باورهای توحیدی علی(ع) در دعای کمیل - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

589 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    پرستو گفته:
    مدت عضویت: 538 روز

    به نام خدای مهربون

    خدایا هر چی دارم از توئه…

    سلام به استاد عزیز و یکتا‌پرست، خانم نازنین و شایسته‌مون و همه دوستان توحیدیِ گلِ سایت

    خدایا شکرت که امروز دوباره هدایتم کردی به شنیدن باورهای توحیدی حضرت علی (ع)…

    چقدر قشنگه که حضرت علی (ع) با چه نگاه یکتا‌پرستانه و توحیدی به خدا و رب خودش نگاه می‌کنه…

    همیشه حس آرامش می‌گیرم وقتی این نگاه عمیق و خالص رو می‌شنوم و می‌فهمم که هر چی هست، از اون مهربون بالاست.

    خدایا شکرت که اجازه می‌دی این لحظات ناب رو تجربه کنم…

    خدایا شکرت که هدایتمون کردی به این راه، به این آگاهی‌ها و به شنیدن این حرفای ناب. امیدوارم بتونیم ازشون به‌درستی استفاده کنیم و توی زندگیمون پیاده‌شون کنیم…

    خدایا، ما در برابر تو عاجزترینیم… هر چی که داریم و هر چی که هستیم، از لطف و رحمت توئه.

    خدایا، ما به تو فقیریم… یه لحظه نباشی، هیچی نداریم. دستمون همیشه به سوی تو درازه و دلمون فقط به امید تو می‌تپه.

    راستش، خیلی جاها از زندگی‌ام حقم بوده که مستوجب عذاب بشم. وقتی به گذشته‌ام نگاه می‌کنم، می‌بینم چقدر جاها خطا کردم، چقدر وقت‌ها از مسیرت دور شدم. ولی تو… تو با مهربونی و بزرگی‌ات همیشه آبروی منو حفظ کردی.

    خدایا، این محبت و لطف بی‌پایان تو منو شرمنده خودم کرده. هر بار که فکر می‌کنم چطور دستمو گرفتی و از سختی‌ها عبورم دادی، دلم می‌لرزه. معجزه‌هات توی زندگیم یکی دوتا نیست.

    ولی کاش می‌تونستم قدردان‌تر باشم… کاش می‌تونستم به اندازه مهربونی تو، خوب باشم. خدایا، شکرت که همیشه کنارم بودی و هستی. کمکم کن هر لحظه بیشتر بهت نزدیک بشم و زندگی‌ام پر از نشونه‌های حضور تو باشه.

    خدایا، به حق بزرگیت منو ببخش… من همیشه توی زندگی‌ام غرق گناه و خطا بودم، ولی تو با مهربونی و بزرگی‌ات از خیلی از اشتباهاتم چشم‌پوشی کردی. هر بار که پام لغزید، دستمو گرفتی و نزاشتی زمین بخورم.

    خیلی وقتا توی تاریکی بودم، راهو گم کرده بودم، ولی تو یه جوری نجاتم دادی که خودمم نفهمیدم چطور از اون شرایط بیرون اومدم. خدایا، این همه لطف و کرامتت منو شرمنده کرده.

    خدایا، ازت می‌خوام کمکم کنی که نگاهمو تغییر بدم. می‌دونم که همه چی دست توئه و تو از همه به من نزدیک‌تری. کمکم کن که امیدم فقط به تو باشه، دل‌بسته هیچ چیز و هیچ‌کس جز تو نشم.

    می‌خوام هر روز بهت نزدیک‌تر بشم، هر نفس که می‌کشم یاد تو باشه. می‌خوام طوری زندگی کنم که رضایت تو توی هر لحظه‌ام جریان داشته باشه.

    خدایا، دلم می‌خواد توی سختی‌ها و آسونی‌ها، همش به یادت باشم. می‌خوام از گناه‌هام پشیمون باشم و ازت بخوام که راه درستو بهم نشون بدی.

    خدایا، بهم قدرت بده که توی این مسیر ثابت‌قدم بمونم و هیچ‌وقت از تو دور نشم. مطمئنم که اگه دستمو بگیری، دیگه هیچ لغزشی توی مسیرم نخواهم داشت.

    خدایا، من با تمام وجودم بهت ایمان دارم… به یگانگی و بزرگی‌ات، به اینکه تو تنها خالق و مالک همه‌چی هستی. هر چی که هست، از توئه و به سوی تو برمی‌گرده.

    خدایا، توی هر گوشه‌ای از این دنیا که نگاه می‌کنم، نشونه‌های قدرت و مهربونی‌ات رو می‌بینم. از کوچیک‌ترین ذره‌ها تا بزرگ‌ترین کهکشان‌ها، همه‌چی با نظم و حکمت تو خلق شده. تویی که هر لحظه به همه‌چیز زندگی می‌بخشی و همه‌چیز زیر سایه ربوبیت تو رشد می‌کنه و پیش می‌ره.

    من به ربوبیت تو ایمان دارم، به اینکه تو تنها پروردگار و تربیت‌کننده واقعی ما هستی. هر جا که کم آوردم، تو دستمو گرفتی. هر وقت که از مسیر دور شدم، تو منو برگردوندی. حتی وقتی خودم خودمو فراموش کردم، تو منو فراموش نکردی.

    خدایا، من می‌دونم که هیچ قدرتی بالاتر از قدرت تو نیست. هر چیزی که تو بخوای، می‌شه و هر چی رو که اراده کنی، اتفاق می‌افته. هیچ چیز از چشم تو پنهون نمی‌مونه و هر نیتی که توی دل‌ها هست، تو ازش باخبری.

    خدایا، با همین ایمان و باور به یگانگی‌ات، می‌خوام قدم بردارم. می‌خوام هر کاری که می‌کنم، به عشق تو باشه و هر نفسی که می‌کشم، یاد تو باشه. دلم می‌خواد هر روز بیشتر بهت نزدیک بشم و این ایمان و توحید رو توی تموم لحظه‌های زندگیم حس کنم.

    خدایا، کمکم کن که توی این مسیر ثابت‌قدم بمونم و هیچ‌وقت از تو دور نشم. مطمئنم که وقتی به تو توکل کنم، دیگه هیچ ترس و نگرانی توی دلم جا نداره.

    خدایا، من از هیچ‌کسی جز تو نمی‌ترسم… تو تنها قدرتی هستی که لایق احترام و سرخم‌کردنی. هر جا که باشم، هر شرایطی که پیش بیاد، می‌دونم که پناه و پشت‌گرمی من فقط تویی.

    خدایا، تو تنها پناه منی… وقتی دلم می‌گیره، وقتی دنیا بهم سخت می‌گیره، وقتی آدم‌ها ناامیدم می‌کنن، فقط تویی که همیشه کنارمی. تویی که می‌دونی توی دلم چی می‌گذره، حتی وقتی خودمم نمی‌تونم حرف دلمو بزنم.

    من به غیر از تو به هیچ‌کس رو نمی‌اندازم… می‌دونم که همه‌چیز توی دستای توئه. هر کمکی که بخوام، هر گره‌ای که توی زندگیم بیفته، فقط تویی که می‌تونی بازش کنی. هیچ قدرتی بالاتر از قدرت تو نیست و هیچ کسی جز تو نمی‌تونه آرومم کنه.

    خدایا، هر وقت که سختی کشیدم، هر وقت که درمونده شدم، فهمیدم که گردن کج کردن جلوی بنده‌هات نتیجه‌ای نداره. فقط وقتی به درگاه تو اومدم و دلمو به تو سپردم، اوضاع عوض شد.

    من ازت یاد گرفتم که عزت و آبرو دست توئه… هر چی که دارم، از توئه و هر چی که می‌خوام، فقط از تو می‌خوام. حتی اگه همه دنیا پشتشونو به من کنن، تا وقتی که تو با منی، من کم نمیارم.

    خدایا، کمکم کن که همیشه همین‌طور بمونم. که هیچ‌وقت دلم به غیر تو بسته نشه، هیچ‌وقت امیدم به بنده‌هات نباشه و هر لحظه بیشتر بهت نزدیک بشم. تویی که همیشه دستمو گرفتی، تویی که هیچ‌وقت رهام نکردی و من به این محبت و بزرگی‌ات ایمان دارم.

    خدای مهربانم،

    سپاس بی‌کران تو را گویم که نعمت ایمان و اعتقاد را به من ارزانی داشتی. این هدیه بی‌نظیر، گویی دریچه‌ای به سوی آرامشی عمیق در قلبم می‌گشاید و مرا در پیمودن مسیر درست زندگی یاری می‌رساند.

    ایمان به تو، همچون پناهگاهی امن در برابر طوفان‌های زندگی است. در پرتو ایمان، گویی نوری روشن بر تاریکی‌ها تابانده می‌شود و راه را برایم نمایان می‌کند. با اتکا به این نور الهی، با آرامش خاطر گام در جاده زندگی برمی‌دارم و در برابر چالش‌ها و ناملایمات، استوار و ثابت قدم می‌مانم.

    ایمان به تو، قدرتی بی‌نظیر به من می‌بخشد تا با امید و توکل به رحمت بی‌کرانت، به سوی اهدافم حرکت کنم و در تاریکی‌ها، نور هدایت تو را چراغ راهم سازم. ایمان به تو، گویی بال‌هایی به من می‌بخشد تا در آسمان بیکران معنویت پرواز کنم و به سعادت و رستگاری حقیقی دست یابم.

    خدایا، از تو می‌خواهم که همیشه ایمان و اعتقاد را در وجودم روشن نگاه داری تا با اتکا به آن، با آرامش خاطر گام در جاده زندگی بردارم و در برابر چالش‌ها و ناملایمات، استوار و ثابت قدم بمانم.

    با ایمان به تو، هیچ‌گاه در تاریکی گم نخواهم شد و همواره در مسیر روشن سعادت و رستگاری گام برخواهم داشت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    مریم جهانبخش گفته:
    مدت عضویت: 3411 روز

    سلام استاد و خانواده عزیزم

    چه جالب استاد من تازه دیشب خواب میدم رفتم به یکجای که می گفتن اینجا کربلا هست استاد جالبتر ش اینه که من در اونجا دنبال آدرسی می گشتم که گم شده بودم بعد در موقع خواب از خدا می خاستم راه رو به من نشون بده یک عده آدم میومدن بهم گفت با اینها برو منم گوش دادم رفتم تا اینکه مسیرم رو پیدا کردم امروز هم اومدم دیدم نشانه ام توحیدی بود

    نمیدونم چه اتفاقاتی خوبی برایم در راه هست خدایا ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    آزاده خدری گفته:
    مدت عضویت: 2948 روز

    سلام به استاد و مریم شایسته عزیز و دوستان عزیزم

    خداوند رو شاکرم برای هدایتی که از دیدن این فایل در قلب من جریان داد.

    من تصمیم به دیدن فایل های دسته بندی اجرای توحید در عمل گرفتم و زمانی که به این فایل رسیدم ، اون قدر مقاومت های ذهنی ام برای دیدن و شنیدن این فایل زیاد بود که تا دقیقه ۳۲ متوقف شدم و بعد از آن ذهنم شروع به نجواهای فراوان کرد تا جایی که پر از خشم و بغض شدم .

    مسئله ذهنیت من نسبت به مذهب،قرآن و خاطراتی که در ذهنم انباشته شدند،بود که اجازه نمی داد من چیزی رو بشنوم و درک کنم که حاصل گذشته ای است که در یک خانواده مذهبی گذراندم.

    احساس گناه میکردم از اینکه این احساس رو دارم ،اما خدا رو شکر با این دیدگاه که فاصله فرکانسی دارم و می توانم با هدایت خداوند در زمان مناسب به شنیدن و دیدن این فایل بپردازم، در احساس بهتری قرار گرفتم .

    خاطرات من مذهب و هر چیزی که زیر گروهش باشد را به غم،کنترل ،ترس ،فقر مرتبط میکند اما من می دانم که این ها فقط خاطره و باور هستند که باید پاک شوند و خداوند من را هدایت میکند .

    و از آنجا که طبق قانون من زمانی هدایت می شوم که احساس خوبی داشته باشم ،این فایل را بعد از کم کردن آرام آرام فاصله فرکانسی ام با این مطالب و بالا بردن احساس لیاقتم از اینکه من می توانم هدایت های بیشتری را دریافت کنم ، میبینم و به سراغ فایل هایی می روم که با مدار من همخوانی دارد و به یاری خداوند در زمان و مکان مناسب به دیدن دوباره این فایل هدایت می شوم.

    عاشقتونم و دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3122 روز

    بنام فرمانروای کل جهان

    قسمت نهم

    دعای کمیل

    ای پروردگار …

    تو ناتوانایی مرا دربرابر اندکی ازبلاهای دنیا

    وکیفر های آن و ناگواری هایی که ( معمولا) بر ساکنانش رود میدانی

    هرچند درنگ دراین بلاها وناگواری ها اندک ؛ ماندنش ناچیز وزمانش کوته است

    پس چگونه بلای آخرت

    و ناگواری های سخت آن راتاب آرم

    درصورتی که بلای آخرت دیر پا وپایداراست

    و دوزخیان را درآن تخفیفی نباشد ؟

    توکه میدانی دراین زندگی زمینی که خیلی بلاهایش اندک وکوچک است کم می آورم ودوام نمی آورم . ناتوانایی ام راداری می بینی

    چطور فکر میکنی که بتونم عذاب پایدار ابدی را دوام بیاورم .

    دراین جا علی (ع) توضیح می دهدکه :

    درآن دنیا تخفیفی نیست

    اینطور نیست که هرچقدر خواستی گناه کن بالاخره اون دنیا بی نهایت وابدی هست . چندسالی هم عذاب ببینی بقیه اش رابه بهشت میروی نه خیر هم این خبرانیست .

    البته خیلی ازگناهان ما پذیرفت هاست .

    اگر یکسری گناهان بزرگ راانجام ندهی خداوند از گناهان کوچک شما می گذرد. خداوند میداند که انسان اشتباه می کند . خداوند سخت گیر نیست بربندگانش . باهربار توبه ای که انسان می کند گناهانش پاک می شود.

    یکسری گناهان هست . یکسری خطاها واشتباها هست که خداوند باکلمه ی عذاب در قرآن توضیح داده است ( عذاب شدید)آنها عذاب دارد وراهی هم برای فرارش نیست .

    خداوند خیلی خیلی عظیم وبخشنده ومهربان است .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    گفته:
    مدت عضویت: 0 روز

    دوست عزیز آیاتی که شما اشاره کردید به هیچ عنوان برداشتی که شما داشته اید را تایید نمی کنند. ما نمی خواهیم با تعصب صحبت کنیم. به نظر ما برای درک بهتر باید بدون تعصبات به کلام الله دل سپرد تا حقیقت درک شود.

    ما انسان‌ها مطابق معلومات ناقص و فکر کوتاه خود تصور میکنیم که در قیامت تمام میلیاردها انسانی که در جهان زندگانی کرده و میکنند و خواهند کرد همه همدیگر را میشناسند و بعضی ‌ها شفیع دیگران میشوند. در صورتیکه خداوند در آیه 19:95 سوره مریم میفرماید:

    ” همه آنها (همه کسانی که در آسمانها و زمین هستند) روز قیامت به تنهائی پیش خدا میآیند.”

    و در آیه 23:101 سوره مومنون میفرماید:

    “وقتی در صور دمیده شود (در روز قیامت) هیچگونه خویشاوندی میان آنها وجود ندارد و از حال همدیگر سؤال نمیکنند.”

    و در آیه 31:33 سوره لقمان میفرماید:

    “ای مردم، خودتان را از نافرمانی و عذاب خداوندتان حفظ کنید و از روزی بترسید که پدری جزای فرزندش را نمیدهد و فرزندی ذره‌ای بجای پدرش جزا نمیدهد. وعده خدا حق است. بنابراین زندگی دنیا (روابطی که در دنیا وجود دارد) و شیطان فریبکار شما را فریب ندهند.”

    ولی مشرکین بت‌های خود را شفیع خود پیش خدا میدانستند،

    آیه 10:18 سوره یونس، درباره آنان میفرماید:

    “غیر از خدا چیزی را بندگی میکنند که ضرری به آنها نمیزند و نفعی به آنها نمیرساند و میگویند اینها شفیعان ما پیش خدا هستند …”

    خداوند در آیه 21:47 سوره انبیاء میفرماید:

    “ما روز قیامت ترازوهای عدالت را میگذاریم و به کسی ذره‌ای ظلم نمیشود و اگر عملی به اندازه دانه خردلی باشد آن را به حساب می آوریم. ما برای رسیدگی به حساب‌ها کافی هستیم”

    بما در آیه 18:49 سوره کهف میفرماید:

    ” نامه اعمال گذاشته می شود و گناهکاران را می بینی که از آنچه در آن است هراسان میباشند و میگویند: وای بر ما این چه جور پرونده‌ای است؟! هیچ عمل کوچک و بزرگی نیست مگر به حساب آمده و فروگذار نشده و هر کاری که کرده‌اند حاضر می ‌یابند و خداوند تو به کسی ظلم نمیکند.”

    خداوند در آیه 2:281 و 2:286 سوره بقره میفرماید:

    “از روزی بترسید که در آن روز پیش خدا برگردانده میشوید و هر کسی جزای کارهائی که کرده می ‌بیند و به کسی ظلم نمیشود.”

    و “هرکس هر کار نیکی بکند. بنفع خودش است (نه دیگری) و هر کار بدی بکند به عهده خودش است.”

    و در آیه 2:134 و 2:141 بقره پس از اینکه درباره ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندانش صحبت شده میفرماید:

    “آنها عده‌ای بودند که از دنیا رفتند. هر کاری کردند مال خودشان است و کارهائی که شما میکنید مال شما است و درباره کارهائی که میکردند از شما بازخواست نمیشود.”

    آیه 3:25 و 3:161 سوره آل‌عمران و 4:111 و 4:123 سوره نساء و 6:70 سوره انعام و 6:164 سوره انعام و 7:39 و 7:147 و 7:180 سوره اعراف و 9:82 و 9:95 سوره توبه و 10:52 سوره یونس و 14:51 سوره ابراهیم و 20:15 سوره طه و 21:47 سوره انبیاء و 27:90 سوره نمل و 31:16 و 31:33 سوره لقمان و 32:17 سوره سبا و 36:54 سوره یس و 37:39 سوره صافات و 39:24 سوره زمر و 40:17 سوره مؤمن (غافر) و 42:22 سوره شوری و 45:14 سوره جاثیه و 45:22 سوره جاثیه و 45:28 سوره جاثیه و

    46:14 سوره احقاف و53:38 سوره نجم و 53:39 سوره نجم و 53:40 سوره نجم و 53:41 سوره نجم و 56:24 سوره الواقعه و

    66:7 سوره تحریم راهم ببینید.

    درباره لفظ شفاعت خداوند در آیه 10:18 سوره یونس و 39:3 سوره زمر میفرماید: مشرکان میگفتند:

    “این‌ها (این بت‌های ما) شفیعان ما پیش خدا هستند.” و “ما اینها را فقط برای این عبادت میکنیم که ما را به خدا نزدیک کنند.”

    امروزی‌ها هم همین را دلیل اعتقاد غلط خود بیان میکنند. .

    قرآن در آیه 2:48 و 2:123 و 2:254 سوره بقره‌ میفرماید: روز قیامت شفاعتی وجود ندارد.

    آیه 6:94 سوره انعام و و 26:101 سوره شعراء و 26:100 سوره شعراء و 30:13 سوره روم و 23 یس 40:18 سوره مومن(غافر) و 74:48 سوره مدثر را هم ببینید.

    آیه 6:51 و 6:70 میفرماید:

    ” شفیعی غیر از خدا وجود ندارد.”

    آیه 32:4 سوره سجده و 39:44 سوره زمر را ببینید.

    در مورد شفاعت با اجازه خدا برای کسی که بپسندد:

    آیه 34:23 (سوره سبا)

    “… شفاعت پیش خدا فایده‌ای ندارد مگر برای کسی که خودش درباره او اجازه دهد.”

    و آیه 19:87 (سوره مریم)

    ” اختیار شفاعت را ندارند مگر کسی که از خداوند رحمان عهدی گرفته باشد.”

    و آیه 20:109 (سوره طه)

    “در آن روز شفاعت سود ندارد مگر از کسی که خدا به او اجازه دهد و به حرف زدنش راضی باشد.”

    و آیه 53:26 (سوره نجم)

    “فرشتگان زیادی در آسمان‌ها هستند که شفاعتشان ذره‌ای فایده ندارد مگر پس از رضایت و اجازه خداوند.”

    و آیه آیت الکرسی 2:255 (سوره بقره)

    ” … آنچه در آسمانها و زمین است مال اوست. چه کسی بدون اجازه او میتواند پیش او شفاعت کند؟ …”

    و آیه 10:3 (سوره یونس)

    “خداوند شما خدائی است که آسمانها و زمین را در شش مرحله آفرید و بعد بر عرش قرار گرفت. امور را تدبیر میکند، شفیعی وجود ندارد مگر بعد از اجازه او. پس خدائی را که او فقط صاحب اختیار شماست بندگی کنید (بنده و مطیع محض و بدون چون و چرای هیچکس جز او نباشید). آیا متوجه نمیشوید؟”

    و آیه 21:28 (سوره انبیاء)

    “خدا آنچه روبروی آنها و آنچه پشت سرشان است را میداند و فقط برای کسانی که خدا بپسندد شفاعت میکنند و از خدا هراسانند.”

    آیه 19:87 سوره مریم درباره کسی که از خدا عهدی گرفته صحبت میکند.

    درباره بعضی از فرشتگان در آیه 53:26 سوره نجم میفرماید:

    “فرشتگان زیادی در آسمان‌ ها هستند که شفاعتشان ذره‌ای فایده ندارد مگر پس از رضایت و اجازه خدا.”

    درباره آنها در آیه 40:7 تا 40:9 سوره مومن(غافر) میفرماید:

    “حاملان عرش و آنهائی که اطراف عرش هستند با ستایش خداوندشان را بزرگ میشمارند و بخدا ایمان دارند و برای افراد باایمان طلب آمرزش میکنند و میگویند خداوندا، دامنه رحمت و علم تو همه چیز را فرا گرفته، پس کسانی را که توبه کردند و از راه تو پیروی کردند بیامرز و آنها را از عذاب آتش جهنم حفظ فرما. خداوندا، آنها را به بهشت‌های جاویدی که به آنها و پدران و همسران و فرزندان درستکارشان (صالحشان) وعده دادی وارد کن. چون تو توانا و حکیم هستی. و آنها را از بدی‌ها حفظ کن. کسی را که در آن روز از بدی‌ها حفظ کنی به او لطف کرده‌ای و این موفقیت بزرگی است.”

    و در مورد (کسی که از خداوند رحمان عهدی گرفته.) آیه بعد آن یعنی آیه 19:88 سوره مریم میفرماید:

    “گفتند خداوند رحمان فرزندی گرفته” چون مسیحیان میگفتند (عیسی مسیح پسر خدا است)

    آیه 9:30 میفرماید “یهودیان میگفتند عزیر (عزرا) پسر خداست.”

    و مشرکان فرشتگان را دختر خدا می ‌پنداشتند. آیه 17:40 سوره ِاسراء را ببینید.

    علی (‌ع) امام اول شیعیان و صحابی بزرگ پیغمبر (ص) که در خانه او بزرگ شده در آخر خطبه 195 نهج‌البلاغه صبحی صالح و 186 ترجمه فیض اسلام میفرماید:

    “وقتی در صور دمیده شود. شفیعی که شفاعت کند وجود ندارد”

    و در نامه 31 به فرزندش امام‌ حسن (ع) مینویسد:

    (بدان کسی که خزائن آسمان‌ها و زمین در دست او است … تو را به کسی که برای تو پیش او شفاعت کند پناه نداده است و تو را از توبه کردن منع نکرده…)

    قرآن در آیه 35:18 میفرماید:

    ”هیچکس بار گناه دیگری را بر نمیدارد و اگر کسی که بار گناهش سنگین است دیگران را برای برداشتن آن بکمک بخواند، هیچکس هر چند قوم و خویش او باشد ذره ای از بارش را برنمیدارد.”

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    هێژا مەهتابی گفته:
    مدت عضویت: 3516 روز

    به نام خدای مهربان نمیدونم چطور سپاس گذار خدا باشم زبانم ناتوانه بخدا چند روزه هر روز دارم این فایل رو گوش میدم وقتی میبینم علی چقدر در مقابل خدا خودشو ناتوانمیبینه گریه ام میگیره وقتی خدای واقعی رو شناختم گریه ایم میگیره وقتی از خدا میخوام وقتی به پای خدا می افتم وقتی در مقابلش سجده می کنم منو به خواسته هام میرسونه گریه ام میگیره وقتی فهمیدم که همه چی ازعان خداست فقط کافیه بخوای و بهت میده با عشق گریه ام میگیره وقتی که مدت ها خدا رو هیچ حساب می کردم به خاطر غروری که داشتم حالا پشیمان و ازش درخواست میکنم که پناه بده منو و او با عشق و خوشحالی این کار رو می کنه گریه ام می گیره منی که فکر میکردم چون این ثروت ها و تخصص ها در اختیار انسان ها هست و من اگه میخوام بهش برسم باید برم از اونا بگیرم اما حالا با چندین و چند بار گوشش دادن به این فایل فهمیدم مالک همه این ها خداست فقط کافی هست از او بخوام با عشق تقدیمم میکنه گریه ام میگیره قبلا از ترس تنهایی به انسان ها میچسبیدم اما با شنیدن این فایل فهمیدم هیچ وقت تنها نیستم خدا مالک همه چی هست فقط از او بخوا گریه ام میگیره دلم میخواد زار زار گریه کنم بابت این دعا دلم میخوام داد بزنم که مالک همه چی خداست خیلی تا شده بابت این فایل ها گریه کنم خیلی زیاد وقتی که به مشکلی میخورم از خدا بخوام به پای خدا بیافتم نه به پای بنده خدا چقدر خد راحت برام حل می کنه همه چی توحید هست خدایا یک لحظه هم از ما چشم بر ندار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    علی اکبر شفیعی گفته:
    مدت عضویت: 2052 روز

    به نام یگانه ربی که علی او را شناخت و به ما معرفی کرد

    استاد عزیز و دوستان گرامی سلام

    یکی از دعاهایی که قبلا خیلی ازش لذت میبردم دعای کمیل بود و همیشه معنی اون را میخوندم و فکر میکنم به خاطر همون درک محدود اون روزام بود که امروز اینجام

    اما چقدر قشنگ تفسیر کردی استاد چون درک الانم ربطی به قبل نداره

    چون درک کردم من میتونم بدون واسطه کردن دیگری و مستقیم از خدای خودم درخواست کنم

    چون درک کردم افراد بزرگی مثل علی (ع) اومدن فقط مسیر را به ما بگن قرار نیست ما را برسونن اما راه درست و سرراست را نشونمون میدن و این ما هستیم که باید این مسیر را بریم

    درک کردم که به جای این که به شخصیت افراد مهم و تاثیر گذار کاری داشته باشم به باورها، نگرش ها

    و رفتار های اون توجه کنم

    استاد شما اون شیپور صور را در درون من دمیدیت برا همین در درون من قیامتی به پا شده فقط از خدا میخوام این حال دائمی باشه

    و اما نکته ها و باورهای عالی این فایل

    شروع میکنه با مهربانی خدا

    نیرومندی خدا

    جبروت و بزرگی خدا

    و فرمانروایی اون بر همه چیز

    به بزرگی نام هاش

    به دانایی اون

    و به روشنایی اون که درون همه موجودات هست

    علی با اون عظمتش انسان بودنش را پذیرفت که چقدر عاجز و فقیره به درگاه خداست ، که ممکنه از اون هم خطایی سر بزنه . برای همین درخواست هدایت میکنه از خدا ولی یه تفاوت بزرگ داره درخواست علی و اونم اینه که یه ایمان و باور قلبی قوی پشتش داره که خدا درخواستش را اجابت میکنه

    حالا درخواست میکنه یه سری گناهام را ببخش که اگه اینا را نبخشی منم نابود میشم

    گناهانی که باعث عدم پاک دامنی من میشه

    گناهانی که عذاب و کیفر میاره

    گناهانی که نعمت ها را دگرگون میکنه

    گناهانی که نمیزاره دعای من اجابت بشه

    گناهانی که باعث نزول بلا میشه

    و گناهانی که امید را از من میگیره ( که خود ناامیدی بزرگترین گناه )

    هر کس در مدار درست باشه قطعا کارهای درست انجام میده

    و هرکس در مدار خطا باشه قطعا کار های اشتباه را انجام میده

    حالا میگه من با یاد تو و ذکر تو میخوام به تو نزدیک بشم و فقط هم از تو شفاعت میخوام

    (تو همین شفاعت کلی ما شرک داریم ولی نمی خواهیم قبول کنیم چون به قول قرآن فقط مثل گذشتگان رفتار میکنیم و هیچ تعقلی نمیکنیم چون شیطان دوست داره ما آدما همیشه بت درست کنیم براخودمون )

    کاش بفهمیم و درک کنیم که اگه امام ها و آدم‌های بزرگ به مقام و مرتبه ای رسیدن به خاطر نگاه توحیدی اونا بوده نه واسطه قرار دادن دیگری

    خدایا کمک کن مغرور نشیم به خودمون نه در مقابل بندگانت و نه در مقابل خدا

    تا خواستیم مغرور بشیم به یادمون بیار بزرگی و عظمت خودت را و ناتوانی ما را

    به یادمون بیار از قطره ای منی خلقمون کردی

    به یادمون بیار اگه خودمون را تمیز نکنیم و دستشویی نریم چه بلایی سرمون میاد …

    خدایا ما فقیر و تهی دستیم در برابر تو

    به قول موسی به هر خیری از طرف تو فقیریم

    آخه ما چی داریم از خودمون

    اگه تو به ما رحم نکنی

    اگه تو به ما روزی ندی

    اگه تو گناهامون را نبخشی پیش کی بریم؟

    خدایا من به جز تو کسی را ندارما خودت میدونی قلبا دارم میگما

    میدونم به خودم ظلم کردم

    اما تو خیلی کریمی ،

    فضل تو بی انتهاست

    آبروی منا که نمیبری هیچ کلی هم اعتبار و آبرو بهم میدی کاری میکنی بقیه ازم تعریف کنن

    اما تو از درون من آگاهی

    اگه منا به خودم رها کنی نابود میشم پس هدایتم کن و دستما بگیر که تو این آشفته بازار دنیا گمت نکنم

    من به اشتباه و خطای خودم پیش تو اعتراف میکنم و میدونم که میدونی اما میگم که بدونی که میدونم که نادانم

    اما تو میدونی من تحمل درد ها و عذاب های دنیا را ندارم که موقته و تموم میشه حالا چه برسه به اون عذابی که همیشگی و دائمه

    تو ضعیفی بدنم را میدونی و کم طاقتی منا میدونی پس به من رحم کن

    خدایا تو کَتم نمیره، نمیتونم باور کنم که من بندگی تو را بکنم (حالا بندگی کردنم تو سرم بخوره) اما به قدرتت و ربوبیتت ایمان داشته باشم اما تو منا عذاب کنی، منا تو جمع دوستات راه ندی، منا طردم کنی ، روتا از من برگردونی ، رهام کنی ،به من توجه نکنی ، بی خیالم بشی 😭😭

    نه به بزرگی خودت قسم من تو را جور دیگه ای شناختم

    قبول دارم بنده خوبی نبودم

    اما در حد خودم خواستم بندگیت را بکنم

    تَهِشا بگم اوستا کریم هر چی بقیه میخوان بگن بزار بگن من تو را جور دیگه ای شناختم و باور دارم هر کس تو را هر طور شناخت همون طور رقم میزنی براش

    فقط کمکم کن هر روز بهتر بشناسمت

    امیدوارم همگی بتونیم خدا را بهتر بشناسیم و اون طور که شایسته بندگی کردنشه، بندگیش را بکنیم

    دوست دارم

    دوستون دارم

    با حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    ناهید رحیمی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1482 روز

    سلام به استادعزیز ونازنینم.

    باورهای توحیدی علی (ع)دردهای کمیل.

    این فایل نه تنها زیباست بلکه خیلی هم ارزشمنده.چون نگاه انسان روخیلی به باورهای توحیدی بازمیکنه.

    تاحالاچندین بارگوش کردم وهربارازگوش کردنش لذت بردم وهربارپیام جدیدی ازش دریافت کردم.

    فک کنم تاحالادوبارهم کامنت گذاشتم .

    اینبارم شروع به نوشتن کردم تاببینم چی به ذهنم میاد بگم .

    درمورداین قسمتی که استادگفتن فریاد زدنه، اینکه من شیعه ام مهم نیست بلکه عمل مهمه.

    خاستم بگم تودنیای امروزماازاین قبیل آدمازیادشدن .که سینه جلومیندازن که مذهبی هستن وشیعه هستن وبرتری به تمام ادیان دارن وفقط وفقط خودشونوقبول دارن.

    وروزبه روزتعصبشون به این داستان بیشترمیشه ،طوری که به هیچ وجه تونمیتونی بااوناهم کلام بشی.

    هرجا هم که توکاری بهشون نداری ولی اوناباتوکاردارن.

    بقدری بااین مذهبشون اجین شدن که انگارخدافقط این عده ی کم روخلق کرده که منجی عالم بشن وبخان همه روهدایت کنن.

    راسش من ازاولم هیچ کاری به هیچ کس نداشتم ازوقتی هم که باقوانین استادآشناشدم سعی کردم کاری به کارکسی نداشته باشم وهم صحبت وهم کلام بااینجورآدماوحتی باآدمای معمولی نشم.

    فهمیدم هرکسی دنیای خودشومیسازه وهرکسی آزاده که به هر شکل وهرنحوی که خودش معتقده ،خداروبپرسته.

    واینکه درنهایت هرکسی نتایج وپاسخ فرکانسهای خودشو میبینه.

    امایه چیزی جدیدن خیلی اذیتم می‌کنه ولی بازخداروشکرازوجوداستادتونستم کنترلش کنم وحرکت اشتباهی نزنم البته فعلن تونستم مهارش کنم .انشالله که بازم بتونم .

    ما7تاخواهربرادریم .واعتقادات همه ی ما تقریبابه یک شکله .حالادرست یاغلط ،شبیه هم هستیم .که خب بازمن ازهمه به نظرم تفاوت ترم چون کسی مثل استادرودارم که ازطریق استادباخدای خودم بیشترآشناشدم.

    ولی یه خواهری دارم که تهران زندگی می‌کنه درحالیکه بقیه ی خواهربرادرهای من همگی قم هستیم .

    این خواهرم مذهبی بودولی چندسال اخیر مذهبی بودنش خیلی شدیدترشده ،طوری که اعتقادداره دین از سیاست جدانیست .ونمیدونم باچ قشرآدمهایی می‌گرده که تعصبش بی اندازه زیادشده .

    هروقت میادقم وجودش بقدری انرژی منفیه که حال هممون خراب میشه.

    بی نهایت سختگیره واجازه ی هیچ کاری به کسی نمیده مگراینکه طبق شرایط وضوابط دین اون باشه.

    من بااین چیزاش مشکلی ندارم چون هیچ ربطی به من نداره .ویادگرفتم در مقابلش سکوت کنم .اماهرباری که میادومیره ،اخلاق پدرومادرم وتوقعاتشون نسبت به مابخصوص منی که ازهمه بزرگترهستم زیادمیشه ومن متوجه میشم خیلی غیبت منومیکنن وازدست من ناراحتن ،چون ب نظراوناحجاب من مشکل داره چون چادرسرم نمیکنم .

    متاسفانه پدرومادرمن ازاون دسته افرادی هستن که کل دین رودرنمازخوندن وحجاب می‌دونن وبس .

    هرکسی این دو موردروداشت ازبهترین بنده های خداس واگرنداشته باشه،ازدین خارجه.

    حالاپدرومادرمن تواین سن عذاب وجدان گرفتن که چرانتونستن منوخوب تربیت کنن که من محجبه باشم .

    پیش خودمم زیادنمیگن چون خداروشکرحواس من به قوانین هست.ونمیدونم چه جوری هستش که پیش خودم‌بازگونمیکنن ولی متاسفانه خواهر کوچیکم گزارش خونه ی بابام رامیده .

    بازم به همه ی ایناکارندارم چون من مسیرخودم رومیرم .چیزی که کمی نگرانم کرده ودچارتردیدهستم اینه که من به عنوان فرزندش حقی نسبت به پدرومادرم دارم؟اینکه من نسبت بهشون احساسم خوب نیست وتمایل ندارم برم دیدنشون آیاکاراشتباهیه؟

    من این حق روبه خودم میدم که اگه کسی به من بی احترامی کنه حتی اگه پدرومادرم باشن ،من ازشون فاصله بگیرم و هروقت که احساسم بهشون خوب شدبرم خونشون .من که تمایلی ندارم باهاشون بحثی کنم چون بی فایدس .ولی اعتراض خودم روکه میتونم ازاین طریق نشون بدم.

    تواین سالهاهرباری که همچین اتفاقاتی افتاده با،رفتارم اعتراض خودم رونشون دادم.

    راسش چون خودمومیشناسم ومیترسم نتونم خودموکنترل کنم وصدام بالابره ،ترجیح میدم سکوت کنم واگرنه خیلی ضایعس که پدرومادرمن مثل بچه هابشینن ودرموردمنی که توجمعشون نیستم صحبت کنن ورفتارهای منوتجزیه تحلیل کنن .

    فقط اگر بدونم من بااین رفتارم که فاصله گرفتن ازشونه ،مرتکب گناه یااشتباهی نمیشم خیالم راحت میشه.

    به خواهرمم میخام بگم دیگه نیادبه من حرفی بزنه.

    من توخونم هیچ توجهی به کارای اوناندارم واجازه نمیدم حالم خراب شه ولی وقتی خواهرم میادگزارش خونه ی بابامومیده ،تواون‌لحظه یه کم به هم میریزم .

    جالبه مدام حجاب ونمازخوندن اون خواهرمو،توسرمن میکوبن.

    ماخانواده ی خوبی بودیم اماوجوداین خواهرمذهبیم داره ماروازهم میپاشونه.

    خواهرم میگه وظیفه من امریه معروف و نهی ازمنکرتوجامعس .واگرنه بندگیموبه خداثابت نکردم.

    جالبه نمی‌دونم چرااینجورافراد،انقدتلخ ب نظرمیرسن ومن هیچ انرژی خدایی تووجوداینادریافت نمیکنم.

    نمی‌دونم خداکجای دلشونه که انقدسنگشوبه سینه میزنن ولی توعمل فقط مردم آزاری میکنن.

    من که جزدیکتاتوری هیچی نمی‌بینم.

    نمیدونم کارمن چقدردرسته ،ولی هرچی وهرکی که هستم به هیچ کس کاری ندارم .

    می‌دونم اول راهم .تازه فهمیدم من در مقابل خداوندعاجزهستم .واقعن همیشه ازخداخواستم ومیخام که راه درست رونشونم بده.

    من چکارکنم که احساساتم وعملکردهام بااین افرادفرق داره.

    چ جوری یه سری ازکارهاروبه خودم تحمیل کنم که انجام بدم .

    خب اگه بهم لذت میداد،منم انجام میدادم ولی وقتی نمیده چکارش کنم .چندسال خودم وذهنمواسیراین موضوعات کردم و هیچ اتفاقی نیفتاد .

    چقدربه خاطراحساس گناه ،ازمسیرخارج شدم و گفتم بی خیال من درست نمیشم .وبه خاطراین دوست نداشتم آدم خوبی باشم .

    ولی حالا که رهاهستم ودلم میخادخودم به درک هرچیزی برسم بعد انجامش بدم .حالم خیلی بهتره واحساس خوبی دارم.

    منی که همه ی اتفاقات زندگیم بااین احساسم شکل میگیره چرابیام دوباره رفتارهای تقلیدی وکارهای تکراری روانجام بدم.؟!واقعن اگه به منم لذت میدادمنم انجام میدادم.

    من میگم تویی که نمازوداشتن حجاب بهت لذت میده ،کسی بت نمیگه بی حجاب شو یانمازنخون .چون توداری لذت میبری ماکه به توکاری نداریم ،پس توهم کاری به مانداشته باش.

    به قول استادحرف قشنگی میزنه که میگن ببینیدآیانتایج زندگیهاشون خوبه ؟نه من که چیزی جز احساس بدنمیبینم .

    جالبه خواهرم ،تمام اتفاقات بدزندگیشومیزاره پاحساب امتحان خدا.وبااین حرف خودشوآرو‌م می‌کنه .

    خداروشکروقتی مشکلی توزندگی ماهامیفته ،دنبال حل مسئله ازریشه میگردیم و صورت مسئله روپاک نمی‌کنیم .وروی هیچ کس جزخودمون زوم نمی‌کنیم .

    من لطف خداروتوزندگیم خیلی میبینم .اگه تاحالامشکلاتی توبعضی ازمسائل می‌دیدم ،متوجه شدم ایرادازمنه .

    من دست وپای بیخودی برای رفع بعضی ازچیزهامیزدم که ازآیندش خبری نداشتم .

    توکامنتهای فایلهای دیگه هم گفتم که امسال میخام صدخودموبرای زندگیم بزارم وتاجایی که میتونم مثل استادعزیزم عباس منش زندگی کنم .

    باورهاوافکاری مثل ایشون داشته باشم .می‌دونم که ایمانی مثل ایشون روندارم اماازخداخاستم تومسیرهدایتم کنه .منم که دارم وظیفموانجام میدم.

    میخام دنبال اهدافی درست و خوب برم.

    تاحالاشم اهدافم اوکی بود،ولی من تلاش صدخودمونزاشته بودم وهنوزتویه جاهایی سیرمیکردم‌که خیلی مسخره بودانگارمیخاستم سر خداوقوانین کلاه بزارم .نگوقوانین جهان خیلی زرنگ تر،ازمنه.

    وتامسیردرست رانرم ،به هیچ جاوهیچ چیزی نمیرسم.

    طبق باورای ایرانی هاامشب شب اول قدربود.

    من به اینکه واقعن امشب چ شبی هستش،اعتقادی ندارم.ولی اینومیدونم که امشب خیلی هاتوفازمثبت هستن وسیم ارتباطشون باخداوصله واین حس خوبی بهم میده.ب همین جهت شرکت کردم.

    اتفاقامادرمو،یه هفته ، بودندیده بودم .خیلی محترمانه به خاطرش بلندشدم ،دست دادم وحالشوپرسیدم.

    موقعه اومدن چندتابوسشم کردم .گفت باهام قهرکردی؟گفتم نه عزیزم.

    توضیح دیگه ای هم ندادم.

    ازاینکارخودم‌ خوشم اومد،باوجوداینکه این هفته کلی غیبت منوکرده بودن ولی برای من مهم نبودواحساسم بهش بدنبود.

    خوبه که آدم یادبگیره درست ازخودش وافکارش مراقبت کنه.

    بدون کینه ورنجش ازکسی.

    می‌دونم هرچی درمسیرخداباشم ،لطف خداوندبیشترشامل حال منه.

    توتعطیلات عیدچندتاپیام ازاقوام گرفتم که شایداون لحظه ناراحت کننده بودولی وقتی درموردش فکرکردم ،متوجه شدم من هنوز ایرادهاواشتباهات آشکارو واضحی دارم که حواس خودم‌بهشون نبود.به همین جهت تصمیم گرفتم امسال بهتر عمل کنم .

    من اینوخیلی قبول دارم که خداوندفقط خیربرای ماانسانهامیخادواگرشری هست ازجانب خودمونه.

    این ماهستیم که بهشت وجهنم روهمین دنیابرای خودمون می‌سازیم .

    امشب به خاطرخیلی از داشته هام بخصوص توروابط با همسرم که اصلن قدرشونونمیدونستم،سپاسگزاری کردم.

    تصمیم گرفتم ازاین به بعدب خاطرآسایش وراحتی که ازطرف همسرم دارم ازش تشکرکنم .

    خیلی وقتافکرمیکردم وظیفشه.اماحالافهمیدم که لطفشوبه من نشون داده.

    خوب میبینم که هرچقدر من درست اززندگی میکنم ،همسرم بیشترانگیزه وانرژی میگیره که تومسیرباهم باشیم .چون ایشون هم استادروقبول دارن منتهی توفایل گوش کردن تنبل هستن.

    ولی خوب بلده ادای منودربیاره وزمانی اینکارومیکنه که ازمن احساس رضایت داره.

    توقع خاصی ازمن نداره فقط میخادمن دوسش داشته باشم دیگه هیچی ازمن نمیخاد.اینکارش ایرادداره ولی انقدرغرقه توش که هیچ توضیحی رومتوجه نمیشه .منم بدون کنترلش ، رهاش کردم ونمیخام اصراری به تغییرش داشته باشم.

    البته منم بی دلیل تاقچه بالابراش میزاشتم .امادارم روی خودم کارمیکنم تاتغییربنیادین کنم .اصلن بشم یه ناهید دیگه .نه اینکه همسرم ازم راضی بشه .

    به خاطرخودم که ازروابطم لذت ببرم.

    افکاروباورهایی که استادتومبحث روابط توضیح دادن روخوب یادگرفتم .گفتم که یه کم بی جهت ازروی مرض با همسرم خوش رفتاری نمیکردم.

    جهان باید،ادبم میکردکه دستش دردنکنه اینکاروکرد.

    منم زودمتوجه شدم وبرگشتم توجاده اصلی .

    فعلن که خوب شروع کردم .امیدزیادی دارم.

    میخام جای ترسهاونگرانی هام خداروجایگزین کنم .برای بدست اووردن باورهای توحیدی به ایمان زیادخدااحتیاج دارم.

    می‌دونم تاچشم به هم بزنم سال تموم شده ،حداقل نتیجه ی این ایمانم میخام ببینم چی میشه.؟

    هرچی روخودم‌حساب وا،کرده بودم ،تموم شد.میخام روخداحساب واکنم اونم همه جوره .

    هم توروابط هم توثروت هم توسلامتی هم توهمه چی .خودم ازنقطه ضعفهام خوب آگاهم پس روی اونهابایدبیشترتمرکزکنم.

    به قول استاد اگه باورم نمیکنی که همه چیزرومیشه راحت بدست اوورد،امتحان کنیداگه نشددوباره برگردیدتومسیرخودتون .

    منم میخام امتحان کنم .خیلی کارا،روپیش کسی بگی مسخرت میکنن امامیخام محک بزنم ،چون ایمان دارم مسیری که استادرفتن ،مسیررسیدن به تمام خواسته هاس.

    استادجونم امشب خیلی یادتون کردم.

    دعای جوشن کبیرازدعاهای دلنشینیه که من خیلی دوسش دارم .

    هروصفی ازخداکه میشدتودلم میگفتم عباس منش میگه ها.من زیادجدی نمی‌گیرم..

    خیلی لذت بردم .من این شباروطبق اصول خودم برگزارمیکنم .

    وبه ندای قلبم گوش میدم وکاری به اینکه کی چکارمیکنه کی چکارنمیکنه ،ندارم.واقعن ارتباط باخدا،یه موضوع کاملن شخصیه .

    به خدا هم گفتم میخام چ کارابکنم ،ازش خاستم حواسش به من باشه.میدونم که هست .اگه من شیطونی نکنم.

    خداروشکرمیکنم که احساس خوبی دارم .

    امیدم به همه چی خیلی زیاد شده .نشونه های خوبی میبینم .همه چی خوبه همه چی عالیه وقتی من عالی باشم.

    حیفه که قدرلحظات روندونیم .

    میخام عاقلانه تر به موضوعات توجه داشته باشم .

    ممنون وسپاسگزاراستادهستم که کل مسیرروازایشون یادگرفتم وادامه خواهم داد.

    من به تنهایی ،هیچ کاری نمیتونم انجام بدم .

    اراده وحرکت ازمن .

    نشون دادن مسیرازاستاد.

    هدایت هم ازخدا.

    عاشقتم استادجونم به امیداینکه ازدعاهای دیگه برامون فایل درست کنید که وقتی اززبون شمامیشنویم خدایی یه مزه ی دیگه میده .من که به درک و فهم بهتری میرسم وواقعن لذت میبرم.

    قربونت بشم که انقدباکمالاتی عباس منش عزیزودوست داشتنی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1653 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم!

    بنام خداوند بخشنده بخشایشگر…

    خداوندی که هر لحظه در حال هدایت و حمایت من می باشد…

    امروز لحظه ایی هست،’.. که روزها از خواندن تک به تک نوشته های دوستانم..فارغ شده ام…

    و لطف خداوند شامل حالم شد که با شروع این سفرنامه چه برکتهایی از خداوند دریافت کنم و چقدر در بیزنسم موفق بشم!…و چه درهایی از باورهای شرک امیز را در درونم پیدا کنم..

    حقیقتا دقیقا چند ماه پیش.نسبت به این فایل خیلی باورهای اشتباه داشتم…ولی امروز به این درک رسیدم…همه ما انسانها راز خوشبختیمون اینه،’که در مسیر درست قرار بگیریم!و از قوانین خداوند به نحوه درستش استفاده کنیم..

    خارج از نگاه جامعه!

    خارج از تفکر جامعه!

    خارج از باورهای اکثریت مردم..

    حقیقتا منم نسبت به دینم خیلی باور نادرست داشتم…و با این تفکر که واقعا برای من تکاملی بود..لطف خداوند شامل حالم شد…که دیدگاه علی (ع)رو با دقت بیشتری گوش بسپارم..بدونم علی خالص از عشق الهی بوده…

    و اون هیچ قدرتی از خودش نداشته..حتی نسبت به پیامبرم همین دیدگاه رو داشته…که ما فقط خودمون مسئول زندگی خودمون هستیم..

    هر کسی میخاد هدایت بشه خودش میخاد هدایت بشه ..و اون شخص تو مسیر درست قرار میگیره…و درهای لطف رحمت ،’پروردگار وارد زندگیش می شود! …

    چقدر یه انسان با دیدگاه توحیدی میتونه،’ خوشبخت بشه!خوشبختی که فقط با ایمان و توکل انجام میشه….

    امروز صبح،’ با هدایت الله و خوندن ایات زیبای قرآن..نور الهی روی تک به تک ایات مهم و اصل برام روشن میشد…و خداوند با نورش مهر تایید را بر دلم می نشاند و باهام صحبت میکرد…

    کل هدایت من.آیات قرآن با نور الهی هست!…خودش از این طریق باهام صحبت میکنه..اینروزا مخصوصا این نور الهی بیشتر بهم استقامت میده این مسیر رو ادامه بدم!خدایا هزاران هاااااااا بارهاااااااا شکرت….سپاسگزارم..

    …………….. ایات الهی ،’صحبت خداوند با منه،. بنده محتاج خودش!…

    وَ لَسَوْفَ یُعْطیکَ رَبُّکَ فَتَرْضى [5]

    و به‌زودى پروردگارت آن‌قدر به تو عطا خواهد کرد که راضى شوى….خوشنود شوی.(خداوند میگه راضیت میکنم.)

    ٱلَّذِی یُؤۡتِی مَالَهُۥ یَتَزَکَّىٰ

    همان کسى که مالش را [در راه خدا] مى‌دهد تا پاک شود

    و آیه زیبای شرح!

    آیا سینه ات را گشایش ندادیم.

    و بار گرانت را فرو ننهادیم

    همان که پشتت را شکست

    و آوازه ات را بلند نکردیم.؟

    پس به راستی با هر دشواری آسانی است!

    آری بی شک با هر دشواری آسانی است

    هنگامی که ارامش یافتی باز خود را وادار!

    و مشتاقانه به سوی پروردگارت توجه کن..بهش متصل شو…

    ….

    همه چیز خداونده…هر چقدر نظر میکنم به روند زندگی ام و اتفاقات زندگیم..نمیدونم از کوچکترینش تا بزرگترینشو کردیت بدم بخودم!…

    از لحظه که شروع به تعقییر بیشتر میگیرم..درها یکی پس از دیگری برویم باز میشه…

    و زندگی من در تمامی جنبه ها لذت بخشه…من ارامش دارم…واقعا هیچ دوستی مثل خداوند نمیشه!…

    خداوندی که تمام جهان و هستی در دستشه…خداوندی که تمام نعمتها و ثروتها در دستانشه…اگه یه لحظه درهای امید برومون بسته بشه هیچ سر پناهی بجز خداوند ندارییم…

    .انسانی که در گمراهیه همجوره حالش بده!

    انسانی که غرور منیت وجودشو میگیره زیر چرخ دنده های جهان له میشه…

    چقدر علی (ع)بزرگوار بودن که فقط تو این ایات داره عجز و ناتوانی خودشو بخداوند ثابت میکنه…

    چقدر این دعا از زبان استاد شرح شد زیبا بود…الله اکبر…

    چقدر این فایل داره ما رو غربال میکنه…و به ما میفهمونه ما در برابر بزرگی خداوند هیچی نیستیم…

    چقدر افراد برام کوچیک میشن…حدودا چند روز پیش طبق هدایت الله بجایی هدایت شدم..یه صحبتی باید میکردم..همون لحظه گفتم خدایا من هیچی نمیدونم من عاجزم خودت کمکم کن.همون لحظه با اشاره از ته دل بخداوند گفتم..

    همون لحظه این شخص در برابر حرفهام تسلیم شد…و کارم هون لحظه انجام شد…

    خدای من! من چقدر گذشته ام نسبت به تو که دردرونم بودی شرک میورزیدم.چقدر ادمها و اداره جات و کارمنداش برام،’ اشخاصی بزرگ بودن.هر موقع ازشون کمک میخاستم..ناتوانی خودمو در برابرشون میدیدم..چقدر منو له کردی ..چقدر درسها رو بهم نشون دادی…

    حالا هر چقدر داره ذهنم یه سوراخ پیدا کنه..تا منو برگردونه به گذشته…دیگه حریف قلبم نمیشه ..

    آه خدایا !…من چی بگم از بزرگیت…چقدر بها های من..باعث شد..تا اطرافیانمو روی سرم شیرک کنم…مثل زنبوری که چوب میکردم تو لونشون…چقدر درد کشیدم..

    چقدر نتایج زندگیم گواه بر همین اعمال شرک امیز بود…

    منم دارم برای خودم دعای کمیلی میسازم…دعایی که خودم ساخته بودمش…

    چیزی که سالها عجز ناتوانیم را در تمامی جنبه ها چشیدم…

    فقط یچیزی منو سوق میداد به این تجربیات توحیدی…اونم ناامید شدن از بتهایی که میپرسیدمشون…

    دیگه خسته و کوفته شده بودم..از بس میخاستم همرنگ جامعه بشم..جامعه ایی که از گذشتگانم به ارث رسیده بود…

    و لطف خدا شامل حالم شد..که امروز در راه توحیدی قدم بردارم.و ناتوانیمو و محتاج بودنمو در برابرت عرضه کنم…و بگم خدایا من نیاز به ارامش دارم.من نیاز یه چیز با ارزشم..اسمشو نمیدونم.خدایا هر دری زدم که نتایجم درست بشه…دیدم نشد..از اونبر که نشد..هیچ… و منو در درونش غرق کرد…

    خدایا اهدنا الصرات المستقیم…

    و مدام اونروزهای پر از اشوب بودم.و سوره حمد میخوندم..ولی معناشو درک نمیکردم.فقط میدونستم اون خدا که تو اسمونهاست بهم کمک میکنه…

    و خداوند دستمو گرفت..آورد گذاشت تو این بهشت..از همون روزهای اول بلند بهم گفت برو سر توحید..

    همون روز اول فقط میخاستم وجود خودمو بشناسم.که چه کسی می باشم!؟

    میخاستم وجود خودمو در دنیا بشناسم!

    من چه کسی هستم و چرا باید این اتفاقات و این بلا ها و قربانیها بر سرم ریخته بشه…

    و از اون به بعد..توحید پله به پله یکی پس از دیگری برام روشن شد..

    هر چقدر به خودشناسی میرسم هر چقدر بیشتر حالیم میشه بیشتر بیشتر خدا رو میشناسم..بیشتر میدونم من ناتوانم من فقیر خداوندم من محتاج این شخصم!

    هر چقدر میگذره بیشتر میدونم عاجزم و نمیتونم خودم با ذهن دربه در گشته ام.به خاسته ام برسم..و میدونم تنها

    و میدونم تنها …

    تنها ابزار من دعا و تسلیم در برابر خداوند هست..و من از تمام وجودم.بگم خدایا تو بهم کمک کن.من هیچی نمیدونم..واقعا نمیدونم!…

    خداوندم ای بهترینم هدایتم کن که همیشه بیشتر محتاج تو باشم!..

    همیشه در برابر تو تسلیم باشم..

    و با خودم مدام مرور کنم.درهای رحمتت فقط با لطف تو باز میشه…

    مثل یوسفت.در اون شرایط گفت خدایا من بسوی تو پناه میاورم.و درها رو برویش باز نمود تا در برابر شیطان تسلیم نشه..

    چند شب پیش بخاطر یکی از کارهای نادرستم خواب شیطان رو دیدم.و تو خواب خداوند اون اعمال زشتمو که اون باورم بود بهم نشون داد بازم بهم گوشزد کرد…و من داشتم راه ناصحیحشو میرفتم!…

    چون حقیقتا سالیان سال من داشتم این باور زشت نادرست رو با خودم حمل میکردم.چند بار خداوند بهم آلارام داد..ولی این الگو،’ مدتش زیاد شد ولی ادامه داشت…

    همون دعایی که در این دعا میگه و لطف و مهربانی خداوند شامل حالم شد تا سعی کنم دست از اینکار بردارم..لطف خداونداومد،’…. سردسته بزرگ این شیطان نابود شد…و رفت پی کارش….

    و تکه هاش هنوز تو وجودم بود..و اون تکیه ها داشت منو تشویق میکرد برای انجام اون کار بزرگ…

    فقط گفتم خدایا کمکم کن که دست از اینکار بردارم..و خداوند بهم کمک کرد…

    فقط میخام بگم خدایا یه لحظه هم منو بحال خودم واگذار مکن..وقتی روی ذهنم حساب باز میکنم همجوره منو از یاد خودت دور میکنه!….خدایا کمکم کن که ثانیهام اسم بزرگیت بر زبانم جاری باشد.

    و همیشه و در همه حال ستایش،’ تو را بکنم!

    چون تنها امید من فقط تویی!…

    چون تمام وجودم ،شوق روی تو می باشد.

    چون تمام من تویی…

    خداوندم ازت سپاسگزارم که این دعای توحیدی را با درک واضحتری بهم فهموندی.تا بدانم خارج از باورهای دینی ام…بسوی تو بشتابم.و بدون هیچ کتگوری که فقط بزکها می باشد.تو را با زبان یکتاپرستی بستانم!

    خدایا من تو یکی هستیم..خدایا من بدون تو هیچی نیستم!…من قلبی پر از عشق به تو دارم..اگه این عشق پایدار نباشد ،’تپشهایش از کار می افتد…و ذهن من نمیتواند کارکردی خوبی رو خودش،’ بتنهایی بارگذاری کند…

    خدایا تنها تو را می پرستم و فقط از تو که ربمی سرورمی پروردگارمی یاری می جوییم..

    خدایا ما را در مسیر راست پایدار کن..راهی که فقط نعمت و برکت و احساس خوب می باشد..و مرا از گزند شیطان دور کن!الهی امین یا رب العالمین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      اقلیما احسانی گفته:
      مدت عضویت: 1869 روز

      دوست عزیزم سلام به شما

      و همه ی دوستان

      کامنتتون واقعا نشات گرفته از یک گفتگوی درونی با خداوند بود . از اون جنس کامنتهایی که حس کردم بعد از نوشتنش احساس سبکبالی داشتید . تحسینتون میکنم برای نگاه ارزشمندتون . و لذت بردم .

      در پناه الله یکتا شاد و سلامت و ثروتمند و سرشار از ارامش الهی باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
        مدت عضویت: 1653 روز

        سلام و درود بشما دوست عزیزم..

        این پیام من برای 26شهریور ماه هست..نزدیک الان یکماه ازش میگذره…چه همزمانی روز بعد 26هست..

        این یکماه چه درهایی خدادند تو زندگیم برام باز نمود چه هدایتهایی درک کردمو عمل کردم..

        امروز تو،جایگاهی هستم که زبانم قاصره از اینهمه سپاسگزاری…

        بخدا بخدا بخدا!…کلاممم کم میاره..اون نوشته من.برام یه مروری از کارکردم بود…

        الان دیگه من اون ادم چند ماهمم نیستم .

        چه گشایشی…..

        نمیشه بیانش کرد..

        من عاشق زندگی،’با عملکرد عالی هستم.نمیگم خیلی خوبم.چون ما تو دنیا..هیچ وقت کامل نمیشیم…

        کامل فقط خداست..ولی خیلی خوشحالم نحوه تفکرم نحوه هدایتهایی که بهم میشه…هر روز متفاوتر..

        هر چقدر که میگذره …

        باوری که من دارم…و تو نوشته هام میگم…

        که هر چقدر که میگذره بیشتر میدونم که نمیدونم.

        واقعا ما در برابر الهاماتی که میشیم..اصلا قبلا عقلمونم نمیرسیده..اون اتفاقات گذشته آینده…بهش پی میبری..برات خیلی عالی و خوب بوده..

        خیلی سپاسگزار خدادندم که هدایتم نمود بنده اش باشم..

        بنده ایی که عزت نفس بالا داشته باشه..و تو مسیر راست ادامه بده..و کم نیاره حتی وقتی شرایط یکم سخت میشه..

        که حتی اون سختی برای بزرگتر شدنش بوده…

        واقعا درک با فهمیدن زمین تا اسمان متفاوته…

        وقتی درک میکنی و میدونی برات خوبه…عمل میکنی..

        ولی فهمیدن بدون عمل…هیچ تاثیری نداره..

        خیلی سپاسگزار خدادندم که با رساندن پبام شما..منو برگردوند..که بیشتر بهش توکل کنم..و با عزت نفس بالا تو مسیری که هدایت شدم استقامت داشته باشم و ادامه بدم…

        چون این مهمه که باید ادامه بدییم و کم نیارییم. تشکر از شما!

        به امید بهترینها برای شما!بردار عزیزم.!…

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          اقلیما احسانی گفته:
          مدت عضویت: 1869 روز

          درود ها . فاطمه جان واقعا لذت بردم و تحسین کردم تغیراتی که در شما رخ داده و همچنین هدایت ها و الهاماتی که دریافت کردین رو . امیدوارم باز هم با کامنتهای انرژی بخشتون روبه رو بشم و حس خوبی که گسترش میدین رو دریافت کنم

          در پناه الله سرشار از ارامش الهی باشید

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    میلاد نادری گفته:
    مدت عضویت: 3906 روز

    از دعاها- به ویژه دعاى کمیل- چنین پیداست که: بنده باید تمام همّ و غمش را در جهت بخشیده شدن گناهان به کار بندد و براى گناهانش هر چند هم که ناچیز و کوچک باشند طلب آمرزش کند.

    لذا در این جملات مشاهده مى‏کنید که حضرت على (ع) نیز بر این مطلب اصرار مى‏کند و حتى در ضمن درخواست وفور نعمت، آمرزش گناهان و پوشش خطاها را هم در ردیف آن‏ها بر مى‏شمارد و این بهترین و بالاترین آرزوى بنده خوب خداست.

    امیدواریم خداوند تبارک و تعالى همه ما را مورد بخشش خود قرار دهد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: