگی سوت زدم، لذت بردم، و رسیدم به اینجایی که الان هستم.
واقعا میشه فهمید که این فایلهای دانلودی در اصل آموزشهای عملی تمامی دورههاشون هست،
که میشه بیشتر اون مطالب که به صورت تئوری در تمامی دورها آموزش داده شده، را دید و باور کرد که همه چیز در دست خودمون هست و هیچکس تو زندگی ما هیچ قدرتی ندارد مگر اینکه ما با باورهای شرک آلود خودمون به دیگران قدرت بدیم تا توی زندگیمون تاثیر بذارن.
استاد عزیزم، شما برای ما الگوی انسانیت و دانایی هستید.
هر کلامتان وهر کاری که انجام میدید درسی ازعشق،
حکمت و معرفت است.
و من، از صمیم قلبم، شکرگزارم که فرصت دیدن زندگی در بهشت را دارم…
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
هرکجا که هستید در پناه خداوند مهربان
شاد و سلامت، سعادتمند و ثروتمند در دنیا و آخرت باشید
خداوند را سپاسگزارم ، هزاران بار ، توسط شما بهشت واقعی را (هر چند بصورت مقطعی) احساس و تجربه میکنم و این بهشت گوارای وجودتان که هر لحظه تجربه و احساس میکنید.
و چقدر شگفت زده شدم از مکالمه انگلیسی براحتی شما (در حداقل چهار سال پیش)
مگه میشه براحتی باور داشت از اون زندگی (محله اسلام آباد در بندرعباس) (چون من خودم بمدت بیست و پنج سال قبل از سال 79 اونجا بودم و کامل میشناسم) تا به اینجا ، مگر با دیدن تصاویر شما که عینیت بخشی را متصور میکنه.
زندگی در کنار افراد با افکار ، ادیان ، فرهنگ و . . . یعنی بمعنی واقعی کلمه (( تعامل ))
در عین لذت بردن در کنار دیگران ، لذت بردن اونا رو هم احساس میکنید.
و فکر میکنم این نتیجه تغییر باورهایی است که شما در خودتان ایجاد کرده اید. تغییر باورها (حتی تو این سن ، شصت و شش سال) فکر میکنم کار سختی نباشه بشرطی که همانطور که بارها تاکید داشته اید مستلزم داشتن تمرین و ممارست است که البته بازم کار سختی نیست.
یکی از ویژگی و برجستگی های شما اینه که راهکارهای سخت و انجام نشدنی رو به همراه هانتون ارائه نمیکنید ، آموزش های شما همگانی (واقعی به معنی اخص کلمه) (فارغ از ، هر سن ، شغل ، مقطع تحصیلی(فقط خواندن و نوشتن) شان اجتماعی و …..) هست و هر چند به دعای چون منی نیاز ندارید ولیکن امیدوارم روز بروز موفق تر باشید.
استاد بدونید که با دیدن فایل های صوتی و تصویری شما فقط لذت میبرم.
من هنوزم هربار هدایتم میکنی گیج میشم و بازم مغزم هنگ میکنه…آخه چقدر هوشمندی…آخه شما اینهمه آفریده داری چطور این سیستم رو آفریدی که انقدر دقیق مدیریت میشه و به نیازهای همه پاسخ میده
من امروز صبح حسم این بود که برای پیشرفت بیشترم نیازه با کیفیت تر روی باورهام کار کنم…از شما پرسیدم در دفترم نوشتم که بگو چطور….میخواستم سریال زندگی در بهشت که روتین اول صبح اغلب روزهام هست نبینم و از نشانه من استفاده کنم
اما شما در ذهنم گفتی مگه این سریال کمک نمیکنه بهشتی شدن رو یاد بگیری…بیا ببینش و من بعدش هدایتت میکنم…اجرا کردم…چقدر هم این سریال عالیه در تمرکز روی نکات مثبت
با تمرکز روی نکات عالی همین سریال من چقدر نعمت و برکت وارد زندگی ام شده
فقط با توجه روی همین سریال و چگونگی رفتار استاد و خانم شایسته و بقیه مهمانان بهشتی کلی رشد شخصیتی پیدا کردم
مثلا همین دیشب یه مهمونی برگزار کردیم که به جرات میگم ساده ترین مهمونی ممکن در تمام زندگی ام بود اما در عین حال بهترین مهمونی که کلی به همه خوش گذشت
اما قبلا چقدر به خودم سخت میگرفتم
خداوند یکی یکی کارهای منو انجام داد و همه کمک کردند حتی خود مهمونا…حتی یکسری ایده ها در خود مهمانی داده شد که چکار کنیم بیشتر کیف کنیم
اینا همه برکات زندگی در بهشته
برکات توجه به شیوه عملکرد بهشتی هاست
از خداوند میخوام که این روند در زندگی ام ادامه دار بشه
اما نکته بعدی اش کامنت برگزیده و متن این قسمت بود
با این که من همیشه نکات آموزنده سریال رو مینویسم و الان یه دفترچه پر کردم از نکات مثبت این سریال….و حتی با هدایت خدا یه گروه تلگرامی با خودم و خدا دارم که خواسته هایی که از دیدن همین سریال یا طی روز برام ایجاد میشه رو توش مینویسم و به خدا عرضه میکنم تا در زمان مناسب برای منم ممکن کنه
مثلا امروز در گروه برای خدا نوشتم که خدایا ممنونم که زوج من هم مثل آقای ریک با نظم و با سلیقه است….آشپزی انقدر خوبی داره….انقدر پرتلاشه و مهربونه….اصلا انقدر این آقای ریک دوست داشتنی هست تمام باورهای منو در مورد نظامی ها تغییر داد که فک میکردم آدمهای با خلق و خوی سخت و خشن و حتی تا حدی عصبی و تندمزاج هستند….واقعا فرکانس احساس خوب این آدم حتی از داخل فیلم احساس میشه…شادی اش رو درک میکنم
بگذریم
اما متن این قسمت همون پاسخی بود که از خداوند میخواستم
همون هدایت خداونده
دیگه نشانه من نیازی نیست
خدا پاسخ داد به آسونی
گفتگویی که در درونم شکل گرفت به این شرح هست…امیدوارم خودش کمک کنه درست بنویسم که به خودم و بقیه کمک کنه:
حرکت به سمت مدارهای بالاتر نیاز داره به استمرار در دادن ورودی های خوب
مگه این باورهایی که داری چجوری کسب شون کردی؟؟؟ همه رو شنیدی و باورش کردی
مثلا من در کودکی بهم میگفتن که فلان ایراد ظاهری رو داری باورش کردم و اون رو نقطه ضعف میدونستم…مثلا فکر میکردم دندونهای زشتی دارم و توی اغلب عکس ها دهنم رو به طرز عجیبی بستم که دندونهام معلوم نشه
اما زمانی کسانی بهم گفتند چقدر دندونهای سفید و مرتبی داری….سفید کردی دندونهاتو؟؟؟ من کلی تعجب کردم اما همین تعریف باعث شد که باور کنم که دندونهام قشنگ هستند و از یک سنی تمام عکس هام با لبخندی هست که دندونهام معلومه..همین باور من باعث شده آدمها بیشتری از دندونهام تعریف کنن و به مرور الان انقدر باورم خوبه که اگه کسی هم بگه دندونت زشته اصلا برام مهم نیست…حتی کسی در مورد دندونهام گفت بیا فلان کارو بکن…من گفتم همه میرن انقدر هزینه میکنن که دندونهای منو داشته باشن
میخوام بگم پذیرش این باور با شنیده هام خیلی برام راحت بود
اما در مورد خیلی چیزها برام راحت نبود
پس روند در مورد شکل گیری هر باوری همینه
یعنی ما یه چیزهایی رو میبینیم و میشنویم و باورش میکنیم
حالا مرتب دیدن سریال زندگی در بهشت بهم کمک نمیکنه مگر من هر روز با اشتیاقی این کارو انجام بدم که باور پشت اش این باشه که با دیدن این سریال قراره اگاهی هایی رو بشنوم که باورهام رو با خواسته هام هم جهت میکنه
