پروژه «مهاجرت به مدار بالاتر» - صفحه 15 (به ترتیب امتیاز)

759 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1236 روز

    خدای من!….

    چگونه نا امید باشم ، در حالی که تو امید منی!

    چگونه سستی بگیرم ، چگونه خواری پذیرم

    که تو تکیه‌گاه منی!

    ای آنکه با کمال زیبایی و نورانیت خویش،

    آنچنان تجلی کرده‌ای که عظمتت بر تمامی ما سایه افکنده

    نگاه تو همواره با من و امید زندگی من است….

    (گام 21 | مرور چند اصل برای تصحیح دوباره مسیر)

    سلامی با تمام عشقم نثار استادجان و مریم بانوجان

    و همه دوستانم در ادامه این‌مسیر لبریزاز تجلی نور خداوند و آگاهی های ناب

    خدایا دریکی از ماه های زیبایت ، ماه شعبان قرار داریم که در آن فقط جشن وشادی موج می زند هرچند با هدایت معجزه وارت که در این مسیر نورانی ما را قرار داده ای ،هر لحظه مان شده آکنده از حال و احساس عالی و آرامشی از ایمان به خودت از توکل و صبر و امید به روزهای شگفت انگیز تر،الهی شکرت .

    واقعا خداوند پاسخ می دهد به شکلی که اصلا باورمان نمی شود و همه چیز از دیدگاه ما شده معجزه و هرروز شکرگزارتر، متواضع ترو خاشع تر

    و این ها همه زمانی اتفاق اُفتاد که در این مسیر با خود صادقانه و عملگرایانه رفتارکردیم دل به هدایت هایش سپردیم و ایده ها و الهاماتش وقتی با خود مهربان تر شدیم و خوشحال تر زندگی خود را ادامه دادیم چون خوشحالی و شادی از درون باعث شد دنیا را جای زیباتری کنیم به ویژه کنار انسان هایی که هرروز با آنها برخورد داشتیم

    و من سعی کردم با تغییرات آگاهانه تاثیر مثبت خود را برجهان اطرافم بگذارم و به قول مولانا:

    در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک

    بجز مهر به جز عشق دگر تخم نکاریم

    و رنج من زمانی پایان یافت که به آنچه باید اندیشه کردم و باورها و افکارم دستخوش تغییرات اساسی شدو اگر می خواستم به باور فراوانی برسم باید فکرهای نگرانی را کنار می گذاشتم چون ایمان پیدا کرده بودم که نگرانی انرژی متضاد فراوانی است و وقتی فهمیدم من با افکارم زندگی می کنم ، سعی کردم افکارم را با شنیدن و دیدن صحبت های طلایی استادم ،حسابی شخم بزنم و کرم هایی که داشت ذهنم را نابود می کرد یکی یکی از بین ببرم .

    از رفت و آمدهایی که جز عقب افتادگیم چیزی عایدم نشده بود، از آن طعنه ها و رفتارهای مخرب اطرافیانم دور و دور و دورتر شدم و دوسال است که یکی از رمزهای خوشبختی ام در این دنیا دوری از همه بستگان و دوستانِ…..بود و من به این مسیر با تمام زیبایی ها و معجزاتش عاشقانه دل بستم و دوست شدم و همه چیزم شد با کیفیت فکرکردن و مفید اندیشیدن و برای خلق یک زندگی با رعایت قوانین زیبای خداوند زندگی کردن و سعی در عمل به آنها.

    زندگی برلیم شبیه یک بوفه شد که این مسیر به من عطا کرد و خداوند تمام آنچه را که می خواستم در این بوفه برای خوشبختی ام مهیا کرده بود،

    این سایت و صحبت های استاد و توحیدی بودنشان با تجربه های تاثیر گذارو توضیحات ایشان در مورد کلام خداوند در قرآن و بی نهایت موارد دیگر یک پکیج کامل بود که زیبا زیستن در بهشتی که هر لحظه خود خالق آن هستم را تجربه کنم .

