این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-4.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2020-08-06 08:15:262020-08-06 21:02:45سریال زندگی در بهشت | قسمت 63
212نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چقدر منظره ی زیبایی بود ک عالی بود درختهای زیبا و سر سبز
آب دریاچه ای ک تمیز و زیبا بود
آسمون آبی و صاف و ابرهای سفید قشنگ
تخم مرغی ک اون مرغ گذاشته بود و ذوق خانم شایسته برای یه همچین چیز ی ک از نظر ماها کوچیکه و این همین سپاس گذاری هست ک هنوزم چیزهایی کوچیک مارو ب وجد بیاره
و اون بهم ریختگی خونه ک خانم شایسته رها کرده بود و برای ما یه قسمت سریال زندگی در بهشت رو آماده کرده بودن چون معتقد هستن اگه لذت ببری و رها کنی از همین چیزیم ک هست،همه چیز خود ب خود درست خواهد شد،و چقدر رفتار استاد عزیزم در مقابل خرابی اون اره با صبر و حوصله بود تا بالاخره درستش کردن،و درختی ک مرده بود رو تونستن ببرن،ممنونم ازتون بری آماده کردن این فایل پر محتوا ک تمرکز ب روی نگات مثبت بود،و منم دیدم ک یه درخت رو چطور میبرن و برام جالب بود آخرش ک اره کاری تموم شده بود چطور به یه شی ب اون کوچیکی درخت ب اون بزرگی رو فقط ب چندتا ضربه ی کوچیک انداختن.سپاس
منو فقط ده دقیقه از فایل رو دیدم و دوتا مورد درک کردم که حسم اجازه نمیده برم جلو میگه بنویس
اول این که ببینید من قبلا شنیده بودم ۲۱ روز یه کاری انجام بده تا بشه عادتت وقتی مریم خانم تخم مرغا رو نشون داد گفتم خدایا اینا برای جوجه شدن ۲۱ یک روز لازم دارن بعدشم تا مرغ بشن کلی راه دارن رسیدگی اب و دون و…
حالا وقتی من یه باور میسازم نباید عجله کنم ۲۱ روز که تازه بشه جوجه نشونه ها که دیدم نباید ولش کنم باید هی بهش اب و دون بدم چطوری؟
با ورودی های مناسب افراد و شرایط با همون باور هی تایید کنم تایید کنم تا بشه مرغ اون وقته که تخم میده
ما باید صبور باشیم
یه باور باید علاوه به تکرارش بهش برسی اونقدر نشونه ها رو تایید کنی تا بزرگ شن این جوجه ها اول تولد خیلی بی جونن یه بچه میتونه کلشو بکنه یا زیر پا لحش کنه دست و پای فرار نداره
باورها هم اوایل اینطورین اگه ورودی کنترل نشه بی جون میشن در مقابل نجواها و لح میشن.
الان اینو من خوب درکش کردم میشه خیلی زیر و روش کرد
و موضوع بعد استاد گفتن این اره در اومده مجبور شدم بازش کنم
باز اعلب ادما تا مجبوررر نشیم دست به تمیز کاری ذهن نمیشیم،هییی با تضادها میگیم بزار باهاش کنار میاییم نمیخوایم
زحمت درست کردن زندگیمون رو بکشیم با وجود این که اگه دوتا پیچ و مهره باز شه ذهن رفت و رو بشه چقدر چرخ زندگی روونتر میشه کارا بهتر
انجام میشه ،شادی مثه انرژی پخش میشه مشکل اینجاست که ما نمیخوایم تا مجبورررر نشدیم ،تغیر کنیم
روغن و گریس بزنیم یه کم تمیز کاری برای ذهنی که کمتر گرد و خاک ورودی های نامناسب داشته کافیه،ولی من میزاریمممم زالو بزنه بعد که بهش چسبیدیم نفس نفس زنان خداروصدا کنیم اونم درصد کمی هستن که ادامه میدن عد های یه کم دیدن شرایط کمی خوب شده دیگه قانع میشن
خدایا مارو از اون دسته قرار بده که دایما دست مال به دست و گیرد گیریم،
الهییی شکررر بخاطر اون همه ثروت نعمت،زیبایی که باز چشمان ارزشمندمون تونست ببینه،در مدارش بودیم
استاد یه درس دیگه که من نمیدونم چطوری باید ازش استفاده کننم شما خیلی وسایلو اگه یه استفاده نشد به صورت دیگه استفاده میکنید مثه همین بروس خانم شایسته ولی توی تمرینات ثروت بوده که چیزای که استفاده نمیکنی رد کن بره ،کاش درمورد اینم توصیح بدین ممنون و سپاسگزارم
به نام تو آغاز می کنم تکلیفی که بر عهدهء من نهادی….
سلام به اهالی بهشت
خیلی وقته که کامنت نذاشتم….هر روز درسهای زیبایی از این سریال زیبا می گرفتم اما ذهنم بهم می گفت حالا بعدا دوباره فایل رو ببینو یه کامنت کامل از نکاتش بنویس روزها گذشت فکر می کنم از اون قسمت که خانوادهء آقای راین اولین بار رفتن دیگه کامنت نذاشتم شایدم گذاشتم اما مرتب و پشت سر هم نبوده نمی دونم….فقط الان یه حسی بهم گفت امروز باید همین الان که سریال رو دیدی کامنت بذاری….اوایل فکر می کردم که هر زمان که بخوام کامنت رو می نویسم اما فهمیدم که خواستن وقتی اتفاق میفته که محکم جلوی نجواهام بایستم…به نظرم نه تنها جنس کامنت بلکه اقدام به نوشتن کامنت هم نیاز به تکامل داره….الان یه حس غریبی دارم احساس می کنم خدا با تایپ هر کلمه داره باهام حرف می زنه….احساس می کنم این قسمت پر بود از پیامهای مختلف برای من از جانب خدا یه مدتیه انجام یه کاری فکرمو مشغول کرده حرکت می کنم اما اون شوق و ذوقی که قبلا داشتم برای انجامش رو ندارم کارم مرتب گیر می کنه به ذهنم فشار میاد و نجواها شروع میشه اما بعدش یه حسی بهم میگه برو تو دلش تو می تونی یه بار تونستی پس حالا هم می تونی حسم بهم میگه به خدا توکل کن و دوباره شروع می کنم اما یهویی انگار یه سنگ بزرگ میفته روی ترمز ذهنم و متوقفم می کنه مثل یه چراغی شدم که برقش اتصالی کرده و فیوز می پرونه…توی این چند روز اتفاقات خیلی خوبی افتاده که به خاطرش شکر گزار خدای مهربونم بودم و هستم اتفاقاتی که اونقدرررررر بدیهی رخ دادن که حتی توی ذهنم نگفتم خب طبیعیه حتی از خوردن یه لیوان آب دم دستم هم بدیهی تر بوده….مثلا خریدن دورهء عزت نفس استاد چیزی که از بهمن تا همین 2 هفتهء پیش دنبالش بودم فقط با یه ایده که خدا بهم الهام کرد و پولش در عرض یک نشستن روی صندلی بانک کارش انجام شد(فقط من روی صندلی نشستم و بلند شدم به خودش قسم(واقعیت اگر می خواست روال اداریی که شنیده بودم اجرا بشه حداقلش امضاء یه تعهدنامه و نشستن چند دقیقه توی بانک بود)….حتی تعهد هم از من بانک نگرفت)…من 10 صبح رفتم بانک وقتی رفتم فقط صد و خورده ای توی حسابم بود و ساعت 12:30ظهر ده میلیون تومن توی حسابم بود…طبق قانون من حسابم رو داخل بانک بسته بودم و نباید پولی به من می دادند اما از بانک به کارتم سود واریز شد نه یک بار بلکه 2 بار….الله اکبر….الله اکبر….همانا خداوند برای بنده اش کافیست……من به خودم قول داده بودم که باید برای تغییر زندگیم هر آنچه دارم رو هزینه کنم…..پولی که واریز به حسابم شد مال من بود اما به دلایلی من هیچ اختیاری در موردش نداشتم اما خداوند قادر در عرض چند ثانیه همه کارهای لازم رو برام انجام داد…..
از بانک اومدم بیرون یه جورایی هم توی شوک بودم هم آرامش عجیبی داشتم دقیقاً حسم مثل آدمی بود که سالهاست 10 میلیون 10 میلیون وارد حسابش می شه اینقدر ذهنم با این مسئله راحت بود….اینقدر به کاری که کرده بودم و درست بودنش مطمئن بودم….خیلی راحت وقتی واریز انجام شد رفتم دوره عزت نفس رو خریدم…اگه قبل از این ازم می پرسیدن وقتی دوره رو خریدی چه حسی داری می گفتم از خوشحالی دارم می میرم اما وقتی خریدم و همون روز جلسهء اولو دیدم اصلا حسم اینطور نبود مثل این بود که یه لیوان آب خورده باشم وقتی داشتم می دیدم انگار تمام وجودم گوش شده بود اصلا یه حال عجیبی داشتم نمی تونم توصیفش کنم همونم باعث شد که اون کاری که گفتمو اگرچه با قطع و وصل شدن حرکتم اما ادامه ش بدم….
یه شرکت توی تهران هست که مشاور علمیش توی حوزهء تحصیلی خودم مشاور شرکت مرسدس بنز هستن آرزو داشتم با این گروه همکاری کنم و ازشون چیز یاد بگیرم حتی به عنوان یه کارآموز که هیچ دستمزدی هم بهم ندن دقیقاً زمانی که ایده ای برای واریز پول به حسابم اومد از دورهء آنلاین آموزشی این شرکت اطلاع پیدا کردم شاید برای شما اعجاب انگیز باشه اما برای من مثل این بود که باید این اتفاق می افتاد و خیلی برام معمولی بود ….اگه قبلا ازم می پرسیدن چه حسی داری اگه بتونی توی چنین دوره ای با این گروه شرکت کنی می گفتم از خوشحالی می میرم اما دقیقاً حس من مثل خرید دورهء عزت نفس استاد بود اصلا ذهنم در سکوت کامل بود انگار موقع خرید این دوره به خودش گفته بود سااااااااااااااااااااااااکت بذار کارشو بکنه این راهی که داره می ره اونقدررررررر درسته که من هیچ جوره نمی تونم جلوشو بگیرم در صورتی که قبلا بهم می گفت تو که فقط تئوری یه چیزایی خوندی کجا، شرکتی که مشاورش مشاور مرسدس بنز بوده کجا……اون مشاور به خاطر این مشاور این شرکت شده که همه بچه های تیم اون شرکت غولین تو کار خودشون تو که مبتدی هستی چطوری می خوای حتی از اونا آموزش بگیری……
بریم سره خواستهء سوم خرید دوره زبان دوره ای که وقتی نمونه کار استادش رو دیدم گفتم این خودشه اصل جنس همونی که می خوام همون دوره ای که خستگی توش نیست و پر از انرژیه…من قبلاً هزینه دوره یه کلاس زبان حضوری رو از خدا خواسته بودم توی کامنتم در جواب سوال عقل کل یکی از دوستان هست اما پولش جور نمی شد اما وقتی این استاد رو دیدم تازه فهمیدم خدا می خواسته من این دوره رو بخرم یه دورهء کامل و بسیار جذاب زبان که غیر حضوری بود برای اون دورهء حضوری باید 3 میلیون هزینه می کردم اما این دوره فقط 1 میلیون بود و من به راحتی به سطح حرفه ای در زبان می رسم به امید خدا….اون دوره استادش خیلی خوب بود اما روال تدریس همون روال خسته کننده کلاسهای زبان اما این دوره استادی تدریس می کنه که روش تدریسشون فوق سوپر هست استادی که به گفتهء خودشون کلاس خصوصی خیلی نمی ذارن و اگر کسی به شدت اصرار کنه جلسه ای 30 میلیون تومن باید هزینه بده…..وقتی هزینه کلاس خصوصی ایشون رو شنیدم ناخودآگاه به خودم گفتم الهی بمیرم برای استاد عباس منش که بابت متحول کردن کل زندگی ما حتی یه دوره شونم 30 تومن نیست چه برسه به جلسه ای 30 تومن بعد بعضی از ماها حاضر نیستیم برای یه خوشبختی ابدی هزینه بسیار ناچیزی رو به استاد عباس منش پرداخت کنیم!!!!!!! این استاد زبانی که می گم یه کسی تو مدار استاد عباس منش هستن که واقعا صادقانه می خوان که شاگرداشون زبان رو حرفه ای و بدون هیچ استرسی یاد بگیرن اما دوستان من لطفاً کسانی که فکر می کنن استاد عباس منش دوره هاشون گرون هست به مبلغ جلسه ای 30 میلیون برای فقط آموزش زبان انگلیسی فکر کنن که اگر فکر کنن مبلغ هر جلسهء خصوصی آموزشی با استاد عباس منش رو می تونن برآورد کنن که چقدرررررر میشه!!!!
……
دوستان عزیز علت اینکه این کامنت رو در قسمت فایلهای رایگان گذاشتم می خواستم فقط هزینه ای که برای خوشبختی کامل در زندگیتون رو پرداخت می کنید با هزینه آموزش فقط یک مهارت مقایسه کنید و همیشه یادتون باشه که استاد عباس منش و هر استاد دیگه ای مثل ایشون که در نهایت صداقت و خالصانه به ما آموزش می دن محتاج این مبالغ ناچیزی که ما فکر می کنیم خیلی گرونه نیستن امیدوارم که همهء ما دارای ثروت بی نهایت بشیم و ذهنمون اونقدررررررر وسعت پیدا کنه که سرمایه گذاری های چند میلیاردی برای پیشرفت خودمون انجام بدیم……
وقتی توی این فایل دیدم استاد چندین بار تلاششونو برای رفع مسئله ارّه کردن و در نهایت هم به نتیجهء دلخواه رسیدن انگار خدا داشت بهم می گفت می بینی در مورد اون کاریم که هی حرکتت قطع و وصل می شه تو هم باید ادامه بدی و مطمئن باش از پسش بر میای و نتیجه همونی می شه که می خوای…وقتی استاد درخت رو قطع کردن و دیدم تو خااالی هست انگار خدا بهم گفت خدا به شجاعان پاسخ می ده گفتم دیدی خدا جواب تلاش استاد رو داد و گفت حالا اینقدر توکلت قوی بود منم کارتو آسون می کنم درختو تو خالی می کنم که به راحتی قطعش کنی….و خدا به من گفت تو زندگیت چند بار فکر کردی درخت تنومندیو باید قطع کنی و ترسیدی؟؟؟؟؟؟؟ و ذهنت گفت تو نمی تونی… از پسش بر نمیای… و وقتی قطعش کردی فهمیدی ترست بیجا بوده …حالا این کارتم مثل همونه درخت تنومندی که از قطع کردنش ترس داری تو خاااااااالیه….تیز کردن ارّه ت و تو خالی بودن درختت با من….. گرفتن ارّه و قطع کردن درخت با تو….
ترست بیجاست برو تو دلش باور دارم که از پسش بر میای…..
خدای خوبم مهربان ترینم سرورم تنها کسی که لایق سروری و ستایشی ازت می خوام که کمکم کنی کارم رو به بهترین شکل ممکن تموم کنم…..من تنها محتاج یاری تو هستم…..
الهی که همتون به هر خواسته ای که دارین برسین….
الهی که همه تون در بالاترین حد ثروت و نعمت قرار بگیرین….
الهی صدای خنده هاتون تا اوج آسمون بره….
الهی همیشه احساستون خوب باشه….
الهی همیشه تن تون سالم باشه…..
الهی که همیشه سعادتمند و سرشار از آرامش باشین
به حق رب العالمین…..
استاد عباس منش عزیز منزل نو مباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک نمی دونم چه دعایی لایق بندهء خوبی مثل شماست اما امیدوارم هم در این دنیا و هم در آخرت از مقرب ترین بندگان خدا باشید و همیشه در ناز و نعمت غرق در ثروت مادی و معنوی در بالاترین حدش……مباااااااااااااااااااااااااااارکتون باشه تمام وسایل جدیدی که خریدین امیدوارم به شادی استفاده کنین…..خیلی خوشحال می شم وقتی خریدهاتونو می بینم….
از خدای مهربانم بی نهایت سپاسگزارم که توسط شما دو عزیز آگاهی های معنوی و مادی رو به ما می ده…..ان شاء الله به زودی در آمریکا شما رو ملاقات کنم ….
در پناه تنها سرور عالم خدای مهربان غرق در ثروت و نعمتهای بی کران باشید……
به نام ربی که قدرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت میده به انگشتان و قلب و ذهن من
رب، تو من را از هیچی خلق کردی و از عَدَم .. نامردیه و بی معرفتیه که بخوام غیر از تو را بپرستم و از غیر تو یاری و کمک بخوام.
مینویسم بازم به خاطر تو ..
مینویسم برای دنیایم و آخرتم ..
دلم امشب پُره اصن خوب شد جایی اومدم امشب که از همونایی که زبونشون را درک نمیکنم و اونا هم من را درک نمیکنند حتی اگر از عزیزانت باشن، عزیزایی که ذره ای بهشون وابستگی و دل بستگی نداری، اما با همین ها هم تا همین الان، برای من نشونه ها بودن و بودنم در مسیر درست هموار مستقیم، مسیری که همش تویی و حضور تو
سلام به بنده های خدا به دوستان بهشتیم، من پادشاه خدا روی زمینم مثل هر کس دیگه ای که باور داره به عنوان یک پادشاه خلق شده، و اومدم احساسم را با شما به اشتراک بذارم تا خدایم را یاری کنم.
به خاطر همه ی کامنت هایی که با عشق مینویسین سپاس گزارم، از هر کسی که دنیا را گسترش میده و به جای بهتر سپاس گزارم سپاس گزارم و برایش آرزوی ثروت بیشتر دارم بصیرت دارم و ثابت قدمی و ایمان روز افزون.
اینجا، زندگی به سبک بهشت داره آموزش داده میشه توسط خداوند یکتا به وسیله ی دستان پر مهر و تحسین برانگیز و عاشقش.
دوست دارم مثل یک فیلم این بار با قلم توانای خدای من، برتون گردونم به جایی و حسی که همه امون ازش متنفـــــــــــــــــریم .. Go To Hell .. جهنــــم | تا قدر بودن در بهشت و بهشتیان را بیشتر بدونید.
جهنم جایی که …
خودت با دستای خودت خودتو بدبخـــــــــــــــت کردی
خودت با اعمال خودت هیزم سوزان جهنم خودت شدی
خوب گوش کنید!!!
جهنم ..
بذارید حرف اخر را اول بزنم.
اینجااا حرف از همه چیز هست به غیرِ خودش، اصل، به غیر اونی که همه ی ماااااااااااااااا را خلق کرده به این زیبایی به این زیبایی به این شگفتی، هر کدوم خودتون را نگاه کنید .. خدا اینجا گُمِه، خدا ناپیداست .. خدا اینجا نیست انگار ..
جهنم جایی که، هیچ کسی در مورد عشق و علاقه اش صحبت نمیکنه
هیچ کسی در مورد استقلال حرف نمیزنه
هیچ کسی در مورد زیبایی ها حرف نمیزنه
اینجا در مورد هر خدایی صحبت میشه
اینجا هیچ کسی واسه کسی دیگه دعای خیر نمیکنه
اینجا همه میخوان همدیگرو پایین بکشونن
اینجا کسی نمیخواد تفاوت ها را بپذیره و احترام بذاره واسشون به عنوان یک اصل
اینجا کسی نمیدونه چرا به دنیا اومده!
اینجا کسی نمیخواد صداقتی داشته باشه
اینجا هیچ کسی احترام به عقاید هم نمیذارن اینجا هر کسی میخواد بگه من برترم من برترم شمااا هم باید این مسیر را برید آی ملـــــت
اینجا در مورد هر حرف و عامل بیرونی مهمه و قدرتمند الا عامل درونی الا خدا الا باورهااااااا
اینجا همه دارن واسه یک نفر زندگی میکنند! اونم غیر از خودشون
اینجا همه دارن ســـــــــــــــگ دوووووووو میزنند
اینجا همه مثل تنه ی درختی هستن که از درون پوچهِ پوچه پوکه .. اینجا همه ظاهرن
اینجا ریا و زنا و ستم کاری هست
اینجا ظلم به خودت فراوان
اینجا مسیر اشتباه و تصمیم اشتباه پی در پی گرفتن تا دلت بخواد هست
اینجا آدم های شکست خورده تا دلت بخواد هست
اینجااااااااااااااا ادم های به گور رفته توی قبرستون که خودشون را فراموش کردند کین خداشون کین، واسه چی اومدن اینجا یادشون رفته بود اصل چیه رویاهاشون چیه تا دلـــت بخواد هست ..
اینجا کسی نمیخواد به کسی کمک کنه
اینجا همه نگاه دزد و چپاول گری به هم دارند
اینجا همه 9 اشون گرهِ 8 اشونه!!
اینجا دل پاکی کیلو چند؟! اقا سرت کلاه نره
اینجا سرک کشیدن به زندگی دیگران ای جانم
اینجا پَست بودن .. ایول داره
اینجاااااا در جهنم شِـــــرک حرف اول را میزنه.
دوست من دوری کن!!!!!!!!!!
یادم باشه پُر کردن جهنم از همچین افرادی اگر تمام ادم های کره زمین باشه بازم واسه خداوند یکتای شکست ناپذیر فرقی نداره .. اوست زنده ی زنده اوست قیوم قیوم اوست روزی رسان هر جنبده ای در آسمان ها و زمین، اوست که میمراند و زنده میکند، اوست که هدایت میکند تمام جهان و جهانیان را، اوست مالک یوم الدین، اوست که شب و روز را خلق کرد تا نشانه ای باشد برای کسانی که تفکر میکنند، اوست که مرا برای خود خلق کرد و اوست که هر خیری به من رسد من سخـــــت فقیرم نسبت به او .. اوست که میتونه تمامممم جهان را و نه فقط زمین را اوست که میتونه تمام زمین را تمام آسمان ها را مثل طوماری در هم بپچیاند و نابــــــــــــــــــــــــــــــــــود کند و دوباره انی از نو خلق کند و دوباره نابود کند و دوباره از نو بسازد.
ای بهشتیان بر روی زمین، از چه می هیراسید؟ در هر جایی که هستید روی به سوی منِ رب العالمین کنید، و بدانید آن هایی که به من ایمان آورده و عمل صالح میکنند در هر لحظه، نه ترسی بر آن هاست و نه غمی. آن هایند وارثان صالحِ زمین.
ای بهشتیان بر روی زمین، از چه می هیراسید؟ در هر جایی که هستید روی به سوی منِ رب العالمین کنید، و بدانید آن هایی که به من ایمان آورده و عمل صالح میکنند در هر لحظه، نه ترسی بر آن هاست و نه غمی. آن هایند وارثان صالحِ زمین.
ای پادشاهان خداوند بر روی زمین، دستان خداوند، بیایید قدر خودمون را بیشتر بدونیم
قدر مسیری که توش هستیم .. مسیری که هر لحظه زیبایی و شادی و اتفاقات خوبه درسِ درسِ درس
قدر خنده هامون را بیشتر بدونیم
قدر شادی های کوچیکمون را بیشتر بدونیم
قدر سلام کردن ها و هر پیامون را بیشتر بدونیم
قدر فایل ها را دوره ها را نوشته ها را پیام ها را بیشتر و بیشتر بدونیم
قدر دست های خدایی که عاشقانه در این مسیر تولید محتوا میکنند و با عشق با دنیا به اشتراک میذارند
قدر همین چشم هایی که میتونیم زیبایی ها را ببینیم، قدر همین گوش هایی که میتونیم بشنوم، قدر همین بینی که میتونیم نفس بکشیم، قدر همین قلبی که داره میزنه، قدر همین ذهن در آرامش و ثروتمند .. بیشتر بدونیم
پادشاهان خداوند بر روی زمین که همواره لایق بهترین ها هستید و به راستی که ارزشمند هستید فارغ از هر عامل بیرونی و داشتن هر خواسته ای و فردی ..
و زندگانی این دنیا جز بازیچــــــــه و افسونی بیش نیست، و سرای اصلی سرای آخــــرت است ..
حواسمون باشه، داریم در هر لحظه به ندای حق و حقانیت و رب کسی که ما را از هیچی خلق کرد، کسی که ما را بزرگ کرد، کسی که از ما مراقبت و محافظت کرد، کسی که راه را بهمون نشان داد و اوست نور آسمان ها و زمین…
حواسمون باشه داریم در هر لحظه به ندای رب گوش میدیم و عمل میکنیم یا شیطان قسم خورده که وعده فقر و زشتی به ما داده به ما اشرف مخلوقات به ما عزیزان خداوند یکتای جهان افرین قادر و حاکم و توانا و شکست ناپذیر مطلق ..
… If you want be in right path you must have LISTEN TO YOUR INNER VOICE …
…. FOLLOW YOUR HEART …
اگر توی مسیر درستی و داری نتیجه میگیری و لبخند روی لباته و شادی و سپاس گزاری و نتیجه گرفتی و نتیجه دستته همین مسیر را ادامه بده فقط؛ ادامه بده فارغ از هر عامل بیرونی فارغ از نگاه و نقدی و قضاوتی فارغ از ..
فقط ادامه بده این مسیر که نه! اون کسی که این مسیر را طراحی کرده و داره هدایت میکنه و اوست نور اسمان ها و زمین همون میشه بهترین یار تو و تنها و کافی ترینِ کافی ترین یار و دوست و همسر و پدر و مادر و خواهر و برادر و شریک کاری و …
میخوای ببینی امروز چقدر خدا همراهت بوده و تو یاری اش کردی و یار او بودی همون قولی که ازت گرفته بود قبل از اینکه به دنیا بیای؟
…. میزان آرامشــت را ببین ….
آرزو میکنم که قلب نازنین شما، ذهن شما، روح شما در آرامش باشه.
آرزو میکنم که قلبتون پُر از عشق خودش باشه
آرزو میکنم که در این مسیر ثابت قدم باشید
آرزو میکنم که هر روز ایمانتون به رب بیشتر و بیشتر بشه
آرزو میکنم که توی مسیر درست هموار مستقیم هدایت یافتگانی که هر روز بر هدایت ان ها افزوده میشود، باشید.
آرزو میکنم آرزو میکنم که خداوندی که ما را خلق کرد انقــــــدر با ثروتمندتر شدنمون و ایمان والا و اراده امون حســــش کنیم انقدر توی رویاهامون زندگی کنیم که وقتی برای وقت گذاشتن واسه کسی نداشته باشی چون اون فردم به همون میزان دسترسی داره به همون ربی که داری عبادت و ذکرش میکنی
دعا میکنم که خدا را خدا را .. دستام میلرزن .. روحم از بدنم جدا شده .. همش لبخند روی لبمه … خدا را دارم احساس میکنم …
نمیدونی چقدررر خوشحاااالم که به کامنت ارزشمندت هدایت شدم
شما دست قدرتمند و پیام رسان خداوند شدی برام در این کامنت بینظیر..
چند روزی هست که نجواها توی ذهنم رژه میرن و من سعی میکنم با افکار خوبم اونهارو خاموش کنم..تا حدودی هم موفق شدم اما خب انرژی ام کاهش پیداکرده و به همین دلیل هم نتونستم مثل قبل توی سایت فعالیت داشته باشم و کامنت بزارم.
اما… امروز شروع کردم به خوندن کامنت های بینظیر شما دوستای عزیزم و وقتی این یکی کامنت رو خوندم انگار مختص به من بود انگار خدای مهربونم میخواست از طریق این کامنت تلنگری بزنه بهم! یا بهتر بگم، هدایتم کنه..!
نکات ارزشنمدی که نوشته بودی عجیب به دلمنشستن و عجیب درکشون کردم
اینکه قدر خودم رو بدونم قدر این سایت اینگنج نایاب و گرانبها رو بدونم قدر استادام و اعضاش و کامنت هاشون رو بدونم قدر آگاهی هاش رو بدونم
و در یک کلام قدر زندگیم و خوشبختیم رو بدونم
چون.. چند صباحی بیشتر اینجانیستم ها..!!
واااای وای اینجمله اینجمله با روح و روانم بازی کرررد منو دگرگون کرد اشک من رو در آورد بهم شور و اشتیاق و انگیزه داد واااقعن که دیوااانه شدمممم
دوست عزیزم از صمییییم قلبم متشکرم که نوشتی و آگاهی های نابت رو باهامون به اشتراک گذاشتی
نمیدونم سومین باره چهارمین باره یا پنجمین باره که دارم سریال زندگی در بهشت خصوصا بعضی از قسمتهاش که مربوط به فضای باز وحیاطی به این وسعت وزیبایی میشه، رو می بینم و لذت می برم ازش ومی آموزم ازش…..
یادمه اون اویل حدودا دوسال پیش، توشرایط بدی که توزندگیم داشتم فقط وفقط این فایلهای سفرنامه و این سایت وفایلهای دانلودی بود که می تونست بهم حال خوب بده، یه جورایی مسکن باشه برای روح آزرده ام و تن خسته وقلبی که شکسته بود…اصول واصل وروشی که حالا شده سبک و روش زندگی من، نه مسکن وآرامبخش لحظه ای بلکه، مدتهاست دارم با این اصلی که بهمون باعشق آموزش دادید زندگی میکنم شکر خدا وراضی ام.
من تو گیلان بودم، تو شهری رشت، جایی که 20 سال ازش دور بودم، جایی که ارزوم بود بهش برگردم، اما درست زمانی برگشته بودم که انگاری از دید خودم بد وقتی بود وبد شرایطی شده بود!!!
زندگی عاطفیم رو هوا بود، آرزوهام شده بودند حسرت، وجود خانواده وعزیزان وفامیل ودوست و آشنا شده بودند دردسر، انگاری اون روزها آرزو میکردم فرسنگها از شهرم دور بودم، که کسی نبینه، نفهمه تو زندگیم چه خبره و هزار تا چشم وگوش دنبال کننده ی شرایط زندگیم نباشن….
ترس از قضاوتها، ترد شدنها، حس بی لیاقتی، احساس گناه شدید، ترس از نداشتن حمایت مالی وشرایط بد مالی، ترس، وترس وترس…
اما همزمان با دیدن کل فایلهای سایت وتمرکز بر روی سریال سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت، انگاری یه دری، یه مسیری برام باز شد وافتادم تو جاده سرازیری برای رفتن به سمت امید، انگیزه، عشق و دیدن داشته ها، وباز هم امید وامیدبیشتر…
وقتی کامنت دوستان رو میخوندم، وقتی توی این مسیر ذهن نجواگر میومد و میگفت اینها فیکه واقعی نیست، اگه باشه برای تو نیست، توی زندگی تو اتفاق نمی افته، تودیگه باختی، تو ته خطی، چطوری میخوای درستش کنی، چطوری میخوای بسازیش!!!!
هربار با دیدن این فایلها قلبم با صدایی رسا والبته گوش نواز، میگفت: اگه استاد ومریم جان تونستند، اگه بچه های سایت تونستند توهم می تونی، فقط تو همین مسیر، توهمین جاده، با همین فرمون پیش برو، والبته که به لطف الله انقدر عاجز وتسلیم شده بودم، انقدر خسته از خودمحوریها وخدایی کردنها وشرک ورزیدنها بودم، که به لطف الله مهربان، خداهم کمک کرد دستمو گرفت تا توسط شما استادقشنگم والبته مریم جان گوشهام شنواتر، چشمهام بیناتر وقلبم بازتر بشه برای دیدن حق، برای دیدن اصل زندگی، برای دریافت الهامات…
من دیگه نمیخواستم به هیج وجه به خودم ظلم کنم ویا درگیر ظلمی به ناحق بشم وبا بهونه ها وتوجیهات باقی عمرم رو بر باد فنا بدم…
اون روزها من توی یه اپارتمان 80 متری که مال همسرم بود زندگی میکردم با پسرم، خونه ای که باید تخلیه میشد از طرف من هرچه زودتر،چون ما جدا شده بودیم، بماند که به قول شما استادقشنگم یه ذهن بیمار، یه ذهن بیمار وحتی صدها ذهن بیمارو جذب میکنه، منو همسرم چون باهم مشکل داشتیم دقیقا وقتی اومدیم رشت هدایت شده بودیم به خونه ای که 3 واحد بود،ومالک قبلی عنوان کرده بود دوتا خانواده ای که قبلا اینجا مستاجر بودند جفتشون با اختلافات زن وشوهری که داشتن توهمین خونه جدا شدند وشما سومین خانواده ای هستید که میاین اینجا و میگفت خدارو شکر شما مالک هستید اینجارو خریدید دیگه خیالم راحته مالکان دو واحد دیگه هی زنگ نمیزن تهران بهم بگن بیا مستاجرت گنده زده به ساختمون با سروصدا ومشکلات خانوادگی وبزن وبگیر و ببنداش!!!!
خیلی جالبه دقیقا ما هم تواین یکسالی که اونجا بودیم دیگه زندگیمون داشت نفسهای اخرشو میزد با اینکه تازه 2 سال بود شروع شده بود، وبه قول معروف برای آدم بیمار آسمون همه جا یه رنگه، ساکنین دو واحد دیگه هم لاجرم آدمهای بیماری بودند وهربار ما با یه سری مشکلات تو اون ساختمون با اون آدمها روبرو بودیم، من به خاطر مشکلات خانوادگی، ازدواج وطلاق قبلی همسرم، و حرف وحدیث ها و درگیریهاش بهش پیشنهاد داده بودم که از اون آدمها وشرایط دور بشیم تا زندگی نوپامون سروسامون بگیره!!
غافل از اینکه ایشون با ذهن بیمارش اگه کره مریخ هم میرفت باز با همون افکار و رفتار و گفتارش زندگیش هیچ آش دهن سوزی نمیشد، چون ایشون خودش رو با تمام عیب ونقص هاش اورده بود رشت…
و همچنان به اون افراد به اون شرایط جوری وصل بود که یه پاش اینجا بود یه پاش تهران…حالا بماند اینها رو گفتم که یه پیش مقدمه داشته باشیم برا این چیزی که میخوام بگم…
واز اونجا که کارهای خداوند حکیمانست! مثل اینکه به مادر موسی بگه بچتو بنداز تو رود و نترس…
به موسی بگه عصاتو بنداز وحالا که ماری خشمگین شده نترس….
به یوسف بگه حالا که برادرانت در حقت بد کردند وانداختند تو چاه ، من برات برنامه دارم نترس….
به ابراهیم بگه جلوی بت پرستها بمون و بت بشکن و از اینکه بندازنت تو آتیش نترس…
شکل اینجور حکمتهای خداوند همیشه با تضاد همراهه، تضادیکه واقعا درکش خیلی سخته..
مثل اون قایقی که خضر به همراه موسی تو اون سفر سوراخ کرد تا پادشاه قایق اون ماهیگیرو به خاطر عیبش تصرف نکنه…
مثل اون دیوار خرابه ای که دستور داد خضر وموسی درستش کنند تا گنج اون دو یتیم در امان بمونه زیر اون دیوار تا بزرگ بشن وبتونن برش دارند…
مثل اون جوونی که خضر زد کشتش، و در جواب گفت، این جوون پدرو مادرش رو میخواست از مسیر خدا دور کنه، وقراره خدا فرزند یکتاپرستی بهشون عطا کنه جای این فرزند کافر!!!
عقل نمی تونه بفهمه این چیزهارو، اما قلب اگه به سمت نور الهی باز شده باشه کم کم درک میکنه ومیفهمه ومی پذیره دلیل اتفاقات زندگیشو، دلیل تضادها رو، خصوصا وقتی آدم در مسیر هدایت قرار گرفته باشه…
وتمام اون تضادها اومده بودن تا امروز من سرسوزن انسان یکتاپرست، وآگاه و خوشبختی باشم…
من تازه دیدن سریال زندگی در بهشت رو شروع کرده بودم و باعشق تحسین این سبک زندگی شما رو ولطف خدارو تحسین میکردم که هدایت شدم به این شهر زیبا به این استان پربرکت…
اوایل میگفتم خداجون این رسمشه، اخه کی اینجوری نعمت میده چرا یه چیزی میدی یه چیزی رو میگیری؟ خب بذاربنده هات همه چیز رو باهم داشته باشند…
وامروز اینو میفهمم ودرک میکنم که اگه چیزی رو جهان ازم بگیره یا دوره دور کنه یعنی من دیگه برای ادامه نیازی به اون ندارم…
الان 8 ماهه تو دل شهر، تویه خونه ی ویلایی 200 متری زندگی میکنم که حیاطش پر درخت میوه وگل وگیاهه، تجربه نگهداری مرغ و جوجه و توله سگ و باغبونی و کاشتن سبزی جات وسیفی جات رو داشتم ودارم و از دو طرف دوتا زمین بدون سکنه بدون کوچیکترین سروصدا، توحیاط ننو وصل کردم تاب نصب کردم و میزو صندلی گذاشتم و هر روز کلی کیف میکنم و شاکر خداوند هستم واینکه اراده کنم میرم دریا و رودخونه شنا و ماهیگیری و توحیاط آتیش درست میکنیم برای کباب و ……خلاصه که اینجا این خونه شده بهشت من و من هربار به همراه پسرم بارها وبارها خدارو شکر می کنیم به خاطر این نعمت، اونم در شرایطی که درحال حاضر 80 درصد خونه های رشت آپارتمانی شدند و داشتن یه خونه ویلایی زیبا و این شکلی اونم با اون مبلغ رهن واجاره فقط وفقط لطف خدا بوده برای منی که یکسال ونیم پیش، فقط توخواب می تونستم زندگی تو همچین خونه ای رو ببینم…با اینکه خودم یه خونه یه خوابه آپارتمانی داشتم ونیازی نبود که برم مستاجری، اما مستاجری چی بگم که انگار مالک اینجام انقدر صابخونه عالی دارم و همه چیز عالیه عالیه شکر خدا ومنو پسرم داریم کیف می کنیم تواینخونه…
اینجا حیاطش عنکبوت داره فراووون، قورباغه ، مارمولک، حتی یه بار مار اومد!!! بادو بارون وگرد وخاک و حرص کردن باغچه و جارو کردن شستن حیاط پراز برگ و مدام باید حواست به تار عنکبوتهای جدید ولوله زنبورها باشه که تمیزشون کنی زیاد نشند و …..
اما من باعشق بهشون نگاه میکنم…
اگه من سریال زندگی در بهشت وسبک زندگی شما استادقشنگم ومریم جان رو ندیده بودم وازتون یاد نگرفته بودم بدون شک برام سخت بود بعد 20 آپارتمان نشینی وزندگی تو تهران، این شرایط رو بپذیرم …با اینکه بچگییام تو روستا بودم وتجربه زندگی تو روستا ودیدن جونور و مارو و داشتن باغ وباغچه مراقبت ازشون رو داشتم!!
من هربار هر روز با یادآوری سبک زندگی شما دو عزیز زندگی رو برای خودم تو این خونه لذت بخش ودلپذیر میکنم تاجاییکه پسرم هم فقط تمرکزش روی مثبت هاس، وهربار باهم میگم خدایا شکرت که بهمون اینهمه نعمت دادی ودرست جایی که فکر میکردیم همه بهمون پشت کردند و هیچ تکیه گاه وحمایتگری نداریم تو صاحب اختیار ماشدی و حمایتمون کردی….
چقدر فرقه بین کسی که همه چیز رو برکت ونعمت می بینه وسپاسگزاره مثل شما دوتا فرشته و کسی که تو بهترین شرایط هست از هر نظر اما بازم گلمند وناسپاس…
چقدر باید خداوند رو شاکر باشم که از طریق شما منو از جهالت وناسپاسی هدایت کرد به یه زندگی شاکرانه…
ومطمعنم خداوند به اندازه ایمان هرکس بهش عطاء میکنه، اما به قول خودش ، اما انسان بسی ناسپاس است!!!
این نعمتها همیشه بودند همیشه هستند، اما آیا انسان ناسپاس قدرت دیدن وشنیدن ودرکش رو داره؟
چقدر از شما آموختم، هرچی بگم کم گفتم…
امیدوارم سریال زندگی در بهشت هم مثل سریال سفر به دور امریکا ادامه پیدا کنه، تا ما یادمون باشه که شکر نعمت نعمتت افزون کند …
کفر نعمت از کفت بیرون کنه…
چون اگه از این سایت دور بشیم، تمرکزمون برداشته بشه، قدرت 98 درصد جامعه وسبک زندگی ناسپاسانه، قدرتش زیاد میشه ومارو از مسیرمون دور میکنه از مسیر خوشبخت بودن وشاد وسلامت و ثروتمند ویکتاپرست بودن…که هدف اصلی خلقت مابوده وهست…
این شلوغ کاری ها و بهم ریختگی های خونه برای همه مون پیش اومده ولی خدایی من یکی ندیدم توی این احوالات کسی رو مثل خانم شایسته عزیز، یعنی این قسمت میخوام از ویژگی های مثبت شما بگم.
توی این شلوغی ها ک خانم ها معمولا ب فکر روزهای بعدش هستن ک وای من باید همه اینا رو مرتب کنم بعدش، شما فارغ از هیاهو فقط ب دنبال نکات مثبت بودین، اولش ک تو اون سروصدای اره و دریل رفتین سراغ جوجه ها و انقدر با ذوق و عشق باهاشون حرف زدین، این آرامش این چشم زیبابین چقدر قابل تحسینه برام.
اون قسمت ک میرید از شلوغی وسایل بیرون خونه فیلم میگیرید و میگید اینم قبل از عمل، باعشق نه با نگاه ای خِدا….، تازه میگید کفشام رو چپ پوشیدم و میخندین.از دریچه نگاه شما از دید مثبت نگر شما حتی شلوغی و بهم ریختگی هم خنده دار و زیبا بنظر میرسه. ب آینده ای زیبا فکر میکنیم و وضعیت الان رو توجه نمیکنیم و میگیم چه بهبود زیبایی، اینجا هم تمیز میشه و خیلی زیباتر میشه.
و چه زیباست صدای شادی آفرین شما ک ب استاد سخت درحال تفکر برای تیز کردن اره، ک انرژی بده و بگه سخت نگیر درست میشه، ک آرامش بده ب ذهن برای راحت انجام شدن کارها.و من تغییر ظاهر استاد رو دیدم وقتی شما با صدای پرمهرتون شروع ب صحبت کردین.
و این ویژگی مثبت خانم شایسته جان ک برای تیز کردن اره، انقدرررر از استاد تعریف کردن و تشویق و تحسین. ویژگی مثل بچه ها کنجکاو بودن، ذوق و شوق نشون دادن نسبت ب همه چیز، ببین ببین گفتن ها خدااای من خدااای من گفتن ها، این هاست ک زندگی رو لذت بخش نگه میداره، نه اینکه مثل ربات از کنار همه چیز بی تفاوت رد بشیم.
این رابطه رویایی تون، این همکاری تون، تقسیم بندی کارها بدون گروکشی، هر کس وظیفه خودش رو با عشق و بدون منت انجام میده، خندیدن ها و خاطره هاتون حین انجام سخت ترین کارها، رو خیلی تحسین میکنم. اون قسمت ک خانم شایسته گفتن خب استاد الان هیچی نمیشنون هرچی بخوام میتونم بگم، من عاشق شما هستم خیلی خیلی زیبا بود، عاشق این جمله شدم، این لحن این احساس قلبی.
کنجکاوی در ابزار الات اون هم برای خانم ها، چیزی ک بنظر من واقعا چیز جذاب و جالبی نداره ولی چقدر چشم زیبابین شما رو تحسین کنم ک حتی موقعی ک اره خراب میشه شما می رید سراغ نکات مثبتش رو گفتن و میگید حالا ولش بیایم گل ها رو ببینیم. می رید سراغ ویژگی های مثبت کلاه سراغ ملخ، و از چشم هاش و زیبایی هاش میگید ک باز ذهن من همه آفریده های خدا رو ب یک چشم زیبا نمی بینه و دیدم تحسین یکسان شما برای ملخ، مرغ ها و براونی رو.
پیش اومدن اون تضاد ک اره رو چندین بار بازش کردین و بیخیالش نشدین برام درس داشت، با اینکه کار جدیدی بود و شما رفتین انجامش دادین و از پسش براومدین، برام جای تحسین بسیار داشت ادامه دادن، کنترل ذهن، نا امید نشدن و انجام دوباره و دوباره اون کار تا نتیجه بدست بیاد.
سپاسگزارم بابت تهیه و تدوین این فایل، در پناه الله
سلام به استاد عزیز و مریم جان و اندیشه ی عزیز که کامنت منتخبشون مثل همیشه فوقالعاده بود و پر از آگاهی
من یادمه یه متنی داشتم و بعدش جلسات فک کنم 5 و 6 کشف قوانین هم بهش اضافه شد که باید از زندگیت لذت ببری
باید قبل از اینکه به فلان خواسته ی خاصت برسی تا بعدش به حس خوب برسی الان باید یاد بگیری بهش برسی
اینو یادم داشت میرفت کمکم که الان یادم اومد
و برنامه ای که برای خودم گزاشتم الان تو ذهنم داره قشنگ تغییر شکل میده
شاخ و برگ های بیخودیش حذف میشه
یه سری برگ سبز کوچولو و شیطون در میاره
میگه با هر شیوه ای که حال کردی اقدامات عملی اهرم رنج و لذتت رو انجام بده
چه قدر شما دو نفر تحسین برانگیز هستین واقعا که میشینین سر اره ، کلی باهاش ور میرین ، تمیزش میکنین ، اصلا از همون اول باز کردنش
من بعد از دیدن این سریال بود که یکم مثل شما دو نفر شدم
قبلش دوست داشتم امتحان کنما ولی هی میگفتم نه بابا زشته من دخترم نباید دنبال این چیزا باشم
ولی الان ببینم یک کاری این شکلی تعمیراتی پیش اومده و من بلدم انجامش بدم
منتظر نمیمونم دیگه که بابام بیاد یا برادرم
یه چیزی تو ذهنم میاد میگه خودت انجامش بده
دیروز پیچ دسته ی کتری رو خودم سفت کردم
این مهارت بعد ها باعث شد من بیام و توی کار خودمم استفادش کنم و ایده های متفاوتی بدم برای ساخت مجسمه هام و حتی درست کردن میز کارم و فضای کارم
چه قدر واقعا لذت بخشه اره تو بزاری رو زمین که درستش کنی بعد کلی مرغ و خروس و جوجه ی شیطون دارن پشتت بازی میکنن
چه قدرررر فوقالعادست که اینقدر حال دلت عالی باشه که چکمه هاتو برعکس پوشیدیا ولی میخندی به خودت و با خودت حال میکنی
چه قدررررر من از اون صحنه لذت بردم که بهظاهر اره برای اولین بار تابید و فکر میکردین درست کار میکنه
ولی استاد وقتی امتحانش کرد گفت نمیبره
بعد درست شد و عین کرهههه برید
یاد اون موقعی افتادم که استاد میگه اره تو تیز کن تا راحتتر ببری
چه قدر ایده های جالبی برای پول ساختن هست که اون اهرم برای بلند کردن درخت رو هم ساختن و هر نوعش و هر کشور سازنده ایش مشتری محصول خودش رو داره
چه قدر دیدگاهتونو دوست داشتم خانم شایسته که نوشته بودین الان اینجا رو نبینین این شکلیه ، اینجاها تمییز میشه بعد ببینین چی میشه!!!
ماشین لری رو نشون دادین ، عزیزدل منم دقیقا از اون کساییه که خودش بهبود میده هر بار ماشینش رو و من بارها دیدم چه قدر از انجام این پروسش لذت میبره ، فک کنین ماشینتون رو بیاین به سبک شخصی خودتون بهبودش بدین دقیقا مثل ماشین هیولای لری
واقعا دلم میخواد مثل شما استاد و خانم شایسته در عمل یاد بگیرم که چه طور من بازهم بیشتر لذت ببرم از کارای کوچیک ، مثل درست شدن و بهبود آشپزخونه ، یا حتی چک کردن تخم مرغ ها ، یا بریدن درخت ، حتی تمییز کاری
چون دقیقا ذهن منم مثل اندیشه جان خیلی ارور میده میگه نه الان باید تمیرینات ثروت رو انجام بدی ، لذت واسه بعده
نمیدونم انشالله هدایت میشم به راه های راحت و آسان و لذت بخش تر و پر نتیجه تر
من از تمرین رانندگی اومدم و با احساس خستگی و نق زدن داشتم غذا درست میکردم و خیلی عصبانی بودم ک چرا من باید اینقدر کار کنم خونه رو مرتب کنم تمیز کنم غذا درست کنم با اینک از بیرون اومدم و خستم و دلم میخواد استراحت کنم
دلم آرامش میخواست گفتم بهتره برم تو سایت
وقتی زدم مرا ب نشانه ام هدایت کن
هدایت شدم ب این فایل ارزشمند و دیدم ک استاد چقدر خستگی ناپذره واقعا
چقدر صبور بودن و چند مرتبه اره درست کار نکرد استاد هر بار با دقت و صبر و تمرکز بیشتری سعی کرد ک درستش کنه جا نزد غر نزد تلاش کرد و ب نتیجه مطلوب رسید و لذت برد
من یادگرفتم باید با عشق غذادرست کنم با لذت ب خونه زندگیم برسم غر نزنم و هی نگم ک خسته ام چون وقتی کاری با عشق و لذت باشه خستگی معنایی نداره
من باید صبور باشم من باید پشتکار داشته باشم من باید تو همه کارهام قوی باشم
من باید با احساس خوب همه کارهام رو انجام بدم
خدایا شکرت برای نشانه امروزم احساسم خیلی خوب شد آروم شدم
😃همیشه رو به بهبودی حرکت میکنید ومرحبا ، چه در خانه و چه برای هر هدفی
😃هر روز بهتر از دیروز
😃همیشه باید موانع را بر داریم و راه را باز کنیم و لذت بیشتری ببریم مثل درهای جدید و برداشتن نرده ها
😃انرژی مثبت همیشه در جریان است وقتی که منفیها را پاک کنیم مثل کثیفیها و تمیز کردن همه جا و مرتب و منظم کردن همه جا
😃انبار دار نباشیم چیزهای اضافی را همیشه دور کنیم و رها کنیم مثل فر؛ و همینطور هم باید نسبت به احساسمان نیز این طور باشیم احساسات ولذت خود را باز گو کنیم و در آن هدایت شویم به جاهای بهتر و بهتر و بهتر و همیشه باور داشته باشیم همه چیز همه وقت هست و باور فراوانی را بیشتر در خود پرورش دهیم
😃هر روز همه چیز بهتر و آسانتر میشود مثل اره برقی که کار را راحتتر می کند
😃خلاقیت در وجود ما هست واین هست که باعث شادی ما میشود ویاد گرفتن همیشه لذت بخش است مثل تمیز کردن اره با بنزین
😃همیشه پیگیر کارها باشیم و تا انتها انجامش دهیم و همیشه دنبال حل کردن و راه حلها باشیم همیشه هر مشکلی راه حل دارد و خیلی هم راحت است و همیشه راه حلها در دل مشکل است مثل درست کردن اره برقی
😃هر چه خلوتتر و ساده تر ؛ راحتتر است مثل جمع کردن اضافیها توسط لری
😃همیشه تصمیم گیرنده نباشیم باید تصمیمات را عملی کنیم یعنی ایمان بی عمل حرف مفت است ، مثل حرکتهایی که استادانجام می دهند برای پاکسازی درختان و قطع کردن درختان
😃با فکر که عمل کنیم راحتتر است مثل قطع درختی که شاخه هایش یک طرف دیگر بود و قرار شد که ازسمت مخالف آن قطع شود. وقتی با فکر کار کنیم همه چیز خوب پیش می رود.
😃اول تصمیم گیری میکنیم بررسی می کنیم و بعد عمل می کنیم
😃در هر جایی به دنبال زیباییها باشیم و آن را تحسین کنیم مثل دیدن گلهای زرد
😃تمرکز کامل استاد همیشه مرحبا دارد هر کاری که انجام میدهند با تمرکز کامل کامل است و صد در صد مثل اره کردن درخت
😃از هر اشتباهی درس بگیریم برای کارهای بعدی که راحتتر انجام شود مثل تعمیر اره
😃در این طبیعت ساکت، چه غوغایی از فعالیت و تحرک بر پاست آن هم باانگیزه قوی و انسانهایی کارآمد
😃همیشه پیگیر که باشیم مسائل حل می شود و همیشه راه حلها هست و وقتی پیگیر باشیم خودشان به سمت ما میآیند و همیشه راه حلها هستند مثل تعمیر اره برقی
😃وقتی توی دل ترسها برویم می بینم که واهی بودند و اصلا سخت هم نبوده است مثل قطع کردن درخت که تو خالی بود و ظاهرا خیلی قوی بود
😃توی درخت خالی بود ؛ یاد این افتادم که نجواهای شیطانی هم همیشه الکی است تو خالی است باید با ایمان حرکت کنیم و ادامه دهیم .
😃وقتی که تو خالی باشیم منفیها زشتیها در آنجا لانه می کنند و مانع می شوند که مثبتها بیشتر شوند و بیشتر دیده شوند .
😃همیشه قدم به قدم حرکت کنیم و جلو برویم تا به انتها برسیم مثل قطع کردن درخت؛ تیکه تیکه تا به آخر برسد .
🙂درخت را که جا به جا می کردید ؛ یاد مردان آهنین افتادم
😍با ابزار مناسب کار راحتتر وبهتر انجام میشود
☺همه چیز عالی و با برنامه است خدایا شکرت برای این همه زیبایی و یادگیری
خدایا شکرت
دورود ب استاد عزیزم و خانم شایسته
چقدر منظره ی زیبایی بود ک عالی بود درختهای زیبا و سر سبز
آب دریاچه ای ک تمیز و زیبا بود
آسمون آبی و صاف و ابرهای سفید قشنگ
تخم مرغی ک اون مرغ گذاشته بود و ذوق خانم شایسته برای یه همچین چیز ی ک از نظر ماها کوچیکه و این همین سپاس گذاری هست ک هنوزم چیزهایی کوچیک مارو ب وجد بیاره
و اون بهم ریختگی خونه ک خانم شایسته رها کرده بود و برای ما یه قسمت سریال زندگی در بهشت رو آماده کرده بودن چون معتقد هستن اگه لذت ببری و رها کنی از همین چیزیم ک هست،همه چیز خود ب خود درست خواهد شد،و چقدر رفتار استاد عزیزم در مقابل خرابی اون اره با صبر و حوصله بود تا بالاخره درستش کردن،و درختی ک مرده بود رو تونستن ببرن،ممنونم ازتون بری آماده کردن این فایل پر محتوا ک تمرکز ب روی نگات مثبت بود،و منم دیدم ک یه درخت رو چطور میبرن و برام جالب بود آخرش ک اره کاری تموم شده بود چطور به یه شی ب اون کوچیکی درخت ب اون بزرگی رو فقط ب چندتا ضربه ی کوچیک انداختن.سپاس
سلام به همگی
منو فقط ده دقیقه از فایل رو دیدم و دوتا مورد درک کردم که حسم اجازه نمیده برم جلو میگه بنویس
اول این که ببینید من قبلا شنیده بودم ۲۱ روز یه کاری انجام بده تا بشه عادتت وقتی مریم خانم تخم مرغا رو نشون داد گفتم خدایا اینا برای جوجه شدن ۲۱ یک روز لازم دارن بعدشم تا مرغ بشن کلی راه دارن رسیدگی اب و دون و…
حالا وقتی من یه باور میسازم نباید عجله کنم ۲۱ روز که تازه بشه جوجه نشونه ها که دیدم نباید ولش کنم باید هی بهش اب و دون بدم چطوری؟
با ورودی های مناسب افراد و شرایط با همون باور هی تایید کنم تایید کنم تا بشه مرغ اون وقته که تخم میده
ما باید صبور باشیم
یه باور باید علاوه به تکرارش بهش برسی اونقدر نشونه ها رو تایید کنی تا بزرگ شن این جوجه ها اول تولد خیلی بی جونن یه بچه میتونه کلشو بکنه یا زیر پا لحش کنه دست و پای فرار نداره
باورها هم اوایل اینطورین اگه ورودی کنترل نشه بی جون میشن در مقابل نجواها و لح میشن.
الان اینو من خوب درکش کردم میشه خیلی زیر و روش کرد
و موضوع بعد استاد گفتن این اره در اومده مجبور شدم بازش کنم
باز اعلب ادما تا مجبوررر نشیم دست به تمیز کاری ذهن نمیشیم،هییی با تضادها میگیم بزار باهاش کنار میاییم نمیخوایم
زحمت درست کردن زندگیمون رو بکشیم با وجود این که اگه دوتا پیچ و مهره باز شه ذهن رفت و رو بشه چقدر چرخ زندگی روونتر میشه کارا بهتر
انجام میشه ،شادی مثه انرژی پخش میشه مشکل اینجاست که ما نمیخوایم تا مجبورررر نشدیم ،تغیر کنیم
روغن و گریس بزنیم یه کم تمیز کاری برای ذهنی که کمتر گرد و خاک ورودی های نامناسب داشته کافیه،ولی من میزاریمممم زالو بزنه بعد که بهش چسبیدیم نفس نفس زنان خداروصدا کنیم اونم درصد کمی هستن که ادامه میدن عد های یه کم دیدن شرایط کمی خوب شده دیگه قانع میشن
خدایا مارو از اون دسته قرار بده که دایما دست مال به دست و گیرد گیریم،
الهییی شکررر بخاطر اون همه ثروت نعمت،زیبایی که باز چشمان ارزشمندمون تونست ببینه،در مدارش بودیم
استاد یه درس دیگه که من نمیدونم چطوری باید ازش استفاده کننم شما خیلی وسایلو اگه یه استفاده نشد به صورت دیگه استفاده میکنید مثه همین بروس خانم شایسته ولی توی تمرینات ثروت بوده که چیزای که استفاده نمیکنی رد کن بره ،کاش درمورد اینم توصیح بدین ممنون و سپاسگزارم
دست شما و لری ها و همه و همه طلا
الله نگهدارتون
خدای خوبم سلام
به نام تو آغاز می کنم تکلیفی که بر عهدهء من نهادی….
سلام به اهالی بهشت
خیلی وقته که کامنت نذاشتم….هر روز درسهای زیبایی از این سریال زیبا می گرفتم اما ذهنم بهم می گفت حالا بعدا دوباره فایل رو ببینو یه کامنت کامل از نکاتش بنویس روزها گذشت فکر می کنم از اون قسمت که خانوادهء آقای راین اولین بار رفتن دیگه کامنت نذاشتم شایدم گذاشتم اما مرتب و پشت سر هم نبوده نمی دونم….فقط الان یه حسی بهم گفت امروز باید همین الان که سریال رو دیدی کامنت بذاری….اوایل فکر می کردم که هر زمان که بخوام کامنت رو می نویسم اما فهمیدم که خواستن وقتی اتفاق میفته که محکم جلوی نجواهام بایستم…به نظرم نه تنها جنس کامنت بلکه اقدام به نوشتن کامنت هم نیاز به تکامل داره….الان یه حس غریبی دارم احساس می کنم خدا با تایپ هر کلمه داره باهام حرف می زنه….احساس می کنم این قسمت پر بود از پیامهای مختلف برای من از جانب خدا یه مدتیه انجام یه کاری فکرمو مشغول کرده حرکت می کنم اما اون شوق و ذوقی که قبلا داشتم برای انجامش رو ندارم کارم مرتب گیر می کنه به ذهنم فشار میاد و نجواها شروع میشه اما بعدش یه حسی بهم میگه برو تو دلش تو می تونی یه بار تونستی پس حالا هم می تونی حسم بهم میگه به خدا توکل کن و دوباره شروع می کنم اما یهویی انگار یه سنگ بزرگ میفته روی ترمز ذهنم و متوقفم می کنه مثل یه چراغی شدم که برقش اتصالی کرده و فیوز می پرونه…توی این چند روز اتفاقات خیلی خوبی افتاده که به خاطرش شکر گزار خدای مهربونم بودم و هستم اتفاقاتی که اونقدرررررر بدیهی رخ دادن که حتی توی ذهنم نگفتم خب طبیعیه حتی از خوردن یه لیوان آب دم دستم هم بدیهی تر بوده….مثلا خریدن دورهء عزت نفس استاد چیزی که از بهمن تا همین 2 هفتهء پیش دنبالش بودم فقط با یه ایده که خدا بهم الهام کرد و پولش در عرض یک نشستن روی صندلی بانک کارش انجام شد(فقط من روی صندلی نشستم و بلند شدم به خودش قسم(واقعیت اگر می خواست روال اداریی که شنیده بودم اجرا بشه حداقلش امضاء یه تعهدنامه و نشستن چند دقیقه توی بانک بود)….حتی تعهد هم از من بانک نگرفت)…من 10 صبح رفتم بانک وقتی رفتم فقط صد و خورده ای توی حسابم بود و ساعت 12:30ظهر ده میلیون تومن توی حسابم بود…طبق قانون من حسابم رو داخل بانک بسته بودم و نباید پولی به من می دادند اما از بانک به کارتم سود واریز شد نه یک بار بلکه 2 بار….الله اکبر….الله اکبر….همانا خداوند برای بنده اش کافیست……من به خودم قول داده بودم که باید برای تغییر زندگیم هر آنچه دارم رو هزینه کنم…..پولی که واریز به حسابم شد مال من بود اما به دلایلی من هیچ اختیاری در موردش نداشتم اما خداوند قادر در عرض چند ثانیه همه کارهای لازم رو برام انجام داد…..
از بانک اومدم بیرون یه جورایی هم توی شوک بودم هم آرامش عجیبی داشتم دقیقاً حسم مثل آدمی بود که سالهاست 10 میلیون 10 میلیون وارد حسابش می شه اینقدر ذهنم با این مسئله راحت بود….اینقدر به کاری که کرده بودم و درست بودنش مطمئن بودم….خیلی راحت وقتی واریز انجام شد رفتم دوره عزت نفس رو خریدم…اگه قبل از این ازم می پرسیدن وقتی دوره رو خریدی چه حسی داری می گفتم از خوشحالی دارم می میرم اما وقتی خریدم و همون روز جلسهء اولو دیدم اصلا حسم اینطور نبود مثل این بود که یه لیوان آب خورده باشم وقتی داشتم می دیدم انگار تمام وجودم گوش شده بود اصلا یه حال عجیبی داشتم نمی تونم توصیفش کنم همونم باعث شد که اون کاری که گفتمو اگرچه با قطع و وصل شدن حرکتم اما ادامه ش بدم….
یه شرکت توی تهران هست که مشاور علمیش توی حوزهء تحصیلی خودم مشاور شرکت مرسدس بنز هستن آرزو داشتم با این گروه همکاری کنم و ازشون چیز یاد بگیرم حتی به عنوان یه کارآموز که هیچ دستمزدی هم بهم ندن دقیقاً زمانی که ایده ای برای واریز پول به حسابم اومد از دورهء آنلاین آموزشی این شرکت اطلاع پیدا کردم شاید برای شما اعجاب انگیز باشه اما برای من مثل این بود که باید این اتفاق می افتاد و خیلی برام معمولی بود ….اگه قبلا ازم می پرسیدن چه حسی داری اگه بتونی توی چنین دوره ای با این گروه شرکت کنی می گفتم از خوشحالی می میرم اما دقیقاً حس من مثل خرید دورهء عزت نفس استاد بود اصلا ذهنم در سکوت کامل بود انگار موقع خرید این دوره به خودش گفته بود سااااااااااااااااااااااااکت بذار کارشو بکنه این راهی که داره می ره اونقدررررررر درسته که من هیچ جوره نمی تونم جلوشو بگیرم در صورتی که قبلا بهم می گفت تو که فقط تئوری یه چیزایی خوندی کجا، شرکتی که مشاورش مشاور مرسدس بنز بوده کجا……اون مشاور به خاطر این مشاور این شرکت شده که همه بچه های تیم اون شرکت غولین تو کار خودشون تو که مبتدی هستی چطوری می خوای حتی از اونا آموزش بگیری……
بریم سره خواستهء سوم خرید دوره زبان دوره ای که وقتی نمونه کار استادش رو دیدم گفتم این خودشه اصل جنس همونی که می خوام همون دوره ای که خستگی توش نیست و پر از انرژیه…من قبلاً هزینه دوره یه کلاس زبان حضوری رو از خدا خواسته بودم توی کامنتم در جواب سوال عقل کل یکی از دوستان هست اما پولش جور نمی شد اما وقتی این استاد رو دیدم تازه فهمیدم خدا می خواسته من این دوره رو بخرم یه دورهء کامل و بسیار جذاب زبان که غیر حضوری بود برای اون دورهء حضوری باید 3 میلیون هزینه می کردم اما این دوره فقط 1 میلیون بود و من به راحتی به سطح حرفه ای در زبان می رسم به امید خدا….اون دوره استادش خیلی خوب بود اما روال تدریس همون روال خسته کننده کلاسهای زبان اما این دوره استادی تدریس می کنه که روش تدریسشون فوق سوپر هست استادی که به گفتهء خودشون کلاس خصوصی خیلی نمی ذارن و اگر کسی به شدت اصرار کنه جلسه ای 30 میلیون تومن باید هزینه بده…..وقتی هزینه کلاس خصوصی ایشون رو شنیدم ناخودآگاه به خودم گفتم الهی بمیرم برای استاد عباس منش که بابت متحول کردن کل زندگی ما حتی یه دوره شونم 30 تومن نیست چه برسه به جلسه ای 30 تومن بعد بعضی از ماها حاضر نیستیم برای یه خوشبختی ابدی هزینه بسیار ناچیزی رو به استاد عباس منش پرداخت کنیم!!!!!!! این استاد زبانی که می گم یه کسی تو مدار استاد عباس منش هستن که واقعا صادقانه می خوان که شاگرداشون زبان رو حرفه ای و بدون هیچ استرسی یاد بگیرن اما دوستان من لطفاً کسانی که فکر می کنن استاد عباس منش دوره هاشون گرون هست به مبلغ جلسه ای 30 میلیون برای فقط آموزش زبان انگلیسی فکر کنن که اگر فکر کنن مبلغ هر جلسهء خصوصی آموزشی با استاد عباس منش رو می تونن برآورد کنن که چقدرررررر میشه!!!!
……
دوستان عزیز علت اینکه این کامنت رو در قسمت فایلهای رایگان گذاشتم می خواستم فقط هزینه ای که برای خوشبختی کامل در زندگیتون رو پرداخت می کنید با هزینه آموزش فقط یک مهارت مقایسه کنید و همیشه یادتون باشه که استاد عباس منش و هر استاد دیگه ای مثل ایشون که در نهایت صداقت و خالصانه به ما آموزش می دن محتاج این مبالغ ناچیزی که ما فکر می کنیم خیلی گرونه نیستن امیدوارم که همهء ما دارای ثروت بی نهایت بشیم و ذهنمون اونقدررررررر وسعت پیدا کنه که سرمایه گذاری های چند میلیاردی برای پیشرفت خودمون انجام بدیم……
وقتی توی این فایل دیدم استاد چندین بار تلاششونو برای رفع مسئله ارّه کردن و در نهایت هم به نتیجهء دلخواه رسیدن انگار خدا داشت بهم می گفت می بینی در مورد اون کاریم که هی حرکتت قطع و وصل می شه تو هم باید ادامه بدی و مطمئن باش از پسش بر میای و نتیجه همونی می شه که می خوای…وقتی استاد درخت رو قطع کردن و دیدم تو خااالی هست انگار خدا بهم گفت خدا به شجاعان پاسخ می ده گفتم دیدی خدا جواب تلاش استاد رو داد و گفت حالا اینقدر توکلت قوی بود منم کارتو آسون می کنم درختو تو خالی می کنم که به راحتی قطعش کنی….و خدا به من گفت تو زندگیت چند بار فکر کردی درخت تنومندیو باید قطع کنی و ترسیدی؟؟؟؟؟؟؟ و ذهنت گفت تو نمی تونی… از پسش بر نمیای… و وقتی قطعش کردی فهمیدی ترست بیجا بوده …حالا این کارتم مثل همونه درخت تنومندی که از قطع کردنش ترس داری تو خاااااااالیه….تیز کردن ارّه ت و تو خالی بودن درختت با من….. گرفتن ارّه و قطع کردن درخت با تو….
ترست بیجاست برو تو دلش باور دارم که از پسش بر میای…..
خدای خوبم مهربان ترینم سرورم تنها کسی که لایق سروری و ستایشی ازت می خوام که کمکم کنی کارم رو به بهترین شکل ممکن تموم کنم…..من تنها محتاج یاری تو هستم…..
الهی که همتون به هر خواسته ای که دارین برسین….
الهی که همه تون در بالاترین حد ثروت و نعمت قرار بگیرین….
الهی صدای خنده هاتون تا اوج آسمون بره….
الهی همیشه احساستون خوب باشه….
الهی همیشه تن تون سالم باشه…..
الهی که همیشه سعادتمند و سرشار از آرامش باشین
به حق رب العالمین…..
استاد عباس منش عزیز منزل نو مباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک نمی دونم چه دعایی لایق بندهء خوبی مثل شماست اما امیدوارم هم در این دنیا و هم در آخرت از مقرب ترین بندگان خدا باشید و همیشه در ناز و نعمت غرق در ثروت مادی و معنوی در بالاترین حدش……مباااااااااااااااااااااااااااارکتون باشه تمام وسایل جدیدی که خریدین امیدوارم به شادی استفاده کنین…..خیلی خوشحال می شم وقتی خریدهاتونو می بینم….
از خدای مهربانم بی نهایت سپاسگزارم که توسط شما دو عزیز آگاهی های معنوی و مادی رو به ما می ده…..ان شاء الله به زودی در آمریکا شما رو ملاقات کنم ….
در پناه تنها سرور عالم خدای مهربان غرق در ثروت و نعمتهای بی کران باشید……
به نام ربی که قدرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت میده به انگشتان و قلب و ذهن من
رب، تو من را از هیچی خلق کردی و از عَدَم .. نامردیه و بی معرفتیه که بخوام غیر از تو را بپرستم و از غیر تو یاری و کمک بخوام.
مینویسم بازم به خاطر تو ..
مینویسم برای دنیایم و آخرتم ..
دلم امشب پُره اصن خوب شد جایی اومدم امشب که از همونایی که زبونشون را درک نمیکنم و اونا هم من را درک نمیکنند حتی اگر از عزیزانت باشن، عزیزایی که ذره ای بهشون وابستگی و دل بستگی نداری، اما با همین ها هم تا همین الان، برای من نشونه ها بودن و بودنم در مسیر درست هموار مستقیم، مسیری که همش تویی و حضور تو
سلام به بنده های خدا به دوستان بهشتیم، من پادشاه خدا روی زمینم مثل هر کس دیگه ای که باور داره به عنوان یک پادشاه خلق شده، و اومدم احساسم را با شما به اشتراک بذارم تا خدایم را یاری کنم.
به خاطر همه ی کامنت هایی که با عشق مینویسین سپاس گزارم، از هر کسی که دنیا را گسترش میده و به جای بهتر سپاس گزارم سپاس گزارم و برایش آرزوی ثروت بیشتر دارم بصیرت دارم و ثابت قدمی و ایمان روز افزون.
اینجا، زندگی به سبک بهشت داره آموزش داده میشه توسط خداوند یکتا به وسیله ی دستان پر مهر و تحسین برانگیز و عاشقش.
دوست دارم مثل یک فیلم این بار با قلم توانای خدای من، برتون گردونم به جایی و حسی که همه امون ازش متنفـــــــــــــــــریم .. Go To Hell .. جهنــــم | تا قدر بودن در بهشت و بهشتیان را بیشتر بدونید.
جهنم جایی که …
خودت با دستای خودت خودتو بدبخـــــــــــــــت کردی
خودت با اعمال خودت هیزم سوزان جهنم خودت شدی
خوب گوش کنید!!!
جهنم ..
بذارید حرف اخر را اول بزنم.
اینجااا حرف از همه چیز هست به غیرِ خودش، اصل، به غیر اونی که همه ی ماااااااااااااااا را خلق کرده به این زیبایی به این زیبایی به این شگفتی، هر کدوم خودتون را نگاه کنید .. خدا اینجا گُمِه، خدا ناپیداست .. خدا اینجا نیست انگار ..
جهنم جایی که، هیچ کسی در مورد عشق و علاقه اش صحبت نمیکنه
هیچ کسی در مورد استقلال حرف نمیزنه
هیچ کسی در مورد زیبایی ها حرف نمیزنه
اینجا در مورد هر خدایی صحبت میشه
اینجا هیچ کسی واسه کسی دیگه دعای خیر نمیکنه
اینجا همه میخوان همدیگرو پایین بکشونن
اینجا کسی نمیخواد تفاوت ها را بپذیره و احترام بذاره واسشون به عنوان یک اصل
اینجا کسی نمیدونه چرا به دنیا اومده!
اینجا کسی نمیخواد صداقتی داشته باشه
اینجا هیچ کسی احترام به عقاید هم نمیذارن اینجا هر کسی میخواد بگه من برترم من برترم شمااا هم باید این مسیر را برید آی ملـــــت
اینجا در مورد هر حرف و عامل بیرونی مهمه و قدرتمند الا عامل درونی الا خدا الا باورهااااااا
اینجا همه دارن واسه یک نفر زندگی میکنند! اونم غیر از خودشون
اینجا همه دارن ســـــــــــــــگ دوووووووو میزنند
اینجا همه مثل تنه ی درختی هستن که از درون پوچهِ پوچه پوکه .. اینجا همه ظاهرن
اینجا ریا و زنا و ستم کاری هست
اینجا ظلم به خودت فراوان
اینجا مسیر اشتباه و تصمیم اشتباه پی در پی گرفتن تا دلت بخواد هست
اینجا آدم های شکست خورده تا دلت بخواد هست
اینجااااااااااااااا ادم های به گور رفته توی قبرستون که خودشون را فراموش کردند کین خداشون کین، واسه چی اومدن اینجا یادشون رفته بود اصل چیه رویاهاشون چیه تا دلـــت بخواد هست ..
اینجا کسی نمیخواد به کسی کمک کنه
اینجا همه نگاه دزد و چپاول گری به هم دارند
اینجا همه 9 اشون گرهِ 8 اشونه!!
اینجا دل پاکی کیلو چند؟! اقا سرت کلاه نره
اینجا سرک کشیدن به زندگی دیگران ای جانم
اینجا پَست بودن .. ایول داره
اینجاااااا در جهنم شِـــــرک حرف اول را میزنه.
دوست من دوری کن!!!!!!!!!!
یادم باشه پُر کردن جهنم از همچین افرادی اگر تمام ادم های کره زمین باشه بازم واسه خداوند یکتای شکست ناپذیر فرقی نداره .. اوست زنده ی زنده اوست قیوم قیوم اوست روزی رسان هر جنبده ای در آسمان ها و زمین، اوست که میمراند و زنده میکند، اوست که هدایت میکند تمام جهان و جهانیان را، اوست مالک یوم الدین، اوست که شب و روز را خلق کرد تا نشانه ای باشد برای کسانی که تفکر میکنند، اوست که مرا برای خود خلق کرد و اوست که هر خیری به من رسد من سخـــــت فقیرم نسبت به او .. اوست که میتونه تمامممم جهان را و نه فقط زمین را اوست که میتونه تمام زمین را تمام آسمان ها را مثل طوماری در هم بپچیاند و نابــــــــــــــــــــــــــــــــــود کند و دوباره انی از نو خلق کند و دوباره نابود کند و دوباره از نو بسازد.
ای بهشتیان بر روی زمین، از چه می هیراسید؟ در هر جایی که هستید روی به سوی منِ رب العالمین کنید، و بدانید آن هایی که به من ایمان آورده و عمل صالح میکنند در هر لحظه، نه ترسی بر آن هاست و نه غمی. آن هایند وارثان صالحِ زمین.
ای بهشتیان بر روی زمین، از چه می هیراسید؟ در هر جایی که هستید روی به سوی منِ رب العالمین کنید، و بدانید آن هایی که به من ایمان آورده و عمل صالح میکنند در هر لحظه، نه ترسی بر آن هاست و نه غمی. آن هایند وارثان صالحِ زمین.
ای پادشاهان خداوند بر روی زمین، دستان خداوند، بیایید قدر خودمون را بیشتر بدونیم
قدر مسیری که توش هستیم .. مسیری که هر لحظه زیبایی و شادی و اتفاقات خوبه درسِ درسِ درس
قدر خنده هامون را بیشتر بدونیم
قدر شادی های کوچیکمون را بیشتر بدونیم
قدر سلام کردن ها و هر پیامون را بیشتر بدونیم
قدر فایل ها را دوره ها را نوشته ها را پیام ها را بیشتر و بیشتر بدونیم
قدر دست های خدایی که عاشقانه در این مسیر تولید محتوا میکنند و با عشق با دنیا به اشتراک میذارند
قدر همین چشم هایی که میتونیم زیبایی ها را ببینیم، قدر همین گوش هایی که میتونیم بشنوم، قدر همین بینی که میتونیم نفس بکشیم، قدر همین قلبی که داره میزنه، قدر همین ذهن در آرامش و ثروتمند .. بیشتر بدونیم
پادشاهان خداوند بر روی زمین که همواره لایق بهترین ها هستید و به راستی که ارزشمند هستید فارغ از هر عامل بیرونی و داشتن هر خواسته ای و فردی ..
یادمون باشه ..
یک چند صباحی بیشتر اینجا نیستیم هــــا
بازم بگم ای پادشاهان زمین؟
یک چند صباحی بیشتر اینجا نیستیم هاا ..
بازم بگم؟ این بار با کلام رب میگم؛ 64 عنکبوت
وَمَا هَٰذِهِ الْحَیَاهُ الدُّنْیَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ ۚ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَهَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ ۚ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ
و زندگانی این دنیا جز بازیچــــــــه و افسونی بیش نیست، و سرای اصلی سرای آخــــرت است ..
حواسمون باشه، داریم در هر لحظه به ندای حق و حقانیت و رب کسی که ما را از هیچی خلق کرد، کسی که ما را بزرگ کرد، کسی که از ما مراقبت و محافظت کرد، کسی که راه را بهمون نشان داد و اوست نور آسمان ها و زمین…
حواسمون باشه داریم در هر لحظه به ندای رب گوش میدیم و عمل میکنیم یا شیطان قسم خورده که وعده فقر و زشتی به ما داده به ما اشرف مخلوقات به ما عزیزان خداوند یکتای جهان افرین قادر و حاکم و توانا و شکست ناپذیر مطلق ..
الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشَاءِ ۖ وَاللَّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَهً مِنْهُ وَفَضْلًا ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ
… If you want be in right path you must have LISTEN TO YOUR INNER VOICE …
…. FOLLOW YOUR HEART …
اگر توی مسیر درستی و داری نتیجه میگیری و لبخند روی لباته و شادی و سپاس گزاری و نتیجه گرفتی و نتیجه دستته همین مسیر را ادامه بده فقط؛ ادامه بده فارغ از هر عامل بیرونی فارغ از نگاه و نقدی و قضاوتی فارغ از ..
فقط ادامه بده این مسیر که نه! اون کسی که این مسیر را طراحی کرده و داره هدایت میکنه و اوست نور اسمان ها و زمین همون میشه بهترین یار تو و تنها و کافی ترینِ کافی ترین یار و دوست و همسر و پدر و مادر و خواهر و برادر و شریک کاری و …
چی میخوای؟
همون میشه واست ..
چی میخوای ؟
همون میشه واست ..
چـــــی میخوای همون میشه واست .. میشه میشه میشه ..
میخوای ببینی امروز چقدر خدا همراهت بوده و تو یاری اش کردی و یار او بودی همون قولی که ازت گرفته بود قبل از اینکه به دنیا بیای؟
…. میزان آرامشــت را ببین ….
آرزو میکنم که قلب نازنین شما، ذهن شما، روح شما در آرامش باشه.
آرزو میکنم که قلبتون پُر از عشق خودش باشه
آرزو میکنم که در این مسیر ثابت قدم باشید
آرزو میکنم که هر روز ایمانتون به رب بیشتر و بیشتر بشه
آرزو میکنم که توی مسیر درست هموار مستقیم هدایت یافتگانی که هر روز بر هدایت ان ها افزوده میشود، باشید.
آرزو میکنم آرزو میکنم که خداوندی که ما را خلق کرد انقــــــدر با ثروتمندتر شدنمون و ایمان والا و اراده امون حســــش کنیم انقدر توی رویاهامون زندگی کنیم که وقتی برای وقت گذاشتن واسه کسی نداشته باشی چون اون فردم به همون میزان دسترسی داره به همون ربی که داری عبادت و ذکرش میکنی
دعا میکنم که خدا را خدا را .. دستام میلرزن .. روحم از بدنم جدا شده .. همش لبخند روی لبمه … خدا را دارم احساس میکنم …
دعا میکنم خدا را همیشه ببینین و حس کنید.
محمد عزیزم پادشاه مارکوی نازنینم سلام
نمیدونی چقدررر خوشحاااالم که به کامنت ارزشمندت هدایت شدم
شما دست قدرتمند و پیام رسان خداوند شدی برام در این کامنت بینظیر..
چند روزی هست که نجواها توی ذهنم رژه میرن و من سعی میکنم با افکار خوبم اونهارو خاموش کنم..تا حدودی هم موفق شدم اما خب انرژی ام کاهش پیداکرده و به همین دلیل هم نتونستم مثل قبل توی سایت فعالیت داشته باشم و کامنت بزارم.
اما… امروز شروع کردم به خوندن کامنت های بینظیر شما دوستای عزیزم و وقتی این یکی کامنت رو خوندم انگار مختص به من بود انگار خدای مهربونم میخواست از طریق این کامنت تلنگری بزنه بهم! یا بهتر بگم، هدایتم کنه..!
نکات ارزشنمدی که نوشته بودی عجیب به دلمنشستن و عجیب درکشون کردم
اینکه قدر خودم رو بدونم قدر این سایت اینگنج نایاب و گرانبها رو بدونم قدر استادام و اعضاش و کامنت هاشون رو بدونم قدر آگاهی هاش رو بدونم
و در یک کلام قدر زندگیم و خوشبختیم رو بدونم
چون.. چند صباحی بیشتر اینجانیستم ها..!!
واااای وای اینجمله اینجمله با روح و روانم بازی کرررد منو دگرگون کرد اشک من رو در آورد بهم شور و اشتیاق و انگیزه داد واااقعن که دیوااانه شدمممم
دوست عزیزم از صمییییم قلبم متشکرم که نوشتی و آگاهی های نابت رو باهامون به اشتراک گذاشتی
متشکرم که دست هدایتگر خداوند شدی برام
خدایا شکرت الهی شکرت
براتون بهترینهارو آرزو دارم در پناه خودش
عاشقتونم
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم…
نمیدونم سومین باره چهارمین باره یا پنجمین باره که دارم سریال زندگی در بهشت خصوصا بعضی از قسمتهاش که مربوط به فضای باز وحیاطی به این وسعت وزیبایی میشه، رو می بینم و لذت می برم ازش ومی آموزم ازش…..
یادمه اون اویل حدودا دوسال پیش، توشرایط بدی که توزندگیم داشتم فقط وفقط این فایلهای سفرنامه و این سایت وفایلهای دانلودی بود که می تونست بهم حال خوب بده، یه جورایی مسکن باشه برای روح آزرده ام و تن خسته وقلبی که شکسته بود…اصول واصل وروشی که حالا شده سبک و روش زندگی من، نه مسکن وآرامبخش لحظه ای بلکه، مدتهاست دارم با این اصلی که بهمون باعشق آموزش دادید زندگی میکنم شکر خدا وراضی ام.
من تو گیلان بودم، تو شهری رشت، جایی که 20 سال ازش دور بودم، جایی که ارزوم بود بهش برگردم، اما درست زمانی برگشته بودم که انگاری از دید خودم بد وقتی بود وبد شرایطی شده بود!!!
زندگی عاطفیم رو هوا بود، آرزوهام شده بودند حسرت، وجود خانواده وعزیزان وفامیل ودوست و آشنا شده بودند دردسر، انگاری اون روزها آرزو میکردم فرسنگها از شهرم دور بودم، که کسی نبینه، نفهمه تو زندگیم چه خبره و هزار تا چشم وگوش دنبال کننده ی شرایط زندگیم نباشن….
ترس از قضاوتها، ترد شدنها، حس بی لیاقتی، احساس گناه شدید، ترس از نداشتن حمایت مالی وشرایط بد مالی، ترس، وترس وترس…
اما همزمان با دیدن کل فایلهای سایت وتمرکز بر روی سریال سفر به دور امریکا و سریال زندگی در بهشت، انگاری یه دری، یه مسیری برام باز شد وافتادم تو جاده سرازیری برای رفتن به سمت امید، انگیزه، عشق و دیدن داشته ها، وباز هم امید وامیدبیشتر…
وقتی کامنت دوستان رو میخوندم، وقتی توی این مسیر ذهن نجواگر میومد و میگفت اینها فیکه واقعی نیست، اگه باشه برای تو نیست، توی زندگی تو اتفاق نمی افته، تودیگه باختی، تو ته خطی، چطوری میخوای درستش کنی، چطوری میخوای بسازیش!!!!
هربار با دیدن این فایلها قلبم با صدایی رسا والبته گوش نواز، میگفت: اگه استاد ومریم جان تونستند، اگه بچه های سایت تونستند توهم می تونی، فقط تو همین مسیر، توهمین جاده، با همین فرمون پیش برو، والبته که به لطف الله انقدر عاجز وتسلیم شده بودم، انقدر خسته از خودمحوریها وخدایی کردنها وشرک ورزیدنها بودم، که به لطف الله مهربان، خداهم کمک کرد دستمو گرفت تا توسط شما استادقشنگم والبته مریم جان گوشهام شنواتر، چشمهام بیناتر وقلبم بازتر بشه برای دیدن حق، برای دیدن اصل زندگی، برای دریافت الهامات…
من دیگه نمیخواستم به هیج وجه به خودم ظلم کنم ویا درگیر ظلمی به ناحق بشم وبا بهونه ها وتوجیهات باقی عمرم رو بر باد فنا بدم…
اون روزها من توی یه اپارتمان 80 متری که مال همسرم بود زندگی میکردم با پسرم، خونه ای که باید تخلیه میشد از طرف من هرچه زودتر،چون ما جدا شده بودیم، بماند که به قول شما استادقشنگم یه ذهن بیمار، یه ذهن بیمار وحتی صدها ذهن بیمارو جذب میکنه، منو همسرم چون باهم مشکل داشتیم دقیقا وقتی اومدیم رشت هدایت شده بودیم به خونه ای که 3 واحد بود،ومالک قبلی عنوان کرده بود دوتا خانواده ای که قبلا اینجا مستاجر بودند جفتشون با اختلافات زن وشوهری که داشتن توهمین خونه جدا شدند وشما سومین خانواده ای هستید که میاین اینجا و میگفت خدارو شکر شما مالک هستید اینجارو خریدید دیگه خیالم راحته مالکان دو واحد دیگه هی زنگ نمیزن تهران بهم بگن بیا مستاجرت گنده زده به ساختمون با سروصدا ومشکلات خانوادگی وبزن وبگیر و ببنداش!!!!
خیلی جالبه دقیقا ما هم تواین یکسالی که اونجا بودیم دیگه زندگیمون داشت نفسهای اخرشو میزد با اینکه تازه 2 سال بود شروع شده بود، وبه قول معروف برای آدم بیمار آسمون همه جا یه رنگه، ساکنین دو واحد دیگه هم لاجرم آدمهای بیماری بودند وهربار ما با یه سری مشکلات تو اون ساختمون با اون آدمها روبرو بودیم، من به خاطر مشکلات خانوادگی، ازدواج وطلاق قبلی همسرم، و حرف وحدیث ها و درگیریهاش بهش پیشنهاد داده بودم که از اون آدمها وشرایط دور بشیم تا زندگی نوپامون سروسامون بگیره!!
غافل از اینکه ایشون با ذهن بیمارش اگه کره مریخ هم میرفت باز با همون افکار و رفتار و گفتارش زندگیش هیچ آش دهن سوزی نمیشد، چون ایشون خودش رو با تمام عیب ونقص هاش اورده بود رشت…
و همچنان به اون افراد به اون شرایط جوری وصل بود که یه پاش اینجا بود یه پاش تهران…حالا بماند اینها رو گفتم که یه پیش مقدمه داشته باشیم برا این چیزی که میخوام بگم…
واز اونجا که کارهای خداوند حکیمانست! مثل اینکه به مادر موسی بگه بچتو بنداز تو رود و نترس…
به موسی بگه عصاتو بنداز وحالا که ماری خشمگین شده نترس….
به یوسف بگه حالا که برادرانت در حقت بد کردند وانداختند تو چاه ، من برات برنامه دارم نترس….
به ابراهیم بگه جلوی بت پرستها بمون و بت بشکن و از اینکه بندازنت تو آتیش نترس…
شکل اینجور حکمتهای خداوند همیشه با تضاد همراهه، تضادیکه واقعا درکش خیلی سخته..
مثل اون قایقی که خضر به همراه موسی تو اون سفر سوراخ کرد تا پادشاه قایق اون ماهیگیرو به خاطر عیبش تصرف نکنه…
مثل اون دیوار خرابه ای که دستور داد خضر وموسی درستش کنند تا گنج اون دو یتیم در امان بمونه زیر اون دیوار تا بزرگ بشن وبتونن برش دارند…
مثل اون جوونی که خضر زد کشتش، و در جواب گفت، این جوون پدرو مادرش رو میخواست از مسیر خدا دور کنه، وقراره خدا فرزند یکتاپرستی بهشون عطا کنه جای این فرزند کافر!!!
عقل نمی تونه بفهمه این چیزهارو، اما قلب اگه به سمت نور الهی باز شده باشه کم کم درک میکنه ومیفهمه ومی پذیره دلیل اتفاقات زندگیشو، دلیل تضادها رو، خصوصا وقتی آدم در مسیر هدایت قرار گرفته باشه…
وتمام اون تضادها اومده بودن تا امروز من سرسوزن انسان یکتاپرست، وآگاه و خوشبختی باشم…
من تازه دیدن سریال زندگی در بهشت رو شروع کرده بودم و باعشق تحسین این سبک زندگی شما رو ولطف خدارو تحسین میکردم که هدایت شدم به این شهر زیبا به این استان پربرکت…
اوایل میگفتم خداجون این رسمشه، اخه کی اینجوری نعمت میده چرا یه چیزی میدی یه چیزی رو میگیری؟ خب بذاربنده هات همه چیز رو باهم داشته باشند…
وامروز اینو میفهمم ودرک میکنم که اگه چیزی رو جهان ازم بگیره یا دوره دور کنه یعنی من دیگه برای ادامه نیازی به اون ندارم…
الان 8 ماهه تو دل شهر، تویه خونه ی ویلایی 200 متری زندگی میکنم که حیاطش پر درخت میوه وگل وگیاهه، تجربه نگهداری مرغ و جوجه و توله سگ و باغبونی و کاشتن سبزی جات وسیفی جات رو داشتم ودارم و از دو طرف دوتا زمین بدون سکنه بدون کوچیکترین سروصدا، توحیاط ننو وصل کردم تاب نصب کردم و میزو صندلی گذاشتم و هر روز کلی کیف میکنم و شاکر خداوند هستم واینکه اراده کنم میرم دریا و رودخونه شنا و ماهیگیری و توحیاط آتیش درست میکنیم برای کباب و ……خلاصه که اینجا این خونه شده بهشت من و من هربار به همراه پسرم بارها وبارها خدارو شکر می کنیم به خاطر این نعمت، اونم در شرایطی که درحال حاضر 80 درصد خونه های رشت آپارتمانی شدند و داشتن یه خونه ویلایی زیبا و این شکلی اونم با اون مبلغ رهن واجاره فقط وفقط لطف خدا بوده برای منی که یکسال ونیم پیش، فقط توخواب می تونستم زندگی تو همچین خونه ای رو ببینم…با اینکه خودم یه خونه یه خوابه آپارتمانی داشتم ونیازی نبود که برم مستاجری، اما مستاجری چی بگم که انگار مالک اینجام انقدر صابخونه عالی دارم و همه چیز عالیه عالیه شکر خدا ومنو پسرم داریم کیف می کنیم تواینخونه…
اینجا حیاطش عنکبوت داره فراووون، قورباغه ، مارمولک، حتی یه بار مار اومد!!! بادو بارون وگرد وخاک و حرص کردن باغچه و جارو کردن شستن حیاط پراز برگ و مدام باید حواست به تار عنکبوتهای جدید ولوله زنبورها باشه که تمیزشون کنی زیاد نشند و …..
اما من باعشق بهشون نگاه میکنم…
اگه من سریال زندگی در بهشت وسبک زندگی شما استادقشنگم ومریم جان رو ندیده بودم وازتون یاد نگرفته بودم بدون شک برام سخت بود بعد 20 آپارتمان نشینی وزندگی تو تهران، این شرایط رو بپذیرم …با اینکه بچگییام تو روستا بودم وتجربه زندگی تو روستا ودیدن جونور و مارو و داشتن باغ وباغچه مراقبت ازشون رو داشتم!!
من هربار هر روز با یادآوری سبک زندگی شما دو عزیز زندگی رو برای خودم تو این خونه لذت بخش ودلپذیر میکنم تاجاییکه پسرم هم فقط تمرکزش روی مثبت هاس، وهربار باهم میگم خدایا شکرت که بهمون اینهمه نعمت دادی ودرست جایی که فکر میکردیم همه بهمون پشت کردند و هیچ تکیه گاه وحمایتگری نداریم تو صاحب اختیار ماشدی و حمایتمون کردی….
چقدر فرقه بین کسی که همه چیز رو برکت ونعمت می بینه وسپاسگزاره مثل شما دوتا فرشته و کسی که تو بهترین شرایط هست از هر نظر اما بازم گلمند وناسپاس…
چقدر باید خداوند رو شاکر باشم که از طریق شما منو از جهالت وناسپاسی هدایت کرد به یه زندگی شاکرانه…
ومطمعنم خداوند به اندازه ایمان هرکس بهش عطاء میکنه، اما به قول خودش ، اما انسان بسی ناسپاس است!!!
این نعمتها همیشه بودند همیشه هستند، اما آیا انسان ناسپاس قدرت دیدن وشنیدن ودرکش رو داره؟
چقدر از شما آموختم، هرچی بگم کم گفتم…
امیدوارم سریال زندگی در بهشت هم مثل سریال سفر به دور امریکا ادامه پیدا کنه، تا ما یادمون باشه که شکر نعمت نعمتت افزون کند …
کفر نعمت از کفت بیرون کنه…
چون اگه از این سایت دور بشیم، تمرکزمون برداشته بشه، قدرت 98 درصد جامعه وسبک زندگی ناسپاسانه، قدرتش زیاد میشه ومارو از مسیرمون دور میکنه از مسیر خوشبخت بودن وشاد وسلامت و ثروتمند ویکتاپرست بودن…که هدف اصلی خلقت مابوده وهست…
دوستتون دارم عزیزای دلم، هرجاهستید هرلحظه وهمیشه در پناه امن خداوند باشید انشالله
به نام خداوند بی حساب بخشاینده
سلام ب استاد عزیز، خانم شایسته جان و دوستانم
این شلوغ کاری ها و بهم ریختگی های خونه برای همه مون پیش اومده ولی خدایی من یکی ندیدم توی این احوالات کسی رو مثل خانم شایسته عزیز، یعنی این قسمت میخوام از ویژگی های مثبت شما بگم.
توی این شلوغی ها ک خانم ها معمولا ب فکر روزهای بعدش هستن ک وای من باید همه اینا رو مرتب کنم بعدش، شما فارغ از هیاهو فقط ب دنبال نکات مثبت بودین، اولش ک تو اون سروصدای اره و دریل رفتین سراغ جوجه ها و انقدر با ذوق و عشق باهاشون حرف زدین، این آرامش این چشم زیبابین چقدر قابل تحسینه برام.
اون قسمت ک میرید از شلوغی وسایل بیرون خونه فیلم میگیرید و میگید اینم قبل از عمل، باعشق نه با نگاه ای خِدا….، تازه میگید کفشام رو چپ پوشیدم و میخندین.از دریچه نگاه شما از دید مثبت نگر شما حتی شلوغی و بهم ریختگی هم خنده دار و زیبا بنظر میرسه. ب آینده ای زیبا فکر میکنیم و وضعیت الان رو توجه نمیکنیم و میگیم چه بهبود زیبایی، اینجا هم تمیز میشه و خیلی زیباتر میشه.
و چه زیباست صدای شادی آفرین شما ک ب استاد سخت درحال تفکر برای تیز کردن اره، ک انرژی بده و بگه سخت نگیر درست میشه، ک آرامش بده ب ذهن برای راحت انجام شدن کارها.و من تغییر ظاهر استاد رو دیدم وقتی شما با صدای پرمهرتون شروع ب صحبت کردین.
و این ویژگی مثبت خانم شایسته جان ک برای تیز کردن اره، انقدرررر از استاد تعریف کردن و تشویق و تحسین. ویژگی مثل بچه ها کنجکاو بودن، ذوق و شوق نشون دادن نسبت ب همه چیز، ببین ببین گفتن ها خدااای من خدااای من گفتن ها، این هاست ک زندگی رو لذت بخش نگه میداره، نه اینکه مثل ربات از کنار همه چیز بی تفاوت رد بشیم.
این رابطه رویایی تون، این همکاری تون، تقسیم بندی کارها بدون گروکشی، هر کس وظیفه خودش رو با عشق و بدون منت انجام میده، خندیدن ها و خاطره هاتون حین انجام سخت ترین کارها، رو خیلی تحسین میکنم. اون قسمت ک خانم شایسته گفتن خب استاد الان هیچی نمیشنون هرچی بخوام میتونم بگم، من عاشق شما هستم خیلی خیلی زیبا بود، عاشق این جمله شدم، این لحن این احساس قلبی.
کنجکاوی در ابزار الات اون هم برای خانم ها، چیزی ک بنظر من واقعا چیز جذاب و جالبی نداره ولی چقدر چشم زیبابین شما رو تحسین کنم ک حتی موقعی ک اره خراب میشه شما می رید سراغ نکات مثبتش رو گفتن و میگید حالا ولش بیایم گل ها رو ببینیم. می رید سراغ ویژگی های مثبت کلاه سراغ ملخ، و از چشم هاش و زیبایی هاش میگید ک باز ذهن من همه آفریده های خدا رو ب یک چشم زیبا نمی بینه و دیدم تحسین یکسان شما برای ملخ، مرغ ها و براونی رو.
پیش اومدن اون تضاد ک اره رو چندین بار بازش کردین و بیخیالش نشدین برام درس داشت، با اینکه کار جدیدی بود و شما رفتین انجامش دادین و از پسش براومدین، برام جای تحسین بسیار داشت ادامه دادن، کنترل ذهن، نا امید نشدن و انجام دوباره و دوباره اون کار تا نتیجه بدست بیاد.
سپاسگزارم بابت تهیه و تدوین این فایل، در پناه الله
سلام عزیزم.
لذت بردم از کامنت سرشار از عشق و محبتت و زیبایی هایی که دیدی.
دختر تو باید جراح قلب یا مغز میشدی با این تیز بینی ت.
خیلی قشنگ شرح دادی عزیزم.
یعنی تابحال انقدررر زیبا ویژگی های مریم جون رو درک نکرده بودم با وجود اینکه منم مثل شما بیننده ی این فایل بودم
اما این حجم از دقت نظر شما منو به فکر فروبرد
واقعا چقدر از لحاظ فرکانسی همه ی ماها باهم فرق داریم.
چقدر خانم شایسته قشنگ شادی میکنه حتی برای یه دونه تخم مرغ
چقدر سپاسگزاری کردن…
خدایا شکرت
امیدوارم بازم ازت ردپا ببینم دختر زیبارو.
عاشقتم.
سلام به استاد عزیز و مریم جان و اندیشه ی عزیز که کامنت منتخبشون مثل همیشه فوقالعاده بود و پر از آگاهی
من یادمه یه متنی داشتم و بعدش جلسات فک کنم 5 و 6 کشف قوانین هم بهش اضافه شد که باید از زندگیت لذت ببری
باید قبل از اینکه به فلان خواسته ی خاصت برسی تا بعدش به حس خوب برسی الان باید یاد بگیری بهش برسی
اینو یادم داشت میرفت کمکم که الان یادم اومد
و برنامه ای که برای خودم گزاشتم الان تو ذهنم داره قشنگ تغییر شکل میده
شاخ و برگ های بیخودیش حذف میشه
یه سری برگ سبز کوچولو و شیطون در میاره
میگه با هر شیوه ای که حال کردی اقدامات عملی اهرم رنج و لذتت رو انجام بده
چه قدر شما دو نفر تحسین برانگیز هستین واقعا که میشینین سر اره ، کلی باهاش ور میرین ، تمیزش میکنین ، اصلا از همون اول باز کردنش
من بعد از دیدن این سریال بود که یکم مثل شما دو نفر شدم
قبلش دوست داشتم امتحان کنما ولی هی میگفتم نه بابا زشته من دخترم نباید دنبال این چیزا باشم
ولی الان ببینم یک کاری این شکلی تعمیراتی پیش اومده و من بلدم انجامش بدم
منتظر نمیمونم دیگه که بابام بیاد یا برادرم
یه چیزی تو ذهنم میاد میگه خودت انجامش بده
دیروز پیچ دسته ی کتری رو خودم سفت کردم
این مهارت بعد ها باعث شد من بیام و توی کار خودمم استفادش کنم و ایده های متفاوتی بدم برای ساخت مجسمه هام و حتی درست کردن میز کارم و فضای کارم
چه قدر واقعا لذت بخشه اره تو بزاری رو زمین که درستش کنی بعد کلی مرغ و خروس و جوجه ی شیطون دارن پشتت بازی میکنن
چه قدرررر فوقالعادست که اینقدر حال دلت عالی باشه که چکمه هاتو برعکس پوشیدیا ولی میخندی به خودت و با خودت حال میکنی
چه قدررررر من از اون صحنه لذت بردم که بهظاهر اره برای اولین بار تابید و فکر میکردین درست کار میکنه
ولی استاد وقتی امتحانش کرد گفت نمیبره
بعد درست شد و عین کرهههه برید
یاد اون موقعی افتادم که استاد میگه اره تو تیز کن تا راحتتر ببری
چه قدر ایده های جالبی برای پول ساختن هست که اون اهرم برای بلند کردن درخت رو هم ساختن و هر نوعش و هر کشور سازنده ایش مشتری محصول خودش رو داره
چه قدر دیدگاهتونو دوست داشتم خانم شایسته که نوشته بودین الان اینجا رو نبینین این شکلیه ، اینجاها تمییز میشه بعد ببینین چی میشه!!!
ماشین لری رو نشون دادین ، عزیزدل منم دقیقا از اون کساییه که خودش بهبود میده هر بار ماشینش رو و من بارها دیدم چه قدر از انجام این پروسش لذت میبره ، فک کنین ماشینتون رو بیاین به سبک شخصی خودتون بهبودش بدین دقیقا مثل ماشین هیولای لری
واقعا دلم میخواد مثل شما استاد و خانم شایسته در عمل یاد بگیرم که چه طور من بازهم بیشتر لذت ببرم از کارای کوچیک ، مثل درست شدن و بهبود آشپزخونه ، یا حتی چک کردن تخم مرغ ها ، یا بریدن درخت ، حتی تمییز کاری
چون دقیقا ذهن منم مثل اندیشه جان خیلی ارور میده میگه نه الان باید تمیرینات ثروت رو انجام بدی ، لذت واسه بعده
نمیدونم انشالله هدایت میشم به راه های راحت و آسان و لذت بخش تر و پر نتیجه تر
سلام ب استادعزیزم و مریم جان و همه دوستان خوبم
نشانه امروز من
من از تمرین رانندگی اومدم و با احساس خستگی و نق زدن داشتم غذا درست میکردم و خیلی عصبانی بودم ک چرا من باید اینقدر کار کنم خونه رو مرتب کنم تمیز کنم غذا درست کنم با اینک از بیرون اومدم و خستم و دلم میخواد استراحت کنم
دلم آرامش میخواست گفتم بهتره برم تو سایت
وقتی زدم مرا ب نشانه ام هدایت کن
هدایت شدم ب این فایل ارزشمند و دیدم ک استاد چقدر خستگی ناپذره واقعا
چقدر صبور بودن و چند مرتبه اره درست کار نکرد استاد هر بار با دقت و صبر و تمرکز بیشتری سعی کرد ک درستش کنه جا نزد غر نزد تلاش کرد و ب نتیجه مطلوب رسید و لذت برد
من یادگرفتم باید با عشق غذادرست کنم با لذت ب خونه زندگیم برسم غر نزنم و هی نگم ک خسته ام چون وقتی کاری با عشق و لذت باشه خستگی معنایی نداره
من باید صبور باشم من باید پشتکار داشته باشم من باید تو همه کارهام قوی باشم
من باید با احساس خوب همه کارهام رو انجام بدم
خدایا شکرت برای نشانه امروزم احساسم خیلی خوب شد آروم شدم
خدایا شکرت برای آگاهی های امروز
خدایا شکرت برای این همه زیبایی ک دیدم
طبیعت زیبای پرادایس و تمیز کاری ها شما واقعا زیباست اینکه همه چیز را پاکسازی میکنید و حتی وقت میزارید تمیز میکنید عالیه
اره ای که استاد باز کردن و انقدر تمیزش کردن و مجدد وصلش کردن
و درختهایب که در ظاهر سالمن ولی از درون پوسیده هستن و وقتی قطع میشن مشخص میشه که چقدر تهی بودن
مثل وقتیه که فکر میکنی رفتاری اصلاح کردی وقتی در موقعیتی قرار میگیری میفهمی نه هنور جای کار داره
در ظاهر این بهشت هیچ کاری نداره اما وقتی براش وقت بزاری میبینی چقدر نیاز به پاکسازی داره
ممنون استاد که وقت میزارید فیلم میگیرید و ابزار ها را نشونمون میدین
ابزارهایب که منم تاحالا ندیدم وسیله نگه دارنده درخت
جالب و کاربردی بود
سلام
😃همیشه رو به بهبودی حرکت میکنید ومرحبا ، چه در خانه و چه برای هر هدفی
😃هر روز بهتر از دیروز
😃همیشه باید موانع را بر داریم و راه را باز کنیم و لذت بیشتری ببریم مثل درهای جدید و برداشتن نرده ها
😃انرژی مثبت همیشه در جریان است وقتی که منفیها را پاک کنیم مثل کثیفیها و تمیز کردن همه جا و مرتب و منظم کردن همه جا
😃انبار دار نباشیم چیزهای اضافی را همیشه دور کنیم و رها کنیم مثل فر؛ و همینطور هم باید نسبت به احساسمان نیز این طور باشیم احساسات ولذت خود را باز گو کنیم و در آن هدایت شویم به جاهای بهتر و بهتر و بهتر و همیشه باور داشته باشیم همه چیز همه وقت هست و باور فراوانی را بیشتر در خود پرورش دهیم
😃هر روز همه چیز بهتر و آسانتر میشود مثل اره برقی که کار را راحتتر می کند
😃خلاقیت در وجود ما هست واین هست که باعث شادی ما میشود ویاد گرفتن همیشه لذت بخش است مثل تمیز کردن اره با بنزین
😃همیشه پیگیر کارها باشیم و تا انتها انجامش دهیم و همیشه دنبال حل کردن و راه حلها باشیم همیشه هر مشکلی راه حل دارد و خیلی هم راحت است و همیشه راه حلها در دل مشکل است مثل درست کردن اره برقی
😃هر چه خلوتتر و ساده تر ؛ راحتتر است مثل جمع کردن اضافیها توسط لری
😃همیشه تصمیم گیرنده نباشیم باید تصمیمات را عملی کنیم یعنی ایمان بی عمل حرف مفت است ، مثل حرکتهایی که استادانجام می دهند برای پاکسازی درختان و قطع کردن درختان
😃با فکر که عمل کنیم راحتتر است مثل قطع درختی که شاخه هایش یک طرف دیگر بود و قرار شد که ازسمت مخالف آن قطع شود. وقتی با فکر کار کنیم همه چیز خوب پیش می رود.
😃اول تصمیم گیری میکنیم بررسی می کنیم و بعد عمل می کنیم
😃در هر جایی به دنبال زیباییها باشیم و آن را تحسین کنیم مثل دیدن گلهای زرد
😃تمرکز کامل استاد همیشه مرحبا دارد هر کاری که انجام میدهند با تمرکز کامل کامل است و صد در صد مثل اره کردن درخت
😃از هر اشتباهی درس بگیریم برای کارهای بعدی که راحتتر انجام شود مثل تعمیر اره
😃در این طبیعت ساکت، چه غوغایی از فعالیت و تحرک بر پاست آن هم باانگیزه قوی و انسانهایی کارآمد
😃همیشه پیگیر که باشیم مسائل حل می شود و همیشه راه حلها هست و وقتی پیگیر باشیم خودشان به سمت ما میآیند و همیشه راه حلها هستند مثل تعمیر اره برقی
😃وقتی توی دل ترسها برویم می بینم که واهی بودند و اصلا سخت هم نبوده است مثل قطع کردن درخت که تو خالی بود و ظاهرا خیلی قوی بود
😃توی درخت خالی بود ؛ یاد این افتادم که نجواهای شیطانی هم همیشه الکی است تو خالی است باید با ایمان حرکت کنیم و ادامه دهیم .
😃وقتی که تو خالی باشیم منفیها زشتیها در آنجا لانه می کنند و مانع می شوند که مثبتها بیشتر شوند و بیشتر دیده شوند .
😃همیشه قدم به قدم حرکت کنیم و جلو برویم تا به انتها برسیم مثل قطع کردن درخت؛ تیکه تیکه تا به آخر برسد .
🙂درخت را که جا به جا می کردید ؛ یاد مردان آهنین افتادم
😍با ابزار مناسب کار راحتتر وبهتر انجام میشود
☺همه چیز عالی و با برنامه است خدایا شکرت برای این همه زیبایی و یادگیری
باور ما، راهبر ما