وقتی با این باور سریال رو میبینم و با باور به این که من دارم کار مهمی در جهت خواسته هام میکنم
دو تا اتفاق مهم می افته
اول. ذوق و شوق خودم و شادی که حین دیدن این فایلها تجربه میکنم فرکانس احساس خوب رو به جهان میفرسته….که نتیجه اش باز شادی بیشتر و هم راستا شدن با خواسته های بیشتر هست
دوم. این سریال ها همش شنیده ها و دیده های مثبت و خوش بینانه و امید بخش هستند که اگر باورشون کنم باز هم در زندگی ام تجربه میکنم…چون من قدرت خلق کنندگی ام کاملا بستگی داره به چیزی که باورش میکنم به پیش فرض های ذهنی من
مثلا اگر باور کنم که میتونه رابطه ای با کیفیت استاد و خانم شایسته باشه انتظار چنین رابطه ای رو میکشم…چون جهان انتظارات منو خلق میکنه
اگه بیام باورش کنم که میتونه والدینی با کیفیت خانواده راسل یا همین خانواده ریک باشی و فرزندانی انقدر شاد و در صلح با خود و در عین حال مستقل تربیت کنی تا مثل دوست در کنارشون لذت ببری…پس منم انتظارم این میشه که چنین فرزندانی داشته باشم و همین رو تجربه میکنم
به قول کامنت دوست عزیز پوریا….وقتی اینکارو میکنی جهان هم طبق قانون برات اتفاقات خوب و هماهنگ میسازه…اما بعد از مدتی دو تا اتفاق می افته که هر دوتاش روند رو متوقف میکنه
1. یادت میره که دادن ورودی های مثبت بوده که این اتفاقات خوب و خوش رو برات ایجاد کرده…و دیگه مثل قبل برای ورودی هات فیلتر نمیذاری…به هر چیزی توجه میکنی…هر حرفی رو میزنی….هرچیزی رو میشنوی غافل از اینکه کم کم داری از مسیر درست خارج میشی…و کم کم همه چیز بهم میریزه
البته من الان خیلی شاخک هام تیز شده و زودتر میفهمم که از صراط مستقیم خارج شدم…البته نباید توجیه کنم و باید همیشه روند رو عالی نگه دارم
2. تو بعد از مدتی فکر میکنی این روند خیلی ساده است و پیش خودت میگی که باید بیام کار پیچیده تری کنم…و دچار استرس و تشویش میشی…اما داستان اینه که قانون خیلی ساده است و باید بسیار اسون بگیری….همون کارهای ساده رو همیشه تکرار کنی…اما برای اینکه برات ملال انگیز نشه باید روش های متفاوتی رو استفاده کنی تا همیشه براش ذوق داشته باشی
به قول پوریای عزیز خوندن کامنتهای سایت یه کار ساده ولی بسیار موثر هست که توش پر از احساس خوب و شکرگزاری هست…پر از باورهای خوبه…پر از ورودی مثبته و قدرتمند کننده است…مثلا اگه دوستی میگه من این باورو کار کردمو این نتیجه رو گرفتم…اگه باهوش باشی باورش میکنی و توام همونجور عمل میکنی
پس هدایت امروز خداوند برای من تمرکز بیشتر روی مطالعه بیشتر دیدگاه های سایت هست….تمرکز بیشتر روی نوشته های دوستانم البته با تمرکز به شکلی که احساسم ارتقا پیدا کنه به این شکل من به علت شنیدن باورهای خوب به جای باورهای محدودکننده مردم جامعه نتایج متفاوتی میگیرم
خدایا من بسیار به خودم ستم میکنم که در خوندن کامنتها ضعف دارم و از تو هدایت میخوام قدرت میخوام که با عزم و اراده این روند عالی رو ادامه بدم و هر زمانی برام ممکنه از این کامنتها استفاده کنم تا ورودی خوب دریافت کنم
این فایل امروز جز نشانه من بود. واقعا خیلی خیلی خدارو شکر میکنم که فایل را باز کردم و دیدمش. چیزی که در زمان دیدن فایل خیلی ذهن من را مشغول کرد هماهنگی همه این افراد باخودشون بود بچه ها در دریاچه خیلی راحت وبا کمال لذت حواسشون به کار خودشون بود و داشتند قایق سواری میکردند و لذت میبردند. اقای ریک با تمام تمرکز مشغول اشپزی بود و وسایل اشپزی در طبیعت دایر کرده بود و اینقدر برای کارش ارزش قایل بود که این وسایل اورده بود و با اینکه به امکانات هم دسترسی داشت اما اونارو دایر کرده بود و داشت انجامشون میداد. با اون قابلمه ها و کبریت عالی و متناسب با طبیعتش. مریم بانو با عشق به اطراف نگاه میکرد و از زیبایی ها صحبت میکرد و برای ماهم میگفت و فیلم میگرفت. استاد با دوستش در مورد جاهایی که رفته بودند صحبت میکرد و تبادل اطلاعات میکردند. اون پسر بچه مشغول شکار بود. همه غرق کاری که میکردند بودند. حتی اقای ریک اینقدر مشغول کار خودش بود که کنجکاو نبود که ببینه، که استاد و دوستش در مورد چی صحبت میکردند.
بنام خداوند بخشنده ومهربان ،بنام اوکه هر چه دارم از اوست
سلام ودرود فراوان به استاد ارجمندم ومریم بانوی زیبا ودوستان الهی ام
سلام معبود من تو را شکر وسپاس بخاطر یه روز شگفت انگیز دیگه
تورا سپاس که لایق شدم با چشمان زیبام ،زیباییهای این بهشت زیبا ووفور نعمت وثروت وروابط عالی را ببینم وتحسین کنم تا آسان شوم برای آسانیها
تو را سپاس که مرا به این مسیر الهی هدایت کردی ودر این مکان الهی حضور دارم ،معبودم از تو میخوام تا قدرت درک وعمل به این آگاهیها را به من عطا کنی
تورا سپاس بخاطر یه روز آفتابی سرد زمستانی،بخاطر وجود اساتید توحیدیم ودوستان بهشتی ام وهمه عزیزانم
خدای من عجب آسمان زیبایی با آن ابرهای پفکی زیباش ،ای جانم رنگ درختان را نگاه چقدر زیباست چقدر رنگ سبز درختان متفاوت وزیباست انگار برگهای این درختان تازه رشد کرده که اینقدر شفاف وروشن هستند واز همه زیباتر تصویر این زیبایی ها بر سطح دریاچه هست که زیبایی این فضا را دوچندان کرده ،چقدرحس جریان زندگی در این بهشت زیباست ،چقدر عالی میتونم این احساس را درک کنم خدایا شکرت….شکرت…شکرت
خدای من آقای ریک ،چقدر این مرد فوقالعاده وتحسین برانگیزه چه عشقی میکند از آشپزی در این طبیعت زیبا چقدر عالی که همه وسایل را در این آشپزخانه صحرایی کنار هم قرار داده تا آشپزیی دلچسب ولذت بخشی را تجربه کند
مشخصه که یک طبیعت گرد حرفه ای هست چه ماهرانه با چوبهای نازک آتش را روشن کرد الان به حرکات آقای ریک توجه میکنم بیشتر برام واضح میشه توحیدی بودن این مردم اصلا عجله ای در کار نیست با کمال آرامش وظرافت خاص کارها را انجام می دهد وناخودآگاه خودش را سپرده به دست جریان هدایت
میشه درطریقه روشن کردن آتش توسط آقای ریک یجورایی رگه هایی از قانون تکامل هم دید اول چوبهای نازک وظریف وبعد زغال وچوبهای بزرگتر پله پله
خدای من وقتی کبریت آقای ریک را دیدم ، این ذهنهای خلاق را تحسین کردم که به جای استفاده از قوطی کبریت کاغذی که به مرور زمان خراب میشه سیخ کبریت ها را در یک قوطی پلاستیکی کوچیک درب دار با سمباده هایی کوچیک قرار دادند تا استفاده از آن راحتر وآسانتر باشد در عین حال از خراب شدن آن هم جلوگیری میشه