    برخی تجربیات تلخ گذشته از دیدگاه خودم

    امروز باعث شدند آگاهانه آنها تکرار نشوند و به سمتی جهت داده شوند که به نفع من بودند و باعث روند روبه رشد و شکوفایی ام باشندو نتایج آنها باعث ایمانی قوی‌تر و صبوربودنم و توکل به خداوندی که دیگر در همه چیزم صاحب اختیار بود .

    چقدر قانون تکامل جلوی عجله برای هر بدست آوردندی را از من گرفت و من با صبر و ایمان دیدم که نتایجی خلق شدند تصاعدی و در زمان مناسب، همان زمانی که خواست خداوند بود و من لایق دریافت شان، خدایا شکرت بابت سلول به سلول داشته هایم

    شکرت که از صبح با احساس شکرگزاری بیدار می شوم با دیدن روی ماه عزیزدلم به لطفت ،با نفسی که می کِشم ،با شنیدن ضربان قلبم و من لبریز از شکرگزاریت و این ها معجزه هست و این شده سبک زندگیه هرروزم و من احساس می کنم از تمام نعمت هایت غنی هستم ……

    قانون کائنات زیباست و قابل تامل و تفکر یعنی من با افکار و عملکردهایم بازتابش را در جای جای زندگیم شاهد هستم ،باید از خودم سوال کنم در هر مسئله ای چطور آگاهانه سربلند بیرون بیایم(فکر آن باشد که بگشاید رهی )و اگر آرامش درون داشته باشم بی شک خداوند به زیبایی جواب هر مسئله ای را با هدایت هایش و ایده و الهاماتش به من عطا می کند از طریق نشانه های روزانه و از دل صحبت های استاد ،تمرکز بر فایل ها و زیبایی های منحصر به فردشان و از بی نهایت دستان خداوند ….

    و من هرروز دارم این ها رو زندگی می کنم و سعی کرده ام در خفن ترین لحظه یعنی لحظه حال زندگی کنم ،لحظه ای که با خودم در صلح باشم

    باور عالی داشته باشم به خودم و خدای خودم …

    هیچ کسی نمی تواند کوچکترین دخالتی داشته باشددر پیشرفت یا پسرفت زندگیم ،جز خودم ،

    پس تمام سعی من این هست طوری زندگی کنم که یک قدم به جلو بردارم با ایمان،صبر ،توکل و امید به لحظه عالیه بعد آن و دقیقا بعد از آن و

    یهو می بینم لحظه لحظه های زندگیم راکه در خوشبختی زندگی می کنم ، خوشبختی که خود خالق آگاهانه هر لحظه اش بوده ام و ادامه می دهم ،

    زیبا نیست آیا ؟؟؟!!!!

    بی نظیره و یک قانونِ بی بدیل خداوند که به قول استاد جان هر کدام مان خالق هر لحظه شرایط مان هستیم .

    اندیشه‌ ات جایی رود و آنگه تو را آن جا کِشَد

    در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت و سعادتمند و خوشبخت باشید ،دوستتون دارم.

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    علی جوان گفته:
    مدت عضویت: 4216 روز

    «به نام خداوند موفق و ثروتمند»

    —————————————–

    ای کاش می شد این نظر را در عقل کل می نوشتم که همه دوستان بخوانند.

    دوستان عزیز و هم فرکانسی گلم اگر همه ما به سایت استاد عباس منش جذب شدیم و اگر مطالب این سایت موجب رشد و ترقی ما بوده و اگر نظرات خیلی از دوستان موجب دلگرمی ما شده به خاطر این بوده که هم مطالب و هم محصولات و هم نظرات دارای کیفیت بوده است.

    بعد از اینکه جایزه عقل کل در روزهای یکشنبه اعلام شد دیده می شود که فعالیت خیلی از دوستانی که واقعا قبل از این نظرات خوبی را در پست ها می گذاشتند خیلی خیلی کمرنگ شده و در عوض حضور آن ها در عقل کل پر رنگ.

    از عوامل زحمتکش سایت تقاضا دارم به این طرف قضیه هم نیم نگاهی داشته باشند که حضور افراد در پست ها هم مورد توجه است چون خیلی از کاربران وارد عقل کل نمی شوند.

    مورد دیگه اینکه استاد فرمودند :

    «برنده فردی است که با کیفیت ترین پاسخ ها را که در راستای قوانین کیهانی است، به بیشترین تعداد سوالات مطرح شده در این بخش، ارائه داده است.»

    1 – با کیفیت ترین پاسخ ها

    2 – در راستای قوانین کیهانی

    3 – به بیشترین تعداد سوالات مطرح شده

    —————————————–

    کمی هم تحقیق و تفحص در مورد پاسخ خالی از لطف نیست.

    نظرات بعضی از دوستان را که می خوانم حس می شود که فقط می خواهند تعداد نظراتشان زیاد شود و بعضا می بینیم که خود سوال را با بیان دیگری به عنوان جواب مطرح می کنند.

    انگار فراموش کرده ایم که ما به خاطر پیشرفت خودمان و دیگران اینجا هستیم نه جایزه.

    تقاضای این عضو کوچک از همه دوستان این است:

    «پاسخ بزرگواری استاد عباس منش اصلاح تفکرات و باورهایمان است»

    هر چی آرزوی خوبه مال تو …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    حمیدرضا عسکری گفته:
    مدت عضویت: 2875 روز

    سلام 20سالمه و 6ماه قبل یکی از دوستان سایت شما رو بهم معرفی کرد برای الگوبرداری از سایت شما برای سایت خودم که از اون تاریخ به بعد بعضی از فایلهارو نگاه میکردم ولی درکی نداشتم تا اینکه رسید به 1ماه قبل که با فایل ایا چشم زخم وجود دارد قضیه رو به درستی فهمیدم چیه و بعد از اون همه فایلهای رایگان با دقت نگاه کردم و خدا در بهترین زمان و زمانی که من به تکامل درستی رسیدم منو با سایت شما هدایت کرد والان خداروشکر خیلی تو این 1ماه حالم بهتر شده

    دوستان اگه پیشنهادی دارید بگید که من اول مسیرم استفاده کنم مرسی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    علی احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1935 روز

    به نام خدایی که مرا انسان آفرید ،سلام بر استاد عباسمنش عزیز،نخستین قدم برای یافتن آگاهی،‌ آن است که:

    به جسم خود توجه کنیم.

    وقتی از جسم خود آگاه شدیم، ‌

    معجزه ای روی می دهد.

    خیلی از کارهایی که عادت داشتیم انجام دهیم، ‌به سادگی ناپدید می شوند، جسم آسوده تر می شود و از تعادل بیشتری برخوردار می گردد

    با توجه کردن به جسم آرامش عمیقی در جسم تان جاری می شود.

    آنگاه نسبت به افکارتان آگاه می شوید.

    افکار ظریف تر و البته خطرناک تر از جسم هستند و وقتی از افکارتان آگاه شوید، ‌از آنچه در درونتان روی می دهد،‌ شگفت زده خواهید شد.

    اگر هرچه را که در هر لحظه روی می دهد روی کاغذ بنویسید، حیرت خواهید کرد.

    فقط ده دقیقه افکارتان را بنویسید.

    بعد از خواندن آنها، کاغذ را از بین ببرید تا کسی نتواند آنها را بخواند.

    هنگام نوشتن آفکارتان را ویرایش نکنید

    از خواندن آنچه در ذهن تان هست، سخت متعجب خواهید شد.

    #لحظات_مناسب

    لحظاتی که احساس شادی و عشق می کنید

    لحظاتی است که بسیار نزدیک شده اید.

    همیشه هنگامیکه انسان عصبی و پر تنش است، به دنبال مدیتیشن می رود، ‌ولی در چنین حالتی وارد شدن به مدیتیشن مشکل است

    هنگامیکه احساس عصبانیت یا غم و اندوه می کنید، ‌به یاد مدیتیشن و ارتباط با منشا هستی می افتید. در حالیکه این شنا کردن خلاف جریان است و مشکل خواهد بود

    ناگهان یک روز صبح،‌ بدون دلیل احساس شادی و طراوت می کنید

    باید اتفاقی در عمق ناخودآگاه شما رخ داده باشد. باید نوعی هماهنگی میان شما و هستی روی داده باشد

    ممکن است این هماهنگی، شب هنگام که در خواب عمیق بوده اید، رخ داده باشد

    هرگاه چنین احساسی داشتید،‌هرگز آنرا به هدر ندهید. چند دقیقه مدیتیشن انجام دهید

    ناگهان شب که در رختخواب خود آرمیده اید،‌ احساس آرامشی عمیق وجودتان را پر می کند…

    این زمانها را بیهوده هدر ندهید…

    نوعی هماهنگی پدید آمده است. از این هماهنگی استفاده کنیم، سوار بر آن شویم و این موج شما را ماورای آنچه می توانیم

    ، خواهد برد

    یاد بگیریم چگونه از این لحظات گرانقدر استفاده کنید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    مصطفی خدابخشی گفته:
    مدت عضویت: 2374 روز

    بنام خداوند مهربان

    سلام به خانواده صمیمی عباسمنش

    اگر من اولویت امروزم رو اختصاص بدم به احاطه کردن کانون توجه‌ام با آگاهی‌های فایل امروز، کانون توجه من در راستای اصل و در راستای قانون جهت‌دهی میشه، و این هماهنگی که داره توی کانون توجه من ایجاد میشه، میتونه من رو به سمت ایده‌های کاراتری هدایت کنه که تمام کارهای لازم امروزم خیلی روان انجام بشه و اورآل چرخ زندگی روان‌تر بشه.

    عجب منطق قوییی!

    آفرین شایسته جان…

    با ارزشترین دارایی ما، کانون توجه ماست و عادت‌های روتین نامناسب، این دارایی ارزشمند رو نابود میکنه!

    نه گفتن به هر کدوم از این عادت‌ها، ما رو قوی‌تر میکنه تا دفعات بعدی هم مقاوم‌تر عمل کنیم و نه بگیم.

    کار کردن دائمی روی خودمون، مهمترین صلاه زندگی ماست. اما ذهن دلایلی میاره تا کارکردن روی خودت رو به تاخیر بیاندازی… تا شما رو از کار کردن روی آگاهی‌ها منصرف کنه!

    این دلایل تمومی نداره و به قول مریم جان، هر بار با رنگ و لعابی متفاوت میخواد شما رو منصرف کنه و یا نهایتا بتونه کار کردن روی خودت رو به بعد موکول کنه.

    این انتخاب منه، این انتخاب شماست که چقدر به این داستان باورها اولویت میدی!!

    ذهن شما بخاطر محدودیت‌هاش، در اولویت بندی کارها خطا میکنه! تقصیرش هم نیستا… در واقع ذهن‌تون بهترین کار خودش رو داره انجام میده، اینجا شما باید وارد بشی، کسی که بقول استاد یه پله بالاتر از فکره.

    شما مجبور نیستی بهش گوش بدی!

    توییییییی که فرمانده‌ای!!!!

    فرمون دست توئعععععه!!!!

    اون جمله قرآنی که میگه تلاش شما پراکنده‌ است، یه زنگ مهمی رو توی گوش من بصدا درآورد تا همیشه اولویت رو با قانون بزارم، چون هر چی بیشتر روی خودم کار کنم، کیفیت و خروجی بهتری نصیبم میشه و به قول مریم جان اورآل چرخ زندگی روان‌تر میچرخه.

    تلاش پراکنده یعنی اینکه شما به طرز عجیبی روزها سرت شلوغه، اونم برای کارهای بیهوده، کارهایی که در پایان روز وقتی نگاه میکنی، همه فعالیت‌های سختی بودند که هیچ ارزشی به شما اضافه نکردند.

    این روند فرسایشی که لذت رو دورتر و دورتر میکنه و در زندگی آلموست 90 درصد جامعه پیداست، کاملا بصورت نامرئی باعث میشه از قدرت خلاقه شما کم و کمتر بشه و درگیر حواشی دائمی باشی.

    کاری به بدنه جامعه نداشته باشید که چه فکرهایی میکنن و یا چه مسیری رو میرن، شما برای استفاده از این قدرت خلاقه باید از بدنه جامعه جدا بشی و البته این کار راحتی هست، اگر که همیشه روی خودتون و این اگاهی‌ها کار کنید.

    تنها کاری که باید بکنید اینه که فرعیات رو حذف کنید، تمرکز‌تون رو از آنها پس بگیرید و بزارید روی این آگاهی‌ها. (فرعیات زیادی در جامعه هست، از شبکه‌های اجتماعی بگیر تا غیبت و …)

    سرمایه اصلی ما برای خلق خواسته‌هامون، فرکانس‌ها‌مونه و برای تسلط بر فرکانس‌هاتون باید کانون‌توجه‌تون رو آگاهانه کنترل کنید.

    از این توانایی خلق‌کردن که به انسان داده شده، استفاده کنید تا به آرزوهاتون برسید.

    روی خواسته‌ای تمرکز کنید و همون مسیر درست رو ادامه بدین تا به پیروزی برسید.

    پس اولویت بزار و کار کردن روی خودت رو بالاتر از هر چیز دیگه‌ای بزار.

    وقتی که اولویت گذاشتی، فقط تویی و اون و هرررر چیز اضافه دیگری که ذهنت پیشنهاد میده رو حذف کن! چون نگرانی‌های ذهن تمومی نداره و اگر دهن باز کردی و یکی از اون نگرانی‌هارو خوردی، هیییییی نگرانی بیشتر به خوردت میده تا جایی که رشته تمرکزی که بین تو و خواسته بود پاره میشه و باز باید از اول شروع کنی.

    اما اگر یاد بگیری که به نگرانی‌هاش توجه نکنی، هر بار کمرنگ و کمرنگ‌تر میشن و باز تو میمونی و هدف‌ات.

    البته اوایل راحت نیست، حتی خیلی از ماها متوجه نیستیم بکگراند ذهنمون چقدددر شلوغه! درسته که با جسم‌مون حاضریم ولی ذهن پر از مسائل حل نشده‌ است که هر بار یکیش رو پیش میکشه و پیشنهاد میده تا ما رو هم مشغول و درگیر کنه!

    به پیشنهاد مریم جان، فقط خودت و خواسته رو ببین و هر چیز دیگه‌ای که حواشی هست رو ایگنور کن و اینقددددر این رو خوب انجامش بده تا حرفه‌ای‌تر بشی و تو باشی و خواسته‌ات.

    ثمره کار کردن روی خودت و این آگاهی‌ها، رفتن به یک مدار بالاتره، اونم هر بار. و این خیلیییی خوبه!

    چون در مدارهای بالاتر نعمت‌ها آلردی اونجا هستن! فقط جمع کردن میخواد.

    تمرکز و رسیدن به پیروزی، یه تعهد قوی میخواد. چون وقتی واردش شدی باید با تمام توجه‌ات مشغولش باشی و تمومش کنی و قطع کردن تمرکزت از روی پروژه ،هدف

    یا خواسته صحیح نیست! چرا که بعدا باید دوباره هزینه بالایی پرداخت کنی تا برسی به همون مرحله‌ای که قبلا بودی.

    مثل قارچ‌خور که کل مرحله رو میرفتی، داداشت میومد از جلو تلویزیون رد میشد و در همون ثانیه حساس کنونی یه چاله رو نمیدیدی و کل مرحله از اول میومد. ( اون زمان چک پوینت هم گمونم اختراع نشده بود)

    تلاش کن همیشه در حد خودت و توانایی‌هات عمل کنی، چون همین قدم‌های کوچیک ولی مستمر، کیفیت زندگی تون رو بالاتر میبره.

    چون مدارتون بالاتر میره.

    در پناه الله ثروتمند، در تمام ابعاد زندگی‌تون ثروتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    زینب مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1327 روز

    به‌نام خدای نزدیکم

    سلام ادب

    خداروشکر برای فرصتی دیگر که میتوانم بنویسم

    استاد عزیزم بینهایت دوستون دارم وزندگی م رواز وقتی باشما آشنا شدم دارم هرروز بهتر ازقبل میبینم

    اما امان از زمانی که فک میکنیم همه چی رومیدونیم درحالی که هیچی نمیدونیم

    چه زود مغرور میشیم یادمون میره هرچی داریم هر چی داریم ازخداست

    یادمون میره اونکه هرلحظه داره هدایت میکنه اونکه هوایه تکتکمون روداره همیشه هست هیچوقت نیس که بگیم الان خداجای دیگه س پیشم نیست هرلحظه هست همراه نفسهامون همراه تپش های قلبم

    پس چرایادمون میره

    چرامنی که میام میگم قول میدم بیام توسایت قرآن بخونم چرانمیام چراتنبلیم میکنه چرا همه ی کارای دیگه روانجام میدم ولی وقتی به سایت وحرفای زیبامیرسه وقت ندارم چراقدمهام محکم نیست

    خدایا من ازتودرخواستی کردم وباور دارم که براوره شده همین فقط من باید آماده بشم خدایا توبگو من نمیدونم من مهتاجتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    رحیم فرهادی گفته:
    مدت عضویت: 315 روز

    سلام و درود خداوند بر دوستان خوش فرکانسماین‌ لحظه که با خوانواده خوش فرکانسم آشنا شدم خیلی شادم و خدارو شاکرم

    هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر آرامتر از آهو بی باکتر از شیرم هر لحظه که می‌کوشم در کار کنم تدبیر رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر دوره‌های خود شناسی رو کار کردم دوسدارم دست به عمل بزنم یعنی عرفان رو کار کردم خیلی مشتاق راه اندازی اهدافمون هستم راهنمایی کنید با سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    امیرحیدر گفته:
    مدت عضویت: 2641 روز

    با سلام خدمت استاد گرانقدر و گرانسنگ و دوستان بزرگوار.

    من دوباره که داشتم این فایل رو نگاه میکردم و فرمایش استاد رو در مورد گذاشتن عکس افراد روی پروفایلهاشون میشنیدم، گفتم بیام و سوال خودم رو از استاد بپرسم،البته میدونم ایشون اینقدر کار های زیاد دارن که شاید دوباره فرصت نکنن این نظرات فایل قبلی رو مطالعه کنن اما قطعا دوستانی که تازه با این گروه اشنا میشن و به این فایل میرسن اگر دیدگاه ها رو بخونن و این گفته رو ببینن شاید کمک کنه تا ذهنشون باز تر بشه.من اوایل برام سوال بود که چرا همسر استاد (خانم شایسته) البته میشه گفت دوست ایشون،چرا تصویری از خودشون نمیزارن؟ بعد همون جا باخودم گفتم: خب دلیلی نداره که بزارن! شاید دوست ندارن. بعدها خود استاد تو یکی از فایلاشون فرمودن که ایشون اصلا علاقه ای این مسائل ندارن و زیاد با این موارد کاری ندارن؛منم چون همه ی فایل ها رو هنوز نگاه نکرده بودم قانع شدم. بعد که یکی یکی فایل ها رو نگاه کردم متوجه شدم یک نفر داره از استاد فیلم میگیره! بعد خودشون گفتن که عزیزدلم دارن فیلم میگیرن و اون جا متوجه شدم که اکثر اوقات ایشون فیلم میگیرن از استاد، بعد اونجا با خودم گفتم: پس قطعا ایشون خیلی هم بدشون نمیاد از ضبط فیلم های دانلودی و آموزشی. بعد که کم کم رفتم جلو، وقتی برای اولین بار فایل اول سفر به دور امریکا رو دانلود کردم، شک شدم! با خودم گفتم: چطور ایشون که اصلا علاقه ای نداشتن به گفته ی استاد، بیان و در این جریانات قرار بگیرن! چطور شد دارن خودشون صحبت میکنن و توضیح میدن؟ بعد منتظر بودم که بیاد جلوی دوربین و راحت تر گفتگو کنن. وقتی دیدم اصلا تصویری از خودشون نشون ندادن، برام دیگه سوال پیش اومد! و وقتی حرف های استاد رو کنار هم میزاشتنم نتونستم دیگه قانع بشم با خودم گفتم: آخه دلیل این کار چیه واقعا؟ یا طرف کلا نباید بیاد تو برنامه (اینو کلی عرض میکنم و منظورم خودم هستم در وهله ی اول) یا اگر میاد خب قشنگ بیاد جلوی دوربین و راحت حرف بزنه! بعد باز باخودم گفتم شاید یه علتی داره که واقعا نمیتونن بیان جلوی دوربین بعد که همینطور فایل های سفرنامه (سفربه دور امریکا) رو یکی یکی نگاه میکردم تو بعضی قسمت ها متوجه شدم که ایشون در بعضی صحنه ها نیمه واضع دیده میشن و حتی خودشون هم متوجه این دیده شدن میشن، چون قطعا قبل اپلود کردن فایل خودشون فایل رو نگاه میکنن و هم تدوین میکنن. دیگه اونجا بود که برام جالب نبود این حرکت! چون اصلا دلیلی نداره این کار ، وقتی شما دارین در حد ۵۰ درصد دیده میشین خب واضح بیاین و یه فایل از خودتون بزارین. اگه شما دوست ندارین به گفته ی استاد، چرا اینقدر دارین با اشتیاق فیلم برداری میکنین و اینقدر با ذوق صحبت میکنین ، نظر میدین ، تحلیل میکنین و هم فکری میکنین ! من که احساس نمیکنم دوست نداشته باشین و فقط با این کار حس کنجکاوی بی نتیجه ی دوستان رو انتریک میکنین و اصلا به نظر من کار درستی نیست. چون در واقع شما خودتون رو نشون دادین و تمام کسایی که سفر نامه رو دیدن تصویری از شما تو ذهنشون دارن. این که شما نمیاین جلوی دوربین تا خیال بعضی ها راحت بشه و اینقدر حرف و حدیث نباشه. واقعا جای تعمل داره! اما تمام این صحبت ها تو دلم بود و دلیلی نمیدیدم که بیام و بازگو کنم چون اصلا صلاح نمیدونستم در رابطه با موارد بسیار بی اهمیت کامت بزارم و واقعیتش اوایل برام جای سوال بود اما الان مهم نیست و واقعا مسئله ی مهمی نیست که بخوام دقیقا اطلاع داشته باشم(شاید بعضی ها بگن اگه برات مهم نیست چرا میای کامنت میزاری؟ با خوندن ادامه ی بحث متوجه میشن) خب همونطور که گفتم اصلا برای من مسئله ی مهمی نیست و در رابطه با هیچ کس دیگه هم برام مهم نیست. اما وقتی دوباره این فایل استاد رو بعد چند وقت که دارم تکرار میکنم فایل ها رو دیدم، و این حرف استاد رو شنیدم که فرمودن: بچه ها اگه از خودتون عکس بزارین خیلی بهتره و من خیلی بهتر با شما ارتباط برقرار میکنم. اینجا بود که با خودم گفتم باید نقد خودم رو نسبت به ایشون بگم، چون این موارد با هم نمیخونه و بعضی صحبت های استاد رو نغض میکنه. از اونجایی که من استادم رو دوست دارم و به ایشون احترام میزارم دارم این وقت رو میزارم و این کامت رو مینویسم وگر نه بی خیال میشدم و روند زندگی خودم رو ادامه میدادم. اما از اونجایی که وظیفه ی اخلاقی خودم میدونم گفتم که این مطلب رو بازگو کنم.وقتی استاد میفرماین که بچه ها عکس بزارین پس باید همسر ایشون هم عکس و تصویری از خودشون نشون بدن. چرا ؟چون در این اواخر یه جورایی کاملا در صحنه بودن و هستن و جزئی از برنامه شدن.وقتی استاد میفرماین اگه عکس بزارین من با شما بهتر ارتباط برقرار میکنم پس باید همسر ایشون هم عکس بزارن تا دوستان با ایشون ارتباط برقرار کنن. چرا ؟ چون دارن بسیار مطلب میگن و اکثر صحبت های سفرنامه حرف های ایشون هست و حدود صد قسمت هست که دوستان دارن نگاه میکنن! و لازم به ذکر هست که استاد یک نفر هستن و با هزاران نفر متفاوت در ارتباط هستن، اما دوستان هزاران نفر هستن که، با دو نفر اصلی در ارتباط هستن! پس قطعا باید اون دو نفر که یکی استاد هستن و یکی همسرشون، خودشون رو نشون بدن تا این همه افراد بتونن ارتباط بهتری برقرار کنن. در واقع استاد اگه بخوان با افرادی که به عنوان شاگرد محسوب میشن ارتباط برقرار کنن، اگه این حرکت ۶۰ درصد مهم باشه. دوستانی که میخوان با استادشون و همسراستادشون که رکن برنامه هاشون شدن ارتباط برقرار کنن و چیزی یاد بگیرن این حرکت ۱۰۰درصد مهمه(ناگفته نماند که شاگرد میتونه به درجه ای برسه که به مراتب از استاد خودش جلو بزنه و استاد روزی به شاگردش افتخار کنه و چیزی از شاگرد یاد بگیره به گفته ی استاد برزگر(امیر برزگرخراسانی) که گفتن: کاظمی روزی شاگرد ما بود و حالا استاد ماست( شاعرمحمد‌کاظم کاظمی)).وقتی استاد میفرماین اصلا حرف مردم براتون مهم نباشه بچه ها و این که آی دوستم منو ببینه آی اقوامم منو ببینن رو از ذهنتون بریزین دور و هر مورد دیگه ای رو بریزین دور . پس باید اول از همه همسر خودشون عکس پروفایلشون رو بزارن و یا در فایلی خودشون رو نشون بدن. چرا؟ چون قطعا باید خود استاد و خانوادشون(اللخصوص همسر و فرزند) تو این زمینه برای ما الگو باشن.!!!

    وسلام.

    سپاسگزارم از خداوند مهربان و استاد ارجندم و تمام کسانی که در راه توحید هستند.

    در پناه حق…

    ۲۹ دی ماه ۹۸

    (ABF۱۳)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    نرگس گلی گفته:
    مدت عضویت: 2161 روز

    سلام استاد مهربونم و دوستان خوب همفرکانسی

    هیچوقت فکرشو نمیکردم ک از بچه های سایت جواب بگیرم همیشه میگفتم اونی ک شما میگین درسته قانونه کلا اشیل داشتم به شدت رو حواب بچه ها نه میخوندم خیلی راحت ازش رد میشدم ولی الان یه مدته ک از سه کامنت برتر که اصلا رد نمیشم بعد جالبه ک حتی حرفای بچه هارو هم مینویسم دیشب رفتم عقل کل تو پاسخ های قرانی چون خودم الان دارم قرانو میخونم گفتم راحت تر برام جا بیفته دیدم چه حوابایی عالیییی دادن بچه ها حتی از جواب یک نفر هدایت شدم به یه سری فایلا😐واقعا خیلی تکن خداروشکر میکنم ک مقاومتم شکست استاد من اولا با اسم مستعار میومدم تو سایت دقیقا میترسیدم از قضاوت های بقیه ک نشناسنم ولی بعد تصمیم گرفتم با اسم واقعی خودم بیام الانم میخوام برم عقل کل میدونم ک یک عالمه قراره جواب سوالامو اونجا بگیرم خداروشکرت بابت این سایت و حضور پرمهر شما خیلی دوستون دارم استاد بانمک من😍😍😍

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    رامش فردوسی گفته:
    مدت عضویت: 1016 روز

    سلام و درود خدمت شما خانم شایسته عزیز امید که در هر کجای دنیا باشید خوش و آرام باشید !

    چقدر این همه پروژه های که شما روی کار میگرید موثر‌است برای تمام دانشجویان خدا را شکر برای وجود شما

    و‌سپاس فراوان از استاد گرامی که این همه با صبوری و حوصله مندی کامل میایند همه موضوعات را مو‌به مو تشریح میکنند خدا را بی‌ نهایت سپاس !

    و حالا تعهد میگذارم که این پروژه را مثل هر‌ پروژه دیگر با جدیت کامل پیش ببرم

    وخدا را شکر‌‌ برای وجود شما عزیزان که در‌هر‌ لحظه کنار ما هستین !

    در‌حفظ الله باشید !

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: