پروژه «مهاجرت به مدار بالاتر»

خداوند را سپاسگزاریم که پروژه «مهاجرت به مدار بالاتر» را با هم آغاز می کنیم و بدون عجله، بدون کمالگرایی، گام به گام پیش می رویم.

آگاهی های گام امروز را با تمرکز گوش کنید، از آنها بهره برداری کنید و  تجربه های خود را پیرامون گام امروز، به عنوان رد پا در بخش نظرات همان گام ثبت کنید.



 دستور العمل پروژه «مهاجرت به مدار بالاتر»

759 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «زهره صفوی» در این صفحه: 1
  1. -
    زهره صفوی گفته:
    مدت عضویت: 3241 روز

    سلام استاد با تشکر از فایلهای خوبتون ، من مدت زمان کوتاهی هست که بطور اتفاقی فایل شما به دستم رسیدووارد کانالتون شدم و بیشتر فایلهاتون رو گوش کردم و لی همیشه با این جمله مشکل داشتم که احساستون رو خوب کنید و نمیدونستم به چه شکل و چه راهکاری هست ، تا اینکه دیشب وقتی برای خواهرم که وضعیت جسمانی خوبی نداره و باید انرژی میفرستادم به بهترین و راحتترین جواب رسیدم

    برای داشتن حس خوب تمام دوستان باید در نظر بگیرند که اگر مریضی در بیمارستان داشته باشند و دکتر ها هم جواب کرده باشند و مریض در کما باشه ، تمام فامیل در حال گریه و یا به نوعی زودتر خودشون رو برای عزاداری آماده کرده در حال شیون هستند و یکدفعه خبر میرسه که مریض شما بهوش امده و خطر رفع شده ، آیا دوباره همراهان به شیون و گریه و زاری ادامه میدن یا اشک شوق و سپاسگزاری هست که از چشمانشون سرازیر میشه ؟؟؟؟ وقتی در هر لحظه ما فکر کنیم که دستمان در دست خداست و منتظر مژدگانی هستیم ، حس خوب بهمون دست میده ، چون در حال گله و شکایت و گریه ، انگار داریم به سمت بدی میریم و برای خودمون خبرها و اتفاقهای بد رو رقم میزنیم ، و خداوند هم میگه خوب تو که آماده ایی همه چی رو هم مهیا کردی پس برو جلو و تا آخرش برو چون این خواست توست ، اگر کسی به من ایمان داشته باشه و مطمئن باشه که من بخوام درست میشه با امید میاد سراغم نه با ناامیدی و مویه و گریه ، و باز به عنوان مثال مشکلی پیش میاد که فکر میکنیم حتما باید پارتی داشت ، حتما باید یک نفر به ما کمک کنه وگرنه امکان نداره از این مشکل رهایی پیدا کنیم و یک نفر از فامیل یا دوستان شخصی رو معرفی میکنه و میگه فلانی تو فلان دستگاه حکم خوبی داره و حرفش برش داره و قول داده که این مشکل رو حل کنه ، امیدوار میشید ، دلگرم میشید ، شب رو به امید اون فرد تا صبح راحتتر میخوابید ، حالا بیاید فکر کنید وقتی دستتون در دست خداست ، وقتی چیزی اذیتتون کرد بجای متوسل شدن به این و اون فقط تصور کنید که شماره خدا رو گرفتید و گوشی مبایلتون رو بردارید عین مشکلتون رو بیان کنید و تصور کنید که خدا میگه ، چشم خیالتون راحت ، من قول میدم حلش کنم

    این حس خوبه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: