سریال زندگی در بهشت | قسمت 63 - صفحه 3 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

212 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد اکبری گفته:
    مدت عضویت: 3971 روز

    سلام به استاد عزیزم و سلام به همه خانواده صمیمی عباس منش

    من چند وقته دارم سریال زندگی در بهشت رو از اول میبینم و برام مثل یه ماجراجویی میمونه که هر مرحلش کلی واسم درس داره ، کلی لذت میبرم ، کلی تجسم با حال خوب ، کلی تحسین ، کلی غرق شدن در دنیای پارادایز و یه عالمه فرکانس های قوی و عالی در مورد خواسته هام.

    امروز رسیدم قسمت ۶۳ و اینم بگم اینقدر برام جذابه با اینکه یه بار دیدمشون ، که یه قسمت که تمام میشه ، پشت سرش بعدی پلی میشه و منم میگم بزار ببینم این قسمت چی واسم داره و با عشق و لذت و اشتیاق میشینم نگاه میکنم و حتی صحبتهای استاد تو جاهایی از فایلها رو ضبط میکنم تا بارها گوش بدم و باورهام رو بسازم

    میشینم فراوانی نعمت و ثروت در زندگی شما استاد عزیزم رو تحسین میکنم و کلی حالم خوب میشه ، میگم ببین میشه اینقدر ثروت ساخت که هرچی رو اراده کنی در کمترین زمان ممکن بخریش و میشه اینقدرم همه چی راحت و ساده باشه که بشینی تو خونه و سفارش بدی و بیاد در خونه ات اونم وسط جنگل و چقدر تحسین برانگیزه این سیستم پست آمریکا و چقدر خوب خدمات رسانی میکنن.دارم در حقیقت از این سریال برای ساخت باور فراوانی هم استفاده میکنم چون گذشته هرچی دیدیم و شنیدیم کمبود بوده ولی اینجا همش چشم و گوش و فرکانس مون آغشته به فراوانی میشه و ذهن راهی جز باورش نداره مخصوصا وقتی این سریال رو بارها بشینیم نگاه کنیم تا به عمق وجودمون نفوذ کنه.وای نمیدونید شایدم بدونید چه حسی گرفتم الان از این صحبتها.خدایا ما را به راه راست راه کسانی که به انها نعمت داده ای نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و نه گمراهان هدایت کن

    سپاس خدایا که تو خیر المنزلین و خیر الرازقین هستی و وهابی و رحمان رحیم

    تو این قسمت هم چیزی که بیشتر از همه توجهم رو به خودش جلب کرد ، اون ابزاره بود که درخت رو جابجا میکرد و چقدر لذت بردم و ببینید که تو جای جای شغل خودمون ، همچین مسائلی هست که ما میتونیم بریم حلش کنیم و ثروت خلق کنیم.حتی وقتی داشتم به این ابزار نگاه میکردم دیدم چقدر یه نفر میتونه کاراترش کنه با استفاده از اهرم مثل اون قیچی که با اهرم مثل کره درخت میبرید اینم میتونه همینطور باشه.یعنی با خودم میگفتم ببین یه نفری که عاشق کار خلق ابزار برای راحت تر شدن کارهاست ، میتونه بیاد راه حل بده و حتی اگه پول نداره ، بره شاگرد کسانی بشه که به این کارش ربط داره مثلا شاگرد آهنگر یا در و پنجره ساز و … و هم پول بسازه برای اجرای ایدش هم مهارت کسب کنه برای اجرای ایدش و آروم آروم بیاد یکی بسازه ، بفروشه بعد با سودش سرمایه گذاری کنه روی کارش دوباره و همینطور آروم آروم پیش بره تا یه روزی صاحب کارخونه ساخت ابزارآلات خودش بشه.طبیعتا هم هرقدر پیش بره هم کیفیت محصولاتش بالاتر میره هم ایده های دیگه و ابزار های دیگه هم میسازه که میتونه براش سودآور باشه.

    با خودم گفتم ببین چقدر فراوانی تو دنیا هست که کلی ایده هست که تو میتونی فقط دوباره با اجرای همون ها پول بسازی و کلی ایده هست که میتونی با بهتر کردن ایده های قبلی ، پول بسازی و کلی ایده که هنوز متولد نشدن ولی با ادامه دادن و تمرکز روی کارت ، بهشون میرسی و میشه ایده منحصر به فرد تو.مثل عشق و علاقم فوتبال که افرادی هستن که یه نوع دریبل و تکنیک به اسمشون هست مثل ضربه رِباح ماجری یا دریبل زیدانی و …

    انتهایی برای ایده پردازی و انتهایی برای پیشرفت و موفقیت و ثروت ساختن نیست.

    این خداوندی که ما با فرکانسمون باهاش داد و ستد میکنیم ، به هممون به یک اندازه نزدیکه و فقط کافیه این جهان ثروتمند رو ببینیم و باور کنیم و اونوقت زندگی مون میشه مثل زندگی استاد پر از شادی و لذت و فراوانی و نعمت و راحتی و آسانی

    ممنونم خاله مریم و استاد عزیزم که با این سریال ها باور فراوانی رو در من و همه تقویت میکنید.اینکه اینهمه وقت ، انرژی و هزینه میکنید برای کاری که از لحاظ مالی برای شما چیزی نداره ، نشون از باور فراوانی شماست که اینقدر پر شدید از نعمت که نمیتونید اینکارو نکنید و اینقدر از عشق پر هستید که از سر ریزش به ما میدید و به خاطر همین هم هست که ما بچه های سریال زندگی در بهشت اینقدر خالصانه با شما ارتباط برقرار میکنیم چون عشقی که از طرف شما میاد خالصه و بی قید و شرط و بدون نیاز به جبران ما

    تحسین میکنم این ویژگی شما رو و آرزو میکنم ثروت ها و سلامتی ها و روابط عاشقانه تر ها و نعمت های بیشمار رو برای شما دو عزیز که دست رب العالمین بودید و هستید برای من

    دوستون دارم

    شاد باشید

    خدا یار و نگهدار شما و تمامی دوستانم در خانواده صمیمی عباس منش باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    نیلوفر قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 1475 روز

    به نام خداوند مهربان

    چقدر این قسمت زندگی در بهشت برای من درس داشت

    زمانی که اون درخت تو خالی رو دیدم یاد خودم افتادم

    که چقدر تو زندگیم ظاهرم مثل همین درخت سفت و محکم بوده

    چقدر حرفای قشنگ زدم و ادا درآوردم

    اما با کوچک ترین تلنگری فروریختم

    حالا من اَرّه رو برداشتم و تیشه زیدم به ریشه این توهمات و خود شاخ پنداریم

    چقدر افتاده تر شدم

    حالا دارم درخت وجودیم رو با یک فونداسیون قوی میسازم

    تا بی برگ و میوه نباشه

    نتیجه بده

    نتیجه دستش باشه

    تا نخواد با کوچیک ترین چالشی منکر خدا و جهان بشه

    بلکه از قوانین جهان‌ کمک بگیره برای حل ریشه مسائلش

    خدایا شکرت که هدایتم کردی تا این درون خالیم رو ببینم

    و با عشق به تو پرش کنم

    سپاس گزارتونم استاد مهربان و خانم شایسته عزیز دلم

    که با زندگی زیباتون‌ نگاه زیبا داشتن رو به ما آموزش میدید

    شکرت خدایا که هر لحظه هدایت میکنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    عاطفه گفته:
    مدت عضویت: 920 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام و ادب خدمت استاااد جااان عزیزم و بانووو مررریم زیبا استاااد الهی دیگرم و همه جویندگان راه حقیقت.

    دلم تنگ است و سنگ صبوری بهتر از اینجا با این همه گوش محرم نیافتم و امید که نگارش نازیبا و پراکنده گویی من چشمان زیبا بینتان را نیازارد.

    این صفحه نشانه امروز من بود بعد از اینکه تقریبا تمام روزم رو از دست داده بودم! الله اکبر الله اکبر الله اکبر.

    به قول مریم جااان “ببییین” به نشانه ای از این واضح تر دیگه محال بود هدایت بشم خدایااا هزاران هزاران مرتبه سپاس که بارها و بارها با این بنده کمترینت با این وضوح صحبت کردی و این کمترین باز شرط بندگی که همانا تسلیم بی قید و شرط هست رو به جا نمیاره!

    جریان از این قرار هست که من به خاطر یک ارتقا شغلی از آبان ماه امسال از کارم استعفا دادم تا با تمرکز روی دوره آموزشیم و کسب نتیجه نهایی شرایط این رشد رو فراهم کنم. تصمیم سخت و پرچالشی بود و هنوز هم مرددم که آیا تصمیمم درست بوده یا باید شغلم رو ادامه میدادم! با آموزه های سایت و مراقبه سعی میکنم بر نجواهای ذهنیم فائق بیام ولی اعتراف میکنم چون در این راه نوآموز هستم بسیار برای من چالش برانگیزه و گاهی مثل امروز آنچنان ترس و یاس بر من غلبه میکنه که عملا قادر به هیچ حرکتی نیستم. قبلا ممکن بود روزها در این حالت باقی بمونم مثلا در آبان ماه به گمانم حدود 20 روز در چنین انفعالی بودم. امروز هم دوباره این حس بر من چیره شد ولی چون به لطف الله یکتا بسیاری از باورهای من دستخوش تغییر شدن نسبت به این حس آگاه بودم وقتی دیدم در خانه ماندن کمکی به تغییر حالت من نمیکنه از خونه زدم بیرون و از خدا خواستم به من یه نشانه بده که در مسیر درست هستم کمی با دست و دلبازی برای خودم و دیگران خرید کردم با اینکه هوا عالی بود و هرجا که میرفتم برخوردها عااالی بود و خریدهای زیبایی هم کرده بودم ولی رفته رفته که زمان برگشتن به خونه نزدیک میشد با نگرانی دنبال اون نشانه واضح بودم تا اینکه وارد کوچه شدم و گفتم خدایا به انتهای مسیرم دارم میرسم و نشونه روشنی ندیدم باز به خودم قوت قلب میدادم که نگران نباش دیدن یه گربه که زیر یه ماشین لم داده و زیرچشمی بهت زل زده هم میتونه نشونه باشه و تو هنوز فرصت داری! که چند پلاک مونده به خونه دیدم دم پارکینگ خیس هست با خودم گفتم یعنی کسی تو کوچه ماشین شسته! تا اینکه رسیدم پشت درب و دیدم نظافت چی اومده و ساختمان رو داره تمیز میکنه! باور نمیکردم! نظافت آپارتمان چند هفته ای بود که به تاخیر افتاده بود و تذکرات من هم فایده ای نداشت و مشاعات بسیار کثیف شده بودن به قدری که وقتی داشتم از خونه خارج میشدم با خودم گفتم به این آلودگی توجه نکن و اوضاع رو بدتر نکن و حالا ساختمان اساسی داشت نظافت میشد! چه نشانه انرژی بخشی! واقعا خدا رو از صمیم قلب شاکر شدم و انرژیم کمی برگشت اما حجم نا امیدی که تجربه میکردم با خرید و توجه به زیبایی ها در مسیر و اون نشانه بی نظیر تغییری نکرد و دوباره بی رمق و بی انرژی شدم تا اینکه آخر شب تصمیم گرفتم از خدا بخوام یه نشونه دیگه به من بده (باورهای توحیدی من تازه دارن شکل میگیرن و قطعا بسیااار جای کار دارن و الا اگر موحد خوبی میبودم به هزاران نشانه در مسیرم میرسیدم و به یقین میگفتم این نشانه منه ولی … اما از فضل پروردگارم نا امید نیستم و میدونم این دوره کارآموزی رو بر من سخت نمیگیره و در آینده نزدیک آگاه به این نشانه ها خواهم شد انشالله) و این شد که مجدد برای رویت نشانه ی دیگر به این فایل الهی هدااایت شدم. الله اکبر از این تطابق الله اکبر

    یعنی پروردگارم به قدری آشکار من رو هدایت کرد که قاعدتا باید حالا حالاها دهانم را بدوزم و سرمست از این نشانه یه سمت توحید و تعالی در حرکت باشم (امید که لایق باشم). هدف از این دراز گویی در درجه اول اینه که بماند به یادگار برای خودم که بارها و بارها با دیدن این فایل و خواندن کامنتم درس بندگیم را مرور کنم و قانون رو به خودم یادآوری کنم و از طرفی شاید برای نازنین هایی که مثل خودم تازه با سایت آشنا شدن یک مصداق عینی باشه و بدونن خیلیها هستن که باورهای توحیدی نداشتن ولی از این سایت به قدر ظرفیتشون معجزه دیدن و الا سایر عزیزان که به لطف خدا پیداست حسابی در محضر اساتید درس پس داده اند و خوانش کامنت های سراسر خلوصشون مکتب دیگری برای بنده شده. همه این موارد ذکر شد که به اینجا برسم که اره ما ممکنه درخت های خشکیده زندگیمون رو نبره، اره ای که به زعم خودمون حسابی بهش رسیدگی کردیم و به نظر بی نقص میاد و حتی ازش تعریف میکنیم و به نوعی بهش غره هستیم! ممکنه درست کار نکنه و یه جای کار بلنگه جایی که از چشم همه پنهانه! جایی در تاریک ترین و در پنهان ترین نقطه ممکن! و تنها و تنها و تنها چیزی که آن عیب و نقص رو عیان و برملا میکنه توکل هست و اقدام! کنکاش و جستجوی هدفمند، تمرین و تکرار و صبر هست و صبر این کلید درهای بسته. هر بار که استاد جانم استارت میزدن و اره روشن نمیشد چیزی درون من همزمان تداعی میشد و فرو میریخت! آن هزار راه نرسیده آن هزار کار نشده آن هزار جای نرفته و هزاران هزار دیگر همه و همه در من پیدا میشدن مثل جزیره هایی که سر از آب بیرون میارن! آن همه رها کردن ها و نا امید شدن ها در من عیان میشد… اسرار هویدا میشد… الله اکبر (الله اکبر ذکر توحیدی مخصوص این حال من که از زبان مریم جان در این فایل به موقع جاری شد).

    اون لحظه غرور آفرین روشن شدن اره! الله اکبر از این تغییر حال! (یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال) تمام باورهای شرک آمیزم در هم کوبیده میشد. شوکه بودم از اینکه چطور تا چند دقیقه پیش مایوس و در آستانه یک رها کردن دیگر بود ولی الله عالم تاب روشنگرم مرا به این فایل هدایت کرد! و جدال اره تکامل یافته با آن درخت پر هیبت! بدون هیچ ترس و واهمه ای بدون ذره ای تردید! بدون اینکه گفته بشه نه این کار من نیست این لقمه برای من خیلی بزرگه نه نمیشه نه نمی تونم و باز هزار الله اکبر از زمانی که استاد گفتن ببین توش خالیه و به قول مریم جان طبل توخالی! همش همین بود آن درخت به ظاهر تنومند اندکی بعد افتاده بر زمین و تسلیم اراده استاد! حقیر و ناچیز! چی بگم من آخه! اگر هزاران هزاران بار این فایل رو ببینم و آنقدر اشک بریزم که دیگه اشکی برام باقی نمونه باز این شرک تلنبار شده در درونم شسته نمیشه مگر و فقط مگر با نگاه رحمانی خدای احد واحد. آه از تمام لحظاتی که اره ام روشن نشد و اون رو زمین انداختم! آه از تمام لحظاتی که هیبت یک مسئله آنچنان من رو در هم شکست که حتی قادر به حرکت های ابتدایی برای بقا نبودم چه رسد به چالش با اون مسئله! تازه هر بار خشمگین و سرخورده یا اره ام رو پرت کردم یا به زمین و زمان ایراد گرفتم که این چه درختی بی شاخ و دمی بود که سر راه زندگی من قرار دادی! استادم استاد عزیزتر از جانم زندگی من پر از درخت های پوسیده ضربه خورده ولی نیوفتاده! پر از اره های هیولای از چشم افتاده و پر از نشدن هاست. عزیز الهی ام با اشکی که ملغمه ای از شوق، اندوه، شرم و شفا هست دارم مینویسم. در این چند ماهی که با سایت شما آشنا شدم مرده بودم زنده شدم!

    بارالها به بزرگی عظمت کبریاییت هر آنچه که خیر مطلق است و عقل و احساس ما را بر آن راه نیست و تو میدانی و ما نمیدانیم بر استاد عزیزتر از جانم، بر استاد مریم نازنینم و بر اهالی خانه دل جاری و ساری فرما. آمین یا رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      هستی محمدی تبار گفته:
      مدت عضویت: 1523 روز

      سلام دوست ارزشمندم

      کامنت شما اشک منو جاری کرد.

      خوشحالم که در این سایت توحیدی دوستی مثل شما دارم.

      لذت بردم

      تحسین کردم

      چه قلم زیبایی داری

      چقدر با احساس.

      آفرین.

      واقعیتش من هم تقریبا تمام اینایی که گفتی رو هم تجربه کردم هم دارم تجربه می کنم

      انگار که این کامنتو اصلا فقط مختص من نوشته بودی که من بیدار بشم.

      اون ترسها ونجواها و بی رمقی ها… که البته گاهی به اذن خدا میفهمم که توهمی بیش نبوده.

      اما ذهن کار خودشو میکنه و ادامه میده …

      از این رو من خودم رو غرررق در سایت عباسمنش کردم و تقریبا از هر 24 ساعت به جرات میگم که 18 ساعتشو توی سایت دارم فایل می بینم یا میشنوم یا نت برداری میکنم حتی موقع پیاده روی،

      حتی موقع خواب،

      حتی توی خواب هم هدفن توی گوشمه و آهنگ های تجسمی سایت استاد جانم رو گوش می دم.

      دیشب موقعی که دیگه چشمم سنگین شده بود و همچنان در سایت بودم به کامنت شما برخورد کردم اوایل کامنتت بودم که خواب ازم زور شد

      روی همون صفحه ی کامنتت دکمه ی بغل گوشیمو زدم که صبح گوشیمو که باز میکنم اولین چیز کامنت شما باشه که روصفحه ببینم وبخونم.

      امروز صبح سوپرایز شدم و نشانه هامو در کامنت شما دیدم..

      درست دیروز غرق یاس و ناامیدی بودم به خودم می گفتم هیچکس مثل من نیست

      هیچکس انقدر فشار روش نیست

      هیچ‌کس نیست که مثل من پُر کَسه بی کَس باشه …

      حتی بچتم تحویلت نگیره …

      الله اکبر سبحان الله

      که کامنت شما شرح حال منه

      و از کامنتت آموختم که مثل خودمم آدمایی هستن که راه نفس کششون توسط ذهن دچار تردید و مسئله شده..

      اما باااز هم پناهم بعد از خدا سایته و گنج هایی که در کامنت ها نهفتس.

      منشور کورش میگه راه در جهان یکیست گفتار نیک ،پندار نیک،کردار نیک؛

      اما من میگم راه درجهان یکیست

      سایت عباسمنش ،سایت عباسمنش ،سایت عباسمنش

      یعنی توحید به معنای واقعی در آموزه های استاد موج میزنه.

      از تفسیر دعای کمیل به زبان استاد گرفته تا فایلهای دانلودی زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا و…

      تا محصولات بی مانند و کاملی که مدام هم درحال آپدیت وپویایی هست ،همه و همه دگرگون کننده ی حال میلیونها انسانیه که به این سایت توحیدی و بی نظیر هدایت شدند.

      دوست من ما جای درستی اومدیم

      فقط باید تداوم داشته باشیم و بچسبیم به این سایت و آموزه ها و نشانه هاش.

      بیشتر نشانه های من از داخل همین سایته.

      غرق شو درسایت استاد دوست من.

      اونوقته که می بینی خدا داره باهات حرف می زنه.حتی صداشم میشنوی.

      کافیه فقط دست خدا رو باز بذاریم

      با ایمان و توکل.

      با حس خوب

      و توجه و تمرکز به زیبایی ها.

      من روزی هزاران بار دیتیل به دیتیل شکرگزاری می کنم

      بقول استاد حتی از دیدن یک زن زیبا ،

      یک گنجشک ،یک گل زیبا،یک قاصدک،یک ماشین مدرن،ساختمانهای شیک،تمیزی شهر،بوهایی که استشمام میکنم…

      همه و همه رو شکرگزاری میکنم

      حتی گاهی اوقاتتو خیابون به بعضی افراد زیبا میگم تحسین میکنم زیبایی ت رو خداحفظت کنه ماشالله.

      و تاثیر لبخند و شادی اون فرد رو توی زندگیم لمس می کنم…

      امروز در این لحظه خداروشکر میکنم بخاطر هدایتم به کامنت شما.

      و از نظر من وقتی با خدا باشی ،

      وقتی فقط و فقط از اون بخای واضح و روشن،

      اونوقت دو دوتا نمیشه چهارتا میشه پونصد هزار تا.

      عزیزم از خدا درخواستهای واضحی داشته باش

      که اون سریع الجوابه.

      برای من پیش اومده که هنوز باقلم دارم درج میکنم روی ورق هنوز جمله هه تموم نشده ولی همون موقع از زبان استاد یا یه نفر دیگه راه بهم نشون داده شده و من حیران موندم از این سریع الجوابیه پروردگار و خالق توانام.

      امیدوارم باز هم ازت ردپا ببینم دوست خوبم.

      برات بهترینها رو از خداوند حکیم میخام.

      عاشقتم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        عاطفه گفته:
        مدت عضویت: 920 روز

        سلام هستی جان رفیق جان

        سپاسگزار محبت بی دریغ شما

        کامنت شما هم برای من بسیار تاثیرگذار و جانانه بود بعد از اینکه دیشب رو با این نیت سر بر بالش گذاشتم که خداوند از طریق خواب الهاماتش رو بر من جاری کنه تا قوت قلبم باشد و چه خوابی و چه رویایی…

        صبح به محض اینکه چشم باز کردم سرمست از رویا و نشانه ای که دریافت کرده بودم با خیالی خوش مشغول برنامه ریزی ذهنی برای امروزم بودم و نیت کردم اولین کاری که میکنم نوشتن شکرگزاری باشه و بعد گوشیم رو برداشتم که به خانواده جان صبح بخیر بگم که از طریق نوتیفیکیشن ایمیلم متوجه کامنت زیبای شدم سریع به سایت مراجعه کردم و کامنت شما رو چندبار خوندم… بعد از رویای دیشب خوانش کامنت شما برای من حکم خوردن یه دسر لذیذ بعد از یه شام مفصل بود دلچسب و گوارا

        خدا رو سپاسگزارم بابت این چینش و زمانبندی های بی نقص

        هستی جان کامنت شما از جهات زیادی برای من عزیز بود اول اینکه ممنونم ازت که مفصل نوشتی انگار هرچه کامنت ها و نوشته ها طولانی تر میشه چیزهای بیشتری از عمق به سطح میاد و ناپیداهای زیادتری ظاهر و آشکار (الان به عینه متوجه شدم که چرا استاد همیشه کامنت های طولانی تر رو تحسین میکنن). سپاسگزارم که دلسوزانه منو راهنمایی کردی و چقدر برای من ارزشمند هست مثل یک راهنمایی غیرمنتظره در راهی ناآشنا! چشم حتما در شکرگزاری هام بیشتر به جزییات میپردازم و از خدا نشانه و هدایت بیشتری رو طلب میکنم.

        سایت عباس منش هم که حقیقتا امن ترین و امیدبخش ترین جای دنیا برای من و ما شده خدا رو بینهایت سپاس بابت این چنین ماوای امنی و اینچنین ساکنان آشنا و نزدیکی. من هم روزانه از سایت تغذیه میکنم و بندنافم شده در اتصال به معنویت و توحید و چشم سعی میکنم که این نزدیکی رو بیشتر کنم.

        هستی جان در تایید صحبت شما که از تداوم گفتین من هم در این مدت به این نتیجه رسیدم که توکل و استمرار و تداوم آگاهانه رمز رسیدن های پی در پی هست.

        سپاسگزار از نظر لطف شما من هم بهترین احوالات و احساسات رو از خداوند کریم برای شما خواستارم امید که روزی قریب همه ما غریبه های آشناتر از هر آشنایی پروانه وار به گرد شمع محفلمان استاد عزیزمان حلقه بزنیم و این انرژی و آشنایی رو دست در دست هم منتشر و تکثیر کنیم. آمین

        (چه حسن ختامی هستی جان! دقیقا هم زمان با درج آخرین جمله کامنت دوتا کبوتر پشت پنجره ای که کنار تختم هست فرود اومدن اون دوتا من و تو بودیم انگار عزیز هم پروازم و بلند گفتم خدایااا فراوووان شکرررت).

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          هستی محمدی تبار گفته:
          مدت عضویت: 1523 روز

          سلام به روی ماهت عاطفه ی عزیزم.

          امیدوارم که حالت عالی باشه.

          کامنتت قلب و روحم رو جلا داد و موتور حرکتم رو روغنکاری کرد عزیزم.

          بذار یه قصه ی جذاب برات بگم.

          یه شب که تو خونه تنها بودم و اولین روزهایی بود که وارد مسیر آگاهی شده بودم ،همش می گفتم خدایا خودتو به من نشون بده یالله زودباش یه نشونه ی واضح بمن نشون بده اصلا شده خودتم از آسمون بیای زمین باااید امشب خودتو بمن نشون بدی.

          یک دقیقه نگذشته بود که توی سکوت و تنهایی آخر شبم،دیدم یکی به پنجره ی اتاقم میزنه

          پنجره ی اتاقم رو به کوچه س و اتاق من طبقه ی سوم .تمام بدنم شروع به لرزیدن کرد و ترس تمام وجودمو گرفت گفتم خداس اومد.

          توی دلم گفتم حالا چه شکلیه

          خدایا من یه غلطی کردم چه زود اومدی …

          خلاصه هر جوری بود به ترسم غلبه کردم و با دست لرزان پنجره رو که کشوییه باز کردم

          یه کبوتر چاهی خوشکل دیدم که پاشو از پنجره گذاشت داخل و لای پنجره نشست و همچنان درسکوت زل زد به چشمهای من.

          من دیگه اون لحظه نمیتونستم جلوی اشکامو بگیرم زل زده بودم بهش و سیل اشکهایی که دراختیار من نبود.

          توی چشمهاش میدیدم که بهم میگفت بیا من اومدم دیگه چی؟

          بازم میگی یالله زودباش همین امشب خودتو به من نشون بده؟

          حدود یک ربعی چشم در چشم بودیم تا اینکه پرواز کرد و رفت.

          من تاصبح اشک ریختم و با خدا عشقبازی کردم…

          فرداش توی گوگل سرچ میکردم که نماد کبوتر و پرنده چیه؟

          جوابها همه این بود:

          کبوتر نماد رهایی،آزادی،جنبش،زایش،و اقتدار هست.

          و صدای پرندگان صدای خداونده.

          میخام بگم به این حدددد سریع الجوابه .

          و الان که گفتی دوتا کبوتر دیدی …

          من یاد اون اتفاق افتادم که برام افتاد…

          حتما خیریتی هست عزیزم.

          کبوتر حاکی از رهایی و آزادیه.

          مدتهاست که بهم الهام میشه زندگیم قراره وارد فصل جدیدی از تکامل بشه.

          و منتظرم نشانه ها راهنماییم کنند.

          عاطفه جانم دلبر شیرینم خیلی خوشحالم که کامنت من حالتو خوب کرده

          شاید خوف کنی اگر بگم کامنتمو خوندم و قسم میخورم که بیشتر جملاتش رو من هرگز نگفتم و ننوشتم برات.

          جلل الخالق.الهی شکرت که دست و زبان خدا شدم برای خوشحالی یک دوست توحیدی.

          عاطفه جانم کامنت شما هم حال منو عالی کردعزیزم.

          ازت سپاسگزارم.

          این کامنت گذاشتنها این ردپاگذاشتن ها

          این تحسین کردنها و این تبادل فرکانس ها ،باعث میشن هر موقع انسان کم میاره ،هر موقع نجواهای شیطان میاد،آدم برگرده به ردپاهاش نگاه کنه و حال خودشوعوض کنه .

          عاطفه ی عزیزم دلبر خوش زبان و صادقم همونطور که استاد میگن ،در مورد تمام امور زندگیت هرالهامی که اول کار بهت شد و حست رو خوب کرد ،اون یعنی کلام خدا ولازم الاجراست

          اما اگر همون موقع انجامش ندادی و اما و اگر آوردی تو کار ،دیگه میشه نجواهای شیطان.

          پس درِ سَرت رو ببند و در قلبتو باز کن که خدا پشت دره.

          در مورد دوره ی شغلیت شک نکن که راه درستو رفتی و بازم میگم استمرار داشته باش و صبور باش عزیزم.تا جهان به تو پاداش بده.می بوسمت و

          برات از خداوند توانا بهترینها رو میخام عزیزم.

          من همیشه همینجاهام.

          در دسترس.

          و تک تک سلولهای بدنم مشتاق شنیدن پیشرفت و تعالی شماست جان دلم.

          بوس به کلت.

          عاشقتم

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
          • -
            عاطفه گفته:
            مدت عضویت: 920 روز

            سلام سلام هستی جانم اوقاتت به خیر و رحمت

            بی نظیری رفیق جان صاف، صمیمی، دلسوز، ماه تمااام

            چه کامنت پر انرژی! سراسر کامنت رو با لبخند خوندم مرسی از طنز قشنگی که به این جملات و راهکارهای کلیدی دادی.

            امروز تولدمه و چه هدیه قشنگی من از سایت استاد جان گرفتم.

            عزیزم کامنتت رو چندبار خوندم و باید بازم بخونم چقدر برای من نکته داشت واقعا بی خود نیست که تو دانشگاه سال بالایی ها ارج و قرب بیشتری داشتن اینجا هم انگار هرچه از این زمان عضویت میگذره این رشد و پختگی مشهود تره.

            قبلا اگر کسی در مورد این احوالات و نشانه ها با من صحبت میکرد خیلی محکم و قاطع رد میکردم و تو دلم و گاهی حتی تو روی اون طرف! اون رو تحقیر میکردم که چقد دلش رو به چیزهای الکی خوش کرده و اینا همه تصادفه و طرف توهم زده و …! ولی حالا… غریب ترین تجربیات معنوی رو هم باور میکنم چون هر روزم شده پر از الهام و دریافت و تجلی…

            چه نشانه باشکوهی دریافت کردی منم اگر جای شما بودم همینجوری اشک میریختم از این نشانه ها برایت بیشمار باد عزیزم.

            مرسی که گفتی کبوتر نماد چیه من نمیدونستم باید از دیدگاه نماد شناسی به معانی عمق بیشتری بدم از این به بعد نشانه هام رو بیشتر بررسی میکنم.

            صمیمانه از خدا میخوام که مدارت رو به زودی عوض کنی و بیشتر به اصل و مرکز نزدیک بشی انشالله و حتما این تمایلات متعالی از طرف خدای خوبیها بی پاسخ نمیمونه.

            چه نقل قول خوبی از استاد آوردین عزیزم چقدر دل آدم قرص شد با این هدایت استاد! چون واقعیتش من یه ذهن دیر باور و تحلیلگر دارم و حتی وقتی نشانه ها رو دریافت میکنم گاهی این کلنجار رفتن و کنکاش کردنم ادامه پیدا میکنه ولی این نقل قول شما چقدر برام موثر بود اینکه نجواهای بعدیش شیطانیه و نباید در دامشون بیوفتیم و باید اعتماد کنیم. چقدر کار منو راحت کردی و بارم رو سبک…

            انشالله و به زودی هم من هم شما به لطف خدا کن فیکون میکنیم در هست کردن آنچه که دور از دسترس یا غیرممکن به نظر میرسه.

            هستی جان مرررسی که هستی بوس به کله پر از ایده و خلاق خودت هم عزیزم

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3308 روز

    بنام نیروی عظیم و مهربانی که خیلی خیلی پیشتر، من را به خاطر اشتباهاتم بخشیده و بی دریغ و پیوسته من را دوست داشته است

    بنام موجودیتی که تنها با دوستی و تکیه بر او، به سادگی به تمام خواسته ها و آرزوهای کوچک و بزرگم و همچنین زندگی رویایی ام خواهم رسید

    بنام او که هر چه دارم ازاوست ومن به هر خیری از جانب اومحتاجم

    سلام به استاد عزیزم به استاد شایسته نازنینم ودوستان بهشتی ام

    خدا جونم شکرت به‌خاطر یه روز دیگه ویه فرصت دیگه شکرت که به من اجازه وفرصت دادی تا صلاه امروزم را در این مکان الهی به جا بیارم

    خداجونم ازت ممنونم بخاطر حضور خودت در زندگی ام ،بخاطر عشقی که بی قید وشرط از تو دریافت میکنم

    خداجونم ازت ممنونم بخاطر احساس خوبی که دارم ،حال خوبی که لبریز از وجود تو هست ، آرامشی که بخاطر حضور تواست

    ازت ممنونم که مرا به این مسیر توحیدی هدایت کردی ودر این مکان الهی حضور دارم

    ازت ممنونم بخاطر وجود اساتید توحیدیم ودوستان الهی ام وهمه عزیزانم

    ازت ممنونم بخاطر رزق بی حساب وپر برکتی که هرروز از بی نهایت طریق به زندگی ام جاری میکنی

    ازت ممنونم بخاطر جسم سالمم ،ممنونم بخاطر هر دم وبازدمم ،بخاطر تپش منظم ودقیق قلبم ،ممنونم بخاطر خونی که در رگهام جاری است ،ممنونم که در هر لحظه تو به من زندگی میبخشی ازت میخوام قدرت وتوان سپاسگزاری وشکرگزاریت رو به من بدهی

    ای جانم که جوجه های آینده پرادایس در داخل این دستگاه در حال رشد هستند خدای من قدرت وعظمتت را شکر

    عاشقتم مریم جان که با ذوق درِ دستگاه‌ها را باز میکنید میگین جوجه ها خوابند خدایا چه لذتی داره که شاهد رشد هرروزه این موجودات زیبا باشید که این هم از برکت وجود ذهنهای خلاق است که با این ایده های ناب به گسترش جهان هستی کمک می‌کنند شکرِت

    ای جانم لری عزیز هم که در آشپز خانه مشغول عمل کردن به ایده های مریم جان وانجام بهبود های کوچک هست

    خدای من چقدر این صحنه ها رویایی وزیباست با اینکه هرروز دارم این زیبایی ها رو میبینم بازم هردفعه همان حسی را دارم که برای بار اول این زیبایی ها را دیدم

    عاشقتم مریم جانم که صحنه قبل از عمل بیرون را به ما نشان میدید ،ای جانم چقدر شما با خودتون در صلح هستید که از اینکه کفش هاتون رو چپ پوشیدید ذوق می کنید ومیخندید این رفتار شما چه زنگهایی را در ذهن به صدا در میاره که خودم باید خودم را دوست داشته باشم ومهم همین هست

    درِ ورودی واقعا محشر وزیبا شده هم از بیرون وهم از داخل خونه

    چقدر آسمان زیباست ،دریاچه را ببین چه دلربایی میکنه خدای من واین طبیعت زیبا که هر دفعه که نگاه میکنم بوجود خالقی توانا وزبردست پی میبرم که میگه فهیمه ببین این قدرت من هست پس نگران هیچی نباش رو خودت کار کن بقیه را بسپار به من

    این ترکیب رنگیِ طبیعت ،جادویی ومحشر است خدایا شکرت ..

    چقدر خوب از شما یاد میگیرم که اگر وسیله ای، بلا استفاده در آشپزخانه دارم ودست وپا گیر هست بدون هیچ وابستگی آن وسیله رو هرچقدر هم ارزش دارد بزارم کنار وراحتی خودم برام مهم باشه، مهم باشه که من براحتی کارها رو انجام بدم

    ای جانم خانم مرغی با جوجه های دوست داشتنی اش که دنبال غذا می‌گردند

    استاد جان که با صبر وتلاش تمام نشسته تا اره را تیز کنه خدایا همیشه فکر میکردم که ثروتمندان هیچ کاری را خودشان انجام نمی دهند همه کارها را میدن بیرون براشون انجام بدهند ولی الان استاد من، با دقت وجدیت تمام نشسته تا خودش اره را تیز کندواین یعنی رها بودن ولذت بردن از همین لحظه ها

    مرغ حنایی هم که فکر کنم میخواد تخم بزاره که صدا میده

    احسنت استاد جان به این اعتماد به نفستان که با اینکه دفعه اول هست ولی این شجاعت را به خرج دادید واین قسمت اره را باز کردید وشروع کردید به تمیز کردن فکر کنم اره با این همه آشغال نفس نمی تونست بکشه والان کلی تمیز شده به همت استاد جان

    ایول استاد که برنامه کاریتون مشخص هست قطع کردن درختای مرده وقطعه قطعه کردن آنها

    آفرین چه ایده خفنی که با بنزین وفرچه حمام شروع کردید به تمیز کردن آشغالهای باقیمانده ،که علاوه براینکه لذت می‌برید کلی هم چیزی یاد میگیریدو استاد جان که عاشق یاد گیری چیزهای جدید هستند چقدر هم تمیز شد خدایا شکرت که کارها اینقدر راحت انجام میشه

    ای جانم که مریم جان هم تصمیم گرفتند خونه را همینجوری بسابونند

    خدای من از این ویو چقدردریاچه ودرختان اطرافش وخونه زیباست وای پروانهِ رو نگاه چقدر زیباست چه جست وخیزی میکنه روی چمن ها

    ای جانم که اردک‌ها مرتب در حال گفتگو هستند ببینیم تخم مرغ داریم ….

    عاشقتم من، که درِ خونه رو می‌زنید ببینید کسی خونه هست ،تا حالا ندیدم کسی اطرافم اینجوری با موجودات تو خونش رفتار کنه که شما مریم جانم رفتار میکنید واین عشق درونی شماست به نعمتهایی که دارید ودر اصل یه نوع سپاسگزاری

    خدای من یه دونه تخم مرغ ، یه چی بگم مریم جان اینقدر شما از هر حرکتی ذوق کردید که دیگه دارم عادت میکنم از هرچیزی در اطرافم ذوق کنم ولذت ببرم از دیدن یه گنجشکی که روی کابل برق نشسته یا گربه ای که سر دیوار نشسته ،خلاصه از هر چیزی که فکرش رو بکنید ،ومن چقدر خوشحال وخوشبختم که این توفیق را پیدا کردم تا این سریال‌های جذاب ،که علاوه براینکه تمرکز بر زیبایی هاست ،عمل به قوانین هستی راهم به من نشون میده دنبال کنم ، منی که وقتی عضو سایت شدم ذهنم کلا مقاومت داشت به دیدن این فایلها ولی الان هرروز با عشق میشینم ونگاه میکنم ولذت میبرم خدایا شکرت ….

    احسنت استاد جان چون باور داشتیداین مسئله راه حل دارد با اینکه لَری هم نتونست کاری انجام بدهد ولی شما به تلاش ادامه دادید ودر نهایت موفق شدید

    خدای من ،پشت سر استاد جان ،اردکِ رو نگاه در چمن ها برا خودش صفا می‌کند

    وای خدا این صحنه دیوانه کننده است انگار رنگ درختان در هرلحظه تغییر می‌کند مگه میشه بی تفاوت از کنار این زیبایی ها گذشت قطعا زبان هر بیننده ای را به ستایش خالق این زیبایی ها باز می‌کند

    ای جانم هیولای ماداگاسکار لَری ،که همه وسایل را میریزه داخلش ، خدای من بازم اردک‌ها

    خب خداروشکر که لَری قرار کلی وسایل اضافه را ببره ویه صفایی به بیرون خونه داده بشه

    خدای من یک عملیات واقعی که قراره کلی درخت قطع کنیم

    چکمه های هیولایی که ضد ضربه وضد آب و….هست ،چکش ودستکش وکلاه ایمنی شیلد دارباگوشی محافظ واین یعنی ارزش قائل شدن برای خود یعنی احترام به جسمی که خداوند در اختیار ما قرا داده است

    خدای من بازم دریاچه وزیبایی های اطرافش خدایا شکرت..شکرت

    آماده برای عملیات، عاشقتم مریم جان که برای انجام هرکاری آماده ای ،چه شود بهشتمان بعد از این بهبودهای کوچیک اما مستمر باید یادم بمونه که کار کردن روی خودم هم به همین شکل باشه قدمهای کوچیک اما مستمر

    خدای من لونه دارکوبِ رو ببین به قول مریم جان قصری هست چه لذتی هم میبره از دیدن این زیبایی ها

    ای جانم مرد کلاه پوش اره بدست ،چه عملیاتی خدای من

    گُوه ابزار مناسب ،در این عملیات ارزش ابزار مناسب هم نشون داده میشه

    خدای من نمای بالای درخت چقدر زیباست ابرها رو نگاه

    خدای من، که هرلحظه حس میکنم این زیبایی ها داره بیشتر وبیشتر میشه احساسی که دارم این است که انگار خودم آنجا حضور دارم واز دیدن هر لحظه این زیبایی ها شگفت زده میشم میگم خدا جونم مگه ممکنه ،میگم آره ممکن واین قدرت تمرکزه

    ای جانم چقدر این گلهای زرد کوچولو در بین چمنها زیباست الله اکبر از این همه زیبایی وشگفتی

    خدای من ملخِ رو نگاه دقیقا جای مرغ ها خالی است چه رنگ فوق العاده‌ای، چه چشمان درشتی دقیقا یه لحظه فکر کردم شاخه درختِ

    خداروشکر که لَری عزیز هم کارها را تا حدودی پیش برده وقراره در آینده ی نزدیک یه قفسه زیبا بشه که همه چیز را بشه داخلش جا داد خدایا شکرت

    استادجان هم که تلاش می کنندتا مسئله‌ اره را حل کنند

    خدای من لَری که میگه دوست دارم هرچیزی را یاد بگیرم

    خدای من ابزار کار لَری رو ببین چه اره خفنی ،برام جالب بود که قسمت برنده دستگاه لَری دارای حفاظ ایمنی بود ،هر لحظه با کنار هم قرار دادن نکاتی که در رفتار این مردم می‌بینم بیشتر برام منطقی میشه که این مردم درست ِ که در آمریکا زندگی می کنند ولی خیلی بیشتر از ماها که شیعه هستیم توحیدی اند وقتی برای جسمشان ارزش قائل هستند یعنی سپاسگزاری از مالک این جسم

    خب لَری هم آمد کمک تا مسئله اره را حل کنیم

    احسنت استاد جان همینکه در آموزشهاتون میگین هر مسئله راه حلی دارد که در دل خود آن مسئله هست وشما با این دیدگاه موفق شدید مشکل اره را برطرف کنید

    خب به امید خدا مجهز به الله اکبر بریم تا عملیات را شروع کنیم

    خدای من عین کره میبره خدایا شکرت …شکرت…شکرت

    خب قاچ اولیه که زده شد ،عه چه جالب داخل درخت خالیه ،فقط ظاهر قوی ای دارد برا خودم تشبیه کردم دقیقا مثل آشغال‌ها را زیر مبل دادن در ظاهر همه چی اوکی هست ولی با اولین تضاد من بهم میریزم اگر بصورت اصولی روی خودم کار نکنم‌،من باید آنقدر روی خودم کار کنم که شخصیت قوی ای داشته باشم وبتونم حتی در بدترین شرایط از زاویه ای به مسائل نگاه کنم که به احساس خوب برسم ،خدایا خودت کمکم کن تا به این آموزه ها در همه مراحل زندگی ام عمل کنم وفقط حرف نباشد چون باور دارم ایمان بی عمل حرف مفت هست

    خدایا شکرت ..شکرت..شکرت که با ابزار مناسب این عملیات انجام شد

    کلاً درختِ از داخل پوک بود همان طبل توخالی

    عاشقتم که از چشم دارکوب وسنجاب هم منظره را به ما نشون میدید

    خدای من خوب شد این درختِ رو قطع کردیم انواع واقسام سوسک ها پادشاهی راه انداخته بودند واستاد جان تصمیم گرفتند این پادشاهی را از ریشه قطع کنند

    وقتی من دنبال راه حل مسئله باشم به سمت آن هدایت میشم به شرط اینکه نگم کاری نمیشه کرد مثل استاد جان که دنبال حل این مسئله بودند که چیکار کنند ارهِ با خاک تماس پیدا نکند واین دستگاه خفن آمریکایی اصل را پیدا کردند وبراحتی سفارش دادند وخریدند که براحتی تنه درخت را میشه باهاش برگرداند خدایا شکرت..شکرت. شکرت بازم دلیلی بر تایید این باورکه ثروتمند شدن معنوی ترین ومحبوب ترین و با فضیلت ترین کار جهان هست

    خدایا شکرت…شکرت…شکرت که جهان روز به روز در حال گسترش وپیشرفت هست وکارها به این راحتی انجام میشه

    عاشقتونم ….

    خدایا شکرت….شکرت…شکرت

    در پناه خدای مهربان همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    زهرا نعیمی گفته:
    مدت عضویت: 2721 روز

    سلام به همه ای همراهان عزیزم و استادان گرامی ام

    عالی بود خدایا شکرت،این بخش پر بود از درسهای مهم زندگی،اینکه مثل همین درخت که داخل اش خالی بود ،منم ظاهرم ارام و ارایسته به نظر می رسد ولی ای وای از حال دورنم که مثل طوفانی هولناکی است،که هرلحطه با هر بادی می لرزد،خیلی کار دارم ،خیلی باید متعهد باشم خیلی باید بیدار بودن و بیدار سدن را تمرین کنم تا مثل این دو استاد گرامی استادی زیبابین بودن،و مستمر رشد دادن خودم گردم ،و بدانم که زیبایی های زندگی همین ساده گرفتن و عجله نداشتن است و اینکه هدف یادگیری ولدت بردن ازین یادگیری می باشد این حقیقت زندگی است،و کاری روزمره را که انجام اش میدهیم درحقیقت میشود ازان مثل مدیتیشن استفاده کرد،یعنی با تمرکز برانجام ان کار و از روند انجام دادن اش لذت بردو عجله نداشت واین میشود زندگی در لحظه که به گفته ای دوستی مان خستگی دیگر معنا ندارد بلکه نشاد به همراه می اورد،هرکاری ساده هی که به نظری مان خیلی ساده می اید ولی درحقیقت درسهای بزرگی زندگی دران نفهته است مثل استادی زیبابین ما مریم عزیز،که در هرکارش تحسین و لذت بردن را همراه میکند حتا برای دیدن اینکه مرغ ها تخم داده است یا خیر ،می اید این عمل را برایش زیبا وجذاب میسازد ،درحالیکه من وقتیکه بچه ام کفش هایش را چپ می پوشد وقتیکه حوصله نداشته باشم اخم میکنم که هنوز یادنگرفتی کفش هایت را درست بپوشی ،بیبین زمین تا اسمان است ولی استادی عزیزی ما وقیتکه کفشهایش را چپه پوشیده حتا در دوبین نشان میدهد و لذت میبرد ،چیقدر باید تلاش کرد که اینگونه زیبا دیدن وزیبا کردن و زیبا اندیشدن جز شخصیت ما شود که بصورت اتوماتیک انجام اش بدهیم،هرکاری را لذت بخش کردن،در هرکاری زیبایی ها را جستجو کردن،و ساده گرفتن و هدف را مشخص کردن اینکه یادبگیری و لذت ببری.همین ولی برای من انجام کارهای روزمره یعنی تکلیف که باید هرچی زودتر انجام شود و تمام شود و فکرکردن به خستگی جسمانی بعد از ان و نق زدن برسری بچه هایم که همه را ریخت وپاش کردید.یاهم استاد که چندین بار اره کار نمیدهد ولی اگر من به چنین صحنه ای روبرو شوم ناراحت میشوم که جرا بعد انهمه کار روی اره بازم هم خراب است ولی استاد میگوید امروز کلی یادگیری داشتیم ،چیقدر نگاه ها و باورها متفاوت است و هرانسانی درجهان میتواند بهشتی برای خودش بسازد یا هم جهنمی و این بهتش اکل باید درذهن ساخته تا دردنیایی فزیکی متجلی گردد درغیران وقتیکه ذهن ات جهنمی باشد چطور ممکن است که بهشت را تجربه کنی!ذهنی که سرشار از باورهای پوسیده وشیطانی باشد هرگز بهشت را تجربه نخواهد خیلی کار دارم ،خدا را شکرپیکنم که متوجه ای این نکات و ضعف هایم شدم این هم نهایت جای شکر دارد که میتوانم بیبینم ودرپی اصلاح اش باشم. تمام این حرف ها را برای خودم زدم تا برای ذهنم روشنتر شود که چی میخواهد و چی هست .تشکر میکنم از استادان عزیزم که درس عملی میدهد که کتابها داستان دارد برای بیان ان،و ما در یک درس عملی این کتاب ها را مطالعه میکنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      الهام اقایی گفته:
      مدت عضویت: 485 روز

      سلام به شما دوست عزیزم ؛چقدر لذت بردم‌از صحبتای شما بله من هم دقیق مثل شما فکر میکنم اما چقدر زیبا اینجا صحبت کردین که باید روی خودمان کار کنیم.من هم وقتی بچه ها ریخت وپاش میکنن چقدر نقدمیزنم اگه بچه اشتباهی بکنن چقدر اعصاب خودما وبچه هامو خورد میکنم ,چقدر باید روی خودم کارکنم که مثل استاد ومریم جون باارامش همه‌ی کارهامو انجام بدم ؛چقدرخوشحالم که دراین خانه هستم وروز به روز دوستان خوبی پیدا میکنم خدایاشکرت برای این همه زیبایی ودوستان خوبم ،خوشحال میشم اگه تجربه ایی داشتی من هم ازاون تجربه استفاده کنم خدایارونگهدارت عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1916 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استاد عزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

    وسلام به تک تک دوستانم.

    استاد ومریم عزیزم به شدت دلتنگ دیدارتون هستم، دوست دارم باز سریال زندگی در بهشت رو ادامه بدید، دلم برای پرادایس هم تنگ شده، اگرچه هربار که برگردم حتی برای دهمین بار هم این فایلهارو ببینم بازم برام تازگی دارند وجذاب هستند..

    استاد جانم دوشب پیش خوابتون رو دیدم براتون ایمیل هم زدم، واول ایمیل نوشتم که اگه امکانش هست جواب بدید تا دلم آروم بگیره، ولی ایمیل به صورت خودکار از طریق سایت پاسخ داده شد.

    میدونم که ماشالله حجم ایمیل هایی که بهتون زده میشده بالاست وتوقع زیادی هست که شما شخصا به ایمیل کسی پاسخ بدید، ان شالله که خیر هست، ان شالله که هم شما وهم مریم جان سلامت وشاد در پناه امن خدا هستید.

    چقدر تصاویر وصداها می تونند با آدم حرف بزنند و خاطره هارو یاد آدم بیارند.

    صدای اره برقی منو میبره به دوران کودکیم، به وقتایی که توی روستا زندگی میکردیم، و باغ وزمین های ما و همسایه هامون دقیقا چیزی شبیه به همین پرادایس بودند والبته جای دریاچه شالیزار بود و رودخونه های کوچیک وبزرگ…

    یادمه از مدرسه که برمیگشتم، بعد ناهار توی حیاط روی سبزه های پوشیده از گل پونه یه زیر انداز پهن میکردم و زیر سایه درخت الوچه وگردو میخوابیدم، انقدر از شیطنت های توی راه مدرسه و خود مدرسه خسته بودم که اگه صدتا مورچه و سوسک از دست وبدن وسروکله ام بالا میرفتند بیدار نمیشدم…

    میدونستم که وقتی خوابم ببره سنجاقکها وپروانه ها وزنبورها میان سراغم وحتی گاهی مار هم از توی باغ وحیاط ما رد میشدند، ولی انگار دلم قرص بود که خدا مراقبمه و هیچ اتفاق بدی برام نمی افته وهیچ آسیبی نمی بینم.

    تنها چیزیکه باعث میشد از خواب بپرم، همین صدای اره برقی بود!!

    صدایی که کل دوران کودکیم پر بود ازش….

    صدای اره برقی، صدای مردهایی که بلند فریاد میزند بپااااا درخت داره میفته…

    و صدای کوبیدن میخ روی چوب وحلب روی سقف خونه ها…..

    چقدر خاطره برام زنده شد همین الان…

    شمال واقعا مثل بهشت می مونه، وچقدر شبیه به پردایسه همه جاش….

    بارونهای یه دفعه ای و شدیدش….

    رعد وبرق و خنکی بادی که قبل بارون گرفتن صورت آدمو نوازش میکنه…سرسبزیش، تنوع وپوشش گیاهیش.درختاش..

    واقعا نمیدونم چطور از خداوند تشکر کنم که هم منو آورد دوباره به زادگاهم گیلان، وهمزمان منو آورد توی سایت واین مسیر پر خیر وبرکت…

    دقیقا زمانی که دیگه داشت یادم میرفت بچگیم، خاطراتم، شادابیم، دیگه داشتم فراموش میکردم زندگی وطبیعت وجهان چقدر زیباست هنوز…

    خدایا هزاران بار شکرت که از هر طریقی از هر سمت وسو، همواره وهر لحظه داری با نشانه های بسیار بندگانت رو دعوت میکنی به اصل، به اون هدف ومسیری که به خاطرش جهان رو واین زمین زیبا رو آفریدی…

    امروز صبح بعد باشگاه رفتیم دوچرخه سواری، رفتم بیرون شهر، وچقدر هوای رشت این چند روز رویایی وطبیعتش زیباتر شده، نم بارون، شالیزارهایی که محصولاتشون رو باعشق به کشاورزان هدیه دادند، گلهای آفتاب گردونی که دو طرفه جاده روئیدن، سگهای مهربونی که منو از دور می بینند با عشق میان سمتم، درختهای گردو وانجیری که بارهاشون رو زمین گذاشتند و درختهای اناری که به بار نشستند و باغهایی که پراز گوجه وخیار وفلفل هستند هنوز و مردم ساده ومهربان روستایی که هر کدوم دنبال کارهای خودشون بودند سر زمین ها وباغهاشون…

    خدایا هزاران بار شکرت که با سریال زندگی در بهشت، دوباره اون شوق وذوق کودکی وسرزندگی وشادابی رو بهم برگردونی، هزاران بار شکرت، که منو در زمان مناسب به مکان مناسب آوردی، وحالا من بعد سالها زندگی توی تهران، خیلی بیشتر از خانواده ام وکسایی که توی رشت و گیلان زندگی می کنند قدردان این طبیعت واین آب وهوا وقدران اینهمه نعمت وبرکت هستم که به صورت رایگان در اختیارم هستند، ان شالله که جزء سپاسگزاران دائمی درگاهت باشم، آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    سارا مرادی همت گفته:
    مدت عضویت: 1389 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به روی ماه ِ استاد عزیزم و مریم بانوی عشقولی

    اندیشه جانم سپاسگزارم که این کامنت بینظیر و نوشتی و چقدر درس داشت برام

    چند روز بود که میخواستم به سوالات جلسه دوم ،شیوه حل مسائل دوباره پاسخ بدم اما مدام ذهنم میگفت ولش کن تو که مشکل تو پیدا کردی و نیازی نداری اما دیشب گفتم حالا که اینقدر این موضوع و پَس میزنم حتما باید انجامش بدم

    سوالات و که جواب دادم خدا میدونه چه چیزهایی از توش کشف شد ، اصلا تمرینات دوره ها ی مدلی که وقتی انجامش میدم درهایی از خیر و برکت و آگاهی به روم باز میشه خداروشکر

    جواب ها رو نوشتم کامل با جزئیات و بعد خوابیدم ،خواب دیدم که هدایت شدم به سریال زندگی در بهشت قسمت 63 و یادمه که به خودم گفتم چه جالب این عدد سال تولد خواهرمه و صبح که بیدار شدم قیل از ستاره قطبی اومدم سراغ این قسمت ببینم چی و باید دریافت کنم و با کامنت اندیشه عزیزم دریافت کردم و دقیقا هماهنگ بود و پاسخ هایی که دیشب به سوالات داده بودم خدای من چه خبره واقعا؟؟؟؟؟

    هر لحظه ما در حال هدایت هستیم

    هر لحظه باید هوشیار باشم تا هدایت و دریافت کنم

    حالا چطوری میتونم هوشیار باشم ؟؟؟؟

    با عمل کردن به قوانین !!!

    با ایمان داشتن به اینکه احساس منِ که داره خلق میکنه

    با توجه به زیبایی ها با بودن در حال خوب

    خدایا خیلی خیلی خیلی سپاسگزارم که لحظه ایی ما رو به حال خودمون رها نکردی و نمیکنی

    دیروز هم کلی مشکل حل کردم

    یکیش تعمیرات دوچرخه دخترم و ردیفش کردم مثل ساعت کار میکنه و چقدر خودم و تحسین کردم

    قبلا کاری و انجام میدادم میگفتم خب همه میتونن اما الان میگم نه همه نمیتونن و این توانایی منِ که اینقدر مستقل و دست به آچار هستم

    تازه کلی هم دیروز درخواست هام در لحظه اجابت شد که کلی بابتشون ذوق کردم ،خیلی هیجان انگیز بود و از همه مهمتر خیلی خوشحالم که دیشب مقابل ذهنم ایستادم و به سوالات پاسخ دادم و درهایی از آگاهی به روم باز شد

    دیشب کلی بارون اومد و الان هوا رویایی رویایی و سمفونی پرنده ها تو خونه ام در حال پخش شدنه خدایا شکرت ،امروز میخوام برم جنگل و پیاده روی کنم و کلی لذت ببرم از بوی جنگل بعد از بارون

    البته ی جنگل جدید و برم تو دل ناشناخته ها و جاهای جدید و کشف کنم

    جالبه چند روز پیش با یکی از دوست‌های هلندی ام حرف میزدم و در مورد چند جای دیدنی که رفتم گفتم و اون گفت من تا حالا نرفتم

    یاد حرف استاد افتادم که خیلی از امریکایی ها جاهایی که من رفتم و اصلا ندیدن

    منم چون عاشق تجربه جدید هستم همه جا ی سرکی میکشم

    بخدا همون ایران خیلی بینظیره ، من اون موقع که ایرانم بودم از شمال تا جنوب و شرق و غرب همه جا شو گشتم و لذت بردم

    به خواهرم چند روز پیش میگفتم برو بگرد ایران و

    یادمه دخترم 2 سالش بود و بردمش جنگل اسالم و گیسوم بعد رفتیم اردبیل و اینقدر کوچولو بود خسته میشد و بغلش میکردم اما اینقدر ذوق دیدن داشتم که خسته نمیشدم و فقط لذت میبردم

    تبریز چقدر. دیدنی و زیباست

    اصفهان ، شیراز ، یزد، سمنان ، سبزوار ، نیشابور ، کرمانشاه ،بیستون ،سرپل ذهاب ،ایلام طبیعتش بینظیره شبیه سویس میمونه

    اهواز ،قشم ، چابهار

    وای فصل گلاب گیری رفتم اطراف کاشون یه روستا بود ، بوی بهشت میاومد از همه جاش

    یادش بخیر چقدر گلاب و عرقیجات خریدم

    عجب ابگرم هایی داره اون سمت

    مشهد و شهرهای شمالی هم که فوق العاده هستن

    عاشق سفر با ماشینم اخه هر جایی که دوست دارم وایمیسم و لذت میبرم

    یه سفر رفتم تو عشایر چقدر عالی بود شیر تازه و نیمرو با تخم مرغ محلی

    قلبم باز شد بخدا ، استاد به این حرفتون ایمان دارم که باید زندگی و تجربه کرد و لذت برد

    روزهایی و لذت بردم روزهایی که زندگی کردم بقیه اش جز عمرم حساب نمیشه و مرگ بوده

    و این همون ظلم کردن به خودمون ِ

    خدایا خودت هدایتم کن تا به آسانی و خوشی جهان و تجربه کنم و لذت بیشتری ببرم

    چقدر خوشحالم که خوب زندگی کردم و تا میتونستم تجربه کردم زندگی رو

    و الان هم در حال عبور از یک مرحله دیگه هستم

    خدایا سپاسگزارم که هدایتم میکنی و من به این درک و شعور رسیدم که دریافت کنم هدایتت و

    خدایا عاشقتم خدایا تو بهترین یار و همراه و دوستِ منی

    چقدر احساسم بینظیره

    خدایا شکرت بابت همین لحظه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    امین زندی گفته:
    مدت عضویت: 1381 روز

    به نام خداوند رحمان

    سلام استاد حکیم و دانای من و سلام بر همه خانواد عباس منش و سلام ویژه بر مریم عزیز فیلمبردار عالی این سریال بهشتی

    الهی شکر ی روز پد کار دیگه تو بهشت زیبا آغاز شده

    منظره فوق العاده بی‌نظیر پرادایس واقعا وجود آدمی به وجد میاد آفرین مرسی از تو مریم عزیز که به ما این پرهدایس زیبا رو نشون میدی واقعا حرف ای ترین فیلمیردا توووی با ی گوشی ساده از درگاه خداوند داری فیلمبرداری میکنی دمت گرم

    لری عزیز که داره قفسه بندی درست میکنه تو آشپزخونه و تخم مرغهایی که دارن جوجه میشن برای خودشون کیف کنن تو این بهشت

    و امروز قطع کردن داریم قطع کردن درختی که باورهای نامناسب داخلش داغون کرده و فقط ظاهر مونده براش آفرین

    دقیقا مثل آدمی میمونه که حرف زیاد میزنه اما به عمل که میرسه هیچی

    منم ی زمانی اینجوری بودم و اومدم تو این درگاه دارم کار میکنم که این وجود نامناسب رو پر کنم پر کنم از اراده از شجاعت از ایمان که قدم بردارم به درگاه خداوند و تکیه کنم فقط به ی قدرت

    این درخت مثال آدمی میمونه که تکیه کرده به عوامل بیرونی و قدرت رو داره به اونا نیده در صورتی که اونا هیچ قدرتی ندارن اونا تو خالی و پشت اون آدمم خالی میکنن واقعا لذت بردم از این سریال زندگی در بهشت عالی بود

    باور مناسب آدمو پر میکنه باور نامناسب خالیت میکنه کرم زده میشی کلی جک جونور داختلت لونه میکنه

    پس باید عزم و اراده به خرج بدی حرف رو کنار بذاری و خودت رو پر کنی ادعای بیخودی نکنی

    اگه روی خودمون کار کنیم پر میشیم افتاده میشیم سایه میندازیم روی زمین

    مرسی مریم جان که از دید اون سنجاب و دارکوب دنیارو به ما نشون دادی کارت بینظیره افرررین کیف کردن خیلی برام جذاب بود

    باور مناسب مثل اون آره میمونه برنده و کارا هستن ابزار استاد با ابزار مناسب درخت رو برید ما هم با باور مناسب ذهن رو سرجاش مینشونیم عالی بود

    اون جا که کات می‌کرد درخت رو و کاملا جدا میشد زور نزن بسپر به خدا درستش میکنه مثال همین کار زور بزنی مثل اون آره کند میشی از رمق میفتی باید تو سمت خدارو بسپری به خودش اون انجام میده

    خدایا شکرت برای این سریال زیبا درسها داره واقعا الهی شکر کیف کردم

    استاد مرسی مریم عزیز خواهر خوبم مرسی

    الهی شکر که چشمانم این زیبایی ها رو میبینه کیف میکنم

    حالم خیلی خوبه امروز اینجا بارون بارید واااای چه حالی دارم وارد دوره جدیدی از زندگیم شدم دوره ای که میدونم موفقیت های پی در پی کسب میکنم

    خدایا شکرت که در این جمع هستم و لذت میبرم

    در پناه حق شاد سالم سعادتمند و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    علی حیدری گفته:
    مدت عضویت: 3484 روز

    سلام

    درخت تو خالی من رو بیاد خیلی از باورهام انداخت

    وقتی که به ظاهر دارم روی خودم کار میکنم و توهم زدم که وای چقدر قدرتمند دارم پیش میرم، در حالی که موضوع از ریشه خرابه، مثل درختی که ظاهری بسیار استوار داره ولی از تو پوک شده

    مثلا وقتی که هی میگم من ارزشمندم، ولی در ناخودآگاهم احساس ارزشمندی بشدت کمرنگه

    وقتی که با خودم فکر میکنم که: خب من فلان باورم که مشکل نداره، اوکیه

    ولی این فقط ظاهره، دقیقا مثل درختی که قطع شد، اما از تو پوک شده و سوسک و موریانه زده

    طبیعت بزرگترین معلم و مربی بشر بوده و هست و خواهد بود ولی به شرط تفکر

    بیخود نیست که میگن یک دقیقه تفکر از سالها عبادت کورکورانه ارزشمند تره

    بارها در قرآن رسیدم به آیه هایی که نوشته: آیا نمی اندیشید؟

    و همیشه تو دلم میگم هر کسی که این آیات رو میخونه تو دلش مغرور میشه که هیچکس نمی اندیشه و الان که من دارم این آیه رو میخونم می اندیشم، در حالی که اصلا اینطور نیست

    ممنونم بابت فایل هایی که حسابی حالمو خوب میکنه

    بی شک در مسیر درست هستیم

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    رضا گفته:
    مدت عضویت: 2191 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم خانم تمیز و پاکیزه و دوستان عزیز و دوست داشتنی 😘❤️

    خداروشکر که این فایل نشونه امروز من بود 😃

    این فایل چقدر چیزای خوبی بهم نشون داد 😍

    زمانی که دارم این کامنت رو می‌نویسم قسمت ۲۲۶ زندگی در بهشت منتشر شده.

    وقتی قسمت ۶۳ منتشر شد، شرایطم خیلی با الان فرق داشت. ۱ سال و خورده‌ای گذشته ولی خوب یادمه با چه حس و حالی این قسمتارو نگاه می‌کردم.

    اون موقع انقدر مدارم پایین تر بود و منفی نگرتر بودم که یه سری از اتفاقا یا یه سری حرفا و واکنش‌ها منو اذیت میکرد. همون اتفاق هایی که الان وقتی می‌بینمشون ذوق می‌کنم و کللللی خوشحال میشم 😊😃

    کامنت نمی‌نوشتم که هیچ، حتی نمی‌تونستم کامنت دوستای عزیزمو بخونم، موقع خوندنشون اذیت میشدم و اصلا نمی‌تونستم ارتباط برقرار کنم.

    دیدن این فایل خیلی بهم کمک کرد که متوجه بشم الان چقدر بیشتر با خودم در صلحم 😃

    چقدر مثبت نگر تر شدم، زیبایی هارو خیلی بیشتر می‌بینم، آرامش و شادی درونی و پایداری دارم 😃

    چقدر باور فراوانیم بهتر شده. من همه فایلای زندی در بهشت و سفر به دور آمریکا رو با کیفیت پایین دانلود می‌کردم. اون موقع فایلا با ۲ کیفیت بود و من همیشه کیفیت پایین رو انتخاب می‌کردم که اینترنتم کمتر مصرف بشه 😄

    وقتی می‌خواستم فایلای رایگان رو دانلود کنم خدا خدا میکردم که استاد فقط تو فایل صحبت کنه و جایی رو نشون نده تا نسخه صوتیشو دانلود کنم و مجبور نشم فایل تصویریشو دانلود کنم.

    تازه هموناروهم میزاشتم تو صف دانلود تا روهم جمع بشه و یه بسته اینترنتی شبانه بگیرم و دانلود کنم 😄 کمبود…کمبود…کمبود…

    خدارو هزاران مرتبه شکر الان که دارم دوره ۱۲ قدم رو کار می‌کنم انقدر باور فراوانیم بیشتر شده و این سیل نعمت و ثروتی که داره به سمت میاد رو می‌بینم، دارم تمااااام فایلای دانلودی که از استاد داشتم رو مجدد نسخه تصویری باکیفیتشو دانلود می‌کنم 😊 درواقع دارم از دانلود کردن مجدد حدود ۲۰۰ گیگ فایل صحبت می‌کنم 😋 و الان با خیال راحت و با احساس خیلی خوب دارم با همین اینترنت معمولیم این فایلارو دانلود می‌کنم.

    و هی به خودم می‌گم خداروشکر که چقدر ذهنم ثروتمندتر شده و باور فراوانیم بهتر شده که دارم این کارو انجام میدم و هی احساسم خوبتر میشه 😃😊 و همین احساس خوب، کلی نعمت و ثروت و فراوانی بیشتری وارد زندگیم می‌کنه 😍

    الان اصلا نگاه نمی‌کنم که استاد تو اون فایل فقط داره صحبت می‌کنه یا تصاویری روهم نشون میده، هم فایل تصویری و هم صوتیشو با بهترین کیفیتشو دانلود می‌کنم و تازه تو بعضی فایلا میگم کاش استاد با رزولوشن یا کیفیت بالاتری این فایل رو قرار میداد تا بهتر جزئیات رو ببینیم 😃

    همینجا این درخواست رو می‌کنم که استاد عزیزم اگه امکانش بود موقع تبدیل فایلا مخصوصا سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت، با کیفیت بالاتری فایلارو خروجی بگیرین 🌷😊

    یه نکته دیگه که خیلی خیلی خیلی برام جالب و فوق العاده بود، وقتی که استاد کلاه ایمنیشو رو سرش گذاشت و گفت که گوشی‌های کلاهش اجازه نمیده چیزی بشنوه. قبل از اینکه مریم خانم عزیز چیزی بگه، تو ذهنم اومد بچه که بودیم تو این موقعیت ها خوشحال می‌شدیم و با هیجان شروع می‌کردیم به طرف بد و بیرا گفتن و ذوق می‌کردیم که آخجون هیچ کدومشو نمی‌شنوه 😄

    بعد منتظر شدم ببینم مریم خانم چی واکنشی نشون میده…و ایشون گفتن: “من عاشق شما هستم” 😍😍❤️❤️

    نمی‌تونم توصیف کنم که چقدر لذت بردم 😍😍

    ثانیه به ثانیه این فایلا درس داره 😃 با وجود اینکه فایل آموزشی نیست و هدف به تصویر کشیدن مستند زندگی استاده ولی واقعا به اندازه یک محصول برای من درس داره 😃

    وقتی قسمت ۲۲۶ رو با قسمت ۶۳ یا قبل‌تر مقایسه می‌کنم چقدر تکامل رو می‌بینم.

    چقدر ظاهر خونه فرق می‌کرد، پنجره‌های کوچیک با پنجره‌های بزرگ و فوق العاده جایگزین شد و باعث شد یه ویو دلربا و فوق العاده‌ای از بیرون رو ببینیم 😃درها هم مثل پنجره‌ها شیشه‌ای شد

    چقدر درخت قطع شد و فضا تمیزتر و آراسته‌تر شد 😃 حتی تو قطع کردن درخت چقدر استاد تکاملی پیش رفت، قسمت‌های اول با یک اره کوچولو درختارو قطع می‌کرد، الان با اره برقی‌های خفن و تراکتور 😃 خدا می‌دونه در آینده از چه چیزایی استفاده می‌کنه.

    تو مرغ و جوجه‌ها چقدر تکامل دیده میشه. اون موقع فقط ۲ تا چیکن کوپ بود که استاد آماده خریده بود ولی الان چیکن ترکتور خیلی حرفه‌ای با در اتومات دارن

    اون موقع مریم خانم در مرغارو باز کرد فقط ۱ تخم گذاشته بودن. الان انقدر مرغا تخم می‌کنن که خیلی بیشتر از مصرفشونه و استاد به همسایه‌هاشون تخم مرغ هدیه میدن 😃 تازه اگه چندروز تخماشونو جمع نکنن، نستین باکس دیگه جا نداره

    و در نهایت تو کامنت یکی از دوستای عزیز خوندم که استاد کاش لباس بپوشین که ماهم بتونیم نگاه کنیم و این چیزا… و باعث شد یادم بیاد که چقدر همین کار استاد آموزندست. چقدر خود استاد داره نکاتی که تو دوره عزت نفس میگه رو خودش در عمل اجرا می‌کنه 😃

    اصلا یکی از مهم ترین چیزایی که تو فایلای زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا می‌بینم، عمل کردن خود استاد به آموزش‌هاشه.

    میگن بچه‌هاتون به کلامتون کار ندارم، از رفتار شما یاد میگیرن، دقیقا همین موضوع اینجا هم هست. وقتی می‌بینم استاد چقدر قشنگ داره قانون رو تو زندگیش اجرا می‌کنه خیلی درک بهتری پیدا می‌کنم. حتی فایلای استاد تو کلاب هَوس. گاهی وقتی یکی از دوستای عزیز صحبت می‌کنه با خودم میگم عه ببین اینجای حرفاش این نکته اشتباه رو داشت، حتما بعدش استاد بهش تذکر میده. ولی بعد می‌بینم نه استاد خیلی راحت به بخشای خوب و درست حرف اون دوستمون اشاره می‌کنه و فقط اونارو می‌بینه 😃 مگر چی بشه استاد بگه این حرفی که زدی این قسمتش این نکته اشتباه رو داشت.

    این خیلی به من یاد داد که منم نخوام دنبال ایراد تو حرفای بقیه بگردم. تا یکی حرفی زد که اشتباه بود، سریع بخوام ایرادشو بگیرم و بگم این درستشه 😄

    خداروشکر همه فایلای استاد کلی درس و نکات مثبت داره.

    خیلی خیلی از استاد عزیزم ممنونم 😘 و همین طور از مریم خانم عزیز و مهربون که برامون فیلم می‌گیره و عشقشو تو سراسر اون فایل پخش می‌کنه ❤️

    خیلی دوستون دارم 😘❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: