پروژه «مهاجرت به مدار بالاتر»
خداوند را سپاسگزاریم که پروژه «مهاجرت به مدار بالاتر» را با هم آغاز می کنیم و بدون عجله، بدون کمالگرایی، گام به گام پیش می رویم.
آگاهی های گام امروز را با تمرکز گوش کنید، از آنها بهره برداری کنید و تجربه های خود را پیرامون گام امروز، به عنوان رد پا در بخش نظرات همان گام ثبت کنید.




سلام عزیزم
منم همچین تجربه ای داشتم
البته الان من ۳۲ سالم هست
من نمی خواستم خودمو به کسی ثابت کنم ، می خواستم بگم شمایی که تحقیرم کردین به گرد پامم نمیرسین ، منی که سال دوم نمره زیر ۱۰ داشتم ، اومدم پیش دانشگاهی بدون مدرسه و معلم تو خونه کنکور دادن با امید و حرص درس خوندم واسه پزشکی …. البته واسه اینکه مربی مشاور و معلم نداشتم سر جمع بندی کم آوردم و به جاش اطاق عمل خوندم …. رفتم دانشگاه بدون علاقه ، اصلا کاراموزی هامم نمی رفتم ، لیسانس گرفتم و هیچ وقت ادامه ندادم
الان اگه برمیگشتم عقب ، تو سن شما بودم اولین کاری که می کردم درونمو از اون تحقیر ها پاک میکردم و رو ارزشمند بودن خودم فقط به عنوان یه انسان و بس کار میکردم
من هیچ وقت پزشک نشدم
ولی الان همونا درگیر زندگیشون هستن ومن دارم واسه رویاهای بزرگم برنامه ریزی میکنم ، البته تا وقتی که حس بی ارزشیمو از بین نبرده بودم نمیشد ، مهمترین کار زندگیت اینه که فقط به خودت عشق بوزی با خودت مدارا کنی ، بدون حرف های اونا نه واقعی هست نه تاثیری روت داره
خداست که حرف آخر و میزنه
امیدت به ندای درونت باشه
نه بیرون
سلام عزیزم
من اگه بودم حتما اولین کاری که می کردم برای رفتن تو هر شغلی این بود که آیا این شغل تاثیر مثبتی رو جهان و انسان ها داره و بعد اون شغل رو قبول میکردم
به نظرم اگه نخوای با این قضیه رو در رو شی که کارشون درست هست یا نه در واقع داری این فرکانس رو میفرستی که شغل خوب نیست یا فراوون نیست یا برای شما وجود وجود نداره ( احساس عدم لیاقت )
با خودت صادق باش و ببین دلت چی میگه 🌹🌹🌹