پروژه «مهاجرت به مدار بالاتر»

خداوند را سپاسگزاریم که پروژه «مهاجرت به مدار بالاتر» را با هم آغاز می کنیم و بدون عجله، بدون کمالگرایی، گام به گام پیش می رویم.

آگاهی های گام امروز را با تمرکز گوش کنید، از آنها بهره برداری کنید و  تجربه های خود را پیرامون گام امروز، به عنوان رد پا در بخش نظرات همان گام ثبت کنید.



 دستور العمل پروژه «مهاجرت به مدار بالاتر»

759 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «طاهره حامدی» در این صفحه: 1
  1. -
    طاهره حامدی گفته:
    مدت عضویت: 4312 روز

    سلام استاد

    روزتون بخیر ، البته امریکا الان دیگه شبه ، میخواستم بهتون بگم چرا شما همیشه اینقدر به موقع میرسید ?

    فایلتون خیلی خوب بود ، خیلی خیلی بهتر از خوب بود و الان که دارم این مطلبو مینویسم واقعا با خنده و شادی دارم مینویسمش ، خیلی فایل به موقعی بود . خدا رو شکر که شما هستید و از خدا میخوام همیشه باشید و عمر طولانی و عزت مندانه داشته باشید . استاد یک جمله تون خیلی بهم ارامش و انرژی داد اونم این بود که گفتین : اشتباهاتم جزئی از رشد من بوده ، نمیدونید چه حس خوبی داشت و من بعد از حدود یکسال و خورده ای تونستم یک حس بهتر در مورد اشتباهم پیدا کنم در حدی که دلم میخواست زار زار گریه کنم??

    خیلی خوب گفتید ، خیلی خوب میگید ، اینقدر طبیعی میگید که واقعا همونجوریه که هرکسی شاید تجربه ش کنه ، وقتی میبینم شما هم میگید یکوقتایی از مسیر خارج میشید یا خلاف چیزی که گفتین عمل میکنید و برمیگردید دوباره به مسیر ، خوشحال میشم که اینا رو میشنوم چون میببینم من فقط اینجوری نیستم و احساس گناهی که مثل موریانه درون ادم رو میخوره از بین میره ، هرچند شاید فکر میکردم که من تونستم اشتباهاتمو بپذیرم یا اینه یکسری انحرافات طبیعی بوده اما وقتی از شما اینا رو میشنوم و یکدفعه احساس میکنم با شنیدن صحبتهای شما در مورد اینکه واسه هرکسی پیش میاد که بخواد خلاف گفته ش عمل کنه و به قول شما ، ذهن کارش فراموش کردنه و اینم جزئی از ویژگی انسانه ، با احساسی که بعد از شنیدن این جملات برام پیش میاد میفهمم که من ندانسته حس گناه در وجودم بوده در مورد منحرف شدنم از مسیر ، و این حس خیلی زیرکانه و چراغ خاموش در من حرکت میکرده و وقتی بعد از حرفهای شما اولش ارامش سراغم میاد دومش خنده اونم بدون اینکه انتخاب کنم این حس ها سراغم بیاد ، میفهمم تازه الان دارم قبول میکنم که اشتباهات جزئی از مسیر انسانیمه و جزئی از مرحله ی رشد و پیشرفتم و حس گناه درونم خاموش میشه .

    من خیلی وقته توی سایت چیزی ننوشتم ، ولی دلم میخواست این حرفا رو بنویسم یکجورایی حسم بهم گفت بگم و حسم الان داره بهم میگه اینم بگم که استاد کلی حرف واسه گفتن دارم چندوقت دیگه میام و مفصل و کامل مینویسم و تعریفش میکنم و فکر میکنم با نوشتن اون مرحله از مسیرم ، گواهی فارغ التحصیلیم رو از یک مقطع میگیرم و‌ وارد مقطع و مرحله ی بعد میشم و اون مطلب حکم پایان نامه ی منو داره ?

    استاد خیلی خیلی خوشحال شدم از این فایل اخرتون و اینم بگم من همیشه حسم بهم میگفت بیام و عقل کل رو مثل یک برنامه هرشب دنبال کنم ، چندباری اومدم ، دسته بندی ها رو دیدم ولی خیلی به دلم نمی چسبید ، یک چیز جالب همینجا بگم ،استاد من دقیقا همونی ام که ۹۹درصد راه رو میره ولی بخاطر ۱درصد کل مسیر براش بی ثمر میمونه ، من وارد عقل کل میشدم وارد طبقه بندی مورد نظرم میشدم ولی از اینکه هی برم و بیام و تیتر بعدیش رو انتخاب کنم خوشم نمی اومد اما امروز فهمیدم اون یک درصده چی بود و اون این بود که حتی سوالات هم طبقه بندی دارن، موضوع سوالتو سرچ کن، بهمین راحتی?

    و اینو که فهمیدم بدو اومدم تو سایتتون رفتم عقل کل موضوع سوالمو سرچ کردم و دیدم ایول?

    بقول شما استاد سوالاتمو بقیه لطف کردن پرسیدن?و من فقط زحمت کشیدم خوندمشون و اینقدر بعضی از جوابها خوب بودن که سریع اولین قدم رو برداشتم و اون تمرین رو انجام دادم.

    استاد عزیز هرچی از حس الانم بگم کم گفتم بازم خدا رو شکر میکنم بابت وجود شما و ازتون ممنونم.

    منتظر پایان نامه ی منم باشید که میدونم خیلی جذاب و هیجان انگیز و تاثیرگذاره .

    شما و تمام دوستان گرامی رو به خدا میسپارم.

    در پناه خدای یکتا شاد و ثروتمند و سلامت باشید.

    خدانگهدار و به امید دیدار در آینده ای نزدیک

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: