توانایی کنترل ذهن - صفحه 67 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1141 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محسن قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 2383 روز

    سلام استاد عزیزم. همیشه مطالب شما رو می خونم و از فایل های ناب و ارزشمند شما استفاده میکنم و توی این مدت خیلی تاثیرات مثبتی در زندگی ایجاد شده. ولی چندماهی به دلایلی از سایت فاصله گرفتم و فایل ها رو گوش نمیکردم خیلی واضح و آشکار حس کردم که دارم بر میگردم عقب. مثل ورزشکاری شدم که در دوره بی تمرینی قرار داره و روز به روز داره پس رفت میکنه. هم در کارم و هم در برخورد با مسائل مختلف مشکلاتی داشتم و نمیتونستم ورودی های ذهنم رو کنترل کنم. وقتی کار از کار می گذشت تازه یادم می افتاد باید کنترل میکردم. الان چن روزی هست دارم فایل ها رو گوش میدم. حتی روی فلش ریختم و توی ماشین هم گوش میدم. به نوعی توی ماشین هم میتونه نوعی کلاس درس باشه. یه مدت فاصله گرفتم و ضررش رو حس کردم. دیگه نمیخوام فاصله بگیرم. میخوام با قدرت ادامه بدم. ممنون از این همه دید مثبت و انرژی خوبی که میدین. خیلی دوستت دارم استاد عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    آزی گفته:
    مدت عضویت: 3344 روز

    من امروز یک کار متفاوت کردم.این را بعنوان یک نشانه انجام دادم.

    مدتیه داشتم یک مقاله علمی- الهامی در مورد قوانین می نوشتم. بنام جای خالی خداوند

    حالا فعلا در یک وبلاگ گذاشتمش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    حسین گفته:
    مدت عضویت: 2175 روز

    حالم خرابه از اتفاقات بد و گرونیهای بیخود که تو کاسبی همه تاثیر گذاشته دلم میخاد چشامو ببندم بخوابم و دیگه بیدار نشم به اندازه زمان برای کارم میزارم اما پول تو دست مردم نیست نگاهم به اینده سیاهه و هیچ اینده ایی نیست خدا مارو تو این سرزمین نفرین شده با این آخوندا تنها گذاشته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    کاظمی گفته:
    مدت عضویت: 2140 روز

    خدایا شکرت.خداااااااااایا شکرت😄😍😍😘😘😘☺️☺️☺️☺️اخه مگه میشه دقیقا وقتی ب این فایل هدایت میشم ک حالم ب شدت بد بود.همش میگفتم خدایا نکنه تو همین حال بمونم تا ی مدت…

    تا اینکه اومدم زدم رو نشانه ام و دقیقا ب چیزی هدایت شدم ک باید میشدم و لازم بود.خدایا شکررررررت😍😍😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    سکینه کاظمی فرد گفته:
    مدت عضویت: 2407 روز

    سلام ب هدایت شدگان عزیز.

    سلام ب مریم جان عزیز دل استادجان و حال عزیزدل همه خانواده عباسمنش بزرگ.

    بهتون تبریک میگم برای پشتکاری ک دارید و برای موهبتهایی ک دریافت میکنید ب قول استاد با انجام این کار با ارزش مجددا ذهن و خویشتن خودتون رو ریکاوری کردید و ب زیبایی ک این فایلهارو تدوین و بررسی کردین خودتونم در دست بروزرسانی قرار گرفتین وافعا جذابه ک خداوند با این ایده و سعادت به شما هم باعث تغییراتی عالی در خود شما شده و هم اینکه برای اعضای این خانواده تغییراتی نو وزیبا رخ داده.خدایاشکرت.

    من طبق گفته خودتون با این بروزرسانی همه سعی خودمو میکنم تا هر روز روی خودم تمرکز کنم و بهترین دیدگاهها و کنترل ذهن ومثبت نگری بیشتری در خودم ایجاد کنم.

    از همدار بودن با شما بهترین استفاده رو ببرم.

    بانویی مهربان دردور دست ترین نقطه با عشق برای من ک دوست دارم خودم رابهتر بشناسم وهر روز بهتر از دیروز زندگی کنم شروع ب غبار روبی و زیباتر کردن فضای خانه خانوادگیمان کرده واین موهبتیست برای من و همه اعضای خانواده.دستان مهربانت را صمیمانه میفشارم.

    تشکر مرا بپذیرید..ب امید روزی ک دربهترین زمان دربهترین مکان شما واستاددوست داشنی ودست خداوند مهربانم را ملاقات کنم.دوستتون دارم.درپناه الله یکتاشادتر.زیباتر.سالمتر.ثروتمندترباشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    Javad گفته:
    مدت عضویت: 2702 روز

    سلام

    استاد عزیز و بچه های خوب سایت

    من تقریبا دارم دیونه میشم. نمیدونم چرا این طوریه

    تقریبا اکثر مواردی کخ بهش فکر میکنم در کمترین زمان ممکن اتفاق میافته. میگم تو دهنم فلان غذا رو میخوام در کمترین زمان اتفاق میافته

    مشکل کجاست:

    کافیه به پوا فکر کنم

    صددرصد همون مقدار یا چند برابرش پول از دستم میره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    مرضیه گفته:
    مدت عضویت: 1303 روز

    سلام استاد عزیزم

    خیلی خوشحالم که در این مسیر زیبا با شما هم فرکانسی های عالی هم مسیر هستم مسیر راستی و پاکی

    استاد عزیزم نمیدونی چقدر رها تر شده ام

    تصمیم گرفتم و عهد بستم با خودم که هر وقت این کلید مرا به سمت نشانه ام هدایت کن را میزنم و فایل رو گوش میدم و الهامم را ازش میگیرم را بیام کامنت بنویسم و از خودم رد پا به جا بزارم تا بعد ها که اومدم وضعیتم رو چک کردم مشاهده گر این باشم که چقدر پیشرفت کردم اینو میگم چون قبلا من حتی همین شجاعت رو هم نداشتم که بنویسم اما الان با همین قدم به ظاهر کوچک حس خوبی پیدا میکنم و به خودم افتخار میکنم

    اینو بگم که چقدر لازم هست که روی کنترل ذهنم هر روز کار کنم خیلی سپاسگزارم از شما و الله که این آگاهی های ناب رو میگیرم ی جاهایی از زندگیتون با من شباهت داره البته از زندگی گذشتگان میگم چقدر خوبه این حرف هارو به کسی میگم که منو درک میکنه و نیازی به ثابت کردن حرفام با زور نیس حسم خوبه چون دارم فرکانس خوبی به جهان میفرستم

    دوستای عزیزم من ی آدمی بودم که درکی از رها بودن توحید توکل حتی تقوا نداشتم فقط در حد ی واژه ای که فقط تلفظ میکردم بودم ولی الان به لطف الله نه تنها معنی و مفهوم بلکه درکشون میکنم و تا جایی که بشه عمل میکنم خدا رو سپاسگزارم

    براستی که حتی نمیدونستم تقوا معنیش چیه اصلا چه برسه به اینکه …

    خلاصه اینو بگم اگر چه الان دوس دارم کامنت نوشتم خیلی بهتر بشه چون استاندارد های من بالاست و از خودم انتظار بیشتری دارم اما میدونم با تمرین کردن میتونم هر بار بهترش کنم مثل خیلی از کارهایی که قبلا به خوبی الانم بلد نبودم

    اما همین که با توکل بخدا شروع میکنم به نوشتن واژه ها خودشون میان و اشت من تایپ میکنه

    بشدت از هدایت شدن و رها بودنم راضیم و اینکه اینقدر سبک شدم که بارهایی که به دوشم بود و از حمل اونا خسته شده بودم و اونارو به خدای خودم سپردم احساس راحتی بیشتری دارم

    وبشدت از اینکه توی مسیر توحیدی هستم خوشحالم

    بخاطر اینهمه دوستان خوب اینهمه زیبایی که در سایتتون هست از خدا سپاسگزارم بخاطر اینکه با هر بار سر زدن به سایتتون آرامش میگیرم و حتی درد هامو فراموش میکنم و فقط توجهم میاد روی زیبایی ها خیلی خوشحالم

    راستش الان معنی اسمم رو میفهمم که مرضیه یعنی خشنود من با خودم میگفتم من به چی خشنود باشم یعنی نا شکر و ناسپاس بودم اینجاست که خدا گفته انسان کشور واقعا ی چیزی می‌داند وگر نه بی دلیل نمی‌گوید اما با این احوال این بخاطر نا آگاه بودن قدیم من بود و الان به خودم احساس گناه نمیدم و ذهنم رو با منطق اینکه نا آگاه بودم قانع میکنم

    خیلی عشقین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    فاطمه_moonlight🌗 گفته:
    مدت عضویت: 773 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم؛ و مَن یتق الله یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیثُ لا یحتسب، و من یتوکّل علی الله فهو حسبهُ انّ الله بالغُ امره قد جعل الله لکلّ شیءٍ امراً

    سلام به خدا، سلام به خانواده توحیدی عباسمنش، امشب بعد از دیدن نشانه ام اومدم و برخی از کامنت های دوستان رو خوندم، چیزی که برام علامت سؤال شد این بود؛ علاوه بر توضیحات استاد معنی واقعی و ریشه کلمه تقوی در قرآن دقیقاً چیه؟!؟ چه معانی پنهان دیگه ای میتونه وجود داشته باشه که من ازش غافلم؟

    اول از کنار این فکر گذشتم و سعی داشتم بهش بی توجه باشم ولی یه چیزی گفت برو سرچ کن، حالا علاوه بر توضیحاتی که استاد فرمودند، من هم یافته هام رو براتون به طور خلاصه میارم که

    شما هم دیدگاه وسیع تری داشته باشید:

    “ با ملاحظه معانی یاد شده می‌توان سیر بسط معنایی تقوا را در قرآن مشاهده کرد. معنای اولیه تقوا (حایل قراردادن در برابر عذاب الهی)

    پس از گذشتن از مرحله میانی (ترس مؤمنانه از خدا)،

    بسط و تحول یافت و معنای «تبعیت از اوامر و نواهی خداوند» را پیدا کرد. {یعنی تقوا سه معنی داره که در جاهای مختلف قرآن کریم، این معانی به کار رفته}

    ‎معانی مذکور با یکدیگر در ارتباط وثیق بوده منظومه تقوا تشکیل می‌دهند؛ به این معنا که ترس از عذاب خداوند همراه با احترام (معنای دوم)، موجب رعایت اوامر و نواهی او (معنای سوم) می شود

    ‎و شخص به این وسیله، میان خود و قهر و عذاب الهی حایلی قرار می‌دهد (معنای اول)

    ‎و تبعیت از اوامر و نواهی خداوند رفته رفته موجب می‌شود که تقوا در قلب مؤمن ملکه شود (معنای چهارم).مفهوم تقوا بتدریج در سیر نزول آیات بسط یافت و‌اوامر دینی را در برگرفت. “

    در ادامه اون توضیحات اومده بود :

    “ در قرآن، در موارد متعدد، [آل عمران آیه 120 و اعراف آیه 128]

    صبر در کنار تقوا آمده است. صبر به معنای «تحمل امر ناخوشایند» مقدّم بر تقواست، زیرا برای رعایت و حفظ تقوا، شخص باید صبر پیشه کند، یعنی ناملایمات و ناخوشایندی‌ها را تحمل کند. {اینطور میشه تفسیر کرد که از ناخواسته هات اعراض کن، بی توجه باش به اونها و توجهت رو از روی ناخواسته بردار بذار روی خواسته تا خداوند بهت پاداش بده}

    حضرت یوسف نیز سرانجامِ نیک خویش را به صبر و تقوا نسبت داده است[یوسف آیه 90_انّه من یتقّ و یصْبِر فانّ الله لا یضیعُ اجر المُحسنین] صبر هنگام پیش آمدن مصائب و صبر بر انجام ندادن معاصی.

    نیکی به پدر و مادر

    و وفا به عهد با خداوند

    از دیگر مفاهیم خویشاوند تقوایند. “

    وقتی این مفاهیم رو میخونم و مرور میکنم کلمه تقوا در ذهنم زنگ میزنه، تقوا…تقوا…تقوا…باید باهاش چیکار کنم؟؟

    یاد نشانه دو روز پیشم میفتم که از خدا خواستم با قرآنش هدایتم کنه و من هدایت شدم به د‌و صفحه ای از قرآن که چهار بار عبارت {فاتقواللهَ و اطیعون} اومده بود!

    نمیتونه این عبارت قرآنی با نشانه امروز که دقیقا راجع به تقوا صحبت کرده بودند استاد، با اون مفهوم قرآنی که خودم سرچ کردم بی ربط باشه! کلمه تقوا در کنار صبر که‌شوکم کرد واقعا شوکم کرد طوری که چندبار برگشتم از اول خوندم، فهمیدم این همون تیکه الهی برای منه! بله… هیچ کدومش الکی نیست!

    درحالی که این کامنت رو نوشته بودم و هنوز اون رو ارسال نکرده بودم، گفتم بذار کامنت دوستان رو بخونم، کامنت سعیده جان رو خوندم و لذت بردم، بعد رفتم کامنت بعدی از آقای احمدی، واااای چه کامنت زیبایی بود، چقدر لذت بردم چقدر کیف کردم! همینطوری آیه ها رو یکی یکی میخوندم و رد میشدم تا دوباره به جایی رسیدم که …میخکوب شدم! ایشون در کامنتشون از صبر گفته بودند!

    قسمت هایی از کامنت ایشون رو میذارم اینجا که برام یادآوری بشه و اگر نشانه هدایتی فرد دیگری بود، ازش استفاده کنه:

    “إِلَّا عِبَادَ ٱللَّهِ ٱلۡمُخۡلَصین ‌‌‌

    ‎مگر بندگانِ خدا که به درجه اخلاص رسیده اند

    ‎[سوره الصافات 40]

    ‎“مُخۡلَصِین” ؛ کسانی هستند که خالصِ خالصِ خالصهستند و خلاص شده اند از هر نوع وابستگی به جز الله یکتا

    ‎“مُخۡلَصِین” ؛ همان کسانی هستند که طعمِ ثروتِ که  مقدس ترین و معنوی ترین مقوله یِ جهان هستی است  را چشیده اند و به برکتِ وجودِ چنین ثروتی از لذت های دنیوی ای که خدا برای بندگانش آفریده است ، استفاده کرده اند و سیر شده اند و بجای اینکه اسیر دنیا شوند ؛ امیر بر آن شده اند….

    ‎همان ها که در برابر شرایطی که ظاهرش نامطلوب ولی باطنش رحمت است ، کنترل ذهن میکنند و با آرامشی که از خود بروز میدهند ؛ این پیام را به خداوند اعلام میکنند که من به چیدمان تو ایمانِ صادقانه دارم و با وعده “بَشِّرِ ٱلصَّـٰبِرِین” ، خودشان را به سلاحِ صبر مجهز میکنند و آینده ای زیبا را برای خود تجسم و ترسیم میکنند…

    ‎وَلَنَبۡلُوَنَّکُم بِشَیۡءࣲ مِّنَ ٱلۡخَوۡفِ وَٱلۡجُوعِ وَنَقۡصࣲ مِّنَ ٱلۡأَمۡوَ ٰ⁠لِ وَٱلۡأَنفُسِ وَٱلثَّمَرَ ٰ⁠تِۗ وَبَشِّرِ ٱلصَّـٰبِرِینَ

    ‎به یقین همه‌ی شما را با امورى همچون ترس ، گرسنگى و کاهش در مال‌ها و جان‌ها و میوه‌ها‌ آزمایش مى‌کنیم ؛ ‌ و بشارت ده به صابران

    ‎[سوره بقره ، آیه 155]

    ‎همین دیگه

    ‎به حکایتِ صبر ختم شد…

    ‎صبر کیمیایی است که مثل و مانند ندارد… ، به تعبیر حضرتِ مولانا…

    ‎صد  هزاران کیمیا حق  آفرید

    ‎کیمیایی همچو صبر آدم ندید

    ‎علم کیمیا در مجوعه ی علوم و قوانین الهی ، یک علمی است که منجر به تبدیل یک ماده به ماده ای دیگر میشود ، همان چیزی که شاه نعمت الله ولی از آن اینگونه یاد میکند که…

    ‎ما   خاک  راه  را  به نظر  کیمیا  کنیم

    ‎صد درد دل به گوشهٔ چشمی دوا کنیم

    ‎و مولانا صبر را به کیمیایی تشبیه میکند که دومی ندارد… ، حکایت همان ضرب المثل فارسی خودمان که میگوید…

    ‎گر صبر کنی زِ غوره حلوا سازی…

    ‎آخه غوره کجا و حلوا کجا؟؟؟!!! ولی خب با چاشنی صبر این کیمیا اتفاق میفتد…

    ‎آری ، صبر همچون سکویِ پرتابی است که انسان را به صدرمیرساند…، به تعبیر مولانا…

    ‎در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آنجا

    ‎زِ پس صبر تو را او به سر صدر نشاند

    ‎و در قرآن در یک مورد پاداش به غیر حساب وجود دارد که در مورد صابران است ، همانهایی که با احساسی زیبا دانه یِ هلو را نگاه میکنند و یک باغ هلویِ سرسبز را تجسم و تصویر سازی میکنند و پیشاپیش بابت چنین باغی ، از پروردگار خود تشکر میکنند و در برابر طعنه انسان های مریض و کور دل که برچسب توهم به او میزنند راه و رسم صبر و سکوت را در پیش میگیرند…

    ‎إِنَّمَا یُوَفَّى ٱلصَّـٰبِرُونَ أَجۡرَهُم بِغَیۡرِ حِسَابࣲ

    ‎فقط صبر پیشه کنندگان ، پاداششان را کامل و بدون حساب دریافت خواهند کرد.

    ‎[سوره زمر ، آیه 10]

    ‎حال که چنین است از خداوند طلب صبر میکنیم مثل حضرت مولانا…

    ‎ربنا    افرغ    علینا    صبرنا

    ‎لا تزل اقدامنا فی ذاالوحول

    ‎…رَبَّنَاۤ أَفۡرِغۡ عَلَیۡنَا صَبۡرࣰا وَثَبِّتۡ أَقۡدَامَنَا وَٱنصُرۡنَا عَلَى ٱلۡقَوۡمِ ٱلۡکَـٰفِرِینَ

    ‎…پروردگارا ! بر ما صبر و شکیبایی فرو ریز  و گام هایمان را استوار ساز و ما را بر گروه کافران پیروز گردان.

    ‎[سوره بقره ، آیه 250] “

    وقتی این پازل رو کنار هم قرار میدم و از زوایای مختلف اون رو میخونم می بینم نشونه های قوی و محکمیه برای کسی که چندروزیه که از مسیر کنترل ذهن و تقوا دور شده! منی که با معنویات حالم خوبه از منبعم دور شدم و اعتراف میکنم حال خوشی نداشتم در این دوری! نمازهایی که اول وقت میخوندم براثر عدم کنترل ورودی ها یکی درمیون شد! مناجات های شبانم رو بر اثر تنبلی از دست دادم! و چرا دروغ بگم؟؟؟ نشانه امروز قانعم نکرد کاملاً…بلکه قلقلکم‌ داد دنبال سایر معانی تقوا باشم! انگار خدا بهم گفت تو وقتی باتقوا تری حالت خوبه… تو وقتی با تقوایی و آرامش داری زیر سایه توحید من، شاداب و با نشاطی !!! ببین الان به چه روزی افتادی فقط براثر 2-3 روز رعایت نکردن وروردی ها… ببین نمازت قطع شد…ببین نشاطت کم شد…ببین روحت پژمرده شد! ببین وابستگیت برگشت…ببین چه نگران شدی…ببین پوست لبت رو داری میکنی…ببین خوابت بهم ریخت…ببین چی شدی ؟؟؟

    قبل از تقوا در نظر داشته باش باید صبر کنی! چقدر زیبا در دو قسمت یکی در سرچ خودم یکی در کامنت دوست عزیزمون آقای احمدی مفهوم صبر رو دیدم و به قلبم چنگ انداخت. همون لحظه ای که با خودت میگی آهاااااا…فهمیدم! نشانه من این بود! فهمیدم! گیر من این کم صبری بود!

    تازه نکته جالبش اینه که من دیشب از خداوند پرسیدم برای فلان موضوع تجسم انجام بدم یا رها کنم؟ همین الان که دوباره کامنت برتر رو خوندم، دیدم خدا جوابم رو داده! بله تجسم کن و‌ادامه بده و احساست رو خوب نگه دار و ادامه بده و صبور باش و توحیدت رو با عبادت من قوی کن! خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت که هدایت میکنی و هر روز به هدایت من می افزایی .

    بله …بله خدای من ! من به خاطر دور شدن از تو گم شدم تو بیابون بی پایانی که خوف و وحشتش‌ تمومی نداشت…و چشم…چشم عشق من، چشم عزیزقلبم برمیگردم به تو … برمیگردم به مناجات های شبانه با تو تا روحم انقدر سبک بشه که پرواز کنم.

    لا اله الاّ انت…سبحانکَ انّی کنتُ من الظالمین

    تو مقصر نیستی مهربان خدای من، سبحانک…سبحانک…سبحانک…من تقصیر دارم، من بی تقوا بودم، من ورودیهام رو کنترل نکردم، من درست عبادت نکردم، من فکر کردم چه عبادت کنم و چه عبادت نکنم این حال خوب برام طبیعیه! من مغرور شدم به نتایج ریزی که هر روز داشتم لمس میکردم!

    خدایا مثل موسی علیه السلام که وقتی گناه کرد به سوی تو برگشت و گفت : ربّ انّی ظلمْتُ نفسی … منم رو به درگاه تو رو میارم و میگم ربّ انی ظلمتُ نفسی…

    میخواستم این نشانه کوچک رو تو دفترم بنویسم ولی گفتم نه فاطمه، برو این اهمالکاری رو تمومش کن و از خودت رد پا به جا بذار… اون روزهایی که رو ابرها بودی و هرررر ساعت یک نشانه از خداوند میدیدی رو یادت میاد؟ همش میگفتی بعدا مینویسم بعدا مینویسم! انقدر اهمالکاری کردی که الآن تقریبا اکثرشون رو یادت رفته! یادت هست ولی نه اونقدر خوب و دقیق که باید… پس برو و هرچی که برداشت کردی رو بنویس برای خودت، بدون ترس از قضاوتها…بدون ترس از اینکه مردم بگن نه! این مفهوم تقوا که تو خوندی فقط یک مفهوم دینی و سنتیه و نباید بهش بها داد…ول کن مردم رو… بچسب به صحبت های درگوشی که خدا باهات داشته! یکی دو روزه خدا داره درگوشت آرووووم زمزمه میکنه تقوا…تقوا…تقوا… پس این نشانه توئه…نشانه ای مخصوصِ مخصوصِ قلب توئه… بنویس تا ازت به یادگار بمونه برای روزهای آینده که به خدا نزدیک تر بودی و در آغوش خدا خودت رو پهن کرده بودی

    خدایا من خیلی عاشقتما… حواس پرتی هام رو بذار رو حساب جوونی و‌خامی …هیچ چیز رو به اندازه تو دوست ندارم عزیزقلبم️

    (لینک دیدگاه آقای احمدی رو براتون میذارم، بخونید و لذت ببرید

    https://abasmanesh.com/fa/mind-counsel-control-ability/#comment-1660350 )

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: