پروژه «مهاجرت به مدار بالاتر»
خداوند را سپاسگزاریم که پروژه «مهاجرت به مدار بالاتر» را با هم آغاز می کنیم و بدون عجله، بدون کمالگرایی، گام به گام پیش می رویم.
آگاهی های گام امروز را با تمرکز گوش کنید، از آنها بهره برداری کنید و تجربه های خود را پیرامون گام امروز، به عنوان رد پا در بخش نظرات همان گام ثبت کنید.




سلام بچها من درگذشته خیلی تحقیر شدن توست خواهر و برادرانم و همیشه بااحساس بی ارزشی بزرگ شدم میخواستم کنکور بدمو خودمو بهشون ثابت کنم بنابراین یربار توی جمع ب همشون قول دادم ک پزشکی بیارم و این قولم شد کابوس شب و روزم هرچند ک خودمم دلم میخواست ی رشته ی خوب تحصیل کنم تو دانشگاه اماوقتی رفتم کنکور بدم ۱۵سوال بیشتر نتونستم جواب بدم اونم فقط ازعمومیا و باعث شده عصبانی شم وبرای اینکه از شخصی که برگه های کنکورو جمعاوری میکنه خجالت نکشم خودمو نزدیک ۲۵تا۳۰تا تستو الکی زدم چون میدونستم با۱۵سوال ب جایی نمیرسم کودک درونم ب شدت زخمیه ب قدری ک حتی وقتی لبخند میزنم همه میگن مشخص آدم غمگینی هست و لبخند ب زور میزنی من ۲۲سالمه ولی چند سال ترک تحصیل کرده بودم و امسال اولین کنکورم بود الان خانواده م منتظر جواب کنکور ان و اگه بفهمن هیچی نیاوردم بازم کلی تحقیر میشم خوشحال میشم اگه تجربه ی مشابهی با من داشتید نظرتونو باهام درمیان بگذارید