احسنت به آقای ریک با اینکه امکانات کافی دارد ولی ترجیح میده احساس قشنگ خودش را با همان روش روشن کردن آتش در طبیعت حفظ کندخدایا شکرت که دارم یاد میگیرم خودم را از لذتهای طبیعی که در اطرافم هست محروم نکنم وبیشتر لذت ببرم وشاد باشم
خدای من عجب قابلمه های حرفه ای چه جالب آن سه پایه برای برداشتن درب قابلمه ،چه عالی که با یه راهکار ساده کارها راحت تر انجام میشه
خدای من صدای بچه نشان میده که حسابی داره بهشون خوش میگذره
وآن دوست آقای ریک که با استاد جان هم صحبت شدند چه لذتی در این فضای بهشتی یه هم صحبت عالی داشته باشی همان تبادل اطلاعات بین دو فرهنگ مختلف خدایا شکرت
خدایا شکرت به خاطر وجود این ظرفشویی در این طبیعت زیبا که کارها را آسانتر وراحت تر کرده
خدای من آقای ریک مجهز مجهز آمده مشخص هست که آشپز ماهری هست این ظریف کاری وتمیزی آقای ریک واقعا تحسین برانگیز هست چقدر با صبر وحوصله کارها را انجام میده
خدایا شکرت بخاطر این آشپزخانه صحرایی، جریان جاری آب دریاچه زیبا ،چاقوی تیز آقای ریک ،سطل آشغال صحرایی که راحت تا میشه وجای کمی را اشغال میکنه ،
خدایا شکرت که جهان هرروز چیزهای بیشتری را برای لذت بردن ما فراهم میکند
خدایا شکرت بخاطر یخچال صحرایی امان که تمام مواد غذایی مورد نیاز را در خودش جای داده
خدایا شکرت به خاطر وجود بنده ستودنی وتحسین برانگیزت ،آقای ریک که اینقدر با ظرافتی خاص آشپزی میکند
خدایا شکرت به خاطر وفور نعمت وفراوانی در جای جای این جهان هستی
خدایا شکرت به خاطر عشق بازی بچه ها با شنا کردن در دریاچه ویا تمرین تیراندازی در این طبیعت زیبا
خدایا شکرت بخاطر وجود مریم جان عزیزم که با عشق از تک تک این لحظات برا ما فیلم میگیره
خدایا شکرت بخاطر وجود استاد توحیدیم که یه روزی تصمیم گرفت با درک قوانین جهان هستی زندگی خودش را تغییر بدهد والگویی شود برای هزاران نفر دیگر که دوست دارند زندگی خود را تغییر دهند
خدایا شکرت که اینقدر قشنگ هدایت میکنی بندگانت را
خدایا شکرت که بوسیله آن دوست نازنین آقای ریک استاد جان خیلی راحت هدایت شدند به آدرس آن جای دیدنی که مدتها پیش دنبالش بودند
خدایا شکرت که اجازه دادی تا امروز در این مکان مقدس ودر زیر این فایل زیبا صلاه را انجام دهم
عاشقتونم
در پناه رب العالمین شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
بنام الله یــکـتا
سلام به استادعزیز و ارزشمندم و مریم عزیز و دوست داشتنی ام
سلام به مهمونا
سلام به دوستان خوبم در این سایت پر از یاد و نام خدا
خدایا شکرت برای یک روز دیگه، یک فرصت جدید برای دوباره زنده شدن و زندگی کردن
خدایا شکرت برای دیدن این نقطه آبی رنگ زیبا
خدایا شکرت برای بدرقه یک دوست عزیز که دیروز رفتم ترمینال تا باهاش خداحافظی کنم و کلی به یاد بیارم که اصلا از کجا و کی و چطوری ما با هم آشنا شدیم. چطور خدا هدایت مون کرد. اصلا چطور با تمام غریبه بودن اینقدر با هم آشنا بودیم. دختری اهل بندرعباس که دانشجوی بیوتکنولوژی دانشگاه تهران بودن. دختری که دقیقا یادم نمیاد کی حدود اواخر سال 1401یا 1402 اینا بود که از طریق یک همزمانی شگفت انگیز ایشون ومن توی محوطه خوابگاه شون برای اولین بار همو دیدیم و…داستان خیلی طولانی میشه و من دیروز در طول مسیر رفت و برگشت سعی کردم توی ذهنم مرور کنم و با اینکه خیلی دوست داشتم با همون دوست عزیزم در این باره حرف بزنیم اما واقعا جوری رسید که فقط بدو بدو خودشو رسوند و رفت و در حد بغل و خداحافظی شاید بیشتر نشد که با هم باشیم. اما دیروز من چیزهایی برام مرور و یادآوری شد که یادم رفته بود و لازم بود یادم بیاد و بخاطر این آدم ها و این اتفاقات که حاصل جمع یکسری فرکانس های جدید من بود و یکجورایی اولین نفر از این خانواده بزرگ و صمیمی رو در حالی باهاش آشنا بشم که نه من شماره ایی ازشون داشتم نه میشناختم، نه هیچی…کاملا هدایتی و با برنامه ریزی و هماهنگی و همزمانی خداوند این اتفاق افتاد.
فقط اخرشب توی پیام از این دوست عزیز خواستم خیلی دلم میخواد ردپاهاشو توی سایت ببینم و خوشبختانه من یک اخلاقی که دارم این بوده که همیشه با دوستانی که آشنا شدم که اهل این خونه و خانواده صمیمی عباسمنش هستن، یکجورایی دلم خواسته اینجا ردپاهاشون رو بخونم و یکجورایی از نتایج و اتفاقات شگفت انگیزشون بخونم، اونم نه با دنبال کردن شون اونم هدایتی…
شاید برای یک برهه خاصی من یکسری افراد رو تیک “از طریق ایمیل به من خبر بده” رو فعال کردم و یکجورایی دنبال میکدرم هر کامنتی که گذاشتن رو و بعد یک اتفاق ها و نشانه ها و همزمانی هایی افتاد که متوجه شدم اینجوری خودمو به یکسری بچه های توی سایت محدود میکنم و اینجوری انگار فقط یک گروه میشیم توی سایت(فرقه فرقه کردن ازز همینجاها شروع میشه) و من احتمال داره بهشون وابسته بشم و بی نهایت دست رو از خودم بگیرم و با بقیه بچه ها کمتر آشنا بشم و تجربیات و کامنت های بقیه بچه ها رو کمتر اهمیت بدم و یکجورایی تعصبی و محدود عمل کنم و ازادی رو یکجورایی از خودم بگیرم. واسه همین من اصلا خیلی پایبند دنبال کردن ایمیل ها و خبرایی که از طریق سایت میاد نیستم، نمیگم خوب نیستا هرزگاهی چک میکنم اگر حسش بیاد یا در مسیرم قرار بگیره اما حتی خودمو خواستم در این حد هم محدود به یک یا یک گروه آدم نکنم. یا اینکه چون فلانی جدیده یا قدیمی هست یا چون فلانی رو دیدم یا باهاش حرف زدم برم دنبالش کنم یا بهش لایک بدم.
امروز من کامنت منتخب این قسمت رو خوندم و این فکرایی که توی سرم از دیروز اومدم و فکر کردن به رفتار خودم و اینکه تشخیص بد اصل چیه. چون واقعا الان با حجم این همه دوست احتمال حاشیه رفتن زیاده. دنبال توجه جلب کردن یا دیده شدن و لایک از استاد زیاده که تا حدی طبیعیه و قبول دارم و نمیخوام به خودم سخت بگیرم اما من دیدم و تجربه کردم و اینم خوب میدونم ورود به حاشیه و غرق شدن حتی به یکسری چیزا که اصل نیستن باعث میشه آروم آروم از مسیر خارج بشم.
مثلا همین کامنت خوندن و کامنت نوشتن در اون یک اصلی هست که اگر ازش دور بشم دیگه این ابزار قدرتمند میتونه تازه منو از مسیر درست منحرف کنه.
مثلا اشنا شدن با دوستانی که از آموزه های استاد عباسمنش استفاده میکنن و اصطلاحا میگیم از بچه های سایت استاد هستن یا میگیم عباسمنشی و یکسری اصطلاحات اینجوری…اکر ادامه پیدا کنه که خودش جای اصل رو بگیره منو از اصل دور میکنه و با چشم خودم خیلی از بچه ها رو دیدم اینجوری آروم آروم با یکسری از همین توجیه ها و توضیح ها از اصل دور شدن و اصلا فرقه فرقه کردن…که اینجا گروه گروه شدن معنی نداره،وابسته شدن به یک تعداد خاص معنی نداره درسته من شاید نسبت به مدار و چیزهایی که لازم دارم با آدم هایی بیشتر کامنت بازی کرده باشم اما نباید اجازه بدم غرق این موضوع بشم و از اصل دور بشم و یادم بره برای چی اینجام و چرا و چطور…
وای یک چیز شگفت انگیز دیگه هم میخوام اینجا بنویسم اینکه دیشب وقتی رسیدم خونه روی میز نهارخوری یک قرآن قدیمی قطور و بزرگ بود که سر راه همسرم قرار گرفته بود و با خودش آورده بود خونه…
یا اینکه قبل اینکه بیام بالا خونه خودمون، به صاحبخونه مون حاج خانم سر زدم و چقدر حالشون بهتر بود و چقدر خوشحالم اون شب پیشش بودم و باهاش وقت گذرونم و با تمام قلبم بهش انرژی مثبت و امید دادم.
چقدر این ارتباط ها قشنگه…
■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■ ■
سریال زندگی در بهشت قسمت 52 اُم
به به این قسمت با صدای استاد و توضیح ایشون از کارایی که آقای ریک انجا م میداد. از چوب های خیلی خیلی ریز شروع کرده اونم با چه دقتی روی هم گذاشته تا آتیش درست کنه اونم به شیوه طبیعــتی و جنگلی . با اینکه همه امکانات رو داره اما با کبریت و با یک شیوه ابتدایی تر آتیش درست کنه لذت ببره.
خدایا چه کبریت خفن و باحالی
خدایا چقدر با صبر و حوصله و آروم آروم یک آتیش کوچولو درست کرد
خدایا قابلمه چدنی سنگین با کیفیت خفن شون رو ببین
یک قابلمه مجهز به سه پایه ایی که درب بردار هست.
چقدر قشنگ بود هم صحبتی استاد با دوست شون و موضوعات قشنگ و اطلاهاتی که با هم شیر میکردن. چقدر استاد رو تحسین کردم که اینقدر راحت نشسته بود و صحبت های دوستش رو متوجه میشد و خودشون هم براحتی منظورشون رو به انگلیسی به ایشون میرسوندن.
واقعا مریم جان و استادجان توانایی انگلیسی صحبت کردن و فهمیدن تون رو تحسین میکنم.
آشپز امروز آقای ریک هست واقعا با چه نظم و ترتیبی داشت کار میکرد، چقدر با دقت و عشق. اصلا اینجوری نبود که سریع یک کاری بکنه و کار رو تموم کنه و بگه آخیش تموم شد انجام شد. نه قشنگ معلوم بود از هر برشی که پیازها داشت میزد لذت میبرد و عشق میکرد، از هر تیکه چوبی که زیر قابلمه میذاشت و اون همه زمانی باید میگذاشت،که تا یخ گوشت ها باز بشه داشت لذت میبرد و با آرامش داشت فقط با عشق آشپزی میکرد.
واقعا جهان در حال نشان دادن لذت ها و راحتی های بیشتر هست. این همه امکانات برای لذت بردن و راحتی…
طرز تهیه شِپردزپای (Shepherds pie) با آشپزی آقای ریک
خدای من ببین آقای ریک هم علاقمند هستن تا زبان فارسی رو یاد بگیرن و چند کلمه هم فارسی حرف زدن.خدایا شکرت برای این همه
وای فقط گفتن اون کلمه “یــکمی” گفتنشون خیلی قشنگ بود. “فارسی بلدم یکمی”
خدایا این جهان چقدر جا برای رشد و آموختن داره…
خدایا شکرت برای این جهان شگفت انگیزت..
مریم جان تحسین تون میکنم برای این همه عشق و مهارت تون هم برای ما فیلم میکرفتین و هم حواس تون به گوشت ها بود و داشتین کار میکردین. واقعا آفرین بهت خانم خودساخته توانمند…
دیدن تیراندازی و تفریح اون پسر هم به تنهایی خیلی قشنگ بود و هر کسی توی عالم و دنیای خودش در حال لذت بردن هست.
خدایا این اطلاعات شیر کردن منجر شد تا یک بنای خفن در میامی رو بدونید کجاست اونم در حالی که سالها پیش خودتون اونو در سمینارهاتون درمورد این بنای سنگی که با سنگ تراش داده شده رو بهش اشاره میکردین، وقتی ایران بودین. حالا همین نزدیکی شماست و شما میتونید برین براحتی ببیند.
Coral Castle قلعه ایی اسرارآمیز و شگفت انگیز که یکنفر به تنهایی اونو ساخته…
واقعا خداروشکر برای این جهان پر از دیدنی و شگفتی…منم عاشق اینم که ماجراجویی کنم در ان دنیای پر از شگفتی و زیبایی با این همه انسان باحال و شگفت انگیز…
وقتی آدم های متفاوت رو ملاقات میکنیم این یکی از مواهبش هست تا اینجوری ارتباطات و اطلاعات مختلف رو با هم به اشتراک میگذاریم و باعث گسترش خودمون و بقیه میشیم… وگرنه که خدا یک کاری میکرد توی همون غار خودمون بمونیم ما اینقدر آزاد هستیم و اینقدر این گسترش و آزادی عمل اصل و اساس این جهانه. این درک من تا الان از این جهانه…خدایا شکرت برای این لحظه و این آگاهی ها و فراوانی ها
سلام سلام صدتا سلام
بله خوندن این متن ها به قول پوریای عزیز برای خودمون خوبه
من اومدم قهوه بخرم و بسته بود استثناأ من منتظر شدم
نمیدونم چرا نرفتم قهوه فروشی بغلی و اونجا رو امتحان کنم در نتیجه تلفن زدم بهش و منتظر شدم تا بیاد تو این تایم که نشسته بودم تو محل یه سری نا خواسته ها برام پیش اومد که داشت عصبیم میکرد
سر ظهر من تو یه محله ی مسکونی که همه املاکی ها بیکار بودن و داشتن منو دید میزدن منم با لگ قرمز اماده ی باشگاه رفتن
خلاصه سعی کردم افکار ادم ها رو برای خودم بی اهمیت کنم و هدایت شدم به متن این داستان.
انقدر برام جالب بود لذت بخش بود که اصلا حالم بهتر شد و کلی وایب خوب گرفتم
سریال زندگی در بهشت | قسمت52
بنام خداوندی که با وفور و فراوانی معجزهایش احاطه شدم سوپرایزم میکند
صَدَّقَ بِالْحُسْنَىٰ ، فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَىٰ
اگر خوبیها رو به خوبی تصدیق کنید ، ما هم شما رو آسون میکنم برای آسونیها
با درود و وقت بخیر خدمت همه ی دوستان عزیزم و استادان نازنینم
امیدوارم حال دلتون عالی و احوالتون متعالی و جیباتون پر پول باشه
خدایااآاا شکرت که تعهدی دادم که با دیدن سریال های زندگی در بهشت و یا سفر به دور آمریکا هر روز فرکانس هامو تنظیم کنم بسمت زیبایی ها و نکات مثبت و کنترل ذهن و خواسته هام و روابط خوب و عالی و پول و ثروت و خیر و برکت های الهی … و با خواندن کامنت های دوستان بیشتر از همیشه در مدار درک و آگاهی ها و سپاسگذاری بیشتری هدایت میشوم خدایااآاا هزاران هزار بار شکرت که در ادامه ی این مسیر منو یاری میکنی خدایااا شکرت
موضوع این قسمت ..
چقدر این پرادایس نعمت بزرگیه
از آن درختان سرسبز و انبوه با شکوهش
اون پرندگان آوازه خوان بهشتی
از اون دریاچه ی زیبای آینه ایش
خدایااا شکرت هر چی از این زیبایی ها بگم هنوز جای تعریف و تمجید و تحسین داره
اون فایر پیت
ظرفشویی بیرون محوطه
این آزادی ها
این روابط های دوست داشتنی و جادویی خانوادگی ارزشمند ..
این عزت و احترام های مودبانه
این شخصیت های فوق العاده عالی و خودساخته
این ثروت ها و نعمت های جادویی
این فرکانس بالا و مثبت و زیبایی ها و هزاران نکته های ارزشمند قابل تعمق
اینکه هر کسی بطور آزادانه مشغول کارهای و تفریحات خودش هست و اینکه هر کسی وظیفه ی خودش رو انجام میده و هر کسی توی کار دیگری دخالت نمیکنه و هر کسی مسعولیت یک کاری رو بعهده داره . جای تحسین داره .
کلا جاهایی که فضای پیک نیکی و طبیعت داره خیلی آزادانه تر میشه در کنار هم لذت ببرند ..
میهمانان هم تمام وسایل و تجهیزات خودشان رو آوردن که راحت باشند و آزادانه از وسایل شون استفاده کنند و زحمتی برای میزبان نداشته باشند.
البته قبلنا من به این چیزها عادت داشتم مثلا وقتی ما لواسان توی یک باغ دو سه هزارمتری بودیم و فضای آنجا خیلی زیبا با درختان میوه و گیلاس و آلبالو . به و سیب بود و سمت دیگر خانه فایر پیت داشتیم برای آتیش روشن کردن و منقل و کباب .دوستای همسر خدا بیامرزم مثل خودش همه شون کوهنورد بودند و همیشه کیسه خواب هاشون رو با خودشون میآوردند و یا غذا و مواد خوراکی شون رو هم میاوردند و با هم شر میکردیم . کلا کسانی که طبیعت گردی میکنند با چنین سبک میهمانداری آشنا هستند و ما هم همیشه وسایل کوهنوردی و ماهیگیری و پیک نیکی مون کامل بود .. کلا هیچوقت هتل نمیرفتیم . ولی اقامتگاهای کوهنوردی زیادی که توی دل طبیعت بود بیشتر میرفتیم.. کلا کوهنوردان و یا طبیعت گرها یک حس همکاری و همیاری با هم داشتند و به هم کمک میکردند و زیاد در قید و بند و محدودیت و تشریفات نبودند .. هیچ چیزی رو سخت نمی گرفتن . خیلی راحت و آسون برنامه ریزی میکردند .. اغلب صحبت هاشون در مورد نوع وسایل و یا مارک لوازم هاشون بود و یا از کوههایی که صعود کرده بودند و یا خاطرات قشنگی که با هم رفته بودند و یا چیزهای خنده دار صحبت میکردند و اغلب شون هم هنر نمایی هایی هم داشتند و تمبک و ساز داشتند و مینواختن و آواز میخواندن و میرقصیدن و شاد بودن..
من این سبک زندگی و طبیعت گردی رو خیلی سال ها پیش تجربه کردم !!! واقعا یادش بخیر خدایاااآ شکرت که این تجربیات قشنگ رو تجربه کردم خدایاااا شکرت
چقدر وسایل آقای ریک مجهز و درست و حسابی و حرفه ای بود
کبریت و لوازم حرفه ای
دیک و قابلمه های حرفه ای
سه پایه و مخصوص درب قابلمه حرفه ای
آشپزخانه ی سیار مجهز
سطل زباله ی تاشوی حرفه ای
نحوه ی روشن کردن آن چوب های ریز با آن کبریت حرفه ای خیلی لذت بخشع با اینکه امکانات کافی داشتند ولی دوست داشتن از یک شیوه ی دیگری و سنتی برای آتیش روشن کردن استفاده کنند
حتی صندل چرمی تابستانی آقای ریک چقدر زیبا و حرفه ای بود این آقای ریک توی همه چی مسلط و حرفه ای و با سلیقه هست
از خانم شایسته ی عزیز و نازنینم هم تشکر و قدردانی میکنم که دوربین بدست بودند و تمام این زیبایی ها رو برامون با زبان تصاویر ثبت و ضبط و تدوین کردند و تمام آگاهی ها و قوانین رو استاد عزیزمون بصورت عملی بهمون نشون دادند و توضیحات لازم رو تدریس کردند واقعا این فایل های دانلودی سایت یکی از یکی بینظیرتر و عالی تر هست . ممنون و سپاسگذارم که در مدار یادگیری و آموزش و تدریس آگاهی های قوانین چنین استادان عزیزی هستم خدایا شکرت ممنون و سپاسگذارم
نکته ی بعدی اینکه…
چقدر خداوند قشنگ هدایت ها رو انجام میده یعنی هیچ سوال و پرسشی در جهان بی پاسخ نمی مونه …. فکرشو بکن آن دوست آقای ریک. آدرس آن جای دیدنی که مدتها پیش استاد بدنبالش بود رو توضیح میده آن هم به همین راحتی .. چقدر جالبع کلید هر دری و دروازه ای به این قشنگی توسط یک شخصی باز میشه که آدم اصلا انتظارشو نداره !!!!! خدایااآاا شکرت
خدایااا شکرت که فرصتی برای دیدن این قسمت از سریال زندگی در بهشت به من داده شد!!!
خدایاااا شکرت تنها فقط و فقط ترا می پرستم و میخوام در مدار آزادی پولی و مالی و آزادی زمانی و آزادی مکانی و روابط درست و مناسب خوب و عالی باکیفیتی باشم
و خدایااا تنها فقط و فقط از تو یاری میخوام برای هدایت و آگاهی و انرژی و سلامتی و تداوم و پایداری و تمرکز. و نعمت و خیر برکت های الهی را می خواهم
و خدایااا شکرت تنها فقط و فقط از تو یاری میخوام برای هدایت بسمت باز شدن کلیدی که فقط مخصوص من و همانند اثر انگشتم که امضای خاص و ویژه ی من است پس مسیر رسیدن به خواسته ها و آرزوهای من هم خاص و ویژه است
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داریم
IN GOD WE TRUST
به نام خدایی که به تنهایی کافیست.
سلام اهالی مهربان و زیبای بهشت.
اینجایی که آقای ریک داره آشپزی می کنه و فضا و ویوی پشتش دریاچه و درختها رو عاشقانه دوست دارم یه حس عجیبی بهم می ده چیدن این سنگها روی هم آتیش و غذا پختن داخلش من رو به دوران کودکی می بره وقتی توی مزرعه مادرم اینجوری سنگها رو می زاشت و غذا می پخت یا عشایری که به شهرمون کوچ می کردند دقیقا این شکلی بود خیلی دلم می خواد توی یه فضای این شکلی غذا بپزم اونم روی آتیش که مزه غذا رو جادویی می کنه.
و دریاچه و درختها که دیگه به قول مریم جان آدم رو دیوانه می کنه حس می کنم کنار هرم آتیش یه خنکی و نسیمی هم از دریاچه می یاد که حسابی لذتبخش می کنه.
خدای من آشپزخانه صحرایی که می تونن جمع بشه سطل زباله که جمع می شه و یخچالی که همه وسایل رو داره این نتیجه ثروت و ثروتمند بودنه کسی می تونه به راحتی همه این وسایل رو داشته باشه که ثروتمند باشه و می تونه لذت ببره.
مریم جان هر وقت اینقدر راحت و با اعتماد به نفس از مهمونها فیلم می گیری تحسینت می کنم و خودم رو جای شما می زارم و می بینم کار سختی هست شاید اصلا روم نشه فیلم بگیرم من همیشه این اعتماد به نفست رو تحسین کردم و برام یه الگوی خوبی.
هر کس داره لذت می بره به شیوه ای که خودش دوست داره یکی شنا یکی قایق سواری یکی تیر اندازی یکی صحبت کردن و هیچ کس مسول لذت بردن دیگران نیست.
و تحسین می کنم این آزادی این شادی و شاد زیستن رو.
و چه نعمتی هست هم صحبت شدن با انسانهای مختلف مثل الان استاد که تونسته یه جای زیبا که قبلاً ازش صحبت می کرده رو پیدا کنه و خواسته درش شکل بگیره که ببیندش و حتما که اتفاق می افته و البته که اتفاق افتاد.
مریم جان همه شما رو تحسین می کنند به دلیل توانایی هایی که داری به دلیل اعتماد به نفست استقلالت و…
خدایا شکرت برای این بهشت که هر روز صبح باهاش فرکانس هامون رو بهبود می دیم.
خدایا شکرت برای این انسانهای موحدی که با توکل به تو به این خواسته هاشون رسیدند.
خدایا شکرت برای این دریاچه زیبا این درختان سرسبز و تصویر توی دریاچه.
خدایا شکرت برای شنیدن صدای شادی بندگانت.
متشکرم.
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداونـدی که بخشنـده هست و مهربــان
خدایا چقدر شروع کردن با این جمله برام لذت بخشتر شد.
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و سرکار خانم شایسته مهربان.
سلام به همه همفرکانسیهای عزیز
برداشت من از این مهمونهای استاد و کلا جاهایی که مهمون دارن، این هست که…
استاد همیشه تو فایلها شون میگن که کل قانون جهان اینه که تو در هر شرایطی سعی کن که احساس خوب داشته باشی و باورهای مناسب و همجهت با خواستهها، بقیه چیزا رو خدا خودش برات ردیف میکنه.
برداشت من اینه که الان استاد مثل همیشه توی احساس خوب داره زندگی میکنه و ارتباط هایی هم که قبلا به هر طریقی و هر جایی استاد داشته الان دارن به سمتش هدایت میشن تا دستانی از خداوند باشن برای اینکه استاد به خواسته شون برسند که…
( راهاندازی قسمت انگلیسی سایت هست برای اشاعهی توحید و یکتا پرستی که هدف اصلی زندگیشون هست برای کل جهان)
وخداوند(نیروی برتر ) کائنات هم 100%سخاوتمندانه پاداشهایی به ایشون عطا میکنه که در ذهن هیچکس نمیگنجد.
با این دستان خداوند باعث میشه که استاد از هرکلاسی بهتر در زمینه زبان بتونن مهارت پیدا کنن تا بتونن به اون خواسته خودشون مثل هیشه به سادگی و زیبایی برسن.
اینجا میشه فهمید وقتی که استاد میگه من برای نعمتهایی که تو زندگیم هست زجر نکشیدم، جون نکندم،
وتوی جاده زندگی سوت زدم، لذت بردم، و رسیدم به اینجایی که الان هستم.
واقعا میشه فهمید که این فایلهای دانلودی در اصل آموزشهای عملی تمامی دورههاشون هست،
که میشه بیشتر اون مطالب که به صورت تئوری در تمامی دورها آموزش داده شده، را دید و باور کرد که همه چیز در دست خودمون هست و هیچکس تو زندگی ما هیچ قدرتی ندارد مگر اینکه ما با باورهای شرک آلود خودمون به دیگران قدرت بدیم تا توی زندگیمون تاثیر بذارن.
استاد عزیزم، شما برای ما الگوی انسانیت و دانایی هستید.
هر کلامتان وهر کاری که انجام میدید درسی ازعشق،
حکمت و معرفت است.
و من، از صمیم قلبم، شکرگزارم که فرصت دیدن زندگی در بهشت را دارم…
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
هرکجا که هستید در پناه خداوند مهربان
شاد و سلامت، سعادتمند و ثروتمند در دنیا و آخرت باشید
درود بر خداوند رب العالمین
درود بر استاد عباسمنش عزیز و دوستان
خدا را سپاسگزارم برای نعمت سپاسگزاری
درود بر خداوند رب العالمین
درود بر استاد عباسمنش عزیز و دوستان
خدا را سپاسگزارم برای شکرش
خدا راسپاسگزارم برای نعمت سلامتی
خدا راشکر برای آزادی زمانی و مکانی
خدا را شکر برای ورود مشتریان جدید به کسب و کارم
خدا را شکر برای محصولات تولیدی
خدا راشکر که سبد کالایی دارم
خدا راشکر برای شرکتم
خدا راشکر برای قلبم
خدا راشکر برای چشمانم که زیبایی را به مغزم منتقل میکند
خدا راشکر برای پاهایم که مرا به هر آنجا که بخواهم میبرد
خدا راشکر که احساس خیلی خوبی دارم
خدا را شکر که در حلقه عشق و موهبت الهی هستم راسپاسگزارم برای نعمت سلامتی
خدا راشکر برای آزادی زمانی و مکانی
خدا را شکر برای ورود مشتریان جدید به کسب و کارم
خدا را شکر برای محصولات تولیدی
خدا راشکر که سبد کالایی دارم
خدا راشکر برای شرکتم
خدا راشکر برای قلبم
خدا راشکر برای چشمانم که زیبایی را به مغزم منتقل میکند
خدا راشکر برای پاهایم که مرا به هر آنجا که بخواهم میبرد
خدا راشکر که احساس خیلی خوبی دارم
خدا را شکر که در حلقه عشق و موهبت الهی هستم
استاد عزیز جناب عباس منش و خانم مریم
خداوند را سپاسگزارم ، هزاران بار ، توسط شما بهشت واقعی را (هر چند بصورت مقطعی) احساس و تجربه میکنم و این بهشت گوارای وجودتان که هر لحظه تجربه و احساس میکنید.
و چقدر شگفت زده شدم از مکالمه انگلیسی براحتی شما (در حداقل چهار سال پیش)
مگه میشه براحتی باور داشت از اون زندگی (محله اسلام آباد در بندرعباس) (چون من خودم بمدت بیست و پنج سال قبل از سال 79 اونجا بودم و کامل میشناسم) تا به اینجا ، مگر با دیدن تصاویر شما که عینیت بخشی را متصور میکنه.
زندگی در کنار افراد با افکار ، ادیان ، فرهنگ و . . . یعنی بمعنی واقعی کلمه (( تعامل ))
در عین لذت بردن در کنار دیگران ، لذت بردن اونا رو هم احساس میکنید.
و فکر میکنم این نتیجه تغییر باورهایی است که شما در خودتان ایجاد کرده اید. تغییر باورها (حتی تو این سن ، شصت و شش سال) فکر میکنم کار سختی نباشه بشرطی که همانطور که بارها تاکید داشته اید مستلزم داشتن تمرین و ممارست است که البته بازم کار سختی نیست.
یکی از ویژگی و برجستگی های شما اینه که راهکارهای سخت و انجام نشدنی رو به همراه هانتون ارائه نمیکنید ، آموزش های شما همگانی (واقعی به معنی اخص کلمه) (فارغ از ، هر سن ، شغل ، مقطع تحصیلی(فقط خواندن و نوشتن) شان اجتماعی و …..) هست و هر چند به دعای چون منی نیاز ندارید ولیکن امیدوارم روز بروز موفق تر باشید.
استاد بدونید که با دیدن فایل های صوتی و تصویری شما فقط لذت میبرم.
بنام خداوند مهربان و هدایتگرم
آخه چجوری هدایت میشیم؟!!!
خدایا چطوری هدایت میکنی؟!!!
من هنوزم هربار هدایتم میکنی گیج میشم و بازم مغزم هنگ میکنه…آخه چقدر هوشمندی…آخه شما اینهمه آفریده داری چطور این سیستم رو آفریدی که انقدر دقیق مدیریت میشه و به نیازهای همه پاسخ میده
من امروز صبح حسم این بود که برای پیشرفت بیشترم نیازه با کیفیت تر روی باورهام کار کنم…از شما پرسیدم در دفترم نوشتم که بگو چطور….میخواستم سریال زندگی در بهشت که روتین اول صبح اغلب روزهام هست نبینم و از نشانه من استفاده کنم
اما شما در ذهنم گفتی مگه این سریال کمک نمیکنه بهشتی شدن رو یاد بگیری…بیا ببینش و من بعدش هدایتت میکنم…اجرا کردم…چقدر هم این سریال عالیه در تمرکز روی نکات مثبت
با تمرکز روی نکات عالی همین سریال من چقدر نعمت و برکت وارد زندگی ام شده
فقط با توجه روی همین سریال و چگونگی رفتار استاد و خانم شایسته و بقیه مهمانان بهشتی کلی رشد شخصیتی پیدا کردم
مثلا همین دیشب یه مهمونی برگزار کردیم که به جرات میگم ساده ترین مهمونی ممکن در تمام زندگی ام بود اما در عین حال بهترین مهمونی که کلی به همه خوش گذشت
اما قبلا چقدر به خودم سخت میگرفتم
خداوند یکی یکی کارهای منو انجام داد و همه کمک کردند حتی خود مهمونا…حتی یکسری ایده ها در خود مهمانی داده شد که چکار کنیم بیشتر کیف کنیم
اینا همه برکات زندگی در بهشته
برکات توجه به شیوه عملکرد بهشتی هاست
از خداوند میخوام که این روند در زندگی ام ادامه دار بشه
اما نکته بعدی اش کامنت برگزیده و متن این قسمت بود
با این که من همیشه نکات آموزنده سریال رو مینویسم و الان یه دفترچه پر کردم از نکات مثبت این سریال….و حتی با هدایت خدا یه گروه تلگرامی با خودم و خدا دارم که خواسته هایی که از دیدن همین سریال یا طی روز برام ایجاد میشه رو توش مینویسم و به خدا عرضه میکنم تا در زمان مناسب برای منم ممکن کنه
مثلا امروز در گروه برای خدا نوشتم که خدایا ممنونم که زوج من هم مثل آقای ریک با نظم و با سلیقه است….آشپزی انقدر خوبی داره….انقدر پرتلاشه و مهربونه….اصلا انقدر این آقای ریک دوست داشتنی هست تمام باورهای منو در مورد نظامی ها تغییر داد که فک میکردم آدمهای با خلق و خوی سخت و خشن و حتی تا حدی عصبی و تندمزاج هستند….واقعا فرکانس احساس خوب این آدم حتی از داخل فیلم احساس میشه…شادی اش رو درک میکنم
بگذریم
اما متن این قسمت همون پاسخی بود که از خداوند میخواستم
همون هدایت خداونده
دیگه نشانه من نیازی نیست
خدا پاسخ داد به آسونی
گفتگویی که در درونم شکل گرفت به این شرح هست…امیدوارم خودش کمک کنه درست بنویسم که به خودم و بقیه کمک کنه:
حرکت به سمت مدارهای بالاتر نیاز داره به استمرار در دادن ورودی های خوب
مگه این باورهایی که داری چجوری کسب شون کردی؟؟؟ همه رو شنیدی و باورش کردی
مثلا من در کودکی بهم میگفتن که فلان ایراد ظاهری رو داری باورش کردم و اون رو نقطه ضعف میدونستم…مثلا فکر میکردم دندونهای زشتی دارم و توی اغلب عکس ها دهنم رو به طرز عجیبی بستم که دندونهام معلوم نشه
اما زمانی کسانی بهم گفتند چقدر دندونهای سفید و مرتبی داری….سفید کردی دندونهاتو؟؟؟ من کلی تعجب کردم اما همین تعریف باعث شد که باور کنم که دندونهام قشنگ هستند و از یک سنی تمام عکس هام با لبخندی هست که دندونهام معلومه..همین باور من باعث شده آدمها بیشتری از دندونهام تعریف کنن و به مرور الان انقدر باورم خوبه که اگه کسی هم بگه دندونت زشته اصلا برام مهم نیست…حتی کسی در مورد دندونهام گفت بیا فلان کارو بکن…من گفتم همه میرن انقدر هزینه میکنن که دندونهای منو داشته باشن
میخوام بگم پذیرش این باور با شنیده هام خیلی برام راحت بود
اما در مورد خیلی چیزها برام راحت نبود
پس روند در مورد شکل گیری هر باوری همینه
یعنی ما یه چیزهایی رو میبینیم و میشنویم و باورش میکنیم
حالا مرتب دیدن سریال زندگی در بهشت بهم کمک نمیکنه مگر من هر روز با اشتیاقی این کارو انجام بدم که باور پشت اش این باشه که با دیدن این سریال قراره اگاهی هایی رو بشنوم که باورهام رو با خواسته هام هم جهت میکنه
وقتی با این باور سریال رو میبینم و با باور به این که من دارم کار مهمی در جهت خواسته هام میکنم
دو تا اتفاق مهم می افته
اول. ذوق و شوق خودم و شادی که حین دیدن این فایلها تجربه میکنم فرکانس احساس خوب رو به جهان میفرسته….که نتیجه اش باز شادی بیشتر و هم راستا شدن با خواسته های بیشتر هست
دوم. این سریال ها همش شنیده ها و دیده های مثبت و خوش بینانه و امید بخش هستند که اگر باورشون کنم باز هم در زندگی ام تجربه میکنم…چون من قدرت خلق کنندگی ام کاملا بستگی داره به چیزی که باورش میکنم به پیش فرض های ذهنی من
مثلا اگر باور کنم که میتونه رابطه ای با کیفیت استاد و خانم شایسته باشه انتظار چنین رابطه ای رو میکشم…چون جهان انتظارات منو خلق میکنه
اگه بیام باورش کنم که میتونه والدینی با کیفیت خانواده راسل یا همین خانواده ریک باشی و فرزندانی انقدر شاد و در صلح با خود و در عین حال مستقل تربیت کنی تا مثل دوست در کنارشون لذت ببری…پس منم انتظارم این میشه که چنین فرزندانی داشته باشم و همین رو تجربه میکنم
به قول کامنت دوست عزیز پوریا….وقتی اینکارو میکنی جهان هم طبق قانون برات اتفاقات خوب و هماهنگ میسازه…اما بعد از مدتی دو تا اتفاق می افته که هر دوتاش روند رو متوقف میکنه
1. یادت میره که دادن ورودی های مثبت بوده که این اتفاقات خوب و خوش رو برات ایجاد کرده…و دیگه مثل قبل برای ورودی هات فیلتر نمیذاری…به هر چیزی توجه میکنی…هر حرفی رو میزنی….هرچیزی رو میشنوی غافل از اینکه کم کم داری از مسیر درست خارج میشی…و کم کم همه چیز بهم میریزه
البته من الان خیلی شاخک هام تیز شده و زودتر میفهمم که از صراط مستقیم خارج شدم…البته نباید توجیه کنم و باید همیشه روند رو عالی نگه دارم
2. تو بعد از مدتی فکر میکنی این روند خیلی ساده است و پیش خودت میگی که باید بیام کار پیچیده تری کنم…و دچار استرس و تشویش میشی…اما داستان اینه که قانون خیلی ساده است و باید بسیار اسون بگیری….همون کارهای ساده رو همیشه تکرار کنی…اما برای اینکه برات ملال انگیز نشه باید روش های متفاوتی رو استفاده کنی تا همیشه براش ذوق داشته باشی
به قول پوریای عزیز خوندن کامنتهای سایت یه کار ساده ولی بسیار موثر هست که توش پر از احساس خوب و شکرگزاری هست…پر از باورهای خوبه…پر از ورودی مثبته و قدرتمند کننده است…مثلا اگه دوستی میگه من این باورو کار کردمو این نتیجه رو گرفتم…اگه باهوش باشی باورش میکنی و توام همونجور عمل میکنی
پس هدایت امروز خداوند برای من تمرکز بیشتر روی مطالعه بیشتر دیدگاه های سایت هست….تمرکز بیشتر روی نوشته های دوستانم البته با تمرکز به شکلی که احساسم ارتقا پیدا کنه به این شکل من به علت شنیدن باورهای خوب به جای باورهای محدودکننده مردم جامعه نتایج متفاوتی میگیرم
خدایا من بسیار به خودم ستم میکنم که در خوندن کامنتها ضعف دارم و از تو هدایت میخوام قدرت میخوام که با عزم و اراده این روند عالی رو ادامه بدم و هر زمانی برام ممکنه از این کامنتها استفاده کنم تا ورودی خوب دریافت کنم
با تشکر
سلام به استاد توحیدی خودم و مریم بانو مهربان
این فایل امروز جز نشانه من بود. واقعا خیلی خیلی خدارو شکر میکنم که فایل را باز کردم و دیدمش. چیزی که در زمان دیدن فایل خیلی ذهن من را مشغول کرد هماهنگی همه این افراد باخودشون بود بچه ها در دریاچه خیلی راحت وبا کمال لذت حواسشون به کار خودشون بود و داشتند قایق سواری میکردند و لذت میبردند. اقای ریک با تمام تمرکز مشغول اشپزی بود و وسایل اشپزی در طبیعت دایر کرده بود و اینقدر برای کارش ارزش قایل بود که این وسایل اورده بود و با اینکه به امکانات هم دسترسی داشت اما اونارو دایر کرده بود و داشت انجامشون میداد. با اون قابلمه ها و کبریت عالی و متناسب با طبیعتش. مریم بانو با عشق به اطراف نگاه میکرد و از زیبایی ها صحبت میکرد و برای ماهم میگفت و فیلم میگرفت. استاد با دوستش در مورد جاهایی که رفته بودند صحبت میکرد و تبادل اطلاعات میکردند. اون پسر بچه مشغول شکار بود. همه غرق کاری که میکردند بودند. حتی اقای ریک اینقدر مشغول کار خودش بود که کنجکاو نبود که ببینه، که استاد و دوستش در مورد چی صحبت میکردند.
بسمالله الرحمن الرحیم
بنام خداوند بخشنده ومهربان ،بنام اوکه هر چه دارم از اوست
سلام ودرود فراوان به استاد ارجمندم ومریم بانوی زیبا ودوستان الهی ام
سلام معبود من تو را شکر وسپاس بخاطر یه روز شگفت انگیز دیگه
تورا سپاس که لایق شدم با چشمان زیبام ،زیباییهای این بهشت زیبا ووفور نعمت وثروت وروابط عالی را ببینم وتحسین کنم تا آسان شوم برای آسانیها
تو را سپاس که مرا به این مسیر الهی هدایت کردی ودر این مکان الهی حضور دارم ،معبودم از تو میخوام تا قدرت درک وعمل به این آگاهیها را به من عطا کنی
تورا سپاس بخاطر یه روز آفتابی سرد زمستانی،بخاطر وجود اساتید توحیدیم ودوستان بهشتی ام وهمه عزیزانم
خدای من عجب آسمان زیبایی با آن ابرهای پفکی زیباش ،ای جانم رنگ درختان را نگاه چقدر زیباست چقدر رنگ سبز درختان متفاوت وزیباست انگار برگهای این درختان تازه رشد کرده که اینقدر شفاف وروشن هستند واز همه زیباتر تصویر این زیبایی ها بر سطح دریاچه هست که زیبایی این فضا را دوچندان کرده ،چقدرحس جریان زندگی در این بهشت زیباست ،چقدر عالی میتونم این احساس را درک کنم خدایا شکرت….شکرت…شکرت
خدای من آقای ریک ،چقدر این مرد فوقالعاده وتحسین برانگیزه چه عشقی میکند از آشپزی در این طبیعت زیبا چقدر عالی که همه وسایل را در این آشپزخانه صحرایی کنار هم قرار داده تا آشپزیی دلچسب ولذت بخشی را تجربه کند
مشخصه که یک طبیعت گرد حرفه ای هست چه ماهرانه با چوبهای نازک آتش را روشن کرد الان به حرکات آقای ریک توجه میکنم بیشتر برام واضح میشه توحیدی بودن این مردم اصلا عجله ای در کار نیست با کمال آرامش وظرافت خاص کارها را انجام می دهد وناخودآگاه خودش را سپرده به دست جریان هدایت
میشه درطریقه روشن کردن آتش توسط آقای ریک یجورایی رگه هایی از قانون تکامل هم دید اول چوبهای نازک وظریف وبعد زغال وچوبهای بزرگتر پله پله
خدای من وقتی کبریت آقای ریک را دیدم ، این ذهنهای خلاق را تحسین کردم که به جای استفاده از قوطی کبریت کاغذی که به مرور زمان خراب میشه سیخ کبریت ها را در یک قوطی پلاستیکی کوچیک درب دار با سمباده هایی کوچیک قرار دادند تا استفاده از آن راحتر وآسانتر باشد در عین حال از خراب شدن آن هم جلوگیری میشه
احسنت به آقای ریک با اینکه امکانات کافی دارد ولی ترجیح میده احساس قشنگ خودش را با همان روش روشن کردن آتش در طبیعت حفظ کندخدایا شکرت که دارم یاد میگیرم خودم را از لذتهای طبیعی که در اطرافم هست محروم نکنم وبیشتر لذت ببرم وشاد باشم
خدای من عجب قابلمه های حرفه ای چه جالب آن سه پایه برای برداشتن درب قابلمه ،چه عالی که با یه راهکار ساده کارها راحت تر انجام میشه
خدای من صدای بچه نشان میده که حسابی داره بهشون خوش میگذره
وآن دوست آقای ریک که با استاد جان هم صحبت شدند چه لذتی در این فضای بهشتی یه هم صحبت عالی داشته باشی همان تبادل اطلاعات بین دو فرهنگ مختلف خدایا شکرت
خدایا شکرت به خاطر وجود این ظرفشویی در این طبیعت زیبا که کارها را آسانتر وراحت تر کرده
خدای من آقای ریک مجهز مجهز آمده مشخص هست که آشپز ماهری هست این ظریف کاری وتمیزی آقای ریک واقعا تحسین برانگیز هست چقدر با صبر وحوصله کارها را انجام میده
خدایا شکرت بخاطر این آشپزخانه صحرایی، جریان جاری آب دریاچه زیبا ،چاقوی تیز آقای ریک ،سطل آشغال صحرایی که راحت تا میشه وجای کمی را اشغال میکنه ،
خدایا شکرت که جهان هرروز چیزهای بیشتری را برای لذت بردن ما فراهم میکند
خدایا شکرت بخاطر یخچال صحرایی امان که تمام مواد غذایی مورد نیاز را در خودش جای داده
خدایا شکرت به خاطر وجود بنده ستودنی وتحسین برانگیزت ،آقای ریک که اینقدر با ظرافتی خاص آشپزی میکند
خدایا شکرت به خاطر وفور نعمت وفراوانی در جای جای این جهان هستی
خدایا شکرت به خاطر عشق بازی بچه ها با شنا کردن در دریاچه ویا تمرین تیراندازی در این طبیعت زیبا
خدایا شکرت بخاطر وجود مریم جان عزیزم که با عشق از تک تک این لحظات برا ما فیلم میگیره
خدایا شکرت بخاطر وجود استاد توحیدیم که یه روزی تصمیم گرفت با درک قوانین جهان هستی زندگی خودش را تغییر بدهد والگویی شود برای هزاران نفر دیگر که دوست دارند زندگی خود را تغییر دهند
خدایا شکرت که اینقدر قشنگ هدایت میکنی بندگانت را
خدایا شکرت که بوسیله آن دوست نازنین آقای ریک استاد جان خیلی راحت هدایت شدند به آدرس آن جای دیدنی که مدتها پیش دنبالش بودند
خدایا شکرت که اجازه دادی تا امروز در این مکان مقدس ودر زیر این فایل زیبا صلاه را انجام دهم
عاشقتونم
در پناه رب العالمین شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید